چرا باید فرزندان خود را به دیدن باغ وحش ببرید؟

چرا باید فرزندان خود را به دیدن باغ وحش ببرید؟

چرا باید فرزندان خود را به دیدن باغ وحش ببرید؟

هیچ چیز به اندازه تماشای حیوانات در باغ وحش کودکان را هیجان‌زده نمی‌کند. علاوه بر این بازدید از باغ وحش علاوه بر اینکه یک گذر زمان است ومی تواند مزایای یادگیری زیادی را ارائه دهد. این سفری است که می‌توان در هر روز از سال برنامه‌ریزی کرد و خانواده و دوستان را دور هم جمع می‌کند. کودکان بیشترین سود را از سفر به باغ وحش می‌برند. جدای از تماشای حیوانات وحشی در زیستگاه طبیعی خود چیز‌های بیشتری از این سفر به خانه می‌برند. در اینجا تعدادی از مزایایی که سفر در باغ وحش می‌تواند برای یک خانواده و به ویژه کودکان فراهم کند آورده شده است.

 

آگاهی زیست محیطی:

باغ وحش مکانی است که محیط زیست در آن مراقبت و پرورش واقعی پیدا می‌کند. وقتی کودکان از باغ وحش بازدید می‌کنند اهمیت آگاهی محیطی و تأثیر آن بر زندگی مردم را یاد می‌گیرند و متوجه می‌شوند.

 گردش بدون آلودگی هوا:

از آنجایی که شهر‌های ما آلوده‌تر می‌شوند باغ‌وحش مکانی است که در آن می‌توان با آرامش و بدون آسیب به ریه‌ها نفس کشید. مکانی پر از مناظر سرسبز و درختانی است که حتی قدم زدن هم از درون احساس آرامش می‌کند. این گردش در دامان طبیعت است که همه آنقدر خوش شانس نیستند که از آن لذت ببرند.

 فعالیت بدنی:

ساختار وسیع باغ وحش به کودکان اجازه می‌دهد تا مناطق مختلف آن را به تنهایی کشف کنند. آن‌ها برای استفاده حداکثری از محیط اطرافشان راه ‌می‌روند، می‌دوند و از درختان بالا ‌می‌روند. انرژی محض آن‌ها به طور قابل توجهی عالی است و می‌دانند چگونه از آن نهایت استفاده را ببرند. سفر‌های منظم در باغ وحش تضمین می‌کند که فرزندان شما دوز فعالیت بدنی لازم را برای رشد سالم و قوی داشته باشند.

رشد زبان:

سفر به باغ وحش همچنین می‌تواند برای رشد زبان کودک شما بسیار مفید باشد. هر حیوانی که بازدید می‌کنید یا می‌بینید باید در مورد آن صحبت شود. با فرزندان خود گفت و گو کنید. به آن‌ها بگویید که نام یک حیوان خاص چیست و چه کاری انجام می‌دهد. به سؤالات آن‌ها پاسخ دهید و کنجکاوی آن‌ها را در مورد حیوانات مورد علاقه خود برطرف کنید. این به آن‌ها کمک می‌کند تا مهارت‌های درک خود را تقویت کنند و دایره لغات خود را تقویت کنند.

 تجربه نوازش:

باغ وحش تنها جایی است که کودکان می‌توانند تجربه نوازش حیوانات وحشی را در آن به دست آورند. نوازش به بچه‌ها این امکان را می‌دهد که واقعاً با حیوان احساس نزدیکی کنند. یک لمس ساده چیز‌های زیادی به آن‌ها می‌آموزد و تجربه‌ای باورنکردنی به آن‌ها می‌دهد که هرگز فراموش نخواهند کرد.

 

نتیجه‌گیری:

این‌ها فقط تعداد انگشت شماری از مزایایی است که شما و فرزندانتان در سفر به باغ وحش به دست خواهید آورد. هرچه سفر‌های بیشتری برنامه‌ریزی کنید مزایای بیشتری به دست می‌آورید. همچنین نزدیک ماندن به طبیعت و چیز‌هایی که خیلی قبل از انسان‌ها خلق کرده مهم است.

 

منبع:

nurturey.com

آیا داشتن اتاق مشترک بین کودکان نوپا و نوزادان کار درستی است؟

آیا داشتن اتاق مشترک بین کودکان نوپا و نوزادان کار درستی است؟

آیا داشتن اتاق مشترک بین کودکان نوپا و نوزادان کار درستی است؟

اگر شما صاحب خانه سه خوابه نیستید باید نوزاد خود را پیش خواهر و برادر بزرگترش بگذارید اما ممکن است نگران این موضوع شوید که اتفاقی برای فرزند تازه متولد شده‌تان نیوفتد. در ادامه نکاتی را در مورد کار‌هایی که مادران و بابا‌ها می‌توانند انجام دهند تا اتاق فرزندانشان را برای کل خانواده آسان‌تر کنند آورده شده است.

 

 اتاق را تاریک نگه دارید:

پرده‌ها یا کرکره‌ها را باید هنگام چرت زدن و زمان خواب پایین بکشید تا فضا برای خواب بهتر تاریک شود. همچنین سعی کنید از استفاده از چراغ‌های شبانه خودداری کنید. اجتناب از نور شب باعث می‌شود کودک نوپا از بیدار ماندن و بازی کردن جلوگیری کند. اگر نیاز به استفاده از چراغ خواب دارید از چراغ موجود در سالن استفاده کنید.

 از دستگاه نویز سفید استفاده کنید:

این کمک می‌کند تا کودک و کودک نوپا هنگام استراحت از خواب بیدار نشوند.

 برنامه‌ریزی کنید:

زمان خواب باید هر شب یکسان باشد. اگر ساعت 7 یا 8 بعد از ظهر است در همان ساعت کودک را برای خوابیدن آماده کنید.

 فضای خانه را ساکت نگه دارید:

کودکان بعد از خواب با صدای کوچک‌ترین چیز‌ها بیدار می‌شوند و خواباندن مجدد آن‌ها ممکن است برای شما مشکل باشد در نتیجه بهتر است تلویزیون را خاموش کرده و اگر در منزل مهمان دارید درب اتاق را ببندید و به خواباندن کودک خود مشغول شوید.

 یک فضای خصوصی برای هر دو کودک ایجاد کنید:

مطمئناً آن‌ها در یک اتاق می‌خوابند اما کمی حفظ حریم خصوصی همچنان در این شرایط مفید خواهد بود.

صبور باشید:

مهم است که به یاد داشته باشید که یک کودک 3 روز طول می‌کشد تا عادت کند و یک کودک نوپا 3 هفته. پس وقت بگذارید، صبور باشید، روال خود را حفظ کنید و ثابت قدم باشید.

 

منبع:

newparent.com

ردپای تاثیر بازی ‌های‌ رایانه ای در شلیک ‌های نوجوان آمریکایی

نگاهی روان ‌شناسانه به اما و اگرهای آسیب ‌های بازی‌ های ‌رایانه‌ای خشن که این روزها دوباره خبرساز شده است
ویدئویی از یک نوجوان 18 ساله آمریکایی منتشر شده که به شیوه بازی‌های‌ رایانه‌ای به یک فروشگاه در نیویورک می‌رود و به مشتریان حاضر در آن جا شلیک می‌کند. این نوجوان پس از آن ‌که وارد سوپرمارکتی در شهر بوفالو می‌شود، در حالی که اقدام خود را به ‌صورت زنده در اینترنت پخش می‌کرد، شروع به شلیک به سوی مشتریان می‌کند. بعد از انتشار این ویدئو بحثی در فضای ‌مجازی پیش آمده که بازی ‌های رایانه‌ای تا چه حد می‌توانند در ناخودآگاه کودکان تاثیر بگذارند و آیا این مسئله، تا این حد نگران ‌کننده است؟

   اما و اگرهای مزایا و معایب بازی ‌های رایانه‌ای
قبل از هر چیز باید توجه داشت که پژوهش‌های متعدد، حاکی از مزایای بازی‌های رایانه‌ای است که علاوه بر جذابیت فوق‌العاده‌ای که برای کودکان دارند، شامل این موارد می‌شوند: پاسخ به نیاز تفریح و سرگرم ‌شدن، تسهیل فرایند یادگیری و افزایش‌ توجه، پرداختن به موضوعات مورد علاقه، افزایش انگیزه و علاقه‌مند سازی به یادگیری، تمرین
مهارت ‌‌های اساسی زندگی در پلتفرم‌‌های موجود، ایجاد احساس نشاط در کودکان، ایجاد هماهنگی بین چشم و دست، پرورش قدرت تخیل کودکان، تقویت خلاقیت و تمایل به ابداع در کودکان و … . البته واضح است که این مزایا در صورتی خواهد بود که استفاده از این بستر، به صورت هوشمندانه و برنامه‌ریزی شده باشد.
   سرگرمی ‌هایی که بر قوه تخیل اثرگذار است
هر چند انجام بازی‌های رایانه‌ای برای کودکان جنبه تفریح و سرگرمی دارد اما بر قوه تخیل‌شان هم اثرگذار خواهد بود. بنابراین، پدر و مادرها باید در نظر داشته باشند که چه برنامه‌ای مناسب سن و روحیه کودک‌شان است و می توانند به او اجازه بدهند تا آن را برای پر کردن اوقات فراغتش، تماشا کند. وقتی بچه‌ها مدت زمان زیادی را بازی می‌کنند، آثار خشونت‌بار برخی از بازی‌ها در ناخودآگاه آن‌ها تاثیر می‌گذارد که آثار آن در نوجوانی و بزرگ سالی آسیب‌ زننده است.

   ناتوانی در تشخیص دنیای واقعیت و خیال
انجام بازی‌های رایانه‌ای به ‌خصوص آن‌هایی که خشونت زیادی دارد، به شدت بر روان کودک آسیب می‌رساند زیرا کودکان نمی‌توانند دنیای خیال و واقعیت را از هم به خوبی تشخیص دهند. بنابراین انجام این بازی‌ها، ایجاد دلهره و اضطراب در کودک می‌کند و حتی کودکان ممکن است دچار واکنش‌های اضطرابی طولانی مدت شوند و چون نمی‌توانند از ترس و اضطراب خود حرف بزنند، ممکن است دچار بی قراری، پرخاشگری، مشکلات در خواب، اشتها، شب ادراری و … شوند.

   الگوهای قهرمانی که مرگبار هستند
علاوه بر این، کودکان و نوجوانان دنبال الگوپذیری هستند و با دیدن صحنه‌های مهیج و رفتارهای قهرمان فیلم سعی می‌کنند همانند سازی و در زندگی خود از آن‌ها تقلید کنند و شروع به حرکات خشن و پرخاشگری می کنند. حتی ممکن است خشونت و ایجاد ترس را به عنوان حل مسئله در نظر بگیرند که آسیب ‌های بسیاری خواهد داشت. همچنین از تاثیرات منفی دیگر  افراط در بازی های خشن این است که فرایندهای شناختی از قبیل تصمیم‌گیری، حل‌ مسئله، ادراک توجه و … را تضعیف می‌کنند.

   ضرورت گفت‌و‌گو با فرزند درباره این بازی‌ها
به والدینی که فرزندان‌شان زمانی از روز را به بازی‌های رایانه‌ای اختصاص می‌دهند، توصیه می‌کنم با بچه‌ها درباره محتوای بازی‌هایی که می‌کنند، حرف بزنید و از احساسات ‌شان بپرسید چون بچه‌ها مدت زیادی بازی می‌کنند و ذهن‌شان درگیر بازی می‌شود. برخی از بازی‌ها این توهم را برای بچه‌ها ایجاد می‌کند که خودشان را جای شخصیت بازی بگذارند پس باید با آموزش به آن‌ها درباره دنیای واقعی و مجازی بودن بازی‌ها اطلاعاتی داده شود تا هر چه در بازی انجام می‌دهند، در واقعیت تکرارنکنند چون  برای شان خطرناک است.

   دوره گفتن بازی‌های رایانه‌ای مناسب نیست گذشته است
به عنوان نکته آخر، می‌خواهم والدین بدانند در دنیای امروز گفتن این جمله که بازی‌های رایانه‌ای نامناسب هستند و باید جلوی آن‌ها گرفته شود، کاربردی ندارد چرا که سالانه مبالغ هنگفتی صرف ساخت بازی‌های جذاب رایانه‌ای می‌شود و فرزندان ما هم به شیوه‌های مختلف به این بازی‌ها دسترسی دارند بنابراین والدین دنبال راهکارهایی باشند تا نظارت خود را بر بازی‌ها و میزان استفاده آن‌ها از رایانه و گوشی و …
 بیشتر کنند.
ابتدایی‌ترین قدم در این راستا همین است که به صورت فعال در خرید بازی‌ها همراه کودکان باشید و حتما رده‌ سنی هر بازی را به خوبی بررسی کنید و اطلاعات کامل داشته باشید، اگر بازی رده سنی مشخصی نداشت آن را برای کودک خریداری نکنید.

 
نویسنده : رمیسا ایزدپناه| کارشناس‌ ارشد روان شناسی
 

با این راهکارها، آرایشگاه رفتن کودکان را به کاری خوشایند تبدیل کنید

آرایشگاه، سلمانی یا پیرایشگاه! چه فرقی دارد وقتی قرار است برای بردن کودکمان به آنجا با یک کابوس روبرو شویم؟ در اینجا والدین با تجربه از راهکارهایی گفته‌اند که موثر بوده.
 بسیاری از کودکان نوپا با دیدن قیچی و ماشین اصلاح از ترس به خود جمع می‌شوند، بچه‌هایی هم هستند که جیغ عصبی (هیستریک) می‌زنند. در اینجا با کمک والدین با تجربه، راهکارهایی را ارائه کرده‌ایم که ممکن است به شما هم کمک کند.

ترس را کم کنید
«به عنوان یک آرایشگر و مادر نوزادی ۱۷ ماهه، توصیه من این است: اسم این کار را «کوتاه کردن مو» نگذارید! این کلمه ممکن است برای بچه‌ها با درد مرتبط شود. می‌توانید بگویید پیرایش.»

از یک مدل دوست‌داشتنی کم بگیرید
«ما برای دخترم از یک عروسک دوست‌داشتنی استفاده کردیم. مشاهده بریدن موهای پلاستیکی عروسکش به او کمک کرد که ببیند هیچ چیزی برای ترسیدن وجود ندارد.»

شبیه‌سازی و عادی‌سازی
«ما این کار را به یک بازی بازی تبدیل کردیم و به جای قیچی، از انبر آشپزخانه استفاده می‌کنیم. این باعث می‌شود که فرزندمان به شنیدن سر و صدا و دیدن چیزی براق در اطراف سرش عادت کند. برای نشان دادن ریزش مو هم کاغذهای خرد شده را دور او می‌ریزیم. بعد از این و در شرایط واقعی خیلی راحت با کوتاه کردن موهایش کنار آمد.» 

تحریک کنجکاوی
«اولین باری که پسرم را به سلمانی بردیم اجازه دادیم اول پدرش را ببیند. فکر می‌کنم دیدن بابا روی صندلی به جای ترسیدن، او را کنجکاو کرد. وقتی نوبت پسرک شد، همسرم او را روی صندلی بغل کرد. او کمی گیج شد و تعجب کرد اما ناراحت نشد.»

با حرفه‌ای‌ها همراه شوید
«کمی جستجو کنید و ببینید آیا جایی در منطقه شما وجود دارد که به طور خاص به اصلاح و کوتاهی موی بچه‌ها مشغول باشد؟! آنها اسباب بازی دارند، یک صندلی که مثل یک ماشین یا موتور است و سرو صدا می‌کند. راستش پسر ما آنقدر با این چیزها حواسش پرت می‌شود که متوجه نمی‌شود موهایش را کوتاه می‌کنند.»

کمک گرفتن از یک فرشته مهربان
«حضور کودک ۱۸ ماهه من در آرایشگاه یک کابوس بود! او جیغ می‌زد و فرار می‌کرد. البته خوشبختانه آرایشگر یک دوست است. در نهایت از مادربزرگش خواستم او را ببرد. او یک فرشته مهربان است که بعد از چندبار صبوری، حالا دیگر کودکمان را به آرایشگاه رفتن علاقه‌مند کرده. پسرک تمام مدت آنجا می‌نشیند تا وقتی کار تمام شد بشنود که چه پسر بزرگی شده و دیگر گریه نمی‌کند!»

شناسایی عامل آزاردهنده
«پسر من از ۹ ماهگی، در هر کوتاهی خیلی گریه می‌کرد. ما بالاخره وقتی سه سالش بود فهمیدیم چه چیزی او را عذاب می‌دهد: صدای به هم خوردن قیچی و وزوز ماشین اصلاح او را آزار می‌داد! بنابراین حالا هر بار گوش‌هایش را می‌پوشانیم و از آن زمان دیگر اشک نریخته‌»

معامله را شیرین کنید
«من متوجه شدم که آب نبات چوبی عالی عمل می‌کند! پسرم آنقدر مشغول است که متوجه نمی‌شود چه بلایی سر موهایش می‌آید. آرایشگاه تنها جایی است که به او آب‌نبات می‌دهیم، بنابراین او عاشق کوتاه کردن موهایش است!»

تعجب‌برانگیز نیست اگر برخی از کودکان خردسال قبل یا در طول اولین کوتاهی موی خود دچار ترس می‌شوند. آن‌ها در مکانی عجیب روی صندلی نشسته‌اند و یک پتوی پلاستیکی بزرگ به دور گردن‌شان بسته شده! یک غریبه با قیچی‌ و ماشین دور گوش‌هایشان سر و صدا می‌کند می‌کند و موهایشان روی زمین می‌ریزد. قرار گرفتن در وضعیتی که قبلا تجربه نکرده‌اند در کنار اضطراب قرار گرفتن زیر دست یک غریبه‌، اغلب در سال‌های نوپایی طبیعی است پس بهتر است با مهربانی و آرامش به دنبال امتحان کردن راهکارهایی باشید که او را از تنش و نگرانی حفظ کنید.

چگونه با وجود مشغله فراوان با فرزند خود ارتباط برقرار کنیم؟

برقراری یک رابطه امن و مبتنی بر محبت بی‌قید و شرط در زندگی پرمشغله امروز به پاشنه آشیل خانواده‌ها تبدیل شده است. برای بهبود کیفیت سلامت جسم و روان فرزندان و حتی خودتان برای یک رابطه باکیفیت وقت بگذارید؛ حتی یک ربع در روز!

 برقراری یک رابطه مثبت و امن بین والدین و فرزندان شاه‌کلید زندگی موفق همه اعضای خانواده است؛ والدینی که با وجود تلاش برای مدیریت شرایط سخت زندگی امروز، رابطه خوبی با فرزندانشان برقرار کرده‌اند آرامش روانی دارند و فرزندان نیز به دلیل وجود تعامل مثبت مسیر هموارتری را طی خواهند کرد.

مرجان خاتمی، کارشناس ارشد مشاوره و متخصص حوزه کودک و نوجوان با اشاره به اهمیت این موضوع، یکی از مهم‌ترین راه‌کارها را داشتن زمان با کیفیت والد و فرزند دانست و گفت: توجه به این نکته به رشد و تربیت فرزندان کمک شایان توجهی خواهد کرد.

زمان با کیفیت، زمانی است که شما به طور اختصاصی با فرزندان خود می‌گذرانید و به آنها توجه بی‌دریغ خود را برای انجام کارهایی که دوست دارند هدیه می‌دهید. گذراندن وقت باکیفیت با فرزندان کار شاقی نیست، می‌تواند به سادگی صرف چند دقیقه در هر روز، بدون هیچ گونه حواس‌پرتی باشد.

خاتمی تاکید کرد: مهم این است که امور مختلف دیگر را بر زمان با کیفیتی که قرار است با فرزندان بگذرانیم اولویت ندهیم. تحقیقات نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی برای گذراندن یک زمان مداوم با فرزندان حیاتی است. اگر شما یک والد پرمشغله هستید و زمان زیادی را برای اختصاص دادن به فرزندان خود ندارید هم جای نگرانی نیست! کافی یک زمان مشخص، ثابت و واقعا باکیفیت در روز یا هفته به دلبندتان تخصیص دهید.

پژوهش‌ها ثابت کردند کودکانی که از یک برنامه منظم و پرمهر با والدین خود بهره‌مندند، در خانه یا مدرسه مشکلات رفتاری کمتری دارند. کودکانی که زمان با کیفیت بیشتری را با خانواده خود می‌گذرانند، کمتر در رفتارهای پرخطری مانند مصرف مواد مخدر و الکل شرکت می‌کنند.

به فرزندان خود نشان دهید که آنها را دوست دارید و از آنها مراقبت می‌کنید؛ این به آنها کمک می‌کند تا از نظر ذهنی و عاطفی قوی بمانند. به عنوان یک والد بهترین راه برای انجام این کار این است که به طور منظم زمان با کیفیتی را با آنها بگذرانید. این کار حتی به سلامت جسم کودک شما هم کمک می‌کند و حتی بر روی رفاه شما نیز تاثیرگذار است.

نکاتی عملی برای ایجاد زمان با کیفیت
خاتمی به عنوان متخصصی که سال‌ها در ارگان‌ها و مراکز مختلف با مشکلات کودکان و نوجوانان درگیر بوده، با استفاده از منابع علمی و تجربه بالینی خود چند نکته ساده را برای گذراندن زمان باکیفیت با فرزندان ذکر کرد:

۱- هر روز با فرزندتان ارتباط برقرار کنید. چه ارتباط چهره به چهره قبل از مدرسه؛ چه تماس از محل کار و چه قرار دادن یک یادداشت کوچک در کیف تغذیه آنها، هر نوع ارتباط با بچه‌ها مهم و ارزشمند است.

۲- هر روز به او بگویید که دوستش دارید. بگذارید فرزندتان بداند که عشق شما به او بی قید و شرط است.

۳- برخی از تشریفات معمولی مانند برداشتن و خواندن یک کتاب کوتاه قبل از زمان خواب هم می‌تواند یک زمان با کیفیت برای دلبند شما رقم بزند.

۴- زمانی را برای انجام یک فعالیت دو تایی (والد و فرزند) برنامه‌ریزی کنید، اجازه دهید او انتخاب کند که به چه کاری علاقه‌مند است: کاردستی، پخت و پز، لگو بازی یا کارتن.

۵- فراموش نکنید که هم مادر و هم پدر باید زمان باکیفیت خود را برنامه‌ریزی کنند چراکه هر یک نقش مختص به خود دارند.

۶- در این زمان از امر و نهی کردن، نصیحت کردن و بگو مگو جدا پرهیز کنید. خاطره تعریف کنید و با فرزندتان بخندید. خنده برای بهبود سلامت عاطفی عالی است.

۷-این زمان را به طور مشخص و ثابت تخصیص دهید. مثلا هر روز از ساعت ۸ تا ۸ و ربع شب! بله همین‌قدر کوتاه هم خوب است. اما به یاد داشته باشید که این زمان مخصوص اوست و شروع و پایان مشخصی دارد.

۸- حتما فرزندتان را در آغوش بگیرید و ببوسید. با او ارتباط فیزیکی مثبتی برقرار کنید. شاید نوجوان‌ها تنها به گرفتن دست رضایت دهند اما همان هم ارزشمند است.

۹- وقتی با فرزندتان وقت می‌گذرانید، موبایل خود را خاموش کنید. سعی کنید پیامک ارسال نکنید، به تماس‌ها پاسخ ندهید، در رسانه‌های اجتماعی نچرخید و تلویزیون تماشا نکنید.

برقراری ارتباط معنادار و مداوم با فرزندانتان مهم است و می‌تواند یک اولویت ساده و حتی کوتاه در برنامه روزانه شما باشد. انجام چنین کاری، تأثیرات ماندگاری بر روی آنها خواهد داشت و به کیفیت زندگی خود شما هم کمک خواهد کرد.

چطور از کودکان در برابر فضای مجازی مراقبت کنیم؟

شاید شما هم از برخی والدین شنیده باشید که دیگر قادر به تحمل رفتار فرزندانشان نیستند . به خصوص فرزندانی که تحت تأثیر رسانه‌ها و فضای مجازی قرار می‌گیرند. والدین معتقدند این رسانه است که به فرزندانشان خط و مشی نوع زندگی کردن را می‌دهد؛ فکرش را بکنید از چطور خوردن و خوابیدن تا لباس پوشیدن و نحوه زندگی کردن را  رسانه و فضای مجازی به آن‌ها دیکته می کند! این موضوع پدر و مادرها را حسابی نگران کرده است.

مخاطبان فارس من با ثبت پویشی با عنوان « زنگ خطر جدی برای کودکان معصوم ایرانی در پلتفرم‌ها» خواستار تهیه گزارش برای آگاه سازی والدین  شده اند.

«آمنه بختیاری، دکترای جامعه شناسی فرهنگی و پژوهشگر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی» درباره والدگری رسانه ای در خانواده، چالش های پیش روی والدین و نحوه مدیریت آنها در گفت وگو با فارس مباحثی را مطرح کرده که می‌خوانیم:

«آمنه بختیاری، دکترای جامعه شناسی فرهنگی و پژوهشگر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی»

*با توجه به اینکه این روزها والدین با چالش های زیادی در زمینه تربیت فرزندانی که روز تا شب در فضای مجازی و در ارتباط با رسانه ها قرار دارند، مواجهند، بفرمایید مهمترین این چالش ها که نیاز به بررسی و پژوهش بیشتر دارد، چه چیزهایی است.

اولین چالش  این است که رسانه رفتار و نگرش های فرزندان ما را تحت تاثیر خود قرار خواهند داد چرا که به گونه‌ای طراحی شدند که بیشترین تاثیر را بر قوای حسی فرزندان ما می‌گذارند و دیدگاه ها و آگاهی های آنها را تداوم می بخشند و با تکرار پیام‌ها منجر به بسته بندی کردن جمعی اذهان آنان می‌شوند. فرزندان در این وضعیت به جای اینکه خودشان باشند، نیازهای افرادی را دارند که حتی آنها را نمی شناسند.

چالش بعدی تضعیف استانداردهای خانواده از طریق رسانه هاست. در حالی که باید فرهنگ بیرون از خانواده حمایت گر فرهنگ درون خانواده باشد. در اینجا شیوه خانواده یک نوع است و شیوه رسانه ها به گونه ای دیگر است.

چالش سوم کاستن اقتدار و مسئولیت والدین است. رسانه ها با نشان دادن پیام‌های به ظاهر مهم به یک مرجع رقیب برای خانواده تبدیل شده اند. رسانه ها سعی دارند فرزندان ما را از سنین پایین به سمت تصمیم‌گیری های بدون نظارت والدینی تشویق می‌کنند. در حالی که والدین می‌خواهند با نظارت آنان فرزندان متفکر و مستقل بار بیاورند.

چالش دیگر کمبود اطلاعات مناسب و الگویی از اطلاعات گمراه کننده است که والدین را در یک وضعیت گیجی و سردرگمی قرار می‌دهد. در واقع صدای قوی رسانه ها با باور متخصصان معمولا مخالف است. لازم است ما به عنوان والد به یک فرهنگ بزرگتر از رسانه ها تکیه داشته باشیم که در آن صورت انتخاب های عاقلانه و بهتری خواهیم داشت و اطلاعاتی فراتر از رسانه ها به ذهن والدگری مان می‌رسد.

چالش بعدی توجه دادن رسانه ها به محتواهای مهیج و کم مایه به جای سوگیری به سمت تفکرات عمیق تر و عالی تر است. نتیجه این وضعیت عدم رشد کامل توانایی های مغزی و تفکری کودکان و بی تمرکزی آنهاست. در این موقعیت آنها بیشتر به محتوای رسانه ها به جای درون خودشان متمرکز می شوند و گفت وگوی درونی در آنها شکل نمی‌گیرد و به گونه ای افراطی به تحریکات بیرونی توجه می‌کنند.

همچنین رسانه ها، موجبات شکل گیری جهان بینی شبه ماشینی و ایجاد نیازهای کاذب و دوری از نیازهای واقعی در فرزندانمان می شود.

روانشناسی به اسم پامیرا که پژوهش هایی را در ارتباط والد-فرزندی انجام داده است، روی دو عامل تعیین کننده «پذیرندگی و پاسخ دهندگی» و «توقع و کنترل» تاکید می کند. بُعد پذیرندگی و پاسخ دهندگی نشاندهنده گرمی والدین و حمایت از کودک است. بُعد توقع و کنترل هم انتظار والدین از کودک برای تنظیم رفتار و نظارت بر فعالیت های کودک را نشان می‌دهد. بر اساس این شاخصه ها سه سبک فرزند پروری «مقتدرانه»، «مستبدانه» و «سهل انگارانه» معرفی می شود.

*کدام یک از این سبک های فرزندپروری به نفع تربیت صحیح بچه ها است؟

در فرزند پروری مستبدانه والدین انتظارات زیادی از فرزندان و پاسخ دهی کمی در زمینه حمایت و گرمی دارند و بر اطاعت بی چون و چرا تاکید می‌کنند. در سبک مقتدرانه والدین هم درخواست کننده و هم پاسخ دهنده هستند. با شیوه های منطقی و استدلالی سعی در متقاعد کردن کودکان دارند. از آنها حمایت می‌کنند و با همدلی و مشارکت با آنها مواجه می‌شوند.

فرزندپروری سهل انگارانه ،اما کمتر درخواست کننده و پاسخ دهنده است، قوانین مشخصی بر آنها اعمال نمی‌کنند و کنترل کمی بر فرزندان دارد. در مجموع گفته می‌شود والدین مقتدری که پذیرنده و پاسخ دهنده هستند و کنترل متوسطی بر فرزندان دارند، در تحول شایستگی فرزندان خود موفق‌ترند.».

*پس نوع سبک فرزندپروری خود والدین می تواند بر نحوه ارتباط آنها با رسانه اثرگذار باشد.

بله، نبود یک حمایت والدینی قوی می‌تواند منجر به عدم احساس ارزشمندی از سوی فرزند شود. در این صورت کودکان برای فرار از واقعیت به سمت انواع رسانه ها گرایش پیدا می‌کنند. چون آن فضا را محیط امنی می یابند که فاقد چالش یا تهدید است. روانشناسان و صاحب نظران امر رسانه تاکید می‌کنند از مهمترین عوامل پیش بینی کننده اعتیاد به انواع رسانه ها جو خانواده و انواع سبک های فرزند پروری و ویژگی های حمایتی چون نگرش های والدینی است.

*با این توضیحات چه وظایف مهمی والدین در این عصر رسانه برعهده دارند تا بچه ها آگاهانه تر به سمت رسانه ها سوق پیدا کنند؟

دو وظیفه اصلی والدین در عصر رسانه این است که ابتدا باید به صورت آگاهانه رابطه صحیح و درستی با فرهنگی که از تکنولوژی ها می آید، ایجاد کنیم. یعنی درک چگونگی کاهش دادن تاثیرات منفی رسانه ها، سپس نه تنها برای رسیدن به نیازهای واقعی فرزندان مان باید به درستی و خوبی تلاش کنیم بلکه نیازهای خود را هم به عنوان والدین مدنظر قرار بدهیم.

 داشتن باورهای محکم و مطمئن و صریح و صادق بودن ما والدین با خودمان ما را به سمت عشق و مشارکت با فرزندان هدایت می‌کند و سرزندگی را در خانواده ایجاد می کند.

*مهمترین راهکارهای داشتن هویت والدینی مشخص در خانواده

۸ راهکار برای داشتن هویت والدینی مشخص در خانواده وجود دارد

۱- با فرزندان در خانواده مشارکت داشته باشیم. 
۲- با عشق عمیق والدینی با آنها ارتباط برقرار کنیم.
۳- بکوشیم در شرایط استرس، با ثبات رفتار کنیم.
۴-به عنوان والدین باید مرزهای محکم و درستی را برای فرزندان تعیین کنیم.
۵- با اعتماد به نفس عمل کنیم.
۶- برای متفاوت بودن جرات داشته باشیم.
۷- ارزش های خود را روشن و واضح تعیین کنیم و تصمیمات خود را بر مبنای آنها منسجم کنیم.
۸- بر پنج نیاز حیاتی انسانی در خانواده متمرکز شویم و با فرزندان در خانواده مشارکت داشته باشیم.

*منظورتان از  نیاز حیاتی برای خانواده ها چیست؟

در اینجا لازم است پنج نیاز حیاتی را برای خانواده ها معرفی کنم که اگر ما بتوانیم در خانه و خانواده اعمال کنیم، بهتر می توانیم آموزش های رسانه‌ای لازم را به فرزندان خود بدهیم.

اولین نیاز، نیاز به داشتن رابطه عمیق عاطفی والد-فرزندی فرزندان است. گفت و گوی خوب با فرزندان و تبادل معنادار با آنها موجب تحقق دلبستگی ایمن می شود. چنین امری در آینده موجب می شود که آنها در ارتباط با دیگران از سر تلقی ایمنی از ارتباط، تعامل بهتری برقرار کنند. در این رابطه مغز فرزندانمان یاد می‌گیرد برای چه چیزهایی باید ارزش قائل شود. که این امر منجر به تصمیم گیری و انتخاب درست شده و همچنین باعث کنترل هیجانات شدید در آنها می شود.

نیاز دوم تقویت ارتباط فرزندان با زندگی درونی شان: یعنی برخوردار شدن از یک زندگی غنی درونی در فرزندان . زندگی درونی جایگاهی است که در آن می توانیم خود را ملاقات کنیم و گفت وگوی خوبی با خود داشته باشیم و به خودشناسی و خودتنظیمی برسیم. در این رابطه باید برای آنها امکان و تربیت لازم جهت تجربه درونی و گفت وگوی درونی با خود را فراهم کنیم.

نیاز سوم نیاز به تصویرسازی و تخیل است. تمرین ظرفیت و تصویرسازی از کلمات لازم است تمرین گوش دادن به گفت وگوها و همچنین تمرین کردن از طریق بازی می‌تواند نقش بسیار مثبتی ایفا کند.

نیاز چهارم کمک به تقویت بیان خلاقانه در فرزندان: برای رسیدن به این مهم کمک به بارش فکری برای تشویق به پرسشگری و همچنین ایجاد فرصتی برای خلوت و تفکر و تعمق، فرصت کشف و اکتشاف می تواند کارساز باشد و آخرین نیاز حیاتی در خانواده همراهی و مشارکت شیوه ای برای ارتباط درست و سازنده است: با مشارکت معنایی که از پیام ها و تصاویر رسانه ای ایجاد می شود به دقت بررسی می شود و آگاهانه تر و واضح تر خواهند بود و دیگر تماشاگران صرف نخواهند بود.

*دیگر  مهارت ها برای ارتقای کیفیت زندگی رسانه ای  چه می تواند باشد؟

در کنار راهکارهای بیان شده خوب دیدن، خوب شنیدن، خوب خواندن، خوب نوشتن و خوب صحبت کردن را مهارت‌های لازم برای ارتقای کیفیت زندگی رسانه‌ای والدین و فرزندان بدانیم و نباید آن چیزی که در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌بینیم را به راحتی باور کنیم و بلکه بایدنگاه نقادانه به آن‌ها داشته باشیم.

والدین باید دائماً برای فرزندان کوچک خود کتاب بخوانند چون این کار می‌تواند به قدرت تخیل کودکان بسیار کمک کند. برای تقویت مهارت خوب خواندن نیز باید بتوانیم پیام‌های ضمنی نویسنده را رمزگشایی کنیم و کتاب‌ها را برای بار دوم با نگاه نقادانه بخوانیم. در واقع نقطه اوج کتابخوانی زمانی اتفاق می‌افتد که بتوانیم درباره یک کتاب موضع استدلالی اتخاذ کنیم.

*به نظر شما تمرینات چالش برانگیزی برای بالا بردن سواد رسانه ای کودکان وجود دارد؟

پنج سوال کلیدی در مواجهه با پیام‌های گوناگون این است که همۀ ما حین مواجهه با یک پیام باید بپرسیم مؤلف یا خالق پیام چه کسی است، محتوای پیام چیست، مخاطب آن کیست، این پیام با استفاده از چه تکنیک‌ها و روش‌هایی منتشر شده و هدف، نیت و انگیزه از ارسال پیام چه بوده است؟ می‌توان در هنگام پخش آگهی‌های تبلیغاتی نیز این تمرین را با کودکان و به‌خصوص کودکان زیر سن مدرسه انجام داد و هدف از پخش یک آگهی را از آن‌ها پرسید.

*گفت وگو  بین بچه ها و والدینشان  در این میان چقدر اهمیت دارد؟ آیا منع کردن بچه ها از حضور در فضای مجازی و ارتباط با رسانه ها اثرگذار است؟

 والدین باید با فرزندان خود گفت‌وگوی معنادار داشته باشند و خود را به فضای ذهنی آن‌ها نزدیک کنند؛ گفت‌وگویی که منجر به درک همدلانه و تولید احساس احترام در طرف مقابل شود. نباید کودکان را در این فضا رها کرد و باید بسیاری از چیزهایی که آن‌ها می‌بینند را برایشان تحلیل کنیم.

اینترنت پر از محتواهای آزاردهنده است، اما به‌جای منع کودکان باید در کنار آنها قرار بگیریم و از آنها محافظت کنیم. در جامعه توده‌ای همه مانند هم فکر و عمل می‌کنند و در نتیجه همه مانند یکدیگر تصمیم می‌گیرند و خلاقیت و ایده‌پردازی از جامعه گرفته می‌شود.

والدین باید اهل مطالعه باشند و ویژگی‌هایی مانند صبوری و خودکنترلی را در خود تقویت کنند. پدر و مادری که خود روزانه ۶ تا ۷ ساعت را در فضای انواع رسانه‌ها صرف می‌کنند نمی‌توانند از فرزند خود انتظار داشته باشند مصرف رسانه‌ای خود را مدیریت کند.  بازآفرینی فضای مشارکتی و همدلانه با تقویت مهارت‌هایی مانند گفت‌وگو، تعامل، همدلی، شاد بودن و مهارت شنیدن، وقت گذاشتن برای فرزندان، ارتقای سلیقه فرهنگی فرزندان، بازتعریف حریم خصوصی خانواده، تنها نگذاشتن کودکان در فضای رسانه‌ای و در مقام یاددهنده و یادگیرنده بودن، از دیگر ویژگی‌های والدگری رسانه‌ای است.

*نکته پایانی؟

والدگری رسانه‌ای چیزی جز نوعی تعامل، ارتباط صمیمانه و همدلانه میان والد و فرزند نیست. هر گونه اصلاح رفتار فرزندان را باید از خودمان آغاز کنیم. والدینی که دوست دارند رفتار رسانه‌ای یا هر رفتار اجتماعی فرزند خود را اصلاح کنند ابتدا باید آن را در خود اصلاح کرده باشند.

از طرف دیگر، سردی روابط پدر و مادر منجر به سردی روابط خانواده خواهد شد .والدین باید با هم حرف بزنند و روابط خود را اصلاح کنند. مدت زمان مناسب استفاده کودکان از رسانه‌ها، بازی‌های کامپیوتری و شبکه‌های اجتماعی را بین ۲ تا ۳ ساعت در روز است که اگر فرزندمان یک روز به هر دلیلی بیش از این زمان را در رسانه‌ها صرف کرد باید آن را از زمان هفتگی او کم کنیم.

همچنین کودکان را هنگام تماشای کارتون تنها نگذاریم. والد باید درباره اخلاقی و درست بودن اتفاقاتی که در کارتون رخ می‌دهد از فرزند خود سوال کند و هنجارهای خانوادگی و فرهنگی را به او آموزش بدهد و او را از تماشای خشونت نیز دور کند.

به امید روزی که ارتباط ما و فرزندانمان با فضای رسانه یک تعامل مناسب و صحیح باشد.

انتخاب اسم؛ معنی اسم «رهام» چیست؟

رُهام، نام پسر گودرز و هچنین نام یکی از سرداران بهرام‌گور بوده است. معنی اسم رهام به معنای پرنده ای که شکارچی نیست، “پرنده شکست ناپذیر”، “شراب با شکوه”، “قطرات لطیف باران” و “رها، آزاد” ذکر شده است.