ایده جالب برای کمک گرفتن از بچه ها
در انتظار ارتقای رکورد دختران در قهرمانی جهان/ وزنهبرداران جدید اعتمادها را جلب میکنند؟
وزنه برداری زنان ایران برای سومین مرتبه در قهرمانی بزرگسالان جهان شرکت می کند. اولین حضور در مسابقات جهانی ۲۰۱۹ بود و در دومین حضور تیم زنان به قهرمانی جهان ۲۰۲۱ ازبکستان اعزام شد. فدراسیون تصمیم گرفت برای قهرمانی جهان ۲۰۲۲ تیم زنان را نیز همانند مردان به صورت کیفی اعزام کند و نفراتی که رکورد بالایی دارند به مسابقات بروند از این رو چهار نفر توانستند مجوز حضور در این مسابقات را به دست آوردند.
از میان نفرات اعزامی تنها یکی از دختران وزنه بردار تجربه حضور در قهرمانی جهان را دارد و سه نفر دیگر برای اولین مرتبه روی تخته قهرمانی بزرگسالان جهان میروند. رویکرد برای تیم زنان کسب مدال نیست چراکه فاصله رکوردی دختران ایران با نفرات برتر جهان هنوز قابل توجه است از این رو طبق آنچه کوروش باقری مدیر تیم های ملی عنوان کرده است رویکرد برای تیم زنان ارتقای رکوردها است.
با توجه به اینکه مسابقات قهرمانی جهان اولین مرحله گزینشی المپیک پاریس نیز است، وزنه برداران زن زیادی شرکت کرده اند و برای اولین بار تعداد زنان از مردان بیشتر است. شلوغی دسته های وزنی باعث شده که وزنهبرداران براساس رکورد ورودی در گروه های D، C، B و A تقسیم شوند. دختران وزنه برداران هم در گروه A حضور ندارند و سه نفر در گروه B و یک نفر در گروه C وزنه می زنند.
۷۶ کشور در بخش زنان شرکت کرده اند و کشورهای آمریکا، مکزیک، ژاپن، اکوادور، کلمبیا، چین و کانادا با ترکیب کامل (۱۰ نفره ) شرکت کرده اند.
در ادامه نگاهی به وضعیت وزنهبرداران زن ایران می اندازیم:
*قهرمانی جهان۲۰۲۲، سومین تجربه بین المللی رزاقی
دسته ۷۱ کیلوگرم

الهه رزاقی تجربه حضور در دو مسابقه بین المللی دارد و در بازی های کشورهای اسلامی و قهرمانی آسیا ۲۰۲۲ بحرین وزنه زد اما او هم برای نخستین بار است که قهرمانی جهان را تجربه می کند.
رزاقی در بازی های کشورهای اسلامی با رکورد مجموع ۱۹۰ کیلوگرم چهارم شد اما در قهرمانی آسیا ۲۰۲۲ با رکورد مجموع ۲۰۱ کیلوگرم را به ثبت رساند و در رده ششم قرار گرفت.
رکورد ورودی او در قهرمانی جهان ۲۱۵ کیلوگرم است که در گروه C دسته ۷۱ کیلوگرم وزنه می زند. بیشترین رکورد ورودی در این گروه ۲۲۱ کیلوگرم است.
بیشترین رکورد ورودی در گروه A برای وزنهبردار چین با ۲۶۰ کیلوگرم است.
کلمبیا، اولین تجربه بین المللی نورعلی
دسته ۷۶ کیلوگرم
پریسا نورعلی برای اولین بار در ترکیب تیم ملی وزنهبرداری زنان ایران قرار می گیرد و قهرمانی جهان ۲۰۲۲ اولین تجربه بین المللی او محسوب می شود.
نورعلی در رکورد گیری که چند ماه پیش بنا بر خواست کوروش باقری مدیر تیم های ملی برگزار شد، رکورد ۲۰۳ کیلوگرم را ثبت کرد و پس از آن به اردوی تیم ملی دعوت شد.
رکورد ورودی او در قهرمانی جهان ۲۱۵ کیلوگرم اعلام شد که بر اساس آن در گروه B وزنه می زند.
۹ وزنه بردار در گروه B رقابت دارند که بیشترین رکورد ورودی در این گروه ۲۲۸ کیلوگرم است.
بیشترین رکورد ورودی گروه A دسته ۷۶ کیلوگرم برای سارا احمد از مصر با ۲۶۰ کیلوگرم است.
*حسینی در سومین تجربه جهانی چه می کند؟
دسته ۸۱ کیلوگرم

الهام حسینی با تجربه ترین وزنه بردار تیم ملی زنان ایران است و برای سومین مرتبه در قهرمانی جهان وزنه می زند. او در قهرمانی جهان ۲۰۱۹ تایلند با رکورد مجموع ۱۹۱ کیلوگرم در دسته ۷۱ کیلوگرم شانزدهم جهان شد. در مسابقات قهرمانی جهان ۲۰۲۱ ازبکستان رکورد مجموع ۲۲۳ کیلوگرم را در دسته ۸۱ کیلوگرم ثبت کرد و ششم شد.
او در قهرمانی آسیا ۲۰۲۲ بحرین که در مهر برگزار شد، با رکورد مجموع ۲۲۷ کیلوگرم قهرمان شد و تاریخ سازی کرد.
با توجه به اینکه حسینی برای سومین مرتبه به قهرمانی جهان می رود، انتظار می رود نتیجه بهتری نسبت به دوره های قبل بگیرد و روند صعودی داشته باشد.
حسینی نیز در گروه B دسته ۸۱ کیلوگرم وزنه می زند. رکورد ورودی وزنه بردار ایران ۲۳۵ کیلوگرم است و بیشترین رکورد در این گروه ۲۴۷ کیلوگرم برای وزنه بردار مکزیک است.
بیشترین رکورد ورودی در گروه A دسته ۸۱ کیلوگرم نیز ۲۷۰ کیلوگرم برای وزنه بردار اوکراین است.
*اولین حضور شیخ ارباب روی تخته قعهرمانی جهان
دسته ۸۷ کیلوگرم
زینب شیخ ارباب نیزاولین مسابقه بین المللی خود را تجربه می کند. شیخ ارباب مانند نورعلی در رکورد گیری که برگزار شد توانست با رکورد مجموع ۲۰۳ کیلوگرم به اردوی تیم ملی راه پیدا کند. او و نورعلی با توجه به اینکه برای اولین بار در یک رویداد بین المللی وزنه می زنند و کار مهمی را پیش رو دارند تا بتوانند نظر کادرفنی را برای تثبیت جایگاه خود در تیم ملی جلب کنند.
رکورد ورودی شیخ ارباب در قهرمانی جهان ۲۱۶ کیلوگرم است که با این رکورد در گروه B وزنه می زند. بیشترین رکورد ورودی این گروه با ۲۲۰ کیلوگرم برای وزنه بردار اکوادور است.
بیشتری رکورد ورودی گروه A دسته ۸۷ کیلوگرم برای وزنه بردار استرالیا با ۲۶۵ کیلوگرم است.
برنامه رقابت نمایندگان زن ایران به شرح زیر است:(ساعت مسابقات به وقت ایران است).
ساعت رسمی ایران ۸ ساعت و ۳۰ دقیقه از کلمبیا جلوتر است.
دوشنبه ۲۱ آذر
گروه C دسته ۷۱ کیلوگرم زنان: الهه رزاقی از ساعت ۶ صبح
سهشنبه ۲۲ آذر
گروه B دسته ۷۶ کیلوگرم زنان: پریسا نورعلی از ساعت ۲۲ و ۳۰ دقیقه
چهارشنبه ۲۳ آذر
گروه B دسته ۸۷ کیلوگرم زنان: زینب شیخ ارباب از ساعت ۱۹ و ۳۰ دقیقه
گروه B دسته ۸۱ کیلوگرم زنان: الهام حسینی از ساعت ۲۲ و ۳۰ دقیقه
چرا بچهها موقع دیدن مهمان اذیت میکنند؟
گاهی وقتها خانوادهها با چالش اینکه فرزندشون در ارتباط با مهمونها برخورد خوبی نداره، روبرو میشن.
دلیل این موضوع میتونه شیطنت بچهها یا حتی گرفتن باج باشه که با چند راهحل ساده قابل حله.
کودک را به مراسم تشییع جنازه ببریم؟
بسیاری از والدین با این طرز فکر که فرزندشان کوچک است و متوجه چیزی نمیشود، او را همراه خود به مراسم خاکسپاری میبرند؛ درحالیکه کودکان ازجمله گروههای آسیبپذیری هستند که حتی با شنیدن خبر مرگ نزدیکان نیز ممکن است دچار استرس و اضطراب شوند. بنابراین توجه به برخی عوامل از جمله سن کودک از مسائل مهمی است که والدین قبل از حضور کودک در مراسم خاکسپاری باید به آن توجه کنند.
دکتر محمدپارسا عزیزی، متخصص رواندرمانی کودک و عضو هیئتعلمی دانشگاه در گفتوگو با بیا نی نی، در رابطه با سن کودکان برای شرکت در مراسم خاکسپاری میگوید: «کودک یک کلمه کلی است و ما برای اظهارنظر در این رابطه، باید کودکان را ازلحاظ سنی حداقل به سه دسته کلی زیر سال 3، 3 الی 5 سال و 5 الی 7 سال تقسیم کنیم.»
عزیزی ادامه میدهد: «در فاصله سنی زیر 3 سال چون دوره حسی- حرکتی است، ذهن و فکر کودکان بیشتر معطوف حسهای پنجگانه است؛ پس درنتیجه توضیح هر مسئلهای برای کودکان باید از طریق حسی باشد. کودکان تا ۳ سالگی نمی توانند درکی از فقدان و مرگ داشته باشند؛ بنابراین، توضیح مرگ به کودکان زیر 3 سال باید خیلی کوتاه، ساده و عینی باشد. با این توضیحات، یقیناً بردن این کودکان به مراسم خاکسپاری کار بیفایده و در کنار آن خیلی آسیبرسان است و بهتر است از بردن کودکان به این مراسمها اجتناب کرد.»
به گفته عزیزی، در فاصله سنی ۳ تا ۵ سال هم تقریباً شرایط به همین شکل است ولی میزان شدت آسیبی که به کودک در این سن از حضور در مراسم تشییعجنازه وارد میشود، بیشتر است زیرا کودک در این سن از دوره حسی-حرکتی وارد مرحلهای میشود که بهشدت درگیر خیال است و این خیالات عمدتاً منفی است.
این روانشناس کودک در رابطه با حضور کودکان در مراسم خاکسپاری در سن 5 تا 7 سال میگوید: «اگرچه در سن 5 تا 7 سال به بعد، شدت خیالات کودکان کمتر میشود اما بازهم کودکان درگیر خیالات هستند و با توجه به منفی بودن خیالات، آنها احساس بدی نسبت به خود و نسبت به دنیا و آدمها دارند. بهعبارتیدیگر، در این سن چون کودک خودمحور است، هر اتفاقی که در دنیا رخ میدهد را به خودش نسبت میدهد. ازاینرو، حضور کودک در مراسم تشییعجنازه ممکن است باعث شود که او خودش را علت مرگ آن عزیز بداند و از طرف دیگر، خیالات منفی میتواند مسائلی را برای کودک ایجاد کند که در این مرحله از رشد روانی تثبیت شود.»

عزیزی تأکید میکند: «تا ۷ سالگی هرچقدر کمتر کودکان را در مراسمهای تشییعجنازه شرکت دهیم، بهتر است زیرا تصورات کودکان به مسائل، عینی است و مسئله نیازهای آنها بیشتر مطرح است.»
جملاتی که تخیل کودکان درباره مرگ را بیشتر میکند
برخی والدین با فوت نزدیکان مثل پدر، مادر، پدربزرگ یا مادربزرگ حرفی از مرگ و فوت نمیزنند و به کودک توضیح میدهند که فلانی رفته پیش خدا، به خواب ابدی رفته، در آرامش خوابیده و با این قبیل توضیحات موجبات تسلی کودک را فراهم میکنند؛ عزیزی دراینباره میگوید: «این توضیحات برای کودکان زیر 7 سال میتواند تخیلات کودک را خیلی بیشتر کنند. این جملات مفاهیمی است که کودکان نمیتوانند درکی از آنها داشته باشند، بنابراین باید از کلمات عینی برای کودکان استفاده کرد مثل این درخت یا این گل طول عمری دارد که در ابتدا شاداب و سرحال است و بعد از مدتی شادابی و سرحالیاش از بین میرود و ممکن است پژمرده شود، در مورد انسانها هم همین اتفاق میافتد؛ بنابراین، با حداقل توضیحات خیلی ساده و کوتاه میتوانید به شکل عینی مسئله مرگ و فقدان را برای کودکان توضیح دهید.»
این استاد دانشگاه درباره توضیح مفاهیم بهشت و جهنم به کودکان میگوید: «کودکان به دلیل آنکه به مرحله انتزاعی نرسیدند و همچنان درگیر تخیل هستند، نمیتوانند تصوری از بهشت و جهنم داشته باشند. این در حالی است که ما گاهی بابیان مسائل معنوی به کودکان میگوییم که فلانی چون آدم خوبی بود رفت پیش خدا و الآن در بهشت است اما با این جملات یک انتزاعی در کودک ایجاد میکنیم که هرلحظه ممکن است آن فرد برگردد و با این کار به خیالاتی شدن کودکان دامن میزنیم.»
عزیزی میگوید بیان مسائل معنوی و اعتقادی میتواند به کودکان آسیب بزند و گاهی اوقات کودکان با این خیالات تا پایان عمر زندگی میکنند: «در این مورد مراجعی داشتم که به کودک گفتهشده بود چون پدرت آدم خوبی بوده، فوتشده است. این جمله باعث شده بود این کودک با خیالات بچگی خودش تصور کند بقیه آدمها که نمردهاند، بد هستند؛ به همین خاطر چون خودش را آدم خوبی میدانست خودکشی کرد و این اتفاق نتیجه نوع کلمات و جملاتی بود که برای کودک بهکاربرده شده بود.»
والدین مراقب احساساتشان باشند
عزیزی به والدین توصیه میکند احساسات خودشان را در کنار کودک کنترل کنند: «پدر و مادری که در رابطه با مرگ عزیزان واکنشهای بسیار بیشازحد نشان بدهند، طبیعی است که کودکان آنها هم واکنشهای بیشازحد نشان دهند، پس والدین حداقل نباید در حضور کودکان واکنشهای اغراقآمیز و رفتارهای دیوانهوار داشته باشند»
او با اشاره به نیازهای کودک میگوید: «کودک، پدر و مادر را بهعنوان کسی میبیند که نیازهایش را برآورده میکند؛ بنابراین، اگر نیازهای کودک با مرگ پدر یا مادرش بهدرستی برآورده شود و نقش پدر یا مادر در شکل دیگری ایفا شود، او خیلی راحتتر میتواند مرگ پدر یا مادرش را درک کند و با آن کنار بیایید.»
به کودکتان دروغ نگویید
عزیزی در رابطه با توضیح مرگ به کودکان میگوید: «وقتی کودکان سؤالاتی از ما میپرسند خیلی کوتاه و راحت جواب آنها را بدهیم مثل پدر/مادر دیگر نیست، قرار نیست پیش ما برگردد و ما قرار است دیگر بدون پدر/مادر زندگی کنیم؛ در مقابل، یک اطمینانی به او بدهیم مثلاینکه من کنارت هستم و کارهای تو را انجام میدهم و نیازهایت را برآورده میکنم. بنابراین، جوابها کوتاه باشد و با دروغ، کاری نکنیم که کودک در خیالات خودش در حالت انتظار باقی بماند. اگر این مسئله را همان موقع برای او تمام کنیم و تمامشده بدانیم، ادامه تخیلات کودک به او آسیب نخواهد رساند.»
این روانشناس کودک میگوید برای درک بهتر شرایط توسط کودک، اعضای خانواده باید دورهم جمع شوند و علت مرگ را خیلی ساده در حضور کودک بیان کنند: «انجام این کار دو مزیت دارد؛ اول اینکه، واقعیت مشخص میشود و دوم اینکه، کودک زمانی که میبیند دیگران هم ناراحت و در حال گریه هستند، پذیرش و درک شرایط برایش خیلی راحتتر میشود.»
برای کودک آمادگی ایجاد کنید
به گفته عزیزی، زمانی که کودک اصرار زیادی به شرکت در مراسم خاکسپاری دارد یا امکان گذاشتن کودک پیش کسی وجود ندارد، باید قبل از حضور در مراسم، ازنظر فکر آمادگی لازم به کودک داده شود؛ مثلاً در مورد اینکه آدمها وقتی فوت میکنند آنها را خاک میکنند و سنگقبر برایشان درست میکنند، توضیحاتی دهید. با وجود آمادگی که برای کودک ایجاد کردید، دقت کنید که شرکت دادن کودکان در غسالخانه و دیدن شستن جنازه یکی از نمونههای تجاوز به حقوق کودکان است.
چگونه یک کودک خوش صحبت تربیت کنیم؟
اکثر والدین دوست دارند فرزندان خوش صحبت و حاضر جوابی داشته باشند اگر شما هم جز این دسته از افراد هستید در این مطلب همراه ما شوید تا درباره روش تربیت کودک خوش صحبت بیشتر بخوانید.
تربیت کودک خوش زبان
خوب حرف زدن کودکان
یکی از مهم ترین و سازنده ترین ابعاد رشدی هر فردی، رشد زبان، یعنی نحوه سخن گفتن است. والدین با نوع آموزشی که در این زمینه به کودکانشان می دهند می توانند آن ها را افراد خوش زبان و یا بد زبان پرورش بدهند. برای هر پدر و مادری لازم است که با مراحل رشد گویایی و یا همان زبانی فرزندش آشنا بشود و راهکارهای مناسب برای آموزش صحیح آن را به فرزندان یاد بگیرند. هر انسانی از قبل از تولد (دوران بارداری) تا لحظه مرگ در ابعاد مختلفی رشد می کند. رشد جسمانی، عقلی، اخلاقی، عاطفی و زبانی. تمام ابعاد رشدی برای زندگی هر فردی لازم می باشد. اما از بین آن ها رشد زبانی و یا گویایی می تواند مهم ترین و سازنده ترین بعد باشد. زیرا زبان یکی از بهترین راه های برقراری ارتباط با محیط اطراف هر فردی است.
غان و غون بهتر است والدین از دوران بارداری با فرزندشان صحبت کنند و بعد از تولد نیز این کار را ادامه بدهند و به دفعات متعدد برایش شعر و قصه بخوانند و با او صحبت کنند تا کودک شان از دامنه لغات بالایی برخوردار شود کودکان از لحظه تولد کم کم به شنیدن صداهای محیطی واکنش نشان می دهند. از شنیدن هر صدایی لذت می برند.
درست صحبت کردن کودکان
بعد از گذشت چند ماهی از تولد، کودک به دلیل الگوپذیر بودن سعی به تکرار صداهایی که می شنود، می کند(dot) پدر و مادر باید به این نکته توجه داشته باشند که هر صدا و هر کلمه ای را که کودکان مداوم بشنوند، قطعا یک روزی آن ها را به کار می برند. اگر والدین در خانه با یکدیگر با لحن آرام و ملایم و با استفاده از کلمات مناسب با یکدیگر صحبت کنند می توانند بر روی رشد صحیح و مناسب گویایی فرزندشان تاثیر مثبتی را بگذارند.
سه سالگی سن تکمیل رشد گویایی اگر محیط خانه یک کودک محیط مناسبی باشد، یعنی والدین با فرزندشان زیاد صحبت کنند، برایش شعر و قصه بخوانند، به صداهای مثبتی که از خود در می آورند واکنش مثبت نشان دهند و کودکشان را ترغیب به حرف زدن نمایند، در این صورت کودک آنها می تواند تا پایان سن ۳ سالگی، از دامنه لغات بالایی برخوردار باشد و به راحتی می تواند حرف بزند. اما اگر محیط گفتاری کودک مناسب نباشد ممکن است یکی از دلایلی باشد که رشد زبانی آن ها را به تاخیر بیاندازد.
در دوران بارداری و شیر دهی با فرزندت حرف بزن
یکی از راهکارهایی که می تواند به رشد زبانی فرزندان کمک کند این است که با آن ها زیاد صحبت شود. هم در دوران بارداری و هم در زمان شیر دهی با فرزندتان صحبت کنید و هنگامی که او سعی کرد از دهان خود صدایی را مشابه صدهای شما بیرون آورد، او را تشویق کنید تا او متوجه کار مثبتش بشود و تلاش خود را برای تکرار آن رفتار انجام بدهد.
شنیدن کلمات منفی ممنوع
اگر والدین در خانه با یکدیگر با لحن آرام و ملایم و با استفاده از کلمات مناسب با یکدیگر صحبت کنند می توانند بر روی رشد صحیح و مناسب گویایی فرزندشان تاثیر مثبتی را بگذارند در برخی موارد در فیلم ها و کارتن هایی که کودکان می بینند، کلمات مناسبی گفته نمی شود و یا با لحن مناسبی صحبت نمی شود. به دلیل اینکه کودکان مشاهده گرهای توانا و الگوپذیرهای قابلی هستند، به راحتی می توانند آن حرف ها یا کلمات نامناسب را یاد بگیرند و تکرار کنند. سعی کنید قبل از دیدن هر فیلم و کارتنی توسط فرزندتان، ابتدا خودتان آن را مشاهده کنید و زمانی که متوجه شدید مشکل گفتاری در آن ها وجود ندارد، برای فرزندتان هم بگذارید. حتی اگر با بستگان و یا آشنایانی رفت و آمد می کنید که لحن و کلمات مناسبی را در گفتارش به کار نمی برند، بهتر است تا زمانی که کودک تان کاملا حرف زدن را یاد نگرفته است، رفت و آمد خود را با او کمتر کنید. زیرا دیدن و شنیدن جملات جدید و متفاوت برای کودکان جذابیت دارد و ممکن است که آن ها را یاد بگیرد و به کار ببرد.
تشویق به جای تنبیه ممنوع
یکی دیگر از راهکارهای آموزش تشخیص حرف های خوب از بد به فرزندان، این است که پدری و مادر با یکدیگر صحبت کنند و همچنین به بقیه افراد فامیل مثل خاله ها و عمه ها، پدربزرگ ها و مادربزرگ ها، و همچنین فرزندان بزرگتر بگویند که اگر کودک شان در کنار آنها حرف زشت و ناپسندی را زد به او واکنش مثبت نشان ندهند و به او نخندند. زیرا اگر به حرف های زشت کودکان واکنش نشان داده بشود، کودک ممکن است فکر کند که حرفی را که زده خوب و مثبت بوده و سعی می کند که دوباره آن را تکرار کند. ولی اگر در برابر کلمات نا پسند خود هیچ گونه واکنشی چه مثبت و چه منفی را نبیند دیگر آن را تکرار نمی کند.
پایه گذاری ارزش ها
به صورت کلی وظیفه والدین و مربیان مهدهای کودک این است که تا قبل از ۷ سالگی به پایه گذاری ارزش ها در ابعاد مختلف در کودکان بپردازند. اگر تا قبل از این سن در ابعاد مختلف فرهنگی، مذهبی و اجتماعی بتوانیم خوبی ها و بدی و به صورت کلی ارزش ها را به کودکان از طریق غیر مستقیم یعنی بازی کردن، قصه خواندن، شعر خواندن و فیلم دیدن، آموزش بدهیم بعد از ورود به مدرسه و با فرا رسیدن ۷ سالگی کودکان کم کم می توانند طبق آموزشی که دیده اند خوبی ها را از بدی ها تشخیص بدهند.
درباره تربیت کودک خوش صحبت بیشتر بدانید
افزایش هوش کلامی به صورت ناخودآگاه کودکان زیادی هستند که خیلی خوش سخن و شیرین زبان و هوش کلامی بالایی دارند. وقتی از والدین آن ها می پرسیم، شما چه کار کردید که چنین کودک خوش صحبتی دارند؟ با تعجب جواب می دهند که نمی دانیم و استعدادی هست که خدا بهش داده. اینکه هوش کلامی ژنیتیکی هست یا اکتسابی، شاید دقیق نتونیم بگیم اما چیزی که مهمه اینه که هوش کلامی یک مهارت است مثل نوازندگی و نقاشی که می توان با تمرین کردن تقویت کرد. کارهایی که ما به صورت ناخودآگاه انجام می دهیم ممکن است باعث تقویت هوش کلامی کودکمان شود. مثل :
کلمات و واژه هایی که پدر و مادر و اطرافیان در صحبت های روزمره خود استفاده می کنند.
گفتگوهای والدین با کودکان
تماشای تلویزیون و سایر رسانه ها
گوش دادن فعال به صحبت های کودک
اینکه کودک یاد بگیرد شنونده خوبی باشد
هر چه قدر توانایی کودک در شنیدن و یادگیری کلمات جدید بیشتر شود ، با مطالب و تعاریف جدیدی آشنا می شود و از نظر ذهنی بهتر رشد می کند. درک و آگاهی اش از دنیای اطراف نیز بیشتر می شود. و بهتر می تواند احساسات و افکار خود را بیان کند و در نظر اطرافیان باهوش تر به نظر می رسد.
راهکار طلایی حرف شنوی کودکان؛ از پنسیلوانیا تا یزد روش همین است
همشهری آنلاین/ آموزش حرف شنوی و تعیین حد و مرزها یکی از حیاتیترین جنبههای فرزندپروری است که البته کار دشواری است اما با استمرار و هماهنگی والدین میتوانید نتیجه خوبی به دست آورید.
حرف شنوی فرزندان، به خصوص در سنین کودکی یکی از ضرورتهای تربیتی است. به عنوان والد، ما از فرزندانمان انتظار داریم که از قوانین پیروی کنند و در کنار احترام، سایر ویژگیهای مهم شخصیتی را نیز آموزش ببینند تا مرزهای سالمی بین فرزندان و بزرگترها ترسیم شود اما مشکل اینجاست که تربیت کودکی مطیع، آسان نیست.
اگرچه راههای مختلفی هم وجود دارد که به فرزندانمان اجازه دهیم انتظارات و قوانین ما را به چالش بکشند، با این حال، آموزش اطاعت به کودکان مطمئنا گاهی اوقات خسته کننده میشود. علاوه بر این، بسیار مهم است که حرف شنوی فرزندان ما فقط به این دلیل نباشد که از تنبیه شدن میترسند یا میخواهند اطرافیان را تحت تاثیر قرار دهند. در این شرایط راههای موثر برای حرف شنوی فرزندان چیست؟
از لحن ملایم استفاده کنید
کوین پورت، از مرکز مشاوره کودکان پنسیلوانیا در این رابطه نوشت: «اغلب والدین، در مواجهه با بدرفتاری یا سرپیچی از انتظاراتشان با فریاد یا ناله اعتراض میکنند. با این حال، این رویکرد برای تربیت کودکی محترم کاربرد ندارد. کاری که میتوانید برای جلب احترام فرزندتان انجام دهید این است که از لحنی نرم استفاده کنید. آرامش خود را حفظ کنید و پیامها و صحبتهایی واضح و شفاف با فرزندتان داشته باشید.»
برای مثال، اگر میخواهید بچهها وقتی از آنها میخواهید اسباببازیهایشان را کنار بگذارند گوش کنند، او را همراهی کنید و در حالی که اسباببازیها را یکی یکی داخل جعبه یا کمد میگذارید، دست فرزندتان را بگیرید و او را هدایت کنید. همچنین، از فرزندتان انتظار نداشته باشید که از اولین بار، یک کار را کاملا درست انجام دهد. پیروی از قوانین و انتظارات شما چیزی نیست که یک شبه به دست آید. ممکن است نیاز به پیگیری باشد و این اشکالی ندارد.
از تکرار خودداری کنید
پیگیری و تکرار دستورات، دو چیز متفاوت هستند. شما میتوانید پیگیری کنید تا مطمئن شوید که فرزندتان دستورات شما را در زمانهای دیگر هم دنبال میکند اما هنگامی که برای اولین بار به کودک خود دستور میدهید که اسباببازیهای خود را کنار بگذارد، مهم است که پیام شما واضح و قابل درک باشد.
ابوالفضل آزادنیا، مشاور کودک و نوجوان در یزد، در توضیح این نکته گفت: «از تکرار دستورات خود برای بار دوم یا سوم خودداری کنید. در غیر این صورت، این ممکن است به فرزند شما این تصور را بدهد که میتواند کار را به تعویق بیندازد. به او بگویید شما نیم ساعت زمان داری تا بازی کنی. در این مرحله لازم است هیجان و استرس احتمالی او را مدیریت کنید و در نزدیکی پایان وقت به او یادآوری کنید که وقت او چه زمانی تمام خواهد شد.»
به آنها بگویید که چه کاری انجام دهند، نه چه کاری انجام ندهند
ما تمایل داریم از کلمات «نه» یا «نباید» استفاده کنیم تا فرزندانمان را از دردسر یا خطر دور نگه داریم. مثلا میگوییم، «نه، به آن دست نزن»، یا، «نه، شما نمیتوانی تا دیروقت بیدار بمانی». اگرچه کودکان ممکن است درک کنند که کارهایی وجود دارد که مجاز به انجام آنها نیستند، اما نه گفتن کافی نیست؛ به او بگویید چه کاری میتواند انجام دهد. کوین پورت توضیح میدهد: «فعالیتها یا رفتارهای جایگزین را پیشنهاد دهید. اگر نمیخواهید فرزندتان تا دیروقت بیدار بماند و تلویزیون تماشا کند، میتوانید به جای نهی کردن، فعالیتهای مجاز قبل از خواب را پیشنهاد دهید. مثلا او را دعوت کنید تا با هم یک داستان بخوانید یا بعد از منظم کردن جورچین بخوابد.»
با قوانین خود سازگار باشید
اگر با قوانین و انتظارات خود سازگار نباشید، آموزش اطاعت به کودک موثر نخواهد بود. اگر به چیزی «نه» میگویید، خود الگوی آن رفتار باشید. آزادنیا توضیح داد که ۷۰ درصد از رفتارآموزی کودکان بر اساس مشاهده است. پدر و مادر الگوی فرزند خود هستند و اگر به صورت مداوم به فرمان خود پایبند باشید اثر مقبتی روی رفتار کودک خواهید داشت؛ در صورت مشاهده رفتاری نادرست از فرزندتان یا تکرار آن، کافی است او را با عواقب آن کار همراه کنید. البته در صورتی که از قبل، عواقب آن رفتار ناپسند را شفاف و روشن به او اطلاع داده باشید.
فرزندتان را تشویق کنید
از الفاظ تاییدی و تشکری استفاده کنید تا کودک متوجه رفتارهای درست و خوب خود بشود. از دیگر سو، از او بخواهید با استفاده از جملاتی مانند «بله، مامان» یا «باشه بابا، این کار را انجام میدهم» کارهایی را که از او خواستهاید، تایید کند. این کار به مرور کیفیت گفتوگوهای شما و درکی را که از یکدیگر دارید افزایش خواهد داد. بسیار پیش میآید که کودک متوجه درخواست شما نشده است. علاوه بر این، کوین پورت میگوید اطاعت از دستورات و انتظارات والدین نباید دشوار باشد. گاهی کودک با این چالش روبرو میشود که از پس مقاومت کردن در برابر وسوسه ها برنمیآید و این باعث میشود از خواسته های شما سرپیچی کند.
چطور می توانیم والد موفق باشیم؟
چطور می توانیم والد موفق باشیم؟
دلیل اصلی و پنهان تنفر والدین از فرزندشان
تنفر از فرزند مشکلی سخت و آزاردهنده است که برخی از والدین را دچار می کند. این حس ناخوشایند علل مهمی دارد که با شناخت آنها میتوان به راه حل رسید.
دلیل بی علاقه گی و تنفر برخی والدین از فرزندشان
عشق و علاقه والدین موجبات رفاه و رشد کودکان را فراهم می آورد و اگر به هر روش با نبودن این عشق و علاقه، رشد روانی کودک آسیب ببیند، باعث مشکلاتی در روان کودک و یا زمینه سازی یک عمر ناسازگاری و درد می شود.
محبت به فرزند فواید بیشماری دارد که پیش از این کامل در موردش صحبت کردیم و دانستید، عشق والدین که مانند لبخند یا نگاهی دوستانه، همدلی و شوخ طبعی را منتقل می کند و محبت فیزیکی که در دوران نوزادی و کودکی بین مادر و فرزند وجود دارد از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا محیط لازم برای یادگیری، نحوه تنظیم احساسات و ایجاد همدلی در کودک را فراهم می کند.
با تمام این صحبت ها نمونه های بی شماری از والدین وجود دارند که نسبت به فرزندانشان رفتار خوبی ندارند، در حالی که معتقدند آنها را دوست دارند و حتی تنفر خود از فرزندشان را بر زبان می آورند، ولی چرا؟ قطعا تنفر از فرزند در این والدین دلیلی دارد که دانستنش مهم خواهد بود، به همین دلیل در این بخش به دلایل بی علاقگی والدین نسبت به فرزندانشان می پردازیم. این دسته والدین :
تصویر منفی از خود دارند
اگر والدین خودشان را دوست نداشته باشند یا تصور منفی از خود و بدنشان داشته باشند و این شرم و تفکر منفی را گسترش دهند، نمی توانند عشق و لطافت را به کودکانشان منتقل کنند. به طور کلی، افرادی که واقعاً خودشان را دوست ندارند، در عشق ورزیدن واقعی به دیگران، به ویژه فرزندانشان ناتوان هستند در حقیقت، آنها بیشتر احساسات منفی خود را به دیگران منتقل می کنند.
مشکلات زناشویی دارند
متأسفانه مسائل زناشویی مانعی در رشد کودک است، زیرا والدین نمی توانند به طور مناسب نیازهای آنها را تامین کنند. والدینی که درگیر اختلافات زناشویی هستند، انرژی کافی ندارند تا روی نیازهای فرزندان خود متمرکز شوند. هنگامی که والدین قادر به دوست داشتن یکدیگر نباشند، ایجاد یک محیط پایدار، امن یا پرورش دهنده برای فرزندانشان دشوار تر است و این مانع از توجه و تمجید بچه ها می شود که در آموزش، تعاملات اجتماعی و رشد عزت نفس آنها تاثیر می گذارد.
نابالغ و رشد نکرده هستند
والدینی که رشد نکرده یا نابالغ هستند فرزندان خود را به عنوان یک بار وابستگی ناخواسته و ترسناک می دانند و به نظر آنها تحمل مسئولیت و مراقبت گسترده ای که کودک در حال رشد به آن احتیاج دارد دشوار است.
به سختی عشق را می پذیرند
اگر والدین در سالهای رشد آسیب ببینند، در پذیرش عشق و صمیمیت با فرزندان دچار مشکل می شوند. والدین به دلیل درد عاطفی که دارند ناخودآگاه از فرزندشان فاصله می گیرند.
آسیب های حل نشده دارند
والدینی که آسیب های حل نشده در زندگی دارند، تمایل به رفتار نامناسب با فرزندان خود پیدا می کنند، خصوصاً وقتی فرزندانشان به دوره هایی از زندگی نزدیک می شوند که برای والدین آسیب زا باشد.
آنها ممکن است با رد شدن یا جبران بیش از حد واکنش نشان دهند. هیچ یک از واکنشها برای کودک مناسب یا سازنده نیست. به عنوان مثال، والدینی که تحمل یادآوری غم و اندوه کودکی خود را ندارند، ممکن است هنگام گریه فرزند اورا مجازات کنند. والدین دیگری ممکن است درد فرزندان خود را درست برعکس با آرامش و محافظت بیش از حد آنها، سرکوب کنند. هرچه شخص از خود محافظت بیشتری داشته باشد، در دفاع از کودک بیشتر عمل می کند و قادر به درک صحیح کودک نیست.
اضطراب مرگ پیدا می کنند
برای برخی افراد بچه دار شدن به آنها یادآوری می کند که زمان می گذرد و این باعث افزایش اضطراب مرگ آنها شده و می تواند تنش و حتی خشم در والدین ایجاد کندکه موجب آسیب مستقیم یا غیرمستقیم کودک می شود.
کودک را یک پروژه می بینند
والدینی که تمایل دارند از فرزندان خود به عنوان پروژه جاودانگی استفاده کنند، این امر تأثیر مخربی بر کودکانشان می گذارد زیرا برای رسیدن به این هدف، کودکان باید نگرش و انتخاب والدین خود را تکرار کنند و اگر آنها متفاوت باشند، اقدامات مستقل آنها به غلط به عنوان سرکشی تلقی می شود. والدین سعی می کنند شباهت را به فرزندان خود تحمیل کنند زیرا اگر فرزندان با آنها متفاوت باشند نمی توانند با آنها زندگی کنند.
ویژگی های بدی که کودکان دارند
به دلیل سبک های نامناسب فرزندپروری، بسیاری از کودکان ویژگی هایی پیدا می کنند که قابل تحمل نیست. آنها ممکن است بی نظم، سرکش، نافرمان باشند و حتی اگر آنها عامل اصلی این رفتارها باشند، برای والدین سخت است کودکی که این صفات را از خود نشان می دهد دوست داشته باشند.
۶ جمله که کودک عصبانیتان را آرام میکند

به نقل از همشهری آنلاین: یادتان باشد که کودکان هنوز راه کنترل خشم خود را بلد نیستند و این شما هستید که باید او را آرام کنید. در نتیجه به جای اینکه خودتان نیز کنترلتان از دست بدهید و اوضاع را بدتر از آنچه هست بکنید نفس عمیق بکشید و با کودکتان صحبت کنید.
کلمات میتوانند زخم بزنند یا مرهم درد باشند. کلمات گاهی معجزه میکنند و با توجه به لحن مناسبی که ادا میشوند میتوانند به ایجاد آرامش و رفع عصبانیت کودکان خردسال کمک کنند. توجه کنید که گفتوگو یکی از مهمترین استراتژیهای والدین برای داشتن یک رابطه خوب با فرزندشان است. پس تا میتوانید از کلمات نهایت استفاده را ببرید.
«بیا هر دوتامون آروم باشیم، باشه؟»
برای هر پدر و مادری پیش میآید که با صحنه عصبانیت فرزندش مواجه شود در حالی که فریاد میکشد، لگد پرت میکند و با بچههای دیگر دعوا میکند. این صحنه آشنا والدین را نیز از کوره به در میبرد و آنها را در خجالتزده میکند.
برای هر پدر و مادری پیش میآید که با صحنه عصبانیت فرزندش مواجه شود در حالی که فریاد میکشد، لگد پرت میکند و با بچههای دیگر دعوا میکند. این صحنه آشنا والدین را نیز از کوره به در میبرد و آنها را در خجالتزده میکند.
در اکثر موارد ماجرا با داد و بیداد شما، بغل کردن کودک و دور کردن او از نگاه دیگران خاتمه مییابد. اما در این شرایط کودک به تنها چیزی که نیاز دارد درک شدن است. بنابراین به جای هر کار دیگری نفس عمیق بکشید و بگویید: «دخترم/پسرم! من هم عصبانی هستم اما بیا هر دو تامون سعی کنیم آروم باشیم». در اینصورت کودک احساس میکند درک شده است و شما نشان دادهاید که میخواهید به او کمک کنید.
«من هم عصبانی میشوم اما جور دیگهای عصبانیتم را نشان میدهم»
کودک در مقابل این جمله، احساس میکند که با او همدردی کردهاید. او به شدت عصبانی است و باید خود را خالی کند اما متوجه میشود باید جور دیگری رفتار کند. در مقابل خشم کودک به او نگویید «بچه» شده است.
به او بگویید کاملا طبیعی است که عصبانی بشود و ما بزرگترها هم عصبانی میشویم. اما باید یاد بگیرد که عصبانیتش را به گونه دیگری نشان دهد. به عنوان مثال نفس عمیق بکشد، برای چند لحظه چشمانش را ببندد، نقاشی بکشد یا هر کار دیگری که در آن لحظه به ذهنش میرسد.
«بیا با هم یه راهحلی برای مشکلت پیدا کنیم»
معمولا کودکان زمانی عصبانی و کجخلق میشوند که به آنچه میخواستند نرسیدهاند یا بهدرستی از پس انجام کاری برنیامدهاند. اگر در این لحظه به آنها جملاتی مانند: «خوب تلاش نکردی» یا «به جای گریه کارت را درست انجام بده» بگویید کمکی به کنترل عصبانیت او نخواهید کرد و حتی ممکن است اوضاع بدتر شود. در این مواقع کودک به جملات تشویقی، انگیزشی و اعتماد به نفس نیاز دارد. اگر وارد عمل شوید و به او کمک کنید تا مشکل را حل کند عصبانیت او نیز فروکش خواهد کرد.
«اگر آرام و بدون داد و فریاد صحبت کنی بهتر میفهمم چه میگویی!»
اگر کودکی عصبانی است و در نتیجه جیغ میزند بدون شک اعصاب والدین را نیز به هم میریزید. اما در این مواقع شما به عنوان پدر یا مادر باید بر اعصاب خود مسلط باشید. به او بگویید زمانی که جیغ میزند نمیفهمید چه میگوید. مهم است که در این شرایط فرزندتان را آرام کنید و با او بهآرامی صحبت کنید.
مهم است که در این شرایط فرزندتان را آرام کنید و با او بهآرامی صحبت کنید.
«عصبانی هستی؟ بغلت کنم خوب بشی؟»
گاهی کودکان نیز همانند بزرگسالان روز بدی پشت سر میگذارند و به دلیل هر اتفاقی از کوره در میروند. در نتیجه داد و بیداد میکنند و گاهی حتی نمیدانند چه میخواهند. اما در این شرایط آنچه لازم دارند درک شدن و عشق است. در این لحظات میتوانید به او بگویید یک داروی معجزهگر برای درمان عصبانیت او دارید و این دارو چیزی جز یک آغوش محکم و التیامبخش نیست. بنابراین او را در آغوش کشیده و آرام کنید.

«چرا اسباببازیهایت را پرت میکنی؟ آنها را دوست نداری؟ از دستشان عصبانی هستی؟»
اکثر کودکان زمانی که عصبانی میشوند با پرت کردن هر آنچه دم دستشان است و معمولا پرتاپ اسباببازیهایشان واکنش نشان میدهند. در این مواقع ممکن است شما نیز پا به پای او عصبانی شوید و صدایتان را بالا ببرید. اما باید تمام تلاشتان را برای پرهیز از این کار انجام دهید.
کودک عصبانی است و احتمالا حتی دلیل آنرا هم نمیداند. بنابراین نیاز دارد تا کسی به او بگوید چه کاری انجام میدهد تا متوجه شود که این کار درست نیست. وقتی از او سوال میکنید چرا اسباببازیهایت را پرت میکنی آیا از دست آنها عصبانی هستی تازه متوجه میشود که آنها هیچ گناهی ندارند و مسئول عصبانیت او نیستند. در نتیجه متوجه میشود نباید آنها را پرت کند.
جمعبندی
گاهی برقراری ارتباط با فرزندانمان از آنچه که فکر میکنیم به مراتب آسانتر خواهد بود، کافی است بدانیم که چگونه میتوانیم آنها را درک کنیم و در نهایت هم به برطرف کردن مشکلات و اختلافهایمان بپردازیم.
مطلب پیشنهادی: درمان عصبانیت کودکان، آرامششان دست شماست
این حرفها رو نه به دختربچه ها بگید نه به پسربچه ها
ارتباط والدین با فرزندان تاثیر زیادی در شخصیت آنها دارد، اگر میخواهید تاثیر مخربی در آینده فرزندتان نداشته باشید باید نحوه صحیح صحبت کردن با کودکان را بدانید.
صحبت هایی که هرگز نباید به بچه ها گفت
نحوه رفتار و ارتباط والدین با فرزندان در نحوه تربیت آنان تاثیرگذار است. والدین باید در انتخاب کلمات و نحوه بیان آنها دقت کنند و بدانند حرف هایشان مستقیم روی فرزندان تاثیر می گذارد زیرا حتی یک جمله ساده ناامیدکننده از سوی والدین می تواند ذهن کودک را مدت ها درگیر نماید و تاثیر مخربی بر روی آن بگذارد.
رژیم هستم
هر روز در مورد چاق بودنتان با کودک صحبت نکنید زیرا او را به مسائل شرمندگی از بدن حساس می کنید و سبب می شوید که او در آینده بدن خود را دوست نداشته باشد و با دید انتقادی به خود بنگرد.
مراقب باش
اگر شما همیشه در حال کنترل کودک خود هستید و تا او کاری انجام می دهد به او می گویید که مراقب باشد، در اشتباه هستید زیرا اینگونه اضطراب و نا آرامی خود را به کودکتان منتقل خواهید کرد. به کودک نزدیک شوید و مراقبش باشید اما آرام و ساکت باشید.
مگه مامانو دوست نداری
اگر کودک شما کار اشتباهی انجام داد، به او نگویید چرا این کار را کردی مگه مامان رو دوست نداری این کار سبب می شود به کودک احساس گناه را القا کنید پس بگویید خودت می دونی که من چقدر دوست دارم، سعی کن این کارها رو نکنی. دوست داشتن فرزند باید بدون هیچ قید و شرطی باشد.
عمو دعوات می کنه
به فرزند خود نگویید که عمو و… دعوات می کنه، اینگونه از بزرگترها می ترسد و تسلیم می شود، به او یاد دهید در مواقع لزوم از حق خود دفاع کند و از کسی نترسد.
با دوستت برو حموم
هرگز اجازه ندهید که کودکتان با دیگران حتی با دوست یا… به حمام برود زیرا این کار سبب کنجکاوی های جنسی و شیطنت خواهد شد و عواقب مخربی را در پی دارد.
روی پای فلانی بشین
اگر داخل خودرو شما جا نیست دخترتان را تنها روی پای خود و یا همسرتان بنشانید و هرگز نگویید برو روی پای فلانی بنشین، اشکالی نداره….
شب خونه دایی، عمو و… بمون
کودک خود را خانه همسایه یا بستگانتان تنها نگذارید و اجازه ندهید او شب جایی بدون شما بماند.
فقط بگو چشم
به فرزند خود تنها چشم گفتن را یاد ندهید و نگویید که بچه ای خوبه که روی حرف پدرو مادرش حرف نزنه، فرزندی که مطیع والدین خود باشد، صرفا فرزند خوبی نیست زیرا در آینده در برابر دیگران نمی تواند حق خود را بگیرد.
با غریبه ها حرف نزن
جمع نبندید و به کودک خود نگویید که با غریبه ها حرف نزن زیرا این غریبه ها شامل آتشنشان، پلیس و… نیز خواهد شد پس افراد مطمئن را به کودکتان بشناسانید و به او بگویید هر کسی که به او حس منفی القا نمود، شما را در جریان قرار دهد.
تو همیشه….
هرگز عباراتی را با کلمات هرگز، همیشه یا هیچ وقت و… را به فرزندتان نگویید مثلا نگویید تو همیشه این کار رو خوب انجام ندادی یا تو هیچ وقت از پس کاری بر نمیای و…. اینگونه عبارات فرزند را محکوم می کند و حس بدی را به او انتقال می دهد.
انقدر بدهی داریم…
هرگز به دختر خود درباره مسائل مالی و مقدار بدهی های خود چیزی نگویید و اگر زندگی پر استرس و سختی از لحاظ مالی دارید سعی کنید وضعیت را برای کودکانتان طبیعی جلوه دهید.