آیا خوردن انار در دوران بارداری بی‌خطر است؟

آیا خوردن انار در دوران بارداری بی‌خطر است؟

آیا خوردن انار در دوران بارداری بی‌خطر است؟

افزودن انار در سه ماهه اول بارداری خود راهی عالی برای ایجاد معیاری برای نیاز‌های تغذیه‌ای در دوران بارداری است. بارداری خاص‌ترین مرحله زندگی هر فرد است. با این حال بسیار خطرناک است. شما باید در مورد آنچه که مصرف می‌کنید و نحوه رفتار با بدن خود احتیاط کنید زیرا اکنون چیزی بیش از خودتان دارید که باید به آن‌ها فکر کنید. غذایی که مصرف می‌کنید باید بسیار سالم باشد. این میوه یک محصول عالی برای مصرف در دوران بارداری است. در اینجا چند دلیل برای مصرف انار در دوران بارداری آورده شده است. انار میوه‌ای فوق‌العاده با رنگ فوق‌العاده مایل به قرمز است. در داخل لایه پوست ضخیم، دانه‌های بسیار ریز به تعداد زیاد وجود دارند. انار یک میوه مهم برای افراد عادی و همچنین برای زنان باردار است تا مواد مغذی ضروری را در اختیار ما قرار دهد. معروف‌ترین آن به دلیل آنتی اکسیدان قوی آن است که حتی از سایر آنتی اکسیدان‌های موجود در غذا‌های طبیعی مؤثرتر است.

آیا انار برای بارداری مفید است؟

هر زمان که از پزشک یا متخصص تغذیه خود بپرسید که آیا می‌توانید در دوران بارداری انار بخورید یا خیر اکثر آن‌ها پاسخ مثبت می‌دهند و از شما می‌خواهند که آن را در رژیم بارداری خود بگنجانید. شواهد اثبات شده‌ای مبنی بر اثر مضر انار در دوران بارداری وجود ندارد. فواید زیادی دارد که در دوران بارداری انتخاب خوبی است. در ادامه به فواید مختلف خوردن انار در دوران بارداری اشاره می‌کنیم.

 فشار خون را کنترل می‌کند:

انار حاوی چندین ماده شیمیایی و عناصر مهم است که به کاهش فشار خون شما کمک می‌کند. انار به طور کلی میوه‌ای است که برای قلب شما فوق‌العاده مفید است. این برای زنان باردار مرتبط است زیرا آن‌ها اغلب از وضعیتی به نام پره اکلامپسی رنج می‌برند. این بیماری منجر به افزایش فشار خون می‌شود. گنجاندن انار در رژیم غذایی روزانه به کنترل فشار خون و جلوگیری از پره اکلامپسی کمک می‌کند.

 منبع غنی ویتأمین C:

انار منابع غنی ویتأمین C است. ویتأمین C کمک زیادی به تقویت سیستم ایمنی بدن شما می‌کند. این عملکرد انار در دوران بارداری از اهمیت بالایی برخوردار است. سیستم ایمنی قوی به مادر کمک می‌کند تا بهتر از خود و همچنین فرزندش مراقبت کند. همچنین ویتأمین C در دوران بارداری برای رشد استخوان‌های کودک بسیار مهم است.

 وجود آنتی اکسیدان‌ها:

آنتی اکسیدان‌های موجود در انار سلول‌های بدن ما را بازسازی می‌کند و به بدن کمک می‌کند تا اکسیژن بیشتری مصرف کند و در نتیجه تمام عملکرد‌های بدن ما را تنظیم می‌کند. این ما را سالم‌تر و جوان‌تر می‌کند. انار منبع غنی آنتی اکسیدان است و بنابراین هم برای مادر و هم برای کودک عالی است.

 تراکم استخوان کودک را بهبود می‌بخشد:

انار تأثیر مفیدی بر رشد استخوان‌های کودک دارد. مصرف این میوه نه تنها تراکم استخوان مادر باردار را بهبود می‌بخشد بلکه تراکم استخوان کودک او را نیز بهبود می‌بخشد.

 خواص ضد باکتریایی:

انار در درمان انواع مختلف عفونت مفید است. بنابراین مصرف آن‌ها در دوران بارداری به محافظت از مادر و نوزاد در برابر میکروب‌های خارجی کمک می‌کند. در واقع انار از زمان‌های قدیم برای دفع عفونت استفاده می‌شده است.

 سرشار از فیبر:

انار دارای محتوای فیبری زیادی است. یکی از مشکلات عمده زنان باردار یبوست است. بنا به دلایلی با حمل یک انسان دیگر حرکات روده خود را به هم میریزید. با مصرف مقدار کافی فیبر می‌توان به میزان قابل توجهی با مشکل یبوست در دوران بارداری مقابله کرد.

 آهن:

کمبود این ماده معدنی خاص باعث ایجاد مشکلات زیادی برای مادران باردار می‌شود. اول اینکه احتمال به دنیا آوردن نوزادشان قبل از موعد مقرر افزایش می‌یابد. ثانیاً نوزاد پس از تولد ضعیف می‌شود و اغلب وجودش در خطر است. پزشکان معمولاً از زنان باردار می‌خواهند که مکمل‌های آهن مصرف کنند. انار منبع غنی آهن است و بنابراین باید به مقدار مناسب مصرف شود.

 محافظت از بافت مغز:

انار همچنین برای رشد بافت مغز نوزاد مفید است. مطالعه‌ای که اخیراً توسط زیست‌شناسان انجام شده است نشان می‌دهد که مصرف انار به دلیل کاهش اکسیژن‌رسانی به بافت مغزی نوزاد در برابر هرگونه آسیبی کمک می‌کند.

 کاهش احتمال بیماری قلبی:

آنتی اکسیدان‌های موجود در انار برای کاهش بیماری‌های قلبی بسیار مفید است. خطر حمله قلبی را کاهش می‌دهد و سطح کلسترول بد خون را کاهش می‌دهد که برای زنان باردار بسیار مفید است و برای جنین نیز مفید است. جریان خون در بدن حفظ می‌شود که به سایر اندام‌های زنان باردار نیز کمک می‌کند و به نوبه خود وضعیت سلامت کودک را نیز بهبود می‌بخشد. همچنین انار لخته شدن خون را کاهش می‌دهد و رگ‌ها را شفاف می‌کند. قلب عضوی حیاتی در بدن است و برای زنان باردار همه این موارد برای سلامتی مادر و نوزاد بسیار حیاتی است.

 

منبع:

stylesatlife.com

8 تمرین قدرتی برای کودکان

8 تمرین قدرتی برای کودکان

8 تمرین قدرتی برای کودکان

تمرینات قدرتی که تمرین مقاومتی نیز نامیده می‌شود از مقاومت بدن، دستگاه‌های وزنه‌ برداری، نوار‌های ورزشی یا وزنه‌ها برای تقویت عضلات استفاده می‌کند. مزایای تمرینات قدرتی برای کودکان عبارتند از:

  • بهبود قدرت و استقامت عضلات
  • بهبود سلامت قلب
  • بهبود تراکم مواد معدنی استخوان
  • کاهش سطح کلسترول
  • افزایش توده بدون چربی بدن
  • جلوگیری از آسیب‌های حرکتی مکرر در ورزش

البته کودکانی که دارای شرایط سلامتی خاصی هستند مانند فشار خون بالا، اختلالات تشنج، سرطان‌های قبلی تحت درمان با شیمی‌درمانی و بیماری مادرزادی قلبی باید قبل از شروع تمرینات قدرتی با یک پزشک صحبت کنند. همچنین توجه داشته باشید که می‌توانید در صورت نیاز برای هر یک از این تمرینات قدرتی تغییراتی ایجاد کنید. در ادامه چندین نوع تمرین قدرتی آورده شده تا کودکان بتوانند آن را انجام دهند:

استپ آپ‌های نیمکت:

با استپ‌ آپ قدرت ساق پا و باسن را افزایش دهید. به پای راست بروید، سپس به چپ بروید، روی یک نیمکت پایین بروید، سپس پایین بیایید. یک چهارپایه محکم یا پله برای این تمرین مناسب است.

 بورپی:

قدرت بالا و پایین بدن را با بورپی افزایش دهید. از حالت‌ایستاده چمباتمه بزنید، دستان خود را روی زمین قرار دهید و پا‌های خود را به حالت تخته برگردانید. در مرحله بعد بدن خود را برای انجام یک فشار روی زمین پایین بیاورید. سپس به سمت بالا و به سمت یک تخته فشار دهید. در نهایت پا‌های خود را به سمت دستان خود بالا ببرید و بایستید.

خرچنگی:

زانو را خم کنید و کف دست‌ها را پشت سر خود روی زمین بگذارید. باسن خود را بالا بیاورید و مانند خرچنگ روی دست‌ها و پا‌های خود به جلو راه بروید.

ایستادن دست در برابر دیوار:

با پشت به دیوار چهار دست و پا شوید و سپس پا‌های خود را به دیوار فشار دهید. در نهایت پا‌های خود را به سمت دیوار بالا بروید تا زمانی که در حالت‌ایستاده قرار بگیرید. آن را به یک بازی تبدیل کنید و ببینید چه کسی می‌تواند آن را طولانی‌ترین مدت نگه دارد.

حالت پل:

به پشت دراز بکشید و زانو‌ها را خم کنید و پا‌ها را روی زمین قرار دهید. بازو‌های خود را در کنار خود قرار دهید در حالی که به آرامی باسن خود را از زمین بلند می‌کنید، پا‌های خود را محکم به زمین فشار دهید. برای چند شمارش نگه دارید و سپس پایین بیاورید. پل‌های باسن به تقویت قدرت در ناحیه مرکزی بدن شما کمک می‌کند به خصوص کمر. آن‌ها همچنین برای عضلات ساق پا مفید هستند.

 تخته:

روی شکم روی زمین دراز بکشید، پا‌هایتان را خم کنید (انگشتان روی زمین)، بدنتان را بالا بیاورید و روی ساعد و انگشتانتان تعادل برقرار کنید و باسن خود را در راستای‌ شانه‌ها و پاشنه پا نگه دارید.

 بلند کردن ساق پا:

به یک طرف دراز بکشید، پا‌ها و باسن خود را روی هم قرار دهید. خود را روی ساعد خود نگه دارید در مرحله بعد‌شانه خود را روی آرنج خود قرار دهید. سپس پای خود را مستقیماً به سمت بالا بلند کنید و انگشتان پا را خم کنید.

 پرش اسکات:

بایستید و پا‌ها را به اندازه عرض لگن باز کنید. در مرحله بعد زانو‌های خود را خم کنید و به حالت چمباتمه بزنید و باسن خود را به عقب و پایین فشار دهید سپس به بالا بپرید و در حالت اسکوات با زانو‌های خمیده به پایین فرود بیایید. پرش‌های اسکات روی عضلات بالای ساق پا و باسن شما کار می‌کند.

 

منبع:

www.parents.com

 

 

8 تمرین قدرتی برای کودکان

8 تمرین قدرتی برای کودکان

تمرینات قدرتی که تمرین مقاومتی نیز نامیده می‌شود از مقاومت بدن، دستگاه‌های وزنه‌ برداری، نوار‌های ورزشی یا وزنه‌ها برای تقویت عضلات استفاده می‌کند. مزایای تمرینات قدرتی برای کودکان عبارتند از:

  • بهبود قدرت و استقامت عضلات
  • بهبود سلامت قلب
  • بهبود تراکم مواد معدنی استخوان
  • کاهش سطح کلسترول
  • افزایش توده بدون چربی بدن
  • جلوگیری از آسیب‌های حرکتی مکرر در ورزش

البته کودکانی که دارای شرایط سلامتی خاصی هستند مانند فشار خون بالا، اختلالات تشنج، سرطان‌های قبلی تحت درمان با شیمی‌درمانی و بیماری مادرزادی قلبی باید قبل از شروع تمرینات قدرتی با یک پزشک صحبت کنند. همچنین توجه داشته باشید که می‌توانید در صورت نیاز برای هر یک از این تمرینات قدرتی تغییراتی ایجاد کنید. در ادامه چندین نوع تمرین قدرتی آورده شده تا کودکان بتوانند آن را انجام دهند:

استپ آپ‌های نیمکت:

با استپ‌ آپ قدرت ساق پا و باسن را افزایش دهید. به پای راست بروید، سپس به چپ بروید، روی یک نیمکت پایین بروید، سپس پایین بیایید. یک چهارپایه محکم یا پله برای این تمرین مناسب است.

 بورپی:

قدرت بالا و پایین بدن را با بورپی افزایش دهید. از حالت‌ایستاده چمباتمه بزنید، دستان خود را روی زمین قرار دهید و پا‌های خود را به حالت تخته برگردانید. در مرحله بعد بدن خود را برای انجام یک فشار روی زمین پایین بیاورید. سپس به سمت بالا و به سمت یک تخته فشار دهید. در نهایت پا‌های خود را به سمت دستان خود بالا ببرید و بایستید.

خرچنگی:

زانو را خم کنید و کف دست‌ها را پشت سر خود روی زمین بگذارید. باسن خود را بالا بیاورید و مانند خرچنگ روی دست‌ها و پا‌های خود به جلو راه بروید.

ایستادن دست در برابر دیوار:

با پشت به دیوار چهار دست و پا شوید و سپس پا‌های خود را به دیوار فشار دهید. در نهایت پا‌های خود را به سمت دیوار بالا بروید تا زمانی که در حالت‌ایستاده قرار بگیرید. آن را به یک بازی تبدیل کنید و ببینید چه کسی می‌تواند آن را طولانی‌ترین مدت نگه دارد.

حالت پل:

به پشت دراز بکشید و زانو‌ها را خم کنید و پا‌ها را روی زمین قرار دهید. بازو‌های خود را در کنار خود قرار دهید در حالی که به آرامی باسن خود را از زمین بلند می‌کنید، پا‌های خود را محکم به زمین فشار دهید. برای چند شمارش نگه دارید و سپس پایین بیاورید. پل‌های باسن به تقویت قدرت در ناحیه مرکزی بدن شما کمک می‌کند به خصوص کمر. آن‌ها همچنین برای عضلات ساق پا مفید هستند.

 تخته:

روی شکم روی زمین دراز بکشید، پا‌هایتان را خم کنید (انگشتان روی زمین)، بدنتان را بالا بیاورید و روی ساعد و انگشتانتان تعادل برقرار کنید و باسن خود را در راستای‌ شانه‌ها و پاشنه پا نگه دارید.

 بلند کردن ساق پا:

به یک طرف دراز بکشید، پا‌ها و باسن خود را روی هم قرار دهید. خود را روی ساعد خود نگه دارید در مرحله بعد‌شانه خود را روی آرنج خود قرار دهید. سپس پای خود را مستقیماً به سمت بالا بلند کنید و انگشتان پا را خم کنید.

 پرش اسکات:

بایستید و پا‌ها را به اندازه عرض لگن باز کنید. در مرحله بعد زانو‌های خود را خم کنید و به حالت چمباتمه بزنید و باسن خود را به عقب و پایین فشار دهید سپس به بالا بپرید و در حالت اسکوات با زانو‌های خمیده به پایین فرود بیایید. پرش‌های اسکات روی عضلات بالای ساق پا و باسن شما کار می‌کند.

 

منبع:

www.parents.com

 

 

این زن نخستین پرورش دهنده کروکودیل در ایران است

دیگر دوره سگ پاکوتاه و گربه ملوس تمام شده؛ حالا دور، دور بچه شیر و تمساح و افعی است. دیگر به جای گردنبند، پیتون آویزان می‌کنند و با شنیدن نعره شیر عصبانی دلشان ضعف می‌رود. این گزارش در ویژه‌نامه شگفتی‌ها و حوادث-سرنخ- همشهری جوان- نیمه دوم بهمن ۱۳۸۷ منتشر شده است.

این زن نخستین پرورش دهنده کروکودیل در ایران است

فکرش را بکنید؛ یک تمساح ۲ متری در وان حمام خانه، چقدر باکلاس است و مطابق آخرین ورژن مد دنیا. زینب حسینی، یکی از همان‌هایی است که کروکودیل‌ها از سروکولش بالا می‌روند؛ البته نه برای باکلاس شدن، او اولین کسی است که در ایران، کار پرورش کروکودیل انجام می‌دهد. فکرش را بکنید؛ زنی با مزرعه پرورش کروکودیل؛ چقدر بااحساس!

پرورش جوجه کروکودیل‌ها

زینب حسینی زنی است ۴۸ ساله و اهل استان گلستان. او ۳ فرزند دانشجو و دانش‌آموز دارد و می‌خواهد در کنار تمام مسؤولیت‌های همسرانه و مادرانه‌اش، سنگ بزرگی بردارد؛ پرورش جوجه کروکودیل‌های دوست‌داشتنی.

حسینی خیلی خوش‌سفر است. از ترکیه و اتریش گرفته تا مالزی و تایلند را زیر پایش گذاشته اما هیچ سفری برایش مثل رفتن به تایلند نمی‌شود. ماجرا از وقتی شروع شد که او با یک تور ۱۰ روزه راهی بانکوک شد؛ جایی که پر است از مزارع پرورش کروکودیل؛ «من سال ۸۲ به تایلند سفر کردم؛ یک مسافرت تفریحی ولی خب، سفرمان خلاصه شد به بازدید از مزارع پرورش کروکودیل. خیلی جالب بود. من هر روز به همراه چند نفر به مزرعه پرورش کروکودیلی که در شهر بانکوک بود، می‌رفتم. غرق جاذبه این حیوانات شده بودم. آن‌قدر در مزرعه می‌ماندم که دیگر فرصت رفتن و گشتن جاهای دیگر را نداشتم».

زینب از روزهایی می‌گوید که برای دیدن شکار کروکودیل‌ها به مزرعه می‌رفت؛ «کروکودیل‌ها خوی وحشی دارند. آنها موقع شکار واقعا دیدنی و جذاب هستند. اما چیزی که باعث شد من به فکر پرورش آنها در ایران بیفتم،‌ ارزش تجاری پوست آنها بود. در کشور تایلند به این کار به چشم یک صنعت پردرآمد نگاه می‌کنند». کم‌کم جرقه‌های زیادی در ذهن زن ماجراجو روشن شد. حسینی می‌دید که چطور زنان جوان و مسن، پرورش کروکودیل‌ها را به دست گرفته‌اند. به همین خاطر او با اعتماد به نفس زیاد به فکر راه‌اندازی چنین مزرعه‌ای در ایران افتاد. 

سال‌های دور از مجوز

اولین گام ،گرفتن مجوز بود؛ کاری که سخت به نظر می‌رسید چون استفاده از گوشت کروکودیل در اسلام حرام است؛ اما حسینی به این فکر می‌کرد که می‌شود از پوست آنها و خواص دارویی این حیوان استفاده کرد. زینب عزم خودش را جزم کرد و قبل از ارائه طرح به جهاد کشاورزی، یک بار دیگر در سال ۸۳ به تایلند سفر کرد. این مسافرت این بار یک ماه طول کشید. بعد از آن، طرح نوشته شد و به دست مسوولان جهاد کشاورزی رسید! بعد از ۲ سال دوندگی، حسینی مجوزش را گرفت و سفارش داد تا از تایلند برایش جوجه تمساح بیاورند.

مامان کروکودیل

«من جوری درباره کروکودیل‌ها با همسر و بچه‌هایم حرف می‌زدم که آنها با خنده به من می‌گفتند انگار یکی از این جک و جانورها الان بغلت است و داری نازش می‌کنی!» زینب قبل از آمدن کروکودیل‌ها باید همسر و فرزندانش را قانع می‌کرد. آنها از دیدن کروکودیل تا حدی می‌ترسیدند.

تمساح‌ها را قرار بود یکی از آشنایان زینب حسینی که مرتب به تایلند سفر می‌کرد، برای او بیاورد. بعد از مدتی جوجه‌ها به تهران رسیدند و یک یخدان یونولیتی کوچک شد خانه آنها. اما وقتی ۲ شب پشت سر هم جوجه کروکودیل‌های بازیگوش از جایشان بیرون آمدند و بچه‌های زینب حسابی ترسیدند، مادرشان مجبور شد جای بهتری را برای جانوران پیدا کند؛ «خودم خیلی راحت و عادی به کروکودیل‌ها دست می‌زدم.

آنها نوزاد بودند و قدشان به ۳۰ سانت هم نمی‌رسید اما خیلی زمان لازم بود تا بچه‌هایم بتوانند به جوجه کروکودیل‌ها دست بزنند. بچه‌ها زمانی که جوجه کروکودیل‌ها در بغلم بودند به خودشان جرات می‌دادند تا کمی آنها را نوازش کنند». با این حال، گلریز، گلیدا و آرین ۱۰ ساله هر شب به مادرشان اصرار می‌کردند یخدان کروکودیل‌ها را محکم ببندد تا مبادا آنها هوس گردش به سرشان بزند.

این زن نخستین پرورش دهنده کروکودیل در ایران است

به همین خاطر جوجه تمساح‌ها اثاث‌کشی کردند و رفتند به داخل یک آکواریوم. زینب برای اینکه جوجه کورکودیل‌ها اذیت نشوند و از اشتها نیفتند یک طرف آکواریوم را با ماسه و طرف دیگر را حوضچه‌ای پر از آب کرد. روزهای اول کروکودیل‌داری خوب پیش می‌رفت اما کم‌کم سر و کله دوست و آشنا و فامیل به خانه حسینی باز شد. هر کس با دیدن این جانوران چیزی می‌گفت؛ یکی پیشنهاد پرورش اسب را به جای کروکودیل می‌داد و دیگری می‌گفت که این کار مردانه است و یک زن از پس‌اش برنمی‌آید.

گاهی رفتارها آن‌قدر زننده بود که به زینب و خانواده‌اش حسابی برمی‌خورد؛ «یکی از دوستانم به جای آنکه من را تشویق کند، با لحن خاصی گفت مگر حیوان قحط است که مارمولک پرورش می‌دهی؟ آنها نمی‌فهمیدند که چقدر این کار برای من جدی است».

البته خانواده زینب هیچ وقت او را تنها نگذاشتند؛ گرچه اوقاتی هم پیش می‌آمد که بچه‌ها به توجه بیش از حد مادرشان به جوجه کروکودیل‌ها حسودی می‌کردند. در این میان، آرین – پسر کوچک خانواده- هم همیشه سر به سر مادرش می‌گذاشت و گاهی او را از روی شیطنت «مامان کروکودیل» صدا می‌کرد. علاقه زینب به کروکودیل‌ها رفته‌رفته بیشتر می‌شد. او برای ساخت مزرعه پرورش این حیوان، یک پایش گلستان بود و یک پایش تهران؛ چون باید کروکودیل‌ها را قبل از اینکه بزرگ شوند، به مزرعه می‌برد. 

قورباغه و ماهی می‌خوریم

جک و جانور عجیب داشتن یک طرف و غذا دادن به آنها و سالم نگه داشتنشان طرف دیگر. کروکودیل‌ها مثل اسباب‌بازی پشت ویترین نبودند و زینب هر دو روز یک بار باید به آنها غذا می‌داد،‌ آن هم قورباغه و ماهی؛‌ «من چند تا ماهی زنده را خریده بودم و با بچه‌ماهی‌هایی که به دنیا می‌آمدند شکم کروکودیل‌هایم را سیر می‌کردم. البته گاهی هم آنها را به ضیافت بچه قورباغه‌ها دعوت می‌کردم تا دلی از عزا دربیاورند». 

کروکودیل‌ها طاقت یک هفته بیشتر گرسنگی را ندارند؛ به همین خاطر ۲ روز یک بار، قورباغه و ماهی‌هایی را که صاحبشان داخل حوضچه آکواریوم می‌ریخت، شکار می‌کردند. البته تمساح‌ها فقط ماهی و قورباغه نمی‌خورند؛ در واقع آنها را می‌شود با هر نوع گوشتی از جمله ضایعات مرغداری‌ها یا ماهی‌های گندیده سیر کرد و چون آنها هیچ بیماری مشترکی با دام و طیور ندارند این جانوران دم‌کلفت برای غذا خوردن آداب و رسوم ویژه‌ای دارند.

زینب حسینی در این‌باره می‌گوید: «این حیوان برای شکار کردن کنار آب می‌نشیند تا حیوانی برای نوشیدن آب به طرف او بیاید. بعد با حرکت سریع و به موقع آرواره‌هایش طعمه‌اش را به چنگ می‌آورد». برای کروکودیل فرقی نمی‌کند چه بخورد؛ خوراکش شیر مرغ است تا جان آدمیزاد. 

این زن نخستین پرورش دهنده کروکودیل در ایران است

چرایی‌اش را حسینی این‌طور توضیح می‌دهد: «شیره گوارشی کروکودیل آن‌قدر اسید دارد که هر چه بخورد، بعد از دقایقی در شکمش آب می‌شود». البته این تنها شیرین‌کاری کروکودیل‌ها برای خوردن شکارشان نیست؛ آنها ترفندهای دیگری هم برای شکار دارند.

درواقع تمساح‌ها، زیاد احتیاج به غذا خوردن ندارند اما وقتی گرسنه شوند، برای به دست آوردن طعمه خود دست به هر ترفندی می‌زنند. برای شکار، تمساح‌ها فقط چشم‌ها و سوراخ بینی‌شان را خارج از آب نگه می‌دارند. بعد وقتی طعمه موردنظرشان را پیدا کردند، سریع با حرکت سر و آرواره‌هایشان شکار خود را غافلگیر کرده و بعد آن‌قدر شکار را با حرکات سر چپ و راست می‌کنند که جانور بیچاره تعادلش را از دست بدهد و بعد آن را به زیر آب می‌کشند».

زینب حسینی این جملات را با هیجان برایمان می‌گوید؛ انگار تنها این خاصیت تمساح‌ها او را جذب آنها کرده است. به هر حال، تمساح‌ها آن‌قدر هم که شما فکر می‌کنید، سنگدل نیستند. کروکودیل‌ها تا زمانی که خوراک ماهی در اطرافشان باشد، اصلا کاری به کار انسان و گوشت تلخش ندارند اما به هر حال نمی‌شود خوی وحشی این جانور را هم دست کم گرفت. به قول معروف، کار یکدفعه می‌شود.

با جانت بازی نکن

کروکودیل‌داری به همین راحتی‌ها هم نیست. با وجود این، بعضی‌ها برای مد و کلاس هم که شده با جانشان بازی می‌کنند و در حیاط و اتاق خواب یا وان حمامشان کروکودیل نگه می‌دارند. زینب می‌گوید: «من کلی تحقیق کردم و همه چیز را برای پرورش کروکودیل‌ آماده کردم و بعد این خزندگان را خریدم اما بعضی‌ها در کمال تعجب با جان خودشان بازی می‌کنند و با افتخار به من می‌گویند ما یک کروکودیل یک یا ۲ متری داریم. با آن چه کار باید کرد؟».

البته شاید شما ندانید با این جانوران چه کار کنید اما کروکودیل‌های گوشت‌خوار خوب می‌دانند چه باید سر صاحبان بی‌توجهشان بیاورند. کروکودیل‌ها جای خوب، غذای چرب و نرم و توجه و کنترل ویژه می‌خواهند؛ «جای کروکودیل‌ها نباید زیاد سرد یا گرم باشد؛ چراکه این خزندگان خشن بی‌اشتها می‌شوند». تازه، این یک بخش ماجراست؛ اگر کروکودیل‌ها باز تا آخر عمرشان ۳۰ سانت می‌ماندند می‌شد یک فکری برای نگهداری‌شان کرد اما این جانوران در ۲ یا ۳ سالگی به ۳-۲ متر می‌رسند.

آن وقت است که زور شما دیگر به آنها نمی‌رسد؛ «کروکودیل‌ها فقط تا ۷ ماهگی قابل نگهداری هستند اما به یکی دو سال که برسند، متراژشان بزرگ‌تر و وزنشان هم سنگین‌تر می‌شود و دیگر کنترل آنها سخت خواهد شد. 

از تولید به مصرف

کروکودیل‌ها را می‌شود دوست داشت؛ البته نه به خاطر تیپشان بلکه به خاطر کمکشان به جامعه بشری. بهانه راه‌اندازی مزرعه پرورش کروکودیل، هم صنعت بود و هم تجارت. ماجرا از این قرار است؛ یک تعدادی کروکودیل مولد تخم می‌گذارند. کروکودیل‌های نوزاد به دنیا می‌آیند و ۴-۳ سالشان می‌شود.

اما داستان غم‌انگیز آنها از همین جا شروع می‌شود؛ کروکودیل‌ها را در این سن می‌کشند و از پوست ، خون ، گوشت و چربی آنها چیزهای مختلف درست می‌کنند؛ «کشتن کروکودیل‌ها با دستگاه الکتریکی و با برق انجام می‌شود؛ قدیم‌ها با اسلحه بود که در آن صورت پوست کروکودیل آسیب می‌دید».

پودر استخوان این حیوان آن برای درمان سرطان پوست و پوستش برای ساخت کفش، کیف و… استفاده می‌شود. خانم حسینی خودش هم یک کیف کروکودیلی دارد. او پوست این حیوان را هم از کوچک تا بزرگش می‌خواهد داشته باشد تا به در و دیوار اتاقش آویزان کند. این هم از سرنوشت کروکودیل بودن!

چگونه کودک رابه زبان انگلیسی علاقمند کنم؟

آموزش انگلیسی به کودکان

علاقه کودکان به زبان انگلیسی

انگیزه و علاقه از مهم‌ترین فاکتورها در یادگیری زبان انگلیسی است؛ به ویژه اگر با کودکان سر و کار داشته باشیم. در دنیای امروز که تسلط به زبان انگلیسی نقش مهمی در موفقیت افراد بازی می‌کند، یادگیری این زبان از کودکی بیشتر از پیش مورد توجه قرار گرفته است. اما مسئله این است که شما نمی‌توانید کودکان را مجبور کنید مانند بزرگسالان سر کلاس‌های زبان انگلیسی بنشینند، یا تمرین و تکلیف انجام دهند.

این که چطور می‌خواهید به کودکتان کمک کنید که زبان انگلیسی را یاد بگیرد، به نقش شما در مقابل کودک نیز بستگی دارد. آیا به عنوان پدر و مادر یک کودک می‌توانید همه مراحل آموزش زبان انگلیسی به او را به عهده بگیرید؟ به عنوان معلم زبان انگلیسی کودک از چه روش‌هایی استفاده می‌کنید؟
اجازه بدهید با هم راهکارهایی را برای هر دو حالت مرور کنیم.

مهم‌ترین نکته آموزش انگلیسی به کودکان

اگر می‌خواهید کودک شما با علاقه و موفقیت زبان انگلیسی را یاد بگیرد، پیش از هر چیز یک نکته خیلی مهم را در نظر بگیرید:آموزش کودکان یک کار تخصصی است.
شما به عنوان والد، یکی از بهترین کارهایی که در قدم اول می‌توانید برای کودکتان بردارید تا یادگیری زبان انگلیسی را با شور و شوق دنبال کند، پیدا کردن معلم خصوصی زبان کودکان باتجربه و کاربلد است. ارتباطِ کودک با معلم زبان انگلیسی‌اش تاثیر بسیار زیادی بر علاقه او به یادگیری زبان انگلیسی و دنبال کردن تمرین‌ها خواهد داشت. یک مربی کودک توانا، می‌تواند به خوبی با بچه‌ها ارتباط برقرار کند، و برای آموزش از روش‌های نوین، بازی، سرگرمی و ابزارهای کارآمد استفاده می‌نماید.

آموزش انگلیسی به کودکان

برای انتخاب مربی خصوصی یا کلاس زبان انگلیسی برای کودکتان موارد بالا را حتماً در نظر بگیرید. در ادامه نیز روش‌هایی را که یک معلم زبان انگلیسی کودکان می‌تواند به کار ببرد تا کودکان را علاقه‌مند نماید بررسی می‌کنیم. شما با توجه به این فاکتورها راحت‌تر می‌توانید یک معلم خوب برای کودک خود انتخاب کنید. پس از آن نیز به روش‌هایی می‌پردازیم که به شما به عنوان پدر و مادر کمک می‌کند تا کودکتان را به زبان انگلیسی و انجام تکالیفش علاقه‌مند کنید.

معلم با چه روش‌هایی کودکان را به یادگیری زبان علاقه‌مند می‌کند؟

بهترین روش آموزش به کودکان آموزش همراه با زندگی عادی و بازی است. در زندگی روزمره کودک علاقه‌مند است که کشف کند، تحرک داشته باشد و با دنیای جدید قابل درکی روبه‌رو شود. به عنوان مربی کودک باید از همین علایق و ویژگی‌های کودکان برای آموزش بهترین بهره را ببرید.

خودتان مشتاق و پرانرژی باشید

انرژی شما باید با کودک هماهنگ باشد. کمی فکر کنید که خودتان چطور کلاسی را ترجیح می‌دهید. روش‌های آموزشی جدید را یاد بگیرید و آن‌ها را متناسب با شاگردانتان به کار ببرید. یادتان باشد کودکان دوست دارند هیجان‌زده شوند. ممکن است لازم باشد برای هر کودکی از روش منحصربه‌فردی استفاده کنید تا او را به هیجان بیاورید.

فرآیند یادگیری را جذاب و سرگرم‌کننده کنید

یکی از جذاب‌ترین فعالیت‌ها برای کودکان بازی است. بنابراین فرآیند آموزش زبان انگلیسی را با بازی همراه کنید، بازی‌های زیادی برای آموزش واژه‌ها، گرامر و تلفظ در زبان انگلیسی طراحی شده است که می‌توانید از آن‌ها کمک بگیرید.
شعر، داستان، نمایش و نقاشی هم از ابزارهای جذاب آموزش به کودکان هستند. هر چه فعالیت‌های عملی بیشتر باشد، کودکان بیشتر جذب می‌شوند. حتی اگر می‌توانید از انجام فعالیت‌هایی مثل بازی با رنگ، گِل و خوراکی‌ها اجتناب نکنید. برانگیختن حس رقابت هم می‌تواند کودکان را برای یادگیری تشویق کند.

شخصیت و سبک یادگیری کودک را بشناسید

کودکان با هم متفاوتند. هنگام آموزش به کودکان به این مسئله خیلی توجه کنید. با شخصیت کودک، علایقش و مهارت‌هایش آشنا شوید و مدل یادگیری مناسبی را برای او برگزینید. علاوه بر آن سبک‌های یادگیری (صوتی، بصری، حرکتی، خواندن و نوشتن) در افراد متفاوت با هم فرق می‌کند. سبک یادگیری کودک را در نظر بگیرید اما روی یک سبک خاص تمرکز نکنید. برای آموزش زبان انگلیسی به کودک از ترکیبی از سبک‌های یادگیری استفاده کنید تا مهارت‌های کودک پرورش یابد.

روش های متنوع یاد گیری زبان

حال و هوای کودک را در نظر بگیرید

کودکان مثل بزرگسالان وقتی حوصله نداشته باشند، خودشان را مجبور به انجام کاری نمی‌کنند. بنابراین برای انتخاب فعالیت آموزشی به حال و هوای کودک در همان زمان توجه کنید. به کودک حق انتخاب بدهید که بین فعالیت‌های متفاوت هر کدام را که در آن زمان بیشتر دوست دارد انجام دهد. تسلط به روش‌ها و فعالیت‌های متنوع برای یادگیری می‌تواند برگ برنده شما باشد.

کودک را تشویق کنید

حتی کوچک‌ترین موفقیت‌های کودک را جشن بگیرید. اجازه بدهید کودک متوجه پیشرفت خود بشود. همین پیشرفت به او انگیزه بیشتری می‌دهد. اما حواستان باشد، مهم است که کودک بداند چه موفق شود، چه شکست بخورد، حمایت شما را خواهد داشت.

به عنوان والد چطور کودکم را به یادگیری زبان علاقه‌مند کنم؟

زمانی که کودکتان را در کلاس زبان انگلیسی ثبت نام می‌کنید یا برای او معلم خصوصی کودکان می‌گیرید، کار شما تمام نشده است. بهتر است با معلمش هماهنگ باشید تا به بهترین شکل از کودکتان حمایت کنید.

  • شرایط را برای انجام تکالیفشان مهیا کنید و در کنارشان باشید.
  • با دوستانشان تفریحات مشترکی به زبان انگلیسی ترتیب دهید.
  • راه‌هایی پیدا کنید تا کودکتان در موقعیت صحبت کردن به زبان انگلیسی قرار بگیرد.
  • او را تشویق و ترغیب کنید.

برنامه یادگیری زبان انگلیسی برای کودکان را باید با ملایمت پیش ببرید. اما به یاد داشته باشید، نظم و استمرار در موفقیت کودکتان نقش مهمی دارد.

روش های خانگی رفع شوره سر

شوره سر یکی از معضلاتی است که هرکس با آن مواجه می‌شود به سرعت دنبال راهکار برای خلاصی از آن می‌گردد. این مشکل علاوه بر اینکه جلوه بدی به موها می‌دهد در صورت تشدید می‌تواند حتی موجب ریزش موی سر شود. شوره سر در بین نوجوان نیز بسیار رایج است و اغلب خانواده‌ها به دنبال راهکار برای درمان این معضل هستند. علاوه بر شامپوهای ضدشوره که قطعا‍ً تبلیغات آنها را زیاد دیده‌اید راهکارهای دیگری نیز وجود دارد که در طب سنتی نیز به آنها اشاره شده است.

درمان‌های خانگی رفع شوره سر

به گزارش اعتمادآنلاین، شوره سر می‌تواند علت‌های زیادی داشته باشد؛ کافی است اول علت آن را پیدا کنیم سپس برای درمان آن دست به کار شویم تا برای همیشه از شر آن خلاصی یابیم؛ خشکی بیش از حد یا چربی بیش از حد پوست سر، مالاسزیا- یک نوع قارچ-، مشکلات عاطفی، آلرژی داشتن به محصولات مراقبت از مو، استرس، رژیم غذایی نامتعادل، هورمون‌ها، کمبود ویتامین‌ها، تعویض مداوم و زودهنگام محصولات مراقبت از مو، تغییر آب و هوایی به خصوص در زمستان، استفاده زیاد از ژل مو یا اسپری مو یا سایر محصولات می‌توانند از دلایل ایجاد شوره سر باشند که در نتیجه می‌تواند منجر به تحریک پوست و خارش و ریزش موی سر شود.

در اینجا قصد داریم چندین راهکار برای درمان شوره موی سر به شما معرفی کنیم.

ماست‌درمانی 

ماست علاوه بر تمام خواصی که دارد می‌تواند به عنوان یک آبرسان قوی به پوست سر کمک کند تا از شر شوره‌ها خلاصی یابد. کافی است مقداری ماست را پیش از حمام روی پوست سر خود ماساژ دهید و بعد از ۱۰الی ۱۵ دقیقه طبق روال استحمام کنید و موهای خود را بشویید تکرار این درمان می‌تواند به مرور شوره سر را کاهش دهد. 

درمان شوره با سرکه سیب

سرکه سیب می‌تواند به عنوان یک ماده اسیدی شوره سر را به خصوص در مواقعی که علت آن مشکلات قارچی است برطرف کند. برای استفاده از این ماده باید بعد از پایان شست‌وشوی موی خود با شامپو و نرم‌کننده، سرکه سیب را روی موها و پوست سر خود اسپری کنید و بعد از ۱۰ دقیقه موها و پوست سر را آبکشی کنید. سرکه سیب علاوه بر خاصیت درمانی خود به شفافیت و درخشندگی موهای شما نیز کمک می‌کند.

 آبلیمو درمانی 

آبلیمو ترش نیز کاری شبیه به سرکه سیب با پوسته‌های سر شما می‌کند. آبلیمو به دلیل خاصیت اسیدی بودن از پوسته پوسته شدن کف سر و بروز قارچ نیز پیشگیری می‌کند ضمن اینکه به دلیل اینکه دارای مقادیر زیادی ویتامین C است می‌تواند کمبود ویتامین پوست سرتان را نیز تا حدودی جبران کند.

روغن‌درمانی

روغن‌درمانی برای زمانی است که شوره سر شما به دلیل خشکی بیش از حد پوست سرتان ایجاد شده است، در این زمان می‌توانید یک روغن ملایم نظیر روغن بچه یا روغن نارگیل را کمی روی حرارت گرم کنید در حدی که باعث سوختن پوست نشود، سپس روغن را به پوست سر مالید و کمی ماساژ دهید و بعد از آن یک حوله گرم را دور سر و موها بپیچید و ۲۰ الی ۳۰ دقیقه مکث کنید. سپس حوله را باز کنید و اجازه دهید چندین ساعت مثلاً یک شب تا صبح هوا به موهای پوست‌تان برسد و بعد از آن حمام کنید. شایان ذکر است شستن روغن از روی پوست کار کمی دشواری است پس اگر فکر می‌کنید چربی اضافه روی موها و پوست‌تان باقی مانده دو بار موهای خود را شامپو کنید تا چربی‌ها کامل از روی مویتان شسته و پاک شود.

روغن رزماری

رزماری خاصیت‌های فراوانی دارد که یکی از آنها خاصیت درمانی آن در رفع شوره سر است. اگر دقت کنید در بیشتر شامپوهای ضد شوره از عصاره رزماری نیز در ترکیب آنها استفاده شده است. بنابراین استفاده از روغن رزماری علاوه بر تقویت پیاز مو و رشد بیشتر موها می‌تواند به رفع شوره سر نیز کمک کند. روغن رزماری را می‌توانید به تنهایی یا با ترکیب سرکه سیب روی پوست سر بریزید و ماساژ دهید و بعد از ۱۵ الی ۲۰ دقیقه بشویید و آبکشی کنید. 

 درمان شوره سر با جوش شیرین 

کمی جوش شیرین را با آب ترکیب کنید و روی پوست سر ماساژ دهید و سپس بشویید. جوش شیرین به از بین رفتن شوره سر کمک زیادی می‌کند. 

 از بین بردن شوره سر با آلوئه‌ورا

آلوئه‌ورا یک گیاه فوق‌العاده برای تقویت پوست و مو است. یک برگ آلوئه‌ورا را از وسط برش بزنید و ژل وسط برگ را درون ظرفی بریزید و پیش از حمام این ژل را به پوست سر خود بزنید و سپس موهای خود را بشویید. هفته‌ای دو بار از این روش استفاده کنید تا کم‌کم شوره سرتان از بین برود. آلوئه‌ورا علاوه بر خاصیت درمانی‌ای که برای شوره سر دارد برای تقویت موها و نرمی مو مفید است و از ایجاد موخوره نیز جلوگیری می‌کند.

 ماسک زرده تخم‌مرغ 

زرده یک یا دو عدد تخم‌مرغ را بسته به حجم مو، از سفیده جدا کنید و روی پوست سر خود بمالید. اگر می‌خواهید از خواص تقویتی آن نیز برخوردار شوید بعد از آغشته کرد پوست سر به زرده تخم‌مرغ یک کلاه رنگ روی سر بگذارید و بعد از ۱۵ دقیقه استحمام کنید. زرده تخم‌مرغ به دلیل اینکه دارای چربی نیز هست هم به نرمی و شفافیت موهای شما کمک می‌کند و هم شما را از شر شوره سر خلاصی می‌دهد.

آیا تنگی نفس در دوران بارداری طبیعی است؟

آیا تنگی نفس در دوران بارداری طبیعی است؟

اگرچه تنگی نفس در دوران بارداری میتواند نگران کننده باشد اما کاملا طبیعی بوده وجنین داخل رحم را خطری تحدید نخواهد کرد. تنگی نفس ممکن است در سه ماهه اول بارداری شروع شود و در آن زمان تعداد تنفس نیز افزایش می یابد. در سه ماهه دوم و سوم و با ادامه رشد کودک تنگی نفس ممکن است افزایش یابد.

 

به چه علت در دوران بارداری دچار تنگی نفس می شویم؟

هورمون‌های بارداری مغز شما را تحریک می‌کنند تا فرکانس و عمق نفس‌هایتان را افزایش دهد و در نتیجه اکسیژن بیشتری برای رشد کودکتان دریافت می‌کنید. این هورمون‌ها همچنین مویرگ‌های دستگاه تنفسی شما را متورم می‌کنند و ماهیچه‌های ریه و لوله‌های برونش را شل می‌کنند. در دوران بارداری رحم شما با رشد دیافراگم به سمت بالا فشار می آورد و ریه‌های شما را فشرده می‌کند و توانایی آن‌ها را برای انبساط کامل در هنگام نفس کشیدن محدود می‌کند و باعث می‌شود در زمان راه رفتن حس تنگی نفس و سخت تنفس کردن داشته باشید.

چگونه از تنگی نفس در دوران بارداری جلوگیری کنیم؟

تا جایی که می توانید صاف بایستید:

وضعیت مناسب به ریه های شما کمی فضای بیشتری می دهد تا کار خود را انجام دهند.

روی پهلوی چپ خود بخوابید:

خوابیدن به پهلوی چپ بهترین راه برای گردش خون در دوران بارداری است و نگه داشتن خود با بالش نیز ممکن است به تنگی نفس کمک کند.

چه زمانی دیگر تنگی نفس نخواهیم داشت؟

ممکن است در پایان بارداری زمانی که کودک به داخل لگن می‌افتد احساس تنگی نفس بسیار کمتری داشته باشید. این رویداد قبل از زایمان فضایی را برای ریه های شما آزاد می کند.

چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم؟

اگر مدام احساس تنگی نفس می کنید با پزشک خود صحبت کنید. تنگی نفس گاهی اوقات می تواند ناشی از کم خونی در دوران بارداری به دلیل کاهش گلبول های قرمز حامل اکسیژن باشد و بنابراین پزشک ممکن است بخواهد سطح آهن شما را بررسی کند. همچنین در صورت ابتلا به آسم با پزشک خود مشورت کنید. اگر تنفس شما بسیار سخت است و به نظر می رسد که لب ها یا نوک انگشتان شما آبی می شوند یا اگر درد قفسه سینه و نبض سریع دارید فوراً با پزشک خود تماس بگیرید. همچنین اگر دچار تنگی نفس ناگهانی می‌شوید یا به‌طور غیرقابل توضیحی احساس تنگی نفس می‌کنید (مثلاً نشسته‌اید و تنفس سختی دارید) باید فورا به پزشک مراجعه کنید.

 

منبع:

www.whattoexpect.com

روایتی تلخ از زندگی با یک جانباز اعصاب و روان

همسر جانباز اعصاب می‌گوید: شنیدن این جملات در مورد همسرم از دکترها آنهم بعد از شهادت برادر و پدرم، برای من که دختری ۲۴ ساله بودم با یک فرزند و آن شور و نشاط خیلی خیلی سخت بود.

صبح از خواب بیدار شده و آماده انجام کارهایمان می‌شویم. فرقی نمی‌کند بیرون از خانه باشد یا داخل. در میانه کار خسته می‌شویم و یک لیوان چایی می‌خوریم. به سختی‌ها و کمبودهای مالی و اقتصادی‌مان فکر می‌کنیم. گاهی سعی می‌کنیم بیشتر از روزهای دیگر کار کنیم و گاهی ترجیح می‌دهیم در خیابان با همسر، دوست و یا اصلاً تنهایی قدم بزنیم و به بهتر شدن حال و روزمان فکر کنیم. به خانه بر می‌گردیم و شب به خواب می‌رویم. گاهی از روزگار گله می‌کنیم و می‌گوییم چقدر این زندگی کسالت بار و روزمره است. اما در همسایگی ما، یک خیابان یا یک شهر دیگر هستند خانواده‌هایی که زندگی روزمره‌شان از تلخ‌ترین روزهای ما هم سخت‌تر است.

تا به حال یک جانباز اعصاب و روان را دیده‌اید؟ خانواده‌اش را چطور؟ اصلاً شما حاضرید برای اعتقاد و کشورتان چه هزینه‌ای پرداخت کنید؟ حاضرید پدرتان یا همسرتان را در سخت‌ترین شرایط روحی بینید در حالی که گاهی به خانواده‌اش هم ضربات جسمی و روحی وارد می‌کند اما وقتی حالش خوب می‌شود اشک بریزد که مثلاً چه کسی صورت فرزندش را کبود کرده است؟ پروین ژیان پناه همسر جانباز شیمیایی اعصاب و روان سید حسین منتظری لحظاتی از زندگی مشترک خود را روایت می‌کند آن هم به صورت سربسته تا مبادا همسرش چیزی را بشنود که نباید. اما به قولی: من آن حدیث نوشتم چنان که غیر ندانست/ توهم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی.

فارس: بفرمایید چطور خدا شما و سید حسین را کنار هم قرار داد؟

ژیان پناه: سال ۶۱ بود که سید حسین به واسطه یکی از دوستانم به خانواده ما معرفی شد و از من خواستگاری کرد. آن سال‌ها کشور درگیر جنگ ایران و عراق بود و برادر من فتح‌الله با توجه به اینکه یک فرزند چهار ماهه داشت، همان روزهای آغازین نبرد به جبهه رفت و دو هفته بعد هم به شهادت رسید. پدرم بلافاصله بعد از شهادت او عازم جنگ شد و گفت: نباید اسلحه او زمین بماند. این روحیه انقلابی در وجود همه خانواده ما بود و من هم که دختری ۲۳ ساله و معلم بودم تصمیم گرفتم همسر یک جانباز شوم تا به نوعی با خدمت به او دین خود را به انقلاب و آرمان‌هایی که داشتم ادا کنم. البته سید حسین وقتی به خواستگاری آمد جانباز نبود اما شور انقلابی و روحیه استکبار ستیزش مرا مجاب کرد که زندگی مشترکم را همراهش آغاز کنم. یک سال و نیم از شهادت برادرم و چهار ماه از ازدواج ما می‌گذشت که پدرم اسدالله نیز شهید شد. آن زمان من دو خواهر دیگر با سن دو و چهار ساله هم در خانه داشتم.

فارس: چند وقت بعد از ازدواج همسرتان مجروح شد؟

ژیان پناه: سیدحسین شغلش معلمی بود و لیسانس علوم سیاسی داشت. ازدواج ما با توجه به شرایط آن سال‌ها، بسیار ساده بود و بلافاصله همسرم راهی جبهه شد. یک سال پس از ازدواجمان فرزند اولم به دنیا آمد. با اینکه سید حسین بیشتر از من دور بود اما همان اندک هم ساعات خوشی با هم داشتیم. هنوز چهل روز از تولد دخترمان مریم نگذشته بود که پدرش از ناحیه سر دچار مجروحیت سنگینی شد که بر اثر آن حدود ۵۰ ترکش در سرش بود. 

مجروحیت به قدری سنگین بود که مشاعرش به شدت آسیب دید و سمت راست بدنش حالت فلج پیدا کرد. اوضاع طوری نبود که بتواند به تنهایی اموراتش را انجام دهد به همین علت من مجبور شدم برای پرستاری از او کارم را کنار بذارم. 

ما هر دو پیش از انقلاب مبارزات انقلابی داشتیم و قرار بود در مسیر زندگی مشترک نیز راه ولایت را ادامه دهیم، چون اعتقاد داشتیم مسیر ولایت همان مسیر اهل بیت (ع) است و راه دیگری مقابلمان نمی‌دیدیم. البته درست است که در این مسیر آسیب‌هایی در بدنه انقلاب وارد شد و ما هم دیدیم ولی اعتقاد داریم حق همین راه است. گاهی کسی تاریخ را می‌خواند تا متوجه وضعیت دوره‌ای شود اما ما خود بر تاریخ شاهد بودیم. بنابراین سید حسین گاهی برخی از مسایل را که می‌دید یا می‌بیند بسیار ناراحت می‌شود.

فارس: چند فرزند دارید؟

ژیان پناه: حاصل ازدواج ما سه فرزند به نام‌های مریم که فوق لیسانس ادبیات عرب از دانشگاه امام صادق (ع) را دارد، علیرضا که مهندس برق است و دختر کوچکم مرضیه که تا مقطع دکترای فلسفه درس خوانده و همگی ازدواج کردند و بچه هم دارند. 

با توجه به شرایط همسرم همه مسئولیت‌ها بر دوش خودم بود، در واقع برای بچه‌ها هم مادر بودم و هم نقش پدری را ایفا می‌کردم. اما برای اینکه بچه‌ها با توجه به شرایط جامعه احساس کمبود نکنند سعی می‌کردم با هر کسی رفت و آمد نکنم و در کنار همه این فشارها به تشویق همسرم درسم را هم ادامه دادم و فوق لیسانس فلسفه آموزش از دانشگاه تهران گرفتم. 

فارس: آن اوایل جانبازان را برای درمان به خارج اعزام می‌کردند. شما همسرتان را برای درمان خارج از کشور نبردید؟

ژیان پناه: همان سال‌های اول مجروحیت، چهار ماه همسرم را برای مداوا فرستادیم آلمان. چون آن وقت جراح مغز و اعصاب حاذقی که بتواند او را معاینه کند، نداشتیم و قرار بود پرفسور سمیعی سید حسین را مداوا کند. همسرم یک تکه استخوان سر نداشت و بر اثر مجروحیت بیماری صرع گرفته بود و گاهی موج ناشی از جنگ، به اصطلاح او را می‌گرفت و اعصابش به شدت بهم می‌ریخت. پرفسور سمیعی که او را معاینه کرد گفت به هیچ وجه نمی‌توانیم عملش کنیم چون ترکش در سرش پر است و به کما می‌رود اما باید تا آخر عمر استراحت مطلق داشته باشد و داروهایش را کاملاً استفاده کند. البته من خودم پرفسور را ندیدم اما جانبازان دیگر می‌گفتند او بسیار به جانبازان احترام می‌گذارد و جانباز را تا در اتاقش مشایعت و بدرقه می‌کند. 

فارس: چطور به شما اطلاع دادند همسرتان مجروح شده؟

ژیان پناه: یادم هست وقتی خبر مجروحیتش را آوردند در مدرسه بودم و فکر می‌کردم شهید شده. با شنیدن این خبر حالم بد شده بود. آن زمان مجروحان مغز و اعصاب را می‌بردند شیراز. من هم سریع رفتم شیراز دیدنش. از همان موقع لکنت زبان شدید گرفت و دکتر گفت: باید از او مراقبت شدید کنی. با حرف‌های تأکیدی دکتر متوجه شدم اوضاع خیلی بیشتر از آنچه فکر می‌کنم جدی است. 

فارس: با شنیدن حرف دکتر ته دلتون خالی نشد؟

ژیان پناه: شنیدن این جملات از دکترها آنهم بعد از شهادت برادر و پدرم، که هنوز یک سال از شهادتش نمی‌گذشت برای من که تنها ۲۴ سال داشتم خیلی خیلی سخت بود. البته مادرم نقش پررنگی در دلداری دادنم داشت. او همه اعضا خانواده‌اش به جبهه رفته بودند و همین صبرش را زیاد کرده بود. با صحبت‌هایش باعث می‌شد آینده را روشن ببینم و امیدوار باشم. گاهی که با خدا صحبت می‌کردم و مادرم را می‌دیدم می‌گفتم خدایا این اندک سختی را از من قبول کن. ببینید، اگر شما آرمانی داشته باشید دیگر احساس پوچی نمی‌کنید، چون می‌دانید این روزها موقت است و اصل زندگی در آخرت است. اینکه دنیا و همه وقایع آن حساب و کتاب دارد آرامش می‌دهد. من و همسرم هر دو با همین تفکر بودیم. حتی بعضی اوقات می‌گفتم مبادا این شرایط را از دست بدهم و کوتاهی کنم. البته بگویم، واقعاً سخت است. 

فارس: شده بود در جمعی از دوستان در مورد مسائل زندگی‌تان صحبت کنید؟ آن‌ها چه عکس‌العملی داشتند؟

ژیان پناه: با دوستان و هم سن و سالانم که می‌نشستم و صحبت می‌کردم، یکی می‌گفت من حاضر نیستم با کسی که حتی یک بند انگشت نداشته باشد زندگی کنم، دیگری می‌گفت من که حاضر نیستم همسرم اصلاً جبهه برود.

با شنیدن این حرف‌ها گریه می‌کردم و دچار فشار شدید روحی می‌شدم. از طرفی خب شرایط سخت بود و از طرف دیگر آن همه ادعا چه می‌شد؟ اگر جوانان ما نمی‌رفتند پس چه کسی باید امام زمان (عج) را یاری می‌کرد. ما دوران سخت طاغوت و وجود ساواک را هم چشیده بودیم. با خودم می‌گفتم بالاخره باید از یک جایی به بعد مقابل ظلم ایستاد و هزینه‌اش را هم داد. نمی‌شد بگوییم مرگ خوب است اما برای همسایه.

ببینید من هم زندگی بی‌دردسر و با آرامش را دوست داشتم مثل همه، اما در نقطه‌ای ایستاده بودم که باید یکی را انتخاب می‌کردم. بهشت را به بها می‌دهند نه بهانه و داشتن هر دو در آن شرایط نشدنی بود که هم بخواهیم بی‌دغدغه، خوش و در رفاه باشیم و هم آخرتمان را داشته باشیم. بحث جهاد بود و من هم به این‌ها فکر می‌کردم ولی خب در سنی بودم که خیلی برایم سخت بود و گاهی اوقات حالات روحی به من دست می‌داد که کاری هم نمی‌توانستم بکنم و از طرفی می‌دیدم آن طرف (آخرت) بهتر خواهد بود. 

فارس: همسر جانباز بودن چقدر سخت است؟

ژیان پناه: یادم هست آخرین باری که سید حسین از جبهه زنگ زد، من همینطور گریه می‌کردم. او می‌گفت: پروین اینجا کربلاست، دلت را بگذار جای حضرت زینب (س). من خودم را برای مجروحیتش آماده کرده بودم و فکر می‌کردم در سخت‌ترین شرایطش از گردن به پایین قطع نخاع می‌شود. اصلاً فکر نمی‌کردم مجروحیت از سر، آن هم به این شکل باشد که مشاعر آسیب ببیند. مجروحیتی که منجر شود سید حسین حتی ارتباط عاطفی نیز با زن و فرزند را از دست بدهد.

این نکته خیلی برایم سنگین بود و آزارم می‌داد. خب در میان دوستانم کسانی بودند که همسرشان قطع نخاع بود اما لااقل با هم صحبت می‌کردند و ارتباط عاطفی بینشان برقرار بود در حالی که برای ما کاملاً از بین رفته بود. گاهی وقتی حالش بد می‌شد و موج او را می‌گرفت داد و بی‌داد می‌کرد، می‌بردیمش بیمارستان و بهتر می‌شد اما چیزی که عذاب‌آور بود این بود که سید حسین قبل از این مجروحیت دل بسیار مهربانی داشت و بسیار مقید به خانواده و زن و فرزند بود. البته سال ۶۲ کنار پنجره فولاد حرم امام رضا(ع) شفای از کارافتادگی سمت راستش را گرفتم اما بقیه مجروحیت ماند تا سندی برای تاریخ باشد. زندگی مشترک عادی ما به دو سال نکشید. همسر من دوست داشت کنار زن و فرزندش باشد اما مجبور بود برای دفاع از کشورش برود. 

فارس: وقتی حال‌همسرتان بد می‌شود چه می‌کنید؟

ژیان پناه: دکتر همان اول گفت: او صرع  خواهد گرفت و هر جایی ممکن است حالش بد شود. همینطور هم شد، در خانه و گاهی در خیابان تشنج به او دست می‌داد و روی زمین می‌افتاد، کف از دهانش می‌رفت تا جایی که من هم می‌ترسیدم کاری هم از دستم بر نمی‌آمد. وقتی هم حالش به جا می‌آمد خیلی ناراحت می‌شد. من باید با این مسائل سخت کنار می‌آمدم. همسرم سر دردهای بسیار سنگین و طاقت فرسا می‌گرفت و مظلومانه درد می‌کشید. از طرف دیگر گاهی حال روحی‌اش به گونه‌ای بود که داروهایش را هم نمی‌خورد و باید با ترفندهایی به او می‌خوراندیم. 

سید حسین کم‌کم تکلمش هم افت کرد و مقاصدش را نمی‌توانست به ما بفهماند و هنوز هم این مشکل را داریم و با حرکت دست باید اینقدر ادامه دهیم، مثل بیست سؤالی تا متوجه شویم چه می‌خواهد. گاهی اوقات خودش خسته می‌شود. افسردگی هم که فشار می‌آورد. گاهی چون دوست دارد او را به نماز جمعه می‌برم. 

فارس: بچه‌ها وقتی کوچک بودند چه واکنشی نشان می‌دادند؟

ژیان پناه: دختر کوچکم مرضیه وقتی این حالات را می‌دید برایش سؤال می‌شد که چرا پدر من رفت جبهه و حالا این طوری است؟ سعی می‌کردم سختی‌ها را برایش جبران کنم. کلاس ورزش و کلاس‌های هنری بچه‌ها را ثبت نام می‌کردم و از تفریح برایشان کم نمی‌گذاشتم. از طرفی بالاخره یکسری مسائل را باید بپذیرند. الحمدالله الان بسیار درک می‌کنند.

آن اوایل سید حسین یک موتور ساده داشت. مثلاً دخترم می‌گفت: به بابا بگو با این موتور نیاید دم مدرسه دنبالم. چون باباهای دیگر با ماشین می‌رفتند دنبال بچه‌هایشان. همسرم الان هم میوه گران نمی‌خورد و کلاً اهل زندگی سطح بالا نیست. البته بعداً یک پراید خریدیم. بخشی از پول خانه هم از ارث پدرش است. اینها در حالی است که اوایل مجروحیت می‌خواستند خانه‌ای در شمیران به ما بدهند با یک ماشین کادیلاک اما او ابداً قبول نکرد. ما مستأجر بودیم. حقوق یکی‌مان برای اجاره خانه بود و یکی برای مخارج خانه.

سید حسین گاهی برخی مسایل کشور را که متوجه می‌شود خیلی حرص می‌خورد، خصوصاً در جریان انتخابات. می‌گفت: بنیاد نرو و هیچ چیزی نگیر. به او گفتم: مجبورم چون حقیقتاً هزینه عمل‌هایت را نمی‌توانم پرداخت کنم. با همه این سختی‌ها هنوز روحیه‌اش همان است که قبل مجروحیت داشت.

همسرم گاهی به خاطر فشار روحی حالش بد می‌شد و برخورد مناسبی با ما نداشت اما وقتی حالش به جا می‌آمد، فراموش می‌کرد چه کارهایی کرده و از دیدن ناراحتی ما ناراحت می‌شد و پرسید چرا حالتان اینجوری است؟ او را با دارو کنترل کردیم. 

فارس: تفریح هم می‌رفتید با هم؟

ژیان پناه: آن اوایل که هنوز حالش خیلی بد نبود با بچه‌ها می‌رفتیم بیرون و گوشه‌ای می‌نشستیم و به همان خوشی‌های ساده قانع بودیم. برخی می‌پرسیدند ناراحت نیستی همسرت اینطوری است؟ می‌گفتم: نه واقعاً در کنارش احساس آرامش دارم. این مسئله برایم جا افتاده بود.

فارس: در این سال‌ها چه لحظاتی از همه بیشتر تلخ‌ گذشته؟

ژیان پناه: تلخی در زندگی هست. اما هنوز تلخ‌ترین لحظه‌ها برایم همان وقتی است که فهمیدم مشاعرش آسیب دیده و نمی‌توانیم ارتباط عاطفی یک همسر را با هم داشته باشیم. وقتی ارتباط عاطفی نباشد زندگی چه معنی می‌دهد؟ ببنید هر دختری به امیدی وارد زندگی مشترک می‌شود و بدون این احساسات چطور باید سختی‌ها را تحمل کند؟ اما من این سختی را به هر ترتیب پذیرفتم. 

سعی می‌کردم برای بالا بردن روحیه بچه‌ها ارتباطم را با خانواده جانبازان ۷۰ درصد دیگر بیشتر کنم. این موضوع خیلی اثرگذار بود. با هم مهمانی و مسافرت می‌رفتیم. 

سید حسین الان گاهی وقتی من حالم خوب نیست می‌آید رویم را می‌کشد و با اینکه با سختی حرکت می‌کند چیزی که لازم دارم برایم می‌آورد. اما نمی‌توانیم حتی دست هم را بگیریم چون یک دستش فقط کار می‌کند و آن هم به خاطر مصرف داروها لرزش شدید دارد. گاهی اینقدر لرزشش زیاد است که حوصله غذا خوردن هم ندارد و به زور به او غذا می‌دهیم. گاهی هم که سر درد دارد از حالات چشم‌هایش می‌فهمم دارد درد می‌کشد چون بسیار صبور است. 

فارس: مسئولین به خانه‌تان می‌آیند؟

ژیان پناه: چندبار که برخی از مسئولین از جمله رئیس جمهور سابق، می‌خواستند بیایند خانه‌مان، راهشان نمی‌داد. هنوز هم اگر کسی در سطح مسئولین باشد، اجازه نمی‌دهد به خانه بیایند. فقط یادم هست حضرت آقا چند سال قبل که سر زده آمدند خانه مادرم، حتی منم خبر نداشتم و سید حسین هم بی‌اطلاع بود و نیامده بود. 

تنها دیداری که با اشتیاق قبول کرد و رفتیم دیدار با آقا بود. چند سال پیش شب قدر ماه رمضان بود و به ما خبر دادند بیایید دیدار با آقا. همسرم هم حالش بهتر بود. او موقع دیدن ایشان با لکنت و غصه گفت: آقا مردم را دریابید گرفتارند. ایشان با آرامشی که جالب توجه بود دستی کشیدند روی سرش و گفتند: اول خدا دوم خدا. انشاالله درست می‌شود.

فارس: خاطره حضور آقا در خانه مادرتان را برایمان بگویید.

ژیان پناه: وقتی ایشان آمدند منزل مادرم در برهه‌ای بود که بسیار حال روحی‌ام بد بود. مادرم گفت: یکی زنگ زده و می‌خواهند بیایند مصاحبه، تو هم بیا من تنها نمی‌توانم. آن شب شام را خورده بودیم و داشتیم سفره را جمع می‌کردیم. زنگ خانه را زدند و خواهرم رفت در را باز کند، دیدیم با حالت شوک و گریه برگشت، تا آمدیم بپرسیم چه شده آقا به همراه چند نفری آمدند داخل، من هیجان زده بلند شدم، باورم نمی‌شد، ماتم زد، فکر نمی‌کردم آقا بیایند خانه ما، ایشان وقتی فهمیدند همسرم جانباز است قرآنی به من دادند و به یکی از همراهانشان گفتند یک وقت ملاقاتی برای همسرشان در نظر بگیرید چون ما نتوانستیم هم را ببینیم. وقتی آقا را دیدم همه چیز یادم رفت. انبساط روحی عجیبی به من دست داد. افسردگی شدید چند ماهه من در یک چشم بهم زدن بر طرف شد. مادرم می‌گفت: تو حالت یکدفعه خوب شد. 

فارس: سید حسین چطور مجروح شد؟

ژیان پناه: همسرم در عملیات خیبر جزیره مجنون مجروح شد.  او جزو گروه آرپی‌چی زن‌ها بود و قبل از حمله اولین خمپاره که می‌خورد حس می‌کند پایش گرم شد. کلاهش را بر می‌دارد تا ببیند چه شده که خمپاره بعدی می‌آید و از سر مجروح می‌شود. همانجا بی‌هوش می‌افتد داخل باتلاق. می‌گفت: مثل برگ خزان بچه‌ها می‌ریختند. دوستانش او را بیرون می‌آورند و سریع بر می‌گردند عقب. اول او را می‌برند بیمارستان جندی شاپور اهواز و بعد در حالی که به کما رفته بود منتقل می‌شود شیراز. 

فارس: در اطراف شما کسی بوده که برخورد منفی داشته باشد؟

ژیان پناه: همه اقوام و آشنایان ما می‌دانند من در این سال ها چه سختی‌هایی کشیده‌ام و خودشان شاهد بودند. هم من و هم همسرم و هم فرزندانم محرومیت‌های زیادی کشیدیم نسبت به یک زندگی نرمال. همسر من حتی یک عصا نمی‌تواند دستش بگیرد و تا مسجد برود با این که خیلی دوست دارد. چند بار وقتی بیرون رفت به خاطر بیماری حالش بد شد و تصادف کرد. 

یکبار در گروهی با یک دانشجوی خارج کشور در مورد مباحث اخیر کشور صحبت می‌کردم. او به من گفت: چقدر شما تلخ صحبت می‌کنی؟ گفتم: اگر شما جای من بودی و این آسیب‌ها را از طرف آمریکا و دوستانش می‌کشیدی باز هم اینطور صحبت می‌کردی؟ 

فارس: آقای منتظری تا به حال کربلا رفته‌اند؟

ژیان پناه: سید حسین چند سال پیش پیاده‌روی اربعین را که از تلویزیون دید و گفت: خیلی دوست دارم بروم. با هم رفتیم اما مرز به قدری شلوغ بود که برای من امکان این نبود او را در آن شرایط ببرم. چند نفر که متوجه موقعیت ما شدند سید حسین را با خودشان بردند و به محض سلام دادن مقابل حرم آقا بر گردانند. به خاطر وضعیت جسمانی‌اش نمی‌شود تنها او را ببرم و باید همراه داشته باشیم. برای همین تا به حال نرفته سفر کربلا. او بسیار ملاحظه می‌کند و دوست ندارد کسی از کارش بیفتد.

فارس: اهل دنبال کردن اخبار هم هستند؟

ژیان پناه: اخبار را که دنبال می‌کند و خصوصاً در وقایع اخیر خیلی ناراحت می‌شود. یکی از خبرهایی که بسیار ناراحتش کرد شنیدن همین خودروهایی بود که گفتند برخی نمایندگان گرفتند و آخر هم اسامی‌آنها اعلام نشد.

فارس: آخرین باری که به بنیاد شهید رفتید کی بوده و چرا؟

ژیان پناه: ببینید دسترسی به مدیران بنیاد شهید خیلی سخت است. در حالی که آن‌ها باید بیایند به ما سر بزنند اما یکبار هم نیامدند. چرا باید کفش آهنین بپوشم برای درمان همسرم؟ من یک زن هستم و باید با همه در بیفتم. ما نه حمایت قانونی می‌شویم نه حقوقی. کجای دین و شرع گفته همه بار مسؤولیت باید روی دوش زن باشد؟ چند روز پیش رفتم بنیاد شهید اما اجازه ندادند داخل شوم و گفتند از همین پایین ساختمان می‌توانید تلفنی با روابط عمومی صحبت کنید. 

دو هفته پیش رفتم بنیاد شهید چون برای خودرو مشکلی داشتم نمی‌توانم همسرم را جا به جا کنم. از آنها پرسیدم بالاخره چه شد؟ قرار بود به جانبازان بالای ۷۰ درصد خودرو با شرایط اقساط بدهید. گفتند: ثبت‌نام تمام شد. گفتم: چطور؟ کجا اعلام شد؟ هیچ اطلاعی به ما نمی‌دهند. آن هم نه اینکه فکر کنید مسئولین پاسخ بدهند ها، نه. از همان پایین زنگ می‌زنند صحبت کنید.

جالب است پزشک عمومی‌ هم که هر ماه می‌آمد برای چکاب همسرم، با وجود آن بیماری‌های سخت و پیچیده. به او گفتم خیلی ممنون دیگر لازم نیست تشریف بیاورید.

در شهرداری تهران هم همینطور است. رفتم آنجا نتوانستم یک مسئول را ببینم. البته با همه این سختی‌ها پشت نظام هستم و رهبرم را با جان حمایت می‌کنم. من و همسرم همان بسیجی‌های سال ۵۷ هستیم. و یک ذره از گذشته خود پشمان نیستیم. 

اشتباه مدیریت زندگی خود را گردن والدینتان نیاندازید

 اولین میهمانی مفصل را در پیش داشت و قرار بود در نقش تازه عروس در میان قوم‌وخویش آقا داماد خوش بدرخشد. دلش می‌خواست حالا که قرار است محک بخورد، هرچه سلیقه در چنته دارد رو کند. همه‌چیز برای میهمانی فردا شب مهیا بود. از کفش و لباس گرفته تا گلِ سر و هرچیز که فکرش را بکنید. اما مکالمه‌ صبح روز میهمانی برخلاف سایر خوش‌وبش‌ها و دل و قلوه دادن‌هایش با شاه داماد، حسابی کفری اش کرد. ناسلامتی برای خودش صاحب‌نظر بود و یک پا خوش سلیقه. یک جمله از طرف مادر داماد به عروس خانم که شاید مادرانه بود و از سر دلسوزی اما حسابی مخرّب!« مامانم گفته بهت بگم اون لباسی که با هم رفتیم خریدیم بپوش!» احساس کرد تمام غرورش رابا تکه سنگی شکسته اند. صدای خُرد شدن آن را با همه وجود می‌شنید. دلش می‌خواست نه سیخ بسوزد نه کباب. گوشی را بردارد و در کمال ادب بگوید:« ببخشید مامان جان! من فردا به میهمانی نمی آیم.» شاید برای خیلی از جوان‌ها حفظ احترام والدین و علاقه به‌همسر یک دوراهی سخت باشد و در چنین شرایطی که سلیقه مادرشوهر و عروس متفاوت است تصمیم‌گیری برای چگونه مطرح کردن حرف دل، چند سال از عمر، کم کند! بالاخره هم حکایت عشق به مادر است و احترام به او و هم حساب دلدادگی به دختری که قرار است یک عمر با او هم مسیر و همراه باشد.

*تقویت روابط نجات بخش است

 شاید ریشه بسیاری از دخالت‌ها در ضعف ارتباط زن و شوهر باشد. ضعفی که دیده شدن آن در روابط زوجین اجازه هرگونه دخالت و یا به زبان بهتر پادرمیانی را به اطرافیان می‌دهد. یک پادرمیانی که اگر دلسوزانه باشد می‌تواند کارساز و مشکل‌گشا شود و چنانچه از روی تدبیر و درایت انجام نشود ضررهای جبران‌ناپذیری به زندگی فرزندان وارد خواهد کرد و شاید تقویت روابط زوجین با شیوه‌های مختلف بتواند عروس خانم‌ها و آقا دامادها را از این مهلکه نجات دهد.

* چرا و چگونه حریم زوجین شکسته می شود؟

«نرگس نهاوندیان»؛ کارشناس مسائل خانواده، درمورد دخالت والدین در زندگی فرزندان می‌گوید:«چندمورد اساسی مطرح است، یکی این‌که خود والدین شاید با هدف مشخصی  هم این کار را انجام نمی‌دهند و تنها از روی دلسوزی است و اگر بخواهیم از منظر طرحواره درمانی آن را مطرح کنیم شاید پدر، مادر، خواهر و یا برادر هنوز احساس می‌کنند که باید مراقب فرزندشان باشند، حتی وقتی فرزند ازدواج می‌کند و بچه‌دار می‌شود و چه‌بسا پس‌از آن! دیگر اینکه گاهی فرزند خودش این شخصیت را دارد. یعنی دوست دارد و اجازه می‌دهد دیگران در امور زندگی او دخالت کنند. شخصیتی دارد که دوست دارد یکی مدام دنبال او باشد و زندگی‌اش را جمع‌وجور کند. همچنین گاهی فرزندان و به‌خصوص دختر خانم‌ها هر اتفاق ریز و درشتی را به مادر و خواهر خود توضیح می‌دهند و دوست دارند از تجربیات آنان استفاده کنند. اما باید بدانند که تجارب پدر، مادر، خواهر، برادر و یا هم‌سن و سالان آن‌ها تجربه‌هایی محدود است که تنها یک شخص و در یک زندگی کسب کرده است، بنابراین نمی‌تواند آن‌طور که می‌خواهد به او کمک کند و بیش‌از آن‌که کمک‌کننده باشد مخرب است و باعث فاصله بیشتر میان زوجین می‌شود.»

*جر و بحث و حرف اضافه ممنوع! سربسته حرف بزنیم

این کارشناس و مشاور امور خانواده مطرح کردن هر شبهه و سوالی در جمع خانواده را سبب سوگیری آن‌ها و درنتیجه دخالتشان در امور زندگی زوجین معرفی می‌کند و می‌گوید:« هرگونه حرفی که ما به خانواده منتقل می‌کنیم نظر آن ها را نسبت‌به زوج مقابل تغییر می‌دهد و می‌تواند سبب دخالت طرفین شود. مثلاً شخص با همسرش اختلاف‌نظر دارد و در جروبحث میانشان حرف‌های خوبی به‌هم نمی‌زنند.فرض کنید این‌ حرف ها به خانواده منتقل شود و دو روز بعد روابط زوجین به شکل قبل برگردد. آن ها تمام اتفاقات پیش‌آمده را فراموش می‌کننداما آیا برای مادری که شنونده این اختلاف بوده است شرایط به همان شکل قبل برمی‌گردد؟ قطعاً شنیده‌ها و گفته‌ها بر روی رفتار او نسبت‌به عروس و یا داماد اثر می‌گذارد و بسیاری از روابط دچار مشکل می‌شوند. بنابراین گستره درد دل کردن باید به‌گونه‌ای باشد که تنها برون‌ریزی داشته باشیم و سربسته حرف بزنیم. دنبال راهکار نباشیم و درد دل ها حالت غیبت پیدا نکند.» او معتقد است خانواده هم نباید به‌دنبال شنیدن حرف‌های فرزندشان باشند و چنانچه مشکلی می‌بینند باید او را به مشاور ارجاع دهند.

* اطلاعات اضافه یعنی باز شدن مسیر مداخله   

نهاوندیان ریشه برخی دخالت‌ها را نزدیکی خانواده‌ها و فرزندانشان به‌ یکدیگر می‌داند و می‌گوید:« در قدیم نزدیکی محل سکونت بیشتر بود اما امروزه داشتن ارتباط تلفنی هم این فاصله‌ها را نزدیک کرده و گاهی افراد به‌محض آن‌که از خواب بیدار می‌شوند گوشی تلفن را برمی‌دارند و گزارش روزانه‌ خانواده را به یکدیگر می‌دهند.» او معتقد است ارتباط و صمیمیت،خوب، لازم و ضروری است اما هر اطلاعاتی را نباید در اختیار دیگران قرار داد و حتماً لازم است فرد نفع و ضرر خود و همسرش را در نظر بگیرد. به‌طور مثال اگر کسی بگوید لباست چقدر قشنگ است، نیازی نیست بگوییم این را از فلان جا خریدم و فلان قیمت. کافیست تشکر کنیم. درواقع ما وقتی اطلاعات بیشتر به اطرافیانمان می‌دهیم، به‌دنبال آن مسیر دخالت را نیز باز کرده‌ایم.

*به نام مشورت دخالت نکنیم/اهمیت حضور مشاور جدی است!

وی مراجعه به مشاور به‌عنوان یک فرد سوم در زندگی زوجین را امری مؤثر می داند و می گوید:« مشورت با یک کارشناس متخصص در این زمینه به‌عنوان فردی که از منظر بالا، بدون هیچ‌گونه پیش‌فرضی و بی قصد و غرض به ماجرا نگاه می‌کند بسیار مؤثر است. همچنین مشاور به دلیل داشتن تخصص و مواجهه با پرونده‌های فراوان، توانایی این را دارد که در مسئله موردنظر در حد مطلوب اطلاعات بگیرد و راهکار مناسب ارائه دهد. او تأکید می کند خانواده‌ها دقت داشته باشند که گاهی فرزندانشان فقط یک گوش شنوا می‌خواهند! گوشی که تنها درد دل‌هایشان را بشنود و نیازی به ارائه راهکار ندارند؛ راهکاری که در نهایت ممکن است منجر به دخالت شود. اما در جایی‌که فرزندان نیاز به راهنمایی دارند و می‌گویند «من چکار کنم؟» و یا این‌که« شما چه  فکر می‌کنید؟» در این‌جا والدین می‌توانند وارد مشورت شده و راهکار موردنظر خود را ارائه دهند، البته بدون پیگیری. یعنی فرزند بخواهد آن را انجام می‌دهد و نخواهد  انجام نمی‌دهد. والدین تنها در جایگاه بزرگ‌تر بودن نظرشان را ارائه می‌دهند و به‌هیچ‌وجه نباید خودشان برای حل امور فرزندان پیش‌قدم شوند که این مسئله قطعاً دخالت محسوب می‌شود. وی در پایان برای پیشگیری از بسیاری مشکلات در زندگی مشترک نقش مشاوره‌های پیش‌از ازدواج را بسیار پررنگ دانست.

*پدرانه هایی که راهگشاست

در گعده های صمیمانه پدر و فرزندی که به بهانه خواندن خطبه عقد برای شروع یک مسیر پر پیچ و خم برپا می شود، رهبر معظم انقلاب به عنوان  پدری مهربان حرف های دلسوزانه می زنند که بسیار راهگشاست. مثل این جملات؛ «باید جوان‌ها را هدایت کرد اما در جزئیات امور آن‌ها نباید خیلی دخالت کرد که زندگی برای آن‌ها مشکل شود. مبادا بعضی‌ها با دخالت‌های خودشان، بعضی‌ها ها با کم ظرفیتی و خوی بچگی خودشان این بنای مستحکم را با اندک چیزی متزلزل کنند. اگر دیدند دخالت‌های آن‌ها دارد این زن و شوهر را نسبت‌به هم دل‌چرکین می‌کند دیگر اجازه ندارند دخالت کنند. بزرگ‌ترها اگر می‌خواهند این جوان‌ها راحت زندگی کنند باید آن‌ها را نصیحت کنند و هدایت نمایند اما دخالت نباید بکنند. بگذارند زندگی‌شان را بکنند. مبادا خدای نکرده بزرگ‌ترها بیایند پیش یکی از زوجین از آن دیگری بدگویی کنند. یک چیزی بگویند دلخوری درست کنند. بلکه باید بزرگ‌ترها سعی کنند بیشتر این‌ها را به‌هم نزدیک نمایند و دل‌هایشان را به‌هم متصل تر کنند. والدین نقش زیادی در ایجاد محبت دارند. والدین دختر و پسر باید دائماً همتشان این باشد که این را نسبت‌به دیگری با محبت کنند. اگر هم چنانچه یک چیزی دیدند از طرف مقابل که برایشان خوشایند نبود آن را برای فرزند خودشان ذکر نکنند. بگذارند این دو با یکدیگر روزبه‌روز مأنوس تر و بامحبت‌تر باشند. پدر و مادرها باید سعی کنند محبت زن و شوهرها را، این بچه‌هاشان را، جوان‌هایی را که ازدواج می‌کنند تأمین کنند. گاهی ممکن است یک دل‌خوری‌هایی پیش بیاید. پدر و مادرها که تجربه دار تر هستند، بزرگ‌تر هستند، عاقل‌تر هستند، نگذارند که این دلخوری‌ها به دلسردی یه زن و شوهر جوان از هم منتهی شود.

*حریم خانواده محترم است

یادمان باشد صمیمیت در زندگی عاشقانه مرد و زن  حرف برای گفتن فراوان دارد. صمیمیتی که اگر بنا شود حصاری محکم و نفوذناپذیر می‌شود و امنیتی وصف‌ناپذیر به کانون خانواده هدیه می‌دهد و آن را گرم و گرم‌تر می‌کند. یک راهکار مهم برای ایجاد صمیمیت باز نکردن سفره‌ دل پیش هر کسی است.خانم‌ها و آقایانی که هرجا می‌نشینند، زبان به درد دل می‌گشایند و به‌اصطلاح سفره دلشان را پهن می‌کنند از دخالت اطرافیان ایمن نیستند. شاید میان تمام نظرها و پیشنهادات چندتایی سازنده و دلسوزانه باشد اما یک راهکار اشتباه کافی است تا مسیر هموار زندگی را به معبری صعب‌العبور مبدل کند. پس تا می‌توانید با درایت و هوشمندی حریم خانواده را محترم بشمارید و حرف‌های دلتان را پیش خودتان نگه دارید.

*  مطلع عشق

در این مجال پای درسی از مطلع عشق نشستیم . این صفحه هر هفته میهمان نگاه گرم شماست.

هر آنچه که باید درباره سقط جنین بدانیم

هر آنچه که باید درباره سقط جنین بدانیم

سقط جنین چیست؟

سقط جنین به سقط جنینی گفته می‌شود که در ۲۰ هفته اول بارداری اتفاق می‌افتد. متأسفانه سقط جنین بسیار شایع است و از هر ۱۰ حاملگی یک مورد به سقط جنین ختم می‌شود. بیمارانی که این عارضه را تجربه می‌کنند اغلب احساس تنهایی می‌کنند. در بسیاری از مواقع هیچ دلیل واضحی برای سقط جنین وجود ندارد و سقط جنین معمولاً به دلیل چیزی که خورده‌اید یا فعالیت‌هایی مانند ورزش شدید، کار یا تصادف/سقوط ایجاد نمی‌شود. حداقل در نیمی از موارد جنین به دلیل ناهنجاری‌های ژنتیکی به درستی رشد نکرده است. هر چه سن حاملگی بیشتر باشد احتمال سقط جنین بیشتر می‌شود.

سقط جنین چه علائمی دارد؟

شایع‌ترین علائم سقط گرفتگی یا خونریزی است. علائم دیگر ممکن است شامل لکه بینی و فوران ناگهانی مایع از واژن یا خروج بافت از واژن باشد. گرفتگی ممکن است خفیف یا شدید باشد و گاهی اوقات هیچ گرفتگی احساس نمی‌شود. در برخی از بارداری‌ها سقط جنین می‌تواند بدون علامت رخ دهد و به این سقط از دست رفته گفته می‌شود. بیمار ممکن است یک سونوگرافی معمولی با ضربان قلب جنین انجام دهد و ممکن است گرفتگی احساس نکند یا خونریزی واژینال را تجربه کند اما وقتی برای سونوگرافی مراجعه می‌کند ممکن است دیگر ضربان قلب تشخیص داده نشود.

سقط جنین چگونه درمان می‌شود؟

اگر سقط جنین را تجربه می‌کنید ارائه‌دهنده مراقبت‌های بهداشتی شما را با دقت در مراحل فیزیکی و احساسی این فرآیند راهنمایی می‌کند. برخی از افراد می‌توانند سقط جنین خود را در خانه مدیریت کنند به خصوص اگر خونریزی خیلی شدید نباشد. برای بیمارانی که هنوز شروع به سقط جنین نکرده‌اند این امکان وجود دارد که چند روز منتظر بمانند تا ببینند آیا سقط جنین به طور طبیعی اتفاق می‌افتد یا خیر. مهم نیست که چه چیزی را انتخاب می‌کنید یا چه چیزی را تجربه می‌کنید پزشک شما برای نظارت بر وضعیت جسمی و عاطفی شما در هفته‌های پس از سقط جنین در تماس خواهد بود.

چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی بین مرده زایی و سقط جنین وجود دارد؟

تفاوت اصلی بین مرده زایی و سقط جنین مربوط به زمان بارداری است. زایمان یا مرگ قبل از هفته ۲۰ بارداری معمولاً به عنوان سقط جنین توصیف می‌شود در حالی که زایمان زودرس یا مرگ جنین ۲۰ هفته یا بیشتر به عنوان مرده زایی در نظر گرفته می‌شود. بیماران اغلب از سقط جنین و مرده‌زایی به جای یکدیگر استفاده می‌کنند زیرا ممکن است ندانند که این‌ها بر اساس زمانی که در دوران بارداری اتفاق می‌افتند تعریف می‌شوند.

سلامت روانی بعد از سقط جنین تا چه حد ارزشمند است؟

واقعیت این است که هر نوع از دست دادن در دوران بارداری می‌تواند بسیار ناراحت‌کننده باشد و والدین شایسته این هستند که غم و اندوه آن‌ها در هر شرایطی شنیده و درک شود. همچنین درک این نکته مهم است که هیچ راه درستی برای ناراحتی وجود ندارد این روند برای همه متفاوت به نظر می‌رسد. سرعت برای هر فردی متفاوت است و وقتی نوبت به تجربه این نوع غم و اندوه می‌رسد طیف وسیعی از احساسات مانند غم و اندوه، عصبانیت، ناامیدی، گناه، اضطراب و ترس ممکن است توسط زوجی که فرزند خود را از دست داده‌اند تجربه کنند. معمولاً برای افرادی که از دست دادن بارداری را تجربه کرده‌اند ممکن است سخت باشد که آنچه را که از سر می‌گذرانید با دیگران به اشتراک بگذارید. به همین دلیل است که همدلی مهم است. در نظر بگیرید که چگونه با دوستان و عزیزانتان ارتباط برقرار کنید یا به طور بالقوه با یک متخصص سلامت روان ملاقات کنید.

نتیجه‌گیری:

در هر صورت هم مرده زایی و هم سقط جنین می‌توانند تأثیرات عاطفی عمیقی داشته باشند. به همین دلیل است که از حمایت سلامت روان برخوردار شوید. اگر به دنبال هر نوع از دست دادن بارداری با سلامت روان خود دست و پنجه نرم می‌کنید حتماً با مشاور یا ارائه دهنده مراقبت‌های بهداشتی خود تماس بگیرید.