تجاوز نخبه اقتصاد به دختری که سودای پولدار شدن داشت!

دختر جوان که در سودای پولدار شدن به مرد جوانی که خود را نخبه اقتصادی معرفی کرده اعتماد و پول‌هایش را نزد وی سرمایه‌گذاری کرده بود وقتی فهمید او یک کلاهبردار و اخاذ است به پلیس شکایت کرد.

روز گذشته دختر جوانی به پلیس مراجعه و از مردی به اتهام کلاهبرداری و تهیه فیلم سیاه شکایت کرد و گفت:

مدتی قبل در اینستاگرام با صفحه مردی به نام پویا آشنا شدم. او مطالبی درباره راه‌های پولدار شدن منتشر کرده بود. پس از صحبت و آشنایی با پویا او خودش را نخبه و یکی از اقتصاددانان کشور معرفی کرد و راهی برای پولدار شدن جلوی پایم گذاشت.

و گفت با خرید ارز دیجیتال خیلی زود ثروتمند می‌شوی و من ۲۴ میلیون تومان در این کار سرمایه‌گذاری کردم. بعد از مدتی ۱۲ میلیون تومان سودش را دریافت کردم و این‌بار پویا پیشنهاد داد که بیشتر سرمایه‌گذاری کنم. من که سود خوبی کرده بودم، ۴۰ میلیون تومان دیگر هم به پویا دادم تا برایم ارز دیجیتال خرید کند.

اما چند روز بعد به من گفت  ارز دیجیتال  زیان‌آور شده و باید سرمایه‌گذاری دیگری انجام دهیم. من هم قبول کردم و چون به او اعتماد داشتم قرار شد برای صحبت در این مورد به شرکت یکی از دوستانش بروم. آن روز به شرکت رفتم اما بعد از خوردن شربتی که پویا برایم آورده بود، بی‌هوش شدم. به هوش که آمدم متوجه شدم طلاهایم را سرقت کرده است.

وقتی از او طلاهایم را خواستم تهدید کرد که از من فیلم و عکس‌های مستهجن گرفته است و علاوه بر طلاها و پول‌های قبلی باید باز هم به او پول بدهم در غیر این صورت عکس‌ها را منتشر می‌کند. من هم به اجبار ۱۰ میلیون تومان دیگر پرداخت کردم، اما وقتی تهدیدها و  اخاذی  هایش ادامه پیدا کرد به پلیس مراجعه کردم.با شکایت دختر جوان، تحقیقات برای دستگیری پویا به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت تهران آغاز شد.

نمی توانم به همسرم بگویم عزیزم!

«یک بار به همسرم گفتم «عزیزم» و تا یک ماه سوژه فامیل شدم. بعد از این اسم کوچکش را همینطور صدا می‌زنم! پیشوند آقا هم که اصلا نمی‌گذارم خدا نکند از دهنم در بیاید و در جمع، یک آقا امیر بگویم! آن وقت خانم‌های دیگر چنان چپ چپ نگاهم می‌کنند که باید بیایی و ببینی، چه برسد به عزیزم گفتن و امیر جانم! اوایل توجهی نداشتم، اما از بس کنایه شنیدم که بی‌خیال کلمات محبت آمیز و به قول اطرافیانم این لوس بازی‌ها شدم! عادت کردم دیگر در خانه هم همان امیر صدایش می‌زنم.
آن هم از همان اول من را همانطور ساده صدا می‌زند. یا در جمع اصلا خطابم نمی‌کند و حرفش را بی مقدمه می‌گوید یا می‌گوید خانم! دلم می‌خواست یک بار اسم کوچکم را هم اضافه کند و بگوید مرضیه خانم! یا یک بار صدایش که می‌زنم بگوید جانم! اما می‌گوید خجالت می‌کشم. کسی در خانواده ما در جمع به همسرش نگفته عزیزم یا جانم که حالا من دومی اش باشم! شاید چیز کوچکی به نظر برسد، اما هر بار که زوجی همدیگر را با عزیزم و جانم صدا می‌زنند توی دلم یک حسرت بزرگ پیدا می‌شود!»
این‌ها گفته‌های خانمی است که کمتر از ۴ سال از زندگی مشترکش گذشته، اما همین موضوع کوچک چیزی است که سال‌ها احساس خوشبختی را از او گرفته است. شما چطور؟! همدیگر را با چه کلماتی صدا می‌زنید؟! به نظر شما صدا کردن همسر با کلمات زیبا چقدر می‌تواند در پایداری رابطه موثر باشد؟!
این کلمات جریان زندگی را قشنگ‌تر می‌کند!
دکتر «کریمان مجد» روانشناس و مشاور خانواده در پاسخ به این سوال می‌گوید: «یکی از ویژگی‌هایی که باعث می‌شود جریان زندگی مشترک زیباتر شود. تمرین کردن راه‌های متفاوت توجه به همسر است. ما برای توجه به همسر و ابراز عشق راه‌های متفاوتی داریم و این توجه کردن راز رشد رابطه عاطفی است. هر چقدر که توجه در رابطه عاطفی بیشتر باشد تضمین بیشتری برای رشد رابطه عاطفی وجود دارد. یکی از قشنگ‌ترین راه‌های توجه به همسر، صدا زدن او به گونه‌ای است که او دوست دارد. این شیوه در زوج درمانی هم مورد استفاده قرار می‌گیرد. یعنی از زوج‌هایی که حال دل‌شان مساعد نیست می‌خواهیم در بازه دو هفته‌ای با همان کلماتی که طرف مقابل دوست دارد صدایش بزنند. همسرم، گلم، عزیزم و… هر کدام از این عبارت‌ها می‌تواند برای یک انسان در جهت رشد رابطه عاطفی کارآمد باشد. چون باعث می‌شود احساس توجه در آن رابطه تقویت شود و محبت از طریق کلمات ابراز شود.»
وقتی حضرت علی (ع) هم همسرش را زیبا صدا می‌زد!
در اسلام نیز صدا زدن همسر به شیوه‌ای که دوست دارد و مطلوب‌‍اش است سفارش شده. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حدیثی می‌فرمایند: «سه چیز است که دوستى انسان را با دیگری صفا می‌دهد. همیشه با خوشروئى با او برخورد کند، هرگاه در مجلسى بر او بـنـشـیـنـد برایش جا باز کند. به آن نامى که بیشتر آنرا دوست دارد او را صدا بزند.» این رفتار در زندگی الگو‌های دینی ما نیز به وضوح قابل مشاهده است تا آنجایی که امیرالمومنین حضرت زهرا (س) را حبیبتی و بنت رسول الله صدا می‌زدند و در جواب اینطور می‌شنید: «روحی لک الفدا یا امیرالمومنین»
چه صدایت بزنم؟!
دکتر سجاد کریمان مجد می‌‍گوید: «یکی از قشنگ‌ترین راه‌های توجه به همسر، صدا زدن او به گونه‌ای است که دوست دارد.» پس مهم‌تر از آنکه برای صدا زدن همسرتان از کلمات محبت‌آمیز استفاده کنید این است که بدانید همسرتان دوست دارد او را چگونه خطاب کنید! شاید کلمه‌ای برای شما جالب باشد، اما همسرتان از شنیدن آن ناراحت شود. از همسرتان بپرسید دلش می‌خواهد چطور صدایش بزنید و اگر فکر می‌کنید ممکن است به هر دلیلی حرف دلش را به شما نزند چند گزینه پیش رویش بگذارید و از او بخواهید که یکی را انتخاب کند.
یک توافق دو نفره!
قطعا شما در محیط‌های غیر از خانه نیز قرار می‌گیرید و شاید نتوانید به همان صورتی که همسرتان را در خانه صدا می‌زنید در محل کار، خیابان، جمع‌های خانوادگی او را خطاب کنید. پس با هم توافق کنید که چطور در هر یک از مکان‌ها همدیگر را صدا بزنید.
موقعیت سنجی کنید!
دکتر سجاد کریمان مجد می‌گوید: «اگر در محیطی زندگی می‌کنید که چنین مدلی از گفتگوکردن و صدا زدن به لحاظ فرهنگی جالب نیست و باعث ایجاد حاشیه می‌شود. این شما و همسرتان هستید که باید تکیلف‌تان را با محیط مشخص کنید. در واقع باید این فرهنگ درست را به آرامی و با حفظ احترام به محیط به همراه همسرتان ماندگار کنید. پس این نشانه‌های توجه در محیط‌هایی که به لحاظ فرهنگی شاید پذیرا نباشند باید با مراقبت و بررسی بیشتر انجام شود.»‌
زیاده‌روی ممنوع!
قطعا افراط و تفریط در هر کاری موجب شکست آن خواهد شد. حواستان باشد زیاده‌روی نکنید و در مکان‌های مختلف با احترام به آن محیط و افرادش همدیگر را صدا بزنید. یادتان باشد قرار نیست برای بهتر شدن حال زندگی‌تان باعث حال بد دیگران شوید!
زینب نادعلی 

هر چیزی که دل تنگتان می خواهد، نذری دهید!

صدای طبل و عزاداری برای ابا عبدالله می آید؛  در خانه نشسته است. پنجره را باز گذاشته تا صدای هیئتی که از اول محرم بر سر کوچه شان به پا شده است را بشنود. دلش هوای روز هایی را می‌کند که پای بیرون رفتن را داشت و می توانست در میهمانی امام حسین(ع) شرکت کند. هوای روزهایی که هر چقدر در توانش بود نذری می‌داد تا اندکی در ثواب این روزها شریک باشد. 

چند سال خادم امام مهربانی‌ها بود. اما حالا می‌گوید توانش را ندارد. دلش هوای روزهایی را کرده که با نذری دادن احساس سبکی می کرد. با خودش می‌گوید: «همه چیز گران شده است. دیگر نمی‌توانم نذری بدهم.» صدای عزاداری نزدیک تر می شود. به نظر می رسد دسته ای از عزادار ها در حال آمدن به کوچه هستند.

دلش طاقت نمی آورد. نمی تواند همینطور دست روی دست بگذارد. از جایش بلند می شود. تصمیم تازه ای گرفته است. شربت خاکشیری درست می‌کند. با خود می‌گوید هوا گرم است. این شربت عطش عزاداران اباعبدالله را بر طرف می‌کند. چادرش را  سر می‌کند. لنگ لنگان به سمت در می رود. هیئت عزاداران را می‌بیند. اندکی بعد چهره های عزاداران را بعد از نوشیدن شربت ها که می‌بیند، اشک شوق می ریزد و از تصمیمش احساس رضایت می‌کند.

با هر امکانات و وسعی که دارید، می توانید نذری بدهید

مردم کشورمان از سالیان دور به مناسبت های مختلف با نیت ها و خواسته های گوناگون نذری می دادند. شاید شما هم یکی از افرادی باشید که قصد داشتید نذری بدهید اما با کمی بالا و پایین در ذهن تان از نیت خود پشیمان شده اید. شاید با خودتان گفتید حتما باید غذا نذری بدهید. یا با خودتان حساب و کتاب کرده اید که حداقل باید 100 پرس غذا بدهید تا نذرتان درست باشد و مورد اجابت قرار بگیرد.

اما باید بدانید که اشتباه می کنید. این میهمانی اباعبدالله است. نذری دادن روش ها و اشکال متنوعی دارد و همه می‌توانند با توجه به وسع، سلیقه و زمان شان در آن شریک باشند.

شما می توانید به جای 100 یا هزاران پرس غذا، همان غذایی که برای خودتان درست می‌کنید را نذری بدهید. چطوری؟ قطعا تا به حال این کار را کرده اید یا به ذهن تان رسیده است. یک پرس یا چند پرس غذا را به چند نفر از همسایه هایتان بدهید. همین چند پرس خودش ثواب و برکت زیادی برای شما به همراه دارد. نیازی نیست حتما هزاران پرس غذا نذری بدهید.

با یک مشت برنج نذری بدهید و ثواب کنید

در زمان قاجار  که سنت نذری دادن به اوج خود رسیده بود، افرادی که توانایی نذری دادن نداشتند، با ریختن مشتی برنج در پلوی نذری یا مقداری گوشت یا حبوبات در خورشت، در مراسم نذری شریک می‌شدند. 

هرچه دل تنگتان می خواهد نذری بدهید

فرقی نمی کند چه چیزی نذری می دهید، مهم این است که بیکار ننشینید. شما می توانید انواع شربت، چای، شیر، شیر کاکائو، آبمیوه، خرما، بیسکوئیت، میوه، بستنی، کیک، حلوا، شله زرد،  انواع آش و غیره نذری دهید.

برخی ها یک فلاسک آب در مغازه شان قرار می دهند تا رهگذاران تشنه ای که از آن نزدیکی ها می گذرند را سیراب کنند. برخی دیگر نذر می‌کنند که زباله های مراسم های عزاداری را جمع کنند.

برخی دیگر به نانوایی ها می روند و یک یا چند نوبت از پخت نان را نذری می دهند. 

برخی از مردم نذری های خود را در مساجد و هیئت ها توزیع می کنند و برخی در خیابان ها، خانه های سالمندان، موسسات خیریه و مراکز بهزیستی و … کمک می کنند.فرقی نمی کند شما چه چیزی یا چه جایی نذری می دهید، مهم نیتی است که پشت این عمل خیر وجود دارد. 

 

نذر لباس مشکی

نذری که حتما نباید خوراکی و غذا باشد. شما می‌توانید در این ایام با تهیه لباس مشکی و عزاداری یا حتی یک عدد روسری یا پیراهن بین نیازمندانی که توانایی تهیه لباس مشکی عزاداری ندارند، نذری بدهید.

نذر خون برای امام حسین(ع)

نیاز به خون از همه گرو ه‌های خونی یک نیاز همیشگی است.عزاداران اباعبدالله می‌توانند با اهدای خون خود با عنوان نذر نجات دهنده جان بیماران نیازمندی باشند که در این روزها به دلیل کمبود پلاکت چشم انتظار هم‌نوعان خود هستند. در شهرهای مختلف از ابتدای محرم تا آخر ماه صفر پویش هایی با عنوان پویش حسینی نذر خون راه اندازی می شود. می توانید نذر تان را به این شکل ادا کنید. البته حواستان باشد که خدایی نکرده خودتان کم خون نباشید.

نذر خوش اخلاقی

فارغ از ماه محرم و صفر و ماه مبارک رمضان، می‌توانیم در هر روز از سال مهربانی به هم نوعان مان نذری دهیم. بهتر کار کردن در هر شغلی که هستیم. منصف بودن در هر عرصه ای که قرار داریم. کمی حوصله به خرج دادن در هر کاری که بر عهده مان قرار می دهند. مسئولیت پذیر بودن در هر جایگاهی که قرار داریم.

همه این ها می تواند نذری باشد که با انجام آن می‌توانید به دنیای اطراف مان محبت و صفا و مهربانی هدیه کنیم. هر لحظه و ساعت زندگی‌مان را می‌توانیم نذر کنیم. نذر برای بهتر بودن با هم نوعان مان. نذر مهربانی. نذر کنیم که با مردم مان خوش اخلاق‌تر برخورد کنیم و هر کس از کنار مان رد شد، به او اخم نکنیم. به همین راحتی می‌توانید در نذری دادن سهیم شوید.

اگر شما هم یکی از از همان افرادی هستید که تا به حال با فکر و خیال‌های بزرگ تصمیم به نذری داشتن داشته اید و پشیمان شده اید، دست به کار شوید. با هر چیزی که فکرش را هم نمی‌کنید می توان در میهمانی ابا عبدالله سهیم شوید. 

تصویر ۴ قلوهای زنجانی؛ یک دختر و سه پسر

بدون قرار قبلی باید به بیمارستان بروم، ساعت 7 عصر است و ملاقات ممنوع! تمام راه در این فکرم چطور به داخل بیمارستان بروم، کارت خبرنگاری نه، بیمارستان جایی نیست که با کارت خبرنگاری کارم راه بیفتد! اهل مذاکره هم نیستم که بتوانم نگهبان را برای رفتن به داخل بیمارستان راضی کنم، باید یک راه حل اساسی برای ورودم پیدا کنم!

در فکر راه‌حل هستم که می‌بینم که یک خانم با خواهش و التماس می‌گوید، مادربزرگ نوزاد و داخل می‌رود، چه ایده خوبی، من هم جلوتر می‌روم و می‌گویم، من خاله بچه‌ها هستم و چون سرکار بودم این ساعت آمده‌ام که بچه‌ها را ببینم، قبول می‌کند و داخل می‌روم…

به سمت «ان آی سیو» بخش نوزادان می‌روم و بالاخره پس از پرس و جو مادر بچه‌ها را پیدا می‌کنم، رنگ پریده و نگران دم در اتاقی که بچه‌ها در آن نگهداری می‌شوند، ایستاده است، خودم را معرفی می‌کنم.

نمی‌توانم حس مادرانه این زن را درک کنم، خوشحال است یا ناراحت، نگاهی به بچه‌ها می‌کند، لبخندی می‌زند و زیر لب «و ان یکاد..» می‌خواند و بعد با نگرانی دست روی دست می‌گذارد و می‌گوید: خانم، از صبح دنبال شیرخشک هستیم، نیست که نیست!

به آرامش دعوتش می‌کنم، درست می‌شود، چند لحظه روی صندلی بنشینید و برایم بگویید چه اتفاقی افتاده است.

سوال می‌کند، خانم شما از کجا آمده‌اید، من خبرنگار هستم! جمله‌ام تمام نشده می‌گوید: خانم تو رو خدا کمک کنید، ما امید اولمان خداست، بعد هم رهبر انقلاب، تو رو خدا صدای ما را به رئیس جمهور به استاندار به هر مسؤولی که با آنها در ارتباطید برسانید، خدا رو شکر امروز بعد از 5 سال انتظار خدا نگاهی کرده و مادر شده‌ام، اما بچه‌ها شیر ندارند! از صبح کل زنجان را گشته‌ایم، انگاری قحطی آمده است!

دوباره از او خواهش می‌کنم که با آرامش برایم توضیح دهد چه اتفاقی افتاده است، خانم از اول بگید، ماجرا چیه!

اصلا شما چرا الان اینجا هستید؟

خانم من مادر این چهار قلوها هستم، خدا خواست، بعد از 5 سال انتظار من مادر شدم و همسرم پدر! «که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل‌ها»…

خب توضیح بدهید؟

همین دیگه، من سمیرا جعفری هستم 30 ساله و هسمرم بهنام دولتیاری 32 ساله است، این چهار قلوها را که می‌بینید، روی تخت بیمارستان هستند، هدیه خداوند به ما پس از 5 سال انتظار است.

اما خب، ما خانواده نداری هستیم و بیشتر نگرانی من از این بابت است، چیزی نداریم خانم!

خانم کمک کنید، حرفم را به گوش مسؤولان برسانید، باور کنید دار و ندار ما فقط یک ماشین بود که آن را هم در زمان بارداری فروختیم و خرج سونوگرافی و بقیه مخارج کردیم.

هیچ چیز از خودمان نداریم و در پارکینگ 70 متری خانه پدرشوهرم زندگی می‌کنیم!

شغل همسرتان چیست؟

یک کارگر ساده در یک شرکت سرب و روی است، که حقوقش کفاف زندگی دو نفر را نمی‌دهد، چه برسد به 6 نفر! خودش از گفته‌اش پشیمان می‌شود و می‌گوید: خانم ولی باز هم خدا بزرگ است.

                                                                 جانان خانم قل اول چهار قلوهای زنجانی

خب از تولد بچه‌ها برایم بگویید؟کی متوجه شدید که قرار است به جای یک فرزند، چهار فرزند به دنیا بیاورید؟

از همان ماه‌های اول پزشک معالجم این موضوع را متوجه شد و همانطور که گفتم، چون بچه‌ها چهار قلو بودند، هزینه‌های سونوگرافی و… چهار برابر شد.

اگر تقریبی به شما بگویم، در طول دوران بارداری تقریبا 30 یا 40 میلیون تومان برای بچه‌ها هزینه کردیم.

البته من و همسرم خیلی خوشحال هستیم، چون عنایت خداوند به ما بوده که بعد از 5 سال، چهار فرزند به ما هدیه کرده است. و شکر دوم برای این است که هر چهار قل صحیح و سالم هستند و امیدوارم هر چه زودتر از بیمارستان مرخص شوند.

این را می‌گوید و نگران به سمت اتاق بچه‌ها می‌رود، من هم دنبال او می‌روم، چهار نوزاد یکی با پتوی زرد و سه تای دیگر با پتوی سبز در دستگاه مخصوص هستند. با لبخند می‌گوید، ببینید چقدر آرام خوابیده‌اند، یکیش دختره، سه تاش پسر.

سریع می‌پرسم؛ قل اول کدام فرزندتان است؟

قل اول دختر و بقیه پسر هستند.

وزن بچه‌ها چقدر است؟

قل اول که دختر است 2 کیلو، قل دوم یک کیلو و 900، قل سوم یک کیلو و 800 گرم، قل چهارم 2 کیلو و 200 گرم.

چه جالب پس کوچکترین قل از همه بزرگتر است؟

بله همینطور است.

برای بچه‌ها اسم انتخاب کردید؟

نیکان، آیهان، ماهان، و جانان.

معلوم نیست که بچه‌ها کی مرخص می‌شوند؟

نه مشخص نیست، دعا کنید هرچه زودتر حالشان بهتر شود و به خانه برویم.

هر چند نمی‌دانم بعد از رفتن به خانه چه اتفاقی می‌افتد، چیزی نداریم که برای بچه‌ها هزینه کنیم.

همسرم یک کارگر ساده است و درآمد کمی دارد، خانم ما از همین اول در تامین هزینه‌های فرزندانمان مانده‌ایم، تو رو خدا صدای من را به گوش مسؤولان برسانید.

خیلی نگران آینده هستم، خودتان هزینه‌ پوشاک بچه و شیرخشک را می‌دانید، تامین هزینه یک کودک بسیار سخت است، چه برسد به اینکه چهار فرزند داشته باشید.

کسی نیست که کمکتان کند؟

نه کسی نیست، خانواده من و همسرم، ثروتمند نیستند و دست تنها هستیم، حتی در بزرگ کردن بچه‌ها، پولی هم نداریم که پرستار بچه استخدام کنیم.

همسرم هم شیفتی کار می‌کند و نمی‌تواند کمک حالم باشد، به همین خاطر از مسؤولان تقاضا دارم کمکم کنند.

بهترین کمک برای ما در این شرایط یک شغل ثابت برای همسرم است که یک شیفت سرکار برود و حداقل در نگهداری بچه‌ها مرا کمک کند.

انتظارتان از مسؤولان چیست؟

ببینید خانم ما نه مسکن داریم، نه ماشین.

تو رو خدا صدای ما را به گوش رهبر انقلاب برسانید به آقای رئیسی، بگویید کمک حالمان باشد، ما خیلی خوشحالیم که فرزند دار شده‌ایم، اما خودتان می‌دانید با این تورم بزرگ کردن آنها خیلی سخت است.

این را می‌گوید و شماره پدر بچه‌ها را می‌گیرد، شیر خشک پیدا کردی، از آن طرف گوشی صدا می‌آید: نه ولی دارم می‌گردم!

با ناراحتی تلفن را قطع می‌کند و می‌گوید: شیرخشک پیدا نشده، نمی‌دانم چه کار باید بکنیم.

خانم ما خیلی منتظر این بچه‌ها بودیم، خیلی خوشحالیم، ان‌شاالله که قدمشان خیر است و همه چیز درست می‌شود، خدا روزی رسان است و من به این امر معتقدم.

این بار من با همسرش تماس می‌گیرم، آقای دولتیاری شیرخشک پیدا نکردید؟

با ناراحتی می‌گوید، نه خانم کل زنجان را گشتم نبود که نبود، تو رو خدا اگر جایی آشنا دارید بگویید از آنجا تهیه کنیم! جواب می‌دهم: ان‌شاالله پیدا می‌کنید.

آقای دولتیاری، کسی نیست که به شما کمک کند؟

نخیر خانم من یک پدر بازنشسته دارم که باز هم به لطف ایشان در یک پارکینگ 70 متری زندگی می‌کنیم، انتظاری هم ندارم چون با این تورم کسی نمی‌تواند، دستگیر دیگری باشد.

البته اگر من شغل ثابت داشتم، وضعم بهتر بود، اما الان کارگر یک شرکت خصوصی هستم به همین خاطر درآمدم کفاف هزینه‌هایم را نمی‌دهد.

خانم اگر با مسؤولان در ارتباط هستید، درخواست ما را به گوششان برسانید، امروز ما به شدت نیاز به کمک داریم، خودتان بهتر از من می‌دانید که اداره یک زندگی 6 نفره آنهم در این تورم و گرانی چقدر سخت است، همه نگرانی‌ام این است که شرمنده خانواده شوم.

خب چه انتظاری از مسئولان دارید؟

ببینید خانم، شرایط برای من و همسرم بسیار دشوار است، من به خدا توکل دارم، اما از رهبر انقلاب، آقای رئیسی و استاندار مسئولان خواهش می‌کنم مرا تنها نگذارند و در هزینه مسکن مرا کمک کنند، همچنین اگر شغل مناسبی پیشنهاد دهند از آنها سپاسگزارم که شرمنده خانواده‌ام نشوم.

گوشی را قطع می‌کنم و به سمت مادر بچه‌ها می‌روم که با رنگ و روی پریده جلوی اتاق بچه‌ها چشم انتظار ایستاده است…

خانم صحبت دیگری ندارید؟
دعا کنید، بچه‌هایم هر چه زودتر خوب شوند و به خانه خودمان برویم، بعدش را هم که خودتان می‌دانید، بعدش خدا خودش کمکمان کند…

چند راهکار برای آب دادن به گلدان در دورانی که مسافرت رفته اید

مسافرت با همه ی لذت هایش، می تواند اضطراب آور هم باشد، به خصوص اگر مقصد خیلی دور باشد یا همسفرهایتان کسانی باشند که با آن ها چندان راحت نیستید. وقتی بالاخره همه ی ملزومات سفر را آماده کردید، احتمالاً تازه یادتان می افتد که گلدان های عزیزتان که زحمت زیادی هم برایشان کشیده اید، در نبود شما بی آب خواهند ماند.

اما نگران نباشید چرا که در ادامه چند راهکار ساده و فوری به شما یاد خواهیم داد که با استفاده از آن ها گلدان هایتان در نبود شما اذیت نخواهند شد و می توانید پیش از راهی شدن برای سفر ترتیب آب دهی آن ها در این مدت را بدهید.

توجه: این راهکارها تنها برای گیاهانی مناسب هستند که به آب دهی روزانه نیاز دارند. گیاهانی مانند ساکولنت ها که برنامه ی آب دهی خاصی دارند حتماً ترجیح می دهند در مدتی که در سفر هستید، مزاحم شان نشوید!

روش شماره ۱

چند راهکار برای آب دادن به گلدان در دورانی که مسافرت رفته اید

برای این روش به یک ظرف آب بزرگ (مثل گلدان یا سطل) و مقداری طناب نخی نیاز دارید.

یک تکه از طناب نخی را ببُرید. طول طناب باید آنقدری باشد که از کف ظرف آب تا داخل خاک گلدان برسد.

یک سر طناب را به اندازه ی چند سانتیمتر داخل خاک گلدان، نزدیک به گیاه فرو کنید. مراقب باشید به ریشه های گیاه صدمه نزنید.

سر دیگر طناب را کف ظرف آب بگذارید و آن را پر از آب کنید. مطمئن شوید که سر طناب کف ظرف را لمس می کند.

طناب نخی آب را به خود جذب می کند و به تدریج از ظرف به داخل گلدان می کشاند. با این روش رطوبت خاک به میزان ثابتی حفظ می شود.

روش شماره ۲

چند راهکار برای آب دادن به گلدان در دورانی که مسافرت رفته اید

این روزها گوی هایی شیشه ای کوچکی مخصوص آب دهی به گلدان تولید شده که به یک لوله ی باریک شیشه ای متصل هستند. برای استفاده از این گوی ها کافی است آن ها را از آب پر کنید و آن ها را از قسمت لوله در خاک فرو کنید.

اما واقعاً نیازی به خرید این گوی ها نیست چون شما می توانید یک مدل از آن ها را برای خود بسازید.

برای شروع یک بطری پلاستیکی تمیز و خالی پیدا کنید. برای یک گلدان کوچک تا بزرگ، یک بطری آب معدنی کفایت می کند. نزدیک دهانه ی بطری چند سوراخ ایجاد کنید.

پیش از آنکه راهی سفر شوید، گلدان تان را مثل همیشه آب دهید. بطری پلاستیکی را از آب پر کنید و آن را سریع برگردانید و به اندازه ی چند سانتیمتر درون خاک گلدان فرو کنید. مطمئن شوید که بطری خیلی نزدیک گیاه نیست و آنقدری درون خاک فرو رفته که سوراخ هایش بیرون نمانده باشند.

به این ترتیب، آب به تدریج از بطری به درون خاک می ریزد.

برای گلدان های بزرگ تر می توانید از بطری نوشابه خانواده استفاده کنید. بطری را از آب پر کنید، انگشت شست تان را روی دهانه ی بطری بگذارید، سپس آن را برگردانید و داخل خاک فرو کنید.

روش شماره ۳

چند راهکار برای آب دادن به گلدان در دورانی که مسافرت رفته اید

برای گلدان هایی که سوراخ مناسبی در کف خود دارند می توانید برای آن ها چیزی شبیه به وان درست کنید.

روشویی دستشویی را به اندازه ی چند سانتیمتر با آب پر کنید و برای آنکه گلدان آسیبی به روشویی نزند، یک حوله کف آن پهن کنید. گلدان خود را درون روشویی قرار دهید و بگذارید تا زمان بازگشت از سفر، همانجا بماند. خاک گلدان خود آب را جذب می کند و به ریشه های گیاه می رساند. با این روش گلدان تان حداکثر یک هفته آب خواهد داشت.

وضعیت نور دستشویی تان را هم در نظر داشته باشید. اگر گیاه تان به نور طبیعی زیادی نیاز دارد، بنابراین دستشویی کم نور خانه تان جای مناسبی برای آن نیست.

روش شماره ۴

چند راهکار برای آب دادن به گلدان در دورانی که مسافرت رفته اید

این روش شاید نامتعارف به نظر برسد اما برای سفرهای طولانی تر مناسب است.

یک کیسه پلاستیکی شفاف بردارید. کیسه باید آنقدری بزرگ باشد که گیاه و گلدان را بپوشاند. چند میله ی چوبی داخل خاک گلدان بگذارید تا وقتی کیسه را روی گلدان می کشید، به گیاه نچسبد. بعضی می گویند کیسه قطعاً نباید تماسی با برگ ها داشته باشد، اما تماس اندک هم ایرادی ندارد.

گلدان خود را مثل همیشه آب دهید و مطمئن شوید که آن را غرق آب نمی کنید.

گلدان را داخل کیسه بگذارید و کیسه را روی گیاه و دور آن بکشید. قبل از بستن کیسه، یک فوت در کیسه کنید تا باد کند و دور گیاه یک بالن کیسه ای شکل بگیرد. برای اطمینان بیشتر این کار را می کنیم تا مبادا کیسه به برگ ها فشار آورد.

گلدان را جایی بگذارید که نور غیر مستقیم به آن می تابد (نور مستقیم باعث داغ کردن کیسه و بالا رفتن احتمال از بین رفتن گیاه تان می شود). این گلخانه ی کوچک، آب حاصل از بخار را در خود نگه می دارد و قطره قطره به گیاه بازمی گرداند.

جادوی از بین بردن موهای زائد بدن با این ادویه معروف

می‌دانستید زردچوبه یک گیاه همه فن حریف است؟ از خواص زردچوبه زیاد گفته شده است. این بار یک خاصیت عجیب این ادویه آورده شده که از بین بردن موهای زائد است.
 می‌دانستید زردچوبه یک گیاه همه فن حریف است؟ دکتر ابراهیمی کارشناس و درمانگر طب سنتی می‌گوید: «خوردن زردچوبه به اندازه معمول آن، ترشح صفرا را زیاد کرده و اختلالات کبدی را برطرف می‌کند. مصرف آن از پوکی استخوان، روماتیسم و بیماری‌های مفصلی جلوگیری می‌کند. نوشیدن چند گرم دم کرده زردچوبه قبل از خواب برای رفع ضعف قوای مغزی، بی‌خوابی، اضطراب و رفع تصلب شرایین مغزی اثر مفید دارد. مصرف آن به طور موضعی برای التیام زخم‌ها از مارگزیدگی تا آکنه کاربرد دارد. همچنین موجب کاهش چربی‌های بد خون می‌شود. زردچوبه گرفتگی و انسداد صدا را هم باز می‌کند.»

از بین بردن موهای زائد بدن با زردچوبه
رفع موهای زائد بدن یکی دیگر از خواص جادویی زردچوبه است که خیلی‌ها از آن غافلند. دکتر ابراهیمی یک نسخه برای رفع موهای زائد به علاقه مندان طب سنتی معرفی می‌کند؛ «برای استفاده از این گیاه دارویی در از بین بردن موهای زائد می‌توانید زردچوبه را با آب لیمو مخلوط کنید و خمیر به دست آمده را در محل رویش موهای زائد قرار دهید و بعد از چند دقیقه آن را بشویید. این کار را تا چهل روز تکرار کنید و بعد از این چند روز متوجه کاهش رشد و کم شدن موهای زائد ویا از بین رفتن آن برای همیشه باشید.»

قانون سه دقیقه: روش علمی برای مقابله با منفورترین کارها

روانشناسان می گویند راز متوقف کردن تعطلل در انجام کارهایی که دوست ندارید این است که آنها را برای چند دقیقه انجام دهید. اما آیا این کار واقعا موثر است؟

  به نقل از گاردین، روانشناسان می گویند راز متوقف کردن تعلل در انجام کارهایی که دوست ندارید این است که آنها را برای چند دقیقه انجام دهید. ممکن است شما این را با قانون پنج ثانیه اشتباه بگیرید اما قانون ۵ ثانیه به مدت زمانی اشاره دارد که یک ماده غذایی می‌تواند روی زمین بماند و همچنان غیرآلوده در نظر گرفته شود.

قانون سه دقیقه، راهبردی برای غلبه بر تعلل است. اگر کاری دارید که در خطر به تعویق انداختن آن هستید، سعی کنید آن را فقط سه دقیقه انجام دهید. به گفته روانشناس دکتر جنیفر وایلد، سه دقیقه اول شما را از ذهنیت اجتنابی خارج می‌کند. او می‌گوید: «سه دقیقه به سرعت تبدیل به شش دقیقه یا نه دقیقه می‌شود، و شاید هم بیشتر، قبل از اینکه متوجه شوید، کار به پایان می‌رسد.»

ممکن است سوال کنید حالا  که می‌دانید قرار است سه دقیقه به ۹ دقیقه تبدیل شود، آیا این کار دوباره خسته کننده نمی‌شود؟ ظاهرا نه. و این فقط کارهای خانگی نیست – قانون سه دقیقه برای رژیم‌های تناسب اندام، فوبیا و حتی اضطراب اجتماعی کار می‌کند.

به خاطر داشته باشید که به تعویق انداختن کار، خود منبع مهمی از استرس است. اگر تجربه موفق ناشی از قانون سه دقیقه را ادامه دهید، کارهای دلهره‌آور به‌زودی قابل دستیابی خواهند بود. کارآزمایی‌های مختلفی نشان داده است که این سه دقیقه زمانی بهینه است؛ ۹۸ درصد شرکت‌کنندگان در نهایت به آن کار ادامه دادند. 

جالب است بدانید یک قانون ۵ دقیقه نیز وجود دارد و آن مدت زمانی است که باید از صحبت در مورد افرادی که به تازگی جمع شما را ترک کرده‌اند خودداری کنید، چرا که ممکن است برای چیزی که فراموش کرده‌اند و یا شنیده‌اند دوباره برگردند. پس فراموش نکنید که کافی است فقط سه دقیقه دوام بیاورید.

رازهای تربیت بچه، هنگام اشتباه کودک بهترین کار چیست؟

کودک شما اشتباه کرده و حالا می خواهید با او برخورد کنید همین جا دست نگاه دارید، اگر قصد دارید ادب کردن او را محکم انجام داده باشید حتما این مطلب را بخوانید.
راه های موثر محبت با کودکان وقتی کار غیر منطقی و اشتباه انجام می دهند
شما با اشتباه کودک تان چطور برخورد می کنید ؟ آیا می دانستید فریاد زدن سر کودکان همانند کتک زدن مخرب است ؟ بسیاری از والدین هنگام انتقال پیام به کودکان صدای خود را بالا می برند و فریاد می زنند در حالی که می دانند نتیجه معکوس می دهد اما همچنان به کار خود ادامه می دهند و والدینی که بیشتر اوقات با صدای بلند صحبت می کنند متوجه شده اند که تاکتیک فریاد زدن ناکار آمده است و تاثیر چندانی در تغیر رفتار آنها ندارد ، والدین دانا از شیوه ای استفاده می کنند که زود تر نتیجه بدهد.

والدین دانا با اشتباه کودک خود چطور برخورد می کنند؟
والدینی که مقاوم تر هستند در صورت دیدن رفتار نادرست از کودکان به آنها تذکر می دهند این رفتار باعث نتیجه موثر و سریع نمی شود چون فریاد زدن در دراز مدت دیگر موثر واقع نمی شود هر چند که جز عادات والدین بشمار می آید و باید سعی کنند خود را تغیر دهند.

1-وقتی کودکان کار اشتباهی انجام می دهند :
مثلا اگر کودکتان روی تخت بالا و پایین می کند باید بگوید با 3 شماره این کار را انجام ندهد چون نمی خواهیم بیفتد روی تخت و آسیب ببیند ، اگر نپذیرفت با صدای محکم به آن هشدار دهید و 5 دقیقه مهلت تا دست از کار بکشید.

2-از کودکان بخاطر گوش کردنشان تشکر کنید و اگر گوش نمی کنند هشداری های متعدد به آنها ندهید :
اگر کودکان حرف های شما را گوش  کردند و رفتار خود را ترک کردند از آنها تقدیر کنید اگر نه هشدارهای متعدد دیگر به ان ها ندهید چون ممکن است چندی بعد نتیجه دلخواه برسید.

3- با کودکان به اندازه جرمشان صحبت کنید :
سطح کاری که کودکان انجام داده سطح گفت و گو را تعیین می کند اگر مثل پریدن روی تخت است می توانید براحتی ابراز ناراحتی کنید و بگویید که ممکن است آسیب ببیند و این قانون ها برای محافظت شماست چون عاشق تان هستیم.

بازی با کلمات و عمل به کودکان کمک می کند که بهتر بتوانند گوش شنوا داشته باشند و تغیرات اخلاقی در ذهن و قلب آن ها همیشگی ایجاد شود نه قطعی و لحظه ای باشد. نکات کلیدی برای صحبت کردن با کودکان وجود دارد که با رعایت آنها تاثیرات مثبت روی قلب آنها گذاشته می شود گذشته از همه این ها کودکان اگر از روی ترس چیزی را بپذیرند بی فایده است.

4- هم سطح آنها باشید :
اگر قصد دارید کودکانتان را موعظه کنید بنابراین با صدای بلند و تکان دادن انگشت و … باشد.

7 راه موثر برای آنکه کودکتان بعد از اشتباه و در شرایط دیگر حرف شما بهتر درک و بپذیرد

در این جا هفت راه را به شما پیشنهاد می کنیم که کودکانتان در هر شرایطی به خصوص بعد از انجام اشتباه یا هر شرایط دیگری که هستید بهتر حرف شما را درک و قبول کند.

1- از لحاظ فیزیکی هم سطح کودکان باشید :
خم شوید یا روی زمین هم سطح کودکانتان بنشینید و هنگام محبت ارتباط چشمی برقرار کنید که یکی از ابزارهای مهم ارتباط انسانی است.

2- اسم کوچک را بکار ببرید :
وقتی با کودکانتان صحبت می کنید نام کوچک آن ها را بکار ببرید که متوجه شوند در مورد آنها صحبت می کنید نه شخص دیگری.

3- شیوه های سالم بکار ببرید :
دلسوزی جز مواردی است که هنگام صحبت با کودکان باید استفاده کنید چیزی که والدین باید بخاطر داشته باشند این است که کودکان فقط کودکشان هستند و آن ها همه ی تجارب و آگاهی های مغز ما را ندارند و در حال رشد و یادگیری هستند.

4- پیام ها را ساده انتقال دهید :
کودکان توانایی درک جملات و نظرات بلند را ندارند به همین دلیل سعی کنید از جملات کوتاه استفاده کنید. آنها تمرکز پایینی دارند و اگر جملات طولانی استفاده کنید هم برای آنها خسته کننده است هم موجب گیج شدنشان می شود.

5- وقتی کودکان محبت می کنند به آنها گوش کنید :
وقتی خودتان را هم سطح کودکان می کنید بهتر می توانید ارتباط برقرار کیند و به آنها اجازه دهید که به شما پاسخ دهند چون در واقع توانایی ابراز کلامی نسبت به آنها بیشتر است.

6- استفاده از عبارت من و تشویق کودکان :
عبارتتان را با من شروع کنید. اگر جمله را با این شروع کنید که شما برادرتان را اذیت می کنید به اندازه این جمله که من از اذیت شدن برادرت ناراحتم تاثیر گذار نیست ابراز احساسات بیشتر تاثیر گذار است و کودکان هم توانایی درک احساس را دارند.

7- با خلاصه کردن صحبت های آنان نشان دهید به آنها گوش می داید :
انجام گام های قبلی بسیار عالی است اما اگر کودک متوجه نشود مفید است نشان دهید که محبت های آنان را شنیده  حتی اگر موافق نیستید.