بیا نی نی/ گلچینی از زیباترین تزئین های ناخن درسال 2020
سایتی برای نی نی ها و مامانا
بیا نی نی/ گلچینی از زیباترین تزئین های ناخن درسال 2020
بیا نی نی/ مژگان صادقی بانوی دهه هفتادی ایرانی است که به عنوان یک دختر شجاع در عرصه بدلکاری در سینما و تلویزیون ایران فعالیت دارد. پلان هایی که از پشت صحنه بدلکاری های مژگان صادقی منتشر شده و برخی از سلبریتی های سینما وتلویزیون در اینستاگرامشان به اشتراک گذاشته اند، نفس ها را در سینه حبس می کند.
در جدید ترین کاری از بدلکاری های مژگان صادقی که مهدی کوشکی (نامزد سابق ریحانه پارسا) به اشتراک گذاشته، لحظه تصادف مرگبار یک پراید با مژگان صادقی را به تصویر می کشد که او به صورت استادانه ای روی کاپوت ماشین پرتاب می شود و پس از برخورد با شیشه جلو خودرو، روی زمین غلط خورده و پس از چند ثانیه از زمین بلند می شود!
شاید اگر این اتفاق برای هر کسی رخ دهد، صرفا معجزه می تواند او را از مرگ نجات دهد. اما مژگان صادقی، تا کنون بارها با کمترین لوازم، چنین پلان های نفس گیری که بسیار در سینما و تلویزیون به آن نیاز هست را بازی کرده و نفس ها را در سینه حبس کرده است.
مژگان صادقی بدلکار در آثاری همچون سگ های پوشالی، نوار زرد، شکستن همزمان بیست استخوان، علی البدل، لیسانسه ها، استراحت مطلق و ۵۰۰ قدم آخر نقش آفرینی کرده و به عنوان بازیگر و بدلکار حضور داشته است.
مژگان صادقی بدلکاری است که دل شیر دارد. اینکه دختر شجاعی را ببینید که با مهارت مثال زدنی، کارهای شگفت انگیز می کند، غرور آمیز است. البته اگر امکان حضور مژگان صادقی در برنامه استعدادیابی عصر جدید احسان خان علیخانی بود، حتما میلیون ها تن از هموطنان با مهارت و استعداد این دختر شجاع ایرانی آشنا می شد.
شجاعتی با طعم هنر و ظرافت. کارهای بلدکاری مژگان صادقی، طیف گسترده ای از فعالیت های بدلکاری را شامل می شود. در سینما و تلویزیون، نیاز مبرم به حضور تیم های بدلکاری وجود دارد و سلبریتی ها و نقش های اصلی، معمولا از این حرکات، استقبال نمی کنند و برای سلامتی آن ها، گروه های حرفه ای بلدکاری حضور پیدا می کنند.

کارهای بدلکاری مژگان صادقی شامل پرش با موتور در حال حرکت، چپ کردن خودرو، تصادف با خودرو در حال حرکت، پرش از ارتفاع و غیره را شامل می شود. دختری که در دهه سوم زندگیش هست و یکی از موفق ترین فعالان بدلکاری در کشور محسوب می شود. مژگان صادقی خود را مدیون آقای فتحی می داند که او را برای رسیدن به این جایگاه کمک کرده است.
گروه خیبر یکی از بهترین گروه های بدلکاری در ایران است و از سال ۸۷ همکاری مژگان صادقی با این تیم آغاز شد. در سریال تبریز در مه، شاهد نقش آفرینی مژگان صادقی بودم. او در سکانس هایی مثل درگیری با سربازها، زد و خورد، پرت شدن، زمین خوردن و کشیده شدن روی زمین و سوارکاری، حضور داشت.
در فیلم محمد رسول الله نیز در سکانس های شمشیرزنی حضور داشت. بدلکاران، آناتومی بدن را به خوبی می شناسند. موضوعی که به درد کار بازیگری بسیار می خورد. در پلان های اکشن، این تیزهوشی به درد آن ها می خورد. مژگان صادقی در پلان های اکشن، هم حس ترس را نشان می دهد تا مخاطب آن را باور کند و هم خوب آن را بازی می کند. بدلکاری. یک هنر و مهارت است.
بیا نی نی/ مهربان که باشی
صبح هم زیباست،
خورشید هم زیباست
آسمان رنگ دیگری دارد
روزت رویایی است
اگرتوبخواهی.
برای مهربانی همیشه بهانه
پیدامیشود
روز بخیر
********************
زندگی شیرینست
مثل شیرینی یک روز قشنگ
زندگی زیباست
مثل زیبایی یک غنچهٔ باز
زندگی تکتک این ثانیه هاست
زندگی چرخش این عقربههاست
سلام صبح بخیر
امروزتون پر از شادی ومهر
***********************
امروزت را زندگی کن
فردا را فکر نکن
شادی امروزت را از دست نده
آنقدر بخند که آسمان دلت ستاره باران شود
این بار تو دنیا رو به بازی بگیر
خراسان/ پدری هستم که یک دختر 11 ساله و یک پسر 18 ساله دارم. شغلم آزاد و اوضاع مالیام متوسط است و ماهی 15 تا 20 میلیون درآمد دارم. خانمم برای دادن پول تو جیبی به بچهها خیلی سختگیر است و میگوید که پول زیاد برایشان خطرناک است. من به پسرم ماهی 2 میلیون و به دخترم ماهی 500 هزار تومان میدهم. دخترم تقریبا راضی است ولی پسرم اعتراض دارد و هر ماه میگوید که کم است، خرجها بالا رفته، نمیتوانم فلان چیز را برای خودم بخرم و … . راهنمایی میفرمایید؟
مخاطب گرامی، قبل از هر چیز با توجه به درآمد بالای شما و نگاهتان به این درآمد 20 میلیون تومانی در ماه که آن را متوسط مینامید، باید یک نکته مهم را خدمتتان عرض کنم. داشتن چنین دیدگاهی باعث میشود پسرتان از طرز نگاه شما سوء استفاده و با مبلغ تو جیبی دو میلیون در ماه که درآمد بسیاری از خانوادههای قشر متوسط به پایین جامعه است، احساس نارضایتی کند. بنابراین در قدم اول باید این دیدگاهتان اصلاح شود یا به هیچوجه در حضور بچهها، مطرح نشود. در ادامه، چند توصیه به شما دارم.
به دخترتان، هفتگی پول توجیبی بدهید
شاید تصور کنید نباید در کودکی و حتی نوجوانی ذهن کودکان را درگیر مسائل مالی کرد اما درست برعکس، اگر بچهها از کودکی با مفاهیم اقتصادی آشنا شوند در آینده میتوانند بهتر حساب دخل و خرج خود را نگه دارند. بنابراین پیش از شروع فرایند دادن پول توجیبی به فرزندانتان، سن آنها را در نظر بگیرید. نحوه خرج کردن، پسانداز و مواردی را که میتواند پولش را صرف آنها کند به او آموزش دهید. برای کودکان دبستانی مثل دخترتان مدیریت پول به مدت یک ماه سخت است. برای همین میتوان پول تو جیبی را هفتگی داد و در نوجوانی ماهانه پرداخت کرد. در ابتدا برای او توضیح دهید که این پول تا زمان مقرر شارژ نمیشود. به طور مثال بگویید: «اگر پولت را تا زمان مقرر تمام کنی، من نمیتوانم به تو پول بدهم.»
بر خرج کردن شان نظارت داشته باشید
اگر به فرزندان تان پول توجیبی میدهید باید روی شیوه خرج کردن آنها هم نظارت داشته باشید. باید به آنها، فرهنگ پسانداز کردن را هم یاد بدهید اما آزادیهای فردی هم به آنها بدهید و بگذارید تا حدودی تصمیمگیری را با مدیریت پولی که در اختیار دارند، تجربه کنند. با توجه به این که دو فرزند دارید، هرگز یک شیوه خاص را برای خرج کردن و استفاده از پول به هر دو نفرشان به صورت یکسان دیکته نکنید. یادتان باشد که افراد با هم متفاوت هستند به خصوص که یکی دختر و دیگری پسر است.
با همسرتان هماهنگ شوید
با توجه به این که پول توجیبی نباید خارج از عرف باشد بنابراین هر بار که بدون برنامه و در چهارچوب تعیین شده برای در اختیار نهادن پول توجیبی اقدام میکنید، ویژگی مهم مسئولیت پذیری را در فرزند خود کم رنگ و کم اهمیت جلوه خواهید داد. این در حالی است که یکی از اساسیترین مهارتهای زندگی فردی، توانایی مدیریت مالی به شمار میرود. از پسر خود بخواهید که هر بار مقدار مشخصی از پول تو جیبی اش را کنار بگذارد و خرج نکند. همچنین صورت حساب خرجهای خود را بنویسد و به شما گزارش کند. در صورت همکاری نکردن وی، در یک جلسه خانوادگی از او بخواهید نیازها و خواستههایش را بیان کند و سپس با توجه به درآمد خود تصمیم بگیرید که چه مبلغی را میخواهید به عنوان پول توجیبی پرداخت کنید. سپس نکات مد نظر خود را در باره چگونگی خرج کردن پول تو جیبی توسط او بیان کنید و در این خصوص با همسرتان هم رای و هماهنگ باشید تا فرزندان از این اختلاف نظر سوء استفاده نکنند. واضح است که شرایط اقتصادی خانوادهها متفاوت است و نمی توان یک قانون کلی برای مشخص کردن مبلغ پول توجیبی تعیین کرد.
نویسنده : حسین شرافتی | روانشناس
بیا نی نی/ مدل های جدید لباس مجلسی عربی بلند
خراسان/ این روزها، بعضی از ما که عادت به وقتگذرانی و نوشیدن چای و قهوه در کافههای شهر داشتیم، بهدلیل شرایط کرونایی از لذت دورهمیهای اینچنینی محروم ماندهایم. خانمها با کمی خلاقیت و ایدهپردازی میتوانند یک گوشه دنج و آرام کافیشاپی را که با سلیقه و خواسته خانواده، چیدمان شده باشد ، ایجاد کنند. برای راهاندازی این گوشه دلچسب نیاز به فضای زیادی نیست، کافیاست نقاط کمتر دیدهشده و وسایل بیاستفاده خانه را مدنظر قرار بدهیم. با ایجاد این فضا، وقتگذرانی در خانه به یکی از لذتبخشترین کارهای دنیا تبدیل خواهد شد.
کافهای در کنج خانه
با توجه به فضای مهندسی هر خانه، احتمالا زیرپلهای، کنجی کنار پنجره، راهرو یا حتی اتاق اضافهای در اختیار خواهید داشت. مثلا میتوانید با نصب میز تاشو یا یک شلف با پهنای مناسب مقابل پنجره و قرار دادن دو کرسیچه یا صندلی کوچک مقابل آن و همچنین یک قفسه چوبی ساده برای قرار دادن ملزومات قهوهخوری، محلی آرام برای استراحت مهیا کنید. میتوانید بخشی از آشپزخانه را به این کار اختصاص بدهید که دراینصورت هم به جذابیت آشپزخانه خود اضافه خواهید کرد و هم گوشه دنج خودتان را خواهید داشت. قرار دادن گلدانی با گلهای طبیعی، وسایل تزیینی قدیمی، قاب عکسی خاطرهانگیز، استفاده از سبد و جعبههای حصیری برای قراردادن ابزارهای دمآوری قهوه و فومگیری شیر، کلکسیون ماگ، ظروف سرو و … ، از ایدههای جالب برای متفاوت بهنظر رسیدن این فضاست.
کافه متحرک خانگی
اگر بودجه شما برای ایدههای پرهزینهتر و همیشگی کافی نیست یا فضای کمی در دسترس دارید، یک میز کوچک چرخدار خانگی با یک طبقه اضافی میتواند نیازتان را برای اجرای این ایده برآورده کند. این میزهای متحرک چرخدار را میتوان هر از گاهی بسته به شرایط بهراحتی از جایی به جای دیگر مثل آشپزخانه، حیاط یا تراس، اتاق نشیمن و حتی اتاق کار جابهجا کرد. میتوانید از بانکههای شیشهای و شفاف برای نگهداری انواع قهوه، شکر و ملزومات آن استفاده کنید و آن ها را روی میز قرار دهید. دیده شدن دانههای قهوه موجب زیبایی هر چه بهتر چیدمان روی میز شما خواهد بود. در صورت دلخواه میتوانید از شمعهای بزرگ معطر برای روشنایی میز استفاده کنید.
کافهای در همسایگی کتابخانه
یکی از بهترین راهها برای گذراندن روزهای خنک پاییزی، وقتگذرانی روی یک صندلی راحت زیر لحاف مورد علاقهتان با یک لیوان دمنوش و قهوه گرم در کنار کتابخانه است. به اینترتیب غذای روحمان را هم با خواندن چند صفحه از کتاب تامین میکنیم. برای ساخت این کنج ، یک میز قهوهخوری کوچک، یک قالیچه سنتی، صندلی راحت، چراغ مطالعه و البته یک عودسوز برای معطر کردن فضا بیشک به هرچه دلنشینتر شدن آن کمک خواهدکرد.
نکته: چیدمان فضای قهوهخوری را به صورت فصلی با استفاده از المانهای هر فصل تغییر دهید. با انجام این کار یکنواختی را از فضا دور خواهید کرد و همواره فضایی جدید برای لذت بردن در خانه خود خواهید داشت.
مترجم : فاطمه قاسمی | منابع: decoholic،eatwell
بیا نی نی/ این ویروس منحوس و چموش چندین ماه است که تنها بر جسم انسانها رخنه نکرده، بلکه روح و فکر مردم را هم دستخوش نگرانی و حتی تغییر کرده است، بله صحبت ما از ویروس کرونا است.
از همان ابتدا که مهمان مردمان ایران زمین شد، کماکان تنشها و اضطرابهایی را با خود به همراه داشت، اما متأسفانه قرنطینههای پی در پی و اعمال محدودیتهای سنگین و گاها سخت باعث شد که در فضای صمیمی و دوستانه برخی از خانوادهها تا حدودی فاصله ایجاد شود و به جای دورهمیهای هفتگی و گردشهای شبانه در منزل خود خانه نشین شوند، البته این شرایط برای افراد در ابتدای دوران قرنطینه به دلیل عادت نداشتن به آن سخت و با ادامه این روال نیز کسالت بار و خسته کننده هم شده است.

حالا موضوع خانهنشینی ملت ایران که تا چند ماه آینده یک ساله میشود، از نظر برخی از روانشناسان موجب ایجاد تنش و خشونت در خانوادهها شده و تحقیقات مختلف نشان داده زمانی که افراد دچار افسردگی یا تنشهای روحی میشوند غالبا در خانواده نقش مورد انتظار را نشان نمیدهند و دچار پرخاشگری یا انزواطلبی میشوند.
شاید در نگاه اول تصور شود که این قرنطینه فرصت باهم بودن را در خانوادهها افزایش داده و اعضای یک خانواده بیش از پیش میتوانند از وجود نعمات در زندگی خود بهرهمند شوند، اما قصه تنها این نیست، زیرا این ویروس حتی اجازه تأمین معاش را هم از مردم گرفته و تقریبا میتوان گفت که خانوادهها در مقابل چارچوبی به نام «قرنطینه اجباری» تسلیم شدهاند و تنها سرگرمی آنها تماشای تلویزیون و بازیهای فکری و … گره خورده است اما تا کِی؟ آیا مردم با قرنطینه خانگی علاوه بر سلامت جسم خود میتوانند سلامت روح و روان خود را هم تضمین کنند؟
تحلیلهای جامعه شناسانه از موضوع کرونا و افزایش اختلاف خانوادگی، بر روی عوامل مختلفی تأکید دارد که برخی از این عوامل شامل تشدید اختلافهای موجود قبل از بروز کرونا، شرایط اقتصادی، بیکاری، آینده نامعلوم و همچنین بحث ازدواجهای اجباری در سنین پایین، زندگی در آپارتمانها و فضاهای کوچک و بسته و کاهش سرگرمیها و بیرون رفتن از منزل میشود.
در این راستا حمیدرضا ذوالقدر روانشناس در گفتوگو با بیا نی نی جوان، درباره قرنطینه و تأثیر آن در اختلافات خانوادگی تأکید کرد که بهتر است زوجین در دوران خانه ماندن از سرگرمیهای مشترک استفاده کنند و به مرور خاطرات قبل و بعد از ازدواج خود بپردازند و به یکدیگر عشق بورزند و بیان کنند که هنوز هم دوستت دارم.
او بر این باور است که زوجین در روزهای کرونایی برای حفظ و نگهداری ارتباط مابین خود باید کارهایی را انجام دهند تا از بروز اختلافات زناشویی و مشاجره جلوگیری کنند.

افزون بر این، ۲ آذر امسال بود که بهزاد وحیدنیا مدیرکل مشاوره سازمان بهزیستی خبر داد که در ۸ ماه گذشته تماس با صدای مشاور دو برابر شده و نگرانی درباره آینده، ترس از ابتلا به ویروس کرونا، کنشهای مربوط به سوگ، ناامیدی، افسردگی، بیقراری و تشدید اختلالات روانی از دلایل تماسها بودهاند، همچنین نزدیک به ۲۹ درصد تماسها هم مربوط به مشکلات ارتباط والد و کودک، مشکلات بین فردی و مشکلات با خانواده همسر بوده است.
این مقام مسئول معتقد است که این تماسها در شرایطی افزایش داشته که از اول امسال تا کنون ۴۰ تا ۶۰ درصد مراکز حضوری مشاوره تعطیل شدهاند و مسئولان سازمان بهزیستی میگویند مراجعه افراد به ۳۷۰۰ مرکز مشاوره این سازمان، کاهش چشمگیری داشته است.
این خبر به اندازه کافی نگرانی با خود به همراه دارد و طبیعتا بهتر است که سازمان بهزیستی، مشاوران خانواده، روانشناسان و… برای جلوگیری از افزایش چنین مشکلات و اختلافاتی چارهای مناسب بیاندیشند تا حداقل با سرنگون کردن ویروس کرونا آسیب جدیدی بر خانوادههای ایرانی و روحیات آنها شکل نگیرد.
جعفر بای، جامعه شناس و آسیب شناس اجتماعی در ادامه در گفتوگو با بیا نی نی جوان، در رابطه با شیوع ویروس کرونا و مشکلات ناشی از آن اظهار کرد که کرونا، بیرحمانه با حضور منحوس خود، شرایط زندگی را با دشواریهایی همراه کرده است، چراکه افراد محکوم به ماندن در خانه و قرنطینه شدهاند و این سبک زندگی آثار و عوارض فراوانی را به همراه دارد که در افراد گوناگون متفاوت است.
بای گفت: سرکوب خواستههای نفسانی, عقب نشینی از مواضع به نفع وضعیت تحمیلی، سازش با شرایط جدید، تغییر در برنامههای گذشته و تدوین برنامههایی متناسب با شرایط جدید، ذائقه سازی با شرایط موجود، قیام علیه خواستههای منفی خود, تجلی کردن نیازهای جدید، تمرین و ممارست حالات روحی و روانی متناسب با وضعیت کنونی، روحیه سازی و روحیه دهی، تثبیت پایههای شخصیتی خود، پرهیز از ترس و کنار گذاشتن حساسیت, برگزاری جلسات خانوادگی و گفتوگوهای چند جانبه, برخی از کارهایی هستند که افراد باید در شرایط کنونی انجام دهند.

ممکن است آمار و ارقام کوچک و بزرگی در رابطه با میزان اختلافات و مشکلات خانوادهها در قرنطینه به گوشمان برسد، اما نکته مهم این است که تا چه اندازه میتوانیم در مقابل این کش مکشها و درگیریها مقاومت کنیم تا کرونا علاوه بر جسم، ذهن و روان ما را خدشهدار نکند، این مسأله همت فردی و البته در مواقعی جمعی را میطلبد که خانوادهها باید آن را مدنظر قرار دهند و تا حدودی صبر و آرامش را در اینروزها مهمان خانههای خود کنند.
خراسان/ حجت الاسلام متقیزاده، همکار و دوست دیرینه حجت الاسلام راستگو از سبک زندگی ایشان و شیوه های تربیتی اش میگوید.
یک هفته از درگذشت عمو راستگوی دانشآموزان دهههای 60 و 70 سپری شد. استادی فعال، نوگرا، خلاق، مبتکر، هنرمند و از نظر اخلاقی خوشبرخورد و گشادهرو که دانشآموزان را صرفا با یک جلسه آموزشی و تربیتی جذب خود میکرد. این شور و شوق برای دانشآموزانی هم که از تلویزیون نظارهگر برنامههایش بودند صدق میکرد و نوجوانان آن زمان هیچگاه برنامههای تلویزیونی او را از دست نمیدادند. در ادامه با حجتالاسلاموالمسلمین عبدا… متقیزاده، عضو هیئت علمی دانشگاه صداوسیما، مدرس علوم اجتماعی و ارتباطات اسلامی و کسی که نزدیک به 35 سال با مرحوم راستگو معاشرت داشته ،درباره خصوصیات اخلاقی فردی و کاری آن بزرگوار، گفتوگو کردیم.
در اولین دیدارم، مجذوب استاد راستگو شدم
حجت الاسلام متقیزاده درباره نحوه آشنایی خود با مرحوم راستگو میگوید: «یادم میآید اولین دیدارمان در سازمان تبلیغات بود که از کلاسی بیرون میآمدم و ایشان را در راهرو دیدم. هر موقع حرکت میکردند تعداد زیادی از طلبهها دنبال ایشان راه میافتادند و ایشان هم خیلی ساده، مخلصانه و با خوش رویی رفتار میکرد. بعد از آن دیدار، دیگر از ایشان جدا نشدم و مجذوب کلام و اخلاقشان شدم. خود استاد راستگو میگفت مهارتی که من داشتم را از چندجا وام گرفتم، یکی از معلم دوران کودکیام که در روستای ما بود، کارشناسان کودک در رسانه و همچنین ابداعات خودم.»
دین را متناسب با فکر کودکان ارائه می داد
دوست 35 ساله مرحوم راستگو با اشاره به روشهای بدیع و خلاقانه او درباره تعلیم و تربیت کودکان و دانشآموزان میگوید: «ایشان با شیوههای مختلف تعلیم و تربیت مثل روانشناسی کودک، روانشناسی تربیتی، روانشناسی رشد و همچنین روانشناسی اجتماعی به خوبی آشنایی داشت. روشهای تاثیرپذیری، نفوذ و اقناع را به خوبی میدانست. هرچند دیگران وی را سرزنش میکردند که شما برای خنداندن بچهها نباید هرکاری بکنید و زبان خشکی را برای ارتباط با دانشآموزان به وی پیشنهاد میدادند ولی ایشان قبول نمیکرد و میگفت من روشم همین است که بتوانم اول با بچهها ارتباط برقرار کنم، بعد تاثیرگذاری داشته باشم. بعد ازهمه اینها، محتوای دین را متناسب با سطح فکرکودک و نوجوان ارائه دهم، همانطورکه انبیا این کار را کردند. آشنایی با زبان کودک را یک ارزش برای خود میدانست. بچهها عاشق وی بودند و به آنها اجازه میداد راحت حرفهایشان را بزنند. بین بچههای دهه 60 معروف است که ما آموزههای دینی را از برنامههای زیبا و شیرین آقای راستگو یاد گرفتیم، چون واقعا سرمایه گذاشت، عمرش را گذاشت.»
هیچوقت خستگی در این مرد ندیدم
در ادامه از حجتالاسلام متقیزاده درباره بارزترین خصوصیات اخلاقی استاد راستگو میپرسم که توضیح میدهد: «ایشان در حوزه مسائل دینی و مباحث تربیتی صاحبنظر بودند. این طور نبود که فقط مباحث را انتقال دهند. همچنین در تبلیغ دین قناعتی داشت که دیگران به زحمت نمیافتادند، مثلا نمیگفت بلندگو و امکانات و … بیاورید، تا اینها نباشد من صحبت نمیکنم، به همین دلیل اگر شخصی از ایشان سوال میکرد، میگفت که بنشینیم کنار همین جوی و با هم صحبت کنیم! خیلی انسان بیآلایش و سادهای بود، خیلی خودمانی با دیگران ارتباط برقرارمیکرد، بدون هیچ تکلف و زحمتی. در همین تلویزیون بعضی از افراد با ایشان مخالفت میکردند که چرا این کارها را میکنی؟ برای آموزش به کودکان خیلی مرارتها کشید، خیلی تهمتها و حرفها شنید، ولی از پا درنیامد و روی پشتکارش ایستاد، هیچوقت خسته نشد، در واقع من هیچوقت خستگی در این مرد ندیدم و خستگی در وجودش معنا نداشت. شوخیاش اینطور بود که همیشه به بچههایی که در تلویزیون با او آشنا میشدند، میگفت که من عموی شماها هستم، حرف عمو را باید گوش کنید، چون شما بچههای من هستید. به همینخاطر به «عمو راستگو» معروف شد.»
بر آموزش مهارت انتقاد کردن به کودکان تاکید داشت
«بیان کردن آیات و قصههای قرآن به زبان روز و متناسب با فهم کودکان از روشهای جذاب عمو راستگو در آموزش بود»، متقیزاده با این مقدمه ادامه میدهد: «این روشها باعث میشد که مباحث در ذهن بچهها بماند. او بر استفاده از کلمات برای آموزش کودکان همیشه تاکید داشت و میگفت که کلمات را ساده، روان و لطیف کنید و به زبان کودک با او سخن بگویید. شما اگر کلمهای بگویید که کودک نتواند هضم اش کند، اساس و زیربنای تربیت اش لطمه میبیند. تاکید دیگرش بر آموزش مهارت انتقاد کردن و انتقادپذیری به کودکان در خانه، مدارس و مراکز تربیتی، رسانه و جامعه و حریتدادن به آنها بود، یعنی بتوانند حقشان را بخواهند. همیشه میگفت که کودکان مدیران آینده هستند و بر سرمایهگذاری زمانی، مالی و فرهنگی برای کودکان خیلی تاکید داشت. خود ایشان هم در بیان و رفتارش حریت داشت.»
از بارزترین خصوصیاتش، قناعت و اخلاص بود
استاد دانشگاه صدا و سیمای تهران در باره سبکزندگی و مناعت طبع استاد راستگو هم بیان میکند: «سبک زندگی ایشان هم منطبق بر مفاهیم دینی و قرآنی بود. یکی از خصوصیات بارز مرحوم راستگو، اخلاصی بود که خداوند به ایشان داده بود. خیلی اهل قناعت بود. همیشه به یاد دارم با ماشینهای عادی میآمد و میرفت، با تاکسی و اتوبوس رفت و آمد میکرد. اصلا برایش مهم نبود که مبلغی برای زحماتش به او داده شود و میگفت که اینها وظیفه من است. اگر اجرتی به ایشان میدادند، قبول میکرد ولی به یاد ندارم که درخواستدهنده مزد و اجرت باشد. نکته دیگر آن که اصلا برایش عنوان مهم نبود، آن چه که تنها برای او مهم بود و خودش هم همیشه میگفت این بود که من معلم کودکم و افتخارش وقتگذاشتن برای کودکان بود. همیشه میگفت اگر ما دنبال امکانات باشیم و بعد کار کنیم، این هنر نیست، هنر آن است که با کمترین امکانات بهرهوری داشته باشیم.»
روش قصهگوییاش منحصر به خودش بود
این استاد دانشگاه صداوسیما درباره قصهگویی و دیگر سبکهای آموزشی مرحوم راستگو هم میگوید: «روش قصهگویی ایشان اینطور بود که از یک ابتدایی شروع میکرد و کمکم اوج میگرفت و در همان اوج داستان را نگه میداشت که باز فردایش با بچهها تمرین کند و به تناسب ذهن کودک و اصول روان شناسی کودک پیش میرفت. این که اول نشانهگذاری میکرد، بعد آن نشانه را توسعه میداد، بعد کمکم یک مفهوم دینی را انتقال میداد. در همین بازی با کلماتی که ایشان در تلویزیون داشت، نشانههایی میگذاشت که بعد در ذهن کودک سوال میشد که این نشانهها چیست؟ با همین روش سوالات را از طریق کمک به کودکان پاسخ میگرفت و بعد خودش پاسخ بچهها را اصلاح میکرد. روش قصهگوییاش منحصر به خودش بود.»
نویسنده : صادق جهانی| خبرنگار
جام جم/ کتاب «مادر و خاطرات پنجاه سال زندگی در ایران» روایت مادری کردن مادر خانم توران میرهادی در ابتدای سالهای 1300 است. در جایی از داستان، مادر رسالتی برای خود تعریف میکند: زنده نگاه داشتن بچهها. در آن سالها و شرایط بهداشتی و اقتصادی یکی از بزرگترین چالشهای والدین، از دست رفتن فرزندان به علت بیماری، گرسنگی و حوادث کوچک و بزرگی مثل خفهشدن در حوض یا افتادن از درخت بود. مادر داستان پس از بررسی شرایط برای خود در فهرست اولویتهای مادرانهاش یک اولویت انتخاب میکند و مسیری را در رسیدن به آن برای خود و فرزندانش در نظر میگیرد. در طول عمر بشر، والدین همواره رسالتی جدی برای محافظت از فرزندانشان داشتهاند. شاید روزهایی برسد که والدین سال 1399(2020) به این فکر کنند که جنگیدن با شیر و پلنگ آسانتر از حفظ کردن فرزندانشان از هجمههایی است که در این دنیای مدرن آنها را نشانه رفتهاست. ماههای اخیر بیش از هر زمانی به دلیل قرنطینه و تعطیلی مدارس و شرایط آنلاین آموزشی، نوجوانان امکان استفاده از اینترنت را داشتند. پیش از این نیز طی تحقیقاتی در سال 2018 در مرکز تحقیقات پیو(Pew Research Center) نتایجی در زمینه میزان استفاده نوجوانان از اینترنت منتشر شد که نشان میداد حدود 45 درصد نوجوانان بین 13 تا 17 سال به طورمداوم آنلاین بودند و حدود 97 درصد از یک شبکه اجتماعی استفاده میکردند، اما این روزها با ظهور شبکههای اجتماعی جدید با کاربران نزدیک به صد درصدی نوجوان در شبکههای اجتماعی، والدین با تغییرات و مشکلات هر روزهای مواجه هستند.
هویت
نوجوانی سن شکلگیری هویت است، نوجوانان در گام بعدی پس از خانواده، در جامعه دوستان در پی ساختن هویت برای خود هستند، با پیشرفت شبکههای اجتماعی و هرچه کمرنگشدن مرزهای جغرافیایی و فرهنگی این جامعه دوستان گستردهتر و متنوعتر میشود، این تنوع و گستردگی دامنه وسیعی از ارزشهای اخلاقی، قوانین و شرایط را شامل میشود و نوجوان با دنیای متنوعی از ارزشها و قوانین مواجه میشود. در این شرایط هرچه ارزشهای اصیل درون خانواده در بستری آرام و سرشار از مهر طی سالها به نوجوان منتقل شدهباشد، نوجوان در مقابل ارزشهای خارج از خانواده محکمتر و با معیارهایی قویتر ظاهر میشود. والدین اگر اصول و قوانین درست و ارزشمند خود را داشتهباشند و آنها را به صورت واقعی زندگی کنند، میتوانند مطمئن باشند فرزندشان هم این اصول را به صورت عملی آموزش دیدهاست.
توفان احساسات
در خانواده اگر درباره احساسات اصیلی چون مهر و عشق گفتوگو شده باشد، فرزندتان هر احساسی را که در او برانگیخته شود یا شاهد آن باشد، عشق برداشت نمیکند. نوجوانی و دوران بلوغ زمان شروع احساسات جنسی و تمایلات نسبت به جنس مخالف است، شرایط آزاد شبکههای اجتماعی باعث میشود که نوجوانان ساده و بدون مرز باشد، این تمایل و علاقه اجتنابناپذیر است. اما اگر از سمت والدین این پذیرش وجود داشتهباشد که نوجوان در اصل علاقه به ایجاد رابطه و کشف جنس مخالف دارد، میتواند برای این شرایط جدید و پیچیده برنامهریزی کند و در سپری کردن این دوره او راهنمای فرزندش باشد.
مهارت انتخاب
یکی از مهمترین مهارتهایی که والدین میتوانند در فرزند خود پرورش دهند تا در شرایط مواجهه با ارزشهای خارج از خانواده انتخابی شایستهتر داشتهباشد، آموزش نحوه صحیح تصمیمگیری با در نظر گرفتن مزایا و معایب یک تصمیم و بررسی نتایج آن است. تمرینهای تصمیمگیری و انتخاب از سنین پایین کودکی و از بررسی تصمیمات کوچک و نتایج آن مانند انتخاب بازی، انتخاب لیوان شیر و بسیاری دیگر از انتخابهای کوچک اما تاثیرگذار در درک قدرت تصمیم در کودک شروع میشود. در واقع اگر از کودکی، فرزندتان بداند در مسیر زندگی خود همواره با انتخاب و تصمیماتی مواجه است که تبعاتی برایش دارد و خود مسؤول این تبعات است، در مقابل شرایط جدید، پیشنهادهای خارج از خانواده و خطراتی که پیشرو دارد، میتواند انتخابی شایستهتر داشتهباشد؛ چرا که شما در هر لحظه کنار او نیستید و نمیتوانید تضمین کنید که همواره مراقب روح و جسم او باشید.
مسؤولیت
راهنمایی نوجوان به سمت استفاده مسؤولانه از شبکه اجتماعی باعث میشود به جای استفاده صرف از شبکه اجتماعی برای تفریح، رسالتی نیز برای خود قائل باشد. نوجوانی سن آرمانگرایی است. میتوانید با فرزندتان در یکی از زمینههای محیطزیست، خیریه، آموزش، ترویج علم و مذهب فعالیت جدی را آغاز کنید و در او این انگیزه را فعال کنید که دانش و دغدغه خود را با دیگران به اشتراک بگذارد. سن نوجوانی و علاقه به دیدهشدن را نیز میتوانید از این طریق در مسیر درستی راهبری کنید.
برنامهریزی
یکی از اصلیترین معضلات شبکههای اجتماعی، مختل کردن روند خواب و برنامه غذایی و فعالیتهای جسمی نوجوانان است که در روحیه و شرایط خاص جسمی آنها در زمان بلوغ تاثیر چشمگیری دارد. در یک توافق دوجانبه، برنامهای برای استفاده از اینترنت و شبکههای اجتماعی خانواده تنظیم کنید و میتوانید محلی را در خانه بهعنوان پارکینگ تبلت و تلفنهمراه در نظر بگیرید.
قلدری
Bullying یا قلدری یکی از رفتارهای آسیبزننده و شایع میان نوجوانان همسن است که ممکن است در شرایط حاد به آسیبهای روحی شدید و طولانی یا خودکشی در نوجوانان منجر شود. قلدری یا بولی کردن شامل لیست طولانی از تمسخر ظاهر، خانواده، عقاید، شرایط مالی و همچنین توهین، ایجاد شایعات، تجاوز جنسی کلامی و جسمی و فشارهای جامعه همسالان است. اولین قدم برای محافظت از فرزندتان در مقابل قلدری جامعه همسالان این است که فرزند شما بداند آغوش امنی برای پناه آوردن و گفتن از شرایط سخت روحی و جسمیاش همواره فراهم است. فرزندتان باید بداند میتواند بدون سرزنش و قضاوت شدن از سمت شما از تجربیاتش بگوید و در کنار شما زخمهایش را درمان کند. پس از این مرحله و با دیدن امنیت و آرامش، شما میتوانید در پی احیای روحی و جسمی او باشید و در شرایط مناسب در مسیر همراهی و همدلی با او، راه بهتری را انتخاب کنید.
نوجوانان در فضاهای مجازی که همراه جامعه همسالان خود هستند در بسیاری از موارد تحتقلدریهایی در مورد ظاهر خود قرار میگیرند، اعتماد به نفس نسبت به ظاهر در سنین بلوغ و نوجوانی در پایینترین حد خود قرار دارد و این مدل از تحقیرها باعث میشود اعتماد به نفس و عزتنفس فرزندتان دچار خدشه شود و ممکن است برای جلب توجه و پرکردن این خلأ وارد رابطه پر خطری شود یا تصمیماتی برای جلبتوجه دیگران بگیرد؛ مانند کشیدن سیگار یا نمایشبرهنگی.
ممکن است نوجوان شما در دستهای باشد که در حال قلدری کردن است. این مدل رفتاری نیز برای فرزندتان خطراتی در پی دارد و لزوما نشان از قوی بودن او نیست. در این شرایط درباره ارزشهای صحیح اخلاقی با او گفتوگو کنید. نوجوان خود را از انتشار شایعات، زورگویی یا آسیب رساندن به شهرت شخصی (از طریق آنلاین یا موارد دیگر) منع کنید و تبعات این رفتارها را به همراه او بررسی کنید. در شرایط حساس روحی این دوره، پررنگ کردن و بیان توانمندیهای فرزندتان، گرامیداشت آنها و همچنین ابراز محبت به نوجوان نه فقط در زمانهای خاص، بلکه در شرایط متفاوت ظاهری و زمانی میتواند قلب و روح او را مالامال از عشق و اعتماد کند.
فارس/ در پی شهادت مظلومانه شهید محسن فخریزاده، الهام حیدری همسر شهید حاج حسن طهرانی مقدم در گفتوگو با خبرگزاری فارس همدردی خود را با همسر این شهید عزیز ابراز کرد و خدمت مقام معظم رهبری تسلیت گفت.
وی در ادامه صحبتهایش با بیان اینکه خبر خیلی سنگین و سختی بود، وقتی شنیدیم یکی دیگر از دانشمندان بزرگ جامعه اسلامی به شهادت رسید، آن هم به این سبک و سیاق، افزود: واقعا خیلی تأسفبار است که چرا چنین بزرگانی را به همین راحتی از دست میدهیم.
همسر شهید طهرانی مقدم بیان داشت: جامعه ما به خصوص الان که نیاز شدیدی به بزرگانی این چنین دارد، شهادتشان خسارت خیلی بزرگی است. وجود آنها نقش کلیدی در جامعه دارد و آنها خللی را که در جامعه وجود دارد، پر میکنند. وقتی وجود آنها خالی شود به نظر میآید جامعه خالی میشود از کسانی که درمان و بهبود یک جامعه را به دست گرفتهاند. واقعا فاجعه سنگین و بزرگی است که ما تحمل میکنیم.
وی با اشاره به اینکه این دوران کرونایی سختیهای مخصوص به خودش را نیز دارد، گفت: مردم دلشان خیلی برای جامعه اسلامی میتپد، اما نمیتوانند احساسات خود را آنطور که باید نشان دهند. به خصوص که متوجه شدیم تشییع جنازه شهید فخریزاده در این شرایط خاص به صورت عمومی برگزار نمیشود. صحیحش هم همین است که به فرموده مقام رهبری نباید تجمع انجام شود، اما از طرفی این عدم تجمع هم داغ را برای ما که نمیتوانیم شرکت کنیم و هم برای خانواده که در غربت و مظلومیت عزیزشان به خاک سپرده میشود، سخت است.
حیدری ادامه داد: هیچ کس نمیتواند دل همسر و خانواده شهید را آرام کند؛ مگر آیات الهی که به ما دلداری میدهد که فکر نکنید شهدا مردهاند؛ آنها زنده هستند و نزد خدا روزی میخورند. شاید لحظات خیلی سنگینی باشد. چند روزی خانوادهها در شوک هستند؛ خصوصا که همسر شهید در زمان حادثه حضور داشته و این موضوع را خیلی سنگینتر میکند. اما شاید بهترین ساعاتی که خدا به او نزدیک میشود و میتواند ارتباط خوبی با او برقرار کند، همین لحظات و در همین روزهاست که من اکنون به حال او غبطه میخورم. این لحظات، لحظاتی بسیار سخت اما شیرین است که شیرینی خاصش برای این است که شهید تمام عمر خود را برای یک هدف عالی و مقدس طی کرد و همین به ما آرامش میدهد که آنها به هدف مقدس خود که شهادت بود، رسیدند.
وی گفت: این شهدا تا وقتی بودند در مسیر اعتقاداتشان و مسیر ولایت و مسیر انقلاب اسلامی و مستحکم کردن نظام اسلام قدم برداشتند و خونشان را به پای درخت انقلاب ریختند و قطعا این خون میوههای بسیار شیرین و معطری در آینده خواهد داد.
همسر شهید طهرانی مقدم خطاب به دشمن گفت: شما اگر همه ما را بکشید، ثمرات خون شهیدان را نمیتوانید از بین ببرید. همانطور که هنوز شهدای دفاع مقدس که پیکرشان بعد از سالها تفحص میشود و عطر آمدنشان خیلیها را بیدار میکند. آن شهدا برای ۳۰ سال پیش بودند و امروز عطر شهدای مدافع حرم و شهدایی مثل شهید فخریزاده که این گونه به شهادت میرسند حتما اثرات خود را خواهد داشت. در عین سخت بودن شیرینی و لطافت آن به انسان آرامش میدهد.
وی بیان داشت: حتما جای خالی شهدا پر میشود و باید امیدوارانه نگاه کنیم، نه اینکه امید واهی باشد. این کلام آیات الهی و بزرگان ماست. همانطور که امام فرمود: بکشید ما را ملت ما بیدارتر میشود. گاهی با کنفرانسها، نشر کتابها و برنامه خاص و دروسی که در دانشگاه گذاشته میشود، علما با سخنرانیهایشان، آمدن محرم و هیأتها میتوان به مردم آگهی داد، اما گاهی این آگاهی تنها با خون است آن هم خون پاکی که به جامعه تزریق میشود.
حیدری افزود: هر خونی نمیتواند این انقلاب و نورانیت را به وجود بیاورد. خونی که سالها عبادت کرده و با کار خود عبادت کرده. شهدا تمام استراحت و زن و بچه و زندگی و خانه زیبا را فدا کردند، چون انسان طالب اینهاست، اما برای اعتقاد قشنگی که دارند، همه اینها را فدا میکنند و آن وقت است که این خونها در دلها تبلور ایجاد میکند.
وی بیان داشت: حتی اگر ما نتوانیم در مراسمات آنها شرکت کنیم و ادای دین کنیم، آن خون اثرش را میگذارد. آن چیزی که نظام ما را هر روز مستحکمتر میکند، خون شهداست و تلاش انسانهایی که در سایه تلاش میکنند تا نظام مستحکم باشد.
حیدری در پایان با بیان تسلیت و تهنیت خدمت مقام معظم رهبری گفت: به ایشان میگویم تمام خانواده و ذریه ما فدای یک لحظه وجود شما باشد و تمام خانواده شهدا هرچقدر هم که تحت فشار باشند اما دلخوش به رهبری دانا و فهمیم دانشمندانه ایشان هستیم.