هر بچه ای آرزوشه چنین مادری داشته باشه

مادر خوب

بهترین مادر برای بچه های شما، مادر مثبت نگر است

کودکان به یک مادر عالی و همه چیز تمام نیاز ندارند؛ در حقیقت آن ها به دنبال یک مادر مثبت نگر هستند؛ مادری با دیدگاه مثبت که آن ها را بپذیرد، با آن ها مهربان باشد و به موقع استقامت و پایداری کامل از خودش نشان دهد و همه چیز را منطقی پیش ببرد. در این قسمت از خانواده پلاس بیا نی نی دلایل نیاز بچه ها به یک مادر مثبت نگر را به شما خواهیم گفت.

دلایلی که فرزندتان به یک مادر مثبت نگر نیاز دارد

فرزند شما به دلایلی که در ادامه خواهیم گفت، بیش از هر چیزی به مثبت نگری شما نیاز دارد.

مادر مثبت نگر باعث ایجاد رشد می شود

مادری که شاد باشد و بدون قضاوت فرزندانش را ببیند و روی رشد آن ها تمرکز کرده و به آن ها کمک کند، باعث می شود تا بچه ها در مسیر رشد قرار بگیرند و طرز فکرشان هم طرز فکر مثبتی باشد که به آن ها در جهت پیشرفت و ارتقایشان کمک خواهد کرد.

مادر

نیازهای آن ها را برآورده می کند

مادر مثبت‌ نگر روی طرز فکر و نظر دیگران تمرکز نمی کند. او علاقمند است تا نظرات فرزندان خودش را بداند و آن ها هم مطمئن هستند که مادرشان به نیازهایشان توجه کرده و آن ها را با کسی مقایسه نمی کند.

خاطره می سازد و ارتباط قوی ایجاد می‌ کند

مادر مثبت نگر فقط روی کنترل کردن فرزندانش تمرکز نمی‌ کند. او در لحظه زندگی کرده و سعی دارد که اوقات با کیفیتی را در کنار فرزندان خود سپری کند و در کنار آن ها خاطرات خوبی را رقم زده و از طرفی هم ارتباط بسیار قوی بین خود و فرزندانش ایجاد خواهد کرد.

محیطی پر از پذیرش می‌ سازد

مادر مثبت نگر قدرت پذیرش بالایی دارد. نقاط ضعف فرزندانش را می پذیرد و سعی می کند آن ها را در کنار خودش رشد دهد. به فرزندانش درس هایی از زندگی می دهد؛ اما توقع ندارد که آن ها همیشه در هر زمینه ای بهترین باشند.

مادر خوب

به فرزندانش فضایی برای استقلال می دهد

مادر نمونه و مثبت نگر نیاز ندارد که هر چیزی را در زندگی کنترل کند. او با فرزندانش خیلی راحت برخورد کرده و در کنار شان قرار می‌ گیرد؛ از طرفی هم به موقع به آن ها اعتماد می کند و فضایی برای داشتن استقلال و رشد را در اختیارشان قرار می‌ دهد.

نکات طلایی برای مراقبت از پوست در هنگام شب

داشتن پوست شاداب و زیبا تاثیر بسزایی در زیبایی شما دارد. وجود آلودگی های محیطی و شیمیایی، سموم ،در معرض اشعه خورشید قرار داشتن و اشعه UV می تواند باعث آسیب رسیدن پوست شما شود.مراقبت های پوستی در هنگام شب به شما کمک می کند تا طراوت و شادابی پوست خود را حفظ نمایید.برای آگاهی از این مراقبت ها با ما همراه باشید.

در این قسمت چند نکته که رعایت آن‌ها شب‌هنگام به شما در داشتن پوستی زیبا کمک می‌کنند، مطرح می‌کنیم:
 
آرایش خود را پاک کنید
باید هر شب قبل از رفتن به رختخواب آرایش خود را پاک کنید ؛ در غیر این صورت ،منافذ پوست از آلودگی پرشده و در نتیجه موجب بروز آکنه ، لکه های تیره و آسیب‌دیدگی پوست خواهد شد؛ پس پوست خود را تمیز و از یک کرم مرطوب کننده استفاده کنید.
 
از یک تونر استفاده کنید
بهتر است از یک تونر برای تمیز کردن پوست استفاده کنید؛ زیرا این کار موجب حفظ تعادل در pH پوست می‌شود و با باکتری‌ها و میکروارگانیسم‌ها مبارزه می‌کند. کرم دور چشم را فراموش نکنید.اولین نشانه های سالخوردگی در اطراف چشم ها پدیدار می شوند ؛بنابراین نباید مراقبت کافی از این ناحیه را فراموش کنید. از یک کرم دور چشم برای آبرسانی این ناحیه ، کاهش چین و چروک و از بین بردن پف و تیرگی اطراف چشم بهره ببرید.
 
رو بالشی ابریشمی انتخاب کنید
تنها دلیل عمده تسریع پیری پوست، خوابیدن روی صورت است. در این حالت پوست فشرده شده و گردش خون آن به اندازه کافی صورت نمی‌گیرد؛ بنابراین پوست صورت آسیب می بیند و چین می‌خورد و این سبب بروز چین و چروک ها می شود.خوابیدن به حالتی که سر به سمت پایین باشد، سبب جمع شدن آب در موضع و در نتیجه پف آلودگی صورت می شود.بهتر است رو بالشی شما ابریشمی باشد؛زیرا در تماس با پوست و مو نرم است. در ابریشم هجده آمینو اسید ضروری و تعداد بی شماری پروتئین وجود دارد که به جوان‌سازی پوست و حفظ زیبایی آن کمک می کند .
 
دستگاه بخور را روشن کنید
دستگاه بخور را شب‌هنگام روشن کنید تا هوای اطراف اتاق مرطوب و از خشکی پوست جلوگیری شود. علاوه بر این بخور، از پیشرفت بیماری‌هایی نظیر اگزما نیز پیشگیری می‌کند.
 
استفاده از کرم دست
کرم دست می تواند پوست دست‌ها را در طول شب مرطوب نگه دارد و در این صورت صبح پوست زیباتری خواهید داشت. به‌سادگی دست‌ها را با آب گرم و صابونی ملایم شست‌وشو دهید و بعد از خشک‌کردن آن‌ها از کرم مرطوب کننده استفاده کنید.
 
موهای خود را در قسمت بالای سر جمع کنید
مطمئن شوید که در طول شب موهای شما بالای سرتان بسته شده باشد . مهم‌ترین فایده این کار درواقع جلوگیری از تماس پوست با آلودگی‌ها و چربی مو است.
 
خواب کافی داشته باشید
حتما به اندازه کافی استراحت کنید و اندازه کافی یعنی حداقل هفت تا هشت ساعت خواب پیوسته. در این صورت رشد سلول ها تحریک می شود و به بازسازی پوست کمک می کند. تلفن همراه خود را بیرون از رختخواب قرار دهید. تلویزیون را خاموش و محیطی آرام برای خواب عمیق خود فراهم کنید. تحت چنین شرایطی تغییرات مثبت چشمگیری در پوست و موی خود مشاهده خواهید کرد.
 

نقش اول فرزندپروری با پدر است یا مادر؟

در گذشته های نه چندان دور که مادران، کمتر شاغل بودند و بیشتر خانه دار، عمده بحث فرزندپروری بر عهده آنها بود و تمرکز پدران بر مسائل اقتصادی و کار اما الان با تغییر جامعه و وضعیت خانواده ها مشارکت بیشتر پدران در امر فرزندپروری ضروری است. اما چطور و چگونه می توان این مشارکت را بین پدر و مادر ایجاد کرد؟ این گزارش را بخوانید.

شاید شما هم خانواده هایی را بشناسید به ویژه از نسل های قدیمی تر که پدران در آن به جز موارد اقتصادی و تأمین مایحتاج خانواده ها و گاهی هم تفریح، خیلی خود را در قید و بند مسائل تربیتی و آموزشی فرزندانشان نمی کردند و اعتقادشان هم بر این بود که چون کار می کنند، دیگر فرصتی برای این دست فعالیت ها و وقت گذاشتن در منزل برای بچه هایشان را ندارند، بنابراین وظیفه کلی تربیتی بچه ها در خانواده بر دوش مادر می افتاد. از سوی دیگر  نسل امروز  اغلب زن و مرد پا به پای هم بیرون از منزل کار می کنند و پدران تلاش دارند که علاوه بر فعالیت های اقتصادی در خانه و خانواده نیز موثرتر باشند و به بچه هایشان برسند. چه اینکه گاهی بچه ها را هم در منزل نگهداری می کنند و همسرانشان در محل کار حضور دارند.

اما به واقع اگر از هر یک از ما سوال بشود که آیا پدران نقش مکمل یا اصلی در فرزندپروری دارند ، پاسخمان چیست؟ آیا چنین چیزی در فرهنگ های مختلف، متفاوت است یا خیر و اینکه آیا تفاوت نقش های اجتماعی،امروزه  شرایط را تغییر داده و لازم است که در وضعیت کنونی پدران چه نکاتی را در حفظ و نگهداری خانواده از آسیب ها بیشتر مورد توجه قرار دهند. این گزارش را با هم بخوانیم:

*پدر نقش مکمل نیست، نقش اصلی است

طبق تحقیقات اجتماعی و فرهنگی، در اکثر جوامع و خانواده ها نقش اصلی فرزندپروری بر عهده مادر است و این هم چندین علت دارد که یکی از آنها نقش تعریف شده اجتماعی پدرها که معمولا نسبت به مادران، وظایفشان در خارج از خانه و کار بیرون تعریف شده و دوم مسائل جسمانی و تغذیه که باعث می شود مادر منبع اصلی کودک برای دلبستگی به حساب بیاید. اما مسئله این است که الان دلیل اول که همانا شغل اقتصادی آقایان بیرون از منزل است، این روزها  طوری شده که خیلی از بانوان نیز مشاغل بیرون از خانه دارند و دیگر نمی توان بدان استناد کرد اما دلیل دوم هنوز پابرجاست.  هنوز اکثر مسئولیت های یک کودک برعهده مادران قرار می گیرد، از تغذیه و بهداشت و نگهداری گرفته تا درس و مدرسه که همه اینها برای یک مادر چالش برانگیز است.

«سارا رحیم نژاد»، روانشناس در این باره می گوید: «با احترام به تفاوت های نقش های اجتماعی، باید گفت که مادر و پدر هر دو «انتخاب» کردند که فرزندی را به دنیا بیاورند و به او عشق بورزند. در نتیجه پدرها نقش اصلی هستند و نه نقش مکمل. البته این موضوع هم قابل درک است که گاهی اوقات شرایط زمانی و کاری باعث می شود که پدران به اندازه مورد نیاز نتوانند در جریان فرزندپروری دخیل باشند، یا گاهی دقیقا نمی دانند چه کاری باید انجام دهند. پدران باید بدانند که بچه دار شدن برای رابطه عاطفی آنها یک مسئله چالش برانگیز است. خصوصا اگر مادر دائما خسته و مضطرب باشد ممکن است به مرور زمان از همسرش فاصله بیشتری بگیرد.»

حال سوال اینجاست که چه کار می توان انجام داد تا پدران بتوانند به همسرانشان در این جریان کمک بیشتری کنند و مدیریت این چالش ها را آسان تر کنند و هم اینکه حال مادران بهتر باشد؟ مادری که حالش خوب باشد، قطعا حال خانواده نیز بهتر است. این نکته را قطعا همه با هم توافق داریم که یک پدر همکاری کننده، شرایط چالش برانگیز فرزندپروری را برای همسرش خیلی مطلوب می کند. اما چطور؟

1-درباره حال همسرتان کنجکاو و دغدغه مند باشید

برخی از مردان تصور می کنند حال که همسرشان با بچه سرگرم و درگیر است، دیگر نیازی نیست حالش را بپرسند یا کاری به کارش داشته باشند، بنابراین آنها نیز خود را مشغول کار بیرون و حتی ورزش و سرگرمی های شخصی شان می کنند. رحیم نژاد می گوید: «تغییرات هورمونی پس از زایمان، تغییرات بدنی، رو به رو شدن ناگهانی با اضطراب های مادرانه، بی خوابی های مدام، شیر دادن، دخالت های دیگران و به طور کلی رو به رو شدن با چنین تغییرات بزرگی در ابتدای مادری، باعث می شود تا خانم ها نیاز به حمایت بیشتری از سمت همسرشان داشته باشند.

اینکه آقایان این تغییرات را ببینند، کنجکاو باشند که حال همسرشان چطور است و نسبت به کمک کردن علاقه مند باشند، باعث می شود تا این دوره با آرامش و سرعت بیشتری طی شود. البته ممکن هم هست که فرزند یک خانواده نوزاد هم نباشد و دو سال چالش برانگیز ابتدایی هم گذشته باشد، اما آقایان می توانند سعی کنند تا این نکته «اهمیت و کنجکاوی درباره روحیه همسر» را در هر سنی از فرزندان و در هر شرایطی فراموش نکنند، تا روند فرزندپروری به گونه ای باشد که مادر در این جریان «احساس تنهایی» نکند.»

2-چه چیزهایی برای زندگی شما جواب می دهد؟

حال شاید سوال دیگر برای برخی پدران این باشد که چه کارهای دیگری لازم است که برای کمک به همسر انجام دهند. اما پاسخ به این سوال یک نسخه ثابت برای همه ندارد. رحیم نژاد دراین باره می گوید: «شما باید با همسرتان بنشینید، همفکری کنید و چند مسئله را مورد بررسی قرار دهید.

نخست اینکه آیا هر دو والد شاغل هستند و اگر اینطور است بررسی کنید که ساعت کار و تعطیلات شما به عنوان یک والد یا دو والدی که شغل بیرون از خانه دارند به چه صورت است و براساس زمان چقدر آقا می تواند به همسرش در خانه کمک کند؟

دوم اینکه چه وظایفی براساس زمان و توان آقا می تواند به او محول شود؟ به طور مثال آقا می گوید که مثلا می تواند خرید شیرخشک ، پوشک و لوازم دیگر را بر عهده بگیرد و صبحانه را نیز آماده کند و یا اینکه زمانی که در منزل است، بچه را به حمام ببرد و …

نکته سوم چقدر زمان برای وقت  تک نفره و دو نفره دارید و چطور می خواهید این زمان را فراهم کنید؟ برای شفاف سازی این سوال این را در نظر بگیرید مثلا شما بعد از اینکه با هم صحبت کردید به این نتیجه می رسید که در دو سال اول زندگی فرزندتان مادر به شغل خارج از منزلش برنمی گردد ، در این دو سال شما برحسب زمان و توانتان بخش هایی از این روند فرزندپروری را شفاف می کنید.

حال این شفاف سازی به چه صورت است:

1-وظایف خاصی در فرزندپروری یا خانه

مثلا در این تقسیم بندی وظایف ممکن است شستن ظرف های شام با آقا باشد تا مادر در آن زمان بتواند کمی استراحت کند یا مثلا حمام بردن کودک یا پارک بردن او را پدر بر عهده بگیرد.

2-زمان شخصی شما با کودک

هر پدری از ابتدای تولد فرزندش باید با فرزند زمان شخصی داشته باشد، مثلا شده برای یک ساعت در هفته با فرزندش تنها باشد. این موضوع هم برای کیفیت ارتباط با فرزندان واجب است، هم مادر می تواند زمان شخصی داشته باشد. البته برعکس آقا هم در هفته باید زمانی را به دور از کار و خانواده، شده برای یک ساعت برای خودش داشته باشد.

به طور مثال شما می توانید برنامه ریزی کنید که هر شب یا دو شب در میان ، یک ساعت بچه را زمانی که از سرکار می آیید به پارک ببرید در این صورت هم آقا زمان تنها با فرزندش دارد و هم اینکه همسرش در خانه قدری استراحت می کند.

3-زمان شخصی والدین با یکدیگر

بنا بر سن فرزند و  میزان کمکی که می توانید از دیگران دریافت کنید زمان هایی برای رابطه دو نفرتان داشته باشید. حتی اگر فرزندتان خیلی کوچک است، ساعت خوابش یک برنامه دو نفره در خانه بچینید مثلا یک فیلم تماشا کنید و با هم وقت بگذرانید. سعی کنید خودتان را به عنوان یک زوج فراموش نکنید. شاید این هم بتواند خوب باشد که گاهی بچه را به خانه مادر  و پدربزرگ بسپارید و با هم یک خیابان گردی بروید، خرید کنید یا حتی یک سینما و تئاتر بروید و ساعتی را با هم بدور از خانه زمان بگذرانید.

در نهایت پدر و مادرهایی که برای فرزندپروری مشارکت بیشتری با هم می کنند، بهتر از زمان بزرگ شدن فرزندانشان لذت می برند و کمتر بار و فشار عصبی تحمل می کنند چرا که عموما هر زمان کم می آورند و خسته می شوند ، دیگری به یاری شان می آید اما بالعکس اگر مشارکت در بین پدر و مادر نباشد، شاید یک مرد  و زنی تصمیم بگیرند با یک بچه هم زندگی شان را بگذرانند چرا که حس می کنند اگر بچه دیگری بیاورند کسی یار و یاورشان نخواهد بود.بنابراین پدران در تربیت فرزند و نگهداری از او در همه سنین نقش اصلی در کنار مادران دارند به ویژه زمانی که بچه ها بزرگتر می شوند و به سنین مدرسه و دانشگاه می رسند و همفکری و مشارکت پدران در موفقیت بچه ها خیلی حائز اهمیت است.

 

نوشتن نامه برای کودک معجزه میکند!

کودک

انتقال احساسات به کودک با نوشتن نامه

بسیاری از افراد در بیان احساسات مشکل دارند و برایشان دشوار است که به راحتی احساساتشان را به زبان بیاورند . اگر شما هم جزو این دسته از افراد هستید و در بیان احساساتتان به اطرافیان بخصوص کودکتان مشکل دارید بهتر است ادامه این مطلب را از دست ندهید. ما در این مطلب درباره استفاده از نامه برای بیان احساسات و معجزه نوشتن نامه برای کودکان صحبت میکنیم.

نوشتن نامه برای کودکتان، می تواند اعجاب انگیز و جادویی باشد! این نامه؛ عشق، غرور و تعهد را فراتر از قدرت کلمات محاوره ی روزانه انتقال می دهند. هر نامه، یک تجلی ملموس از عشق و محبت همراه با امید و آرزوهای شما برای کودکانتان است.
به مناسبت های مختلفی همچون سالروز تولد و یا تعطیلات، برای کودکانتان نامه بنویسید. به دخترتان، به پسرتان. این کار، بیشتر از یک سنت خانوادگی دیگر خواهد بود. هر نامه، یک تجلی ملموس از عشق و محبت همراه با امید و آرزوهای شما برای کودکانتان است.

برای کودکتان نامه بنویسید

1. عشق
البته که می خواهید احساس خود را نسبت به کودکتان بیان کنید! حتی اگر عبارت «دوستت دارم» را هر روز استفاده می کنید، اما وقتی که این کلمات را به صورت نوشتاری به اشتراک بگذارید، این پیام به صورت متفاوتی انتقال پیدا خواهد کرد. به عنوان مثال:گفتن اینکه چقدر تو را دوست دارم، برایم سخت و دشوار است.
2. توجه
وقتی نامه ای برای کودکتان می نویسید، چیزی را که اخیراً توجه شما را به خود جلب کرده است، بیان کنید. چقدر او بزرگ شده است؟ چه خصوصیات مثبت در حال ظهوری را در او مشاهده می کنید؟ به عنوان مثال:سخاوت و محبتی را که فرزند شما نسبت به خواهر و برادر خود نشان می دهد.

نوشتن نامه برای کودک

ابراز احساسات به کودک با نوشتن نامه ای به او امکان پذیر است

3. لذت
توضیح دهید که از انجام چه چیزی باهم، لذت می برید. این برای کودک شما، اهمیت بسیاری دارد و وقتی که فرزند شما، این نامه را در سال های بعد مطالعه کند، این نامه معنا و مفهوم خاصی را پیدا خواهد کرد. به عنوان مثال:بازی کردن
4. غرور و افتخار
وقت بیان چیزهایی که به خاطر آنها، احساس غرور می کنید، صریح و شفاف باشید. این همان چیزی است که همه ی ما منتظر شنیدن آن هستیم و این کلمات کودکتان را در هنگام خواندن این نامه در سال های بعد، نیرومند و سرشار از انرژی خواهد کرد. به عنوان مثال:توانایی های ورزشی و یا استعداد های مختلف
5. احترام و نوازش
در هر نامه ای به فرزندتان، تعدادی از خاطرات به یاد ماندنی و ارزشمند خود را به اشتراک بگذارید. داستان های شما، حقیقت را به شکلی به یاد ماندنی تر به فرزندتان انتقال می دهد. به عنوان مثال:خاطرات یک گردش مشترک
6. امید و آرزو
علاوه بر این ها، بهترین امیدها و آرزوهای خود را در نامه بنویسید. به عنوان مثال:امید و آرزوهای شما برای مشاهدات خود فرزندتان از توانایی ها و استعدادهایش
7. ایمان و اعتقادات
این فرصتی برای به اشتراک گذاری اعتماد شما به فرزندتان و همچنین اعتقادات و باورهای انگیزه بخش شخصی شماست. به عنوان مثال:آیه ای از کتاب مقدس (قرآن و …) در ارتباط با زندگی حال حاضر فرزندتان
8. قول و پیمان
این کلمه بسیار گول زننده است، چون قطعاً قول و قرارهای بسیاری وجود دارد که نباید آنها را برای فرزندتان انجام دهید. وقتی از عبارت «قول می دهم» استفاده می کنید، باید بدانید که این عبارت معنا و مفهوم روشنی را می رساند. به عنوان مثال:قول می دهم که همیشه شنوای حرفهایت باشم.

تاثیر خشونت پدر و مادر بر رفتار کودک

خشونت پدر

خشونت پدر و مادر چه تاثیری بر کودکان دارد؟

پژوهشگران با مطالعه بر روی تاثیر رابطه خشونت آمیز میان پدر و مادر بر سلامت روانی کودکان به این نتیجه رسیده اند که رفتارهای پرتنش و خشونت آمیز والدین سبب می شود تا این افراد در بزرگسالی با مشکلات روانی جدی رو به رو شوند.

رفتارهای والدین در محیط خانواده بر شکل گیری خلق و خوی کودکان و واکنش های آنها تاثیر مستقیم دارد.
درباره تاثیر خشونت خانوادگی بر روان کودکان اظهار کرد:تمام کودکان ابتدا در محیط خانه و سپس در مدرسه و اجتماع رفتارها را می آموزند و الگوگیری در بچه ها با مکانیسم های شرطی سازی به دو صورت مثبت و منفی صورت می گیرد و آنها خیلی سریع نسبت به رفتارهایی که می بینند شرطی می شوند.

خشونت پدر

خشونت پدر و مادر و تاثیر آن بر کودکان

وی اذعان کرد:وقتی کودکی در هر یک از محیط های خانه، مدرسه و اجتماع خشونت را تجربه می کند و توجهش به تعامل انسان ها با یکدیگر از طریق پرخاشگری، تندخویی تحریک پذیری جلب می شود، به روش شرطی سازی آموزش می بیند که او نیز برای احقاق خواسته های خود به این روش ها متوسل شود.

این روانپزشک با بیان اینکه رفتارهای خشونت آمیز به طور ناخواسته باعث پرخاشگر شدن کودک می شود، تصریح کرد:در معاینات کلینیکی و بالینی این کودکان متوجه تاثیر خشونت، پرخاشگری و رفتارهای نامتعادل خانواده بر رفتارهای آنها می شویم که والدین نیز در این رابطه از عصبی و پرخاشگری وی اظهار ناراحتی می کنند.

قربانی با اعلام اینکه کودکان در رفتارهایی مانند دروغگویی و بدگویی نیز به صورت شرطی سازی در محیط خانه آموزش می بینند، گفت:کودکان این برخوردهای ناپسند را در خانه و تعاملات اجتماعی با همسالان و کودکان دیگر منعکس می کنند.

وی با اشاره به زمینه ژنتیک در رفتارها و خصوصیات فردی بیان کرد:خشونت و پرخاشگری ممکن است گاهی نشانه ای از یک اختلال روانی باشد که به صورت ژنتیکی از والدین به فرزندان منتقل می شود و در این حالت به جز درمان کاری نمی توان کرد.
این روانپزشک با بیان اینکه پیشگیری از اختلالات رفتاری به راحتی امکانپذیر است، افزود:با آموزش به خانواده ها برای جلوگیری از تندخویی و پرخاشگری و رعایت احترام متقابل در محیط خانه می توان از کودک انتظار فرد محترم و آرام را داشت.

وی در مورد راهکارهای درمانی کودکان با اختلالات روانی اظهار کرد:در مواجهه با کودک یا نوجوان پرخاشگر بهترین راه حل درمانی مراجعه آنها نزد روانشناس یا روانپزشک است تا با بررسی شرح حال و تاریخچه دقیق از وضعیت روانی و فکری وی، به علت این رفتارها پی ببرند.

قربانی تصریح کرد:اگر در کنار پرخاشگری علائمی مانند کم خوابی، اضطراب و رفتارهای تهاجمی نظیر خودزنی و خودکشی است این رفتارها نشانه یک بیماری است که نیاز به درمان های دارویی دارد و بایستی به روانپزشک ارجاع داده شود.
وی افزود:در صورتی که محیط خانواده زمینه پرخاشگری را در کودک فراهم می کند، رفتار وی تک علامت و بدون علائم بیماری بوده و روانشناس و مشاور با ترغیب خانواده به تغییر رفتار و آموزش های لازم برای خویشتنداری و کنترل خشم به کودک به تغییر رفتار وی کمک می کند که نیازمند همکاری بیشتر خانواده ها در این زمینه هستیم.

چگونه کودک منظبطی داشته باشیم؟

کودک منظبط

راه های تربیت کودک منظبط

پرورش کودکان منظبط مهارت مهمی است که تمام والدین باید آن را فرابگیرند. انضباط مترادف با مجازات نیست برعکس انضباط یعنی نشان دادن راه درست، احترام به حقوق دیگران و تشخیص رفتار مناسب و هدف از آن پرورش کودکانی منضبط است که احساس محبوب بودن و امنیت می کنند

باید به نظم و انضباط به عنوان بخشی از آموزش نگاه کرد نه شکلی از تنبیه کردن. فرزند شما باید یاد بگیرد چگونه با دیگران همراه شود و در امان بماند. او دانش آموز مشتاقی است اما مهم ترین درس ها (مانند سهیم شدن با دیگران، صبر، همکاری و احتیاط) چند سالی زمان می برد تا برایش جا بیفتند. به عنوان معلم اصلی فرزندتان، این وظیفه شما است که این آموزش ها را با پیگیری، صبر و دلسوزی تقویت کنید. ثبات داشتن برای بچه ها بسیار مهم است.

کودک منظبط

چگونه کودک منظبط تربیت کنیم؟

از تکرار کردن خودتان نترسید. شاید لازم باشد یک کودک نوپا، قبل از اینکه پیامی را بگیرد و درک کند واقعا آن را صد مرتبه بشنود. زمانی که او در مقابل خواسته ای که دارد بی ادبی و گستاخی می کند نیازی به سخنرانی ندارد. به او یک «نه» محکم بگویید و اگر دلتان خواست توضیح کوتاهی هم برایش بدهید مثلا به او بگویید «ممکن است آسیب ببینی» یا «آن یک اسباب بازی» نیست. سپس نظرش را به یک فعالیت مطلوب تر تغییر دهید. کودکان نوپا معمولا کم حوصله اند بنابر این او با پیشنهاد شما خوشحال می شود و آن کار را شروع می کند

فرصت دادن به بچه می تواند مفید باشد. اما تعداد بسیار کمی از کودکان، تا قبل از 3 سالگی مفهوم آن را درک می کنند. برای بچه های کوچک تر فرصت دادن یا تایم اوت دادن، گیج کننده و خسته کننده است. اگر کودکتان آنقدر بزرگ هست که معنای فرصت دادن را بفهمد، از این زمان ها، کم استفاده کنید و آنها را به 3 دقیقه یا کمتر برسانید به اندازه ای که او بتواند خودش را کنترل کند. به جای اینکه او را به اتاقش بفرستید، او را روی یک صندلی بنشانید. چون شما نمی خواهید که او با تنبیه کردن، به اتاقش وابسته شود. بنابر این در نظر بگیرید که با او نشسته اید. او احتمالا زودتر آرام می شود و شما هم دوباره می توانید استراحت کنید.

مهم نیست که کودکتان چقدر بد رفتار می کند، اما به هر حال شما نباید از گزینه کتک زدن استفاده کنید. ضربه محکم به باسن و یا سیلی زدن به بچه باعث می شود که او ترس از پدر و مادر را یاد بگیرد. حتی اگر شما قصد صدمه زدن به فرزندتان را نداشته باشید، اما در زمان عصبانیت خیلی راحت کنترل تان را از دست می دهید. اگر شما حس می کنید که دلتان می خواهد فرزندتان را کتک بزنید، به خودتان کمی فرصت دهید تا این احساس فروکش کند.

نظم و انضباط همیشه نتیجه منفی ندارد. وقتی فهمیدید کودکتان خوب شده است به او جایزه بدهید مانند بازی کردن با اسباب بازی ها به همراه یک دوست و یا یک ظرف غذای خوشمزه! بنابر این او یاد می گیرد که برای جلب توجه شما نباید بی ادبی کند. در نهایت برای کودکان به راحتی این کار را ممکن می کنید که کار های درست را انجام دهد. برای مثال وقتی فرزندتان خسته و گرسنه است، او را به خرید های طولانی نبرید تا با چیز هایی که اجازه ندارد به آنها دست بزند محاصره نشود. اگر دنیای کودکتان با وسوسه به هم بریزد، شما تمام روز را باید صرف «نه» گفتن کنید. به او فرصت بیشتری برای بازی کردن و کشف کردن بدهید اما در عوض شانسش را برای به دردسر افتادن کاهش دهید.

تنبیه بدنی کودک در آینده چه عواقبی دارد؟

تنبیه بدنی کودک

تنبیه بدنی کودک چه عوارضی دارد؟

کارشناسان هشدار می دهند کودکانی که از والدینشان کتک می خورند در سنین بزرگسالی بیشتر در معرض مشکلات سلامت روان هستند.

تنبیه بدنی کودکان به منظور تصحیح رفتارهای اشتباه شیوه رایجی است اما والدین باید آگاه باشند که این روش ناکارآمد است و تنها پیامدهای سوء آن بدون اینکه تاثیر مثبتی بر تربیت کودک داشته باشد به جا می ماند و همچنین در سال های آتی اثرات منفی این روش غلط، گریبانگیر کودک و حتی والدین او می شود.

بسیاری از والدین ، گاهی مجبور به تنبیه فرزندان می شوند،آیا این کار موثر واقع می شود؟تحقیقات نشان می دهد کودکانی که در سنین پایین تنبیه می شوند از سن پنج سال به بعد رفتار تهاجمی از خود نشان می دهند.

تنبیه بدنی کودک

کوکان را تنبیه بدنی نکنید

روزنامه لوپاریزین نوشت ، بنابر مطالعه ای که در دانشگاه تولان نیواورلئان صورت گرفته است کودکانی که در سه سالگی مورد تنبیه بدنی قرار می گیرند از سن پنج سالگی به بعد رفتار تهاجمی از خود نشان می دهند.

نتایج این تحقیق که در نشریه طب کودکان امریکا منتشر شده است نشان می دهد کودکانی که بطور مرتب مورد تنبیه قرار می گیرند در مقایسه با کودکانی که هیچگاه تنبیه نمی شوند از پنج سالگی رفتار تهاجمی پیدا می کنند.

به گفته پژوهشگران ، پرخاشگری ، فریاد زدن ، تهدید به خرابکاری و بدرفتاری با دیگران از نشانه های رفتار تهاجمی کودکانی است که کتک می خورند.

آکادمی طب کودکان آمریکا نیز به خانواده های امریکایی توصیه کرده است بجای تنبیه بدنی کودک از روش موثر “راندن کودک به گوشه دیوار ” استفاده کنند زیرا این شیوه به کودک فرصت می دهد به رفتار خود و عواقب ان فکر کند.
کاترین تیلور پژوهشگر امریکایی معتقد است اگر والدین از تنبیه بدنی پرهیز و روش های غیربدنی استفاده کنند ، کودکان نیز در سنین بالاتر بهتر رفتار خواهند کرد.

آموزش مواجه شدن کودک با شکست

شکست

راهکارهای درست مواجه شدن کودک با شکست

شکست خوردن از تجربه های ناخوشایندی است که برای همه خاطره بدی را رقم میزند. کودکان در زمینه تجربه شکست ضعیف تر از بزرگسالان هستند و روحیه لطیف تری نسبت به آنها دارند و ممکن است در مواجه شدن با شکست زودتر نا امید شده و عرصه را خالی کنند. ما به عنوان پدر و مادر باید به کودکانمان بیاموزیم که در مواجه با شکست چگونه رفتار کنند و نا امید نشوند.

همه شنیده ایم که «شکست پل پیروزی است»؛ اما در عمل بسیاری از ما بعد از شکست، دست از تلاش برداشته و تمایلی به تکرار تجربه­ مان نداریم. این موضوع در کودکان هم بار ها دیده می شود. در واقع یکی از شکایات شایع والدین همین بی انگیزه شدن بچه ها بعد از تجربه کوچک ترین شکست­ ها است. این مساله می تواند عوارض متعددی داشته باشد؛ شاید اگر بتوانیم به فرزندانمان یاد بدهیم که از شکست نترسیده و بتوانند آن را تبدیل به موقعیتی برای حرکت به سوی موفقیت کنند، قدم بزرگی برداشته ایم.

به فرزندانتان مقابله با شکست را بیاموزید

هر چه در زمان صحبت و نصیحت بیان اینکه شکست پل پیروزی است، آسان است، در عمل باور به این مفهوم می تواند بسیار دشوار باشد. چه طور می توانیم به فرزندانمان یاد بدهیم تا از شکست های خود عبرت گرفته، از آن ها عبور کرده و برای موفقیت برنامه ریزی کنند؟
اگر بخواهیم به صورت خلاصه چند نکته را متذکر شویم می توانیم بگوییم:
کودکان نباید از شکست خوردن بترسند.
آن ها باید نحوه مواجه درست با شکست را یاد بگیرند.
آن ها باید بتوانند به نحوی مطلوب، علل شکست خود را تبیین کنند.

شکست

به کودکتان بیاموزید در مواجهه با شکست نا امید نشود

در این مطلب می توانید با نکاتی در ارتباط با این سه گزاره آشنا شوید.

شجاعت روبه­ رو شدن با ناکامی
نه ­تن ها بسیاری از بچه ها که بسیاری از بزرگ تر ها نیز از شکست می ترسند. تجربه شکست برای بسیاری از افراد به معنای نمایش بی­کفایتی و ناتوانی آن­هاست. شاید فرزند شما نیز از همین گروه باشد و شما به تجربه دریافته ا ید که هر زمان که او در رسیدن به هدفی با ناکامی مواجه می شود تا مدتی ناراحت است، دست و دلش به کار جدید نمی رود و البته به صورت کلی نیز ممکن است از ترس مواجه شدن با شکست از تلاش دوباره سر بازبزند. چه طور می توانیم ترس از شکست را در کودکان خود کمرنگ کنیم؟!
یادتان باشد اگر می خواهید فرزندتان از شکست خوردن نترسد و به این بهانه دست از تلاش برندارد، لازم است اول از همه برخوردهای خود شما بعد از هر شکست فرزندتان مدیریت شود. اگر قرار به سرزنش، تحقیر، بازخواست و خلاصه برخوردهای تند و منفی از جانب شما باشد، البته که او حق خواهد داشت که از شکست ترسیده و ترجیح دهد که دیگر سراغ انجام کاری نرود. نکته ­ دیگر هشدارهای پیش از انجام کار، توسط والدین است. توجه دادن کودک به عواقب انتخابش کار درستی است، اما اگر قرار باشد شما پیش از اینکه او شروع به انجام کاری کند، برای او خط و نشان بکشید، تن ها باعث می­ شود که او با اضطراب و ترس بیشتری کار را شروع کرده و البته از وقوع شکست نیز وحشت داشته باشد.
البته به این نکته هم توجه داشته باشید که اگر قرار باشد ما با مطرح کردن فرزندمان در جمع و بیان ویژگی های او در موقعیت های مختلف، به طریقی خود را مطرح کنیم، احتمال بیشتری دارد که از شکست او به وحشت بیافتیم. در واقع هر چه والدین بیشتر هویت خود را با موفقیت فرزندان خود گره زده و تعریف کنند، واکنش های تندتری نسبت به شکست های آن­ ها نشان می دهند؛ این چیزی ست که می تواند در نهایت به ضرر فرزندان تمام شود.
اگر شما داستان زندگی افراد موفق را مرور کنید، به موارد متعددی برمی خورید که افراد بعد از تجربه شکست های پی در پی توانسته اند در نهایت به آنچه می خواسته اند، برسند. آشنایی با این افراد هم برای شما به عنوان یک والد مفید است، چرا که در صورت مواجه شدن فرزندتان با یک شکست، وحشت نکرده و البته اعتمادتان را به او از دست نخواهید داد و هم برای فرزند شما می تواند فواید متعددی داشته باشد. چرا که او نیز متوجه خواهد شد که گاهی اوقات برای رسیدن به موفقیت، تجربه شکست نه تن ها بد نیست که شاید حتی بتوان گفت:لازم و ضروری است!
همه ما دوست داریم فرزندانمان تصوری مثبت از ما داشته و به ما افتخار کنند. اما توجه داشته باشید که اگر قرار باشد ما هیچ وقت شکست نخورده و از آن مهم تر همه شکست های گذشته خود را مخفی کنیم، فرزندان ما نیز از خود انتظار عملکردی بی عیب و نقص خواهند داشت؛ امری که البته محقق نشده و تن ها اضطراب و ترس آن ها از شکست را افزایش می دهد. گاهی بیان این­که ما نیز در گذشته به اهداف خود نرسیده و در کنار آن راهکاری که برای جبران آن در نظر گرفته بودیم، می تواند هم خیال فرزندان ما را تا حدی راحت کند و هم در عین حال به آن ها یادآوری کند که مهم تر از شکست خوردن، پیدا کردن راهکارهای جبرانی است.

مواجهه درست با شکست
به دلایل متعدد شاید کودکان تا پیش از سن دبستان، به معنای واقعی کلمه شکست را تجربه نمی کنند. اگر شما کودکی در سن و سال مهد کودک داشته باشید، متوجه خواهید شد که اگر چه او نمی تواند در برخی فعالیت ها به اهداف خود برسد، اما بعد از ناکامی در بیشتر مواقع، هیجانات شدیدی را تجربه نکرده و البته در بسیاری از موقعیت­ ها بعد از مدتی نیز دوباره تلاش می کند. شاید نمونه بارز این وضعیت را در زمان آموزش مهارت هایی، چون دوچرخه ­سواری، اسکو ترسواری و یا قیچی کردن کاغذ و درست کردن کاردستی بتوانیم مشاهده کنیم. اما در حدود سن دبستان آرام آرام شکست معنای دیگری پیدا می کند. از این زمان به بعد بچه ها بعد از ناکام شدن، دچار هیجانات منفی می شوند. هیجاناتی که در برخی مواقع آن­چنان شدید است که مانع تلاش دوباره آن ها می شود. اگر می خواهید فرزندتان بعد از روبه­ رو شدن با ناکامی انگیزه خود را برای تلاش دوباره از دست ندهد، لازم است برای مدیریت این هیجانات اقداماتی انجام دهید.

شکست

با کودکتان درباره راه درست مواجهه با شکست صحبت کنید

اولین قدم پذیرش این هیجانات است؛ اینکه وقتی کسی شکست می خورد، حق دارد ناراحت شود و حتی گریه کند ولو این­که پسر باشد! پس مسخره کردن و یا تلاش برای کوچک کردن ماجرا به بهانه آرام سازی کودک، ممنوع!
قدم بعدی شناخت دقیق هیجان است. به عنوان مثال بسیاری از کودکان و حتی بزرگسالان نمی توانند بگویند که از موقعیتی خاص ناراحت هستند و یا این­که احساس عصبانیت می کنند.
قدم سوم بیان آن هیجان به شکلی کارآمد است. اینکه بتوانیم هیجانات منفی خود را به صورتی که باعث آسیب به خود ما و یا دیگران نشود، بیان کنیم و در عین حال دیگران نیز برداشتی مشابه از احساسات ما داشته باشند.
روش های موثر آرام سازی خود، مرحله چهارم است. توجه داشته باشید که اگر قرار به سانسور هیجانات منفی و یا گذر بسیار سریع از آن ها باشد، به احتمال زیاد فرزند شما توانایی آرام سازی خود را پیدا نخواهد کرد. پس در عین حال که به سه مرحله پیش از این توجه دارید، در پی آموزش روش های آرام­ سازی باشید.

تبیین علل ناکامی
نوع تبیین هر یک از ما در ارتباط با دلایل شکست می تواند نقشی تعیین کننده درتمایل ما درتلاش دوباره داشته باشد. این نکته یکی از موضوعات مورد علاقه روان شناسی به نام سلیگمن است. او در مطالعات خود دریافت افرادی که در تبیین دلایل شکست خود به دلایلی موقت و البته بیرونی اشاره دارند، احتمال بیشتری دارد که دست به تلاش دوباره زده و البته موفقیت کسب کنند. اما منظور از دلایل موقت و بیرونی چیست؟ به عنوان مثال اگر فرزند شما در تیم فوتبال مدرسه بازی می کند و در مسابقه امروز خود با شکست مواجه شده است و اگر بگوید که امروز نتوانسته خوب بازی کند، چون قبل از انجام بازی خوراکی ترش خورده بوده و در نتیجه توان لازم برای بازی را نداشته، او به دلیلی موقت و البته بیرونی اشاره کرده است. در مقابل اگرفرزند شما در امتحان نتیجه خوبی نگرفته و دلیل آن را بی استعداد بودن خود در نظر می گیرد، او به دلیلی دائمی و درونی اشاره کرده است.
نکته مهم این است که فرزندان ما باید یاد بگیرند که خوشبین باشند و همیشه و در همه موارد شکست خود را به ویژگی های شخصی خود نسبت ندهند. البته شاید بتوان ادعا کرد که مهم تر از بیرونی یا درونی بودن دلیل شکست، موقت یا دائمی بودن آن اهمیت دارد. چرا که صرف دائمی بودن دلیل یک شکست تمایل برای تلاش دوباره را به شدت کاهش می دهد.
البته توجه داشته باشید که جدا از همه ارزشی که تفکرخوشبینانه دارد، باز هم لازم است گاهی اوقات نه تن ها کودکان که حتی خود ما این تفکر را کنار گذاشته و دلیل شکست های خود را در اموری درونی و مربوط به خودمان جست­ وجو کنیم و به بیان دیگر در ارتباط با شکست هایمان خودمان را نیز مقصر تلقی کنیم.
نکته ی پایانی:
بازبینی شکست، امری ضروری برای جلوگیری از تکرار آن است. هر چند همه ما از این آگاهی داریم، اما متاسفانه بسیاری اوقات، در این زمینه کوتاهی کرده و تمایلی به مرور تجربه خود نداریم. شاید یکی از مهم ترین موانع در این زمینه نیز ناراحتی از یادآوری هیجانات منفی مرتبط با شکست است. پس اگر احساس می کنید فرزند شما در مقابل مرور تجربه خود و یافتن دلایل شکستش مقاومت زیادی دارد، شاید بهتر باشد در زمینه مدیریت هیجانات ناخوشایند با او کار کنید.

هل دادن به سمت شکست ممنوع!
درست است که تجربه شکست برای رشد ما ضروری و حتی مفید است، اما این به منزله آن نخواهد بود که اگر ما فرزندمان را به سمت شکست سوق دهیم، این به نفع او خواهد بود. توجه داشته باشید که داشتن انتظاراتی بیش از حد و خارج از توان کودک، سوق دادن او به سمت شکست است. اگر می خواهید اعتماد به نفس کودکتان آسیبی ندیده و او تمایل به انجام تلاش برای رسیدن به اهداف خود را از دست ندهد، لازم است متناسب با توانایی ها و ویژگی های سنی او از او انتظار داشته باشید.
البته دقت داشته باشید که در زمان تعریف اهداف متناسب با توانا یی­ های فرزند خود از آن سمت بام نیافتاده و به عبارتی او را دست کم نگیرید. چرا که زمانی که ما از کودک خود کمتر از توانایی هایش انتظار داریم، به او این پیغام را می دهیم که او را ناتوان در نظر گرفته ایم. چنین وضعیتی اگرچه احتمال شکست خوردن را برای او کاهش می دهد، اما در عین حال به اعتماد به نفس او آسیب می رساند. در مقابل زمانی که انتظارات ما از او بیش از توانایی های اوست، احتمال روبه ­رو شدن او با شکست بیشتر خواهد بود. به صورت خلاصه می توان گفت که یکی از مهم ترین اقدامات جهت تقویت اعتماد به نفس و البته جلوگیری از شکست های بی حاصل، آشنایی درست با ویژگی ها و توانایی های فرزندانمان است.