زنگ‌ خطر در روابط زناشویی

زنگ‌ خطر در روابط زناشویی

بیا نی نی/ برخی از رفتارها ممکن است در ابتدا به عنوان یک رفتار ساده و عادی قلمداد شوند؛ اما وقتی طولانی مدت ادامه پیدا می‌کنند و تبدیل به عادت می‌شوند نتیجه‌ای را به بار می‌آورند که ایده‌آل هیچ رابطه‌ای نخواهد بود.
ناراحتی‌، دلگیری‌، حرف‌های ناگفته، حسادت، دلتنگی‌ و احساسات پاسخ داده نشده از دلایل به وجود آمدن سردی و فاصله در روابط هستند و انقدر ادامه پیدا می‌کنند تا رابطه را به جدایی می‌رسانند. اگر هوشیار باشیم می‌توانیم قبل حاد شدن موضوع، متوجه سیگنال‌های منفی شویم و با کمک همسر، رابطه خود را نجات دهیم. اگر این موارد را به میزان‌های نوشته شده که در ادامه می‌خوانید، در خود یا همسرتان مشاهده نمی‌کنید یعنی هنوز به درجه‌ی قرمز نرسیدید. برای حل موضوعات در هر مرحله‌ای می‌توانید از مشاوران روابط و خانواده کمک بگیرید.

۱. از دست دادن جذابیت‌ همسرتان برای شما یا بالعکس
گاهی دیگر همسرمان برای ما جذابیت گذشته را ندارد و خودِ ما بیشتر از او، نگران این موضوع هستیم. احساس می‌کنیم به یک روال عادی و فرساینده در زندگی دچار شدیم که دیگر هیچ جذابیتی در زندگی با همسرمان وجود ندارد.

۲. دقتی به رفتارهای ظریف همسرمان نمی‌کنیم یا او دیگر دقتی در رفتارهای ما ندارد
این موضوعات در حسادت‌ها، ناراحتی‌ها و دلخورهای لحظه‌ای پیش می‌آید که ممکن است با یک جمله محبت‌آمیز برطرف شوند؛ اما چون دیگر حوصله کافی نداریم به رفتارهای ظریف همسرمان دقت کنیم، پاسخ مناسب را به احساسات و رفتارهای او نمی‌دهیم بنابراین فاصله و سردی میان ما ایجاد می‌شود.

۳. از بروز احساسات دوری می‌کنیم
نه تنها دیگر خیلی وقت است که در واقع احساس خوبی از او در قلب ما نیست؛ بلکه از گفتن و بروز دادن احساسات خوب نیز دوری می‌کنیم. اگر هم همسرمان از مهر و محبت خود به ما بگوید باز هم حرفی برای گفتن نداریم.

۴. شما یا همسرتان زمان بیشتری را بیرون از خانه می‌گذرانید
دوست داریم که کمتر در خانه باشیم و احتمال گفت و گو با همسرمان را کم می‌کنیم. برای مثال ترجیح می‌دهیم، دوستانمان را در رستوران ملاقات کنیم یا برای انجام کارهای شخصی به کافه و کتابخانه می‌رویم. در این مورد شخص می‌کوشد تا جایی که می‌تواند دیر به خانه بازگردد؛ زیرا از وجود احساسات درونی خویش عمیقاً ناراحت است و از مواجه با شریک عاطفی خود دوری می‌کند.

۵. زمان کمتری را برای یکدیگر می‌گذاریم
دیدارهای دو نفره دیگر الویت‌های اول ما نیست و به علت کارهایی که ممکن است کم اهمیت‌ نیز باشند، دیدارهای خود با همسرمان را لغو می‌کنیم. دیگر از وقت گذراندن با او احساس خوشحالی و رضایت نمی‌کنیم.

۶. هر موضوع ثابت و پایدار بین روجین، متزلزل می‌شود
موضوع‌های پایدار شامل مواردی می‌شوند که گفته یا ناگفته بین خود و همسرمان برقرار است. مانند میزان ساعاتی که بیرون از خانه هستید (ساعات خاص)، برنامه‌های تفریحی آخر هفته (به طور مداوم)، مسافرت‌های فصلی. یکی از مهم‌ترین نکاتی که باید به عنوان زنگ خطر رابطه خود به یاد داشته باشید متزلزل شدن و لغو بی مورد برنامه‌های ثابت زندگی مشترک‌ است.

۷. گفت و گوها دیگر نتایج خوبی نخواهند داشت
موضوعاتی وجود دارند که با یک‌بار گفت و گو درباره‌ آنها به نتیجه نمی‌رسیم و این در هر رابطه‌ای طبیعی است؛ اما اگر هیچ گفت و گویی در هیچ زمینه‌ای به نتیجه نمی‌رسد و تنها دل‌زده تر از یکدیگر می‌شوید از موارد نگران کننده است.
منیع: بست‌لایف

برای محافظت از فرزندتان اعتبار کسب کنید

برای محافظت از فرزندتان اعتبار کسب کنید

شهربانو/ دنیای این روزها دنیای ارتباطات مجازی است. زندگی جمعی در جامعه امروز در موارد بسیاری حول میدان ابزار ارتباطی اینترنتی شکل می‌گیرد. به همه تغییرات حاصل از فناوری، بحران کووید 19 را هم بیفزایید که ضرورت رعایت دستورهای بهداشتی و حفظ فاصله‌ فیزیکی، بهره‌برداری از ابزار ارتباطی مجازی را اجتناب‌ناپذیر کرده است.

دانش‌آموزان و استفاده از فضای مجازی برای تحصیل
گسترش استفاده از ابزارهای ارتباطی از راه دور در نظام آموزشی در ماه‌های اخیر به گروه‌های دانش‌آموزی نیز رسیده است. کودکان و نوجوانانی که ناگزیرند به سایت بیا نی نیی ملی از طریق اینترنت متصل شوند تا از میدان رقابتی کسب علم عقب نمانند. مزیت استفاده از فضای مجازی در سیستم آموزشی این است که دانش‌آموزان می‌توانند به تحصیل خود همچنان از راه دور ادامه دهند. با این حال، در کنار مزیت کارکردی دسترسی به اینترنت برای دریافت مباحث آموزشی، در برخی موارد، دستیابی به ابزارهای ارتباطی به نوعی آسیب برای کودکان و نوجوانان و نگرانی برای والدین تبدیل شده است. سیستم آموزشی ناچار است از ابزار ارتباطی اینترنتی برای امتداد فرایند آموزش استفاده کنند. والدین نیز ناگزیرند این ابزارها اعم از تبلت یا گوشی را در اختیار فرزندان قرار دهند تا بتوانند پیگیر تحصیل خود باشند.

چالش ایجادشده در تعامل فرزندان و والدین
آنچه در این میان با استفاده روزافزون از این ابزارها توسط دانش‌آموزان بر ما هویدا می‌شود، ایجاد چالش در تعامل والدین و فرزندان است که در برخی موارد به دلیل ناآگاهی والدین، این چالش‌ها به تنش‌ها یا دغدغه‌هایی روزانه‌ برای آن‌ها تبدیل می‌شود. میزان دسترسی کودکان و نوجوانان به تلفن همراه و تبلت در کل کشور و در همه خانواده‌ها چه به دلیل شرایط اقتصادی چه به دلیل سبک زندگی و تربیتی والدین یکسان نیست. در برخی خانواده‌ها که میزان دسترسی فرزندان بسیار کنترل‌شده یا محدود یا حتی کاملا ممنوع بوده، با نیاز دانش‌آموزان به دسترسی آموزشی، میزان دسترسی دچار تغییرات متعددی شده است. در این میان، اگرچه برخی‌ والدین با راهکارهای کوتاه‌مدت و با کنترل تخصصی و نرم‌افزاری روی گوشی‌های خود سعی کرده‌اند با محدودسازی فضای دسترسی فرزندانشان به اینترنت، آنان را از آسیب‌های اجتماعی و روانی دستیابی گسترده به انواع محتواهای موجود در فضای اینترنت مصون دارند، چنان‌که گفته شد، این راهکارها کوتاه‌مدت هستند و قابلیت کنترل و اعمال اقتدار نظارتی والدین تا زمانی وجود دارد که فرزندشان تلفن همراه یا تبلت شخصی نداشته باشد. به عبارتی، کنترل نظارت محور یا محدودیت‌ساز والدین نهایتا تا حدود پانزده‌سالگی و دوران نوجوانی می‌تواند به عنوان سبکی از پرورش دغدغه‌مند برای والدین، کارا باشد.

چگونه دسترسی فرزندمان به فضای مجازی را کنترل کنیم؟
بیندیشید که پس از آن و با دستیابی مداوم نوجوانان به تلفن همراه یا تبلت، والدین چگونه خواهند توانست آنان را از آسیب‌های احتمالی دنیای مجازی محافظت کنند؟ آیا کنترل کردن فرزند روشی مناسب یا -دقیق‌تر بگویم- اجرایی است؟ در گذشته، سبک تربیت و پرورش بر اساس و بنیان کنترل و محدودیت می‌توانست چاره‌ساز باشد و والدین را تا اندازه‌ای و نه به طور کامل و مناسب بلکه به شکلی نسبی در محافظت از فرزندان یاری رساند اما چنان‌که می‌دانید، تحولات فرهنگی و فناوری و افزایش شکاف نسلی که تحول شگرفی در جامعه به وجود آورده است، شیوه‌های سنتی فرزندپروری را به چالش کشیده است. کدام والدینی را می‌شناسید که فرصت یا دانش مدیریت رفتار فرزندشان در فضای مجازی را به طور نسبی دارا باشند؟ امروزه در جامعه متحول‌شده، والدین بیش از جامعه سنتی گذشته دغدغه محافظت مناسب از فرزندان خود را دارند و به همان نسبت، بیش از گذشته در این امر مهم ناتوان هستند زیرا نهادهای اجرایی جامعه هیچ تمهیدی برای توانمندسازی والدین در راستای فرزندپروری متناسب با عصر ارتباطات نیندیشیده‌اند و والدین غالبا در مورد فرزندپروری آموزش ندیده و ناآگاه هستند. به همین دلیل است که بحران کووید 19 و ضرورت عقلانی آموزش مجازی به مسئله‌ای اجتماعی برای اغلب والدین دغدغه‌مند تبدیل شده است و پرسش ذهنی اغلب آنان این است که چگونه دسترسی فرزندمان به فضای مجازی را کنترل کنیم. باید گفت که کنترل فرزندان به سبک فرزندپروری سنتی برای کودکان و نوجوانان عصر ارتباطات چاره‌ساز و راهبردی نخواهد بود. زندگی انسان یک فرایند مستمر است که کودکی و نوجوانی بخشی از آن محسوب می‌شود که آموزش‌های کسب‌شده در این دوران‌های زیستی اجتماعی فرد را برای بزرگ‌سالی توانمند می‌کند. در واقع والدین مسئول جوانی فرزندانشان نیز هستند. حال اگر صرفا کنترلگر باشند، به جای آنکه سعی کنند سبک فرزندپروری خود را به‌روز و متناسب با زمان کنند، چگونه خواهند توانست فرزندی توانمند پرورش دهند که بتواند در برابر آسیب‌های اجتناب‌ناپذیر زندگی از خود محافظت کند و دچار مشکلات اساسی
نشود؟

مشاوره تخصصی برای توانمند شدن والدین ضرور است
لازم است که والدین نگریستن به مسائل اجتماعی از زاویه محدود را متوقف کنند. کنترلگری تربیت سنتی امروزه کارکردی منفی دارد. برای توانمندسازی نوجوانان در میدان دسترسی به فضای مجازی والدین، باید برقراری ارتباط صحیح صمیمانه با فرزندانشان را فرابگیرند تا نوجوانان بتوانند والدین را به عنوان منبع اعتبار در کنار گروه همسالان و فضای مجازی در نظر آورند. با افزایش اعتبار نزد نوجوان است که والدین می‌توانند خود را به عنوان منبع شناخت دوباره به نوجوان بقبولانند تا نوجوان آن‌ها هنگام دسترسی و بهره‌برداری از اطلاعات، به عنوان منبع آگاه از والدین کمک بگیرد تا بتواند رفتار خود را در فضای مجازی مدیریت کند. والدین، به عنوان مشاوران آگاهی‌دهنده به فرزندان، تا نتوانند اعتبار خود را نزد نوجوان افزایش دهند، قادر نخواهند بود با او ارتباط متناسبی برقرار، و متعاقبا قادر نیستند به طور نسبی در توانمندسازی فرزندشان نقشی مثبت ایفا کنند. اکنون بهترین زمان است که تهدید کووید 19 و اجبار منطقی استفاده از فضای مجازی برای کسب دانش را به فرصت توانمندسازی خود برای فرزندپروری متناسب با عصر ارتباطات تبدیل کنند. در این راستا شایسته است که والدین برای افزایش توانمندی خود و فراگیری اصول فرزندپروری، از نهاد آموزشی، مشاوره تخصصی ویژه والدین را مطالبه کنند.
دکتر مهتاب علی نژاد جامعه شناس

همسرم کم حرف و ساکت است

همسرم کم حرف و ساکت است

مشاوره 24/ سوال: سلام. من ۲۶ و همسرم ۳۶سال و ده سال ازدواج کردیم. شوهر من خیلی ساکت اما من پر انرژی و تقریبا پر حرف بودم که به دلیل سکوت ایشون الان انرژی و حرف زدنم افت کرده….به نظرتون چیکار کنم و چه مدل شوخی بکنم که ایشون یک کم حرف بزنن توی خونه و شوخی کنن… دائم سرشون توی گوشیه حتی وقتی مهمان داریم مخصوصا خانواده ی من…هرچی بهشون میگم برو یک کم صحبت کن میگه چی بگم …خب مهمون دلخور میشه دیگه از این بی احترامی….و مسئله دوم اینکه جدیدا شوهرم سرویس از محلمون به شهرستان قبول میکنه ولی من اصلا این کار رو دوست ندارم آخه هم نمیدونم مسافراش زنن یا مرد مسیر طولانی تقریبا ۴۰ دقیقه و هم کار خطرناکیه…. چجوری بهش بگم من این کار رو دوست ندارم و نرو….ممنون میشم اگه راهنمابیم کنید.

مهدی وفانوش ( مشاور و رواندرمانگر دانشگاه علامه طباطبایی )
  با سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز هر کدوم از ما انسانها دارای ویژگیها و خصایص مختلفی هستیم و نمیشه انتظار داشت که همه مثل ما باشند و مثل ما رفتار بکنند. همسر شما نیز به نظر می رسد بر خلاف شما فردی درون گرا هستند و کمتر میل دارند با دیگران ارتباط برقرار کنند. چه خوبه که به این تفاوتها احترام بگذارید و این ویژگی ایشون رو بپذیرید. با پذیرش این موضوع و احترام به ایشان می توان تشویق به تغییراتی هر چند ناچیز نمود. این کار با یادگیری مهارتهای ارتباطی تا حدی می تواند صورت پذیرد. در مورد موبایل هم چه خوبه قوانین مشخصی داشته باشید و در ساعتهای خاصی استفاده از اون صورت بگیرد. اما در مورد سرویس محلی که دارند به دیده مثبت نگاه بکنید و بدونید که برای رفاه بیشتر شما و خانواده این کار رو انجام می دهند و در صورتیکه تا الان مشکلی نداشته اند به ایشان اعتماد بکنید و مخالفتی نداشته باشید.مشاوره مهارت های فردی

اولین مهندس پرواز زن در جهان!

اولین مهندس پرواز زن در جهان!

بیا نی نی/ علاقه، کار خودش را کرد. آن هم در یک صبح زمستانی وقتی برای نخستین بار درون “کاک پیت” (کابین خلبان) به عنوان مهندس پرواز نشست.
در جایگاه نخستین زنی که در ایران لقب مهندس پرواز را از آن خود کرده است.   
پرواز با هواپیما، نقطه شروع، لحظه ای فراموش نشدنی و به ثمر نشستن یک آرزو! پرواز با هواپیما شوقی به شیرینی رویاهای بچگی، به دلچسبی به هوا فرستادن بادبادکهای رنگی و به همراه آن پریدن و پر کشیدن تا اوج آسمان است.
امری که ” فهیمه احمدی” بالاخره آن را تجربه کرد. او 27 سال بیشتر ندارد.   
او در زمینه های هوانوردی، رشته مهندسی پرواز و دوره های زمینی خلبانی و دیسپچری آموزشهای لازم را دیده است و دارای تجربه پرواز با چتر (پاراگلایدر) و گلایدراست.
کسی که امروز در جایگاه تنها مهندس پرواز زن در جهان، نبض زندگی صدها مسافر را در میان دستانش می‌گیرد و آنها را به سلامت به مقصد می‌رساند درباره خودش این چنین می‌گوید: ” ذاتا اهل هیجان هستم و پرواز را از کودکی دوست داشتم؛ شاید هم یک جورایی عاشقش بودم! بادبادکهای رنگی درست می‌کردم و به هوا می فرستادم. انگار درست کردن بادبادک، بهانه ای بود تا لذت پرواز را از نزدیک لمس کنم…”
   
از مهندسی پرواز بگو؟   
– فهیمه احمدی: آشنایی با کلیه سیستمهای موتور یک هواپیما، سوخت، الکترونیک و بقیه قسمتهای فنی از جمله وظایف یک مهندس پرواز است. علاوه بر اینها یک مهندس پرواز بهتر است به مسائل ناوبری هواپیما نیز آگاهی داشته باشد.
   
* چه مهارت هایی لازمه یک مهندس پرواز خوب بودن است؟   
– تسلط بر مهارتهای ویژه لازمه هر کاری است. فردی که می‌خواهد وارد این حرفه شود باید از سلامتی کامل جسمی و روحی برخوردار باشد.
   
او در مراحل مختلف مورد آزمایشهای متعدد پزشکی قرار می گیرد.
   
* پرواز با هواپیما سخت است؟  
– نه! هیچ کاری سخت نیست این ما هستیم که آن را سخت می کنیم.
   
* بالاخره لحظات سخت هم دارد؟!
– قرار گرفتن در وضعیتهای اضطراری در هواپیما می‌تواند یکی از آن شرایط سخت باشد!
 
* آن وقت وظیفه شما چیست؟ 
– باید در آن شرایط کاملا هوشیار و مسلط باشم.
   
* حس نخستین پرواز؟
– خیلی هیجان زده بودم. آنقدر که نفهمیدم چه موقع رفتم و چه موقع برگشتم؟!
  
* اولین تجربه پرواز از کدام خط هوایی آغاز شد؟
– تهران – مشهد.
   
* از زیباییهای منحصر به فردی که در اوج آسمان می‌بینی برایمان بگو؟
 -همیشه در آخرین لحظه های فرود به شهر مشهد، گردش دور حرم یکی از زیباترین تصویرهایی است که می‌بینم. علاوه بر این رشته کوههای زاگرس در غرب، عبور از دریا، قله دماوند، طلوع و غروب خورشید و خیلی چیزهای بی نظیر دیگر، مناظری هستند که در هیچ حالت دیگری نمی‌توانیم مشابه آن را ببینیم.
   
* از آموزشهای هوانوردی برای بانوان در ایران بگو؟ وضعیت چطور است؟
– موسسات، آموزشگاهها و مدارس هوانوردی زیادی در ایران فعالیت می کنند که به لحاظ سطح آموزشی از درجه بالایی برخوردارند. البته نا گفته نماند که هزینه آموزشها خیلی بالاست.
   
* سطح آموزشها در مقایسه با کشورهای دیگر چگونه است؟
  – خوب است و من خوشحالم که در کشور خودم و زیر نظر اساتید فرهیخته ایرانی آموزشهای لازم را دیده ام.
   
* در حال حاضر هم آموزش می بینی؟
 -بله؛ آموزشها همچنان ادامه دارد.لازمه پیشرفت در این حرفه به روز رسانی آموزشهاست.
   
* اهل ورزش هم هستی؟ 
-دو و میدانی و سنگ نوردی را به شکل حرفه ای دنبال می‌کنم.
   
* از پرواز چه آموختی؟ 
– نظم و برنامه ریزی، هدیه پرواز به من بود.
   
* از چه زمانی دوست داری نپری؟! 
– از هیچ وقت!
   
* حرف آخر؟   
– مثل پروانه ای که از پیله بیرون می‌آید، آماده پرواز شو؛ تو پرواز می کنی تا هر اوجی که بخواهی!
منبع:انجمن علمی ایران

مرور تجارب مهم سایر کشورها در تقویت رابطه بین والدین با مدرسه

مرور تجارب مهم سایر کشورها در تقویت رابطه بین والدین با مدرسه

خراسان/ «کافه‌های والدین» در آلمان و 6 نقش خاص اولیا در ژاپن ، به مناسبت هفته پیوند اولیا‌ و‌ مربیان نگاهی انداخته‌ایم به تجربه برخی کشورها در تقویت رابطه بین والدین با مدرسه و مشارکت دادن آن‌ها در برنامه‌های آموزشی که الگوهای موفقی محسوب می‌شوند. 
هفته آخر ماه مهر در تقویم آموزشی کشورمان، هفته پیوند اولیا و مربیان نام گذاری شده است. هدف از این نام گذاری توجه دادن بیشتر به اهمیت رابطه والدین با مدرسه و فراهم کردن فرصت برای تقویت این رابطه است. البته افزایش مشارکت والدین در امور مربوط به مدرسه و تقویت رابطه آن‌ها با معلم از اهدافی است که همه‌ کشورها به دنبال آن هستند و فقط مختص کشور ما نیست چرا که مطالعات متعدد نشان می‌دهد هر چه والدین با مدرسه رابطه نزدیک‌تری داشته باشند، دانش‌آموزان بهتر می‌توانند به اهداف آموزشی دست پیدا کنند. برای همین هم غالب کشورها برنامه‌های متعددی برای تقویت این رابطه دارند. در پرونده امروز زندگی ‌سلام که در هفته پیوند اولیا و مربیان چاپ می‌شود، نگاهی انداخته‌ایم به برنامه‌های چند کشور از قاره‌های مختلف تا ببینیم آن‌ها برای تقویت رابطه والدین با مدرسه چه روش‌هایی را به کار می‌گیرند. در ادامه این مطلب می‌توانید با برنامه‌های کشورهای ژاپن و انگلستان در این زمینه آشنا شوید و در کنار آن از تجربه زیمبابوه و آلمان بیشتر بخوانید. کشورهایی که بعد از سال‌ها برنامه‌ریزی، حالا الگوهای موفقی در جهان در این حوزه محسوب می‌شوند و شیوه عملکردشان علاوه بر مربیان و معلم‌ها، نکات جالبی برای والدین هم خواهد داشت.
 

6 نقش خاصی که باید والدین بر عهده بگیرند
کدام کشور؟   ‌ ژاپن
در سیستم آموزشی ژاپن مشارکت والدین در مسائل مربوط به مدرسه اهمیت زیادی دارد. در این کشور تلاش می‌شود تا والدین در قالب نقش‌های مختلف در مدارس نقش‌آفرینی کنند. با توجه به یکی از مطالعات خوب در این زمینه که توسط «ملوین جبار» انجام شده است، نگاهی انداخته‌ایم به نقش‌هایی که والدین در مدارس باید طبق آن عمل و ارتباط خود را با مدرسه تقویت کنند تا شاهد پیشرفت تحصیلی و رفتاری فرزندشان باشند.
 
 والدین در قالب مخاطب
یکی از برنامه‌های معمول مدارس ژاپن برنامه معرفی مدرسه به والدین دانش‌آموزان آینده است. این برنامه به صورت معمول در ماه ژانویه یا فوریه(زمستان) برگزار می‌شود و طی آن والدینی که می‌خواهند سال بعد فرزندشان را به مدرسه بفرستند با قوانین مدرسه و شرایط آن آشنا می‌شوند.
برنامه دیگر در این گروه برنامه‌ای است که به نام «جوکوسنکن» شناخته می‌شود. در این برنامه والدین در ابتدای سال تحصیلی در مدرسه حضور پیدا می کنند و سر کلاسی که قرار است فرزندشان در آن درس بخواند، حاضر می‌شوند. هدف از این برنامه آشنایی با معلم و کلاس است.  البته در کنار این دو برنامه، برنامه‌های دیگر سالانه‌ای هم در مدارس برگزار می‌شود که والدین مخاطب آن هستند.
 والدین به عنوان داوطلب
در بیشتر مدارس ژاپن و در روزهای اول سال تحصیلی از همه والدین دعوت می‌شود تا فرم‌هایی را پر کنند و اطلاعاتی از تخصص، تجربه و علایق‌شان در اختیار مدرسه بگذارند. مدرسه سپس بسته به اطلاعاتی که از والدین به دست می آورد، از آن‌ها دعوت می‌کند تا در زمینه‌های مختلف به مدرسه کمک کنند. این فعالیت‌ها می‌تواند شامل کلاس‌های آشپزی و قصه‌گویی برای بچه‌ها یا حتی کمک به مدرسه برای بازیافت زباله‌ها باشد.
 والدین به عنوان همیار
یکی از برنامه‌هایی که مدارس ژاپن در آن از کمک والدین استفاده می‌کنند، ایمن‌سازی خیابان‌های اطراف مدارس است. در این برنامه از والدین دعوت می‌شود تا بین ساعت 7 تا 8 صبح در نقاط پرخطر اطراف مدرسه حاضر شوند و به بچه‌ها برای عبور ایمن از خیابان کمک کنند. این والدین به صورت معمول روی بازوی خود، بازوبند مشخصی دارند تا راحت شناسایی شوند و پرچمی به رنگ سبز یا زرد هم در دست دارند که هر زمان آن را بالا می‌برند، دانش‌آموزان می‌توانند از خیابان رد شوند. مشابه همین برنامه در زمان تعطیلی مدارس هم اجرا می‌شود.
 والدین به عنوان معلمان در خانه
در طول تعطیلات تابستانی مدارس از والدین انتظار می‌رود که پیگیر آموزش فرزندان خود باشند و به آن ها کمک کنند تا تکالیف خود را به درستی انجام دهند. برخی از مدارس برای این که والدین طبق اصول مورد انتظار پیش بروند، فهرستی از بایدها و نبایدها در اختیار والدین می‌گذارند و از آن‌ها می‌خواهند که با دقت و البته استفاده از چاشنی خلاقیت، این برنامه‌ها را پیگیری کنند تا فرزندشان به درستی انجام دهد.
 والدین به عنوان یادگیرنده
بسیاری از مدارس در ژاپن دوره‌های آموزشی برای والدین برگزار می‌کنند. البته این دوره‌ها شامل فعالیت‌های متنوعی است؛ از کارگاه‌های آموزشی برای آشنایی با مباحث درسی تا حتی آموزش خیاطی و اتو کردن. در کنار این مهارت‌ها مدارس گاهی آموزش‌هایی در زمینه نحوه استفاده از گوشی‌های هوشمند و اینترنت هم برای والدین ارائه می‌کنند که در بسیاری از کشورهای جهان، جای خالی چنین آموزش‌هایی احساس می‌شود.
 والدین به عنوان تصمیم‌گیر
مدارس ژاپن هم انجمن‌های اولیا و مربیان دارند. در این انجمن‌ها تصمیم‌گیران اصلی، والدین هستند و البته مسئولیت اجرای برنامه‌ها هم در بسیاری از موارد بر عهده خود والدین است. نکته‌ قابل توجه این که در برخی شهرها و مناطق والدین عضو انجمن اولیا و مربیان از مدارس مختلف با همدیگر جلسه برگزار و موضوعات مشترک را پیگیری می‌کنند که همین مسئله، باعث پیشرفت بیشتری در این زمینه خواهد شد.

انتخاب «فرماندار مدارس» از بین والدین
کدام کشور؟   انگلیس
انگلیس از سال 1997 برنامه‌ای برای مشارکت بیشتر خانواده‌ها و والدین در فرایند آموزشی هر دانش‌آموز به اجرا گذاشته است. در این برنامه سه هدف اصلی دنبال می‌شود؛ اطلاع‌رسانی و آموزش خانواده‌ها، دادن فرصت به خانواده‌ها برای بیان نظرات و تشویق خانواده‌ها برای یادگیری در کنار همدیگر. در این بخش با کمک یکی از پژوهش‌های «انستیتو تربیت» وابسته به دانشکاه «یوسی‌ال لندن» نگاهی انداخته ایم  به برخی روش‌هایی که در راستای رسیدن به این اهداف اجرا می‌شود.
 
  توافق با والدین
در همان ابتدای سال تحصیلی ،مدارس در انگلیس اطلاعاتی را در اختیار والدین قرار می‌دهند. این اطلاعات شامل نقش‌ها و مسئولیت‌های مدرسه و والدین است و در آن به اطلاع والدین رسانده می‌شود که قوانین مدرسه به چه شکل است، درخصوص انجام تکالیف سیاست‌های مدرسه به چه ترتیب است و البته والدین باید حواس‌شان به رفتارهای ممنوع در مدرسه مانند قلدری دانش‌آموزان باشد.
  به روز کردن اطلاعات والدین از دانش‌آموزشان
مدارس در انگلیس موظف هستند گزارش سالانه خود را در اختیار والدین قرار دهند تا به این ترتیب والدین از تصمیم‌های جدید مدرسه که به نوعی به آن ها و دانش‌آموزشان مربوط می‌شود، اطلاع دقیق داشته باشند. هم والدین در مطالبه چنین موضوعی در انگلیس پیگیر هستند و البته مدارس هم اهتمام زیادی به آن دارند.
  جلسه خصوصی با والدین دانش‌آموز
دادن گزارش منظم از وضعیت دانش‌آموز به صورت جزئی، یکی دیگر از وظایف مدارس است. بسیاری از مدارس در انگلیس سالانه دست کم دو بار به صورت فردی با والدین هر دانش‌آموز جلسه می‌گذارند. در این جلسات معلم اصلی دانش‌آموز به مدت 10 دقیقه درباره وضع تحصیلی و رفتاری او به صورت خصوصی با والدین صحبت می‌کند و گزارش کار یا همان کارنامه دانش‌آموز به والدین داده می‌شود. اگر والدین احساس کنند نیاز به زمان بیشتری برای صحبت دارند، می‌توانند بعد از این جلسات برای داشتن جلسه‌ای طولانی‌تر با مدرسه هماهنگ کنند.
  مشارکت در برنامه‌ریزی
در مدارس انگلیس، نماینده‌های والدین در انجمن به صورت معمول به عنوان «فرماندار والدین» انتخاب می‌شوند. در برخی از مدارس هر کلاس یک نماینده انتخاب می‌کند تا به این ترتیب فرمانداران راحت‌تر برای والدین شناخته شوند. این انجمن جلسات منظم با مدیر و بخش اجرایی مدرسه دارد. جدا از پیشنهادهایی که انجمن به مدرسه می‌دهد، در بسیاری از موارد انجمن در کنار تصمیم‌گیری برای برگزاری برخی برنامه‌ها، خودش هم مجری می شود و به عبارتی صفر تا صد مسئولیت برنامه را بر عهده می‌گیرد.
  آموزش والدین با کمک روش‌های جدید
این روزها که اینترنت در دسترس غالب افراد است، مدارس در انگلیس تشویق می‌شوند تا به کمک اینترنت هم دفعات اطلاع‌رسانی‌های خود را افزایش و هم برنامه‌های آموزشی برای والدین ترتیب دهند. آموزش دوره‌های رشدی کودکان، آشنایی با روش آموزش خواندن و نوشتن و ریاضی برای کودکان دبستانی و معرفی پروژه‌های علمی که والدین در خانه با فرزندان‌شان می‌توانند انجام دهند، از جمله موضوعات آموزشی رایج در این بخش است.
  حضور در مدرسه
به صورت معمول هر مدرسه‌ای در انگلیس فرصت‌هایی را در اختیار والدین قرار می‌دهد تا بتوانند در مدرسه حاضر و با فضای مدرسه بیشتر آشنا شوند و همزمان مدرسه بتواند از خدمات داوطلبانه والدین استفاده کند. برخی موقعیت‌هایی که در آن‌ها بیشتر از والدین داوطلب استفاده می‌شود عبارت است از ساعت کتاب خوانی، ساعت تفریح و زمان حضور بچه‌ها در حیاط، اردوها و بازدیدهای علمی، زمان ناهار و فعالیت‌هایی مانند برگزاری بازارچه که مدارس با هدف کسب درآمد برگزار می‌کنند.

کافه‌های والدین
 ایده ای جذاب و متفاوت
کدام کشور؟   آلمان 
آلمان برای مشارکت بیشتر والدین در امور مدرسه در کنار روش‌های رایج در کشورهای دیگر، سراغ ایده Elterncafé یا کافه والدین رفته است. طبق آن چه در مطالعه «الکسی مدمدف» آمده ایده اولیه کافه والدین در آلمان در سال 2007 مطرح شده است و هدف آن معرفی روشی بود تا والدین بتوانند در محیطی غیررسمی و به نوعی صمیمانه با معلمان مدرسه ارتباط برقرار کنند. البته این ایده بعد از طرح، بلافاصله مورد استقبال قرار نگرفت و یکی دو سالی زمان برد تا کم‌کم شناخته شود. در نتیجه غالب این کافه‌ها در حدود سال 2010 در آلمان شروع به کار کردند. در این کافه‌ها مدرسه فضایی را فراهم می‌کند تا والدین بتوانند در فضایی غیررسمی همراه با پذیرایی مختصر کنار هم بنشینند. همزمان اولیای  مدرسه هم در این فضا حضور دارند تا متناسب با هدف جلسات، برنامه را پیش ببرند. در این کافه‌ها به صورت معمول مدیر و معلمان سخنرانی نمی‌کنند و فضا برای گفت وگوی دو طرفه بین والدین و اولیای مدرسه فراهم شده است. جدول زیر می‌تواند کمک کند تا با اهداف و برنامه‌های این کافه‌ها بیشتر آشنا شوید.

مشارکت 100 درصدی والدین
کدام کشور؟   زیمبابوه
زیمبابوه یکی از کشورهایی است که آمار مشارکت والدین آن در امور مدرسه در گزارش یونیسف آمده است. آمار یونیسف نشان می‌دهد که نزدیک به 70 درصد والدین در این کشور در جلسات مدرسه فرزند خود شرکت می‌کنند و حدود 89 درصد والدین هم در این کشور بر انجام تکالیف فرزند خود نظارت دارند. آن‌چه باعث این موفقیت شده است، فرهنگ‌سازی و حساس کردن والدین در خصوص آینده فرزندشان و تاثیرشرکت در جلسات مدرسه است. در این بین، نکته جالب‌تر درباره نحوه تعامل والدین با مدرسه در این کشور را می‌توان در مطالعه «شوما» و «ان‌کیوب» پیدا کرد. در این مطالعه توصیفی مشخص شده که بالاترین میزان مشارکت والدین در کارهای مدرسه مربوط به فعالیت‌های ورزشی‌ است که برای والدین و دانش‌آموزان طراحی شده است. طبق این آمار خیره کننده، 100 درصد والدین در این نوع فعالیت‌ها مشارکت دارند که نشان می‌دهد نباید از قابلیت سرگرمی برای دستیابی به این هدف(تعامل بهتر والدین و مدارس) غافل شد. در رتبه‌های بعدی حضور در جلسات مشاوره با معلم، کمک مالی به مدرسه و خرید جایزه برای فرزند در مناسبت‌های اعلام شده مدرسه قرار دارند که جزو برنامه‌های ثابتی است که نتیجه جلسات والدین و مربیان در این کشور است.
نویسنده : نرگس عزیزی | روزنامه‌نگار
منابع این پرونده: ernape.net، dergipark.org.tr، dera.ioe.ac.uk، blogs.unicef.org، iosrjournals.org
 
 

داشتن «بچه خوب» همیشه خوب نیست!

خراسان/ تربیت فرزندی که فکر کند اطرافیان به خصوص والدینش انتظار کوچک‌ترین اشتباه یا ناسازگاری‌اش را ندارند و در غیر این‌صورت او را دیگر یک بچه‌خوب نمی‌دانند، آسیب‌زا خواهد بود

بیایید رو راست باشیم، آیا به ‌عنوان یک پدر و مادر همیشه رویای داشتن یک «فرزند خوب» که رفتاری برازنده داشته، حرف گوش‌کن و فرمان‌بردار باشد و … نداشته‌ایم؟ در نظرسنجی‌ها تعریف والدین از «بچه خوب» یعنی بچه‌ای که همه درخواست‌های آن‌ها را  بدون چون و چرا  و درست انجام می‌دهد. این بچه‌ها ویژگی‌های رفتاری مشترکی دارند، شکایت نمی‌کنند، معمولا خجالتی‌اند، منظم‌اند، سرکش نیستند، معمولا مشکلی ایجاد نمی‌کنند، احساسات‌شان را خوب مدیریت می‌کنند و برای درس و مشق‌شان لازم نیست با آن‌ها سر و کله بزنیم. ما این بچه‌ها را «خوب» توصیف می‌کنیم و بدون در نظر گرفتن مشکلاتی که این صفت خوب بودن برایشان به‌همراه دارد از داشتن‌شان احساس غرور می‌کنیم و بر نیازهایشان کمتر تمرکز  می کنیم و کمتر درباره‌شان دچار نگرانی می‌شویم اما این ویژگی‌های  به ظاهر مثبت، فرزند «همه‌چیز‌ تمام ما» را از ‌نظر سلامت روان دچار آسیب‌های جدی می‌کند چون آن‌ها خوب هستند فقط به این دلیل که یاد گرفتند که خوب باشند و خوبی آن‌ها فقط یک اجبار  است و نه انتخاب. اگر تعبیر شما از فرزند خوب همین ویژگی‌های بالاست، به شما هشدار  می دهیم که واقعیت تلخی در کمین آن‌هاست. در ادامه، نکاتی در این باره و همچنین آسیب‌های داشتن چنین تفکری مطرح خواهد شد.
 
   قربانی قلدری دیگران می‌شود
از این‌که فرزند شما خواسته‌های‌تان را بی‌هیچ کم‌وکاست و اعتراضی انجام می‌دهد، احساس غرور می‌کنید؟ او در برابر تقاضاها هیچ اظهارنظری نمی‌کند چون به‌دلیل ذات مطیع بودنش، مورد ستایش و قدردانی اطرافیان قرار گرفته است. این بچه خوب در اجتماع دوستی‌اش ممکن است از سوی دوستان یا همسالانش تحت فشار و اذیت قرار گیرد تا کارهایی را انجام دهد که هیچ تمایلی به انجامش ندارد. در نوجوانی و بزرگ سالی، احتمال این که از نظر جسمی مورد سوء‌استفاده قرار بگیرد بسیار است زیرا طبیعت سازگار و منفعل او اجازه نمی‌دهد که در برابر رد خواسته‌های مصرانه دیگران که برخلاف میلش است مقاومت کند، موضعی محکم داشته باشد و از خودش دفاع کند.
   احساس نداشتن رضایت در او تشدید می‌شود
به ظاهر کودک «خوب» شما احساس رضایت و خوشحالی دارد چون همواره به دلیل مطیع بودنش مورد توجه همه است. این کودکان در برآورده کردن انتظارات اطرافیان متخصص هستند اما در واقع این‌طور نیست و افکار و احساسات واقعی آن‌ها نادیده گرفته می‌شود! این بچه‌ها چون هرگز مخالف نظر پدر و مادر کاری را انجام نداده‌اند، نمی‌توانند پیش‌بینی کنند که اگر کاری را به شیوه‌ای متفاوت انجام دهند چه اتفاقی می‌افتد. در نتیجه به مرور از اشتباه و خطر کردن می‌ترسند و بی‌نظر دیگران هیچ تصمیمی نمی‌گیرند و تا بزرگ سالی بیشتر تمایل دارند دنبال‌کننده و پیرو باشند، درحالی‌که افراد از اشتباه‌های خود برای تجربه‌های بزرگ تر در آینده درس می‌گیرند. در سال‌های نوجوانی که هم سن‌و‌سالانشان به‌تدریج استقلال فکری خود را به رخ می‌کشند، بچه های «خوب» از ترس خشم والدینشان بی‌اراده می‌مانند.نداشتن استقلال فکری این بچه ها را تا بزرگ سالی به فردی بدخلق و ناراضی تبدیل می‌کند و در ارتباطشان با اطرافیان دچار مشکل می‌شوند. از طرفی چون از تلاش مداومشان برای رضایت والدین خسته  می شوند ممکن است خیلی زود به فردی سرکش و عصیان‌گر تبدیل شوند.
   تاب‌آوری عاطفی شان کاهش می‌یابد
تصور کنید که شما در اوج عصبانیت، مجبور شوید این  احساس را سرکوب کنید. این وانمود کردن می‌تواند زندگی داخل و خارج از خانه شما را تحت‌تاثیر قرار بدهد. برای بچه‌  های خوب هم همین وضعیت را می‌توان تصور کرد. این بچه ها از این که نمی‌توانند خودِ طبیعی شان  باشند و احساس واقعی خود را ابراز کنند عصبانی می‌شوند و بر این احساسشان سرپوش می‌گذارند و با گذشت زمان خود را ناتوان و تنها می‌بینند. در صورت تداوم ،این حالت‌ها  حتی می‌تواند منجر به افسردگی شود و در نهایت سلامت روان شان را تهدید کند. کودکان در  روند رشد عاطفی خود نیاز دارند گاهی مقابل پدر و مادر قرار بگیرند و موافق آن‌ها نباشند تا فرد بودن  خود را شکل دهند و رشد کنند.
   احساس فراموش‌شدگی می‌کنند
والدین فکر می‌کنند که بچه های خوب‌ نیاز به توجه و حمایت ندارند. آن‌ها بر این باورند که این گونه بچه‌ها می‌توانند در هر شرایطی از خود مراقبت کنند و کارهای شخصی خود را در مسیر درستی پیش ببرند. با چنین دیدگاهی ناخواسته نیازهای عاطفی فرزند  خود را نادیده می گیرند. آن‌ها کودک را با مجموعه‌ای از احساسات به حال خود رها می‌کنند تا خود به تنهایی با آن‌ها روبه رو شود، غافل از این که کودک اغلب در انجامش ناتوان است. در چنین شرایطی، نیازهای عاطفی نادیده‌ گرفته‌شده، در آینده نه چندان دور در قالب  بیماری‌های جسمی در او ظاهر می‌شود. کودک در بزرگ سالی احتمالا برای رهایی از موقعیتی که در آن قرار دارد به دنبال راه فرار است و در شرایط خیلی حاد به مواد مخدر به‌عنوان مکانیسمی برای مقابله با آن روی می‌آورد.
   مرحله مهم نوجوانی و تجربیاتش را از دست می‌دهد
معمولا در مدرسه بچه‌ها از طرف مربی و آموزگارشان برای هر رفتار مثبتی که در لحظه از آن‌ها سر می‌زند تشویق می شوند. در این‌صورت طبیعی است که بچه ‌خوب بیش از دیگر همکلاسی‌هایش مورد ‌توجه مسئولان قرار بگیرد. با این شرایط به‌ مرور زمان، دیگر بچه‌ها فقط به این دلیل که او تنها فردی است که همیشه به‌ خاطر رفتارهای بدون نقص اش تشویق می‌شود، در برابر او موضعی غیردوستانه می‌گیرند. در نهایت آن‌ها بچه خوب را به حال خود رها می کنند و او در دوست‌یابی با مشکل روبه‌رو می شود و به همین راحتی او نقاط عطف و تجربیات مهم دوران نوجوانی مثل روابط دوستی را از دست می‌دهد و تبدیل به نوجوانی ناراضی و منزوی می‌شود.
   قرار نیست فرزندتان را آزاد بگذارید
بنابراین فراموش نکنید که گاهی بدقلقی و نافرمانی بچه‌ها از جمله رفتارهای چالشی است که تجربه کردنش برای آن‌ها ضروری است. این چالش‌ها روشی برای یادگیری مهارت‌های بین فردی مثل خوب بودن با دیگران، سرسخت بودن، قوی‌بودن در تصمیم‌گیری، قابل احترام بودن در عین مخالفت کردن و رشد خلاقیت در اوست. البته قرار نیست والدین فرزندشان را آزاد بگذارند تا خودخواسته عمل کند، در واقع والدین مشاور و حمایت‌گر او در موقعیت‌هایی هستند که پیش از آن تجربه‌ای نداشته ‌است. نتیجه این رفتار پرورش فرزندانی مستقل، مسئولیت‌پذیر و با اعتماد به‌ نفس است که به موقع «نه» می‌گویند، درست تصمیم‌ می‌گیرند و موفق هستند.

مترجم : فاطمه قاسمی منبع: parentcircle،‌schoollife
 

معرفی روش‌های کلینیکی مراقبت از پوست

معرفی روش‌های کلینیکی مراقبت از پوست

خراسان/ سلامتی و زیبایی پوست صورت در میان خانم‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. با درنظر گرفتن این واقعیت که پوست بی‌عیب و نقص جوانی خواه ناخواه با گذر عمر دستخوش تغییرات می‌شود، باید در کنار مراقبت‌های خانگی پوست، از مراقبت‌های کلینیکی زیرنظر متخصص پوست و با استفاده از تجهیزات پیشرفته هم کمک بگیریم. با ذکر این توضیح که همچنان توصیه ما روش های خانگی و کم هزینه ای است که پیش از این در این ستون معرفی کردیم؛ در این مطلب با برخی روش‌های کلینیکی رایج به‌طور خلاصه آشنا می‌‌شویم:
 فیشیال
با همین یک روش از چند روش مراقبتی دیگر هم بهره خواهید برد. فیشیال شامل مراحل پاک سازی پوست از آلودگی‌ها، لایه‌برداری، تخلیه منفذهای پوستی از چربی و سلول‌های مرده، ماساژ صورت و گردن و در نهایت گذاشتن ماسک است. درصورت داشتن پوستی چرب که مستعد جوش و آکنه است، هر دو هفته یک‌بار نیاز به فیشیال پوست دارید تا زمانی که مشکل پوستی تان رفع شود یا کاهش یابد.در صورتی‌که پوست‌تان ترکیبی از خشک و معمولی یا طبیعی است، ماهی یک‌بار فیشیال پوست کافی ا‌ست.
  هیدرودرمی 
آفتاب سوختگی، رژیم‌های غذایی و مراقبت‌های نادرست از پوست باعث خشکی، پوسته‌پوسته شدن، چروک زودرس، بروز لکه‌های تیره و کمبود هیدروژن پوست می‌شود. این خشکی تنها با مرطوب‌کننده‌ها رفع نمی‌شود و برای تامین هیدروژن مورد نیاز  پوست باید از هیدرودرمی کمک گرفت. هیدرودرمی یا آب رسانی پوست روشی است که باعث از بین رفتن سلول‌های مرده خارجی‌ترین لایه پوست می‌شود. در همین لایه خطوط ریز و چروک‌ها شکل می‌گیرد. آب رسانی پوست، سلول‌‌های مرده را از بین می برد  و باعث بهبود ظاهر فرد و از بین رفتن خطوط و چین و چروک‌‌ها می‌شود. این روش معمولا در پنج مرحله انجام می شود و طی آن با کمک آب، اکسیژن و گاهی با گازهای پزشکی دیگر پوست با سرعت زیادی شست وشو داده می‌شود.
  پیلینگ 
همان لایه‌برداری سطحی پوست است و برای افرادی که سطح پوست ناصاف، جوش، اسکار، التهاب یا کک و مک دارند مناسب است. بسته به نوع نیاز پوست،‌ لایه‌برداری به‌روش شیمیایی، مکانیکی یعنی استفاده از دستگاه‌های تراشنده یا با لیزر انجام می‌شود. در حین لایه‌برداری با جدا کردن لایه سطحی، پوست صورت روشن‌تر می‌شود. این فرایند موجب می‌شود محصولات مراقبتی مانند کرم، سرم و… در عمق بیشتری از پوست نفوذ کند و عملکرد بهتری داشته باشد. بهترین فصل برای انجام این روش، پاییز، زمستان یا اوایل بهار است زیرا اشعه خورشید بی‌رمق‌تر است. برای طراوت مداوم پوست هر 6‌3 ماه یک‌بار این روش توصیه می‌‌شود.
نکته: بهتر است براى استفاده از هر یک از روش های مراقبت‌ پوست، از یک متخصص باتجربه کمک بگیرید.
منبع: salamatonline24، clinicsibesorkh
مترجم : فاطمه قاسمی

انجام کارهای خانه با کمک نرم‌ افزار یادداشت تلفن ‌همراه

انجام کارهای خانه با کمک نرم‌ افزار یادداشت تلفن ‌همراه

خراسان/  یکی از گلایه‌های همیشگی خانم‌ها، چه خانه‌دار باشند و چه شاغل، این است که زمان کافی برای انجام همه کارهای خانه ندارند و هیچ روزی نیست که از پس همه کارهای خانه برآیند. این‌جاست که باید بپرسیم در زندگی شما، برنامه‌ریزی چه جایگاهی دارد؟ چقدر برای کارها و مسئولیت‌های خود برنامه‌ریزی می‌کنید؟ کاری که من خودم تقریبا هر روز انجام می‌دهم، این است که هر روز صبح یک فهرست از همه کارهایی را که قرار است انجام دهم، در نرم افزار یادداشت تلفن همراهم (note)می‌نویسم. این فهرست شامل همه چیز است، مثلا کارهای معمول خانه اعم از جارو برقی کشیدن یا مرتب کردن لباس‌ها یا رسیدگی به کارهای شخصی خودم یا تماس‌های تلفنی و … . خلاصه همه چیز را فهرست می‌کنم. سپس  در مقابل هر کدام  از آن ها که در طول روز انجام می‌شود، سه عدد قلب می‌گذارم یعنی این کار تمام است.
 
   اسم این روش برنامه‌ریزی را قلبی گذاشتم
روزهایی که همه موارد فهرستم قلب‌دار می‌شود، خیلی خوشحال هستم که توانسته ام طبق برنامه‌ریزی پیش بروم. اسم این روش برنامه‌ریزی را هم قلبی گذاشتم تا احساس بهتری از یادآوری‌اش داشته باشم. البته اگر موردی از فهرست جا بماند و طی روز نتوانم آن را تکمیل کنم، آن مورد به ابتدای فهرست کارهایی که باید فردا انجام شود، می‌رود و سعی می‌کنم با یک روز تاخیر آن کار را انجام دهم. خلاصه این‌که به همین آسانی برنامه‌ریزی می‌کنم و به همه کارهایم می‌رسم.
   مزایای این روش برنامه‌ریزی
خوبی این گونه نوشتن، این است که ذهن شما به واسطه آن نظم پیدا می‌کند و بیشتر از گذشته به جزئیات دقت می‌کنید و جدا از این، چون شما ساعت مشخصی را برای هر کار در نظر نمی‌گیرید و با توجه به شرایط خودتان و خانه موارد را انتخاب می‌کنید، به این شکل دست‌تان برای جابه‌جایی این کارها بازتر است. این را هم باید بگویم که من قبل از این روش، موارد را با یک ساعت حدودی می‌نوشتم و همین موضوع کار را خراب می‌کرد چراکه خیلی از ساعت‌ها نمی‌توانستم طبق برنامه پیش بروم و خیلی وقت‌ها موارد تحت کنترل من نبود. بنابراین و به نظرم شما هم اگر در کارهای شخصی و منزل دچار آشفتگی شده‌اید، از همین فردا این روش را امتحان کنید. مطمئن باشید پشیمان نمی‌شوید و سریع‌تر و بهتر، کارهای خانه‌ را انجام  می دهید.
نویسنده : فرنگیس یاقوتی

عاقبت عشق دختر خاله به پسر خاله اش

عاقبت عشق دختر خاله به پسر خاله اش

خراسان/  روزی که پزشک معالجم گفت: «شما هیچ گاه نمی توانید باردار شوید!» مثل یک مترسک خشک شدم! باورم نمی شد بعد از پنج سال زندگی مشترک تنها آرزویم به خاکستر یأس تبدیل شود، در حالی که فقط محبت های همسرم امیدبخش زندگی ام بود. ناگهان روزی …

زن 33ساله ای که با دیدن صحنه ای در خیابان، همه رویاها و آرزوهایش را بر باد رفته می دید، هراسان و نگران وارد کلانتری شد و با تشریح سرگذشت خود، به مشاور و مددکار اجتماعی گفت: 17ساله بودم که عاشق پسرخاله ام شدم. این عشق و علاقه هر روز عمیق تر می شد تا این که من دیپلم گرفتم. پسرخاله ام دو سال از من بزرگ تر بود و در دانشگاه تحصیل می کرد اما خانواده ها رضایت قلبی به این ازدواج نداشتند.در این شرایط من و «عارف» دست به دامان مادربزرگم شدیم و او را به عنوان بزرگ تر فامیل واسطه کردیم تا با پدر و مادر مان صحبت کند. مادربزرگم نیز که علاقه ما را به یکدیگر دید، پا پیش گذاشت و در نهایت، من و عارف پای سفره عقد نشستیم.

آن قدر به هم علاقه مند بودیم که ازدواج فامیلی را فراموش کردیم، به طوری که سراغ آزمایش های ژنتیکی هم نرفتیم. پدر عارف از وضعیت اقتصادی بسیار خوبی برخوردار بود و با کمک های هر دو خانواده خیلی زود صاحب خانه و ماشین شدیم. در حالی که همسرم در رشته مهندسی ساختمان دانش آموخته شده و شرکتی تجاری برای خودش راه اندازی کرده بود، من هم در رشته مهندسی رایانه وارد دانشگاه شدم. آن قدر در خوشبختی و سعادت غرق بودم که گذر زمان را حس نمی کردم. اگرچه به خاطر تحصیل من در دانشگاه و فراهم نبودن شرایط از بارداری اجتناب می کردم، اما از سوی دیگر هم می ترسیدم که با به دنیا آمدن یک فرزند فاصله ای بین من و همسرم ایجاد شود. در واقع از این وحشت داشتم که عارف همه محبت اش را نثار فرزندمان کند و من از این عشق و علاقه دور بمانم. 

با  این حال، پس از مشورت با خانواده ام و اندیشیدن به یک زندگی هدف دار تصمیم عاقلانه ای گرفتم، سپس به همراه همسرم نزد پزشک متخصص رفتیم تا اولین بارداری را تجربه کنم. پزشک معالج وقتی روز بعد نتیجه آزمایش هایی را دید که برایم نوشته بود، خیلی راحت به چشمانم خیره شد و گفت: شما به هیچ عنوان نباید باردار شوید چرا که فرزندتان معلول خواهد شد! 
با این جمله دکتر روح و روانم به هم ریخت، مثل یک مترسک خشک شده بودم و تنها اشک می ریختم. در این لحظه نوازش ها و جملات محبت آمیز عارف بود که آرامم می کرد. او می گفت دیگر هیچ گاه به بارداری فکر نکن. من و تو در کنار هم خوشبختیم و تا پایان عمر با عشق به یادماندنی زندگی خواهیم کرد. اگرچه حرف های همسرم آرامش بخش بود اما باز هم نزد چند پزشک متخصص دیگر رفتیم ولی نتیجه تغییری نکرد. 
خلاصه زمان می گذشت و زندگی من  و عارف دیگر آن گرمای سابق را نداشت. برخی از اطرافیان مان پیشنهاد می کردند دختری را از بهزیستی به فرزندخواندگی بپذیریم ولی عارف موافق نبود. برخی نیز به من پیشنهاد طلاق می دادند اما زندگی بدون عارف برای من معنی نداشت. تا این که سال ها به همین ترتیب سپری شد و من نمی دانستم بالاخره تقدیر مرا به کدام سو خواهد برد. 10سال از این ماجرا می گذشت تا این که روزی من تصمیم گرفتم با خودروی شاسی بلند همسرم به خرید بروم. به همین دلیل آن روز صبح خودروام را از پارکینگ بیرون نیاوردم و سوار خودروی همسرم شدم.

او را به شرکت رساندم و خودم با خودروی شاسی بلند به بولوارجانباز رفتم. در حالی که مشغول پارک خودرو مقابل یکی از مراکز خرید بودم، ناگهان پسربچه ای به سوی من دوید و فریاد زد: «مامان، ماشین بابا!» با این جمله لبخندی زدم و به آن خانم جوان گفتم حتما رنگ ماشین پدرش شبیه خودروی ماست اما پسرک دستش را از میان دست مادرش کشید و خطاب به من ادامه داد: نخیر، این ماشین باباعارف است! با شنیدن کلمه عارف با تعجب پرسیدم: فامیل پدرت چیست؟ آن کودک پنج ساله در حالی که شهرت همسرم را بر زبان جاری می کرد، بسیاری از مشخصات و نشانه های داخل خودرو را نیز بازگو کرد. زن جوان که با خشم دست پسرش را می کشید، سعی می کرد هر چه زودتر از این معرکه رهایی یابد اما من که دیگر به ماجرا حساس شده بودم، رهایش نکردم تا این که آن خانم جوان راز عجیبی را فاش کرد و گفت: «من از 9سال قبل هووی تو هستم و این هم پسر عارف است!»

دیگر نمی دانستم چه کار کنم. عارف فقط یک سال بعد از مشخص شدن آزمایش های پزشکی با زن دیگری ازدواج کرده بود و اکنون در حالی کودکی پنج ساله را در آغوش می فشرد که من هنوز از عشق او تب می کردم و…

دامادم احترام من را نگه نمی‌دارد

دامادم احترام من را نگه نمی‌دارد

خراسان/ دو سال پیش دخترم با پسر مورد علاقه‌اش ازدواج کرد. چند وقتی می‌شود که دامادم با من شفاف نیست و دروغ می‌گوید. هر وقت هم که با او صحبت می‌کنم، احترام من ، مادر زنش و حتی همسر خودش را نگه نمی‌دارد. با دخترم هم به مشکل خورده است. لیسانس هم دارد. راهنمایی کنید که چطور این مسئله را مدیریت کنم؟
پاسخ
به ندرت دعوای زن و شوهری پیش می‌آید که فقط یک طرف مقصر باشد و در بیشتر مواقع، دو طرف با درصدهای مختلفی، مقصر ماجرا هستند. بهترین روش این است که دلیل این رفتارها را از دخترتان جویا شوید. ممکن است سر منشأ اختلافات، رفتار دخترتان باشد. شاید بی‌اهمیتی به همسر، قطع رابطه با والدین او و در بیشتر مواقع رفتارهای متقابل، باعث این گونه رفتارها در دامادتان و در طول زمان باعث بی‌احترامی و اختلاف با خانواده شما و دخترتان شده است. بیان شکایت از رفتار و گفتار دامادتان و جانبداری از دخترتان، فقط رنج و ناراحتی را تشدید می‌کند و در طول زمان باعث عمیق شدن اختلاف می‌شود.
همیشه جانب دخترتان را نگیرید
حتی در مواردی که یقین دارید حق با دخترتان است، بهترین کار برخورد خوب و بزرگ منشانه و  دور از جانبداری است. شما زمانی می‌توانید در حل مشکل، بیشترین تاثیر را داشته باشید که خود را در یک طرف دعوا قرار ندهید طوری که دامادتان به شما اعتماد کند و بداند در مقابل او نیستید و اگر حرفی می‌زنید، می‌خواهید مشکل را حل کنید نه این‌که از دخترتان جانبداری کنید. 
بیش از حد در زندگی دامادتان دخالت نکنید
اگر اختلاف دختر و دامادتان ریشه اساسی و جدی پیدا کرد و بعد از مدت‌ها زندگی‌مشترک، هنوز هم درباره آن موضوع اختلاف دارند و خودشان به تنهایی توانایی حل آن را ندارند، فراموش نکنید نحوه ورود و برخورد شما به عنوان بزرگ‌تر خانواده و میزان توانایی شما در حل مشکل بسیار مهم است به طوری که این حمایت، حالت دخالت و قضاوت از طرف داماد پیدا نکند. چنان‌چه خودتان توانایی حل آن را دارید، می‌توانید کمک کنید ولی با توجه به شرایط کنونی، پیشنهاد می‌شود برای حل مشکل‌شان از یک فرد با تجربه یا مشاور خانواده که تخصص کافی در این زمینه دارد کمک بخواهید چون ممکن است حمایت و کمک شما باعث شود خسارت بیشتری به زندگی شان وارد شود.
به دخترتان اصول کاهش تنش‌ها را آموزش دهید
در نهایت فراموش نکنید در این‌جا تدبیر و مدیریت شما به عنوان بزرگ‌تر خانواده، بسیار اهمیت دارد که دخترتان را در این مسیر هدایت کنید و با برخورد محبت‌آمیز با دامادتان، از حساسیت‌های اخلاقی او آگاه شوید. به دخترتان آموزش دهید که هر رفتار و سوء تفاهمی را منفی تلقی نکند و با کنار آمدن و صبوری در مشکلات ایجاد شده، تنش‌ها را در زندگی کمتر کند و حساسیت‌ها و خلقیات همسرش را بشناسد. اگر هم برخورد ناملایمی پیش آمد، هوشمندانه رفتار و سعی کند آگاهانه مشکل را حل کند.
نویسنده : بنفشه دولت‌آبادی | روان‌درمانگر و مشاور خانواده