آموزش ضروری مسئولیت‌ پذیری به کودکان

مسئولیت‌ پذیری ارزش و ویژگی سختی است و این را باید بپذیریم. مسئولیت‌ پذیری یعنی مواجهه مستقیم و بدون تعارف با زندگی، یعنی مواجهه با شکست و پیروزی توامان و یعنی پذیرفتن این‌که زندگی همواره بر وفق مراد نیست. به همین علت است که بسیاری از بزرگسالان آرزوی بازگشت به روزهای کودکی را می‌‌کنند. 
روزهایی که با حداقل مسئولیت و مواجهه با تبعات تصمیم و انتخاب می‌‌گذشت. اما دسته‌ای از افراد هم هستند که شجاعانه پیش می‌‌روند و نه فقط از روی وسواس یا میل شخصی بلکه با نیروی محرکه مسئولیت‌پذیری و درک عمیق خود از این مفهوم ارزشمند جلو می‌‌روند، دنیا را آنطور که هست می‌بینند و محدودیت‌ها و شرایط را درک می‌کنند.
برای مسئول بودن نیاز به شجاعت، استقلال، عزت نفس و اعتماد به نفس است و تمام اینها با هم فردی مسئول نسبت به دنیای اطراف و خود را می‌سازد.
زندگی بدون مسئولیت هم زندگی ساده‌ای نیست. مسئولیت نداشتن یعنی از کنار تمام ارزش‌ها آرام و بی‌صدا گذشتن و در حاشیه‌ماندن، در حاشیه‌بودن شاید مزایایی داشته باشد اما باید این را در نظر گرفت که شما همیشه در حاشیه هستید و از بسیاری از وقایعی که در مرکز در جریان است دور مانده‌اید. در حاشیه بودن زندگی یکنواخت و آرامی را ممکن است برای شما به ارمغان بیاورد اما همیشه جای یک چیزی خالی است.

پرورش ارزش مسئولیت‌ پذیری در کودکان
به کودکان باید مسئولیت‌های متناسب با سن‌شان بدهید. بچه‌های دوساله می‌‌توانند کمک خوبی برای تمیزکاری در منزل باشند، اسباب‌بازی‌هایشان را در جای خود بگذارند یا کتاب‌هایی که برایشان خوانده‌اید را به قفسه کتاب برگردانند.
پررنگ‌کردن مسئولیت مرتب کردن اتاق کودک توسط خودش می‌تواند با یک زمینه‌سازی بازی‌گونه آغاز شود، استفاده از یک عبارت ساده «زمان تمیزکاری» یا پخش یک آهنگ پرانرژی می‌تواند به تشویق کودکان کمک کند.
دادن وظایف ساده در خانه به کودک راه خوبی برای بهبود توانایی‌های رو به رشد اوست. به عنوان مثال، یک کودک دو ساله ممکن است بتواند به شما کمک کند تا لباس‌ها را از ماشین لباسشویی بیرون بیاوریدو یک کودک چهار ساله لباس‌های خود را تا کند و سپس در کشوهای مناسب قرار دهد.
هر بار که یک کودک مهارت جدیدی به دست می‌آورد، فرصتی است تا به او یادآوری کنیم که در حال بزرگ‌شدن است و مسئولیت‌هایی که دارد نیز تغییر کرده و همراه او بزرگ‌تر شده. احترام به استقلال کودکان با مسئولیت‌پذیری در ارتباط است.
نمی‌توان انتظار داشت که فرزندتان مسئولیت اتاق یا درس یا خواهر و برادر کوچکش را به عهده بگیرد اما احترام و محدوده‌ای برای استقلال شخصی او قائل نباشید، او باید این عزت نفس و استقلال را حس کند تا بتواند طعم تصمیم و تبعات یک تصمیم را بچشد، مسئولیت‌پذیری تنها با مواجهه حقیقی با تبعات انجام دادن یا ندادن مسئولیت به دست می‌‌آید، استقلال داشتن یک فرد یعنی مختار بودن در انتخاب و به تبع آن بررسی و برگزیدن یک مسئولیت و راه و با اعتماد به نفس پای گذاشتن در مسیر آن است.

مسئولیت‌ پذیری چیست؟
مسئولیت‌پذیری تعاریف متعدد و البته مشابهی دارد. تعاریفی که با خواندن و دانستن آنها به ما دیدی همه‌جانبه نسبت به این مفهوم می‌دهد. یکی از تعاریف این است که مسئولیت‌پذیری یعنی احساس وظیفه یا تعهدی در قبال کاری که مسئول آن هستیم. اما این انتظاری که دیگران و خودتان از خودتان دارید باید متناسب با توان شما باشد. گاهی پذیرفتن مسئولیتی بیش از توان فردی در واقع عین بی‌مسئولیتی است.
چرا که شما نمی‌توانید از پس مسئولیتی که به عهده گرفته‌اید برآیید و همین در واقع از مصادیق غیرمسئولانه عمل کردن است. همچنین مسئولیت یعنی شما کارهایی را که قرار است انجام دهید، انجام بدهید، به همین سادگی. اما در ادامه نکته مهم‌تری بیان می‌شود، نکته‌ای که این مفهوم و ارزش مسئولیت‌پذیری را از یک کار روتین یا رباتیک خارج می‌کند. مسئولیت‌پذیری یعنی پذیرفتن پیامدهای مثبت و منفی اعمال و تصمیمات خودمان و این بخش مسئولیت‌پذیری یعنی سخت‌ترین بخش آن.
در تعریفی جامع مسئولیت‌پذیری یعنی پذیرفتن مسئولیت افکار، احساسات و اعمال خود. به این تعریف دقت کنید و بگویید خودمان را مسئول و منشا چه میزان از احساسات و افکارمان می‌دانیم؟ در بسیاری از موارد مسئول «حال بد ما» همسر یا همکار یا والدین ما هستند، مسئول «اضطراب و استرس و نگرانی» ما استاد ما است که برای ما زمان امتحان مشخص کرده است، در حالی که منشا تمام این افکار و احساسات خود ما هستیم. در ادامه این طور مسئولیت‌پذیری پاسخگویی و داشتن رفتاری مسئولانه در قبال اعمال و اقدامات و تصمیمات خود تعریف می‌شود.
مسئولیت‌پذیری یک میل و اشتیاق و ارزش درونی است، شما با یک تعهد درونی سروکار دارید که در صورت قرار گرفتن در مسیر درست نتایج شگرفی برای فرد و جامعه دارد. این ارزش مسئولیت‌پذیری است که زمینه‌ساز رشد جامعه می‌شود، وقتی فرد در قبال خود و دیگران، خود را مسئول بداند تلاش می‌کند تا شرایط هرچه بهتری برای خود و دیگران فراهم کند و انجام مسئولیت را گذاشتن تکه پازلی در یک پازل بزرگ‌تر جهانی می‌بیند که موجب تکمیل تصویری می‌شود که او اگرچه نقش کوچکی در آن دارد اما نبودنش باعث ناقص شدن تصویر می‌شود.

زیست مسئولانه داشتن
مسئولیت‌پذیری ارزشی است که تمام کودکان باید آن را بیاموزند. مسئولیت‌پذیری شامل تصمیم‌گیری، مورد اعتماد بودن و یادگیری این مساله است که باید نتیجه اعمال خود را، چه خوب و چه بد، بپذیریم. مسئولیت‌پذیری فقط به این نیست که چگونه انتخاب‌های فرزند شما بر او تأثیر می‌گذارد، بلکه این است که چگونه انتخاب‌ها و اقدامات او بر دیگران نیز تأثیر می‌گذارد.
مسئولیت‌پذیری باعث می‌شود که فرزندان ما حس مهم بودن برای خانواده و جامعه داشته باشند و در جهت کمک به خانواده و جامعه گام بردارند.
یکی از بهترین راه‌ها برای آموزش مسئولیت‌پذیری به کودکان، روش الگوبرداری است، هرچه قدر والدین زیست مسئولانه‌تری داشته باشند این ارزش بیشتر و با عمق بهتری به فرزندان منتقل می‌شود.
به طور مثال برای کارهای خیر یا خدماتی در خانواده و شهر و جامعه‌تان داوطلب شوید، فرد مورد اعتمادی باشید، ارزش‌هایی مانند سروقت بودن را تمرین کنید، اشتباهات خود را بپذیرید و بابت آنها عذرخواهی کرده و راهی برای جبران اشتباهتان پیدا کنید.
اگر فرزندتان شاهد چنین سبک زندگی باشد قطعا او نیز مسئولیت‌پذیر خواهد شد. توجه به نتیجه ما را نسبت به مسئولیتی که به عهده گرفته‌ایم واقع‌بین‌تر و حساس‌تر می‌کند.
به طور مثال مسئولیت حفظ سلامت بدن ما به عنوان فردی بالغ به عهده خود ما است و در صورت فروگذاری در انجام این مسئولیت شخص خود ما تاوان این کاستی را پس خواهد داد.
نتیجه می‌تواند مثبت یا منفی باشد که هر دو مسئولیتش بر عهده ی ماست. شروع پذیرفتن یک مسئولیت با توافقی همراه است، توافق با خود و یا با فرزند و همسر و هر فرد دیگری، به طور مثال وقتی با فرزندتان سر ساعتی که قرار است به خانه برگردد توافق می‌کنید و مسئولیت بازگشت به موقع را فرزندتان به عهده می‌گیرد، باید تبعات دیر آمدن را از نظر شما بداند و با یکدیگر بر سر این تبعات توافق کنید و او بداند که در هر دو حالت شخص خودش مسئول عواقب است و لذا خودش نیز مسئول مدیریت زمان است.
مثال دیگر مسئولیت‌پذیری، مراقبت از سلامت روان خود در مواجهه با محتوای موجود در اینترنت یا محتوای تصویری است، مراقبت از سلامت روان به عنوان یک فرد بالغ به عهده خود فرد است و البته این مسئولیت برای کودکان و نوجوانان به عهده والدین است و با بالا رفتن سن درصد مسئولیت تغییر می‌کند.
به عنوان والدین باید این مسئولیت مهم را به درستی به فرزندان منتقل کنیم، تبعات ناشی از استفاده بدون حد و بدون چارچوب از اینترنت از نظر روانی تبعاتی دارد که تنها یک فرد با دانستن و اعتقاد به مساله خودمراقبتی می‌تواند در انجام این مسئولیت جدی و استوار باشد.
در تعریف دینی این مساله یعنی داشتن تقوای شخصی صحبت از نوعی بازدارندگی درونی است که از ایمان و تقوا و وجدان فرد سرچشمه می‌گیرد، مومن در مقابل پروردگار خود و امانت جسم و روحی که در اختیار او قرار داده شده خود را مسئول می‌داند و در جهت حفظ طهارت جسمی و روحی خود می‌کوشد. خشونت، محتوای مستهجن، موارد نامناسب اخلاقی، همگی محتوایی است که استفاده از آنها تبعات روحی و جسمی برای فرد به همراه دارد.
دانستن این تبعات یا حتی دقیق شدن در تبعات یک تصمیم از میزان مسئولیت‌پذیری یک فرد نشات می‌گیرد. خودمراقبتی یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های ماست و یکی از مهم‌ترین مفاهیمی است که باید با رفتار و اعمال به فرزندمان منتقل کنیم.

اگر نباشد چه می‌شود؟
برای درک این‌که چرا مسئولیت مهم است، به این فکر کنید که اگر مردم مسئولانه عمل نکنند، زندگی چگونه خواهد بود؟ اگر هیچ کس کاری را که می‌‌گوید انجام ندهد، چگونه می‌‌توان به یکدیگر اعتماد کرد؟ اگر هیچ کس نظافت را رعایت نکند چطور می‌توانیم انتظار داشته باشیم در محیطی سالم زندگی کنیم؟ اگر والدین در قبال فرزندان‌شان مسئول نباشند، و بچه‌ها در انجام کارهای خانه یا تکالیف خود مسئول نباشند، چه اتفاقی می‌‌افتد؟ و بسیاری سوال‌های دیگر از این دست. همه ما در جامعه اگر می‌‌خواهیم در کنار هم ایمن و در آرامش و اعتماد متقابل زندگی کنیم، باید فردی مسئولیت‌پذیر باشیم و بپذیریم که هرکدام از ما در قبال خود، خانواده، جامعه و جهان هستی مسئول هستیم.

فیلم مسئولانه
فیلم‌های زیادی درباره این موضوع ساخته شده که شخصیت اصلی یا فرعی مسئولیتی که به عهده داشته را به خوبی انجام نداده و همین مساله گره‌ها و مشکلات فراوانی را به همراه داشته یا شخصیت در پی مسئولیت و راه خود بوده و داستان فیلم جریان این کشف و شهود و انتخاب بوده.
از جمله این فیلم‌ها می‌توان به فیلم ایرانی بادیگارد اشاره کرد. محافظی که برای خود مسئولیتی قائل است و با توجه به حدود مسئولیتی که برای خود قائل بوده معتقد است کاری که می‌کند در حوزه مسئولیتش دیگر قرار نمی‌گیرد و تلاش می‌کند مرزهای مسئولیتی که پذیرفته را به دیگران نشان دهد. مساله مسئولیت در فیلم‌های حاتمی‌کیا پررنگ است، در آژانس شیشه‌ای نیز حاج کاظم بنا به انجام مسئولیت خود تصمیم به کاری گرفت که تبعات آن را به خوبی می‌دانست. مسئولیتی که حاتمی‌کیا به آن می‌پردازد نگاهی اخروی نیز دارد.
انیمیشن زندگی یک حشره درباره مورچه خلاقی است که کسی او را در کلونی جدی نمی‌گیرد و مواجهه با مشکلی جدی در لانه باعث می‌شود او مسئولیت نجات لانه را بپذیرد اما این مسئولیت تبعاتی دارد. مورچه‌ای که در ابتدا علاقه‌ای به پذیرش مسئولیت نداشت و فقط در پی علاقه‌مندی‌های خود بود مرحله به مرحله مسئول‌تر می‌شود تا جایی که حتی جان خود را برای گروه به خطر می‌اندازد.
قسمت اول عصر یخبندان هم با پذیرش مسئولیت نجات جان پسرک اسکیمو همراه می‌شود. هرکدام از اعضای گروه به خاطر انجام دادن مسئولیت خود جان خود را به خطر می‌اندازد. این میل و تعهد به مسئولیت با بیشتر‌شدن رابطه گروه با یکدیگر و علاقه‌ای که نسبت به پسرک شکل می‌گیرد بیشتر می‌شود. علاقه و تعهد در مسئولیت‌پذیری نسبت به چیزی نقش مهمی را ایفا می‌کنند و نوعی موتور محرک مسئولیت پذیری هستند.
در فیلم و انیمیشن زنان کوچک و کتابشان یک مساله مهم وجود دارد: مسئولیت‌پذیری تک‌تک دختران خانواده مارچ. این دختران انجام مسئولیتی را پذیرفته‌اند که گاهی از توانشان بیشتر می‌شود. اما شرایط سخت باعث می‌شد که روحشان بزرگ‌تر از آنچه بود شود و بتوانند از پس مسئولیت‌های خود در زمان غیبت پدر یا مادر برآیند.
لیدی برد فیلمی ساخته سال2017 است و روایت سال آخر دبیرستان دختر نوجوانی است که در مرز ورود به دنیای حقیقی و پذیرش مسئولیت‌های جدی قراردارد. لیدی برد مادرش را درک نمی‌کند، میزان تلاش مادرش را هم حتی به طور کامل نمی‌بیند و همواره از شرایط موجودش ناراضی است. طی فیلم لیدی برد بیشتر با حقایق دنیا آشنا می‌شود و زمانی که به تنهایی مسئولیت زندگی‌اش را می‌پذیرد متوجه میزان مسئولیت‌پذیری و تاثیر او بر زندگی‌اش می‌شود.
فیلم 1917 کریستوفر نولان نیز به سربازانی می‌پردازد که بدون شناختن همرزمان‌شان اما به خاطر عمل به وظیفه و مسئولیتی که در قبال جان همنوعان‌شان برای خود حس می‌کنند دست به تصمیماتی می‌زنند که جانشان به خطر می‌افتد.
زهرا صالحی‌ نیا – خبرنگار

سرک کشیدن در دنیای متنوع آویزها

معمولا برای مرتب کردن انواع لباس‌های داخل کمد از آویز لباس استفاده می‌کنیم تا هم لباس‌ها چروک نشوند و هم نظم برقرار شود. آویزهای لباس، هم از فرم اصلی لباس‌ها محافظت و هم از دفرمه شدن آنها جلوگیری می‌کند.
 علاوه بر این، استفاده از این آویزها، فضای داخلی کمدها را کمتر اشغال می‌کند و از حجم بیشتری از آن می‌توان استفاده کرد. با این کار حتی می‌توانید لباس‌هایتان را دسته‌بندی و در صورت لزوم راحت‌تر آنها را جابه‌جا کنید. آویزهای لباس انواع متنوعی دارد که شاید تا به حال به آن توجه نکرده باشیم. اینجا سعی کرده‌ایم فهرستی از مدل‌های مختلف آن را تهیه کنیم.

جنس آویزها
آویزهای پلاستیکی: این آویزها از جنس پلاستیک ساخته شده و نرم یا خشک هستند. نوع خشک این آویزها بسیار شکننده است و نوع نرم آنها نیز شل می‌شود و فرم لباس را از بین می‌برد. آویزهای پلاستیکی در دو نوع صاف و دندانه‌دار ساخته می‌شوند که نوع صاف آن معمولا برای آویزان کردن پیراهن و نوع دندانه‌دار برای ثابت نگه داشتن لباس‌های دارای بندهای نازک و به‌منظور جلوگیری از تکان خوردن لباس‌ها و نیز مناسب آویزان کردن انواع دامن و لباس‌های حلقه‌ای هستند.

آویزهای چوبی
آویزهای چوبی از بهترین مدل‌های آویز لباس هستند اما قیمت بالاتری دارند و در عین حال با توجه به کیفیت بالایشان، محکم بوده و راحت خم نمی‌شوند. این آویزها برای آویزان کردن لباس‌های سنگین‌تر مانند انواع پالتو و کاپشن مناسب‌اند. آویزهای بامبو هم دوام بالایی دارند و از انواع مواد سازگار با محیط‌زیست ساخته می‌شوند. ظاهر این آویزها مشابه انواع چوبی بوده اما سبک‌تر و مقرون به صرفه‌تر است.

آویزهای مخملی
این آویزها برای لباس‌های ظریف مناسب‌اند و آسیبی به لباس نمی‌زنند اما نکته‌ای که در استفاده از این آویزها باید رعایت کرد، این است که پیش از آویزان کردن لباس، از خشک بودن لباس‌ها اطمینان حاصل کنید، چرا که ممکن است رنگ آن به لباس‌ها منتقل شود. آویزهای مخملی هم در دو نوع گیره‌ای برای آویزان کردن دامن و شلوار و آویزهای دندانه‌دار برای آویزان کردن پیراهن‌های ظریف و تاپ‌های بندی مناسب هستند. از ویژگی‌های مثبت این آویزها، لیز نخوردن لباس از روی آنهاست.

آویزهای فلزی
آویزهای فلزی، ضخیم و از جنس آهن یا مس هستند و به دلیل استحکامی که دارند مانع افتادن لباس‌های سنگین یا کج شدن آنها می‌شود و به‌خوبی می‌تواند وزن کت‌ها و لباس‌های زمستانی را تحمل کنند.

آویزهای مفتولی
آویزهای مفتولی جزو پرکاربردترین آویزها هستند که بیشترین کاربری آن در مغازه‌های خشکشویی است. این آویزها به دلیل ارزان و در دسترس بودن، محبوبیت بالایی دارند. از این آویزها در کمد لباس اتاق هتل‌ها هم استفاده می‌شود. از معایب این آویزها، دفرمه شدن آن و کش آمدن لباس‌هاست و به همین دلیل برای نگهداری لباس‌هایی با بند نازک مناسب نیستند.

آویزهای لباس‌های مختلف
آویزهای شلوار: معمولا دو نوع هستند. یک نوع، مانند آویزهای معمولی اما یکطرفه و با انتهای باز هستند که به‌راحتی شلوار روی آن قرار گرفته و از روی آن برداشته می‌شود. نوع دیگر هم به گونه‌ای است که همین آویزهای یکطرفه با یک میله به یکدیگر متصل می‌شوند و یک دسته را تشکیل می‌دهند. می‌توانید تمام آویزها را به صورت عمودی در یک طرف کمد قرار دهید تا در فضای کمد صرفه‌جویی شود. معمولا در آویزهای شلوار، از لایه‌ای پارچه‌ای یا پلاستیکی برای جلوگیری از لیز خوردن شلوار استفاده می‌شود.
آویز کت و شلوار: این مدل آویزها از استحکام بالایی برخوردارند تا لباس‌ها را بدون چین‌خوردگی نگه دارند. آویزهای کت و شلوار معمولا از جنس چوبی یا پلاستیک محکم و ضخیمی است که در محل سرشانه‌ها پهن‌ترند تا از سرشانه کت اپل‌دار محافظت کند. سطح صاف آویزهای کت و شلوار دو لایه تعبیه شده که شلوار در لابه‌لای آن قرار گرفته و سطح بالایی روی شلوار محکم شده و این کار مانع از لیز خوردن شلوار می‌شود.
آویز شال و روسری: معمولا به دلیل دشواری استفاده از آویزهای معمولی برای انواع روسری و شال، توصیه می‌کنیم از آویزهای مخصوص این کار استفاده کنید که از حلقه‌های مجزا ساخته شده‌اند. برای جلوگیری از لیز خوردن شال و روسری از روی آویز، بهتر است آویزهایی را انتخاب کنید که یک روکش مخملی یا ابریشمی روی سطح آن را پوشانده باشد. سعی کنید برای جلوگیری از چروک شدن روسری و شال، ابتدا آن را صاف، سپس روی چوب لباسی آویزان کنید.

آویز کمربند: این آویزها از جنس فلزی یا پلاستیکی هستند که به مرتب شدن کمربندهایتان کمک می‌کند. یک نوع از این آویزها به گونه‌ای است که یک آویز با چند گیره برای آویزان شدن سگک کمربند روی آن تعبیه شده است. نوع دیگر، آویزهایی به شکل حلقه سر باز است که می‌توانید کمربند را روی آن حلقه کنید.
آویزهای مسافرتی: این قبیل آویزها معمولا تاشو هستند تا به‌راحتی حمل شوند و شما بتوانید آنها را تا کنید و داخل چمدان یا ساک مسافرتی خود قرار دهید.

نکاتی که باید رعایت کنید
هنگام خرید دقت کنید آویزها مجهز به گیره یا چنگک برای آویزان کردن دامن، شلوار یا لباس‌های بنددار باشد. وجود شیار یا دندانه هم برای آویزان کردن لباس‌های ظریف مناسب است. آویزهایی که سر قلاب آن متحرک و درجه قابلیت چرخش دارند، به شما کمک می‌کند از هر طرفی که می‌خواهید لباس را داخل کمد بگذارید. اگر لباس‌هایی با جنس لیز دارید، بهتر است آویزهایی با روکش پارچه‌ای مخمل یا لایه پلاستیکی بخرید. دقت کنید آویزتان عرض مناسبی داشته باشد. عرض زیاد آویز باعث کش آمدن لباس‌ها می‌شود و اگر هم زیاد باریک باشد موجب می‌شود لباس روی آن سر بخورد.

خودتان آویز بسازید
بری ساختن آویز لباس فرزندتان می‌توانید روی دیوار نقاشی بکشید. یک شاخه درخت را ترسیم کنید و روی شاخه، از قلاب‌های آماده‌ای که برای آویزان کردن وسایل کوچک به کار می‌روند، استفاده کنید. به این شکل که قلاب‌ها را دانه‌دانه روی شاخه بچسبانید. می‌توانید آویزهای خط‌کشی بسازید. برای این کار، چند خط‌کش بلند را ردیفی زیر هم روی یک تخته نازک بچسبانید و قلاب‌های رخت‌آویز را روی آنها بچسبانید. این‌گونه یک آویز لباس یکسره خواهید داشت.
نوع دیگری از آویزهای لباس با استفاده از شاخه‌های بریده شده درختان ساخته می‌شود. شاخه‌های هرس شده با طول یکسان که شاخه‌ای فرعی دارند، کنار هم قرار دهید. سپس با چهار قطعه چوب صاف، یک قاب چوبی ساده بسازید و این شاخه‌های هرس شده را به گونه‌ای داخل این قاب و کنار هم بچسبانید که شاخه فرعی مانند آویز لباس به سمت خارج قرار گیرد و بتوانید لباس یا هر چیز دیگری را روی آن آویزان کنید البته پیچ کردن شاخه‌ها به قاب چوبی، استحکام شاخه‌ها را بیشتر می‌کند اما اگر می‌خواهید وسایل کوچک سبک را روی آن آویزان کنید، با چسباندن هم می‌توانید کار را پیش ببرید.
ندا اظهری – روزنامه نگار 

سعادت جامعه به رشدیافتگی زنان بستگی دارد

هر جامعه رشدیافته‌ای متأثر از رشدیافتگی زنان خود، مسیر تعالی را طی می‌کند. از این ‌رو، آگاهی و دانستگی زنان نقشی بنیادین در ارتقای تربیت اجتماعی و فرهنگی نسل‌های مختلف دارد. تجربه ثابت کرده است حذف آگاهانه بسیاری از صورت‌مسئله‌ها نه‌تنها به حل مسئله نمی‌انجامد که مشکل را بزرگ‌تر می‌کند.
در جامعه‌ای که دانایی زنان در آموزش نیازهای نخستین خانه‌داری خلاصه شده است و از آموختن نیازهای اساسی زندگی در جوامع مدرن امروزی بازمی‌مانند، ناگاه با گسترش مشکلات فراوانی مانند اعتیاد و سایر آسیب‌های اجتماعی روبه‌رو می‌شویم که هزینه درمان این معضلات برایمان بسیار گران‌تر از آموزش اولیه بانوان و پیش‌گیری از آن‌ها تمام خواهد.

دغدغه و نگرانی همسران و مادران
در گذشته‌ای نه‌چندان دور فقط ارتباط همسران و فرزندانشان با افراد و دوستان ناباب یا درگیری آن‌ها در دام اعتیاد اقلامی شناخته‌شده بود، اما اکنون با افزایش آسیب‌های اجتماعی، حفظ خانواده‌ سالم کار دشواری است. با وجود این، هنگامی که با مادران و زنانی از اقشار مختلف درباره آسیب‌های اجتماعی این روزگار گفت‌وگو می‌کنید، جز نگرانی‌های خود و بیانی عام و گنگ درباره تعدادی از مشکلات آسیب‌زا، هیچ آگاهی‌ای از جزئیات این مسائل، مسیرهای انتقال یا دچار شدن و هم‌چنین راه‌های مقابله با آن‌ها ندارند.

در بین اعضای خانواده، مادر جایگاهی دارد که نتیجه رفتار و منش او هدایت فرزند است. بنابراین آگاهی و دانش رفتاری والدین به‌ویژه مادر به‌عنوان پیش‌نیازی برای اصلاح رفتار فرزندان تلقی می‌شود. از آنجا که مادران وقت بیشتری را با فرزندان خود می‌گذرانند، بر فرهنگ و تربیت آن‌ها تأثیری به‌مراتب بیشتر از تأثیر روابط دیگران دارند. ازاین‌رو، آموزش زنان و مادران ضرور به‌نظر می‌رسد.
در حقیقت، سواد اجتماعی زنان توانایی آن‌ها را در موضوع بنیادین آموزش و پرورش فرزندان و هم‌چنین تمایل برای برای یافتن مناسب‌ترین روش‌های پرورش آن‌ها افزایش می‌دهد.
به نظر می‌رسد یکی از ضرور‌ترین اقدامات برای آموزش بانوان در هر شهر و منطقه، شناسایی و اولویت‌بندی دقیق نیازهای آموزشی آنان است تا برنامه‌های آموزشی با هدف مفید واقع شدن براساس اولویت‌های موجود طراحی شوند. بر مبنای مطالعات انجام‌شده، فرایند آموزش زنان در ادوار گذشته تا امروز به رشد نامتعادل وضعیت اجتماعی این قشر در کشور منجر شده است. افزون‌ بر آموزش‌های معطوف به سواد‌آموزی و ارتقای سطح دانشی زنان، حتی آنجا که آموزش زنان با هدف کاربردی و مهارت‌افزایی نیز مدنظر متولیان قرارگرفته، در آن‌ها همواره نوعی رویکرد گزینشی وجود داشته است و مهارت‌افزایی زنان بیش از آنکه بر اساس نیازمندی‌های جامعه زنان رخ دهد، اغلب بر مبنای ضرورت افزایش بهره‌وری اقتصادی و تحقق توسعه اقتصادی رقم خورده است. این موضوع موجب شده است از ضرورت آموزش زنان در کسب مهارت‌های مرتبط با نقش‌های مختلف آن‌ها (همسری و مادری) غفلت صورت شود. (صادقی و خادمی، ۱۳۹۵: ۱۹۳)
هم‌چنین اگر بین نیازهای واقعی زنان با آنچه دیگران نیاز تشخیص می‌دهند تطابق وجود نداشته باشد، آموزش مؤثر شکل نمی‌گیرد. بنابراین قبل از هر آموزشی باید نیازها را تشخیص و سپس آموزشی مناسب ارائه داد. (دیویدسن، 2005)
از این‌ رو، نخستین و اساسی‌ترین گام در طراحی و برگزاری فعالیت‌های آموزشی اثربخش، برنامه‌ریزی صحیح و مبتنی‌بر فرایند نیازسنجی است که بهره‌مندی از توان و اثرگذاری نهادهایی مانند صداوسیما و هم‌چنین فضای مجازی در این مسیر می‌تواند بسیار راه‌گشا باشد.

پیشنهاد تماشای چند فیلم خانوادگی درباره خداباوری

میل به ارتباط با عالم غیب و ایمان به عالم غیب و وجود قدرتی ماورای قدرت بشر در فطرت هر انسانی وجود دارد. این مساله در لحظات سختی بیش از پیش خود را نشان می‌دهد.
 در دنیای سینما نیز این دغدغه بازنمایی شده، اگرچه با توجه به رویکردهای فردی و اعتقادی بازنمایی این میل فطری به شکل‌های متفاوتی بوده.
تمام افراد و نگاه‌ها تحلیل و نگرشی مشابه نسبت به اعتقاد به عالم غیب و خداباوری ندارند. برای نمونه نگاه توحیدی ما که از آموزه‌های اسلامی می‌آید، متفاوت با نگرش‌های افراد در ادیان و حتی مکاتب فکری مختلف است.
در نظر گرفتن این نکته در تماشای فیلم‌هایی با این مضمون به ما این امکان را می‌دهد بدانیم اگرچه فیلمساز برای نمایش این میل فطری تلاش کرده اما ممکن است خروجی کار به علت دخیل بودن تفکر فردی کارگردان، رویکردی توحیدی و قابل استناد کامل نداشته‌باشد.
با این حال دیدن این آثار با در نظر گرفتن این نکات و توجه به اصل حرفی که در پشت فیلم زده شده، قابل بررسی و اعتناست. ماه مبارک رمضان فرصت خوبی است تا فیلم‌هایی با چنین مضامینی ببینیم.

جاذبه
فیلم با نمایی جذاب از زمین از فاصله دور و از یک ایستگاه فضایی آغاز می‌شود، کوچک و آسیب‌پذیر بودن انسان در مواجهه با عالم هستی، در همان نماهای ابتدایی به رخ کشیده می‌شود. فیلم داستان گروهی است که برای نصب یک قطعه در ایستگاه فضایی در حال فعالیت هستند.
در میان این گروه، خانم دکتری حضور دارد که نخستین سفر خود به خارج از جو زمین را تجربه می‌کند. حادثه‌ای باعث می‌شود تمام برنامه گروه تغییر کند و جان اعضای گروه به خطر بیفتد. از میان اعضای گروه تنها دکتر به کمک فرمانده گروه زنده می‌ماند.

در این مسیر ما متوجه داستان زندگی دکتر می‌شویم، دکتر دختربچه خود را در حادثه‌ای از دست داده و همین مساله باعث شده او نگاهش به زندگی و حوادث دنیا و آنچه اتفاق می‌فتد نگاهی سرد و بی‌اعتنا باشد، گویی زندگی برای او دیگر ارزشی ندارد.
دکتر که در بی‌انتهای بی‌جاذبه فضا سرگردان است، مرحله به مرحله تلاش و اشتیاقش برای زندگی بیشتر می‌شود و این اشتیاق گویی او را به سویی می‌برد که دست به ریسمان نامرئی انداخته و از قدرتی ورای قدرت‌های بشری کمک طلب کند. در نمایی که گویی از همه جا ناامید شده، قطره اشکش در فضای بی‌جاذبه در زاویه دوربین به سمت بالا حرکت می‌کند و انگار از قدرتی که نمی‌شناسد اما به وجودش ایمان دارد، طلب کمک می‌کند. آن هم در شرایطی که امیدی به کمک از هیچ جا ندارد.
دکتر با سختی و مراحل متعددی به سمت زمین حرکت می‌کند و قدم گذاشتنش به روی زمین مانند تولدی دوباره‌ است که با امید و اعتقاد به نیروی ورای نیروی خود و آنچه زندگی اش را راهبری می‌کند همراه است. نگاهی که در فیلم جریان دارد، نشان از این دارد که کارگردان به وجود خدا اعتقاد دارد اگرچه این خدا می‌تواند تصویر یک قدیس باشد.

هورتن صدایی می‌شنود
بر پایه داستانی با همین نام از دکتر سوس معروف است که کتاب‌های فراوانی برای کودکان داد. هورتن، فیل سرخوش و متفاوتی است که نگاه مهربان و عمیقی به دنیای اطراف خود دارد اما کسی او را جدی نمی‌گیرد. هورتن صدایی از یک ذره غبار می‌شنود و وقتی بیشتر دقیق می‌شود متوجه می‌شود صدا از روی ذره غباری می‌آید و صدا به او درباره شهری می‌گوید که بر روی این غبار قرار دارد. هورتن تلاش می‌کند به دوستان و اطرافیانش ثابت کند که آنچه نمی‌بینند هم وجود دارد، و همچنین شهردار شهر، استیو هم تلاش می‌کند مردم شهر را قانع کند که دنیای بیرون دنیای آنها نیز موجودیتی وجود دارد و آنها لازم است به آن دنیا و به هورتون خود را ثابت کنند و با او ارتباط برقرار کنند.

توجه به وجود عالمی دیگر و دستی بالای دیگر دست‌ها، در این فیلم با روایتی کودکانه به تصویر کشیده شده‌است. مساله ایمان به چیزی که نه می‌بینیم و نه لمس می‌کنیم مساله اصلی فیلم است. هورتون و شهردار تلاش می‌کنند از طریق نشانه‌ها اطرافیان خود را به حضور و وجود دنیای دیگر آگاه کنند. روز و شب شدن در شهر داخل غبار و دست بردن در زمان روشنایی و تاریکی از نشانه‌هایی است که شهردار سعی می‌کند به مردم شهر درباره آن بگوید و این تغییرات در دست نیرویی است که مردم شهر آن را نمی‌بینند اما از نشانه‌هایی به قدرت او پی می‌برند.
ضد قهرمان داستان نیز کانگورویی است که مقابل هورتن ایستاده و تلاش می‌کند همه چیز را با نگاه خود و با استدلال‌هایش به اطرافیان ثابت کند. کانگورو معتقد است چون چیزی را نمی‌بیند پس وجود ندارد و حتی اجازه نمی‌دهد هورتون دلایل خود را بیان کرده یا حتی دیگران را با احتمالات و شرایط جدید آشنا کند. در انتها مردم شهر در اتحاد با یکدیگر، یکصدا شده و موجودیت خود را با صدای بلند اعلام می‌کنند و درخواست کمک و اعلام حضور می‌کنند. این بازنمایی از اعتقاد و نوعی نگاه عمیق به عالم غیب در یک اثر کودکانه است که ذهن آنها را آماده توجه به مساله خدا و عالم غیب می‌کند.

نشانه‌ ها
ساخته «‌‌ام. نایت. شیامالان» است. شیامالان بیشتر با فیلم حس ششم شناخته شده‌است که در آن فیلم هم به مساله اعتقاد به دنیای پس از این دنیا اشاره کرده و عالم روح را به نحوی به تصویر کشیده‌است.

فیلم نشانه‌ها در ظاهر فیلمی علمی ـ تخیلی است اما در واقع درباره اعتقاد است. داستان فیلم درباره مردی است که پیش از مرگ دردناک همسرش در تصادفی کشیش و خداباور بوده اما حادثه باعث شده او دست از اعتقادات و کار خود بکشد. در این میان اتفاقات و نشانه‌های عجیبی از موجودات فرازمینی در مزرعه‌اش مشاهده می‌کند و می‌کوشد شرایط را برای فرزندان خود امن نگاه دارد اما کنترل تمام اتفاقات در دست او نیست. بیگانگانی به زمین و مزرعه او حمله می‌کنند و تلاش‌های گراهام برای نجات خانواده‌اش بی‌فایده است. پسرش در شرایط سختی میان زندگی و مرگ می‌ماند و اینجاست که گویی ایمان فراموش شده گراهام به کمکش می‌آید. در جایی که امیدی به هیچ نیروی جز نیروی خداوند نیست، گراهام دست یاری به سوی خدا دراز می‌کند و ایمان رفته‌اش باز می‌گردد.
نگاه به محتوای فیلم و جانمایه آن با کنار زدن داستان‌های فرعی اتفاق می‌افتد. داستان حمله بیگانگان پوسته ظاهری فیلم است و مساله ایمان گراهام خط اصلی و درونمایه فیلم است که داستان را راهبری می‌کند. در زمان دیدن فیلم همواره در حال دوره کردن داستان اصلی فیلم و خط روایت شخصیت‌ها باشید. رسالت و ابتدا و انتهای هر شخصیت و ارتباطش با داستان به شما کمک می‌کند هرچه بیشتر به نگاه کارگردان نزدیک شوید.
زهرا صالحی‌ نیا – خبرنگار 

کتاب‌ خوانی، زندگی زنان را دگرگون می‌کند

بوی کتاب شبیه بوی اول مهر است، شبیه بویی نو. از کتاب خسته نمی‌شوی و پیوسته اشتیاق ورق زدن آن را داری. بوی کتاب بوی تازگی است و کتابخانه شبیه جایی مثل جنگل که در میان قفسه‌های آن می‌خواهی نفسی عمق بکشی و دانه‌دانه کتاب‌ها را در پی یافتن نوبرانه زیرورو کنی. بوی کتاب شبیه بوی زندگی است که اگر جریان نداشته باشد، جریان نخواهی داشت. قرار ملاقات ما می‌شود کتابخانه برای دیدار با یک کتابدار کتاب‌دوست، بانویی که 26 سال است با کتاب‌ها زندگی می‌کند و آن‌قدر با آن‌ها زیسته است که دست‌هایش بوی کتاب می‌دهد، بوی همان تازگی. الهه پوستی که این روزها آخرین روزهای کاری‌اش را تا بازنشستگی در کتابخانه می‌گذراند، از سال 74 در کتابخانه فردوسی به عنوان کتابدار مشغول به کار است. او تجربه کتابداری در کتابخانه‌های علامه‌طباطبایی و ثارا… را دارد و در کتابخانه‌های هجرت و شهید مفتح، مسئولیت کتابخانه را بر دوش داشته است. اکنون او در کتابخانه هجرت به عنوان کتابدار فعالیت می‌کند.

هیچ وقت تاریخ انقضا ندارند
نگاهش به کتاب مانند نگاه به یک دوست است، دوستی خوب که همیشگی است. «از همان اول به کتاب خواندن علاقه داشتم. کتاب‌ها دوستان خوبی هستند که هیچ وقت تاریخ انقضا ندارند و هیچ وقت هیچ دلخوری‌ای بین شما و آن‌ها به وجود نمی‌آید. دیپلم علوم انسانی را که گرفتم، در دانشگاه کتابداری خواندم. آن زمان شرایط استخدامی به این شکل بود که باید به ادارات نامه درخواست می‌زدیم. من هم برای آموزش و پرورش، مخابرات و کتابخانه درخواست دادم که در نهایت با مشورت همسرم، کتابخانه و کتابداری را انتخاب کردم. ابتدای خدمتم در کتابخانه فردوسی مشغول بودم. آن زمان در دفترهای بزرگی که نصف میز مطالعه بود، مشخصات بچه‌ها را یادداشت می‌کردیم. حافظه‌ام آن‌قدر خوب بود که اسم و شماره عضویت بچه‌ها را حفظ بودم و کارت‌هایشان را نگاه نمی‌کردم ولی اکنون حافظه‌ام دیگر به آن اندازه همراهی نمی‌کند. ما نسلی از کتابدارها بودیم که تغییرات فناوری را در کتابخانه‌ها به‌خوبی دیدیم: اول با دفتر و دستک! بعد همه کارها با کارت بود. الان هم که همه‌چیز الکترونیکی شده است. زمانی که کتابخانه مفتح بودم، شیوه کارتی تازه شروع شده بود و شناسنامه همه کتاب‌ها باید وارد سیستم می‌شد. به نظرم نسل کنونی کتابدارها خیلی خوشبخت هستند که هم با شرایط بهتری گزینش می‌شوند هم همه‌چیز در بسترهای الکترونیکی آماده است.»

با افتخار می‌گویم کتابدارم
زندگی با کتاب همه جوانب زندگی او را تحت تأثیر قرار می‌دهد و سکوت کتابخانه در رفتارهای او کاملا مشهود است. «کتابداری روی همه جوانب زندگی اثر می‌گذارد و آداب معاشرت آدم تغییر می‌کند. حتی هدیه‌هایی هم که می‌دهم کتاب هستند. هرجا می‌روم با افتخار می‌گویم کتابدارم و به کتاب عشق می‌ورزم زیرا امکان ندارد فردی در این دنیا باشد که به کتاب احساسی نداشته باشد. حتی یک بچه چهارپنج‌ساله هم وقتی از کنار ویترین کتاب‌فروشی رد می‌شود برمی‌گردد و به کتاب‌ها نگاه می‌کند. کشش کتاب معجزه‌آساست. حتی وقتی سفر می‌روم، دلم برای کتابخانه تنگ می‌شود. به نظرم آرامش اینجا را هیچ‌جای دنیا ندارد.»

برای گرفتن کتاب صف می‌کشیدند
خاطرات زیادی از کتابخانه و کتابداری دارد. بهترین خاطرات او از کتاب‌خوان‌هایی است که این روزها کم شده‌اند. «اوایل خدمتم از بس تعداد کتاب‌هایی که به امانت می‌بردند زیاد بود نیم ساعت آخر کار را تعطیل می‌کردیم تا کتاب‌ها را در مخزن بگذاریم و جابه‌جا کنیم. حتی یادم هست که برای گرفتن کتاب صف می‌کشیدند ولی الان متأسفانه آمار کتاب‌خوان‌ها کم شده است. آن زمان به همکارانم می‌گفتم اگر یک قرقره نخ به من بندید تا ظهر تمام می‌شود بس که این طرف و آن‌طرف می‌رفتم و تعداد متقاضی زیاد بود. اکنون هنوز هم کتاب خوب داریم ولی کتاب‌خوان خوب کم داریم. هدف کتابخانه‌ها باید ترویج کتاب‌خوانی باشد و به نظرم کتابدارها می‌توانند نقش مؤثری در ایجاد انگیزه و جذب کتاب‌خوان داشته باشند. برخورد خوب، مشورت دادن و درک شرایط مراجعه کنندگان خیلی مهم است. زمانی که در کتابخانه فردوسی بودم، عضوی داشتیم که لکنت زبان داشت. به‌سختی می‌توانست صحبت کند و از این بابت همیشه خجالت می‌کشید. یک بار که آمده بود کتابخانه، کتابی درباره لکنت به او دادم و گفتم این کتاب را هم بخواند. خوشحال شده بود که کتابی در این زمینه وجود دارد و خودش تنها کسی نیست که چنین مشکلی دارد. همان پسر پزشکی قبول شد. این همان تأثیر کتابداری است که گفتم: مراجعه‌کننده را درک کند و بفهمد چه نیازی دارد. خیلی وقت‌ها افرادی که به کتابخانه مراجعه می‌کنند برای مطالعه کتاب از ما راهنمایی می‌خواهند. اگر این راهنمایی خوب و مناسب باشد، حتما در تداوم کتاب‌خوانی افراد نقش مؤثری دارد. کتابداری شغلی است که در آن باید مهربان باشی و حوصله داشته باشی و کتاب‌ها را هم خودت خوانده باشی و خوب آن‌ها را بشناسی تا بتوانی به دیگران معرفی و پیشنهاد کنی.»

مثل دفترچه بیمه است
او رسانه‌ها را در کاهش میل به کتاب بی‌تأثیر نمی‌داند و بخشی از کاهش کتاب‌خوان‌ها را به گردن تلفن‌های همراه می‌اندازد. «رسانه‌ها، فضای مجازی و گوشی‌های موبایل روی خواندن خیلی تأثیر گذاشته و آن را کم کرد‌ه‌اند. متأسفانه شبکه‌های بیگانه فرهنگی را به بچه‌ها آموزش می‌دهند که هیچ اصالت و هیچ ارتباطی با ما و سبک زندگی ما ندارد. به نظرم کارت عضویت کتابخانه مثل دفترچه بیمه است که هر مشکلی داشته باشی با استفاده از آن و به امانت گرفتن کتاب و مطالعه، می‌توانی آن مشکل را حل کنی. باید پای مردم به کتابخانه‌ها باز شود زیر کتاب مشکل‌گشای همه‌چیز است. ما کتاب بد نداریم. همه کتاب‌ها را باید خواند. البته با مطالعه کتاب‌های زیاد، در نهایت آدم به کتاب‌شناسی می‌رسد و با ورق زدن یک کتاب متوجه می‌شود آن کتاب تا چه اندازه می‌تواند محتوای خوبی داشته باشد. به قول ما، چشمی می‌توان حدس زد که کتابی چه اندازه مفید است. البته ما کتابدارها علاوه بر اینکه با کتاب‌ها زندگی کرده‌ایم، دوره‌های کتاب‌شناسی را هم گذرانده‌ایم که در این دوره‌ها آموزش‌هایی تخصصی درباره کتاب‌ها به ما ارائه شده است. ما به واسطه شغلی که داریم در سراسر مدتی که سرکار هستیم کتاب می‌خوانیم و با کتاب سروکار داریم مثل یک کارمند بانک که اول تا آخر ساعت کاری با پول در ارتباط است.»

باید حتما با کتاب ارتباط داشته باشید
خانم پوستی در آخرین سال‌های کاری برای بعد از بازنشستگی نیز به جدایی از کتاب فکر نمی‌کند. «کسی که با کتاب انس بگیرد هیچ وقت نمی‌تواند از آن جدا شود. زندگی زنان به خصوص با کتاب خواندن متحول می‌شود و توصیه میکنم برای فرار از رخوت در زندگی کتاب بخوانند. کتابخانه را هیچ وقت نمی‌توان فراموش کرد. من هم بعد از بازنشستگی اگر قرار باشد سراغ کاری بروم، آن کار باید حتما با کتاب ارتباط داشته باشد. شاید هم سراغ نوشتن بروم. مقاله زیاد نوشته‌ام ولی کتاب هنوز ننوشته‌ام. دوست دارم این کار را انجام دهم. البته پسرم مجموعه کتاب‌هایی درباره اصول تربیتی نوجوانان نوشته که اول کتاب‌هایش آورده است: تقدیم به مادرم که من را با کتاب آشنا کرد.»

بهترین راه‌ های مراقبت از زیبایی پوست دست و پا چیست؟

تا صحبت از مراقبت پوستی می‌شود، همه به فکر پوست صورت می‌افتند. کمتر کسی است به اهمیت مراقبت از پوست دست و پا فکر کند. به هر حال ثانیه‌ای نیست که از دست‌ها و پاهایتان استفاده نکنید. شما با دست‌هایتان با دیگران ارتباط برقرار می‌کنید.
 پوست دست و پای شما با تغییرات دمایی به‌ سرعت خشک می‌شود یا ترک می‌خورد. همه اینها می‌تواند در کیفیت زندگی روزمره شما و حتی سلامت‌تان تاثیر بگذارد. به خاطر همین در ادامه راهکارهایی برای مراقبت بهتر از دست‌ها و پاها آورده‌ایم.

تمیز کنید:
مانند پوست صورت شما باید مراقب پوست دست‌ها و پاهایتان باشید. چراکه به صورت مداوم این دو عضو شما در معرض آلودگی قرار می‌گیرد.
دست: دست‌هایتان همیشه تمیز باشد. با این کار خود را سالم نگه می‌دارید. بهتر است از صابون‌ها ضدباکتری در شست‌وشوی دست‌ها استفاده نکنید. این صابون‌ها باعث خشکی پوست شما می‌شود.
شست‌وشو با صابون‌های مرطوب‌کننده مناسب‌تر است. برای شست‌وشوی دست‌ها از آب ولرم استفاده کنید. آب داغ، پوست را خشک می‌کند. قبل و بعد از هر وعده غذایی دست‌ها را بشویید و هر زمانی که حس می‌کنید باید دست‌ها را بشویید، این کار را انجام دهید در شست‌وشوی دست‌ها دقت کنید.
لای انگشتان دست و زیر ناخن‌ها را حتما باید شست. بهتر است زیر ناخن‌هایتان را با مسواک مخصوص برس بکشید. می‌توانید با یک‌مسواک نرم این کار را انجام دهید. برای سالم ماندن پوست دستتان بهتر است ناخن دست‌هایتان را کوتاه نگه دارید.
پا: هر روز پاهایتان را با آب و صابون بشویید. برای شست‌وشوی پاهایتان به آب ولرم اکتفا نکنید. پاهای شما مدت زمان زیادی در جوراب و کفش است، بنابراین پوست پایتان بیشتر از پوست اندام‌های دیگر در معرض عفونت‌ها، باکتری و قارچ است. بین انگشتان پایتان را هم حتما بشویید. بعد از شست‌وشو، پایتان را با حوله خشک کنید. ناخن‌های پا را کوتاه نگه دارید و مانند ناخن‌های دست آن را برس بکشید.

پاکسازی کنید: شما با دست و پایتان بیشتر از دیگر اندام استفاده می‌کنید و این یعنی پوستتان بیشتر نیاز به پاکسازی دارد چراکه پوست مرده هم در آن بیشتر است.
دست: برای پاکسازی دست‌ها می‌توانید از کرم‌های پاکسازی استفاده کنید اما پاکسازی با روش خانگی هم می‌تواند گزینه مناسبی باشد. ترکیب روغن‌های بادام، زیتون و هسته انگور بهترین ترکیبات برای پاکسازی هستند. شما می‌توانید کرم پاکسازی یا ترکیب خانگی‌تان را قبل از خواب به پوست بمالید و روز بعد آن را بشویید. بهتر است هفته‌ای یک بار پوست دست‌تان را پاکسازی کنید تا سلول‌های مرده از دست‌تان جدا شود. بعد از هر بار پاکسازی شاهد نرم شدن پوست دست‌تان خواهید بود.
پا: اگر می‌خواهید پوست پایتان را پاکسازی کنید، بهتر است قبل از هرچیز بررسی کنید و ببینید پایتان زخم، پوسته‌پوسته یا خشک نباشد. اگر پوست به هر دلیل آسیب دیده است و شما پاکسازی را انجام دهید، به پوستتان آسیب می‌زنید. برای پاکسازی پوست پا می‌توانید از ترکیب آبلیمو و گلاب استفاده کنید. کرم‌های پاکسازی مخصوص پوست پا هم گزینه مناسبی است. در نهایت این‌که بهتر است هر هفته پوست پاهایتان را از سلول‌های مرده پاک کنید.

مرطوب کنید: پوست دست و پای شما در تغییر آب و هوا زودتر از پوست دیگر قسمت‌های بدنتان خشک می‌شود، بنابراین مراقبت از پوست لازم است.
دست: هر روز دست‌هایتان را با کرم مرطوب‌کننده یا روغن زیتون مرطوب کنید. اگر به مایع‌های دستشویی حساسیت دارید و بعد از استفاده از آنها پوست‌تان خشک می‌شود از صابون استفاده کنید. با مرطوب کردن پوست دست‌ها از آنها مراقبت کنید. استفاده از قرص‌های ویتامینE می‌تواند گزینه مناسبی برای مرطوب کردن دست‌هایتان باشد. قرص ویتامین E را بشکافید و مایع داخل قرص را به دست‌هایتان بمالید. توجه داشته باشید کرم‌های مرطوب‌کننده آقایان و خانم‌ها متفاوت است. از کرم مرطوب‌کننده مخصوص خود استفاده کنید.
پا: بعد از هر بار استحمام به پوست پاهایتان کرم مرطوب‌کننده بزنید کنید. پوست پای شما غدد چربی کمی دارد، بنابراین باید دقت کرده، سطح چربی پوست را تامین کنید. می‌توانید همان کرمی را که برای دست‌ها استفاده می‌کنید، برای پاهایتان نیز به‌کار ببرید.

ماساژ دهید: ماساژ دست‌ها و پاها می‌تواند باعث شادی پوست دست‌ها و پاهایتان شود و البته گردش خون را هم در پوست‌تان به جریان بیندازد.
دست: مانند پوست صورت، پوست دست‌ها هم نیاز به ماساژ دارد. بهتر است روزی یک بار دست‌هایتان را ماساژ دهید. ماساژ دست‌ها زمانبر نیست و شما می‌توانید در زمان کتاب خواندن یا تماشای تلویزیون این کار را انجام دهید. با نوک انگشتان اشاره و شست یک دست روی انگشتان دستتان بکشید. بین انگشتان را ماساژ دهید. با نوک انگشتان اشاره و شست نوک انگشتان را فشار دهید. با انگشت شست کف و انگشت شست دیگر را ماساژ دهید. با کمک روغن زیتون یا نارگیل می‌توانید راحت‌تر دست‌تان را ماساژ دهید.
پا: با انگشتان شست هر دو دست کف پا، قوزک و روی پا را به صورت بالا و پایین ماساژ دهید. تیغه داخلی و خارجی پا را آرام ماساژ دهید. برای انگشتان پا مانند انگشتان دست عمل کنید. با این کار خستگی‌تان رفع می‌شود و البته خون در پوست‌تان به جریان‌می‌افتد

مراقبت کنید: سبک زندگی روزمره شما رابطه مستقیمی با سلامت پوست دست و پایتان دارید.
در زمانی که ظرف می‌شویید، خانه را تمیز یا کاری می‌کنید که ممکن است پوست دست‌هایتان آسیب ببیند، حتما از دستکش استفاده‌کنید.
در تابستان و زمستان هر وقت از خانه بیرون می‌روید از کرم ضدآفتاب استفاده کنید. کرم ضدآفتاب را به دست‌هایتان هم بمالید تا نور خورشید به پوست دست‌هایتان آسیب نزند.
پاهای شما مدت زمان طولانی در کفش است. بهتر است از جوراب‌های هم‌اندازه پایتان استفاده کنید، جوراب تنگ پوست پایتان را فشار می‌دهد.
توصیه می‌شود از جوراب نخی استفاده کنید که جریان هوا به پوست پایتان برسد. اگر پایتان بو می‌گیرد حتما هر روز جورابتان و هر هفته کفش‌تان را بشویید. انتخاب کفش مناسب که هم‌اندازه پایتان است و به پوست پایتان فشار وارد نمی‌کند، نکته مهمی در حفظ سلامت پوست پاست.
لیلا شوقی – خبرنگار

چند پرده از مادرانگی در شب‌های قدر

خیلی از مادرها در شب های احیاء ماه مبارک رمضان تمایل دارند فرزندانشان را با اهل بیت(ع) پیوند بیشتری بدهند و آنها را به درک شب‌های قدر برسانند. خیلی‌های دیگر هم هستند که در همین شب ها حاجت‌روا شده اند و برایشان خاطره ای مانده است از نزدیکی دل‌هایشان با معبود.

 برای رفتن به مراسم شب قدر  مهیا می شوم.اما و اگرها برای رفتن به مراسم  که آیا می شود کودک  نوپا را با خودم همراه کنم یا نه ؟! دست از سرم برنمی‌داشت ؛می روم . مراسم هنوز شروع نشده است .خانم ها درباره روزمرگی ها  صحبت می‌کنند برخی چشم به آسمان دوخته  و برخی کتاب به دست دعا می‌خوانند، بیشتر از همه مادرانی  توجه ام را جلب می کنند که با فرزندانشان  به این مراسم آمده اند ، با این اوصاف من تنها نیستم  با تعدادی از مادران  هم کلام می‌شوم که نتیجه اش گفت وگو یی است که از خاطرتان می‌گذرد.

 

«مریم سادات زینعلی» مادر سی و پنج ساله با دو فرزند تعریف می‌کند: «از دو سال پیش که ویروس منحوس کرونا به دنیا حمله کرد، بساط هیئت ها هم کم و بیش کمرنگ شد، هیئت ما هم در غرب تهران منطقه بیست و یک جمع شد و ما هم در منازلمان با بچه ها عزاداری ماه محرم و ماه رمضان در شب های قدر را برگزار می‌کردیم، امسال اول ماه به مکان همیشگی هیئت رفتم تا ببینم آیا خبری از برپایی هیئت برای شب های قدر هست یا خیر ؟!گفتند خیر امسال هم برگزار نمی شود، با خانم های همسایه بودیم همه خیلی ناراحت شدیم ، نگه داشتن بچه ها در خانه خیلی سخت بود، هر چند در هیئت هم کار راحتی نیست، اما آستین بالا زدیم  تا هیئت برگزار شود.

*هیئتی که سقفش آسمان شد

به خانم ها گفتم اینطور نمی توان دست روی دست گذاشت، باید کاری بکنیم ، تصمیم گرفتیم از چند شب باقی مانده تا شب های احیاء خانم ها و بچه ها در پارک جمع شویم، همان جایی که هر سال بساط هیئت علم می شد، یک سری زیرانداز و چادر بیاوریم و خودمان خیمه هایی برپا کنیم و به خواندن دعا بپردازیم. از چند شب قبل که آقایان دیدند ما در پارک چنین کاری کردیم، شنیدیم که تصمیم گرفته شده تا هیئت در شب های احیاء برای آقایان و خانم ها دایر شود ، ما هم خیلی خوشحال شدیم که قرار است  بعد از چند سال هیئت برپا شود.در مراسم شرکت می کنیم و بچه ها هم گاهی در کنار ما و گاهی در پارک بازی می کنند».

*نذر مولایم علی(ع) جواب داد

یکی دیگر از خانم ها که مشغول دعا خواندن بود و گاهی هم قطره اشکی در چشمش جمع می شد، توجه اش به ما جلب شد که در حال صحبت بودیم، او هم خاطره اش از شب های قدر را برایمان مرور کرد. «مهدیه ثابتی» مادر علیِ یک ماهه می گوید: «پانزده سال منتظر یک جواب آزمایش مثبت بودم تا خودم ، همسرم و خانواده هایمان خوشحال شوند، همیشه می گفتم این چیزها چه معنی می دهد؟ دکترها پس برای چه هستند؟ حتما مداوا می شویم، اما پانزده سال مداوا نشدیم، سال پیش ماه مبارک رمضان در خانه بودم، مراسم احیاء از تلویزیون پخش می شد، من هم نشسته بودم و تماشا می کردم ، حرم امام علی(ع) را نشان می داد، ناگاه دلم شکست و گفتم من هر سال شب های احیا بیدار هستم و برای شهادت امام گریه می کنم ، حال حتما باید می گفتم که نذر امام می کنم تا به ما بچه بدهد؟ دیگر خسته شدم و از این صحبت ها و شروع به گریه کردم.

دو ماه از ماه محرم گذشته بود ، همه چیز را فراموش کرده بودم که متوجه بارداری ام شدم، هنوز باورم نمی شد، چند بار آزمایش دادم و حتی دکترم هم تعجب کرده بود، بعد از این همه سال یاد نذر شب قدرم افتادم که نام پسرم را «علی» بگذارم. همان دل شکستگی و نذر امام جوابم را داد. علی الان یک ماه دارد. گاهی او را همراه خود می آورم ،گاهی هم  او را در منزل به مادرم می سپارم».

*نذری که به فقرا رسید

خانم دیگری به نام «حوریه محمدی» نیز درباره خاطره اش از نذری شب های قدر برایمان می گوید: «هر سال در یکی از شب های قدر مراسم نذری داشتم و فامیل را دعوت می کردم، البته این برای قبل از شرایط کرونایی است که همه راحت می توانستند رفت و آمد کنند. خاطرم است که سه سال پیش بود فامیل را که خواستم دعوت کنم اکثرشان یک مشکلی داشتند یا سرشان گرم بود و گفتند که نمی توانند بیایند .همسرم پیشنهادی به من داد که تا به حال به آن فکر نکرده بودم، گفت امسال نذری ات را بپز ، آن را در یکی از محله های کم برخوردار  پخش می کنیم .

من هم با ذوق و شوق همان اندازه که هر سال هزینه می کردم، غذا درست کردم . همه را ظرف ظرف جدا کردیم و به محله مورد نظر رفتیم. حس و حال عجیبی بود . سه سال است که غذا درست می کنم و به محله های  مختلف می بریم خداوند هم برکتش را زیاد می‌کند.»

*شب های احیاء در منزل

«سهیلا آقابابایی» مادر سه کودک است   نذری (حلوا) پخش می کند، در بحث ما مشارکت می‌کند و می‌گوید: «از وقتی که بچه هایمان سه ـ چهار ساله شدند، شلوغی هیئت و ناآرامی کودکانم  من را  اذیت می‌کرد، نمی توانستم بچه ها را بند نشستن بکنم و خودم به دعا و نماز بپردازم، همش باید دنبالشان یا می دویدم یا به زور آنها را می‌نشاندم که نتیجه خوبی نداشت، همیشه ناراحت بودم و می گفتم ای کاش کسی بود بچه ها را نگه می داشت . از زمانی که کرونا آمد و میهمان ناخوانده شد، دیگر همه خانه نشین شدند ، من هم تصمیم گرفتم در منزل با بچه ها عزاداری را برگزار کنیم . البته مقدماتی فراهم کردم تا بچه ها هم جذب شوند.

برای هر یک از آنها رحل قرآن تهیه کردم و با مفاتیح های کوچک جلویشان گذاشتم، بچه هایم دیگر یکی دبستانی (ابوالفضل) و دو تای دیگر (محمد و فاطمه) هم پیش دبستانی بودند، خواندن و نوشتن بلد بودند  به آنها گفتم که شما هم مشارکت کنید و دعا بخوانید خیلی خوشحال شدند و استقبال کردند. در خانه پرچم عزا زدم و لباس های بچه ها را عوض کردم تا متوجه شوند که شرایط تغییر کرده است و یک امام عزیزی از بین ما رفته است. برایشان داستان حضرت علی را هر سال می گویم و آنها هم با اشتیاق گوش می دهند. دیگر الان در خانه بدو بدو هم بکنند مشکلی ندارم و راحت به کارهایم می رسم. حالا بزرگ شدند  و راحت  در این مراسم شرکت می‌کنند.

 کار دیگری  که بچه ها را جذب کرد، پختن حلوا و شربت نذری بود. به بچه ها گفتم که بین همسایه ها و در کوچه نذری ها را پخش کنند و هر کس وظیفه ای را برعهده بگیرد از دو سال  پیش تا به حال هر سال منتظر هستند که به نذری شب های احیا برسیم ، الان دیگر خوشحالم که بچه ها بزرگ شدند و می توانیم در مراسم ها شرکت کنیم و با کمک آنها در هیئت نذری بدهیم.»

 

روش های کنترل خشم و عصبانیت در ماه رمضان

برخی می‌گویند: روزه دار‌ها به بهانه گرسنگی وتشنگی، بدخلق‌ و عصبانی ترهم می‌شوند، اما این درست نیست، تنها فردی که درحالت عادی بدخلق است درماه رمضان هم بدخلق ترمی‌شود، این درحالی است که ماه رمضان فرصتی تا آستانه تحمل‌مان را بالاترببریم. دراین گزارش مهارت‌هایی را می‌آموزیم تا بتوانیم خشم مان را کنترل کنیم.
زیاد می شنویم که بزرگان می گویند: ماه رمضان تنها ماه گرسنه نگه داشتن شکم از خوردن و آشامیدن نیست، بلکه ماه حفظ  چشم ، زبان ،گوش و همچنین کنترل رفتار  و به خصوص  خشم محسوب می شود. یعنی در کنار این حفظ شکم، می بایست کارهایی هم انجام دهیم که به تقوای الهی نزدیک شویم. 

یکی از رفتارهایی که باعث می شود ما نتوانیم کنترلی بر زبان و اعضای خود داشته باشیم، عدم کنترل خشم و غضب است. اینکه در هنگام رانندگی با یک اتفاق کوچک از کوره به در می رویم و با راننده های دیگر درگیر می شویم، اینکه برای خرید یک نان در نانوایی با دیگران بحثمان می شود؛ چه بسا درگیر هم می شویم. در خانه با همسر و فرزندان یا پدر و مادرمان ،  در مواجه با همکار ها در محل کار  نمی توانیم عصبانیت خود را کنترل کنیم و دیگران را با زبانمان می آزاریم؛ خود نشانه هایی است که ما  بر غضب و خشممان کنترل نداریم.

برخی می‌گویند: روزه دارها به بهانه گرسنگی و تشنگی، بدخلق تر هم می شوند، اما این درست نیست تنها فرد  بدخلق در حالت عادی می تواند  در ماه رمضان بدخلق تر شود، این در حالی است که  ماه رمضان می تواند فرصتی باشد تا تصمیم بگیریم اگر در حالت عادی ، آستانه تحمل مان پایین است و زود خشمگین می شویم، کارهایی انجام دهیم که کنترلمان بر خودمان بیشتر شود و به تعبیری یک خودسازی داشته باشیم.

 

*چرا ماه رمضان فرصت خوبی برای ترک گناهان است؟

حجت الاسلام «محمود ریاضت»، کارشناس مذهبی و از خطبای تهران در رابطه با این موضوع به فارس می‌گوید: «در ماه مبارک رمضان از لحاظ زمانی یک پتانسیلی وجود دارد که خداوند به انسان برای ترک گناه کمک می‌کند .چرا که خداوند کریم است و در ماه رمضان کریمانه برخورد می‌کند ، یعنی اگر انسان تصمیم بگیرد که از کارهای اشتباهش توبه کند، بهترین ماه ، ماه رمضان است. 

پس به تعبیر ائمه قبل از اینکه شما بخواهید توبه کنید سعی کنید رذیله بداخلاقی را در وجودتان از بین ببرید چون اگر همه واجبات و مستحبات را هم انجام دهیم و بداخلاق باشیم، به کار نمی آید. لذا مومن خوش اخلاق درجاتش از بقیه مومنان خیلی بالاتر است، حتی کافری که بداخلاق نیست از مومن بداخلاق و تندخوی بهتر است و این را خود  پیامبر اسلام(ص) نیز تاکید کردند که بداخلاقی مومن ممکن است او را به کفر برساند, اما خوش اخلاقی کافر ممکن است او را به مسیر دین بیاورد.

شمر در جنگ صفین جزو سربازان حضرت علی (ع)  بود و زحمت هم زیاد کشید, اما یکی از چیزهایی که باعث شد او تبدیل به شمر شود، همین بداخلاقی اش بود. از قدیم هم وقتی می خواستند کسی را مثال بزنند که بداخلاق و عصبانی بوده، می گفتند مثل شمر است، اما از کسی هم اگر می خواستند تعریف کنند، می گفتند: خلق محمدی دارد، یعنی همیشه اهل بیت ما در رأس پیغمبر (ص) زبانزد خوش اخلاقی و عصبانی نشدن بودند.

1- موقع عصبانیت تصمیم نگیرید!

از آنجا که ماه مبارک رمضان فرصت مغتنمی است که انسان خودسازی داشته باشد و خشم و غضب بسیاری از بدی ها را به همراه خود دارد، لذا به گفته حجت الاسلام ریاضت در تعاریف دینی ما آمده که موقع خشم و غصب تصمیم نگیرید، چون باعث پشیمانی می شود!

2- مکان خود را تغییر دهید

زمانی که انسان به خشم خود غلبه نمی کند، عقلش کنار می رود و تصمیماتش بدون اندیشه خواهد بود، پس باید سعی کنیم بر غضب تسلط پیدا کنیم، یکی از این راه ها این است که انسان حالتش را تغییر دهد یعنی مثلا اگر نشسته، بلند شود، یا اگر ایستاده، بنشیند و نفس تازه  کند ، یا اینکه حتی محیط را تغییر دهد مثلا به اتاق دیگری برود یا خانه را ترک کند.

3- به دیگران غضب نکنید

از ائمه(ع) نقل شده که تمرین کنیم به کسی خشم و غضب نکنیم. امام سجاد و حضرت عیسی(ع) چنین روایتی نقل کرده اند، در سنن النبی هم داریم که اهل بیت(ع) غضبناک نمی شدند، ممکن بود حالت خیلی خوش اخلاقی شان در زمان هایی تعدیل شود، اما عصبانی نمی شدند چون در عصبانیت فرد هر کاری انجام دهد، گناه است چرا که عقل انسان زائل می شود. ما هم اگر پیرو اهل بیت(ع) هستیم در ماه مبارک رمضان توصیه هایشان را برای کسب فضائل می بایست انجام دهیم و کارهایی بکنیم تا ترک خشم کرده باشیم.

 

4-به پیشکسوت ها احترام و با کوچکترها مهربانی کنید

از نمونه دستورات ائمه(ع) برای ترک خشم و غضب؛ پیغمبر (ص) فرمودند به بزرگترها و پیشکسوت ها احترام بگذارید و حرمت موی سفیدشان را نگه دارید. یک جوان و نوجوان زمانی می تواند حرمت نگه دارد که پرخاشگر نباشد. 

همچنین به کوچکترها با مهربانی رفتار کنید. اگر یک پدر، مادر ، پدربزرگ  و مادربزرگی تندخو باشد، آیا می تواند به خصوص در ماه رمضان به کوچکتر از خود یا جوانش با مهربانی برخورد کند؟ خیر، نمی شود ! تنها وقتی فرد می تواند  در ماه رمضان مهربانانه و کریمانه  رفتار کند در طول همه ادوار فردی خوش اخلاق باشد. یعنی حتی اگر طرف مقابل با شما تندخو شود، جواب ندهد و کریمانه رفتار کند . 

5- فکر کردن و سکوت را تمرین کنید

یکی از با فضیلت ترین اعمال در ماه رمضان «تفکر کردن» است. وقتی می خواهیم حرف بزنیم، قبلش فکر کنیم همین باعث می شود که دیگر عصبانی نشویم. متاسفانه امروز در جامعه کرکره فکر کردن پایین آمده است، خصوصا در جمع هایی می‌بینیم  عده ای تنها دنبال نمادهای ظاهری دین هستند و اصل دین را رها کرده اند. اگر فکر کنیم که میزبانِ میهمانیِ رمضان، خداوند کریم و بهار این ماه ،قرآن است چطور ما نباید کریم باشیم؟ 

در روایات داریم خوش به حال کسی که سکوت و فکر می‌کند، وقتی قبل از هر رفتاری  فکر می‌کند،دیگر حرف و عمل دیگران نمی تواند او  را  عصبانی  کند. همینطور در روایت دیگری داریم که یاران خاص اهل بیت(ع) کثیر العبادات بودند. 

5- خودتان را هنگام عصبانیت جای دیگران بگذارید

اگر زیاد سکوت کنیم و زیاد تفکر داشته باشیم حتی اگر کسی حرف نامربوط هم به ما زد ، انگار نشنیده ایم که بخواهیم عکس العملی هم نشان دهیم، اما گاهی هم پیش می آید که ظرفیت ما در طول زندگی یا در همین ماه مبارک کم می شود در اینطور مواقع بهتر است که خودمان را جای طرف مقابل بگذاریم یعنی مثلا اگر یک تصادفی کرده ایم،  به جای عصبانیت خود را جای طرف مقابل بگذاریم و ببینیم شاید بیماری در ماشین داشته که با سرعت رانندگی کرده  و باعث تصادف شده است.

6- آستانه تحملتان را بالا ببرید

شرایط امروز  از زمان جنگ و دفاع مقدس سخت تر نیست . زمان جنگ  همه روزه می گرفتند، شرایط اقتصادی نابسامان بود، مردم عزیزانشان را از دست می دادند، اما مشکلی که پیش می آمد مردم می گفتند سلامتی رزمندگان صلوات بفرستید،  بخشی از این کم شدن آستانه تحمل به خاطر خودخواه شدن ما است کمتر به دیگران فکر می کنیم لازم است خود را هم جای دیگران بگذاریم تا تحمل مان بالا برود.

مردم در دهه شصت آسایش زیادی نداشتند، اما آرامش داشتند. کسی آن دوره تلویزیون نداشت، اما الان بیشتر مردم  تلویزیون هوشمند دارند، الان وسایل آسایش زیاد شده اما آرامش کم شده است. قالب جوانان آن دوره با والدین زندگی می کردند ،کمتر به فکر طلاق می افتادند چون آرامش داشتند و مشکلات را تاب می آوردند، اما الان جوان ها همه می خواهند خانه مستقل داشته باشند البته حقشان است اما آرامششان کم است، زود عصبانی می شوند، با پدر ، مادر، همسر درگیر می شوند، آمار طلاق به خاطر کم شدن آستانه تحمل بالا رفته است.

انشاالله  در ماه مبارک رمضان درک ما از زندگی بالاتر برود.

 

 

تفاوت کودکان بیش‌فعال و بازیگوش چیست؟

چه‌ها از همان سنین کودکی علاقه زیادی به کشف همه‌چیز دارند و مدام در حال بازی و شیطنت هستند اما گاهی والدین از سروصدای زیاد و انرژی فوق‌العاده کودکشان گلایه می‌کنند و این مسئله باعث می‌شود صبر و تحملشان تمام شود و شروع به تنبیه کودک کنند .خیلی وقت ها تکرار و ادامه این شیطنت ها والدین را دو به شک می کند که نکند کودک شان مبتلا به بیش فعالی باشد. به همین دلیل درباره تفاوت ها و مرزبندی های این دو ویژگی با دکتر ناهید محمدی روانشناس کودک گفتگو  کردیم.

*** بیش فعالی یک اختلال رشدی است

طبق نظر مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری در آمریکا (CDC)، تقریباً 9 درصد از کودکان دارای ADHD(بیش فعالی) هستند اما مسئله اینجاست که مشاهده هرگونه تحرک و جنب‌وجوشی به معنای بیش فعالی نیست.

دکتر ناهید محمدی دراین‌باره می‌گوید: «بیش فعالی در کودکان یک اختلال رشدی محسوب می‌شود و ما زمانی می‌توانیم شیطنت کودک را نشانه بیش فعالی بدانیم که کودک دارای تعدادی علائم باشد. یکی از علائم بیش فعالی، جنب‌وجوش مفرط است؛ طوری که کودک تا لحظه خوابیدن مدام در تحرک است و گاهی حتی در حالت خواب هم می‌غلتد.»

محمدی به تمایز دیگر شیطنت و بیش فعالی می‌پردازد و می‌گوید: «کودکانی که بیش‌فعال هستند در بیش از دو محیط جنب‌وجوش دارند و کنترلی روی جنب‌وجوش خود ندارند؛ درواقع، این کودکان علاوه بر اینکه در خانه خودشان پرتحرک هستند، در مهمانی، مدرسه، مطلب پزشک و هرجای دیگری جنب‌وجوش دارند. این در حالی است که کودکان پرانرژی، وابسته به محیط عمل می‌کنند و اغلب تنها در خانه خودشان پرتحرک هستند.»

تفاوت کودکان بیش‌فعال و بازیگوش چیست؟

این روانشناس کودک با اشاره به علائم دیگر بیش فعالی می‌گوید: «کنکاش با وسایل، عدم تمرکز، پریدن وسط صحبت دیگران، گم کردن وسایل به‌طور مکرر، بی‌نظمی و بیش‌ازاندازه صحبت کردن از دیگر علائم بیش فعالی است که این علائم در کودک پرتحرک قابل‌مشاهده نیست؛ بنابراین، صرف پر جنب‌وجوشی نمی‌تواند نشانه بیش‌فعالی باشد.»

*** دلیل انرژی بالا در بعضی بچه‌ها چیست؟

دکتر محمدی در پاسخ به این سؤال می‌گوید: « ژنتیک در شیطنت کودکان بی‌تأثیر نیست. شیطنت کودکان حتی از دوران نوزادی قابل‌فهم است. بد شیر خوردن، سخت خوابیدن، واکنش نشان دادن با کوچک‌ترین محرک و…نشانه پرتحرکی کودک در دروان نوزادی است.»

این روانشناس کودک ادامه می دهد: «سیستم‌های پردازش حسی نیز در انرژی بالا کودک تأثیرگذار است. ما 7 حس اصلی داریم؛ حس بویایی، چشایی، بینایی، لامسه، شنوایی، عمق و دهلیز. حس عمق نیاز ما به حرکت و فشار است که بعضی از بچه‌ها نیازشان به حرکت بیشتر است و بعضی از بچه‌ها نیازشان کمتر. حس دهلیزی هم نیاز ما به جنب‌وجوش و تعادل است که در برخی از بچه‌ها بهم خوردن تعادل، لذت‌بخش است. بچه‌هایی که نیازشان به حس عمق و برهم خوردن تعادل بیشتر است، معمولاً بچه‌های پرتحرک و پرانرژی هستند و باید فضاهای مناسبی برای فعالیت و تخلیه انرژی این بچه‌ها در نظر گرفته شود.»

کنجکاوی نیز از دیگر علل پرتحرکی در بعضی کودکان است: «کجکاوی گاهی باعث می‌شود تا کودک نتواند یکجا بنشیند؛ در اینصورت جهت دادن به حس کنجکاوی کودک می‌تواند باعث شود تا رفتارهای آزارگرانه ناخواسته‌ در این بچه‌ها کاهش یابد.»

تفاوت کودکان بیش‌فعال و بازیگوش چیست؟

 *** عوامل تحریک‌کننده شیطنت در کودکان

اگرچه سطح بالای انرژی در کودکان نشانه بیش فعالی نیست اما گاهی می‌بینیم که میزان شیطنت در کودک به‌صورت مقطعی بیش‌ازاندازه می‌شود تاجاییکه کودک حتی در رفتار شبیه کودکان بیش‌فعال عمل می‌کند؛ دکتر محمدی در این رابطه می‌گوید: «تعدادی از  عوامل می‌تواند باعث تحریک شیطنت در کودکان شود. به‌عنوان‌مثال، غذاهایی که کافیین، شیرینی و کالری بالاتری دارند، می‌توانند جنب‌وجوش در کودکان را زیادتر کند.»

علاوه بر این، تحقیقات نشان داده که یکسری عوامل دیگر می‌تواند زمینه‌ساز تحرک بالا در کودکان شود که این عوامل عبارت‌اند از:

استرس کنترل نشده

کودکان اغلب زمانی که یک اتفاق استرس‌زا را در زندگی تجربه می‌کنند، بیش‌فعال می‌شوند. حتی تغییرات مثبت مانند رفتن سفر یا نقل‌مکان به محله دیگر می‌تواند استرس زیادی برای کودک ایجاد کند؛ لذا قبل از اینکه تصمیمی بگیرید یا کاری انجام دهید، هرگز کودکتان را در جریان مسائل قرار ندهید.

به یاد داشته باشید که استرس والدین نیز به کودکان منتقل می‌شود؛ بنابراین، اگر استرس دارید به‌احتمال‌زیاد فرزندتان دچار استرس می‌شود. در چنین مواردی، به کودکتان حس اطمینان و حمایت بیشتری دهید.

تفاوت کودکان بیش‌فعال و بازیگوش چیست؟

 عدم تخلیه انرژی

بچه‌ها اغلب انرژی زیادی برای سوزاندن دارند. آن‌ها دائماً به فعالیت بدنی مانند دوچرخه‌سواری، پریدن، دویدن یا بازی در بیرون از خانه نیاز دارند. بنابراین، زمانی که دیدید کودک در زمان خوابیدن مقاومت نشان می‌دهد و بی‌قرار و فعال است، این نشانه آن است که او باید با بازی و فعالیت، انرژی‌اش را بسوزاند.

برای تخلیه انرژی کودک به دنبال فعالیت‌هایی باشید که به کودک شما اجازه می‌دهد بدود، بپرد یا حرکت کند. به‌جای ثبت‌نام کودک در کلاس نقاشی، کودکتان را به کلاس‌های پرتحرک مثل شنا یا ژیمناستیک بفرستید تا انرژی‌اش را تخلیه کند. همچنین فعالیت‌های حسی مانند خمیربازی یا بازی با ماسه می‌توانند بسیار آرام‌بخش باشند.

کمبود خواب

درحالی‌که بزرگ‌سالان هنگام خستگی خیلی تنبل و بی‌حوصله هستند، کودکان اغلب بیش‌فعال می‌شوند. اغلب می‌بینیم که برخی از والدین تعجب می‌کنند که چطور باوجوداینکه کودکشان صبح زود از خواب بلند شده و ظهر استراحت کافی نداشته اما 12 شب همچنان پرانرژی است؟!

وقتی کودک به‌اندازه کافی استراحت نمی‌کند، بدن او با تولید کورتیزول و آدرنالین بیشتر پاسخ می‌دهد تا بتواند بیدار بماند؛ درنتیجه انرژی بیشتری خواهند داشت. بنابراین برای کنترل شیطنت کودک، زمان استراحت و خواب کودکتان را تنظیم کنید و مطمئن شوید که کودک شما به‌اندازه کافی می‌خوابد.

*** نحوه کنترل و مدیریت کودکان پرانرژی

«دکترمحمدی» مهم‌ترین راه کنترل شیطنت در کودک را شناسایی دلیل آن دانست و اظهار کرد: «والدین ابتدا باید متوجه شوند که دلیل جنب‌وجوش زیاد در فرزندشان چیست. آیا در فرزندشان علائم بیش فعالی را مشاهده می‌کنند یا خیر، آیا فرزندشان تنها در محیط خانه پرتحرک است یا همه‌جا این‌گونه است. چنانچه متوجه علائم بیش فعالی در فرزندتان شدید لازم است به پزشک اطفال مراجعه کنید. این اختلال با مصرف دارو و یا حتی گاهی بدون دارو قابل کنترل است.»

چنانچه شیطنت کودک به دلیل عوامل ژنتیکی و یا مشکل سیستم پردازش حسی بود در این صورت والدین باید به دنبال فعالیت‌هایی مثل بازی در محیط‌های باز، شرکت در ورزش‌های مختلف و جنب‌وجوش در فضاهای ایمن باشند تا کودک انرژی‌اش را تخلیه کند:« اگر شیطنت کودک مبتنی بر کنجکاوی است، والدین باید با فراهم کردن امکان ارضای کنجکاوی به شکل صحیح، رفتار شیطنت‌آمیز کودکشان را مدیریت کنند.»

چگونه ماه رمضان را برای «روزه‌اولی‌ها» شیرین بگذرانیم؟

بسیاری از نوجوانان امسال برای اولین بار روزه‌داری ماه مبارک رمضان را تجربه می‌کنند. امساک از خوردن و آشامیدن در روزهای طولانی و گرم بهار ممکن است دشوار به نظر برسد اما شوق برخورداری از لطف بی منتهای الهی در این ماه، انگیزه همه افراد از جمله نوجوانان و کودکان روزه اولی را برای روزه داری صد چندان می‌کند. همین روزه اولی‌ها و مخصوصاً دخترهای نه ساله که امسال باید روزه بگیرند و والدین عزیز، باید ترفندهایی برای شادابی و انرژی گرفتن بچه‌ها به کار ببرند تا ماه رمضان امسال، هم نشاط و معنویت بچه‌ها حفظ شود و هم سلامت‌شان به خطر نیافتد. این سوال پیش می‌آید که چه کنیم که در روزهای بلندِ این ماه، بچه‌ها راحت روزه بگیرند و کمتر اذیت شوند؟ حجت‌الاسلام احمدرضا اعلایی (عمو روحانی) فعال حوزه تربیت کودک در این موضوع گفت‌وگو کرد.

بچه‌ها دوست دارند روزه را تقلید کنند

اتفاقی که در مناسبت‌ها می‌افتد این است که یک ظرف زمان و مکانی به صورت ناخودآگاه به وجود می‌آید که در همه شهر و رسانه و اطراف کودک دیده می‌شود که در نوع سبک زندگی‌ها مؤثر است. در این شرایط خود بچه‌ها (حتی ۴-۵ ساله‌ها) را که می‌بینید می‌گویند که (الکی) ما روزه‌ایم. یا پسرهای دوم و سوم دبستانی را می‌بینیم که غذا نمی‌خورند و می‌گویند که چون بقیه روزه‌اند ما نمی‌خوریم و ما روزه‌ایم. در حالی که کسی هم به آنها توضیح نداده است، ولی همین بستر روزه‌داری و محیطی که در آن هستند و علاقه بچه‌ها به الگو گرفتن باعث می‌شود که آنها از این الگو تبعیت کنند.

روزه برای بچه‌ها یک چیز خاص است. در نگاه بچه‌ها روزه یک کار ویژه‌ای است که فقط آدم بزرگ‌ها انجام می‌دهند. بچه‌ها احساس می‌کنند که اگر آنها هم روزه بگیرند، خیلی خاص می‌شوند و بزرگ نمایش داده می‌شوند. به همین خاطر سعی می‌کنند که روزه را تقلید کنند. این را باید غنیمت شمرد و در سن قبل از تکلیف که هنوز این کار اجبار نشده برای‌شان و انتخاب خود آن‌هاست باید از سمت ما محترم شمرده شود و مهم در نظر گرفته شود.

دقت کنید! متأسفانه ما خانواده‌هایی را می‌بینیم که با این مطلب می‌جنگند. به بچه می‌گویند: «تو که هنوز بهت واجب نشده» «تو هنوز زوده برات» «تو هنوز نمی تونی روزه بگیری» و.. در شرایطی که بچه می‌تواند روزه بگیرد. و جلوی روزه گرفتنش را می‌گیرند و این اصلاً کار خوبی نیست.

در روایت داریم که بچه‌ها را در ۸ سالگی توصیه کنید به روزه‌داری. حتی وقتی کودکی پیش معصوم می‌آید و می‌گوید که روزه نگرفته، معصوم تعجب می‌کنند و مذمت می‌کنند و می‌فرمایند که یک روز در میان روزه بگیرد. این خودش نشان دهنده این است که بچه‌ها قبل از اینکه به سن تکلیف برسند باید تمرین کرده باشند و باید عادت کرده باشند و در آن سنین ویژگی‌ای که بچه‌ها دارند این است که با علاقه خودشان انتخاب کرده باشند و این خصلت، کار را جلو می‌اندازند.

چه‌گونه ماه رمضان را برای «روزه‌اولی‌ها» شیرین بگذرانیم؟

بستر را فراهم کنیم

بیشتر از این‌که برای بچه‌ها توضیح دهیم و شناخت ایجاد کنیم برای‌شان در این مورد، باید محیط و بستر را فراهم کنیم، برای اینکه بچه‌ها همراه شوند. یک‌سری از فضاها هستند مثل سحر و افطار. ما می‌گوئیم که این فضاهایی است که باید بچه‌ها را در این فضا همراه کرد. بچه‌هایی که می‌توانند بیدار شوند و یا بچه‌های ۷-۸ ساله را برای سحری بیدار کنیم، سحر بخورند و اگر می‌بینیم اگر هر روز را روزه بگیرند، اذیت می‌شوند و نمی‌توانند، بعضی از روزه‌ها را کله گنجشکی بگیرند. یا مثلاً بچه‌هایی که ضعیف‌ترند و سن کمتری دارند، در ماه رمضان چند روز فقط روزه بگیرند. بعد از گذشت مدت زمان، برای‌شان یک روز در میان قرار روزه بگذاریم و به مرور به عادت تبدیل شود و به سیستم روزه داری عادت کنند و برای‌شان جا بیافتد که این مسئله روزه گرفتن جز وظایف‌شان هست. هیچکدام از این موارد با توضیح دادن برآورده نمی‌شود.

خود قرآن هم به‌عنوان مرجع و منبع موضوعات دین، در آیاتش خیلی روزه را برای ما باز نمی‌کند. فقط می‌گوید: «کتب علیکم الصیام» یعنی «برای شما روزه داری را واجب کردیم.» خدا گفته که در ماه رمضان روزه بگیرید و ما هم باید اطاعت کنیم. در روایات آمده در مورد گرسنگی و فلسفه روزه گرفتن، این‌که روزه یاد فقراست و از آدم‌های ضعیف و کم بضاعت برای‌مان حرف می‌زند. آدم خودساخته می‌شود و روزه خودش یک سپر است برای انسان. ولی هیچکدام از این‌ها آن هدف اصلی نیست، مخصوصاً برای بچه‌ها راهبرد اصلی این‌ها نیست. همان نکته ایست که ذکر شد.

برنامه را تنظیم کنیم

به خصوص برای دختران روزه اولی این مهم است که ساعت خواب و بیداری‌شان را تنظیم کنیم، بالاخص در روزهای بلند سال. در روزهای ماه رمضان امسال که همین شرایط هم هست، به خصوص که مدرسه‌ها هم باز شده است، اگر ممکن باشد بهتر است بچه‌ها ساعت‌های شب را تا زمان بیشتری (نسبت به روزهای عادی) بیدار بمانند و حتماً سحر را بیدار باشند و طی این زمان بیداری، تغذیه مناسب مثل مایعات کافی و سبزیجات و غذا و میوه و… بخورند. از طرفی بعد از ظهرها هم بخوابند تا دم افطار، نزدیک افطار هم بیدار شوند. این خودش کمک می‌کند به بچه‌ها کمتر فشار بیاید. در ایام ماه مبارک رمضان، برنامه‌های ورزشی و فعالیت‌های بدنی و فیزیکی که باعث می‌شود به بچه‌ها فشار بیاید را سعی کنیم کمتر داشته باشیم.

در مدرسه‌ای که مشغول هستیم، برنامه دانش‌آموزان را به‌گونه‌ای تنظیم کردیم که صبح‌ها دیرتر به مدرسه بیایند. اگر مدارس بتوانند شروع کلاس‌ها را دیرتر داشته باشند تا بچه‌ها شب را راحت تر بیدار بمانند و صبح دیرتر بیدار شوند خوب است. از طرف دیگر بچه‌ها بعد از ظهر هم یک زمان خوبی دارند که استراحت کنند. بار تکلیف و کارهایی که معمولاً برای بعد از مدرسه داده می‌شود، اگر مدرسه سبک تر کند بسیار کمک کننده است که همه به تدبیر مدارس و آموزش و پرورش برمی‌گردد.

رمضان جذاب‌تر

برنامه افطار و غذا و سحر و این‌ها را به گونه‌ای بچینیم که غذای مورد علاقه بچه‌ها باشد و به حضور سر سفره سحر و افطار رغبت داشته باشند. خواهرزاده‌ای دارم که علاقه زیادی به غذا داشت. بعد از ظهرها نزدیک افطار زمان زیادی می‌گذاشت برای درست کردن غذا. می‌گفت من از اینکه مشغول درست کردن غذا می‌شوم و بوی غذا بهم می‌خورد و غذا را می‌بینم خیلی لذت می‌برم و حالم با روزه داری خوب است. بچه‌ها را -اگر دوست دارند- درگیر افطار درست کردن و چیدن و … کنیم که ثواب هم دارد که برای روزه دار افطار آماده کنیم. خود اطعام دادن و مهمانی دادن و مهمانی رفتن باعث می‌شود که شور و شوق و حال و هوای ماه مبارک بیشتر در بین بچه‌ها ایجاد شود و حال خوب بیشتری برای‌شان دارد.

اگر بشود افطاری‌های ساده‌ای داد. این اطعام کردن که خیلی هم توصیه شده و سنت بسیار پسندیده‌ای هم هست به خصوص این‌که در ماه مبارک رمضان هم آن را تجربه کنند، خیلی برای‌شان جذاب است و در ذهن‌شان می‌ماند و انگیزه‌شان را برای روزه گرفتن بیشتر می‌کند. خیلی وقت‌ها بچه‌ها در روزهایی که مهمان دارند یا مهمانی دعوت‌ند، دوست دارند روزه باشند.

چه‌گونه ماه رمضان را برای «روزه‌اولی‌ها» شیرین بگذرانیم؟

چند توصیه دیگر

مجموعه‌های مختلفی محصولات خوبی هم در این فضا طراحی داشته‌اند. مثلاً «اسلام فور کیدز» Islamformykids بسته‌های خوبی برای ماه رمضان بچه‌ها طراحی کرده است. یک سری کتاب‌ها و فعالیت‌ها و کاربرگ‌ها که قابل استفاده است. کتاب «نامه‌های آسمانی» که چند سال پیش تولید شد هم ایده خوبی دارد. هر روز یک نامه داشت که فعالیت مرتبط با ماه مبارک بود. درست کردن افطاری، درست کردن صندوق صدقات، دو صفحه از قرآن (اغلب سوره حمد یا یکی از سوره‌های کوتاه) که آماده کنند برای این‌که بچه‌ها شب‌های قدر روی سرشان بگذارند.

یکی از ایده‌های خوب تهیه هدیه برای بچه‌های روزه اولی است، آن‌هم به صورتی که غافل گیر شوند و برای‌شان جذاب باشد و به آن‌ها انگیزه بدهد. در حس‌شان نسبت به روزه بسیار مؤثر است. نکته قابل تأمل در روزه گرفتن بچه‌ها و بالاخص روزه اولی‌ها، عدم استفاده از جملات ضعیف و منفی، این‌که «اگر نمی‌توانی نگیر» و… در برابر آن‌هاست. از بیان این عبارات و مشابه آن باید پرهیز کنیم. اتفاقاً باید برایش جا بیافتد که اگر این روزه را الان و در این لحظه نگیرد، به گردنش می‌ماند و بعداً باید قضایش را بگیرد و کفاره بدهد. این کار هم چون فضای جریمه‌ای و حس و حال منفی برای بچه‌ها دارد پس قطعاً خوب نیست، چه بهتر که از ابتدا با انجام تکلیف در زمان مقرر خودش حتی با تحمل شرایط سخت پیش برویم. تا جایی که می‌شود ما باید زمینه را فراهم کنیم که این بچه روزه‌هایش را بگیرد. البته در نظر بگیریم که برای ما بزرگ‌ترها هم روزه گرفتن سخت است. گاهی اوقات سرگیجه داریم. گاهی اوقات حال بد داریم. گاهی اوقات بی جان و بی حال می‌شویم. باید زمینه برای روزه گرفتن به بهترین شکل ممکن از سمت ما فراهم شود. روزه گرفتن یک تکلیف است و تکلیف همراه با سختی است. یک چیزی را هم بگویم که تاکید شود و بدانیم: «اتفاقاً برای بچه‌ها تحمل این سختی‌ها بسیار راحت‌تر است.» بهتر است به جای آیه یاس خواندن و دائماً شانه خالی کردن و فرار کردن و … سعی کنیم به بچه‌ها کمک کنیم که به بهترین شکل ممکن از پس این کار بربیایند. نتیجه انجام کار به شکل خوب، خودش یک اعتماد به نفس و خاطره خوب می‌گذارد در ذهن بچه‌ها.

مناسبت‌های ماه مبارک

قطعاً ظرفیت زیادی هست. از جنس همان ظرفیت‌هایی که ابتدای صحبتم گفتم. برای مشارکت بچه‌ها ظرفیت‌های خوبی داریم. مهمانی، تزئین فضا و به خصوص در ایام شاد عید فطر و آدابی که دارد. در کشورهای اسلامی عید فطر را مانند عید نوروز در ایران جدی می‌گیرند و به گونه‌ای جدی به آن می‌پردازند که کودکان ناخودآگاه در جوی قرار می‌گیرند که خوشحالی به آن‌ها القا می‌شود. دورهم جمع می‌شوند و عیدی می‌دهند و مهمانی می‌روند و مهمان دعوت می‌کنند و… این‌ها همه برای بچه‌ها پررنگ می‌شود. ما هم می‌توانیم علاوه بر این کارها همان‌طور که گفتیم به بقیه هدیه بدهیم و به دیدن پدر و مادر و اقوام نزدیک برویم و دورهم تجربه خوبی داشته باشیم و فضای جشن و شادی و حس خوشایند برای بچه‌ها فراهم کنیم.

شب‌های قدر

وقتی خودمان به صورت فردی برنامه‌ای را شرکت می‌کنیم، یک نوع برنامه داریم، اما زمان همراهی با خانواده هم به گونه دیگری باید برنامه داشته باشیم. در طراحی برنامه باید سلیقه همراهان را نیز در نظر گرفت. اگر بچه‌ای همراه داریم باید فضایی برای بازی و آزادی بچه‌ها در نظر گرفت تا بچه‌ها بازی کنند و فضای بزرگی داشته باشند. مثل مصلی، که بازی کنند و استراحت کنند و حتی می‌توانند چیزی بخورند. برنامه در فضای خانوادگی برای بچه‌ها خوشایندتر است تا برنامه‌ای که در مساجد محلی و در فضای جداگانه زنانه و مردانه که بچه‌ها برای بازی هم محدود هستند و بیرون رفتن از محیط برای‌شان سخت است و ساعت برنامه طولانی است و سرو صدا بیشتر اذیت کننده می‌شود و اغلب در همین صدا از یک ساعتی به بعد هم می‌خوابند. بهتر است بچه‌ها را طوری بیدار نگه داریم که همراه خودمان برنامه قرآن به سر گرفتن را تجربه کنند و در آن زمان حتماً بیدار باشند. برای زمان خواندن دعای جوشن کبیر یا هر دعای دیگری، بعضی اوقات می‌شود در مورد آن دعا به بچه‌ها توضیح داد. بچه‌ها را همراه کنیم با خودمان. تا چند فراز می‌توانند دعای جوشن کبیر را با ما همراهی کنند و تا چند فراز با ترجیع بندها تکرار کنند: «سبحانک یا لااله الا انت…» در مورد خود دعای جوشن و معنایش و حرف‌هایی که داریم در این دعا می‌گوئیم، می‌شود به بچه‌ها توضیح داد.

این فضایی که توصیف کردیم، فضای خوب و قابل استفاده‌ای است که بچه‌ها می‌توانند بخشی از آن را همراه ما باشند و بخشی دیگر را بازی بکنند. یادمان باشد خوراکی ببریم و در خوش گذشتن به بچه‌ها و شادابی بچه‌ها خیلی دقت کنیم.

در نوع برنامه انتخابی و دقت در مدت زمان برنامه و کیفیت‌ش هم باید توجه داشت. مثلاً بعضی اوقات پدر تنها می‌رود مراسم و می‌گوید مادر با بچه‌ها هر جا می‌خواهند بروند. این کار را برای مادر سخت می‌کند. برای بچه‌ها هم جذابیت حضور خانوادگی در مراسم بسیار بیشتر است.

بچه‌ها افطار بدهند

خودمان تجربه‌ای که در مدرسه داشتیم این بود که مؤثر و خوب هم بود «شب افطار با بچه‌ها» بود. از چند ساعت قبل از اذان مغرب با بچه‌ها در مدرسه حضور داشتیم و افطار را با هم دیگر می‌خوردیم و فعالیت‌های جمعی‌ای را می‌کردیم. از صحبت‌های مختلف می‌شود اسم برد تا مثلاً برنامه‌ای که ما تجربه اجرای آن را داشتیم. این‌که: بخشی از برنامه شب احیا را با بچه‌ها برگزار کردیم. بچه‌ها هم خیلی خوب همراهی کردند و برنامه پرشور بود. برای آمادگی بچه‌ها برای شب‌های احیا کار خوبی بود. برای افطار هم سفره‌ها را خودشان آماده می‌کردند. بعضاً می‌شد که ذغال و جوجه هم درست می‌کردیم. با بچه‌ها مشغول آماده کردن می‌شدیم. یا حتی یک سال نذری نان و پنیر را آماده می‌کردند و به کسبه و همسایه‌های محل می‌دادند. از این دست تجربه‌ها اگر بشود با همکاری مدارس برای بچه‌ها رقم بخورد بی‌نظیر است.

برای ماندگارتر شدن این فضای قشنگ حتی می‌توان مراسم‌های ویژه‌ای مثل جشن تکلیف را هم در ماه مبارک رمضان گرفت که هم حال و هوای زیبایی دارد و هم از برکات معنوی این ماه استفاده کرده‌ایم.

محدث تک‌فلاح