خراسان/ درباره اقدام ژیمناستهای زن آلمانی در المپیک در اعتراض به نگاههای جنسیتی
کافی است سری به سایتها و مجلههای مختلف مد، زیبایی، خودرو و لوازم منزل بزنید. یا حتی به صورت کاملا تصادفی یک تبلیغ در هر زمینهای را در فضایمجازی دنبال کنید. تصویر مشترکی که در بیشتر اینها خواهید دید، وجود یک زن به عنوان نقش اصلی داستان است. شاید در نگاه اول وجود زنان در این نوع تبلیغات برای شما خوشایند باشد و حتی ذهن شما را به سمت برابری نقش زن و مرد در صنعت تبلیغات ببرد اما در واقع اینگونه نیست. با کمی دقت خواهید فهمید که چرا سهم زنان نسبت به مردان در تبلیغات بیشتر است. این نوع نگاه مصداق اصلی نابرابری و داشتن دید ابزاری و جنسیتی به صورت، زیبایی و شکل بدن زن است. باید گفت این دید جنسیتی و نگاه ابزارگونه به زیبایی زن، فقط مختص به تبلیغات یا سایتهای مد و زیبایی و فضای مجازی نیست متاسفانه این دید به فضاهای بالاتری چون مسابقات ورزشی و المپیک هم کشیده شده است و سالهای سال است در مسابقاتی نظیر ژیمناستیک، نوع لباس طراحی شده برای زنان به سمتی پیش رفته که پوشش آنها مخاطب بیشتری جذب کند یا حتی زاویه دوربین هم در مسابقاتی نظیر والیبال ساحلی زنان در مقایسه با مسابقات مردان کاملا متفاوت است و همان نگاه جنسیتزده را میتوان به وضوح در آن دید.
چند وقتی است که موج «نه به نگاه جنسیتی به بدن زنان» در سراسر دنیا فراگیر شده و خوشبختانه هم اکنون ما شاهد بروز اثرات آن در بین ورزشکاران زن در مسابقات جهانی نظیر المپیک هستیم. تیم ژیمناستیک زنان آلمان در مسابقات المپیک 2020 توکیو با لباسی تقریبا پوشیده شرکت کرده است. به گفته فدراسیون ژیمناستیک آلمان این اقدام ورزشکاران زن به منظور مخالفت با «جاذبه جنسی در ورزش ژیمناستیک» است. زنان تیم ملی ژیمناستیک آلمان با این کار خود میخواهند به همه دنیا بگویند زن مختص به زیبایی ظاهری، بدنی و جنسیاش نیست و دید مردم را نسبت به ورزش ژیمناستیک عوض کنند. این اقدام اعتراضی علیه «نگاه جنسیتزده» در تعیین پوشش ورزشکاران زن در این رشته بوده و نشان میدهد که دید زنان در سراسر دنیا به مقوله زیبایی تغییر کرده و دیگر دوست ندارند کسی آنها را مجبور به زیبا بودن کند و با تعیین پوششهای نامتعارف ذات ورزش را تحت تاثیر قرار دهد و برای زیبایی ظاهری آنها مخاطب جذب کند.
مترجم : مهسا کسنوی منبع: washingtonpost.com
21 ساله ام و لکنت زبان دارم
خراسان/ مردی 21 ساله هستم و دانشجو. مشکل لکنتزبان دارم. سوالم این است که آیا نوروفیدبک در درمان لکنت زبان تاثیر دارد؟
پاسخ
برای پاسخ به این سوال بهتر است درباره دو مقوله لکنتزبان و نوروفیدبک، توضیحاتی را مطرح کنم و سپس توصیههایی به شما داشته باشم.
لکنتزبان چیست؟
لکنت، اختلالی در گفتار است که سخن گفتن را دشوار می کند. این مشکل عمدتا و بهطور کلی جز در موارد استثنایی از سنین ۲ تا ۴ سالگی شروع میشود. گاهی از موارد در دوران بلوغ هم افرادی که قبلا به نحوی لکنت داشتهاند، دچار لکنت زبان میشوند.
از نوروفیدبک چه میدانید؟
در بازخورد عصبی یا نوروفیدبک با استفاده از ثبت امواج الکتریکی مغز و دادن بازخورد به فرد تلاش میکنند که نوعی خودتنظیمی را به او آموزش دهند. بازخورد، بهطور معمول از راه صدا یا تصویر به فرد ارائه میشود و از این طریق، فرد متوجه میشود که آیا تغییر مناسبی را در فعالیت امواج مغزی خود ایجاد کرده است یا خیر؟
علت لکنتتان باید بررسی شود
حال برای پاسخ به سوال مخاطب گرامی باید چند نکته را یادآور شوم. این که نوروفیدبک در درمان لکنت زبان موثر است یا خیر باید علتِ لکنت بررسی شود. لکنت زبان میتواند ریشه ارثی داشته ، نتیجه یک تروما یا حادثه بوده، نتیجه معلولیت جسمی در عضلات زبان یا نتیجه مشکلات عاطفی و اجتماعی باشد.
درمان در انواع لکنتزبان
در نوروفیدبک جلسه اول که مراجع به نوروتراپیست مراجعه میکند، از او یک نقشه مغزی گرفته میشود که در این نقشه مغزی مشکلات به تفکیک شرح داده شده اند و با توجه به نتیجه تست و شواهد بالینی میتوان تا حدودی نتیجه گیری کرد که علت لکنت زبان چیست؟ و درمان بر همین اساس انجام خواهد شد.
اگر ارثی باشد| وقتی لکنت ریشه ارثی داشته باشد شاید برای درمان بهتر باشد از روشهای دیگر درمان استفاده کرد. با وجود این نمیتوان گفت نوروفیدبک بینتیجه خواهد بود، این انتخاب مراجع است که ریسک هزینه کردن برای نوروفیدبک را بپذیرد یا خیر چون ممکن است تاثیر نداشته یا تاثیر کمی داشته باشد. وقتی اختلال ریشه ارثی داشته باشد یعنی علایم ریشهدار هستند و برای اصلاح و درمان نیاز به وقت و انرژی زیادی است.
اگر بر اثر تروما یا حادثه باشد| مثلا اگر فردی بعد از حادثه ای که در آن به شدت ترسیده یا واقعهای رخ داده که قبلا پیشبینی نشده بوده دچار لکنت شده باشد، درمان نوروفیدبک میتواند موثر باشد در کنار رواندرمانی. قابل ذکر است که بدانید در جلسه اول که از مراجع تست و نقشه مغزی گرفته میشود نتیجه تست به ما نشان میدهد که فرد آیا ترومایی را تجربه کرده است یا خیر؟ این نکته را یادآور شدم برای والدینی که میگویند فرزند من تا ۳ یا ۴ سالگی صحبت میکرد اما به صورت ناگهانی کلام را از دست داده یا دچار لکنت شده است، با تست میتوان تا حدودی از آن تروما آگاهی یافت.
اگر بر اثر معلولیت جسمی باشد| وقتی که علت لکنت، معلولیت های عضلات زبان باشد به احتمال زیاد گفتار درمانی انتخاب بهتری برای درمان خواهد بود.
اگر به خاطر مشکلات عاطفی باشد| اگر لکنت زبان نتیجه اضطرابهای محیط باشد یا مشکلات این چنینی مثل شکست عاطفی و …، نوروفیدبک همراه روان درمانی موثر خواهد بود. برای اینکه بدانیم لکنت حاصل مشکلات عاطفی و اجتماعی هست یا نه علاوه بر تست نوروفیدبک میتوان به این نکته توجه کرد که آیا فقط در هنگام مشکلات عاطفی و خلقی یا در اجتماع لکنت رخ میدهد یا خارج از این فضاها هم همراه ما هست؟ اگر فقط هنگامی که در جمعی هستیم یا مشکلات عاطفی داریم رخ دهد یعنی ریشه بیرونی دارد.
نویسنده : اسما صابری | نوروتراپیست و روانشناس
نخستین زنی که در غرب از ازدواج اجباری نوشت
تابناک با تو/ ویرجینیا وولف؛ خالق کتاب «اتاقی از آن خود» و این واژه فمینیستی مهم: «خواهر شکسپیر». وقت آن است از زنی بنویسم که ویرجینیا وولف از او تاثیر گرفت: افرا بن، زنی که در بریتانیای قرن هفدهم جاسوس، نمایشنامهنویس، داستاننویس، جسور، پیشرو و جهاندیده بود و در روزگار شکسپیر، جرات میکرد و از چیزهایی مینوشت که حتا مردان هم جراتاش را نداشتند چه برسد به زنان: از نیاز جنسی زن، از لزوم عشق برای زنان و در مذمت ازدواج اجباری و … .
افرا در خانوادهای فقیر به دنیا آمد و کودکیاش در روستا گذشت. پدرش آرایشگر و مادرش پرستار بود. بعد از جنگ داخلی انگلیس در فاصله سالهای ۱۶۴۲ تا ۱۶۵۱ میلادی، چارلز اول، پادشاه وقت بازداشت و اعدام شد. چارلز دوم، پسر و ولیعهد او به پاریس فرار کرد و دوران ۱۱ سالهای از حاکمیت ارتش و نظامیان شروع شد. در این دوران حلقهای از وفاداران به جانشینی چارلز دوم به نام Sealed Knot شکل گرفت. این گروه بارها دسیسه چید تا چارلز را به جانشینی برگرداند. افرا به دست یکی از اعضای این گروه به نام کلنل کلپپر شناسایی و جذب شد تا برایشان خبرچینی کند. بعد از اینکه چارلز دوم به تاج و تخت بازگشت، افرا را به شهر آنتورپ در بلژیک کنونی فرستاد تا در دوران جنگ انگلیس- هلند برای انگلیس جاسوسی کند.
ماموریت اصلی افرا در آنتورپ این بود که ویلیام اسکات را راضی کند تا برای انگلیس جاسوسی کند. ظن این میرفت که ویلیام اسکات برای هلندیها جاسوسی میکند و ماموریت اصلی افرا این بود تا از او یک جاسوس دوجانبه بسازد. بعد از این دوران افرا به سفر دوردستی در سورینام کنونی رفت. بعدها یکی از معروفترین آثارش را با الهام از عاشق و معشوقی در تب دوری از هم نوشت که در سورینام با آنها آشنا شد.
جاسوسی آزادی عملی به او داده بود که زنان بسیار انگشتشماری در آن دوران داشتند، اما افرا برای بیشتر سالهای جاسوسی هیچ دستمزدی دریافت نکرد یا اگر پولی گرفت، ناچیز بود و کفاف مخارج زندگی را نمیداد. نیاز مالی باعث شد که افرا دست به قلم شود و شروع به نوشتن کند. در دهه ۱۶۶۰ که پایههای پادشاهی چارلز دوم قرص و محکم شده بود، با حمایت پادشاه «کینگز کمپانی»، یکی از دو سالنهای تئاتر، در لندن افتتاح شد. افرا بن بهعنوان نمایشنامهنویس به استخدام این سالن تئاتر درآمد و در قبال کار خود دستمزد مناسبی هم دریافت میکرد.
در اولین نمایشنامهی خود – The Forc’d Marriage – به سراغ ازدواج اجباری زنان رفت. نمایشی جسورانه در قرن هفدهم که یکی از اولین نمونههایی است که کسی جرات کرد و ازدواج اجباری و بیاهمیتی نظر زن در این تصمیم مهم را به چالش کشید. نکته مهم این بود که او تنها زنی بود که سراغ این موضوع رفت و خود زنی بود بیوه که دیگر هرگز قصد ازدواج نداشت.
افرا انتقاد از ازدواجهای اجباری را در دو نمایشنامه بعدی نیز ادامه داد. سه سال بعد در نمایشنامه Abdelazer به سراغ این سوژه رفت که چطور میل جنسی زنان نادیده گرفته میشود و به محض اینکه زنی نشان دهد که از رابطه لذتی میبرد، او را سرکوب و تنبیه میکنند. او این نمایشنامه را براساس تجربهای شخصی نوشت. با مردی وارد رابطه شده بود که خشونت میکرد و توجهی به نیازهای جنسی و عاطفی او نداشت. این نمایشنامه بود که او را به شهرت رساند، دستمزدش را چند برابر کرد و نام او را در میان علاقهمندان هنر بر سر زبانها انداخت. افرا به جز نمایشنامه، اشعار خوبی هم میسرود.
افرا از مخالفان بردهداری بود و آشکارا از بردهداری انتقاد میکرد. او تمام عمر به چارلز دوم وفادار ماند. در اواخر عمر که بیمار شده بود و دوباره فقیر، پیشنهاد نوشتن شعری برای مراسم تحلیف ویلیام سوم را بهرغم اینکه دستمزد کار بسیار بالا بود، رد کرد. چرا که باور داشت سلطنت باید در خانوادهی چارلز دوم باقی بماند و بس. او در فقر و تنهایی از دنیا رفت.
ویرجینیا وولف در «اتاقی از آن خود» دربارهی افرا بن نوشت: «افرا بن بود که ثابت کرد زن میتواند از راه نوشتن، با چشم بستن بر روی بعضی چیزها، پول درآورد. بنابراین نه تنها نوشتن زنان را از برچسبهای کار احمقانه و ذهن منحرف دور کرد، بلکه به امری مهم بدل کرد.» وولف نوشت که نه تنها او بلکه تمام زنانی که بعد از افرا بن در ادبیات انگلیسی دست به قلم شدند، همه به نوعی وامدار شجاعت، جسارت و بیرون زدن او از چارچوبهایند.
همه چیز درباره افزایش بی سابقه تعداد زنان سرپرست خانواده
خراسان/ در یک دهه اخیر تعداد زنان سرپرست خانوار با 27 درصد افزایش به بیشتر از 3.5 میلیون نفر رسیده و زنان تنها 40 درصد بیشتر شده اند؛ دلایل این اتفاق چیست؟
تعداد زنان سرپرست خانوار در کشور طی یک دهه گذشته 27 درصد افزایش یافته و در این میان، تعداد زنان خودسرپرست که به تنهایی زندگی می کنند هم 40 درصد بیشتر شده است. اتفاقی که از یک سو می تواند چندان نگران کننده نباشد و آن را یک رخداد جمعیتی طبیعی قلمداد کرد اما از سوی دیگر با غفلت از الزامات حمایتی مناسب، می تواند آسیب ها و بحران هایی را به همراه داشته باشد.
رشد 27 درصدی در 9 سال

مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی به تازگی گزارشی را منتشر و وضعیت زنان سرپرست خانوار در کشور را طی سال های 90 تا 98 ارزیابی کرده است. طبق این گزارش، جمعیت کشور از سال 90 تا 98 حدود 10 درصد افزایش یافته و از 75 میلیون نفر به 83 میلیون رسیده اما تعداد زنان سرپرست خانوار با رشد 27 درصدی، از 2.7 میلیون به 3.5 میلیون نفر رسیده است.
40 درصد افزایش خانواده های تک نفره !
اما نکته قابل توجه، افزایش تعداد خانواده های تک نفره زنانه یا همان زنان خود سرپرست است. تعداد این گروه از زنان سرپرست خانوار با 41 درصد افزایش به یک میلیون و 461 هزار و 311 نفر رسیده است. نکته دیگر این که، اگرچه در سال 90 تعداد زنان خود سرپرست 37.3 درصد کل زنان سرپرست خانوار بود اما این نسبت در سال 98 به عدد 41.5 درصد رسیده است.
وضعیت استان ها چگونه است؟
در این گزارش وضعیت استان ها هم نکات قابل توجهی دارد. مثلا میانگین نسبت زنان سرپرست خانوار به کل سرپرستان خانوار در کشور 13.7 درصد است اما در برخی استان ها، آمار موجود با میانگین، فاصله چشمگیری دارد. استان های سیستان و بلوچستان و گیلان با نسبت 20 درصد، بیشترین نسبت زنان سرپرست خانوار را دارند و بعد از آن هم استان های همدان، خراسان جنوبی، چهارمحال و بختیاری، خراسان شمالی، زنجان، اردبیل و خراسان رضوی دیده می شود. در طرف دیگر هم، استان های آذربایجان غربی، کردستان، هرمزگان، یزد، بوشهر و مرکزی کمترین آمار را دارند و نسبت زنان سرپرست خانوار در آن ها پایین تر از میانگین کشوری است.
آمار قابل تامل در خراسان جنوبی
بررسی آمارهای مربوط به نسبت زنان خودسرپرست به کل زنان سرپرست خانوار هم قابل تامل است. در حالی که میانگین کشوری این نسبت در سال 98، عدد 41.5 را نشان
می دهد، در استان خراسان جنوبی 72 درصد زنان سرپرست خانوار، خودسرپرست و تک نفره هستند. این نسبت در یزد و گیلان هم 62 درصد و در خراسان های شمالی و رضوی نیز به ترتیب 42.5 و 40.1 درصد است. کمترین نسبت هم مربوط به خوزستان و هرمزگان است.
وضعیت اشتغال یا بیکاری
درباره وضعیت اشتغال و بیکاری این زنان هم اطلاعاتی ارائه شده؛ از جمله این که جمعیت شاغل زن سرپرست خانوار طی این سال ها 23.1 درصد افزایش یافته است. همچنین نرخ مشارکت اقتصادی زنان در سال 98 برای زنان سرپرست خانوار 12.5درصد و برای زنان خودسرپرست 8.8 درصد بوده و نرخ بیکاری آن ها نیز به ترتیب 5.1 و 6.5 درصد برآورد شده است. درباره بیکاری زنان سرپرست خانوار باید به این نکته هم اشاره کرد که استان های بوشهر، البرز، سیستان و بلوچستان، مازندران و چهارمحال و بختیاری وضعیت ضعیف تری از میانگین کشوری داشته اند و البته در بسیاری از استان ها از جمله خراسان های رضوی و جنوبی، نرخ بیکاری جمعیت فعال، صفر بوده است.
ناشی از فوت، طلاق یا مجرد ماندن
این گزارش حاوی اطلاعات مهم دیگری هم هست که چرایی سرپرست خانوار بودن این 3.5 میلیون زن را مشخص کرده است. طبق این آمار، 75.2 درصد این زنان به دلیل فوت همسر، سرپرست خانوار شده اند و 10.1 درصد هم با وجود داشتن همسر چنین مسئولیتی بر دوششان قرار گرفته است. همچنین 10.8 درصد آن ها زنان مطلقه هستند و 3.9 درصد دیگر هم دخترانی که هرگز ازدواج نکرده اند.
گفت و گو با دکتر شهلا کاظمی پور، جمعیت شناس
خطری که احساس می شود
این که افزایش تعداد زنان سرپرست خانوار، چه پیام ها و پیامدهایی دارد، سوالی است که پاسخ آن را از دکتر شهلا کاظمی پور، استاد جمعیت شناسی پیگیری می کنیم. او در گفت و گو با خراسان می گوید: افزایش تعداد زنان سرپرست خانوار به خودی خود یک مسئله اجتماعی نیست چرا که به دلایل مختلفی از جمله فوت مردان به وجود می آید و عوامل دیگری مثل مهاجرت برای تحصیل و شغل یا تصمیم شخصی به ادامه زندگی مجردی هم از عوامل آن است. وی می افزاید: این موضوع زمانی نگران کننده خواهد بود که زنان سرپرست خانوار توان مالی اداره زندگی خود و فرزندانشان را نداشته باشند و شرایط اقتصادی شان به زیر خط فقر کشیده شود یا این که تصمیم به زندگی مجردی، با بروز آسیب های اجتماعی مانند بی بندو باری و روابط نامتعارف همراه شود. به گفته این استاد دانشگاه، در صورت وجود حمایت های لازم از زنان سرپرست خانوار و همچنین ایجاد انگیزه و شرایط مناسب برای تشکیل خانواده، می توان مانع بروز آسیب ها و نگرانی ها در این حوزه شد.این نگرانی زمانی تشدید می شود که بدانیم طبق گزارش آماری منتشر شده، حدود 40 درصد زنان سرپرست خانوار در دهک های پایین قرار می گیرند و ممکن است بدون حمایت های کافی، توان مقابله با مشکلات اقتصادی را نداشته باشند.
کدام کشورها به زنان مرخصی پریود می دهند؟
بیا نی نی/ بیشتر از ۷۰ سال است که در ژاپن زنان از امکان دریافت مرخصی پریود برخوردارند اما ژاپن تنها کشور آسیایی نیست که چنین سیاستی دارد. کره جنوبی هم از سال ۱۹۵۳ دریافت مرخصی پریود را برای زنان میسر ساخت. و در چین و هند هم برخی استان ها و شرکت ها مرخصی پریود دارند.
اما در آن سوی دیگر دنیا ماجرا به شکل کاملاً متفاوتی است. در ایالات متحده، انگلیس و به طور کلی اروپا تقریباً چیزی به عنوان مرخصی پریود وجود ندارد.
و حتی در کشورهایی هم که مرخصی پریود دارند، فمینیست ها بر سر این موضوع که این امتیاز در بحث حقوق زنان یک پسرفت محسوب می شود یا پیشرفت، با یکدیگر اختلاف نظر دارند. برخی می گویند مرخصی پریود به اندازه ی مرخصی زایمان ضروری است، اما برخی معتقدند این امتیاز این ذهنیت را به وجود می آورد که زنان به اندازه ی مردان توانمند نیستند و ممکن است منجر به تبعیض بیشتر شود.
اما حتی در کشورهایی که این امتیاز به طور گسترده در دسترس زنان قرار دارد به ندرت از آن استفاده می شود.
ژاپن در سال ۱۹۴۷ مرخصی پریود را به عنوانی حقی برای کارکنان زنی که قاعدگی دردناک دارند، به قوانین جدید کار خود افزود.
ابتدا استقبال نسبتاً خوبی از این امتیاز در میان زنان ژاپنی شد. تخمین ها درباره ی آمار جهانی زنانی که از قاعدگی دردناک رنج می برند متفاوت است اما همگی از شایع بودن این مشکل حکایت دارند. با گذشت زمان اما تعداد زنانی که از مرخصی پریود در ژاپن استفاده می کنند بسیار کمتر شد. این روند کاهشی در میان زنان کره جنوبی هم وجود داشته است.
دلایل احتمالی مختلفی برای توضیح این مسأله وجود دارد. در برخی شرکت های ژاپنی این مرخصی بدون حقوق است و برخی زنان هم به دلیل عدم اطلاع رسانی، از وجود این امکان در محل کار خود بی خبرند.
اما مشکل اصلی در ژاپن و کره جنوبی فرهنگی است.
در این کشورها زنان در محیط های کاری با تبعیض جنسیتی دست و پنجه نرم می کنند، امری که سبب اختلاف فاحش دستمزد میان کارکنان زن و مرد شده است. در کشور ژاپن زنان در زمان بارداری برای رها کردن شغل خود بر روی خود احساس فشار می کنند و البته نه زنان و نه مردان تمایلی به گرفتن هیچ شکلی از مرخصی ندارند.
در میان گذاشتن علت مرخصی با مدیران خود که اغلب آن ها مرد هستند هم در کشوری همچون ژاپن که مسأله ی قاعدگی را هنوز یک تابو می دانند برای زنان دشوار است و آن ها ترجیح می دهند مرخصی استعلاجی بگیرند. در ژاپن هنوز وقتی زنی از فروشگاهی تامپون یا نوار بهداشتی می خرد آن را در یک کیسه ی تیره می گذارند که داخل آن دیده نشود.
در دیگر کشورهای آسیایی شرکت ها نه تنها برای حمایت از کارکنان زن بلکه برای ابراز عقاید سیاسی خود از مقوله ی مرخصی پریود استفاده می کنند.
مثلاً شرکت تحویل غذای زوماتو در هند اعلام کرده برای تغییر طرز تفکری که در این کشور نسبت به مسأله ی قاعدگی وجود دارد این سیاست را در پیش گرفته است. در هند قاعدگی را امر شرم آوری می دانند.
در این کشور گاهی زنان در دوران قاعدگی اجازه ی آشپزی یا حتی دست زدن به چیزی را ندارند. بخشی از دختران هندی به همین دلیل از تحصیل بازمی مانند و بسیاری از مادران قاعدگی را چیز «کثیفی» می دانند.
اما بیانیه ی شرکت زوماتو در شبکه های اجتماعی با واکنش منفی مواجه شد و منتقدان آن معتقد بودند این سیاست ممکن است زنان را ضعیف نشان دهد یا مدیران را از استخدام کارکنان زن منصرف کند. برخی از مخالفان این سیاست زن بودند.
کارشناسان می گویند علت اختلاف نظر شدید فمینیست ها در خصوص مقوله ی مرخصی پریود این است که هنوز مشخص نیست این امتیاز برای زنان در محیط های کاری کمک کننده است یا بازدارنده.
به گفته ی کارشناسان، بسیاری از بحث هایی که علیه مرخصی پریود وجود دارد مشابه همان انتقاداتی است که به مرخصی زایمان هم وارد شده است. محالفان می گویند مجبور کردن کارفرمایان به پرداخت حقوق برای مرخصی زایمان ممکن است آن ها را از استخدام زنان منصرف کند.
اما چرا در غرب از ایده ی مرخصی پریود استقبال نشده؟
بحث مرخصی پریود هر چند سال یک بار در کشورهای غربی داغ می شود.
با انتشار بیانیه ی شرکت هندی زوماتو در خصوص مرخصی پریود زنان، نشریه ی واشنگتن پست در مقاله ای این امتیاز را طرحی مردسالارانه و احمقانه عنوان کرد که بر وجود یک جبر بیولوژیک در زندگی زنان تأکید دارد.
در سال ۲۰۱۷ هم وقتی صندوق زنان ویکتوریایی که یک گروه حامی حقوق زنان در استرالیا است از در پیش گرفتن سیاست مرخصی پریود برای کارکنان خود خبر داد، برخی در استرالیا این طرح را احمقانه و توهینی به زنان عنوان کردند.
کارشناسان می گویند شواهد و قرائن حاکی از آن است که در غرب زنان و مردان جوان تر نسبت به ایده ی مرخصی پریود پذیراترند اما زنان مسن تر مخالفت بیشتری با آن دارند. زنان مسن تر اغلب احساس می کنند چون زمانی که خود شاغل بودند با مشکلات مربوط به قاعدگی دست و پنجه نرم کردند، زنان جوان تر هم باید اینگونه باشند.
برخی معتقدند باید برای همه ی جنسیت ها مرخصی بیشتری به دلایل شخصی درنظر گرفته شود. برخی هم مرخصی استعلاجی را به جای مرخصی پریود ترجیح می دهند، گرچه منتقدان می گویند زنان در دوران قاعدگی بیمار نیستند.
با این حال شواهد و مدارک از میل و نیاز به مرخصی پریود در میان زنان غربی حکایت دارد.
تحقیقات نشان داده برخی زنان و دختران غربی در دوران قاعدگی از محل کار یا مدرسه ی خود مرخصی می گیرند و عمده ی آن ها مایل به برخورداری از شکلی از مرخصی پریود هستند.
زنان در منشور حقوق شهروندی
شهربانو/ یکی از مؤلفههای کلان عرصه توسعه، تحکیم و ترویج شهروندی و حقوق ناظر بر آن تمهید بسترهای حقوقی و حقیقی لازم برای بهرهمندی عادلانه اعضای جامعه از منافع، مزایا و حقوق شهروندی است. حقوق شهروندی از مفاهیمی است که به برابری و عدالت همه افراد انسانی یک جامعه توجه میکند و سهم چشمگیری در عدالت اجتماعی و توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دارد. توجه به حقوق زنان در جامعه امروزی امری مهم است زیرا زنان امروز در جامعه فعالیتهای اجتماعی زیادی دارند. تسهیلات بهداشتی و درمانی و آموزش و مشاورههای مناسب برای تأمین سلامت جسمی و روانی در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی در مراحل مختلف زندگی بهویژه دوران بارداری، زایمان، پس از زایمان و درشرایط بیمار، فقر یا معلولیت زنان ازجمله نکات پیشبینیشده در این منشور است که باید از سوی شوهر و دولت رعایت شود. از موارد دیگری که دراین منشور به آن اشاره شده است موضوع تغذیه سالم در دوران بارداری، زایمان سالم، مراقبتهای بهداشتی پس از زایمان، مرخصی زایمان و درمان بیماریهای شایع زنان است.
مواد منشور که تأکیدی خاص بر حقوق زنان داشتهاند:
زنان حق دارند از برنامهها و تسهیلات بهداشتی و درمانی مناسب براساس ماده ۳ آموزش و مشاورههای مناسب برای تأمین سلامت جسمی و روانی در زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی در مراحل مختلف زندگی برخوردار باشند بهویژه دوران بارداری، زایمان، پس از زایمان و در شرایط بیماری، فقر یا معلولیت.
بر اساس ماده ۱۱، زنان حق دارند در سیاستگذاری، قانونگذاری، مدیریت، اجرا و نظارت، مشارکت فعال و تأثیرگذار داشته باشند و براساس موازین اسلامی، از فرصتهای اجتماعی برابر برخوردار شوند.
براساس ماده ۵۴، حق همه شهروندان بهویژه زنان و کودکان است که از تعرض و خشونت گفتاری و رفتاری دیگران در محیطهای خانوادگی و اجتماعی مصون باشند و در صورت بروز هر نوع خشونت، امکان دسترسی آسان به مکانهای امن و نهادهای امدادی، درمانی و قضایی را برای احقاق حق خود داشته باشند.
براساس ماده ۸۳ حق زنان است که از فرصتهای شغلی مناسب و حقوق و مزایای برابر با مردان در قبال کار برابر برخوردار شوند.
براساس ماده ۸۹ حق همه شهروندان بهویژه زنان است که به امکانات ورزشی و آموزشی و تفریحات سالم دسترسی داشته باشند و بتوانند با حفظ فرهنگ اسلامیایرانی در عرصههای ورزشی ملی و جهانی حضور یابند.
براساس ماده ۹۰ حق زنان است که از تغذیه سالم در دوران بارداری، زایمان سالم، مراقبتهای بهداشتی بعد از زایمان، مرخصی زایمان و درمان بیماریهای شایع زنان بهرهمند شوند.
بر اساس ماده ۱۰۳ حق همه شهروندان بهویژه زنان است که ضمن برخورداری از مشارکت و حضور در فضاها و مراکز عمومی، تشکلها و سازمانهای اجتماعی، فرهنگی و هنری مخصوص خود را تشکیل دهند. منشور حقوق شهروندی با آگاهیدادن به کل افراد جامعه میتواند آنها را وادار به مطالبهگری و جامعه را وادار به این تحرک کند.
فرناز محمدیان، کارشناس ارشد حقوق خصوصی
یک حقیقت تاریخی درباره زنده به گور کردن دختران
بیا نی نی/ پاسخ و تحلیل حجه الاسلام قنبریان به سوال چرا با وجود مخالفان زنده به گور کردن دختران تنها پیامبر(ص) توانست علیه این سنت اجتماعی اقدام موثر انجام دهد؟
دستور خداوند به مردان در مورد همسران که کمتر کسی عمل می کند
بیا نی نی/ روایتی شنیدنی از شهید مطهری درباره رفتار درست با همسر از نگاه اسلام
برگزاری کلاس های رایگان دفاع شخصی برای زنان پاکستانی
بیا نی نی/ برگزاری کلاسهای رایگان دفاع شخصی برای زنان پاکستانی
طلاق به دلیل ازدواج مجدد شوهر امکان پذیر است؟
بیا نی نی/ اختیار همسر دوم بدون رضایت زن اول از موجبات طلاق برای همسر اول است امااگر زوج به تجویز دادگاه و در اثر ناشزه بودن همسر اول و یا مریضی و امثالهم، حکم اجازه ازدواج مجدد از دادگاه اخذ کرده باشد، آیا همسر اول می تواند تقاضای طلاق کند؟
نظر حقوقدان ها چنین است که اگر مردی شرط ۱۲ عقدنامه را امضاء کرده باشد، شرط مذکور مقید نیست و مطلق است و هر ازدواجی بدون رضایت همسر اول را شامل می شود و لو این که با اجازه دادگاه باشد.
در نظریه مشورتی ۷/۳۶۴۲ مورخ ۱۳۸۲/۵/۴ اداره حقوقی آمده است: « سؤال: چنانچه در قباله نکاحیه به زوجه اختیار و وکالت تفویض شده باشد که در صورت ازدواج مجدد، زوجه بتواند خود را مطلقه نماید و زوج به علت عدم تمکین زوجه از دادگاه ازدواج دوم را بگیرد آیا این امر موجب محرومیت زوجه از حق استفاده از وکالتنامه برای طلاق میشود یا خیر؟
نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائیه : طبق ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی زوج و زوجه به شرایطی که ضمن عقد قرار دادهاند مأخوذه و مقید میباشند و تحصیل اجازه ازدواج مجدد، به علت عدم تمکین زوجه از زوج از دادگاه، منافی شرط ضمن عقد بین زوج و همسر اول نیست. بنابراین، چنانچه به زوجه به موجب شروط مندرج در قباله نکاحیه، در صورت انتخاب همسر دوم از ناحیه زوج، وکالت جهت درخواست طلاق داده شده باشد میتواند از آن استفاده نماید.»
اما در حال حاضر در این مورد رای وحدت رویه ۷۱۶ مورخ ۸۹/۷/۲۰ تعیین تکلیف نهایی کرده است در این رای چنین آمده است: « نظر به اینکه مطابق ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی تمکین از زوج تکلیف قانونی زوجه است.
بنابراین در صورتی که بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع و زوج این امر را در دادگاه اثبات و با اخذ اجازه از دادگاه همسر دیگری اختیار نماید، وکالت زوجه از زوج در طلاق که به حکم ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی ضمن عقد نکاح شرط و مراتب در سند ازدواج ذیل بند ب شرایط ضمن عقد در ردیف۱۲ قید گردیده،.
محقق و قابل اعمال نیست، لذا به نظر اکثریت اعضاء هیأت عمومی دیوان عالی کشور رأی شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان همدان که با این نظر انطباق دارد مورد تأیید است. این رأی طبق ماده۲۷۰ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور و کلیه دادگاهها لازم الاتباع است. »
با این توضیحات اگر مردی با اجازه دادگاه و به دلیل نشوز زن و عمل نکردن به وظایف زناشویی همسر اول، اجازه ازدواج مجدد اخذ کرده باشد، زن اول نمی تواند به استناد بند ۱۲ شروط عقدنامه تقاضای طلاق کند.
اگر اجازه ازدواج مجدد از دادگاه به دلیل عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی – ابتلا به جنون یا امراض صعب العلاج – محکومیت کیفری او – اعتیاد مضر – ترک زندگی و یا عقیم بودن زن باشد، زن اول می تواند به استناد بند ۱۲ شروط عقدنامه تقاضای طلاق کند زیرا رای وحدت رویه پیش گفته متصرف به زن ناشزه است.
اما در خصوص استفاده از شرط ۱۲ شروط سند ازدواج اگر به تشخیص دادگاه محقق شود و زن بتواند به استناد آن رای طلاق اخذ نماید با توجه به این که وکیل همسرش در طلاق می شود به وکالت از همسرش می تواند مقدار کمی از مهریه را بذل نماید و عمده آن را بر عهده (ذمه) شوهر باقی بگذارد.
آنچه در بالا گفته شد ازدواج مجدد زوج با اذن دادگاه و ایجاد حق طلاق برای زن بود .
ازدواج دائم شوهر بدون رضایت زن
اگر مردی بدون رضایت زن اول و اخذ اجازه دادگاه، ازدواج دائم مجدد انجام بدهد. زن اول می تواند از دادگاه تقاضای طلاق کند؛ به عبارت عامیانه حق طلاق برای زن در صورت ازدواج مجدد مرد به وجود می آید؛ در این خصوص چند نکته حائز اهمیت است:
چون سردفتران رسمی ازدواج مجاز به ثبت ازدواج دوم مرد بدون رضایت زن یا دادگاه نیستند. معمولاً در صورت ثبت، تخلفی صورت گرفته است و یا اینکه مرد در شناسنامه المثنی که نام زن اول نبوده ازدواج را ثبت کرده است. در هر حال از اداره ثبت احوال و از طریق دادگاه به درخواست زن اول استعلام می شود.
وقتی که مردی شروط ۱۲گانه عقدنامه را امضا کرده باشد و ازدواج مجدد بدون رضایت زن اول باشد زن وکیل شوهر در طلاق می شود و در این حالت قبول مقدار بذل مهریه با خود اوست. بنابراین در این مورد امکان طلاق با دریافت همه مهریه برای زن فراهم است.
ازدواج دوم مرد به هیچ عنوان قابل ابطال از سوی زن اول نیست.
ازدواج موقت (صیغه) زوج بدون رضایت زن اول
موضوع کمی اختلافی است و دادگاه ها در این خصوص رویه یکسانی ندارند؛ به طور قطعی نمی توان جواب صحیح داد و آراء متناقضی صادر شده است ولی به چند نکته باید توجه کرد:
اثبات ازدواج موقت مرد به دلیل عدم ثبت در اداره ثبت احوال دشوار است.
اگر هم مدت آن تمام شده باشد باز هم در فرض اثبات طلاق دشوار است.
دلیل کسانی که طرفدار صدور حکم طلاق به درخواست زوجه به دلیل ازدواج موقت شوهر هستند این است در هر صورت ازدواج موقت هم نوعی ازدواج است و شرط ضمن عقد نکاح به اصطلاح حقوقی اطلاق دارد، شامل هر دو ازدواج می شود.