زنگ خطر مواد در مدارس

عضو کمیسیون بهداشت مجلس گفته که الان حتی در مقاطع ابتدایی مدارس استفاده از موادروان‌گردان مثل گل و شیشه فزونی پیدا کرده است؛ والدین چه کنند؟
دانش‌آموزان ابتدایی، شما چرا؟!  این سوالی است که برخی  والدین باید به آن پاسخ دهند که چطور در سایه غفلت آن‌ها، گل و شیشه به جیب دانش‌آموزان‌شان راه یافته است. به‌تازگی عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با اشاره به کاهش سن مصرف موادمخدر در کشور، اظهار کرده: «در گذشته سن اعتیاد 50 تا 60 سال بود، بعد از آن به 30 سال رسید. الان حتی در مقاطع ابتدایی استفاده از مواد روان گردان مثل گل و شیشه فزونی پیدا کرده که جای نگرانی دارد»(منبع خبر: شفقنا). این خبر حاکی از یک تهدید جدید است که اگر دانش‌آموزان و خانواده‌ها با این مواد، علایم مصرف‌شان و راه‌های ترک آن‌ها آشنا نباشند، خطرهای جدی‌تری آن‌ها را تهدید خواهد کرد.

در جست‌و‌جوی سرخوشی و ناآگاهی
جوانان و نوجوانان چون دنبال سرخوشی هستند، فکر می‌کنند با مصرف گل یا مواد مخدر دیگر به این حالت دست می‌یابند در حالی که این حس فقط به روزهای اول استفاده از این مواد برمی‌گردد و بعد از آن، دیگر هیچ خبری از سرخوشی نیست. البته نباید از این مسئله چشم‌پوشی کرد که خیلی از دانش‌آموزان به‌خصوص در مقطع ابتدایی واقعا نمی‌دانند که این مواد، مخدر هستند و نباید از آن‌ها استفاده کرد. بنابراین یکی از دلایل رشد بی‌رویه مصرف این مواد، ناآگاهی است. یکی دیگر از علل گرایش نوجوانان به سوء مصرف گل و شیشه، نداشتن مهارت و آموزش درباره فرایند «حل مسئله» و «مهارت نه گفتن» است و از آن جا که در این دوران گروه همسالان برای نوجوانان اهمیت زیادی دارد، لازم است والدین این مهارت‌ها را به فرزندان خود بیاموزند.

 گل، توهم‌زا و شیشه، محرک مرگبار
مواد صنعتی به دسته بزرگی از مواد اطلاق می‌شود که منشأ طبیعی ندارند و طی فرایندهای پیچیده شیمیایی در آزمایشگاه های  صنعتی ساخته می‌شوند. به طور کلی این مواد را می‌توان در سه گروه طبقه‌بندی کرد:

1- توهم‌زاها: این دسته مواد روی سیستم عصبی مرکزی تاثیر می‌گذارند و عملکردهای ادراکی را تغییر می‌دهند مانند LSD، اکستازی، گل و … .

2- محرک‌ها: این دسته از مواد با تحریک سیستم عصبی مرکزی حالت سرخوشی به وجود می‌آورند مانند: شیشه، کریستال و … .

3- نارکوتیک‌ها (کندکننده‌ها): این دسته از مواد سیستم کنترل عصبی را دچار ضعف می‌کنند و می توانند درد را کاهش دهند.

 والدین این نشانه‌ها را جدی بگیرند
گل در رده مواد توهم‌زا قرار دارد و پر واضح است که مهم‌ترین نشانه مصرف این ماده، بروز توهمات گسترده در افراد مصرف‌کننده است. همچنین فرد پس از مصرف ضمن احساس دریافت انرژی بالا، سرخوش می‌شود و  این مواد  پس از آثاری که روی عملکرد مغز می‌گذارد، باعث خنده‌های بی‌دلیل و بروز رفتارهای نامتعارف می‌شود. از دیگر نشانه‌های مصرف می‌توان به قرمزی چشم، اشتهای زیاد، خشکی دهان، فراموشی(حافظه کوتاه‌مدت)، خیره شدن به یک شیء خاص به مدت زیاد، پرخاشگری و در نهایت افسردگی و انزوا اشاره کرد و به تبع این علایم، افت تحصیلی در فرد مصرف کننده هم کاملا مشهود است. واضح است که این نشانه‌ها قطعی نیستند اما می‌توانند تلنگری به والدین برای نظارت بیشتر بر فرزندان‌شان باشند.
 غفلت والدین از آموزش به کودکان دبستانی
همین‌جاست که باید یادآوری کنیم، همان‌طور که از قدیم گفته‌اند پیشگیری از اولویت بالایی در این حوزه برخوردار است. پیشگیری در ابتدا برای کودکان و دانش‌آموزان دبستانی بسیار حائز اهمیت است چرا که کودکان به نسبت بزرگ سالان، راحت‌تر با برنامه‌های تربیتی ارتباط برقرار می‌کنند. برنامه‌های آموزشی در مدارس و برگزاری کلاس‌های آگاه‌سازی برای والدین در خصوص خطرات مواد از جمله اقدامات پیشگیرانه محسوب می‌شود.
نویسنده : مصطفی نجمی| ‌ پژوهشگر حوزه اعتیاد

اعتیاد خانواده سوز زنان

4 دلیل اصلی افزایش اعتیاد زنان
همان طور که اعلام شده در 5 سال اخیر آمار زنان معتاد در کشور، روند صعودی به خود گرفته است. مهم ترین دلایل این افزایش را می توان در 4 عامل بررسی کرد.
1-عوامل اجتماعی: حضور بیشتر زنان در اجتماع نسبت به سال های قبل، کسب نکردن مهارت های لازم برای ورود به جامعه (به خصوص در زمینه اشتغال)، احساس ناتوانی و ناامنی در محل کار در مقایسه  با مردان، حجم کار بالا و کسب نکردن حقوق مکفی و یاد نداشتن مهارت های کنترل آسیب های جسمانی و روانی از مهم ترین عوامل اجتماعی افزایش زنان معتاد به شمار می رود.
2-عوامل فرهنگی: تاثیر الگوهای فرهنگی (به خصوص ماهواره) با تبلیغات منفی بر زنان. به عنوان مثال برای داشتن اندامی زیباتر و لاغر شدن مصرف شیشه را تبلیغ می کنند، همچنین عده ای از دختران جوان برای بیدار ماندن در شب های امتحان به توصیه دوستان این مواد را مصرف می کنند. از طرفی بعضی از خانواده ها با توجه به شرایط اقتصادی و اشتغال پدر و مادر مثل گذشته، نظارتی بر رفت و آمد دختران (به خصوص برای شرکت در مهمانی و پارتی ها) ندارند. متاسفانه در بعضی از خانواده ها، باور کنترل نکردن فرزند را حمل بر روشنفکری و تجدد خود می دانند که شرایط را بدتر می کند. در این بین، تلاش برای پذیرفته شدن بین دوستان و نداشتن قدرت «نه» گفتن به مصرف مواد به ویژه شیشه با این باور که این مواد اعتیاد آور نیست، از عوامل فرهنگی دیگر اعتیاد زنان است.
3-عوامل خانوادگی: از هم گسیختگی خانواده،  بی توجهی اعضای خانواده به یکدیگر و نداشتن رابطه مطلوب، مصرف مواد مخدر توسط یکی از اعضای خانواده به ویژه والدین از عوامل خانوادگی اعتیاد به شمار می رود.
4-عوامل فردی: عزت نفس پایین، آسیب پذیری بالا و فقدان امید به آینده هم از جمله عواملی هستند که اعتیاد زنان را نسبت به قبل بیشتر کرده است.
اعتیاد زنان از مردان خطرناک تر است
اعتیاد در زنان اثرات جبران ناپذیری در کل خانواده برجا می گذارد که آثار آن می تواند جامعه را دچار مشکل کند چون زنان نقش بیشتری در تربیت فرزندان دارند. از طرفی درمان اعتیاد زنان به مراتب مشکل تر از مردان است؛ چون اعتیاد برای مردان یک بیماری محسوب می شود و برای زنان یک فساد غیر اخلاقی. باید توجه داشت که زنان طی دو سال از شروع مصرف مواد تا ورطه وابستگی شدید پیش می روند در صورتی که این زمان در مردان حدود ۸ سال است، با این حساب زنان حدود ۶ سال زودتر از مردان به ورطه وابستگی شدید که درمان آن سخت تر و عوارض جسمانی و روانی و اجتماعی آن هم به مراتب بیشتر است، کشیده می شوند. در ضمن مرگ در اثر مصرف مواد مخدر نیز در زنان و دختران سریع‌تر رخ می دهد.
خانواده درمانی بهترین روش ترک اعتیاد زنان است
با توجه به این که زنان کمتر برای ترک اعتیاد به مراکز مربوطه مراجعه می کنند، بد نیست که درباره یکی از کاربردی ترین روش های ترک اعتیاد هم نکاتی مطرح شود. آگاهی خانواده ها درباره سرانجام اعتیاد به پیشگیری و مهار آن کمک موثری می کند. در این بین هم صحبتی مادرها با دخترهایشان در این باره، امر مهمی است. حالا اگر در خانواده ای، زن یا دختر معتادی وجود دارد، شرکت در جلسات آموزشی برای خانواده در درمان اعتیاد ثمربخش خواهد بود. باید پذیرفت که زنان با مردان تفاوت های شخصیتی دارند بنابراین آماده کردن اعضای خانواده برای تعامل مناسب با فرد در حال بهبود و ارتقای مهارت ارتباط موثر و حل مسئله از مهم ترین اهدافی است که باید در حوزه خانواده به خصوص برای ترک اعتیاد زنان انجام گیرد. ایجاد شبکه حمایتی همچون همسالان، خانواده، دوستان و افرادی که موفق به ترک شده اند در درمان اعتیاد زنان موثر است. در خانواده هایی که زن یا دختر معتاد زندگی می کند، باید توجه داشت که بهبود عملکرد فردی و خانوادگی مهم ترین راهبردهای پیشگیری از اعتیاد و در مرحله بعد، عود کردن آن است.

اعتیاد زنان و دختران، آسیبی پیچیده به کانون خانواده

اعتیاد کوچک و بزرگ نمی‌شناسد کمر همت را بسته تا درگیری خانواده‌ها با این آسیب اجتماعی را شاهد باشد، این بار نوجوانان و جوانان به ویژه دختران طعمه این هیولای مرگبار و پرمخاطره شده‌اند و کانون گرم خانواده‌ها را نشانه گرفته است.

آسیب اعتیاد اگرچه این روزها رنگ دیگری گرفته و برخی نوجوانان و جوانان نیز با این بلای بزرگ درگیر شده‌اند اما زمانی که صحبت از اعتیاد بانوان و دختران به میان می‌آید شاید به این موضوع تا حدودی نگاه متفاوت‌تر شود چون زنان و دختران و موضوع مادری و کانون گرم خانواده در هم تنیده می‌شود و مساله از هم پاشیدن خانواده‌ها به دلیل معتاد شدن مادر خانواده مطرح خواهد شد.

ساعت حدود ۱۵ عصر است از خانه که بیرون می‌آیم سکوی جلوی خانه دختر و پسر جوانی کنار هم نشسته‌اند، زمانی که صدای باز شدن در را می‌شنوند نیم خیز می‌شوند و هنگامی که پایم را روی سکو می‌گذارم با لحنی آرام معذرت خواهی می‌کنند و از روی سکو بلند می‌شوند.

چیزی که توجه من را جلب می‌کند سیگاری است که در دست این دو است و به دیگری برای پک زدن پاس می‌دهند، در زمانه‌ای که کرونا حتی ارتباطات را از خانواده‌ها گرفته است اما اینگونه سیگار میان این دو دست به دست می‌شود، نمی‌دانستم که این روزها جوانان با چیزی شبیه سیگار حشیش استنشاق می‌کنند اما وقتی از یک پزشک و درمانگر اعتیاد این موضوع را جویا شدم، بسیار نگران شدم چرا که گفت جوانان این شیوه را مدت‌هاست انجام می‌دهند.

شاید هیچگاه نباید بگذاریم این روزهای تلخ دوباره تکرار شود چون آسیب اعتیاد چنان کانون خانواده‌ها را نابود می‌کند که ممکن است اگر اراده‌ای در وجود جوانان برای ترک اعتیاد وجود نداشته باشد تا سال‌های سال عذاب برای خانواده و دوستان به همراه داشته باشد.

موضوع دیگری که در خیابان توجه‌ام را جلب کرد دختر ۱۴ یا ۱۵ ساله که هر روز در ساعتی خاص در گوشه‌ای از کوچه‌ای خلوت چنان سیگار بر روی لبانش می‌گذاشت که انگار سال‌هاست که سیگار می‌کشد، اینها هم آسیبی است که جوانان را درگیر خود کرده است اعتیاد هزاران مشکل به همراه دارد اما وقتی از نوجوانی یا جوانی این موضوع جدی گرفته نشود شاید در آینده مشکلات آن دوچندان شود.

اعتیاد زنان و دختران، آسیبی پیچیده به کانون خانواده

وجود چهار میلیون و ۴۰۰ هزار نفر مصرف کننده موادمخدر در کشور

حمید صرامی مدیرکل سابق دفتر تحقیقات و آموزش ستاد مبارزه با موادمخدر می‌گوید: چهار میلیون و ۴۰۰ هزار نفر مصرف‌کننده مستمر و غیرمستمر در کشور وجود دارد که با بُعد خانوار آنان، حدود ۱۵ میلیون نفر از جمعیت کشور به صورت روزمره دغدغه و نگرانی در عرصه موادمخدر دارند.

وی با اشاره به اینکه در عرصه پیشگیری نیز باید به الگوی ترکیبی مصرف مواد، زنانه شدن اعتیاد، ورود افراد با تحصیلات متفاوت به چرخه مصرف مواد توجه کرد، افزود: عواملی همچون تفریح، جلب توجه، اختلال افسردگی و اضطراب، اختلال خواب، اختلالات جنسی از جمله عوامل مصرف مواد در جمعیت عمومی کشور است که در عرصه پیشگیری باید برای هر کدام از این عوامل برنامه‌ریزی هوشمندانه کرد.

چهار میلیون و ۴۰۰ هزار نفر مصرف‌کننده مستمر و غیرمستمر در کشور وجود دارد که با بُعد خانوار آنان، حدود ۱۵ میلیون نفر از جمعیت کشور به صورت روزمره دغدغه و نگرانی در عرصه موادمخدر دارنداین پژوهشگر اعتیاد، شیوع مصرف مواد در نوجوانان در دهه ۸۰ را نیم درصد و در دهه ۹۰ به ۲.۱ درصد برشمرد و عواملی همچون لذت‌طلبی افراطی، تفریح، اباحه گری در خانواده، عدم نظارت والدین، ضعف مهارت‌های خودکنترلی، عدم تاب‌آوری و ضعف دانش در مورد عوارض و تبعات مصرف مواد را از جمله موارد جدی در افزایش شیوع مصرف مواد در نوجوانان برشمرد.

صرامی گفت: وضعیت شیوع مصرف مواد در جوانان در دهه ۸۰ یک درصد بود که در دهه ۹۰ به ۴.۷ درصد رسید و دلایل آن در نگرش مثبت به مواد، اضطراب، پرخاشگری، عزت نفس پایین و ضعف اطلاعات نسبت به عوارض مصرف مواد بوده است.

وی ادامه داد: در جمعیت کارگری، نرخ شیوع مصرف مواد ۲۲ درصد است و عواملی همچون کار سنگین، سختی شغل، مشکلات خانوادگی، تفریح و مشکلات اختلالات خواب از جمله عوامل مؤثر در مصرف مواد در این قشر است.

اعتیاد زنان و دختران، آسیبی پیچیده به کانون خانواده

افزایش مصرف مواد مخدر در ایران در دهه ۷۰ تا ۹۰
صرامی افزود: قبل از انقلاب اسلامی در ایران، وجود بیش از یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر معتاد و روند افزایش شیوع مصرف مواد در دهه ۱۳۵۰ دلالت بر وجود معضل دیرینه در کشور داشت. طبق نتایج تحقیقات، ایران در دهه ۶۰ با کاهش شیوع مصرف مواد مواجه بود، اما از دهه ۷۰ تا ۹۰ افزایش شیوع مصرف مواد در کشور را باید غفلت از توسعه فرهنگی، اجتماعی، ضعف کارکرد خرده نظام‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، تقویت باورهای غلط و فریب‌های فرهنگی ناشی از تهاجم اجتماعی دشمن، مهاجرت‌ها و حاشیه‌نشینی، ضعف مهارت‌های زیستن، چگونه زیستن، با هم زیستن در نوجوانان و جوانان و مهم‌تر از همه غفلت از رویکرد پیشگیری از مصرف مواد بیان کرد.

به آسیب‌های اجتماعی بیشتر توجه شود

سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران درباره مساله آسیب‌های اجتماعی می‌گوید:  امروز شاهد شرایطی در کشور هستیم که ایجاب می‌کند به آسیب‌های اجتماعی توجه بیشتری شود. از جمله این شرایط می‌توان به تنوع آسیب‌های اجتماعی، کاهش سن افراد در معرض آسیب و آسیب دیده اجتماعی، رشد آمار آسیب های اجتماعی، گسترش آسیب های اجتماعی ناشی از فضاهای مجازی و تکنولوژی، جلوتر بودن آسیب های اجتماعی از برنامه ها، فراگیر نبودن برنامه های اجرایی در کشور، غالب بودن رویکردهای سیاسی – امنیتی نسبت به آسیب‌های اجتماعی و عدم توجه کافی به مسایل اجتماعی در کنار مسایل اقتصادی و سیاسی اشاره کرد.

وی تاکید کرد: تاملی بر وضعیت کشور در این حوزه نشان می‌دهد که وضعیت جامعه ایران در حوزه اجتماعی در  حالت بی‌تعادلی قرار دارد. گستردگی، رواج و تعدد آسیب‌های اجتماعی باعث شده تا علیرغم این که دستگاه های مسئول تمام تلاش خود را انجام می دهند، اما روز به روز بر تعداد و وسعت و پیچیدگی و تراکم آسیب های اجتماعی افزوده شود. لذا ادامه وضعیت فعلی، وضعیت نگران کننده ای را برای نظام ایجاد کرده که مستعد ایجاد بحران ها و آشوب های اجتماعی خواهد بود.

اعتیاد زنان و دختران، آسیبی پیچیده به کانون خانواده

 آسیب‌های اجتماعی همچون اعتیاد و موادمخدر تهدیدی برای کشور

موسوی چلک  ادامه داد: این باور وجود دارد که در نتیجه  گسترش آسیب های اجتماعی در کشور  هم  فرد،  هم خانواده و هم  جامعه از آن تاثیر خواهند پذیرفت و  هزینه های این گسترش را خواهند پرداخت. تاملی بر برخی از  آمارهای رسمی ارایه شده توسط مراجع ذیربط کشور در حوزه‌های طلاق، موادمخدر و روانگردان، دعاوی خانوادگی، اقدام به خودکشی، خشونت‌های اجتماعی، خشونت‌های خانگی، گرایش به مصرف مشروبات الکلی، فرار از منزل و آسیب‌های اجتماعی ناشی از  گسترش فضای مجازی گویای این موضوع هستند که آسیب های اجتماعی تهدیدی جدی برای کشور محسوب می شوند که به نظر می‌رسد این تهدید در نهایت امنیت اجتماعی و حتی امنیت ملی ما را تهدید جدی خواهد کرد.

وی اضافه کرد: چرا که گسترش آسیب های اجتماعی نیروی انسانی جامعه را که مهمترین مولفه در توسعه هر کشور محسوب می شود را نابود خواهدکرد و در این شرایط شاهد کاهش مولفه مهم دیگر برای توسعه هستیم که از آن به عنوان  سرمایه اجتماعی یاد می شود. بدون شک جامعه ای که در آن نیروی انسانی سالم و کارآمد و قانون مدار کم باشد و اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی هم پایین باشد سلامت اجتماعی هم مناسب نخواهد بود و می توان گفت که تحت تاثیر این شرایط، کیفیت زندگی مردم نیز مناسب نخواهد بود و در نتیجه مردم در آن جامعه «بهتر زیستن» را تجربه نخواهند کرد.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران اضافه کرد: با توجه به اینکه این شرایط را قبول کردیم که در این حوزه عقب هستیم وخوب کار نکردیم و اینکه باید زمینه ها و رویکرد های اجتماعی را تقویت کنیم، این خود یعنی پذیرش این نکته که با زور و اجبار نمی توان آسیب های اجتماعی را کنترل  کرد و کاهش داد که اگر می توانستیم با این رویکرد قهری کنترل کنیم این وضعیت را که در حال حاضر داریم و همه نگران تنوع و تعدد آسیب های اجتماعی و کاهش سن افراد در گیر آسیب های اجتماعی  هستند، شاهد نبودیم.

سن اعتیاد در کشور ۲۴ سال

اسکندر مومنی دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر با بیان اینکه میانگین سن اعتیاد در ایران، ۲۴ سال و چند ماه است و این سن اعتیاد در دنیا، ۱۹ سال است، گفت : نرخ شیوع اعتیاد در جمعیت فعال کشور پنج درصد است.

وی خاطرنشان کرد: همچنین نرخ شیوع اعتیاد در جمعیت فعال کشور، پنج درصد است و این نرخ در دنیا بالای ۷ درصد است، اگرچه وجود یک معتاد هم در ایران زیبنده نیست اما اگر اقدامات جمهوری اسلامی ایران نبود، وضعیت اعتیاد بدی را شاهد بودیم.

نرخ شیوع اعتیاد در جمعیت فعال کشور پنج درصد استمومنی نرخ شیوع اعتیاد در حوزه دانش‌آموزی را ۲ درصد خواند و گفت: این نرخ در آمریکا، ۱۷ درصد و در برخی کشورها نیز ۲۰ درصد است که رقم بالایی است. در همه ابعاد اگر بخواهیم شاخص را تعیین کنیم، وضعیت جمهوری اسلامی ایران با بسیاری از کشورها فاصله زیادی دارد.

اعتیاد زنان و دختران، آسیبی پیچیده به کانون خانواده

دنبال ارائه آموزش به خانواده‌های دارای آسیب اجتماعی هستیم

انسیه خزعلی معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری نیز در این باره در گفت و گو با خبرنگار حوزه زنان و خانواده بیا نی نی در پاسخ به این سوال که اکنون آسیب‌های اجتماعی  در جامعه بیشتر شده، سن اعتیاد خیلی پایین آمده است و دخترانی که به موادمخدر روی آورده‌اند، این معاونت چه برنامه‌های برای کمک به این موضوع دارد، اظهار داشت: یکی از کارهایی که در این زمینه می‌خواهیم به وسیله خیران انجام دهیم این است که با آموزش و تحت پوشش قراردادن خانواده‌هایی که عضوی از آنها دچار این آسیب‌ها هستند و یا خود خانواده دچار این آسیب شده است بتوانیم فرزندان آنها را حفظ کنیم.

وی تصریح کرد: تمام تلاش این است که اقداماتی انجام شود که با ارائه آموزش‌های لازم فرزندان این خانواده‌ها به سمت مساله اعتیاد کشیده نشوند، البته اکثر این افراد در محله هایی هستند که این مشکل در آنجا شیوع پیدا می کند و لازمه آن این است که خود بانوان از آسیب بیشتر جلوگیری کنند.

خزعلی معتقد است: بانوان بهتر همدیگر را در مسیرهای مختلف درک می‌کنند تا بیشتر  بتوانند در زمینه حل آسیب‌های اجتماعی پشتیبانی کنند و مسایل تربیتی آنها را عهده‌دار شوند روی همین اصل یکی از برنامه های ما تنظیم شده است که به وسیله نیروهای مردمی این آموزش ها را به خانواده‌ها داشته باشیم.

اعتیاد زنان و دختران، آسیبی پیچیده به کانون خانواده

مصرف گل در جامعه به شدت افزایش یافته است

صفاتیان تحلیل‌گر اعتیاد نیز در گفت و گو با خبرنگار بیا نی نی اظهار داشت: براساس آمار و اطلاعات موجود بیش از چهار میلیون مصرف‌کننده مستقیم و غیرمستقیم موادمخدر در کشور داریم، یعنی ۱۵ میلیون نفر و یک ششم کشور درگیر گرفتاری موادمخدر هستند.

وی با بیان اینکه مصرف گل در جامعه به شدت افزایش یافته است، تصریح کرد: این مصرف در پارک‌های تهران قابل مشاهده است و در مدارس راهنمایی نیز این موضوع به خوبی دیده می‌شود.

صفاتیان با بیان اینکه وقتی معاون وزیر آموزش و پرورش اعلام می‌کند که سن اعتیاد بالارفته است، تصریح کرد: نمی‌توان این را پذیرفت چون وقتی مادر دانش‌آموزان بسیاری از این مسایل را در پارک‌ها و خیابان‌ها مشاهده می‌کنند چگونه باید این موضوع را قبول کرد. آیا اعلام این آمار بر مبنای یک کار تحقیقاتی و براساس کدام کار پژوهشی است که از سوی معاون وزیر اعلام می‌شود.

این تحلیلگر ادامه داد: جوان یا نوجوانی که از سنین پایین گل یا حشیش استفاده می‌کند ۱۰ سال دیگر نمی‌تواند خانواده تشکیل دهد، نمی‌تواند در جایی مشغل به کار شود و یک شخصیت ضد اجتماعی پیدا می‌کند وقابل درمان هم نخواهد بود.

وی با بیان اینکه موضوعات اجتماعی همه زنجیره‌وار به هم وصل هستند و ریشه همه این موضوعات اعتیاد است، اظهار داشت: با گران شدن موادمخدر، فرد معتاد مجبور است به سمت مواد ارزان‌تر و ناخالص و تزریق و مصرف مواد روان‌گردان‌ها برود و در نهایت مجبور به جرم برای تامین موادمخدر موردنیاز خود می‌شود که به همین منظور باید چاره‌ای اساسی برای این موضوع اندیشید.

صفاتیان ادامه داد: موادمخدر سالانه نزدیک به ۲۰۰ هزار میلیارد تومان به اقتصاد کشور ضربه می‌زند باید پرسید که مسئولان کشوری وقتی موادمخدر روزانه حدود ۵۰۰ میلیارد تومان در بخش درمان، بهداشت، مقابله و دیگر بخش‌ها، به کشور ضربه زده است چه کاری باید انجام دهد تا اعتیاد این همه ضربه به کشور وارد نکند.

به هر حال آسیب‌های اجتماعی به ویژه اعتیاد موجب ضربه بزرگی به کانون گرم خانواده‌ها می‌شود چرا که وقتی بانوان درگیر این آسیب شوند هزاران مشکل از جمله ازهم پاشیدگی خانواده‌ها، طلاق و از هم گسستن ارتباطات خانوادگی می‌شود پس بنیاد بگذاریم اعتیاد بیشتر از این زنانه شود اگرچه افزایش اعتیاد در مردان آسیب‌های بیشتری به همراه دارد اما اگر به گونه‌ای برنامه‌ریزی شود که اعتیاد این همه ضربه به جامعه وارد نکند نقش موثرتری را خواهد داشت.

احتمال تنها ماندن مجردهای سیگاری سه برابر دیگران است

زمانی سیگاری بودن به واسطه سیگار کشیدن ستاره های سینما روی پرده و عدم اطلاع عموم از آسیب های آن جزوی از جذابیت به حساب می آمد، اما با گذشت زمان، گویا از جذابیت این مخدر بیماری زا و مرگ آور کاسته شده است. یک مطالعه روی ۲,۰۰۰ غیرسیگاری نشان داد که ۳۸ درصد از کاربران برنامه های دوستیابی، اگر در عکس پروفایل، افراد در حال سیگار کشیدن یا استعمال دخانیات باشند، به احتمال زیاد از آن رد می شوند و سراغ گزینه بعدی می روند..

تعداد زیادی از مردان اعتراف کردند زنانی که در عکس پروفایلشان سیگار به دست دارند را رد می کنند. در نتیجه آمار این تحقیقات، یک نفر از هر چهار نفر اعتراف کرد که در مورد عادات سیگار کشیدن خود در پروفایل دوستیابی دروغ گفته است. ۲۷ درصد در قرار حضوری به خاطر روشن کردن سیگار و کشیدن آن، زمان قرار را کوتاه کرده اند.

احتمال تنها ماندن مجردهای سیگاری سه برابر دیگران است

همچنین مشخص شد که دو سوم از افراد فکر می‌کنند که سیگار کشیدن در حضور آنها بدون اجازه گرفتن، بسیار غیر مودبانه است. ۳۲ درصد احساس «انزجار» و ۲۶ درصد احساس «آزار» می کنند. مسئول این تحقیقات گفته است که مطمئن هستند تا سال ۲۰۳۰ شاهد جهانی عاری از دود خواهیم بود. این مطالعه همچنین نشان داد که از هر سه غیرسیگاری، دو نفر اگر همراهشان در اولین برخوردشان سیگار بکشد، به قرار دوم نمی‌روند. در لیست ۱۰ دلیل نه گفتن بعد از قرار اول، بوی سیگار در صدر قرار گرفت و پس از آن بوی بد دهان، بوی بدن و دندان های لکه دار قرار دارد.

احتمال تنها ماندن مجردهای سیگاری سه برابر دیگران است

سیگار کشیدن علاوه بر اینکه به طور بالقوه باعث انواع مختلفی از سرطان می شود، مانع از یافتن دوست یا همراهی برای شما می‌شود. نکته جالب دیگر این است که حتی برخی از افراد سیگاری (۱۲.۷ درصد از مردان و ۶.۷ درصد از زنان) با فرد سیگاری دیگری قرار ملاقات نمی گذارند. بیش از نیمی از مردان (۵۵ درصد) و زنان (۵۴ درصد) موافق بودند که سیگار کشیدن جذاب نیست. اکثر غیرسیگاری ها حتی معتقدند که سیگار کشیدن جذاب نیست.

چگونه خدیجه (س) از رسول خدا خواستگاری کرد؟

حضرت خَدیجَه دختر خُوَیلِد مشهور به خدیجه کبری سلام‌الله علی‌ها نخستین همسر رسول الله صلی الله علیه و آله و مادر حضرت زهرا سلام الله علی‌ها است. این بانوی بزرگوار قبل از بعثت با پیامبر (ص) ازدواج کرد و اولین زنی است که به ایشان ایمان آورد.

رسول خدا (ص) از خدیجه دو پسر به نام‌های قاسم و عبدالله و چهار دختر به نام‌های زینب، رقیه، ام‌کلثوم و فاطمه سلام‌الله علی‌ها داشت؛ بنابراین همه فرزندان پیامبر (ص) به جز ابراهیم، از خدیجه (س) بودند.

خانواده‌‏اى که‏ خدیجه را پرورش داد، از نظر شرافت ‏خانوادگى و نسبت‏‌هاى ‏خویشاوندى، در شمار بزرگ‌ترین قبیله‌‏هاى عرب جاى داشت. این ‏خاندان در همه حجاز نفوذ داشت. آثار بزرگى و نجابت و شرافت ازکردار و گفتار خدیجه پدیدار بود. وجود ویژگی‌های آسمانی این بانوی بزرگوار و نیز نسب پاک ایشان سبب شد خداوند به او چنین توفیقی دهد که بانوی برترین خلق خدا و مادر سیدة نساء العالمین شود.

وجود ویژگی‌های تحسین برانگیز در حضرت خدیجه (س) او را مقرب درگاه الهی و محبوب پیامبر (ص) قرار داد تا جایی که آن حضرت در تفسیر آیه ۲۷ و ۲۸ سوره مطففین آنجا که خداوند می‌فرماید «وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنیمٍ؛ و [ این باده ناب مُهر و موم شده]آمیخته‌‏اى از «تسنیم» است‏»، «عَیْناً یَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ؛ همان چشمه بهشتی که مقربان از آن می‌نوشند.»

حضرت خدیجه (س) را یکی از مقربان معرفی کرده و فرمود: «آن (باده بهشتی) بهترین نوشیدنى بهشت است که آل محمد از آن مى‌‏نوشند و آنان هستند که مقربان و سابقان هستند: رسول اللَّه و على بن ابى‌طالب و فاطمه و خدیجه و فرزندان آن‌ها که از نظر ایمان پیروانشان بوده‌‏اند، این نهر از بلندی‌هاى قصر بهشتى آن‌ها فرو می‌ریزد.

هُوَ أَشْرَفُ شَرَابٍ فِی الْجَنَّةِ یَشْرَبُهُ مُحَمَّدٌ وَ آلُ مُحَمَّدٍ وَ هُمُ الْمُقَرَّبُونَ‏ السَّابِقُونَ‏ رَسُولُ اللَّهِ وَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ الْأَئِمَّةُ وَ فَاطِمَةُ وَ خَدِیجَةُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ وَ عَلَى ذُرِّیَّتِهِمْ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِیمَانٍ تُسَنَّمُ‏ عَلَیْهِمْ مِنْ أَعَالِی دُورِهِمْ.» (تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، ص ۷۵۳)

همگام با پیامبرخدا (ص) در سختی‌ها
با آشکار شدن دعوت پیامبراسلام (ص)، رفتار مشرکان سرسخت مکه با ایشان تغییر کرد. سخت‌گیری بر رسول‌خدا (ص)، هر روز بیشتر می‌شد و طبعاً، افراد خانواده ایشان نیز، از این سخت‌گیری مصون نبودند. «ابولهب»، عموی پیامبراکرم (ص)، که در همسایگی ایشان زندگی می‌کرد، در آزار رسول‌خدا (ص) و خانواده‌اش، گوی سبقت را از دیگر مشرکان ربوده بود. در آن شرایط سخت، رنج تنهایی رسول مهربانی‌ها، با همدلی و همراهی بانوی بزرگواری همچون خدیجه (س) التیام می‌یافت. او از فقر و محنتی که به واسطه صرف ثروت و مکنتش در راه دعوت الهی پیامبراسلام (ص) به وجود آمده‌بود، تأثری نداشت. با هجرت گروهی از مسلمانان به حبشه و شکست مشرکان در بازگرداندن آن‌ها، مسلمانان مکه تحت فشاری مضاعف قرار گرفتند. در همین راستا، تحریم اقتصادی رسول‌خدا (ص) و یارانش، برای وادار کردنشان به تسلیم، در دستور کار مشرکان مکه قرار گرفت. «یعقوبی» در جلد نخست کتاب «تاریخ» خود می‌نویسد: «نامه‌ای ستمگرانه را نوشتند که با احدی از بنی‌هاشم خرید و فروش نکنند.

 چگونه خدیجه (س) از رسول خدا خواستگاری کرد؟

به آن‌ها زن ندهند و از آن‌ها زن نگیرند و هیچ‌گونه داد و ستدی با آن‌ها نداشته باشند تا آن‌که محمد (ص) را به آن‌ها تسلیم کنند.» شرایط بحرانی به وجود آمده و تهدید جان پیامبراکرم (ص)، باعث شد ابوطالب پیشنهاد کند بنی‌هاشم و سایر مسلمانان، همراه با پیامبراسلام (ص)، راهی دره‌ای در نزدیکی مکه شوند تا بتوانند بهتر و راحت‌تر از رسول‌خدا (ص) حفاظت کنند. به این ترتیب، مسلمانان به مدت سه سال، گرسنگی، تشنگی و گرمای طاقت‌فرسای صحرا را در «شعب ابوطالب» تحمل کردند. در آن شرایط دهشتناک، حضرت خدیجه (س)، همراه با همسر بزرگوارش به شعب ابوطالب کوچ و باقی مانده ثروت خود را در راه کمک به مسلمانان گرفتار شده در تحریم، صرف کرد.

بانوی اسلام، که پس از ورود به ِشعب ابوطالب، اندکی بیمار و ناتوان شده‌بود، حاضر به بهره‌مند شدن از حمایت خویشان ثروتمندش نشد. او حاضر نبود پیامبرش را در چنین شرایطی تنها بگذارد. آن بانوی بزرگوار، در آخرین سال محاصره اقتصادی، بر اثر بیماری و رنج حاصل از اقامت در شعب ابوطالب، درگذشت.

به یاد همسر مهربان
پیامبراکرم (ص)، همواره قدردان فداکاری‌های همسر مهربان خویش بود. او هیچ‌گاه همراهی و همدلی خدیجه (س) را از یاد نمی‌برد. رسول‌خدا (ص)، حتی دوستان و نزدیکان حضرت خدیجه (س) را به احترام همسر والامقامش دوست می‌داشت و به آن‌ها احترام می‌گذاشت. «مقریزی» در «امتاع‌الاسماء»، به نقل از «صحیح بخاری»، احادیثی از پیامبراکرم (ص)، درباره احترام ایشان به دوستان حضرت خدیجه (س)، نقل کرده، از آن جمله نوشته است: «هرگاه پیامبر (ص) گوسفندی قربانی می‌کرد، مقداری از گوشت آن را برای دوستان و نزدیکان خدیجه (س) می‌فرستاد و می‌فرمود: اذهبوا به إلی فلانة، فإن‌ها کانت صدیقة خدیجة؛ این را به منزل فلان بانو ببرید چراکه او دوست خدیجه بود.» «آیت‌ا… سبحانی» در کتاب «فروغ ابدیت»، ماجرای یکی از همسران رسول‌خدا (ص) را نقل می‌کند که به محبت ایشان به حضرت خدیجه (س)، خرده گرفته بود و پیامبر (ص)، با ناراحتی، در پاسخ به وی فرموده‌بودند: «بهتر از او نصیب من نشده‌است! او هنگامی به من ایمان آورد که سراسر مردم در کفر و شرک به سر می‌بردند. او اموال خود را در سخت‌ترین مواقع در اختیار من گذارد، خدا از او فرزندانی نصیبم کرد که به دیگر همسرانم نداد.»

وصیت‌های خدیجه (س)
حضرت خدیجه (س) در آخرین لحظات زندگی وصایایی به شرح زیر به پیامبر اکرم نمود:

۱ ـ برای او دعای خیرکند.

۲ ـ او را به دست خود در خاک قرار دهد.

۳ ـ پیش از دفن در قبر او وارد شود.

۴ ـ عبایی را که به هنگام نزول وحی بردوش داشت، روی کفن او قرار دهد حضرت خدیجه که همه اموال منقول و غیرمنقولش را به حبیب خود بخشیده بود، در مقابل فقط یک عبا مطالبه نمود. حضرت خدیجه (س) در آن لحظات آخر در مورد حضرت زهرا (س) ابراز نگرانی کرد، اسماء بنت عمیس تعهد نمود که در شب زفاف او به جای خدیجه نقش مادری ایفا کند.

آیا می‌توان با معتادی که ترک کرده، ازدواج کرد؟

به اعتقاد یک روانشناس بالینی به فرد معتادی که ترک کرده می‌توان اعتماد کرد اما به‌جای حدس و گمان و قضاوت، دلایل و درمان اعتیاد این فرد باید مورد بررسی قرار گیرد.
 
ممکن است خواستگارتان فرد معتادی باشد که قول می‌دهد به خاطر شما اعتیادش را ترک کند؛ شما هم به خاطر عشق و علاقه‌ای که به او دارید به قولش اعتماد کرده و راضی به ازدواج با او می‌شوید. این در حالی است که روانشناسان بارها و بارها تأکید کرده‌اند که به امید تغییر همسرتان ازدواج نکنید؛ بنابراین اگر خواستگارتان معتاد است و به شما قول ترک می‌دهد، او را معتادی بدانید که هیچ‌وقت ترک نخواهد کرد؛ آیا بازهم با او ازدواج می‌کنید؟! اما اگر متوجه شدید که خواستگارتان کسی است که قبلاً اعتیاد داشته و ادعا می‌کند ترک کرده است، در این صورت تکلیف چیست؟ 

عادل مِهری روانشناس بالینی در گفت‌وگوی اختصاصی به سؤالات تبیان در این خصوص پاسخ می‌دهد:   

آیا می‌توان به فرد معتادی که ترک کرده اعتماد و با او ازدواج کرد؟
بله با چنین فردی می‌توان ازدواج کرد اما باید بررسی کنید که اعتیاد و رفتارهای ناهنجار چقدر در رفتار او نهادینه‌شده است. برخی افراد معتقدند که فرد معتاد ممکن است بعد از مدتی به دلیل برخورد با عوامل تحریک‌کننده مثل کبریت و یا رفت‌وآمد با دوستان ناباب، مجدد به سمت اعتیاد سوق پیدا کند و به همین دلیل این فرد را از ازدواج محروم می‌کنند اما من معتقدم که این فرد حق ازدواج دارد و بهتر است به‌جای حدس و گمان و قضاوت، دلایل و درمان اعتیاد این فرد را بیشتر موردبررسی قرارداد.

برای ازدواج با این افراد به چه نکاتی باید توجه کرد؟
به عقیده عده‌ای از روانشناسان، با مصرف مواد مخدر الکترون‌ها و یا سلول‌های مغزی فرد درگیر می‌شود؛ بنابراین وقتی فردی درگیری مغزی زیادی با اعتیاد دارد ممکن است به‌راحتی نتواند آن را کنار بگذارد؛ عده‌ای دیگر می‌گویند گاهی عادت باعث می‌شود تا فرد نتواند ترک کند یا بعد از ترک دوباره به سراغ اعتیاد برود و ازآنجایی‌که عادت در فرد نهادینه می‌شود، ترک اعتیاد سخت‌تر خواهد شد؛ بنابراین لازم است دیدگاه کارشناسان و روانشناسان در مورد ترک اعتیاد موردبررسی قرار گیرد.

همچنین باید بررسی شود که چه عاملی باعث شده تا این فرد به سراغ اعتیاد برود زیرا معمولاً افرادی که نارضایتی بالایی از خود و اطرافیان دارند به سراغ اعتیاد می‌روند.
نوع موادی که فرد قبلاً مصرف می‌کرده ازجمله موارد مهمی است که برای ازدواج با چنین فردی حتماً باید موردتوجه قرار گیرد زیرا نوع مواد مصرفی و وابستگی‌ها تأثیرات زیادی بر روی ذهن، شخصیت و فیزیولوژی فرد معتاد می‌گذارد؛ چنانچه مصرف برخی از مواد مخدر مثل تریاک ممکن است باگذشت یک سال اصلاً نمایان نباشد اما فرایند ترک و اثرگذاری برخی مواد مثل شیشه، کراک، هروئین و…بسیار سخت و جبران‌ناپذیر است.

همچنین مدت‌زمان پاکی هم نکته مهم دیگری است که لازم است هنگام خواستگاری به آن توجه شود. مدت‌زمان پاکی هرچقدر طولانی‌تر باشد بهتر است زیرا اگر مدت کمی از ترک فرد گذشته باشد، احتمال زیادی برای بازگشت به اعتیاد وجود دارد.
سلامت خانواده از دیگر نکات مهمی است که خانواده دختر حتماً باید به آن توجه کنند زیرا وجود فرد یا افراد معتاد مثل پدر، برادر و…در خانواده پسر احتمال بازگشت مجدد به اعتیاد را بالابرده و ازدواج با چنین فردی را ریسک‌پذیر می‌کند.

از چه راه‌هایی می‌توان به ادعای ترک خواستگار اعتماد کرد؟
حتماً باید به کمک روانشناسان و مشاوران تشخیص داده شود که آیا این فرد ازلحاظ ذهنی آمادگی برگشت به اعتیاد را دارد یا خیر؟ حتی افراد عادی هم می‌توانند از طریق معاشرت، رفتارهای فرد معتاد را موردبررسی قرار دهند زیرا معمولاً این افراد رفتارهای پرخطر و ناهنجار زیادی همچون ولخرجی، پرخاشگری، بی‌برنامگی و… از خود بروز می‌دهند اما به‌طورکلی برای ازدواج با فرد معتادی که ادعا می‌کند ترک کرده، حتماً باید از روانشناسان و مشاوران کمک گرفت و از طرفی پروسه درمان که در بالا ذکر شد، بررسی شود.

نویسنده : هدی سادات پاکنهاد

آغوش شما درمانگر فرزند معتادتان است

آغوش شما درمانگر فرزند معتادتان است

جام جم/ به مناسبت روز جهانی مبارزه با موادمخدر، اهمیت نخستین برخورد والدین در اولین لحظه آگاهی از اعتیاد فرزند را بررسی کرده ایم. تصور کنید فرزندتان را در آغوش می گیرید و حس می کنید بوی سیگار می دهد. یا به این فکر کنید جیب های لباس فرزندتان را وارسی می کنید تا لباس او را بشویید و یک نخ یا پاکت سیگار در جیب او پیدا می کنید! شاید هم یک روز در اتاق او را باز کنید و ببینید در حال کشیدن سیگار یا ماده مخدر دیگری است! واکنش شما در هریک از این موقعیت ها چیست؟ خط قرمز پررنگ اغلب والدین، مصرف دخانیات است. بنابراین واکنش آنها نسبت به این مساله بسیار مهم است و البته که اغلب واکنشی تند، آنی و قهری نشان می دهند. امروز پنجم تیرماه/ ۲۶ ژوئن، روز جهانی مبارزه با موادمخدر است. این مناسبت بهانه ای شد تا درباره دخانیات، والدین و فرزندان با دکتر حامد واحدی اردستانی، روان شناس و دکترای روان شناسی سلامت گفت وگو کنیم که حاصلش را در ادامه می خوانید.
آمارها تکان دهنده است. سن مصرف دخانیات در کشور ما به ۱۳سال رسیده است! این کاهش سن مصرف، قطعا نشانه وجود مشکلی است. نکته دیگر این که مصرف دخانیات از سوی نوجوانان و جوانان مانند گذشته، پنهانی نیست و با مصرف قلیان، به شکلی کاملا عیان دیده می شود. دکتر واحدی توضیح می دهد:«علت گرایش به مصرف مخدرها در نوجوانان و جوانان، مساله ای چند بعدی است. به این معنی که این گرایش می تواند علت زیست شناختی، روانشناختی، جامعه شناسی و فرهنگی داشته باشد. گاهی نیز همه این موارد می توانند دست به دست هم بدهند و زمینه گرایش نوجوان به مصرف مخدرها باشد.»
او ادامه می دهد:«بررسی های زیست شناختی نشان می دهد پیشینه و زمینه ژنتیک قوی در افرادی که دچار سوء مصرف مواد می شوند، وجود دارد. عوامل اجتماعی نکته دیگری در گرایش نوجوانان است که از آن جمله می توان به در دسترس بودن ماده مخدر اشاره کرد. بحث در دسترس بودن از نکته هایی است که میزان شیوع مصرف موادمخدر را افزایش می دهد. در این مورد، بحث سیاست های کلان مطرح است. برای مثال وقتی بیکاری در جامعه ای افزایش یابد، آسیب های اجتماعی بیشتر و سوء مصرف مواد نیز بیشتر می شود. عوامل فرهنگی نیز از محرک های دیگر است. در فرهنگ بعضی از جمعیت ها، مصرف مواد رایج بوده و امری پذیرفته شده است؛ حتی برای پذیرایی از مهمان یا در مراسم خاص، مخدرها به مهمانان تعارف شده و مصرف می شود.»


 تفریح نمی کنند، پناه می برند
وقتی روان شما خسته، کسل و افسرده است، از چه راهکارهایی برای عبور از این حالت کمک می گیرید؟ مطالعه؟ ورزش؟ معاشرت؟ کار؟ گریه؟ سکوت؟ کشیدن سیگار؟ بنابراین زمینه روانی گرایش به مصرف مخدرها شاید از هر عامل دیگری پررنگ تر باشد. این روان شناس توضیح می دهد: «زمانی نوجوان شروع به مصرف مخدرها می کند که نتوانسته باشد با کمک گرفتن از سازوکارهای دفاعی خودش، در برابر اضطراب به شرایط باثباتی برسد. درواقع نوجوان نتوانسته است با استفاده از روش های مقابله درون روانی خود، نابسامانی ها را سروسامان دهد. بنابراین در این شرایط نوجوان ممکن است از یک عامل بیرونی در بحث ما مخدرها کمک بگیرد. به همین دلیل مصرف موادمخدر، برای تفریح و خوشگذرانی نیست و گرایش به آن زمینه روانشناختی دارد. افراد تا زمانی که می توانند با سازوکار های دفاعی شان، به شرایط مسلط شده و به اضطراب ها غلبه کنند، به مصرف مخدرها یک عامل بیرونی به طور کلی پناه نمی برند.»


 فریاد، او را فراری می دهد
خونسرد و منطقی بودن گاهی غیرممکن است! به ویژه در رابطه والدین و فرزندان وقتی از فرزند، خطایی سر می زند. اما دقیقا واکنش والدین در بزنگاه ها بسیار مهم است. تصور کنید برای نخستین بار متوجه می شوید فرزند شما مخدری مصرف کرده است. واکنش شما چه باید باشد؟ دکتر اردکانی در این باره توضیح می دهد:«با توضیحاتی که درباره زمینه روانشناختی مصرف مخدرها ارائه شد؛ حالا می دانیم مصرف مخدرها علتی دارد. مساله یا خبری برای فرزند ما اتفاق افتاده است که ما از آن اطلاع نداریم. حتما در روان فرد اتفاقی افتاده که نتوانسته است با آن کنار بیاید و مشکل را برطرف کند.» او ادامه می دهد:«بنابراین به جای این که به مساله اخلاقی استفاده از مخدر بپردازیم باید مساله را تحلیل کنیم تا به علت پی ببریم. اما والدین به این دلیل که نمی توانند تکانه های خشم و اضطراب، ناشی از این اتفاق را کنترل کنند، واکنش های نامناسبی نشان می دهند. در این لحظه و با بروز واکنش های عصبی، تنها نقطه امید و کمک به فرزند را کور می کنند.»


 تکانه ها را کنترل کنیم
دوره نوجوانی خودمان را به یاد بیاوریم. حتما الگوهایی برای رفتارهای خود داشتیم؛ الگوهایی که شاید از نظر ما بسیار هم خوب بود اما از نظر والدین نه. دکتر واحدی اردکانی توضیح می دهد:«شاید فرزند شما از شخص خاصی درحال الگوبرداری است. در زندگی نوجوان شما هیچ الگویی وجود نداشته که از روی آن همانندسازی کند و بنابراین الگویی بیرون از فضای خانه را انتخاب کرده که این مساله محل سوال و اشکال است. در واقع خانواده نتوانسته آن الگوی خوب را به او بدهد. ممکن است خود شما، الگوی اصلی او بوده باشید.» او ادامه می دهد: «بهترین واکنش، کنترل و حفظ تکانه های درونی از سوی والدین و تلاش برای واکاوی علت است. این کار را هم باید متخصص (روان درمانگر) و در آرامش و رضایت نوجوان انجام شود. نکته بسیار مهم این است که در نخستین برخورد، والدین باید چه واکنشی داشته باشند.»

 ارتباط درست با خود و دنیا
والدین همیشه تلاش می کنند فرزندشان را از خطرها آگاه کرده و او را از آسیب مصون نگه دارند. این اما بخشی از ماجراست. دکتر واحدی درباره راهکارهای دور نگه داشتن نوجوانان از مخدرها می گوید: «سیاست های کلان برای محدودکردن دسترسی به نوجوانان بسیار مهم است. درحال حاضر امکان دسترسی بسیار آسان است. از سوی دیگر عواملی مانند فقر و بیکاری، افراد را به سمت تولید، توزیع و مصرف مواد سوق می دهد.»  
او اضافه می کند: «از بعد روانشناختی، اگر فرد بتواند ارتباط مناسبی با خود و دنیای بیرون داشته باشد، بسیار مهم و کمک کننده است. اضطراب به شدت روان فرد را آزار می دهد اما نمی تواند به زبان بیاورد. ارتباط درون با بیرون قطع است. بلوغ کلامی کامل نیست که بتواند حال و هوای درون را با کلمه ها بیان کند.»

 احساس به کلام بیاید
والدین می توانند به فرزند کمک کنند حالت های درونی خود را شناخته و بیان کنند. به چه شکل؟ دکتر واحدی اردکانی می گوید: «با فرزندتان حرف بزنید و باز هم حرف بزنید. اگر فرزند شما حال خوبی ندارد؛ از جمله هایی مانند «مگه من چی برات کم گذاشتم؟» و جمله های تنبیهی مانند آن استفاده نکنید. بگذارید با شما ارتباط کلامی حسی موثر برقرار کنند. هیجان های درونی باید به کلام درآیند تا به اضطراب درونی تبدیل نشود. اگر احساس به کلام درآید، فرزند شما به قدری مضطرب نخواهد شد که برای کنترل اضطراب به مخدرها روی آورد. از سوی دیگر با صحبت های درست و بجای شما می تواند به روش های کنترل درست اضطراب و تخلیه آن مسلط شود.»

زنان معتادی که اختیاری راهی اقامتگاه ترک اعتیاد می شوند

زنان معتادی که اختیاری راهی اقامتگاه ترک اعتیاد می شوند

ایران/ پایین تر از خیابان خاوران در کوچه های پایین شهر جایی در دل جنوب پایتخت، در آهنی بزرگی محصور در دیواری با حفاظ های بلند به چشم می خورد. برای تهیه گزارش به دلیل بیماری کرونا بعد از گذر از هفت خوان رستم با سختی زیاد بالاخره مجوز ورود را به دست آورده و با عکاس راهی آن سوی در بزرگ آهنی می شویم. ساختمانی تقریبا قدیمی که بی شباهت به یک عمارت کلنگی ساز نیست در انتهای حیاط خودنمایی می کند. امروز این همه سختی را از سرگذراندم تا بتوانم راوی داستان زندگی افرادی باشم که انگار از پای چوبه دار برگشته اند. زنانی که مرگ را با چشم خود دیدند ولی با یک یاعلی بلند شده و دست شان را به سوی یاریگران دراز کردند تا بتوانند دوباره روی پاهای خود بایستند. این مرکز ترک اعتیاد که بیشتر شبیه یک مرکز نگهداری شبانه روزی از زنان معتاد است، از کودکان زنان معتاد به موادمخدر هم در صورتی که بی پناه باشند، در کنار مادرشان نگهداری می کند.

مینا از شهرستان به تهران آمده در اتاق و درکل طبقه ای مجزا از او نگهداری می شود. تست کرونا داده ولی هنوز جوابش نیامده، ماسکم را محکمتر به صورتم می چسبانم، اجازه می گیرم تا با حفظ فاصله کنارش نشسته و همصحبتش شوم. «چند سالته؟ در حال ترکی یا پاکی؟» «۲۸ سالمه جایی برای زندگی ندارم، تیرماه همینجا اعتیادم رو ترک کردم، وقتی برای ترک از طریق بهزیستی به اینجا اومدم، همسرم به خاطر مصرف شیشه زندان بود، خودم تریاک مصرف می کردم، تا ۲۱ سالگی اصلا نمی دونستم مواد چیه تا اینکه ازدواج کردم، تو خونه شوهر با تریاک آشنا شدم و کم کم شوهرم کاری کرد که کاملا معتاد شدم. چند سالی از ازدواجمون گذشته بود که متوجه شدم، شوهرم حالت هاش عوض شده، شیشه ای شده بود، وقتی تو خونه مصرف می کرد، از بوی مواد حالم به هم می خورد، بوی مواد بدنم رو ضعیف کرده بود، حال و روز خوبی نداشتم تا اینکه تیرماه بهزیستی من و بچه هامو آورد به این مرکز. اعتیادم رو ترک کردم و برگشتم شهرمون. فهمیدم که شوهرم تو مرخصی زندان خودشو حلق آویز کرده.»

با اینکه مینا ماسک روی صورتشه، ولی وقتی از مردن همسرش حرف می زند، مشخصا چشماش می خنده. البته می توان حدس زد مردی شیشه ای چه بلاهایی سر زن و بچه خودش می آورد. از او می پرسم چرا می خندی؟ خوشحالی که فوت کرده؟ سرش را پایین می اندازد و می گوید: «آره»، «چرا؟ کتک می زد؟»، «کاش فقط کتکم می زد، دچار توهم های شدید می شد و تهمت های ناروا می زد، دائم فکر می کرد، گوشی یا فلش مخفی کردم. بعد شروع می کرد به گشتن؛ مثل دیوونه ها هم من و لباسامو هم کل خونه رو زیر و رو می کرد. وقتی نمی تونست چیزی پیدا کنه شروع به کتک زدنم می کرد. آنقدر می زد تا از خستگی بیفته یه گوشه. از دستش راحت شدم. تنها مشکلم اینه که دیگه نمی تونم بچه ها رو ببینم. خانواده همسرم بچه هامو بردن شهرستان البته با توجه به اینکه دیگه مکانی برای زندگی ندارم، نگهداری از بچه ها هم برام مقدور نیست ولی دلم تنگ شده براشون.» «مرکز بهت وعده کار نداده؟ تا کی میتونی اینجا زندگی کنی؟» «قول دادند که در تولید و دوخت ماسک و گان فعالیت کنم، نظافت و آشپزی را به عهده بگیرم و همینجا زندگی کنم. راستش دلم می خواد دوباره ازدواج کنم و خونه زندگی خودمو داشته باشم، اما این بار باید مراقب باشم که شوهرم معتاد نباشه.»

اعتیاد مساوی است با از دست دادن کل زندگی
گوشه ای از سالن زن جوانی با نوزادی در آغوش در حال رد شدن است، دختربچه سه ساله ای هم با چشم های گریان گوشه دامنش را گرفته و با هق هق می گوید: «حوصلم سر رفته می خوام با خانم مربی برم بیرون.» نزدیک می شوم، سوال می کنم که با من حرف می زنی؟ نوزادش را به زن دیگری تحویل می دهد، نزدیک تر شده و با هم در اتاقی که محل زندگی این مادر و کودکانش بود کف زمین می نشینیم، اتاقی با یک تخت نوزاد و یک تخت بزرگسال که با رنگ های صورتی و سفید تزئین شده، رو به من می گوید: «فقط ۱۶ سالم بود که ازدواج کردم، شوهرم پسرعمه خودم بود، هروئین مصرف می کرد، البته از بچگی مصرف می کرد ولی قبل ازدواج ترک کرد و خواستگاری کرد و منم باهاش ازدواج کردم.
بعد از چند وقت متوجه شدم که دوباره داره مصرف می کنه، کم کم به منم اصرار می کرد که باهاش مصرف کنم. تو خانواده ما فقط پدرم بود که تریاک مصرف می کرد، پدرم بتدریج متوجه تغییر رفتارهام شد، منو به زور برد آزمایش بدم. هم هروئینی شده بودم و هم شیشه ای. هر روز به یه بهونه الکی از بابام پول می گرفتم تا خرج اعتیاد خودم و شوهرم در بیاد. وقتی پدرم جواب اعتیادم رو دید دیگه اجازه نداد به خونه شوهرم برگردم. بعد از مدتی به صورت غیابی طلاق گرفتم. دو ماه بعد از جدایی، با حمید آشنا شدم، تو محله ای که ما زندگی می کنیم دخترها و پسرها نمی تونن با هم دوست بمونن و زود باید ازدواج کنن، همسر دومم پاک بود، عاشقم شده بود، بهش گفتم من اعتیاد دارم به درد زندگی تو نمی خورم، به اصرار حمید ازدواج کردیم.
خدا به ما دو تا بچه داد، ماهک که سه سال داره و هانی که ۵۰ روزه به دنیا اومده. بعد از تولد ماهک چندین بار ترک کردم، هربار همسرم باهام همراهی می کرد. قبل از اینکه پسرم رو باردار بشم پاک بودم اما ماه پنجم حاملگی دوستام وسوسم کردن و مصرف کردم، دوباره اعتیاد پیدا کردم خواستم ترک کنم ولی پزشکان گفتن برای سلامتی جنین خطرداره، بعد از تولد می تونی ترک کنی.»، «تو که چندین بار ترک کردی، مطمئنی این بار آخرین باره؟» جواب می دهد: «وقتی پسرم به دنیا اومد، فامیل شوهرم نشستند زیر پاش که این زن به دردت نمی خوره، هربار ترک می کنه ولی دوباره میره سراغ مواد. مادر خوبی برای بچه هات نمی شه. شوهرم گفت که طلاقم می ده و ازاین همه وقتی که برام گذاشته پشیمونه، فکر می کرد که دیگه دوستش ندارم. مادرش یکی رو براش در نظر گرفته بود تا دوباره ازدواج کنه حتی گفت که بچه هام رو بهم نمی ده. باورم نمی شد.
مردی که ۵ سال عاشقانه در کنارم بود و همیشه ازم دفاع می کرد، داشت تنهام می ذاشت، یکدفعه فهمیدم زندگی، شوهرم و بچه هام رو با هم از دست می دم، تصمیم گرفتم دیگه سمت مواد نرم، اومدم این مرکز ولی بچه ها رو به من نمی دادن داشتم دیوانه می شدم.
پسرم فقط چند روزه بود به من نیاز داشت. اما بالاخره با پادرمیونی و دخالت بهزیستی هفته پیش شوهرم اومد دیدنم، از صورتم معلوم بود که ترک کردم، چشماش از خوشحالی برق می زد، رو به من کرد و گفت بچه ها رو میارم، ولی این بار آخرین مهلته، از خوشحالی گریه می کردم، بچه هام همه زندگیم هستن، پسر بیچارم که وقتی به دنیا اومده بود معتاد بود، یک هفته تو بیمارستان نگهش داشتن، سم زدایی کردن، خون بچه رو عوض کردن، چندین بار تشنج کرد، داشت از دست می رفت، شوهرم روزی یک میلیون تومن برای پسرم تو بیمارستان هزینه کرد، من این بلاها رو سرشون آوردم، خودمو نمی بخشم، به خودم قول دادم ازاین به بعد مادر خوبی باشم. تصمیمم عوض نمی شه.» از او درباره بدن دردهای دوران ترک و ناآرامی ها می پرسم. در پاسخ می گوید: «روزها قرص B۲ و شب ها قرص خواب در حد آلپرازولام می دن، یه کپسول هم که ضد وسوسه هست می خورم. مشکلی ندارم و با بچه ها سرم گرمه به این امید که هر چی زودتر بتونم برگردم سر خونه و زندگیم. البته با همسرم تصمیم گرفتم که خونه رو عوض کنیم و اصلا از اون محله بریم، حتما تغییر شرایط زندگی می تونه کمکم کنه.»

آرامش یا مرگ
زنی تکیده که به نظر اختلاف سنی بیشتری نسبت به بقیه دارد، ساکت ایستاده و حرفی نمی زند، سوال می کنم، «چند سالتونه؟» پاسخی نمی دهد و فقط نگاه می کند. به نظر حدود ۶۰ ساله است.
یکی از دخترها نزدیک می شود و می گوید: «۴۵ سال داره و نمی تونه صحبت کنه. مهناز بیماری شبیه روماتیسم داشت و همیشه از درد دست و پا رنج می کشید، از آنجایی که همه خانواده به نوعی مصرف کننده بودند، مهناز هم برای آرام شدن دردها به سمت مصرف تریاک رفت، اما چند سال پیش متاسفانه دچار سکته مغزی شد و دیگه نتونست حرف بزنه. بعد از سکته دیگر مصرف تریاک هم نتونست دردها رو آروم کنه، این بار به پیشنهاد یکی از اقوام برای کم شدن درد و ناراحتی، هروئین استفاده کرد، کم کم به هروئین هم معتاد شد و درکل هم لال شده، حالا با پای خودش اومده اینجا تا ترک کنه و بعد شروع کنه به گفتاردرمانی.»
در اتاق بزرگی که ۶ تخت بزرگسال و یک تخت کودک را در خود جای داده بود، صدای ناله خفیف زنی به گوش می رسید، آن طرف تر زنی به همراه دو پسر خردسال یکی ۷ و دیگری ۳ ساله با هم پچ پچ می کردند. با آرمین که بزرگتر بود، حال و احوال کردم، خودش شروع به حرف زدن کرد: «کلاس اولم، از ایلام اومدیم، دوست دارم تهران زندگی کنم، اینجا شهر قشنگیه، دلم می خواد همینجا برم مدرسه.» پرسیدم: «کی شما رو از ایلام آورد اینجا؟» جواب داد: «دوست مادرم.» وقتی با مادر آرمین شروع به صحبت کردم، زیر چشمی آرمین رو هم می دیدم، پر بود از مظلومیت و خشم.
مادر آرمین ۳۳ سال دارد، سعی می کند دستش را زیر لباسش پنهان کند، یادم می افتد که آرمین گفته از ایلام آمده اند، ناگهان یاد زنان ایلامی و داستان خودسوزی های مکرر می افتم، اما خودش می گوید که خودسوزی نکرده و چراغ برگشته روی لباسش و آتش گرفته. صدای ناله های زن در تخت کنار دیوار از درد دندان بالاتر می رود، سعی می کنم با منیره، مادر آرمین و آراز با صدای آرامتری حرف بزنم تا مزاحم بقیه نشویم، می پرسم که از کی معتاد شدی؟ همسرت تشویقت کرد؟ پاسخ می دهد: «قبل از ازدواج نه سیگار می کشیدم نه مشروب، شوهرم شیشه ای بود، یک سال بعد از ازدواجمون به بهونه اینکه شیشه درد کمر و کلیه رو کم می کنه اصرار کرد، شیشه مصرف کنم. آخه چند سال بود که درد کلیه و کمر داشتم.
واقعا بعد از مصرف شیشه دردام از بین می رفت، سرحال می شدم. گاهی هم بهم شربت متادون می داد اونم موثر بود. اوایل یک روز درمیان بعد روزی چندین بار مصرف می کردم. شوهرم هم بشدت عصبی بود و دست بزن داشت هر روز کتکم می زد، تهمت می زد که با مردای دیگه رابطه دارم. از شوهرم متنفر شده بودم، به خودم اومدم دیدم دیگه حتی به بچه ها هم علاقم کم شده، زندگی بچه هام داشت از دست می رفت، به پیشنهاد یکی از دوستام اومدم اینجا تا ترک کنم. بعد از ترک هم برنمی گردم پیش همسرم، چون مواد مصرف می کنه و خیال ترک کردن نداره، خانواده هم قول دادن که اگه جدا بشم از من و بچه هام حمایت می کنن. خانم خیری هم در شهرمون هست که گفته اگه مواد رو بذارم کنار به لحاظ مسکن، پوشاک و خوراک کمک می کنه، می خوام زندگی خودم و بچه ها رو نجات بدم.»

اعتیاد در کمین دختران جوان پولدار
در سالن مبله شده مجموعه جایی که چندین اتاق دورش قرار دارد، نیلوفر آرایش کرده و خوش قد و بالا با چشم های درشت و پر از شیطنت نگاهم می کند.
یکی از مددکارها رو به من می گوید که فریبا حدود ۶ ماه است با میل و اراده خود آمده و هرماه ماندنش را تمدید می کند. تعجب می کنم که چطور یک دختر جوان می تواند ۶ ماه خود را در مکانی به دور از همسن و سال های خود حبس کند. برای پاسخ سوالم نزدیک تر رفتم. با لبخندی ملیح به ردیف مبل ها نزدیک شدیم و نشستیم. پرسیدم: «چطور معتاد شدی؟ خانواده درگیر اعتیاد بودند؟» محکم جواب داد: «پدرم پیشکسوت بسکتبال بود، مادرم هم از خانواده ای اصیل و محترم، تو خانواده اصلا معتاد نداشتیم، وضع مالی مساعدی هم داشتیم، خونه پدری من خیابون ولیعصره، هیچی تو زندگی کم نداشتم. دو تا بچه بودیم و همه چی در اختیارمون بود تا اینکه پدرم به رحمت خدا رفت.
خیلی بهش وابسته بودم از غم فوتش حالت های افسردگی داشتم با هر ضرب و زوری دیپلمم رو گرفتم. کم کم مدل دوستام عوض شدن، پام به مهمونیای مختلط باز شد. اول به اصرار دوستام مخصوصا دوست پسرم، شروع کردم به مشروب خوردن بعد سمت موادمخدری مثل کوکائین و شیشه کشیده شدم. اوایل ماهی یکبار مهمونی می رفتم همون یکبارم مصرف می کردم بتدریج هر دوهفته یکبار بعد هفته ای یکبار مهمونی می رفتم.»، «چی مصرف می کردی؟»، جواب داد: «شیشه، اینقدر درگیرش شده بودم که یک روز در میون و بعد هرروز مصرف می کردم، مشکل مالی هم برای تهیه مواد نداشتم، حقوق پدرم بود و هر دو روز یکبار ۵۰ هزار تومان هزینه موادم می شد. غرق شده بودم تو اعتیاد و توهمات هرروزه، مادرم و خواهرم رو با بهونه های الکی کتک می زدم، مادرم رو هم از دست دادم.  نتونست دوری پدرم و وضعیت منو تحمل کنه، از غم و غصه، سکته کرد و مرد. رفتارم کاملا غیرعادی شده بودن، قبل از بیرون رفتن از خونه بی اغراق ۴ تا ۵ ساعت جلوی آیینه می نشستم و زل می زدم به خودم، اصلا متوجه گذر زمان نبودم، ساعت ها می گذشت به خودم، می آمدم، نگاهی به ساعت می کردم و متوجه می شدم، ۵ ساعت متوالی جلوی آیینه نشسته ام. کم کم ترس برم داشت. چندتا از دوستای نزدیکم اوردوز کردن و فوت کردند. از ترس با پای خودم اومدم اینجا. کاملا ترک کردم. اما دائما موندنم رو تمدید می کنم.
سه ماه پیش یک روز از اینجا خارج شدم، متوجه شدم دوستم، همون پسری که معتادم کرده بود، خودکشی کرده، بعد با فاصله های زمانی کوتاه شنیدم که دوستام اوردوز کردن و مردن، راستش از ترس مردن از اینجا بیرون نمیرم. می ترسم برم بیرون و دوباره وسوسه بشم که دوستام منو بکشونن سمت موادمخدر. روزی که تصمیم قطعی بگیرم که دور همه دوستام رو می تونم خط بکشم، خونه پدریم رو می فروشم و به یه محله دیگه اسباب کشی می کنم. یک زندگی نو رو شروع می کنم که کاملا متفاوت باشه، الان هم میرم واحد خیاطی و هر روز ماسک و گان می دوزم و درآمد کمی هم از این راه دارم، وقتی هم ازاینجا برم بیرون، کاشت ناخن و آرایشگری یاد می گیرم تا هم کاری یاد گرفته باشم، هم سرم گرم باشه. خدا پدرم رو بیامرزه، من و خواهرم حقوق پدرم رو داریم و نیاز مالی نداریم، اما این خوبه که هر آدمی مشغول کار باشه و بیکار نباشه، همین بیکاری ریشه اصلی بدبختی های من بود. خداروشکر خواهرم دانشجو شده و به دانشگاه میره، هیچ کسی رو غیر از من نداره، به خاطر خواهرم و برای اینکه تو این دنیای بزرگ تنهاش نذارم، محاله که دوباره سمت موادمخدر برم. الان دیگه می دونم چه چیزهایی می تونن باعث لغزش من بشن، به خاطر همین از تک تک اون عوامل دوری می کنم.»

خانمم به من می‌گوید سیگار بکش تا راحت بشی!
خانمم به من می‌گوید سیگار بکش تا راحت بشی!

1399/07/15 – 11:30

فقط ۳۵ درصد پاک می مانند
لغزش اصطلاحی است که در خصوص بازگشت دوباره معتادان به چرخه اعتیاد پس از ترک کردن، به کار می رود.
فریبا دیلمی، روان شناس حوزه اعتیاد و از مسئولان مرکز اقامتی درمان و بازتوانی مادر و کودک، درباره مراجعان مرکز به «ایران» می گوید: «کمپ های متعددی برای زنان در کشور تاسیس شده اما نمی توان نام کمپ را روی این مرکز گذاشت، زیرا افرادی که به اینجا مراجعه می کنند، با میل و اختیار خود تصمیم به ترک اعتیاد می گیرند و به اندازه ای اراده قوی دارند که مدت حضور را چندین بار متوالی تمدید می کنند. این اقامتگاه دارای استانداردهای بالایی است و قرار است به صورت یک مدل بعد از کسب موفقیت در استان های دیگر هم اجرایی شود. پروتکل های درمانی، نوشته شده و سال گذشته هم به بهزیستی تحویل داده شد.»
به گفته دیلمی، در ابتدای تاسیس این مرکز، قرار بود به صورت آزمایشی و موقت فعالیت داشته باشیم اما بعد از مدتی با کسب موفقیت در این حوزه و دستاوردهای خوبی که به دنبال تاسیس این مرکز به دست آمد، بهزیستی موافقت کرد، روند کار مجموعه ادامه پیدا کند.
وی در خصوص روش ترک معتادان توضیح می دهد: در صورت ضرورت بر اساس نظر پزشک از داروهایی مانند متادون و بوپره نورفین (Buprenorphine) استفاده می شود، این در حالی است که هم از سازمان بهزیستی و هم از وزارت بهداشت، مجوز داریم. خوشبختانه از حمایت های شهرداری هم بی نصیب نماندیم و ساختمان این مجموعه را شهرداری در اختیارمان قرار داده، علاوه بر این بهزیستی هم ماهانه تا حدودی حمایت های مالی می کند.
این روان شناس، با اشاره به اینکه تنها ۳۵ درصد افرادی که ترک می کنند، پاک می مانند، بیان می دارد: میزان ماندگاری در درمان رقمی بسیار پایین تر از این میزان دارد. با روش هایی همچون تلاش برای حفظ رابطه با مرکز، ویزیت رایگان پزشک و روانپزشک، حضور درمراسم و جشن های مرکز پس از اتمام دوره درمان، تهیه سبد کالا و لوازم التحریر برای کودکان با کمک خیرین سعی می کنیم ارتباط بیماران را با مرکز حفظ کنیم تا احتمال بازگشت به سمت موادمخدر را کاهش دهیم.
او درباره میزان هزینه های هر فرد که برای ترک مراجعه می کند و همچنین هزینه های کودکان آن ها، توضیح می دهد: ماهانه به صورت میانگین یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان برای هر نفر چه بزرگسال و چه کودک هزینه می شود. غذا، داروهای آگونیست، داروهای روانپزشکی، داروهای تقویتی، لوازم بهداشتی، شوینده ها، پوشک بچه، کرایه اسنپ، سونوگرافی و هزینه وکیل از جمله مواردی است که به صورت ماهانه برای افراد هزینه می شود. دقیقا مانند یک خانه که باید برای همه افراد خانواده هزینه کرد، باید همه هزینه ها را متقبل شد.
دیلمی در خصوص شرایط نگهداری از زنان باردار معتاد به موادمخدر و کودکان آنها هم توضیح می دهد: تمامی زنان بارداری را که اعتیاد دارند، پذیرش می کنیم. در خصوص کودکان آنها هم چنانچه در خانواده کسی نباشد که مسئولیت نگهداری کودک را به عهده بگیرد، ما شرایط نگهداری از کودکان را هم در کنار مادران فراهم می کنیم. حتی مهدکودکی هم برای این منظور ایجاد کردیم تا کودکان از آموزش ها و بازی های لازم برخوردار شوند. معمولا یکی از فرآیندهای اساسی که مانع درمان زنان معتاد می شود، فرزندان آنها و نگرانی مادران در خصوص نگهداری آنها است. چنانچه مراکزی که برای اعتیاد دایر می شوند این مساله را لحاظ کنند، قاعدتا آمار زنان معتاد کاهش پیدا می کند.
او با اشاره به اینکه ۱۴ نیروی داوطلب و غیرداوطلب در مرکز مشغول به کار هستند، می گوید: ما به هر فردی که برای ترک اعتیاد به اینجا مراجعه می کند، پیشنهاد می کنیم که حداقل ۳ تا ۶ ماه حضور داشته باشند، در طول این مدت هم تلاش می کنیم تا در زمینه اشتغال هم آنها را توانمند کنیم. البته برخی از این افراد مشکلات زمینه ای دیگری هم دارند به عنوان مثال زنانی که فرزندانی بی شناسنامه دارند برای شناسنامه گرفتن این کودکان اقدامات لازم را انجام می دهیم، یا نوزادی که معتاد به دنیا می آید یا کودکانی که بیماری دارند، در خصوص درمان آنها همه اقدامات پزشکی را انجام می دهیم. هرچند در میان تمام هزینه های جاری، خیرین هم به میدان آمده و همیشه در کنار ما هستند.

آیا سرتان همیشه در گوشی است؟

آیا سرتان همیشه در گوشی است؟

بیا نی نی/ شما هم از جمله کسانی هستید که دائما سرتان در تلفن است؟ اگر ترس از دست دادن یا فراموش کردن تلفن خود را دارید بهتر است در اینجا نشانه‌هایی که ممکن است به شما بگوید مبتلا به نوموفوبیا یا هراسی بدون تلفن همراه بودن هستید را بررسی کنید.
به هرجایی بروید، افراد زیادی را می‌بینید که همواره مشغول کار با تلفن‌شاه هستند. تمرکز شدید دنیای امروز بر روی تکنولوژی، موجی از مشکلات رفتاری و روانی را به بار آورده است که می‌تواند بر کیفیت زندگی و سلامتی افراد آسیب برساند.

نوموفوبیا چیست؟
سال 2019 نوموفوبیا در فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد جا گرفت: اضطراب عدم دسترسی به تلفن همراه یا خدمات تلفن همراه. در حقیقت این یک مشکل جدید نیست، این واژه در سال 2008 توسط اداره پست انگلیس برای تعیین اینکه آیا تلفن‌های همراه از اضطراب تغذیه می‌کنند، استفاده شد. طبق یک مطالعه در سال 2009 در مجله پزشکی خانواده و مراقبت‌های اولیه، تقریباً نیمی از پاسخ‌دهندگان اظهار داشتند که وقتی در تماس با تلفن خود نیستند، احساس استرس می‌کنند. حالا دوازده سال به جلو بیایید.

نوموفوبیا می‌تواند به خواب شما آسیب برساند
متأسفانه، نوموفوبیا ارتباط مستقیمی با اختلال در خواب، خواب آلودگی در روز و عادات بهداشتی ضعیف دارد. مطالعه‌ای که در سال 2020 در ژورنال خواب منتشر شد نشان داد که 90 درصد از 327 دانشجوی مورد بررسی، می‌توانند دارای نوموفوبیای متوسط ​​تا شدید باشند.

چگونه به خودتان کمک کنید
جالب اینجاست که اگر فردی مبتلا به نوموفوبیا باشد و از او خواسته شود برای داشتن خواب بهتر، تلفن همراه را خارج از اتاق بگذارد، فرد به قدری دچار اضطراب می‌شود که خواب او بسیار مختل خواهد شد. پزکا به این افراد توصیه می‌کند: تنظیمات تلفن خود را تغییر دهید تا امکان استفاده شما از آن محدود شود. به عنوان مثال، عملکرد «مزاحم نشوید» را تنظیم کنید تا در طول زمان خواب روشن باشد. اعلان یا همان نوتیفیکیشن را خاموش کنید تا با دریافت پیامک یا ایمیل، گوشی روشن نشود. در این شرایط شما تلفن همراه خود را کنار خود خواهید داشت و احساس ترس نمی‌کنید در عین حال که امکان استفاده از آن به حداقل رسیده است.

آیا ابتلا به نوموفوبیا هستم؟
آیا تلاش شما برای جست‌وجوی اخبار و دنبال کردن شبکه‌های اجتماعی باعث می‌شود، دیر بخواب بروید؟ آیا ترجیح می‌دهید مکالمات دوستان خود را در پایان روز ادامه دهید یا پیام‌های کاری خود را در اواخر شب چک کنید؟ اگر اعلان‌های تلفن را در طول شب روشن نگه می‌دارید تا مطمئن شوید چیزی را از دست نداده‌اید، یا تلفن خود را همیشه در کف دست خود قرار می‌دهید، ممکن است به داشتن نوموفوبیا شک کنید. محققات در سال 2010 پرسشنامه‌ای کوتاه و اختصاص را طراحی کرده‌اند که می‌تواند شما را در بررسی این موضوع یاری کند. اگر اکثر پاسخ‌های شما به این گزاره‌های مثبت است، شما احتمالا دچار نوموفوبیا هستید.
– بدون دسترسی مداوم به اطلاعات از طریق تلفن هوشمند احساس ناراحتی می‌کنم.
– عدم توانایی دریافت اخبار  از طریق تلفن هوشمند باعث عصبی شدن من می‌شود.
– تمام شدن شارژ باتری تلفن هوشمند باعث ترس من می‌شود.
– اگر در محیطی قرار بگیرم که باعث قطع شبکه اینترنت تلفن همراه من شود، دائما در حال چک کردن گوشی برای پیدا کردن سیگنال هستم.
– اگر تلفن هوشمند خود را همراه نداشتم، عصبی می‌شدم زیرا از هویت آنلاین خود جدا شده‌ام.

چه موقع به دنبال کمک باشید
اگر نشانه‌های داده شده از این اختلاف در شما نیز دیده می‌شود پس باید روی بهبود خواب خود تمرکز کنید. البته این موضوع تنها مربوط به خواب شما نیست، بلکه بر کیفیت زندگی نیز اثر دارد. مانند اکثر اضطراب‌ها، اختلال نوموفوبیا هم در صورتی که با تهدید واقعی متناسب با موضوع همراه نباشد و اقدامات شما برای جلوگیری از قرار گرفتن در موقعیتی بدون تلفن باعث اختلال در عملکرد شما شود، مسئله‌ساز است. به نظر می‌رسد که این امر مانند ممانعت از مسافرت هوایی به دلیل قانون خاموش نگه داشتن تلفن همراه یا روشن نگهداشتن آن در داخل هواپیما و نقض قوانین باشد. به یاد داشته باشید که روان درمانی مطمئناً گزینه‌ای برای هر مسئله ای است که توانایی شما را در داشتن یک زندگی شاد و مثمر را مختل می کند.