اولین فرعون زن مصری چه کسی بود؟

مصر باستان دنیای مناسب مردها بود و فرعون بر آن حکومت می‌کرد. با این حال در مقاطعی از تاریخچه حدودا سه‌هزارساله آن، زنان بر این قلمرو فرمانروایی کردند. شش زن یعنی «مرنیث»، ‌ «سوبک‌نفرو» یا «نفروسوبک»، «حتشپسوت»، ‌ «نفرتیتی»، «تااوسرت» و «کلئوپاترا» به بالاترین مقام و بیشترین قدرت در مصر باستان دست یافتند. از میان این فرمانروایان قدرتمند، «نفروسوبک» ‌ که با نام «سوبک‌نفرو» ‌ هم شناخته می‌شود، نخستین زنی بود که در اتفاقی بی‌سابقه، سلطنت بر مصر را به طور رسمی از آن خود کرد.

«نفروسوبک» نخستین فرعون زن مصر باستان و آخرین فرمانروای دودمان دوازدهم «پادشاهی میانه» است که اطلاعات او در اسناد تاریخی به ثبت رسیده است. او یکی از دختران فرعون «آمنمهات سوم» بود، ‌ البته مشخص نیست که کدام یک از همسران فرعون، مادر او بوده است.

پس از مرگ «آمنهمات سوم»، ‌ پسرش یعنی «آمنمهات چهارم» ‌ تاج و تخت را به دست گرفت و «نفروسوبک» ‌ نیز به همسری او درآمد. «نفروسوبک» حالا به یک ملکه تبدیل شده بود. «آمنمهات چهارم» ‌ نیز پس از ۹ سال حکومت بدون به جای گذاشتن وارثی درگذشت.


سردیس فرعون «آمنمهات سوم»
سمت راست عکس از سردیس «نفروسوبک» ‌ که در جنگ جهانی دوم گم شد
سمت چپ سردیس فرعون «آمنمهات سوم»

پس از درگذشت «آمنمهات چهارم»، همه درباریان برای حل این وضعیت به خانواده سلطنتی چشم دوختند. آن‌ها خواستار حفظ توازن قدرت در میان اشراف‌زادگان بودند تا ثروت در این طبقه باقی بماند. در این مقطع، ‌ دودمان دوازدهم با بحران جانشین مواجه شده بود. «نفروسوبک» که عالی‌رتبه‌ترین مقام سلطنتی بود، برای فرعون شدن پیش‌قدم شد و از نسبتش با فرعون «آمنمهات سوم» برای ثابت کردن برحق بودن ادعایش استفاده کرد. این برای نخستین‌بار در تاریخ بشریت بود که یک زن از خانواده سلطنتی مصر به دلیل فقدان مرد در خانواده سلطنتی، مدعی فرمانروایی می‌شد.

زمانی که «نفروسوبک» ‌ بر تخت نشست، ‌ مشخص شد که «ملکه» عنوان مناسبی برای او نیست؛ چراکه ملکه‌ها مطیع حاکم خود بودند. در نتیجه «نفروسوبک» ‌ پنج عنوان از جمله «بانوی دو سرزمین» و «دختر رع» را دریافت کرد؛ ‌ القاب پادشاهی که مخصوصا در هیروگلیف‌های مصری برای او زنانه شده بودند و «نفروسوبک» ‌رسما پادشاه شده بود.

به محض اینکه «نفروسوبک» پادشاه شد، ‌ بلافاصله دست به کار شد تا از خاندان و خانواده خود محافظت کند. او تصاویر خود را در معابد سراسر مصر قرار داد. سه مجسمه در معبد قرار داد که البته امروزه هیچ‌کدام تصویرگر چهره او نیستند. یکی از این مجسمه‌ها امروزه در موزه لوور نگهداری می‌شود. این مجسمه بدون سر، ‌ «نفروسوبک» ‌ را با سربندی که بخش‌هایی از آن روی شانه‌هایش افتاده است، به تصویر می‌کشد. همان پارچۀ سرِ راه‌راه که «توت عنخ آمون» در نقاب مرگ طلایی در خاکسپاری پوشیده بود. دور گردنش همان طلسم قلب سوراخ‌دار را می‌بینیم که پدربزرگش و پدرش می‌پوشیدند؛ ‌ طلسمی که نشانه‌ای از قدرت دودمان دوازدهم و تبار مستقیم او از آن پادشاهان بزرگ بود.

در جریان سومین پادشاهی «نفروسوبک»، رودخانه «نیل» ‌ خشکسالی را تجربه کرد و مصر را در آستانه فاجعه قرار داد، ‌ زیرا برداشت محصولات کشاورزی با شکست مواجه و قحطی شروع شد. او از فروشگاه‌های غنی غلات خود استفاده کرد و با استفاده از ثروت هنگفتی که از سال‌ها وفور نعمت جمع‌آوری شده بود، آذوقه تحت کنترل دولت را برای تغذیه مصریان گرسنه فراهم کرد.

تندیس «نفروسوبک» ‌ در موزه لوور
سمت چپ: تندیس «نفروسوبک» ‌ در موزه لوور
سمت راست: عکسی از «فهرست پادشاهان کارنک» ‌ در موزه لوور

در همین حال، ‌ همه احتمالاً درباره این مسأله صحبت می‌کردند که «نفروسوبک» آخرین نفر از خانواده‌اش است و اینکه به‌زودی تغییری در سلسله اتفاق خواهد افتاد. البته پیش‌بینی‌ها اتفاق افتاد، حتی خیلی زودتر از حد انتظار. طبق «فهرست پادشاه تورین»، سلطنت «نفروسوبک» فقط پس از سه سال و ۱۰ ماه و ۲۴ روز، ناگهان به پایان رسید. با مرگ او، عمر یکی از بزرگترین خانواده‌های حاکم مصر پایان یافت.

علت مرگ «نفروسوبک» ‌ هنوز مشخص نیست. برخی از مصرشناسان معتقدند که مرگ ناگهانی داشت‌ و به دلیل تصاحب مقام پادشاهی که مناسبت زن نبود، به قتل رسید، اما این واقعیت که او حاکمیت را به دست گرفت و سال‌ها بدون مخالفت حکومت کرد، چیز دیگری را نشان می‌دهد. مصریان نیز به روش خود از «نفروسوبک» به خاطر کاری که برای آن‌ها انجام داده بود تقدیر کردند و نام او در بیشتر فهرست‌های پادشاهان حفظ شد. او به دلیل جنسیتش مرتد یا نالایق تلقی نمی‌شد. «نفروسوبک» ‌ از سرزمین خود در زمان سختی محافظت کرد و به همین دلیل مورد تقدیر قرار گرفت.

از دیگر فرمانروایان قدرتمند زن در مصر باستان به «حتشپسوت» و «نفرتیتی» ‌ می‌توان اشاره کرد. «حتشپسوت» یکی از مهم‌ترین فرعون‌های مصر باستان است. در برخی از منابع تاریخی او را دومین فرعون زن نامیده‌اند. ابتدا به عنوان «همسر سلطنتی عظیم» فرعون «تحوتموس دوم» شناخته می‌شد، اما پس از درگذشت همسرش، با گذشت زمان، قدرت را به‌دست گرفت.   «حتشپسوت» پس از هفت سال حکمرانی به عنوان نائب‌السلطنه، به عنوان پادشاه بر تخت سلطنت نشست و فرعون شد. بنابراین او در تصاویری که به جای مانده است، ظاهری همچون یک پادشاه دارد؛ لباس فرعون، تاج و ریش مصنوعی. حتی بدن او مانند مردان به تصویر کشیده شده است. او در دوره‌ای از تاریخ مصر باستان حکمرانی کرد که مصر شاهد شکوفایی بود.  

ملکه «نفرتیتی» نیز به همراه همسرش فرعون «آخناتون»، از سال ۱۳۳۶ تا ۱۳۵۳ پیش از میلاد بر مصر حکومت کردند. «نفرتیتی» با اینکه فرعون نبود به دلیل نقش تاثیرگذارش به عنوان همسر و ملکه در طول تاریخ از یاد نرفت. تاریخدانان بر اساس شواهد به‌جای‌مانده دریافتند «نفرتیتی» طرفدار اصلی اقدامات مذهبی و فرهنگی «آخناتون» بود. در این مقطع از تاریخ، فرعون «آخناتون» مذهب کشور را از چندخداپرستی به کشور پرستنده «آتون» به معنای قرص آفتاب تغییر داد و «عمارنه» را به عنوان پایتخت انتخاب کرد. البته تغییراتی که «آخناتون» ایجاد کرد، عمر چندانی نداشت و پس از درگذشت «آخناتون» فرهنگ سنتی مصر بار دیگر احیا شد و جانشینانش تلاش کردند نام «آخناتون» و میراثش را از بین ببرند. پایتختی که او بنا کرد متروکه شد و آثار هنری که او، نامش و اعضای خانواده‌اش، از جمله «نفرتیتی» را به تصویر می‌کشیدند نیز تغییر داده شدند. میراث این دو مدت‌ها از یادها رفته بود، تا اینکه کشف سردیسی در اوایل قرن بیستم نفرتیتی را در سطح جهان مشهور کرد.

اشک‌های نماینده زن پارلمان استرالیا خبرساز شد

اشک ریختن قانونگذار زن استرالیایی در صحن پارلمان این کشور به تازگی در بین خبرهای پربازدید و جنجالی قرار گرفته است.

به گزارش بی‌بی‌سی عربی، اظهارات «لیدیا تورپ» قانونگذار زن استرالیایی اخیرا در صحن پارلمان این کشور جنجالی شد.

وی در حالی که اشک می‌ریخت رو به نمایندگان پارلمان استرالیا گفت که از سوی «دیوید وان» همکار پارلمانی خود مورد سوء استفاده و تعرض جنسی به طور لفظی و فیزیکی قرار گرفته است.

اشک‌های نماینده زن پارلمان استرالیا خبرساز شد+ تصاویر
لیدیا تورپ نماینده زن پارلمان استرالیا

وی در شرایطی جزئیات این رخداد را به اطلاع دیگر نمایندگان استرالیایی رساند که بهت و حیرت صحن پارلمان این کشور را فرا گرفته بود.

اشک‌های نماینده زن پارلمان استرالیا خبرساز شد+ تصاویر
دیوید وان نماینده استرالیایی

این در حالی است که دیوید وان نماینده حزب لیبرال استرالیا در واکنش به اظهارات لیدیا تورپ، تاکید کرد که این ادعاها صحت ندارد و وی تعرضی به این نماینده زن نداشته است.

امنیت بانوان در گذر زمان

«جامعه‌ای سنتی که در آن وضع قوانین و اجرا و نظارت بر آن بیش از آنکه توسط نظام‌های مدنی شهری تعیین شود توسط خرده‌نظام‌های گروهی و جغرافیایی تعیین می‌شد، در گذار از بافت فرهنگی سنتی به مدرن شاهد یک دوره تغییرات است.» این نوشتار توضیح این بند به‌ظاهر ساده است.
اگر در گردش روزگار مویی از سر سپید کرده‌اید، حتما تأیید می‌کنید پدیده «لوتی‌»‌های بامعرفت محله را که با وجود شغل سنگین سر کوچه نشستن و تسبیح چرخاندن، نقش‌های خطیر و مهمی از جمله مجلس، دولت و قوه قضائیه هرمحل را نیز بر عهده داشتند. برای نمونه، کافی بود غریبه‌ای از محله بگذرد و قوانین آن محل را رعایت نکند یا خدای‌ناکرده چشم چپ به ناموس آن محل بیندازد. در طرفةالعینی لوتی محله با پشتوانه قوانین مصوب افکار عمومی محل و تأیید صلاحیت اجرای آن مصوبه‌ها از طرف همان‌ها، با برگزاری دادگاهی، متهم اصلی را بدون کمترین بخشش و مماشاتی به سزای اعمالش می‌رساند. علاوه بر این، لوتی‌های اصیل اگرچه بعضا دستی در انواع جرایم داشتند، رعایت حریم ناموس دیگران را جزو بدیهیات می‌دانستند.
بنابراین این‌گونه بود که زنان محله دست‌کم در جغرافیای زندگی خود، خیالشان از مزاحمت‌های خیابانی آسوده بود. این نظام معرفتی و ارزشی که ناشی از باورها و اعتقادات یک جامعه بود، پس از مدتی قرار بود جای خود را به نظام عمومی و فراگیر قوانین مدنی و شهرنشینی بدهد.
حالا این قوانین شهرنشینی و مدنی چیست؟ خرده‌نظام‌های ارزشی که می‌توانست با کمی بیان امروزی، سوپاپ اطمینانی برای اجرای قوانین جدید باشد، رفته‌رفته ازمیان رفتند و جای آن را صرفا قوای قهری و اجبار گرفت، اجباری که اگر پشتوانه فرهنگی نداشته باشد، تضمینی هم برای اجرای آن نیست.
از طرفی، نگاه به زن در طول تاریخ همواره دستخوش باورهای خرافی و غیرعقلانی بوده است تا حدی که بسیاری از اموری که زنان آن را وظیفه خود می‌دانند، از نگاه دین جزو وظایف آن‌ها نیست. با این حال، جامعه سنتی هم‌چنان در این مورد ترجیح می‌دهد به باورهای خود عمل کند زیرا تغییر آن هم از نوع زیان‌آورش همواره دشوار بوده است. این مسئله تنها با حمایت قاطع نهادهای قانونی و فرهنگ‌سازی از سنین پایین قابل حل شدن است. مجلس باید در امور ریز و درشت جامعه زنان نیز قوانین محکمی برای جلوگیری از سوءاستفاده تصویب کند. جامعه ایران با فرهنگ‌سازی و وضع قوانین سفت و سخت باید به این نتیجه برسد که امنیت روانی زن در همه ابعاد و حوزه‌ها، به پشتوانه محکم قانون تکیه کرده است.
کیفیت حضور زنان در جامعه، خود، اولین مرجع قضاوت خواهد بود. امنیت زنانی که حریم شخصی خود را حفظ می‌کنند و مانع جلب توجه دیگران در فضای عمومی می‌شوند، به‌مراتب بیش از زنانی است که با انواع پوشش‌ها در حریم شخصی، راه را بر سوءاستفاده‌کنندگان ناسالم باز می‌گذارند.
بنابراین باید گفت بیش از آنکه مفهوم ذهنی امنیت مهم باشد، احساس امنیت که محصول کاربردی آن است، زندگی را شیرین می‌کند. یادمان باشد احساس امنیت به شدت موضوعی روانی و تحت تأثیر القائات درونی و بیرونی است. با القای نادرست افراد بدخواه و فال بد زدن و خواندن صفحه حوادث رسانه‌های زرد، احساس شیرین امنیت را از خودمان دریغ نکنیم.
زینب افخمی – کارشناس ارشد روان‌شناسی

آشنایی با قوانین طلاق به دلیل ازدواج مجدد شوهر

طلاق به دلیل ازدواج مجدد شوهر یکی از پرونده هایی است که در صورت امضای شروط عقدنامه توسط شوهر ، وکالت طلاق به همسر تعلق خواهد گرفت. 
یکی از دلایل طلاق میتواند طلاق به دلیل ازدواج مجدد شوهر باشد. در این مقاله بیا نی نی سعی داریم به سوالات شما در این زمینه پاسخ بدهیم، سوالاتی از جمله :
آیا زن بعد از اثبات ازدواج مجدد شوهر می تواند بدون رضایت او طلاق بگیرد؟
آیا ، ازدواج موقت یا صیغه از نظر قانونی ازدواج مجدد شوهر محسوب می شود؟
آیا در صورت طلاق به دلیل ازدواج مجدد شوهر ، امکان گرفتن مهریه وجود دارد؟
در یکی از شروط چاپ شده در سند ازدواج ، در بند 12 شرطی تحت عنوان اگر زوج همسر دیگری بدون رضایت زوجه اختیار کند…  آمده است. 
در صورتی که زوج این بند را امضا کرده باشد و دوباره ازدواج کند ، همسر اول او، وکیل او در طلاق خواهد شد و بدون رضایت شوهر میتواند طلاق خود را بگیرد. 
در واقع امضا کردن بند 12 از سند ازدواج به معنی دادن وکالت طلاق به همسر در صورت ازدواج مجدد است. 

مرد در چه صورتی میتواند زن دوم اختیار کند
– همسر اول برای ازدواج مجدد شوهر رضایت داشته باشد. 
– همسر اول خانه و زندگی را ترک کرده باشد. 
– همسر اول مفقودالاثر باشد. 
– همسر اول معتاد شود. 
– همسر اول توان رابطه زناشویی نداشته باشد. 
– همسر اول تمکین نکند.

حق طلاق به دلیل ازدواج مجدد شوهر
از نظر قانون در صورتی که در سند ازدواج شرط ازدواج مجدد با رضایت همسر ، توسط مرد امضا شده باشد ، اختیار همسر دوم بدون رضایت زن اول ، موجبات طلاق برای همسر اول را فراهم میکند. 
ازدواج دائم شوهر بدون رضایت زن : ازدواج دائم دوم مرد بدون رضایت همسر در دفترخانه های رسمی قابل ثبت نیست و برای دفترخانه تخلف محسوب می شود و همسر اول میتواند از طریق اداره ثبت احوال یا دادگاه در این مورد استعلام بگیرد. البته باید به این نکته توجه داشته باشید که از نظر قانونی ابطال ازدواج دوم مرد توسط زن اول ، امکان پذیر نیست . 

حق طلا به دلیل ازدواج موقت شوهر
ازدواج موقت و صیغه شوهر بدون رضایت زن اول : در این مورد دادگاه ها رویه یکسانی را در پیش نمی گیرند و احکام متناقضی صادر می شود ، از آنجا که ازدواج موقت در اداره ثبت احوال ، ثبت نمی شود ، اثبات ازدواج موقت مرد در دادگاه کار دشواری است. در صورتی که مدت ازدواج موقت به پایان رسیده باشد که اثبات آن سخت تر می شود.
برخی از قضات بر این عقیده اند که صیغه شدن هم مانند ازدواج دائم است و فقط زمان کوتاه تری دارد و شرط ضمن عقد درباره رضایت همسر اول باید در هر دو رعایت شود . 
در صورتی که مرد شرایط 12 گانه هنگام عقد را امضا نکرده باشد ، زن با اثبات ازدواج مرد با دلایل محکمه پسند میتواند بر اساس عسر و حرج ، تقاضای طلاق کند. 

حق طلاق به دلیل ازدواج مجدد شوهر با حکم دادگاه
سوال بعدی این است که اگر زوج با حکم دادگاه درباره ناشزه بودن همسر اول ، عدم تمکین   ، بیماری و غیره اجازه ازدواج مجدد گرفته باشد ، آیا همسر اول حق طلاق پیدا میکند؟
از نظر قانونی اگر مردی شرط 12 عقدنامه ( که بالاتر به ان اشاره شد) را امضا کرده باشد حتی در صورتی که با حکم دادگاه اقدام به ازدواج مجدد نموده باشد ، همسر اول حق طلاق خواهد داشت. 
در مورد عدم تمکین در قانونی که سال 89 تصویب شده است ، چنین آمده ، از آنجا که تمیکن از زوج تکلیف قانونی زوجه است ، بنابراین اگر بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع نماید و این مورد در دادگاه قابل اثبات باشد و شوهر بتواند برای گرفتن هسر دوم ، حکم دادگاه را بگیرد. وکالت زوجه در طلاق به دلیل ازدواج مجدد شوهر از بین می رود. 
براساس این توضیحات در صورتی که مرد به دلیل نشوز زن و عمل نکردن به وظایف زناشویی از دادگاه اجازه ازدواج مجدد بگیرد ، حق وکالت طلاق به همسر اول تعلق نمیگیرد. 
در صورتی که اجازه ازدواج مجدد از دادگاه به دلیل عدم توانایی همسر در ایفای وظایف زناشویی باشد از جمله بیماریهای صعب العلاج ، جنون ، محکومیت کیفری ، اعتیاد مضر ، ترک زندگی یا عقیم بودن ، همسر اول حق وکالت طلاق خواهد داشت و میتواند بدون رضایت شوهر درخواست طلاق نماید. 

دریافت مهریه برای طلاق به دلیل ازدواج مجدد شوهر
در مواردی که مرد با حکم دادگاه ازدواج مجدد نموده است و با توجه به توضیحات بالاتر زن وکالت طلاق بدست آورده باشد ، میتواند به وکالت از شوهرش مقداری از مهریه ببخشد و بخش عمده آن را دریافت نماید. در مواردی که مرد بدون حکم دادگاه ازدواج دائم مجدد نموده باشد و شروط 12 گانه سند ازدواج را امضا کرده باشد ، وکالت طلاق به همسر اول تعلق می گیرد و میتواند تمام مهریه اش را دریافت نماید. 

 

مورد عجیب زنی که ۱۲ بار سرطان را شکست داد!

مجموعا در بدن این زن ۳۶ ساله دوازده تومور ایجاد شده که حداقل پنج مورد از آن‌ها بدخیم گزارش شده است و هرکدام نوع منحصربه‌فردی بوده که ناحیه متفاوتی از بدن او را تحت تاثیر قرار داده‌اند. محققان با بررسی دقیق این مورد، اطلاعات جالبی درباره تومورهای این زن به اشتراک گذاشته‌اند.

مورد عجیب زنی که ۱۲ بار به سرطان را شکست داد!

هنگامی که بیمار برای اولین بار به واحد بالینی سرطان خانوادگی CNIO مراجعه کرد تا ژن‌هایی که اغلب با سرطان ارثی مرتبط هستند را توالی‌یابی کند، نمونه خونی از او گرفته شد، اما هیچ تغییری در این ژن‌ها مشاهده نشد.

پس از تجزیه و تحلیل جامع ژنومی این موضوع، محققان چیز عجیبی کشف کردند. این زن یک جهش منحصربه‌فرد داشت که او را مستعد ابتلا به سرطان می‌کرد. او یک جهش در هر دو نسخه از ژن MAD۱L۱ داشت که در انسان‌ها چنین چیزی تاکنون سابقه نداشته است.

ژن MAD۱L۱ قبل از تقسیم سلول‌، به تراز کردن کروموزوم‌های آن کمک می‌کند. همچنین قبلا تصور می‌شد که MAD۱L۱ در سرکوب تومورها نقش مهمی دارد. محققان سپس اعضای خانواده او را با استفاده از تکنیک تجزیه و تحلیل تک سلولی مورد مطالعه قرار دادند و متوجه شدند که تعدادی از آن‌ها نیز دارای جهش در ژن MAD۱L۱ هستند اما فقط در یکی از نسخه‌ها.

در این زن، جهش باعث اختلال در همانندسازی سلولی و ایجاد سلول‌هایی با تعداد کروموزوم‌های مختلف شد. حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد از سلول‌های خونی او دارای تعداد غیرطبیعی کروموزم بودند.

«مارکوس مالوبرز»، مدیر بخش سلولی و گروه سرطان مرکز ملی تحقیقات سرطان اسپانیا (CNIO) می‌گوید: «ما هنوز نمی‌دانیم که این مورد ویژه چگونه می‌تواند در مرحله جنینی شکل گرفته باشد و همچنین چگونه توانسته بر تمام این آسیب‌ها غلبه کند.»

مالوبرز ادعا می‌کند که تحقیق درباره این مورد خاص، روشی را برای تشخیص سلول‌های دارای پتانسیل سرطان قبل از آزمایش‌های بالینی و تصویربرداری تشخیصی فراهم می‌کند. علاوه بر این، روش جدیدی برای تحریک پاسخ ایمنی بدن به یک فرآیند بدخیم ارائه می‌کند.

«میگوئل اوریوست» که تا زمان بازنشستگی در ژانویه سال جاری سرپرستی واحد بالینی سرطان خانوادگی CNIO را بر عهده داشت، توضیح می‌دهد:«تاکنون هیچ مورد دیگری مانند این گزارش نشده. از نظر آکادمیک، نمی‌توانیم درباره یک سندرم جدید صحبت کنیم، زیرا توصیف یک مورد واحد است، اما از نظر بیولوژیکی چنین چیزی درست است.»

مورد عجیب زنی که ۱۲ بار به سرطان را شکست داد!

او در ادامه می‌گوید: «ژن‌های دیگری که جهش آن‌ها تعداد کروموزوم‌های سلول‌ها را تغییر می‌دهد، شناخته شده‌اند، اما این مورد به دلیل تهاجمی بودن، میزان اختلال‌هایی که ایجاد می‌کند و حساسیت شدید به تعداد زیادی از تومورهای مختلف متفاوت است.»

یکی از مواردی که بیشتر مورد توجه تیم تحقیقاتی قرار گرفت، این بود که پنج تومور بدخیم بیمار با سرعت غیرقابل باوری ناپدید شدند. مالوبرز در این مورد توضیح می‌دهد:

«تولید مداوم سلول‌های تغییر یافته باعث ایجاد یک پاسخ دفاعی مزمن در بیمار در برابر این سلول‌ها شده و به ناپدید شدن تومورهای کمک می‌کند. ما فکر می‌کنیم که تقویت پاسخ ایمنی سایر بیماران به آن‌ها کمک می‌کند تا توسعه تومور را متوقف کنند.»

به گفته محققان، این مطالعه نشان می‌دهد که افراد مبتلا به آنیوپلوئیدی (تعداد کروموزوم‌های بیشتر یا کمتر)، مانند این زن، «پاسخ ایمنی تقویت شده‌ای» دارند که می‌تواند فرصت‌های جدیدی را برای مدیریت بالینی این بیماران فراهم کند.

عکسی نایاب از فلک کردن خدمتکار زن در زمان قاجار

فلک شیوه‌ای از تنبیه کردن در انظار عمومی بود. برای فلک کردن پاهای فرد مورد شکنجه به چوبی بسته می‌شد. دو نفر دو سر چوب را می‌گرفتند و نفر یا نفراتی دیگر با ترکه کف پای او را می‌زدند. در دوران قاجار و پیش از آن فلک در مکتب خانه‌ها  برای تنبیه کودکان و خدمتکاران به کار می‌رفت، همچنین در خیابان ها برای تنبیه بزهکاران، مخالفین سیاسی  و در مواردی حتی برای تنبیه اعیان و نوکران دولت به کار گرفته می‌شد.

عکسی نایاب از فلک کردن خدمتکار زن در زمان قاجار

نگاه ابزارگونه به زن چه تبعاتی دارد؟

انگاره نقاشی ذهنی از چیزی است که به جای آن در ذهن فرد می‌نشیند و دارای قدرت است. منظور از قدرت در اینجا زمینه اثرگذاری بالای انگاره است زیرا غالبا بر پایه انگاره خود از یک چیز، به آن دل می‌دهیم یا از آن دل می‌کنیم. برای رسیدن به آن تلاش می‌کنیم، منابع و ابزارهای مناسب آن را می‌یابیم و در نهایت، کامیابی یا ناکامی خود را با تعیین هدف رقم می‌زنیم. در این زمینه، پروفسور احد فرامرز قراملکی، استاد دانشگاه تهران، نیز کتاب ارزشمندی با عنوان «قدرت انگاره» نوشته است.
بر این اساس، هرگاه نقاشی ذهنی زن از خود یک شی‌ء جنسی باشد، انگیزه فراوانی برای رسیدگی و پایش فراوان چهره و اندام خود می‌یابد و از اهداف مهمش در زندگی داشتن بدنی با ظاهر ویژه و بسیار جذاب خواهد بود که برای رسیدن به آن بسیار تلاش می‌کند. می‌توان فرایند عامی برای خودشی‌ء‌انگاری زنان در جامعه ترسیم کرد بدین صورت که ابتدا بعد بدنی زن در جامعه برجسته می‌شود و شی‌ء‌انگاری زن رواج می‌یابد. در شرایطی که زمینه‌های روانی در زنان نیز مساعد باشد و به‌ویژه دچار مشکل عدم خودشناسی باشند، خودشی‌ء‌انگاری که نوعی ابزارانگاری است در ایشان درونی می‌شود زیرا اگر هر فردی خود را بشناسد، بدین معنا که بداند هدف خداوند از خلقتش چه بوده و چه استعدادها و ارزش‌هایی در وجودش نهفته است که می‌تواند آن‌ها را شکوفا سازد و موجب سعادت پایدار خود و دیگران شود، با وجود شرایط نامناسب جامعه، هرگز به‌راحتی به مشکلاتی از جمله خودشی‌ء‌انگاری مبتلا نمی‌شود.
بر اساس تحقیقاتی که در غرب انجام شده است، خودشی‌ء‌انگاری علائم و عوارض متعددی دارد که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از نارضایتی از بدن، شرم از بدن، ارج‌گذاری کم به بدن، رژیم غذایی مضر، اختلال تغذیه، اضطراب از ظاهر، کاهش تمرکز، فقدان آگاهی درون‌بینانه، کاهش نشاط، روان‌رنجوری، عواطف منفی، علائم افسردگی، خجالت، احساس تحقیر و انزجار، عزت نفس پایین، خجالت‌کشیدن از بدن در طی رابطه جنسی، عملکرد جنسی ضعیف، عزت نفس جنسی پایین و توانایی جنسی پایین.
در سال 1997 انتشار نظریه «شئ‌انگاری» از سوی فردریکسون و رابرتس در فصل‌نامه روان‌شناسی زنان چهارچوبی رسمی ایجاد کرد تا راه‌های متعدد اثرگذاری بر زندگی زنان درفرهنگی که بدن زنان را شئ جنسی انگاشته، به شکل نظام‌مند بررسی شود. در واقع خودشئ‌انگاری در زنان پیامد روانشناختی در مواجهه دائمی با تجربه‌های شئ‌انگاری جنسی است؛یعنی فرد به خود همچون شئ جنسی می‌نگرد و برای خود ارزشی در حد یک شئ جنسی قائل است.
این در حالی است که اگر فرد دارای ذهن فلسفی باشد از جامعیت فکری، نقدپذیری و انعطاف و نیزعمیق شدن در امور، برخوردار بوده و هرگونه ایده و رفتار به ظاهر زیبا ولی در باطن خفت‌بار را به راحتی نخواهد پذیرفت. روشن است که زنان با آشکارسازی و عرضه زیبایی و جذابیت‌های جنسی خود در عرصه عمومی اجتماع و تمایل بدان که عموما در اثر خودشئ‌انگاری و غفلت از ارزش‌های اصیل انسانی رخ می‌دهد، موجب فروکاستی شأن و شخصیت و منزلت خود می‌شوند .
سیده جمیله هاشم‌نیا – پژوهشگر و فعال حوزه زنان