۱۰ کلید رفتار با کودک بیش فعال

10 کلید رفتار با کودک بیش فعال
نکته کلیدی در رفتار با کودک بیش فعال نشان دادن توجه مثبت و تشویق فعالیت‌های کودک است. برای کودکتان زمان بگذارید و او را از توجه سیراب کنید.

10 کلید رفتار با کودک بیش فعال
 
بیا نی نی | دسته مادر و کودک – اگر یک فرزند دردسرساز در خانه دارید که نشستن و گوش دادن به دستورات شما برایش غیرممکن است، احتمال دارد نشانه‌ای از بیش فعالی او باشد. اوضاع زمانی بدتر می‌شود که آموزگار مدرسه نیز از بی‌توجهی کودک در کلاس درس به شما شکایت کند. سوال این است که رفتار با کودک بیش فعال چگونه باید باشد و آیا راهی برای همراه کردن او با دستورات و قوانین خانه و مدرسه وجود دارد؟ در ادامه کلید‌های رفتار با کودک بیش فعال را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

۱۰ کلید رفتار با کودک بیش فعال

۱. پیاده روی روزانه

پیاده روی نه تنها ذهن، بلکه روح را نیز تازه می‌کند. پیاده روی علاوه بر کمک به کاهش وزن و سلامت قلب و عروق، موجب می‌شود تا کودک در بهترین حالت روحی خود قرار گیرد و تمرکز او را نیز افزایش می‌دهد. قدم زدن راه مناسبی برای از بین بردن افکار پریشان و لذت بردن از مناظر زیبای مسیر نیز هست.

 

پیاده روی با کودک


۲. یوگا و مدیتیشن

کودک بیش فعال انرژی فراوانی دارد و بهترین راه برای آرام کردن او این است که انرژی او را در جهت مثبت قرار دهید. یوگا و مدیتیشن، هنگامی که با هم ترکیب شوند، به او آموزش می‌دهند که چگونه این انرژی را هدایت می‌کند و با ذهن آگاهی زندگی می‌کند. او آگاهی خود را از محیط اطراف توسعه می‌دهد و در لحظه حال متمرکز می‌شود. در نهایت، توجه او به خودش جلب شده و حافظه بلند مدت او را نیز بهبود می‌بخشد.


۳. انجام وظایف روزانه در خانه

کار‌های روتین خانگی ممکن است در نگاه اول خسته کننده باشند، اما هنگامی که با هم کار کنید، می‌تواند به یک فعالیت خانوادگی سرگرم کننده تبدیل شود. کار‌های خانه را در میان فرزندانتان تقسیم کنید. باغبانی، چمن زنی، تمیز کردن آشپزخانه، پخت و پز و یا هر کار دیگری را در منزل به عهده کودکان بگذارید. انجام کار‌های خانه باعث ایجاد حس رضایت، مسئولیت پذیری و همچنین افزایش عزت نفس کودکان می‌شود و یک روش مفید برای رفتار با کودک بیش فعال خواهد بود!

 

انجام وظایف منزل


۴. کتاب‌خوانی

مجموعه‌ای از کتاب‌های جالب و باکیفیت برای خواندن در اختیار کودک قرار دهید. بدین ترتیب علاوه بر سرگرم شدن، قدرت یادگیری، حافظه و اطلاعات او را نیز بهبود می‌بخشید. کودکان هرچه بیشتر یاد بگیرند، بیشتر رشد می‌کنند، البته در نظر داشته باشید که در هر کاری افراط نکنید! تعدادی کتاب به او بدهید تا به انتخاب خود، یک یا دوتای شان را بردارد و شروع به خواندن کند. هنگامی که خواندن آن‌ها به پایان رسید، اجازه دهید کتاب‌های دیگری انتخاب کند.


۵. تغییر در رژیم غذایی

اختلالات ADHD (اختلال بی توجهی – بیش فعالی) و OCD (اختلال وسواس فکری) را می‌توان تا حدودی (یا به طور کامل در برخی موارد) با تغییر در رژیم غذایی کودک درمان کرد. کلیه غذا‌های فرآوری شده، قند‌های افزوده، نمک و هر آنچه که در بسته بندی‌های با مواد نگهدارنده وجود دارد یا با توجه به برچسب تغذیه‌ای آن ناسالم به نظر می‌رسد، از دسترس او دور کنید. غذا‌های تازه، سالم و ارگانیک خانگی، بهترین گزینه برای کودکان است. سالم خوری در بلند مدت موجب بهبود روحیه، شیوه زندگی و سلامت جسمی و روانی عمومی کودک می‌شود.

 

کتاب خوانی کودک


۶. حفظ تعادل

ایجاد یک سیستم ثابت از وظایف و پاداش‌ها در خانواده، با کمی انعطاف پذیری، برای کودک بسیار موثر است. شما نمی‌توانید کودک شلخته را به دلیل بی نظمی شکنجه دهید! پدر و مادر مسئول به درستی می‌دانند که چه زمانی باید کودک را با عواقب کارهایش مواجه کنند و چه زمانی با او وقت بگذرانند تا ثابت کنند که علی‌رغم اشتباهاتش دوستش دارند و به او اهمیت می‌دهند. سعی کنید پدر و مادری مسئول باشید، نه دیکتاتور و اقتدارگرا.


۷ کلید طلایی در رفتار با کودک نافرمان

7 کلید طلایی در رفتار با کودک نافرمان
نکته مهم در رفتار با کودک نافرمان، حفظ آرامش است. با پرهیز از مجادله کلامی با کودک و دادن حق انتخاب به او، به بهبود رابطه خود کمک کنید.

7 کلید طلایی در رفتار با کودک نافرمان
 
بیا نی نی | دسته مادر و کودک – رفتار با کودک نافرمان برای پدر و مادر‌ها بسیار مساله ساز است. برای کودکان نافرمان، حمام کردن، خوردن غذا یا رفتن به رختخواب نبردی هر روزه است. معمولا پدر و مادر‌ها وقتی کودک قشقرق به راه می‌اندازد، هرچه می‌خواهد به او می‌دهند، به این ترتیب نافرمانی را در او تقویت می‌کنند.
بهترین راه برای مقابله با نافرمانی کودک این است که به او نشان دهید بد رفتاری‌هایش نتیجه مثبتی در پی ندارد. با توجه و تشویق رفتار خوب کودک، این مساله به مرور زمان اصلاح خواهد شد. در ادامه راهنمایی‌های روانشناسان کودک، پیرامون نحوه رفتار با کودک نافرمان آمده است.

رفتار با کودک نافرمان

پیش از ورود به بحث رفتار با کودک نافرمان، بهتر است با ویژگی‌های شخصیتی این کودکان بیشتر آشنا شوید.

خصوصیات کودک نافرمان

  • آن‌ها نیاز جدی به دیده شدن و تحسین شدن دارند، به همین دلیل به دنبال جلب توجه شما هستند.
  • کودکانی مستقل هستند.
  • با تمام وجود برای کاری که دوست دارند تلاش می‌کنند.
  • بیشتر از دیگر کودکان قشقرق به راه می‌اندازند.
  • دارای ویژگی‌های یک رهبری قوی هستند و می‌توانند در گروه کودکان “رئیس” باشند.
  • دوست دارند کار‌ها را با سرعت انجام دهند.

مدیریت رفتار با کودک نافرمان ممکن است دشوار باشد، اما نشدنی است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد کودکانی که نافرمانی می‌کنند و برخلاف هنجار‌ها رفتار می‌کنند، اغلب در پایان تحصیلاتشان دستاورد‌های بسیاری را به دست می‌آوردند. همچنین این کودکان احتمال کمتری دارد که پیرو دوستان ناباب شوند.

راهنمایی رفتار با کودک نافرمان

نافرمانی کودک، در هر سنی اتفاق می‌افتد. ممکن است شما یک کودک نوپای نافرمان داشته باشید که از ماندن در کالسکه، مسواک زدن یا خوردن سرلاک سرباز می‌زند، یا کودک شش ساله‌ای داشته باشید که هر روز بخواهد همان لباس تکراری روز گذشته را بپوشد و از هر دستوری که به او می‌دهید، نافرمانی می‌کند. در ادامه ۸ کلید رفتار با کودک نافرمان به شما معرفی می‌کنیم.

۱. گوش کنید، بحث نکنید

ارتباط یک خیابان دو طرفه است. اگر می‌خواهید فرزندتان به شما گوش دهد، باید اول شما به حرف‌های او گوش دهید. کودکان نافرمان تمایل به اظهار نظر و استدلال دارند. اگر کودک احساس کند که صحبت هایش شنیده نمی‌شود، خشمگین می‌شود. اغلب موارد زمانی که کودک اصرار دارد کاری را انجام دهد یا ندهد، گوش دادن به او و صحبت کردن در مورد آنچه که او را ناراحت می‌کند، می‌تواند مشکل را حل کند. حال چگونه به یک کودک ۵ ساله بیاموزیم که به حرفمان گوش دهد؟ به آرامی به او نزدیک شوید، با او همقد شوید و صحبت کنید، بدون بالا بردن صدا.

۲. با آن‌ها ارتباط برقرار کنید، آن‌ها را مجبور نکنید

وقتی به کودکان چیزی را تحمیل می‌کنید، آن‌ها تمایل به شورش و انجام همه کار‌های ممنوع پیدا می‌کنند. برای نمونه، مجبور کردن کودک شش ساله‌ای که مشغول تماشای تلویزیون است برای رفتن به رختخواب، کار بیهوده‌ای است؛ به جای آن بهتر است کنار او بنشینید و به آنچه می‌بیند علاقه نشان دهید. هنگامی که او توجه شما را ببیند، به درخواست شما پاسخ بهتری می‌دهد. کودکانی که با پدر و مادر خود ارتباط برقرار می‌کنند، با آنها همکاری بیشتری دارند. سوزان استیفلمن در کتاب “والد گری بدون جنگ و دعوا” می‌گوید ایجاد یک ارتباط پایدار با کودکان نافرمان، رفتار کردن با آن‌ها را آسان‌تر می‌کند.


چگونه فرزند خود را درست تربیت کنیم؟

چگونه فرزند خود را درست تربیت کنیم؟

بیا نی نی/ یک روانشناس گفت: امروزه نوع تربیت و مدت زمانی که والدین صرف رسیدگی به مسائل و مشکلات کودکان خود می‌کنند، نسبت به دهه‌های اخیر متفاوت شده است.
مرجان کربلایی‌ روانشناس و درمانگر کودک و نوجوان، درباره روش‌های مناسب تربیت فرزندان، اظهار کرد: از زمانی که شما زوج عزیز تصمیم به فرزندآوری می‌کنید، مسئولیت بلندمدت، سنگین و شیرینی به اسم تربیت فرزند را برای خود به ارمغان می‌آورید.

این روانشناس بیان کرد: امروزه نوع تربیت و مدت زمانی که والدین صرف رسیدگی به مسائل و مشکلات کودکان خود می‌کنند، آشکارا نسبت به دهه‌های اخیر متفاوت شده است. شما درگیر‌ی‌های ذهنی روزمره‌ای دارید، از جمله اینکه چگونه با فرزندم رفتار کنم تا عصبی نشود؟ چگونه او را تربیت کنم تا در آینده شخص مفیدی واقع شود؟، ممکن است گاهی احساس یک تازه کار را داشته باشید و در حل مسائل سردرگم شوید.

وی با بیان اینکه کودکان و والدینی که از هر نظر کامل باشند وجود ندارند، افزود: پس باید بپذیرید که کودک شما هم مثل هر کودک دیگری کامل نیست و قطعاً در مسیر تربیت با مشکلاتی روبرو خواهید شد. باید بدانید و آگاه باشید که کودک شما دارای یک سری تفاوت‌های فردی است، یعنی شخصیت و خصوصیات او منحصر به فرد است، پس اصلا جایز نیست رفتار و حتی شخصیت کودک خود را با بقیه کودکان و حتی خواهر-برادر دوقلواش مقایسه کنید‌.

کربلایی با بیان اینکه در تربیت کودک خود سبک فرزندپروری مهربان و قاطع را انتخاب کنید، گفت: والدین محکم و قاطع و در عین حال مهربان قبل از انجام هر عملی، به عقب گام بر می‌دارند و همه چیز را در نظر می‌گیرند و فکر می‌کنند. این والدین به گونه و با روشی رفتار می‌کنند، تا آنچه را که می‌خواهند انجام دهند به فرزندشان نشان دهند.

این روانشناس ادامه داد: این دسته از والدین به جای سرزنش کردن و غر زدن به دنبال راه حل هستند و درک می‌کنند که اولین کسی که باید تغییر کند، من والد هستم. در واقع انگشت اشاره را از رو کودک برمی‌دارند. وقتی تغییر در والد صورت گیرد، حتی در کوچکترین مسائل، آنگاه شاهد اثرات مثبت رفتاری بچه‌ها خواهید شد.

وی با اشاره به اینکه اگر این گونه سبک را انتخاب کرده‌اید، شما در حال پرورش کودک سالم هستید، تصریح کرد: پرورش فرزند به شکل قاطع و مهربان گام به گام رخ می‌دهد. توانایی‌های خود و خانواده را در نظر بگیرید، سپس موقعیت‌های که دوست دارید را بهبود ببخشید، تمرکز کنید و در هر زمان مشخص روی یکی از آن‌ها کار کنید.

کربلایی بیان کرد: زمانی که بر تغییر رفتارتان متمرکز می‌شوید، در می‌یابید که حرف و عملتان باید یکی باشد و باید تصمیم خود را دنبال کنید. وقتی به جای حرف زدن عمل کنید، کمتر با کودک خود درگیری لفظی پیدا خواهید کرد و از گزافه‌گویی جلوگیری خواهد شد و دیگر احتیاج به بکن، نکن‌های معروف نخواهید داشت.

این روانشناس اضافه کرد: اگر فریاد بزنید، سرزنش، تهدید و سخنرانی کنید، رفتار محترمانه‌ای نداشته‌اید، اما اگر عمل کنید، قاطع و مهربان باشید بعد از گذشت دو هفته از رفتار کودک خود متعجب خواهید شد. سعی کنید که شنونده فعال باشید؛ در ارتباط با کودک خود به صحبت‌های او کاملاً گوش دهید. شنونده فعال یعنی وقتی کودک در حال صحبت کردن است، کنار او بنشینید، بدون قضاوت و نصیحت کاملا به صحبت‌های او گوش دهید و در حین گوش دادن احساسات او را نیز درک کنید.

وی با بیان اینکه در مورد بچه‌های کوچک تر قدتان را با کودک تنظیم کنید، گفت: صورتش را آرام نوازش و ارتباط چشمی برقرار کنید. این عمل بر بهبود رابطه شما با فرزندتان تأثیر به سزایی خواهد گذاشت. حتماً برای بازی با کودک خود وقت تعیین کنید و برای او زمان کافی بگذارید. این وقت بازی می‌تواند مثلا: روزی ۳۰ دقیقه، سر ساعت مشخص که والدین هیچ کاری ندارند صورت گیرد.

کربلایی بیان کرد: در بازی به هیچ عنوان از دستور استفاده نکنید و فقط در این زمان با کودک نهایت لذت را ببرید. بازی باعث افزایش اعتماد به نفس، تخلیه انرژی، یادگیری مهارت‌های زندگی در کودک خواهد شد و همچنین روابط والد-کودک را بهبود می‌بخشد.

این روانشناس با اشاره به اینکه وقت گذاشتن یعنی توجه کامل و متمرکز بودن یعنی اینکه شما تمام توجه خود را بر روی کودک متمرکز کنید، افزود: اکثر نوزادان از این نظر کمبودی ندارند. غذا دادن و عوض کردن پوشک بچه به تنهایی باعث می‌شود تا ساعت‌ها به او توجه کنید. علاوه بر مراقبت مادر، پدر نیز وقتی خانه است کمک می‌کند و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها و سایر بستگان خانواده هم ممکن است کمک کنند.

وی ادامه داد: همچنان که کودک رشد می‌کند وقت گذاشتن برای او دشوارتر می‌شود. تماس فیزیکی، تعریف و تمجید از کودک آسان‌تر از وقت گذاشتن برای او است. تعداد کمی از ما وقت کافی داریم تا هر کاری که دوست داریم و لازم است انجام بدهیم. با بزرگتر شدن کودکان و نزدیک شدن به دوران نوجوانی، اغلب آن‌ها درست زمانی به ما نیاز دارند که خسته و کوفته‌ایم، عجله داریم، یا از نظر عاطفی خلق مان تنگ شده است.

کربلایی با تأکید بر اینکه اگر نمی‌توانید کاری را عملی کنید، قول انجام آن کار را به کودک خود ندهید، افزود: مثلاً به جای اینکه به او بگویید این ماشین اسباب بازی(گران قیمت) را برایت می‌خرم و بعد متوجه می‌شوید که پول کافی برای خریداری آن را ندارید، اول مبلغ دارایی خود را چک کنید و بعد سخن بگویید.

این روانشناس خاطرنشان کرد: در صورت عملی نکردن صحبت‌های خود کودک اعتماد لازم را به شما از دست خواهد داد و شما را به عنوان مادر یا پدر دروغگو تلقی خواهد کرد و روابط عاطفی بین شما متزلزل خواهد شد.


بیشتر بخوانید 

  • چگونه کودک را با بُرد و باخت آشنا کنیم؟
  • نکات مهمی که برای تربیت فرزند اول باید بدانید
  • چند راهکار ویژه برای بهتر تحسین کردن فرزندان

انتهای پیام/

آموزش همه چیز به کودک را چگونه از خانه شروع کنیم؟

آموزش همه چیز به کودک را چگونه از خانه شروع کنیم؟

بیا نی نی/ آموزش هر چیزی به کودکان ممکن است کمی دشوار باشد.به عنوان مثال ؛ گرامر زبان انگلیسی ، ریاضیات و… .

اما آمیختن بازی و امتحانات کوتاه به عنوان بخشی از یادگیری به ساده و سریع ترشدن آن کمک میکند به عنوان مثال ، برای پیشرفت در لغات ، میتوانید حروف الفبا را در تعدادی کاغذ نوشته و آن ها را درون ظرفی قرار دهید.از هر یک از کودکان بخواهید که یکی از آن ها بردارند و با توجه به حروف خود ، حداکثر کلمات را بگویند.

تدریس در خانه
والدین نقش مهمی را در عملکرد فرزندان شان در مدرسه ایفا میکنند. اولین قاعده ی مهم تدریس در منزل این است که باید قاطع باشید.بخشی از آموزش شامل یادگیری فرزندتان می شود. برای این کار لازم است که موارد زیادی را رعایت کنید ، این مقاله را برای دریافت اطلاعات کافی بخوانید.
 
چگونه به طرز موثرتری مطالعه کنیم؟
در واقع ، مطالعه ، تنها شامل انجام صحیح تکالیف ، حفظ کردن ، پیروی از برنامه و غیره نیست. یادگیری مهم ترین بخش قضیه است. گرفتن نمره ی کامل و قبول شدن در امتحانات بدون یادگیری میتواند تنها بر تلف کردن وقت و زحمت بیهوده دلالت داشته باشد. زحمتی که برای مطالعه میگذارید باید به یادگیری ختم شود برای یادگیری بیشتر ، خواسته های خود را بیشتر کنید ، این کار به افزایش دانش شما کمک خواهد کرد.
 
 دریافت پاداش و ارزیابی
همه ما برای فوق العاده بودن در کاری نیاز به نوعی تشویق و تایید داریم ؛ هر کودک میتواند پیشرفت کند ، اگر تشویق شود. در واقع دانش آموز میتواند پس از انجام تکلیف به خود پاداش دهد. به عنوان مثال ؛ خوردن غذا در رستوران یا تماشای فیلم مورد علاقه . تصدیق و تشویق در قالب پاداش ، کودکان را وادار به مطالعه با تمرکز کامل و اثر بخشی بیشتر می کند.

داشتن نشانه های مثبت در مکان مطالعه
تابلوی نشانه ها با کلمات مثبت و دلگرم کننده ، ناخودآگاه فرد را تحریک کرده و و پتانسیل یادگیری را در فرد افزایش میدهد. شاید لازم باشد که به یک تخته ی کوچک به همراه چند جمله ی مثبت فکر کنید. جملاتی مثل :
من منابع زیادی برای موفقیت زیاد دارم
هر کاری که من انجام میدهم شایسته ی بهترین نتایج است
یادگیری ساده و آسان است
من میتوانم
 
ابزار های مناسب مطالعه را داشته باشید
همه ی وسایل مورد نیاز در مدرسه در خانه نیز باید مورد استفاده قرار گیرند قبل از شروع به درس خواندن، مطمین شوید که تمام وسایل مورد نیاز در دسترس تان هستند ، ب ه عنوان مثال ، کتاب ها ، ماژیک ، نمودار و لوازم نوشتن. اگر لوازم در دسترس نباشند ، در حین مطالعه مجبور به بلند شدن و آوردن آن ها میشوید که قطعا موجب اختلال در مطالعه خواهد شد. اطمینان حاصل کنید که تمام ابزار لازم به راحتی در دسترس هستتند.
 
 یک مکان مناسب جهت مطالعه را انتخاب کنید
قبلا درمورد مطالعه ی موثر خوانده ایم . در اینجا یک رویکرد متفاوت برای بهبود کارآیی و تاثیر بیشتر زمان مطالعه را به شما میگوییم. البته که داشتن محیطی مثبت و جذاب حائز اهمیت خواهد بود . و همانطور در بالا مشاهده کردید کودکان برای بالابردن اثربخشی شان به نشانه های مثبت احتیاج دارند علاوه بر آن ، داشتن محیطی جداگانه و مخصوص مطالعه ، که کاملا از حواس پرتی های طبیعی دور باشد ، به طور خودکار اثربخشی و تلاش در دانش آموزان را افزایش میدهد. محدوده ی مطالعه میتواند اتاق خواب ، اتاق مطالعه ، بالکن یا هر جای دیگری که محیط خوبی را ایجاد میکند ، باشد.
 
سبک درس خواندن
هیچ قانونی برای مطالعه ی سریع و سخت وجود ندارد اغلب والدین دوست دارند که سبک یادگیری مورد علاقه خود را به فرزندانشان تحمیل کنند. انجام این کار اشتباه است ؛ چراکه هر شخصی سبک یادگیری خود را دارد.

با ویژگی های سبک یادگیری فرزند خود آشنا شوید
یادگیری جنبشی
دانش آموزانی که از طریق حرکت یاد میگیرند را یادگیرندگان جنبشی می نامند. این دقیقا همان چیزی است که به عمق چیزها مربوط میشود ، بدقت بررسی کردن ، تحقیق و غیره. سوالات زیادی را میپرسند ، چگونه این اتفاق افتاد؟ چرا آسمان آبی است؟ چرا آب شور است؟ و غیره .چنین کودکانی بسادگی توسط حقایق و اثبات شدن یاد میگیرند. اگر چیزی به درستی به آن ها مفهوم ویا اثبات نشود ، قادر به درک یا یادآوری آن نیستند با این حال ، این گونه کودکان میتوانند در هنر پیشرفت فراوانی داشته باشند ولی متاسفانه دانش آموزان که بسیار جنبشی هستند ، در مدرسه با شیوه آموزش سنتی بسیار مبارزه می کنند.
 
 آموزش تصویری
این نوع یادگیری به کودک با استفاده از نگاه کردن به تصاویر ، یاد میدهد. افرادی که یادگیری بصری دارند ، حافظه ی خیلی خوبی دارند و بسادگی تصاویر را به خاطر می آورند.تصاویر در مغز این کودکان ، مانند تصاویری است که در سی دی یا یواس بی دخیره میکنید آن ها تصاویر را به سرعت دیده و سپس آن را به خاطر می سپارند و هیچگاه از خاطر آن ها پاک نخواهد شد.به طور شگفت انگیزی 40 درصد از کودکان یادگیری بینایی دارند.
 
یادگیری شنوایی
یادگیری از طریق گوش نیز نامیده میشود. این یادگیرندگان صدا و موسیقی را بهتر بیاد می آورند. با این حال ، آن ها از خواندن لذت نمیبرند. از آنجا که این کودکان تجسم نیافته اند ، تنها با یادآوری واقعیت های مهم که قبلا شنیده اند به یاد می آورند. یادگیرندگان شنیداری حتی با گذشت سال ها ، تنها با شنیدن صدای افراد، آن ها را به یاد می آورند.
 
فعالیت زیر را جهت شناسایی سبک یادگیری فرزندتان انجام دهید
از کودکانتان بپرسید که به هنگام شنیدن نام سگ یا گربه ، یاد چه میافتند ؟ میتوانید همین سوال را از بزرگسالان نیز بپرسید. بعضی ها صدای سگ را به خاطر می آورند ، این بدان معنی است که آن ها یادگیر شنوایی دارند برخی ممکن است تصویر سگ را در ذهن بیاورند ، این نشان میدهد که آنان یادگیرندگان بصری هستند.
همچنین ممکن است تعدادی روی تلفظ کلمه ی سگ فکر کنند، ( بزرگسالان یا کودکان در حال رشد) ، این گروه نیز تحت آموزش بصری طبقه بندی میشوند و کسانی که دندان تیز و یا جنس پوست سگ را به یاد آوردند ، یادگیرندگان جنبشی می باشند.
ما سه سبک یادگیری را دیدیم، و باید دانست که هرکودک سبک یادگیری خاص خود را دارد. برای همه یک شیوه و سبک آموزشی کاربرد ندارد برای یادگیری چیزهای مختلف ، ترکیبی از سبک ها بسیار حائز اهمیت است، به عنوان مثال ، غیر ممکن است که تمام اطلاعات لازم در جلسه ی امتحان ، فقط با یادآوری صداها بدست بیاید.
 
مشارکت والدین
طبق مطالعات ، فرزندان والدین یا مراقبانی که به صوت قابل ملاحظه ای در آموزش مدرسه مشارکت دارند نسبت به کودکان دیگر عملکرد بهتری را از خود نشان داده اند.درگیری والدین عملکرد تحصیلی کودک را افزایش داده و موج ایجاد نگرش مثبت در کودکان میشود.

چگونه مشارکت داشته باشیم؟
اول ، هر روز با کودک تان حرف بزنید و زمان کافی را برای این کار بگذارید
از تلاش های آن ها به رغم نمره ی پایین و یا متوسط قدردانی کنید.
ارتباط مثبت با معلمان و والدین دوست فرزندتان داشته باشید.
اهمیت و ارزش تحصیلات را به او یاد دهید.
توجه کافی برای حل تمام مسائل مدرسه بگذارید.

کتاب کودکان درباره مرگ، مرگ بالای درخت سیب

کتاب کودکان درباره مرگ، مرگ بالای درخت سیب
یکی از بهترین انتخاب های کتاب کودکان درباره مرگ، کتاب مرگ بالای درخت سیب، اثر نویسنده سویسی کاترین شارر است. در این کتاب مواجهه روباهی زیرک با مرگ به زیبایی هر چه تمامتر به تصویر کشیده شده است.

کتاب کودکان درباره مرگ، مرگ بالای درخت سیب
بیا نی نی | دسته مادر و کودک – مرگ بخشی از زندگی است و تنها به واسطه مرگ است که زندگی کردن دارای معنا می‌شود. مرگ حقیقتی غیر قابل انکار است، اما دلیل نمی‌شود که ما تمایل به مردن داشته باشیم و این دستمایه داستان روباه در کتاب کاترین شارر است؛ کتابی کودکانه درباره مرگ.

کتاب کودکان درباره مرگ

“روباه زیر درخت سیب، مرگش را فریب می‌دهد و آن را به تله می‌اندازد. اما آیا این کار او را خوشبخت می‌کند؟ کاترین شارر افسانه‌ای قدیمی را دست مایه کارش قرار داده و با لطافت و ظرافت این حقیقت را بازگو می‌کند که مرگ بخشی از زندگی است.”
کتاب مرگ بالای درخت سیب، با عنوان اصلی (der tod auf dem apfelbaum) نوشته کاترین شارر، با ترجمه پروانه عروج نیا از انتشارات طوطی (کتاب کودک و نوجوان انتشارات فاطمی) به چاپ رسیده است. در ابتدای داستان با زندگی شاد و آرام روباه در کنار همسرش مواجه می‌شویم. آن‌ها با سرخوشی سال‌های میانسالی خود را طی می‌کنند و از درخت سیب مورد علاقه‌شان سیب می‌خورند، اما با گذشت سال‌ها: “کلاغ‌های سیاه، بی اعتنا و با پررویی همچنان به سیب‌ها نوک می‌زنند. روباه و همسرش هر دو پیرند. دیگر حیوانی از آن‌ها نمی‌ترسد و حساب نمی‌برد.”
با این وجود، روباه هنوز هم حیوانی زیرک و هوشمند است. هنوز هم می‌توانید درخشش حیله گری را در چشمانش ببینید. او کاملا نسبت به هر چیزی که در اطراف او اتفاق می‌افتد، هشیار است. بد نیست بدانید که روباه موفق می‌شود یک راسو شکار کند، یک راسوی جادوگر. راسو می‌خواهد در قبال آزادی خود، روباه را به یکی از آرزوهایش برساند. اما آرزوی روباه چیست؟ “آرزو می‌کنم هر کس روی درخت سیب من بپرد یا از آن بالا برود، برای همیشه به درخت گیر کند.” جادو انجام می‌شود و تنها روباه می‌تواند آن را باطل کند. اخبار به زودی در اطراف می‌پیچد، و دیگر هیچ حیوانی جرات نزدیک شدن به درخت را پیدا نمی‌کند. تا روزی که مرگ به سراغ روباه می‌آید. روباه به سرعت فکری می‌کند. از مرگ می‌خواهد آخرین سیبش را از بالای درخت برایش بچیند. جادو عمل می‌کند و مرگ بالای درخت سیب گیر می‌افتد. جای روباه دیگر امن است!
 
کتاب کودکان درباره مرگ، مرگ بالای درخت سیب
اما زندگی روال طبیعی خود را ادامه می‌دهد. همسر مورد علاقه‌ی روباه، بیمار می‌شود و می‌میرد. فرزندان، نوه‌ها و همه دوستان و آشنایان روباه هم می‌میرند و حال او دیگر کسی را در آن جنگل نمی‌شناسد. روباه لنگ و نیمه کور می‌شود و احساس می‌کند که دیگر به این دنیا تعلق ندارد. کاترین شارر در داستان به ما نشان می‌دهد، که به مرور زمان، چگونه بدن فرسوده شده و از بین می‌رود، چشمان روباه کم بینا شده و حرکاتش دیگر متمرکز و کنترل شده نیستند. در حالی‌که بچه‌ها و نوه‌هایش با قدرت و توان بیشتری مشغول کار و فعالیتشان می‌شوند.

)

آموزش مفهوم مرگ به کودکان؛ چه چیزهایی را نباید بگوییم؟

آموزش مفهوم مرگ به کودکان، روانشناسان چه می‌گویند؟
نکته مهم در آموزش مفهوم مرگ به کودکان دادن پاسخ‌های دقیق و درست به پرسش‌های کودک است. استفاده از عبارات گنگ و غیر واقعی در توصیف مرگ، کودکان را دچار ترس و سردرگمی می‌کند.

آموزش مفهوم مرگ به کودکان، روانشناسان چه می‌گویند؟
 
بیا نی نی | بخش مادر و کودک – اولین مواجهه من با مرگ در جشن تولد ۷ سالگی ام بود. همگی دور میز نشسته بودیم و مشغول خوردن شام بودیم. سگ من “مینگو” از مدتی قبل بیمار شده بود. دیروز او را به کلینیک دامپزشکی برده بودند و شب را آنجا گذرانده بود. “مینگو کجاست؟ ” برای چندمین بار این سوال را از پدر و مادرم پرسیدم.
پدر و مادرم به من نگاه کردند. اکنون می‌دانم که آن‌ها آن روز در شرایط سختی قرار داشتند. مینگو برای چندین ماه از بیماری رنج برده بود و تشخیص دامپزشک این بود که دیگر راهی برای نجات او وجود ندارد. پدر و مادر من با اکراه، اما از روی انسانیت با مرگ او موافقت کردند. اما چگونه می‌خواستند به من بگویند؟ آن‌ها امیدوار بودند تا من تا روز بعد از تولدم صبر کنم. “مینگو کجاست؟ ” دوباره پرسیدم. در نهایت، آن‌ها اعتراف کردند که “او به یک خواب طولانی رفته است” و من گریه‌کنان میز شام را ترک کردم.
روش درست آموزش مفهوم مرگ به کودکان چیست؟  رزماری تروگلیو (Rosemarie Truglio) ؛ روانشناس و مشاور ارشد آموزش و پژوهش کودکان، در این زمینه راهکار‌هایی ارائه می‌دهد.

آموزش مفهوم مرگ به کودکان

۱. صادقانه و دقیق با کودک صحبت کنید

هنگامی که صحبت از آموزش مفهوم مرگ به کودکان می‌شود، بایستی درباره اتفاقی که برای بدن می‌افتد به صورت دقیق برای کودک توضیح دهید. تروگلیو می‌گوید مهم است که این اطلاعات دقیق و ساده باشد. زیرا کودکان اغلب برای درک پایداری مرگ دچار مشکل می‌شوند و پدر و مادر‌ها تنها مسائل را پیچیده‌تر می‌کنند، آن‌ها به جای اطلاعات دقیق دادن، کودکان را دچار سوء تفاهم می‌کنند. این شیوه موجب سردرگمی و ترس کودکان می‌شود.
پدر و مادر‌ها معمولا برای توصیف مرگ از این عبارت‌ها استفاده می‌کنند: “از پیش ما رفت. ما واقعا از اتفاقی که افتاده متاسفیم، او به یک سفر خیلی طولانی رفت. و …”
تروگلیو می‌گوید هر یک از این عبارات پیام‌های اشتباهی را به کودکان می‌دهد. مرده‌ها جایی نمی‌روند، به مسافرت نمی‌روند و قرار نیست برگردند.
به ویژه هنگامی که در مورد مرگ یک حیوان خانگی با کودک صحبت می‌کنید، استفاده از عبارات درست، اهمیت ویژه‌ای دارد.
تروگلیو می‌گوید: “گفتن اینکه سگت برای همیشه به خواب رفته است، اشتباه خیلی بزرگی است.” او توضیح می‌دهد که کودکان در نتیجه شنیدن این حرف، اینگونه فکر می‌کنند: “اگر شما به من می‌گویید که سگ مرده، یعنی به خواب رفته و دیگر از خواب بیدار نخواهد شد، خب، وقتی من شب می‌خوابم، یعنی می‌خواهم بمیرم؟”
اما تروگلیو پیشنهاد مناسبی برای توصیف مرگ ارائه می‌کند، او می‌گوید مرگ را برای کودک این گونه توصیف کنید:”هنگامی که کسی می‌میرد، قلب او متوقف می‌شود، بدن او از کار می‌افتد. دیگر غذا نمی‌خورد و نفس نمی‌کشد – این‌ها اطلاعات دقیق تری در مورد معنای مرگ هستند.”


بیشتر بدانید: وسواس در کودکان (علت + علایم + درمان)


آموزش مفهوم مرگ به کودکان

۲. به تدریج با آن‌ها در مورد مرگ صحبت کنید

تروگلیو می‌گوید کودکان در طی زمان و به آرامی مفهوم مرگ را درک می‌کنند. نیازی نیست آن‌ها را بنشانید و ساعت‌ها با آن‌ها در مورد مرگ حرف بزنید، کودکان را بمباران اطلاعاتی کنید و از آن‌ها انتظار داشته باشید که همه صحبت‌های شما را درک کنند.
پدر و مادر برای آموزش مفهوم مرگ به کودکان نیاز به صبر و حوصله زیادی دارند. ممکن است شما به طور وضوح و مشخص بیان کنید که مادربزرگ فوت کرده است و سه روز بعد او از شما بپرسد: «مادربزرگ کی می‌آید؟»
تروگلیو می‌گوید آموزش مفهوم مرگ به کودکان بایستی به آرامی گاز زدن به یک سیب اتفاق بیفتد: کودکان به سیب یک یا دو گاز می‌زنند، سپس آن را پایین می‌آورند. “در مورد مفهوم مرگ نیز همین گونه رفتار می‌کنند، یک یا دو گاز به آن می‌زنند و بعد به زندگی خود ادامه می‌دهند تا دوباره در جایی به آن بازگردند و کسب اطلاعات کنند.”

چه جمله‌هایی را نباید به فرزندتان بگویید؟

چه جمله‌هایی را نباید به فرزندتان بگویید؟

چه جمله‌هایی را نباید به فرزندتان بگویید؟

این آرزوی هر پدر و مادری است که فرزندانش زندگی موفقی داشته باشند و به همین خاطر هم هست که همیشه یک مشت نصیحت و راهکار ریز و درشت آماده دارند و بسته به موقعیت‌‌های مختلف یکی از آن راهکارهای دست اولشان را رو می‌‌کنند به خیال اینکه می‌‌تواند به بچه‌‌ها در راه پر پیچ و خم زندگی کمک شایان توجهی کند! 
این نصیحت‌‌ها و راهکارها حتما در کوتاه‌‌مدت اثر مساعد و موافقی دارند. اما درنهایت منجر به افسردگی و موفقیت کم‌‌تر می‌‌شوند. در ادامه چندتا از جمله‌‌هایی که نباید به فرزندتان بگویید را می‌خوانید. نگران نباشید ما جمله جایگزین را نیز به شما پیشنهاد میکنیم.
 

کودک تنها

می‌گویید: روی آینده تمرکز کن. حواست به نتیجه کار باشه

جمله جایگزین: در لحظه زندگی (یا کار) کن

تمرکز کامل و شدید داشتن کار سختی است. تحقیقات نشان داده که ذهن ما تمایل دارد 50% از زمان بیداری‌‌مان را برای خودش در افکار مختلف پرسه بزند و مدام حواسمان را پرت کند. و وقتی در این مواقع ما یا در گذشته‌‌ها غرق می‌‌شویم یا به آینده می‌رویم و با کلی نگرانی برمی‌‌گردیم. حاصل این افکار پرسه زننده چیزی جز احساسات منفی مثل عصبانیت، پشیمانی و استرس نیست.

ذهن که دائما تلاش می‌‌کند بر آینده تمرکز داشته باشد، (از گرفتن نمرات خوب در امتحانات پایان ترم تا رفتن به دانشگاه) مستعد اضطراب و ترس بیشتری خواهد بود. درحالی که ذره‌‌ای استرس می‌‌تواند نقش مشوق را بازی کند. اما در مقابل استرس‌‌های مزمن و طولانی مدت به سلامت و همچنین توانایی‌‌های فکری و ذهنی مثل توجه و حافظه آسیب می‌‌رساند. در نتیجه، تمرکز بیش از حد بر آینده، درواقع می‌‌تواند عملکرد ما را مختل کند.
اگر بچه‌‌ها یاد بگیرند که چطور در لحظه اکنون زندگی کنند، بیشتر احساس خوشبختی کرده و عملکردشان هم بهتر می‌‌شود. و وقتی فرد خوشحال باشد، سرعت یادگیری‌‌اش بالا می‌‌رود، خلاقانه‌‌تر فکر می‌‌کند و حل مشکلات برایش آسان‌‌تر می‌‌شود. تحقیقات نشان داده که احساس خوشحالی و خوشبختی، کارایی انسان را حتی تا 12% بالاتر می‌‌برد. همچنین احساسات مثبت شما را در برابر استرس منعطف‌‌تر کرده و کمک می‌‌کند بهتر با چالش‌‌ها و شکست‌‌ها برخورد کنید و بتوانید خیلی سریع‌‌تر به حالت عادی برگردید.
قطعا این موضوع که بچه‌‌ها هدفی داشته باشند و برای رسیدن به آن تلاش کنند، برایشان خیلی خوب است. اما به جای اینکه مدام به آن‌‌ها گوشزد کنید که حواسشان به لیست کارهای انجام دادنی باشد، کمکشان کنید تا روی وظیفه یا مکالمه‌‌ای که الان درحال انجام آن هستند، تمرکز داشته باشند.

 

صحبت کردن با فرزند

می‌گویید: استرس همیشه هست. به خودت فشار بیار و جا نزن

جمله جایگزین: یاد بگیر خیلی به خودت سخت نگیری

بچه‌‌ها در سنین نوجوانی احساس اضطراب دارند، نگران نمره‌‌هایشان هستند و برای داشتن رتبه خوب بین همکلاسی‌‌ها تحت فشار قرار دارند. بسیار ناراحت کننده است که در برخی مناطق بچه‌‌ها از روی استرس دست به خودکشی می‌‌زنند.
راهی که ما بزرگترها برای زندگی کردن پیش گرفته‌‌ایم، به بچه‌‌ها این حس را القا می‌‌کند که استرس بخش اجتناب ناپذیر یک زندگی موفق است. ما مصرف کافئین را کم کرده و برای روزهایمان بیش از حد ممکن برنامه‌‌ریزی می‌‌کنیم. همیشه داریم با تمام سرعت پیش می‌‌رویم تا جایی که خستگی ما را از پا دربیاورد و شب‌‌ها خودمان را با قرص خواب و آرام بخش‌‌های دیگر راهی بستر می‌‌کنیم.
درکل این سبک زندگی نمی‌‌تواند الگوی خوبی برای بچه‌‌ها باشد. جای تعجب نیست که نتایج تحقیقات نشان داده بچه‌‌هایی که والدینشان شدیدا درگیر کار هستند، بیشتر از همسالان‌‌شان در مدرسه، خود را از پا در می‌‌آورند.
متخصصان به والدین پیشنهاد می‌‌کنند، مهارت‌‌هایی را به بچه‌‌هایشان آموزش دهند که بتوانند با کمک آن‌‌ها در مقابل شرایط استرس‌‌زا مقاوت نشان داده و سریع به حال عادی و آسودگی برگردند. وقتی ما نمی‌‌توانیم شرایط زندگی و کاری را که در مدرسه و محیط کار با آن مواجهیم، تغییر دهیم، پس باید به سراغ تکنیک‌‌هایی مثل مدیتیشن و یوگا برویم تا بتوانیم بهتر از پس فشارهای پیش‌‌رو برآییم. این راه‌‌ها به بچه‌‌ها کمک می‌‌کند تا یاد بگیرند دستگاه عصبی پاراسمپاتیک «استراحت و هضم» (به عنوان نقطه مقابل پاسخ «جنگ یا گریز») به کار ببرند.
 

صحبت کردن و تربیت فرزند

می‌گویید: مشغول باش!

جمله جایگزین: از بیکاری لذت ببر

مردم در جوامع غربی، حتی در اوقات فراغتشان هم به جای تجربه احساسات ملایمی مثل آرامش و سکون، تمایل دارند دنبال احساسات مثبت قوی و شدید مثل هیجان بروند. درحالی که در کشورهای آسیای شرقی این موضوع کاملا برعکس است. این یعنی برنامه بچه‌‌های ما مثل بچه‌‌های غربی پر است از فعالیت‌‌های فوق برنامه‌‌ای و سفرهای کوتاه خانوادگی و زمان استراحت خیلی کمی برای آن‌‌ها باقی می‌‌ماند.
هیجان، سرگرمی و جستجوی تجربیات جدید هیچ اشکالی ندارد. اما هیجاناتی مثل استرس، با استفاده از سیستم «جنگ یا گریز» باعث خستگی فیزیولژی ما شده و به این ترتیب ناخواسته و بی‌‌خبر بچه‌‌هایمان را مجبور می‌‌کنیم بعد از مدرسه یا آخر هفته‌‌ها همه انرژی خود را بسوزانند و این باعث می‌‌شود وقتی که به انرژی بیشتری نیاز دارند، ناگهان کم بیاورند و انرژی‌‌شان ته بکشد.
علاوه بر این، تحقیقات نشان می‌‌دهد که وقتی تمرکز نمی‌‌کنیم، مغز ما ایده‌‌های درخشان بیشتری از خودش بروز می‌‌دهد. درست مثل ماجرای ارشمیدس در حمام. بنابراین، به جای اینکه برنامه بچه‌‌ها را پر کنیم از کلاس و فعالیت‌‌های تقویتی، باید زمانی را فراهم کنیم که بتوانند با وسایل خودشان تنها باشند. فرقی نمی‌‌کند که در اتاق انتظار نشسته باشند یا درحال رفتن به مدرسه باشند،بچه‌‌ها می‌‌توانند هر موقعیتی را به یک فرصت برای بازی تبدیل کنند. ممکن است فعالیت‌‌های آرامی مثل کتاب خواندن یا دراز کشیدن زیر یک درخت و زل زدن به ابرها را انتخاب کنند. کارهایی که به آن‌‌ها اجازه می‌‌دهد از نقطه‌‌ای صلح‌‌آمیزتر و متمرکزتر، به باقی زندگیشان نزدیک شوند. تعیین زمان بیکاری برای بچه‌‌ها کمکشان می‌‌کند تا خلاق‌‌تر شوند و مهم‌‌تر اینکه به آن‌‌ها یاد می‌‌دهد آرام و ریلکس باشند.
نکته مهم این است که هرگز آن‌‌ها از فرصت‌‌های یادگیری محروم نکنید یا آن‌‌ها را به چالش نکشید که چیزی یاد بگیرند؛ بلکه برنامه شلوغ و متعهد کردن آن‌‌ها چیزی است که فرصت یادگیری بازی مستقل را از آن‌‌ها می‌‌گیرد، دیگر نمی‌‌توانند با خودشان و خیالبافی‌‌هایشان تنها باشند، و یاد نمی‌‌گیرند به جای اینکه با انجام کاری خوشحال باشند، فقط با بودن و استراحت کردن شادی را حس کنند.
  

کودک تنها

می‌‌گویید: توانایی‌‌هات رو بیشتر کن

جمله جایگزین: اشتباه کن و شکست خوردن را یاد بگیر

پدر و مادرها دوست دارند که بچه‌‌هایشان را با نقاط قوت و استعدادهای ذاتی‌‌شان معرفی کنند. مثلا می‌‌گویند بچه ما «مخ ریاضی» است یا «معاشرتی» است یا «برای خودش یه پا پیکاسو» است. اما تحقیقات دانشگاه استنفورد نشان می‌‌دهد که درواقع این ذهنیت‌‌ها بچه‌‌ها را به یک شخصیت متصل می‌‌کند و باعث می‌‌شود کمتر بخواهند چیزهای جدید را امتحان کنند که شاید خیلی هم در آن‌‌ها خوب نباشند. مثلا وقتی بچه‌‌ای بخاطر ورزشکار بودن تشویق می‌‌شود، تمایل کمتری به ترک منطقه امن خودش داشته و سمت تجربه جدیدی مثل بازی در یک تئاتر مدرسه‌‌ای نمی‌‌رود. این موضوع بچه‌‌ها را مضطرب‌‌تر و افسرده‌‌تر می-کند، وقتی که با یک چالش یا شکست مواجه می‌‌شوند. چرا؟ چون باور دارند که اگر در یک منطقه مشخص با موانع مواجه شوند، یعنی برای آن فعالیت «خیلی خوب نیستند». این جمله را نباید به فرزندتان بگویید.
اما مغز ما عاشق یادگیری چیزهای جدید است. و خیلی خوب است که تا وقتی جوان هستیم از اشتباهاتمان درس بگیریم. بنابراین به جای اینکه نقاط قوت بچه‌‌ها را شناسایی کنید، به آن‌‌ها یادآوری کنید تا زمانی که تلاش کنند، می‌‌توانند هرچیزی را یاد بگیرند. تحقیقات نشان می‌‌دهد که بچه‌‌ها با دانستن این موضوع که برای پیشرفت فقط به یک تلاش کوچک اضافی نیاز دارند، در هنگام مواجه با چالش‌‌ها خوشبین‌‌تر و حتی مشتاق‌‌تر می‌‌شوند و نسبت به خود و توانایی‌‌هایشان احساس سرخوردگی کمتری می‌‌کنند.
 

کودک تنها

می‌‌گویید: ضعف‌‌هات رو بشناس . اینقدر شل و وارفته نباش.

جمله جایگزین:هوای خودت رو داشته باش!

ما خیال می‌‌کنیم که انتقاد برای بهبود و خودسازی خیلی مهم است. درحالی که خود آگاهی، مهم‌‌تر است؛ پدر و مادرها اغلب به طور تصادفی به بچه‌‌ها یاد می‌‌دهند که حسابی از خودشان انتقاد کنند! مثلا اگر مادر یا پدری به فرزندش بگوید که باید سعی کند بیشتر اجتماعی باشد، ممکن است بچه این جمله را انتقادی به شخصیت درونگرای خودش درنظر بگیرد.
اما تحقیق در مورد خود انتقادی نشان داده که این باعث تخریب خود شخص می‌‌شود. خود انتقادی توجه شما را فقط به اشتباهاتتان جلب می‌‌کند و اعتماد به نفستان را پایین می‌‌آورد. باعث می‌‌شود از شکست بترسید که این هم به عملکردتان آسیب می‌‌زند. باعث می‌‌شود خیلی راحت تسلیم شوید و تصمیم‌‌گیری را برایتان سخت می‌‌کند. خود انتقادی در هنگام مقابله با چالش‌‌ها شما را افسرده‌‌تر و نگران‌‌تر می‌‌کند.
درعوض، والدین باید باید بچه‌‌ها را به دلسوزی برای خودشان تشویق کنند. یعنی وقت شکست و ناکامی با خودشان مثل یک دوست رفتار کنند. این به این معنی نیست که بچه‌‌ها می‌‌توانند خودخواه باشند یا از زیر مشکلات شانه خالی کنند و جیم شوند. بلکه یعنی لازم نیست در حق خودشان ضعیف کشی راه بی‌‌اندازند. مثلا یک بچه خجالتی که نسبت به خودش حس دلسوزی دارد، به خودش می‌‌گوید بعضی وقت‌‌ها خجالتی بودن هم بد نیست و اینکه فقط شخصیتش به اندازه بقیه اجتماعی نیست. به این ترتیب است که می‌‌تواند برای بیرون آمدن از پوسته خودش هدف‌‌های کوچک و قابل مدیریت بچیند. این طرز فکر به او اجازه خواهد داد تا در برابر چالش‌‌ها برتری داشته باشد، مهارت‌‌های اجتماعی جدیدی کسب کند و از اشتباهاتش درس بگیرد.
 

مثبت حرف زدن با کودک

می‌‌گویید: دنیا خیلی شیر تو شیره، حواست باشه که همیشه اول بشی

جمله جایگزین: با بقیه مهربون باش

تحقیقات نشان می دهد که ارتباطات اجتماعی ما از دوران کودکی مهمترین پیش‌‌بینی‌‌کننده سلامت، شادی و حتی طول عمر هستند. داشتن روابط مثبت با دیگران برای آسایش ما ضروری است، و این آسایش بر توانایی‌‌های فکری و موفقیت‌‌های نهایی ما تاثیر می‌‌گذارد.
علاوه بر این، صرف نظر از مهارت‌‌های واقعی، توانایی دوست داشتن دیگران یکی از قوی‌‌ترین پیش‌‌بینی‌‌کننده‌‌های موفقیت است. تحقیقات نشان می‌‌دهد که شما به کسانی که در اطرافتان هستند، محبت می‌‌کنید و به جای تمرکز داشتن روی خودتان، با این کار روابط حمایتی ایجاد می‌‌کنید. به این ترتیب در درازمدت هم موفق‌‌تر خواهید بود؛ تا زمانی که به خودتان اجازه ندهید از مزایای این روابط محروم بمانید.
بچه‌‌ها به طور طبیعی مهربان و دلسوز هستند. اما همین بچه‌‌ها هم رفته رفته دچار خود درگیری می‌‌شوند. بنابراین مهم است که غرایز طبیعی بچه‌‌ها را به مراقبت از احساسات دیگران تشویق کنیم و به آن‌‌ها یاد بدهیم که گاهی دنیا را از نگاه دیگران ببینند و خودشان را جای آن‌‌ها بگذارند.
درست است که آن بیرون دنیا پر از سختی است. اما اگر همه ما کمتر روی رقابت‌‌های جانگیر تمرکز کنیم و به کنار آمدن با یکدیگر اهمیت بیشتری بدهیم، از سختی دنیا هم به مقدار زیادی کم می‌‌شود.

مهمترین فواید و مضرات بازی‌ های کامپیوتری برای کودکان

فواید و مضرات بازی¬های کامپیوتری برای کودکان
از فواید بازی های کامپیوتری برای کودکان می‌توان به بهبود مهارت‌های اجتماعی اشاره کرد. از طرف دیگر، اعتیاد ذهنی یکی از مهمترین مضرات بازی های کامپیوتری برای کودکان محسوب می‌شود.

فواید و مضرات بازی¬های کامپیوتری برای کودکان
بیا نی نی | بخش مادر و کودک – امروزه بازی‌های کامپیوتری و ویدیویی بزرگ‌ترین وسیله اعتیاد آور در میان کودکان هستند. اما این بازی‌ها مهارت‌های تصمیم گیری، مهارت‌های اجتماعی و اعتماد به نفس کودکان در جهان واقعی را بهبود و توسعه می‌بخشند. در واقع امروزه بازی‌های کامپیوتری بخشی از زندگی ما هستند.


در صورتی که مطالعه قسمت خاصی از این مطلب مد نظر شماست، با انتخاب عناوین ارائه شده در فهرست موضوعی زیر به موضوع دلخواه خود برسید.

  • فواید بازی های کامپیوتری
  • مضرات بازی های کامپیوتری

صنعت بازی‌های کامپیوتری یکی از بزرگ‌ترین صنعت‌ها در سطح جهانی است و کماکان به رشد خود نیز ادامه می‌دهد. اما والدین و معلمان نسبت به تأثیرات منفی این بازی‌ها بر کودکان ابراز نگرانی می‌کنند. چون جهان بازی‌ها همواره در حال تغییر است و کودکان را به سوی رفتار‌های خشونت آمیز و اعتیاد آور سوق می‌دهند.

امروزه کامپیوتر‌ها به بخشی اصلی از زندگی ما تبدیل شده اند و محبوب‌ترین برنامه‌های کامپیوتری نزد کودکان، بازی‌های کامپیوتری هستند. پس در اینجا فواید و مضرات بازی‌های کامپیوتری برای کودکان را مورد بحث و بررسی قرار می‌دهیم.

فواید بازی‌ های کامپیوتری

فواید و مضرات بازی‌های کامپیوتری برای کودکان فراوان هستند. در این قسمت به تعدادی از فواید این بازی‌ها اشاره می‌کنیم.

۱. کاهش ناراحتی ذهنی در حین بیماری

بازی‌های کامپیوتری به کودکان بیمار کمک می‌کنند تا ذهن خود را از درد و ناراحتی ناشی از بیماری دور کنند. بسیاری از بیمارستان‌ها کودکان و حتی دیگر افراد بیمار را تشویق می‌کنند تا خود را با بازی‌های کامپیوتری سرگرم نمایند.

۲. بهبود مهارت‌های اجتماعی

بازی‌های کامپیوتری می‌توانند برای کودکانی که از اختلال کمبود توجه رنج می‌برند، مفید واقع شوند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که کودکان می‌توانند مهارت‌های اجتماعی را از طریق بازی‌های کامپیوتری بیاموزند. این بازی‌ها همکاری میان دست و چشم را بهبود بخشیده و به کودک کمک می‌کنند تا مهارت‌های متنوعی را بیاموزد.

فواید و مضرات بازی¬های کامپیوتری برای کودکان

۳. شکلی از فیزیوتراپی

یکی از جالب‌ترین فواید بازی های کامپیوتری استفاده از آن به عنوان شکلی از فیزیوتراپی است. دپارتمان‌های پزشکی از این بازی‌های به عنوان شکلی از فیزیوتراپی استفاده می‌کنند. بازی‌های کامپیوتری به کودکانی که  آسیب‌های فیزیکی را پشت سر گذاشته اند، اجازه می‌دهد تا مهارت‌ها و هماهنگی‌های حرکتی را کسب کنند.

۴. آموزش تصمیم گیری

این بازی‌ها فرد را وادار به درگیر شدن در فرآیند تصمیم گیری می‌کنند. در این بازی‌ها تیم‌های مختلفی ساخته شده و مهارت‌های اجتماعی نیز تقویت می‌شوند. آن‌ها به عنوان ارتقا دهنده خلاقیت و تحریک ذوق گرافیکی، طراحی و تکنولوژی شناخته می‌شوند.

۵. حل بهتر مسئله

در میان فواید بازی‌ های کامپیوتری برای کودکان باید آموزش حل مسئله و انگیزه و شناخت مهارت‌ها را نیز به عنوان یکی از فواید این بازی‌ها مد نظر قرار داد. اغلب بازی ها، با ایجاد چالش‌های مرحله ای، کودک را به مبارزه و دستیابی به مراحل بالاتر تشویق می‌کنند. بسیاری از تیرانداز‌های سریع توانایی کودک را در تطابق دقیق و سریع حرکات مبهم دست‌ها و تصاویر دیده شده بهبود می‌بخشند.

۶. افزایش تمرکز

بسیاری از بازی‌های کامپیوتری آرامش بخش هستند. قدرت تمرکز و حضور ذهن کودک از طریق این بازی‌های رشد می‌کند. انجام دادن بازی‌های کامپیوتری بسیار سرگرم کننده است و استرس و اضطراب را از کودک دور می‌کند.

فواید و مضرات بازی¬های کامپیوتری برای کودکان

۷. افزایش دانش در فرآیند آموزش

از دیگر فواید این بازی‌ها باید به وجود انواع مختلف بازی‌های کامپیوتری آموزشی اشاره کنیم. این بازی‌ها می‌توانند دانش کودک را در بسیاری از حوزه‌های آموزشی افزایش دهند.

۸. تقویت تخیل

محیط‌های بازی‌های کامپیوتری تأثیر فراوانی در تقویت تخیل کودک دارند. این بازی‌ها با نمایش محیط‌های جذاب تخیلی باعث تقویت این حس در میان کودکان می‌شوند. ذهن کودک تبدیل به ذهنی ورزشی شده و تمریناتی برای چگونگی رویارویی با مشکلات آینده زندگی انجام می‌دهد.

۹. تقویت خلاقیت 

در میان فواید بازی‌ های کامپیوتری برای کودکان می‌توانیم از تقویت خلاقیت و انعطاف پذیری به عنوان یک فایده بسیار مثبت یاد کنیم. در ساخت هر یک از این بازی‌ها  خلاقیت بسیاری به خرج داده شده و بازی کردن با آن‌ها تأثیرات مثبتی بر کودک به جای می‌گذارد.
 

مضرات بازی‌ های کامپیوتری

ما در قسمت قبل به فواید بازی‌های کامپیوتری اشاره کردیم. در این بخش قصد داریم تعدادی از مضرات این بازی‌ها را برشماریم. پس به موارد زیر توجه کافی را داشته باشید.

۱. القای خواص ربات گونه به کودک

مضرات بازی‌ های کامپیوتری برای کودکان گوناگون هستند. یکی از ضرر‌های این بازی‌ها القای خواص ربات گونه به کودک است. ربات‌های نرم افزاری بازی‌ها حرکات انسانی را تنها شبیه سازی می‌کنند. احتمال اینکه کودک حرکات ربات گونه را بیاموزد بالاست.

۲. هدر دادن زمان

فواید و مضرات بازی¬های کامپیوتری برای کودکان
کودکان از انجام بازی‌های کامپیوتری لذت می‌برند. اما وقتی که کودک سرگرم انجام آن‌ها می‌شود، متوجه گذر زمان نیست. به همین دلیل زمان زیادی را در حین بازی کردن از دست می‌دهد.

۳. خطر برای سلامت کودک

نشستن در یک مکان و انجام دادن مداوم بازی‌های کامپیوتری، برای چشم و سایر اعضای بدن نیز خوب نیست. اشعه‌های صفحات کامپیوتری به سلامت کودک ضرر می‌زنند. عارضه‌هایی از قبیل: خستگی چشم، کمر درد و سردرد نیز می‌توانید در نتیجه نشستن بلند مدت در یک مکان به سراغ کودک بیایند.

۴. اعتیاد ذهنی

در فرآیند برشمردن مضرات بازی‌ های کامپیوتری برای کودکان باید به احتمال اعتیاد کودک به بازی‌های کامپیوتری اشاره کرد. احتمال اینکه بازی‌های کامپیوتری مانع حضور  کودک در میان همسالان خود و بازی و تعامل با آن‌ها شود، وجود دارد.

فواید و مضرات بازی¬های کامپیوتری برای کودکان

۵. افت تحصیلی کودک

یکی از وظایف اصلی کودکان در دوران ما تحصیل است. اما کودکان معمولاً زمان زیادی به انجام دادن بازی‌های غیر مرتبط اختصاص می‌دهند. همین امر، به خصوص در دوران امتحانات، می‌تواند باعث افت تحصیلی کودک شود.

۶. تغییر رفتار کودک

در میان مضرات بازی‌ های کامپیوتری برای کودکان باید تأثیر گذاری منفی بازی‌ها بر رفتار کودک را یکی از مضرات دانست. کودک رفتار‌های هجومی و خشن را فرا می‌گیرد و نسبت به مرگ بی احساس خواهد شد. امروزه تعداد بازی‌های خشن در بازار بیش از بازی‌های آموزشی است. این بازی‌ها احساس قدرت کاذب و ناخوشایندی را به کودک القا می‌کنند.

سخن آخر

بازی‌های کامپیوتری ضمن فواید قابل توجهی که برای کودکان دارند، ضرر‌های بسیار جدی را نیز در پی دارند. ضرر‌های این بازی‌ها، به ویژه در صورت ابتلای کودک به اعتیاد به بازی‌های کامپیوتری، می‌توانند حتی جبران ناپذیر نیز باشند. پس والدین باید مراقب کودکان خود بوده و زمان و نوع بازی‌های کامپیوتری را برای کودک تعیین کنند. در صورت عدم توجه به این موارد نه فقط فواید این بازی‌ها کاهش می‌یابد، بلکه کودک دچار رفتار‌های رباط گونه و خشن، بی احساسی و بی تفاوتی نسبت به افراد و مسائل پیرامون خود خواهد شد. این در حالی است که بسیاری از بیماری‌ها در کمین افراد با تحرک کم هستند.



به نظر شما بازی‌های کامپیوتری چه فواید و مضراتی به همراه دارد؟ نظرات خود را در انتهای این صفحه در قسمت “ارسال نظر” با ما و سایر مخاطبان بیا نی نی به اشتراک بگذارید.

۱۰ مورد از عواقب تنبیه بدنی در کودکان و ۵ راه حل جایگزین برای آن

10 مورد از عواقب تنبیه بدنی در کودکان و 5 راه حل جایگزین آن
کاهش عزت نفس و اعتماد به نفس از عواقب تنبیه بدنی در کودکان است. همچنین کودکانی که کتک می‌خورند، تمایل بیشتری به آسیب زدن به دیگران دارند.

10 مورد از عواقب تنبیه بدنی در کودکان و 5 راه حل جایگزین آن

بیا نی نی |
دسته مادر و کودک –
تربیت فرزند یکی از سخت‌ترین کار‌هایی است که بر عهده پدر و مادر‌هاست. همگام با رشد کودکان نیاز به تربیت و کنترل آن‌ها بیشتر شده و صبر و شکیبایی بیشتری می‌طلبد. چالش‌ها با کودک بیشتر و بیشتر می‌شود، تا جایی که برخی از پدر و مادر‌ها از تربیت فرزند خود دلسرد می‌شوند و با استفاده از تنبیه بدنی سعی می‌کنند، کنترل او را در دست بگیرند. آگاهی از عواقب تنبیه بدنی در کودکان موجب می‌شود تا پدر و مادر‌ها قبل از برخورد فیزیکی با کودک، به تاثیرات روحی و روانی آن بیشتر بیندیشند. همیشه راه بهتری برای تربیت کودک وجود دارد.


در صورتی که مطالعه قسمت خاصی از این مطلب مد نظر شماست، با انتخاب عناوین ارائه شده در فهرست موضوعی زیر، به موضوع دلخواه خود برسید.

  • دلایل تنبیه بدنی کودکان توسط والدین
  • عواقب تنبیه بدنی در کودکان
  • روش‌های جایگزین تنبیه بدنی در کودکان
  • سخن آخر

دلایل تنبیه بدنی کودکان توسط والدین

اما چرا والدین کودکان خود را تنبیه بدنی می‌کنند؟ در بیشتر موارد، پدر و مادر از روی ناچاری مجبور به تنبیه بدنی کودک می‌شوند. آن‌ها ممکن است تمام روش‌های دیگری که آموخته اند را اجرا کنند و ناکام شوند و تنها راه باقیمانده برایشان استفاده از زور و تنبیه بدنی باشد. اما پس از مدتی، تنبیه بدنی (مانند زدن به پشت کودک) به شکل یک اتفاق عادی و هر روزه در می‌آید که عواقب ناگواری در پی دارد. از آنجایی که تنبیه بدنی ساده‌ترین روش در برخورد با اشتباه‌های کودک است، این دور باطل همچنان ادامه می‌یابد. برخی از پدر و مادر‌ها نیز ممکن است از روی خشم و یا ترس به کتک زدن کودکانشان رو بیاورند و این به واکنش طبیعی آن‌ها در مقابل خطا‌های کودک تبدیل شود.

عواقب تنبیه بدنی در کودکان

بگذارید نگاهی عمیق‌تر به عواقب تنبیه بدنی در کودکان بیاندازیم:

۱. الگوی کتک زدن در ذهن کودک ایجاد می‌شود

کودکان از رفتار پدر و مادر خود، چگونه زندگی کردن را می‌آموزند. تنبیه بدنی کودک و روا داشتن رفتار خشونت آمیز نسبت به او، این باور ذهنی را در کودک ایجاد می‌کند که کتک زدن رفتاری قابل پذیرش است و او نیز می‌تواند به دیگران صدمه بزند. به یاد داشته باشید، هنگامی که بر روی کودک خود دست بلند می‌کنید، این مجوز را به او می‌دهید که دیگران را مورد ضرب و شتم قرار دهد.

۲. بر روی شخصیت کودک تاثیر منفی می‌گذارد

عواقب تنبیه بدنی در کودکان بیش از آنکه فیزیکی باشد، عاطفی است. کودک در حال رشد، مشغول ساختن تصویری از شخصیت خویشتن است. هنگامی که شما به دلیل انجام کار اشتباهی کودک خود را کتک می‌زنید، این تصویر فرو می‌پاشد و کودک دیگر برای خود احترامی قائل نخواهد بود. در او این باور شکل می‌گیرد که کودک بدی است و مانند یک زخم دردناک برای مدت طولانی آن را با خود حمل می‌کند.

۳. احترام والدین را کاهش می‌دهد

تنبیه کردن کودک باعث می‌شود که فرزندتان از شما بترسد و با بزرگتر شدن از شما فاصله بیشتری بگیرد و کمتر احترام شما را رعایت کند. از سویی دیگر شما نیز ممکن است برای لحظه‌ای احساس رضایت کنید، اما مطمئنا در بلندمدت احساس بدی خواهید داشت.


بیشتر بدانید: ۱۰ روش برای تقویت رابطه والدین و کودک


۴. برای مدت طولانی در خاطر کودکان می‌ماند

به گفته پژوهشگران در دانشگاه میسوری، تنبیه در دوران کودکی، تاثیر منفی بر خلق و خوی آنان می‌گذارد. این پژوهش تأیید می‌کند کودکانی که بیشتر کتک خورده اند، چالش‌های بیشتری با پدر و مادر خود داشته اند. همچنین مشخص شد که این شیوه تنبیه بر سلامت روان کودک تاثیر می‌گذارد و بروز مشکلات روان شناختی متعدد از عواقب تنبیه بدنی در کودکان خواهد بود.

۵. کتک زدن کارکرد خود را از دست می‌دهد

از کتک زدن کودک، هیچ نتیجه خوبی حاصل نمی‌شود. تنها ممکن است احساس ترس را در آن‌ها نهادینه کند. تنبیه بدنی کودک هیچ گونه فایده‌ای در رشد جسمی و روانی کودک ندارد.

۱۵ روش کاربردی در برخورد با کودک نق نقو

۱۵ روش کاربردی در برخورد با کودک نق نقو
برخورد با کودک نق نقو برای پدر و مادر‌ها چالش برانگیز و خسته کننده است. بیان احساسات کودک و همدلی کردن می‌تواند به کاهش بهانه جویی‌های او کمک کند.

۱۵ روش کاربردی در برخورد با کودک نق نقو
 
بیا نی نی | دسته مادر و کودک – “این خیلی داغ است.” “من نمی‌خواهم به خانه مادر بزرگ بروم.” “این نخود‌ها چندش آورند.” و … گوش دادن به شکایات مداوم کودک ممکن است صبر شما را لبریز کند. اما بدانید که شما تنها نیستید، برخورد با کودک نق نقو نیاز به تحمل بالایی دارد!
شکایت و نق زدن مداوم برای کودک هم خوب نیست. اگر او عادت کند که همیشه بر روی نقاط منفی تمرکز کند، در معرض مشکلات روانی مانند افسردگی و اضطراب قرار می‌گیرد.
همچنین احتمال دارد که در جامعه با مشکلات بیشتری مواجه شود. برای نمونه؛ گروه همسالانش نمی‌خواهند با بچه‌ای که دائما شکایت می‌کند و نق می‌زند رفاقت کنند.
اگر فرزندتان درباره همه چیز شکایت می‌کند یا به طور منظم نق می‌زند، به او کمک کنید تا دید مثبتی پیدا کند. اگر دید منفی و عادت‌های ناسالم اجتماعی را در کودکی رفع نکنید، ممکن است در بزرگسالی به فردی تبدیل شود که دائما شکایت می‌کند.


 چنانچه مطالعه قسمتی خاص مد نظر شماست، با انتخاب عناوین ارائه شده به موضوع دلخواه خود برسید:

  • برخورد با کودک نق نقو
  • برخورد با کودک نق نقوی نوپا
  • روش‌های پیشگیری از نق نق کردن نوپایان
  • سخن آخر

برخورد با کودک نق نقو

در اینجا چند روش برای برخورد با کودک نق نقو به شما پیشنهاد می‌دهیم:

۱. احساسات کودک را به رسمیت بشناسید

اگر چه ممکن است وسوسه شوید تا مانند پدر و مادر خود به کودک گریان بگویید: گریه نکن! یا الان چیزی بهت میدم تا گریه ات قطع شه! “، اما کوچک شمردن احساسات کودک، مشکل شما را حل نمی‌کند. در عوض، به طور خلاصه ناراحتی کودک را تایید کنید و از آن گذر کنید. برای نمونه بگویید: “من می‌دانم که تو الان خسته و ناراحتی، زیرا ما مدت زمان زیادی در ماشین بوده ایم، اما هنوز یک ساعت دیگر از راه باقی مانده”.
گاهی اوقات کودکان به این دلیل نق می‌زنند که می‌خواهند شما را در جریان احساسات ناخوشایند یا ناراحتی‌های جسمی خود قرار دهند. در این موارد تأیید کردن ناراحتی کودک، می‌تواند نقطه پایانی بر نق زدن‌های او باشد. کمی همدردی نشان دهید و به او بگویید که مواجهه با ناراحتی بخش جدایی ناپذیری از زندگی است.
اگر رفتار فرزند شما نیازمند مداخله بیشتری است، رفتار را تغییر دهید، نه احساسات. چیزی شبیه به این بگویید: ” به نظر می‌رسه که خیلی ناراحتی که اسباب بازی رو پرتاب کردی. من می‌فهمم که الان خسته و ناراحتی، اما دلیل نمیشه که اسباب بازی رو پرت کنی”.
اگر کودک بیشتر اعتراض کرد یا شروع به نق زدن کرد، آن را نادیده بگیرید. برای او روشن کنید که شما به تلاش‌های او جهت جلب توجه منفی، اعتنا نمی‌کنید.

بیشتر بدانید: 


 برخورد با کودک نق نقو

۲. کودک را به حل مسئله تشویق کنید

اگر کودک درباره مساله‌ای به شما شکایت می‌کند، او را تشویق به حل آن مشکل کنید. اگر او هنگامی که در خارج از خانه مشغول بازی است، می‌گوید، “من خیلی گرممه”، بپرسید “فکر می‌کنی که باید چی کار کنی تا حالت بهتر شه؟ “
اگر او نیاز به پیشنهاد‌هایی برای فکر کردن داشت، به او یادآوری کنید که می‌تواند در سایه بنشیند یا درخواست یک نوشیدنی خنک از شما داشته باشد.
آموزش مهارت حل مسئله برای فرزندتان روشن می‌کند که آمدن نزد شما و نق زدن موجب حل مساله نمی‌شود. اما می‌توانید در حل مشکل به او کمک کنید یا او به تنهایی قادر به انجام این کار است.
وقتی کودکان مهارت حل مسئله داشته باشند، میزان نق زدن و شکایت کردن در آن‌ها کاهش می‌یابد. به جای آن، اقداماتی انجام می‌دهند که شرایط را بهبود بخشند.
مراقب باشید، هنگامی که کودک درمانده شده یا شرایط سختی را می‌گذراند، به کمک او بروید. اگر در مواجهه کودک با هر مشکلی شما به کمک او بروید، او نیازی به تقویت مهارت‌های خود نمی‌بیند و با گذر زمان، هنگامی که دیگر دوستان او مشغول حل مشکلاتشان می‌شوند، او منتظر می‌ماند تا کسی به کمکش آید!
 

۳. نیمه پر لیوان را به او نشان دهید

اگر کودک همواره و در هر موقعیتی تنها نکات منفی را می‌بیند، بهتر است شما نیز نکات مثبت را بیان کنید. این روش می‌تواند به کودک شما کمک کند تا یک دیدگاه متعادل‌تر نسبت به جهان بدست آورد.
اگر او می‌گوید: “من متنفرم از اینکه مجبوریم به دلیل بارندگی، پارک را ترک کنیم”. شما می‌توانید بگویید: ” درک می‌کنم که از رفتن از پارک ناراحتی، ولی بجاش ما امروز قبل از آمدن باران در پارک حسابی بازی کردیم. “
 

۴. به او در آگاهی یافتن از گزینه هایش کمک کنید

اجازه ندهید فرزند شما احساس قربانی بودن و گیر افتادن در شرایط سخت کند. اگر او همواره فکر کند که قربانی شرایط بد و آدم‌های بدجنس است، هرگز برای بهبود اوضاع تلاشی نخواهد کرد.
به او کمک کنید تا بر چیز‌هایی که می‌تواند کنترل کند تمرکز کند. اگر او شکایت می‌کند که نمی‌تواند دوچرخه سواری کند، چون هوا بارانی است، سرگرمی‌هایی که در داخل خانه می‌تواند انجام دهد را به او یاد آور شوید.
می‌توانید به او بگویید: ” می‌دانم از اینکه نمی‌توانی دوچرخه سواری کنی ناراحت شدی، ولی کلی بازی هیجان انگیز هم می‌توانی در خانه انجام دهی. “
 
برخورد با کودک نق نقو

۵. به مشاور مراجعه کنید.

گاهی اوقات نگرش بیش از حد منفی کودک می‌تواند ناشی از مشکلی در او باشد. برای نمونه، کودکان مبتلا به افسردگی، نگرشی منفی به همه چیز دارند و کودکان مضطرب اغلب بدترین سناریو‌های ممکن را تصور می‌کنند.
اگر فکر می‌کنید شکایت مداوم فرزندتان ممکن است نشانه‌ای از مساله‌ای جدی‌تر باشد، با پزشک متخصص کودک صحبت کنید.

برخورد با کودک نق نقوی نوپا

هنگامی که صحبت از کودکان نوپا می شود، شرایط کمی متفاوت است. روش‌های زیر در برخورد با کودک نق نقوی نوپا موثر هستند.

۱. صدای او را ضبط کنید

دفعه بعدی که کودک شما بهانه گیری و نق نق می‌کند، صدای او را بر روی گوشی خود ضبط کنید. همچنین زمانی که آرام و طبیعی خواسته اش را با شما در میان می‌گذارد نیز صدایش را ضبط کنید. در فرصت مناسبی هر دو صدا را برای او پخش کنید و تفاوت میان صدای ” نق نق ” و صدای “آرام” را به او نشان دهید. توضیح دهید: “مردم شنیدن صدای” نق نق ” را دوست ندارند، گوششان اذیت می‌شود و فکر می‌کنند که تو هنوز یک بچه کوچولویی. “

۲. آرام بمانید

فریاد نزنید” صداتو ببر! ” و به او برچسب “نق نقو” بودن نزنید. برای یک کودک نو پا، توجه منفی بهتر از بی توجهی است و برچسب زدن به کودک نوعی توجه نشان دادن منفی است و به او احساس خوبی از رفتارش می‌دهد (و شما قطعا این را نمی‌خواهید!)


بیشتر بدانید: ۱۰ مورد از عواقب تنبیه بدنی در کودکان و ۵ راه حل جایگزین برای آن


۳. کوتاه نیایید

به کودک بگویید که تنها به صدای “آرام” او پاسخ خواهید داد. با او تماس چشمی برقرار نکنید و به حرفهایش هیچ واکنشی نشان ندهید (هر قدر که عذاب آور باشد). اگر کودک با صدای “آرام” خواسته اش را بیان کرد، سعی کنید درخواست او را برآورده کنید یا گزینه‌های جایگزین را مطرح کنید (“من نمی‌توانم الان به تو آب نبات بدهم، اما می‌توانی یک موز یا انگور خوشمزه بخوری.) “برخورد با کودک نق نقو

۴. او را در آغوش بگیرید یا حواسش را پرت کنید

هنگامی که دلیل آوردن برای کودک جوابگو نیست (من آن اسباب بازی را نمی‌خرم. چون تو ده تا از آن را در خانه داری)، موضوع را تغییر دهید: (وای سارا، فردا قراره مریم بیاد خونه ما تا با تو بازی کنه! ). یک بغل سریع و مهربانانه نیز می‌تواند خلق و خوی کودک را تغییر دهد.

۵. کمی شوخی و خنده اوضاع را تغییر می‌دهد

برای نمونه، وانمود کنید که شما نمی‌دانید صدای “نق نق” از کجا می‌آید. از کودک بخواهید که به شما کمک کند تا زیر مبل، داخل یخچال و پشت تلویزیون را به دنبال آن بگردد. یا به کودک پیشنهاد دهید برای تعمیر صدای “نق نق” کمی “روغن قلقلک” به آن بزنید. با این حال، برخی از کودکان از کوچکترین شوخی نیز ناراحت می‌شوند. اگر کودک شما اینگونه است، این روش را رها کنید و به دنبال تاکتیک دیگری باشید.