بیا نی نی/ ترفند کادو پیچیدن هدیه به شکل پاکت
از صفحه آرت باکس
سایتی برای نی نی ها و مامانا
بیا نی نی/ ترفند کادو پیچیدن هدیه به شکل پاکت
از صفحه آرت باکس
خراسان/ 63 ساله، بازنشسته و دارای لیسانس زبان انگلیسی هستم. شش سال است از همسرم جدا شدم. او شدیدا لجباز و یکدنده بود. در شهرستان کوچکی زندگی می کنم. مایلم با خانمی 40 سال به بالا ازدواج کنم. با توجه به شرایطم، باید چه ویژگی های داشته باشد؟
پاسخ
درباره ازدواج در شرایط سنی شما و ویژگی های خانمی که قرار است با شما ازدواج کند، چند نکته حائز اهمیت است که در ادامه مطرح می کنم.
بررسی انتظارات و قالب های ذهنی تان
تشخیص برخی سخت گیری ها یا قالب های ذهنی یا انتظارات نسبتا محتوم در خود و طرف مقابل و دقت در انتخاب همسر بر مبنای همخوانی و تجانس حداکثری در موارد یاد شده، برای شما بسیار مهم است. به طور مثال یک فرد 63 ساله مذهبی (به ویژه مرد) تقریبا بعید است بتواند با خانمی که پایبند به قیود مذهبی ایشان نیست، کنار بیاید و بی تردید تحمل نخواهد کرد. در سنین پایین تر، دختر و پسر قیود شکل گرفته و محتومی مانند افراد مسن ندارند در نتیجه سازگارتر و منعطف تر هستند. مثال دیگر، نوع مراوده با اقوام و خویشان دور و نزدیک است. به طور مثال ممکن است شما هر هفته مایل باشید در مهمانی خانوادگی روز جمعه دختر و پسر خود را ملاقات کنید و خانم شما برعکس چندان میلی به این کار نداشته یا حوصله مهمان داری هر هفته را نداشته باشد. توجه به مواردی از این دست که در واقع عادت های جدی و شکل گرفته ای است که بر آن پافشاری دارید و حاضر به کوتاه آمدن نیستید، مهم است. این موضوع را هم عرض کنم به هرحال شما نمی توانید همسری برگزینید که کاملا با شما هماهنگ باشد بلکه اگر در نیمی از موارد هم تجانس وجود داشت، کفایت می کند.
به توافق رسیدن درباره فرزندان
موضوع دیگر، بحث فرزندان دو طرف است که در همان آغاز باید درباره آن به توافق برسید. این که چگونه و چطور آن ها با شما باشند و برعکس. در ضمن برای برخی زوج ها موضوع ارث و شفافیت اوضاع مالی در ازدواج بالای 60 سال، مهم است که بی تردید مشاور حقوقی، مسیرهای مناسب و مورد وفاقی را برای شما ترسیم خواهد کرد.
اهمیت تلاش برای خوشبختی توسط خودتان
به واسطه تفاوت سنی نزدیک به 20 سال، شما و شخص مد نظرتان باید درباره انتظارات تان در ازدواج پیش رو کاملا آگاه باشید تا از به اصطلاح ناکامی های طبیعی که بین شما رخ می دهد، دچار غم زدگی و کاهش انگیزه و بی میلی به ادامه زندگی نشوید. برای مثال هماهنگی عاطفی و زناشویی شما بی تردید فاصله مشهودی با هم دارد که قبل از ازدواج باید درباره آن کاملا آگاه باشید و موارد دیگر که توصیه می شود با مراجعه به مشاور با تجربه، مسن و خبره از فهرست انتظارات درست و نادرست هم مطلع شوید و در نهایت با وقوف به آن، تصمیم معتبر و محکمی بگیرید. نکته آخر این که میل و اشتیاق برای ازدواج، غریزی و درونی است و شما را به سمت ازدواج سوق می دهد اما نیروی لازم برای بقا و ماندن در ازدواج، در خود آن تولید می شود و منشاء آن، توانایی برآورده کردن انتظارات درست هم و حل و فصل انتظارات نادرست هم مبتنی بر احترام و محبت است. نیروی اول وجود دارد و آن چه در بالا توصیه شد به قصد شکل گیری نیروی دوم بود که توجه مضاعف تری را می طلبد.
بیا نی نی/ از مهم ترین مقوله های یک ازدواج موفق انتخاب بهترین همسر است . بسیاری از ما در انتخاب همسر اشتباه می کنیم و می پنداریم ازدواج با هر کسی بهتر از تنهایی و بی عشقی است اما نمی دانیم که انتخاب نادرست همسر می تواند زندگی آینده ما را تباه سازد و در این راه ممکن است احترام و اعتماد به نفس و ارزشمندی خود را از دست دهیم و از دست دادن این سه چیز موجب از دست دادن میل و خلاقیت لازم برای درک اهداف زندگی خواهد شد.
اگر در شرف ازدواج هستید
کشش جنسی احمقانه عشق واقعی نیست
در بسیاری از فیلم ها و کتابها عشق در نگاه اول را با تپش قلب ؛عرق کف دست و… نشان می دهند اما باید توجه داشته باشید این خصوصیات عاشق واقعی نیست فقط یک کشش جنسی احمقانه است که نسبت به هر کسی که فرومونها را در مغزتان فعال کند پیدا می کنید.
فرومونها وقتی بدن ما در بدن فرد دیگری وجود یک dna خاص را از روی بوی بدن او کشف میکند، تولید میشوند. تولید این فرومونها نشان دهنده این است که این دو نفر میتوانند از نظر زنتیکی جفت خوبی برای هم باشند، یعنی ترکیب dna آنها یک نوزاد سالم تولید خواهد کرد. اما نشان نمی دهد که این دو نفر از نظر شخصیتی هم جفت خوبی برای هم هستند.
انتخاب بهترین همسر برای ازدواج
کشش احمقانه جنسی شما را مجبور به دروغ، فریب، دزدی یا حتی کشتن دیگران یا خودتان ، کارهایی خجالت آوری که قبلاً اصلاً فکر انجام دادن آن را هم نمی کردید. آنچنان که هنگامی که رومئو و ژولیت دریافتند دیگر نمی توانند به عشق مسموم خود ادامه دهند، خود را کشته و به زندگی خود پایان دهند.
عشق بدون دوام و نا پایدار یکی دیگر نشانه های کشش احمقانه جنسی
عشق حقیقی بدون هیچگونه کشش جنسی احمقانه ایجاد میشود. گاهی اوقات این روابط پرآشوب چندین سال به طول میانجامد، خیلی پس ازاینکه این کشش جنسی دیگر از بین رفته است. شاید این زوجها به عبث امیدوارند که یک روز شعله عشقشان دوباره زبانه کشد. یا شاید هم تصور میکنند سرنوشت این بوده که چون بهترین هوس و بزرگترین درد را باهم تجربه کردهاند باید با هم بمانند.برای انتخاب درست همسر بهترین راه ترکیب کشش جنسی و عشق حقیقی است.
حس مسئولیت و حمایت از نشانه های عشق واقعی
حمایت و نگهداری از فرد مقابل، شاد کردن و کمک به موفقیت او از نشانه های عشق واقعی است که با کشش جنسی که در آن فرد مجبور به ایجاد حس لذت و رضایت در شماست تفاوت دارد.
از نشانه های عشق واقعی این است که هیچ گاه طرف مقابلتان را مجبور به دوست داشتن خود نمی کنید و فقط خوشبختی او مد نظرتان است حتی اگر شما را دوست ندارد او را رها می کنید تا در کنار کسی باشد که دوستش دارد.
اگر عشق واقعی باشد به یکدیگر کمک می کنید که به شناخت بیشتری از یکدیگر برسید زیرا شناخت دو طرفه سبب ایجاد عشق عمیق می شود، عشقی که بسیار لذت بخش تر و رمانتیک تر از هر کشش جنسی است.
یار و معشوق حقیقی کسی است که عشق واقعی شما و بهترین دوستتان است. اگر می خواهید انتخاب درستی داشته باشید کسی را انتخاب کنید که به شما شبیه باشد . درست است افراد متفاوت و مخالف با شما ممکن است شما را به خود جلب کنند اما یار و معشوق حقیقی شما نیستند.متاسفانه خیلی از افراد متضاد با هم ازدواج میکنند و می فهمند زندگی زناشویی بسیار بدی دارند.
به هیجانات اهمیت ندهید
هنگامی که انتخاب عاقلانه ای نداریم پس از گذشت چند سال و فروکش کردن هیجانات اولیه ، درک رفتار یکدیگر را از دست می دهیم درنتیجه هر چه زمان جلوتر میرود وقت کمتری را با هم سپری میکنیم و آخر کار محبور میشویم یا از هم جدا شویم یا عقاید و علایق خود را عوض کنیم.
اما بهتر است در چنین شرایطی از کسی که دوستش ندارید و معشوق واقعی شما نیست، جدا شوید زیرا با ماندن با او شانس خود ، همسر و دو نفر دیگر را برای خوشبختی را از بین میبرید و زندگی خانواده هایتان را نیز با دعواها، و جنجال های همیشگی مختل می کنید.
صبر و گذشت از نشانه های عشق واقعی
اگر طرف مقابلتان در برابر رفتارهای زشت و بی ادبانه شما صبر و گذشت زیادی نشان داد از او سوء استفاده نکنید زیرا این کار شما می تواند نشان دهنده این باشد که شما واقعاً طرف مقابلتان را دوست ندارید.
هیچوقت عشقتان را فقط محض آزمایش کردن، آزمایش نکنید و در این صورت خود را جای او بگذارید . 20 سال آینده خود را تصور کنید .آیا با تصور آن لبخند بر لبتان می آید یا می ترسید. بیشتر افراد دوست دارند سالیان دراز با فردی زندگی کنند که آن ها را تحسین می کند نه فردی که منتقد آن ها ست و با این تصور لبخند بر روی لبانشان می آید.
دانستنی هایی برای انتخاب بهترین همسر
بهترین نشانه عشق حقیقی دوستی به علاوه کشش جنسی
عشق واقعی دوستی به اضافه کشش جنسی است. اگراز گذراندن زندگیتان در کنار همسرتان احساس لذت می کنید ، او بهترین دوست شماست.این رابطه موجب افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس می شود و شما را به بالاترین درجه کمال می رساند.
بیا نی نی/ زن و شوهر تا زمانی که در عقد هم هستند چه موقت و چه دائم، خواهر زن و شوهر خواهر در هیچ شرایطی نمی توانند باهم ازدواج کنند و یا رابطه ای داشته باشند. در ادامه به نظر علمای دینی در مورد ازدواج با خواهر زن و علت و چگونگی آن توضیح داده ایم.
ازدواج با دو خواهر:
از دیدگاه اسلام، ازدواج با دو خواهر به صورت همزمان حرام است و باطل است. به این احکام دینی در قرآن اشاره شده است.
ازدواج با دو خواهر بطور همزمان از نظر اسلام و براساس آیه ی شریفه ی 23 سوره ی مبارکه ی نساء که می فرماید : «حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهَاتُکُمْ وَ بَنَاتُکُمْ وَ أَخَوَاتُکُمْ وَ عَمَّاتُکُمْ وَ خَالاَتُکُمْ وَ بَنَاتُ الْأَخِ وَ بَنَاتُ الْأُخْتِ وَ أُمَّهَاتُکُمُ اللاَّتِی أَرْضَعْنَکُمْ وَ أَخَوَاتُکُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَ أُمَّهَاتُ نِسَائِکُمْ وَ رَبَائِبُکُمُ اللاَّتِی فِی حُجُورِکُمْ مِنْ نِسَائِکُمُ اللاَّتِی دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَکُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ وَ حَلاَئِلُ أَبْنَائِکُمُ الَّذِینَ مِنْ أَصْلاَبِکُمْ وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَیْنَ الْأُخْتَیْنِ إِلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ غَفُوراً رَحِیماً ﴿23﴾»
حرام شده است برای شما ازدواج با مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمههایتان و خالههایتان و دختر برادر و دختر خواهر و مادرانتان که به شما شیر دادهاند (مادر رضاعی) و خواهران رضاعی و مادران زنان شما و ربیبههای شما که در دامن شما تربیت شدهاند از زنانتان که با آنان همبستر شدهاید، و اگر با زنهایتان همبستر نشده باشید بر شما باکی نیست که (بعد از طلاق دادن زن) با دختر او ازدواج نمایید. و نیز بر شما حرام شده است ازدواج با زنان فرزندانتان که از صُلب شمایند. و حرام شده است جمع نمودن بیت دو خواهر مگر آنچه که به تحقیق در زمان گذشته بوده است (و مربوط به قبل از نزول این حکم است و خداوند از آن درگذشت زیرا که) خداوند بخشنده و مهربان است. (نساء، آیه 23)
اما ازدواج با دوخواهر اگر در دو زمان باشد اشکال ندارد و اینکه گفته شده است حضرت یعقوب نبی (ع) با دوخواهر از دختران دائی خود ازدواج نموده است بیشتر در منابع سنی آمده ودر منابع شیعه ازجمله بحار الانوار. بعد از فوت همسر اول خود (لیا) با خواهر زن خود (راحیل) ازدواج کرد.
آیا می توان با خواهرزن ازدواج کرد؟
کسی نمی تواند همزمان با دو یا چند خواهر ازدواج کند. بنابراین اگر مردی با زنی ازدواج کند، تا زمانی که از وی جدا نشده نمی تواند با خواهرش ازدواج کند که البته در این مورد خواهرزن، محرم شرعی که ملزم به رعایت حجاب نیست، نخواهد بود. بلکه از این جهت نامحرم است. قابل ذکر است اگر مردی زنش را طلاق رجعی (طلاقی که مرد می تواند باز زن را به ازدواج خود در آورد) دهد، زیرا در این نوع طلاق در عِدّه قانونی (مدتی که زن پس از طلاق یا فوت شوهر نباید ازدواج کند)، زن همانند زوجه مرد فرض می شود، تا پایان عده، حق ازدواج با خواهر زن وجود ندارد ولی در سایر طلاق ها یا عدّه ی عقد موقت، می توان در ایام عِدّه با خواهر زن ازدواج کرد.
ازدواج با خواهر زن
اگر کسی زنی را به عقد دائم یا موقت خود در آورد تا زمانی که آن زن در عقد او است نمی تواند با خواهر آن زن ازدواج کند اما در صورت طلاق :
• اگر همسرش را طلاق رجعی بدهد در زمان عده نمی تواند با خواهر او ازدواج کند.
• در عده طلاق بائن احتیاط مستحب آن است که مرد از ازدواج با خواهر زن خودداری کند.
• در عده عقد موقت ازدواج با خواهر زن بنابر احتیاط جایز نیست.
نظر آیت الله مکارم شیرازی در مورد حکم ازدواج با خواهر زن
پرسش : آیا میتوان همزمان با دو خواهر ازدواج نمود؟
پاسخ : هرگاه زنى را براى خود عقد کند تا وقتى آن زن در عقد اوست نمى تواند با خواهر آن زن ازدواج کند، خواه عقد دائم باشد یا موقت، حتى بعد از طلاق مادام که در عدّه است، در صورتى که عدّه رجعى باشد، نمى تواند خواهر او را بگیرد و احتیاط مستحب آن است که در عدّه طلاق بائن با او ازدواج نکند، همچنین در عدّه متعه، خواه بعد از تمام شدن مدّت باشد و یا بخشیدن مدّت.
نظر امام خمینی راجع به حکم ازدواج با خواهر زن
بین دو خواهر جمع کردن در ازدواج جایز نبوده و به هر حال حرام و باطل است، نسبى باشند آن دو خواهر یا رضاعى؛ در ازدواج دایم باشد یا منقطع و یا مختلف؛ آن ها را در یک شهر سکنی دهد یا در دو شهر مختلف؛ پس اگر با یکى از دو خواهر ازدواج نموده باشد و پس از آن با خواهر دیگر ازدواج کند عقد دومى باطل است نه اولی، چه به اولى دخول کرده باشد یا نه. و اگر عقد آن ها مقارن هم شود، به این که آن ها را با یک عقد یا در یک زمان، عقد نماید، هر دو با هم باطل می باشند.
به همین جهت است که در اسلام تنها در مواردی مانند فوت همسر یا طلاق دادن همسر دایم و اتمام یا بخشش مدت نکاح موقت و سپری شدن عده زن، ازدواج با خواهر او جایز و صحیح است.
دلایل اسلام برای حرام کردن ازدواج با خواهر زن، یا ازدواج هم زمان با دو خواهر چیست؟
شاید حکمت و فلسفۀ اینکه اسلام از ازدواج همزمان با خواهران جلوگیری کرده، این باشد که :
• حرمت و شخصیت زن را حفظ کند، چنانکه در ازدواج با دختر برادر زن و دختر خواهر زن رضایت و اجازه زن را شرط دانسته است.
• دو خواهر به حکم نسبت و پیوند نسبی و عاطفی، نسبت به یکدیگر علاقه ی شدید دارند، اما زمانی که رقیب هم شوند، نمی توانند علاقه ی گذشته را حفظ کنند. به همین دلیل تضاد عاطفی در آنها پیدا می شود که برای زندگی زیان بار است و اساس خانواده را از هم می پاشد؛ زیرا همیشه در کشمش محبت و رقابت هستند.
• ازدواج با شوهر خواهر با طبع زنان که شوهر خواهر را از خود می دانند و با آنان احساس خویشاوندی می کنند، سازگار نیست.
خراسان/ خانمی هستم 28 ساله که حدود چهار ماه است از همسرم جدا شدم. همسرم اعتیاد به شیشه و دست بزن داشت و فحاش و خیانتکار بود. این اواخر تهمت هم می زد. یک دختر چهار ساله دارم. الان با این همه بدی که همسرم به من کرده، دلم برایش تنگ می شود و مواقعی هم فکر برگشت به سرم می زند. فکر می کنم اگر دوباره ازدواج کند، من می میرم.
پاسخ
آن چه شما درباره ویژگی های همسرتان مطرح می کنید، به احتمال بسیار نشان دهنده این موضوع است که ایشان در مرحله پیشرفته ای از اختلال مصرف مواد قرار دارند. در واقع پرخاشگری، بدگمانی و بی بند و باری جنسی از مزمن بودن اختلال مصرف مواد ایشان و چه بسا اختلالات بیشتر شخصیتی حکایت می کند. بنابراین به لحاظ منطقی و عقلانی، بازگشت به زندگی با ایشان به هیچ عنوان توصیه نمی شود.
احساسی تصمیم نگیرید
داشتن یک فرزند نیز، نیاز به فراهم آوردن یک محیط امن و به دور از جنجال را بیش از پیش نشان می دهد. در واقع شما اکنون علاوه بر خودتان، درباره فرزندتان و آینده او نیز تصمیم می گیرید و بازگشت به چنان محیطی می تواند عواقب جبران ناپذیری را متوجه آینده و روند شکل گیری شخصیت او کند. بنابراین لازم است شما نگاه خود را از معطوف کردن صرف به احساساتتان بردارید و به صورت یک کل به آن چه در پیش رو دارید، بنگرید.
دلتنگ شدن تان طبیعی است
وابستگی شما به همسر سابق تان می تواند دلایل متعددی داشته باشد. پیش از هر چیز، افراد پس از جدایی از یک رابطه صمیمانه، معمولا دید تونلی و تک بعدی به رابطه مذکور خواهند داشت، به این صورت که تنها خاطرات خوشایند رابطه و نه کل یک رابطه را به یاد می آورند. در چنین حالتی طبیعتا فرد احساس دلتنگی را تجربه می کند و قادر نیست تصمیم صحیحی درباره اتفاقات رخ داده بگیرد. از آن جا که مدت زیادی از جدایی شما نگذشته است، نامحتمل نیست که شما در این مرحله و موقعیت قرار گرفته باشید. بنابراین سعی کنید با گسترده کردن شبکه های حمایتی تان و کمک گرفتن از دوستان و افرادی که به شما اهمیت می دهند با سوگ ناشی از فقدان رابطه خود رودررو شوید.
دچار خطای شناختی فاجعه سازی شدید
از دیگر مسائل قابل بیان در چنین موقعیتی، این است که گاهی فرد دچار خطاهای شناختی می شود. برای مثال شما بیان کردید در صورتی که همسر سابق تان با فرد دیگری ازدواج کند، می میرید. این خطای شناختی «فاجعه سازی» نام دارد و در واقع به دلیل نوعی خطا در شناخت افراد رخ می دهد و نه آن چه واقعا رخ خواهد داد. با انجام کارهایی که باعث می شود اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید و نیز دریافت حمایت از خانواده و دوستان، می توانید این مرحله را پشت سر بگذارید و چه بسا در آینده از رابطه ای سالم برخوردار شوید.
الگوهای ارتباطی تان را بررسی کنید
به خاطر داشته باشید عبور موفقیت آمیز از این مرحله زندگی تان در گرو مراقبت و حمایت از خودتان است. بنابراین شما می توانید این چالش را به یک فرصت تبدیل کنید. بی شک تجربه احساسات ناخوشایند نیز تا اندازه ای اجتناب ناپذیر و جزو فرایند پایان دادن به یک رابطه بلندمدت است. در برخی مواقع نیز مسئله، کمی جدی تر از سوگ ناشی از اتمام یک رابطه صمیمانه و بلند مدت است. گاه افراد از نوعی سبک برقراری روابط صمیمانه ناسالم رنج می برند. در چنین حالتی به دلیل نوع اتفاقاتی که فرد در روند رشد خود با آن روبه رو شده است به سمت روابطی متمایل می شود که از پختگی و سلامت کافی برخوردار نیستند. چنین افرادی ممکن است در درون خویش احساس کنند از کفایت لازم برای یک زندگی مستقلانه و اتکای به خویش برخوردار نیستند و در هر حال خود را نیازمند کسی می دانند که به نیازهای آنان، هرچند به صورت ناسالم پاسخ دهد. در صورتی که شما شاهد چنین احساسات و افکاری در درون خود هستید، لازم است از یک مشاوره تخصصی بهره مند شوید تا بتوانید الگوی ارتباطی خود را تغییر دهید. به خاطر داشته باشید لازم است برای رشد و بهبود زندگی خود و کودکتان تلاش کنید و در جست وجوی روابط سالمی باشید که با حفظ حرمت نفس تان بتواند نیاز به ارتباط صمیمانه تان را برطرف کند.
نویسنده : تینا امیری | روان شناس بالینی از انستیتو روان پزشکی
خراسان/ بعد از یک زندگی مشترک ناموفق، تقریبا دو سال پیش از شوهرم جدا شدم. چند وقتی است که خواستگارهایم، پاشنه در را از جا کندهاند! اما من دلم نمیخواهد دوباره ازدواج کنم و شکست بخورم. چه کنم؟
پاسخ
مخاطب گرامی اگر شما آگاهانه یا ناخودآگاه احساس خشم و غم ناشی از طلاق را سرکوب کنید، هرگز نخواهید توانست رابطهای سالم و صحیح با اطرافیان برقرار کنید یا حتی برای ازدواج مجدد آماده شوید زیرا کوله باری از احساسات فرو خورده نظیر خشم، عصبانیت، افسردگی و… را تا سالهای طولانی با خود حمل خواهید کرد. پس به جای سخت گرفتن زندگی و فرو خوردن احساساتتان، آنها را بیرون بریزید و بروز دهید.
گذشته نباید آیندهتان را به خطر بیندازد
بزرگترین صدمهای که شما میتوانید به خود و دیگران بزنید، این است که احساسات آسیب دیده خود را وارد زندگی جدید با آشنایان، اطرافیان یا همسر آینده خود کنید. ریشه این مشکل در این است که شما همچنان در رابطه قبلی با همسرتان گیر کرده و موفق نشدهاید به هر انسانی به عنوان موجودی منحصر به فرد نگاه کنید بلکه همچنان مشغول مقایسه کردن اطرافیان با همسرتان هستید و در واقع بعد از جدایی از همسرتان همه را به یک چوب میرانید. بنابراین اجازه ندهید خاطرات منفی گذشته، آینده تان را به خطر بیندازد.
خودتان را قربانی ازدواج قبلی ندانید
قبل از ازدواج دوم سعی کنید با صداقت کامل تمام اتفاقاتی را که در نهایت به جدایی شما و همسرتان منجر شده است، مرور کنید. سهم خود را در وقوع رخداد طلاق بررسی و خود را در سه بعد رفتاری، احساسی و فکری ارزیابی کنید. به خاطر داشته باشید که شما قربانی این ازدواج نبوده اید و حتما سهمی در اشتباهات یا مسیری داشته اید که به جدایی ختم شده است. بسیاری از افراد در ازدواج دومشان به دنبال فردی میگردند که دقیقا نقطه مقابل همسر سابقشان باشد اما تا زمانی که وقوع همه مشکلات را از چشم طرف مقابل میبینید، شکست مجدد شما در زندگی دوم هم قابل پیشبینی خواهد بود.
نویسنده : بنفشه دولتآبادی | مشاور خانواده
خراسان/ وقتی یک دختر و پسر تصمیم به ازدواج میگیرند، هرچقدر با اطلاعات و آگاهی بیشتری در مسیر انتخاب همسر و تشکیل زندگیمشترک گام بردارند، آینده بهتری در انتظار خود و فرزندانشان خواهد بود. این رابطه در عین حال که میتواند صمیمانهترین و انگیزه بخشترین رابطه ممکن باشد، میتواند شدیدترین صدمات ممکن را به اعضا وارد کند و به جای تامین آرامش، انرژی زیادی از آنان بگیرد و باعث بروز انواع مشکلات شود. بنابراین اگر دختر و پسرهای دمبخت، باورهای صحیحی درباره این تصمیم مهم داشته باشند، میتوانند عوامل آسیبزا را کاهش دهند. در این مطلب قصد داریم به ناگفتهها از ازدواج برای چنین افرادی اشاره کنیم.
عیار رابطه زن و شوهری، صمیمیت است
در رابطهای که صمیمیت بیشتری وجود داشته باشد، عیار رابطه بالاتر میرود. این صمیمیت نوعی خودافشایی و درک متقابل است که در طول زمان به دست میآید و مستلزم صرف زمان است. صمیمی شدن با همسر نیازمند توجه به احساسات یکدیگر است، بنابراین اگر زوج ها به مدت طولانی با یکدیگر به گونهای خالی از محبت و بدون درک طرف مقابل رفتار کنند و به یک باره با هدیهای بزرگ به دنبال ابراز محبت به همسر باشند، این هدیه نمیتواند اثر طولانی مدت مطلوبی به همراه داشته باشد. رفتارهای مثبت جزئی و همیشگی در رابطه میتواند به غنی شدن آن کمک کند.
داوطلبانه است
دختر و پسرهای دم بخت باید بدانند که ازدواج پدیدهای اجباری نیست. این مسئله آنها را برای تلاش در راستای بهبود رابطه بعد از تشکیل زندگیمشترک تشویق میکند. هر فردی با انتخاب خودش، همسر برمیگزیند و باید توجه داشت، هر انتخابی باعث به دست آوردن مجموعهای از امتیازات و از دست دادن مجموعهای دیگر از امتیازات خواهد شد. از این رو انتخابی مطلوب است که شخص بهتر و بیشتر بتواند امتیازات مد نظر را در آن به دست آورد.
شامل تعادل، ثبات و رشد است
اگر همسران بتوانند پیشبینیپذیری، پایداری و در عین حال انعطافپذیری را در رابطه ایجاد کنند، میتوان بیشتر به سلامت رابطه امیدوار بود. موارد گفته شده تا حدودی به ویژگیهای شخصیتی زوج ها بستگی دارد. این که تا چه حد آن ها برای تجارب جدید آماده هستند و تا چه اندازه به تکرار الگوهای قبلی علاقه مندند. به این ویژگی گشودگی در برابر تجربه میگویند که طبیعتا مانند هر ویژگی شخصیتی دیگری، در این ویژگی هم اگر زوج ها با یکدیگر متناسب باشند و اگر حد وسطی از گشودگی را دارا باشند، رضایت خاطر بیشتری برای آنها فراهم میآورد.
ازدواج، پایان «من» بودن است
با ازدواج، هر فرد فردیت خود را حفظ میکند و در عین حال، در صورت لزوم میتواند به نفع طرف مقابل کوتاه بیاید. با ازدواج دختر و پسر، آنها از حالت من بودن به ما بودن تبدیل میشوند. یکی از مواردی که میتواند برای زن و شوهرهای تازه متاهلشده تعارض ایجاد کند، این است که نمیدانند چطور بین فردیت و ما شدن، تعادل ایجاد کنند. این تعادل به گونهای است که هر دو نفر به هویت طرف مقابل احترام بگذارند، به نحوی که نه این هویت به طور کامل تخریب و نه کاملا حفظ شود. توصیه میشود از زیر ذره بین گذاشتن رفتارهای همسر خودداری کنید، به همسر خود اجازه دهید علایق شخصیاش را هم در کنار علایق زوجی شما دنبال کند. در این صورت، انگیزه و رغبت او برای زندگی زناشوییتان هم افزایش مییابد. موضوع دیگری که میتوان در اینجا مطرح کرد این است که گاهی همسران صداقت را با حفظ فردیت در برابر ما بودن اشتباه میگیرند و به نظرشان میرسد در صورت حفظ فردیت خود، از صداقتشان به همسر کاسته میشود، چنین مواردی لازم است در مشاورههای پیش از ازدواج مطرح و تفاوتهای این دو مقوله برای زوج روشن شود.
2 دیدگاه و تاریخچه متفاوت با هم یکی میشوند
بعد از ازدواج، ارزشها و جهانبینیهای متفاوت به هم میپیوندند و زوجها باید بتوانند تقریبا درباره همه مسائل با هم به توافق برسند به گونهای که رضایت نسبی را برای هر دو نفر به دنبال داشته باشد. در این خصوص ممکن است اختلافاتی برای همسران ایجاد شود؛ در چنین شرایطی بهتر است هر یک از دو طرف ، تلاش کند مسئله را از دیدگاه طرف مقابل و با ارزشگذاریهای او ببیند. این موضوع کمک میکند تا بتوانند با یکدیگر همدلی بیشتری داشته باشند و به هم نزدیکتر شوند. پیشنهاد میشود در صورت ایجاد اختلاف، همسران برای حل آن پیشقدم شوند و منتظر اقدام از طرف مقابل نباشند، چرا که این کار احتمالا به طولانی شدن دوره ناراحتی منجر میشود.
رابطه زوج ها، هم گذشته و حال دارد و هم آینده
هرکدام از همسران با تاریخچهای از زندگی در خانواده پدری و با اهداف و برنامههایی برای آینده، قدم در زندگی مشترک میگذارند و گذشته و آیندهشان به یکدیگر پیوند میخورد. از تاثیرات گذشته بر رفتار زوجها نمیتوان چشم پوشید. به نظر میرسد آن چه اهمیت دارد این است که در زمان حال، رفتار مناسبی با یکدیگر داشته باشند و بتوانند به نحوی در برنامههای آیندهشان تغییر ایجاد کنند تا با کمک یکدیگر به آنها دست یابند.
چالشها را غیرقابل حل ندانید
در نهایت آنکه ازدواج به دلیل ماهیت زوج بودن و دایمی بودن آن، چالشهایی دارد. در صورتی که به مقابله با این چالشها برنیایید، نمیتوانید چندان موفق شوید. پیشنهاد میشود به عنوان مسئلهای قابل حل و نه مشکلی غیرقابل حل، به چالشها بنگرید و در قالب یک فعالیت مشترک و با مشورت همسر، به دنبال رفع و استفاده از آنها در مسیر بهبود رابطه باشید. به یاد داشته باشید که این کار زمانبر است چراکه شما پیش از ازدواج تجربه چنین چالشهایی را نداشتهاید، اطلاعاتی درباره شان ندارید و احتمالا مانند بسیاری از افراد آموزشهای کمی برای حل آنها دریافت کردهاید.
نویسنده: مرضیه دیندوست| کارشناسارشد مشاوره خانواده
خراسان/آیا لذت در زندگیزناشویی به ظاهر زنوشوهر بستگی دارد که بعضیها، جانشان را به خطر میاندازند و چندین میلیون برای آن هزینه میکنند؟
قاعدتا تلاش برای زیبا بودن یک میل طبیعی است. همه خانمها و آقایان دوست دارند زیبا باشند. در فطرت هر انسانی میل به زیبایی وجود دارد و در این مسئله شکی نیست اما اینکه این زیبایی باید چه جاهایی ظهور و بروز داشته باشد، مسئلهای است که بعضیها دربارهاش دچار کج فهمی شدهاند. بعید است که تا کنون در شبکههای اجتماعی یا تبلیغات گوشه و کنار سایتها، مزایای جراحی زیبایی را برای بالا بردن کیفیت زندگیزناشویی ندیده باشید. حتی شاید ترغیب به این کار شده باشید یا حداقل ذهنتان به این مسئله مشغول شده باشد که به نظر پیشنهاد خوبی میآید. در این بین، یک سوال پیش میآید که آیا لذت جنسی در زندگیزناشویی به ظاهر زنوشوهر بستگی دارد که بعضیها، جانشان را به خطر میاندازند و چندین میلیون در این راه هزینه میکنند یا مسئله چیز دیگری است؟ در ادامه مطلب، توضیحاتی در این باره داده میشود که به نظر میرسد زوج ها باید نگاه موشکافانهتری به این موضوع داشته باشند.
اگر ظاهر خیلی قشنگتری داشته باشم…
از منظر روان شناسیاجتماعی، زمانی که رسیدن به موفقیت اجتماعی از طریق روشهای هنجار و شایستگیهای اکتسابی در یک جامعه بسته یا محدود باشد، افراد در تلاش خواهند بود این نیاز را از مسیرهای دیگر برطرف کنند. دقت داشته باشید که نیاز حذف نمیشود بلکه شیوه پاسخ گویی به آن تغییر پیدا میکند. به طور کلی عملهای زیبایی در همه جای دنیا با دو هدف انجام میشوند: زیبایی و درمانی. در برخی شرایط با تایید پزشک برای افرادی که مشکل افتادگی شکم، افتادگی پلک، پولیپ بینی یا … دارند این قبیل جراحیها میتواند نور امید را به زندگی فرد بازگرداند یعنی جنبه سازگارانه در زندگی ایجاد کند و قاعدتا هیچ متخصصی منکر فواید درمانی برخی از این روشها نمیشود. در این موارد جراحی زیبایی نه تنها باعث بهتر و زیباتر به نظر رسیدن فرد میشود بلکه در بهتر شدن احساس فرد به خودش از لحاظ حسی و ذهنی تاثیر بسزایی دارد اما امروزه جراحیهای زیبایی باورهایی را برای زن و شوهرهایی که مشکل طبی در ظاهر خود ندارند، ایجاد کرده است که کاملا اشتباه است از جمله اینکه «اگر جراحی زیبایی کنم، در لذت جنسی ارتباطمان تاثیر شگرفی خواهد داشت» یا «اگر ظاهر خیلی قشنگتری داشته باشم، همسرم دست از مقایسه برخواهد داشت و دیگر هیچ وقت خیانت نخواهد کرد و … ». این دقیقا همان مسئلهای است که مشکلساز شده است.
انواع جراحیزیبایی که زوج ها دربارهشان با مشاورها مشورت میکنند!
به خصوص در چند سال اخیر از میان زن و شوهرهای جوان مراجعانی به مراکز مشاوره داریم که اسامی انواع جراحی زیبایی را استخراج می کنند و از ما مشورت میخواهند که کدام یک تاثیر بیشتری در بالا بردن کیفیت زندگی زناشویی دارد؟ این افراد که حاضر نیستند درباره اصل این تصمیم با مشاور مشورت کنند، معمولا فقط دنبال موثرترین این روشها هستند. اجازه بدهید شما را با اسامی جراحیهای زیبایی که آنها برای من ردیف میکنند تا نظرم را جویا شوند، آشنا کنم چون به نظرم برایتان جالب خواهد بود: «کانتوپلاستی(چشم گربهای)، اپیکانتوپلاستی(درشت کردن چشم)، بلفاروپلاستی(جراحی زیبایی پلک)، رینوپلاستی(عمل بینی)، آتوپلاستی(جراحی زیبایی گوش)، ابدومینوپلاستی(سیکس پک کردن شکم)، زاویهدار کردن فک، گونهگذاری و … با تزریق ژل و پروتز و … .
جراحیزیبایی، کمبود اعتمادبهنفس را جبران نمیکند
در افرادی که بدون مشکل طبی یا فیزیولوژیکی خاصی، تمایل افراطی به زیبایی و جراحیهای زیبابی دارند، این مسئله ناشی از یک خلأ عاطفی درون فردی و میان فردی است. خلأ عاطفی درون فردی(یعنی فرد مدام به خودش میگوید که من شایسته نیستم، زیبا نیستم، همسرم زیباتر است، همسر فلانی زیباتر است و …) نشان از کمبود عزتنفس دارد و خلأ عاطفی میانفردی(یعنی فرد مدام به خودش میگوید من آن طور که باید در جمع دیده نمیشوم و برای اطرافیان بیارزشم و …) نشان دهنده کمبود اعتمادبهنفس در فرد است. زن و شوهرهایی که به دنبال چنین مسائلی برای افزایش کیفیت زندگی زناشویی هستند ، باید بدانند که چنین عملهایی، نه خلأهای عاطفیشان را پر خواهد کرد و نه کمبود عزتنفس و اعتمادبهنفسشان را جبران خواهد کرد.
به جایش مهارت داشتن زندگیعاشقانه را یاد بگیرید
در مواردی که ریشه راضی نبودن فرد از ظاهر خود مسائلپزشکی نیست، مشکل از جای دیگری آب میخورد. فردی که جایگاه حقیقی خودش را در زندگیمشترک پیدا نکرده، به خودبسندگی و رضایتمندی از خویش نرسیده، راههای ابراز علاقه به همسر و مهارت داشتن زندگی عاشقانه را یاد نگرفته، ممکن است در چنین دامی بیفتد و جان خودش را به خطر بیندازد. مولفههایی که مطرح شد، ریشه در روان ما و ناکامیهای اجتماعی(مانند شکست در رقابتهای شغلی، محدود بودن منابع، نبود شایسته سالاری، پیچیده شدن فرایند دیده شدن و کسب تایید توسط همسر و …) دارد. البته در این میان از نقش مخرب بعضی رسانهها نباید غافل شد. ترسیم فرد بدبخت و بیچاره با صورتی کاملا نامتناسب و بدون آرایش و افراد ثروتمند خوشگل و دارای سیکسپک، قطعا روی ذهن افراد به خصوص جوانان تاثیر خواهد گذاشت.
نیازی به جراحیزیبایی نیست
اگر جزو این دسته از افراد هستید، بهتر است قبل از فرار روانی و صرف هزینههای سرسامآور برای چنین جراحیهایی، نقاهتهای طولانی و عفونتهای ناشی از آن و آسیبهای روانی پس از آن یا احتمال رضایتبخش نبودن جراحی و … با یک روان شناس متخصص در زمینه زوج درمانی مشاوره داشته باشید. اگرچه در برخی موارد جراحیزیبایی میتواند بر بهبود کیفیت زندگی مشترک افراد تاثیرگذار باشد اما در بسیاری از موارد میتواند درآمدن از یک چاله و افتادن در چاه باشد زیرا افزایش لذت از زندگیمشترک نیاز به یادگیری یک سری مهارتها دارد و نیازی به جراحیزیبایی نیست.
نویسنده : حمید ذوالفقاری| دانشجوی دکترای تخصصی روانشناسی و عضو بنیاد ملی نخبگان
بیا نی نی/ زن و مرد باید به نقاط جاذبه خود برای همسرشان توجه نمایند و هر دو برای رابطهای زنده و بهتر تلاش کنند. گاهی اوقات برخی از جملات ابراز محبت، نقاط جاذبه ما را در چشم همسرمان تضعیف میکنند. شاید نادانسته بارها این جملات را در دیالوگ با همسر خود در میان گذاشته باشیم؛ اما به جای ایجاد محبت و صمیمیت بیشتر ممکن است موجب تغییر دیدگاه او به ما شود و پس از مدتی ما را فردی محتاج و وابسته ببیند. این موضوع به شخصیت مستقل ما، ضربههای جدی وارد میکند و هر چند که از لحاظی روحی و شخصیتی قوی و استوار باشیم، همسرمان از حرفهایمان سو برداشت میکند. به مرور زمان این جملات باعث شکافهای عاطفی و احساسی بین ما و شریک زندگیمان میشود. در ادامه «بیا نی نی» شما را با جملاتی که نباید به همسر خود بگویید آشنا میکند.
۱. « تو فقط مال منی»
این جمله را در اوایل آشنایی و شروع زندگی به همسر خود نگویید؛ زیرا حسی همچون وابستگی محض میدهید. باید بدانید که هر فردی برای خود نیاز به فضای شخصی دارد و جملهی «تو فقط مال منی» به معنای به رسمیت نشناختن فضای شخصی و آزادی فردی همسرتان است. شاید احساس ترس را در وجود او بیندازید.

۲. «تو زندگی منو نجات دادی»
گاهی اوقات کسی به معنای واقعی، زندگی ما را حفظ میکند و از خطری که در کمین جان ما است نجاتمان میدهد؛ ولی وقتی به همسر خود این جمله را میگویید به او غیر مستقیم القا میکنید که موجودی ناتوان و ضعیف هستید و بدون او، نمیتوانستید به حیات خود ادامه دهید.
۳. «من دنیا را بدون تو نمیخواهم»
گاهی اوقات با احترام متقابل احساس ارزشمند بودن را به همسر خود میدهید. گاهی این موضوع را میخواهیم با جملات عاشقانه بیان کنیم که به اشتباه، جملهی «من دنیا را بدون تو نمیخواهم» را انتخاب میکنیم. این جمله به معنای زیر سوال بردن کلیه دستاوردهای شخصی قبل از ازدواج است که نشان میدهد شما هنر و دستاوردی قبل از ازدواج با همسرتان نداشتید و نخواهید داشت.
۴. «تو مرا کامل کردی»
هر جملهای که بر دوش شریک زندگیتان بار اضافی بیندازد ممنوع است. این جمله احساس ناتمام و ناقص بودن شما را به همسرتان میرساند. هیچ انسانی بدون ایراد نیست و تعاریف «کامل بودن» در حوزه درک افراد مختلف، متفاوت است. بنابراین سعی کنید که بی دلیل خود را ایراد دار نشان ندهید.
حامی هنر زندگی/ آیا از پیامدهای ازدواج موقت آگاهی دارید؟ ازدواج موقت یکی از انواع ازدواج در جامعه است که شرعاً مورد قبول میباشد اما در فرهنگ اجتماعی و بین مردم کاملاً مورد پذیرش نیست. دلیل این عدم پذیرش این است که بسیاری از افراد معتقدند آثار زیانبار ازدواج موقت یا همان صیغه بیشتر از مزایای آن است. با این وجود افراد بسیاری هستند که نسبت به آن از خود تمایل نشان میدهند و معتقدند که میتوان با مدیریت درست از آثار زیانبار آن پیشگیری کرد. با آگاهی از پیامدهای ازدواج موقت میتوانید تمام جوانب را به خوبی بسنجید و با اطمینان بیشتری تصمیم بگیرید. همچنین کمک گرفتن از روانشناس نیز میتواند تاثیر بسیار زیادی در کاهش مشکلات و پیامدهای ازدواج موقت داشته باشد.
پیامدهای ازدواج موقت | دید مثبت یا منفی؟
برخی افراد دید بسیار منفی نسبت به ازدواج موقت و صیغه دارند اما این مسئله همیشه بد نیست و از برخی جهات میتواند مزایایی برای افراد داشته باشد. به همین دلیل است که در نگاه شرعی مانعی برای آن وجود ندارد. از جمله مهمترین مزیتهای ازدواج موقت میتوان به این مسئله اشاره کرد که بسیاری از افراد به دلیل فراهم نبودن شرایط اقتصادی امکان ازدواج دائم برایشان دیر مهیا میشود. ازدواج موقت میتواند مقدمهای برای ازدواج دائم دختر و پسر باشد تا افراد این فرصت داشته باشند که در دوران قبل از ازدواج نیز به رفع نیازهای عاطفی و جنسی خود بپردازند. به این ترتیب با استفاده از ازدواج موقت فرد از روش سالمتری میتواند به ارضای نیازهای خود بپردازد. البته این به شرطی است که صیغه با اطلاع خانوادهها و کسب شناخت کافی از یکدیگر صورت بگیرد. در غیر این صورت اگر تنها بهعنوان روشی کوتاهمدت برای رفع نیاز جنسی به آن نگاه شود پیامدهای منفی آن همان پیامدهایی خواهد بود که در مبحث روابط آزاد و فرازناشویی مطرح میشود.
پیامدهای ازدواج موقت | نیمه خالی لیوان
اگر ازدواج موقت با شناخت کافی همراه نباشد، میتواند مشکلات زیادی را برای افراد به خصوص برای زنان به همراه داشته باشد. از جمله آسیبهای رایجی که در ازدواج موقت اتفاق میافتد میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1- پیامدهای ازدواج موقت | وابستگی عاطفی و عدم تعهد در رابطه
در بسیاری از موارد کسانی که پنهانی اقدام به صیغه یا ازدواج موقت میکنند الزامی برای تعهد برای خود در نظر نمیگیرند. نبود تعهد در رابطه باعث میشود که آن رابطه، رابطهای سطحی و شکننده باشد. بسیاری از زنان در طول دوران ازدواج موقت، به همسر خود وابستگی عاطفی پیدا میکنند و هنگامی که با عدم تعهد از طرف فرد مقابل و اتمام دوران عقد خود مواجه میشوند، دچار احساس شکست و آسیبهای روانی بسیاری میگردند.
2- عدم دریافت حق و حقوق
در بسیاری از موارد ازدواج موقت به صورت رسمی در دفاتر عقد و ازدواج ثبت نمیشود. این امر باعث میشود که حق و حقوق زنان نادیده گرفته شود. همچنین مواردی مانند مهریه یا نفقه به زن پرداخت نخواهد شد.
3- پیامدهای ازدواج موقت | از بین رفتن تمایل به ازدواج دائم
تجربه صیغه و ازدواج موقت باعث میشود که بسیاری از جوانان دیگر به سمت ازدواج دائم نروند. چرا که در ازدواج موقت به آسانی بدون رعایت تعهد و پشت سر گذاشتن مشکلات اقتصادی و مالی بسیار، به رفع نیازهای جنسی و عاطفی خود می بپردازند.
4- آسیب های روانی
به دلیل شرایط بیثباتی که در ازدواج موقت وجود دارد، افراد در آن احساس عدم امنیت میکنند و ممکن است از نظر روانی دچار اضطرابهای زیادی شوند. همچنین مشکلات تجربه شده در ازدواج موقت در بسیاری از مواقع منجر به تجربه شکست عاطفی و افسردگی برای افراد میشود.
5- ازدواج موقت تهدیدی برای خانواده
ازدواج موقت در برخی موارد تهدیدی برای کانون خانواده محسوب میشود چرا که برخی از مردان به بهانه انجام کاری شرعی، پس از ازدواج دست به این کار میزنند. این کار میتواند کل اعضای خانواده را درگیر تشنج و بحران کنند؛ زیرا این امر در فرهنگ ما خیانت محسوب میشود. خیانت برای زنان میتواند آثار بسیار زیادی داشته باشد و آنها را درگیر احساسات ناخوشایند و اختلالاتی نظیر اضطراب و افسردگی کند.
6. پیامدهای ازدواج موقت | مشکلات مربوط به فرزندان
ازدواج موقت به صورت رسمی و قانونی ثبت نمیشود به همین دلیل فرزندان حاصل از این ازدواج دچار مشکل میشوند. اثبات نسب این فرزندان معمولا با مشکل مواجه خواهد شد و مساله حضانت نیز از سوی دیگر مطرح است.
7. خطر ابتلا به بیماری
متاسفانه به دلیل ناآگاهی و عدم آموزش کافی در زمینه مسائل جنسی، امکان ابتلا به بیماریهای مقاربتی در ازدواج موقت وجود دارد. چراکه در ازدواجهای رسمی برای افراد کارگاههای آموزش جنسی گذاشته میشود و به دلیل اجبار آزمایشهای مختلف، امکان انتقال بیماری کاهش مییابد اما در ازدواج موقت اینطور نیست.
8. بدنامی
و مورد آخر اینکه ازدواج موقت در جامعه چندان مورد قبول نیست و افراد نگاه مثبتی نسبت به آن ندارند. معمولا به زنانی که ازدواج موقت انجام میدهند، با وجود شرعی بودن آن، برچسب بدنامی میخورد که این مساله نیز به تنهایی مشکلات روحی و روانی زیادی را به همراه دارد.