تیم ملی هندبال زنان ایران در آخرین دیدار مرحله گروهی مسابقات قهرمانی آسیا برابر کره جنوبی واگذار کرد.
تیم هندبال سنگ آهن بافق که به نمایندگی از تیم ملی زنان ایران در رقابتهای قهرمانی آسیا حضور یافته در چهارمین دیدار خود در این مسابقات مقابل کره جنوبی قدرت بلامنازع هندبال آسیا با نتیجه ۴۱ بر ۱۱ تن به شکست داد.
شاگردان غلامعلی اکبر آبادی نیمه نخست این دیدار را با نتیجه ۱۹ بر ۵ به سود تیم کره جنوبی به پایان رسید.
البته این شکست در حضور بزنان ایران در مرحله نیمه نهایی مسابقات قهرمانی آسیا تاثیری نداشت و تیم سنگ آهن بافق که به نمایندگی از تیم ملی زنان ایران در رقابتهای قهرمانی آسیا حضور یافته در میان چهار تیم برتر آسیا حضور یافت و سهمیه مسابقات قهرمانی جهان را کسب کرد.
زنان هندبالیست ایران در نخستین دیدار خود نیز موفق شده بودند هند را با نتیجه ۴۳ بر ۳۵ شکست دهند، در دیدار دوم خود مقابل ازبکستان با نتیجه ۳۵ بر ۳۲ به پیروزی رسیدند و در سومین دیدار مقابل استرالیا نیز با نتیجه ۴۳ بر ۱۵ پیروز شدند و برای دومین بار سهمیه حضور در کسابقات قهرمانی آسیا را کسب کردند.
هندبالیستهای ایران در مرحله نیمه نهایی روز جمعه ۱۱ آذر ماه ساعت ۱۳:۳۰ به وقت تهران به مصاف تیم ژاپن خواهند رفت.
دیگر دیدار نیمه نهایی مسابقات قهرمانی آسیا میان دو تیم کره جنوبی و چین برگزار خواهد شد.
مینا وطنپرست، هانیه لک، فاطمه مریخ، ملیحه یغماییپور، نوریه عباسی، عطیه شهسواری، مبینا حسننژاد، الناز یحیویپور، راحله اعتمادی پور، محدثه شبانی، مائده عشاقی، حدیثه نوروزی، حانیه کریمی، آرزو کیانی آرا، شهرزاد نصوحی، زهرا فقیهی، ستاره رحمانیان، الناز قاسمی و آرزو محمدی ۱۹ بازیکن تیم سنگ آهن بافق ایران در این مسابقات هستند.
خدیجه قانع و مریم فخری به عنوان مربی، غلامعلی اکبرآبادی به عنوان مدیر فنی، محبوبه دهقان به عنوان سرپرست و اکرم حبیبلو به عنوان فیزیوتراپ در مسابقات قهرمانی آسیا همراهی میکنند.
تیم هندبال باشگاه فرهنگی ورزشی سنگ آهن بافق یزد به نمایندگی از تیم ملی ایران در رقابتهای قهرمانی آسیا حضور یافته است.
در پایان مرحله گروهی رقابتهای هندبال قهرمانی آسیا در گروه A تیمهای کرهجنوبی، ایران، هند، ازبکستان و استرالیا به ترتیب او تا پنجم شدند و در گروه B نیز تیمهای ژاپن، چین، قزاقستان، تایلند و هنگکنگ به ترتیب در جایگاههای اول تا پنجم قرار گرفتند.
دو تیم اول هر گروه راهی مرحله نیمهنهایی مسابقات شدند و بر همین اساس، تیمهای ایران و ژاپن رو در روی یکدیگر قرار خواهند گرفت و در دیگر دیدار نیز کرهجنوبی و چین با هم دیدار میکنند.
شایع ترین علل اختلاف و درگیری بین زوجین
اختلاف و درگیری بین زوجین اغلب به دلیل چیزهای کوچک و بی ارزش شروع می شود ولی میتواند مشکلات بزرگتری را به دنبال داشته باشد. زوجینی در این میان موفق هستند که دعوایشان را به سمت سازنده بودن پیش ببرند و به علت ناراحتی بیندیشند و متوجه شوند کدام کارها باعث ایجاد ناراحی همسرشان شده یا ریشه واقعی شکایت او در چیست.
در این گونه موارد میتواند گفت که دعوا یکی از بهترین ابزارها برای بهبود اشکالات موجود در رابطه و حفظ استحکام رابطه محسوب می شود.
دعوا بین زوجین نشان دهنده مکانیسم دفاعی ناخودآگاه شماست و نشان میدهد به چه چیزی اهمیت می دهید یا چه چیزی را واقعا می خواهید.
اگر هر دو نفر شما بتوانید از دعواهای پیش آمده برای بهبود رابطه استفاده کنید و ضعف ها و نقایص خودتان را برطرف کنید ، زندگیتان رو به بهبود خواهد رفت و به مرور دعواهای کمتری بینتان ایجاد خواهد شد و به نوعی سازگاری و درک متقابل خواهید رسید.
در ادامه مقاله درباره شایع ترین علل اختلاف و درگیری بین زوجین با هم صحبت میکنیم:
شایع ترین علل اختلاف و دیگری بین زوجین
اگر بحث و دعوایی بین شما در گرفت برای این که مانع از فرو رفتن طرف مقابل در لاک دفاعی شوید از کلمات همیشه و هرگز در جملاتتان استفاده نکنید. شما ناراحتی خودتان را باید درباره یک موضوع خاص بیان کنید نه این که به کل شخصیت و رفتار همسرتان توهین کنید. این نوع گفتمان اغلب به خاطر احساس درماندگی در مورد نیازها یا توجه به درخواست های شما ایجاد می شود.
متهم کردن یکدیگر به دروغگویی
دعواهایی که به دلی دروغ یا فریب ایجاد می شود تبدیل به مشکلات بزرگتری خواهد شد. زوجینی که باخودشان فکر میکند برای گفتن حرفشان باید صبر کنند تا طرف مقابل حالش خوب شود یا فقط بخشی از واقعیت را به او می گویند احساس اعتماد شریک زندگیشان را از بین می برند.
بهترین زوجین آنهایی هستید که همه چیز را هم می گویند و جای خالی باقی نمی گذارند.
اگردر دعوای شما صحبت از دروغ های کوچک و بزرگ به میان آمده است نباید آن را پشت گوش بیندازید تا تبدیل به مشکلات بزرگتر و غیر قابل حل شود و تاثیر ماندگاری بر زندگی شما بگذارد. شما باید با ادعای همسرتان روبرو شوید و پاسخ صادقانه ای به او بدهید و دست از پنهان کاری بردارید.
تشبیه شریک زندگی به والدین
همه ما شباهت هایی با والدینمان دارید که میتواند تبدیل به موضوعی حساس شود زمانی که هنگام دعوا به شباهت های شریکتان با والدینش اشاره میکند معمولا در جهت کوبیدن او استفاده می شود نه تعریف و تمجید از او. این کار شما باعث می شود همسرتان به جای گوش دادن وارد فاز حمله شود و دعوایتان مخرب تر و سخت تر شود و بی نتیجه به اتمام برسد به جای این که او را با تشابه به والدینش سرزنش کنید ، از او یا خودتان بپرسید مشکل واقعی چیست و درباره حل مشکلتان صحبت کنید تا ناراحتی دوباره در این مورد بینتان ایجاد نشود.
دعوا مقابل دیگران
یکی از مخرب ترین رفتارهای زوجین این است که در مقابل دیگران احترام هم را حفظ نکنند ، یکدیگر را تحقیر کنند یا حتی وارد درگیری های کلامی با هم شوند. مشکلات بین زوجین باید بین خودشان حل شود و ورود هر یک نفر بیشتر باعث مخرب تر شدن مشکلات خواهد شد.
دخالت والدین
یکی از مخرب ترین رفتارهای والدین بعد از ازدواج فرزندانشان این است که به استقلال زندگی انها احترام نمی گذارند و میخواهند در تصمیم گیری های شخصی انها دخالت کنند یا آن ها را نصیحت نمایند. برخی از زوجین هم شخصیت وابسته ای دارند و قبل از هر تصمیمی با والدین خود تماس می گیرند و بدون مشورت آنها کاری نمی کنند.
به عقیده متخصصین ، این رفتار نشان دهنده عدم بلوغ فرد است. زوجینن باید بدانند که زندگیشان حریم شخصی آنها محسب می شود و باید استقلال فکری خود را حفظ کنند و تصمیم گیری های خود را بدون دخالت والدین به سرانجام برسانید مگر در مواقع خاص که میدانید در تخصص یکی از آنها است و بعد از مشورت با همسرتان برای تصمیم گیری بهتر میتوانید از راهنمایی فرد استفاده کنید.
محکوم کردن یکدیگر
یکی از تله هایی که زوجین را به سمت اختلافات و دعوای بیشتر سوق می دهد ، محکوم کردن یکدیگر است . اگر به خاطر خراب شدن تعطیلات یا دیر رسیدن به مهمانی شام یکدیگر را سرزنش میکنید احتمالا در این تله گرفتار شده اید. زن و شوهر همیشه باید در یک تیم باشند و نسبت به هم مسئولیت پذیر باشند نه این که در مقابل هم قرار بگیرند و یکدیگر را محکوم کنند.
اگر توقع دارید شریک زندگی شما همواره شما را خوشحال کند یعنی باروهای غلط و توقع بیجا دارید. به جای این که هنگام بروز مشکل یکدیگر را مقصر بدانید و با هم بحث کنید به این فکر کنید که از چه موضوعی ناراحتید و چه اشتباهی رخ داده است و چطور میتوانید شرایط فعلی را بهبود دهید و برای پیشگیری از تکرار آن در آینده چاره ای بیندیشید.
اگر زمانی که شریک زندگیتان اشتباهی انجام میدهد ، به سرعت به او می گویید ، من به تو گفته بودم … یعنی در حال محکوم کردن او هستید. سرزنش کردن شما فقط موانع بیشتری در رابطه شما ایجاد می کند پس طعنه زدن را کنار بگذارید و یک گفتگوی محترمانه و صادقانه را در پیش بگیرید.
یکی از علل اختلاف و درگیری بین زوجین محکوم کردن یکدیگر است
دعوا بر سر امور روزمره
یکی از عوامل تشدید درگیری بین زوجین همین امور روزمره است مثلا شاید ناراحتید که شریک زندگیتان هیچوقت ظرفها را نمی شوید یا سرویس بهداشتی را تمیز نمی کند. شاید مشکلتان فشار کارهای روزمره باشد یا شاید عدم قدردانی شریک زندگیتان ، این درگیری ها معمولا راهی برای به دست گرفتن کنترل و قدرت و تسلط در رابطه است.
اگر فشار کارهای روزمره برایتان زیاد است تقسیم کار کنید و اگر نیاز به احساس ارزشمند بودن دارید در این مورد با شریک زندگیتان صحبت کنید.
درگیری های مالی
درگیری های مالی از طرق مختلف میتواند به ازدواج شما ضربه بزند به خصوص اگر یکی از زوجین پرخرج و تجملاتی باشد و دیگری صرفه جو ، یا این که با کمبود درآمد مواجه باشید که فشار دائمی بر رابطه تان وارد میکند.
احساس ناامنی مالی میتواند باعث بروز درگیری بین زوجین شود.
داشتن منابع مالی کافی به افراد احساس رفاه و امنیت می دهد به همین دلیل هر گونه احساس کمبود مالی میتواند باعث از بین رفتن احساس امنیت شده و منجر به بروز دعواهایی عمیق در زوجین شود.
نیاز جنسی متفاوت
نیاز جنسی متفاوت و احساس کمبود یکی از زوجین در این زمینه میتواند زمینه ساز دعواهای زیادی در زندگی شود که به ظاهر هیچ ربطی به رابطه جنسی ندارند.
ولی اخلاف در نیاز جنسی و سرکوب شدن این نیاز در یکی از زوجین باعث تضعیف اعتماد به نفس در هر دو نفر خواهد شد به خصوص اگر یکی از زوجین رابطه جنسی را به زمانی که باید در آغوش گرفته شود و احساس محبت کند مرتبط بداند و این محبت را در طور روز و خارج از رابطه جنسی دریافت نکند و سعی کند نیازش را به درآغوش کشیده شدن و محبت جسمی در قالب رابطه جنسی برآورده کند.
انتظارات غیر واقعی
گاهی اوقات زوجین در دنیای فانتزی خود سیر می کنند و هر بی توجهی را به عدم علقه طرف مقابل نسبت می دهند مثلا با خودشان می گویند اگر واقعا مرا دوست داشت می دانست چه هدیه ای برایم بخرد یا مرا به یک رستوران مناسب می برد. اگر توقع دارید شریک زندگیتان ذهن شما را بخواند یعنی دچار انتظارات غیر واقعی شده اید.
اگر به چیزی نیاز دارید یا به چیزی علاقه دارید باید به شریک رابطه تان بگویید و به او اجازه دهید تا خواسته ها و آرزوهای شما را بداند و متوجه شود چه چیزی شما را خوشحال میکند تا بتواند در جهت آنها گام بردارید.
شیوه انتقاد نادرست
مسلما برخی از رفتار شریک زندگیتان باعث ناراحتی و عصبانیت شما می شود ولی شیوه ای که برای انتقاد و بیان ناراحتی تان استفاده میکنید اهمیت بسیار زیادی در تکرار یا عدم تکرار این رفتار خواهد داشت.
شاید توقع دارید همسرتان همان طور که در مقابل دیگران محترم و فوق العاده رفتار میکند در مقابل شما هم چنین رفتاری داشته باشید بنابراین باید بازخورد رفتار او را بیان کنید و احساستان را در این مورد به اطلاع او برسانید تا دوباره رفتارش باعث رنجش شما نشود.
مسئله اصلی که شما را رنج می دهد و ریشه دیگر مشکلات است را پیدا کنید و سپس صادقانه در مورد احساسات خودتان بدون این که همسرتان را متهم کنید ، با هم حرف بزنی و از او بخواهید رفتاری که باعث ناراحتی شما می شود را انجام ندهد.
ترجیح تلویزیون و فضای مجازی به همسر
یکی از اعتیادهای عصر مدرن اعتیاد به فضای مجازی است ، قبلا سرگرم شدن با تلویزون باعث عدم توجه زوجین به هم می شد ولی حالا فضای مجازی جای تلویزیون را گرفته است. اگر بیشتر زمان کنار هم بودنتان را سرگرم تلویزیون یا فضای مجازی شوید و همسرتان احساس بی توجهی یا کم اهمیت بودن داشته باشد ، رابطه شما رو به سردی می رود.
به عقیده متخصصان حواس پرتی یا سرگرم شدن با تکنولوژی نشان میدهد که در حال اجتناب از همسرتان هستید ، به همین علت به زوجین توصیه می کنند که برای مدتی بدون تکنولوژی با هم صحبت کنند تا مسئله ای که در حال اجتناب از آن هستند شناسایی و رفع شود.
روش های پاک کردن لکه رنگ مو از روی پوست
رنگ کردن مو یکی از جذاب ترین کارهای زیبایی است که می تواند چهره را جذاب تر و زیباتر کند.رنگ کردن مو اگرچه یک هنر تخصصی است اما بسیاری از خانم ها این کار را در خانه نیز انجام می دهند. گاهی عدم توجه به برخی نکات در رنگ کردن موها و استفاده نکردن از دستکش سبب می شود، رنگ مو به پوست صورت و دست ها مالیده شود و پوست را رنگی نماید. در این بخش چندین راه ارزان و بدون زحمت را برایتان توضیح خواهیم داد تا بتوانید رنگ مو را از روی پوست دست و صورت به راحتی و خیلی سریع پاک کنید.
چگونه رنگ مو را از روی پوست صورت پاک کنیم؟
برای پاک کردن سریع رنگ از روی پوست صورت به روش های زیر عمل کنید:
صابون مایع
برای پاک کردن سریع رنگ از روی پوست صورت و دست، مقداری صابون مایع را با آب مخلوط نمایید، سپس کف حاصل از آن را بر روی پوستتان بمالید و به آرامی ماساژ دهید. اگر مدت زیادی از آغشته شدن پوستتان با رنگ مو نگذشته است، از این روش و شستشو پوست با صابون و آب گرم کمک بگیرید.
پاک کننده آرایش
برای پاک کردن سریع رنگ از روی پوست صورت و دست،پاک کننده های آرایش گزینه مناسبی می باشد. روی یک دستمال یا پنبه کمی پاککنندهی آرایش بریزید و روی پوستتان بمالید و بعد از 5 دقیقه پوست خود را بشویید. با دستمال مرطوب پاک کننده آرایش نیز می توانید رنگ را از روی پوست پاک کنید زیرا الیاف دستمال مرطوب پوست مرده را لایه برداری می کند و ماده پاک کننده آرایش آن رنگدانه را از بین می برد.
روغن زیتون یا روغن بچه
برای پاک کردن سریع رنگ از روی پوست صورت و دست، می توانید از روغن زیتون یا روغن بچه کمک بگیرید،به خصوص اگر داری پوست حساسی هستید. روی تکه ای پنبه مقدار کمی روغن زیتون یا روغن بچه بریزید و با استفاده از انگشتان خود آن را روی قسمت لکه دار پوستتان مالش و سپس اجازه دهید 8 ساعت روی پوستتان بماند، سپس پوست خود را با آب گرم بشویید.
خمیر دندان
برای پاک کردن سریع رنگ از روی پوست صورت و دست، خمیر دندان گزینه خوبی می باشد. بهتر است از خمیر دندان بدون ژل استفاده کنید، برای پاک کردن رنگ مو از روی پوست با استفاده از خمیردندان تنها کافیست مقدار کمی از آن را روی یک گوش پاک کن یا انگشت خود بمالید و به آرامی روی قسمت های رنگی پوست ماساژ دهید و اجازه دهید 5 تا 10 دقیقه بماند، سپس با دستمالی خمیردندان را پاک و صورتتان را بشویید.
وازلین
برای پاک کردن سریع رنگ از روی پوست صورت و دست، مقداری وازلین را روی ناحیه مورد نظر بمالید و ماساژ دهید و بعد از این که وازلین رنگ را به خود جذب نمود، آن را با یک دستمال تمیز پاک کنید یا می توانید مقداری وازلین را روی پوست بمالید و آن را با یک بانداژ تمیز بپوشانید و اجازه دهید شب تا صبح روی پوستتان بماند، سپس روز بعد با یک دستمال مرطوب تمیز وازلین را از روی پوستتان پاک کنید و پوستتان را بشویید.
چگونه رنگ مو را از روی پوست دست پاک کنیم؟
روش های بالا را می توانید برای پاک کردن رنگ مو از روی پوست صورت و دست به کار بگیرید اما در صورت عدم پاک شدن رنگ می توانید از روش های زیر برای پاک کردن رنگ مو از روی پوست دست استفاده نمایید.
جوش شیرین
برای پاک کردن رنگ مو از روی پوست دست، مقداری جوش شیرین را با کمی مایع ظرفشویی و آب مخلوط کنید تا حالت خمیری ایجاد شود. خمیر را به آرامی روی ناحیه مورد نظر بمالید و ماساژ دهید و سپس با آب گرم بشویید.
سرکه
برای پاک کردن رنگ مو از روی پوست دست، روی پنبه کوچکی مقداری سرکه بریزید و آن را به آرامی روی ناحیه مورد نظر بمالید، چندبار این کار را تکرار کنید تا تاثیرش بیشتر شود.
لاک پاک کن
برای پاک کردن رنگ مو از روی پوست دست، مقداری پنبه را به مقدار کمی لاک پاک کن آغشته کرده و به آرامی روی لکه رنگی روی پوست قرار داده و بعد از چند دقیقه بردارید، این کار را چند بار تکرار نمایید تا رنگ بسیار کمرنگ ترشود.
الکل مالشی
برای پاک کردن رنگ مو از روی پوست دست، مقدار کمی الکل مالشی را روی پنبه بریزید و آن را به آرامی روی ناحیه مورد نظر بمالید، بعد از پاک شدن رنگ، حتما محل را با آب گرم و صابون بشویید.
چگونه رنگ مو را از روی ناخن پاک کنیم؟
برای پاک کردن رنگ مو از روی ناخن:
خیلی زود اقدام نمایید زیرا ناخن خیلی سریع رنگ می گیرد.
مقداری پنبه را به لاک پاک کن آغشته کنید.
پنبه را روی ناخنهایتان بمالید تا رنگ از روی ناخن پاک شود.
برای پاک کردن رنگ از زیر ناخن محلول آب و صابون را با یک براش ناخن یا مسواک را چند بار زیر ناخن هایتان بکشید.
اگر کوتیکول های ناخن رنگی شده آن ها را با استفاده از ابزار مانیکور ناخن کوتاه کنید.
توصیه های مهم
برای جلوگیری از رنگی شدن پوست، هنگام رنگ کردن موها، دست کش پلاستیکی مناسب به دست کنید.
برای جلوگیری از رنگی شدن پوست، کمی کرم مرطوب کننده یا وازلین قبل از شروع به رنگ کردن موها به پوست اطراف پیشانی، پشت گردن و کنار ابروها بزنید.
در حین رنگ کردن مو، اگر رنگ به پوستتان برخورد می کند آن را سریع با پارچه مرطوب پاک کنید.
بعد از پاک کردن رنگ مو با روش های بالا برای جلوگیری از خشکی پوست حتما از کرم مرطوب کننده استفاده نمایید.
تغییر مدل لباس قدیمی با ترفند خیاطی
بازیافت لباس با تغییر مدل آن
حضور بانوان ایرانی با موفقیتهای چشمگیر در عرصه ورزشی
بانوان به عنوان نیمی از جمعیت ۸۰ میلیونی کشور در همه عرصههای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، مدیریتی، ورزشی و فرهنگی موفقیتهای مهمی را در دوره فعالیت خود داشتهاند و این بار در عرصه ورزشی نیز آمارها و دادههای خوبی از فعالیتهای بانوان در مسابقات ملی و بینالمللی و کسب مدالهای آنان وجود دارد.
اینکه بانوان در عرصه ورزشی پس از انقلاب موفقیتهای خوبی در بخشهای مختلف ورزشی به دست آوردهاند بر کسی پوشیده نیست اما براساس آمارها بیش از ۱۶ هزار باشگاه ورزشی زنان در کشور فعال است که این نشان از رشد خوب ورزش در میان بانوان ایرانی است.
در حوزه ورزش ۱۶ هزار و ۱۱۱ باشگاه ورزشی برای زنان در کشور فعالیت دارد و همچنین سه هزار و ۳۰۲ مدال در رویدادهای اخیر جهانی توسط ورزشکاران زن کسب شده است، این آمارها همان رشد قابل توجه ورزش بانوان در کشور را نشان میدهد که باید با نگاه دقیقتر به موضوع ورزش زنان برای موفقیتهای بیشتر، مورد حمایت مسئولان ورزشی قرار گیرند.
اکنون بانوان زیادی در عرصههای مختلف ورزشی فعالیت دارند و این فعالیت زنان با رکودها و کسب مدالهای رنگین نشان از توانمندی و آمادگی بانوان برای حضور در عرصههای کشوری، جهانی و بینالمللی در تمام رشتههای ورزشی است که تاکنون این توانمندی آنان نیز به نمایش گذاشته شده است.
حضور چشمگیر بانوان در فدراسیونهای ورزشی
بانوان ورزشکار علاوه بر اینکه موفقیتهای زیادی در مسابقات کشوری، جهانی و بینالمللی دارند در فعالیت در فدراسیونهای ورزشی جهان نیز این توانمندی خود را به همگان نشان دادهاند.
پس از انقلاب اسلامی ۷۰ زن به عنوان رییس هیات ورزشی در سطح استانها و ۵۱ زن رییس و نایب رییس فدراسیونهای ورزشی فعالیت داشتهاندکه این آمارها همان موضوع ظرفیتها و پتانسیلهای بانوان در فعالیتهای ورزشی را نشان میدهدکه باید برای افزایش این حضور چشمگیر همچنان مورد حمایت ویژه قرار گیرند.
فعالیت ۸۸ هزار و ۳۶۶ نفر داور زن در مسابقات ملی و بینالمللی و حضور زنان ایرانی در ۹۷ کرسی بینالمللی در فدراسیونهای ورزشی جهان نیز نشان از توانمندی بانوان کشور در عرصههای ورزشی دارد که توانستهاند در فدراسیونهای ورزشی و مسابقات ملی و بینالمللی نیز حضوری چشمگیر داشته باشند.
فعالیت یک میلیون و ۱۳۹ هزار بانوی ورزشکار
سیدحمید سجادی وزیر ورزش و جوانان به رشد صددرصدی مدالآوری در حوزه ورزش زنان در دولت سیزدهم اشاره کرد و گفت:۲ میلیون و ۷۰۰ ورزشکار سازمان یافته خانم و آقا در کشور فعالیت دارند که یک میلیون و ۱۳۹ هزار نفر از این تعداد را بانوان تشکیل میدهند.
وزیر ورزش و جوانان اظهار داشت: کسب مدال بانوان در این دولت دو برابر شده است و تاکنون در ۱۳۵ لیگ کشوری و ۳۴۱ مسابقات کشوری حضور داشتند که این نشان از حضور فعال بانوان در مسابقات مختلف ورزشی است.
۲۶۷ داور خانم تاکنون در ۱۵۰ رویداد بین المللی قضاوت کردند و ۴۷ ورزشکار لژیونر در تیم های خارجی نام ایران و دختر ایرانی را بر سر زبانها آوردند.
سجادی استقلال بانوان ورزشکار را مورد تاکید قرار داد و افزود: مهمترین هدفمان این است که روزی برسد ورزش بانوان مستقل و خودکفا در میادین ورزشی حضور پررنگ داشته باشند.
روند رو به جلوی ورزش بانوان در توسعه پایدار
مریم کاظمیپور معاون توسعه ورزش بانوان در وزارت ورزش و جوانان، با اشاره به عرصه توانمندسازی بانوان و آمار چشمگیر موفقیت زنان ورزشکار ایرانی در عرصههای بینالمللی در یک ساله اخیر گفت: روند رو به جلوی ورزش بانوان در توسعه پایدار در عرصه همگانی را شاهد هستیم.
وی اظهار داشت: برای بهبود و ترمیم قوانین ورزش بانوان سه کار اصلی را دنبال میکنم که مهمترین آن بحث استخدام ورزشکاران مدالآور خانم است.
وی ادامه داد: ما یک قانونی به عنوان سرباز قهرمان داریم به این شکل که ورزشکاران مدالآور المپیک، پاراالمپیک و بازیهای آسیایی و پاراآسیایی و قهرمانی جهان در بخش آقایان سهمیه خاص استخدامی دارند. ما درخواست کردیم تا در حوزه بانوان کسب سهمیه المپیک و پاراالمپیک و مدال قهرمانی آسیا به این قانون اضافه شده و بانوان ما در دستگاهها استخدام شوند که امیدوارم نمایندگان مجلس شورای اسلامی در این زمینه حمایت کنند.
وی افزود: طبق قانون یک درصد از اعتبارات دستگاههای کل کشور باید به بخش ورزش همگانی کارکنان اختصاص پیدا کند. در قانون دستگاهها مجاز به این کار شدهاند اما ما به دنبال آن هستیم تا برای توسعه ورزش همگانی که زمینهساز توسعه و ارتقا سطح سلامت است این قانون از مجاز به تکلیف تغییر داده شود و دستگاهها مکلف به اجرای این بند قانونی شوند.
رشد بالای فعالیتهای ورزشی بانوان در دولت سیزدهم
انسیه خزعلی معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری نیز درباره ورزش بانوان گفت: آمارهای کسب عناوین و افتخارات نشان میدهد ورزش بانوان در دولت سیزدهم نسبت به دوره قبل ۱۰۰ درصد رشد داشته است.
وی به ضرورت حضور بانوان در عرصه ورزش ملی و بینالمللی اظهار داشت: همچنین تعداد مدالآوران ۲ برابر شده است و بهترین سند برای شکوفایی بانوان ورزشی در دولت سیزدهم به شمار میرود.
بیشترین مطالباتی که از سوی ورزشکاران زن مدال آور مطرح است در اختیار داشتن امکانات ورزشی، ایجاد سالنهای ورزشی مناسب، تامین تجهیزات حرفهای ورزشی، پشتیبانی برای سفرهای خارجی و مشارکت در مسابقات بینالمللی است.
معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده با بیان اینکه یکی از مهمترین درخواستهای ورزشکاران بانو مهیا شدن شرایط استخدام است تصریح کرد: با درنظر گرفتن شرایط فعلی کشور و محدودیتها این خواسته به حق مدالآوران زن ورزشکار باید درنظر گرفته شود و باید وزارت ورزش در این مورد اهتمام و حمایت ویژه داشته باشد.
اکنون با توجه به روند ور به جلوی ورزش بانوان در عرصههای ملی و بینالمللی باید بانوان به عنوان قشر فعال در عرصه ورزشی چنان مورد حمایت قرار گیرند که روز به روز شاهد موفقیتها و مدالآوری زنان ورزشکار در بخشهای مختلف ورزشی باشیم.
رفتارهای نگران کننده همسرتان را قبل از ازدواج بشناسید
وقتی فردی را به عنوان همسر آینده خود انتخاب می کنید بایستی به این نکته توجه داشته باشید که شما در زندگی مشترک با او تنها به چهره ی زیبا و موقعیت مالی مناسبش نیاز ندارید بلکه مهم تر از اینها اخلاق و رفتار اوست که زندگی زناشویی را برای شما به سمت آرامش یا شاید هم تنش هدایت می کند پس قبل از ازدواج و در دوران مشخص شده برای آشنایی بیشتر کمی زیرکانه تر به رفتار و حرکات او دقت کنید تا مبادا بعد از آغاز زندگی مشترک خود را برای انتخاب اشتباهتان سرزنش کنید. در ادامه این بخش از خانواده پلاس بیا نی نی به ویژگی های فردی همسر نامناسب خواهیم پرداخت؛ ویژگی هایی که شما را باید نگران کند.
1 – محدودیت های خاص ذهنی دارد
اگر فردی که می خواهید با او ازدواج به طور کامل به شما اعتماد ندارد، پس ادامه ی راه با او هیچ فایده ای ندارد. مهم نیست چقدر به او وفادار بمانید، محدودیت های زندگی روزمره شما به زودی تبدیل به کابوس خواهد شد چرا که ذهن محدود و ناسالم او مدام شما را آزار خواهد داد پس برای رفع آن باید به مشاور مراجعه کنید.
2 – نفرت از حیوانات در او پیداست
شاید برایتان عجیب باشد ولی این مورد صرفا به دلیل اهمیت حیوانات نیست بلکه حس مهربانی نسبت به هر موجود زنده ای مطرح است، چندان نگران کننده نیست که همسرتان کسی باشد که نسبت به حیوانات حساسیت دارد اما کسی که نسبت به حیوانات وحشی است و همدلی ندارد باید مواظب او باشید!
3 – به سادگی پیمان شکنی می کند و زیر قولش می زند
پیمان شکنی یکی از موارد مهم است که باید مراقبش باشید، این دسته افراد غالبا همه چیزی را فراموش می کنند، حتی برای شکستن وعده های بزرگ می توانند در مدت کمی خود را ببخشند. چرا که این مسئله مهم برایشان اهمیتی ندارد.
4 – شما برایش در جایگاه اول قرار ندارید
هیچ رابطه ای یک طرفه نیس، بلکه همه چیز متقابلا صورت می گیرد، فراموش نکنید که عشق برپایه بخشش و بخشیدن و بهره بردن از اینهاست مطمئن باشید اگر برای رفتار عاشقانه تان پاسخی دریافت نکنید پشیمان می شوید، یعنی زمانی که همسرتان با رفتارش نشان می دهد که شما در درجه ی اول برای او اهمیت خاصی ندارید باید بیشتر در مورد آغاز زندگی مشترک فکر کنید. دقت داشته باشید که این مورد نباید به معنای حساسیت زیاد شما تلقی شود یعنی اگر شما بیش از حد حساس هستید نمی توانید با هر کم توجهی او به این فکر کنید که زندگی با او فایده ای نخواهد داشت.
5 – بهانه های بیش از حد می گیرد
شما بخش مهمی از رابطه هستید، بهانه گیری مداوم و همیشگی برای دور شدن از این رابطه و با شما بودن می تواند به این معنا باشد که او کار بهتری نسبت به گذراندن وقت با شما دارد. اگر عذر و بهانه او دلیل منطقی دارد که هیچ اما اگر نبودنش کنار شما در روزهای خاص به ندرت منطقی به نظر می رسد باید نگران شوید.
6 – یک دنده بودن در جروبحث ها عادت اوست
جرو بحث در یک رابطه عادی است، روابط با مصالحه هر دو طرف ایجاد و گاهی اوقات می تواند منجر به دعوا شود. اما اگر تصمیمات خود را به شما تحمیل کند و نگذارد نظر دهید، این نشان می دهد که او به درستی شما را درک نمی کند و حاضر نیست در زندگی به خاطر خواسته های شما از خواسته اش گاهی صرف نظر کند.
7 – قطع مکالمه اش با شما طبیعی است
آیا تا به حال احساس کرده ایده او ناگهان مکالمه را قطع می کند؟ این رفتار ناپسند او بارها تکرار شده است؟ ساده است، اهمیت نمی دهد که چه می گویید. این عادت نشان می دهد که نظر شما برای او مهم نیست. اگر شما با چنین شخصی وارد زندگی مشترک شوید احتمالا به مشکل برخواهید خورد.
8 – دروغ گو است
اعتماد در هر رابطه ای ضروری است چون درک را تشکیل می دهد و به رشد رابطه کمک می کند. برخی دروغ ها مانند برنامه ریزی یک جشن تولد غافلگیر کننده یا هدیه دادن قابل توجیه هستند اما اشک تمساح جدا از اینهاست؛ مطمئنا منظور را خوب گرفتید. بله زمانی که حس می کنید او دروغ می گوید و به این رفتار زشت خود ادامه می دهد حتما باید به او چراغ قرمزی نشان دهید.
9 – وابستگی بیش از حد به شما دارد
زمانی که اعتماد و احترام به یکدیگر وجود دارد، رابطه خیلی زیبا می شود. همه برای خودشان به یک فضای شخصی نیاز دارند اما وابستگی و نق زدن در رابطه هرگز شکوفه نخواهد کرد. همانطور که بی توجهی رابطه را تخریب می کند وابستگی زیاد هم آزاردهنده خواهد بود و شک نکنید که بعد از مدتی شما را کلافه خواهد کرد. این رفتار در مردانی مشاهده می شود که به راحتی حسادت می کنند و شخصیت های نا امنی دارند.
10 – نفرت از خانواده
والدین گاهی اوقات موجب ناراحتی می شوند اما این ناراحتی نباید تبدیل به نفرت از آنها شود، اگر همسر آینده شما به راحتی و مدام از احساس نفرت خود به خانواده اش صحبت می کند نشانه خوبی نیست.
11 – سیگار کشیدن برایش لذت بخش است
اگر از او خواسته اید که سیگار کشیدن را ترک کند اما درخواست های شما برایش معنا ندارد و بدتر از آن این رفتار را با کمال افتخار در حضور شما انجام می دهد حتما به سراغ یک مشاور بروید تا راه را به شما نشان دهد چرا که این فرد در زندگی مشترک اشتباهات بزرگتری را بدون عبا انجام خواهد داد.
12 – خیلی راحت دشنام می دهد
مردی که نمی تواند خشمش را کنترل کند خطرناک است. اگر شریک زندگی تان به شما ضربه میزند و خیلی راحت دشنام می دهد از او دوری کنید. خشونت همیشه فیزیکی نیست؛ ممکن است به شکل عاطفی هم باشد. وقتی نوبت به خشونت می رسد، هیچ ویژگی دیگری شما را نگه نمی دارد.
بچه ای که تازه شروع به راه رفتن میکنه!
توصیه هایی برای بچه ای که تازه شروع به راه رفتن میکنه
شنیون زیبا با هنر بافت مو
آموزش شنیون زیبا با هنر بافت مو
عشق با طعم ترکش و خمپاره
پرستاری و زندگی با مردی که زخمهای ناشی از ترکش در بدنش همیشه تازهاند
تکتک خانهها داستانهایی در دل خود دارند که هرکدام از جایی شروع میشود. در جایی اوج میگیرد و جایی ساکت و آرام میشود تا اهالی خانه کمی نفس چاق کنند، داستانهایی که خاطره میشوند و یاد آنها هرچند تلخ و هرچند شیرین، عمقی عاطفی به زندگی میدهند. زندگی خانم و آقای جعفری یکی از همین داستانهاست که هرچند با جنگ و دفاع مقدس اوج گرفته، با پرستاریهای زن و صبوریهای مرد تداوم داشته است و همچنان در جریان است، جریانی که گاه سخت است و گاه تلخ و گاهی هم شیرین.
ابوطالب جعفری از آنهایی است که دوران انقلاب و جنگ مصادف با دوران نوجوانی و جوانیاش بوده است و مثل خیلی از همسنوسالهای خود، وقتی پیام امامخمینی(ره) را میشنود، بدون هیچ درنگی لباس رزم میپوشد و راهی جبهه میشود. خودش میگوید: وظیفه ما این بود که به تبعیت از فرمان رهبری، به سوی جبههها بشتابیم و از مملکت دفاع کنیم.
سر صحبت آقای جعفری که باز میشود، چشمهای خود و همسرش سرخ میشوند. نگاه آنها گواه خاطراتی میشود که هرچند چندین دهه از آنها گذشته است، همچنان در دل این زن و مرد زنده است. دلیل و بهانه حضور ما در این خانه گفتوگو با زنی است که سعادت پرستاری از مردی جهادگر را داشته است و دارد. از همان دوران مجردی، برنامه زندگیاش را بر این هدف پایهگذاری میکند که با یک جانباز ازدواج کند. زهرا سادات حسینی میگوید: از قبل در ذهنم این بود که با یک جانباز ازدواج کنم. حتی تصمیم گرفته بودم بیمارستان بروم و خودم انتخاب کنم. به جانبازی و اسیری و شهادت فکر کرده بودم و همه سختیهایش را به جانم خریده بودم.
آنها سال 64 ازدواج میکنند در حالی که همه بدن آقای جعفری پر از ترکش است. زهراخانم پای حرف خود میایستد و با جانبازی پنجاهدرصدی ازدواج میکند در حالی که میداند این 50 درصد گواه دردهای بسیاری است.
ترکشها میهمان تن او میشوند و از پشت تا شکم و زانوهای او را تسخیر میکنند. زهرا خانم که رفیقی شفیق در این سالها بودهاست، درباره روزهای بیماری و دردهایی که همسرش تحمل می کند زیاد صحبت نمیکند. او از رنجهای خودش نمیگوید مبادا همسرش ناراحت شود. «من گلهای ندارم. حتی اگر شدیدتر از این هم میشد، باز هم کنارش میماندم. آقای جعفری عمل زیاد داشته است، از عمل قلب باز بگیرید تا پیگیری برای درآوردن ترکشها. من از همسرم بدی ندیدهام و با همه دردهایی که دارد هیچوقت بداخلاقی نمیکند ولی بعضی افراد تا حرف میزنیم، میگویند: میخواستید نروید.
زهرا سادات در ادامه حرفهایش میگوید: خیلی از شبها به علت درد ترکشها خوابش نمیبرد و بیدار است. زخمها از درون مدام سر باز میکنند و عفونت میکنند. من تا جایی که بتوانم پابهپایش بیدارم ولی راستش را بخواهید، آنقدر فشار عصبی رویم بوده است که خودم هم دارو مصرف میکنم اما با همه مشکلات افتخار میکنم که در این زندگی در راه خدا قدم برمیدارم. شاید بیشترین افتخارم همین باشد که من هم یک پرستارم.
آن دو زندگی عاشقانهشان را حفظ کردهاند. کمتر از مشکلات و درد درونی که جسمشان را نابوده کرده است میگویند ولی این زن و شوهر همیشه الگویی از یک زندگی برای دیگران بودهاند، زندگیای آزمونشده با عشق و صبوری.
پرستاران نجات روان
تحمل شرایط بیماران از آنچه فکر میکنیم هم سختتر است. انگار بیمارستان روان و درمان یک جزیره متفاوت یا بخشی از زندگی است و آنها را که برای کمک به این بیماران عمرشان را وقف کردهاند نباید از جنس آدمهای معمولی محسوب کرد. پرستارانی که میدانند با آدمهایی در ظاهر سالم روبهرو هستند اما عفونت زخمهای روحی این بیماران تمام زندگیشان را کدر کرده است. قطعا نمیشود با پرستاران صبور و مهربان بخش زنان این بیمارستان روبهرو شد و حرفی از حقوق و مزایا زد زیرا شرافت این بانوان قیمت ندارد.
زنانی که فریادهای بلند سر میدهند
قبل از ورود به بخش حاد بیمارستان، صدای فریادهای بلند و گوشخراش زنی به گوش میرسد، زنی که روی تخت خوابیده است و خانم اکبری که سالها پرستار و میزبان این زنان است، قبل از اینکه صحبتش را با ما شروع کند به سمت بیمار میرود.
چند جملهای با او صحبت میکند اما انگار بیمار قانع نمیشود سکوت کند. علتش را که جویا میشوم، میفهمم به یک اخلال روانی ژنتیکی مبتلاست. خانم اکبری که برمیگردد، در حالی که میتوان آثار غم و ناراحتی را در صورتش مشاهده کرد، انگار سؤالم را بیآنکه بپرسم از نگاهم میخواند. توضیح میدهد: در بخش حاد زنان، از این دست بیماران زیاد داریم، کسانی که دیگر خانوادهها هم نمیتوانند تحملشان کنند.
حتی وقتی هم ترخص میشوند، باز هم خانوادهها رغبتی به نگهداری ندارند. این بیماران ممکن است هر لحظه به خودشان یا دیگری آسیب وارد کنند. فریاد میزنند و خسته نمیشوند. حتی گاهی الفاظ رکیک به کار میبرند ولی چون ما میدانیم که شرایط خاصی دارند، سعی میکنیم تحمل کنیم.
خانم اکبری شانزده سال سابقه کار دارد. خودش مادر سه فرزند است و بعد از بیمارستان، تازه کارش در خانه و کمک به تحصیل بچهها شروع میشود و میگوید: «اصلا نمیتوان گفت کار با بیماری که مشکل روان دارد آسیب روحی به پرستار نمیزند. قطعا استرس ناشی از این کار زیاد است. سختی کار فراوان است. ما با افرادی روبهرو هستیم که گاهی حتی مادرشان هم نمیتواند آنها را تحمل کند. این کار صبر خاصی میخواهد که هر پرستاری هم نمیتواند انجام دهد بهویژه در بخش حاد که برخی از بیماران حتی پرستار و بهیار را کتک میزنند. بارها اتفاق افتاده بیمار در حالت طبیعی بوده اما یکباره به سمت پرستار آمده و او را گاز گرفته است یا اینکه کبودی و ضربه شدیدی در حد دررفتگی در استخوان ایجاد کرده است.»
تنها حمایتگر آنهاییم
زینب محمدکریمی از دیگر پرستاران بیمارستان روانپزشکی ابنسیناست. او مادر یک دوقلوی هشتساله پسر و یک دختر پنجساله است. انتخاب پرستاری برای او از سر عشق و علاقه بوده است و در کنکور سال 82 پرستاری را در اولویت انتخابهای خود قرار میدهد. او که در این حرفه پانزده سال سابقه کار دارد، طرح خود را از کار در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان در بیمارستان امالبنین شروع میکند. یک سالی به اورژانس بیمارستان قائم میرود. بعد برای کار به این بیمارستان منتقل میشود و تاکنون مشغول فعالیت است، فعالیتی که با ترس و استرس شروع میشود. «در دوران دانشجویی یک بازدید از این بیمارستان داشتیم. من بیماران بدحال را دیدهبودم و برای کار در این بیمارستان واقعا استرس داشتم. برای اینکه مشکلم را حل کنم شروع به تحقیق کردم و با چند نفر از پرستاران اینجا صحبت کردم. خاطرههایی تعریف کردند که باعث علاقه من به این کار شد. وقتی با بیماران روان کار کنی، واقعا به آنها علاقهمند میشوی زیرا تنها حمایتگر آنها تو هستی. بسیاری از بیماران در شرایطی هستند که هیچکسی را ندارد و تشنه محبتاند و با کوچکترین محبتی کلی ذوق میکنند. متأسفانه خیلی از آنها خانوادهای ندارند یا بعد از بهبودی کسی دنبال آنها نمیآید و خانوادهها جواب تلفن نمیدهند.»
بیماران تشنه محبتاند
حرف از محبت که میشود، از محبتهای خودش سؤال میکنم. میگوید: «یکی از مریضهای بخش مردان که خیلی سال است اینجاست، نوشابه با قوطی فلزی را خیلی دوست دارد. وقتی برایش میخرم، کلی ذوق میکند و خوشحال میشود. یا وقتی برای بچهها شکلات یا چیپس میخرم کلی ذوق میکنند و خوشحال میشوند. اگر صبر داشته باشی، کار در این بیمارستان خیلی سخت نیست. فقط باید شرایط را درک کنی و با آن کنار بیایی و تحمل کنی و روحیه قوی داشته باشی. من که فکر میکنم از وقتی اینجا کار میکنم صبرم بیشتر شده است و در برخوردهایم صبوری بیشتری بهخرج میدهم و زود عصبانی نمیشوم.»
کاشیهای سرویس بهداشتی را کنده بود
بخشهای مردان، زنان، حاد زنان، اطفال پسر و آموزشی زنان و مردان بخشهای مختلفی بوده که او این سالها در آنها فعالیت کرده و اکنون مشغول به کار در بخش اطفال دختر است. از کار در این بخش خاطرات زیادی دارد. «پارسال در بخش اطفال بیمارستان که تا هجدهسالهها را شامل میشود یک دختر شانزدهساله داشتیم که با سابقه خودزنی اینجا منتقل شدهبود. مدتی گذشته بود و حال روبهراهی داشت. شب تا حدود ساعت 10 با من صحبت میکرد و خوب بود و بعد برای خواب به اتاقش رفت. تا ساعت 12 چندبار به او سر زدم و خواب بود ولی یک دفعه ساعت 12 که اتاقش رفتم دیدم کاشیهای سرویس بهداشتی را کنده و روی تخت نشسته و تازه شروع به خودزنی کرده بود. صحنه خیلی بدی بود. همه بچهها با جیغ از خواب بیدار شدند. بهسختی توانستیم او را مهار کنیم و تلخی این اتفاق همیشه در ذهن من میماند. البته خاطرات شیرین هم در این میان زیاد است. یک دختر شاگرداولی داشتیم که دوست داشت پسر باشد و رفتارهای خیلی بدی بروز میداد. یک ماه که اینجا تحت درمان بود آنقدر خوب شد که یادش نمیآمد قبلا چه کارهایی کردهاست. این حال خوب و بازگشت او به خانواده و زندگی برای من خیلی شیرین و لذت بخش بود. این بیماران به قدری جذب محبت میشوند که بهراحتی نمیتوانی از کنار آنها عبور کنی. کمکم مانند اعضای خانواده خودت، برایت مهم میشوند و به هر طریقی سعی میکنی به آنها کمک کنی زیرا در این شرایط تنها حمایتگر آنها ماییم.»
آن شب خیلی دیر صبح شد
فرشته نصراللهی از پرستاران با سابقه بیمارستان ابنسیناست که از سال 90 در بخشهای مختلف این مرکز درمانی فعالیت کردهاست. او سال 82 رشته پرستاری را انتخاب میکند و طرح خود را در بیمارستان قائم میگذراند. چهارده ماه در بیمارستان رضوی پرستاری میکند. بعد از آن، به بیمارستان ابنسینا منتقل میشود و کار خود را به این نیت در این بیمارستان شروع میکند که سریع درخواست انتقالی بدهد و جابهجا شود اما ماندگار میشود و هیچوقت هم درخواست انتقالی نمیدهد! خودش میگوید: «در زمان کارآموزی به این بیمارستان آمده بودم. دوست داشتم بیمارستان قائم خدمت کنم ولی زمان توزیع نیروها گفتند باید به این بیمارستان بیایم. سال 90 به این نیت که جایم را سریع عوض کنم آمدم ولی ماندگار شدم و هیچوقت درخواست انتقالی ندادم. هرچند کار در این بیمارستان سخت است، آنقدر هم که نگاه بیرونی بد است بد و خطرناک نیست!»
آمپول را گرفت و شکست
او در این سالها در بخشهای مختلف فوریت، حاد مردان و اطفال کار کرده است. اکنون هم در بخش جانبازان است. وقتی حرف از کتک خوردن میشود میخواهم خاطرهاش را تعریف کند. «در بخش فوریت بودم که یک دختر بیمار برایم آوردند. اضطراب زیادی داشت. آن زمان من دخترم را باردار بودم. تا آمدم به او آمپول بزنم، به من حمله کرد و آمپول را گرفت و شکست و شروع کرد به زدن من. فقط مراقب بودم توی شکمم نزند. جثه ریزی داشت و فکر نمیکردم چنین توانی داشته باشد ولی آنقدر اضطراب داشت که نمیتوانست خودش را کنترل کند. یا اینکه یک بار دیگر یکی از مردان بیمار دچار توهم شده بود و با مشت زد و شیشه روی میز را شکست. یک نفر دیگر از بیماران هم رفته بود داخل سرویس بهداشتی و لوله آب را کنده و با آن توالت فرنگی را خرد کردهبود. بهسختی و چندنفری تواستیم او را مهار کنیم. در این شرایط که تعادل روانی وجود ندارد، افراد زور زیادی دارند. از این موارد پیش میآید ولی ما عادت کردهایم. باید خیلی مراقب باشیم و حواسمان به بیماران باشد که یکدفعه کاری نکنند و داروها را بهموقع مصرف کنند. در همین بخش جانبازان، خیلی از بیماران به صدا حساس هستند و وقتی بیمارستان کسی را پیج میکند گوشهای خود را میگیرند که اذیت نشوند. کار با بیماران اعصاب و روان بهمراتب خیلی سختتر از بیماران جسمی است اما نکتهای که درباره خیلی از این بیماران برای من آزار دهندهاست نداشتن همراه و خانوادهای پایه برای آنهاست. خیلیها بعد از بهبودی، کسی را ندارند که دنبالشان بیاید و آنها را ببرد! چنانچه حمایتگر داشته باشند و بهموقع دارو مصرف کنند کارشان به اینجا نمیکشد.»
خودش را به در و دیوار میکوبید
از لابهلای خاطرات خانم نصراللهی به سختی کاری که او هیچوقت درخواست انتقال از آن را نداده است پی میبرم. پرستاران این بیمارستان هرچند در طول سال دو ماه مرخصی دارند و سختی کار میگیرند، کمک روحی میتواند جای این محیط سرد و البته پرخطر را که در آن هر آن ممکن است بیماری ناخودآگاه و ناخواسته کاری انجام دهد بگیرد! این پرستاران بیش از آنکه خستگی جسمی داشته باشند، روحشان خسته میشود. «در بخش اطفال که بودم، یک دختربچه چهارساله برای ترک اعتیاد آوردند. تحمل شرایط این بچه برایم خیلی سخت بود چون خودم یک دختربچه دارم. با اینکه دارو گرفته بود، از سرشب تا 3 صبح مدام خودش را به در و دیوار میکوبید و آرام و قرار نداشت. برای اینکه به خودش آسیب نزند، چند ساعتی او را در بغل خودم گرفتهبودم. شرایط بدی بود و آن شب خیلی دیر صبح شد. از این موارد زیاد پیش میآید که واقعا ناراحتکننده است و احتمالا آثار روانی روی ما دارد که آن را باید از اطرافیان خود بپرسیم. با همه این ناراحتیها وقتی بیماری با برانکارد میآید ولی با پای خودش از بیمارستان میرود، برای من و همکارانم یکی از بهترین و شادترین لحظات رقم میخورد.»
پرستار، بهترین رفیق
یسنا حسنپور شانزده سال سابقه کار در بیمارستان روان دارد. او تلاش کرده است در کنار کار، چنانچه فرصت داشته باشد، حتما به برنامههای دیگر زندگی مانند ادامه تحصیل، ورزش و هر چیزی که استرس ناشی از کار را از او دور کند فکر کند. هرچند معتقد است با اینکه کار در اینگونه بیمارستانها با صبوری همراه است، یک جوری پرستار را پاگیر میکند. یعنی با اینکه پرستارها میتوانند درخواست انتقال دهند، باز هم به علت شرایط بیماران و مظلومیت خاص آن، این مرکز را ترک نمیکنند. در بیمارستان ابنسینا در بهترین حالت هر پرستار مسئول هشت بیمار است. او میگوید: بیماریهای روان در افراد دلایل متعددی دارند که به تشخیص پزشک، به بخشها فرستاده میشوند. ما بیشتر از این نگران هستیم که سن بیماریهای روان و درمان پایین آمده است. شاید هر کسی نداند حتی بخش اطفال هم در این بیمارستان وجود دارد و نگرانی من همیشه بابت بیمارانی است که دوباره برمیگردند. این مسئله همه پرستاران را ناراحت میکند زیرا ما همه تلاشمان را برای بهبود بیمار انجام میدهیم اما همین که پایش را بیرون میگذارد، فشارهای روانی جامعه و خانواده او را دوباره به استرس وادار میکنند و درمان باید از سر گرفته شود.
هزینه درمان در بیمارستان امام رضا(ع) برای خانوادهها زیاد نیست. با این حال، باز هم برخی از بیماران خرید دارو را لازم نمیدانند. همین سهلانگاری موجب میشود دوباره اختلالات به سراغ بیمار بیاید. «گام اول ارتباط با بیمار است. برخی از بیماران دارو مصرف نمیکنند. بنابراین هر پرستار باید رابطهای خواهرانه با آنها داشته باشد، سپس به فکر درمان و کمک باشد.»
بیماران روسریکوتاه
خانم حسنپور از نگرانیها برای جان بیماران پرخطر میگوید: گاهی شرایط به اندازهای سخت است که بیمار را پذیرش میکنیم و برای اینکه دوباره خودکشی نکند، هیچ چیزی همراهش نمیگذاریم. باید فقط لباس بیمارستان را بپوشد. زنها غالبا با روسری کوتاه هستند تا مبادا خودشان را خفه کنند. روشهای درمانی روی افراد مدام تکرار میشود و تلاش میشود حتما بهبود پیدا کنند. «همه موارد خودکشی از بیمارستانهای مختلف به این مرکز آورده میشوند تا روی مشکلشان کار شود. این روزها باید حواسمان به همدیگر باشد زیرا بیماری اضطراب زیاد شده است.»
بیمار نیست؛ جنی شده !
آزاده رجبی که خودش صاحب دو فرزند است و حدود سیزده سال در بیمارستان ابنسینا مشغول به کار بوده است هم شغل پرستاری را فراتر از پول و حقوق میداند. او معتقد است اگر کسی روحیه همدلی نداشته باشد، اصلا نمیتواند در اینگونه مراکز طاقت بیاورد. میگوید: «بیمار جسمی خودش عفونت را میبیند اما بیمار روان دردی ندارد. بنابراین یکی از مشکلات ما با این افراد همین است که با کسانی روبهرو هستیم که نمیدانند چطور به جامعه آسیب میزنند. همینطور با خانوادههایی مواجهیم که به جای درمان سراغ دعانویس یا رمال میروند. اینها معتقدند بیمارشان جنی یا سحر و جادو شده است. خیلی وقتها آب میآورند و میخواهند بهزور به بیمار بدهند. میگویند روی آب دعا خواندهاند. ما میدانیم که اینگونه بیماران دیرتر خوب میشوند زیرا خانواده با روشهای غلط به سراغ این افراد میروند.»
کاش رسانهها شرایط پرستاران بیماریهای روان را اطلاعرسانی کنند
خانم رجبی مشکلات پرستاران و کادر درمان در بیمارستان روان را خیلی عجیبتر از دیگر جاها میداند. میگوید: «همه دوست دارند زودتر از بیمارستان خلاص شوند اما اینجا شرایط متفاوت است. برخی از خانوادهها از بیماران خستهاند، بهویژه درباره بیمارانی که چندین مرتبه درگیرند. دلشان نمیخواهد بیمار را ببرند. با این حال، هر پرستار باید درک کند که آنها در چه شرایطی زندگی میکنند. همینطور ناآگاهی مردم درباره پرستاران روانپزشکی غمگینمان میکند. مثلا اینکه هیچ فیلمی دراینباره ساخته نمیشود تا مردم بدانند پرستاران روان در چه شرایطی کار میکنند جای تعجب دارد. تصور مردم از پرستار این است که در کنار پزشک راه میرود و فشار خون را بررسی میکند. این در حالی است که در این مکان پرستار ضربه جسمی هم میخورد.»
خانوادهها مراقب مواد مخدر توهمزا باشند
خاطره خوب از بیمارستان روان کمتر پیش میآید. در این فضا پرستاران با دردهایی روبهرو هستند که از جسم به روان منتقل شده است. خانم رجبی میگوید: «در بخش کاردرمانی، اگر پزشک صلاح بداند، فقط دو ساعت سرش به کار بند است. با این حال، مدام باید به این فکر کنیم با بچهای روبهرو هستیم که ممکن است بلایی سر خودش و دیگران بیاورد. گاهی بیماران یک سؤال را بیست مرتبه از پرستار میپرسند و پرستار باید مثل خواهری دلسوز پاسخگو باشد. اگر هم بیمار دچار آسیب شود و پرستار حواسش نباشد، حتما این مسئله از طرف مدیریت بیمارستان علتیابی میشود و به حقوق بیمار و خانواده رسیدگی میشود.»
خانم رجبی نگران مواد توهمزایی که این روزها در جامعه زیاد شده است هم هست. تأکید دارد حتما بنویسیم خانوادهها باید این روزها مراقب مواد مخدی که بین نوجوانان رواج پیدا کرده است باشند. «این روزها این بیمارستان با دختران و پسران بسیاری روبهروست که مصرف مواد روی ذهن و آنها تأثیر مخربی گذاشته است و نیاز شدید به حمایت خانوادهها دارند.»