همه‌ پول‌ها دست باباته من هیچی ندارم!

همه‌ پول‌ها دست باباته من هیچی ندارم!

خراسان/ اگر دغدغه بهبود رابطه فرزندتان با پدرش را دارید، 4جمله را به هیچ وجه نباید در ارتباط با فرزندتان به کار ببرید
 هیچ مادری نیست که بگوید رابطه فرزندم با پدرش برایم اهمیتی ندارد. بیشتر ما به ویژه وقتی از فواید تقویت رابطه فرزندان با پدر می‌شنویم، دوست داریم فرزندمان رابطه بهتری با پدرش داشته باشد. هر چند برای تقویت رابطه پدر و فرزندان، نقش پدر مهم‌تر از هر فرد دیگری است اما خب ما هم به عنوان مادر می‌توانیم با توجه کردن به برخی نکات، قدم برداشتن پدر در این مسیر را تسهیل کنیم. در این مطلب به سراغ جملاتی درباره پدر رفته‌ایم که به هیچ عنوان نباید آن‌ها را به فرزندمان بگوییم.
 

 «بذار بابات بیاد!»
معرفی پدر به عنوان کسی که کودک باید از او بترسد، یکی از اشتباهات رایج بعضی از مادرها است. اگر این تصور در کودک شکل بگیرد، امکان این‌که کودک بتواند رابطه‌ای گرم با پدرش داشته باشد، کاهش محسوسی پیدا می‌کند. پس به هیچ عنوان در زمان عصبانیت این جمله را به فرزندتان نگویید.
 «من حرفی ندارم اما بابات …»
یادتان باشد معرفی یکی از والدین به عنوان منبع محدودیت‌ها، در طولانی‌مدت به ضرر هر دو والد خواهد بود. وقتی مادری به فرزندش می‌گوید او با انتخاب فرزند مخالفتی ندارد و این پدر است که مخالف موضوع است، دو اتفاق می‌افتد؛ رابطه پدر و کودک با چالشی اضافه روبه رو می‌شود و همزمان کودک، مادر را به عنوان فردی ضعیف در نظر می‌گیرد. در عوض این جمله، اگر می‌خواهید محدودیتی را به اطلاع فرزندتان برسانید، آن را تصمیم مشترک پدر و مادر معرفی و با بیان دلیل، تلاش کنید تا لزوم محدودیت را برای کودک تا حد ممکن روشن کنید.
 «همه پول‌ها دست باباته، من هیچی ندارم»
گاهی مادران برای شانه خالی کردن از خرید چیزی که فرزندشان درخواست دارد، چنین جملاتی را به کار می‌برند. در نظر داشته باشید که با این کار، تصویری که از پدر در ذهن کودک ایجاد می‌شود، فردی خسیس است که حتی حاضر نیست هزینه کمی برای فرزندش بکند. در عین حال که با این حرف، جایگاه مادر هم در دید کودک تخریب می‌شود. در عوض این جمله، به فرزندتان نشان دهید که شما و پدرش برای درآمد خود، برنامه دارید و بدون برنامه‌ریزی هزینه نمی‌کنید.
 «تو هم مثل باباتی!»
اگر فرزندتان رفتار نامناسبی دارد ولو این‌که مشابه این رفتار، پیش از این توسط پدر او انجام شده، به هیچ عنوان به او نگویید که رفتار نامناسب او مانند پدرش است. با این کار فرزندتان هم می‌تواند احساس ناخوشایندی به پدرش پیدا کند. در عین حال، احساس کنترل او روی رفتارش کاهش پیدا خواهد کرد؛ چرا که تصور می‌کند احتمالا عاملی خارج از کنترل او باعث شده تا چنین کاری را درست مانند پدرش انجام دهد.

نویسنده : نرگس عزیزی | کارشناس ارشد مشاوره

علائم اولیه و درمان بیش فعالی در نوزادان

علائم اولیه و درمان بیش فعالی در نوزادان

حامی هنر زندگی/ بیش فعالی در نوزادان نسبت به سایر گروه‌های سنی مسئله‌ای کمتر شناخته شده است. با این حال برخی متخصصان بر اساس یافته‌های پژوهشی معتقدند که برخی علائم نوزادی نظیر بی‌قراری، گریه‌های شدید و ناتوانی در بی‌خوابی می‌توانند با بیش فعالی مرتبط باشند. آگاهی از این موارد به والدین کمک می‌کنند تا در صورت مشاهده مشکلات احتمالی زودتر برای درمان اقدام کنند و از پیشروی اختلال در کودک خود جلوگیری نمایند. همچنین والدین لازم است تا با یک مشاور در زمینه کودک در ارتباط باشند تا راهکارهای لازم را دریافت نمایند و با اقدامات عجولانه باعث ایجاد مشکلاتی برای فرزند خود نشوند. ما در ادامه این مقاله به توضیحات بیشتری در مورد بیش فعالی در نوزادان پرداخته‌ایم پس تا انتهای مطلب با ما همراه باشید.

بیش فعالی در نوزادان | سن تشخیص بیش فعالی
تا قبل از سال 2011 آکادمی اطفال آمریکا تشخیص بیش فعالی را تنها برای کودکان 6 تا 12 سال در نظر می‌گرفت؛ اما پس از سال 2011 راهنماهای تشخیصی گسترش پیدا کردند و به 4 تا 18 سال تغییر یافتند. با این حال مطالعات نشان می‌دهند که بسیاری از کودکان قبل از 4 سالگی و در سنین نوزادی و نوباوگی نیز ممکن است تشخیص بیش فعالی بگیرند. این تشخیص‌ها باید با احتیاط بیشتری مطرح شوند و درمان آن‌ها نیز با دقت بیشتری صورت بگیرد چراکه برای کودکان زیر 4 سال راهنمای تشخیصی اختصاصی دقیقی وجود ندارد که متخصصین بر اساس آن‌ها عمل نمایند.   

علائم بیش فعالی در نوزادان
تشخیص علائم بیش فعالی در کودکان زیر 4 سال بسیار دشوار است چراکه مشخصه اصلی بیش فعالی کاهش فراخنای توجه و فعالیت بیش از حد کودک است که در نوزادان قابلیت مشاهده چندانی ندارد. با این حال ممکن است بعضی والدین متوجه این موضوع شوند که فرزندشان از همان ابتدای تولد بی‌قراری و بیش حرکتی زیادی را از خود نشان می‌دهند و به سختی به موضوع خاصی توجه می‌کند که می‌توانند حاکی از بیش فعالی باشند.
به طور کلی از جمله علائم بیش فعالی در نوزادان می‌توان به بی‌قراری، ناتوانی در به خواب رفتن، فعالیت حرکتی بیش از حد و نامتناسب با رده سنی، ناتوانی در توجه کردن یا گوش دادن به محرک‌های محیطی برای مدت طولانی، بی‌قراری در حین غذا خوردن یا نشاندن برای بازی اشاره کرد. اگر این علائم برای بیش از 6 ماه به طور مداوم مشاهده شوند معمولاً تشخیص بیش فعالی مطرح می‌شود. توجه داشته باشید که بیش فعالی نوعی اختلال عصبی رشدی است که رشد و تحول صحیح مغز را با مشکلاتی همراه می‌کند به همین دلیل بسیار اهمیت دارد که برای نوزاد مداخله به هنگام صورت پذیرد.

تفاوت بیش فعالی در نوزادان با خلق و خوی دشوار
به خاطر داشته باشید که نباید بیش فعالی در نوزادی را با خلق‌وخوی دشوار که امری طبیعی است اشتباه بگیرید. کودکانی که با خلق‌وخوی دشوار به دنیا می‌آیند ممکن است از همان ابتدا بد قلق باشند و به سختی با شرایط پیرامونی کنار بیایند؛ اما این نوزادان در مواقع لزوم می‌توانند به موضوعات مختلف نظیر داستان‌ها، آهنگ‌های کودکانه و تصاویر جذاب توجه کنند. هم‌چنین آن‌ها قادرند برای مدت خاصی با اسباب بازی‌هایشان بازی کنند و در ادامه و در دوران خردسالی بنشینند و فعالیت‌هایی نظیر بازی با لگوها یا پازل‌ها را انجام دهند. درحالی‌که انجام این کارها برای کودک بیش فعال که دچار نقص توجه هستند دشوار است.

عوامل خطرساز برای بروز بیش فعالی در نوزادان
عوامل گوناگونی وجود دارند که می‌توانند نوزادان را در برابر اختلال بیش فعالی آسیب‌پذیر کرده و باعث شوند که متخصصین تشخیص زودهنگام این اختلال را بیش‌تر مد نظر قرار دارند. از جمله این عوامل می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.
– نوزادانی که مادرانشان در طول بارداری مواد یا الکل مصرف می‌کردند.
– نوزادانی که مادرانشان در طول بارداری سیگار می‌کشیدند.
– نوزادانی که مادرانشان در طول بارداری با سم یا سموم خاصی مواجه شده‌اند.
– نوازدانی که تحت شرایط زایمان زودرس و یا با وزن بسیار کم به دنیا آمده‌اند.
– بروز مشکلاتی در سیستم عصبی مرکزی در دوره‌های حساس رشدی
– وجود سابقه خانوادگی در مورد اختلال بیش فعالی
توجه داشته باشید که نوزادان بیش فعال، نوزادان ویژه‌ای هستند و نیاز به دریافت آموزش‌های استثنایی دارند. اگر نوزادی مبتلا به ADHD دارید، حتما با مراکز تخصصی در ارتباط باشید تا از جدیدترین درمان‌ها بهره مند شوید. در این زمینه می‌توانید مقاله کودکان استثنایی را بخوانید.

تشخیص نادرست بیش فعالی
عوامل مختلفی وجود دارند که می‌توانند باعث بروز علائم مشابه با بیش فعالی شوند و والدین و متخصصین را به اشتباه بیاندازند. از جمله این عوامل می‌توان به سابقه ضربه به سر در کودک، وجود اختلالات مرتبط با صرع و تشنج، مشکلات تیروئید و ناتوانی‌های بینایی و شنوایی اشاره کرد. از همین رو بسیار اهمیت دارد که در صورت احساس وجود مشکل در فرزند خود حتماً با یک متخصص اطفال در تماس باشید و ابتدا معاینات پزشکی را به‌طور کامل انجام دهید.

درمان بیش فعالی در نوزادان
برای کودکان زیر 4 سال راهنمای دقیقی در زمینه درمان بیش فعالی وجود ندارد. هم‌چنین تجویز داروها نیز باید با دقت و احتیاط بسیار زیاد صورت بگیرد. در این زمان بیش از هر چیز، متخصصان آموزش به والدین را در دستور کار قرار می‌دهند تا آن‌ها بتوانند تعامل بهتری با فرزندشان داشته باشند و مشکلات فرزند خود را بهتر درک کنند؛ اما پس از 4 سالگی درمانگران از روش‌هایی نظیر رفتار درمانی و درمان‌های دارویی برای بهبود کودک کمک می‌گیرند. درمان دارویی معمولاً زمانی در دستور کار قرار می‌گیرد که کودک به روش‌های غیر دارویی یا همان رفتار درمانی پاسخ مناسبی ندهد.
در نتیجه در وهله اول بهتر است که از یک روانشناس متخصص در حیطه کودک برای حل مشکل فرزند خود کمک بگیرید. در صورت پایدار ماندن علائم بیش فعالی روانشناس شما را به یک روانپزشک ارجاع می‌دهد تا بتوانید درمان‌های دارویی لازم را نیز از سر بگیرید. مطالعات نشان می‌دهند که مؤثرترین نتایج درمانی زمانی حاصل می‌شوند که درمان دارویی و رفتاری در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. در واقع این دو می‌توانند به عنوان مکمل یکدیگر عمل کرده و باعث شوند که روند درمان سرعت پیدا کند.

سؤالات متداول
– بیش فعالی برای کودک چه خطراتی دارد؟
بیش فعالی نوعی اختلال رشدی است که در صورت درمان نشدن می‌تواند کودک را با مشکلات مختلفی از جمله اختلالات یادگیری، مشکلات تحصیلی و ارتباطی مواجه کند. هم‌چنین ادامه یافتن بیش فعالی تا نوجوانی می‌تواند فرد را به سمت رفتارهای ضد اجتماعی کشانده و سازگاری او را با محیط کاهش دهد. از همین رو بسیار اهمیت دارد که والدین به موقع برای درمان بیش فعالی فرزند خود اقدام کنند و از نادیده گرفتن این مشکل بپرهیزند.

ماسک صورت خانگی ویژه تابستان

ماسک صورت خانگی ویژه تابستان

ماسک صورت خانگی ویژه تابستان

 به لطف نور تند آفتاب و هوای گرم و آلوده، تابستان می‌تواند پوست ما را تیره کند، به خارش بیندازد یا باعث چرب شدن آن شود. در عین حال در این فصل زیاد عرق می‌کنیم و معمولا هم یادمان می‌رود به اندازه کافی آب بخوریم؛ به همین دلیل هم تابستان برای پوست فصلی آسیب رسان به شمار می‌رود. چاره کم کردن تاثیر این آسیب‌‌ها بعد از نوشیدن آب کافی و استفاده از بهترین ضد آفتاب، رسیدگی به پوست از طریق ماسک‌های خانگی تابستانه است؛ ماسک‌هایی که نسبت به کرم‌های موجود در داروخانه‌ها هزینه بسیار کمتری دارند و تاثیرشان عالی است. با شش ماسک صورت خانگی تابستانه آشنا شوید.

1. ماسک صورت خانگی نعنا و زردچوبه

حتی فکر کردن به نعنا هم به آدم احساس خنکی می‌دهد؛ چه رسد به اینکه ماسک صورت خانگی شما حاوی نعنا باشد. یک مشت برگ نعنا را آسیاب کنید و سپس مقدار کمی پودر زردچوبه را به آن اضافه کنید. بسته به ترجیح پوستتان، چند قطره آب خنک یا ولرم را به این مخلوط اضافه کنید و هم بزنید تا حالت خمیری بگیرد. این ماسک را به مدت 10 دقیقه الی یک ربع ساعت روی صورتتان بگذارید و سپس بشویید.

ماسک صورت نعنا زردچوبه

2. ماسک خیار و شکر

یک خیار تازه را پوست بگیرید و سپس بکوبید. بعد مقدار کمی شکر به آن اضافه کنید. این ترکیب را داخل یخچال بگذارید تا برای مدت زمانی بماند. وقتی خنک شد، آن را به پوست صورتتان بزنید. این ماسک صورت خانگی بلافاصله باعث برق افتادن پوست و شفافیت پوست می‌شود و به دلیل وجود خیار در آن باعث آبرسانی قوی هم خواهد شد.

3. ماسک تخم مرغ و لیمو

یکی از ماسک‌های مناسب برای پوست‌های چرب در روزهای تابستان، ماسک لیمو و عسل است. برای درست کردن این ماسک صورت خانگی مقدار مساوی آب لیموی تازه و عسل را با هم ترکیب کنید؛ بهترین مقدار یک قاشق سوپ خوری از هر کدام است. بعد این ترکیب را با سفیده تخم مرغ خوب هم بزنید و به مدت 15 تا 20 دقیقه روی صورتتان بگذارید. سپس پوستتان را بشویید.

4. ماسک کشک و آرد نخود

ماسک صورت خانگی کشک و آرد نخود به خصوص برای افرادی مناسب است که دوست ندارند پوستشان برنزه شود یا می‌خواهند رد تیرگی ناشی از برنزه شدن را از بین ببرند. کشک و آرد نخود هر دو برای سفید کردن تیرگی‌های ناشی از آفتاب‌سوختگی مناسب هستند. مقدار مساوی از هر دوی این مواد را با هم ترکیب کنید و روی هر قسمتی از بدن بگذارید که می‌خواهید اثر آفتاب‌سوختگی آن را از بین ببرید. بگذارید این ماسک خشک شود و سپس با آب ولرم بشویید.

5. ماسک گوجه فرنگی برای پوست چرب

اگر پوست صورتتان در عین برنزگی، چرب هم هست؛ ماسک صورت خانگی گوجه فرنگی را امتحان کنید. برای درست کردن این ماسک گوجه فرنگی پوست کنده را له کنید و یک قطره عسل به آن اضافه کنید و خوب هم بزنید. هر وقت خواستید آثار برنزگی را از پوستتان پاک کنید، این ماسک را به مدت 15 دقیقه روی صورت بگذارید و سپس با آب خنک بشویید.

6. ماسک شیر و عسل

برای آبرسانی و نرم کردن پوست صورت در هوای گرم تابستان، شیر را با چند قطره عسل طبیعی ترکیب کنید و روی پوستتان بمالید. بگذارید به مدت 10 الی 15 دقیقه بماند و سپس بشویید. این ماسک رطوبت از دست رفته پوست را به آن برمی‌گرداند.
  

برادرم 24 ساله است و اهل کار و زندگی نیست

برادرم 24 ساله است و اهل کار و زندگی نیست

خراسان/ فقط یک برادر دارم. پدر و مادرم از دستش به ستوه آمده اند. اهل کار و زندگی نیست. سیکل دارد و سربازی هم نرفته است. 24 ساله است. پدرم به سختی برایش کار پیدا می‌کند اما او هر روز مرخصی می‌گیرد یا وسط روز به خانه برمی‌گردد و می‌گوید حوصله کار ندارم، بعدش هم اخراج می‌شود. وضع مالی‌مان هم خوب نیست. چطور به برادرم کمک کنم؟
پاسخ
مخاطب گرامی، به این نکته توجه کنید: «برادر شما سرکار نمی‌رود، اگر هم برود کارش را وسط روز رها می‌کند.» در این حالت چه انتظاری می‌توان داشت؟! راه گریز برادر شما، داشتن نقطه امنی به نام «خانه پدر» است که می‌داند اگر سر کار هم نرود، جایی برای خوردن و خوابیدن دارد و تا وقتی که این خانه امن برای او فراهم است، اجباری برای رفتن به سرکار نخواهد داشت. فرار کردنش از خدمت هم به همین دلیل است چون نیازی به کار و داشتن کارت پایان خدمت احساس نمی‌کند. اگر این احساس به قدر کافی قوی باشد، باعث می‌شود از روی نیاز به دنبال کار برود و چون به طور معمول بیشتر کارها به کارت پایان خدمت نیاز دارد، مجبور می شود برای گرفتن کارت اقدام کند و خدمتش را به پایان برساند. با این حال، نکاتی که در ادامه مطرح می‌شود، می‌تواند در حل این مسئله به شما کمک کند.
 بگویید که قصد کمک به او را دارید
با برادرتان درباره عواقب کارهایش صحبت و پیامدهای نرفتن سر کار، غیبت از خدمت و سایر کارهایش را به او گوشزد کنید. به او بگویید صلاح او را می‌خواهید و قصد دارید به عنوان خواهر کمکش کنید. اگر توجه نکرد سعی کنید از تکنیک‌های دیگری مثل قانون‌گذاری استفاده کنید.
 از تکنیک قانون‌گذاری استفاده کنید
قانون گذاری کنید؛ برای مثال اگر قرار است برادرتان در آن خانه باشد، باید بداند که به قول معروف آن جا خانه خاله نیست که هرکاری دلش خواست انجام دهد؛ مثلا نتواند تا ظهر بخوابد یا بیکار نباشد یا در صورت غیبت از خدمت به راحتی اجازه ورود به خانه را نداشته باشد. وضع این قوانین به او نشان خواهد داد رفتارهایش برای اطرافیان مهم است و اعضای خانواده به او بی تفاوت نیستند البته مهم است بدانید قانون‌گذاری در خانواده فقط با حرف زدن امکان پذیر نیست و به ضمانت اجرایی نیاز دارد.
 همراه اعضای خانواده تان اقتدار داشته باشید
وجود منبع اقتدار در خانواده لازم است. باید یک یا چند نفر در خانواده وجود داشته باشند تا بتوانند قوانین را اجرا کنند. این منبع اقتدار باید بتواند ضمانت اجرایی قوانین وضع شده را ایجاد کند. بهتر است این منبع اقتدار، پدر خانواده باشد ولی اگر ایشان به دلیل بیماری یا ضعف جسمی از چنین اقتداری برخوردار نیست، سایر افراد مانند مادر و حتی برادرهای بزرگ‌تر هم می‌توانند چنین کنترلی داشته باشند. هرچند به یاد داشته باشید که اقتدار به معنای داشتن زور بازو نیست یعنی اگر فردی قدرت جسمی بیشتری داشته باشد، او رئیس باشد. اقتدار با نوعی احساس اعتماد به نفس و خودآگاهی همراه است که فرد از قوانین موجود در جامعه و حقوق خودش به درستی آگاه است و می تواند نحوه به کارگیری منابع حمایتی مانند پلیس را برای دفاع از آن به کار گیرد.
نویسنده : دکتر رضا یعقوبی | روان‌شناس بالینی

بازی‌های رایانه‌ای هووی رابطه والدین و فرزندان!؟

بازی‌های رایانه‌ای هووی رابطه والدین و فرزندان!؟

ترجمان/ معمولاً پدر و مادرها وقتی می‌بینند بچه‌شان غرق خواندن یک رمان شده، یا با دوستانش مشغول بازی است، خوشحال می‌شوند، اما به‌محض اینکه بینند فرزندشان مشغول بازی رایانه‌ای شده، احساس خطر می‌کنند. خیلی‌ها فرض می‌گیرند که بازی‌های رایانه‌ای جز ضعیف‌شدن چشم، اتلاف وقت و اعصاب‌خردی و بداخلاقی چیزی به بار نمی‌آورد. اما اگر این پیش‌فرض‌های منفی را کنار بگذاریم، خواهیم دید که این بازی‌ها برای بچه‌های امروزی فایده‌های بسیاری دارد. از تعامل و دوست‌یابی بگیرید، تا آموختن کار گروهی و هنر حل مسئله.
کارا لین، تد — یک شب، پسرهایم را صدا کردم که بیایند تا شام بخوریم، ولی هیچ پاسخی نیامد.
اعتراف: با عصبانیت رفتم توی اتاقشان و دکمۀ خاموش کنسول بازی را زدم.
انگار دنیا به آخر رسید. صفحه که سیاه شد پسرها از خشم و غیظ می‌خواستند من را بخورند. آن‌ها را سر شام آوردم. واکنشم به رفتارشان معمولاً این‌ است: «دارید عمرتان را با این بازی‌ها تلف می‌کنید».
اما آن شب تصمیم گرفتم به جای غرزدن کمی از کارشان سر در بیاورم. پرسیدم: «چرا این بازی این‌قدر برای شما مهم است؟»
خوشحالم که چنین سوالی کردم. پسرانم تعجب کردند و پرسیدند: «مامان، واقعاً دلت می‌خواهد بدانی؟»
گفتم: «بله!»
گفتند: «مامان، هر کسی را که می‌شناسیم بازی می‌کند».
شلوغش نمی‌کردند. طبق آمار انجمن سرگرمی‌های نرم‌افزاری، ۲.۵ میلیارد نفر در سراسر جهان گیمر هستند. (گیمر کسی است که بازی ویدئویی می‌کند). یعنی تقریباً یک سوم کل بشریت.
پسرهایم کمک کردند با جهانی آشنا شوم که پیش از آن چیزی درباره‌اش نمی‌دانستم، چه برسد به اینکه بدانم در آن جهان چطور بچه‌هایم را تربیت کنم. امروزه بازی ویدئویی تجربه‌ای تفریحی، تعاملی، چندجانبه و متصل است. پر است از رقابت، حل مسئله، معما و منطق. چیزهای خوبی است، نه؟ همچنین پر است از بحث، فرهنگ، تاریخ، موسیقی، هنر، گفت‌وگو و انتخاب‌های اخلاقی؛ چیزهایی که واقعاً آدم دوست دارد بچه‌اش یاد بگیرد. به علاوه، بازی ویدئویی فلسفه، راهبرد و مهارت‌های شگفت‌آوری را در خود دارد.
خواندن کتابی واقعاً خوب را تصور کنید، یا تماشای فیلمی فوق‌العاده یا رویدادی ورزشی را؛ حالا امکان دارید آن را دست‌کاری کنید، در آن مسابقه بدهید و با آن تعامل کنید. بازی ویدئویی مدرن چنین چیزی است.
پسرها همین‌طور به من بیشتر و بیشتر یاد می‌دادند. مثلاً به من گفتند که وقتی ناگهان بازی را قطع می‌کنم، تعلیق می‌شوند و گفتند: «مامان، ما مسئولیت داریم و تو مدام می‌گویی بازی را متوقف کنیم. نمی‌شود یک بازی آنلاین را متوقف کرد. مامان، جدی، نمی‌شود بازی را متوقف کرد».
بعد گفتند: «تو حقیقتاً دلمان را می‌شکنی وقتی می‌گویی «منزوی» یا «بازنده» هستیم. ما با دوستانمان در یک بازی چند بازیکنی داریم به صورت زنده بازی می‌کنیم و در حقیقت داریم با دوستان جدید و تازه‌ای هم آشنا می‌شویم».
آن روز بود که به یک خودآگاهی تکان‌دهنده رسیدم. من که در آشپزخانه مشغول پخت شام هستم خیلی از پسرهایم تنهاترم که دارند در طبقۀ بالا بازی می‌کنند. اینطور بود که بچه‎‌هایم را به‌عنوان گیمر پذیرفتم و این چیزی است که از آن روز تاکنون دارم فریاد می‌زنم: «وقت شام نزدیکه، کجای بازی هستید؟» وقتی می‌فهمم، زمان‌بندی می‌کنم و آن وقت دور هم و با آرامش خانوادگی شام می‌خوریم، همان چیزی که از اول دنبالش بودم.
یک بار پسر بزرگم، کانر، کنارم آمد و گفت: «مامان، گوش کن چه می‌گویم، چه کار بکنم که امروز از ۳ عصر به بعد کاری به کارم نداشته باشی؟» فهمیدم می‌توانم از این درخواست به نفع خود استفاده کنم. به همین خاطر یک فهرست بلندبالا تهیه کردم: تکالیف مدرسه‌ات را انجام بده و وقت نهار با مادربزرگت گرم بگیر (به صورتش نگاه کن و لبخند بزن و…)؛ حتی جمع کردن علف‌های باغچه را هم به فهرستم اضافه کردم. همه را انجام داد. گفت: «مامان، عالیه. امروز عصر تنها کاری که دوست داشتم بکنم این بود که امتیازم را بالا ببرم».
بازی ویدئویی، سطح‌ها و لیگ‌ها و جوایز مختلفی دارد و فهمیدم اگر برای او مهم است، حتماً باید برای من هم مهم باشد. این دقیقاً همان چیزی است که دکتر کریس هسکل، استادیار بالینی و مربی ورزش الکترونیک از دانشگاه ایالتی بویس دربارۀ استاد-قهرمان‌های ورزش الکترونیک خود می‌گوید. او به دنبال گیمرهایی است که اهدافی دارند و مصمم هستند سطح خود را در بازی بالا ببرند. در واقع، اکنون بسیاری از دانشکده‌ها در حوزۀ ورزش الکترونیک بورس تحصیلی می‌دهند، به علاوه هم بخش نظامی و هم دیگر صنایع از شبیه‌سازی‌هایی از جنس بازی‌های ویدئویی در کار خود بهره می‌برند.

من کم‌کم بازی ویدئویی را مانند نوعی ورزش به همراه تمرینات و ملزومات دیگر پذیرفتم. اگر بچه‌تان مشغول تمرین فوتبال یا وسط بازی بیس‌بال باشد، می‌روید وسط زمین، سرِ مربی‌اش داد بزنید که «بسه دیگه، بچه‌ام باید برود آشغال‌ها را بگذارد دم در»؟ معلوم است که نه. تصمیم گرفتم تا زمانی که بچه‌هایم اول وظایفشان را انجام می‌دهند، بگذارم بازی‌شان را بی‌وقفه ادامه دهند.

بازی ویدئویی با زبان مشترک و پویایی تیمی خود جهان را گرد هم می‌آورد. جوان‌ها به تماشای بازی دیگران می‌نشینند. من همیشه به خاطر این کار آن‌ها را سرزنش می‌کردم. اما می‌بینم همسرم هم به تماشای بازی دیگران می‌نشیند؛ او طرفدار پر و پا قرص تیم فوتبال امریکایی سان‌فرانسیسکو فورتی ناینز است. فصل گذشته، یک بازی به وقت اضافه کشیده شد و چهار و نیم ساعت طول کشید. آیا رفتم برای همسرم سخنرانی کنم و بگویم «داری مغزت را خراب می‌کنی و عمرت را تلف می‌کنی»؟ نه. گذاشتم از تماشای برنامۀ ورزشی‌اش لذت ببرد. گیمرها معمولاً بازی حرفه‌ای‌ها را تماشا می‌کنند و سعی می‌کنند قلق‌ها و نکات بازی را از آن‌ها بیاموزند.

از وقتی دربارۀ بازی با پسرهایم صحبت کردم، توانستم با برخی گیمرهای حرفه‌ای مصاحبه کنم. یکی از آن‌ها خاطرۀ یک دورهمی فامیلی را تعریف کرد که در آن همه از این طرف و آن طرف حرف می‌زدند و چیزهایی از زندگی خود می‌گفتند و سعی داشتند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. نوبت به او که می‌رسد، شروع می‌کند دربارۀ بازی‌های ویدئویی حرف می‌زند و از علاقه‌اش به آن‌ها می‌گوید. یکی از عمه‌هایش با بی‌ادبی رو به جمع می‌گوید: «چرا دربارۀ چیزهای واقعی‌ای حرف نمی‌زنید که همه آدم‌ها دوست دارند؟»

همه می‌زنند زیر خنده و از آن زمان او با هیچ کدامشان صحبت نکرده است؛ از این ماجرا بیش از ده سال می‌گذرد. دوست دارم بدانم اگر آن عمه خانم به جای انتقاد کمی کنجکاوی می‌کرد، چه اتفاقی می‌افتاد؟
حالا شاید با خود فکر کنید، «خب، او اصلاً چیزی دربارۀ بدی‌های بازی ویدئویی نگفت». حق با شماست.
درست است؛ دربارۀ ارتباط آنلاین و مسائلی از این دست نگرانی‌هایی وجود دارد و اتفاقاً به همین دلیل است که وارد شدن در زندگی فرزند گیمرمان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در خانۀ ما، من و پسرها دائم دربارۀ تعادل و رفتار آنلاین گفت‌وگو می‌کنیم. حالا که سال‌ها گذشته می‌دانم پسر کوچکم هنوز با برادرش بازی می‌کند با اینکه بیش از ۵۰۰ کیلومتر از هم فاصله دارند. این مرا دلگرم می‌کند. بازی رابطۀ آن‌ها را حفظ کرده است.
روی سخن من فقط با والدین نیست، بلکه با پدربزرگ، مادربزرگ، عمه و عمو، خاله و دایی، پدرخوانده، مادرخوانده، رفقای صمیمی، مدیران مدارس و دیگر افراد مرتبط است: کنجکاو باشید.

من راهکار ساده‌ای دارم. با بچۀ گیمر خود گفت‌وگویی را شروع کنید و این سه سوال را بپرسید.
– چه بازی‌هایی می‌کنی؟
– چرا از این بازی‌ها بیشتر خوشت می‌آید؟
– می‌شود یک وقتی که داری بازی می‌کنی، من هم تماشا کنم؟
اگر از بازی استقبال نکنیم، شاید ارتباطمان را با افرادی از دست بدهیم که بیش از همه دوستشان داریم.
نویسنده: کارا لین
ترجمۀ: نجمه رمضانی

از این‌ که به خواهرشوهرم حسادت می‌کنم اذیت هستم

از این‌ که به خواهرشوهرم حسادت می‌کنم اذیت هستم

خراسان/ خانمی 29 ساله‌ام و فرزند ندارم. خواهر شوهرم سه فرزند دارد و وضع مالی‌شان هم از ما بهتر است. هر وقت او را می‌بینم، تا چند روز اعصابم خرد است. دست خودم نیست ولی به او حسادت می‌کنم. واقعا اذیت هستم و این مسئله روی رفتارم با شوهرم تاثیرگذار است. چه کنم؟
پاسخ
مخاطب گرامی، قدم اول براى مدیریت و کنترل یک احساس، این است که آن را بشناسید و بپذیرید. نکته مثبت این است که شما به این احساس خود و نحوه تاثیر آن روى روابط‌تان آگاه هستید. در مسئله‌اى که مطرح کردید، چیزى که باعث نارضایتى شما شده است، حاصل مقایسه کردن شرایط خود با فرد دیگر است.  قبل از هر چیز  باید به چند سوال درباره خودتان فکر کنید.
درگیر کمال‌گرایی مخرب شده‌اید
آیا به غیر از این موقعیت در مواقع دیگر هم اگر فردى نسبت به شما امکانات یا شرایط بهترى داشته باشد، شما این احساس را دارید؟ آیا همیشه تلاش مى‌کنید بهترین‌ها را داشته باشید؟ آیا مواجه شدن با اشتباهات، محدودیت‌ها و ایرادهای خودتان برایتان دشوار است؟ اگر در موقعیت‌هاى دیگر هم تحمل این مسائل براى شما سخت است، احتمالا یک نوع کمال‌گرایى مخرب در شما باعث مى‌شود در مواقعى که احساس مى‌کنید در جایگاه پایین‌تری  قرار گرفتید، احساس غمگینى، خشم و خودسرزنشى یا انتقادگرى از دیگران را نشان دهید. از این رو باید به دنبال تعدیل کمال‌گرایى در خود باشید. مطالعه کتاب‌هایى در این زمینه و کمک گرفتن از متخصصان روان شناسى به شما کمک خواهد کرد بفهمید چه نیازى دارید به این‌که همیشه در جایگاه بالاتر و بهتری باشید، ریشه‌هاى این نیاز در کجاست و چطور در رفتار خود آن را تعدیل کنید.
خواهرشوهر رقیب شما نیست
فرض دیگر این است که شما در موقعیت‌هاى دیگر مى توانید با محدودیت‌ها و نداشته‌هاى خود به راحتى کنار بیایید اما فقط درخصوص این فرد خاص این احساس را دارید. اگر مسئله به این صورت باشد، احتمالا مشکل به نوع ارتباط شما با این فرد خاص یا افراد مشابه مربوط مى‌شود. در این صورت باید به این مسائل دقت کنید که نوع تعاملات شما با هم چگونه است؟ آیا فضاى رابطه حالت رقابتى دارد؟ آیا رفتارهاى خاصى از طرف مقابل، حساسیت‌هایى را در شما ایجاد مى‌کند یا از طرف دیگران مقایسه‌اى بین شما ایجاد مى‌شود؟ در صورت وجود این مسائل باید اقدامى برای بهبود رابطه خودتان با ایشان انجام دهید.
تعارضات را برطرف کنید
مسئله مهم  دیگرى که در سوال مطرح کردید، این است که این مشکل روى ارتباط شما با همسرتان تاثیر مى‌گذارد. به نظر مى‌رسد در زمینه داشتن فرزند و شرایط مالى، شما همسر خود را مسئول مى‌دانید و این باعث مى‌شود در این مواقع درخصوص ایشان احساس عصبانیت یا دلخورى داشته باشید؛ باید به این مسئله فکر کنید که آیا ممکن است نارضایتى‌هایى در رابطه از قبل وجود داشته باشد و حالا این مسئله باعث آشکار شدن آن مى‌شود یا نه؟ اگر تعارضاتى در زمینه تصمیمات اقتصادى یا داشتن فرزند دارید، باید براى حل این تعارضات و رسیدن به تصمیم مشترک اقدام کنید تا زمینه‌اى براى نارضایتى و خشم‌هاى پنهان در رابطه زن و شوهری‌تان فراهم نشود.
این اشتباه رایج را مرتکب نشوید
در کنار احتمالات و توصیه‌هایى که در بالا مطرح شد، ذکر این نکته هم مهم است که امکانات از جمله ثروت، داشتن فرزند، جایگاه اجتماعى و … یک امر نسبى است و هیچ‌گاه به نقطه ایده‌آل و نهایى نمى‌رسد چون در هر شرایطى همیشه افرادى هستند که نسبت به ما در جایگاه بهترى باشند. به همین دلیل اگر رضایت‌مندى خودمان را موکول کنیم به وقتى که به آن نقطه ایده‌آل برسیم، هیچ‌وقت احساس رضایت نخواهیم کرد.
نویسنده : فهیمه ملکی | روان‌شناس بالینی دانشگاه علوم‌بهزیستی و توان‌بخشی

اصول برخورد منطقی با بی منطق‌ ها

اصول برخورد منطقی با بی منطق‌ ها

خراسان/ سر و کله زدن با آدم‌هایی که تیپ شخصیتی‌ شان «دشوار و مشکل‌ساز» است، راه و روش خاص خودش را دارد
 سروکله زدن با تیپ‌های شخصیتی «دشوار و مشکل‌ساز» به قدری کلافه‌کننده است که حتی احترام قائل شدن برای این افراد را هم سخت می‌کند! تیپ شخصیتی «دشوار و مشکل‌ساز»، اصطلاح علمی همان آدم‌های بی‌منطق است. احتمالا همگی ما خواسته یا ناخواسته تجربه همنشینی و همکاری با این آدم‌ها که خودشان را دانای کل می‌دانند و همیشه حرف حرف خودشان است، داشته‌ایم. این آدم‌ها معمولا ادعاهای عجیبی دارند که بر پایه منطق درستی نیست. حالا این وسط مدیریت واکنش ما، در برابر چنین افرادی بسیار مهم است تا بی‌دلیل دچار احساس بد ناشی از هم‌صحبتی با این افراد نشویم. در ادامه چند راهکار کلیدی برای چگونگی برخورد با افراد بی‌منطق را مطرح می‌کنیم. البته توصیه می‌کنیم روشی را انتخاب کنید که با شرایط شما هم‌خوانی دارد.  
خونسرد باشید
آرامش شما می‌تواند از بروز هر مشکلی جلوگیری کند. هرچه واکنش تند کمتری داشته باشید، مدیریت بهتری هم برای رسیدگی به اوضاع خواهید داشت. قبل از این‌که چیزی بگویید که نتیجه‌اش پشیمانی باشد، نفس عمیق بکشید و کمی صبر کنید تا روش بهتری برای برخورد با دوست بی‌منطق خود کشف کنید. اگر این روش کارساز نبود از بحث خارج شوید و بعد از آرام شدن دوباره موضوع را مرور کنید.
 کمتر دم دست این آدم‌ها باشید
بی‌منطق‌ها عادت کرده‌اند هرگز احساس ضعف یا شکست نکنند. پیروز شدن در گفت‌وگو با چنین افرادی بسیار سخت است. بنابراین، تنها راه حل عاقلانه این است که اصلاً وارد هیچ بحثی با آن‌ها نشوید. قرار نیست همه رابطه‌ها پابرجا و ادامه‌دار باشند پس اگر دیدید افرادی موجب ناراحتی و به هم خوردن آرامش‌تان می‌شوند و به راه آوردن آن‌ها، آب در هاون کوبیدن است، رهایشان کنید و برای افراد بهتر و رابطه‌های تازه‌تر برنامه‌ریزی کنید. بیش از این، دور ‌و ‌بر چنین افرادی نچرخید و فاصله‌ لازم را با آن‌ها حفظ کنید، مگر این که مسئله مهم و در معرض خطری در میان باشد.
 خوب گوش کنید
در ابتدای گفت و گوی‌تان، سعی نکنید متقاعدشان کنید حرف‌شان اشتباه است چون با این کار، فرد در برابر شما گارد می‌گیرد و هرگز به حرف‌هایتان گوش نمی‌دهد. گوش دادن گام اول در برخورد با افراد غیرمنطقی است. همه مایل اند خوب شنیده شوند. تا زمانی که این حس در فرد ایجاد نشود، هیچ پیشرفتی حاصل نمی‌شود. مطمئن شوید که حرف‌های او را خوب گوش داده‌اید البته لازم نیست با آن چه او می‌گوید قطعا موافق باشید. اگر نمی‌توانید در همان لحظه نشان دهید که نظرتان چیست، بحث نکنید، اثبات حرف‌تان را به وقتی دیگر موکول کنید.
 خودتان را به جای آن‌ها بگذارید
با این کار شاید بهتر شرایط‌شان را درک کنید. البته قرار نیست رفتارهای غیرقابل قبول‌شان را به اجبار بپذیرید. فراموش نکنید در بیشتر موارد قصد این افراد  آزار و رنجیدن نیست. هر چه سعی کنید   به آن ها اطمینان خاطر بدهید که درک‌شان می‌کنید، بهتر می‌فهمید که رفتار افراد بی‌منطق از کجا ناشی می‌شود. در این صورت اختلاف نظرتان را آسان‌تر حل خواهید کرد.
 زیرکانه حواس او یا خود را پرت کنید
اگر نمی‌توانید از شر ادعاهای عجیب و به دور از منطق این افراد راحت شوید و حرف حساب به کت‌شان نمی‌رود، بی‌خیال صحبت‌هایشان شوید و حواس تان را به چیز دیگری پرت کنید. یکی از روش های اشتباه در برابر این افراد، این است که بخواهید با دلایل منطقی آن‌ها را قانع کنید. سعی کنید در ذهن‌تان به مواردی فکرکنید که در آن موقعیت بیشتر از گوش دادن به صحبت‌های این فرد، سرگرم‌تان می کند مثلاً فهرستی از کادوهایی که باید برای تولد دوستان‌تان در ماه بعد تهیه کنید.
 پیش‌داوری نکنید
برای قضاوت کردن درباره شخصیت این افراد، عجله نکنید شاید رفتارشان ناشی از نوعی ترسی، نداشتن اعتماد به نفس یا ریشه در گذشته آن ها داشته باشد. گفت‌وگو را از جنبه منطقی به جنبه احساسی سوق دهید، مثلا وقتی کارمندتان حاضر به قبول اشتباهش نیست، بگویید اگر کاری را که شما می‌خواهید، انجام ندهد، رقبای کاری اش به سرعت از او پیشی خواهند گرفت و در نهایت کار و خانواده‌اش متضرر خواهند شد. در این‌جا به جای این‌که به صورت مستقیم اشتباه او را گوشزد کنید، با ملایمت عواقب کارش را به او نشان داده‌اید.
 به نظرات آن‌ها احترام بگذارید
گفت‌وگو فرصت مناسبی برای آشنایی با نظرات دیگران است. در مقابل رد نظرات دیگران به طور صریح موضع نگیرید زیرا با این کار آن‌ها حالت دفاعی پیدا می کنند  و غیرمنطقی می‌شوند. در عوض بر موضوع مورد بحث تمرکز کنید تا برای حل آن، راهی پیدا کنید. اگر هنگام بحث و گفت و گو به آن‌ها احترام نگذارید، آن‌ها نیز همین رفتار را با شما خواهند داشت.
 به وقتش بحث را تمام کنید
افراد غیرمنطقی در برابر تغییر موضع‌شان انعطاف‌پذیر نیستند، پس انرژی خود را هدر ندهید. آن‌ها در تنهایی به موضوع فکر می‌کنند و به‌تدریج نظرشان تغییر می‌کند. دقت کنید هنگامی که فرد مقابل، عصبانی و ناراحت است بحث را فوری تمام نکنید چون در این صورت شما هم فردی غیرمنطقی به‌نظر می‌رسید. قبول کنیم که همه نظرات مختلفی دارند و قرار نیست آن‌ها را مجبور کنیم مثل ما فکر کنند بنابراین بحث درباره اختلاف نظراتمان را به آرامی پایان دهیم.
مترجم : فاطمه قاسمی | منابع: psychologytoday، womenworking

مصائب خانواده ها در سال تحصیلی بلاتکلیف

مصائب خانواده ها در سال تحصیلی بلاتکلیف

خراسان/ ابهام در وضعیت حضور در مدرسه، تهیه لباس فرم ، شهریه ، هزینه دسته و …؛ ۴ روز مانده به شروع سال تحصیلی خانواده ها همچنان در وضعیت اطلاع رسانی کند و مبهم قرار دارند
 تا حدود زیادی قابل پیش‌بینی است که از هفته آینده، سال تحصیلی جدید دانش‌آموزان با بلبشویی احتمالی آغاز خواهد شد که خروجی تعلل و دیرتصمیم‌گیری سیستم نظام‌آموزشی است. اگرچه انتظار می‌رفت با گذشت شش‌ماه از شیوع کرونا در کشور و داشتن فرصت کافی برای برنامه‌ریزی، تدابیر لازم برای آغاز بی‌حاشیه سال تحصیلی اتخاذ شود اما نشست خبری روزگذشته وزیر آموزش و پرورش نشان داد که برنامه‌ریزی‌های انجام‌شده بسیار ناقص است و همچنان سوالات والدین 14میلیون دانش‌آموز بی‌پاسخ مانده یا پاسخ‌هایی مبهم و ناقص دارد.
نظام آموزشی، معطل تغییر وضعیت قرمز به زرد یا سفید!
یکی از مهم‌ترین ابهامات والدین و دانش‌آموزان مربوط به برگزاری کلاس‌های مجازی در استان‌های با وضعیت قرمز کروناست. قرار بر این شده است که در این استان‌ها کلاس‌ها مجازی باشد اما در صورت تغییر وضعیت، حضوری خواهد شد؛ این یعنی دانش‌آموزان، والدین و کادر آموزشی مدارس مدام باید رنگ وضعیت شهر و استان را در خبرها بررسی کنند تا ببینند کلاس‌هایشان مجازی است یا حضوری. در حالی که کاملا واضح است وضعیت قرمز یک استان به سرعت زرد یا سفید نمی‌شود و بر همین اساس می‌توان حداقل برای یک‌ماه ابتدایی سال تحصیلی، مجازی‌بودن کلاس‌ها را قطعی کرد. همان کاری که در کشوری مانند ترکیه انجام شده است و خبرگزاری آناتولی دیروز در این باره نوشت : «سال تحصیلی جدید در مدارس ترکیه از صبح امروز دوشنبه 31 اوت (روز گذشته) به روش آموزش از راه دور آغاز شد. آموزش از راه دور در مدارس ترکیه به دلیل شیوع ویروس کرونا فعلا تا 18 سپتامبر (28 شهریور)ادامه خواهد داشت». ما در ادامه به برخی موارد که نمونه‌های نوعی بلاتکلیفی برای آغاز سال تحصیلی جدید است، اشاره می‌کنیم.
کلاس‌های مجازی و داستان اینترنت و تبلت
دومین نکته مهم درباره کلاس‌های مجازی دانش‌آموزان، امکانات سخت‌افزاری موردنیاز است. اگرچه وعده‌های بسیاری برای تامین تبلت و اینترنت رایگان داده شده تا دانش‌آموزان به راحتی از سامانه «شاد» برای آموزش مجازی استفاده کنند اما تجربه نشان داده این‌ها وعده‌های سر خرمن است و راه به جایی نخواهد برد. نتیجه‌اش هم تبعیض آموزشی و بی‌بهره‌ماندن دانش‌آموزان کم‌بضاعت از آموزش است. هرچند که گفته شده این مشکل با آموزش‌های تلویزیونی و بسته‌های آموزشی جبران خواهد شد اما همین صحبت‌ها، خود نشانه‌ای از بی‌عدالتی در شیوه آموزش است. یکی از والدین دانش‌آموزان در این باره می‌گوید : «کلاس درس بچه‌ها اینترنتی شده و از من تبلت و کامپیوتر می‌خواهند که از همکلاسی‌هایشان عقب نمانند، من از کجا پول خرید تبلت بیاورم که بچه‌هایم جلوی دوستانشان احساس کمبود نکنند؟»
شهریه‌های یک تا دو میلیونی!
داستان تکراری دریافت شهریه در برخی مدارس، از جمله مدارس هیئت امنایی، امسال هم وجود دارد و ابعاد آن پیچیده‌تر شده است. باید پرسید وقتی قرار نیست دانش‌آموزان این مدارس در مدرسه حاضر شوند و آموزش آن‌ها کاملا غیرحضوری است، آیا منطقی است که شهریه‌های یک تا دو میلیون تومانی برای ثبت‌نام آن‌ها دریافت شود؟ در صورتی که طبیعتا حضورنداشتن دانش‌آموزان در مدرسه باید باعث کاهش هزینه‌های مدرسه و به تبع آن کاهش این شهریه‌ها شود.
اجبار تهیه لباس فرم ؟
موضوع دیگر، تهیه لباس فرم مدارس است. سوال این است که وقتی یک استان طی چند ماه اخیر در وضعیت قرمز بوده است و حالا هم باید کلاس‌های مدارسش مجازی باشد، اجبار  خانواده‌ها به تهیه لباس‌فرم در برخی مدارس چه معنایی دارد؟ هرچند که مسئولان آموزش و پرورش همانند همیشه این اقدام را تخلف و خلاف ضابطه می‌دانند، اما مصداق‌های آن بسیار است؛ همانند مخاطبی که در تماس با ما اعلام کرد : «اگر قرار است کلاس درس فرزند من مجازی باشد، چرا باید پول دسته و لباس‌فرم بدهم؟» یا این پیام یکی از مدارس به خانواده دانش‌آموزان در تاریخ 26 مردادماه که در آن آمده است : «اولیایی که قبض لباس فرم دانش‌آموز را دریافت کرده‌اند فقط تا پایان همین هفته فرصت دارند لباس‌ها را تحویل بگیرند».
هزینه دسته برای کلاس‌های مجازی ؟!
موضوع عجیب دیگر، درخواست برخی مدارس برای دریافت هزینه دسته است، با این استدلال که کلاس‌ها حضوری خواهد شد و بهتر است هزینه دسته را از همین الان پرداخت کنید تا بعدا به مشکل برنخورید. خبرهای دریافتی ما از آن حکایت دارد که آموزش و پرورش، چنین کاری را هم تخلف می‌داند و گویا به مدارس ابلاغ شده هزینه دسته دریافت نکنند، اما برای این تخلف هم مصداق‌هایی وجود دارد، همچون این حرف‌های یکی از والدین : «موقع ثبت‌نام سوال کردم که اگر می‌گویید کلاس‌ها اینترنتی است، پس چرا باید پول دسته بدهیم؟ به من گفتند اگر الان پولش را ندهید ممکن است بعدا مشکل ایجاد شود».
گروه‌بندی دانش‌آموزان در مناطق زرد
 ابهام دیگری هم وجود دارد و آن این که، وقتی قرار است در مناطق زرد کلاس‌های درس با تعداد دانش‌آموز کمتر تشکیل شود، چرا در فاصله 4 روز تا آغاز سال تحصیلی، هنوز خبری از گروه‌بندی دانش‌آموزان نیست و خانواده‌ها نمی‌دانند فرزندشان چه روزهایی باید در مدرسه حاضر شود.
 همه این نکات، سوالات و ابهاماتی است که دغدغه این روزهای خانواده‌هاست. اگرچه همه می‌دانیم شرایط خاص کرونایی، بسیاری از کارها و برنامه‌های حوزه‌های مختلف را مختل کرده است، اما قابل‌قبول نیست موضوع مهمی مانند سال تحصیلی دانش‌آموزان تا این اندازه بی‌برنامه و معطل اما و اگرها باشد و نگرانی‌ها و مشکلات خانواده‌ها را دوچندان کند.
انتقاد سخنگوی کمیسیون آموزش:خانواده‌ها خیلی دیر در جریان تصمیم قرار گرفتند
احمدرضا فلاحی سخنگوی کمیسیون آموزش مجلس درباره  اعلام دیرهنگام شیوه‌نامه اجرایی سال تحصیلی جدید  دانش‌آموزان اظهارکرد: این‌که خانواده‌ها خیلی دیر در جریان تصمیمات اتخاذشده قرار گرفته‌اند و حتی از اعلام این تصمیم غافلگیر هم  شده‌اند، به نوعی به نحوه اطلاع‌رسانی آن بازمی‌گردد چون این تصمیم قبلا اعلام شده بود.
وی افزود:   توضیحات جدید وزیر آموزش و پرورش (نشست خبری دیروز دوشنبه) حرف تازه‌ای نبود و قبلا در کمیسیون به تفصیل مطرح شده بود و گزارش آن را هم از طریق رسانه اعلام کرده بود؛ منتها بهتر بود مصداقی‌تر مطرح می‌شد.
وی گفت: پیش از این هم وزارت این توضیح را داده بود که شیوه‌های آموزشی در شهرهای کم‌جمعیت و دارای وضعیت سفید با امکان حضور 10  دانش‌آموز در هر کلاس ممکن است اما در شهرهای دارای وضعیتی غیراز این  آموزش با شیوه‌های مجازی، تلویزیون و در صورت در اختیار نداشتن این دو، از طریق درس‌نامه که در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌گیرد، انجام خواهد شد.
 نماینده ایذه :برنامه‌های فعلی آموزش در برخی نقاط کشور قابل اجرا نیست
 نماینده ایذه و باغملک در مجلس هم در یک نگاه کلی زیرساخت‌های ارائه آموزش‌های مجازی در برخی نقاط کشور را با چالش اساسی همراه می‌داند و به ما می‌گوید: تصمیمات اتخاذی برای سال تحصیلی دانش‌آموزان لااقل در برخی نقاط کشور قابل‌اجرا نخواهد بود و نتیجه مدنظر را برای نظام آموزش و پرورش نخواهد داشت.
عبدا… ایزد پناه ادامه می‌دهد: به طور مثال در حوزه انتخابیه ما زیر ساخت‌های استفاده از سایت بیا نی نیی مجازی وجود ندارد ضمن این‌که بسیاری از مردم  هم به لحاظ مادی امکان دسترسی به آموزش مجازی را ندارند و چه‌بسا در تامین نیازهای اولیه زندگی خود مانده‌اند چه‌رسد به آن‌که بخواهند اینترنت  تهیه کنند.
ایزدپناه می‌گوید:  باید در این زمینه از تصمیمات روی کاغذ به تصمیمات قابل‌اجرا رسید. دولت باید برنامه‌ای به اجرا درآورد نه‌آن‌که صرفا برنامه‌ای را اعلام کند؛ بنابراین ما اجرای این تصمیم و دستیابی به نتیجه مناسب را در برخی نقاط محروم کشور ضعیف می‌بینیم.

دردسرهای بزرگ یک ازدواج اجباری

دردسرهای بزرگ یک ازدواج اجباری

بیا نی نی/ ازدواج اجباری مسئله ای است که در بسیاری از کشورهای دنیا و کشور خودمان وجود دارد. برخی افراد به خواست افرادی همچون والدین و بدون رضایت قلبی خود تن به ازدواج با فرد دیگر می دهند.
ترس از خشونت خانواده، بسیاری از دختر و پسرها را به ازدواج اجباری مجبور می کند و در صورت مخالفت با این خواسته خانواده، فرد شدید ترین آسیب های جسمی و روحی قرار می گیرد. ممکن است این افراد به دلایل دیگری همچون مهاجرت و گرفتن اقامت مجبور به ازدواج شوند. معمولا این نوع ازدواج ها سرانجام مطلوبی نخواند داشت و در بسیاری از موارد به جدایی و طلاق ختم می شود. در این بخش از خانواده پلاس بیا نی نی با ما همراه باشید تا اطلاعات بیشتری در این زمینه کسب نمائید. 

ازدواج اجباری چه نوع پیوندی است؟ 
ازدواج اجباری نوعی پیوند میان زن و مرد است که در آن یک یا هر دو طرف راضی به این پیوند نیستند و بیشتر ازدواج مصلحتی نامیده می شود. معمولا در این نوع ازدواج، افرادی مانند پدر و مادر از طریق اعمال فشار و خشونت جهت کسب رضایت دختر و پسر استفاده می کنند. 
گاه برخی از والدین با کم توجهی به حقوق اولیه فرزندان باعث این ازدواج ها می شوند، به طور مثال فرزند خود را به طور غیر مستقیم طرد می کنند، مدام به او گوشزد می کنند که وقت ازدواجش فرا رسیده و دیگر نمی توانند پذیرای او در منزل باشند و غیره. در نهایت این روال منجر به وادار شدن او به ازدواج با فردی می شود که قلبا تمایلی به او ندارد.در جامعه جهانی امروزی سازمان ملل و گروههای حقوق بشری، ازدواج اجباری را نوعی برده داری و سوء استفاده می دانند کخ موجب نقض آزادی و استقلال افراد می شود. 

دلایل ازدواج اجباری 
دلایل مختلفی برای تبدلی ازدواج اجباری به یک فرهنگ وجود دارد، هر کدام از دلایل هر چقدر هم که منطقی باشد باز هم نیاز به مشاوره پیش از ازدواج ضروری است. این عوامل شامل موارد زیر می باشد:

حفاظت از ثروت خانوادگی 
خانواده های بزرگ و ثروتمند معمولا تمایل دارند که ازدواج فرزندان با افراد نزدیک به خانواده اتفاق بیفتد. این عامل به دلیل عدم اعتماد آنها به افراد غریبه و ترس از نفوذ و دسترسی آنها به قدرت و ثروت خانوادگی آنها انجام می شود. 

افزایش سن ازدواج 
برخی از پسرها و دختران با بالاتر رفت سن، احساس می کنند که دیگر جایی در خانه پدری خود ندارند و در حالیکه هنوز به آمادگی ازدواج نرسیده اند خانواد دیگر پذیرای آنها نمی باشد. در برخی موارد نیز حتی اگر دارای استقلال مادی و تحصیلات بالایی باشند،حس می کنند که جامعه به دلیل افزایش سن آنها ارزش کمتری برای آنها قائل است، حواشی مختلفی برای آنها ایجاد شده و مشکلات متعددی را تجربه می کنند. به همین دلیل برای حفظ امنیت بیشتر، خود را مجبور به ازدواج میکنند.

فقر و نیاز به امنیت مالی 
گاه افراد به دلیل فقر مالی و پیدا کردن سرپناه و داشتن امنیت مالی حاضر به ازدواج با کسی می شوند که به او علاقه ای ندارند. 

پیروی و حفظ هنجار های مذهبی و فرهنگی 
در برخی مذاهب و فرهنگ ها، ازدواج زودتر از سن قانونی و یا به انتخاب والدین انجام می پذیرد و دختر و پسرها توانایی مخالفت با این موضوع را ندارند ، زیرا در صورت مخالفت از خانواده و یا محل زندگی طرد خواهند شد. 
گاه خانواده ها از ترس به گناه افتادن فرزندان خود، آنها را وادار به ازدواج می کنند. این خانواده ها به دلیل مذهب و سنت ود آگاهی کمتری از روشهای تربیت و ایجاد ارتباط صمیمانه با فرزندان خود دارد. از سوی دیگر برخی افراد برای بدست آوردن خواسته خود اقدام به تجاوز جنسی می کنند و در چنین شرایطی، خانواده ها برای جلوگیری از آبروریزی و ترس از افکار منفی دیگران، به ازدواج دختر و فرد متجاوز رضایت می دهند.
از دلایل دیگر برای ازدواج اجباری می توان به جلوگیری از روابط نامشروع، کنترل رفتارهای ناخواسته و جنسی، احساس وظیفه خانواده ها برای تشکیل زندگی فرزندان، جلوگیری از عواقب بارداری های بدون ازدواج و مهاجرت به کشور های دیگر اشاره کرد. 

زندگی بعد از ازدواج تحمیلی به چه صورت خواهد بود؟ 
در ازدواج اجباری بیشتر افراد بدون داشتن علاقه تن به ازدواج با فرد دیگر می دهند و اعلب به انواع بیماریهای جسمی متعدد و اختلالات روانی مبتلا خواهند شد. از سوی دیگر برخی از خانواده ها نیز کمکی در رفع این مشکلات نمی کنند. تمام این فشارها و ناراحتی ها در نهایت باعث می شود تا زن یا مرد خودکشی را تنها راه حل آزادی خود بدانند. 
دخترانی که با اجبار ازدواج می کنند برنامه های بسیاری برای آینده خود ترتیب داده بودند که با این ازدواج نمی توانند به آنها برسند. حتی برخی از افراد برای دستیابی به استقلال و فرار از محیط خانواده حاضر به ازدواج تحمیلی می شوند، اما در زندگی جدید خود با مشکلات و انتظارت و محدودیت های جدیدی روبه رو می شوند.

در برخی موارد نیز برخی افراد از ادامه تحصیل و یا اشتغال خانمها جلوگیری می کنند. این افراد ممکن است مورد تجاوز و روابط خشونت آمیزی از سوی همسرشان قرار بگیرند زیرا تمایلی برای برقراری روابط جنسی با همسر خود ندارند. به تدریج فرد احساس تنهایی و انزوا کرده و زمینه ابتلا به بیماری های روحی و روانی در او ایجاد می شود. 
علاوه براین ازدواج اجباری خود دلیلی برای افزایش آمارخیانت یا طلاق می باشد زیرا اساس این ازدواج از ابتدا اشتباه است بنابراین نمی توان یک زندگی آرام و درست را در انتظار داشت. به همین دلیل فرزندان ماحصل این نوع ازدواج ها در خانواده ای رشد می کنند که اختلاف و دعوا کار هر روز والدین است، آنها بدون دریافت محبت و با تربیت ناصحیح بزرگ می شوند که باعث می شود در آینده دچار آسیب های متعددی می شوند.

آسیب و پیامدهای ازدواج اجباری 
برخی از پیامد های ازدواج های اجباری عباتند از: 

ضرب و شتم در خانواده 
برخی از افراد در صورت مخالفت با ازدواج اجباری، ممکن است مورد خشونت و ضرب و شتم خانواده قرار بگیرند. این ازدواجهای تحمیلی و مصلحتی خالی از هر گونه عشق و علاقه ای هستند، به همین دلیل ممکن است در زندگی مشترک فرد مورد تحقیر، خشم، توهین، تجاوز و آسیب های بدنی قرار بگیرد. در این گونه موارد احتمال ابتلا به افسردگی شدید، خودکشی و جدایی بیشتر می شود. 
فرار از منزل 
در موارد بسیاری مشاهده می شود که فرد در از خانه پدری و یا پس از ازدواج از خانه خود فرار می کند در حالی که می داند در صورت بازگشت آسیب های بسیاری در انتظار او خواهد بود. بسیاری از آنها پس از دستگیری و بازگردانده شدن به خانواده مورد خشونت و زندانی شدن قرار می گیرند. 
تولد فرزندانی بیمار 
یکی از پیامدهای ازدواج اجباری خشونت در روابط جنسی است که منجر به بارداری های ناخواسته و اجباری می شود. فرزندان این خانواده ها اغلب دچار کمبود محبت می شوندو در معرض خشونت و تنبیه والدین قرار می گیرند. بنابراین در آینده با آسیب های اجتماعی و بزهکاری روبه رو می شوند.
روش های جلوگیری از ازدواج اجباری 
پیامدهای ازدواج اجباری را به خانواده یا دیگر افراد گوشزد کنید 
همانطور که ذکر شد، ازدواج اجباری دارای پیامدهای جبران ناپذیری است و می تواند منجر به بروز افسردگی و عدم علاقه به زندگی شود. در این نوع زندگی معمولا افراد انرژی کمتری برای رفع مشکلات صرف می کنند و اطرافیان و مخصوصا فرزندان دچار آسیب های بسیاری می شوند. 

خواسته قلبی خود را بیان کنید 
به جای تسلیم شدن و پذیرفتن خواسته آنها، شرایط و خواسته خود را بگوئید. شاید آنها متوجه آزاردهنده بودن صحبت ها و رفتار خود نباشند. در یک موقعیت مناسب از آنها بخواهید که به شما کمک کنند تا در آرامش شریک زندگی خود را انتخاب کنید. به آنها بگوئید که برخی از رفتارها و حرف هایشان شما را آزرده خاطر می کند. از یک مشاور کمک بخواهید و شرایط خود را با تمام جزئیات برای او بازگو کنید تا بهترین روش مقابله با اطرافیان را به شما آموزش دهد. 

از تنهایی هراسی نداشته باشید 
حتی اگر قرار باشد تا آخر عمر مجرد بمانید بهتر است که درگیر یک انتخاب غلط شوید. اغلب والدین از بالا رفتن سن ازدواج فرزندان خود نگران می شوند و ترس خود را به آنها منتقل می کنند. با تسلط بر خود ترسی های بیهوده را دور بریزید. در بدترین حالت ممکن است که مجرد بمانید و مسئولیت های زندگی را بر عهده بگیریدتا زمانی که آزادی و امکانات کافی برای حل مشکلات داشته باشید مجرد ماندن نباید برای شما ترسناک باشد. زیرا در صورت ازدواج و انتخاب اشتباه تا چه زمانی می توانید زندگی مشترک را ادمه دهید؟ همه جوانب را بسنجید و تنها به دلیل ترس از تنهایی و مجرد ماندن تن به ازدواج اجباری ندهید. 

با افراد با تجربه و اقوام مشورت کنید 
در صورتی که نمی توانید با والدین خود صحبت کنید از کسانی کمک بگیرید که حرف آنها روی پدر و مادرتان تاثیر می گذارد. بزرگترها بهتر همدیگر را درک می کنند و راحت تر می توانند والدین شما را مجاب کنند.ان هم را بهتر می فهمند. آن ها خوب می دانند که چطور پدر مادرتان را راضی کنند.

صبور باشید
این درست است که یکی از ابتدایی ترین حقوق شما دارد پایمال می شود اما با دعوا و خشونت فقط اوضاع پیچیده تر می شود. اگر به هردلیلی خانواده به ازدواج شما اصرار می کنند با احترام و صبر سعی کنید نظر آنها را تغییر دهید و شرایط موجود را مدیریت کنید. خانواده پلاس بیا نی نی توصیه می کند با حفظ احترام والدین خود، جو را آرام نگه دارید و از حقوق طبیعی خود دفاع کنید. انتخاب شریک زندگی حق طبیعی شماست بنابراین اجازه ندهید تا به هر دلیلی دیگران با دخالت های بی جا شما را از حق خود محروم سازند. 

سرگذشت ازدواج های ناموفق دیگر را به آن ها گوشزد کنید
عشق و علاقه یکی از مهمترین اصول ازدواج موفق است و نبود آن منجر به شکست و فروپاشی ازدواج می شود، حتی اگز این زندگی به جدایی ختم نشود زوجین مجبور به ادامه زندگی به صورت کسل کننده و در کنار هم ماندن می شوند. اگر در اطرافیان خود نمونه ای از این زندگی ها دارید که به خاطر ازدواج اجباری و یا عدم علاقه دچار مشکل هستند، وضعیت آن ها را به پدر مادرتان یادآوری کنید و بگوئی که قادر به زندگی در کنار فردی نیستید که به او علاقه ای ندارید.

استقلال و قاطعیت خود را اثبات کنید 
برخی از والدین با این تصور که فرزندان مصلحت خود را نمی دانند ، آنها را به انتخاب خود روانه خانه بخت می کنند. شاید شما به خاطر اعتماد و علاقه ای که به پدر و مادر خود دارید با ان تصمیم مخالف نباشید اما کار شما صحیح نمی باشد چرا که آن ها با ملک و معیارهای خود برای شما همسر انتخاب می کنند. خود شما باید فردی را انتخاب کنید که قرار است با او زندگی نمائید. سعی کنید با این طرز تفکر غلط مقابله کرده و به آن بهایی ندهید زیرا در نهایت تاوان زندگی شکست خورده را شما خواهید داد. 

کلام آخر 
بدون تردید، تجربه و پختگی فکری پدر و مادرها یکی از عوامل مهم و موثر در خوشبختی فرزندان محسوب می شوداما نباید نباید تمایلات و انتظارات جوانان برای زندگی آینده اشان نادیده گرفته شود.
اعلام مخالفت والدین در ماردی که فرزندان بر اساس هیجانات و احساسات، تصمیمات غیر عاقلانه می گیرند و در نتیجه باید منتظر عواقب و مشکلات آتی آنها باشند، ضروری و اجتناب ناپذیر است، اما نباید این دغدغه ها منجر به اتخاذ تصمیمات و رویکردهای افراط گونه ای شود که جوانان را در ابتدای زندگی با چالش های مصیبت بار، لجاجت ها و بحران ها روبه رو کند. 
آگاه سازی خانواده ها درباره انتخاب آگاهانه و عواقب ازدواجهای نادرست از طریق رسانه ها و بخصوص رادیو و تلویزیون که مخاطبان بیشتری دارد کار مهمی است که باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد.

اسکراب بدن خانگی با شکر

اسکراب بدن خانگی با شکر

اسکراب بدن خانگی با شکر

 اسکراب بدن خانگی با شکر یکی از کم‌هزینه‌ترین راه‌ها برای داشتن پوست جذاب و زیباست؛ امتیاز این اسکراب‌ها این است که در ترکیب آن‌ها هیچ‌گونه مواد شیمیایی به کار نرفته است و هم برای پوست خوب هستند و هم برای حفظ طبیعت از آلودگی‌های شیمیایی. اگر دوست دارید شش روش برای درست کردن اسکراب بدن خانگی با شکر یاد بگیرید و به پوستتان برسید؛ این مقاله به کارتان می‌آید.

1. اسکراب بدن خانگی با موز و شکر

احتمالا این اواخر شما هم شنیده‌اید که موزهای رسیده و قهوه‌ای رنگ خواص زیادی دارند و نباید دور ریخته شوند. یکی از این خاصیت‌ها مناسب بودنشان برای درست کردن اسکراب بدن خانگی است. کافی است یک موز رسیده و قهوه‌ای را با سه قاشق سوپ‌خوری شکر دانه درشت ترکیب کنید و از عصاره وانیل یا روغن هر ماده دیگری که عطر آن را دوست دارید به این ترکیب اضافه کنید. البته این گزینه اختیاری است و صرفا برای این است که بدنتان بوی خوشی بگیرد؛ وگرنه این مخلوط بدون رایحه خوش هم لایه‌برداری‌اش را انجام می‌دهد.
یک چنگال بردارید، موزها را له کنید؛ آنقدر که نتیجه یک لایه نسبتا ضخیم باشد و حالت آبکی و نازک پیدا نکند. سپس آن را با شکر ترکیب کنید، هم بزنید و در حمام روی پوست بدنتان ماساژ دهید. اگر می‌خواهید روی پوست صورتتان هم اسکراب بگذارید، تنها از موز استفاده کنید و سراغ شکر نروید.

2. اسکراب شکر و روغن

نصف پیمانه شکر دانه درشت قهوه‌ای یا سفید را که ترجیحا ارگانیک است با نصف پیمانه روغن زیتون یا روغن نارگیل و اسانس مورد علاقه‌تان ترکیب کنید و داخل شیشه‌ای بریزید که هوا به راحتی به آن راه پیدا نمی‌کند. استفاده از تنها یک قاشق سوپ‌خوری از این اسکراب بدن خانگی برای هر بار حمام رفتن کافی است. از باقی‌مانده این اسکراب را داخل یخچال نگهداری کنید.

اسکراب خانگی با شکر و روغن

3. ماسک لیمو و شکر

یکی از بهترین‌های اسکراب بدن خانگی که به خصوص برای دست‌ها مناسب است؛ اسکراب شکر و لیمو است. برای درست کردن این اسکراب یک فنجان شکر سفید را با نصف فنجان روغن زیتون، نصف قاشق سوپ خوری روغن ویتامین ای و 15 الی 20 قطره لیمو یا اسانس پرتقال ترکیب کنید و روی دست‌ها بگذارید. سپس دست‌هایتان را با آب ولرم بشویید.

اسکراب بدن لیمو و شکر

4. اسکراب جو دوسر و شکر قهوه ای

یک چهارم فنجان روغن زیتون، نصف فنجان شکر قهوه‌ای و نصف فنجان جو دو سر پودر شده را با هم ترکیب کنید و داخل یک شیشه مناسب بریزید که هوا به آن راه نداشته باشد. هفته‌ای یک الی دو بار این اسکراب بدن خانگی را روی پوست مرطوب بگذارید و بعد از چند دقیقه با آب ولرم بشویید. این ماسک برای پوست‌های حساس بسیار مناسب است؛ اگر پوستتان معمولی است می‌توانید به جای جو دو سر از قهوه استفاده کنید.

اسکراب خانگی بدن با شکر و جو

 

5. ماسک گوجه و شکر

برای درست کردن این اسکراب بدن خانگی به یک گوجه و یک قاشق سوپ خوری شکر قهوه‌ای نیاز دارید. گوجه فرنگی را له و شکر را به آن اضافه کنید. این اسکراب را روی بدنتان بزنید و به صورت دایره‌ای ماساژ دهید. آنتی اکسیدان موجود در گوجه و ترکیب آن با شکر باعث لایه‌برداری عمیق می‌شود.

اسکراب بدن شکر با گوجه