پدر در تربیت فرزند پسر چه نقشی دارد؟

تربیت فرزند

نقش پدر در تربیت فرزند پسر

با اینکه خیلی ها گمان می کنند مادرها مهمترین نقش را در تربیت بچه دارند، چیزهایی هست که مطمئنا یک پدر بهتر می تواند از پس آنها بربیاید، به ویژه وقتی پای فرزند پسر در میان باشد.
کافی است بیندیشید، ابتدا پسرک تحت نظر معلمان مهدکودک قرار می گیرد و سپس به مدرسه می رود؛ جایی که 90 درصد معلمان و کارکنانش را زنان تشکیل می دهند. این بچه دائما همراهی زنان را در کنار خود می یابد و از آموزش های مردانه به دور می ماند.

1ـ اهمیت چگونه بردن و باختن را برای او توضیح دهید
به جز دوستان چه کسی می تواند بهترین همراه یک کودک در بازی ها و مسابقاتش باشد؟ البته که پدر. این فرصت مناسبی برای تمرین خاصیت های مردانه است. در خلال این بازیها بچه طعم پیروزی را می چشد و تلاشی که لازمه رسیدن به این پیروزی است را درمی یابد و همچنین فرصتی عالی برای یک پدر است تا به پسرش بگوید شکست غیر قابل اجتناب است. اگر افتادی کافی است برخیزی و ادامه بدهی و هیچ شرمی در شکست نیست.

 

تربیت فرزند

بسیار خوب است که پسر تمام چیزهای مهم را از پدرش یاد بگیرد

 

2ـ رفتار مناسب در برابر زنان را به او یاد دهید
یک مادر هم می تواند به فرزندش بگوید که چگونه با یک زن برخورد کند، اما فقط یک پدر است که می تواند نمونه ی عینی این موضوع باشد. بسیار خوب است که پسر تمام چیزهای مهم در مورد زنان را از پدرش یاد بگیرد. از دوستان نه، از اینترنت نه، بلکه از پدر، این مهم است. پسرتان را به گلفروشی ببرید و برای مادرش گل هدیه بگیرید. با هم به فروشگاه بروید و مودبانه با صندوقدار صحبت کنید تا پسرتان در مورد ارتباط با زنان ناآشنا شک به دل خود راه ندهد. فقط همین.

3ـ یک صحبت مردانه با او درباره ی عشق داشته باشید.
این نکته در ادامه ی موضوع قبل اهمیت پیدا می کند. وقتی که زمانش فرا رسید، اجازه بدهید که پسرتان از مکالمات صادقانه ی شما در مورد این احساس قدرتمند یاد بگیرد. برای یک نوجوان، هدیه ای ارزشمند خواهد بود اگر پدرش برای او از عشق اول یا قرار اولش بگوید و اینکه به او بگوید که نباید در عشق عجله کند و بهتر است تا رسیدن دختری که صاعقه ای در روحش خواهد زد، صبر پیشه کند. این چنین مکالماتی بسیار به اعتماد متقابل میان پدر و پسر کمک می کند.

4ـ به او یاد بدهید چگونه از خودش دفاع کند.
یک پدر، تنها کسی است که می تواند به پسرش بیاموزد قوی و محکم باشد و از خودش و از حقش دفاع کند. می تواند به او بیاموزد که تشخیص دهد چه زمانی می ارزد تا از خود قدرت نشان بدهد تا مهاجم جرات نزدیک شدن به وی را نداشته باشد و چه زمانی منطقی تر این است که توجهی به تحریکات نکند و با آرامش صحنه را ترک کند. باید به پسرش توضیح دهد که مهربانی ضعف نیست و خود نیز به عنوان نمونه ی عملی فرزندش این گونه رفتار کند.

5 ـ به او کمک کنید تا دید خود را از دنیا به دست آورد
در این مورد نیاز به کار خاصی نیست. گاه به گاه در کنارش باشید و با وی صحبت کنید. بچه باید بفهمد که تنها دید مادرش با ملزومات و انتظارات خاص یک مادر به دنیا وجود دارد و اینکه شخص دیگری هست که با دید دیگری به هستی می نگرد. البته وقتی بحث بر سر تربیت فرزند باشد، پدر و مادر باید هر دو از هم پشتیبانی کنند؛ اما در مورد دید شخص به دنیا فلسفه ی آنها می تواند کاملا متفاوت باشد و این کاملا طبیعی است. با کمک پدر، بچه می فهمد که چندین دید مختلف به یک پدیده وجود دارد و یاد می گیرد که دیده ها را تجزیه و تحلیل کرده و دید شخصی خود را شکل دهد.

6 ـ زندگی بچه را با احساسات جدید غنی کنید
همه چیز از زمانی که او هنوز یک نوزاد است، شروع می شود. حتی زمانی که شش ماه دارد، می تواند تفاوت ابراز عشق مذکر و مونث به خود را احساس کند. بر خلاف مادران که کودک را نوازش می کنند و می بوسند و در آغوش می کشند، در آن بازی هایی با فعالیت بیشتر را که حاکی از کاراکتری مردانه دارند، ترجیح می دهند. کودک را به هوا پرتاب می کنند یا دور خود می چرخانند. مادرها معمولا از این کارها می ترسند اما کودک عشق و عاطفه ی دیداری، شنیداری و لامسه ی بسیاری دریافت می کند و تجربه ی جدیدی که به او درکی از موقعیت فضایی اش می دهد.

 

تربیت فرزند

بسیار خوب است که پسر تمام چیزهای مهم را از پدرش یاد بگیرد

7 ـ کارهای مردانه به او یاد بدهید
کارهایی هستند که مردان انجام می دهند و در چشم زنان جادوگری به حساب می آید؛ برای نمونه، روشن کردن آتش، چکش زدن به میخ و یا تعمیر ماشین. حتی اگر بچه ی شما با شخصیتی صددرصد شهری رشد کند، شکی نیست که توانایی روشن کردن یک آتش در آینده به کارش می آید، حداقل برای روشن کردن منقل. در معیت هر کس یا کسانی که باشد، مهارت هایی که چند نمونه از آنها را ذکر کردیم، 100 امتیاز به شهرت و محبوبیت پسرتان اضافه می کند.

8 ـ به او کمک کنید در انجام وظایف خانگی، یک مرد حرفه ای شود
البته که در مورد چیزی به غیر از بستن کراوات، تراشیدن صورت و اتو کردن پیراهن صحبت نمی کنیم. اکنون که جواب هر پرسشی در اینترنت پیدا می شود، چاره ای نیست، جز اینکه اعتراف کنیم که بهتر است این گونه کارها را از پدرش بیاموزد. بله، درست فکر کردید، تنها پدر است و نه هیچ کس دیگر که می تواند به پسرش نشان بدهد که مردها هم می توانند آشپزی کنند؛ حداقل به این دلیل که روز مبادا از گرسنگی نمی رند.

ترس از تغییر چرا به وجود می آید؟

ترس از تغییر

عوامل موثر بر ترس از تغییر

در ترس از تغییر، افرادی که نیاز مبرمی به امنیت دارند، به میزان بیشتری دربرابر تغییر مقاومت می کنند زیرا تغییر احساس امنیت آن ها را به خطر می اندازد. شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که چیزی را از دست داده باشید. ممکن است در مرحله ای از زندگی محیط کار، همکاران، دوستان و یا چیزهای متفاوتی را از دست داده باشید. در این شرایط همه ی افراد، دچار سردرگمی و ناراحتی و مهم تر از همه، ترس می شوند چون فکر می کنند نمی توانند خود را با شرایط جدید تطبیق دهند و اعتماد به نفس لازم را در خود نمی بینند. اما باید در این شرایط چه کاری انجام داد؟ در این مطلب شما را در حل این مشکل کمک می کنیم. تغییر، به معنای بیرون آمدن از منطقه امن و وضعیت عادی به وضعیت فوق العاده است. ترس از تغییر می تواند ما را دچار احساس فقدان، سردرگمی و دودلی میان نیاز به عمل و بی عملی کند. 

رفتارهای مشخصی که نشانه های واکنش به تغییر هستند

این نشانه ها شامل موارد زیر می شوند:

پرخاش و عصبانیت

شعله ور شدن غیر معمول احساسات

تشویق سایرین به مقاومت کردن

بی احساسی و رفتارهای نامطبوع

عدم عمل به وظایف مهم

افزایش غیبت کردن در محیط کار

تاخیر داشتن

عدم نشان دادن واکنش مناسب

عدم گوش دادن و بی علاقگی

تلاش های آگاهانه و موثر برای تخریب

 

 ترس از تغییر

ترس از تغییر می تواند ما را دچار احساس فقدان کند‎

 البته باید در نظر داشت که وجود این عوامل به این معنا نیست که افراد در نقطه مقابل تغییر قرار دارند، بلکه مقاومت واقعی در برابر تغییر، زمانی اتفاق می افتد که افراد بعد از پرسیدن سوالات و تردیدهای خود نمی توانند پاسخ مناسب را به تغییر بدهند. 

مقابله با ترس از تغییر

مدیریت مقاومت و آماده شدن برای مواجهه با آن، یکی از بهترین راه هایی است که هر فردی می تواند در زمان تغییر به کار ببرد.

مقاومت به تغییر واکنشی طبیعی است، بنابراین باید منتظرش بود و برای آن برنامه داشت و آن را پذیرفت. مقاومت در برابر تغییر به این معنا نیست که تغییر یا افراد مخالف با آن بد هستند، بلکه باید آن را به عنوان یک واکنش طبیعی پذیرفت و راه را برای عبور از آن هموار کرد.

 

ترس از تغییر

ترس از تغییر می تواند ما را دچار احساس فقدان کند‎

 اگر شما بتوانید نکات زیر را در فرآیند تغییر در نظر بگیرید، به خوبی می توانید این بخش را پشت سر بگذراید:

دلایل ترس را برای خود مشخص کنید

اطلاعات لازم را برای عبور از این مرحله به دست آورید. چه اطلاعاتی لازم دارید؟

دلایل و چشم اندازهای تغییر را با نگاهی باز و شفافیت بیشتر برای خود ترسیم کنید.

یک زمان بندی برای تغییرات پیش رو در نظر بگیرید.

در این زمینه صحبت کنید و ارتباطات موثر داشته باشید.

راهی برای آشنایی ذهن کودکان با خداوند

ذهن کودکان

ذهن کودکان را با خدا آشنا کنید

کودکان ذهن خلاقی دارند برای همین سوالات زیادی از ما میپرسند؛ معمولا سوالات آن ها جدی نیست ولی گاهی اوقات به یکباره از ما درباره خدا جواب میخواهند و دوست دارند ما خداوند را به آن ها معرفی کنیم. روانشناسان عقیده دارند، خواندن شعر ، آوردن مثال های ملموس و متناسب با سن کودک میتواند به شکل گیری مفهوم صحیح از خداوند در ذهن کودک کمک کند. در ادامه با ما همراه باشید تا چند روش برای آشنایی کودکان با خداوند، را ارائه کنیم.
شناخت و درک کودکان از خداوند با توجه به شرایط سنی و رشد عقلی آنها متفاوت است، در این زمینه نوع برخورد والدین و نحوه پاسخگویی آنها به سوالات ذهنی کودک و دادن اطلاعات درست و متناسب با سن کودک نیز بسیار مهم است.
در این باب، والدین باید متناسب با سطح فهم و درک کودک عمل کنند، به عنوان مثال نمیتوان برای یک کودک 5 ساله از فلسفه صحبت کرد بلکه باید با آوردن مثال ها و داستان های ملموس ، ذهن فرزندانمان را اماده دریافت و درک مفهوم درستی از خداوند کنیم.

 

 ذهن کودکان

راه آشنایی کودکان با خداوند

 
شمردن نعمت هایی که خداوند به انسان داده مثل خوراکی های خوشمزه ، دوستان خوب ، لباس و والدین مهربان میتواند در این زمینه موثر باشد.کمک گرفتن از شعر و خواندن اشعار و متن های زیبا درباره مهربانی خداوند نیز میتواند برای بچه ها جذاب باشد.
در این خصوص باید به رشد فکری و سن کودک نیز توجه کرد.یک کودک 3 ساله خداوند را مثل انسان تصور میکند اما از سن 6 سالگی به بعد میتواند مفاهیم انتزاعی را نیز درک کند و تصورات صحیح تری از خداوند در ذهنش شکل بگیرد.

بازی های موثر بر افزایش هوش کودکان

بازی

بازی های تاثیر گذار بر هوش بچه ها را بشناسید

روان شناس کودک اظهار داشت:انجام برخی بازی ها و حرکات برای کودکان به افزایش تمرکز و دقت آن ها کمک می کند که ساخت و بازی با حباب نمونه ای از این موارد است که سبب ایجاد هیجان و برانگیختن حس کنجکاوی آن ها می شود.
تهیه اشکال هندسی به رنگ های مختلف و نوشتن اعداد یا حروف پشت آن ها توسط والدین و درخواست از کودک برای مرتب کردن آن ها براساس شکل یا رنگ همچنین شمردن اعداد یکی دیگر از بازی های تاثیر گذار بر هوش بچه ها است.

بازی

بازی کودکان

بازی با چوب کبریت به صورت ساخت اشکال و چیدن آن ها به طور منطم در داخل جعبه همچنین تهیه بطری با سایزهای مختلف و خواستن از کودک که درب آن ها را در مدت زمان مشخص ببنند، باعث می شود تا ذهن وی با مفهوم نظم در اشیاء و سرعت عمل در انجام کارها آشنا شود.
بازی با بادکنک و چیدن آن ها براساس رنگ و سایز، آشنایی با مدل برگ های مختلف درختان و همچنین بستن چشم کودک و قرار دادن اشیاء متفاوت در دست وی و درخواست برای حدس زدن نام آن وسیله از جمله دیگر بازی هایی است که باعث افزایش تمرکز فررندان می شود.

نحوه برخورد صحیح با کودکان فضول و خبرچین

کودکان

راهکارهای تربیتی برای کودکان فضول و خبرچین

همه کودکان کنجکاو هستند و کنجکاوی یکی از خصوصیات کودکان سالم و باهوش است. اگر کودک را رها کنیم و به دنبال خبر گرفتن از او باشیم، این کودک کنجکاو به یک کودک خبرچین و فضول تبدیل می شود. آیا می دانید که فضولی و خبرچینی یک خصوصیت شخصیتی منفی در کودک شماست؟ می دانید چطور باید با کودک فضول رفتار کنید تا صدمه ای به او وارد نشود؟
در این مطلب طرز برخورد با کودک فضول را به شما آموزش می دهیم، این نکات می تواند به شما در تربیت کودک تان کمک کند…
وقتی کودک شما رازهای خصوصی خانوادگی تان را در جمع مطرح می کند، هیچ واکنش شدیدی نشان ندهید. کودک را از جمع بیرون ببرید و به او بگویید من خیلی ناراحت می شوم وقتی مسائل خصوصی زندگی مان را جلوی بقیه می گویی. یا در همان جمع چند ثانیه بدون صحبت و جدی به او نگاه کنید تا متوجه شود که فضولی کرده است و نباید حرفش را ادامه دهد.
به اطرافیان سفارش کنید که اگر کودک تان از مسائل زندگی شما صحبت می کند به او اعتنایی نکنند و کاملا بی تفاوت باشند.
در بحث های گروهی و کلاس احساس دیگران نسبت به فرد خبرچین را مطرح کنید و در بیان داستان یا فیلم او را آگاه کنید که دیگران حس خوبی نسبت به فرد فضول و خبر چین ندارند.

کودک فضول

کودک فضول

با کودک تان قرار بگذارید که در صورت خبرچینی نکردن برای او جایزه می خرید.
اعتماد به نفس کودک تان را افزایش دهید تا برای جلب توجه کردن ناچار به خبرچینی نشود.
به کودک کمک کنید تا خودش راهی برای ترک خبرچینی و اصلاح رفتارش پیدا کند.
به او بیاموزید که در مورد چه خبرهایی باید گزارش دهد. مثلا نیاز به کمک فوری، یا زد و خورد، یا فریب دادن و ….
اگر کودک مطالب بی اهمیتی را در جمع مطرح می کند هیچ واکنشی نشان ندهید. مثلا می گوید شام چی خورده ایم یا تفریح کجا رفته ایم …
باید الگوی خوبی بری کودک تان باشید و مسائل و رازهای خانوادگی تان را در حضور کودک برای خانواده یا سایرین تعریف نکنید. کودک از شما الگو می گیرد و اگر خبرچینی می کند به این دلیل است که شما مسائل مهم زندگی تان را در جمع بیان می کنید. اگر می خواهید در مورد این مسائل با دیگران صحبت کنید در زمان هایی باشد که کودک در منزل حضور ندارد.
اگر کودک تان خبرچینی کرد در حضور جمع از نصیحت، عصبانیت، تهدید و یا تنبیه استفاده نکنید.
برای کودک تان بیشتر وقت بگذارید تا نکات مثبت اش را بداند. با او بازی کنید و او را به تفریح ببرید. کودک شما نیازمند جلب توجه دیگران است که خبرچینی می کند.
در مورد خبرچینی با او صحبت کنید و به او بیاموزید از روش های دیگر برای جلب توجه و افزایش محبوبیت خود نزد دیگران استفاده کند.
به کودک آموزش دهید که برای به دست آوردن مهارت اجتماعی الگویی داشته باشد و رفتارهای قابل تحسین الگو را به خاطر بسپارد و یا یادداشت کند.
وقتی کودک د رحال خبرچینی کردن است توجه او را به چیزهای دیگر جلب کنید.
به جای این که به خبرچینی او گوش دهید از او بخواهید ماجرا را بنویسد.
به کودک یاد دهید که برخی خبرها با خبرچینی متفاوت است و او را قادر سازید بین خبرها تمیز قائل شود. مثلا خبرهایی در مورد مدرسه، تحصیل یا ارتباط با دیگران را به شما گزارش دهد.

چند نکته مهم در تربیت فرزندان

تربیت فرزندان

اشتباهات لازم در تربیت فرزندان

گاهی پدر و مادرهای دلسوز و عاقل، در تلاش برای آماده کردن فرزندان خون جهت رویارویی با دنیای واقعی، اصرار دارند که آنها همیشه نمرات و امتیازات عالی را کسب کنند، در زندگی اجتماعی فعال باشند و بهترین ایمنی ها را برای آنها فراهم می کنند.

متاسفانه اگر به فرزندان آزادی کافی ندهیم که مرتکب اشتباه شوند، تلاش ما به عنوان پدر و مادر هدر رفته و موفقیت هایی را که ایده آل ماست، از فرزندان مان دور خواهیم کرد. هرچند مهم است که حمایت کافی از فرزندان مان داشته باشیم و راهنمایی شان کنیم، اما به همان اندازه نیز مهم است که به آنها فرصت تجربه ی شکست و اشتباه را بدهیم.

به جای پیشگیری از اشتباهات، به نوجوان مان کمک کنیم تا از لغزش هایش درس بگیرد. در ادامه اشتباهاتی را برای تان می گوییم که باید اجازه دهید فرزند نوجوان شما مرتکب شود:اشتباهاتی که باید اجازه دهید فرزند نوجوان تان مرتکب شان شود.

 

تربیت فرزندان

اشتباهاتی که باید فرزندان تجربه کنند 

اشتباهاتی که فرزندان باید مرتکب شوند:

1. بگذارید چند دوست مشکوک و غیرقابل اعتماد داشته باشد!

تا حدودی باید به فرزند نوجوان تان اجازه دهید دوستانش را خودش انتخاب کند، حتی اگر چند دوست غیر قابل اطمینان در حلقه ی اطرافیانش باشند. اگر نوجوان تان را از وقت گذراندن با یک سری از افراد منع کنید این احتمال وجود دارد که تمایل او به بودن با همین افراد بیشتر شود.

اگر فرزندتان چند دوست مشکوک دارد، نگرانی های خود را بابت این موضوع با او در میان بگذارید و رفتارها و فعالیت هایش را کنترل کنید. به جای اینکه ارتباط با این افراد را کاملا رد کنید، به او اجازه دهید تعاملات اجتماعی محدود با شرایط خاص و شفاف با این تیپ افراد داشته باشد؛ شرایط را بدون ابهام و به روشنی وضع کنید. با این کار به فرزند نوجوان خود فرصت می دهید چیزهایی را که شما نگرانش هستید با چشم های خود ببیند، شاید خودش تصمیم بگیرد به این رابطه پایان بدهد، به تشخیص و اراده ی شخص خودش، نه به اجبار شما!

2. بگذارید گاهی از قبول مسئولیت سرباز بزند

گاهی والدین از فرزند خود توقع دارند همه را راضی نگه دارند و همه را تحت تاثیر رفتارهای عالی و بی نقص خود قرار دهند، تا حدی که اجازه ی هیچ خطایی به او نمی دهند. یک پدر ممکن است با تحکم از فرزندش بخواهد هر شب تمام تکالیف خود را انجام دهد تا هرگز نمره ی بد یا امتیاز منفی نگیرد. یک مادر ممکن است ساک ورزشی فرزندش را بارها چک کند تا مطمئن شود که او هرگز چیزی را فراموش نکرده است.

مدیریت و کنترل کردن ریز به ریز فعالیت های روزمره ی فرزندتان که مبادا اشتباهی بکند، مسئولیت پذیری را به او یاد نمی دهد. بلکه باعث می شود همیشه وابسته ی هشدارها و یادآوری های مکرر شما بماند و مدام انتظار حمایت کردن از شما داشته باشد. اجازه دهید نوجوان تان گاهی مسئولیت هایش را فراموش کند، اشتباهی انجام دهد و پیامدهای رفتارهایش را تجربه کند.

3. بگذارید ابراز وجود کند، حتی اگر به شیوه ای که شما نمی پسندید

خودمختاری و خودسری و استقلال طلبی، بخشی از رشد طبیعی انسان است و گاهی ممکن است فرزندتان دوست داشته باشید به شیوه ای که ایده آل نیست ابراز وجود کند. اجازه دهید کارش را بکند، حتی اگر اصرار دارد موهایش را سبز کند یا لباس هایی بپوشد که اصلا با هم جور نیستند!

البته مراقب مرزها باشید؛ باید تعادل نسبی وجود داشته باشد تا فرصت ابراز وجود فرزندتان تبدیل به یک رفتار تهاجمی یا آسیب رسان نشود. وقتی که بزرگ تر شد، حتما نگاهی به گذشته خواهد کرد تا برخی از رفتارهای آن دوران خود را ببیند و احتمالا به خیلی از آنها خواهد خندید یا بابت شان شرمنده خواهد شد، اما اگر در این دوران حساس به او اجازه ی ابراز وجود طبق میل خودش را ندهید احتمال اینکه از راههای دیگری، طغیان کند بیشتر خواهد شد.

4. بگذارید گاهی شکست بخورد

گاهی والدین نمی توانند شکست فرزندشان را تحمل کنند و تمام سعی خود را می کنند تا از شکست و ناکامی او جلوگیری کنند. بنابراین تمام توجه شان را معطوف هدایت نوجوان شان طی مسیری که دارد می کنند تا حتما موفق شود. اما جلوگیری از شکست، خیانت در حق فرزندتان است، چون اجازه نمی دهید یاد بگیرد چطور از پس ناامیدی و ناکامی بربیاید و خودش را نبازد.

 

تربیت فرزندان

اشتباهاتی که باید فرزندان تجربه کنند

 اگر کودک 5 ساله تان اصرار دارد برای اولین باربسکتبال بازی کند، بگذارید این کار را بکند. یا اگر دخترتان دوست دارد وارد گروه کُر بشود در حالیکه حتی آوازخواندن ساده را هم بلد نیست، مانعش نشوید. اگر فرزندتان در هدفش موفق نشد، حالا وقت آن است که حضورتان را پررنگ کنید و به او یاد بدهید چگونه از این فرصت، چیزهای جدید یاد بگیرد تا بر موانع و ناامیدی اش غلبه کند.

5. بگذارید احساسات منفی را تجربه کند و در شرایط ناراحت کننده قرار بگیرد

بهتر است در برابر وسوسه ی همیشه حامی بودن مقاومت کنید و بگذارید فرزندتان تجربه ی ناخوشایند را هم از سر بگذراند. یک نوجوان باید یاد بگیرید با هیجانات منفی اش مانند اضطراب، خشم، اندوه و تنهایی چطور کنار بیاید. تجربه کردن این احساسات و فراگرفتن شیوه ی مدیریت آنها، به فرزندتان اعتماد بنفس داده و توانایی اش را برای رویارویی با نارحتی های اجتناب ناپذیر زندگی تقویت می کند.

حتی خیلی خوب است که اجازه دهید فرزندتان گاهی در شرایط جسمی ناخوشایند قرار بگیرد. اگر دوست دارد در سرمای هوای بیرون، شلوارک بپوشد، بگذارید این کار را بکند. یا اگر فراموش کرده ناهارش را با خود ببرد، بگذارید گرسنه بماند. پیامدهایی که تجربه می کند، درس هایی ارزشمند، ضروری و به یادماندنی هستند.

سن کودک و نوع برداشت او از مسئله مرگ

مسئله مرگ

آنچه درباره مواجهه کودکان با مسئله مرگ نمی دانیم

اگر پسر چهار ساله تان از شما بپرسد:«مادربزرگ، به کجا رفته و من دوباره کی او را خواهم دید؟» چه جوابی خواهید داد؟ این موقعیت شما را سردرگم خواهد کرد و به دروغ پناه خواهید برد؟
آنچه باید بدانیم این است که گمراه کردن کودک، او را از فکر کردن درباره فرد متوفی منصرف نخواهد کرد بلکه باعث می شود کودک دیگر به اطرافیان خود اطمینان نداشته باشد و آنها را افراد دروغ گویی بداند. بنابراین بهتر است مرگ عزیز خود را از کودک پنهان نکنید و با توجه به سن و سال کودک و میزان درک و فهم او، مسئله مرگ را برایش توضیح دهید.
کودک در هر سن و در هر موقعیتی که باشد از مرگ اطرافیان خود بسیار آشفته و غمگین خواهد شد. بنابراین به احوالات او توجه کافی داشته باشید تا دچار افسردگی و اضطراب نشود.

واکنش کودک به مرگ تحت تأثیر چه عواملی است؟
میزان وابستگی بین کودک و فرد متوفی دراین زمینه موثر است. هر چه میزان این وابستگی بیشتر باشد، کودک بیشتراحساس اضطراب و غم خواهد کرد. اولین احساس، حس ترس است. او از این که مرگ به سراغ خود یا والدینش بیاید، دچار هراس می شود. به او اطمینان بدهید که در کنارش هستید و در هر شرایطی از او مراقبت می کنید.

سن کودک و نوع برداشت او از مرگ
در این مورد کودکان را به سه دسته سنی تقسیم می کنند.
کودکان 3 تا 5 ساله:این گروه تصور می کنند مرگ رویدادی موقت و گذراست و انتظار دارند فرد متوفی بعد از مدتی دوباره به حیات برگردد.
کودکان 6 تا 9 ساله:کودکان در این سن می دانند که هر موجود زنده ای خواهد مرد ولی تمایل دارند که مرگ را به دیگران نسبت دهند. آنها از مرگ کمتر برداشت شخصی می کنند، بیش از پیش دیدگاه های دیگران را درک می کنند و می توانند احساس همدردی، همدلی و مشارکت بیش تری در دلداری دادن به اطرافیان خود داشته باشند.
کودکان 9 سال به بالا:این گروه از کودکان مفهوم مرگ را درست مثل افراد بالغ درک می کنند و نسبت به احساسات خود و سایرین در این زمینه آگاه و هوشیار می شوند.

 

مسئله مرگ

شیوه رفتار با کودک هنگام مواجهه با مرگ

 

توضیح واقعیت مرگ به کودکان

شیوه صحبت باید روشن و واضح باشد. پدر و مادر می توانند از عبارات ساده استفاده کرده و دقت کنند که دلهره و اضطراب نداشته باشند. به عبارت دیگر نباید طوری رفتار کنند که انگار «مرگ» کلمه ای ممنوعه است؛ زیرا عموماً بزرگترها از حرف زدن راجع به آن طفره می روند و یا در لفافه سخن می گویند، در حالی که بچه ها هنگام سؤال کردن کاملاً رک و بی رودربایستی هستند. به عنوان مثال، وقتی والدین به بچه می گویند که «مادربزرگ به آسمان رفته»، این مسأله چندان برای او قابل درک نیست. در این باره، باید توضیح دهیم که منظور ما از رفتن به آسمان در واقع تغییر شکل زندگی بوده و با دنیای اکنون متفاوت است.
همیشه به خاطر داشته باشیم که نوع گفتگوی ما باید متناسب با سن کودک باشد و کلماتی به کار ببریم که او به خوبی موضوع را بفهمد. مسأله مهم دیگر اینکه گفتگو را به سمتی پیش ببریم که به همه سؤالات بچه پاسخ داده شود. البته این مسأله به توانایی های فردی هر کودک نیز بستگی دارد. برای مثال، یک بچه 3 ساله به طور واقعی چیزی راجع به مرگ درک نمی کند. او فقط نبودن یک نفر را احساس می کند، اما هیچ شناختی از مفهوم حقیقی این اتفاق ندارد. بین سنین 5 تا 7 سال که کودک مفهوم زمان را می شناسد، کم کم می تواند مرگ را نیز درک کند.

سوگواری کودکانه
روان شناسان اعتقاد دارند کودک باید به شیوه خودش سوگواری کند. اگر کودک را به مراسم تشییع جنازه نمی برید، اجازه دهید او هم به طریقی با فرد متوفی خداحافظی کند. بخصوص اگر به هم نزدیک بوده اند.
برای او شمعی روشن کند یا با ملایمت با هم راجع به او صحبت کنید. بگذارید او هم خاطراتش را مرور و با متوفی خداحافظی کند. کودکان در دوران عزاداری واکنشی به نام دوره احساسی کوتاه از خود نشان می دهند. احساسات کودک در این دوره به صورت جهشی است. با انرژی زیادی شروع می شود و خیلی زود پایان می یابد. این اتفاق دو سه بار در روز یا هفته رخ می دهد یا حتی بعد از یک سال با یادآوری آن شخص تکرار می شود. نگران نباشید کم کم همه چیز عادی می شود.

راهی برای به آرامش رسیدن در کنار فرزند

به آرامش رسیدن

به آرامش رسیدن در زندگی با داشتن فرزند

بیشتر ما وقتی بچه دار می شویم، سعی می کنیم برای فرزندمان هر کاری بکنیم و بهترین ها را برایش فراهم کنیم اما در این راه، گاهی استرس هایی به ما وارد می شود و حس می کنیم خلاصی از این استرس و رسیدن به آرامش، خود خوشبختی است. به کار بستن 9 توصیه زیر به شما کمک می کند زندگی را، البته با داشتن فرزند، آسان تر بگیرید.

20 تا 30 دقیقه اختصاصی
20 تا 30 دقیقه پیش از دیگران از خواب برخیزید و چای بنوشید یا با آرامش مجله مورد علاقه تان را ورق بزنید. این کار سبب می شود روزتان را خوب آغاز کنید و استرس و کارهای روزمره باعث خستگی شما نشود.

هماهنگ کردن مدرسه رفتن کودک با بچه همسایه
حتما در همسایگی شما نیز بچه هایی هستند که همراه با فرزند شما به مهدکودک یا دبستان می آیند. با والدین آنها هماهنگ کنید تا بعضی روزها فرزند شما همراه با آنان و بعضی از روزها فرزند آنها با شما به مهد یا دبستان برود. این کار باعث می شود برای چند روز در هفته وقت اضافی بیشتری داشته باشید.

 

به آرامش رسیدن

چگونه مادری آرام شویم؟

 

دوستی با مادران دیگر
به جای آنکه وقتی کودکتان را به پارک می برید تا بازی کند، روی نیمکتی تنها بنشینید، سعی کنید با دیگر مادرها دوست شوید، به ویژه می توانید با کسانی آشنا شوید که فرزندانی هم سن و سال فرزند شما دارند. برای آشنا شدن یکی دو جمله ساده کافی است:«چه کیف زیبایی دارید! آن را از کجا خریده اید یا «چه قدر لباس کودکتان خوش رنگ و زیبا است! خودتان آن را بافته اید؟» و بعد می توانید در رابطه با مسایل کودکان صحبت کنید و با هم دوست شوید.

لحظات اختصاصی برای کودکان
تمام روزکار می کنید و شب خسته به خانه بر می گردید؟ خودتان را جای فرزندتان بگذارید. در این شرایط، او چه حسی خواهد داشت و چه می کند؟ حتی اگر مجبورید شاغل باشید، وقتی به خانه باز می گردید تمام کارهایتان را کنار گذاشته و برای چند دقیقه ای به فرزندتان توجه کنید، کمی با او بازی کنید، حرف بزنید و نقاشی بکشید. جمع و جور کردن خانه، جارو کشیدن، حمام کردن و … را می توان چند ساعتی به عقب انداخت. یک روز در هفته را هم مرخصی بگیرید و به تمام کارهای خانه برسید تا استرس تان شما کمتر شود.

برهنه کردن پاها
گاهی اوقات باید اجازه داد کودکان پابرهنه روی چمن ها یا ماسه های کنار دریا بدوند؛ حتی در خانه نیز نباید سر لباس آنها خیلی حساس بود. به این ترتیب، مدام مجبور نیستید تکرار کنید که:«کفشت کو؟ کجا انداختیش؟» پابرهنه بودن می تواند راه رفتن صحیح را به کودک بیاموزد و ماهیچه های پا را هم قوی می کند.

غذا خوردن با دست
میوه ها را پوست بکنید و در بشقاب بگذارید و اجازه بدهید کودک به جای چنگال آنها را با دست بخورد. تکه های گوشت، مرغ و پنیر را کوچک کرده و خودش به دهانش بگذارد. پس از اتمام غذا هم دستمال مرطوبی به او بدهید تا دهان، دست ها و صورتش را تمیز کند.

 

به آرامش رسیدن

چگونه مادری آرام شویم؟

 غذای حاضری جلوی تلویزیون
شاید شما هم بارها شنیده باشید که ناهار یا شام خوردن با تلویزیون روشن درست نیست و کانون خانواده را سست می کند. ما نیز با غذا خوردن با تلویزیون خاموش موافق ایم اما بد نیست پنج شنبه یا جمعه، غذایی حاضری درست کنید و با همسر و فرزندان تان جلوی تلویزیون بنشینید و در حالی که کارتون یا یک فیلم کمدی می بینید، آن را میل کنید.

مهمانی های کودکانه
بچه ها با هم سرگرم می شوند و بازی های جدید یاد می گیرند.

خوابیدن در روز جمعه
روز جمعه اجازه بدهید همه اهل خانه تا ظهر بخوابند. صبحانه و ناهار را یکی کنید و بیرون از خانه در پارک صرف کنید حتی می توانید برای راحت تر بودن صبحانه سبکی بخورید و برای ناهار به رستوران بروید.

کاهش اعتماد به نفس زمینه ساز افسردگی در کودکان

افسردگی در کودکان

نشانه های افسردگی در کودکان

یکی از اختلال های دوران کودکی، اضطراب و افسردگی ست که اگر به موقع، تشخیص داده شود، قابل درمان می باشد. ترس و تشویش، شیوع اضطراب در کودکان را پایه ریزی می کند و در صورتی که این ترس ها، بیمارگونه نباشد، به صورت طبیعی خود را نشان می دهد. خجالتی و گوشه گیر بودن، جزو شایع ترین اضطراب های اجتماعی کودکان است که می تواند زندگی آنان را مختل کند. کودکان، ترس و اضطراب را از راه شرطی شدن فرامی گیرند. بروز ترس ها در کودکان، قابل پیش بینی نیست و در تمام سنین، یکسان نمی باشد.

نقش خانواده به عنوان عاملی در ایجاد اختلال اضطراب کودکان، همیشه مورد توجه قرارگرفته است. انتقال اضطراب از پدر و مادر به کودک، بر اثر مشاهده و الگوسازی رفتارها صورت می گیرد.

سعی کنید از بروزز افسردگی در فرزندتان پیشگیری کنید و اجازه ندهید به این حالت دچار شود و با مشاهده کوچکترین علائم ناشی از آن به درمان وی بپردازید کاهش اعتماد به نفس می تواند زمینه ساز افسردگی در اطفال باشد. 

افسردگی در کودکان

کاهش اعتماد به نفس زمینه ساز افسردگی

 جعفربای آسیب شناس اظهار کرد:والدین باید رفتارهای کودکان به ویژه گوشه گیری بیش از حد، کاهش اعتماد به نفس و افزایش میزان تحرک پذیری آنان را جدی بگیرند، زیرا این موارد از بارزترین علائم افسردگی در کودکان است.
وی افزود:برای درمان را شامل می شود ساختن فضایی دوستانه و صمیمانه، فضایی که کودک در آن احساس کند همه دوستش دارند و نیازهایش را به موقع و به جا برآورده می کنند از مهمترین عوامل است.
بای در پایان گفت:افسردگی در کودکان پیامدهای منفی بسیاری را به همراه دارد که عدم سازگاری های اجتماعی، مشکلات تحصیلی در آنها شوند.

تنها بازی کردن کودکان چه فوایدی دارد؟

بازی کودکان

بازی کودکان به صورت انفرادی

وقتی کودکی با خودش بازی می کند آموزه های ارزشمندی را به دست می آورد. او یاد می گیرد چطور با مسائل زندگیش کنار بیاید.
تنهایی بازی کردن به شکل گیری شخصیت فردی کودکتان کمک می کند و به او یاد می دهد چطور وقتی در گروه های کوچک قرار می گیرد، در میان انبو ه جمعیت و زمانی که تنها است شاد باشد.

به کودک یاد بدهید سرگرمی های فردی داشته باشد
کودکانی که بلد هستند به تنهایی بازی کنند برای چنین لحظاتی خلاق می شوند. آنها می توانند بدون اضطراب از تنهایی به علاقه مندی هایشان بپردازند. وقتی کودک بزرگ می شود به این درک می رسد که بعضی از لحظات نیاز به خلوت و تنهایی خودش دارد. او اعتماد به نفس بیشتری خواهد داشت و می تواند نیازهای فردیش را برآورده کند.

تخیل قوی تر
کودکانی که تنها بازی می کنند کودکانی خلاق و خیال پرداز هستند. بازی با قهرمان های خیالی، پرنسس ها و شاهزاده ها و حیوانات نشانه خلاقیت وهوش کودک است. پس هرگز در این لحظات در بازی کودک مداخله نکنید.

 

بازی کودکان

شکل گیری شخصیت کودکان با تنهایی بازی کردن

 

رشد شخصیت مستقل اجتماعی
کودکانی که تنهایی بازی کردن را یاد می گیرند احساس استقلال بیشتری نسبت به کودکان وابسته تجربه می کنند. آنها برای برآوردن نیازهایشان وابسته به فرد یا اطرافیانشان نیستند. این استقلال اجتماعی به آنها کمک می کند تا در موقعیت های متفاوت سخت گیری نکنند و با شرایط کنار بیایند. تنها بازی کردن باعث نمی شود کودکتان خجالتی و کمرو بار بیایداو فقط یاد می گیرد لحظات تنهایی اش را پر کند بدون اینکه منتـــظر دیگری باشد تا خلوت تنهایی اش را با بازی پرکند.

ایجاد آرامش
بازی کردن در محیط های پر سر و صدا و سرگرم شدن با بچه های دیگر باعث تنش و خستگی می شود. گاهی لازم است او تنها بازی کند تا آرامش و تمرکز پیدا کند. کودک به آرامش نیاز دارد. اگر او از صبح زود تا بعداز ظهر در مهدکودک است باید در خانه کمی تنها بازی کند تا آرامش و تمرکز داشته باشد.

به کودک یاد بدهید چگونه خودش را آرام کند
کودک به این اطمینان قلبی نیاز دارد که پدر و مادرش در کنارش هستند و هرگز رهایش نمی کنند. اما او باید یاد بگیرد گاهی بدون تکیه به پدر و مادرش به خودش آرامش بدهد، سرگرم شود و یاد بگیرد. او باید بداند که همیشه می تواند روی پدر و مادرش حساب کند اما همچنین او باید یاد بگیرد که بعضی از مشکلات و مسائلش را به تنهایی حل و رفع کند. تنهایی به او کمک می کند تا احساساتش را بهتر درک کند و ارتباطش با پدر و مادر، اعضای خانواده و دوستانش را تقویت می کند.

احساس راحتی را در خلوت تنهایی کودک جدی بگیرید
حتی اگر خیلی دوست داشته باشید اما نمی توانید 24 ساعت شبانه روزتان را در اختیار کودک قرار بدهید. شما کارهای دیگری نیز دارید که علاوه بر نفع شخصی تان بخشی از نیازهای کودک تان را برآورده می کند. اگر کودک یاد بگیرد خودش را سرگرم کند شما هم بدون نگرانی می توانید به کارهایتان برسید. توجه به موقع و به اندازه شما به کودک احساس تنهایی و نادیده گرفتن را در او کم می کنداو به مرور زمان بین تنهایی بازی کردن، سرگرم شدن با پدر و مادر و بازی کردن با دوستان تمایز و حد و اندازه قایل می شود.

کودک را برای مدرسه رفتن آماده کنید
یک کودک پیش دبستانی که مهدکودک هم نرفته است پدر و مادرش را تنها همبازی هایش می داند و می شناسد. اما پدر و مادر باید به او یاد می دادند که گاهی هم با خودش بازی کند او باید یاد بگیرد پدر و مادرش ممکن است در بخشی از زندگی او حضور نداشته باشند.
تنها بازی کردن به کودک آمادگی رفتن به مدرسه را می دهد بدون این دردسر که تا مدت ها پشت در کلاس بنشینید تا اطمینان پیدا کند که شما هستید. او نباید به شما وابسته باشد چون یک روز بالاخره باید به مدرسه برود در حالی که پدر و مادرش سر کلاس نیستند. او نباید از نبودن شما بترسد و باید یاد بگیرد چگونه خودش را آرام کند و دوستان جدید را جستجو کند.

به خلوت و تنهایی خودتان احترام بگذارید
هر کسی نیاز به اوقات تنهایی ویژه خودش دارد. کودک باید یاد بگیرد چگونه خودش را مشغول کند و به همین ترتیب بفهمد شما نیز نیاز به اوقات شخصی خودتان دارید. تنها وقت گذراندن شما به او یاد می دهد این یک حق شخصی است و هر کسی حتی خود او می تواند از آن لذت ببرد. اگر مثلا شما اوقاتی از روز را کتاب بخوانید یا موسیقی گوش بدهید یا فیلم ببینید او هم یاد می گیرد برای اوقات شخصی خودش برنامه ای تدارک ببیند. تنهایی نقاشی بکشد. کارتون تماشا کند. بازی کند یا کتاب بخواند.

 

بازی کودکان

شکل گیری شخصیت کودکان با تنهایی بازی کردن

 

باور غلط درباره تنها بازی کردن کودکان

پدر و مادرهای زیادی از ناتوانی کودکشان برای سرگرم کردن خودشان شکایت می کنند. آنها از اینکه کودک شان گریه می کند و بلد نیست تنهایی بازی کند نگران می شوند. اما دلیل این مساله دیدگاه ها و باورهای غلط در باره استقلال در بازی کردن است.
1ـ بچه های کوچولو نمی توانند خودشان را سرگرم کنند.
«نوزاد وابسته به پدر و مادر است و او نمی تواند نیازی از خودش رفع کند.»
کودکان نیاز به کمک دارند اما وابسته نیستند. آنها هم می توانند خودشان را با صداها و اشیای تازه ای که می بینند سرگرم کنند و محیط زندگی شان را تجربه کنند. مشغول شدن و تلاش برای سرگرم کردن نوزاد فرصت تجربه های شخصی را از او می گیرد. همه چیز به عادت دادن برمی گردد. اگر کودک را به آغوش، تغذیه و توجه بی وقفه عادت بدهید در تمام دوران کودکی با این مساله درگیر خواهید بود. متاسفانه بیشتر پدر و مادرها این اشتباه را در مورد فرزند اولشان می کنند.
2ـ اگر کودک تنها بماند و گریه کند به این معنی است که نمی تواند تنهایی بازی کند.
اگر کودک را تنها گذاشتید و او فورا گریه کرد یکی از این دلایل باعث گریه او شده اند:
کودک ناگهان و بدون توجه رها شده است. حتی کودکان نیز برای آنچه می بینند نیاز به دلیل و توجه دارند. باید به کودک بگویید چرا تنهایش گذاشته اید. نه اینکه ناگهان و بی دلیل او را در اتاق تنها بگذارید و بروید سراغ کارهای خودتان.
کودک به روش و شیوه شما عادت کرده است. اگر او را به بغل کردن، چرخاندن و سرگرم کردن عادت داده اید او نمی تواند متوجه رفتار شما بشود. کودکان خیلی زود عادت می کنند و عادت هایشان را به سادگی ترک نمی کنند.
3ـ بازی یعنی با هیجان زیاد کاری را انجام دادن، حرکت و فعالیت زیاد
بازی می تواند تفکر باشد. آیا هرگز به کودکتان یاد داده اید که فکر کند و با فکرها و تخیلاتش سرگرم شود؟آیا هرگز به کودکتان یاد داده اید به یک ترانه گوش بدهد و سرگرم شود؟ از همان ابتدا می توانید کودک را به سکوت و شنیدن تشویق کنید. شنیدن صدای محیط هم می تواند یک بازی باشد بدون اینکه نیاز به حضور یک فرد دوم یا سوم برای سرگرم شدن داشته باشد.
4ـ بازی در تخت پارک ها اسیر کردن کودک است
کودک باید در محیط امن بازی کند. وقتی او را در کودکی آزاد می گذارید هر لحظه باید نگران باشید که اتفاق نگران کننده ای برایش بیفتد. و باید مراقب و همراه کودک باشید. اما عادت دادن کودک به بازی در تخت پارک ها به شما اطمینان می دهد که او هم سرگرم است و هم امنیت دارد.
5ـ تنها بازی کردن یعنی رها کردن کودک
طبیعی است که پدر و مادر بخواهند در بازی با کودک مشارکت کنند و از بازی با او لذت ببرند اما همه لذت این نیست که همپای کودکتان بازی کنید. گاهی باید فقط ناظر بازی کودک و شاهد توانایی هایش باشید. مشارکت در بازی ممکن است باعث مداخله و کم تحرکی کودکتان شود. مثلا اگر همیشه در نقاشی کشیدن یا لگو ساختن کنار کودک باشید بعد از مدتی می بینید که این شما هستید نقاشی می کشید یا لگو می سازید و کودکتان فقط شما را تماشا می کند.
6ـ وقتی کودک ناکام و ناامید می شود پدر و مادر باید برای حل مشکلاتش پیش قدم بشوند
توجه و حمایت با مداخله و تلاش برای رفع و رجوع مشکلات فرق دارد. پدر و مادر وظیفه ندارند ناکامی های کودک را به هر شیوه ای جبران کنند. آنها فقط باید حامی و مراقب باشند. اگر همیشه برای حل مشکلات کودکتان پیش قدم بشوید و اجازه ندهید خودش تلاش کند او مسئولیت پذیر نخواهد بود.
7ـ بازی کردن با کودک وظیفه پدر و مادر است
بازی کردن با کودک برای ایجاد صمیمیت و دوستی بیشتر ضروری است. پدر و مادری که با کودکشان بازی می کنند رابطه بهتری با کودک برقرار می کنند و در تربیت موفق تر هستند. اما پدر و مادر برای شکل گیری شخصیت و استقلال کودک وظیفه دیگری نیز دارند آنها باید کودک را برای تجربه های شخصی آزاد بگذارند. این آزادی و مراقبت برای پرورش کودک سالم ضروری هستند.

 

بازی کودکان

شکل گیری شخصیت کودکان با تنهایی بازی کردن

 

5 راه آموزشی برای بازی کودک
1ـ محیط را طوری که کودک دوست دارد فراهم کنید. اگر می خواهید کودک در اتاقش تنها بازی کند ابتدا مطمئن باشید او اتاقش را دوست دارداسباب بازی ها، کتاب ها، عروسک ها باید در اختیار کودک قرار بگیرند و بازی کردن با آنها نباید با اجازه شما باشد.
2ـ بازی هایی را به کودک پیشنهاد بدهید که او بتواند تنهایی با آن سرگرم شود. تلویزیون دیدن بازی نیست. امـا خانه سازی یک بازی سرگرم کننده است که او می تواند بدون کمک دیگران بازی کند.
3ـ کودک را نباید در تنهایی رها کنید. تنها بازی کردن به این معنا نیست که او را تنها رها کنید. او باید از حضور شما در خانه مطمئن باشد. شما می توانید بخشی از کارهایتان را در اتاق کودک انجام بدهید. روی تخت دراز بکشید و کتاب بخوانید و کودک را تشویق کــنید با اسباب بازی هایش بازی کند.
4ـ کودک را به تنها بازی کردن عادت بدهید. او هر روز باید مدتی را تنها بازی کند تا به این شیوه عادت کند. تلاش برای ایجاد این استقلال را یکی از برنامه های بدون استثنا تان قرار بدهید.
5ـ محدودیت زمانی در نظر بگیرید.بعضی از کودکان به سختی این شرایط را می پذیرند. کودک را برای مدت طولانی در اتاق و میان اسباب بازی هایش رها نکنید. اگر نیم ساعت خودش را سرگرم کرد شما هم نیم ساعت او را به هر شیوه ای که می توانید سرگرم کنید. با هم حرف بزنید. بازی کنید. آشپزی کنید فیلم ببینید هرگز کودک را ساعت های طولانی رها نکنید.