تفاوت بین کودکان درون گرا و برون گرا

درون گرا و برون گرا

چیزهایی درباره کودکان درون گرا و برون گرا

گاهی ما خصوصیات یک کودک خجالتی را با کودکی که دچار اضطراب جدایی است یا به اقتضای سن رفتارهایی را از خود بروز می دهد، اشتباه می گیریم. ندا شیخی، دکترای روانشناسی درباره اینکه خجالتی بودن گاهی از ویژگی های شخصیتی کودک نشات می گیرد، می گوید:خجالتی بودن یا نبودن کودک به شخصیت او نیز بستگی دارد. مثلا به درون گرایی یا برون گرایی او. کودکان برون گرا به غایت اجتماعی و معاشرتی هستند، با همسالان خود خیلی حرف می زنند، برای انجام کارها داوطلب می شوند، و با اعتمادبه نفس اظهار نظر می کنند. کودکان درون گرا دوست دارند تنها باشند، به ندرت با همسالان خود ارتباط برقرار می کنند و عموما داوطلب انجام کار نمی شوند.

کودکان درون گرا برای تجدید قوای درونی خود نیاز دارند که تنها باشند.این کودکان غالبا تصویری نگران کننده از خود در برابر والدین قرار می دهند. این کودکان دیرجوش هستند و معمولا به تنهایی یا نهایتا با دو تا سه همبازی بازی می کنند. این کودکان از طریق خواندن و گوش دادن بهتر یاد می گیرند (برعکس کودکان برون گرا که با مشارکت در فعالیت های عملی بهتر می آموزند).

 

 درون گرا و برون گرا

کودکان خجالتی یا درون گرا

 

این روانشناس درباره اینکه درون گراها در مظان اتهام اجتماعی نبودن قرار می گیرند، توضیح می دهد:معمولا درون گراها بیشتر از برون گراها موجب نگرانی می شوند. اغلب آنها را “خجالتی” توصیف می کنند و به زعم عده ای، این کودکان مشکل اجتماعی دارند! البته اگر به کودک درون گرا کمک شود، رفتارش تا حدی اجتماعی تر خواهد شد. به این منظور والدین باید در پی فرصت هایی برای تقویت اعتماد به نفس کودک درون گرای خود باشند. مثلا هرگاه کودک تلاش کرد کار مشکلی را انجام دهد، از او تمجید کنند.

او را به سوی تعامل های دوستانه سوق دهند. به این منظور او را در شرایط اجتماعی ای قرار دهند که بتواند با کودکانی که رفتار آمرانه یا تهدیدآمیز ندارند، تعامل داشته باشد. او را به جشن تولدها یا مهمانی هایی ببرند که خیلی سنگین نباشد (مثلا تعداد کودکان در آن کمتر باشد یا کودکانی باشند که فرزندشان قبلا با آنها آشنا شده است).

و مهمترین نکته شاید این باشد که او را “خجالتی ” خطاب نکنند. این کار باعث شرمندگی کودک می شود و او را نسبت به این باور که موقعیت های اجتماعی دشوار هستند، حساس تر می کند. اگر دیگران درباره خجالتی بودن کودک اظهار نظری کردند، بهترین راه برخورد، پاسخی ساده است:”کمی طول می کشد تا به شرایط جدید عادت کند” یا “ترجیح می دهد آرام باشد”.

 

 درون گرا و برون گرا

 

کودکان خجالتی یا درون گرا

ندا شیخی، دکترای روانشناسی در مورد اینکه چه کاری می توان انجام داد که رفتار کودک خجالتی بهبود پیدا کند، می گوید:به یاد داشته باشید که میزان عزت نفس کودک رابطه مستقیم با خجالتی بودن یا نبودن کودک دارد. بنابراین از راهکارهای تقویت عزت نفس کودک غافل نشوید. مانند ایجاد حس پیروزی به واسطه دادن تکالیفی که متناسب با سطح مهارت ها و سن کودک باشد؛ استفاده از روش فرزند پروری مقتدرانه؛ تشویق به موقع و متناسب؛ و…

اگر حالت خجالت به حدی در کودک زیاد است که انجام امور روزمره اش را مختل می کند، توصیه می شود که با یک مشاور خبره مشورت شود تا با استفاده از برنامه های خاص که بر مشارکت کودک در شرایط مختلف اجتماعی تکیه می کند، و در عین حال اضطراب او را کاهش می دهد، به ریشه یابی و حل مشکل کمک کند.

نحوه آموزش دعا خواندن به کودک

دعا خواندن

آموزش دعا خواندن به کودکان

آموزش دعا کردن به کودکتان یکی از وظایف مهم شما است. اگر چه این کار کمی دلهره آور است و ممکن است شما را به چالش بکشد به خصوص اگر کودکتان درباره ایمان از شما سوال کند. اما اگر به همراه کودک خود دعا کنید، ایمان شما با او رشد خواهد کرد. من به شما پیشنهاد می کنم که هر چه زودتر کودکتان را به دعا کردن عادت دهید. اگر در طول روز دعا می کنید، این کار را بلند انجام دهید. کودک شما از این که صدا و نجوای شما را هنگام دعا کردن بشنود، خشنود خواهد شد، حتی اگر معنی آن را نفهمد. با این روش هنگامی که او رشد می کند و بزرگ می شود، دعا کردن بخشی از عادت زندگی او خواهد شد.

با همسر خود درباره این که چه زمانی در طول شبانه روز برای این کار مناسب است، مشورت کنید. شاید زمان خوردن شام یا زمان خواب بهترین موقعت برای خانواده شما باشد. هر زمانی را که انتخاب کنید، خوب است، تنها کافی است از کودک خود بخواهید چشم هایش را ببند، دستهایش را به سمت آسمان بگیرد و با صدای بلند دعا کنید.

 

 دعا خواندن

چگونه دعا کردن را به کودکمان آموزش دهیم؟

 

اعتماد به نفس چیست؟ (غلبه بر کمبود اعتماد به نفس)

هنگامی که کودک شما بیشتر با دعا کردن آشنا شد، از او بپرسید برای چه چیزی خدا رو شکر می کند. ممکن است دلیل او مسخره و خنده دار به نظر آید اما مطمئنا از ته قلب اش است. اولین دعای پسر من این بود:«خدایا برای غذایی که به ما دادی متشکرم.»
به کودکتان بگویید که دعا کردن یکی از راههای صحبت کردن با خدا است. سپس درباره دعاهایتان با او صحبت کنید. برای مثال هنگامی که در ترافیک کلافه شده اید، بگویید:«خدایا به من صبر بده تا با عصبانیت ام مقابله کنم.» یا اگر خبر خوبی به گوش شما رسید یه دقیقه از وقتتان را با خانواده خود به شکرگذاری بپردازید.

یکی از فواید دعا کردن با کودکتان این است که به افکار و نگرانی های کودک خود آگاه می شوید. هنگامی که کودک خود را ناراحت یا عصبانی می بینید، از او بخواهید دعا کند. روزی پسر من از این که شنا را در کلاس به خوبی دیگران یاد نگرفته، ناراحت بود. از او خواستم تا قبل از شروع کلاس دعا کند. این کار اعتماد به نفس او را افزایش داد و باعث شدکه بعد از کلاس نیز خدا را به خاطرش شکر کند. از آن زمان به بعد کودکم با فایده دعا کردن آشنا شد.

من خوشحالم که دعا کردن بر ذهن او تاثیر می گذارد. درباره دعا کردن و فواید آن با کودکتان صحبت کنید و از سوال هایی که ممکن است از شما بپرسد، نهراسید. ایمان موضوعی پیچیده است، مطمئنا کودک شما از صداقت تان رنجیده نخواهد شد. خوشبختانه دعا کردن عملی است که می توان آن را در زندگی پیش گرفت بدون این که لازم باشد آن را برای دیگران توضیح دهید. به همین علت باید بگوییم:آمین.

عواقب تنها گذاشتن کودک در خانه

تنها گذاشتن کودک

آسیب های تنها گذاشتن کودک در خانه

برای بسیاری از خانواده ها اتفاق می افتد در موقعیتی قرار بگیرند که ناچار شوند فرزند خود را برای مدتی در خانه تنها بگذارند. البته، تنها گذاشتن کودک در خانه راه حلی است که معمولا توصیه نمی شود.

هرچند با گسترش تعداد مراکز نگه داری کودکان، کلاس های آموزشی و تفریحی، پرستاران، مراقبان و … این موقعیت به ندرت برای خانواده ها رخ می دهد، اما گاهی به دلایل غیرقابل پیش بینی والدین ناچار به انجام آن می شوند این در حالی است که تن ها ماندن در منزل می تواند آسیب های روحی و جسمی فراوانی برای کودکان به همراه داشته باشد.

تنها گذاشتن کودک

تنها گذاشتن کودک در خانه

روز گذشته در فضای مجازی تصاویری از کودکانی که در منزل تنها مانده بودند منتشر شد که نشان می داد کودکان در این موقعیت کارهای خطرناکی انجام می دهند که برای بررسی علت بروز چنین رفتارهایی با یک روانشناس به گفت وگو پرداختیم.
روانشناس بالینی با بیان اینکه به والدین توصیه می شود تحت هیچ شرایطی کودکان زیر 7 سال را در منزل تنها نگذارند، گفت:والدین در چنین شرایطی باید به بیماری های زمینه ای فرزندشان توجه کنند، زیرا تاکید می شود کودکانی که دارای زمینه بیش فعالی، آسم، صرع و … هستند نباید در منزل تنها بمانند.

در خصوص کودکانی که دارای هیچ بیماری زمینه ای نیستند نیز توصیه می شود قبل از 7 سالگی در خانه تنها نمانند، اما بعد از این سن والدین می توانند برای مدت کوتاه 10 الی 15 دقیقه آن ها را تنها بگذارند.

این عضو انستیتو روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران خاطرنشان کرد:کودکان در 7 سالگی با بیان جملاتی از قبیل:«این عروسک من است»، «مال منه» و … اعلام استقلال می کنند به همین دلیل والدین می تواند این کودکان را در مدت توصیه شده تن ها بگذارند، اما باید توجه داشته باشند که قبل از ترک منزل علت خروجشان را توضیح بدهند و تاکید کنند که زود به منزل بازمی گردند.

او در پاسخ به اینکه آیا تنها ماندن کودکان می تواند خطراتی را برای آن ها به همراه داشته باشد، تصریح کرد:متاسفانه برخی خانواده ها با بیان جملاتی مانند «تنهایی برای بچه مناسب است»، «تنها بماند بزرگ می شود»، «این کار به صلاح اوست» و … فرزند را تن ها می گذارند، اما این در حالی است که تن ها ماندن در منزل در کودکان 1 تا 6 سال علاوه بر آسیب های جسمی می تواند عوارض روحی را نیز به همراه داشته باشد، اما پس از 7 سالگی کودکان از نظر روحی دچار مشکل نمی شوند.
به والدین توصیه می شود برای پیشگیری از حوادث جسمی حتما قبل از ترک منزل وسایل گازسوز و برقی را بررسی کنند، پریزهای برق را مسدود و تمام عوامل امنیتی و محافظتی را تحت کنترل قرار بدهند.

اگر والدین ناچار به تن ها گذاشتن فرزندشان برای مدت طولانی در منزل شدند باید حتما از یک نفر مراقب درخواست کنند که کنار فرزندشان بمانند، زیرا احساس تنهایی برای مدت طولانی موجب می شود که کودک برای غلبه بر حس خود و یا سرگرمی کارهای خطرناکی انجام بدهد.

این روانشناس بالینی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه آیا تنهایی به خودی خود می تواند موجب بروز رفتارهای خطرناک در کودکان شود، گفت:رفتار کودکان در خلا شکل نمی گیرد بلکه آن ها تحت تاثیر محرک های بیرونی قرار می گیرند به همین دلیل است که به والدین توصیه می شود در انتخاب بازی، فیلم و همبازی کودکانشان توجه کنند. برای مثال وقتی کودکی بازی های رایانه ای جنگی که به اصطلاح به آن بازی های هیجان انگیز گفته می شود، انجام می دهد این مساله در ذهنش ایجاد می شود که وقتی در منزل تن ها ماند حرکات بازی را در منزل تمرین کند که این امر بسیار خطرآفرین است.

والدین باید برای تنهایی فرزندشان برنامه ریزی کنند تا زمانی که ناچار به انجام آن شدند و نتوانستند مراقب مناسبی برای فرزندشان انتخاب کنند با اطمینان خاطر منزل را ترک کنند. برای مثال به فرزندشان بگویند که در مدتی که آن ها را ترک می کنند کودک باید اتاق خود را مرتب کند و برای این کار جایزه دریافت خواهد کرد و یا بازی مهارتی و شادی آور برای آن ها تهیه کنند، زیرا کودکان در تنهایی با سوالی مبنی براینکه چه کار کنم؟ مواجه می شوند که ممکن است برای پاسخ این سوال دست به هر کاری بزنند، اما اگر والدین از قبل به این سوال پاسخ بدهند کودک دچار چنین سوال نمی شود.

این عضو انستیتو روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران بیان کرد:به طور کلی به والدین توصیه می شود که برای فرزندشان بازی های خشونت آمیز و رقابتی تهیه نکنند و اجازه بدهند آن ها بیشتر بازهای خلاقانه انجام دهند، زیرا این اقدام باعث می شود که کودک در تنهایی خود به آفرینش خلاقیت جدید فکر کند.

درد رشد در کودکان و روش تسکین آن

درد رشد

چگونه می توان متوجه درد رشد در کودک شد؟

بیشتر والدینی که کودک در حال رشد دارند اغلب با شکایت فرزندشان از درد در استخوان های پا روبرو هستند. اگرچه این شکایت از درد پا می تواند هشدار دهنده باشد، اغلب جای نگرانی وجود ندارد و تنها بخشی از فرایند رشد کودک به حساب می آید. اما چگونه می توان از درد رشد کودک مطمئن شد و چگونه می توان به تسکین این درد در کودک کمک کرد؟

دکتر «مارنی باکر» متخصص اطفال در مرکز پزشکی Saddleback Memorial کالیفرنیا در توضیح درد رشد می گوید:هرچند از نظر علمی این که درد رشد در کودک از رشد سریع استخوان و ماهیچه ها ناشی می شود، اثبات نشده اما از هر پدر و مادری سوال کنید به شما می گوید که این دردها واقعی هستند. کارشناسان سلامت علت دقیق آن را نمی دانند اما احتمال می دهند که این درد با سطح فعالیت کودک در طول روز مرتبط است.

به گفته باکر، علائم اولیه درد رشد احساس ناراحتی در قسمت پایین پاهاست که اغلب هنگام شب شروع می شود و شدید و عمیق است. این درد به طورمعمول دو پا را درگیر می کند و باعث می شود کودک نتواند به خواب برود یا از خواب بلند می شود. درد رشد در سن نوزادی و مجدد در فاصله سنی 8 تا 12 سال در کودک ظاهر می شود.

 

 درد رشد

تسکین درد رشد در کودکان

 درد رشد ویژگی های مشخصی دارد که می توان آن را از دیگر مشکلات متمایز کرد. این درد به طور عمومی در زانو و قسمت پایین پاها اتفاق می افتد اما در تمامی کودکان نقطه درد ثابتی وجود ندارد. همچنین نشانه جسمی با درد رشد همراه نیست. به بیان دیگر، در محل درد هیچ علامتی از ورم، قرمزی یا حرارت مشاهده نمی شود.

مارنی باکر گفت:درد رشد برای والدین هشدار دهنده و برای کودکان اذیت کننده است که می توان با نوازش کردن و ماساژ دادن و دادن مسکن ایبوپروفن به کودک درد او را تسکین داد.

نقش حساس و مهم پدر در تربیت فرزند

نقش پدر تربیت فرزند

نقش پدر در تربیت فرزندان از نظر روانشناسی

وقتی صحبت از تربیت فرزندان می شود به پدران توجه کمتری می شود اما معنی آن این نیست که آنها اهمیت کمتری دارند چرا که نقش پدر تربیت فرزند را به سمت تکامل هدایت می کند. برخلاف تصور پدران نقش مهمی را در روند تربیت فرزندان در جنبه های مختلف احساسی ، تحصیلی ، اعتماد بنفس ایفا می کنند . پدران می توانند شرح دهند که چگونه سلامت و احترام در روابط بر تربیت و تسکین شخصیت کودکان تاثیر و خروجی مثبتی را در برخورد با استرس دارد.

اهمیت نقش پدر در زندگی و تربیت فرزند : 

رشد احساسات ، شناخت توانایی ها و پیشرفت های تحصیلی ، ارتباطات بالا بردن اعتماد بنفس (مخصوصا در دختران)توانایی برخورد با استرس ، یاگیری تربیت سالم

1- رشد احساسات : چگونه با نوجوانتان برخورد می کنید . بئدن والدین در کنار فرزندان شخصیت و اخلاق به طور ناآگاهانه ویژگی هایی را از والدینشان به ارث می برند مثلا والدینی که اجتماعی هستند کودکانی اجتماعی تری دارند.مادران بیشتر روی تربیت کودکان و پدران روی نیازهای مادیشان تمرکز می کنند که هر دوی آنها برای پیشرفت ضروری است.

نقش پدر تربیت فرزند

نقش پدر تربیت فرزند دختر و پسر

2-شناخت توانایی ها و پیشرفت های تحصیلی :در رشد احساسات کودکان پدر نقش مهمی در زمینه محبت کردن کودک ایفا می کند. در واقع بزرگ شدن کودکان با پدرانشان در سنین نوپایی باعث می شود که آمادگی بیشتری را در زمینه تحصیلی پیدا کنند. کارشناسان توصیه میکنند نوجوانان با پدر و تربیتی بزرگ شوند که بیشتر در معرض تحصیلات ، مهارت های سخن وری و … باشند.

3- یادگیری ارتباط سالم : اگر کودکان شاهد ارتباطات سالم والدینشان باشند در آینده به فهم آنها کمک می کند که چه ارتباطی سالم و چه ارتباطی ناسالم است.

پدران و مادران باید به یادگیری حتی در مواقعی که باهم بحث می کنند احترام بگذارند چون کودکان می آموزند کارشناسان اظهار می کنند پخاشگری کودکان اغلب به پرخاش ها و رفتارهای منزل بر می گردد.

4- بالا بردن اعتماد به نفس بخصوص در دختران : محققان پی برده اند اگر رابطه بین کودک و والدین با اختلاف همراه باشد تاثیرات بدی روی اخلاق کودک می گذارد اما اگر رابطه بین آنها سالم و قابل قبول باشد تاثیرات شگفتی روی اعتماد بنفس کودک می گذارد. اگر دختران پدری داشته باشند که از نظر مادرشان قابل احترام باشد این دختر از تمام مردهای زندگی اش چنین رفتاری را توقع دارد.

5- مقابله با استرس : تاثیر پدران فقط روی دختران نیست بلکه مطالعاتی هم بوده که نشان داده ارتباط سالم و قوی بین پدر و پسر در کودکی موجب می شود که کودک توانایی بهتری در مقابله با استرس داشته باشد چون آقایان بیشتر در موقعیت های سخت و رقابت قرار می گیرند در نتیجه هم از پدر توانایی حل مسله و رقابت را می آموزند . به عبارت دیگر کودکانی که ارتباط صمیمی و بهتری را با پدر دارند کمتر درچار افسردگی و ناراحتی می شوند.

غیبت پدر به پیشرفت کودک آسیب می زند:

اگر پدر نقش مهم و معنایی را در زندگی ایفا نکند کودک هم ممکن است احساسات را نپذیرد که در طولانی مدت خطرناک است.البته نبود هرکدام از والدین برای کودک آسیب زننده ای است بخصوص اگر فوت کرده باشند و ناراحتی و مشکلاتی روانشناسی با خود به همراه دارد.

نا امنی و عصبانیت :به دلیل احساس نپذیرفتن همیشه فکر می کنند که چیزی در زندگی کم دارند که به معمولا ناامنی شناخته می شود.

مشکلات ارتباطی : اغلب این کودکان بدلیل عدم ایمنی که در روزشان دارند در برقرای ارتباط مشکل دارند و نمی توانند اطرافیان را باور کنند.

دخترم به من و پدرش حسودی میکند!

حسودی

با حسودی های دخترم چه کنم؟

حسادت از میل کودک به تنها محبوب«مادر »سرچشمه می گیرد .این میل بقدری در کودک می جوشد که هیچ رقیبی را تحمل نمی کند.وقتی کودک دیگری به دنیا می آید با آن به رقابت می پردازند. تا عشق و علاقه انحصاری پدرو مادر را از دست ندهند.

خانمی هستم 27 ساله، دختری 7 ساله دارم که تنها فرزندم است. او خیلی به من و پدرش حسودی می کند، دائم گریه می کند و می خواهد فقط به او توجه کنیم. خیلی اذیت می کند. لطفا راهنمایی ام کنید چطور با او رفتار کنم؟

حسودی

حسودی کردن بچه ها

مادر گرامی، شاید شما هم مثل بسیاری از مادرهای امروزی تصور کنید که جز سکوت و گوش به فرمان بودن، هیچ ابزاری برای رویارویی با رفتارهای نامطلوب کودک خود ندارید یا مثل برخی مادرهای دیروزی، عصبانیت یا خشونت های رفتاری و کلامی را چاره این واکنش های فرزندتان می دانید اما دست نگه دارید!

پدر! مادر! من را هم ببینید

شما تنها به مقابله با بدقلقی های کودکتان در همان لحظه نیاز ندارید بلکه می توانید با واکنش صحیح، برای همیشه به این رفتارها پایان دهید. بیشتر حسادت های کودکان به پدر و مادر ناشی از کمبود توجه و عاطفه به فرزندان است. آن ها با این کارها در اصل دارند این پیام را به والدین مخابره می کنند که « پدر _ مادر من را ببینید ! من هم هستم! »
وقت بگذارید
برای فرزندتان حداقل روزی 30 دقیقه وقت بگذارید و با او به فعالیتی بپردازید که جزو علاقه مندی های خودش است.
در حین بازی به او توجه داشته باشید طوری که محبت را در صورت شما ببیند، او را بغل کنید و ببوسید، بگذارید از این طریق تمام عشق و علاقه تان از آغوش شما به او منتقل شود.
حساسیت زدایی کنید
کودک شما حساس شده پس باید به تدریج این حساسیت از بچه گرفته شود. ما در چنین مواقعی از تکنیک حساسیت زدایی تدریجی استفاده می کنیم. می توان به مرور زمان و با استفاده از شرطی کردن، تشویق کردن و نه تنبیه کردن، حساسیت او را کم کرد تا زمانی که کودک احساس کند دیگر این اتفاق نمی افتد، با او مهربان باشید و کمتر جلوی او خلوت کنید، با توجه نشان دادن به او این رفتارها به تدریج جایگزین حساسیتی می شود که در ذهن او نسبت به رفتار والدین شکل گرفته است.
قوانین را واضح بگویید
باید درباره قوانین خانه نیز با او واضح صحبت کنید.کنارش بکشید، به چشم هایش نگاه کنید و نامش را به زبان بیاورید و بعد درخواست خود را به صورت واضح و روشن بیان کنید؛ مثلا :«سارا جان وقت خوابه برو مسواک بزن » اگر همچنان نخواست همکاری کند باید از راه حل محرومیت استفاده کنید یعنی اگر بهانه بازی یا تلویزیون یا…. را آورد، او را از این کارها محروم کنید.
نباید یک روز در برابر لجبازی بی تفاوت باشید و روز دیگر بخواهید که آن را انجام دهد، او باید درصورت شما اقتدار و البته آرامش را ببیند.
نگویید دوستت نداریم
برای درمان گریه و بد قلقی کودک هم این ها را نگویید :«اگر نری سرجات بخوابی، من و بابا دیگه دوستت نداریم»، این جمله هیچ حس مثبتی در کودک ایجاد نمی کند.
باید به او توجه مثبت نامشروط داشته باشید یعنی او بداند درهر شرایطی شما دوستش دارید. در آن جمله حس بی توجهی و دوست نداشته شدن را تجربه می کند که می تواند بعدها رفتارهای ناهنجار دیگری را ایجاد کند.
به رفتارهای نامطلوب توجه نکنید
به رفتارهای نامطلوب او هم مانند گریه کردن، هیچ واکنش و توجهی نشان ندهید تا بداند با گریه کردن نمی تواند به هیچ کدام از خواسته هایش دست پیدا کند. هروقت آرام شد و دیگر گریه نکرد، او را در آغوش بگیرید و بگویید حالا که آرام شده ای حرف هایت را می شنوم.
لجبازی نکنید
در آخر لجبازی نکنید تا کودکتان لجبازی کردن را نیاموزد. در زندگی همیشه منطقی و با تدبیر عمل کنید، به این ترتیب فرزندتان یاد می گیرد که در مواجهه با خشم یا شرایط غیر دلخواهش چطور باید رفتار کند.

نوازش باعث افزایش هوش کودک میشود

نوازش کودک

تاثیر نوازش بر هوش کودک

محبّت، ریشه اصلی شجره اخلاق و فضیلت انسانی است. فرزندی که از دوران اوّل کودکی از مهر و محبّت پدر و مادر بهره برده باشد، روحی شاد و روانی با نشاط دارد و در باطن خود، احساس محرومیت نمی کند.

نوازش به عنوان یک اصل ثابت فرزند پروری در نظر گرفته می شود.نوازش، موجب ترشح یکسری از انتقال دهنده های عصبی در بدن می شود که علاوه بر تقویت سیستم ایمنی بدن، احساس لذت و شادابی را همراه دارد.

نوازش کودک

تاثیر نوازش بر کودکان

نوازش موضوع بسیار مهمی است که در گذشته به عنوان یک اصل اساسی و ضروری مورد توجه قرار نمی گرفت چراکه تصور می شد خلأ آن هیچ مشکلی را به همراه نخواهد داشت. این در حالی است که پژوهش های متعدد و گسترده سال های اخیر به تأثیرات شگرف و همه جانبه نوازش تأکید دارند.

تاثیر نوازش در کودکان

در همین راستا دو گروه از کودکان کمتر از دو سال مورد بررسی قرار گرفتند و مشخص شد کودکانی که در شیرخوارگاه نگهداری می شوند در مقایسه با کودکانی که توسط پرستار یا پدر و مادر تربیت می شوند، به رغم بهره بردن از فاکتورهای بهداشتی یکسان، از سیستم ایمنی ضعیف تری برخوردار هستند که دلیل این واقعیت به موضوع مهم نوازش بستگی دارد.

این پژوهش نشان داد کودکان شیرخوارگاه به دلیل دریافت نکردن نوازش نسبت به سایر کودکان، با بیماری های بیشتری مواجه می شوند برای همین تیمی از پرستاران استخدام شدند تا هر روز و در زمان مشخص کودکان شیرخوارگاه را نوازش کنند و موضوع قابل توجه این بود که کودکان تحت بررسی کمتر در معرض بیماری های مختلف قرار گرفتند.
مورد نوازش قرار گرفتن در کودکی، موجب تحریک نورون های مغزی و رشد هوش کودک خواهد شد.

نوازش کردن چه تاثیری دارد؟

نتیجه این تحقیقات ثابت کرد نوازش، موجب ترشح یکسری از انتقال دهنده های عصبی در بدن می شود که علاوه بر تقویت سیستم ایمنی بدن، احساس لذت و شادابی را همراه دارد ضمن اینکه از لحاظ علمی هم مشخص شده کودکانی که نوازش می شوند سرحال و شادتر هستند و کمتر در معرض اضطراب و افسردگی قرار می گیرند از این رو کودکانی سالم تر و قوی تری هستند.
اینگونه شد که نوازش به عنوان یک اصل ثابت فرزند پروری در نظر گرفته می شود و همانقدر که تغذیه کودک بسیار مهم است نوازش هم مهم تلقی می شود و به کارکرد درست سیستم اعصاب رشد اجتماعی و کاهش بروز اختلالات در وی می انجامد.

سیناپس ها و نورون های مـــغزی از طریق حواس پنج گانه تقویت می شوند و واژه باهوش به کودکانی اطلاق می شود که حواس پنج گانه آنها بخوبی تحریک و تقویت شده باشد و از آنجا که حس لامسه یکی از این حواس است، مورد نوازش قرار گرفتن در کودکی یکی از عواملی خواهد بود که موجب تحریک نورون های مغزی و رشد هوش کودک خواهد شد.
در همین راستا بخشی از دلایل بروز رفتارهای سالم یا ناسالم در دوران بزرگسالی به این مقوله باز می گردد که فرد تا چه حد خود و دیگران را دوست دارد.

کودکانی که نوازش نمیشوند …

همدلی، دوست داشتن خود و احساس ارزشمند بودن موضوعی است که در کودکی و از تربیت و رفتار والدین آموخته می شود و کسی که در دوران بزرگسالی از این مباحث اخلاقی پیروی می کند بدون شک در دوران کودکی مورد توجه، محبت و نوازش قرار گرفته است و در مقابل کودکی که از نوازش و محبت محروم بوده است،
با خود گمان بد کرده و تصور می کند دوست داشتنی نیست، به همین دلیل وقتی بزرگ می شود یا دیگران را خوب و خود را بد می پندارد و با سرویس دادن به دیگران خود را حقیر و وابسته به آنها نشان می دهد یا اینکه هم خود و هم دیگران را بد دانسته و شروع به بروز رفتارهای آسیب زا می کند و با تصور اینکه دنیای خودش بد است برای دیگران هم دنیای بدی را می سازد.

نوازش یک شیوه محبت کردن است و کودکانی که نوازش می شوند در ابراز محبت به خود و دیگران بخوبی عمل کرده و حتی این محبت را به جوجه یا عروسک خود هم ابراز می کنند.

در همین خصوص می توان به اختلال یادگیری در دوران کودکی اشاره کرد که معمولاً کودکان دارای اختلال یادگیری از حس لامسه ضعیف تری برخوردار هستند که در مورد این کودکان به احتمال زیاد می توان گفت با تقویت حس لامسه این کودکان، قسمتی از مراکز مغزشان که با هوش ریاضی و یادگیری در ارتباط است تحریک و تقویت می شود.

موضوع دیگری که با نوازش کردن در دوران کودکی مرتبط است، به اختلالات دوران بزرگسالی باز می گردد.
نوازش یک شیوه محبت کردن است و کودکانی که نوازش می شوند در ابراز محبت به خود و دیگران بخوبی عمل کرده و حتی این محبت را به جوجه یا عروسک خود هم ابراز می کنند. علاوه بر این از رشد اجتماعی بالایی در کودکی و بزرگسالی برخوردار هستند زیرا الگوی ارتباطی درستی را تجربه می کنند.

اما گروه مقابل این کودکان پرخاشگر، غمگین، عصبی و تنها تر هستند و حتی در دوران بزرگسالی، محبت کردن و استفاده از الفاظ محبت آمیز برایشان مسخره به نظر می رسد چرا که ساده ترین رفتار محبت آمیز را که همان نوازش است تجربه نکرده اند.

بازی هایی برای خوشگذرانی با فرزندتان در خانه

بازی

بهترین بازی های والدین با کودکان در خانه

بازی کردن یک فعالیت دائمی و سازمان یافته است که بر اساس هوش و انگیزه کودک انجام می شود. بازی کردن یکی از عوامل اصلی رشد کودکان می باشد.

دوست دارید در خانه به خودتان و فرزندتان بیشتر خوش بگذرد؟ می خواهید هیجانش را ببینید و بشنوید و لذت ببرید؟ کمی خلاق باشید و فعالیت هایی این چنین را وارد برنامه زندگی خود کنید.

اتاق متفاوت کودک

خیلی از والدین وقتی می خواهند برای فرزندشان اتاقی آماده کنند، یک اتاق مثل بقیه خانه در نظر می گیرند، فقط وسایلش کمی کوچک تر و رنگی تر است و عروسک و اسباب بازی هم در آن هست. اما اتاق کودکان جایی است که می تواند خیلی هیجان انگیزتر از این حرف ها باشد. فرزندتان می تواند در اتاقش توی چادر بخوابد، به سقف کره های منظومه شمسی را با سفینه ها و شهاب سنگ ها و غیره آویزان کند یا ممکن است یک حوضچه کوچولوی پر آب، تاب یا یک ننوی ساده داشته باشد، هر چه متفاوت تر و خلوت تر باشد، جا برای خلاقیت و هیجان و بازی بیشتر خواهد بود. در طراحی چنین فضایی، حتما علاقه و استعداد فرزندتان را در نظر بگیرید، نه آرزوهای قدیمی کودکی خودتان را، چون قرار است اتاق او باشد نه شما!

بازی

برنامه عکاسی متفاوت

به احتمال زیاد تابه حال عکس های زیبایی که برخی والدین در سراسر جهان از فرزندانشان گرفته اند را دیده و تحسین کرده اید. لازم نیست حتما عکاس حرفه ای باشید تا بتوانید عکس های متفاوت بگیرید، شما تصمیم بگیرید و اجازه بدهید فرزندانتان با شور و هیجان، در عکس هایتان نقش ایفا کنند. می توانید عکس های زیادی ببینید و از آن ها ایده بگیرید. شما فقط از هیجان کودکتان لذت ببرید و عکس بگیرید، بگذارید همه چیز را امتحان کند. چند نکته را حتما رعایت کنید:

• لازم است که اول فرزندتان را به این کار علاقه مند کنید، نه این که وادارش کنید.

• هدف نشان دادن عکس ها به دوست و آشنا نیست، تجربه ای متفاوت و پرهیجان و لذت ایجاد کردن است. دائم به خودتان یادآوری کنید اگر لازم است!

• نه نیاورید و هر پیشنهادی فرزندتان می دهد، رد نکنید. بگذارید خلاقیتش حسابی دست به کار شود. شاید اولش اصلا عکس های خوبی از آب درنیاید، اما کم کم او به این موضوع فکر می کند، با دقت بیشتری محیطش را می بیند، به عکس ها توجه می کند، ذهنش را به فعالیت وامی دارد و به ایده های جذاب تری می رسد. بنابراین، صبور باشید و همراه خوبی برایش باشید. هم خلاقیتش شکوفا می شود، هم رابطه دوست داشتنی بی نظیری بین شما ایجاد می شود، هم یاد می گیرد پشتکار داشتن به نتیجه های بهتر منجر می شود و هم اعتمادبه نفسش بالا می رود.

بازی های مجازی- واقعیت مجازی

بخش زیادی از زندگی فرزندان امروزی را رایانه، گوشی هوشمند، انواع کنسول بازی و غیره پرکرده است. حالا هم که دیگر با عینک های واقعیت مجازی و مانند آن، دنیای بازی های رایانه ای کاملا در حال تغییر کردن است. نمی توانیم چشم مان را روی آن ببندیم، بهترین راه این است که خودمان بهترین ها را برای فرزندمان انتخاب کنیم.

بازی

برخلاف باور بسیاری، بازی های رایانه ای همگی خشن یا برای وقت تلف کردن نیستند. بسیاری از این بازی ها برای تقویت قدرت مغزی انسان طراحی شده اند و مهارت هایی مثل حل مسئله، حفظ تعادل، توجه به جزییات، تمرکز، کنترل واکنش های تکانه ای، قدرت تصمیم گیری و غیره را تقویت می کنند. به علاوه، در خانه های آپارتمانی کوچک مگر چقدر جا برای خیال پردازی و بازی های قدیمی هست؟ بازی های مجازی دنیای تازه ای را به دنیای معمول بچه ها اضافه می کنند. در این مورد چند نکته را با حساسیت ویژه در نظر داشته باشید:

• زمان بازی رایانه ای باید محدود باشد. حداکثر دو سه ساعت در روز تعطیل و کمتر در روزهای مدرسه

• بازی باید با سن فرزندتان متناسب باشد. بسیاری از بازی ها برای بزرگسالان طراحی شده اند و صحنه های مناسبی برای کودکان ندارند.

• بازی های خشن می تواند رفتار پرخاشگرانه را به دنبال داشته باشد پس جدا از آن ها پرهیز کنید.

• هر بازی که می خواهید انتخاب کنید اول فواید آن را بررسی کنید، نظرات دیگر کاربران را بخوانید، بعد خودتان آن را امتحان کنید و بعد بگذارید فرزندتان با آن بازی کند. اگر بلد نیستید بازی رایانه ای بازی کنید، وقتش رسیده یاد بگیرید. فرزندتان هم خوشحال خواهد شد!

ماجراجویی های خواندنی- کتاب خوانی دسته جمعی

لازم نیست همه چیز را با چشم تجربه کنیم. تجربه تخیل داستان کتاب در ذهن می تواند دنیای تازه ای را جلوی پای ما بگذارد. با فرزندتان برنامه دورهم کتاب خواندن بگذارید. هرکسی نقش خودش را داشته باشد. اگر می شود، فضا را به فضای کتاب نزدیک کنید، مثلا اگر قرار است شب تاریک جنگل باشد، چراغ ها را خاموش کنید و شمع روشن کنید. اگر قرار است فرزندتان نقش مسافری را داشته باشد که در چادرش روی مریخ منتظر سفینه است، یک پارچه روی میز بکشید و بگذارید او جلوی چادرش بنشیند و بقیه ماجرا را بخواند.

درباره تاثیر دوست در تربیت فرزندان بیشتر بدانید

دوست

وظیفه والدین نسبت به دوستیهای فرزندان

تربیت فرزندان از دغدغه های اصلی پدر و مادر است که در تمام مراحل زندگی از اهمیت ویژه ای برخوردار است . در دوران کودکی تربیت فرزندان از ملاک های خاصی برخوردار است و این دغدغه های والدین در دوران نوجوانی فرزندان چندبرابر میشود . دوستان در این دوران در تربیت فرزندان نقشی اساسی دارند و تاثیر دوستان در تربیت فرزندان بسیار چشمگیر است.

داشتن دوست و برقراری روابط اجتماعی بادیگران از نیازهای اساسی فرزندان بخصوص در سنین نوجوانی و جوانی است. گرچه رفیق خوب و شایسته برای کلیه طبقات مردم در تمام ادوار زندگی ارزنده و مهم است ولی برای نسل جوان اهمیت بیشتر دارد، زیرا جوانی دوره گسترش دوستیها و رفاقت با همسالان است و جوانان که در آستانه زندگی اجتماعی قرار گرفته اند می توانند به وسیله رفیق خوب و بافضیلت، شخصیت خود را تقویت کنند و استعدادهای اجتماعی خویش را به فعلیت در آورند و خود را برای فعالیتهای دامنه دار اجتماعی فردای خویش مهیا سازند.

نقش دوستان در تربیت فرزندان

در این دوره از یک سو عواطف نوجوان نسبت به دوران کودکی عمق بیشتری پیدا می کند، دوستیهای سطحی و تصادفی دوران کودکی تبدیل به دوستیهای عمیق و انتخابی می شود؛ گرچه از تعداد آنها کاسته می شود اما بر عمق و استحکام آن افزوده می شود؛ از سوی دیگر، نوجوان که در پی کسب استقلال از خانواده و بزرگسالان است به طور طبیعی به گروه همسالان توجه و گرایش پیدا می کند. گویی پیوستن به آنها زمینه استقلال او را از بزرگسالان فراهم می کند و نیاز او به حمایت و همدردی که تا دیروز آن را در خانواده و در ارتباط با بزرگسالان می جست برآورده می سازد؛ علاوه بر آن، نوجوان که خود را با دنیایی تازه روبه رو می بیند و از چهار سو با عوامل و انگیزه های نوظهور و ناشناخته مواجه می شود، احساس تنهایی می کند. پیوستن به گروه همسالان این احساس تنهایی او را تا اندازه ای برطرف می سازد.
این عوامل سبب می شوند که گرایش نوجوان به همسالان و دوستان و اثرپذیرش از آنها به بیشترین حد خود برسد. به گونه ای که سن نوجوانی را سن رفاقت بازی خوانده اند دوست و معاشر اصولاً در جان و دل انسان اثر می گذارد و حتی باور و ایمان او را تحت تأثیر قرار می دهد (اَلْمَرءُ عَلی دینِ خلیله و قَرینه).
بررسیهای علمی نشان می دهد که در دوره نوجوانی، اثرپذیری نوجوانان از همسالان از هر کس دیگر ـ از قبیل خانواده و معلم بیشتر است. تأثیر دوستان گاهی به حدی است که می تواند بر نقش و تأثیر والدین غلبه کند، حتی اگر خانواده کودک سرشار از فضیلت باشد. همچنان که در آیات قرآنی آمده و در ادب فارسی تجلی یافته است که فرزند نوح پیامبر چند صباحی با همنشینان بد نشست و برخاست کرد از بیت نبوت برید و به گمراهان پیوست.

تربیت فرزندان

دوستان در تربیت فرزندان نقشی اساسی دارند

پسر نوح با بدان بنشست
خاندان نبوتش گم شد
رسول گرامی اسلام(ص) در تمثیلی زیبا در باره تأثیر دوست و همنشین صالح می فرمایند:
«مَثلُ الجَلیسِ الصّالِح مَثلُ العَطّارِ اِنْ لَمْ یُعْطِکَ مِنْ عِطْرِهِ اَصابَکَ مِنْ ریحِهِ؛
مثال همنشین صالح همانند عطاری است
که اگر از عطرش به تو نمی بخشد اما بوی عطرش به تو می رسد.»

معاشرتها همان گونه که عامل مصونیت اخلاقی اند و اثر سازنده بر روی انسان دارند، در مواردی نیز عامل فساد و انحراف می گردند. از این رو کنترل و نظارت والدین و مربیان از این جهت اهمیت ویژه دارد. والدین باید مراقب باشند که فرزندان نوجوان آنها با چه کسانی طرح دوستی ریخته و رفت و آمد دارند.
امام خمینی در باره دوستیهای کودکان و خصوصا نوجوانان حساس بوده و دقت لازم را داشته اند.
دکتر فاطمه طباطبایی در این راستا چنین می گوید:
«امام بعد از سن تکلیف بچه ها، بیشتر دقتشان در تعلیم و تربیت آنها بود. همیشه از ما می پرسیدند:آیا شما می دانید بچه تان کی از خانه بیرون می رود و کی می آید، با چه کسانی رفت و آمد می کند و یا چه صحبتهایی می کند؟»

امام راحل در تمامی زمینه ها از جمله مسایل تربیتی دیدگاهی وسیع و پیشرفته داشتند، و حتی در جزیی ترین امور زندگی دقت داشته و اهل نظر بودند.
طبق بررسیهای به عمل آمده در سنین نوجوانی زمینه برای لغزشها و آلودگیها کاملاً آماده است. از این رو گاه ممکن است زحمات شبانه روزی و چندین ساله پدر و مادر که سعی کرده اند فرزندی پاک و بی آلایش تربیت کنند، به علت قرار گرفتن در محیطهای آلوده و تماس با افراد ناسالم به سرعت از بین برود، بر این اساس مراقبت خانواده در دوران نوجوانی از اهمیتی ویژه برخوردار است. متأسفانه بعضی خانواده ها از اهمیت چنین مراقبتهایی غافلند و یا به علت گرفتاریهای دیگر، چندان توجهی به این مسایل حیاتی از خود نشان نمی دهند. برخی دیگر از خانواده ها به فرزندان نوجوان خود اعتماد بیش از حد دارند و گمان می کنند که فرزند آنها از قماش دیگری است و حتی فکر خطا نیز به ذهن او خطور نمی کند تا چه رسد به اینکه در عمل لغزشی از او سر بزند! این خوش بینی افراطی ناشی از بی بصیرتی است. انسان هر اندازه که پاک و بی آلایش باشد، در معرض لغزش و خطاست؛ به ویژه در دوران نوجوانی که از تجربه و روشن بینی کافی برخوردار نیست. این خوش بینی سبب می شود که پدر و مادر غفلت کنند و به موقع وظایف خود را نسبت به فرزندان انجام ندهند.

نقطه مقابل این خوش بینی افراطی، بدبینی نسبت به فرزندان خویش است، برخی خانواده ها همواره نسبت به فرزندان و نوجوانان خود برخوردهای بدبینانه دارند و اعمال مراقبت از سوی آنها به صورتی است که حساسیت منفی فرزندانشان را برمی انگیزد و آنها را به لجاجت وا می دارد و چه بسا شخصیت اخلاقی آنها را مخدوش یا لگدمال کند.
اِعمال نظارت و کنترل از سوی والدین نسبت به فرزندان باید به گونه ای باشد که اثرات منفی به دنبال نداشته باشد و آنها احساس نکنند که والدینشان نسبت به آنها بی اعتمادند. در عین حال، پدر و مادر باید به نحوی فرزندان خود را متقاعد سازند که از مراقبت والدین خود بی نیاز نیستند و این مراقبت ناشی از علاقه و مسؤولیتی است که خانواده در برابر فرزندان دارد. بعضی خانواده ها کار سخت گیری را به جایی می رسانند که فرزندان خود را از داشتن هر نوع دوست، بازمی دارند؛ چنین روشی درست نمی باشد؛ زیرا آنها فرزندانشان را از مزایای دوستی و فواید آن محروم می سازند. در دوره نوجوانی، نوجوان نه تنها خواهان محبت دیدن از دیگران است بلکه خود را نیازمند به محبت کردن به دیگران نیز می بیند. داشتن دوستان شایسته این نیاز عاطفی او را برآورده می سازد و او را از تنهایی ـ با تمامی عواقب زیانبارش ـ نجات می دهد و موجبات رشد عاطفی و اجتماعی او را فراهم می سازد. محروم شدن از دوستان خوب، نوجوان را منزوی، غیر اجتماعی و افسرده بار می آورد و برای آینده او زیانبار است. در روایات اسلامی دوست خوب به آب گوارایی تشبیه شده است که تشنگی انسان را برطرف می کند؛ بنابراین کافی نیست که ما فرزندان خود را از معاشرت با دوستان ناشایست منع کنیم؛ بلکه باید آنها را در یافتن دوستان خوب یاری دهیم. پدر و مادر آگاه می کوشند تا با فراهم کردن شرایطی، امکان انتخاب بهترین دوستان را به فرزندان خود بدهند.

آیین دوست یابی از دیدگاه ائمه اطهار(ع)

از وظایف مهم والدین و مربیان در این دوره نشان دادن معیارها و ضابطه ها و اصول دوستی و رفاقت به نوجوانان است. خصوصا این مهم باید در ابتدای دوره نوجوانی صورت گیرد زیرا به تدریج که بر سنین نوجوانی افزوده می شود، دوستی و رفاقت در بین نوجوانان نیز شکل می گیرد و از استحکام بیشتری برخوردار می شود و در این حالت تغییر در این دوستیها امر ساده و راحتی نخواهد بود. اولیای اسلام بهترین ضابطه ها و معیارها را برای انتخاب دوست و رفیق مطرح فرموده اند که مربیان و معلمان باید آنها را به عنوان آیین دوست یابی آموزش دهند.

تربیت فرزندان

آیین دوست یابی را به فرزندانتان آموزش دهید

الف:انتخاب دوست پس از آزمایش:
امام علی(ع) می فرمایند:«کسی که پس از آزمایش صحیح، کسی را به دوستی برگزیند، رفاقتش پایدار و مودتش استوار خواهد بود.»
امام صادق(ع) می فرمایند:«کسی که سه بار نسبت به تو خشمگین شود و در باره ات به بدی سخن نگوید شایسته رفاقت است پس او را برای دوستی انتخاب کن.»
ب:نگه داشتن حدود دامنه دوستی:
امام علی(ع) می فرمایند:«با دوست مورد علاقه ات با مدارا و با حفظ جهات مصلحت اظهار دوستی کن شاید که او روزی دشمن تو شود و به مخالفت با تو برخیزد و نیز در اظهار بی مهری نسبت به کسی که مورد خشم تو قرار گرفته مدارا کن چه ممکن است روزی تیرگی از
میان برود و او مورد علاقه و محبت تو واقع شود.»
امام صادق(ع) می فرمایند:«دوست خود را از اسرار زندگی ات آگاه مکن، آن اسراری که به فرض دشمن شدن او با تو بدان زیان نمی رساند، زیرا دوست کنونی ممکن است روزی دشمن تو گردد و اسرار تو را فاش سازد.»
ج:شرایط دوست خوب:
امام صادق(ع) می فرمایند:«دوستی و رفاقت حدودی دارد کسی که واجد تمام آن حدود نیست او دوست کامل نیست و آن کس که دارای هیچ یک از آن حدود نیست اساسا دوست نیست:اول آنکه، ظاهر و باطن رفیق تو نسبت به تو یکسان باشد. دوم آنکه، زیبایی و آبرویی تو را جمال خود ببیند و نازیبایی و زشتی خود ببیند. سوم آنکه، دست یافتن به مال یا رسیدن به مقام، روش دوستان او را نسبت به تو تغییر ندهد. چهارم، در زمینه رفاقت از آنچه و هر چه در اختیار دارد و نسبت به تو کوتاهی نکند. پنجم آنکه، تو را در مواقع آلام و مصایب تنها نگذارد.»
د:انواع دوست بد:
امام صادق(ع) می فرمایند:«از رفاقت و همبستگی سه گروه بر حذر باش:خائن و ستمکار و سخن چین. کسی که روزی به نفع تو خیانت کند روز دیگر به ضرر تو خیانت خواهد کرد. کسی که برای تو به دیگری ستم می نماید
طولی نمی کشد که به خود تو ستم نماید و کسی که از دیگران نزد تو نمامی می کند به زودی از تو نزد دیگران نمامی خواهد کرد.»
امام علی(ع) می فرمایند:«کسی که روزی برای فضیلتی که در تو نیست به دروغ از تو تعریف می کند سزاوار است که روز دیگر برای صفت بدی که در تو نیست، تو را مذمت کند.»
حضرت سجاد(ع) به فرزندش امام باقر(ع) می فرماید:«ای فرزندم از رفاقت با احمق پرهیز کن چه او هنگامی که اراده می کندبه نفع تو قدمی بردارد بر اثر حماقت و نادانی مایه زیان و ضرر تو می شود.»

وظیفه والدین نسبت به دوستیهای کودکان و نوجوانان
* والدین و مربیان باید اقتضای روحی و روانی دوران جوانی را برای جوانان توضیح داده و تشریح کنند و آنان را به وضع روحی و روانی شان آگاه سازند، اگر بتوانند خطر رفقای ناصالح و ضرر تندروی در رفاقت را به جوانان بفهمانند و با منطقی مستدل و خیرخواهانه آنان را از رفاقت با افراد ناصالح و خلافکار و افراط در دوستی بر حذر دارند، توانسته اند وظیفه خویش را نسبت به آنها در مورد انتخاب دوست انجام دهند و از این راه موجبات خوشبختی و سعادتشان را فراهم سازند.
* والدین آگاه می کوشند تا با فراهم کردن شرایطی، امکان انتخاب بهترین دوستان را به فرزندان خود بدهند و به طور مستقیم و غیر
مستقیم آنها را با معیارهای صحیح انتخاب دوست آشنا سازند؛ خطرات دوستیهای نامناسب را در قالب وقایع و حکایات و تشویق به مطالعه کتاب و غیره به طور مستقیم به او یادآوری و آموزش دهند تا کمبود تجربه او را بدین وسیله تا اندازه ای جبران کنند.
* والدین باید زمینه و بستر مناسبی را برای دوستان خوب فراهم نمایند، مثلاً روابط دوستانه یا خانوادگی یا شغلی والدین با افراد خاص، محله ای که برای زندگی خود انتخاب می کنند و مدرسه ای که فرزندان را در آن نام نویسی می نمایند و جاهایی که برای گردش و تفریح و … می روند، همه این موارد هدفدار و جهت دار باشد، چون این گونه مجالس در شکل دادن به دوستیهای کودکان و نوجوانان با افراد معین مؤثر است.
* والدین به نحوی که فرزندان خود را حساس و بدبین نکنند مراقب نشست و برخاست او باشند و اگر تشخیص دادند که یکی از معاشران او اهلیت تربیتی و اجتماعی ندارد، زمینه قطع ارتباط او را فراهم سازند و در صورت نیاز از همفکری و کمک افرادی که مورد احترام و وثوق فرزند می باشند برای تأثیرگذاری بر تصمیم وی استفاده کنند.
* والدین به فرزندان خود معیار بدهند و آنان را با خصوصیات و ویژگیهای دوست خوب و بد آشنا سازند و در جلسات خانوادگی و جشنها و مراسم مواظب باشند که فرزندان در دام دوستان ناباب گرفتار نشوند.
* والدین وقتی متوجه شدند فرزندشان دوست نابابی دارد سعی نمایند با مشورت با مشاور، برخوردی صحیح، منطقی، مستدل و دوستانه داشته و از برخوردهای لحظه ای، تند و غیر منطقی خودداری نمایند.
* والدین زمینه ای را فراهم سازند تا نوجوانان آنان با دوستان و معاشران مذهبی و تربیت یافته همدم و مأنوس شوند و زمانی که دارای دوستان خوبی هستند به طور غیر مستقیم زمینه استمرار و ادامه دوستی آنان را فراهم نمایند.

پیامها و نتایج
* نیاز به دوست از نیازهای اساسی نوجوانان است، داشتن دوستان خوب برای جوانان اهمیت ویژه ای دارد و می توانند از این طریق شخصیت خود را تقویت و استعدادهای اجتماعی خود را به فعلیت در آورده و زمینه استقلال خود از والدین و سایر بزرگسالان را فراهم آورند.
* در دوره نوجوانی گروه همسالان بیشترین تأثیر را دارند، حتی از والدین و معلمین تأثیرشان بیشتر است.
* در ارتباط با محدودیت و یا آزادی دادن به نوجوانان نباید افراط و تفریط داشته باشیم، اعتدال در این رابطه بهترین شیوه است.
* والدین ضمن اینکه فرزندان خود را از معاشرت با دوستان ناشایست منع می کنند، آنها را در یافتن دوست خوب کمک کنند، در این زمینه شرایط و امکانات لازم را فراهم آورند.
* در سنین نوجوانی وظیفه والدین است که به صورت غیر محسوس، عاقلانه و منطقی بر رفت و آمدهای نوجوانان نظارت و کنترل داشته باشند.
* والدین و مربیان معیارهایی که اسلام برای انتخاب دوست بیان کرده، به فرزندانشان آموزش دهند.
* والدین نسبت به وظایف خویش در قبال کودکان و نوجوانان آگاه باشند و با آگاهی و درایت زمینه رشد و بالندگی فرزندانشان را فراهم سازند.
* امام خمینی با توجه به نیازهای نوجوانان و تأثیری که دوستان در این سن دارند به والدین سفارش و تأکید می کنند که بر رفت و آمد آنان نظارت و کنترل بیشتری داشته باشند.

لطفا توصیه های بیخود یا مستبدانه به فرزندان خود نکنید

فرزندان

آشنایی با اشتباهات والدین در مورد باید و نبایدها به فرزندان

دوست دارید یک فرزند موفق ، مستقل و با اعتماد به نفس تربیت کنید ولی نادانسته نصیحت هایی می کنید مخرب ،پس آنها را کنار بگذارید چرا که با این حرفها تلاش شما نتیجه برعکس خواهد شد

بعضی از بچه ها دوست دارند وقتی بزرگ شدند بسکتبالیست شوند، یا فضانورد و … . بسیاری از والدین معمولا به فرزندان خود می گویند که آنها می توانند وقتی بزرگ شدند هر چه که می خواهند بشوند.

گاهی آرزوهای بچه ها واقعا هیچ ایرادی ندارد ولی زمانی که مثلا فرزند 14 ساله ی شما بدون داشتن هیچ برنامه ی پشتیبانی شده ای، ایده های تخیلی در سر دارد یا احتمال اینکه شما بتوانید از نظر مالی، شرایط دنبال کردن آرزوهایش را فراهم کنید تقریبا صفر است، با گفتن «تو می توانی هرچه که دوست داری بشوی»، مراحل شکست را برایش فراهم می کنید. به جای گفتن اینجور جملات می توانید سازگار با سن و فهم او، او را با واقعیت روبرو کنید.

توصیه هایی که به کودکان تان می کنید باید همراه با حقیقت و واقعیت باشد

اگر درست و به موقع فرزند خود را با واقعیت روبرو نکنید و او را با تخیلات خودش تنها بگذارید، احتمالا به جایی خواهید رسید که ببینید فرزند 25ساله ی شما هنوز در کنار شما و در آپارتمان شما زندگی می کند و یک پیتزا بَر است!
لطفا توصیه های بیخود یا مستبدانه به فرزندان خود نکنید که در دنیای واقعی وجود ندارند. نصیحت های خود را ارزیابی کنید:آیا واقع گرایانه است؟ در بلند مدت به نفع فرزندم است یا به ضررش؟ دست از استفاده از کلام مربوط به عهد دقیانوس بردارید! چون بیشتر مضر هستند تا مفید. بهتر است عقاید و گفتار قدیمی را به افکار، ایده ها و توصیه های دنیای واقعی امروز که واقعا کاربردی و مفید باشند تبدیل کنید. در ادامه برخی از توصیه ها را برای تان می گوییم که معمولا والدین هنوز از آنها استفاده می کنند، در حالیکه نادرست است. ضمنا پیشنهادهایی برای شما داریم.

1. «لازم نیست از من تقلید کنی، کاری را که به تو می گویم انجام بده»

این یکی از بدترین توصیه هایی است که می توانید به فرزندتان ارائه بدهید. بچه ها در حقیقت، بیشتر از رفتارهای پدر و مادر الگو می گیرند تا از گفتارشان. اگر پدر و مادر الگوی رفتاری نارستی ارائه بدهند و سپس بگویند، ببین من چه می گویم و به رفتارم کاری نداشته باشد، کلمات شان کوچک ترین اثری نخواهد داشت.
اگر واقعا ضعفی در رفتار خود دارید بهتر است برطرف کنید، دیگر نیازی نیست با گفتار پند بدهید، بچه ها با نگاه کردن به شما، خودشان الگوهای درست را فرا خواهند گرفت. مثلا اگر به دخترتان می گویید نباید سر برادرش داد بزند، خودتان هم نباید این کار را بکنید، پس اول دست از عادت ِ داد کشیدن ِ خود بردارید تا بتوانید الگوی مناسبی باشید، بعد دیگر لازم نیست زحمت بیفایده ی پند و اندرز دادن را متحمل شوید. همانی باشید که دوست دارید فرزندتان باشد، شما بانفوذترین الگو در زندگی فرزندان تان هستید.

2. «همه چیز درست خواهد شد»

واقعا پدر و مادرها از کجا مطمئن هستند که همه چیز درست خواهد شد؟! آنها که پیشگو نیستند، پس گاهی بهتر است از این عبارت استفاده نکنید، مخصوصا وقتی که فایده ای ندارد! اگر بهترین دوست فرزندتان به دلیل سرطان در حال از بین رفتن است، اینکه به فرزندتان بگویید، غصه نخور، همه چیز درست خواهد شد، هم غیرواقعی است و هم به او آسیب می زنید. فرزندتان عبارت ِ «همه چیز درست خواهد شد» را اینگونه تعبیر می کند که دوستش درمان خواهد شد و به زودی به مدرسه بازخواهد گشت.
به او امید واهی ندهید چون تبدیل به یک دروغگو خواهید شد. ضمنا با این امید دادن های بیخودی باعث می شوید توانایی فرزندتان برای پردازش شرایطی که پیش رو خواهد داشت، ضعیف شود. به جای اینکه خودتان را در نظرش دروغگو کنید، واقع گرا باشید و اجازه دهید کودک تان متناسب با سنش، واقعیت پیشامدی را که به زودی روی خواهد داد درک کند. همزمان این امکان را برایش فراهم کنید که همیشه امیدش را در زندگی حفظ کند. پس وقتی که احتمال بهتر شدن اوضاع واقعا وجود ندارد، فرزندتان را فریب ندهید.

3. «پسرها گریه نمی کنند»

واقعا این جمله ی بی معنی از کجا آمده؟! وقتی پدر و مادری این جمله را به پسر خود می گویند، احساسات او را نادیده می گیرند و به او این پیام را می رسانند که آنها باید هیجانات و احساسات خود را سرکوب کنند و نهایتا جامعه ای خواهیم داشت پُر از مردانی با احساسات سرکوب شده.
خفه کردن احساسات و بروز ندادن آنها هم در بلند مدت به ضرر سلامتی است و هم به روابط آسیب می زند. به پسران خود اجازه دهید مردانی شوند که با افتخار احساسات خود را بروز می دهند، حتی گریه کردن.

4. «نباید به دردت اهمیت بدهی»

این دروغ می تواند آسیب جسمی واقعی به فرزندان وارد کند. من سالها بود که می دویدم و مربی داشتم که عادت داشت بگوید:تو باید بر دردت غلبه کنی. من تنها یک نوجوان بودم و حرف های مربی ام را جدی می گرفتم. طی یک مسابقه آسیب دیدم اما با همین توصیه ی مربی، دردم را نادیده گرفتم و در پایان با هشت شکستگی ناشی از فشار بر استخوان، مجبور شدم از مسابقات فینال کناره گیری کنم، چون حالا دیگر واقعا آسیب دیده بودم. درد، راهی است که بدن علامت می دهد چیزی درست نیست
قوی بودن و با انرژی بر درد فائق آمدن یک مسئله ی دیگری است، اما اینکه به فرزندتان بگویید دردی که دارد را تحمل کند، فقط باعث آسیب دیدنش خواهد شد، نه قوی شدنش. در عوض به او یاد بدهید نسبت به علامت های بدنش دقیق باشد. شما هم توجه کنید؛ آیا دردی که دارد صرفا احساس ناراحتی است یا درد ِ واقعی؟ به او یاد بدهید فرق بین درد واقعی و احساس ناراحتی بدون درد را تشخیص بدهد.

فرزندان

توصیه های حساب شده به فرزندان

5. «تو هرچه که بخواهی می توانی بشوی»

همانطور که در ابتدای مطلب گفته شد، دور نگه داشتن کودک از واقعیت و شاخ و بال دادن به آرزوهای دست نیافتنی او، به ضررش تمام خواهد شد. بهترین کاری که می توانید انجام دهید این است که فرزندتان را برای رسیدن به خواسته های معقول و درستش، تشویق کنید و به او انگیزه بدهید. به عنوان پدر یا مادر باید به او کمک کنید از واقعیت جدا نشود تا بتواند اهداف بلندمدت برای زندگی اش داشته باشد؛ خواسته هایی که دست یافتنی باشند.
مراقب باشید آرزوهای او را سرکوب و لگدمال نکنید اما به او کمک کنید به اهداف واقعی و دست یافتنی فکر کند و مطمئن باشید با حمایت شما و در سایه ی این اهداف معقول، آروزهای غیرمنطقی اش ناخودآگاه کمرنگ و محو خواهند شد. کمک شما می تواند به این صورت باشد که گزینه های مختلف را به او نشان بدهید و اطلاعات کافی در اختیارش بگذارید تا خودش انتخاب کند. هدف و آروزیی که شانس رسیدن به آن، کمتر از یک درصد باشد، تخیلی و دست نیافتنی است.

6. «هرجور که راحتی رفتار کن، خودت باش، ایرادی ندارد»

این توصیه ای است که کودکان را مخصوصا از نظر اجتماعی، آسیب پذیر می کند. گاهی رفتارها و کارهای بچه ها جوری است که از نظر اجتماع پذیرفته شده نیست یا ممکن است در جمع دوستانش، خوشایند نباشد. مثلا اگر دختر شما عادت دارد، از دوستانش به تندی و با عصبانیت انتقاد کند و ایراد بگیرد، هر زمان که چیزی ناراحتش کند، اتفاق ناخوشانید در روابط او با دوستانش خواهد افتاد پس باید به او یاد بدهید ایراد خود را برطرف کند و بداند که همیشه هم خوب نیست آدم خودش باشد و هر جور که راحت است رفتار کند، گاهی نتیجه ی منفی خواهد گرفت.
دختر شما با بروز این عادت نادرست خود، حتما دوستانش را از دست خواهد داد. همه ی رفتارهای باطنی ما لزوما خوب نیستند. بعضی وقت ها لازم است یاد بگیریم رفتارهای بد خود را مدیریت و کنترل کنیم. دختر شما اگر همیشه و در هر جمعی، خود ِ خودش باشد و نسبت به هر چیزی که خوشش نیامد، فور واکنش تند نشان بدهد، با آزاری که به دیگران می دهد، دوستانش را از دست خواهد داد و با نوعی ناکامی در روابط اجتماعی اش روبرو خواهد شد که خشمش را مضاعف کرده و در یک چرخه ی معیوب گرفتار خواهد شد. او باید یاد بگیرید تا جایی این آزادی را دارد که خودش باشد که آزادی دیگران را مختل نکند، کار خلاف و غیراخلاقی انجام ندهد و به دیگران آسیبی نزند.

7. «فقط به آینده فکر کن تا موفق شوی»

وقتی بچه ها را وادار می کنید فقط به آینده فکر کنند، به ضرر آنها عمل می کنید. بچه هایی که در دوران ابتدایی هستند نیازی ندارند در مورد آینده و دانشگاه فکر کنند. بسیاری از پدر و مادرها به بچه های محصل خود، خودسر دارو می دهند تنها به این دلیل که استرس دارند، چون مدام از کودکی به آنها گفته شده باید حواس شان به آینده باشد و به سختی درس بخوانند و از همین ابتدا برای دانشگاه خیز بردارند!
این بچه ها، در میانه ی راه تحصیل ممکن است از درس و مطالعه زده شوند و به طور کلی قید تحصیلات را بزنند. هرگز راههایی پیش پای فرزندان دانش آموز خود نگذارید که به آنها تنش و استرس وارد کند، تکنیک های ریلکسیشن و خودکنترلی را به او یاد بدهید تا هر وقت هم دچار اضطراب شد، خودش راه مهارش را بلد باشد. اجازه دهید در سنین بچگی، بچگی کند و از زمان حال خود لذت ببرد.
فردی که استرس ندارد، شادتر است و علم هم ثابت کرده کسی که شادتر است، موفق تر است. افراد شاد، در مواجهه با استرس ها زندگی، مجهزتر هستند. پس به فرزندتان اجازه بدهید با غرق شدن در زمان حال، از آن لذت ببرد و شاد باشد و با هل دادن او به سمت آینده، نگرانش نکنید.

8. «اگر می خواهی در زندگی موفق باشی، فقط باید سخت کار کنی»

این توصیه ای است که بسیاری از والدین به دلایل ریشه ای دیگر که معمولا جنبه ی فردی دارد به اشتباه به فرزندان شان می کنند. اینکه کسی 16 ساعت در روز کار می کند و کارش را خوب انجام می دهد لزوما به این معنی نیست که فرد موفقی است. افراد ممکن است به سختی کار کنند و تمام تلاش خود را بکنند اما هیچ فرصتی برای رشد و پیشرفت نداشته باشند. چیزی که مهم است هوشمندانه و هدفمند کار کردن است؛ کاری که فرصت های بیشتر برای موفقیت های بزرگ تر ایجاد کند، نه صرفا سخت کار کردن!
سخت کار کردن، خوب است اما باید همره با هوشمندی باشد. فرض کنید خانواده ای دو فرزند دارد، آنها بزرگ می شوند و یکی از آنها عقیده دارد سخت کار کردن، کلید موفقیت است و بنابراین در همان کار می ماند، 16 در روز کار می کند و تنها می تواند هر چند سال یکبار، یک پیشرفت جزئی داشته باشد، چون مهارت خاصی کسب نکرده است.
اما فرزند دیگر عقیده به هوشمندانه کار کردن دارد و سعی می کند دوره هایی را بگذراند و مهارت های کاربردی کسب کند تا خودش را مجهز کند، او کاری را انتخاب می کند که مهارت هایش را به خوبی به کار بگیرد و در واقع در ازای سخت کار کردنش، جواب خوبی هم می گیرد و پیشرفت هایش مداوم است. هر دو نفر سخت کار کرده اند، اما دومی هوشمندانه تر عمل کرده و موفق تر است.
این تنها یک مثال بود. تمام کارهای و مشاغل نیاز به مهارت های خاص یا تحصیلات دانشگاهی ندارند، اما شما باید به فرزندتان کمک کنید ایده هایش را از موفقیت در کار مطلوبش پیدا کند، اینکه چه جور کاری با روحیه و خواسته هایش سازگارتر است و امکان پیشرفت دارد. به او کمک کنید بفهمد چه تصمیم هایی لازم است بگیرد تا حرکتش به سمت رسیدن به هدف، هوشمندانه باشد. روی یک خط مستقیم ماندن و تا آخرین نفس کارکردن، کلید موفقیت نیست.

هر توصیه ای که به فرزندتان می کنید باید حساب شده باشد

شاید شما هم با خواندن این مطلب به این نتیجه رسیده باشید که اشتباهاتی در نصیحت کردن فرزندان تان مرتکب می شوید. همه ی پدر و مادرها صلاح و خوشبختی فرزندان خود را می خواهند و در این شکی نیست، اما حالا می توانید ببینید که گاهی لازم است تغییراتی در کلام و نگرش خود ایجاد کنید.
بعد از اینکه فهمیدید کجای کارتان ایراد دارد، هر چه زودتر اقدام به اصلاح اشتباه کنید. برای حرف هایی که به بچه ها می زنید هدف داشته باشید و از قبل خود را آماده کنید که چه توصیه ی مفیدی قرار است به فرزندتان ارائه دهید که در بلند مدت به نفعش باشد. می توانید توصیه های مهم را یادداشت کنید تا فراموش شان نکنید و برای فکر کردن و پیدا کردن راه مناسب ارائه ی این توصیه ها و نصیحت ها، فرصت بیشتری داشته باشید.