مردم این زوج را «چندش و حال به هم زن» می‌نامند

یک زن با شریک زندگی‌اش که ۲۶ سال از او بزرگتر است فاش کرده است که مردم همیشه فکر می‌کنند شوهر ۷۱ ساله‌اش پدر اوست و دیگر مردان مسن نیز به او پیشنهادهای نامناسب می‌دهند.

آلیسون ۴۵ ساله و بن هورنسبی ۷۱ ساله ۲۵ سال است که با هم هستند و یک سه قلو و دوقلو دارند. با این حال این زوج اغلب به خاطر عشقشان در ملاء عام و در فضای آنلاین با آزار و اذیت هایی روبه‌رو هستند و مردم آنها را «چندش و حال به هم زن» می‌نامند.

به گفته آلیسون، با وجود انتقادها و منفی بافی ها، این زوج دوست دارند ویدیوهایی را به صورت آنلاین در اینستاگرام پست کنند تا «زیبایی یک ازدواج مستحکم» را به دنیا نشان دهند.

بن و آلیسون اولین بار در سال ۱۹۹۸ با هم ملاقات کردند؛ زمانی که بنِ پستچی بسته‌ای را به محل کار آلیسون تحویل داد.

 آلیسون که در آن زمان تنها ۱۹ سال داشت پس از یک سال تحویل گرفتن روزانه بسته ها از بن که آن روزها ۴۶ ساله بود، از او خواست تا با هم قرار بگذارند. بن هم در این مدت به آلیسون علاقه‌مند شده بود و این دو خیلی زود دیوانه‌وار عاشق یکدیگر شدند.

مردم این زوج را «چندش و حال به هم زن» می‌نامند

پس از گذشت ربع قرن با هم، مردم اغلب هنوز این رابطه را زیر سوال می‌برند یا تصور می‌کنند که این زوج پدر و دختر هستند.

آلیسون می‌گوید: «ما پیام‌های نامناسبی دریافت می‌کنیم که عمدتا از سوی مردان است.»

با وجود ترول های آنلاین، بن کار دشوار تربیت پنج فرزندشان را بزرگ ترین چالش زندگی‌شان می‌داند.

مردم این زوج را «چندش و حال به هم زن» می‌نامند

چهار سال پس از شروع این رابطه، بن و آلیسون یک جشن عروسی برگزار کردند؛ زمانی که بن ۵۲ ساله و آلیسون ۲۶ ساله در سال ۲۰۰۳ به استقبال سه قلوهای خود بنجامین، نوح و ایتان رفتند.

به طرز شگفت انگیزی، آلیسون سه سال بعد دوقلوهای میا و جود را نیز به دنیا آورد و بن – که از رابطه قبلی‌اش چهار فرزند دیگر هم داشت – پدر ۹ فرزند شد.

مردم این زوج را «چندش و حال به هم زن» می‌نامند

یک بار در جلسه مدرسه یک معلم به بن گفت: «شما باید پدربزرگش باشی.»

آلیسون می‌گوید: «هر دوی ما آدم‌های بالغی بودیم که به میل خودمان این رابطه را شروع کردیم، بنابراین مشکلی با فاصله سنی خود نداشتیم. می‌دانستیم که دیگران ممکن است رابطه ما را نپذیرند، اما برای خودمان خیلی طبیعی بود. نمی‌خواستیم جدا از هم باشیم.»

او توصیه می‌کند: «اگر واقعا همدیگر را دوست دارید، اجازه ندهید سر و صداهای بیرونی، شما را از کشف رابطه ای که در آن هستید بازدارد.»

عکس‌های عروس خانمی که غرق در طلا شد

بیا نی نی/ تعطیلات ۱۰ روزه عید قربان در ترکیه، فرصت مناسبی است برای سور و سات عروسی در این کشور که هر از گاهی یکی از آنها به تیتر خبری تبدیل می شود.

 یکی از عروسی هایی که اخبار و تصاویر آن این روزها در رسانه ها و شبکه های اجتماعی ترکیه مورد توجه واقع شده، ازدواج یک زوج جوان در استان وان است؛ وان، هم مرز با ایران است.
آن طور که رسانه های ترکیه نوشته اند، هم عروس و هم داماد فرزندان دو خانواده سرشناس تاجر هستند و مراسم عروسی شان 5 هزار مهمان از کشورهای مختلف داشته است: از ترکیه و ایران و عراق گرفته تا آلمان و هلند و سوئیس.

این مراسم باشکوه و پرخرج، به مدت دو روز و دو شب در منطقه باشکاله ادامه داشته است.

اما آنچه بیش از همه جلب توجه کرده، کادوهای عروس و داماد بوده است. در این منطقه، به عروس طلا و به داماد پول نقد می دهند.

عکس‌های عروس خانمی که غرق در طلا شد

بر اساس گزاش روزنامه حریت، عروس خانم 4 کیلو طلا گرفته و آقا داماد هم 6 میلیون لیر ترک از مهمانان دریافت کرده است. (ارزش مجموع هدایای این جشن به پول ایران می شود حدود 24 میلیارد تومان ناقابل!)

عکس هایی از عروس غرق در طلا و چمدان های پر از پول نیز از این عروسی منتشر شده که مورد توجه رسانه ها و شبکه های اجتماعی قرار گرفته است.

عکس‌های عروس خانمی که غرق در طلا شد

چندی پیش نیز عروسی یک دختر ایرانی با یک پسر ترکیه ای با هدایای گرانقیمت سوژه رسانه های ترکیه شده بود.

با توجه به این که در منطقه شرق ترکیه، به ویژه میان کردها، چنین عروسی هایی متداول است، انتشار چنین خبرهای از عروسی های این منطقه مسبوق به سابقه بوده است که تصاویری از آنها را نیز می بینید:

 

«ازدواج آسان» به سبک عروس همه فن حریف

این روزها خانواده‌هایی که جوانی در آستانه ازدواج دارند،‌ به این فکر می‌کنند که با هزینه‌های کمرشکن ازدواج چه کنند، آن هم خرید‌های ایستگاه‌های اول ازدواج. از هزینه برگزاری مراسم‌ گرفته تا اجاره یک مسکن و خرید جهیزیه. والدین دوست دارند روزی دختر یا پسرشان را در لباسی عروسی یا دامادی ببینید و به این فکر می‌کنند آیا این آرزو سرانجام رنگ حقیقت به خودش خواهد گرفت؟

هر چند در سه سال گذشته به لطف ویروس منحوس کرونا (تنها نکته مثبت این بیماری همه‌گیر) سبک و سیاق ازدواج‌های تجملاتی به شکل میناتوری‌اش تغییر ماهیت داد، اما در آن ایام هم برخی ازدواج‌ها زیاد آسان هم نبود. حال ازدواج آسان به چه معناست؟ آیا تنها با یک عقد و بدون تشریفات خاص باید سر خانه و زندگی رفت یا باید از هزینه‌های جاری ازدواج زد؟ یا آیاهای دیگری هم وجود دارد؟ نظر شما چیست؟

بگذارید به ماجرای ازدواج آسان «فرزانه» و «یاسر» بپردازیم، ازدواجی که با همکاری و همیاری خانواده‌ نه تنها مشکلات مراسم ازدواج را  به سبک خودشان حل کردند، بلکه حالا وقتی فرزانه و یاسر به ثمره عشقشان که سه فرزند پسر به نام‌های «محمدحسین»، «علی‌‌عباس» و «علی‌رضا» است، نگاه می‌کنند لبخند رضایت و شادی در چشمانشان موج می‌زند. راهی که می‌تواند برای ایام پساکرونا برای عروس و دامادهای آینده الگو باشد، با هم داستان ازدواج این زوج را بخوانیم: 

در اینجا پای مسجد در میان است

ماجرا از یک مسجد در محله نظام‌آباد تهران شروع شد، جایی که ۲ پسر از دبستان، پاتوقشان مسجد محل بود و روزهای زیادی را در کنار هم در آن مسجد سپری کردند. چه روزها و ماه‌هایی گذشت تا اینکه روزی یاسر کاسه دلش لبریز شد و برای فرهاد رفیق ۲۰ ساله‌اش  درد دل کرد: هر کجا خواستگاری می‌رود، دختر با ایمان خوب پیدا نمی‌کند، وقتی به زندگی رفقا نگاه می‌کنم می‌بینم بعضی‌هایشان به مشکل خوردند بعد از زمان کوتاهی زندگیشان به جدایی ختم شده است، من هم می‌خواهم ازدواج کنم اما هنوز مردد هستم و ترس از آینده سد جلوی راهم است. فرهاد هم بی‌مقدمه گفت: از آنجایی که خواستگارهایی برای خواهرم می‌آیند، ما هم درگیر چنین مسائلی هستیم. همین جمله وسط بحث کافی بود که یاسر با دستش به کتف فرهاد بزند و بگوید: فرهاد! مگر تو خواهر داری؟!


مراسم عقد در ازدواج آسان 

آب‌وهوا سؤال خواستگاری نبود

به هفته نشد، یاسر در حالی که دسته گلی در دست داشت،‌ همراه با خانواده به خواستگاری خواهر فرهاد رفت، البته از آنجایی که آقا یاسر متولد شهریورماه سال ۱۳۵۹ بود و فرزانه خانم هم متولد بهمن‌ماه سال۱۳۶۲؛ هر دو نفرشان ۳۰ سال را رد کرده بودند، برای مراسم خواستگاری آبدیده شده بودند و سؤالات تغییرات آب‌وهوا و تاریخ سیاست را از هم نپرسیدند! فرزانه در همان جلسه اول گفت: دین و ایمان به همراه خوش اخلاقی طرف مقابل برای من خیلی مهم است. البته درباره مادیات هم اعتقاد دارم خدا بعد از ازدواج به ما می‌رساند. یاسر هم از خودش گفت که بعد از سربازی، به سرکار رفته است و اکنون هم تکنسین یک شرکت دانش بنیان است و می‌خواهد از همان ابتدا مستقل باشد و روی پای خودش بیاستد.

از هر انگشت عروس یک هنر می‌ریزد

فرزانه هم برای آقای خواستگار گفت که به شدت اجتماعی است و در مدرسه‌ای مشغول به کار است، کارشناس فیزیک است و کارشناسی‌ارشد علوم تربیتی دارد و برای کنکور دکتری آماده می‌شود. عضو تیم کوهنوردی است. دوره مربی‌گری ورزش رزمی کاراته را می‌بیند و آزمون دان ۲ را دارد. در آموزشگاه خیاطی طراحی و دوخت آموزش می‌دهد. در خیریه‌ای برای بانوان مبتلا به ایدز کلاس خودکفایی مالی بر پایه خیاطی دارد و با دانشگاه‌های مختلف تهران به سفرهای جهادی مناطق محروم می‌رود. به شدت به احکام مقید است و دوست دارد همسر آینده‌اش همراه و همیار او باشد. (البته فرزانه بعد از ازدواج، بهترین کار برای یک مادر را تربیت بچه‌هایش می‌داند، برای همین فعلاً قید حضور در اجتماع را زده است، چون هدف بزرگ‌تری دارد). 

عروس از نوع کم‌خرج مگر می‌شود

به هر حال از آنجایی که سرنوشت و دست تقدیر همراه فرزانه و یاسر بود، در اولین جلسه خواستگاری مهرشان بر دل یکدیگر افتاد و ساده‌زیستی هر دوی آن‌ها منجر شد که به راحتی از ایستگاه‌های ازدواجی که در آغاز زندگی داشتند عبور کنند.

ایستگاه اول، خرید نشان برای مراسم بله برون؛ عروس خانم قبل از اینکه به طلافروشی برود، از آقا داماد پرسید بودجه شما برای خرید چقدر است؟ آقا داماد  خیلی تلاش کرد از پاسخ دادن طفره برود، اما  وقتی دید فرزانه خیلی سمج است، یک رقمی را مطرح کرد و گفت حتی می‌تواند بالاتر از این رقم هم خرید کند. وقتی آن‌ها به مغازه طلافروشی رفتند فرزانه یک انگشتر ساده را انتخاب کرد، انگشتری که رقمش بسیار پایین‌تر از رقم پیشنهادی آقا داماد بود.

 

چادرت را از کربلا آورده‌ام

ایستگاه دوم، خرید چادر سفید؛ برای مراسم بله‌برون بود که رسم است برای عروس خانم،‌ چادر سفید بیاورند تا در مراسم عقد یا عروسی‌اش سر کند. اما ماجرای خرید چادر عروسی فرزانه به کربلای معلی کشیده شد،‌ آن هم قبل از گرفتن جواب بله از او به سبک انتخاب آقا فرهاد! چرا که در همان گیرودار خواستگاری فرهاد به پیاده‌روی اربعین رفت، او هر سال آشپز یک موکب در نزدیکی کربلا است، در آن سال به نیت انتخاب شریک زندگی‌اش یک چادر ساده سفید به سلیقه خودش خرید. با این حال وقتی فرزانه شنید که چادر سفید عروسی‌اش از کربلا رسیده است، به نشانه تبرک گرفت. چادری که شاید خیلی از عروس‌ها انتخابش نکنند! 

داماد دلش حلقه متبرک می‌خواست

ایستگاه چهارم، مراسم مهربرون؛ پدر فرزانه اکنون وکیل است، او قبل از اینکه بازنشسته شود، مدیر یکی از بانک‌ها بود. ۲ پسر (دوقلو) و ۲ دختر نتیجه زندگی پدر و مادر فرزانه است که همگی آن‌ها با ناز و نعمت بزرگ شدند. از آنجایی که فرزانه معتقد بود زندگی با سادگی‌هایش زیباست، پدرش را متقاعد کرد مهریه‌اش را ۱۴ سکه قرار دهد.

ایستگاه پنجم،‌ خرید حلقه؛ فرزانه باز هم حلقه بسیار ساده‌ای را انتخاب کرد و فرهاد انگشتر عقیقی که از نجف برای خودش خریده بود به نیت تبرک دست کرد. 

جشن عقد و مزه نماز جماعت

ایستگاه ششم، جشن عقد؛ از آنجایی که فرزانه شنیده بود هنگام خطبه محرمیت کسی نباشد، با حضور پدر و مادرها پیش یک روحانی رفتند و خطبه عقد جاری شد. روز بعد به دفترخانه رفتند و برای اینکه بستگان ناراحت نشوند، یک مراسم عقد صوری هم گرفتند. فرزانه می‌خواست مراسم عقدش را نیز ساده برگزار کند، اما پدر عروس،‌ برای مراسم عقد اولین دخترش مهمانان درجه یک (عمه،‌ عمو، دایی و خاله) را برای ناهار در تالار دعوت کرد و عروس خانم به نظر پدرش احترام گذاشت. منتها شرط کرد هنگام نماز ظهر، صدای اذان در سالن پخش شود و نماز جماعت هم برگزار شود که با همکاری تالار این خواسته عروس خانم اجابت شد.


اقامه نماز عروس خانم در تالار پذیرایی

تدبیر پدرانه برای آغاز زندگی فرزند

چند ماهی از عقد آن‌ها گذشت. فرزانه و یاسر چند باری سفر دو نفره رفتند و فرزانه خیلی خوشحال بود که پدرش اجازه داده است تا قبل از عروسی بیش‌تر با رفتارهای یاسر آشنا شود. او امروز این تدبیر پدرش را ستایش می‌کند، چون با همین شناخت، از بگومگوهای عروس و داماد بعد از حضور در خانه مشترک در امان ماندند.

جسورانه‌ای برای سرویس طلای عروس

یک ماه آخر مانده به عروسی فرزانه دید که یاسر برای تأمین ودیعه مستاجر خانه‌شان به مشکل خورده است و حتی صحبت از رفتن به خانه مستاجری در میان آمد، تصمیم گرفت بی‌خیال خرید سرویس طلای عروسی شود. او در اینجا توانست شوهرش را متقاعد کند که از سرویس بدلی زیبا و ساده  برای مراسم استفاده کند، اینطوری نه دل کسی را می‌شکست و نه مجبور به تحمل سرزنش‌ها و پاسخگویی به کسی بود، در عوضش به خانه خودشان بروند. البته این راز هیچ وقت در خانواده‌ها برملا نشد.

عروس هم خیاط بود، هم آرایشگر 

فرزانه که مدرک طراحی و دوخت داشت و دست به خیاطی‌اش خوب بود، لباس عروسش را خودش دوخت تا در عین زیبایی و سادگی پوشیدگی مدنظر او را داشته باشد. روز عروسی که رسید فرزانه به آرایشگاه نرفت، چون خودش و همسرش مخالف داشتن آرایش خانم در خارج منزل بودند. او در تالار پیش از رسیدن مهمانان، خودش را آرایش کرد و در پایان مراسم هم آن را پاک کرد.

اعتقاد دارند در فامیلشان خط‌شکنی کردند!

داماد هم کت‌وشلوار دامادی نگرفت و او نیز یک آرایشگاه معمولی رفت؛ یعنی به عنوان داماد به آرایشگاه نرفت. فیلمبردار و عکاسی هم نداشتند و تنها چند عکس با دوربین برای یادگاری انداختند. از ماشین عروس هم خبری نبود و این عروس و داماد به آژانس به تالار رفتند. این بار نیز مانند مراسم عقد، با پخش صدای اذان، فرشی وسط تالار پهن شد و اولین کسی که برای خواندن نماز پیش قدم شد، عروس مجلس بود و به تبعیت از فرزانه، بقیه هم برای خواندن نماز آمدند. این زوج خط‌شکن ما کم‌ترین حد منو برای غذای عروسی را انتخاب کردند تا اولین‌ مراسم عروسی این شکلی را در فامیلشان الگوسازی کرده باشند. وقتی هم عروسی تمام شد یاسر و فرزانه می‌خواستند آژانس بگیرند که دیگر فامیل‌ها نگذاشتند و با ماشین یکی از اقوام به خانه عشقشان رفتند. 

سخت‌گیری‌های پدرانه برای آقا داماد

وقتی داستان فرزانه و یاسر به اینجا رسید، از آنجایی که عروس پدرشوهرش را خیلی دوست دارد، زبان به تمجید از پدر شوهرش گشود : وقتی از ۲۰ سالگی آقا یاسر سرکار رفت، پدرشوهرم نگذاشت پسرش حقوقش را خرج کند و با حقوق‌های او، برایش خانه‌ای گرفت. البته آقا یاسر در همان ایام عقد گفت از آنجایی که دوست داشتم زودتر مستقل شوم، چشمم را بر روی تمام خواسته‌های جوانی بستم. اینکه ما اول زندگیمان خانه داشتیم ماجرایش به این مسأله بر می‌گردد.


فرزانه و یاسر بعد از به دنیا آمدن  فرزندشان

فرزانه و یاسر چند سالی است که سروسامان گرفته‌اند و به امید روزهای پر از موفقیت و شادکامی برای فرزندانشان روزگار می‌گذراند. آن‌ها به اطرافیان نشان دادند می‌توان در میان بدعت‌های نامطلوب مراسم ازدواج، خلاف جهت حرکت کرد و موفق بود.  

طلاق جنجالی زوج جوان به خاطر ساعت خواب

تفاوت ساعت خواب زوج جوان سبب شد آنها برای جدایی راهی دادگاه خانواده شوند.

زوج جوان به خاطر ساعت خوابشان، تصمیم گرفتند که برای همیشه به زندگی مشترک خود پایان دهند. مرد جوان شب‌ها دیر از سرکار به خانه می‌رسید، همسرش نیز شب‌ها زود می‌خوابید و صبح‌های زود نیز از خواب بیدار می‌شد. همین باعث شد که این زوج نتوانند زیر یک سقف کنار همدیگر زندگی کنند. آنها به همین دلیل عجیب راهی دادگاه خانواده تهران شدند.

طلاق جنجالی زوج جوان به خاطر ساعت خواب

مرد جوان وقتی مقابل قاضی دادگاه خانواده تهران قرار گرفت، درباره ماجرای زندگی اش گفت: پنج ماه است که با نصیبه ازدواج کرده ام. ولی از وقتی زندگی ما زیر یک سقف آغاز شد تا الان همسرم را به ندرت دیده‌ام. من شغلم آزاد است و تا دیروقت سرکار هستم. یعنی تا به خانه برسم ساعت ۱۰‌شب می‌شود. از طرفی همسرم شب‌ها زود می خوابد. یعنی وقتی من برسم او خوابیده است. شب‌ها تنهایی غذا می‌خورم و تلویزیون می‌بینم. حتی نباید زیاد سر و صدا کنم تا همسرم بیدار نشود. وقتی هم می‌خوابم، صبح زمانی که بیدار می‌شوم نصیبه از خانه بیرون رفته است. او صبح زود ورزش می‌کند، به باشگاه می‌رود و بعد از آن به محل کارش می‌رود. یعنی اصلا او را نمی‌بینم. روزهای تعطیل هم من معمولا سرکار هستم. بارها از او خواهش کردم که برنامه ورزش‌های صبحش را کنسل کند تا بتواند شب‌ها کمی بیشتر بیدار بماند. حداقل با هم شام بخوریم. با هم یک فیلم ببینیم. در این پنج ماه من تا به حال با همسرم غذا نخورده‌ام. همیشه یا او خواب بوده یا من؛ او حاضر نیست به خاطر من از ورزشش بزند و صبح به این زودی از خواب بیدار نشود. او می‌تواند کمی دیرتر به محل کارش برود. درواقع ساعت کاری‌اش از ۹ صبح شروع می‌شود. ولی به خاطر ورزش، صبح زود بیدار می‌شود و از خانه بیرون می‌رود. در این مدت هرچه سعی کردم که این وضعیت را تغییر دهم فایده‌ای نداشت. در این مدت انگار نه انگار که ازدواج کرده‌ام. همسرم را نمی‌بینم. نمی‌توانیم چهار کلمه با هم صحبت کنیم. فقط مکالمه‌های تلفنی کوتاه در طی روز با هم داریم. دیگر از این وضعیت خسته شدم و وقتی سر این موضوع با هم به تفاهم نرسیدیم‌، تصمیم به جدایی گرفتیم.

در ادامه همسر این مرد نیز به قاضی گفت: آقای قاضی شوهرم کارش زیاد است و این ندیدن‌ها به خاطر مشغله کاری خودش است. اما می‌خواهد به گردن من بیندازد. من هم سر این مساله بارها از او دلگیر شدم. هیچ مهمانی یا جایی نمی‌توانم با شوهرم بروم. چون تا دیروقت سرکار است. در صورتی‌ که او شغلش برای خودش است. می‌تواند گاهی به مغازه نرود و با خانواده‌اش وقت بگذراند. اما حاضر نیست این کار را انجام دهد. هیچ‌وقت حاضر نشد که به خاطر من ساعتی از کارش بزند. حتی شب‌های تعطیل هم یک دقیقه از کارش زودتر به خانه نیامد. بعد توقع دارد که من از کار و ورزش و زندگی‌ام بزنم. من وقتی به خانه می‌رسم، ظهر است. تا شب باید تنها باشم. در این مدت با تمام این رفتارهایش سر کردم. ولی او به خاطر ورزش‌کردن من تصمیم به جدایی گرفت.

در پایان نیز قاضی این زوج را به مرکز مشاوره خانواده فرستاد تا شاید مشکل‌شان حل شود. او رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موکول کرد.

این ویژگی شخصیتی یک ازدواج ۴۰ ساله را تضمین می‌کند

احساسات پایدار منعکس کننده سطوح پایین ویژگی شخصیتی روان‌رنجورخویی (neuroticism) است. طبق نظریه پنج عاملی شخصیت، روان رنجورخویی یکی از صفات پایه‌ای و اصلی افراد است. این نظریه افراد را بر اساس متغیرهای رفتاری به پنج دسته کلی تقسیم می‌کند:

  1. روان رنجورخویی: شامل صفاتی مانند زودخشمگین شدن، آسیب‌پذیری نسبت به رفتار دیگران، نداشتن ثبات احساسی، اضطراب داشتن

  2. برونگرایی: شامل صفاتی مانند علاقه‌مندی به حضور اجتماعی، صریح بودن، هیجان خواهی، در جست‌وجوی جلب توجه.

  3. باز بودن نسبت به تجربه‌های جدید: شامل صفاتی مانند کنجکاو بودن ، علاقه‌مندی به هنر، تنوع‌طلبی، خلاق بودن

  4. وجدان و مسئولیت‌پذیری: شامل صفاتی مانند هدف‌گذاری، داشتن نظم شخصی، کارایی بالا، جست‌وجوی موفقیت

  5. سازگار و موافق بودن: شامل صفاتی مانند اعتماد کردن به دیگران ، رفتار دوستانه، به سادگی کوتاه آمدن در بحث‌ها و گفتگوها، صمیمی بودن

این نتایج حاصل از مطالعه‌ای است که بیش از ۲۰۰ زوج را مورد بررسی قرار داده است، که از آنها در مورد شخصیت خود و همسرشان و همچنین رضایت آنها از ازدواج‌شان ارزیابی صورت گرفته است. همان طور که در طول دهه‌ها تحقیق مشخص شده است ویژگی شخصیتی روان‌رنجور خویی به عنوان مهم ترین ویژگی ظاهر شد.

مطالعات مشخص کرده‌اند که افراد با ثبات عاطفی ( یعنی آنهایی که روان‌رنجور خویی پایینی دارند) تمایل به انتقاد از شریک زندگی خود ندارند و میزان رفتارهای تدافعی و تحقیرآمیز در آنها کمتر است.

این ویژگی شخصیتی یک ازدواج ۴۰ ساله را تضمین می‌کند

در تحقیق گسترده دیگری که روی ۲۷۸ زوج از اواسط دهه ۱۹۳۰ تا اوایل ۱۹۸۰ انجام گرفت، تجزیه و تحلیل نتایج نشان داد که پاسخ دهندگانی که در ابتدا روان‌رنجور خویی بالایی داشتند، بیشتر احتمال داشت که طلاق بگیرند و نمرات روان‌رنجور خویی قدرت پیش‌بینی قابل توجهی را در بازه های زمانی بیش از ۴۰ سال نشان داد.

در زوجین داشتن یک شریک برونگرا و خوش‌معاشرت نیز با رضایت بیشتر مرتبط است. علاوه بر این، سازگاری و مسئولیت‌پذیری بالا نیز با رضایت از رابطه در زوج ها مرتبط است. با این حال روان‌رنجور خویی بیشترین تاثیر را در بین تمام ویژگی‌های شخصیتی بر میزان رضایت زوج ها از رابطه خود دارد. افرادی که سطح بالایی از روان‌رنجور خویی دارند بیشتر احتمال دارد طلاق بگیرند. برای اینکه ببینید این ویژگی چقدر تاثیرگذار است لحظه ای تصویر دوستی را تصور کنید که قرار است با هم به مسافرت بروید و او باثبات، سازگار و مسئولیت‌پذیر است و در مقابل تصویری دوستی که در طول سفر خلق‌اش مکررا تغییر می‌کند، نسبت به هر موضوعی سرِ ناسازگاری دارد و مسئولیت کاری را قبول نمی‌کند.

روان‌رنجور خویی، همراه با ناسازگاری و بی‌مسئولیتی به عنوان مجموعه ویژگی ‌های شخصیتی « عدم کنترل خود» شناخته می شود. دیگر درک اینکه چرا این مجموعه از سه ویژگی ممکن است بهترین ازدواج را ایجاد نکند ، دشوار نیست.

دلیل عجیب یک مرد برای ازدواج با 8 زن!

در حادثه‌ای عجیب یک عراقی ساکن کردستان عراق ادعا کرد به دلیل رفتارهای همسر اولش مجبور شده است تاکنون هشت بار ازدواج کند.

دلیل عجیب یک مرد برای ازدواج با 8 زن!

به نقل از رسانه‌های عراقی، این مرد 53 ساله اهل شهر اربیل عراق اعلام کرد نمی‌خواهد تنها با همسر اول بیمارش زندگی کند، اما اقدامات و رفتارهای همسر اولش باعث شده است هر هفت ازدواج بعدی‌اش با شکست مواجه شوند.

او که در سال 1994 با همسر اولش ازدواج کرد گفت، ماجرای چندهمسری‌اش از سال 2008 آغاز شد و طی 15 سال اخیر هفت بار دیگر ازدواج کرده و هفت فرزند دارد.

او معتقد است همسر اولش باعث می‌شود همسران بعدی‌اش پا به فرار بگذارند، و او همچنان مجبور است با همسر اولش که بیمار و در منزل مجاور خانه‌اش زندگی می‌کند روزگار بگذراند.

به گفته دلیر، هرچند تلاش کرده از همسران بعدی‌اش به اتهام سرقت پول و طلا و کلاهبرداری در دادگاه شکایت کند، اما به دلیل آنکه اکثر این ازدواج‌ها به شکل غیررسمی انجام گرفته تاکنون راه به جایی نبرده است.

این در حالی است که خانواده‌های همسرانش هم متقابلاً او را به کلاهبرداری در زمان خواستگاری متهم کرده و مادر یکی از آنها به رسانه‌ها گفت: دخترم در زمان ازدواج 17 ساله بود و بعد از رفتن به خانه شوهرش متوجه شد همسر هشتم این مرد است.

از سویی برخی دیگر نیز به دلیل غیرشرعی بودن بیش از چهار همسری تاکید می‌کنند روحانیون باطل بودن ازدوج دختران‌شان را اعلام کرده‌اند.

گفتنی است بر اساس قانون عراق، در صورت ازدواج مرد با همسر دوم بدون کسب اجازه از همسر اولش مجازات می‌شود.

رئیس اتحادیه علمای دین اربیل هم این اقدام مردم مذکور را حرام و غیرجائز شمرد.

مهم‌ترین اشتباهات مردان در ازدواج و زندگی مشترک

اشتباه اشتباه است و زن و مرد هم ندارد و اگر مشکلات به‌ویژه در زندگی زناشویی حل نشود و یا زوجین نتوانند بر سر آن‌ها به توافق برسند ممکن است زندگی آن‌ها را به‌کلی مختل و آن را تیره و تار کند و سبب دوری زن و مرد از هم شود.

همان‌گونه که در ابتدا توضیح دادیم در مورد زندگی زناشویی و اشتباهاتی که زنان در آن انجام می‌دهند پرداخته‌ایم و در این مطلب به اشتباهات رایج مردان در زندگی مشترک می‌پردازیم.

مهم‌ترین اشتباهات مردان در ازدواج و زندگی مشترک

همان‌گونه‌که اشتباهات زنان ممکن است برای زندگی مشترک تهدید محسوب شود اشتباهات مردان هم به همین شکل است، اما در مورد این اشتباهات تفاوتی میان مردان و زنان وجود دارد و آن هم این است که گاهی مردان از این مسئله غافل می‌شوند که اعمال و رفتار آن‌ها ممکن است زنان را از خود دور کند.

بی ادبی، بی احترامی، زورگویی، بی توجهی و مشاجره مداوم تنها برخی از کار‌هایی است که مردان خواسته یا ناخواسته نسبت به همسرشان انجام می‌دهند، کار‌هایی که زنان را هر روز از آن‌ها دورتر می‌کند و علاقه و عشق آن‌ها را به زندگی کم می‌کند.

با توجه به این موضوع و در ادامه به برخی از اشتباهات مردان در زندگی مشترک می‌پردازیم:

 

خودشیفتگی مردان

خودشیفتگی در برخی از مردان بسیار زیاد است، در واقع مردان بیش‌تر از زنان خودخواه و خودشیفته‌اند گویی دنیا حول آن‌ها می‌گردد.

برخی از مردان تنها خود را می‌بینند و احساس می‌کنند این تنها آن‌ها هستند که کار می‌کنند یا خسته می‌شوند و حق دارند استراحت کنند یا هرگاه خواستند تلویزیون ببینند و آن هم برنامه مورد علاقه خود را. 

این‌گونه مردان، چون تنها به خود توجه دارند و نیازهایشان در اولویت است هرگز نمی‌توانند از موضعی برابر با همسر خود برخورد کنند و نیازهایش را درک کنند بنابراین روزبه‌روز شاهد دورشدن همسرشان از خودشان هستند. این‌گونه مردان به‌آسانی رابطه خود را از دست می‌دهند.

 

مردان در رابطه گوش شنوا ندارند

در میان زنان گفت‌وگوکردن اهمیت زیادی دارد. آن‌ها گوش شنوایی می‌خواهد تا سخنانشان را بشنود چیزی که مردان به‌کلی از آن غافلند.

زنان هنگامی که حرف می‌زنند در بدنشان هورمون لذت یا دوپامین تشرح می‌شود که سبب می‌شود احساس بهتری داشته باشند و به زندگی علاقه بیش‌تری نشان دهند. موضوعی که حتی می‌تواند به بهتر شدن رابطه زناشویی زوجین بینجامد و چیزی که بسیاری از مردان به آن اهمیت نمی‌دهند.

برخی از مردان متوجه نمی‌شوند که زنان تنها حرف نمی‌زنند بلکه با این کار احساس خود را بروز می‌دهند و خود را به کسی که با او صحبت می‌کنند نزدیک و وصل می‌کنند.

به گزارش رویداد۲۴ برای زنان گفت‌وگو با همسرشان اهمیتی بسیار اساسی دارد در واقع آن‌ها با این کار رابطه عاطفی خود را با همسرشان تقویت می‌کنند و اگر مردی نتواند این کار را انجام دهد رابطه آن‌ها روبه نابودی و سردی می‌رود.

دروغ گفتن

برخی از مردان زیاد دروغ می‌گویند غافل از این‌که این کار می‌تواند برای همیشه زندگی آن‌ها را تحت‌الشعاع قرار دهند و نابود کند. دروغ دروغ است چه کوچک باشد چه بزرگ. درواقع هیچ‌کس نمی‌تواند دروغ را تاب آورد به‌ویژه زنان. آن‌ها تاب این را ندارند که همسرشان مدام به آن‌ها بر سر هر چیزی دروغ بگوید و او ناچار به فهمیدن واقعیت باشند.

باید بدانید دروغ تمام اساس اعتماد و وفاداری را نابود می‌کند. هنگامی‌که مردی به همسرش دروغ می‌گوید سبب می‌شود اعتماد زن برای همیشه از او سلب شود و از آن‌جایی‌که یکی از اساس و عناصر زندگی اعتماد است با برهم‌خوردن و نابودی آن باید چشم‌به‌راه فروپاشی زندگی بود.

ندانستن علایق همسر

بسیاری از مردان به علایق همسرشان توجه ندارند و به هنگام مناسبات اصلا نمی‌دانند چه باید برای همسرشان بخرند تا او را شاد کند بنابراین معمولا هدیه‌هایی می‌خرند که همسرشان علاقه‌ای به آن‌ها ندارند.

این موضوع شاید یک یا دو بار از سوی زنان تحمل شود، اما این موضوع نمی‌تواند تا ابد ادامه داشته باشد و سرانجام صدای همسرتان بلند خواهد و اعتراض خود را نشان می‌دهد.

زنان در این‌گونه مواقع معمولا این فکر به ذهنشان می‌رسد که برای طرف مقابل خود اهمیتی ندارند و همین مسئله سبب دورشدن و فاصله‌گرفتن آن‌ها از همسرشان می‌شود.

مراقب سلامت روانِ مادران باردار باشید

در زمان بارداری، ممکن است زنان ترکیبی از احساسات و حالات مختلف از جمله افسردگی و اضطراب را تجربه کنند.

به نقل از kidshealth، متخصصان توصیه می‌کنند که برای مراقبت از سلامتی مادر و کودک، زنان باردار می‌بایست غذاهای مغذی مصرف کنند، ورزش کنند، خوب بخوابند و ویتامین های دوران بارداری خود را مصرف کنند.

توصیه‌هایی درباره سلامت روانِ مادران باردار

نوسانات خلقی در دوران بارداری طبیعی است. با این حال اگر دائماً عصبی یا افسرده هستید، این حالت می‌تواند نگران‌کننده باشد.

به گفته متخصصان، افسردگی و اضطراب دو اختلال شایع در زمان بارداری هستند.

افسردگی عبارت است از غمگینی یا احساس ناراحتی یا تحریک پذیری که برای هفته ها یا ماه ها ادامه یابد. همچنین ممکن است فردی قبل از بارداری افسردگی داشته باشد اما این حالت به دلایل مختلفی در دوران بارداری تشدید شود.

اضطراب نیز احساس نگرانی یا ترس از اتفاقاتی است که ممکن است رخ دهند. بسیاری از عوامل می توانند در دوران بارداری زنان را تحت فشار قرار دهند. ممکن است نگران این باشید که پدر و مادر خوبی نخواهید بود یا اینکه نمی توانید از پس مسائل مرتبط با نگهداری یک نوزاد برآیید.

سایر مشکلات مرتبط با سلامت روان نیز که ممکن است در دوران بارداری ایجاد شود، عبارتند از:

* اختلال دوقطبی

* اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)

* حملات پانیک

* اختلال وسواس اجباری (OCD)

* اختلالات خوردن

درمان نگرانی و مشکلات مربوط به سلامت روان در دوران بارداری بسیار مهم است. فردی که افسرده و مضطرب است یا مشکل دیگری دارد، ممکن است مراقبت های پزشکی مورد نیاز خود را دریافت نکند.

مراجعه به یک روانشناس یا مشاور می‌تواند در حل مشکلات مرتبط با سلامت روان بسیارکمک کننده باشد و به بهبود وضعیت سلامت و کیفیت زندگی مادر و کودک در سال‌های بعد بیانجامد.

کفش‌های خانم بلاگر مورد تمسخر قرار گرفت!

وقت صبح/  بوسه تریم چهره مشهور ترکیه ای که سال گذشته با کفش های پاشنه بادکنکی خود مورد تمسخر قرار گرفت، این بار کفشی با گل های بزرگ پوشید!

وبوسه تریم دختر فاتح تریم در سال ۲۰۱۴ با ولکان باهچکاپیلی ازدواج کرد.

او در سال ۲۰۱۶ دختر اولش نیل و دختر دومش ناز را در سال ۲۰۱۸ در آغوش گرفت.

 بوسه تریم با پست های خود در شبکه های اجتماعی مخاطبان زیادی را به خود جلب کرد.

او بار دیگر با انتخاب کفش هایی عجیب و غریب مورد بحث قرار گرفت.

کفش‌های خانم بلاگر مورد تمسخر قرار گرفت!

 

بوسه تریم سال گذشته یک کفش پاشنه بادکنکی با طراحی خاص پوشیده بود و اصلا مورد پسند قرار نگرفت!

و اما این بار یک کفش پاشنه بلند مشکی با گل های درشت به پا کرد.

کفش‌های خانم بلاگر مورد تمسخر قرار گرفت!

او که کفش هایش را در اکانت اینستاگرام خود که 1.9 میلیون فالوور دارد منتشر کرد، سوژه تمسخر شد.

آمار کودک‌همسری فقط در یک سال!

تازه عروس به خیال شوخی خندید ولی عطا انگشت شست خود را زیر چانه‌اش گذاشته بود و فشار می‌داد. فردای جشن بود و عروس هنوز 13 سال داشت. یک سال قبل، خانواده داماد با کله قند و مجمع به خانه‌شان آمده بودند تا طاهره را به خانه بخت ببرند. طاهره نمی‌خواست عروس شود و از خانه پدری برود. برای همین روز بله برون رفته بود گوشه اتاق، پشت رختخواب‌های ننه جان گریه کرده بود ولی گریه دوای درد او نبود. نامزدش کردند و بعد شد زن عطا. بچه اول آمد و بچه دوم هم. روزهای اول عروسی هر چه از آن رفتارهای خشن به پدر می‌گفت، فقط اخم می‌دید و آن جمله معروف لباس عروس و کفن را می‌شنید. سال‌های بعد کتک کاری و بد و بیراه را فقط به خاطر بچه‌ها تحمل کرد. بچه‌ها که بزرگ شدند پنهان از پدر و مادرش و به سختی طلاق گرفت. کل مهریه‌اش را بخشید تا بتواند حضانت یکی از بچه‌ها را بگیرد و با حسرت پسربچه سه‌ساله‌اش دنبال زندگی برود. مدرسه را تمام نکرده بود، تمام کرد. دانشگاه نرفته بود، رفت و حالا حدود 10 سال پس از جدایی یک کارگاه تولیدی دارد.

آمار کودک‌همسری فقط در یک سال!

طاهره آدم خوش‌شانسی است که خود را از آن شبیخون بلا بیرون کشانده است ولی بسیاری از این زنان چنین شانس و توانی ندارند و حتی ممکن است جان خود را از دست بدهند مانند منا حیدری، کودک‌همسری که بهمن ۱۴۰۰ در ۱۷ سالگی توسط همسر و پسر عمویش کشته شد. 

دست‌کم ۲۷ هزار کودک‌همسر در یک سال 

 براساس آخرین گزارش مرکز آمار ایران از زمستان سال ۱۴۰۰ تا آخر پاییز سال ۱۴۰۱ دست‌کم ۲۷ هزار و ۴۴۸ مورد ازدواج دختران زیر ۱۵ سال در نقاط مختلف ایران به وقوع پیوسته است. اگرچه این روند از سال ۹۶ شکل نزولی پیدا کرده بود ولی از سال ۹۸ به همان روال قبلی بازگشت و صعودی شد. بررسی‌های «اعتماد» از گزارش وضعیت اجتماعی و فرهنگی ایران در پاییز ۱۴۰۱ که اسفند سال گذشته روی خروجی مرکز آمار ایران قرار گرفت، نشان می‌دهد که از سال ۹۶ ازدواج دختران زیر ۱۵ سال روند نزولی داشت و از ۳۳ هزار و ۴۲۱ مورد در سال ۱۳۹۶ به ۲۸ هزارو ۴۷۲ مورد در سال ۹۸ رسید. این روند اما تنها دو سال دوام آورد و از سال ۹۹ دوباره به ریل قبلی بازگشت و در سال‌های ۹۹ و ۱۴۰۰ به ترتیب به ۳۱ هزارو ۶۴۶ و ۳۲ هزار و ۶۵۵ مورد رسید. همچنین جمع ازدواج‌های زیر ۱۵ سال در ۴ فصل منتهی به ۱۴۰۱ نشان می‌دهد که در این یک سال ۲۷ هزار و ۴۴۸ دختر زیر ۱۵ سال در ایران ازدواج کرده‌اند. براساس اطلاعات این جدول آمار ازدواج دختران زیر ۱۵ سال در پاییز ۱۴۰۱ نسبت به تابستان همان سال ۹۳۳ مورد افزایش یافته است. همچنین در بازه سنی ۱۵ تا ۱۹ ساله نیز بیش از ۵ هزار و ۵۰۰ دختر بیشتر نسبت به فصل گذشته یعنی تابستان ۱۴۰۱ ازدواج کرده‌اند. نکته مهم ماجرا اینکه؛ بیشتر زنان کودک‌همسر در همان سنین پایین مادر می‌شوند و طبق آخرین اعلام سازمان ثبت‌احوال در اردیبهشت ۱۴۰۱، در سال ۱۴۰۰ دست‌کم ۶۹ هزار و ۱۰۳ نوزاد از مادران گروه سنی ۱۰ تا ۱۹ ساله متولد شدند و هزار و ۴۷۴ نوزاد از مادرانی در بازه سنی ۱۰ تا ۱۴ سال متولد شده‌اند. 

مسوولان درباره کودک‌همسری  پاسخگو شوند

فعالان و جامعه‌شناسان حوزه زنان و کودکان بارها درباره آسیب‌ها و تبعات کودک‌همسری سخن گفته‌اند و با اینکه می‌دانند گوشی بدهکار هشدارها نیست، حرف‌ها و دیدگاه‌های خود در این باره را همچنان دارند. ژاله شادی‌طلب، جامعه‌شناس و مدیر اسبق گروه مطالعات زنان دانشگاه تهران در گفت‌وگو با «اعتماد» از پاسخگو نبودن مسوولان در این زمینه انتقاد کرده و می‌گوید که معاونت امور زنان باید پاسخگو شود و باید روی پاسخگو کردن این حضرات کار کرد، چراکه بارها از پیامدهای منفی کودک‌همسری گفته شده اما گوش شنوایی برای آن نیست: «نمی‌خواهند بشنوند و بخوانند.» او با استناد به گفته دکتر حسین عظیمی، اقتصاددانی که حدود دو دهه پیش به واسطه سرطان فوت کرده، ادامه می‌دهد: «او می‌گفت که ایران هر ۳۰ سال یک‌بار شخم می‌خورد اما من فکر می‌کنم هر هشت سال یک‌بار شخم می‌خورد و وقتی این اتفاق می‌افتد طبیعی است که دیگر توانایی تحمل افرادی چون من را ندارند.» شادی‌طلب معتقد است که در این سال‌ها بسیاری از خانواده‌ها از عواقب کودک‌همسری آگاه شده‌اند ولی ناچار به انجام آن هستند، چراکه جایگزینی برای آن ندارند: «تا زمانی که حضرات پاسخگو نشوند حرف‌های ما آب در هاون کوبیدن است.» 

 

انسیه خزعلی، معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری ترجیح می‌دهد سئوالات «اعتماد» درباره کودک همسری را پس از بیش از دو هفته پیگیری به صورت بسیار عجیبی در پیام رسان فیلتر شده تلگرام از سوی روابط عمومی برای اعتماد ارسال کند و در اقدامی عجیب‌تر حتی قبل از چاپ در روزنامه در سایت معاونت نیز آن را منتشر کند در شرایطی که به درخواست روابط عمومی، نامه رسمی درخواست مصاحبه در تاریخ ۹ اردیبهشت به این معاونت ارسال شد.  او البته خود نیز در ۱۶ سالگی ازدواج کرده و شاید به واسطه طبقه اجتماعی که در آن قرار داشته، همان زمان شرط ادامه تحصیل و مکان فعالیت اجتماعی را برای خود درنظر گرفته است. خزعلی در نشست خبری تابستان سال ۱۴۰۰ درباره کودک‌همسری گفته بود که «با هر نوع ظلمی که به زنان شود و ازدواج قبل از بلوغ که این ظلم را به زنان مضاعف کند موافق نیستیم.» او یک سال بعد در نشست خبری دیگری موضع خود را تکمیل کرد: «اگر بخواهم ازدواج زیر ۱۸سال را محکوم کنم باید خودم را محکوم کنم، چون زیر ۱۸ سال ازدواج کرده‌ام. اما الان معتقد نیستم که زمانی که ازدواج کردم بالغ نبودم و قدرت مدیریت زندگی را نداشتم.» چند روز پس از این نشست هم در آیین روزه‌اولی‌های دختران مدرسه ایران خطاب به دختران ۹ ساله گفت: «از اکنون برای زندگی و خانواده‌ای که می‌خواهید تشکیل دهید، برنامه‌ریزی داشته باشید تا پرورش‌دهنده شهید سلیمانی‌‌ها باشید.» همان زمان این سخنان معاون امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری در میان دختران دانش‌آموز دبستانی حاشیه‌ساز شد و بسیاری آن را تشویق کودک‌همسری دانستند. خزعلی در لفافه و ذیل کلماتی چون «ازدواج بالغانه» و «بالغ همسری» هیچ‌وقت کودک‌همسری را به ‌طور کامل رد نکرده و به نوعی با گذاشتن شرط از آن دفاع کرده است اما افراد دیگری کاملا شفاف از آن دفاع کرده‌اند. آذر ۱۴۰۰ حسن نوروزی، نایب‌رییس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس یازدهم از اطلاق عنوان کودک‌همسری به دختران ۱۳ یا ۱۴ ساله که ازدواج می‌کنند، انتقاد کرد و گفت که کودک‌همسری به موارد ازدواج بچه ۹ یا ۱۰ سال گفته می‌شود، اما دختر ۱۳ ساله دیگر کودک‌همسر نیست. این صحبت‌ها همزمان با انتشار گزارش مرکز آمار ایران درباره رشد ۳۲درصدی ازدواج دختران ۱۰ تا ۱۴ ساله در بهار ۱۴۰۰ نسبت به آمار بهار سال قبل مطرح شده بود.

فقر، کودک‌همسری را افزایش خواهد داد

شهلا کاظمی‌پور، جامعه‌شناس و دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در تحلیل شرایط کودک‌همسری در ایران روند کاهشی آن نسبت به دهه‌های گذشته (دهه ۳۰ به بعد) را مثبت ارزیابی کرده و به «اعتماد» می‌گوید که اگر در آن زمان ۷۰درصد ازدواج‌ها در این دسته قرار می‌گرفت حالا به ۲۰درصد رسیده است. «نکته اساسی درباره کودک‌همسری این است که طبق قانون، سن ازدواج برای دختران ۱۳ سال درنظر گرفته شده بنابراین عملا کار غیرقانونی انجام نمی‌شود اما هدف از طرح این موضوع توجه به پیامدهای آن است. مطالعات نشان می‌دهد ازدواج‌های زودرس، عمدتا ناشی از فقر است. سن ازدواج در استان‌های توسعه نیافته‌تر هم که میزان فقر و بیسوادی در آن بیشتر است، پایین‌تر است. همچنین ازدواج دختران در سنین کودکی در سیستان و بلوچستان، هرمزگان، خوزستان، مناطق کردنشین و مناطق مرزی نسبت به استان‌های مرکزی و توسعه یافته بالاتر است.» او معتقد است که احتمال افزایش ازدواج‌های زودرس در یکی، دو سال اخیر افزایش فقر است، بنابراین با افزایش وام و تسهیلات ازدواج، خانواده‌های فقیر ترغیب می‌شوند برای دریافت وام هم که شده، دختران‌شان را مجبور به ازدواج کنند و چه بسا درباره پسران هم این‌طور است. خانواده‌های فقیر روی رقم‌های کوچک نیز حساب می‌کنند و بدون توجه به آینده کودک و مشکلاتی که به آن دچار خواهد شد، این کار را انجام می‌دهند. در گذشته هم که وام مطرح نبود در ازای ازدواج دخترشان با عنوان‌های مختلف، رقم‌هایی از خانواده داماد در ازای ازدواج با دخترشان دریافت می‌کردند. تمام این اتفاقات ناشی از فقر فکری، فرهنگی و اقتصادی است.»

ترک تحصیل مهم‌ترین پیامد ازدواج زودرس

به گفته کاظمی‌پور ترک تحصیل دختران از مهم‌ترین تبعات ازدواج‌های اجباری است؛ معضلی که با سرعت پیشرفت دانش در جهان و انباشت علمی درنهایت وضعیت بدی را رقم خواهد زد. «فرد در اغلب موارد هیچ مهارت و دانشی برای اداره خانواده و تربیت فرزند ندارد و چه بسا مشکلات حال حاضر زنان سرپرست خانوار به دلیل ازدواج‌های زودرس است. زنانی که به دلیل ازدواج زودهنگام امکان کسب مهارت ندارند و در مواجهه با مشکلات و طلاق بلافاصله به زیر خط فقر سقوط می‌کنند. در گذشته جامعه کوچک بود و در همان سنین پایین هم فرد قادر به اداره خود بود. سطح سواد یک زن ۱۳ ساله با زن ۲۰ ساله چندان تفاوتی نداشت ولی الان دخترها تحصیلات عالی دارند و مدام در حال پیشرفت هستند بنابراین فاصله با دیگر زنان جامعه بیشتر می‌شود و در اداره زندگی خود و تربیت فرزند سالم و اصلح ناکام و ناتوان می‌مانند. بنابراین هر فردی باید از اولین حق شهروندی خود یعنی سواد و تغذیه برخوردار باشد. بارداری زودرس از تبعات دیگر ازدواج در سنین پایین است درحالی که مادر هنوز رشد کافی پیدا نکرده و از نظر جسمی، فرهنگی و اقتصادی توان پشتیبانی کودک را ندارد. تقصیری هم متوجه او نیست، چراکه هنوز کودک است. در گذشته جامعه کوچک بود و دانش و آگاهی‌ها به قدری اندک بود که زنان در همان سن قادر به اداره خود بودند ولی الان توانایی آن را ندارند.» بسیاری معتقدند باید از طریق قانون سن ازدواج را افزایش داد درحالی که او می‌گوید؛ لزوما این‌طور نیست و اگر کسی قصدی داشته باشد حتما به‌ طور زیرزمینی آن را انجام خواهد داد. «مهم‌ترین راهکار برای حل این مشکل، توسعه و افزایش آگاهی است و تا زمانی که انسان‌ها از نظر فکری و فرهنگی توسعه پیدا نکنند، محدودیت‌ها آنها را به این سمت سوق خواهد داد.»

 

سیاست‌های تشویقی دولت

افزایش مشکلات اقتصادی در سال‌های گذشته به عنوان یکی از مهم‌ترین دلایل نزولی شدن ازدواج‌ها و موالید مطرح بود و دولت‌ها برای حل آن، بالا بردن رقم وام‌ ازدواج و درنظر گرفتن شرط سنی برای دریافت مبلغ بیشتر به عنوان وام و تسهیلات فرزندآوری را دستور کار قرار دادند و در روی دیگر سکه سیاست‌های فرهنگی تشویقی را دنبال کردند. اسفند سال گذشته از قرارگاه کوثر در همین زمینه رونمایی شد و صادقی، مشاور رییس سازمان نوسازی مدارس کشور گفت که این قرارگاه با هدف آماده‌سازی دانش‌آموزان برای ایفای نقش همسری و مادری تشکیل شده است. چند روز بعد هم ویدیوی دو روحانی در جشن تکلیف دختران ۹ ساله از رسانه ملی در فضای مجازی پخش شد. آنها شعری با مضمون «ازدواج» و «شوهر» خواندند و دختران نیز با آنها هم‌صدایی کردند. این برنامه‌ واکنش زیادی  در پی داشت و مانند ماجرای پر سر و صدای انسیه خزعلی در مراسم افطاری کودکان، بسیاری معتقد بودند که این قبیل برنامه‌ها در راستای ترویج کودک‌همسری است. به گفته سیمین کاظمی، جامعه‌شناس هم افزایش آمار کودک‌همسری نشان می‌دهد، با وجود هشدارها و اطلاع‌رسانی‌های مکرر درباره خطرات و تبعات فردی و اجتماعی آن، هنوز این مساله توسط مسوولان جدی گرفته نشده و بعضا از آن دفاع یا حتی آن را تشویق می‌کنند. او چند روز پیش به خبرآنلاین گفته بود: «برخی مسوولان بدون توجه به تغییرات اجتماعی و بدون توجه به نتایج پژوهش‌ها، با استناد به تجربه خودشان یا مثلا بستگان‌شان که در کودکی ازدواج کرده‌اند و به‌زعم آنها مشکلی نداشته‌اند، خطرات و تبعات کودک‌همسری را انکار می‌کنند. این نگاه غیرعلمی و اشتباه درباره یک مساله اجتماعی مهم باعث شده است که آینده و سلامت جسمی و روانی و اجتماعی دختران به خطر بیفتد.»

رویکرد دادگاه‌ها  در پرونده‌های کودک‌همسری

اسفند سال ۷۲ با تصویب پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک در مجلس، ایران رسما به آن پیوست. براساس این کنوانسیون بین‌المللی فرد زیر سن‌ ۱۸ سال‌ کودک محسوب می‌شود. در ماده‌ ۹ آن از سوی کشورهای عضو تضمین شده است که کودکان‌ از والدین‌ خود جدا نشوند، مگر در مواردی‌ که‌ مقامات‌ ذی‌صلاح‌ مطابق‌ قوانین‌ و مقررات‌ و پس‌ از بررسی‌های‌ قضایی‌ مصمم‌ شوند که‌ این‌ جدایی‌ به‌ نفع‌ کودک‌ است‌. نه تنها ازدواج کودک مغایر با مفاد این پیمان‌نامه است که سازمان ملل هم ازدواج کودکان یعنی افراد زیر ۱۸ سال را ضد حقوق بشر می‌داند، چراکه می‌تواند باعث یک عمر درد کشیدن شود، احتمال ترک تحصیل دختران زیر ۱۸ سال را افزایش می‌دهد و از سوی دیگر احتمال تجربه خشونت خانگی در این گروه بیشتر است. در قانون ایران اما سن ازدواج برای دختران ۱۳ و برای پسران ۱۵ سال است و تاکنون تلاش‌ها برای اصلاح آن بی‌نتیجه مانده است بنابراین منعی برای ازدواج دختران زیر ۱۸ سال وجود ندارد. فقر اقتصادی و فرهنگی از مهم‌ترین دلایل گسترش کودک‌همسری است و اگر برای آن منعی وجود نداشته باشد افزایش افسارگسیخته آمار آن دوراز انتظار نیست و حتما تبعاتی را به همراه خواهد داشت. شیما قوشه، حقوقدان در گفت‌وگو با «اعتماد» درباره تبعات احتمالی این روند می‌گوید: «در چنین شرایطی آمار پرونده‌های خانواده، خشونت علیه زنان، زن‌کشی و حتی شوهرکشی افزایش خواهد یافت. متاسفانه اغلب، زنانی به سمت همسرکشی می‌روند که نمی‌توانند طلاق بگیرند؛ اقدامی که به‌ شدت آثار بسیار جبران‌ناپذیری دارد.» و فارغ از تبعات باید دید رویکرد دادگاه در زمان طرح پرونده‌های خانواده و موضوعات مرتبط برای قربانیان کودک‌همسری چیست؟ به گفته این وکیل دادگستری دادگاه‌های خانواده در مواجهه با این پرونده‌ها، هیچ‌گونه تبعیض مثبت یا امتیازی برای زنانی که کودک‌همسر بوده‌اند، درنظر نمی‌گیرند: «پرونده این زنان چه در حوزه خانواده، مهریه، نفقه یا طلاق و چه در حوزه خشونت خانگی از نظر دادگاه شبیه پرونده دیگر زنان است. نگاه این‌طور نیست که فرد قربانی کودک‌همسری است و با او مانند زنی که در چهل سالگی ازدواج کرده، برخورد می‌شود و رویکرد در اعلام رای نیز همان است. در قانون، امتیاز مثبتی در صورت طلاق برای زن وجود ندارد، اگر حق طلاق نداشته باشد و درخواست طلاق بدهد باید به‌ طور قانونی وجود ادله طلاق را به دادگاه اثبات کند. در واقع نظر و رویکرد دادگاه در بحث عسر و حرج بیشتر موضوعیت دارد. در پرونده‌هایی که فرد کودک‌همسر بوده و در زمان ازدواج شرایط خاصی داشته است و به واسطه جهل، اجبار یا هیجان تصمیم گرفته باشد، نگاه مثبت دادگاه، به زنان کمک خواهد کرد در صورتی که این‌طور نیست و هیچ تفاوتی برای آنها قائل نیستند.»

عوامل زمینه‌ساز و تبعات کودک‌همسری

پژوهش‌های دانشگاهی همچنان اطلاعات مهمی درباره عوامل زمینه‌ساز کودک‌همسری دارند. نتایج یک پژوهش با عنوان تجربه زیسته زنان در ازدواج زودهنگام که بهار ۹۴ در پژوهشنامه مددکاری اجتماعی به چاپ رسیده، نشان می‌دهد که ازدواج زودهنگام عامل مثبتی در بروز خشونت خانگی و ترک تحصیل دختران و از منظر روابط زناشویی یکی از مصادیق آزار جنسی کودکان است و باعث استثمار زن در کار خانگی، روستایی یا اشتغال خارج از منزل می‌شود در شرایطی که اکثریت زنان کودک‌همسر همزمان کودک مادر هم هستند. «فقر و عوامل اقتصادی، فرهنگ خانوادگی، محلی و قومی و ترس از بی‌آبرویی مهم‌ترین عوامل رخداد ازدواج زودهنگام در نمونه مورد مطالعه بوده است.» در این مقاله از رشد اقتصادی و فرهنگی خانواده‌ها به عنوان عامل پیشگیری‌کننده این پدیده یاد شده اگرچه همچنان به‌تنهایی کافی نیست و مستلزم تغییر نگرش‌ها، فرآیندها، فرهنگ و قانون است.

 

کودک‌همسری در قرآن تجویز نشده است

صدیقه شکوری‌راد در پژوهش دیگری با تمرکز بر آموزه‌های قرآنی و با استفاده از روش تحلیلی-تفسیری قرآن از کودک‌همسری نوشته است. پژوهشگر در مقاله کودک‌همسری برمبنای قرآن که در پاییز ۹۹ در پژوهش‌نامه زنان منتشر شده است، براساس استدلال‌ها می‌نویسد: «کودک‌همسری در قرآن تجویز نشده و حتی به آن اشاره‌ای نرفته است و آموزه‌های قرآنی درباره ازدواج و ارتباط شوهران با زنان‌شان با آن سازگاری ندارد. بنابر این، به نظر می‌رسد که ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی درباره ازدواج کودکان هیچ دلیل قرآنی ندارد. این پدیده از احکام تاسیسی اسلام نبوده و حکم به جواز آن در فقه باید در بافت فرهنگی، اجتماعی و تاریخی فهمیده شود. باتوجه به آثار و تبعات ناگوار آن برای کودکان و جامعه، بازنگری در ماده قانونی مذکور و اصلاح آن ضروری و ممکن به نظر می‌رسد.» براساس ماده ۱۰۴۱ عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳سال تمام شمسی و پسر ‌قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت ‌مصلحت با تشخیص دادگاه صالح. این ماده قانونی به نوعی دست خانواده‌ها را باز گذاشته تا حتی دختر ۹ ساله را به عقد مرد میانسال در آورند. 

کودک‌همسری جرم‌انگاری شود

در جریان برگزاری همایش کنفرانس بین‌المللی فقه، حقوق و پژوهش‌های دینی در سال ۱۴۰۰ ذیل مقاله دیگری به پیامدها و آسیب‌های کودک‌همسری پرداخته شد. براساس مطالعات پژوهشگر همچنان افزایش مشکلات اقتصادی، باقی ماندن باورهای غلط از نسل‌های پیش و دوستی‌هایی که در سنین پایین رخ می‌دهد از دلایل اصلی این اتفاق است. «ازدواج در سنین پایین مشکلات بسیاری را برای کودک و جامعه ایجاد خواهد کرد و با افزایش آسیب‌های جسمی و روانی همراه خواهد بود. آسیب‌های وارده بر کودک در اتفاق تلخ کودک‌همسری می‌تواند آینده او را کاملا تحت‌الشعاع قرار داده و دنیای کودکانه او را به تلخی‌های واقعیت‌هایی که متناسب با سن کودک نیستند پیوند بزند. نهاد حقوقی-اجتماعی ازدواج ابعاد بسیار گسترده‌تر و پیچیده‌تری دارد و تعیین فاکتور بلوغ جنسی به تنهایی، صرف‌نظر از مناقشاتی که درباره ملاک تعیین سن بلوغ وجود دارد، مفید به فایده نیست.» در پایان چکیده این مقاله به توجه ویژه قانونگذار و حمایت حقوقی از کودکان در این مورد تاکید شده است: «قانونگذار در بازنگری خویش، ناگزیر است به آسیب‌ها و تهدیدات ناشی از ازدواج کودکان و پدیده «کودک‌همسری» نگاهی ویژه داشته باشد.» نحوه پیشگیری کیفری از ازدواج در سنین کودکی از گذر تطبیق آن با جرم ازدواج اجباری مقاله دیگری است که دو سال پیش 

به مناسبت کنفرانس بین‌المللی و ملی مطالعات مدیریت، حسابداری و حقوق نوشته شد. در این مقاله پژوهشگر امکان تطبیق کودک‌همسری با عناصر وصف مجرمانه ازدواج اجباری براساس قوانین داخلی و بین‌المللی را مورد سنجش قرار داد. «جهت صیانت از عنصر رضایت در ازدواج، علاوه بر اکراه و اجبار به عنوان عیوب رضا، قوانینی در منع کودک‌همسری در قوانین کیفری موجود است و بر همین مبنا، رضایت کودکان در ازدواج به دلایلی چون نقص در رضایت کامل، عدم بلوغ، تخطی از حداقل سن ازدواج یا روابط جنسی، عدم استقلال در تصمیم‌گیری، مصداقی از ازدواج اجباری قلمداد می‌شود بدین جهت، در برخی اسناد بین‌المللی، عناصر ازدواج در کودکی در مواردی با عناصر ازدواج اجباری به صورت مستتر تطبیق داشته و مبنایی برای جرم‌انگاری قرار گرفت.»

ازدواج در ایران در یک قرن گذشته، مسیرهای مختلفی را طی کرده است. سال ۱۳۱۳ با اصلاحات در قانون مدنی سن ازدواج برای دختران و پسران ۱۵ و ۱۸ سال تعیین شد و دختران و پسران برای ازدواج بین سنین ۱۳ تا ۱۵ سال و ۱۵ تا ۱۸ سال نیاز به اجازه دادگاه داشتند. سال ۱۳۵۳ در قانون حمایت از خانواده سن ازدواج دختران و پسران به ۱۸ و ۲۰ سال افزایش پیدا کرد و ازدواج بین ۱۵ تا ۱۸ سال منوط به اجازه والدین و حکم دادگاه شد. در سال ۱۳۵۸ آن ماده قانونی در قانون حمایت از خانواده لغو شد و دوازده سال بعد سن ازدواج برای دختران و پسران به ۹ و ۱۵ سال رسید. این پایان تغییرات نبود و سال ۱۳۷۱ سن ازدواج برای دختران و پسران به ۱۳ و ۱۵ سال تغییر یافت. از آن پس تلاش‌های زیادی برای تغییر این رویه انجام شد اما ناموفق بود از جمله در سال ۸۱ که شورای نگهبان با آن مخالفت کرد یا در سال ۹۷ که فراکسیون نمایندگان زن مجلس در طرح ممنوعیت ازدواج دختران زیر ۱۳ سال و پسران زیر ۱۵ سال ناکام ماندند. در جریان تصویب کلیات لایحه «پیشگیری از آسیب‌دیدگی زنان و ارتقای امنیت آنان در برابر سوءرفتار» در فروردین امسال هم تنها به جرم‌انگاری اجبار ازدواج پرداخته شد که اگرچه قدم مثبتی است اما تا اصلاح روند ازدواج کودکان راه زیادی باقی مانده است.