خرده روایت‌های بانوی آمریکایی از ازدواجش با یک ایرانی

روایت‌های صدیقه بانوی آمریکایی که ۴۰ سال قبل با مرد ایرانی ازدواج کرد خواندنی است.

ازدواج دختر آمریکایی با یک پسر ایرانی حتما با ماجرا‌ها و داستان‌های متفاوتی همراه خواهد شد. جملاتش را با بسم‌الله‌شروع می‌کند و چاشنی آن الحمدالله رب العالمین است. در آمریکا متولد شده و کاتولیک بوده است. در جوانی با کمک برادرش مطالعات فراوانی درباره دین انجام داده تا اینکه ابتدا برادرش به این نتیجه می‌رسد که دین اسلام کامل‌ترین دین است و او هم پس از بررسی‌های دقیق، دین برادر را می‌پذیرد. پس از ازدواج با یک مرد ایرانی به ایران سفر می‌کند و حالا نزدیک ۴۰ سال است که مسلمان شده است.

جالب اینکه او در حسینیه بیت‌الزهرا (س) تهرانپارس به تدریس قرآن و در برخی مراکز فرهنگی به تدریس زبان انگلیسی مشغول است. به سوره یاسین علاقه ویژه‌ای دارد و اکنون می‌خواهد فقط به نام «صدیقه جمیله الفرقان»، نامی که پس از انتخاب آگاهانه اسلام انتخاب کرده شناخته شود نه نامی دیگر. با زبان فارسی آمیخته به زبان مادری به کنجکاوی‌هایم پاسخ می‌دهد.

 پیش از هر چیزی دوست دارم بدانم در دین اسلام چه چیزی دیدید که این‌طور جذب و در نهایت مسلمان شدید؟ 

قبل از من برادرم مسلمان شد و زمانی که دید من در پی گم‌گشته‌ای هستم راهنمایی‌ام کرد و اسلام را برایم خیلی زیبا توضیح داد. به من پیشنهاد داد که به انجمن‌های اسلامی در آمریکا بروم، همین کار را انجام دادم و در آنجا هم به مطالعه درباره دین‌های مختلف پرداختم. با مطالعاتی که انجام دادم دریافتم که اسلام جای هر شک و شبهه‌ای را بر من بسته است و یکی از آرامش بخش‌ترین دین‌هاست. آنجا بود که آن را انتخاب کردم. اسلام جذابیت‌های زیادی دارد. همین که روزی ۵ دفعه با خدای خود صحبت می‌کنیم و او همواره در هر جا همراه ما است یکی از جذابیت‌های بی‌نظیرش است. در آمریکا هر یکشنبه ما در کلیسا جمع می‌شدیم و همانجا یادی از خدای خود می‌کردیم و تا هفته بعد دیگر یادمان می‌رفت که خدایی داریم. 

 خانواده در برابر مسلمان شدن شما چه واکنشی نشان دادند؟ مخالف کارشما نبودند؟ 

چون قبل از من برادرم مسلمان شد، خانواده هیچ مخالفتی نشان ندادند. حتی وقتی حجاب کامل بر سر کردم پدرم با لبخند و تشویق به من گفت که این لباس حضرت مریم مقدس (س) است و چقدر من در این پوشش زیباتر شده‌ام. 

 چطور با یک ایرانی ازدواج کردید؟ 

چند روز هفته به انجمن اسلامی که در آمریکا فعالیت می‌کرد می‌رفتم و به تحقیق و مطالعه می‌پرداختم. همانجا بود که با همسرم آشنا شدم و پس از اینکه بیشتر همدیگر را شناختیم با یکدیگر ازدواج کردیم.

خیلی هم خوشحال بودم که با یک ایرانی مؤمن و معتقد این پیمان را بسته‌ام؛ و احتمالاً تصمیم گرفتید به ایران سفر کنید تا در یک کشور مسلمان زندگی کنید؟ 

من ۴۰ سال است که مسلمان شده‌ام و ۲ سال پس از مسلمان شدن با همسرم ازدواج کردم. از آنجا بود که علاقه پیداکردم به ایران سفر کنم و یک کشور کاملاً اسلامی را از نزدیک ببینم. پس از اینکه نخستین فرزندم متولد شد به همراه او و همسرم به ایران آمدیم. آن زمان هنوز انقلاب نشده بود و در آن شرایط زندگی برای من سخت بود. چند سال را در مشهد و تهران زندگی کردیم و در ایران ۲ فرزند دیگرم هم به دنیا آمدند. تا اینکه بر اثر تصادف بسیار سختی که داشتیم، صدمات زیادی دیدم و مدت‌ها بستری بودم. از طرفی خانواده‌ام در آمریکا می‌گفتند که مدتی برای استراحت و مداوای بیشتر به آمریکا برگردم و دوباره به کشورم سفر کردم. فکر می‌کردم که دیگر دوست ندارم به ایران سفر کنم، اما وقتی راهپیمایی‌ها و اعتراضات مردمی نسبت به رژیم شاهنشاهی شروع شد و انقلاب اسلامی به پیروزی رسید به همسرم گفتم که ایران الان جای زندگی برای ماست. کم‌کم کارهایمان را انجام دادیم و همراه ۵ فرزند پسرم به ایران سفر کردیم و از آن تاریخ تا به حال من در ایران مانده‌ام و اینجا مشغول فعالیت هستم. 

 نگاهتان به پیروزی انقلاب چگونه بود؟ 

الحمدالله رب العالمین مردم ایران با انقلاب خود سبب شدند که از گمراهی که رژیم گذشته برایشان رقم زده بود نجات پیدا کنند و به تبعیت از ایران، مسلمانان کشور‌های دیگر هم بیدار، هوشیار و قوی شدند. 

 شما در آمریکا به دنیا آمده‌اید، اما سال‌های زیادی از عمرتان را در ایران گذرانده‌اید؟ کدام کشور را وطن اصلی خود می‌دانید؟ 

 آمریکا فقط زادگاه من است، ولی ایران وطن من است. به این دلیل که من چیزی را که در ایران مشاهده کرده‌ام فقط می‌شود در ایران دید. من مسلمان شده‌ام و زندگی در ایران را که مناسب‌ترین فضا برای اسلام است انتخاب کرده‌ام. به عبارتی معتقدم که این مردم راست‌ترین پیروان حضرت رسول اکرم (ص) هستند. 

 پس شما زمان جنگ تحمیلی میان ایران و عراق وارد ایران شدید؟ 

بله. ما زمانی که جنگ شروع شد به ایران آمدیم. جنگ ناعادلانه‌ای که علیه ایران صورت گرفت و آمریکا که کشور من است با ناجوانمردی این جنگ را هدایت و به عراق کمک‌های تسلیحاتی می‌کرد و سبب شد که جوان‌های زیادی به شهادت برسند. 

 اینجا به چه‌کاری مشغول شدید؟ 

زمانی که به ایران آمدم در محافل قرآنی شرکت کردم و سعی من بر این بود که قرآن خواندن به زبان انگلیسی را فرا بگیرم. تا اینکه در خواندن قرآن مهارت پیدا کردم و از آن پس در مراکز قرآنی مناطقی که زندگی می‌کردم به آموزش قرآن به زبان انگلیسی پرداختم. طی چند سال اخیر هم در حسینیه بیت‌الزهرا (س) واقع در تهرانپارس قرآن را آموزش می‌دهم. البته من در این مرکز، کنار استادان بزرگی که تدریس می‌کنند شاگردی می‌کنم و خیلی مطالب گرانبهایی از این دوستان فرا گرفته‌ام. مدتی هم هست که به من پیشنهاد داده شده که در برخی مراکز فرهنگی زبان انگلیسی تدریس کنم و اگر شرایط مهیا شود حتماً این کار را انجام می‌دهم. 

 بیش از ۴۰ سال است که ساکن ایران هستید آیا دوست ندارید به وطنتان بازگردید؟ 

نه! دوست ندارم. با اینکه ۲ پسر به همراه عروس و نوه‌هایم آنجا هستند، اما دوست ندارم که دیگر به آمریکا برگردم. من در اینجا در کنار دیگر فرزندانم روزگار را با آرامش می‌گذرانم و از این انتخابم راضی هستم. 

 آیا آشپزی ایرانی را یاد گرفته‌اید؟ 

بله، اما اگر خورشت بپزم سعی می‌کنم با نان آن را بخوریم و برعکس دوستان خوب ایرانی که زیاد از سبزیجات و حبوبات در وعده‌های غذایی استفاده نمی‌کنند من رژیم غذایی را در خانواده رعایت می‌کنم. آبگوشت را هم خیلی خوب درست می‌کنم. 

 به‌عنوان آخرین سؤال برایمان از رفتار همسایه‌ها و کسانی که شما را می‌شناسند بگویید. 

خدا را شکر من در محله‌هایی که زندگی کرده‌ام دوستان و همسایگان خوبی داشته‌ام. الان هم همسایه‌ای دارم که مرا همیشه برای خرید همراهی می‌کند و افراد محل هم به من خیلی احترام می‌گذارند. این رفتار‌ها در همه جای دنیا دیده نمی‌شود.

خرده روایت‌های بانوی آمریکایی از ازدواجش با یک ایرانی

روایت‌های صدیقه بانوی آمریکایی که ۴۰ سال قبل با مرد ایرانی ازدواج کرد خواندنی است.

ازدواج دختر آمریکایی با یک پسر ایرانی حتما با ماجرا‌ها و داستان‌های متفاوتی همراه خواهد شد. جملاتش را با بسم‌الله‌شروع می‌کند و چاشنی آن الحمدالله رب العالمین است. در آمریکا متولد شده و کاتولیک بوده است. در جوانی با کمک برادرش مطالعات فراوانی درباره دین انجام داده تا اینکه ابتدا برادرش به این نتیجه می‌رسد که دین اسلام کامل‌ترین دین است و او هم پس از بررسی‌های دقیق، دین برادر را می‌پذیرد. پس از ازدواج با یک مرد ایرانی به ایران سفر می‌کند و حالا نزدیک ۴۰ سال است که مسلمان شده است.

جالب اینکه او در حسینیه بیت‌الزهرا (س) تهرانپارس به تدریس قرآن و در برخی مراکز فرهنگی به تدریس زبان انگلیسی مشغول است. به سوره یاسین علاقه ویژه‌ای دارد و اکنون می‌خواهد فقط به نام «صدیقه جمیله الفرقان»، نامی که پس از انتخاب آگاهانه اسلام انتخاب کرده شناخته شود نه نامی دیگر. با زبان فارسی آمیخته به زبان مادری به کنجکاوی‌هایم پاسخ می‌دهد.

 پیش از هر چیزی دوست دارم بدانم در دین اسلام چه چیزی دیدید که این‌طور جذب و در نهایت مسلمان شدید؟ 

قبل از من برادرم مسلمان شد و زمانی که دید من در پی گم‌گشته‌ای هستم راهنمایی‌ام کرد و اسلام را برایم خیلی زیبا توضیح داد. به من پیشنهاد داد که به انجمن‌های اسلامی در آمریکا بروم، همین کار را انجام دادم و در آنجا هم به مطالعه درباره دین‌های مختلف پرداختم. با مطالعاتی که انجام دادم دریافتم که اسلام جای هر شک و شبهه‌ای را بر من بسته است و یکی از آرامش بخش‌ترین دین‌هاست. آنجا بود که آن را انتخاب کردم. اسلام جذابیت‌های زیادی دارد. همین که روزی ۵ دفعه با خدای خود صحبت می‌کنیم و او همواره در هر جا همراه ما است یکی از جذابیت‌های بی‌نظیرش است. در آمریکا هر یکشنبه ما در کلیسا جمع می‌شدیم و همانجا یادی از خدای خود می‌کردیم و تا هفته بعد دیگر یادمان می‌رفت که خدایی داریم. 

 خانواده در برابر مسلمان شدن شما چه واکنشی نشان دادند؟ مخالف کارشما نبودند؟ 

چون قبل از من برادرم مسلمان شد، خانواده هیچ مخالفتی نشان ندادند. حتی وقتی حجاب کامل بر سر کردم پدرم با لبخند و تشویق به من گفت که این لباس حضرت مریم مقدس (س) است و چقدر من در این پوشش زیباتر شده‌ام. 

 چطور با یک ایرانی ازدواج کردید؟ 

چند روز هفته به انجمن اسلامی که در آمریکا فعالیت می‌کرد می‌رفتم و به تحقیق و مطالعه می‌پرداختم. همانجا بود که با همسرم آشنا شدم و پس از اینکه بیشتر همدیگر را شناختیم با یکدیگر ازدواج کردیم.

خیلی هم خوشحال بودم که با یک ایرانی مؤمن و معتقد این پیمان را بسته‌ام؛ و احتمالاً تصمیم گرفتید به ایران سفر کنید تا در یک کشور مسلمان زندگی کنید؟ 

من ۴۰ سال است که مسلمان شده‌ام و ۲ سال پس از مسلمان شدن با همسرم ازدواج کردم. از آنجا بود که علاقه پیداکردم به ایران سفر کنم و یک کشور کاملاً اسلامی را از نزدیک ببینم. پس از اینکه نخستین فرزندم متولد شد به همراه او و همسرم به ایران آمدیم. آن زمان هنوز انقلاب نشده بود و در آن شرایط زندگی برای من سخت بود. چند سال را در مشهد و تهران زندگی کردیم و در ایران ۲ فرزند دیگرم هم به دنیا آمدند. تا اینکه بر اثر تصادف بسیار سختی که داشتیم، صدمات زیادی دیدم و مدت‌ها بستری بودم. از طرفی خانواده‌ام در آمریکا می‌گفتند که مدتی برای استراحت و مداوای بیشتر به آمریکا برگردم و دوباره به کشورم سفر کردم. فکر می‌کردم که دیگر دوست ندارم به ایران سفر کنم، اما وقتی راهپیمایی‌ها و اعتراضات مردمی نسبت به رژیم شاهنشاهی شروع شد و انقلاب اسلامی به پیروزی رسید به همسرم گفتم که ایران الان جای زندگی برای ماست. کم‌کم کارهایمان را انجام دادیم و همراه ۵ فرزند پسرم به ایران سفر کردیم و از آن تاریخ تا به حال من در ایران مانده‌ام و اینجا مشغول فعالیت هستم. 

 نگاهتان به پیروزی انقلاب چگونه بود؟ 

الحمدالله رب العالمین مردم ایران با انقلاب خود سبب شدند که از گمراهی که رژیم گذشته برایشان رقم زده بود نجات پیدا کنند و به تبعیت از ایران، مسلمانان کشور‌های دیگر هم بیدار، هوشیار و قوی شدند. 

 شما در آمریکا به دنیا آمده‌اید، اما سال‌های زیادی از عمرتان را در ایران گذرانده‌اید؟ کدام کشور را وطن اصلی خود می‌دانید؟ 

 آمریکا فقط زادگاه من است، ولی ایران وطن من است. به این دلیل که من چیزی را که در ایران مشاهده کرده‌ام فقط می‌شود در ایران دید. من مسلمان شده‌ام و زندگی در ایران را که مناسب‌ترین فضا برای اسلام است انتخاب کرده‌ام. به عبارتی معتقدم که این مردم راست‌ترین پیروان حضرت رسول اکرم (ص) هستند. 

 پس شما زمان جنگ تحمیلی میان ایران و عراق وارد ایران شدید؟ 

بله. ما زمانی که جنگ شروع شد به ایران آمدیم. جنگ ناعادلانه‌ای که علیه ایران صورت گرفت و آمریکا که کشور من است با ناجوانمردی این جنگ را هدایت و به عراق کمک‌های تسلیحاتی می‌کرد و سبب شد که جوان‌های زیادی به شهادت برسند. 

 اینجا به چه‌کاری مشغول شدید؟ 

زمانی که به ایران آمدم در محافل قرآنی شرکت کردم و سعی من بر این بود که قرآن خواندن به زبان انگلیسی را فرا بگیرم. تا اینکه در خواندن قرآن مهارت پیدا کردم و از آن پس در مراکز قرآنی مناطقی که زندگی می‌کردم به آموزش قرآن به زبان انگلیسی پرداختم. طی چند سال اخیر هم در حسینیه بیت‌الزهرا (س) واقع در تهرانپارس قرآن را آموزش می‌دهم. البته من در این مرکز، کنار استادان بزرگی که تدریس می‌کنند شاگردی می‌کنم و خیلی مطالب گرانبهایی از این دوستان فرا گرفته‌ام. مدتی هم هست که به من پیشنهاد داده شده که در برخی مراکز فرهنگی زبان انگلیسی تدریس کنم و اگر شرایط مهیا شود حتماً این کار را انجام می‌دهم. 

 بیش از ۴۰ سال است که ساکن ایران هستید آیا دوست ندارید به وطنتان بازگردید؟ 

نه! دوست ندارم. با اینکه ۲ پسر به همراه عروس و نوه‌هایم آنجا هستند، اما دوست ندارم که دیگر به آمریکا برگردم. من در اینجا در کنار دیگر فرزندانم روزگار را با آرامش می‌گذرانم و از این انتخابم راضی هستم. 

 آیا آشپزی ایرانی را یاد گرفته‌اید؟ 

بله، اما اگر خورشت بپزم سعی می‌کنم با نان آن را بخوریم و برعکس دوستان خوب ایرانی که زیاد از سبزیجات و حبوبات در وعده‌های غذایی استفاده نمی‌کنند من رژیم غذایی را در خانواده رعایت می‌کنم. آبگوشت را هم خیلی خوب درست می‌کنم. 

 به‌عنوان آخرین سؤال برایمان از رفتار همسایه‌ها و کسانی که شما را می‌شناسند بگویید. 

خدا را شکر من در محله‌هایی که زندگی کرده‌ام دوستان و همسایگان خوبی داشته‌ام. الان هم همسایه‌ای دارم که مرا همیشه برای خرید همراهی می‌کند و افراد محل هم به من خیلی احترام می‌گذارند. این رفتار‌ها در همه جای دنیا دیده نمی‌شود.

15 نکته برای تربیت کودک شاد و سالم

تربیت فرزند نکات بسیار مهم و زیادی دارد. در این مطلب سعی کردیم نکات کوتاهی را بیان کنیم تا بااستفاده از آن ها بتوانید لحظات بهتر و شادتری را با فرزندان تان بگذرانید. 
۱. کنترل امور را به‌دست بگیرید
کودکان، مشتاقِ حد و مرزهایی هستند که به آنها کمک می‌کند دنیایی را که اغلب باعث سردرگمی‌شان می‌شود، درک و مدیریت کنند. حدود و مرزهایی را تعیین کنید که در آن محدوده فرزندتان بتواند با خیال راحت به کشف علایقش بپردازد، با این کار عشق خود را به او نشان می‌دهید.
۲. پر پرواز کودک‌تان را نچینید
مأموریت فرزند نوپای شما در زندگی این است که به موجودی مستقل تبدیل شود. پس زمانی که از لحاظ رشدی به مرحله‌ای رسید که توانست اسباب‌بازی‌هایش را در سر جای خود قرار دهد، بشقابش را از روی میز غذا بردارد و ببرد و خودش لباس بپوشد، بگذارید این کارها را خودش انجام دهد. سپردن مسئولیت به بچه‌ها برای عزت‌نفس‌ آنها (و سلامت روانی شما) لازم است.
۳. سعی نکنید همه چیز را درست کنید
فرصت یافتنِ راه‌حل را به صورت انفرادی به فرزندتان بدهید. زمانی که ناکامیِ کوچکِ کودک‌تان را با عشق تصدیق می‌کنید بدون اینکه بلافاصله وارد عمل شوید تا نجاتش بدهید، به او سرسخت بودن و اتکای به خود را می‌آموزید.
۴. به خاطر داشته باشید که تربیت معادل با تنبیه نیست
اعمال محدودیت‌ها و قوانین در حقیقت به معنای آموزش کودک درباره‌ی نحوه‌ی رفتار در دنیا و کمک به او است تا انسانی شایسته و باملاحظه باشد و به خودکنترلی دست پیدا کند.
۵. انرژی خود را صرف مسائل مهم کنید
کودکان نمی‌توانند تعداد زیادی قاعده و قانون را هضم کنند و در مواجهه با قوانین بی‌شمار، بی‌علاقه و بی‌توجه می‌شوند. بحث درباره‌ی مسائل پیشِ پاافتاده‌ای مثل انتخاب لباس‌شان یا حرف‌ بدی که در موقعیت خاصی از دهان‌شان بیرون آمده است را فراموش کنید. تمرکز خود را بر قانون‌های واقعا مهمی مثل ممنوعیت برخورد فیزیکی با دیگران، گفتار گستاخانه یا دروغ گفتن بگذارید.
۶. با کودکان‌تان بازی کنید
فرقی نمی‌کند بازی فکری کودکان باشد یا بازی‌های فیزیکی؛ بگذارید آنها انتخاب‌کننده‌ی نوع بازی باشند و درباره‌ی قوانین وسواس به خرج ندهید، شما هم با جریان پیش بروید و لذت ببرید، این معنای بازی است.
۷. هر روز با هم کتاب بخوانید
این کار را از وقتی که هنوز نوزاد است آغاز کنید، بچه‌های کوچک عاشقِ گوش دادن به صدای والدین خود هستند. وقتی او را در آغوش‌ گرفته‌اید، خواندن کتاب برای وی، تجربه‌ی پیونددهنده‌ای را شکل می‌دهد و او را برای یک‌ عمر کتاب خواندن تربیت می‌کند.
۸. هر روز زمانی مخصوص برای او داشته باشید
به کودک‌تان اجازه دهید هر روز فعالیتی را انتخاب کند تا به مدت ۱۰ تا ۱۵ دقیقه در کنار هم آن را انجام دهید. راه بهتری برای اینکه عشق خود را به او نشان دهید وجود ندارد.
۹. وقت گذراندن با پدر را ترغیب کنید
یکی از عالی‌ترین منابع برای بالا بردن کیفیت زندگی کودکان که شاید تا به‌حال بهره‌ی کمی از آن برده‌ایم، اوقاتی است که بچه‌ها باید با پدران‌شان بگذرانند. این ارتباط باید از ابتدای تولد کودک و به دفعات وجود داشته باشد. بچه‌هایی که پدران‌شان با آنها وقت می‌گذرانند در مدرسه عملکرد بهتری دارند، با موفقیت بیشتری مسائل خود را حل می‌کنند و به طور کلی با مسائلی که در طول زندگی با آن مواجه خواهند بود، بهتر روبه‌رو می‌شوند.
۱۰. اوقاتی شیرین با فرزندان‌تان خلق کنید
کودکان احتمالا چیز‌هایی که به آنها می‌گویید را فراموش می‌کنند، اما سنت‌های تکرارشونده‌ی خانوادگی را به خاطر خواهند داشت، کارهایی مثل اینکه چگونه برای خواب آماده می‌شده‌اید یا چطور شب‌ها دسته‌جمعی بازی می‌کردید.
۱۱. الگویی شایسته‌ برای فرزندان‌تان باشید
کودکان با نگاه کردن به رفتار پدر و مادر از آنها می‌آموزند. اینکه الگوی رفتار مناسب، محترمانه و خوب باشید خیلی بهتر جواب می‌دهد تا اینکه بخواهید آنها را با حرف‌های‌تان تربیت کنید.
۱۲. وقتی مرتکب خطایی شدید به آن اعتراف کنید
این روش بهترین راهی است که به بچه‌ها نشان می‌دهد چطور و چه‌وقت باید عذرخواهی کنند.
۱۳. در روش زندگی‌تان کمی بیشتر مراقب محیط زیست باشید
به بچه‌ها نشان دهید که چقدر آسان می‌توان رفتار بهتری در قبال محیط زیست داشت. کمتر زباله تولید کنید، مواد را برای بازیافت جدا کنید، از وسایل دور ریختنی به نحو تازه استفاده کنید، در مقابل حیوانات و گیاهان اطراف خود مسئولیت نشان دهید. حتی می‌توانید زباله‌های به‌جا مانده از دیگران در طبیعت را به کمک فرزندتان جمع کنید.
۱۴. محبت خود را به همسرتان در مقابل کودکان نشان دهید
همسرتان را در آغوش بگیرید و با الفاظ محبت‌آمیز یکدیگر را صدا کنید. ازدواج شما یگانه الگوی فرزندتان برای درک چگونگی یک رابطه‌ی عمیقِ احساسی است. اینکه چنین رابطه‌ای چگونه باید باشد، چه احساسی در آن جریان دارد و چه معنایی می‌دهد. پس این وظیفه‌ی شما است که استانداردی عالی در ذهن کودک‌تان خلق کنید.
۱۵.رضایت خود را از کارهای خوب فرزندتان به او نشان دهید
وقتی متوجه‌ی کار مثبت یا سودمند فرزندتان شدید، به او بفهمانید که چه احساسی دارید. بیان احساس خوب‌تان به او راهی عالی برای تقویت رفتارهای خوب است و احتمال اینکه آن کارها را تکرار کند، بالا می‌برد.

۶ جمله که کودک عصبانی‌تان را آرام می‌کند

۶ جمله که کودک عصبانی‌تان را آرام می‌کند
کلمات می‌توانند زخم بزنند یا مرهم درد باشند. کلمات گاهی معجزه می‌کنند و با توجه به لحن مناسبی که ادا می‌شوند می‌توانند به ایجاد آرامش و رفع عصبانیت کودکان خردسال کمک کنند. توجه کنید که گفت‌وگو یکی از مهم‌ترین استراتژی‌های والدین برای داشتن یک رابطه خوب با فرزندشان است. پس تا می‌توانید از کلمات نهایت استفاده را ببرید.

۶ جمله که کودک عصبانی‌تان را آرام می‌کند

به نقل از همشهری آنلاین: یادتان باشد که کودکان هنوز راه کنترل خشم خود را بلد نیستند و این شما هستید که باید او را آرام کنید. در نتیجه به جای اینکه خودتان نیز کنترل‌تان از دست بدهید و اوضاع را بدتر از آنچه هست بکنید نفس عمیق بکشید و با کودکتان صحبت کنید.

کلمات می‌توانند زخم بزنند یا مرهم درد باشند. کلمات گاهی معجزه می‌کنند و با توجه به لحن مناسبی که ادا می‌شوند می‌توانند به ایجاد آرامش و رفع عصبانیت کودکان خردسال کمک کنند. توجه کنید که گفت‌وگو یکی از مهم‌ترین استراتژی‌های والدین برای داشتن یک رابطه خوب با فرزندشان است. پس تا می‌توانید از کلمات نهایت استفاده را ببرید.

«بیا هر دوتامون آروم باشیم، باشه؟»

برای هر پدر و مادری پیش می‌آید که با صحنه عصبانیت فرزندش مواجه شود در حالی که فریاد می‌کشد، لگد پرت می‌کند و با بچه‌های دیگر دعوا می‌کند. این صحنه آشنا والدین را نیز از کوره به در می‌برد و آنها را در خجالت‌زده می‌کند.

برای هر پدر و مادری پیش می‌آید که با صحنه عصبانیت فرزندش مواجه شود در حالی که فریاد می‌کشد، لگد پرت می‌کند و با بچه‌های دیگر دعوا می‌کند. این صحنه آشنا والدین را نیز از کوره به در می‌برد و آنها را در خجالت‌زده می‌کند.

در اکثر موارد ماجرا با داد و بیداد شما، بغل کردن کودک و دور کردن او از نگاه دیگران خاتمه می‌یابد. اما در این شرایط کودک به تنها چیزی که نیاز دارد درک شدن است. بنابراین به جای هر کار دیگری نفس عمیق بکشید و بگویید: «دخترم/پسرم! من هم عصبانی هستم اما بیا هر دو تامون سعی کنیم آروم باشیم». در این‌صورت کودک احساس می‌کند درک شده است و شما نشان داده‌اید که می‌خواهید به او کمک کنید.

«من هم عصبانی می‌شوم اما جور دیگه‌ای عصبانیتم را نشان می‌دهم»

کودک در مقابل این جمله، احساس می‌کند که با او همدردی کرده‌اید. او به شدت عصبانی است و باید خود را خالی کند اما متوجه می‌شود باید جور دیگری رفتار کند. در مقابل خشم کودک به او نگویید «بچه» شده است.

به او بگویید کاملا طبیعی است که عصبانی بشود و ما بزرگترها هم عصبانی می‌شویم. اما باید یاد بگیرد که عصبانیتش را به گونه دیگری نشان دهد. به عنوان مثال نفس عمیق بکشد، برای چند لحظه چشمانش را ببندد، نقاشی بکشد یا هر کار دیگری که در آن لحظه به ذهنش می‌رسد.

«بیا با هم یه راه‌حلی برای مشکلت پیدا کنیم»

معمولا کودکان زمانی عصبانی و کج‌خلق می‌شوند که به آنچه می‌خواستند نرسیده‌اند یا به‌درستی از پس انجام کاری برنیامده‌اند. اگر در این لحظه به آنها جملاتی مانند: «خوب تلاش نکردی» یا «به جای گریه کارت را درست انجام بده» بگویید کمکی به کنترل عصبانیت او نخواهید کرد و حتی ممکن است اوضاع بدتر شود. در این مواقع کودک به جملات تشویقی، انگیزشی و اعتماد به نفس نیاز دارد. اگر وارد عمل شوید و به او کمک کنید تا مشکل را حل کند عصبانیت او نیز فروکش خواهد کرد.

«اگر آرام و بدون داد و فریاد صحبت کنی بهتر می‌فهمم چه می‌گویی!»

اگر کودکی عصبانی است و در نتیجه جیغ می‌زند بدون شک اعصاب والدین را نیز به هم می‌ریزید. اما در این مواقع شما به عنوان پدر یا مادر باید بر اعصاب خود مسلط باشید. به او بگویید زمانی که جیغ می‌زند نمی‌فهمید چه می‌گوید. مهم است که در این شرایط فرزندتان را آرام کنید و با او به‌آرامی صحبت کنید.

مهم است که در این شرایط فرزندتان را آرام کنید و با او به‌آرامی صحبت کنید.

«عصبانی هستی؟ بغلت کنم خوب بشی؟»

گاهی کودکان نیز همانند بزرگسالان روز بدی پشت سر می‌گذارند و به دلیل هر اتفاقی از کوره در می‌روند. در نتیجه داد و بیداد می‌کنند و گاهی حتی نمی‌دانند چه می‌خواهند. اما در این شرایط آنچه لازم دارند درک شدن و عشق است. در این لحظات می‌توانید به او بگویید یک داروی معجزه‌گر برای درمان عصبانیت او دارید و این دارو چیزی جز یک آغوش محکم و التیام‌بخش نیست. بنابراین او را در آغوش کشیده و آرام کنید.

۶ جمله که کودک عصبانی‌تان را آرام می‌کند

«چرا اسباب‌بازی‌هایت را پرت میکنی؟ آنها را دوست نداری؟ از دستشان عصبانی هستی؟»

اکثر کودکان زمانی که عصبانی می‌شوند با پرت کردن هر آنچه دم دستشان است و معمولا پرتاپ اسباب‌بازی‌هایشان واکنش نشان می‌دهند. در این مواقع ممکن است شما نیز پا به پای او عصبانی شوید و صدایتان را بالا ببرید. اما باید تمام تلاش‌تان را برای پرهیز از این کار انجام دهید.

کودک عصبانی است و احتمالا حتی دلیل آن‌را هم نمی‌داند. بنابراین نیاز دارد تا کسی به او بگوید چه کاری انجام می‌دهد تا متوجه شود که این کار درست نیست. وقتی از او سوال می‌کنید چرا اسباب‌بازی‌هایت را پرت می‌کنی آیا از دست آنها عصبانی هستی تازه متوجه می‌شود که آنها هیچ گناهی ندارند و مسئول عصبانیت او نیستند. در نتیجه متوجه می‌شود نباید آنها را پرت کند.

جمع‌بندی

گاهی برقراری ارتباط با فرزندانمان از آنچه که فکر می‌کنیم به مراتب آسان‌تر خواهد بود، کافی است بدانیم که چگونه می‌توانیم آن‌ها را درک کنیم و در نهایت هم به برطرف کردن مشکلات و اختلاف‌هایمان بپردازیم. 

مطلب پیشنهادی: درمان عصبانیت کودکان، آرامششان دست شماست

چطور دانه انبه را در گلدان بکاریم؟

انبه یکی از میوه های محبوب در جهانه که مردم ایران هم خیلی دوسش دارن اگه دوست داری خودت بکاریش تا اخر این کلیپ رو ببین و به راحتی تکثیرش کن فقط دومورد رو رعایت کن
۱. بعد از جوانه زنی جوانه رو به بالا باشه برای کاشتن تو خاک.

پسازورگیری برای کودکان

فرزند 7 ساله یکی از شاکیانِ «زن قمه‌کش و شوهر کیف‌قاپ» که در زمان زورگیری کنار مادرش بوده، هر شب کابوس می‌بیند، والدین در این مواقع چه کنند؟
    تمام افرادی که هدف زورگیری قرار می‌گیرند، تا مدت‌ها به عنوان یک خاطره تلخ و البته استرس‌زا از آن لحظه یاد می‌کنند. چنین اتفاقی به یکی از اساسی‌ترین نیازهای ما یعنی نیاز به امنیت‌، حمله می‌کند. احساس ناامنی‌، چه جسمی و چه روانی‌، می‌تواند احساسات قوی مانند ترس و وحشت را در ما برانگیزد. به‌تازگی، زنی قمه‌کش که با همراهی شوهرش طی ماه‌های گذشته کیف قاپی و زورگیری خشن با موتورسیکلت می‌کردند، شناسایی و دستگیر شده است. ویدئویی از اظهارات مال باختگان در شبکه‌های اجتماعی پربازدید شده که یکی از آن‌ها با چشمانی گریان می‌گوید: «بعد از این که کیفم را کشیدند، نزدیک بود سرم به جدول وسط خیابان بخورد. بعد از آن روز، پسر هفت ساله من، 10 روز است که خواب ندارد و هر شب کابوس می‌بیند.»(منبع: خبرگزاری صداوسیما). آثار روحی‌و‌روانی چنین اتفاقاتی علاوه بر افراد مال باخته، برای کسانی که آن صحنه را می‌بینند به خصوص اگر کودک باشند، مخرب است. در ادامه چند توصیه به چنین والدینی خواهیم داشت.

   آسیب‌های تجربه تروما در کودکان
تروما یک رویداد آسیب‌زا، ترسناک، خطرناک یا خشونت‌آمیز است که تهدیدی برای زندگی یا جسم و بدن خواهد بود. مشاهده یک رویداد آسیب‌زا که زندگی یا امنیت جسمی یک عزیز را تهدید می‌کند هم می‌تواند آسیب‌زا باشد. این امر به ویژه برای کودکان خردسال مهم است زیرا احساس ایمنی آن‌ها به ایمنی درک‌شده از چهره‌های اطرافیانی که دوست‌شان دارند، ارتباط دارد. در اثر تجربه تروما برای کودک، دیگر سخت است به جهان پیرامون اعتماد کند و این احساس در او تقویت می‌‌شود که جهان جای ترسناکی است و همه بزرگ ترها خطرناک هستند.
   6 توصیه برای آرامش‌بخشی به کودک آسیب‌دیده
در حوزه افزایش صمیمیت و تقویت رابطه دلبستگی با کودک آسیب‌دیده از اتفاقاتی مانند زورگیری یا تماشای آن، چند راهکار وجود دارد که در ادامه مطرح خواهد شد.
 آرامش‌بخشی و اطمینان‌دهی مکرر | به کودک خود محبت و سعی کنید با در آغوش گرفتن، تبادل کلام عاطفی و درک او را افزایش دهید چراکه به او کمک می‌کند تا احساس امنیت کند. به فرزند خود یادآوری کنید که در امنیت کامل است و همه چیز خوب خواهد بود.
تهیه شیء انتقالی| یک شیء انتقالی مانند خرس عروسکی یا پتوی مخصوص تهیه کنید. شیء انتقالی، شیئی است که می‌تواند نماد والدین یا هر فرد محبوب و مورد اعتماد کودک باشد. با داشتن این شیء در پندار کودک، گویی آن فرد همواره در کنار اوست و با لمس و تماس با شیء، گویی دارد با آن فرد صحبت می‌کند. این کار باعث افزایش احساس امنیت در کودک می‌شود.
 برقراری تماس چشمی| چنین کودکانی بعد از تجربه تروما، احتمالا با تماس چشمی مشکل خواهند داشت. با آرامش و اطمینان خاطر به چشمان فرزند خود نگاه کنید. مراقب باشید نگاه‌تان حالت خیره و تهدیدآمیز نداشته باشد بلکه نگاه اطمینان بخش و امیدوار کننده همراه با مهربانی باشد تا صمیمیت و اعتماد برای برون‌ریزی احساسات منفی فرزندتان مهیا شود.
همراهی بیشتر با فرزند| هنگامی که کودکان چنین آسیب‌دیدگی را تجربه می‌کنند، والدین باید برای مدتی همراهی و حضورشان را در کنار کودک بیشتر کنند. او را تنها به جایی نفرستید و بیشتر مراقبش باشید. در این شرایط به فرزندتان فضا می‌دهید تا برای پشتیبانی و دریافت حمایت به شما اعتماد کند.
 یاد دادن بروز احساسات| بیشتر بچه‌ها نمی‌دانند وقتی احساس ناراحتی می‌کنند باید چه کار کنند بنابراین پرخاشگر می‌شوند یا رفتارهایی برای جلب توجه از خود نشان می‌دهند. کودک‌تان را تشویق کنید درباره احساساتش صحبت کند و احساسات او را معتبر بشمارید. اگر ترسیده، خشمگین یا ناایمن است، به هیجانات او گوش دهید و سعی نداشته باشید به اجبار، احساس او را تغییر دهید یا انکار کنید. به کودک‌تان اطمینان دهید هرکاری از دست‌تان بر بیاید، برای ایجاد حس امنیت در او، انجام می‌دهید.
 الگوی خوب بودن| شما الگوهای فرزندانتان هستید پس در شرایط آسیب، ابتدا باید آرامش درون خودتان را حفظ کنید. در ضمن، بر اساس سن و نیازهای کودک‌تان، ممکن است نیاز باشد تا از روان درمانگر حرفه‌ای برای بهبود مسائل رفتاری و هیجانی کمک بگیرید.

نویسنده: صدیقه معدنی| کارشناس‌ارشد روان‌شناسی 

تربیت کودک را قربانی تسویه حساب های زندگی مشترک خود نکنید!

////////////

بیا نی نی/ یک روانشناس در رابطه با چرایی اختلاف های زوجین در فرزند پروری توضیحاتی داد.

آتنا ناصری روانشناس، در یک گفت و گوی رادیویی، در رابطه با اهمیت هماهنگی والدین در تربیت فرزندان اظهار کرد: مهم‌ترین نکته‌ای که در حوزه تربیت فرزند مشترک، بین والدین وجود دارد این است که باید در مرحله اول بررسی کرد آیا این اختلاف اصیل است یا خیر؟! یعنی آیا واقعا ما به عنوان والدین، بر سر یک رویکرد تربیتی که از آن اطلاع داریم و می‌شناسیم و در رابطه با آن تحقیق کرده ایم و به آن اعتقاد و باور داریم به خاطر تربیت فرزندمان، با همسرمان مخالفت می‌کنیم یا نه؟! و فقط به دلیل این که در فضایی قرار می‌گیریم که تربیت فرزند مشترکمان را وسیله‌ای می‌کنیم که با همسرمان لج کنیم و درواقع، نگران این موضوع هستیم که طرف مقابلمان دیدگاه مادر خود را اعمال کند چراکه می‌دانیم پدر و مادر او هم موافق دیدگاهش هستند.

 

وی بیان کرد: باید متوجه شویم که آیا مخالفت غیر مستقیم ما در این خصوص، به دلیل صحبت‌ها و رفتار‌هایی است که در فضای دیگری نمی‌توانیم به طور مستقیم با همسرمان بیان کنیم و یا بروز دهیم؟! چرا که در اغلب مواقع، در این شرایط می‌بینیم که فرزند مشترکمان و احساسات و عواطفی که هر یک از ما نسبت به فرزند خود داریم، وسیله و ابزار جنگی می‌شود و مثل یک مین است که گویی بر می داریم و به نوعی در زمین مقابل پرت می کنیم و به همین دلیل، می‌بینیم که مخالفت اصیل اتفاق نمی‌افتد و احتیاج به بررسی زیربنایی دارد که در این میان، سلامت روان نقش مهمی دارد.

این روانشناس تصریح کرد: تاریخچه ازدواج در فرهنگ ما نشان داده است که برخی از افراد همیشه از این اصطلاح ها برای زوجین استفاده کرده اند که شما از طریق بچه می‌توانید زندگی و ازدواج خود را محکم کنید و یا این که اگر چهار بچه بیاورید مثل چهار میخی است که چادر زندگی را به زمین متصل کرده اید و یا این که شما از طریق بچه در زندگی می‌مانید.

ناصری گفت: با وجود اصطلاح های فوق، اما فرایند ازدواج در طول تاریخ به همه ما ثابت کرده است که واقعا این طور نیست و درواقع، فرزند مشترک و موجود زنده‌ای که حاصل زندگی مشترک است، وسیله‌ای برای رسیدن به هیچ یک از اهدافی که بیان کردیم نیست و اتفاق‌ها و نافرجامی‌ها و طلاق‌هایی که رخ داد گواه این موضوع است و درواقع، این غیراخلاقی‌ترین رفتاری است که ما می‌توانیم با یک موجود آدمی کنیم که عزیزترین بخش زندگی ماست.

////////////

این روانشناس ادامه داد: باید بررسی کنیم که آیا واقعا اختلافی که ما با همسرمان داریم سر مسئله تربیتی فرزند مشترک است یا خیر؟! چرا که گاهی اوقات، وقتی درمورد متد تربیتی که والدین با یکدیگر اختلاف دارند صحبت می‌کنیم، می‌بینیم که آن‌ها فقط می‌خواهند ساز مخالف بزنند و حتی طرفین به آن چه که در این خصوص می‌خواهند مسلط نیستند و فقط می‌خواهند از این مسیر استفاده کنند.

وی افزود: اگر این مدل را شناسایی و مسائل اینچنینی را حل کنیم بیشتر اختلاف‌های ناشی از تربیت فرزند مشترک زوجین ازبین می‌رود، اما گاهی واقعا می‌بینیم که اختلاف والدین سر رویکرد است. یعنی این که آن‌ها روی موضوع تسلط دارند اما به همین دلیل، در تربیت فرزند اختلاف نظر وجود دارند.

ناصری تأکید کرد: در خصوص بچه‌های طلاق و تک والدی که به هر حال بخشی از اجتماع هستند، باید توجه کنیم که مسائل مربوط به سلامت بسیار مهم هستند و بابد به طور جدی به آن‌ها بپردازیم چراکه مسئله ای جدی تر در اختلاف در تربیت کودک وجود دارد و آن هم این است که فرد، اختلافات دیگر را هم به مسئله فرزندپروری سوق می‌دهد و از این موضوع سوء استفاده می‌کند که در این خصوص، صدمات بیشتری به کودک وارد می‌شود.

این روانشناس یادآوری کرد: پس از بررسی ها مشاهده کردیم که نظر‌های متناقضی در خصوص تربیت کودک صادر می‌شود که می‌توانند مشکلات زیربنایی را در سلامت کودک به وجود آورند و خطرناک و آسیب زا هستند و این موضوع، در کودکان تک والد و بچه‌های طلاق به شکل جدی دیده می‌شود و علت آن هم این است که افراد، مشکلات جدی تری هم با یکدیگر دارند و فرزندان مشترک خود را بهترین دلیل برای تسویه حساب‌ها و اختلاف خود می‌دانند.

وی گفت: باید بدانیم اگر کودکی هم تک والد است حق نداریم که از نظر روانشناسی، والد مقابل را تخریب کنیم و باید موضوع تسویه حساب‌ها از یکدیگر را جدی بگیریم و در تربیت فرزند دخیل نکنیم و نباید اجازه دهیم که فرزند هم در این میان سوء استفاده را یاد بگیرد و از آن استفاده کند.

ناصری ادامه داد: در خانواده‌هایی که اختلاف دیدگاهی وجود دارد، توصیه می‌شود که در نبود کودک و پشت درب‌های بسته، در رابطه با فرزندپروری مذاکره داشته باشند که در این میان باید توجه کرد که اغلب، زوجینی از دو فرهنگ متفاوت، در حیطه مسائل ارزشی و مادی کودک، با یکدیگر اختلاف‌هایی دارند که توصیه می‌شود آن‌ها در یک فضای توأم با صلح و بدون مداخله مسائل دیگر و به شکل خالص که همّ و غمشان کودک باشد با یکدیگر گفت وگو کرده و یک استراتژی ثابت را ارائه کنند.

این روانشناس افزود: باید توجه کرد که در این استراتژی، گاهی یکی از طرفین باید گذشت داشته باشد و از نظر خودش بگذرد چرا که ما در نهایت، حتی در یک جمع دو نفره نمی‌توانیم به یک نظر واحد برسیم که صد در صد طرفین راضی باشند. بنابراین، باید تمامی جوانب بررسی شود چرا که در مسائل ارزشی باید بپذیرم که امکان دارد بخشی از نظر ما اجرا نشود و باید گفت که اجازه نداریم اختلافاتمان در این زمینه را به طور بلند در فضای خانواده و در حضور کودک اعلام کنیم و باید صبور باشیم و دوباره در فضای خصوصی، این موضوع را به نقد و بررسی بگذاریم.

////////////

ناصری در پایان خاطرنشان کرد: گاهی کودکانی با اختلاف تربیتی والدین،  از ثبات و نظم خارج می‌شوند چرا که آن ها بضاعتی جز پدر و مادر خود ندارند و همین اختلاف‌ها باعث می‌شود که بخش عظیمی از وجودشان آسیب ببیند و در این میان، ما هم به عنوان والدین حق نداریم کاری کنیم که کودکمان آسیب ببیند.