آیا ابتلا به تبخال در دوران بارداری معمول است؟

آیا ابتلا به تبخال در دوران بارداری معمول است؟

تبخال یا تاول‌های تب در داخل لب‌ها یا گونه‌ها، اطراف دهان یا نزدیک بینی و چانه ایجاد می‌شوند. این زخم‌های خارش دار و گزگز ممکن است گاهی دردناک نیز باشند. معمولاً تبخال در طی دو هفته ناپدید می‌شود. برای آگاهی بیشتر در مورد تبخال در دوران بارداری به مطالعه این مطلب در بیا نی نی ادامه دهید.

 

آیا تبخال در بارداری شایع است؟

تبخال سرد معمولاً به علت ویروس هرپس سیمپلکس (HSV) به خصوص نوع ۱ ویروس ایجاد می‌شود. بنابراین این احتمال وجود دارد که در زنانی که در گذشته آن‌ها را تجربه کرده اند شایع باشد.

دلایل بروز تبخال در دوران بارداری چیست؟

زخم‌های سرد ناشی از ویروس‌های هرپس سیمپلکس به نام HSV۱ و HSV۲ است. ویروس از طریق تماس پوست به پوست در هنگام لمس، صمیمیت جنسی، بوسیدن یا به اشتراک گذاشتن موارد آلوده از یک شخص به شخص دیگر منتقل می‌شود. هنگامی که یک زن به ویروس مبتلا شد عوامل خطر زیر می‌توانند ویروس زخم سرد را تحریک کنند:

تغییرات هورمونی که مرتباً بالا و پایین می‌شوند می‌توانند بدن را مستعد ابتلا به عفونت ویروسی کنند از جمله شیوع زخم سرد.

نگرانی‌های روانشناختی مانند استرس و ترس می‌تواند ویروس را تحریک کند.

برخی از غذا‌ها (اسیدی، ادویه دار یا شور)، مرکبات، قرار گرفتن در معرض آفتاب و آب گرم می‌توانند ویروس را تحریک کرده و باعث سرماخوردگی شوند

 

علائم و نشانه‌های تبخال در بارداری چیست؟

علائم و نشانه‌های رایج که می‌تواند نشان دهنده تبخال در دوران بارداری باشد:

  • تورم لب‌ها
  • تاول‌های کوچک و دردناک
  • سرخی
  • برجستگی‌های ریز روی لب‌های شما
  • تب
  • گلو درد

زخم‌های سرماخوردگی در پنج مرحله مختلف هنگامی که علائم فوق را تجربه می‌کنید به تدریج ایجاد می‌شوند. درک تغییرات در هر یک از این مراحل ممکن است به شما کمک کند تا گام‌های درست را برای جلوگیری از گسترش آن‌ها به سایر قسمت‌های بدن بردارید. تبخال به مدت هفت تا ۱۲ روز ادامه دارد و در این مدت ممکن است در مراحل مختلف پیشرفت کند:

مرحله ۱: مرحله سوزن سوزن شدن

ممکن است حدود دو روز احساس سوزن سوزن شدن داشته باشید. ممکن است پوست (داخل لب‌ها، روی لب‌ها یا داخل گونه‌ها) زخم و قرمز شود و حتی ممکن است متورم شود و دچار خارش شود.

مرحله ۲: مرحله تاول

این مرحله حدود دو روز طول می‌کشد. در طول این مرحله در صورت عدم مراقبت مناسب تاول‌های جدید ممکن است تشکیل شده و به قسمت‌های دیگر گسترش یابد.

مرحله ۳: مرحله درد

در این مرحله ممکن است تاول‌ها ترکیده و شما ممکن است درد داشته باشید. تبخال ممکن است در این مرحله برطرف شود.

مرحله ۴: مرحله جرم‌گیری

پوسته ممکن است ترک بخورد و حتی خونریزی کند. ممکن است خارش داشته باشد اما مطمئن شوید که آن‌ها را فشار نمی‌دهید.

مرحله ۵: مرحله بهبودی

در این مرحله، همه پوسته‌ها پوسته پوسته می‌شوند و کمی بعد از بین ‌می‌روند. حتی جای زخم‌ها نیز به آرامی از بین ‌می‌روند. پیشرفت زخم‌های سرد را مشاهده کنید و به موقع آن‌ها را درمان کنید تا از گسترش عفونت جلوگیری شود.

چگونه تبخال را در بارداری درمان کنیم؟

اقدامات مراقبت در منزل برای زخم‌ها ممکن است درد و ناراحتی را کاهش دهد. در برخی موارد ممکن است دارو لازم باشد.

۱- درمان خانگی:

برای تسکین درد و ناراحتی ناشی از سرماخوردگی ممکن است برخی از دارو‌های خانگی را امتحان کنید

قرار دادن کمپرس سرد (پارچه مرطوب خنک یا حوله) روی زخم‌ها ممکن است به کاهش قرمزی و درد کمک کند.

دهانشویه حاوی جوش شیرین نیز ممکن است باعث کاهش درد شود.

قبل از بیرون رفتن از ضد آفتاب استفاده کنید.

۲- پزشکی بالینی:

قبل از مصرف هر دارویی برای تبخال در بارداری با پزشک خود صحبت کنید. در حالت‌ ایده آل دارو‌های ضد ویروسی برای درمان تبخال تجویز می‌شود. اگر تبخال شدید شود، پزشک ممکن است دوز دارو را تغییر دهد یا درمان دیگری را تجویز کند.

آیا زخم‌های سرد یکی از علائم اولیه بارداری است؟

زخم‌های سرماخوردگی شایع است و ممکن است بیشتر زنان باردار آن‌ها را تجربه کنند. اما ممکن است نشانه اولیه بارداری نباشد. یک زن ممکن است در هر مرحله از بارداری دچار زخم سرد شود.

آیا زخم‌های سرد در دوران بارداری برای کودک مضر است؟

تبخال ممکن است نوزادان تازه متولد شده را تحت تأثیر قرار دهد. اما آن‌ها عفونی هستند و باید به موقع درمان شوند تا به نوزاد منتقل نشوند اما اگر به تبخال دستگاه تناسلی مبتلا هستید، احتمال انتقال ویروس به کودک در طی مراحل زایمان وجود دارد. برای جلوگیری از تبخال در بارداری یک رژیم غذایی متعادل را دنبال کنید و استراحت کافی داشته باشید. در صورت بروز تبخال سعی کنید آن‌ها را لمس نکنید. همچنین از خوردن غذا‌های پرادویه پرهیز کرده و دست‌های خود را تمیز نگه دارید. اگرچه جای نگرانی در مورد تبخال در بارداری وجود ندارد، اما باید هرچه زودتر با پزشک خود مشورت کنید و آن‌ها را معالجه کنید.

 

منبع: www.momjunction.com

ماجرای باورنکردنی کودکانی که در میان حیوانات رشد کردند

زندگی در میان حیوانات وحشی و خطرناک جنگل یا حتی بودن در میان آن‌ها و زندگی کردن به شیوه حیوانات، حرف زدن به زبان آن‌ها و… همه آن چیز‌هایی است که کودکان جنگل می‌آموزند.

به نظر شما آیا زندگی در جنگل همان‌طور که در داستان پسر جنگل گفته شده بود، آسان و لذت‌بخش است؟ اگر فکر می‌کنید که زندگی و بزرگ شدن نزد حیوانات بدون اینکه به انسان آسیبی برسانند، تنها یک داستان است و نمی‌تواند حقیقت داشته باشد، حتما ماجرای این کودکان را که در دنیای وحش رشد کرده‌اند و با آداب و رسوم انسانی غریبه‌اند بخوانید.

آن‌ها حیواناتی را که در میانشان زندگی کرده‌اند، به عنوان خانواده خود قبول دارند. این کودکان نه‌تن‌ها نمی‌توانند صحبت کنند بلکه از نعمت خندیدن و گریه کردن نیز محرومند. تحقیقات نشان داده است که در بیشتر موارد این کودکان عمر کوتاهی دارند که دلیل آن می‌تواند خوردن غذای ناسالم و نداشتن بهداشت باشد. همچنین آن‌ها تمایلی به زندگی با انسان‌ها ندارند و در اولین فرصت دوباره به جنگل فرار می‌کنند.

دختر جنگلی

روچام پنگینگ- دختری که تا به حال موضوع خبر‌های بسیاری از خبرگزاری‌ها بوده است- ۱۸ سال از عمر خود را در جنگل‌های شمال شرق کامبوج در نزدیکی تایلند و در کنار حیوانات گذرانده است. تا قبل از گم شدن پنگینگ، آن‌ها خانواده‌ای شاد و خوشبخت بودند که در دهکده‌ای نزدیک جنگل زندگی می‌کردند، اما آن‌ها هیچ‌گاه فکر نمی‌کردند که زندگی در کنار جنگل می‌تواند زندگیشان را به شکلی عجیب دگرگون کند.

دختر جنگلی

پیدا شدن دختر جنگل

در سیزدهم ژانویه ۲۰۰۷ اهالی روستای راتاناکری که در حدود ۳۵۰ کیلومتری شمال شرق پنوم پن- پایتخت کامبوج- قرار دارد، به پلیس منطقه گزارش دادند که انسانی عجیب و غریب در حالی که لباس‌هایی پاره به تن دارد، چند روزی است که از خانه‌هایشان غذا می‌دزدد، ولی قبل از اینکه پلیس بخواهد اقدامی انجام دهد، یکی از روستاییان که روچام غذای ناهارش را خورده بود، او را گرفته و تحویل پلیس داده.

به خاطر اینکه پنگینگ مدت زیادی از عمر خود را با حیوانات و به دور از مردم گذرانده بود، تکلم را فراموش کرده و دیگر قادر به صحبت کردن نبود. همین امر باعث شده بود تا پلیس در ارتباط برقرار کردن با او دچار مشکل شود و نتواند هویت او را تشخیص دهد.

چند روز گذشت و تحقیقات پلیس به جایی نرسید تا اینکه خبر در روستا‌های اطراف منتشر شد. در این زمان بود که مردی ۴۵ ساله به نام سال لوئو که خود مأمور پلیس بود و در یکی از روستا‌های اطراف سکونت داشت، مدعی شد که مشخصات این دختر با فرزند آن‌ها که حدود ۱۸ سال پیش در جنگل مفقود شده است مطابقت دارد.

مأموران پلیس برای فهمیدن راز این دختر جنگلی از ادعای تنها کسانی که می‌گفتند او را می‌شناسند به سادگی نگذشتند و برای تحقیقات بیشتر از همسر سال لوئو به نام راچام سوی نیز خواستند تا به اداره پلیس بیاید و در صورت لزوم تست دی‌ان‌ای انجام دهد. اما به محض ورود راچام سوی همه از دیدن این همه شباهت بین این زن و دختر جنگل متحیر شدند و همین شباهت باعث شد تا از آن‌ها تست گرفته نشود.

قبل از پیدا شدن خانواده دختر، پلیس‌ها قصد داشتند او را در قفسی گذاشته و در تمام روستا‌های اطراف بگردانند تا شاید کسی او را بشناسد. پدر پنگینگ می‌گوید: «خدا را شکر می‌کنم که قبل از انداختن دخترم به داخل قفس و ما از موضوع اطلاع پیدا کردیم و او را به خانه بازگرداندیم.»

دختر

بازگشت به آغوش خانواده

زمانی که دختر جنگلی نزد خانواده‌اش باز می‌گشت، همه آن‌ها با ناباوری از بازگشت او اشک شادی می‌ریختند و نمی‌دانستند که این دختر دیگر مانند گذشته نیست و می‌تواند برایشان مشکلات بزرگی به وجود آورد. سال‌ها دوری از انسان‌ها و زندگی با حیوانات خلق و خوی این دختر را وحشی ساخته بود، ولی خانواده او امیدوار بودند بتوانند دوباره صحبت کردن و زندگی به طریقه انسان‌ها را به او بیاموزند و به همین دلیل از بردن روچام به بیمارستان برای تحقیقات جلوگیری کردند.

سال لوئو گم شدن دختر خود را این‌گونه شرح داد: «یک روز همراه با روچام و خواهر کوچکش برای چراندن گاو‌ها به جنگل رفته بودیم. او در آن زمان تنها هشت سال داشت و در کنار من مشغول دویدن و بازی کردن بود. یک لحظه از او غافل شدم و وقتی به خود آمدم، دیدم که دخترم آنجا نیست. من او را گم کرده بودم و تلاش برای یافتنش هم بی‌نتیجه بود. به سرعت به روستا بازگشتم و عده‌ای را برای کمک همراه خود بردم، اما گویا هر چه می‌گشتیم، کمتر می‌یافتیم. به گمان اینکه حتما او توسط حیوانات وحشی شکار شده و به لانه آن‌ها برده شده است به خانه برگشتم.

در تمام این سال‌ها من خودم را مسبب گم شدن و از دست دادن دخترمان می‌دانستم.» وقتی که خبرنگاران روزنامه گاردین برای گرفتن گزارش به روستای آن‌ها آمدند، پنگینگ با دیدن آن همه خبرنگار و دوربین‌هایشان بسیار ترسیده بود و از آن‌ها فرار می‌کرد. در ابتدا مادرش نمی‌گذاشت تا از او فیلم بگیرند، زیرا فکر می‌کرد که ممکن است با این کار او را عصبی کنند و پا به فرار بگذارد، اما کم‌کم پنگینگ آرام شد و دیگر نمی‌ترسید، اما همچنان پشت خانواده‌اش پنهان می‌شد.

خبرنگاران از یک روز زندگی او فیلم گرفتند. در موقع غذا پنگینگ نمی‌توانست با قاشق غذا بخورد، حتی نمی‌توانست آن را در دست بگیرد و به همین خاطر با دست غذا می‌خورد و بیشتر از اینکه بخواهد غذا را در دهانش بگذارد، روی خودش می‌ریخت. 

یک هفته بعد

تنها یک هفته بعد پنگینگ بسیاری از کار‌های شخصی را یاد گرفته بود و خانواده‌اش از این بابت بسیار خوشحال بودند. همچنین او سه کلمه پدر، مادر و دل‌درد را نیز می‌توانست بگوید. او به زبانی خاص صحبت می‌کرد و تنها چیزی که خیلی او را خوشحال می‌کرد و لبخند به لبش می‌نشاند، بازی با چند حیوان عروسکی و یک آینه بود.

روچام

روچام ۱۸ سال از زندگی‌خود را در جنگل و با حیوانات وحشی گذرانده است

پنگینگ وقتی تشنه یا گرسنه می‌شد، به دهانش اشاره می‌کرد، اما هنوز به جای راه رفتن روی دو پا، ترجیح می‌داد خود را روی زمین بکشد یا روی چهاردست و پا راه برود. همچنین هنوز در هنگام عصبانیت فریاد می‌کشید. خانواده پنگینگ لحظه‌ای او را از نظر دور نمی‌کردند تا دوباره به جنگل نگریزد، اما تمام تلاش‌ها بی‌نتیجه بود.

بازگشت به جنگل

در فوریه سال ۲۰۰۸ خبری از بازگشت این دختر به جنگل منتشر شد که خانواده‌اش نیز این خبر را تایید کردند، اما تنها چند روز بعد دوباره پنگینگ به خانه بازگشت. در گزارش بعدی که گاردین در جولای ۲۰۰۸ از او به چاپ رساند، این‌چنین آمده بود: «پنگینگ دیگر می‌تواند به تنهایی غذا بخورد و لباس‌های خود را عوض کند. حرف زدن او نیز تا حدی بهتر شده و منظور او قابل فهم است.

او حتی توانسته خود را با دیگران وفق داده و با خواهرزاده و برادرزاده‌هایش بازی کند، اما تمام این موضوعات چیزی نیستند که اندیشه فرار را از سر پنگینگ دور کنند.» در بیست و پنجم می‌۲۰۱۰، پنگینگ به بهانه حمام کردن از خانه خارج شد و بازنگشت. در اوایل ماه ژوئن همسایه‌ها او را در ۱۰۰ متری خانه در حالی که در گوشه‌ای نشسته و گریه می‌کرد یافتند.

داستان او باورنکردنی بود، زیرا او از آن مکان جایی نرفته بود و، چون راه خانه را گم کرده بود، مجبور شد ۱۱ روز را در آنجا سپری کند بلکه کسی رد شود و او را ببیند. اما تنها چند روز بعد او دوباره به جنگل گریخت و این بار دیگر کسی نتوانست او را پیدا کند. 

اولین انسان جنگلی

اولین و مشهورترین انسانی که در جنگل پیدا شد، پیتر وحشی بود. او با چهره‌ای خاص و مو‌هایی قهوه‌ای با سنی در حدود ۱۲ سال در ۲۷ جولای ۱۷۲۴ در جنگل هلپنسون در هانوور پیدا شد. او قادر بود به راحتی و مانند میمون‌ها از درخت‌ها بالا برود و از روی شاخه‌ها بپرد. او با ناخن‌هایش پوسته درختان را می‌کند و شیره‌ای را که از آن خارج می‌شد می‌مکید.

مرد

پس از اینکه پیتر به دست شکارچیان گرفته شد، برای انجام تحقیقات بیشتر به مرکزی در انگلیس انتقال داده شد. در این مرکز به او زندگی به روش انسان‌ها آموخته شد. پیتر ۶۷ سال در این مرکز زندگی کرد، دیگر تمام کارهایش را خودش انجام می‌داد، اما هیچ‌گاه نتوانست به خوبی صحبت کند و به‌جز نام خود و شاه جورج هرگز کلمه‌ای دیگر به زبان نیاورد، اما قدرت شنوایی او فوق‌العاده بود و مانند حیوانات بوی همه چیز را به خوبی متوجه می‌شد. هیچ‌کس داستان زندگی او و این را که چگونه در جنگل زندگی می‌کرد نفهمید.

پیتر وحشی

پیتر وحشی پس از مرگ در همان جنگلی به خاک سپرده شد که در آنجا زندگی‌کرده بود

بزرگ شده با گرگ‌ها

یکی دیگر از داستان‌های مربوط به انسان‌های بزرگ شده با حیوانات، داستان دو دختر است که با گرگ‌ها زندگی می‌کردند. این دو دختر در حالی که کنار هم در لانه یک گرگ خوابیده بودند، پیدا شدند. البته برخی معتقدند که این دو خواهر نبودند و دو دختر از خانواده‌های متفاوت بودند که توسط گرگ‌ها ربوده شده‌اند. زمانی که آن‌ها پیدا شدند آمالا ۱۸ ماهه بود و کامالا هشت سال داشت. در سال ۱۹۲۶ در بین مردم بنگال زمزمه‌های بسیاری از وجود شبح در جنگل‌های میدناپور شنیده می‌شد. 

کودکان

در این زمان بود که کشیش جوزف آمریتو لال سینگ تصمیم گرفت برای خاتمه بخشیدن به این شایعات به جنگل برود. او در نزدیکی لانه گرگ‌ها مخفی شد. وقتی گرگ‌ها یکی یکی از لانه خارج شدند، سینگ با صحنه‌ای باورنکردنی مواجه شد؛ دو موجود بسیار ترسناک که هم شبیه انسان بودند و هم نبودند در آنجا بودند.

سینگ می‌گوید: «دست و پایشان شبیه انسان بود، ولی سرهایشان بیشتر به گرگ‌ها شباهت داشت و چشم‌هایشان بسیار مخوف بود. آن‌ها روی چهار دست و پا راه می‌رفتند.» سینگ پس از اینکه از انسان بودن آن‌ها اطمینان پیدا کرد، در فرصتی مناسب که در لانه به خواب رفته بودند و گرگ‌ها نیز در لانه نبودند، آن‌ها را گرفته و با خود به شهر آورد.

سینگ نام آن‌ها را آمالا و کامالا گذاشت و به آن‌ها لباس و غذا داد، اما دختر‌ها دائم لباس‌های خود را پاره می‌کردند و تمایلی به خوردن غذای پخته نداشتند و تنها گوشت خام می‌خوردند. مانند گرگ‌ها می‌خوابیدند و در هنگام طلوع و غروب خورشید زوزه می‌کشیدند. این دو آن‌قدر چهار دست و پا راه رفته بودند که دیگر مفاصلشان به همان صورت شکل گرفته بود و حتی قادر نبودند روی دو پای خود بایستند، چه برسد به اینکه به وسیله آن‌ها راه بروند.

 آمالا و کامالا از بودن با انسان‌ها بیزار بودند و از آن‌ها دوری می‌کردند. اگر کسی آن‌ها را آزار می‌داد با گاز گرفتن از خودشان دفاع می‌کردند. سینگ می‌گوید: «حتی قدرت بینایی و شنوایی آنان نیز مانند گرگ‌ها قوی شده بود و کوچک‌ترین صدا‌ها را از دور تشخیص می‌دادند.»

سینگ که فردی تحصیل کرده بود، با وجود فقر تمام تلاش خود را برای بهبود حال آن‌ها و دور کردنشان از خلق و خوی گرگی به کار بست، اما آمالا در ۲۱ سپتامبر ۱۹۲۱ از دنیا رفت. این برای کامالا ضربه بزرگی بود و انسان‌ها را مقصر مردن خواهر خود می‌دانست. او برای مدت‌ها غذا نخورد و دائم ناله‌وار زوزه می‌کشید، اما پس از مدتی دوباره به حال عادی بازگشت، ولی گویا زندگی کامالا هم دور از خانواده گرگیش دوامی نداشت و او نیز در ۱۴ نوامبر ۱۹۲۹ با وجود تلاش پزشکان برای‌مداوای وی، از دنیا رفت.

انسان شامپانزه‌ای

بیلو- پسری اهل نیجریه که به تعبیر رسانه‌ها پسر شامپانزه‌ای است- در سال ۱۹۹۶ در جنگل‌های فالگور در نیجریه توسط شکارچیان در حالی که در میان شامپانزه‌ها بود و مانند آن‌ها رفتار می‌کرد، پیدا شد و به همین دلیل پسر شامپانزه‌ای لقب گرفت. زمانی که بیلو پیدا شد، درست مثل شامپانزه‌ها راه می‌رفت و دست‌هایش را روی زمین می‌کشید.

پوست

به همین خاطر پوست دستانش از بین رفته بود. هیچ‌کس نمی‌دانست که او در واقع چند سال دارد، ولی کسانی که او را یافته بودند، می‌گویند: «زمانی که او را یافتیم، در حدود دو سال داشت.» معلوم نبود که او چه مدت را با شامپانزه‌ها به سر برده بود، ولی محققان با بررسی رفتار‌های او این مدت را چیزی در حدود شش ماه دانستند.

اینکه چگونه بیلو به جنگل رفته بود یا چه کسی او را بی‌سرپناه در جنگل رها کرده بود، موضوعی بود که هرگز حل نشد، اما به خاطر ناتوانی‌های رفتاری بیلو، یکی از فرضیه‌هایی که می‌توانست به حقیقت بسیار نزدیک باشد، رها شدن او در جنگل توسط والدینش به خاطر عقب‌ماندگی او بود. بیلو به شهر آورده شد و، چون هیچ اطلاعی از خانواده‌اش به دست نیامد، به مرکز نگهداری از کودکان بی‌سرپرست در کانو در آفریقای جنوبی سپرده شد.

اما در آنجا نیز بچه‌ها را آزار می‌داد و وسایل آن‌ها را این‌سو و آن‌سو پرتاب می‌کرد، دائم بی‌قرار بود و به جای خوابیدن روی تختخوابش دائم روی آن جست و خیز می‌کرد. در سال ۲۰۰۲ و بعد از گذشت شش سال از زندگی در میان انسان‌ها و بازی با کودکان عادی، بیلو بسیار آرام‌تر شده بود و بسیاری از کار‌های خود را می‌توانست انجام دهد، اما او هرگز نتوانست صحبت کند یا بخندد.

 در مدتی که بیلو در شهر نگهداری شد، هرگز خوب نخوابید و از دیدن چهره خود در آینه نیز وحشت داشت. بسیاری از محققان معتقد بودند که دوری از مکانی که بیلو در آن رشد کرده است، ممکن است صدمه شدیدی به او وارد کند، اما با آرام‌تر شدن روز به روز بیلو همه فکر می‌کردند که او دارد با زندگی انسان‌ها خو می‌گیرد تا اینکه بالاخره در سال ۲۰۰۵، بیلو به دلایل نامعلومی‌که هرگز گفته نشد از دنیا رفت.

زندگی با میمون‌ها

جان سبونیا که البته به نام پسر میمونی نیز شناخته می‌شود، یکی دیگر از کودکانی است که در جنگل بزرگ شد. او با میمون‌ها زندگی می‌کرد. جان در سال ۱۹۸۰ به دنیا آمد. زمانی که او فقط سه سال داشت شاهد یکی از تلخ‌ترین خاطرات زندگیش بود که هیچ‌گاه از ذهنش پاک نمی‌شود. پدر و مادرش طبق معمول با هم مشاجره داشتند و جان در گوشه‌ای ایستاده و آن‌ها را نگاه می‌کرد و به جز گریه کردن کاری از دستش برنمی‌آمد. اما این بار با دفعات قبل فرق می‌کرد؛ او شاهد قتل مادرش به دست پدرش بود.

میمون

جان که بسیار ترسیده بود، بی‌هدف به سمت جنگل آگاندان که به خاطر داشتن تعداد زیادی میمون سبز آفریقایی معروف است فرار کرد و هیچ‌گاه بازنگشت. در سال ۱۹۹۱ وقتی میلی- که یکی از زنان قبیله‌ای ساکن در آن حوالی بود- در جنگل پرسه می‌زد، او را که در شکاف یک درخت پنهان شده بود پیدا کرد. میلی جان را با خود به دهکده آورد. جان نیز در برابر آمدن هیچ مقاومتی از خود نشان نداد. خانواده میلی، سرپرستی جان را به‌عهده گرفتند و حتی با چوب و سنگ از او در برابر دیگران دفاع می‌کردند.

وقتی خانواده میلی قصد تمیز کردن او را داشتند، با تعجب فراوان دیدند که بدن او با مو‌هایی به نام‌هایپر تریکاسیس که معمولا روی بدن حیوانات می‌روید، پوشیده شده است. همین‌طور روی تمام بدنش جای زخم و خراش بود. زانوهایش هم به دلیل راه رفتن روی چهار دست و پا زخمی شده و پینه بسته بودند. او برای معالجه و نگهداری به پل و مولی واسوا که مدیریت یک موسسه خیریه را برعهده داشتند، سپرده شد.

پسر جنگلی 

جان به خاطر زندگی به شیوه میمون‌ها و راه‌رفتن مانند آنها مدت‌ها طول کشید تا بتواند مانند انسان‌ها رفتار کند

در آن زمان هنوز هویت جان مشخص نبود و، چون او نمی‌توانست صحبت کند چیزی در مورد سرگذشتش نمی‌توانست بگوید. خانم و آقای واسوا عکس او را به رسانه‌ها دادند و در کل شهر پخش کردند. پدرش که به اتهام قتل درجه دو هنوز در زندان به سر می‌برد، تصویر پسرش را در خبر‌ها دید و پلیس را از ماجرا آگاه کرد. در مرکزی که جان نگهداری می‌شد، همه‌جور امکانات رفاهی برای کودکان وجود داشت. همچنین پزشکانی که در آنجا حضور داشتند، به وضع سلامت بچه‌ها رسیدگی می‌کردند.

بعد از معاینات و انجام یک‌سری آزمایش‌ها مشخص شد که در بدن جان کرم‌هایی به وجود آمده است که اگر از بین نرود، باعث مرگ او می‌شوند. تمام این بیماری‌ها به خاطر تغذیه نادرست بود و همین امر باعث شد تا پزشکان اطمینان پیدا کنند که او در جنگل همراه میمون‌ها زندگی می‌کرده است و از غذای آن‌ها می‌خورده. جان که تا آن روز تنها بلد بود از خود صدا‌های عجیب درآورد و در هنگام ناراحتی فریاد می‌کشید، کم‌کم صحبت کردن، خندیدن و گریه کردن را می‌آموخت و یاد می‌گرفت چطور با دیگران ارتباط برقرار کند.

پسر

وقتی جان پیدا شد به خاطر تغذیه نادرست در شرایطی بحرانی به سر می‌برد و به همین دلیل مدتی در بیمارستان بستری بود

محققان یادگیری او در زمانی کوتاه را به خاطر آن دانستند که او قبل از زندگی در جنگل می‌توانسته صحبت کند. طبق اخباری که از او در سال ۲۰۰۲ منتشر شد، او نه‌تن‌ها می‌توانسته حرف بزند بلکه در گروه کر کودکان بی‌سرپرست به نام مروارید آفریقا آواز می‌خوانده و برای جمع کردن کمک‌های مردمی به شهر‌های مختلف نیز با آن گروه سفر کرده است. شبکه خبری بی‌بی‌سی نیز مستندی از زندگی این پسر به نام گواه زنده ساخت که این فیلم در سیزدهم اکتبر ۱۹۹۹ نمایش داده شد.

پسر گرگی

دینا سانیچار نام پسری هندی بود که به خاطر شباهتش به گرگ‌ها به او لقب پسر گرگی داده بودند. داستان این پسر یکی از قدیمی‌ترین داستان‌هایی است که در مورد انسان‌های بزرگ شده با حیوانات شنیده شده و در همان زمان در سراسر دنیا غوغایی به‌پا کرد. وقتی دینا در سال ۱۸۶۷ در میان جنگل‌های بولندایر توسط شکارچیان گرفته شد، تقریبا پنج، شش سال داشت.

دینا سانیچار

دینا سانیچار به دلیل زندگی با گرگ‌ها مانند آنها شده و به پسر گرگی معروف شده بود  

شکارچیان شاهد بودند که گروهی از گرگ‌ها وارد یک غار شدند؛ در حالی که موجودی عجیب‌الخلقه که هم شبیه انسان و هم شبیه به گرگ بود و مانند گرگ‌ها روی چهار دست و پا راه می‌رفت، همراهشان وارد غار شد.

آن‌ها برای دور کردن گرگ‌ها از غار، آتش روشن کرده و با ترساندنشان، گرگ‌ها را فراری دادند، اما تا دینا خواست فرار کند او را گرفتند. وقتی او را به بولند شایر آوردند، بسیار عصبی بود و دائم می‌خواست از دست انسان‌ها فرار کند. 

مرد

حتی چند بار کسانی را که نگهش داشته بودند به شدت گاز گرفت. اهالی دهکده مجبور به زندانی کردن او در یک اتاق کوچک شدند. دینا فقط گوشت خام می‌خورد، نمی‌توانست در بشقاب غذا بخورد و اگر در ظرف به او غذا می‌دادند روی زمین برمی‌گرداند و از روی زمین می‌خورد. طاقت پوشیدن لباس نداشت و هرچه تنش می‌کردند، با چنگ و دندان پاره می‌کرد و درمی‌آورد. بعد از مدتی بالاخره یاد گرفت لباس بپوشد و غذای پخته شده بخورد، اما هیچ‌گاه نتوانست حرف بزند.

شاهکار یک پدر مادر ایرانی در تولد فرزندشان

عکسی از جشن تولد یک والدین ایرانی برای فرزندشان با تم و تشکیلات عجیب و ذکر کادو در فضای مجازی سوژه شده است.

این روزها باب شده است که برخی والدین برای تولد فرزندان کوچکشان جشن‌های پر سروصدا و لاکچری می‌گیرند و در فضای مجازی منتشر می‌کنند این در حالی است که بسیاری از پدر و مادرهای ایرانی توانایی برگزاری یک جشن ساده برای فرزندانشان را هم ندارند.شاهکار یک پدر مادر ایرانی در تولد فرزندشان

شاهکار یک پدر مادر ایرانی در تولد فرزندشان

 

تاثیر مصرف ماهی در بارداری بر امگا 3 جنین

ماهی

ماهی

ارتباط مصرف ماهی در بارداری با کاهش آلرژی غذایی کودک

یکی از خوراکی هایی که وجود آن در رژیم غذایی هر شخصی لازم و ضروری است ماهی می باشد ، این خوراکی فواید زیادی را برای بدن دارد ، خوردن ماهی به مادران باردار توصیه می شود ، چرا که این غذا بر روی هوش نوزادشان تاثیر مثبت می گذارد.

غذاهایی که می خوریم، بر سلامتمان تاثیر مستقیم دارند و به همین دلیل باید در انتخاب نوع غذا دقت کرد. برخی غذاها باعث بهبود وضعیت پوست و مو می شوند، برخی آرام بخش اند و بعضی هم به افزایش هوش کمک می کنند…

ماهی یکی از غذاهایی است که باعث افزایش هوش کودکان می شود و والدین باید آن را در رژیم غذایی فرزندشان بگنجانند اما نتایج بررسی های جدید نشان داده است بهترین زمان مصرف ماهی برای افزایش هوش و بهبود رشد مغزی بچه ها، قبل از تولد آنها و در زمان بارداری مادر است.

نتایج مطالعه های محققان علوم تغذیه نشان داده مصرف ماهی به خصوص ماهی هایی که سرشار از اسیدهای چرب امگا3 هستند، فواید فراوانی دارد که با بهبود وضعیت رشد کودکان مرتبط است.به گفته محققان، زنانی که در طول بارداری ماهی چرب مصرف می کنند موجب می شوند ریسک ابتلای کودک شان به آلرژی های غذایی کاهش یابد.

محققان دریافتند مصرف ماهی در طول بارداری یا در طول دوره شیردهی با کاهش ریسک ابتلای کودک به آلرژی های غذایی، آسم، اگزما یا زکام بهاره مرتبط است.

مصرف ماهی در بارداری

مصرف ماهی در بارداری ریسک آلرژی غذایی کودک را کاهش میدهد

یافته های تحقیقاتی محققان دانشگاه چالمرز سوئد نشان می دهد کودکانی که تا قبل از 11 ماهگی در معرض مصرف ماهی و تخم مرغ که منابع اصلی اسیدهای چرب اُمگا-3 هستند، قرار می گیرند کمتر در معرض ریسک ابتلا به آلرژی ها قرار دارند.

کارین جانسون، عضو تیم تحقیق، در این باره می گوید:«به نظر می رسد مصرف ماهی در خانواده موجب کاهش ریسک ابتلا به آلرژی ها می شود.»

به گفته محققان کودکانی که در اوایل زندگی شان ماهی، تخم مرغ و آرد می خورند کمتر مبتلا به آلرژی ها می شوند، چراکه میزان اُمگا-3 خون شان بالاتر است.

نتایج نشان داد در هنگام تولد و همچنین در سن 4 ماهگی، کودکان سالم تر دارای نسبت بیشتر اسید چرب اُمگا-3 در خون شان بودند. سطح اُمگا-3 با مصرف ماهی چرب توسط مادر مرتبط است.

به گفته جانسون، مادر کودکان دارای میزان بالای اُمگا-3 در خون شان در طول بارداری و شیردهی ماهی بیشتری مصرف کرده اند.

۸ چیز زنانه که در ابتدا برای مردان ساخته شده بودند

حالا شاید باورش سخت باشد اما برند ویکتوریا سکرت در واقع برای مردان ساخته شد. و این تنها یک نمونه از باریک بودن مرز میان دو جنس زن و مرد است.

در ادامه از چیرهایی خواهیم گفت که گرچه حالا متعلق به زنان دانسته می شوند، اما در ابتدا برای مردان ساخته شدند.

۱- نوار بهداشتی

۸ چیز زنانه که در ابتدا برای مردان ساخته شده بودند

نوار بهداشتی های یک بار مصرف توسط فردی به نام بنجامین فرانکلین تولید شدند. کارکرد اصلی آن ها کمک به توقف خونریزی در سربازان زخمی بود و بعدها پرستاران زن به استفاده از این نوارهای بهداشتی روی آورند چرا که از قدرت جذب برخوردار بودند و استفاده از آن ها راحت بود.

2- کفش پاشنه بلند

۸ چیز زنانه که در ابتدا برای مردان ساخته شده بودند

قدمت کفش های پاشنه بلند می تواند به ایران قرن پانزدهم میلادی بازگردد. در حقیقت، سربازان ایرانی کفش های پاشنه بلند به پا می کردند تا پاهایشان در رکاب اسب محکم بماند. بعدها مهاجران ایرانی کفش های پاشنه بلند را به اروپا آوردند و اشرافیون مرد برای بلندتر دیده شدن قدشان از آن استفاده می کردند.

3- یوگا

۸ چیز زنانه که در ابتدا برای مردان ساخته شده بودند

تصور می شود ریشه ی یوگا به برهمین ها بازمی گردد که روحانیون سیستم طبقاتی هند بودند. بعداً یوگا توسط مردان به غرب آورده شد و رفته رفته میان زنان محبوبیت پیدا کرد.

4- کراپ تاپ

۸ چیز زنانه که در ابتدا برای مردان ساخته شده بودند

کراپ تاپ این روزها محبوبیت زیادی میان زنان دارد. با این حال، این لباس در ابتدا توسط مردان و برای مردان به وجود آمد و پیش از آنکه زنان شروع به پوشیدن آن کنند، سال ها در مُد آقایان وجود داشت. مردان بدنساز برای در رفتن از قوانین پوشش آن زمان باشگاه های ورزشی، پایین پیراهن های خود را را می بریدند، چون اجازه نداشتند بدون لباس ورزش کنند.

5- کیف دستی

۸ چیز زنانه که در ابتدا برای مردان ساخته شده بودند

کارکرد اولیه کیفی دستی برای حمل پول بود. این کیف ها به دلیل کاربردی بودن شان میان مردان محبوبیت داشتند. به مرور زمان، زنان شروع به استفاده ی هر چه بیشتر از این کیف ها کردند و اینگونه شد که کیف های دستی به جزئی از مُد بدل شدند.

6- جوراب شلواری

۸ چیز زنانه که در ابتدا برای مردان ساخته شده بودند

جوراب شلواری ها و جوراب های بالای زانو در ابتدا برای مردان بودند. مردان اروپایی هنگام اسب سواری از آن ها استفاده می کردند.

علت گریه های نوزادان چیست

گریه نوزاد

گریه نوزاد

چند اشتباه رایج راجع به گریه نوزاد

نوزادان گریه می کنند و هیچ راهی برای خلاصی از گریه آنها وجود ندارد. از آنجا که نوزاد نمی تواند حرف بزند، گریه او ممکن است برای والدینش نگران کننده باشد و از خود بپرسند “از کجا بفهمیم مشکلش چیست؟” فهمیدن علت گریه نوزاد ممکن است در آغاز دشوار باشد ولی باید توجه داشت که قسمت بزرگی از بچه بزرگ کردن آزمون و خطاست و والدین خیلی زود یاد خواهند گرفت که چگونه نیاز های کودک خود را پیش بینی کنند.

1) اگر خوب به نوزاد برسیم، اصلا گریه نمی کنداین طور نیست.
همه نوزادان لااقل روزی 2 ساعت گریه می کنند. گریه بخشی از زندگی نوزادان (بچه های زیر یک ماه) و شیرخواران (بچه های زیر 2 سال) است؛ یعنی نمی شود حذفش کرد ولی می شود علتش را فهمید تا راحت تر و زودتر آرامشان کرد.

2) وقتی یک نوزاد گریه می کند، یعنی یک مشکلی دارد
نه لزوما! گریه نوزادان گاهی طبیعی است، گاهی غیرطبیعی. گاهی ممکن است یک نوزاد حتی متعاقب یک شادی یا هیجان معمولی هم بزند زیر گریه.

3) این بچه خیلی شدید گریه می کند! حتما کولیک دارد
نه لزوما! گریه های شدید، علل متعددی دارند. گریه ناشی از کولیک، گریه شدیدی است که اقلا 3 ساعت در روز طول بکشد، دست کم 3 روز در هفته تکرار شود و حداقل تا 3 هفته پشت سر هم ادامه پیدا کند. کولیک شیرخواران در 3 ماهه اول عمر شایع تر است و معمولا تا پایان 3 ماهگی تمام می شود. با این حساب، می شود حدس زد که خیلی از گریه های شدیدی که به کولیک نسبت می دهیم، ربطی به کولیک ندارد.

4) باید به گریه نوزاد بی اعتنایی کنیم تا خودش آرام شود
این بدترین کار است. اولا باید سعی کنیم نوزادمان حتی المقدور به گریه نیفتد. مثلا می توانیم جلوی گریه های قابل پیش بینی اش را بگیریم، یعنی نباید آنقدر صبر کنیم که بچه از شدت گرسنگی و تشنگی به گریه بیفتد. حتی بعضی بچه ها وقتی به این مرحله می رسند، آنقدر عصبی می شوند که دیگر حاضر به غذا خوردن نیستند. در برابر گریه های غیرقابل پیش بینی هم باید صبور باشیم. بچه هایی که والدینشان، آنها را در آغوش می گیرند و به آنها محبت می کنند، خیلی زودتر آرام می شوند.

گریه نوزاد

گریه نوزادان

5) گریه این بچه به خاطر گرسنگی نیست، همین دو ساعت پیش غذا خورده!
بیشتر شیرخواران نیاز دارند هر 2 تا 3 ساعت یک بار چیزی بخورند. در این میان، بعضی شیرخواران هستند که وقتی گرسنگی سراغشان می آید، بدجوری شلوغ می کنند. این کودکان ممکن است آنقدر هنگام شیر خوردن هل بزنند که همراه با شیر، مقداری هوا ببلعند و در نتیجه، دچار نفخ و دل درد شوند و بزنند زیر گریه.

6) گریه این بچه به خاطر خواب آلودگی نیست، امروز 10 ساعت خوابیده!
نوزادان در طول روز نیاز دارند که 16 ساعت (و گاهی بیشتر) بخوابند.

7) گریه نوزادان در بدو تولد، نمادی است از درد و رنج هایی که باید در طول زندگی تحمل کند
شاید این حرف از نظر خیلی ها اشتباه نباشد ولی پزشکان، نظر دیگری دارند. یک بادکنک را در نظر بگیرید که می خواهید بادش کنید. اولین دمی که در این بادکنک می دمید، باید آنقدر قوی باشد که بتواند آن را از حالت خوابیده خارج کند. بعد که مقداری بادش کردید، می توانید خیلی راحت تر و با زور کمتری در آن بدمید. ریه های ما هم تا وقتی در رحم زندگی می کنیم و هنوز به دنیا نیامده ایم، کاملا خوابیده اند و هیچ هوایی داخلشان نیست. اولین نفسی که باید در بدو تولد، این ریه های خوابیده را باز کند، باید قوی و عمیق باشد. گریه ، همان اولین تنفس عمیق و قوی است.

علت گریه های نوزادان چیست

گریه نوزاد

گریه نوزاد

چند اشتباه رایج راجع به گریه نوزاد

نوزادان گریه می کنند و هیچ راهی برای خلاصی از گریه آنها وجود ندارد. از آنجا که نوزاد نمی تواند حرف بزند، گریه او ممکن است برای والدینش نگران کننده باشد و از خود بپرسند “از کجا بفهمیم مشکلش چیست؟” فهمیدن علت گریه نوزاد ممکن است در آغاز دشوار باشد ولی باید توجه داشت که قسمت بزرگی از بچه بزرگ کردن آزمون و خطاست و والدین خیلی زود یاد خواهند گرفت که چگونه نیاز های کودک خود را پیش بینی کنند.

1) اگر خوب به نوزاد برسیم، اصلا گریه نمی کنداین طور نیست.
همه نوزادان لااقل روزی 2 ساعت گریه می کنند. گریه بخشی از زندگی نوزادان (بچه های زیر یک ماه) و شیرخواران (بچه های زیر 2 سال) است؛ یعنی نمی شود حذفش کرد ولی می شود علتش را فهمید تا راحت تر و زودتر آرامشان کرد.

2) وقتی یک نوزاد گریه می کند، یعنی یک مشکلی دارد
نه لزوما! گریه نوزادان گاهی طبیعی است، گاهی غیرطبیعی. گاهی ممکن است یک نوزاد حتی متعاقب یک شادی یا هیجان معمولی هم بزند زیر گریه.

3) این بچه خیلی شدید گریه می کند! حتما کولیک دارد
نه لزوما! گریه های شدید، علل متعددی دارند. گریه ناشی از کولیک، گریه شدیدی است که اقلا 3 ساعت در روز طول بکشد، دست کم 3 روز در هفته تکرار شود و حداقل تا 3 هفته پشت سر هم ادامه پیدا کند. کولیک شیرخواران در 3 ماهه اول عمر شایع تر است و معمولا تا پایان 3 ماهگی تمام می شود. با این حساب، می شود حدس زد که خیلی از گریه های شدیدی که به کولیک نسبت می دهیم، ربطی به کولیک ندارد.

4) باید به گریه نوزاد بی اعتنایی کنیم تا خودش آرام شود
این بدترین کار است. اولا باید سعی کنیم نوزادمان حتی المقدور به گریه نیفتد. مثلا می توانیم جلوی گریه های قابل پیش بینی اش را بگیریم، یعنی نباید آنقدر صبر کنیم که بچه از شدت گرسنگی و تشنگی به گریه بیفتد. حتی بعضی بچه ها وقتی به این مرحله می رسند، آنقدر عصبی می شوند که دیگر حاضر به غذا خوردن نیستند. در برابر گریه های غیرقابل پیش بینی هم باید صبور باشیم. بچه هایی که والدینشان، آنها را در آغوش می گیرند و به آنها محبت می کنند، خیلی زودتر آرام می شوند.

گریه نوزاد

گریه نوزادان

5) گریه این بچه به خاطر گرسنگی نیست، همین دو ساعت پیش غذا خورده!
بیشتر شیرخواران نیاز دارند هر 2 تا 3 ساعت یک بار چیزی بخورند. در این میان، بعضی شیرخواران هستند که وقتی گرسنگی سراغشان می آید، بدجوری شلوغ می کنند. این کودکان ممکن است آنقدر هنگام شیر خوردن هل بزنند که همراه با شیر، مقداری هوا ببلعند و در نتیجه، دچار نفخ و دل درد شوند و بزنند زیر گریه.

6) گریه این بچه به خاطر خواب آلودگی نیست، امروز 10 ساعت خوابیده!
نوزادان در طول روز نیاز دارند که 16 ساعت (و گاهی بیشتر) بخوابند.

7) گریه نوزادان در بدو تولد، نمادی است از درد و رنج هایی که باید در طول زندگی تحمل کند
شاید این حرف از نظر خیلی ها اشتباه نباشد ولی پزشکان، نظر دیگری دارند. یک بادکنک را در نظر بگیرید که می خواهید بادش کنید. اولین دمی که در این بادکنک می دمید، باید آنقدر قوی باشد که بتواند آن را از حالت خوابیده خارج کند. بعد که مقداری بادش کردید، می توانید خیلی راحت تر و با زور کمتری در آن بدمید. ریه های ما هم تا وقتی در رحم زندگی می کنیم و هنوز به دنیا نیامده ایم، کاملا خوابیده اند و هیچ هوایی داخلشان نیست. اولین نفسی که باید در بدو تولد، این ریه های خوابیده را باز کند، باید قوی و عمیق باشد. گریه ، همان اولین تنفس عمیق و قوی است.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

والدین اغلب به دنبال بهترین راه‌ها برای قوی و سالم نگه داشتن فرزندان خود هستند. بزرگترین چالشی که در این زمینه وجود دارد، تغذیه کودک است که چه بخورد تا باهوش‌تر و قوی‌تر شود؟ تحقیقات زیادی در این زمینه صورت گرفته که کودکان در حال رشد چه غذاهایی مصرف کنند تا تمام مواد مغذی مورد نیاز برای داشتن سلامت جسمانی را دریافت کنند. در خصوص تغذیه لازم برای تقویت مغز هم باید گفت غذایی جادویی‌ای وجود ندارد که یک‌شبه کودک را به یک نابغه تبدیل کند، اما غذاهایی وجود دارند که مصرف منظم آنها، به رشد مغز و تقویت توانایی‌های شناختی در کودکان کمک می‌کند. مواد مغذی موجود در غذاها منبع سوختی برای مغز هستند. آنچه برای تغذیه کودک خود انتخاب می‌کنید می‌تواند در یادگیری، درک و حافظه کودک مؤثر باشد.

در ادامه چند ماده غذایی مقوی که به افزایش بهره‌وری مغز کودکان کمک می‌کند، معرفی می‌شود.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

۱. توت‌ها

یکی از بهترین خوراکی‌هایی که به تقویت عملکرد مغز کودکان کمک می‌کند، توت‌های خوشمزه و مغذی هستند. تحقیقات نشان می‌دهد خوردن توت سفید با تقویت قدرت مغز و حافظه مرتبط است. این میوه به دلیل داشتن ترکیبات مفید، دوره ماندگاری اطلاعات و خاطرات در مغز را افزایش می‌دهد. هم‌چنین توت‌ها منبع خوبی از چربی‌های امگا ۳ هستند.

بر اساس مطالعات، مصرف توت فرنگی نیز می‌تواند به مرور زمان کاهش حافظه را به تعویق بیندازد و به بهبود حافظه کمک کند.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

۲. سیب

بر اساس مطالعات، سیب می‌تواند به کاهش آسیب‌های شیمیایی در سلول‌های مغز کمک کند. سیب حاوی کوئرستین است که یک آنتی‌اکسیدان مفید برای بهبود مهارت‌های ذهنی محسوب می‌شود. اگر کودک شما روزانه یک سیب مصرف کند، مقاومت مغز او در آسیب‌های شیمیایی بیشتر می‌شود و ذهن پویاتری خواهد داشت.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

۳. تخم‌مرغ

محققان دریافته‌اند که خوردن تخم‌مرغ به عنوان وعده صبحانه در کودکان، اسیدهای امگا ۳ مورد نیاز را تأمین می‌کند و باعث تقویت انتقال‌دهنده‌های عصبی در مغز کودک می‌شود. هم‌چنین تخم‌مرغ حاوی ویتامین E است که به مبارزه با افسردگی کمک می‌کند. تخم مرغ منبع خوبی از مواد مغذی برای رشد و نمو است و به طور قابل توجهی فرایند رشد را در کودکان خردسال بهبود می‌بخشد.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

۴. گیاهان و سبزیجات

سبزیجات برگ‌دار: مانند اسفناج، کلم پیچ و کلم سرشار از ویتامین های B۶، B۱۲، آهن و فولات هستند. مطالعات نشان می‌دهد خوردن تنها یک وعده سبزیجات برگ‌دار در روز خطر زوال عقل و پیری مغز را تا چهار سال کاهش می‌دهد.

تخم کدو تنبل: خوردن روزانه یک مشت تخم کدو تنبل به بهبود مهارت‌های شناختی و حافظه در سنین پایین کمک می‌کند.

غلات کامل: سبوس، بلغور جو دوسر، برنج قهوه‌ای و جوانه گندم همگی حاوی مقدار زیادی ویتامین B۶ و فولات هستند که جریان خون را به مغز افزایش می‌دهد.

دانه‌ها و مغزها: مغزها با فراهم کردن اسیدهای چرب امگا ۳ و امگا ۶ به بهبود خلق و خو کمک کرده و تیامین و منیزیم موجود در آنها حافظه را تقویت می‌کند.

کلم بروکلی: منبع فوق العاده ویتامین K است که عملکرد شناختی و قدرت مغز را بهبود می‌بخشد.

گوجه فرنگی: این میوه حاوی لیکوپن است، یک آنتی اکسیدان قوی که با آسیب رادیکال‌های آزاد به سلول‌ها مبارزه کرده و از خطر ایجاد زوال عقل و به ویژه آلزایمر می‌کاهد. آب گوجه فرنگی نیز منبع خوبی از آهن است.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

۵. شکلات تلخ

هرچقدر رنگ شکلات تیره‌تر باشد، فواید آن نیز بیشتر است، چرا که مقادیر بیشتری فلاونوئید در خود دارد. فلاونوئید، آنتی‌اکسیدانی است که از آسیب سلولی جلوگیری می‌کند و میزان التهاب را کاهش می‌دهد. تحقیقات نشان می‌دهد که مصرف متعادل شکلات تلخ که حاوی ۷۰ درصد کاکائو است به بهبود سلامت مغز و تقویت سیستم ایمنی بدن کمک می‌کند. شکلات تلخ گردش خون در مغز را افزایش می‌دهد و در حفظ سلامت مغز و افزایش هوش معجزه می‌کند.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

 

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

والدین اغلب به دنبال بهترین راه‌ها برای قوی و سالم نگه داشتن فرزندان خود هستند. بزرگترین چالشی که در این زمینه وجود دارد، تغذیه کودک است که چه بخورد تا باهوش‌تر و قوی‌تر شود؟ تحقیقات زیادی در این زمینه صورت گرفته که کودکان در حال رشد چه غذاهایی مصرف کنند تا تمام مواد مغذی مورد نیاز برای داشتن سلامت جسمانی را دریافت کنند. در خصوص تغذیه لازم برای تقویت مغز هم باید گفت غذایی جادویی‌ای وجود ندارد که یک‌شبه کودک را به یک نابغه تبدیل کند، اما غذاهایی وجود دارند که مصرف منظم آنها، به رشد مغز و تقویت توانایی‌های شناختی در کودکان کمک می‌کند. مواد مغذی موجود در غذاها منبع سوختی برای مغز هستند. آنچه برای تغذیه کودک خود انتخاب می‌کنید می‌تواند در یادگیری، درک و حافظه کودک مؤثر باشد.

در ادامه چند ماده غذایی مقوی که به افزایش بهره‌وری مغز کودکان کمک می‌کند، معرفی می‌شود.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

۱. توت‌ها

یکی از بهترین خوراکی‌هایی که به تقویت عملکرد مغز کودکان کمک می‌کند، توت‌های خوشمزه و مغذی هستند. تحقیقات نشان می‌دهد خوردن توت سفید با تقویت قدرت مغز و حافظه مرتبط است. این میوه به دلیل داشتن ترکیبات مفید، دوره ماندگاری اطلاعات و خاطرات در مغز را افزایش می‌دهد. هم‌چنین توت‌ها منبع خوبی از چربی‌های امگا ۳ هستند.

بر اساس مطالعات، مصرف توت فرنگی نیز می‌تواند به مرور زمان کاهش حافظه را به تعویق بیندازد و به بهبود حافظه کمک کند.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

۲. سیب

بر اساس مطالعات، سیب می‌تواند به کاهش آسیب‌های شیمیایی در سلول‌های مغز کمک کند. سیب حاوی کوئرستین است که یک آنتی‌اکسیدان مفید برای بهبود مهارت‌های ذهنی محسوب می‌شود. اگر کودک شما روزانه یک سیب مصرف کند، مقاومت مغز او در آسیب‌های شیمیایی بیشتر می‌شود و ذهن پویاتری خواهد داشت.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

۳. تخم‌مرغ

محققان دریافته‌اند که خوردن تخم‌مرغ به عنوان وعده صبحانه در کودکان، اسیدهای امگا ۳ مورد نیاز را تأمین می‌کند و باعث تقویت انتقال‌دهنده‌های عصبی در مغز کودک می‌شود. هم‌چنین تخم‌مرغ حاوی ویتامین E است که به مبارزه با افسردگی کمک می‌کند. تخم مرغ منبع خوبی از مواد مغذی برای رشد و نمو است و به طور قابل توجهی فرایند رشد را در کودکان خردسال بهبود می‌بخشد.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

۴. گیاهان و سبزیجات

سبزیجات برگ‌دار: مانند اسفناج، کلم پیچ و کلم سرشار از ویتامین های B۶، B۱۲، آهن و فولات هستند. مطالعات نشان می‌دهد خوردن تنها یک وعده سبزیجات برگ‌دار در روز خطر زوال عقل و پیری مغز را تا چهار سال کاهش می‌دهد.

تخم کدو تنبل: خوردن روزانه یک مشت تخم کدو تنبل به بهبود مهارت‌های شناختی و حافظه در سنین پایین کمک می‌کند.

غلات کامل: سبوس، بلغور جو دوسر، برنج قهوه‌ای و جوانه گندم همگی حاوی مقدار زیادی ویتامین B۶ و فولات هستند که جریان خون را به مغز افزایش می‌دهد.

دانه‌ها و مغزها: مغزها با فراهم کردن اسیدهای چرب امگا ۳ و امگا ۶ به بهبود خلق و خو کمک کرده و تیامین و منیزیم موجود در آنها حافظه را تقویت می‌کند.

کلم بروکلی: منبع فوق العاده ویتامین K است که عملکرد شناختی و قدرت مغز را بهبود می‌بخشد.

گوجه فرنگی: این میوه حاوی لیکوپن است، یک آنتی اکسیدان قوی که با آسیب رادیکال‌های آزاد به سلول‌ها مبارزه کرده و از خطر ایجاد زوال عقل و به ویژه آلزایمر می‌کاهد. آب گوجه فرنگی نیز منبع خوبی از آهن است.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

۵. شکلات تلخ

هرچقدر رنگ شکلات تیره‌تر باشد، فواید آن نیز بیشتر است، چرا که مقادیر بیشتری فلاونوئید در خود دارد. فلاونوئید، آنتی‌اکسیدانی است که از آسیب سلولی جلوگیری می‌کند و میزان التهاب را کاهش می‌دهد. تحقیقات نشان می‌دهد که مصرف متعادل شکلات تلخ که حاوی ۷۰ درصد کاکائو است به بهبود سلامت مغز و تقویت سیستم ایمنی بدن کمک می‌کند. شکلات تلخ گردش خون در مغز را افزایش می‌دهد و در حفظ سلامت مغز و افزایش هوش معجزه می‌کند.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

 

چگونه می‌توان درد مفصل ران را در بارداری تسکین داد؟

چگونه می‌توان درد مفصل ران را در بارداری تسکین داد؟

چگونه می‌توان درد مفصل ران را در بارداری تسکین داد؟

درد لگن در دوران بارداری به دلایل مختلف از تغییرات طبیعی بارداری تا شرایط جدی پزشکی متداول است. یک مطالعه نشان داد که 32.1٪ از زنان در میان 184 زنی که در  بیمارستان زایمان کرده اند در دوران بارداری درد مفصل ران داشته اند. اکثر زنان باردار به دلیل فشار کودک در حال رشد و هورمون هایی که بدن را برای زایمان آماده می کنند نزدیک به موعد مقرر دچار درد در مفصل ران می شوند. این حالت معمولاً به صورت درد ناگهانی یا تدریجی مبهم یا شدید در ناحیه لگن احساس می شود. برای آگاهی از دلایل و نکات تسکین درد مفصل ران در دوران بارداری است.

چه عواملی باعث درد در مفصل ران می شود؟

دلایل درد مفصل ران در بارداری ممکن است در هر سه ماهه متفاوت باشد. اگرچه بیشتر خانم ها ممکن است در ناحیه موعد مقرر درد لگن را تجربه کنند، اما تعداد کمی از آنها ممکن است در هفته های اولیه بارداری یا در تمام دوران بارداری دچار درد مفصل ران شوند. دلایل شایع درد لگن بارداری ممکن است موارد زیر باشد

 

1- وضعیت خوابیدن:

حالت خوابیدن به پهلو معمولاً مهمترین علت درد مفصل ران در بارداری است. با پیشرفت بارداری مادران نمی توانند به پشت یا جلو بخوابند و خوابیدن به پهلو را راحت می دانند. اما ممکن است باعث افزایش درد در ناحیه ران شود. بیشتر خانمها ممکن است شب هنگام از خوابیدن برای مدت طولانی دراز بکشند.

 

2- هورمون رلاکسین:

هورمون های بارداری مانند ریلکسین می تواند دلیل درد مفصل ران و لگن درد در برخی از زنان باشد. این هورمون ها ممکن است بافت های همبند را نرم و شل کنند و در نتیجه مفاصل و رباط ها بین استخوان های لگن شل شوند. اگرچه این فرایند برای سازگاری رحم در حال رشد و زایمان مورد نیاز است اما می تواند دردناک باشد.

 

3- درد رباط گرد:

درد شدید در ناحیه شکم یا کشاله ران در سه ماهه دوم می تواند به دلیل درد رباط گرد باشد. این رباط ها از رحم در هر طرف حمایت می کنند. حرکت سریع ممکن است در بعضی از زنان باعث انقباض رباط گرد و درد شود.

 

4- سیاتیک:

فشاری که رحم بر عصب سیاتیک وارد می کند ممکن است در سه ماهه سوم درد ایجاد کند. این غالباً سیاتیک نامیده می شود و معمولاً با احساس گزگز در لگن، باسن و ران همراه است.

 

5- وضعیت بد بدن:

بارداری ممکن است به دلیل رشد شکم و شل شدن رباط ها و مفاصل تراز بندی بدن را تغییر دهد. در صورت عدم اصلاح وضعیت بد طبیعی طبیعی در دوران بارداری برخی از خانم ها ممکن است دچار کمر درد و کمردرد شوند.

6- پوکی استخوان مفصل ران:

  پوکی استخوان مفصل ران معمولاً در سه ماهه سوم بارداری یا اوایل دوره به وجود می آید. زایمان دیده می شود. در بیشتر موارد علت دقیق TOH  این عارضه با شروع تدریجی یا ناگهانی درد شدید لگن مشخص می شود که به دلیل تحمل وزن بیشتر می شود. اسکن MRI  اگر درمان نشود یا تحمل وزن بدون محافظت به مدت طولانی ادامه یابد  TOH ممکن است منجر به شکستگی سر استخوان ران شود.

 

7- استئونکروز سر استخوان ران:

استئونکروز به دلیل اختلال در جریان خون در سر استخوان ران (استخوان ران) رخ می دهد. اگرچه علت دقیق آن ناشناخته است ، اما عوامل مختلفی از جمله سن بالای مادر، سطح کورتیزول مادر، سطح بالای پروژسترون و استروژن و آسیب مستقیم از رحم در حال رشد می تواند در بروز این بیماری نقش داشته باشد. این ممکن است اغلب منجر به درد شدید لگن شود و اغلب در سه ماهه سوم یا اوایل دوره پس از زایمان دیده می شود. هر دو طرف ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرند اما درگیری یک طرفه (یک طرفه) تحت تأثیر قرار گرفتن مفصل ران در زنان باردار معمول است.

 

8- ساکروایلییت التهابی:

ساکروایلییت التهاب یک یا هر دو مفصل ساکروایلیاک است که ستون فقرات پایین و لگن را به هم متصل می کند. این می تواند به دلیل افزایش استرس در مفصل ناشی از بارداری باشد و اغلب باعث درد مفصل ران می شود.

 

9- پارگی لابراتال استابولوم (لگن):

پارگی لابراست استابولوم یا لگن شامل آسیب بافتی و غضروفی لگن است. این ممکن است باعث درد مفصل ران شود و اغلب هنگام حرکت دادن آن احساس می کنید که پا و مفصل‌ها صدا میدهند. زنان باردار ممکن است به دلیل تغییر در مفصل به دلیل هورمون های بارداری به این حالت مبتلا شوند.

10- سندرم Cauda equina:

سندرم Cauda equina (CES) به دلیل فشرده سازی و آسیب دسته های عصبی به نام cauda equina اتفاق می افتد. این ممکن است در برخی از زنان باعث کمردرد، درد پا و مفصل ران شود و این یک اورژانس پزشکی است زیرا می تواند منجر به بی اختیاری روده و ادرار و فلج شود. فشرده سازی ناشی از بارداری از هر 10 هزار مورد در یک مورد مشاهده می شود و می تواند به دلیل استرس موقعیتی در کمر باشد. اگرچه بیشتر دلایل درد لگن می تواند در دوران بارداری طبیعی باشد و در نهایت برطرف شود شما ممکن است برای شناسایی علت دقیق آن به دنبال مراقبت های پزشکی باشید. پزشکان ممکن است کمک کنند تا علل احتمالی نگرانی رد شود.

منبع: www.momjunction.com