بی‌توجهی؛ ناشناخته اما رایج‌ترین نوع کودک‌آزاری

سرپرست دفتر امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور گفته که بیشترین نوع کودک‌آزاری ناشی از غفلت است
آن چه برخی والدین در فرزندپروری ناخواسته و از روی ناآگاهی درگیر آن هستند، غفلت از کودکان و بی‌توجهی به آن‌هاست. به تازگی، سرپرست دفتر امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در پاسخ به این سوال که براساس گزارش های موجود بیشترین نوع کودک‌آزاری مربوط به چه نوع بوده است؟ بیان کرد: «در دسته‌بندی کلی کودک‌آزاری، موضوع غفلت هم وجود دارد و بیشترین نوع کودک‌آزاری ناشی از آن است. شایع‌ترین نوع سوء رفتار با کودکان غفلت از نیازهای اساسی کودکان و بی توجهی به آن هاست.»(منبع خبر: بیا نی نی). در ادامه با این نوع از کودک آزاری که هرچند ناشناخته‌ترین آن ها  محسوب می‌شود اما رایج‌ترین  شان  شده است، آشنا می شویم.
 وقتی والدین به وظایف خود عمل نمی‌کنند
4 نوع مهم کودک‌آزاری عبارتند از:
۱- کودک‌آزاری جسمی، ۲- کودک‌آزاری جنسی، ۳- کودک‌آزاری عاطفی و ۴- غفلت و بی‌توجهی. غفلت و بی‌توجهی، الگوی پایدار ناتوانی در ارضای نیازهای اساسی کودک است به‌گونه‌ای که سلامت و بهزیستی جسمانی و روان‌شناختی کودک آسیب ببیند یا به خطر بیفتد. در موضوع غفلت و بی‌توجهی، والدین یا مراقبان کودک در واقع به وظیفه خود عمل نمی‌کنند. در حالی که بیشترین توجه به 2 دسته اول کودک‌آزاری معطوف است، شاید به این دلیل که این نوع سوءاستفاده‌ها جزو   خشونت جسمی هستند، غفلت و بی‌توجهی شایع‌ترین شکل کودک‌آزاری است و بیش از ۶۰ درصد موارد بدرفتاری با کودکان را شامل می‌شود. بی‌توجهی به نیازهای اساسی کودکان، رسیدگی نکردن به خواسته‌های به حق آنان، بی‌توجهی به تعلیم و تربیت و پرورش کودکان، رها کردن آنان در جامعه و بی مسئولیتی والدین در قبال نحوه گذران اوقات فراغت کودکان از اشکال گوناگون غفلت و بی‌توجهی هستند.
انواع کودک‌آزاری ناشی از غفلت
غفلت و بی‌توجهی شامل 5 نوع است که در ادامه به آن‌ها اشاره می‌شود. آگاهی والدین از این دسته‌بندی، کمک زیادی به کاهش آسیب‌های آن خواهد کرد.
بی‌توجهی جسمی| شامل ناتوانی در فراهم کردن غذا، پوشاک یا بهداشت کافی برای کودک است. مثلا پدر یا مادری که غذا دادن به کودک را به تاخیر می اندازد و گرسنگی طولانی را به وی تحمیل می‌کند و سوء تغذیه یا خوردن خوراکی‌های مضر را جدی نمی‌گیرد، درگیر یک نوع رایج از کودک‌آزاری شده است.
 بی‌توجهی به سلامت و امنیت کودک| از قبیل بی‌توجهی به خطرات احتمالی در خانه، رانندگی بی‌محابا در حالی که کودک داخل خودرو است. خودداری یا تأخیر در تأمین مراقبت‌های بهداشتی لازم، نزدن واکسن، تنها گذاشتن کودکان در خانه بدون مراقب و… بی توجهی به امنیت و سلامت کودک محسوب می‌شود.
بی‌توجهی جنسی| سوءاستفاده جنسی، به هرگونه تماس و تعامل بین کودکان و مراقبان بزرگ‌سال اطلاق می‌شود که در آن از کودک با هدف تحریک جنسی فرد بزرگ‌سال سوءاستفاده می شود. بعضی از افراد فقط تجاوز را کودک‌آزاری جنسی می‌دانند که این‌طور نیست.
 بی‌توجهی تحصیلی| شامل بی‌توجهی به  ورود کودک به  مدرسه  و ادامه تحصیل او ، اجازه دادن یا بهانه‌تراشی برای غیبت‌های کودک از مدرسه، پیگیری  نکردن دسترسی به خدمات لازم برای نیازهای تحصیلی ویژه کودکان و… .
 بی‌توجهی عاطفی| شامل عاطفه و محبت ناکافی به کودک، قرار دادن کودک در معرض مشاجره های زوج ها، اجازه دادن به کودک برای استفاده از مشروبات الکلی یا موادمخدر، مداخله نکردن در رفتارهای ضداجتماعی کودکان، کوتاهی در فراهم آوردن حمایت‌های روان‌شناختی لازم و… .
از پذیرش کودک تا محبت و ارتباط ‌چشمی
«مهارت‌های زندگی» و «فرزندپروری» یکی از موضوعات مهم برای پیشگیری از کودک‌آزاری است که باید در ترویج آموزش آن به والدین همت گماشت. آن چه به عنوان نکته آخر و برای پیشگیری از غفلت از فرزندان به والدین توصیه می‌کنم این است که کودک را همان گونه که هست، بپذیرند. همچنین توجه همدلانه به نیازهای جسمی و عاطفی وی  داشته باشند و محبت خود را بی‌قید و شرط به فرزندان عرضه کنند و حتما از تماس چشمی و در آغوش گرفتن، فرزندان را محروم نکنند، چراکه تماس چشمی و در آغوش گرفتن، به فعال شدن سیستم پاداش مغز و افزایش صمیمیت و عاطفه در رابطه با فرزند منجر می‌شود.

معجزه آسپرین برای تمیز کردن لباس‌های سفید

اطمینان از سفید ماندن لباس های سفید حتی با بهترین مواد شوینده و چرخه های شستشو در ماشین های لباسشویی مدرن تقریباً غیرممکن است. خوشبختانه، قرصی به نام آسپرین می توان از معجزه سفید کنندگی آن برای لباس ها استفاده کرد.
حتی اگر از مواد شوینده‌ای استفاده می کنید که به شما اطمینان می‌دهند لباس‌های سفیدتان، سفیدتر می شوند، باز هم نمی‌توانید لکه‌های خاکستری و زیر بغل زرد را در لباس های سفید پاک کنید.
به نظر می رسد با هر شستشو، لباس های سفید کدرتر و خاکستری تر می شوند. اما چگونه می توان این روند را متوقف کرد؟ این کار خیلی ساده است؛ تنها چیزی که برای این کار نیاز دارید نوعی دارو است که احتمالاً همه در کابینت داروی خود دارند. تنها با پنج عدد قرص آسپرین ۳۲۵ میلی گرمی می توان لباس های کدر شسته شده را دوباره کاملا سفید کرد.
برای این منظور کافی است که قرص ها را در یک کاسه بزرگ یا تشت در آب داغ قرار دهید تا حل شوند. این آب آسپرین را هم بزنید تا تمام قرص ها کاملا حل شوند.برای اطمینان از حل شدن سریعتر قرص ها، می توانید قبل از قرار دادن آنها در آب، آنها را خرد کنید.
سپس، لباس‌های سفید و کدر را در یک کاسه یا تشت با آب آسپرین قرار دهید و بگذارید هشت ساعت خیس بخورد. همچنین می توانید فقط چند آسپرین به ماشین لباسشویی اضافه کنید، اما روش خیساندن بهتر جواب می دهد. بعد از اینکه لباس‌ها خیس به مدت هشت ساعت خیس خوردند بعد آنها را مانند حالت عادی در ماشین لباسشویی بشویید.
فلفل سیاه
حال اگر می خواهید بدانید که چگونه می توانید رنگ لباس های تیره و رنگی خود را بدون کدر شدن بر اثر شستشو حفظ کنید، فلفل سیاه چاره کار شماست. 
خیلی اوقات این اتفاق می افتد که لباس زیبایی خریداری کرده اید اما یک ماه پس از خرید شروع به تغییر رنگ می کند. همچنین لباس های مشکی قبل از اینکه متوجه شوید بر اثر شستشو خاکستری می شوند. اما چگونه می توان رنگ لباس های رنگی و تیره را حفظ کرد؟ خوشبختانه، یک ترفند ساده برای رفع این مشکل وجود دارد و فلفل سیاه تنها چیزی که برای این منظور نیاز دارید!
اگر مقداری فلفل سیاه به ماشین لباسشویی خود اضافه کنید، لباس های شما دوباره روشن و رنگارنگ به نظر می رسند و با این ترفند می توانید با لباس های رنگ پریده خداحافظی کنید.
برای این کار لازم است لباس های رنگی خود را در ماشین لباس شویی قرار داده و مواد شوینده معمولی خود را اضافه کنید. سپس یک قاشق چایخوری فلفل سیاه به ماشین لباس شویی اضافه کنید. لباس‌ها را در چرخه سرد بشویید. مشاهده خواهید کرد که لباس ها به رنگ اصلی خود بازخواهند گشت.
اما فلفل چگونه این کار را انجام می دهد ؟ باقی مانده مواد شوینده بر روی لباس ها باعث می شود که لباس های شما زودتر کدر و رنگ پریده شوند. فلفل به دلیل بافتی که دارد به مواد شوینده اجازه چسبیدن به لباس ها را نمی دهد . به همین دلیل است که لباس های شما به صورت رنگ پریده از ماشین لباس شویی خارج نمی شوند. بعلاوه افزودن فلفل به لباس های چرک در ماشین لباس شویی از تغییر رنگ لباس ها نیز پیشگیری می کند.               

شیشه را به‌ بدبختی ترک کردم تا آدم موفقی شوم، اما…

روزم مثل شب، سیاه و دردناک شد تا موفق شدم از دست شیشه خودم را نجات دهم و آن را ترک کنم. الان دقیقا 8 ماه و 7 روز است که پاک هستم. مواد را ترک کردم چون 34 ساله هستم و هیچ دستاوردی در زندگی ندارم. حالا بعد از ترک باید خوشحال باشم اما مشکلات روحی، فکری و ذهنی‌ام شدید شده به طوری که با هیچ فردی صحبت نمی‌کنم و دست و دلم به هیچ کاری نمی‌رود. لطفا راهنمایی‌ام کنید.
 پاسخ مشاور:
مخاطب گرامی، همین که اذعان می‌کنید بیش از 8 ماه است که شیشه را ترک کرده‌اید، خود موفقیت بسیار بزرگی است. شما موفق به انجام کاری شده‌اید که خیلی از افراد گرفتار، از انجام آن عاجزند. تا همین مرحله، دست به کار بزرگی زده‌اید و از این بابت باید خود را تحسین کنید. در ادامه چند توصیه هم به شما داریم.
 پیامدهایی که گفتید، طبیعی است
مواردی که شما در پیامک‌تان در خصوص عوارض پس از ترک مطرح کردید، جزو پیامدهای طبیعی فرایند ترک شیشه است. فرض کنید وقتی شما به یک بیماری جسمانی دچار می‌شوید، دردهای ناشی از این بیماری (مانند آمپول زدن، خوردن داروها یا شربت‌های تلخ و حتی عمل جراحی) و دوران نقاهت آن را به امید بهبودی مجدد می‌پذیرید ،
زیرا تعریفی که  از این بیماری و دوران نقاهت پس از آن دارید ، موجب می‌شود راحت‌تر با این درد و محدودیت‌های آن کنار بیایید. به نظر می‌رسد اگر شما واقع‌بینانه به فرایند ترک مواد بنگرید، سختی‌ها و مشقات این فرایند برای شما قابل تحمل‌تر می‌شود.
 نباید بیکار بمانید
یکی از عوامل مهم بی‌حوصلگی شما و مشکلات روان شناختی ذکر شده در سوال‌تان، به بیکاری ارتباط پیدا می‌کند. بیکاری حتی برای افراد کاملا سالم که درگیر فرایند ترک مواد نیستند هم بسیار آسیب‌زننده است به طوری که بیشتر این افراد همین علایمی را که شما ذکر می‌کنید (مشکلات روحی، فکری و ذهنی، گوشه‌گیری) گزارش می‌کنند. اشتغال متناسب با شرایط روان شناختی‌تان می‌تواند کمک زیادی به کنترل و توقف افکار مخرب شما بکند. علاوه بر این شما با اشتغال می‌توانید اعتماد به نفس از دست رفته خود را بازیابی کنید و گام بلندی را در مسیر موفقیت بردارید.
 فعالیت‌های جسمانی را فراموش نکنید
منظور از ورزش و فعالیت‌های جسمانی الزاما شرکت در باشگاه‌های مختلف نیست بلکه حتی یک پیاده‌روی ساده می‌تواند یکی از روش‌های مقابله‌ای موثر با محرک‌های اعتیاد باشد. فعالیت جسمانی روزانه علاوه بر کمک به شما در بازیابی سلامت جسمانی، در کاهش آلام روان شناختی تان هم می‌تواند بسیار راه‌گشا باشد.
 

چرا باید لوسیون بسازیم؟

روش های مختلفی برای تهیه لوسیون بدن در خانه وجود دارد. بیایید سعی کنیم  به جای لوسیون‌های شیمیایی خودمان لوسیون  درست کنیم. درست کردن محصولات مراقبت از پوست به صورت دست‌ساز بسیار مفید است زیرا دقیقاً می دانید چه چیزی در آن‌ها وجود دارد!
 لوسیون های خریداری شده از فروشگاه حاوی مقدار زیادی مواد مصنوعی از جمله عطر و مواد نگه دارنده است که برای پوست به خصوص پوست‌های حساس مناسب نیست.
طرز تهیه لوسیون خانگی دانه انگور برای رفع خشکی پوست
نصف فنجان کرم پایه
یک چهارم  فنجان روغن هسته انگور
یک قاشق چای خوری روغن ویتامین E
همه مواد تشکیل دهنده را در یک ظرف شیشه ای مخلوط کنید و در آن را محکم  ببندید. بعد از حمام کردن کافی است یک لایه نازک از آن را روی پوست بمالید.
طرز تهیه لوسیون خانگی آلوئه ورا برای رفع خشکی پوست
نصف فنجان ژل آلوئه ورا
۲ قاشق غذاخوری گل همیشه بهار خشک
۲ قاشق غذاخوری گل بابونه خشک
یک قاشق چای خوری برگ چای سبز
تمام مواد را درون ظرف شیشه ای نشکن بریزید. سپس ظرف را روی حرارت بگذارید و چند دقیقه حرارت دهید تا مواد کاملا با هم مخلوط شود. سپس اجازه دهید تا مواد خنک شود و بعد آن را از صافی رد  کنید و درون شیشه کرم بریزید.

چند نکته مهم در مورد شستن حوله

وقتی که کارشناسان درباره ملافه‌ها و حوله‌ها صحبت می‌کنند، ‌معمولا می‌گویند که این وسایل به‌اندازه کافی شُسته نمی‌شوند. همین نکته، این سوال را در ذهن بسیاری از افراد ایجاد کرده است که آیا قاعده سفت و سختی برای نگهداری از حوله‌ها و ملافه‌ها وجود دارد یا نه؟ البته همه ما می‌دانیم که آخرین چیزی که پس از یک دوش آب گرم به ذهن‌مان می‌رسد، رسیدگی به وضعیت حوله است، ‌اما جدی نگرفتن نظافت حوله می‌تواند مشکلات مختلفی را برای هر کدام از ما به‌وجود بیاورد.
هر چند وقت باید حوله را بشوییم؟
متخصصان می‌گویند که حوله‌های حمام باید بعد از هر ۳ یا ۴ بار استفاده، شُسته شوند. دلیلش این است که سلول‌های پوستی مُرده در حوله‌ها باقی می‌مانند و خودبه‌خود از بین نمی‌روند. بنابراین، باید به دفعات استفاده از حوله فکر کنید، نه لزوما روزهای استفاده از آن. نکته بعدی این‌که حوله‌هایی که بعد از ورزش مورد استفاده قرار می‌گیرند، ‌باید بیشتر شُسته شوند. اگر محیط خانه شما مرطوب باشد، بهتر است که حوله‌ها را در فاصله کوتاه‌تری تعویض کنید، چون رطوبت ذاتا زمینه مناسبی را برای رشد باکتری‌ها فراهم می‌کند.
دکتر فیلیپ تیرنو (میکروبیولوژیست و پاتولوژیست دانشگاه نیویورک) می‌گوید: «اگر می‌توانید حوله‌تان را کاملا خشک کنید، سه بار بیشتر از آن استفاده نکنید. متاسفانه خیس ماندن حوله‌ها درحال افزایش است. اگر بویی از حوله به مشام‌تان برسد، هر بویی که باشد، یعنی میکروب‌ها درحال رشد هستند و آن حوله باید سریعا شُسته شود. البته لازم به ترسیدن نیست، چون بیشتر میکروب‌های خانگی خطرناک و آسیب‌زا نیستند».
حوله‌ها را چطور تمیز کنیم؟
متخصصان Good Housekeeping Institute، نکات مهمی را درباره نحوه نظافت حوله‌ها و حفظ کیفیت مطلوب آن‌ها در اختیار ما گذاشته‌اند. در ادامه می‌توانید به این نکات توجه کنید:
_ حتما حوله‌ها را در حرارت بالا بشویید. دمای آب برای شُستن حوله‌ها ترجیحا باید ۶۰ درجه سانتی‌گراد باشد، اما حتما برچسب حوله را با دقت بخوانید تا از دمای نامناسب استفاده نکنید. این کار همه میکروب‌های نهفته در نقاط مختلف حوله را نابود می‌کند.
_ برای شستن حوله‌های سفید یا روشن باید از پودرهای شوینده بیولوژیکی استفاده کنید که حاوی آنزیم‌های لازم برای تجزیه پروتئین هستند. این پودرها ویژگی‌های مهم دیگری هم دارند: از بین بردن لکه‌های ناشی از نشاسته یا چربی، حاوی ترکیبات سفیدکننده و شفاف‌سازی حوله‌های سفید. برای شستن حوله‌های رنگی هم باید از شوینده‌های بیولوژیکی خاصی استفاده کنید که برای لباس‌های رنگی طراحی شده‌اند تا رنگ حوله آسیب نبیند.
_ از نرم‌کننده لباس استفاده کنید، اما نه همیشه. این کار، خاصیت جذب‌پذیری حوله‌ها را متعادل نگه می‌دارد.
_ استفاده از خشک‌کن ماشین لباس‌شویی، بهترین راه برای حفظ نرمی و لطافت حوله است. از قرار دادن حوله روی رادیاتور هم خودداری کنید، چون بافت حوله را سفت می‌کند. قبل از قرار دادن حوله در لباس‌شویی هم آن را حسابی تکان بدهید، چون این کار به حفظ لطافت حوله کمک می‌کند.

افزایش ۵۰ ساله‌هایی که ازدواج نمی‌کنند  

«۴۰۰هزار ایرانی در تجرد قطعی به‌سرمی‌برند که ۳۰۰هزار نفر از آنها زن و ۱۰۰هزار نفر هم مرد هستند. از ۲۵ میلیون خانوار ایرانی هم ۱۳درصدشان تک‌نفره‌اند، اما ۴درصد از این جمعیت، تجرد اختیاری دارند و ۹درصد دیگر امکان ازدواج ندارند.»
به گزارش همشهری آنلاین، این آماری غیررسمی است درباره کسانی که ۵۰ سالگی را رد کرده‌اند و دیگر تمایلی به ازدواج ندارند. البته خبرگزاری بیا نی نی هم اردیبهشت امسال از کاهش ثبت ازدواج در ایران خبر داده و نوشته بود: «میزان ثبت شده در فاصله سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۹، نشان می‌دهد تعداد ازدواج‌ها روندی کاهشی داشته و این رقم بیش از ۳۶درصد افت دارد.»‌ البته به تأکید برخی جامعه‌شناسان با افزوده شدن افرادی که بعد از طلاق دیگر ازدواج نمی‌کنند، آمار تجردهای قطعی به ۵ میلیون نفر هم افزایش خواهد یافت.
در این‌باره عواملی ازجمله کمال‌گرایی، افزایش استانداردهای ازدواج، فرهنگ‌های غلط و فرایندهای مهندسی نشده مانند تحصیلات عالی و اشتغال، مسائل اقتصادی و فرهنگی، تأکید بر رعایت سنت‌هایی ازجمله مهریه، جهیزیه و… مطرح می‌شود که میل به ازدواج را در جامعه ایرانی کاهش داده است؛ هر چند که ارقام اعلام شده را برخی جامعه‌شناسان تأیید نمی‌کنند و می‌گویند طی دهه‌های اخیر آمار تجرد افراد بالای ۵۰ سال تغییر چندانی نداشته، درباره آقایان همچنان ۲ درصد است و درباره زنان با کمی افزایش به ۴ درصد رسیده، اما بیان این آمارها به جای تمرکز بر اصلاح زیرساخت‌ها و ترویج ازدواج آسان، آسیب عادی‌انگاری را به همراه خواهد داشت.
فردیت افراطی و تجرد قطعی
«طبق آماری که در اختیار داریم افرادی که در تجرد قطعی به‌سرمی‌برند به ۴۰۰هزار نفر رسیده‌اند؛ ۳۰۰ هزار زن و ۱۰۰ هزار مرد.»‌ صالح قاسمی، پژوهشگر حوزه جمعیت با بیان این مطلب درباره افزایش تمایل افراد به مجرد ماندن می‌گوید:‌ «در دهه ۶۰ و ۷۰، ایران با بحران مضیقه ازدواج روبه‌رو شد. دلیل آن هم این بود که تعداد مردهایی که در سن مقابل خانم‌ها برای ازدواج وجود داشت، کم شد و این امر فرصت ازدواج را از خانم‌ها سلب کرد، اما امروز در کشور با بحران مضیقه ازدواج روبه‌رو نیستیم.»‌
او کمال‌گرایی را یکی از عوامل مجرد ماندن افراد عنوان می‌کند و ادامه می‌دهد:‌ «برخی فرهنگ‌های غلط و فرایندهای مهندسی نشده مانند تحصیلات عالی و اشتغال معمولاً میل زنان به ازدواج را کم می‌کند و استانداردها و سطح توقع آنها را در مقوله ازدواج بالا می‌برد. البته تجرد قطعی علاوه بر ریشه‌های جمعیت‌شناختی یعنی ایجاد تعادل در تعداد فرزندان دختر و پسر، ریشه‌های فرهنگی نیز دارد؛ یعنی به‌دلیل فرهنگسازی‌های نادرست که استانداردهای ازدواج را افزایش می‌دهد، افراد در فرصت مناسب ازدواج نمی‌کنند و در معرض تجرد قطعی قرار می‌گیرند.»
این پژوهشگر به تفاوت تجرد قطعی با تجرد اختیاری اشاره می‌کند و می‌گوید: «تجرد اختیاری یعنی افرادی که با اختیار خود تصمیم به ازدواج ندارند و قصد دارند مجرد زندگی کنند. هم‌اکنون در ایران ۲۵میلیون خانوار داریم که براساس داده‌ها نزدیک به ۱۳درصد آنها تک‌نفره هستند؛ یعنی خانواده‌هایی که تعداد اعضای آنها به‌دلیل هرگز ازدواج نکردن، طلاق یا فوت همسر، یک‌نفره باقی مانده است. از این ۱۳درصد، ۴درصد کسانی هستند که تجرد اختیاری دارند، اما ۹درصد باقیمانده کسانی هستند که تمایل به ازدواج دارند، اما امکان ازدواج برای آنها وجود ندارد.»
او تأکید می‌کند: «در مجموع اگر نگاه کنیم، تعداد جوانانی که در سنین متعارف ازدواج، تصمیم اختیاری برای تجرد می‌گیرند، زیاد نیست و حتی بیش از ۲ درصد از کل خانوار را تشکیل نمی‌دهد. طبق آمار، این افراد حداکثر ۲۵۰ تا ۳۰۰هزار نفر می‌شوند که این تعداد در مقابل سایر گروه‌ها آمار چشمگیری نیست.»
قاسمی به اهمیت مسائل فرهنگی و فردیت افراطی بر تجرد قطعی هم تأکید می‌کند و ادامه می‌دهد: «در راه‌حل برای کاهش آمار تجرد قطعی، مسائل اقتصادی و فرهنگی دخیل هستند؛ چه بسا که نگرش‌های فرهنگی و سبک زندگی، تأثیرگذارتر از مسائل اقتصادی است. انسان براساس روح حاکمی که در دنیا شکل گرفته متمایل بر فردیت و فردگرایی افراطی شده و همه‌چیز را در منیت می‌بیند، در قانون جوانی جمعیت، راهکارهای اقتصادی وجود دارد که تا حدودی اجرا شده، اما در کنار آن باید در پیوست‌های رسانه‌ای و فرهنگی تلاش کنیم تا اصالت و اهمیت خانواده و تشکیل خانواده در ایران پا بر جا بماند.»‌
جمعیت چندمیلیونی مجردهای قطعی
البته به تأکید فعالان حوزه اجتماعی، با افزایش جمعیت زنان و مردانی که طلاق گرفته و تمایلی به ازدواج دوباره ندارند، آمار جمعیت مجردهای قطعی کشور به بیش از ۵ میلیون نفر هم می‌رسد. امیرمحمود حریرچی، آسیب‌شناس اجتماعی و عضو هیأت علمی دانشگاه علامه‌طباطبایی در این‌باره می‌گوید: «اگر سن دختران و پسران از ۳۵ سال بگذرد و تا این سن ازدواج نکرده باشند، با توجه به اینکه احتمال ازدواج‌شان پایین می‌آید، احتمال اینکه مجرد باقی بمانند هم بسیار زیاد است و تجرد قطعی خواهند داشت.» حریرچی درباره آمار تجرد زنان هم می‌گوید:‌ «حدود ۳۶درصد از جمعیت زنان را طیف سنی ۱۵تا ۳۴ سال تشکیل می‌دهند که هنوز ازدواج نکرده‌اند. همچنین حدود ۲.۳درصد از زنان بالای ۴۵ سال در گروه تجرد قطعی قرار دارند. باید به آمار تجرد قطعی در کشور، زنان و مردانی را هم که طلاق گرفته‌اند و دوباره ازدواج نکرده‌اند اضافه کنیم. در این صورت آمار مجردان قطعی به بیش از ۵میلیون نفر خواهد رسید و حتما از سال ۹۹ تا به امروز به‌ تعداد جوانانی که تجرد قطعی داشته و خانواده مستقلی ندارند، اضافه شده است.»
اصلاح زیرساخت‌ها ضروری‌تر از بیان آمار
اما افزایش تجردهای قطعی و بیان این آمارهای چند صد هزار و چند میلیون نفری را شهلا کاظمی‌پور، جمعیت‌شناس و استاد دانشگاه تهران تأیید نمی‌کند. او می‌گوید: «به‌نظر نمی‌رسد که تغییر چندانی در کاهش آمار ازدواج در ایران وجود داشته باشد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که هم‌اکنون حدود ۲ درصد از مردان و ۴ درصد از زنان در رنج سنی ۴۹ تا ۵۰ سال مجرد باقی مانده‌اند. آمار ازدواج مردان طی دهه‌های اخیر روی همین ۲ درصد باقی مانده و تنها همین بخش از جمعیت   به دلایل مختلف تمایلی به ازدواج نداشته‌اند، اما درباره زنان با کمی افزایش به ۴ درصد رسیده است.»‌
به‌گفته کاظمی‌پور، درباره زنان بحث تأخیر در ازدواج وجود دارد و نفی ازدواج به‌معنای تجرد قطعی مطرح نیست: «یک رویکرد متفاوت در زنان رخ داده که آنها ازدواج را به بعد از دوران تحصیل و داشتن یک شغل مناسب موکول می‌کنند، اما توجهی ندارند که چنین رویکردی می‌تواند آسیب‌هایی هم داشته باشد؛ ازجمله اینکه شانس ازدواج را به‌شدت کاهش دهد.» او در پاسخ به این سؤال که چرا میل به ازدواج در گروه‌های سنی مختلف به‌ویژه متولدان دهه‌های ۶۰ و ۷۰ کاهش پیدا کرده، می‌گوید: «این دو گروه‌ سنی هنوز به ۵۰ سال نرسیده‌اند و شاید تا آن زمان ازدواج برایشان محقق شود؛ بنابراین تجرد قطعی درباره آنها مطرح نیست. البته درباره دهه شصتی‌ها شانس ازدواج کاهش پیدا کرده است. جوانان ما امروز با وجود اینکه تصورات غربی در روابط دارند، اما سنت‌ها را هم رها نکرده‌ و انتظارشان این است که جهیزیه و مهریه بالا هم داشته باشند.»
این جمعیت‌شناس، مشکلات اقتصادی را دلیل اصلی تأخیر در ازدواج نمی‌داند و تأکید می‌کند: «اینطور عنوان می‌شود که دختران بدون تمکن مالی از قافله ازدواج عقب مانده‌اند، اما آمارها نشان می‌دهد که دختران شاغل هم هنوز مجردند؛ بنابراین صرف اینکه کاهش میل به ازدواج را به مسائل اقتصادی ربط دهیم، صحیح نیست و تغییر در تفکرات و فرهنگ‌ خانواده‌ها هم بر این مسئله اثر گذاشته است.» این استاد دانشگاه درباره آسیب‌های تجرد قطعی هم می‌گوید:‌ «در وهله اول جدی‌ترین آسیب برای خود فرد است.
ذات انسان دوستدار تشکیل خانواده است و درصورتی که محقق نشود، می‌تواند مشکلات روحی و روانی برای او به‌وجود آورد. بر فرض اینکه از نظر اقتصادی هم مشکلی نداشته باشند، اما در محیط اجتماعی و در سنین بالا تنها خواهند ماند که خود عامل مشکلات روانی و اجتماعی است. برخی از جامعه زنان ایران به‌دنبال این هستند که بعد از ارتقای موقعیت اجتماعی، ازدواج کنند، اما در حقیقت نوعی فرصت‌سوزی درباره خودشان رقم می‌زنند.» کاظمی‌پور معتقد است اعلام این آمارها درباره تجردهای قطعی نه‌تنها منجر به اصلاح ساختار نمی‌شود، بلکه می‌تواند عادی‌انگاری‌هایی را هم رقم بزند و منجر به تأسی دیگر افراد شود:‌ «در اعلام چنین اعدادی علاوه بر کسانی که به ۵۰ سالگی رسیده‌اند، افراد مطلقه و همسر فوت شده هم که در سنین بارداری هستند، گنجانده می‌شوند و آمارها را افزایش می‌دهند، اما بهتر است به جای اعلام این آمارها به فکر اصلاح زیرساخت‌ها باشیم و البته گسترش فرهنگ ازدواج آسان.»

همسرم با مریض شدن بچه، زندگی مان را مختل می کند!

شش سال از زندگی مشترک مان می گذرد و از همسرم خیلی راضی هستم. فقط زمان هایی که بچه سه ساله مان مریض است، خیلی استرسی و کلاً زندگی مان مختل می شود. واقعاً بی حوصله می شود و امید به زندگی اش به صفر می رسد. چطور این نگرش او را تغییر دهم؟ این بیماری ها معمولاً یا سرماخوردگی است یا یک ویروس. با خوب شدن بچه هم مثل قبل دوباره با نشاط می شود.
 پاسخ مشاور:
با سلام خدمت شما مخاطب گرامی؛ ابتدا باید بگوییم نگرانی مادر در برخی موارد طبیعی تلقی می شود اما در مواردی که مادر به صورت اغراق شده دچار ترس و اضطراب است یعنی به طور مثال وقتی دوست ندارد کوچک ترین مشکلی برای فرزندش به وجود بیاید، این موضوع طبیعی نیست.
   رفتارهای همسرتان وسواسی است
این نوع از مادران در واقع همان افرادی هستند که در آینده هم اجازه نمی دهند فرزندشان به مهد کودک برود زیرا می ترسند مریض شود یا بلایی سرش بیاید. در واقع مریضی بهانه است و دور شدن از کودک حتی با فاصله اندک، آن ها را بسیار نگران می کند. معمولا این گونه مادران حاضر نیستند بپذیرند رفتارشان کمی وسواسی و نگرانی بی حدشان مشکل ساز است و مدام توجیهی برای تبرئه کردن خود دارند و همیشه در یک حالت ناامنی و ترس به سر می برند. همان طور که در پیام تان به این مطلب اشاره کردید، زمانی این گونه مادران احساس آرامش و امنیت می کنند که با تمام وجود و هوش و حواس مراقب فرزندشان باشند. احتمالا منشأ این نوع نگرانی اغراق آمیز پیش از تولد فرزند در وجود همسرتان بوده و امروز خود را به این صورت نشان می دهد. در ادامه به شما مخاطب گرامی راه هایی را برای غلبه بر نگرانی، اضطراب و حس مالکیتی که این گونه در همسرتان شکل گرفته است، پیشنهاد می کنیم.
   نگرانی های همسرتان را ریشه یابی کنید
با کمک یک روان شناس متخصص و در میان گذاشتن این موضوع با وی، نگرانی های همسرتان را ریشه یابی کنید و با دریافت آموزش های لازم هیجاناتش را تحت کنترل درآورید و بر نگرانی و اضطراب همسرتان به راحتی غلبه کنید چون در واقع این هیجانات منفی ناخواسته به فرزندتان هم منتقل خواهد شد.
   افکار منفی را از ذهن همسرتان دور کنید
به خاطر داشته باشید حمایت کننده اصلی در این راه خود شما هستید. سعی کنید راه های غلبه بر استرس را بیاموزید و با تکرار و تمرین افکار منفی را از ذهن همسرتان دور کنید. همچنین نگرش او را درباره حمایت و نگهداری از فرزند عوض کنید. بهترین راه آن است که با لحن آرام و باتوجه به شرایط و روحیات همسرتان راه درست را به او توصیه کنید.
   موقعیت های تنش زا را بشناسید
نظم و سازمان دهی یک مهارت حیاتی در هر کاری است. منظم و با برنامه بودن کمک بزرگی به همسرتان خواهدکرد که در شرایط تنش زا دچار استرس نشود و زندگی خود را مختل نکند. پیشنهاد می شود با کمک همدیگر برنامه ای را شامل پیش بینی موقعیت های تنش زا، فهرست کردن نیازها و هر کار دیگری که قبل از شروع باید برای آن اولویت بندی و نیازسنجی کرد، تهیه و استرس همسرتان را به این صورت کنترل کنید. کارهای روزمره منزل را برای او بنویسید و زمان بندی کنید و خودتان هم به او کمک کنید. مطمئن باشید برنامه ریزی و سازمان دهی در زندگی کار پیچیده ای نیست و به راحتی می توان همه کارها را اولویت بندی و مدیریت کرد تا در هر موقعیت تنش زا دچار استرس شدید نشود.
   بیشتر مراقب همسرتان باشید
اگر همسر شما از نظر روحی و جسمی در بهترین وضعیت ممکن نباشد طبیعتاً تنش ها به راحتی در او تاثیر می گذارد. به او کمک کنید بیشتر از آن که به مراقبت از کودک خود حساس است، درباره سلامتی خود حساس باشد چون این گونه نمی تواند بهترین مادر برای فرزند خود باشد. برای دور شدن از استرس های جسمی و روحی باید خواب کامل، تغذیه مناسب و حتی ساعاتی را برای خلوت خود داشته باشد. به او کمک کنید به خودش اهمیت دهد. این کار به کاهش استرس و ریلکس شدنش کمک بزرگی خواهد کرد.

نویسنده : بنفشه دولت آبادی | روان درمانگر و مشاور خانواده
 

این 10 نشانه می گوید هنوز برای ازدواج تان زود است!

 ازدواج یکی از بزرگترین تعهدات در زندگی هر دختر و پسری است. در این مطلب علامت‌هایی را می‌گوییم که نشان می‌دهند شما هنوز آماده‌ی ازدواج کردن نشده‌اید.
طبیعی است که با تصور اینکه قرار است باقی عمرتان را با یک نفر دیگر سپری کنید، کمی مضطرب شوید و حتی بترسید، اما این احساسات در چه حدی نشاندهنده‌ی چیزی فراتر از اینها هستند؟ 
  از ازدواج کردن وحشت دارید:
اگر فکر اینکه بقیه زندگی‌تان، یا دست کم 10 تا 20 سال آینده را با تنها یا یک نفر دیگر شریک شوید، شما را پر از احساس ترس و وحشت می‌کند پس هنوز آمادگی ازدواج کردن را ندارید.
 از طرف مقابل‌ خوش‌تان می‌آید اما عاشقش نیستید:
اگر قرار است با کسی ازدواج کنید تنها به این دلیل که فکر می‌کنید همسر خوبی برای‌ شما و مادر یا پدر خوبی برای فرزندتان خواهد بود، اما عاشقش نیستید و واقعاً او را دوست ندارید، پس باید به طور جدی تجدید نظر کنید تا ببینید آیا واقعاً آماده‌ی ازدواج، مخصوصاً با این فرد هستید.
 چیزهایی را از همدیگر پنهان می‌کنید:
یکی از علامت‌هایی که نشان می‌دهد هنوز آمادگی ازدواج کردن را ندارید این است که رازهایی دارید که از طرف مقابل‌تان پنهان می‌کنید. این رازها می‌تواند شامل این باشد که با چه کسی بیشتر وقت می‌گذرانید، وضعیت مالی‌تان چطور است یا گهگاه مواد مصرف می‌کنید؟
  فکر می‌کنید طلاق، چیز بدی نیست:
اگر با این نگرش در حال ازدواج کردن هستید که اگر اوضاع خوب نبود، مسئله‌ای نیست، طلاق می‌گیریم؛ پس این علامت خوبی نیست، یعنی شما هنوز برای متعهد شدن و قبول مسئولیت آماده نیستید.
  باورها و عقاید شما هیچ تناسبی با هم ندارند:
اگر در باورها و عقایدتان، تفاوت‌های اساسی با هم دارید، زندگی مشترک‌تان با دردسرهایی روبرو خواهد شد که احتمالاً به راحتی نخواهید توانست آنها را رفع کنید. یک نمونه‌ی بارز می‌تواند تفاوت در شیوه‌ی تربیت و پرورش بچه‌ها باشد.
 تنها برای مدت کوتاهی است که طرف مقابل‌تان را می‌شناسید:
اگر مدت کوتاهی که با طرف مقابل‌تان آشنا شده‌اید، پس هنوز آماده نیستید که تصمیم جدی برای ازدواج بگیرید و فرقی هم نمی‌کند چند سال دارید. برای شناختی نسبتاً دقیق از همدیگر و گرفتن تصمیم قطعی برای ازدواج، باید زمان بیشتری را صرف نمایید.
به طور مکرر در مورد موضوعاتی خاص با هم مشاجره می‌کنید:
اگر هنوز نتوانسته‌اید در مورد موضوعاتی که بین شما به بحث کشیده می‌شوند، جوری به توافق برسید که هر دوی شما راضی باشید و احساس کنید طرف مقابل درک‌تان کرده و مسئله برطرف شده باشد، پس به احتمال زیاد آماده‌ی ازدواج کردن نیستید. اتفاقاً فرصت خوبی است که بسنجید آیا می‌توانید بین خودتان یا با کمکی از بیرون، مشکلات خود را حل کنید یا نه؟ به هر حال مهارت حل مسئله، مهارتی بسیار مهم و ضروری در زندگی مشترک است.
 به خاطر احساس گناه، ترس یا خشنود کردن یک نفر دیگر ازدواج می‌کنید:
ممکن است به خاطر فرار از احساس گناه یا اینکه نمی‌خواهید احساسات یک نفر دیگر را جریحه دار کنید یا زیر قول‌تان بزنید، تن به ازدواج بدهید. گاهی زن یا مرد ازدواج می‌کنند، چون به اشتباه فکر می‌کنند این، تنها فرصت دوست داشتن است یا عشق و علاقه‌ای که هم اکنون دارند، بهترین عشق‌شان است. ازدواج کردن به منظور راضی و خشنود کردن هر کس دیگری غیر از خودتان، کاری کاملاً غیرعاقلانه و نادرست است.
  شما در واقع عاشق کسی هستید که فکر می‌کنید طرف مقابل‌تان خواهد شد، نه آن کسی که الان هست:
اگر امیدوارید که بعد از ازدواج چیزهایی در طرف مقابل‌تان تغییر کند، پس آماده‌ ازدواج با او نیستید. مثلاً ممکن است فکر کنید بعد از ازدواج نظر نامزدتان در مورد بچه دار شدن تغییر کند و دیگر از بچه دار شدن فراری نباشد؛ یا شاید هم فکر کنید بعد از ازدواج، دیگر مواد مصرف نخواهد کرد. واقعیت این است که آدم‌ها ندرتاً تغییر می‌کنند و این خیالات که ازدواج کردن، فرد مورد علاقه‌تان را تغییر می‌دهد، معمولاً علامت این است که آمادگی ازدواج کردن را ندارید.
  تعهدات ازدواج و زندگی مشترک را قبول ندارید، اما در این مورد به طرف مقابل‌تان چیزی نگفته‌اید:
اگر خواهان زندگی مشترک بدون اصول و تعهدات هستید، پس چرا می‌خواهید ازدواج کنید؟ اگر واقعاً به روابط آزاد و بدون قید و شرط عقیده دارید بهتر است زندگی مجردی را انتخاب کنید. قبل از هر گونه اقدامی حتماً در این مورد با طرف مقابل‌تان مفصلاً صحبت کرده و همه‌ی عقایدتان را رو کنید.

ادامه تاریخ‌سازی‌های فراپارت این بار در قطر

استفانی فراپارت، داور ۳۹ ساله فرانسوی به عنوان داور بازی روز پنجشنبه کاستاریکا – آلمان انتخاب شد تا برای اولین بار در تاریخ ۹۲ ساله جام جهانی، یک داور زن یکی از بازی‌های این جام را قضاوت کند.
نوئزا باک 🇧🇷 و کارن دیاز 🇲🇽، دو کمک داور این مسابقه هستند تا به این ترتیب زنان، کادر ۳ نفره داوری بازی حساس ورزشگاه البیت را تشکیل داده باشند.