شما این تفاوت های میان زن و مرد را قبول دارید؟

بر کسی پوشیده نیست که زنان و مردان تفاوت های آشکاری با یکدیگر دارند. درک و شناخت این تفاوت ها باعث آسان شدن زندگی می شود. مهم این است که بدانیم در بسیاری از موارد نباید انتظار داشت که زنان و مردان شبیه هم عمل کنند. در ادامه چند کمیک را که سعی در به تصویر کشیدن این تفاوت ها دارند را بررسی می کنیم.

۱. آرایشگاه رفتن

۱۱ کمیک بامزه‌ای که تفاوت میان زن و مرد را به تصویر می‌کشند

 

۲. نیاز به دستشویی

۱۱ کمیک بامزه‌ای که تفاوت میان زن و مرد را به تصویر می‌کشند

۳. چمدان بستن

۱۱ کمیک بامزه‌ای که تفاوت میان زن و مرد را به تصویر می‌کشند

اکثر زن ها پیش از سفر به تمام مواردی که ممکن است نیاز پیدا کنند و حتی شرایط پیش بینی نشده هم فکر می کنند تا با خیال راحت از سفرشان لذت ببرند، به همین خاطر شاید تفاوت آشکاری بین چمدان بستن زنان و مردان دیده شود.

۴. شبکه های اجتماعی

۱۱ کمیک بامزه‌ای که تفاوت میان زن و مرد را به تصویر می‌کشند

برخی معتقدند زنان روابط عمومی و اجتماعی بهتری نسبت به مردان دارند در نتیجه در شبکه های اجتماعی بیشتر فعال بوده و ارتباطات بیشتری دارند.

۵. تخت دونفره

۱۱ کمیک بامزه‌ای که تفاوت میان زن و مرد را به تصویر می‌کشند

درباره سهم بیشتر تخت که به زنان اختصاص داده می شود زیاد شوخی می شود، اما در بسیاری موارد این ربطی به جنسیت ندارد و تنها عادت خواب است که سهم هر فرد را در تخت مشخص می کند.

۶. میزکار

۱۱ کمیک بامزه‌ای که تفاوت میان زن و مرد را به تصویر می‌کشند

شاید شما هم متوجه شده باشید که روی میز کار بسیاری از مردان می توان هرچیز مربوط و نامربوطی را پیدا کرد. اما میز کار خانم ها اغلب نظم بیشتری دارد.

۷. دستکاپ کامپیوتر

۱۱ کمیک بامزه‌ای که تفاوت میان زن و مرد را به تصویر می‌کشند

بر خلاف میز کار به هم ریخته مردان، صفحه دسکتاپ آنها نظم وسواس گونه ای دارد که در این مورد هم در مقایسه با دستکتاپ پر از فایل برخی زنان در تضاد است.

۸. انتخاب شامپو

۱۱ کمیک بامزه‌ای که تفاوت میان زن و مرد را به تصویر می‌کشند

اغلب زنان در انتخاب لوازم بهداشتی و مخصوصا شامپو که به زیبایی و سلامت موهایشان مرتبط است سخت گیری و دقت بیشتری نسبت به مردان دارند.

۹. دیدن رنگ ها

۱۱ کمیک بامزه‌ای که تفاوت میان زن و مرد را به تصویر می‌کشند

یکی از بحث های همیشگی میان زنان و مردان درک تفاوت رنگ هاست.

۱۰. کمد لباس

۱۱ کمیک بامزه‌ای که تفاوت میان زن و مرد را به تصویر می‌کشند

یکی تفاوت هایی که بسیاری از زوج ها متوجه آن می شوند تفاوت تعداد لباس هایشان است که همیشه لباس های زنان به طور قبل توجهی بیشتر از مردان است.

۱۱. آماده شدن برای بیرون رفتن

۱۱ کمیک بامزه‌ای که تفاوت میان زن و مرد را به تصویر می‌کشند

اغلب مردان کار زیادی برای آماده شدن ندارند و با پوشیدن لباس به سرعت آماده بیرون رفتن از خانه می شوند. اما همیشه زمان بندی زن ها با مردان هماهنگ نیست.

۱۱ کمیک بامزه‌ای که تفاوت میان زن و مرد را به تصویر می‌کشند

با نگاهی به تصاویر بالا می توان دید که در برخی موارد انتظاراتی که از زنان برای زیبا و بی عیب بودن وجود دارد، باعث ایجاد تفاوت رفتاری می شود. باری که تربیت، فرهنگ و اجتماع خواسته یا ناخواسته به زنان تحمیل می کند که اغلب، سختی آن هم بر دوش خودشان است.

۱۱ کمیک بامزه‌ای که تفاوت میان زن و مرد را به تصویر می‌کشند

همچنین کلیشه هایی از جمله بی نظم بودن یا بی تفاوتی به ظاهر در دنیای امروز دیگر ویژگی مردانه محسوب نمی شود و با تغییر در رفتار مردان امروز می توان نتیجه گرفت که بسیاری از رفتارها ربطی به جنسیت ندارد و تنها عاداتی هستند که باورها به وجود آورده اند.

برملا شدن قتل زن تنها با بلند شدن بوی تعفن از خانه‌اش

 زن تنها وقتی از مرد جوان کمک خواست، تصور نمی‌کرد این کار به قتل فجیع خودش ختم شود.

برملا شدن قتل زن تنها با بلند شدن بوی تعفن از خانه‌اش

 رسیدگی به این پرونده از بهمن‌ماه سال ۱۴۰۰ با تماس یک زن جوان با مأموران کلانتری ونک آغاز شد.

وی گفت: ما سال‌هاست در ده ونک ساکن هستیم. چند روز است از خانه همسایه‌مان بوی تعفن به مشام می‌رسد. همسایه ما پیرزنی است که تنها زندگی می‌کند و چند روزی است او را ندیده‌ایم و نگران او هستیم.

با این تماس، مأموران به خانه پیرزن تنها رفتند و پس از گشودن در با جسدی روبه‌رو شدند که به خاطر نداشتن سر قابل شناسایی نبود. شواهد نشان می‌داد چند روز از مرگش گذشته است. در بررسی‌ها روشن شد زن تنها قربانی جنایت یک آشنا شده است.

جسد با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد و مأموران برای افشای راز جنایت به تکاپو افتادند. مأموران در نخستین گام از تحقیقات به پرس‌وجو از همسایه‌ها پرداختند.

نخستین سرنخ

یکی از آنها گفت:صاحبخانه زنی بازنشسته به نام سوسن بود که ۷۲ سال داشت و به تنهایی زندگی می‌کرد. فقط گاهی‌اوقات مرد جوانی به خانه‌اش رفت‌وآمد داشت و کارهای او را انجام می‌داد. آخرین بار مردی را دیدیم که چند وسیله از این خانه خارج می‌کرد.

یکی دیگر از همسایه‌ها گفت: ما هر روز پیرزن را می‌دیدیم، اما چند روزی بود از او خبری نبود و بوی تعفن از خانه‌اش به مشام می‌رسید. آخرین‌ بار مردی ۵۰ ساله را که همیشه به خانه پیرزن رفت‌وآمد داشت در کوچه دیدیم و حال سوسن را پرسیدیم اما او گفت حال پیرزن خوب است و در خانه استراحت می‌کند.

با اطلاعاتی که همسایه‌ها به پلیس داده بودند مرد میانسال به‌عنوان مظنون ردیابی شد. پلیس در بخش دیگری از تحقیقات دریافت خودروی پژو ۲۰۶ قربانی نیز سرقت شده است.

بازداشت مرد آشنا

مأموران با تجمیع اطلاعات، مرد آشنا به نام شهرام را که ساکن شهر کرج بود و به خانه پیرزن رفت‌وآمد داشت شناسایی کردند. با استعلام سوابق وی مشخص شد او چند سابقه کیفری در زمینه سرقت و مواد مخدر دارد. سرانجام مأموران وی را بازداشت و خودروی قربانی را که مقابل خانه وی پارک شده بود کشف کردند.

متهم در بازجویی‌ها لب به اعتراف گشود و گفت: سوسن یکی از همسایه‌های قدیمی پدرم بود و از آنجایی که از کودکی مرا می‌شناخت به من اعتماد داشت. من همیشه کارهایش را انجام می‌دادم و سوسن هم در مقابلش به من پول می‌داد. چند روز قبل ماشین او را گرفتم تا تعمیر کنم. بعد از اینکه ماشین را به او تحویل دادم از من خواست برای گرفتن پول تعمیر و دستمزد به آپارتمانش بروم. وقتی به آنجا رفتم دسته‌های تراول‌چک را دیدم و وسوسه شدم.

وی ادامه داد: من در یک لحظه پتویی را روی سر پیرزن انداختم و او را خفه کردم، سپس به سراغ تراول‌ها رفتم اما وقتی آنها را شمردم متوجه شدم ۲ میلیون تومان بیشتر نیست و از کاری که انجام داده بودم پشیمان شدم، اما از ترسم جسد را به داخل دستشویی بردم و با چاقو ضرباتی به گردنش زدم و پس از تکه کردن جسد بخشی از جنازه پیرزن را داخل یک کیسه گذاشته و در باغچه دفن کردم.

متهم گفت: سپس کلید خانه را برداشتم و با پول‌های سرقتی مقداری مواد مخدر خریدم و یک هفته مصرف کردم. وقتی پول‌هایم تمام شد چند باری به خانه سوسن رفتم و لوازم خانه‌اش مانند جاروبرقی، فرش، تلویزیون و قابلمه‌هایش را برداشتم تا آنها را بفروشم، اما چون اعتیاد داشتم کسی آنها را از من نمی‌خرید. به همین خاطر به ناچار وسایل را به خانه پدرم بردم و در نهایت کل وسایل را به مبلغ ۳ میلیون تومان به یک ضایعاتی فروختم.

وی افزود: آخرین باری که خانه سوسن رفته بودم جسد متعفن شده بود. سعی کردم با مثله کردن جسد هر بار بخشی از آن را به بیرون از خانه ببرم و دفن کنم اما چون همسایه‌ها به من مشکوک شده بودند دیگر به خانه او نرفتم. من در این مدت به خانواده‌ام گفته بودم که ماشین را قسطی خریده‌ام.

با اعترافات تکان‌دهنده مرد معتاد، بقایای سر قربانی نیز در باغچه‌ای در همان محل کشف شد. پرونده جنایت تکان‌دهنده با صدور کیفرخواست به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و شهرام از خود دفاع کرد.

در دادگاه

در ابتدای جلسه اولیای‌دم درخواست قصاص را مطرح کردند، سپس شهرام در جایگاه ویژه ایستاد و به تشریح ماجرا پرداخت.

وی در حالی که سرش را پایین انداخته بود و اشک می‌ریخت، گفت: باور کنید قصد کشتن پیرزن را نداشتم، آن روز شیشه مصرف کرده بودم و حال طبیعی نداشتم. پیرزن چند روز قبل از من خواسته بود خودرویش را به تعمیرگاه ببرم. ما سر مبلغی که بابت تعمیر ماشین پرداخته بودم با هم درگیر شدیم. او شروع به داد و فریاد کرد و من دستانم را دور گلویش گرفتم. باور کنید فقط می‌خواستم او را ساکت کنم اما یکباره متوجه شدم دیگر نفس نمی‌کشد. اگر پیرزن داد و فریاد نمی‌کرد، آنجا را ترک کرده بودم و چنین ماجرایی هم رخ نمی‌داد.

وی درباره مثله کردن جسد گفت: برای اینکه جسد شناسایی نشود تصمیم گرفتم او را تکه‌تکه کنم و بخشی از بدن پیرزن را در باغچه دفن کردم و می‌خواستم بقیه جسد را هم از خانه بیرون ببرم و دفن کنم، اما چون همسایه‌ها مشکوک شده بودند پشیمان شدم. من شرمنده اولیای‌ دم هستم. در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رأی صادر کنند.

زنانی که در تاریخ معاصر افغانستان بایکوت شدند

احمد مدقق، نویسنده افغانستانی، در یادداشتی به مناسبت رونمایی از تقریظ رهبر معظم انقلاب بر کتاب «خاتون و قوماندان» به معرفی این اثر پرداخته است.

نوشتن از مدافعان حرم در سال‌های گذشته، مسیر جدیدی را پیش روی ادبیات مقاومت قرار داد؛ ادبیاتی که تلاش دارد فارغ از نگاه‌های ملی‌گرایانه، مقاومت را در جغرافیای کشورهای اسلامی به تصویر بکشد. کتاب «خاتون و قوماندان» از جمله این آثار است که می‌توان در آن با وجه دیگری از منش و زندگی مدافعان حرم حضرت زینب(س) آشنا شد. 

کتاب حاضر که به قلم مریم قربان‌زاده نوشته شده، داستان زندگی مشترک شهید علیرضا توسلی معروف به (ابوحامد) فرمانده لشکر فاطمیون را از زبان همسر وی،  ام‌البنین حسینی، روایت می‌کند. شهید علیرضا توسلی معروف به ابوحامد، از بنیانگذاران لشکر فاطمیون، اول مهر ماه سال 1341 در افغانستان به دنیا آمد و 9 اسفند 1393 در سوریه، در شهر درعا به شهادت رسید. در نگاه او که در تمام زندگی‌اش رزمنده بود، مرزهای جغرافیایی و ملیت اعتبار چندانی نداشت. برای او مانند بسیاری دیگر از رزمندگان، ایران با کابل و کابل با دمشق فرقی نداشت، این «آرمان» بود که حضور را معنا می‌بخشید. 

قرار است فردا، 22 اردیبهشت‌ماه، مراسم رونمایی از تقریظ رهبر معظم انقلاب بر این کتاب با حضور خانواده شهدا، جمعی از اهالی فرهنگ و نویسنده برگزار شود. احمد مدقق، نویسنده جوان افغانستانی که تاکنون آثار متعددی چون رمان تحسین‌شده «آوازهای روسی» را منتشر کرده، در یادداشتی به معرفی «خاتون و قوماندان» پرداخته است که در ادامه می‌خوانید:

کتاب «خاتون و قوماندان»، روایت زندگی خانم ام‌البنین حسینی است. با تمرکز بر سال‌های زندگی با همسر شهیدش «علیرضا توسلی»، اولین فرمانده لشکر فاطمیون. کتاب، روایتی جذاب و صمیمی دارد و نویسنده‌اش مریم قربان‌زاده به خوبی توانسته حس و عاطفه‌ای قدرتمند در روایت جاری کند که متناسب با وقایع کتاب باشد.

«خاتون و قوماندان» ذیل تاریخ شفاهی زنان قهرمان طبقه‌بندی می‌شود. راوی(ام‌البنین) در فصل اول از دوران کودکی خود شروع می‌کند. از روزهای خواستگاری، روزهای افغانی‌بگیر، تجربه تنهایی وقتی علیرضا توسلی با سپاه محمد به افغانستان و جنگ با طالبان می‌رفت، سفر خانوادگی به افغانستان در دهه 80 و … می‌گوید تا می‌رسد به فصل دوم و روزهای پر التهابی که علیرضا برای جنگ به سوریه می‌رود.

کتاب , ادبیات مقاومت , تقریظ ,

روایت زندگیِ ام‌البنین با آمدن علیرضا توسلی اوج می‌گیرد و با شهادتش تمام می‌شود. هر قدر شورانگیز و لحظه‌پردازانه روزهای شهادت علیرضا روایت می‌شود، روزها و ماه‌های بعد به بیان کلیات می‌گذرد. در واقع راوی معنای زندگی خودش را از همسر شهیدش می‌گیرد و خودش را نیز ذیل ایشان تعریف می‌کند. برای همین مجال زیادی برای پرداختن به خلوت و درونیات خودش که جدای از همسرش باشد، باقی نمی‌ماند. مثلاً در جایی می‌گوید: «بعد از شهادتش هر جایی برای همایش و یادواره دعوتم کردند، رفتم… سفر پشت سفر. در ماه، سه چهار بار می‌رفتم به شهرهای دور و نزدیک. مهمان‌ها گروه گروه می‌آمدند. از دولتی و مردمی و نظامی»… اما وارد جزئیات و حس و حال خودش در هیچ یک از این سفرها نمی‌شود.

«خاتون و قوماندان» از این جهت که از جنگ و جهاد، روایتی زنانه می‌کند، مهم است. روایتِ مردان مجاهد افغانستانی در ادبیات و هنر یا وجود ندارند یا به قصد شماتت و ملامتی یک طرفه، موضوع آثار قرار گرفته‌اند. در فضای مردسالارانه افغانستان، طبیعی است که روایت زنانه از جهاد وضعیت بهتری نداشته باشد. اگر طالبان زنان را حذف فیزیکی کرده‌اند، هنرمندان و رسانه‌ها هم زنان افغانستان را با روایتی کاریکاتوری حذف کرده‌اند. گویی که زنان در افغانستان یا تجاوزدیده و کتک‌خورده هستند یا اگر موفقند به خاطر بریدن از سنت و ارزش‌های جامعه است.

کتاب «خاتون و قوماندان» و روایت‌هایی از این دست، نقطه امیدی است که هزاران زن چون ام‌البنین هم روایت شوند. زن‌هایی که در تاریخ معاصر افغانستان بایکوت شدند و کسی نخواست قصه‌شان را تعریف کند؛ چون روایت زن‌ها به زندگی نزدیک‌تر است و گویی قرار نیست برای جهان از زندگی در افغانستان گفته شود.

تصاویری تعجب‌برانگیز از تولد نوزاد پسر با سه دست!

در هند نوزادی با ۳ دست به دلیل شرایط نادر پزشکی به دنیا آمده است که همه را شگفت‌زده کرد.

در اوایل ماه آوریل، پسری در یک بیمارستان محلی در ایالت راجستان در شمال هند به دنیا آمد که دارای سه دست بود. دست سوم این پسر بچه به طور کامل رشد نداشته و به صورت آویزان در پشتش قرار گرفته است.

تصاویری تعجب‌برانگیز از تولد نوزاد پسر با سه دست!

تولد این نوزاد سه دست که بسیاری از هندی‌ها آن را معجزه می‌دانند، بازتاب زیادی در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های هند داشته است.

تصاویری تعجب‌برانگیز از تولد نوزاد پسر با سه دست!

هشدار به خانم‌هایی که این شکلی ظرف می‌شورند!

شستن ظرف و ظروف یکی از متداول ترین کارهای خانم های خانه دار است. بسیاری از خانم ها هنگام شستن ظروف از پیش بند استفاده نمی کنند و پس از ظرف شستن مشاهده می کنند که لباسشان خیس شده است.

کارشناسان طب سنتی همواره توصیه می کنند که حتما هنگام شستشوی ظروف از پیش بند استفاده نمایید زیرا نبستن پیش بند و خیس شدن شکم بعد از شستشوی ظروف با عوارضی برای خانم ها همراه است.

هشدار به خانم‌هایی که این شکلی ظرف می‌شورند!

عوارض نبستن پیش بند هنگام ظرف شستن

اگر هنگام شستن ظروف شکمتان خیس می شود، ممکن است دچار عوارض زیر شوید:

سرد شدن رحم

سردی رحم یکی از مسائلی است که به علل مختلف می تواند در زنان به وجود بیاید. طب سنتی معتقد است خیس شدن شکم، باعث سرد شدن رحِم می شود. رحم وظیفه تصفیه خون و نگهداری جنین را به عهده دارد و اگر این عضو از حالت مزاجی طبیعی خود خارج شود، عملکرد طبیعی آن دچار اختلال شده و زمینه ساز بسیاری از بیماری ها می گردد.

هشدار به خانم‌هایی که این شکلی ظرف می‌شورند!

نازایی

همانطور که گفتیم خیس شدن شکم، باعث سرد شدن رحِم می شود و سردی رحم رابطه تنگاتنگی با مساله بارداری و بچه دار شدن دارد، سردی رحم می تواند موجب عدم بارداری یا نازائی شود.

سردی بیش از حد رحم موجب تنگ شدن رگ های خونرسان اطراف رحم و دشوار شدن رسیدن اسپرم در اثر تنگی لوله به رحم می شود و به همین دلیل می تواند موجب ناباروری گردد.

مستعد شدن رحم برای انواع کیست

بر اساس توصیه های طب سنتی باید رحم و تخمدان را گرم نگه داشت زیرا رطوبت پذیری و سرد شدن رحم باعث پیری زودرس رحم می شود و همین امر به یائسگی زودرس، کیست و فیبروم می انجامد.

غلبه سردی بر تخمدان سبب می شود که تخمدان نتواند به کار طبیعی خود ادامه دهد و این کار موجب بروز مشکل در کار تخمدان گردد. یکی از نتایج سردی تخمدان ها ، کیست تخمدان می باشد.

هشدار به خانم‌هایی که این شکلی ظرف می‌شورند!

قارچ و عفونت

نبستن پیش بند موجب سردی رحم و به دنبال آن افزایش احتمال ابتلا به قارچ می شود. عفونت قارچی باعث سوزش، ترشحات و خارش شدید واژن و لابیا، بافت هایی که در دهانه واژن قرار دارند، می شود.

علائم سردی رحم چیست؟

  •     حالت تهوع
  •     لکه بینی مکرر
  •     درد زیر دل
  •     قاعدگی زودهنگام
  •     بوی مشمئز کننده رحم
  •     ترشح سفید و پنیرکی در رحم
  •     ادرار سفید رنگ
  •     بروز کیست های پلی کیستیک خوشه ای در رحم
  •     پهلو درد

هشدار به خانم‌هایی که این شکلی ظرف می‌شورند!

  • تیرکشیدگی در کشاله ران
  • ورم تخمدان
  • خارج شدن باد از جلو رحم
  • بالا رفتن میزان پرولاکتین خون
  • ادرار زیاد، بالا رفتن کراتین و دفع پروتئین
  • درد زیر دل پس از رابطه جنسی
  • درد پشت سر
  • بوی بد دهان
  • عدم تمایل به رابطه جنسی

چطور دست‌هایتان را جوان نگه دارید؟

بسیاری از افرادی که برای مراقبت از پوست صورت‌شان برنامه مفصلی دارند، مراقبت از دست‌هایشان را فراموش می‌کنند. با افزایش سن پوست ما نازک می‌شود و چربی پشت دست‌ها کاهش می‌یابد. این کاهش حجم چربی و از دست رفتن انعطاف‌پذیری باعث ایجاد پوست نازکی می‌شود که چین و چروک پیدا می‌کند و لکه‌های پیری روی آن بوجود می‌آید.

چطور دست‌هایتان را جوان نگه دارید؟

از طرف دیگر ما با دست‌هایمان رفتار خشنی داریم. ما دست‌هایمان را بیش از هر جایی دیگری از بدنمان در معرض آفتاب و سایر عوامل آسیب‌رسان قرار می‌دهیم. شستن مکرر دست‌ها با آب داغ چربی‌های طبیعی که پوست را نرم می‌کنند و مانع از خشک شدن و ترک خوردن پوست می‌شوند. اما چه کارهایی می‌توانید انجام دهید تا تا دست‌هایتان جوانتر به نظر برسند.

سه راه برای جوانتر کردن پوست دست وجود دارد:

سطح پوست را حفظ کنید: شما می‌توانید با ایجاد یک روتتین ساده و موثر مراقبت از دست تاثیر عمده‌ای بر ظاهر دست‌تان بگذارید: با استفاده از کرم ضدآفتاب با SPF۵۰ یا بالاتر و کاربرد مکرر آن از سطح پوست‌تان محافظت کنید. هنگام تمیزکاری یا کارهای درازمدت خارج از خانه باید دستکش بپوشید.

مرطوب نگهداشتن دست کلید مقابله با چین‌وچروک‌های پوستی و نازک شدن پوست است.این کار به حفظ کشسانی پوست کمک می‌کند. به طور مکرر در طول روز لوسیون یا کرم روی پوستتان به کار ببرید. این کار به حفظ انعطاف‌پذیری پوست‌تان کمک می‌کند.

لایه برداری از پوست هم برای سودمند است، چرا که پوست خشک در واقع پوست مرده است. می‌توانید از مخلوطی از لیمو و شکر برای لایه‌برداری پوست و حفظ قوام آن کمک کنید.

برای از بین بردن لکه‌های پیری در خانه می‌توانید از آب‌لیمو یا از فراورده‌های موضعی روشن‌کننده پوست استفاده کنید.

روی لایه‌های پوست کار کنید: می‌توانید به طور دوره‌ای لایه‌برداری لایه خارجی پوست را انجام دهید که برای این کار می‌توانید از شیوه‌های درم ابریژن، لایه‌برداری شیمیایی و سطح‌برداری با لیزر استفاده کنید. این روش‌ها به بهبود قوام پوست کمک می‌کنند و همچنین چین‌های آن را کاهش می‌دهند، نقاط ناهموار یا دارای تجمع نامنظم رنگ‌دانه‌ها را تصحیح می‌کنند.

تزریق چربی را در نظر بگیرید: تزریق چربی برای همه افراد کاربرد ندارد، اما اگر واقعا بخواهید پوست روی دست‌هایتان پرتر و جوانتر به نظر برسدد، می‌توانید از آن استفاده کنید. بهترین روش برای انجام این کار برداشتن چربی از شکم، باسن یا ران‌های شما و گذاشتن آن در نواحی خالی پشت دست‌های شما است. این درمان نیاز به یک جراحی جزئی نیاز دارد که بهبودی از آن یک تا دو هفته طول می‌کشد.

تزریق مواد مصنوعی نیز می‌تواند انجام شود اما چربی خودتان دوام بیشتری دارد و تزریق آن هم عارضه‌ای ایجاد نمی‌کند.

استفاده از اسید پلی‌لاکتیک یک گزینه درمانی با حداقل تهاجم دیگر است. اسید پلی‌لاکتیک یک پودر زیست‌سازگار و زیست‌تجزیه‌پذیر است که بدن تدریج و به طور طبیعی آن را جذب می‌کند.

برای جوانتر نگهداشتن پوست چه کارهایی نباید کرد

سیگار نکشید: سیگار کشیدن نه تنها برای درون بدن شما بد است، بلکه از بیرون هم بدن شما را پیر می‌کند. از بوتاکس استفاده نکنید: نوروتوکسین‌ها (سم‌های عصبی) مانند بوتاکس که برای چین‌های و چروک‌های صورت به کار می‌روند، در مورد دست کاربردی ندارند، زیرا آنها حرکت عضلات را مهار می‌کنند، اما اثری بر از دست رفتن حجم ندارند.

از جراحی برداشت پوست استفاده نکنید: متخصصان می‌گویند خطرات جراحی برداشتن پوست اضافی پشت دست از منافع آن بیشتر است. انجام این جراحی در دست با خطر ایجاد جوشگاه (scarring) و بهبود پیدا نکردن همراهی دارد. در نهایت آمیزه‌ای مناسب از درمان‌ها بسته به نیازها و اهداف شما می‌تواند به کار رود.

چرا بعد از مدتی کفگیرِ عشق‌تان به تهِ دیگ می‌خورد؟

«روزی که علی به خواستگاری‌اش آمد از خوشحالی سر از پا نمی‌شناخت؛ نزدیک به سه سال می‌شد که در دانشگاه با هم آشنا شده بودند. علی کوهی از انرژی مثبت بود. آن دو سر کلاس درس و در ساعات غیر درس معمولاً با هم تبادل اطلاعات علمی داشتند و به همین ترتیب با هم بیشتر آشنا شدند. تا اینکه ترم آخر علی از او خواستگاری کرد. حالا او احساس می‌کرد خوشبخت‌ترین فرد روی زمین است. البته علی هم همین احساس را نسبت به او داشت. هرروز نسبت به هم عشق‌شان بیشتر می‌شد. 
دوران نامزدی خاطره‌انگیزی داشتند. با خودشان فکر می‌کردند که این عشق تا آخر عمر همراهشان خواهد بود و یک زندگی رؤیایی برای خود ترسیم کرده بودند. تا اینکه با کمک خانواده‌هایشان اسباب ازدواج‌شان فراهم شد و با یک مراسم نسبتاً ساده، زندگی مشترک خود را در یک خانه اجاره‌ای شروع کردند. سال اول ازدواج‌شان به خوبی گذشت. ولی از سال دوم که علی به دلیل مشکلاتی از کار برکنار شد و صاحب خانه نیز مبلغ اجاره بها را افزایش داد، اخلاق مرد کاملاً عوض شد و زندگی این دو مرغ عشق دچار دگرگونی شدیدی شد. ظرف کمتر از سه ماه آن همه عشق و شور و علاقه‌ای که به هم داشتند تقریباً به پایان رسید و شور و شوق ازدواج‌شان به نفرت از زندگی مشترک و پشیمانی از ازدواج تبدیل شد.» 

این داستان برایتان آشنا نیست؟! شاید داستان شما باشد. این‌ها دغدغه‌های یکی از مراجعین به مراکز مشاوره روانشناسی است. شاید ما هم در برهه‌ایی از زندگی مشترک خود با چنین اتفاقاتی روبرو شده‌ایم و سردی در روابط همراه با احساس شکست در ازدواج را تجربه کرده باشیم. با خانم دکتر «پروین ناظمی» روانشناس، مشاور خانواده و زوج درمانگر به گفت‌وگو نشستیم تا از نظرات و راهکارهای ایشان برای حفظ و مراقبت از عشق در زندگی مشترک بهره ببریم. 

دیگر رویا پردازی بس است، مهارت های زندگی را یاد بگیرید

خانم ناظمی! بسیاری از متاهل‌ها این دغدغه را دارند که عشق میان زوجین بعد از گذشت یک سال ناپدید می‌شود و عادت جای آن را می‌گیرد. اما چرا؟ باید چه کنیم که سالیان سال مثل روز اول عاشق همسرمان باشیم؟ 

همه ما انسان ها در دوران مجردی رویاها و آرزوهایی را در سر می‌پرورانیم و همیشه ادعا داریم که ما بهترین زندگی را خواهیم داشت. وقتی دیگران و مشکلاتشان را می‌بینیم، با خودمان می‌گوییم:  مگه من می‌گذاریم زندگی ام به این مسیر کشیده شود! یا من این شکلی عمل می‌کنم و این راه حل را پیدا می‌کنم! 

زوجین به جای ینکه رویای‌پردازی کنند و آرزوهایشان را در ذهن‌شان مرور کنند، باید مهارت‌های زندگی مشترک و رابطه زناشویی را قبل از ازدواج‌ فرا بگیرند و خودشان را توانمندی‌کنند. متاسفانه هنگامی که وارد زندگی مشترک می‌شویم، متوجه می‌شویم که خیلی از مسائل از دست‌مان خارج هست. یعنی همان اتفاقاتی که شاید برایمان خوشایند نبود و همیشه اعتراض داشتیم و انتقاد می‌کردیم و می‌گفتیم اگر من جای آن آدم بودم این کار را می‌کردم، در زندگی مشترک می‌بینیم که برای خودمان هم آن اتفاق افتاده است و با این حال همان رفتار غلط را ما هم انجام می‌دهیم. در اینجا باید تاکید کنیم که  زوجین به جز اینکه رویای‌پردازی کنند و آرزوهایشان را در ذهن‌شان بیاورند باید یک سری مهارت‌های زندگی مشترک و رابطه زناشویی را قبل از ازدواج‌مان یاد بگیرند و یک سری از توانمندی‌ها را در خودشان ایجاد کنند.

 

* اگر عاشق بودید، عشق تان ته نمی‌کشید!

چه مهارت هایی را قبل از ازدواج باید بیاموزیم؟!

مهارت هایی از این قبیل که چطور در زندگی مشترک سازگاری داشته باشند یا چطور با مشکلات بزرگ و کوچک روبه رو شوند و در چه موقعیت هایی چه رفتارهایی بروز دهند. در هر حال در این زندگی یک موجودی به نام زن و یک موجودی به نام مرد وجود دارد، باید بدانیم که زن و مرد و اصلا این دو انسان چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی با یکدیگر دارند. تفاوت هایی از لحاظ فرهنگی، روانشناختی و فیزیولوژیکی که در یک زندگی مشترک اهمیت زیادی دارد. 

بنابراین در ابتدا باید کسب مهارت‌های روابط زناشویی را یاد بگیریم. همچنین قبل از طرف مقابل مان لازم است خودمان را هم بشناسیم. برخی از افراد هستند که وارد زندگی مشترک می‌شوند و ادعا هم می‌کنند که خیلی عاشق هستند، اما بعد از ۱ سال یا  ۵ سال یا  ۱۰ سال می‌گویند دیگر عاشق نیستیم و عشق مان ته کشید! مشکل اینجاست که این افراد اصلا خودشان را هم نشناختند و چه برسد به اینکه بدانند چه شخصی با چه ویژگی را دوست را دوست دارند.

پس خودشناسی در این حد اهمیت دارد.

بله. اگر من خودم را بشناسم و به ارزش ها و انتظاراتم و نقش‌ها و خصوصیت‌ها و برنامه‌هایم واقف باشم، می‌دانم باید دنبال چه آدمی  با چه شخصیت و نشانه هایی باشم. می‌دانم چه آدمی را باید پیدا کنم که بعد از ۳۰ سال هم همانند روز اول عاشقش بمانم. همچنین تعریفی که از عشق می‌کنیم را قبل از ازدواج و بعد از ازدواج باید بدانیم. برخی ها که قبل از ازدواج با هم در ارتباط هستند، تصور می‌کنند که بعد از ازدواج هم همین احساس را دارند درحالی که شما قبل از زادواج زیاد با طرف مقابل تان زیاد وقت نمی‌گذارید و در حقیقت زیر یک سقف که نیستید، پس این تعریف از عشق بعد از ازدواج متفاوت است. 

تعریف و تجربه افراد از عشق وقتی که هنوز وارد یک زندگی مشترک نشد‌ه‌اند این است که می‌گویند: یک احساس و هیجانی که خیلی قشنگ هست و لذت می‌بریم. روی طرف مقابل مان حساس هستیم و مدام دوست داریم با او وقت بگذرانیم و تفکرمان این است که چه بکنیم که بتوانیم بهترین رابطه را با هم داشته باشیم. اما خیلی از مسائلی که اتفاق می‌افتد اجازه نمی‌دهد این رابطه به خوبی پیش برود. 

عشق در نگاه هرکس متفاوت است 

چه اتفاقاتی اجازه نمی‌دهد رابطه و عشق قبل از ازدواج به خوبی پیش برود؟

معمولا بعد از ازدواج، ابتدای زندگی خوب است، اما بعد از دو ماه یا حتی یک هفته در اثر یک رفتار متفاوت یا حرف نا به جا رابطه دچار مشکل می‌شود و زوجین  احساسی که دارند این است که می‌گویند: من چه انتخابی کردم! یا حتی رفتارها و حرف ها را به اشتباه برداشت کنند و هر دعوایی که اتفاق می‌افتد می‌گویند: دیگه دوستش ندارم. معمولا به دلیل نیمکره راست که نقطه عواطف در این نیمکره است و نیمکره فعال‌تری است، خانم‌ها عاطفی‌تر هستند و حساستر.بنابراین خانم ها در این میان بیشتر فکرشان درگیر می‌شود.
حتی یک سری رفتارهایی که نشانه دوست داشتن است را زوجین متوجه نمی‌شوند. البته کاملا طبیعی است چراکه هرکسی یک ویژگی دارد. هر کدام از زوج ها در یک خانواده متفاوت تربیت شده‌اند، هر کدام شان با یک دیدگاه متفاوت وارد زندگی مشترک شده است. ما نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که همانطور که من در مورد عشق و دوست داشتن فکر می‌کنم طرف مقابل هم فکر کند! 

از رابطه زناشویی تان مراقبت کنید!

تصور کنید مهارت و آموزش های قبل از ازدواج را بلدیم، بعد از ازدواج چه مراقبت‌هایی باید از کانون خانواده صورت بگیرد تا عشق زوج ها ماندگار شود؟

خیلی ساده است. تصور کنید مثلا یکی از وسایل خانه را خیلی دوست دارید. مرتب و هر روز و شاید هر لحظه تمیزش می‌کنید. نگاهش می‌کنید. حواستان هست آسیبی نبیند. از آن مراقبت می‌کنید. همین! مشکل اینجاست که ما از دوست داشتن‌هایمان مراقبت نمی‌کنیم. قبل از آغاز زندگی مشترک هدف‌مان ازدواج است و حتی شاید برایش وقت بگذاریم تا ازدواج بدون نقص و خوبی داشته باشیم، اما بعد از ازدواج دیگر می‌سپاریمش به فراموشی. در حالی که باید از آن مراقبت کرد تا خراب نشود.

* رویایی ترین دورانی که سخت ترین دوارن است

چه مراقبت هایی باید انجام شود؟

مراقبت یعنی گفت‌وگو کنیم. یعنی اگر احساس من الان نسبت به همسرم منفی شده به او بگویم و دنبال راه و چاره باشیم. زوجین باید ابتدای زندگی با این هدف پیش بروند که ما می‌خواهیم از عشق مان و از وجود هر کدام‌مان و از زندگی مشترک مان محافظت و مراقبت کنیم.

 زوجین باید ابتدای زندگی با این هدف پیش بروند که ما می‌خواهیم از عشق مان، از وجود هر کدام‌مان، از زندگی مشترک مان محافظت و مراقبت کنیم.    این کار راحتی است به شرطی که از همان ابتدا عقیده و هدف مراقبت را داشته باشند. ۳ تا ۵ سال اول زندگی مشترک خیلی مهم است. همه فکر می‌کنند رویایی‌ترین دوره این ایام است، اما نه سخت‌ترین دوره زندگی و روابط زناشویی است. چون دو تا آدم متفاوت می‌خواهند با هم کنار بیایند و یک فرهنگ مشترک برای ادامه زندگی‌شان ایجاد کنند. اگر با نا آگاهی وارد شوند و هدفی نداشته باشند، این مسائل و تفاوت ها عشق‌شان را از بین می‌برد.

برای اینکه بتوان نهال انعطاف‌پذیر زندگی اوایل ازدواج را به بار بنشانیم و  بعد از ازدواج به طور مستمر عشق بازتولید شود، چه راهکارهایی پیشنهاد می‌دهید؟

*راهکار اول: گفت‌وگو

راهکار اول گفت‌وگو است. زن و شوهر با هم دیگر آنقدر صمیمی باشند که بتوانند حتی در مورد احساسات منفی هم صحبت کنند. یعنی آنقدر مهارت شنیدن داشته باشند که اگر از هم انتقاد هم می‌شنوند، به آنها بر نخورد. برخی از زوجین می‌گویند گفت‌وگو می‌کنیم، اما به نتیجه نمی‌رسیم! در حالی که گفت‌وگو  باید سازنده، با هدف و نتیجه محور باشد و راهکار پیدا کنند. نه اینکه بگویند با هم حرف زدیم، اما نتیجه‌ای نرسیدیم.

زن و شوهر برای گفت‌وگو می‌توانند ۱۵ روز یکبار یا هفتگی قراری را با هم تنظیم کنند. مثلا قرار بگذارند که در هفته یک روز خاص و زمان خاصی را در مورد مسائلی که در هفته اتفاق افتاده است، صحبت کنند.

این گفت‌وگو چه قوانینی باید داشته باشد؟

در گفت‌وگو طرف مقابل را متهم و محکوم نکنیم. همچنین گفت‌وگویمان را با کلمه «تو» شروع نکنیم. مثلا بگوییم : «من» از فلان  رفتار احساس بدی بهم دست داد. یا «من» فلان برداشت را از آن کار کردم. وقتی با کلمه «من» شروع بشود فرد گاردش شکسته می‌شود، اما وقتی بگوییم «تو» گاردش بسته می‌شود و دیگر نمی‌پذیرد. قانون دوم در گفت‌وگو اعلام تنفس است. یعنی یک ربع آقا صحبت کند و سوال کند و خانم جواب بدهد و برعکس. اگر گفت‌وگو به سمت عصبانیت رفت باید آن طرفی که هنوز بر خودش مسلط است، اعلام تنفس کند.  

*راهکار دوم: ایجاد فرهنگ مشترکِ زن و شوهری

راهکار دوم مراقبت از عشق، ایجاد یک فرهنگ مشترک بین خودتان است. وقتی زن و شوهر آمدند یک زندگی مشترک را ایجاد کردند،  باید یک فرهنگ مشترک هم بین خودشان ایجاد کنند. فرهنگی مشترک از دیدگاه، مجموع نگرش‌هایمان و نوع رفتارهایشان. یعنی هیچ چیزی مختص «من» یا «او» نباشد. بلکه فرهنگی مختص به «ما» باشد.

*راهکار سوم: قدرت انعطاف پذیری 

راهکار سوم مراقبت از عشق، وجود انعطاف‌پذیری است. در حقیقت این یک نکته مهم در این است که بتوانیم عشق‌مان را محفوظ نگه داریم. چون در صورت منعطف بودن می‌توانیم اشتباه خودمان را بپذیریم و عذرخواهی کنیم. یا جبرانش کنیم یا تکرارش نکنیم. 

*راهکار چهارم: جدایی ممنوع!

راهکار چهارم این است که حتی اگر زوجین با هم قهر می‌کنند، کنار هم باشند و از هم جدا نشوند. مثلا نگویند: من می‌روم خانه پدرم. یا مادرم. یا من فلان جا می‌خوابم. سعی کنند در بدترین حالات روحی‌شان که از هم عصبانی هستند حتما حتما کنار هم باشند. جای خواب شان را هم عوض نکنند.

* راهکار پنجم: اختصاص زمانی به خودتان

راهکار پنجم مراقبت از عشق، توجه به خودمان و اختصاص زمان‌هایی خاص به خودمان است. یعنی هر کدام از زوجین برای خودشان ارزشمندند پس یک زمان خاصی را برای خودشان بگذارند. مثلا یک خانم یا آقایی که اصلا برای خودشان زمان نمی‌گذارند. داخل خانه یا مثلا با روابط خانودگی یا حتی در خانه مثلا ده دقیقه یا نیم ساعت با کتاب خواندن یا فیلم دیدن … خیلی مهم است که ما یک زمانی برای خودمان داشته باشیم. برای فکر کردن و آرام کردن خودمان. تا بتوانیم رفتارهای خودمان را در زندگی بهتر کنیم.همچنین منظور از توجه به خودمان آراسته بودن در هنگام رویارویی با همسر هم هست.  

*راهکار ششم: ایجاد تفریحات و علایق مشترک 

زن و شوهر باید تفریحات و علایق مشترکی برای خودشان ایجاد کنند تا در زمان های با هم بودن از آن اشتراک لذت ببرند.

* راهکار هفتم: توجه به روابط جنسی

راهکار هفتم توجه به ارتباط زناشویی است. ممکن است یک سری مشکلات در روابط زناشویی در ابتدای زندگی مشترک باشد، اگر مسئله‌ای هست همان ابتدا باید حلش کنند. اگر می‌بینند از هم دور و سرد و فاصله دارند و احساس تمایلی به همسر خود ندارند، حتمابه پزشک مراجعه کنند شاید مشکلات فیزیوژیکی یا روانی باشد که  باید حل شود. 

* راهکار هشتم: خوش خلق بودن

راهکار هشتم خوش خلقی است. باید بتوانیم با تمام فشارهایی که به ما می‌آید خوش خلقی را در روابط زناشویی داشته باشیم. چطور وقتی هزار تا فشار به ما می‌آید اما وقتی دوست‌مان را می‌بینیم، می‌خندیم. اما اکثرا بدخلقی‌هایمان و دردهایمان را می‌بریم در خانه و زندگی مشترک مان. همسران می‌توانند با هم همدلی داشته باشند، ولی نگذاریم که هر روز و همیشه بد خلقی باشد.

* راهکار نهم: اولویت اول تان، زندگی مشترک‌ باشد

اولویت اول ما زندگی مشترک‌مان باشد. گاهی اولویت‌بندی‌هایمان ایراد دارد. مثلا کار و شغل برخی مهم‌تر هست. درست است کار مهم است اما مهم تر از زندگی مشترک تان. همچنین در زندگی مشترک اهداف شخصی‌مان باید طوری باشد که به اهداف مشترک زندگی آسیب نزند. 

* راهکار دهم: هنر درست عشق ورزیدن

راهکار دهم؛ هنر عشق ورزیدن است. عشق ورزیدن فقط در کلام نیست. در نگاه، کمک کردن و رفتارهایمان هست. فکر نکنیم اگر بگوییم «عاشقتم» تمام است. نه این کفایت نمی‌کند. در رفتارهایمان سعی کنیم عشق و دوست داشتن‌مان را نشان دهیم. برخی‌ها می‌گویند من اصلا بلد نیستم ابراز کنم و این ابراز علاقه‌ها را لوس بازی می‌دانند. اما این تصور کم کم باعث می‌شود که زوجین از هم دور شوند. 

* راهکار یازدهم: تغییر دادن ممنوع!

راهکار یازدهم این است که سعی نکنیم طرف مقابل مان را تغییر دهیم. همانطوری که همسرمان را دیدیم، همانطوری هم او را بپذیریم. خیلی از مواقع عشق ما جایی از بین می‌رود که می‌خواهیم طرف مقابل‌مان را تغییر دهیم. در حقیقت زندگی مشترک اثرپذیری و اثرگذاری است، اما به مرور زمان. ما این انسان را قبلا دیدیم و پذیرفتیم. حالا یک سری از خصویاصتش برای ما قابل تحمل نیست، نباید دعوا کنیم.

* راهکار دوازدهم: تحقیر، توهین و سرزنش ممنوع!

راهکار دوازدهم این است که به هیچ وجه همسرتان را تحقیر و سرزنش نکنید  و توهین را در زندگی مشترک کنار بگذارید، چراکه صددرصد عشق را از بین می‌برد. 

* راهکار سیزدهم: مسئولیت پذیر باشیم

راهکار سیزدهم مراقبت از عشق، مسئولیت پذیر است. هرکدام از زوجین اگر احساس مسئولیت‌پذیری نسبت به حفظ زندگی و مراقبت از عشق‌شان را داشته باشند، همیشه سعی می‌کنند راه حل پیدا کنند. این چنین نباشد که یکی از طرفین بگوید: من دیگه نمی‌توانم. او کاری کند یا نوبت اوست.

*راهکار چهاردهم: بیان نیازها و خواسته های منطقی

راهکار چهاردهم، بیان نیاز‌ها و خواسته‌های واقع بینانه و منطقی است. ممکن است یکی بگوید با خانواده‌ات  قطع ارتباط کن یا بگوید فلان خونه را با فلان متراژ برایم فراهم کن اما شرایطش نیست، این خواسته منطقی نیست.

حفاظت از عشق و دوست داشتن یکدیگر کار ساده ای نیست، حواستان به زندگی باشد.

ضریب هوشی این دختر ۱۱ ساله از اینشتین بالاتر است

یک دختر ۱۱ ساله ی اوتیسمی به نام آدارا پرز سانچز تحصیلات کارشناسی ارشد خود را به پایان رسانده و به زودی مدرک خود را دریافت خواهد کرد. ضریب هوشی این اعجوبه ی مکزیکی در حالی ۱۶۲ است که ضریب هوشی اینشتین و استیون هاوکینگ، نوابغ دنیای فیزیک ۱۶۰ بود.

ضریب هوشی این دختر ۱۱ ساله از اینشتین بالاتر است

ضریب هوشی این دختر ۱۱ ساله از اینشتین بالاتر است

آدارا تحصیلات دبیرستان خود را در سن ۷ هفت سالگی به پایان رساند. این دختر ۱۱ ساله که به زودی مدرک کارشناسی ارشد خود را دریافت خواهد کرد، در حال حاضر با آژانس فضایی مکزیک همکاری دارد. او به آن ها در ترویج اکتشافات فضایی در میان نسل های جوان تر کمک می کند.

آدارا تحصیلات کارشناسی ارشد خود را در رشته ی مهندسی سیستم ها و صنایع در دانشگاه فناوری مکزیک سپری کرده و تخصص ریاضیات هم دارد.

آدارا علیرغم ضریب هوشی بالا و مدارک علمی تحسین برانگیزش، به دلیل مشکلات گفتاری اش با زورگویی مواجه بود.

وقتی تنها ۳ سال داشت، به دنبال مشکلات کلامی چشمگیرش، مبتلا به نوعی ناتوانی رشدی تشخیص داده شد.

ضریب هوشی این دختر ۱۱ ساله از اینشتین بالاتر است

به گفته ی مادرش، نایلی سانچز، آدارا ۳ بار مجبور به تغییر مدرسه اش شد و معلم ها و همکلاسی هایش به استعداد او بی توجه بودند.

او در اینباره گفته: «معلم هایش چندان همدل نبودند. آدارا کم کم گوشه گیر شد و دیگر دلش نمی خواست با همکلاسی هایش بازی کند. احساس می کرد عجیب است و با بقیه فرق دارد.»

«یک مدت مدرسه می رفت اما بعدش دیگر نمی توانست. می خوابید و دیگر دلش نمی خواست کاری انجام دهد. خیلی افسرده بود. دیگران همدلی نداشتند و مسخره اش می کردند.»

آدارا حالا سخت مشغول درس خواندن است تا یک روز فضانورد شود و امیدوار است بتواند رویای اسکان بشر در مریخ را محقق کند.

ضریب هوشی این دختر ۱۱ ساله از اینشتین بالاتر است

او در اینباره گفته: «می خواهم به فضا بروم و امکان اسکان در مریخ را فراهم کنم. اگر جایی که هستید را دوست ندارید، جایی که دل تان می خواهید باشید را تصور کنید. من خودم را در ناسا می بینم. پس ارزش امتحان کردن را دارد.»

علاوه بر این، سال گذشته دانشگاه آریزونای آمریکا به آدارا پیشنهاد اعطای بورسیه برای تحصیل در رشته فیزیک نجومی را داد. با این حال، به دلیل مشکلات مربوط به دریافت ویزا، آدارا مجبور شد پذیرش این پیشنهاد را به زمان دیگری موکول کند.

از مدرن‌ ترین شیوه‌های کودک آزاری در ایران رونمایی شد

یک جست‌وجوی ساده گوگل به سادگی شما را به ده‌ها شماره تماس مرتبط با اپیلاسیون می‌رساند و تماس تصادفی با هرکدام از این شماره‌ها از شدت‌گرفتن مراجعه کودکان برای اپیلاسیون حکایت دارد؛ معمولا هم دخترانی زیر ۱۸سال که همراه با نزدیکان خود به چنین مراکزی مراجعه می‌کنند و اگر پزشک مجوز را صادر کند و کودک توان تحمل درد این کار را داشته باشد، پا به الگوی تعریف‌شده از زیبایی و مدروز می‌گذارد.

از مدرن‌ ترین شیوه‌های کودک آزاری در ایران رونمایی شد

درباره جراحی‌های زیبایی مانند «رینوپلاستی» یا همان عمل بینی، هم تا اندازه‌ای همین ماجرا وجود دارد و حتی در پایگاه اطلاع‌رسانی چندین پزشک و بیمارستان معتبر هم حداقل سن تعریف‌شده برای این جراحی ۱۴ سال است. حکایت اما به دنیای زیبایی و مد خلاصه نمی‌شود و در اینستاگرام و دیگر شبکه‌های اجتماعی از یک طرف و در دنیای واقعی هم از زمین‌های ورزش و فوتبال گرفته تا مدارس و کلاس‌های خصوصی و آموزش‌های متنوع در سمت دیگر، قصه کودکانِ کودکی‌ندیده است و حقوقی که به راحتی و بعضا با هدف کمک به آینده کودک و پیشرفتش، نادیده گرفته می‌شود.

نادیده‌گرفتن حق کودکی‌کردن کودکان، حالا بحثی جدی در جامعه ایران است و کمتر جامعه‌شناس، روانشناس و فعال حوزه حقوق کودکی را می‌توان پیدا کرد که در این باره هشدار نداده باشد؛ هرچه هست، اما به ‌نظر نمی‌آید این هشدارها چندان اثرگذار بوده باشد و بررسی‌های میدانی از شدت‌گرفتن «کودکان بزرگسال» حکایت دارد؛ افرادی که سن زیر ۱۸ سال دارند اما زندگی آنها در برخی موارد مشابه بزرگسالان است.

مورد تازه اما کودکی است که هنوز سنش دو رقمی نشده با سه تیم فوتبال قرارداد بسته و لغو کرده و چندین میلیون نفر هم در شبکه‌های اجتماعی او را دنبال می‌کنند. کودکی که به روایت کارشناسان و فعالان حوزه حقوق کودک، در بسیاری از موارد حق کودکی‌اش زیر پا گذاشته شده و سلامتش به خطر افتاده است. این مثال اما تنها یک مورد از پرونده‌ای قطور و آزارهایی متنوع ولی به‌ ظاهر مدرن است.    

 آشوبی، مربی حرفه‌ای فوتبال: فشار والدین روی کودکان و مربی واقعا زیاد است

«فرزاد آشوبی»، بازیکن پیشین تیم‌های استقلال، پرسپولیس و تیم ملی فوتبال ایران که هم‌اکنون مربی حرفه‌ای فوتبال پایه در ایران است هم روایت‌های متفاوتی از تجربه مربی‌گری خود را در گفت‌وگو با «اعتماد» مطرح می‌کند. او در پاسخ به این پرسش که فشار والدین روی کودکان در حوزه ورزش و فوتبال چه اندازه واقعیت دارد، می‌گوید: «درباره وجود فشار، متاسفانه باید جواب مثبت بدهم. در این یکسال گذشته که در فوتبال پایه بودم به عینه دیدم که چقدر دانش ضعیف است و چقدر خواسته‌ها از سوی والدین زیاد است و حالت فشار به خود گرفته است. البته نمی‌خواهم این موضوع را همه‌شمول بدانم اما گسترده است و به کودک و ورزش حرفه‌ای ضربه می‌زند؛ چه در بخش آموزش و چه در بخش روانی.» 

این مربی حرفه‌ای فوتبال ایران درباره آثار این رفتارها بر کودکان هم می‌گوید: «وقتی که درباره کودکان در چنین سن پاینی چنین اتفاقی رخ دهد، کنترل و جبران آن بسیار سخت و عملا نشدنی است. این هم درحالی است که ما عملا فوتبال پایه نداریم و استعدادیابی درستی صورت نمی‌گیرد. یعنی در شرایطی که امکان رشد برای کودکان وجود ندارد خود به خود برخی والدین به سمت چنین خواسته‌هایی می‌روند.» آشوبی درباره ریشه این وضعیت هم به نبود آموزش‌های مناسب اشاره می‌کند و در توضیح می‌گوید: «وقتی ساختار آموزشی و پرورشی درست نیست و والدین آموزش درسی درباره فرهنگ ورزشی و فوتبالی ندیده‌اند، این انتظارها شکل می‌گیرد. وقتی یک خانواده یک استعداد دارد باید فرهنگ پیشرفت و رشد را داشته باشد. و این را باید کسانی که کار ریشه‌ای انجام می‌دهند پاسخ دهند. من به عنوان یک مربی که در یکسال8-7 بار با والدین صحبت می‌کنم متوجه می‌شوم چقدر انتظارات عجیب است ولی این کار من مربی نیست چون کار زمان‌بر، تخصصی و علمی است. در شرایطی که دانش پایینی وجود دارد شاهد مسائل و رفتاری هستیم که حالا حالاها کودکان فراوانی را قربانی می‌گیرد.»

بازیکن پیشین تیم ملی فوتبال ایران درباره فشار به کودکان فوتبالیست از سوی والدین هم می‌گوید: «در تجربه من هم این موارد زیاد بوده است چون اولین تجربه جدی و رسمی من در فصل گذشته و در نوجوانان بود خیلی رفتارها برایم عجیب بود. به عنوان مثال در بازی دوم فصل (بازی دوم از ۳۰ بازی) من بازیکنی را تشخیص دادم که در لیست نباشد و دلایل فنی و حرفه‌ای داشت ولی یکی از اولیا فردا با من تماس گرفت که اگر اجازه بدهید بچه من دیگر سر تمرین نیاید! یعنی شما حجم تفکرات اشتباه و نادرست را ببینید آن‌هم در بازی دوم. دلیل؟ چون در لیست نبود و می‌گفت به نظرم شما اعتقادی به این بچه ندارید! پدر می‌گفت بچه من باید از این تیم جدا شود اما آن بچه ۱۵ساله دلش نمی‌خواست از تیم جدا شود و اصلا موافق رفتار پدر نبود اما چنین تصمیمی گرفته بود. خوشبختانه در نهایت پذیرفت که صبوری کنند و همان بازیکن تبدیل به رکن اصلی تیم ما شد و چنان بازی‌هایی انجام داد که آن پدر نسبت به رفتاری که با من داشت و آن خواسته غیرمنطقی اظهار پشیمانی و عذرخواهی کرد. این مورد خوب و با نتیجه مناسب است اما بسیاری از موارد چنین نتیجه‌ای ندارند. می‌خواهم این را بگویم که خواسته‌های والدین در برخی موارد در تعارض با ورزش حرفه‌ای و حتی آینده کودک و پیشرفت آن است.» 

 کودک‌آزاری نادیده‌ گرفتن سلامت جسمی و روانی کودک است

«طاهره پژوهش» مدیرعامل انجمن حمایت از حقوق کودکان هم در گفت‌وگو با «اعتماد» ریشه بسیاری از موارد کودک آزاری را الگوسازی‌ها در جامعه می‌داند. او درباره حقوق کودک و آزارهای مدرن رایج‌شده و راهکار مقابله با این روند هم می‌گوید: «من فکر می‌کنم اولین قدم در این زمینه آشنایی والدین با حقوق کودکان است؛ با وجود اینکه ماده ۴۱ پیمان‌نامه حقوق کودک اشاره دارد که دولت‌ها موظفند به والدین کودکان آموزش حقوق کودک دهند و این کنوانسیون را جمهوری اسلامی ایران هم امضا کرده و پذیرفته است اما چندان خبری از این آموزش در جامعه نیست. بحثم این است که کودکان باید با حقوق خود آشنا باشند و با وجود تلاشی که بارها ما انجام دادیم که آموزش حقوق کودک وارد کتاب درسی و مدارس شود اما متاسفانه این اتفاق رخ نداده است. هدف این بود که این آموزش تسری پیدا کند به والدین اما رخ نداده است. علاوه‌بر این تلویزیون که یک رسانه ملی است می‌تواند مروج و آموزش‌دهنده حقوق کودک باشد اما این اتفاق هم رخ نداده است.» 

این فعال حوزه حقوق کودکان درباره دیگر حقوق کودکان و مفاد کنوانسیون حقوق کودک هم می‌گوید: «حق بقا و رشد همه‌جانبه، تامین منافع عالیه کودک، عدم تبعیض و درنظر گرفتن مشارکت کودکان؛ این مفاد اصلی پیمان‌نامه حقوق کودک است که درباره حق بقا و رشد همه‌جانبه آنچه بسیار مهم است درنظر گرفتن همه ابعاد رشد کودک؛ رشد جسمی، رشد عاطفی، رشد شناختی و رشد اجتماعی کودک است. در همه این موارد و در بررسی این حقوق مهم‌ترین اصل سلامت کودک است که حق زیربنایی حقوق کودک است و در ۴۱ ماده دیگر تسری پیدا می‌کند. در بخش سلامت و عدم تبعیض، چین حقی این معنی را دارد که کودک در محیط بدون تبعیض رشد کند و با توجه به توانمندی‌های کودک دولت، مدرسه و خانواده زمینه رشد و خلاقیت کودک را فراهم کند. مهم‌ترین نکته این است که کودک بتواند کودکی کند و دوران کودکی خود را کودکی کند. بزرگسال کوچک‌شده در گذشته رایج بوده و از کودک کارهایی را می‌خواستند که فرد بزرگسال انجام دهد اما آنچه الان برای فعالان حقوق کودک مطرح است کودکی‌کردن کودکان است.» 

مدیرعامل انجمن حمایت از حقوق کودکان درباره مواردی که این‌ روزها با نام و هدف حمایت از آینده کودک و فراهم‌ کردن زمینه پیشرفت معمولا از سوی والدین مطرح می‌شود اما در عمل اجحاف در حق کودک است، هم می‌گوید: «پیمان‌نامه حقوق کودک نظرش این است که ما بیش از هر چیز استقلال کودک را به رسمت بشناسیم و از نظریات خودش برای پیشرفت و رشد استفاده کنیم و این نظریات را درنظر بگیریم. هر کودکی حق دارد یک خانواده آگاه داشته باشد که آن خانواده بتواند با درنظر گرفتن اصول بالا مثل عدم تبعیض و… زمینه رشد را برای کودک فراهم کند. اینکه بچه‌ من بهترین است، بااستعدادترین است و… در تعارض با حقوق کودک است و ما از خانواده‌ها می‌خواهیم که از کودکان برای تامین معاش خانواده استفاده نشود؛ چه از طریق کار (کودک کار) و چه از طریق اینستاگرام.»

پژوهش درباره رفتارهایی مانند اپیلاسیون کودکان یا جراحی‌های زیبایی هم می‌گوید: «در واقع از آنجا که هر فرد تا ۱۸ سال در دسته کودک قرار می‌گیرد و در این دوران تا زمانی که بتواند تصمیم‌گیری کند ما نمی‌توانیم سلامت کودک را به هر دلیلی به خطر بیندازیم و همه اینها با هر هدفی که باشد چون سلامت کودک را به خطر می‌اندازد در تعارض با حقوق کودک است که علت آن هم تبعیض است. یعنی ریشه آن تبعیض است و وقتی که شما الگو تعریف می‌کنید و یک زیبایی مشخص تعریف می‌کنید خود به خود جامعه به این سمت سوق پیدا می‌کند. متاسفانه بچه هنگامی که به دنیا می‌آید با «ترین‌ها» شناخته می‌شود؛ زیباترین و فلان و همین‌ها در تعارض با حقوق کودک است و این تبعیض الگو می‌سازد و این الگوها هم زمینه اجحاف در حق کودکان است.»

 پرونده خبرساز پدر آرات

فرقی نمی‌کند تعریف یا تخریب، هر اتفاقی می‌تواند برای یک اینفلوئنسر اینستاگرامی که در حال کسب درآمد از صفحه مجازی است مثبت باشد. یکی از این اینفلوئنسرها آرات حسینی است که صفحه او توسط محمد حسینی پدر آرات اداره می‌شود. صفحه‌ای پر از حرکات نمایشی که توسط آرات انجام می‌شود. آنطور که پدرش در گفت‌وگو با رسانه‌ها گفته است او از یک ماهگی استعدادی عجیب داشته است. از آن یک ماهگی حالا 10 سال گذشته است و آرات با یک صفحه مجازی با 6 میلیون دنبال‌کننده یکی از معروف‌ترین چهره‌های ایرانی است. چهره‌ای که به کمک پدر و بر پایه اصول جذب فالوئر ساخته شده است. ایجاد خبر و حواشی هم یکی از این راه‌ها بوده و هست.

اخباری مانند قرارداد بستن با تیم فوتبال بارسلونا که نشد و محمد حسینی گفت: «این بحث بود و مذاکراتی هم شد منتها به خاطر اینکه بنا به قوانین فیفا قرارداد حرفه‌ای بین باشگاه و بازیکن در 16 سالگی بسته می‌شود نشد قرارداد ببندیم.» البته آن روزها آرات بین قرارداد با تیم فوتبال لیورپول و بارسلونا بود که آن هم نشد و در بیا نی نی او به باشگاه سپاهان اصفهان رفت. اما به تازگی محمدعلی بصیریان مدیر آکادمی سپاهان گفته است «صفحات رشدی آرات بسته شده است» و فشارهایی که به او از طرف پدرش وارد می‌شود باعث شده آرات در معرض خطر قرار بگیرد. بصیریان از توقعات عجیب پدر او از باشگاه سپاهان می‌گوید و اینکه محمد حسینی «نگاه بیزینسی» به فرزند خود دارد. این اولین‌بار نیست که چنین اظهاراتی در رابطه با محمد حسینی مطرح می‌شود اما تمام این جملات و انتقادات برای او و صفحه‌ای که در فضای مجازی اداره می‌کند تنها به بیشتر دیده شدن او و درآمد بالاتر ختم شده است. 

 امروز آرات‌های مخفی زیادی در جامعه داریم

 غفار تشکری شاد روانشناس ورزشی در پاسخ به سوال «اعتماد» که آیا با این روشی که پدر آرات برگزیده می‌توان انتظار داشت در آینده او ورزشکاری حرفه‌ای شود، می‌گوید: «ما در دنیا شیوه‌ای به نام فرزندپروری ورزشی داریم که این فرزندپروری در نهایت با آنالیز و گرفتن سبقه از پدر و مادر و گرفتن تست‌های اسکلتی و حرکتی و بعد آنالیز ذهنی کودک اتفاق می‌افتد. در واقع از طرف کارشناسان به خانواده پیشنهادی برای رفتن در ورزش استقامتی، سرعتی، رزمی یا رقابتی ارایه می‌شود و بعد از انتخاب نوع ورزش یک‌سری قالب‌های رفتاری به پدر و مادر پیشنهاد داده می‌شود تا فرزند آنان در مسیر ورزشی قرار بگیرد.»

 تشکری شاد معتقد است کاری که پدر آرات در حال انجام آن است بهره‌کشی ورزشی یا بهره‌کشی از کودک است و در نهایت بدون توجه به وضعیت روانی و جسمی آرات تمرینات و مسیری در نظر گرفته شده که داستان با آن چیز اصولی متفاوت است. او با اشاره به ویدیوهایی که از آرات منتشر می‌شود معتقد است آرات در نماهایی از ویدیوهای منتشر شده یک به‌هم‌ریختگی روانی و آسیب‌دیدگی را نشان می‌دهد. تشکری شاد می‌گوید: «به جرات می‌توان گفت کاری که پدر آرات انجام می‌دهد هیچ شباهتی با روش فرزندپروری ورزشی ندارد. در نهایت پشت این وضعیت منفعت مالی و یک جوری تربیت برای بردن یک جایزه است. اگر مصاحبه مدیر سپاهان را در نظر بگیریم نشان می‌دهد که با یک فاجعه روبه‌رو هستیم. فارغ از آسیب‌های روانی که آرات در بزرگسالی با آن روبه‌رو خواهد شد. اگر حرف‌های مدیر سپاهان بر مبنای علمی زده شده باشد نه جدال‌های فضای، مجازی باید گفت جان آرات در خطر است.»

غفار تشکری شاد روانشناس ورزشی با اشاره به اینکه در به وجود آمدن این وضعیت تنها پدر او مقصر نیست، می‌گوید: «متاسفانه ما و خیلی از مردم به شکل اغراق‌آمیزی او را دنبال کردیم و متاسفانه آن‌طور که مشاهدات من می‌گوید ما امروز آرات‌های مخفی زیادی در جامعه داریم. زیاد شدن این رویه فرزندپروری به این دلیل اتفاق افتاده که تصویری که از آرات مخابره می‌شود یک تصویر زیبا است. این ذوق‌زدگی بیمارگونه برای نشان دادن توانایی‌های یک کودک در شبکه‌های اجتماعی باعث شده آرات‌های زیادی ر جامعه به وجود بیایند که ما نه آنها را می‌بینیم نه صدای آنها می‌شنویم نه به این شکل سروصدا دارند.»

تصورات غلطی که در مورد ازدواج وجود دارد

ازدواج قدمی بزرگ است که تغییراتی عمده در زندگی افراد ایجاد می‌کند بنابراین ایجاد اضطراب و ترس کاملاً طبیعی است، اما برخی از جوانان بیش از حد به مشکلات زندگی مشترک و یا طلاق احتمالی فکر می‌کنند بنابراین با اضطراب و ترس ازدواج روبرو می‌شوند.

اگر این افراد قبل از ازدواج این ترس را درمان نکنند، بسیار حساس و آسیب پذیر می‌شوند و در صورتی که طرف مقابلشان آن‌ها را درک نکند، مشکلاتی بینشان به وجود می‌آید که گاهی آن‌ها را تا مرز جدایی می‌کشاند. در این بخش به علت و علائم و درمان اضطراب قبل از ازدواج پرداخته‌ایم.

علت اضطراب قبل از ازدواج

نشان ندادن خود واقعی

همه افراد قادرند که با زندگی آرام و خوشایند کنار آیند و اگر در رابطه میزان آرامش زیادی داشته باشند به احتمال بسیار از شناخت وجود حقیقی طرف مقابل دور می‌شوند، زیرا به هنگام استرس و آشفتگی در زندگی است که می‌توان به شخصیت و ارزش واقعی افراد پی برد. معمولا زوجین جوان در ابتدای آشنایی، تأمین نیاز‌ها و انتظارات همسر را در اولویت قرار می‌دهند و پا به پای هم حرکت می‌کنند و تا جایی که مجبور نشوند خود واقعی‌شان را پنهان نگاه می‌دارند.

بنابراین، حال خوش امروزشان را تضمین کننده عاقبت فردا نمی‌دانند، زیرا آن‌ها متوجه هستند که بسیاری از ازدواج‌ها بر اساس دروغگویی و یا تظاهر شکل می‌گیرد و نهایتا به دادگاه خانواده ختم می‌شود، زیرا زوجین خود را آنگونه که هستند، نشان نمی‌دهند و تنها سعی دارند در ابتدای ازدواج با رفتارشان نظر طرف مقابل را به دست آورند، اما با گذشت سال‌ها بعد از زندگی مشترک، خود واقعیشان را نشان می‌دهند.

بعد از ازدواج روز‌های پر استرس و مشکل ساز، اجتناب ناپذیر است و ممکن است هر روز چیز‌های جدیدی در مورد شخصیت و منش همسرتان بدانید تا جایی که پی ببرید آنقدر‌ها هم که گمان می‌کردید همسرتان را نشناخته‌اید.

داشتن والدین ناسازگار

برخی از جوانان به این علت که زندگی والدین خود را دیده‌اند به مسئله ازدواج بد بین هستند، زیرا گمان می‌کنند که همسر آن‌ها نیز با گذشت زمان تغییر کرده و مانند یکی از والدینشان می‌شود و مشکلاتی که پدر و مادرشان داشته‌اند برای آن‌ها نیز پیش می‌آید.

ترس درونی شده از ناکامی‌ها

یکی دیگر از ترس‌های قبل از ازدواج، ترس درونی شده از ناکامی‌ها است. اگر فرد مهارت چگونه زندگی کردن را نیاموخته باشد و از حمایت خانواده بهره‌مند نشود، دچار ناکامی‌های زیادی خواهد شد که ترس از ازدواج یکی از آنهاست.

تغییر کردن نقش‌ها

بسیاری از جوانان ازدواج را محدودیت می‌دانند و فکر می‌کنند تغییر نقش آن‌ها به زن و شوهر و یا پدر و مادر سبب تغییر کلی الگو‌های عملی‌شان می‌شود بنابراین دچار اضطراب می‌شوند.

افزایش طلاق در جامعه

برخی از جوانان با ازدیاد طلاق در جامعه و مشکلات خانوادگی، مشکلات مالی و خیانت و… چشم انداز خوبی از ازدواج ندارند و دچار اضطراب قبل از ازدواج می‌شوند.

تغییر و سازش

معمولا کسانی که پا به دنیای متأهلی می‌گذارند اندکی در مورد تغییراتی که از مجرد بودن به متاهلی باید داشته باشند احساس نگرانی می‌کنند، زیرا چنانچه لازمه زندگی مشترک، گذشتن از استقلال شخصی و در نظر گرفتن تمایلات و نیاز‌های دیگری به عنوان همسر است بنابراین باید قبل از ازدواج پذیرای تغییرات این دنیای جدید باشیم و برای سازش با آن، آمادگی پیدا کنیم.

چرا آماده‌سازی ازدواج، پراسترس‌ترین دوران است؟

در این دوران، اکثر زوج‌ها کاملا درگیر برنامه‌های جشن عروسی و ماه عسل، اجاره خانه، تهیه جهیزیه و… هستند و با مشکلات مالی فراوان و مسائل خانوادگی پیش بینی نشده روبرو می‌شوند و فرصت و زمان کافی برای استراحت و کنار آمدن با مشکلات ندارند بنابراین پر استرس‌ترین دوران را می‌گذرانند و ممکن است اضطراب قبل از ازدواج در آن‌ها تشدید شود.

اضطراب پیش از ازدواج علایم فیزیکی و احساسی مختلفی دارد که عبارتند از:

اختلالات دفع

خواب و اشتها

عدم تمرکز

تنفس سریع

ضربان قلب بالا

احساس سرگیجه و حالت تهوع

آستانه تحمل پایین

زود رنجی

احساس طردشدگی

عصبانیت‌های بی دلیل

درمان اضطراب قبل از ازدواج 

اگر زوج خوشبختی در اطرافتان است که سال‌ها پیش ازدواج کرده‌اند و زندگی موفقی دارند، با آن‌ها در مورد راز موفقیت شان حرف بزنید و از راه حل‌های آن‌ها برای حل اختلافاتشان استفاده کنید و از نصایح این زوج بهره ببرید.

در کلاس‌های مشاوره ازدواج شرکت کنید، زیرا این کلاس‌ها اثرات بسیار خوبی روی زوجین دارد و باعث می‌شود به مسائلی پی ببرید که در زمان پیش از ازدواج به علت عشق زیاد به ذهن تان خطور نمی‌کند.

تصورات غلطی که در مورد ازدواج وجود دارد

ازدواج یعنی شادی همیشگی

شما اگر روحیه غمگین داشته باشید، نمی‌توانید پس از ازدواج تغییر کنید و همیشه شاد باشید، اما باید با همسرتان رابطه‌ای شاد را پایه‌ریزی کنید و برای رسیدن به این هدف تلاش کنید.

شما باید تمام کار‌ها را با همسرتان انجام دهید

اگر همیشه بر انجام مشترک تمام کار‌ها اصرار ورزید، عشق بین شما نابود خواهد شد پس نباید همیشه تمام کار‌ها را با همسرتان انجام دهید.

شما همواره دوست همسرتان خواهید بود

زندگی مشترک همانطور که بسیار شیرین است سختی‌هایی نیز به همراه دارد که به مرور زمان خود را نشان می‌دهند. در این دوره شما باید بتوانید با تفاوت‌ها کنار بیایید.

شما هرگز احساس ملال یا تنهایی نخواهید کرد

اگر برای فرار از تنهایی ازدواج کرده‌اید باید بدانید که گاهی پس از ازدواج نیز این احساس به سراغتان می‌آید و همیشه و همه جا نمی‌توانید با همسرتان باشید.