مهارت های یادگیری لازم برای کودک 3 ساله

مهارت کودک سه ساله

مهارت های فردی کودکان سه ساله

کودک 3 ساله موجودی است بسیار پر انرژی . او کنجکاو است و پر از فعالیت و مایل است که برنامه ی او پُرِ پُر باشد ، و وقت و فرصتی برای نشستن و یا احتمالا جز در موارد خاص ، تخیل و تصور ندارد . او به دنبال این است که تمام روزش از برنامه های خوب پُر باشد.

حتما متوجه شده اید که کودک سه ساله تان رفتارهایی از خود نشان می دهد که ناشی از تمایلات او به مستقل بودن است. حالا وقت آن است که کارهایی به او بیاموزید تا بیشتر به خود متکی شده و زندگی خودتان هم آسان تر شود.
ما در اینجا 5 مهارتی که کودک سه ساله شما باید بداند را به شما معرفی خواهیم کرد:
1- کودک سه ساله شما به خوبی بلد است که خودش غذا بخورد. درست است؟ پس چرا به او اجازه نمی دهید که خودش غذایش را بردارد؟ اسنک ها و غذاهای خشک را در طبقات پایین تر یخچال قرار دهید تا بتواند در یخچال را باز کرده و غذایش را بردارد.
مهارت کودک سه ساله

آموزش مهارت های فردی به کودک سه ساله

2- کودک شما قطعا می تواند تحت مراقبت خودتان ظرف ها را آب بکشد یا برخی از آنها را بسابد. ظرف شستن فعالیت احساسی بزرگی است و بچه ها عاشق انجام دادنش هستند.
 
3- به کودکتان یاد دهید که تختش را مرتب کند، به او بگویید که صبح ها پتویش را تا کند و بالشتش را سرجایش قرار دهد. لازم است چند باری به او نشان دهید تا بتواند این کار را درست انجام دهد.
 
4- اگر کودکتان به مهدکودک می روید، به او بگویید که کیفش را خودش جمع کند. او می تواند اگر کتابی دارد آنها را در کیفش بگذارد، ظرف غذا و آب هم همینطور. بعد از اینکه از مهدکودک بر می گردد هم از او بخواهید که ظرف غذایش را در سینک ظرفشویی قرار دهد.
 
5- حتی کودکان دو ساله هم می توانند از پس لباس پوشیدن برآیند، هرچند بالا و پایین یا نامرتب، در هر صورت بالاخره می توانند. در سه سالگی کودک شما باید بتواند بدون کمک تی شرت و شلوارش را بپوشد یا دکمه های لباسش را ببندد.

تنهایی کودکان عوارض جبران ناپذیری دارد

تنهایی کودکان

عوارض مخرب انزوا و تنهایی کودکان

تنهایی برای کودکان عوارض جبران ناپذیر فراوانی دربردارد و می تواند موجب بروز انواع مشکلات روحی و روانی مانند افسردگی و اختلالات خلقی مختلف در آن ها شود. رواج آپارتمان نشینی در کلان شهرها و همچنین سرگرم شدن اطفال با وسایل الکترونیکی نیز پیامدهای مخربی بر تنهاشدن کودکان گذاشته است.

 یک روانشناس کودک گفت:کودکان به بازی و سرگرمی با همسن و سالان یا افراد خانواده، نیاز جدی دارند، اما سبک زندگی شهری موجب تنهایی بسیاری از کودکان شده است که همین «تنهایی» تاثیر زیادی در سلامت جسم و روان کودک دارد.

دکتر علیرضا تبریزی افزود:تنهایی کودکان اگر با حضور پدر و مادر به نحوی پرشود می تواند مشکلات کمتری را برای کودک به وجود آورد، اما وقتی کودک علاوه بر این که همبازی ندارد، والدین هم به او توجهی نکنند، این بی توجهی می تواند موجب بروز اضطراب در کودکان شود.

همچنین کودکان تنها و بدون همبازی در آپارتمان، احتمال دارد به افسردگی هم مبتلا شوند. به گفته این روانشناس کودک، اضطراب ناشی از بی توجهی والدین ممکن است منجر به بروز اختلالاتی نظیر جویدن ناخن، تیک های عصبی و یا شب ادراری شود.

تنهایی کودکان

عوارض جبران ناپذیر انزوای کودکان

وی با بیان این که والدین عمدتا در زمینه بازی با کودکان آموزش لازم را ندیده اند، اظهار کرد:بسیاری از کودکان نمی توانند مانند گذشته به کوچه یا حیاط بروند و با همسن و سالان خود بازی کنند و در منزل هم همبازی ندارند. بنابراین لازم است، خود والدین اوقاتی از تنهایی آنان را پرکرده و با آنان بازی کنند تا کمتر دچار مشکلات ناشی از تنهایی شوند.

تبریزی در پاسخ به این که آیا تنها گذاشتن کودکان در آپارتمان و سرگرم کردن آنها با وسایل روز الکترونیکی می تواند در فرایند رشد آنان تاثیر منفی بگذارد، توضیح داد:از لحاظ فیزیولوژی تنهایی تاثیر مستقیمی بر رشد کودک ندارد، مگر اینکه این تنهایی موجب بازی نکردن و کم تحرکی کودک شود.

البته با تنها شدن، نداشتن همبازی و نبود امکان تحرک کافی در فضای آپارتمان، مهارت های حرکتی این کودکان نیز ضعیف خواهد شد. وی تصریح کرد:در گذشته کودکان با بازی کردن در فضای باز حیاط و کوچه ها، مهارت های حرکتی آنان تقویت می شد اما امروزه با توجه به آپارتمانی شدن خانه ها، کم شدن جمعیت خانواده ها و کمرنگ شدن ارتباطات، این امکان برای کودکان وجود ندارد.

 تنهایی کودکان

عوارض جبران ناپذیر انزوای کودکان

این روانشناس کودک با بیان اینکه «تحرک پایه یادگیری است»، در خصوص عوارض ناشی از استفاده زیاد از وسایل الکترونیکی در بین کودکان، افزود:اگرچه استفاده از وسایل روز، مانند تبلت و موبایل و یارانه می تواند تنهایی کودکانی را که همبازی ندارند تا حدودی پر کند، اما والدین در نظر داشته باشند که صرف نظر از عوارض جسمی که ممکن است در نتیجه استفاده بیش از اندازه از این وسایل گریبان گیر کودکان باشد، بازی با این وسایل مانع از تحرک کودکان می شود و سطح تمرکز در آنان را کاهش خواهد داد.

ترفندهایی برای کتابخوان کردن کودکان

کتابخوان کردن کودکان

چگونه کودکان را به کتاب خواندن علاقه مند کنیم

بار آوردن یک کودک کتابخوان، چندان ساده نیست. اگر از راهش نروید، احتمال اینکه فرزندتان به بازی های رایانه ای و عروسک هایش بیشتر از یار مهربان دل ببندد کم نیست.

رهاکردن بچه‎ها جلوی تلویزیون، حبس کردن شان لابه لای اسباب‎بازی‎های رنگارنگ و تنها گذاشتن آن‎ها در دنیای پر خطر مجازی، این روزها به بخشی از شیوه تربیتی بعضی پدر و مادرها تبدیل شده‎است، پدر و مادرهایی که به واسطه تحصیلات بالا و زندگی در دنیای مدرن، سرشار از اطلاعات و آگاهی از اشتباهات تربیتی نسل‎های گذشته هستند و ازشان توقع می‎رود در فرزندپروری هوشمندانه‎تر عمل کنند. مسئله اما این‎جاست که دانستن، مساوی عمل کردن نیست.

در این دوره و زمانه دیگر کسی نیست که فایده و اهمیت کتاب‎خواندن و قصه گفتن برای بچه‎ها را نداند، اما به‎نظر می‎رسد این دانش به‎تنهایی کافی نیست. بعضی از ‎ پدر و مادرها نمی‎دانند در هر سن، چطور و با چه روش هایی، بچه ها را به کتاب و کتاب خوانی علاقه مند کنند.

اگر شما هم جزو این والدین هستید، شاید راهنمای گام به گامِ ما برای علاقه مند کردن بچه ها به کتاب در دوره های سنی متفاوت، به کارتان بیاید. فراموش نکنید کودکان همواره و در هر سنی، به خصوص سال های اول زندگی، رفتارهای ما را تقلید می کنند، پس قبل از هر اقدامی بهتر است خودمان کتاب بخوانیم.

چگونه کودکان را در سنین مختلف به کتابخوانی علاقمند کنیم

صفر تا دو سالگی
کودک شما در سن کمتر از یک سال به تصویر بیشتر از کلمات علاقه دارد. تصاویر رنگی از حیوانات و آدم ها می تواند چند دقیقه او را خیره کند.کتاب هم برای او یک وسیله بازی است نه مطالعه. پس بگذارید با کتاب هایش ور برود و با آن ها بازی کند.

برای این کار، کتاب های پارچه ای طراحی شده است. کودک بالای یک سال اما میل و رغبتش به کلمات و اشعار بیشتر می شود. شما باید ذائقه او را کشف کنید؛ به چه چیزی علاقه دارد؟ کتاب هایی با عکس حیوانات و اشعار کوتاه معمولا باب میل بیشتر بچه های این سن و سال است.

کتابخوان کردن کودکان

راه های علاقه مند کردن کودکان به مطالعه

دو تا چهار سالگی
در این سن، او دیگر کتاب را به خوبی می شناسد اما هنوز به درستی نمی داند کتاب برای او چه قصه هایی دارد. وقت آن است که او را به دنیای درون کتاب ها ببرید و با فضای جالب و رنگی و هیجان انگیز داستان ها آشنا کنید. این وسط، تصویرگری را جدی بگیرید.

تصاویر کتاب باید زیبا، رنگارنگ، جذاب و غیرترسناک باشد. او حالا علاوه بر سر در آوردن از قصه کتاب، مایل است کتاب هایش را خط خطی کند. برایش دفتری تهیه کنید تا در آن نقاشی و خط بکشد. بچه ها در این سن عاشق شنیدن شعر و داستان های آهنگین هستند. پس می توانید به همراه کتاب خواندن، تئاتر و نمایش عروسکی اجرا کنید.
چهار تا شش سالگی
حالا او بیشتر از هر زمانی دوست دارد روی صفحات و تصاویر کتاب مکث کند. عکس ها را با دقت نگاه کند و رابطه توضیحات شما را با تصاویر دریابد. احتمالا بعضی حروف الفبا و کلمات را می شناسد و آن ها را در متن، تشخیص می دهد. مدام از شما می خواهد کتاب مورد علاقه اش را برایش بخوانید:ده بار، بیست بار…! حق دارید کلافه شوید اما حقیقت این است که بچه ها از تکرار، لذت می برند.

در این سن، بچه عاشق داستان های عجیب و خنده دار است و دوست دارد در صدا و شیوه روایت راوی هم، عجیب بودن و حتی لودگی رفتار بعضی شخصیت ها را احساس کند. حتما اکنون با علایق او آشنا شده اید؛ اگر او عاشق خودروست، داستانی را برایش بخوانید که خودروها شخصیت های اصلی اش هستند و اگر با حیوانات خوب ارتباط برقرار می کند، سراغ گزینه هایی بروید که داستانی را در جنگل و باغ وحش روایت می کند.
شش تا هشت سالگی
حالا کودک تان با سواد شده و می تواند بسیار آهسته و با مکث های طولانی، خودش کتاب بخواند. او را هول نکنید و اجازه دهید با همه اشتباهاتش، باز هم خودش متن کتاب را روخوانی کند. احتمالا سوالات فراوانی خواهد پرسید؛ وظیفه شما همین است که تا حد امکان به سوالات بی شمار او درباره قصه و شخصیت ها و حواشی داستان، پاسخ دهید. وجود کتاب های متنوع در کتابخانه فرزندتان، این امکان را به او می دهد که هر روز برحسب حال و هوایش، کتابی را برای خواندن انتخاب کند.
هشت تا ده سالگی
در این سن، خلاقیت بچه‎ها را درگیر داستان کنید. گاهی قبل از خواندن صفحه بعدی، تصویر صفحه را به کودک نشان بدهید و از او بخواهید باتوجه به تصویر، ادامه داستان را حدس بزند. یا مثلا کلمات آخر هر سطر یا پاراگراف را نخوانید و از فرزندتان بخواهید جمله را تمام کند. بچه ها را در جریان قصه‎خوانی با خودتان همراه کنید. مثلا درباره بعضی از مفاهیم یا رفتارها از او سوال کنید، البته نه به صورتی که بین اجزای قصه فاصله بیفتد و شیرازه قصه از هم بپاشد.

آیا خوابیدن کودک با والدین کار صحیحی است؟

خوابیدن کودک با والدین

فواید و خطرات احتمالی خوابیدن کودک در کنار والدین

یکی از مسائل مهمی که ذهن بیشتر والدین جوان را مشغول می کند، این است که باید فرزندشان رادر اتاق خودشان بخوابانند یا اینکه او را از همان ابتدا به خوابیدن دراتاقش عادت دهند. نگرانی از اینکه مبادا برای کودک مشکلی پیش آید و مادر متوجه نشود، باعث می شود بسیاری از مادران کودکشان را در تخت خودشان بخوابانند…

خوابیدن در کنار کودک، با کودک خوابیدن یا خواب خانوادگی، اسمش را هر چه می گذارید، این نحوه خوابیدن بدان معناست که کودک به جای تنها خوابیدن در اتاق یا تخت مختص به خود، در کنار والدینش می خوابد. مطالعاتی که در سراسر جهان صورت گرفته حکایت از آن دارد که بسیاری از خانواده ها و به خصوص خانواده هایی که دارای یک یا چند کودک هستند با هم و در کنار یکدیگر به خواب شبانه می روند و نکته جالب توجه این است که در بسیاری از کشورها این روند در حال افزایش است.
تنها در آمریکا و بر اساس مطالعه ای که اخیرا صورت گرفته مشخص شده است که 13 درصد والدین به همراه کودکانشان به خواب می روند. البته ممکن است بسیاری از والدین نظر مثبتی نسبت به این مقوله نداشته باشند اما در برخی موارد نظیر مواقعی که کودک به هر دلیل دچار ترس و کابوس شده به او اجازه می دهند که در کنارشان به خواب رود.

چگونه مطمئن شوم که خوابیدن در کنار کودک برای او و ما مفید است یا نه؟

اصولا تصمیم گیری در اینگونه موارد امری کاملا شخصی است زیرا ممکن است آنچه که برای خانواده شما اثر مثبتی داشته باشد، برای خانواده مشابه دیگری پیامدهای نه چندان مثبتی به همراه داشته باشد. نکته اینجاست که باید به سلامت روانی و ایمنی کودک خود توجه کافی داشته باشید و هر اقدام مناسبی را برای ارتقای این دو مورد انجام دهید. متخصصان آمادمی طب اطفال آمریکا نظر منفی نسبت به خوابیدن کودک در کنار پدر و مادرش دارند و آن را در تضاد با سلامت و ایمنی کودک می دانند. از سوی دیگر کم نیستند متخصصانی که نظر مثبتی در این زمینه دارند.
به هر حال باید توجه داشت که شرایط هر خانواده با خانواده دیگر تفاوت دارد. برخی کودکان از اینکه در کنار والدینشان به خواب روند حس بهتری داشته و در مقابل بسیاری از کودکان زمانی روحیه شادتری خواهند داشت که در اتاق خود به خوابی مجزا بروند.

خوابیدن کودکان با والدین

خوابیدن کودک با والدین

مزیت های خوابیدن کودک در کنار والدین

از نگاه بسیاری از والدین و روانشناسان کودک، خواب خانوادگی مز یتهایی دارد که نمی توان از آنها چشم پوشی کرد:
تقویت پیوندهای عاطفی
در عصر حاضر که بسیاری از والدین مجبور هستند مدت زمان زیادی را در خارج از خانه مشغول کار و تلاش پیگیرانه باشند و تنها مدت زمان اندک در محیط گرم خانه برای همراهی با کودکانشان دارند، خوابیدن به همراه آنها می تواند بخشی از کمبود عاطفی ناشی از نبودن در خانه را جبران کند. پس از یک روز کار پرمشغله، پدر و حتی مادری که در خارج از خانه کار می کند در کنار فرزندانشان در حالی که آنها لباس خواب بر تن کرده اند حاضر شده و ضمن اینکه دقایقی با یکدیگر صحبت می کنند خود را برای خوابی آرام آماده می کنند.
تغذیه بهتر کودک
مادرانی که در کنار کودکانشان می خوابند معتقدند در این مواقع شیر دادن به نوزاد کار به مراتب ساده تری خواهد بود. البته درخصوص نوزادان باید توجه داشت که شرایط مناسبی برای خوابیدن او در کنار والدین برای فراهم شود تا خطراتی نظیر خفگی سلامت آنها را تهدید نکند. البته نکته جالب توجه دیگری نیز در این زمینه مطرح می شود و آن اینکه نوزادانی که در کنار والدین خود به خواب می روند، رایحه شیر مادر را احساس کرده و ممکن است در مقایسه با سایر نوزادانی که در تختی مجزا و در محیطی دیگر به خواب می روند، بیشتر از خواب برخاسته و با حرکاتی نظیر گریه کردن تقاضای شیر مادر کنند.
تقویت خلاقیت در روابط زناشویی
درحالی که بسیاری از پدر و مادرها بر این باورند که خوابیدن کودکانشان در کنار آنها داشتن مانعی در روابط زناشویی محسوب می شود اما در نقطه مقابل بسیاری از والدین نیز قرار دارند که معتقدند نباید خود را از مزیت های خوابیدن در کنار کودکان محروم کنند. در عین حال آنها به طور ناخواسته مجبور می شوند که برای داشتن روابط زناشویی خود خلاقیت های دیگر به خرج دهند.
تقویت حس اعتماد به نفس در کودک
بسیاری از روانشناسان کودک بر این باورند که خوابیدن والدین در کنار فرزندانشان حداقل یک نتیجه مثبت به همراه خواهد داشت که آن چیزی نیست جز تقویت حس اعتماد به نفس کودک. شاید در ظاهر اینگونه به نظر برسد که این دسته از کودکان به دلیل وابستگی عاطفی که با والدین خود پیدا می کنند به تدریج حس اعتماد به نفس خود را از دست داده و تبدیل به کودکانی وابسته می شوند.
اما متخصصان اطفالی نظیر «ویلیام سرز» نگاه تیزبینانه ای به این مقوله دارد. او می گوید:کودکانی که خوابیدن در کنار پدر و مادر را تجربه می کنند همواره از نوعی حس دلگرمی و اطمینان خاطر برخوردارند. آنها افرادی با اعتماد به نفس بالا خواهند بود که می توانند قرار گرفتن در محیط های جدید و کسب استقلال فکری و رفتاری را بهتر از سایر کودکان پذیرا باشند.
خطرات احتمالی خوابیدن کودک در کنار والدین
نهادهایی نظیر کمیسیون ایمنی محصولات مصرفی در آمریکا و آکادمی طب اطفال این کشور همپای بسیاری از سازمان های مشابه در گوشه و کنار جهان نظر مخالفی نسبت به خوابیدن کودک در کنار والدینشان دارند. متخصصان این سازمان ها هشدار می دهند که خوابیدن والدین در کنار کودکان زیر دو سال خطر بروز مرگ ناشی از خفگی و سندروم مرگ ناگهانی نوزاد در خواب (SIDS) را افزایش می دهد. با این حال انبوهی از کارشناسان در نقطه مقابل قرار داشته که می گویند اگر نکات ایمنی به خوبی رعایت شود، خوابیدن کودک در کنار والدینش هیچ خطری برای سلامت او به همراه نخواهد داشت.
نکته مهمی که باید به آن توجه کرد این است که اگر قصد دارید خوابیدن در کنار نوزاد را در یک تخت تجربه کنید هیچگاه نباید او را به تنهایی بر روی تخت رها کنید زیرا تختخواب های مخصوص افراد بزرگسال دارای حفاظ نبوده و هر لحظه امکان غلط خوردن نوزاد و سقوط او بر روی زمین وجود دارد.
همواره به خاطر داشته باشید که نوزاد یا کودک خردسال باید به پشت بخوابد، حتی اگر در کنارتان خوابیده و به او نزدیک هستید. در غیر این صورت احتمال مرگ ناشی از خفگی و یا سندروم مرگ ناگهانی نوزاد (SIDS) جان او را تهدید خواهد کرد. از آن گذشته درحالی که قصد خوابیدن در مجاورت کودکتان را دارید هرگز سیگار نکشید. مطالعات زیادی در این زمینه انجام شده که نشان می دهد والدینی که در مجاورت کودکان خردسالشان سیگار می کشند، آنها را در معرض سندروم مرگ ناگهانی نوزاد قرار می‎ دهند.
همچنین اگر شما و همسرتان مبتلا به اضافه وزن قابل توجه هستید توصیه می کنیم که فکر خوابیدن در کنار کودک بر روی یک تخت را از سر خارج کنید چون به این ترتیب عملا جایی برای کودک باقی نمی ماند.

عدم تمرکز کودک زیر یکسال و روش درمان آن

عدم تمرکز کودک

ذهن کودکتان یکساله بیشتر تمرکز پذیر است یا غیرقابل تمرکز؟

فرآیند توجه و تمرکز در کودک به تکامل سیستم عصبی، حواس و هوش بستگی دارد .اما میتوان تمرکز را در کودک افزایش داد.

اغلب مادران نگران رشد جسمی و ذهنی کودک خود هستند و دوست دارند بدانند آیا فرزندشان دچار تأخیر در رشد نشده است و از هوش بالایی برخوردار خواهد بود یا نه. آنان گاهی دچار نگرانی های بی مورد می شوند و گاهی هم به این مسائل بی توجهی نشان می دهند.

در حالتی که هیچ عاملی نمی تواند فکر بعضی از کودکان را منحرف کند، ولی فکر بعضی از کودکان را به آسانی می توان از انجام کارها منحرف کرد. ذهن اغلب یک ساله ها را در مقایسه با کودکان بزرگ تر به سادگی نسبتاً بیشتری می توان از موضوعی منحرف کرد.اگر کودک یک ساله دارای ذهن بسیار انحراف پذیر باشد، هنگامی که عصبانی می شود می توانید با شکلک درآوردن یا آواز خواندن، فکر او را از مسئله دور کنید.
مثلاً اگر به طرف یک گلدان شکستنی می رود سریعاً یک اسباب بازی به او نشان دهید، به احتمال زیاد خواهید توانست علاقۀ او را به سوی اسباب بازی برگردانید. اگر میل ندارد صورتش را بشویید، می توانید این کار را به صورت بازی درآورید و او از مقاومت دست خواهد کشید.
در مقابل، یک کودک یک سالۀ دارای تمرکز حواس در برابر تلاش های شما برای به انحراف کشیدن علاقه اش مقاومت خواهد کرد. اگر مشغول بازی با یک اسباب بازی باشد و آن را از دست او بگیرید، وسیلۀ دیگر را قبول نخواهد کرد. اگر سرگرم فعالیتی باشد، هنگامی که سعی کنید با او حرف بزنید تا توجهش جلب شود، شما را نادیده خواهد گرفت.

عدم تمرکز کودک

علت عدم تمرکز کودک یکساله

پاسخ به این پرسش ها، در مشخص شدن اینکه ذهن کودکتان بیشتر تمرکز پذیر یا غیرقابل تمرکز است، به شما کمک خواهد کرد:
– آیا اگر هنگام بازیِ فرزندم، صدای زنگ در یا زنگ تلفن به گوش برسد، او سرش را بلند خواهد کرد؟
– درصورتی که فرزندم گرسنه باشد، اگر اتفاقی رخ دهد یا دیگران مشغول گفتگو باشند، به خوردن ادامه خواهد داد؟
– هنگامی که کودکم سرگرم بازی با اسباب بازی اش است، هر بار کسی وارد اتاق می شود، سرش را بالا خواهد آورد؟
– آیا کودک همراه با من به نگاه کردن به تصاویر یک کتاب ادامه می دهد، حتی اگر صداهای مزاحمی مانند بوق اتومبیل یا به هم خوردن در اتاق وجود داشته باشد؟
– اگر فرزندم به بازی در پارک مشغول باشد، هر بار که فردی از کنارش عبور می کند، سرش را بلند می کند؟

اگر به نظر برسد کودک یک ساله تان دارای ذهن بسیار متمرکزی است، آیا تاکنون توجه کرده اید که همراهی کردن با این صفت خُلقی دارای مزایا و نیز مشکلاتی است.
کودک بسیار متمرکز هنگامی که به کاری که از آن لذت می برد، مشغول است، بسیار ساده کنترل و مهار می شود. او می تواند تنها با یک یا دو اسباب بازی سرگرم شود و به کشف و بررسی هر آنچه در اتاق وجود دارد، نیازی ندارد

چگونه توجه و تمرکز کودکان را افزایش دهیم؟

برای کار روی توجه و تمرکز کودکان،اولین قدم جلب توجه آنهاست. برای این کار باید روش هایی را به کار بگیریم که برای کودک جذاب و بازی گونه باشد. در این صورت توانمندی های کودک در زمینه توجه به نحوی گسترش می یابد که در طول زندگی برای وی مفید خواهد بود. سعی ما بر این است که به کودکان مهارت هایی را آموزش دهیم تا هر دو نوع توجه را داشته باشند. در شیرخوارگی که مغز در حال رشد است، باید روی توجه کلی کار کرد. افزایش تجربه ها و انجام بازی هایی که مهارت توجه را افزایش می دهند، در این میان بسیار کمک کننده است.

بازی هایی برای افزایش تمرکز کودک 1 ساله

والدین با توجه به سن کودک می توانند از این بازی ها استفاده کنند. نمونه هایی از این بازی ها به شرح زیر است:

عدم تمرکز کودک

افزایش تمرکز کودک یکساله

تا یک سالگی: زبانت را از دهانت بیرون بیاور. در این بازی ابتدا کودک را صدا کنید و به او لبخند بزنید تا توجهش جلب شود. بعد زبانتان را بیرون بیاورید و کمی حرکت دهید. برای او توضیح دهید که در حال انجام چه کاری هستید. با صدا درآوردن، توجه کودک را به خود جلب کنید. لمس زبان کودک، می تواند به او کمک کند تا بهتر بفهمد در مورد چه چیزی صحبت می کنید. این بازی به او کمک می کند کنترل بیشتری روی زبانش داشته باشد و در آینده توانایی درآوردن صداهای مختلف و لغات را پیدا کند.

تا زمانی که کودک توجه دارد، بازی را ادامه دهید و با خسته شدن او، آن را به روز دیگر موکول کنید. به کمک این بازی، کودک روی توانایی ای که دارد، تمرکز می کند. در این سن زبان شیرخوار برای مکیدن شیر آماده است. با این بازی، کنترل عضلات زبان را هم به دست می آورد. کم کم این مهارت به بازوها و پاها تعمیم داده می شود و آگاهی از خویشتن در او بالا می رود. این بازی به کودک می فهماند چه جنبه هایی برای بازی های جذاب و خنده دار دارد.

مشکل تمرکز و عدم تمرکز

همچنین اگر مُصر و با پشتکار باشد، احساس خواهید کرد، در ضمن اینکه با خشنودی و رضامندی سرگرم است، می توانید بسیاری از کارهای شخصی تان را انجام دهید. هنگامی که می خواهید با او بازی کنید یا داستانی برایش بخوانید، حتی اگر عوامل مخل وجود داشته باشند، او درگیر و علاقه مند باقی می ماند.

برای والدین کودک بسیار متمرکز، منصرف کردن فرزندشان از یک فعالیت و انجام کار دیگر بسیار سخت است، حتی اگر بازی دوم چیزی باشد که او دوست دارد و از آن لذت می برد.
اگر به نظر می رسد نمی توانید ذهن کودکتان را منحرف کنید، سعی کنید از جنبه های مثبت این ویژگی لذت ببرید، تا بتوانید با جنبه های منفی آن کنار بیایید. هنگامی که میل دارید توجه کودک را جلب کنید، مطمئن شوید روشتان بسیار ملایم و شفاف باشد.
به طرف او بروید، در چشمانش خیره شوید و به آرامی صحبت کنید. برای انجام کارها، او را به غرولند شنیدن عادت ندهید، چون به این ترتیب یاد می گیرد، بیش ازپیش شما را نادیده بگیرد.
سعی کنید قبل از شروع کاری، او را از آنچه که بعداً پیش خواهد آمد، آگاه کنید. مثلاً، می توانید بگویید:تا سه دقیقۀ دیگر می توانی در حمام باشی و بعد وقت بیرون آمدن است. وقتی زمان موردنظر به پایان رسید، از او بخواهید خارج شود ولی اگر به بازی ادامه داد، شیر آب را ببندید و او را بیرون بیاورید.
این شیوه برای کمک به کودک برای توجه به محدودیت های در نظر گرفته شده، بیش ازحد مؤثر خواهد بود. او سردرگم و پریشان نخواهد شد ولی خواهد آموخت هنگامی که صدای شما را می شنود که می گویید من جدی می گویم، به شما توجه کند.
اگر ذهن و حواس فرزند شما بسیار قابل انحراف و پریشان به نظر می رسد، می توانید آستانۀ تحریک را در اطراف او تا حد ممکن پایین نگه دارید. زمانی که به کاری مشغول است، سعی کنید رشتۀ افکار او را پاره نکنید و درحالی که مشغول بازی با یک اسباب بازی است، اسباب بازی دیگری به او پیشنهاد نکنید.
اگر به نظر می رسد به سختی می تواند برای بیش از یک دقیقه با اسباب بازی هایش بازی کند، می توانید با قرار دادن تنها چند اسباب بازی در اختیار او، در هر نوبت بازی، از سرعت عمل او بکاهید.
کودکی که ذهن متمرکزی ندارد، اگر دارای حق انتخاب های زیادی باشد، ممکن است گیج و دستپاچه شود. شما متوجه خواهید شد، انحراف ذهن او از یک رفتار نادرست آسان است و این امر بسیار وسوسه برانگیز است که بدون آنکه هیچ گاه کلمۀ نه را به زبان بیاورید، توجهش را به چیز دیگری معطوف کنید.
ولی درنهایت ایده های ابتکاری شما برای جلب علاقه او به شیئی جدید به پایان می رسند و احتمالاً هنگامی میر سد که میل پیدا می کنید به راحتی کلمۀ نه را بر زبان بیاورید.
گاهی والدین کودک فعال و بسیار غیرمتمرکز یک ساله، دچار این نگرانی می شوند که فرزندشان بیش فعال است. اگر دراین باره نگرانی دارید با پزشک خانواده یا مشاور بهداشت خودتان مشورت کنید.
اگرچه بیش فعالی در کودک یک ساله غیرممکن است، ولی فردی که با تعداد بسیار زیادی کودک در تماس است، خواهد توانست به شما بگوید آیا رفتار کودک تان طبیعی است یا خیر.
درصورتی که فعالیت و عدم تمرکز فرزندتان بیش ازاندازه باشد، قادر خواهید بود برای تعدیل و ملایم کردن و کنترل رفتار او، از پزشک یا مشاور بهداشتی خود، پیشنهادهای عملی دریافت کنید به طوری که بتوانید از اوقاتی که با یکدیگر می گذرانید، لذت بیشتری ببرید.

راه داشتن فرزند درس خوان و ثروتمند چیست؟

فرزند درس خوان

چگونه فرزند درس خوانی داشته باشیم؟

آیا وقتی که به فرزندنمان می گوییم درس هایت را خوب بخوان و نمرات خوبی بگیر تا به دانشگاه بروی و در آینده شغل مطمئنی به دست بیاوری، واقعا صد در صد به جملاتی که می گوییم باور داریم؟ آیا در دنیای آینده، کسی شغل فرزندان درسخوان و با استعداد ما را تضمین می کند؟ آیا تحصیلات عالیه دانشگاهی، نمرات ممتاز و دارا بودن مدارک دکترا و مهندسی، آن ها را در برابر هزینه های زندگی بیمه می کند؟ آیا فکر می کنید باید آن ها را به دست تقدیر بسپاریم تا در آینده در فقر دست و پا بزنند؟

شاید شما نیز جزء آن دسته از پدر و مادرهایی هستید که در دیروزهای کودکی درس هایتان را به امید آینده ای روشن به خوبی خوانده اید. شاید شغل خوبی نیز به دست آورده باشید. با این احوال ممکن است گاهی اوقات هزینه های کمرشکن زندگی امروز شما را به این فکر بیاندازد که نکند در قسمتی از مسیرتان راه را به اشتباه رفته اید! یعنی کجای کار اشتباه شده است؟ شما که تمام سعی و تلاش خود را در مدرسه و دانشگاه به کار برده اید و در این مسیر از هیچ تلاشی فروگذار نکرده اید!

نه، شما اشتباه نکرده اید! لااقل مقصر شما نبوده اید! فقط قدم در راهی گذاشته اید که نظام آموزشی آن را پیش پای شما گسترده است. یک فرمول که ظاهراً تاریخ مصرف آن به دهه های گذشته مربوط می شده است، یک نصیحت خوب برای بچه هایی که در یک دنیای کم تغییر زندگی می کرده اند، آن ها با دستیابی به یک میزان از تحصیلات متوسط، شغل تضمین شده ای در برابر خود داشتند و بعد از 30 سال کار با دریافت یک حقوق بازنشستگی مطلوب زندگی آرام و بی دغدغه ای را آغاز می کردند. عصری که شاید صنعتی بود ولی هرچه بود نام آن عصر اطلاعات نبود. زیرا اطلاعات تحصیلی آدم های آن عصر برای 30 سال عمر کاری آن ها کافی بود و مثل امروز نبود که بسیاری از یافته های علمی و اطلاعاتی مورد نیاز مشاغل در طی یک ماه بلااستفاده شوند.

فرزند درس خوان

چگونه فرزندی تحصیلکرده و ثروتمند داشته باشیم؟

نیازهایی که آن ها داشتند نیز با نیازهای امروز متفاوت بود. چرا که ماشین، خانه مستقل، موبایل، لپ تاپ، تبلت، تلویزیون پلاسما، کارت اعتباری، بلیط هواپیما، فست فود، ماهواره، کافی شاپ، اینترنت، مدرسه غیر انتفاعی، هزینه برق، گاز، تلفن، شارژ آپارتمان و هزاران هزینه دیگر در سبد نیازهایشان نبود. بنابراین، اشتباه از آن جایی آغاز شده است که نظام آموزشی بدون در نظر گرفتن تغییرات این عصر جدید، برای بچه ها در دنیای پر تغییری که هر لحظه با سرعتی سرسام آور پیش می رود، نسخه ای یکسان با عصر گذشته پیچیده است؛ نسخه ای که ممکن است دیگر برای آینده ی بچه ها هیچ کارایی نداشته باشد.

در عصر جدید، ما که با دانش بدون تغییر عصر قدیم تربیت شده ایم با سختی و تلاش فراوان درس می خوانیم و ذهن خودمان را از محفوظاتی پر می کنیم که بسیاری از آنها در هیج کجای زندگی به کارمان نمی آیند و بعد از آن هم اگر بتوانیم به سختی شغلی پیدا می کنیم. سپس در تمام عمر به سختی کار می کنیم تا پول بیشتری به دست بیاوریم تا این که مالیات ها و بدهی های بیشتری بپردازیم و در بدهی های بیش تری فرو برویم.

در تمام این اعصار، حتی موضوع انشاء ما نیز علم بهتر است یا ثروت بود و بدون هیچ علتی همیشه به ما دیکته شد که فقط علم پیروز این میدان است. اما در عین حال در پیش چشمان متعجب ما در عمل همه ارکان جامعه از کوچک و بزرگ، از عالم و جاهل، از دولتمرد تا مردمان عادی در تمام طول عمر، سراسیمه به دنبال این ثروت مذموم می دویدند. حتی آنان که خود دانش آموخته عرصه علم بودند برای جبران روزهای گذشته چنان از یک دیگر سبقت می گرفتند که گویی می خواستند ره صدساله را یک شبه طی کنند.

هیچ گاه در مدارس به ما یاد ندادند که مرز بین این دو کجاست. هیچ گاه به ما یاد ندادند که این دو با هم جمع شدنی هستند و برای کسب یکی الزاما نباید دیگری را از دست داد. هیچ گاه به ما یاد ندادند که اقتصاد یک علم است و تولید ثروت یک برنامه ریزی مستمر می خواهد و یک شبه ممکن نیست؛ که اگر یاد داده بودند، هیچ جوانی در سر رویای پولدار شدن از طریق شبکه های هرمی را نمی پروراند یا هیچ بزرگسالی برای جبران روزهای علم بهتر است از ثروت، روی به اختلاس بانکی و تبانی مالی نمی آورد. بنابر این دست اندرکاران نظام آموزشی با این استدلال که مدرسه محل کسب علم است، درست در عصری که بچه ها باید بدانند که تضمین آینده آن ها در کسب علمی ثروت است، ثروت را برای همیشه از مدارس بیرون کرده اند.

مذموم بودن ثروت اندوزی باعث شده است که در مدارس هیچگونه آموزش های مالی، اقتصادی و سرمایه گذاری به بچه ها داده نشود و همه این آموزه ها به بعد از مدرسه و دانشگاه موکول گردند؛ یعنی روزی که فارغ التحصیلان جویای کار با سرخوردگی پای در دنیایی بگذارند که پول حرف اول آن را می زند و به قول رابرت کیوساکی نویسنده کتاب پرفروش فرزند ثروتمند، واقعیت تلخ دنیای واقعی آنان را به «چرخه دَوَرانی زندگی» پرتاب کند. در این روزگار تعداد بی شماری از ما پدر و مادرها در چرخه دَوَرانی زندگی اسیر شده ایم و ناخودآگاه فرزندان خود را به دنبال خود به این چرخه می کشانیم.

در بهترین حالت فرزندان خانواده های دارای تحصیلات متوسط، مسیری مشابه مسیر زیر را طی می کنند:
تحصیل:بچه ها به مدرسه می روند. آن ها به خوبی درس می خوانند و با کسب نمرات خوب موجب افتخار پدر و مادر می شوند. سپس در کنکور شرکت می کنند و طی یک رقابت فشرده از همکلاسی هایشان پیشی می گیرند و با سربلندی به دانشگاه و مراکز آموزش عالی راه می یابند.
شغل: به عنوان دکتر یا وکیل مشغول به کار می شوند. یا به استخدام ادارات دولتی و ارتش در می آیند و با دریافت حقوق های نسبتا خوب به سوی آینده ای زیبا قدم برمی دارند. آن ها به پشتوانه درآمدشان به خرید یا بازدید از اماکن تفریحی و… می پردازند، کاری که شاید بقیه جوانانی که از آن ها موفقیت کمتری کسب کرده اند در حسرت آن به سر می برند.

فرزند درس خوان

چگونه فرزندی تحصیلکرده و ثروتمند داشته باشیم؟

ازدواج: بعد ازدواج می کنند. حالا زندگی ایده آل می شود، چون امروزه زن و مرد پا به پای یکدیگر کار می کنند. بنابر این آن ها دو منبع درآمدی دارند و به پول بیش تری دست پیدا می کنند. آن وقت، هنگامی که هر دو احساس می کنند در موفقیت غرق شده اند، به ارتقاء سطح زندگی شان می پردازند. تصمیم به خرید خانه، اتومبیل، تلویزیون، رفتن به مسافرت و بچه دار شدن می گیرند. در هر یک از این مراحل زوج خوشبخت متوجه می شوند، برای این که به اهدافشان برسند باید پول بیش تری به دست بیاورند. بنابر این باید بیش تر و بیش تر کار کنند.
چرخه دورانی: آن ها به خاطر بچه ها، سر و سامان دادن به تحصیل و مدرسه آن ها، منزل بزرگ تر و نیازهای دیگر… باید درآمد بیش تری داشته باشند، پس بیش تر و بیش تر کار می کنند و حتی به شغل دوم و سوم روی می آورند. درآمدها بالاتر می رود، اما همچنان که دریافت ها بیش تر می شود، ارقام مالیاتی، کسورات بیمه، بدهی های مختلف بانکی و اقساط گوناگون نیز بیش تر می شوند.
این روند تا جایی پیش می رود که آن ها با این که نسبت به بسیاری از افراد جامعه از تحصیلات و حقوق بیش تری برخوردارند، اما خیلی زود به مرحله ای می رسند که درآمدهایشان حتی کفاف روزهای آغازین ماه را هم نمی دهد.
حالا این زوج خوشبخت دیگر حسابی در دام چرخه دورانی زندگی افتاده اند. هزینه تحصیل بچه ها در دانشگاه و روزهای بازنشستگی و از کارافتادگی که خیلی زود در برابر آن ها قرار می گیرد، پیش روی آن ها است. حالا چه بخواهند و چه نخواهند باید سخت تر از گذشته کار کنند تا بتوانند از پس پرداخت بدهی اقساط معوقه و یا جرایم بدهی های بانکی و … بربیایند زیرا امکان دارد بانک خانه ای را که با کمک وام مسکن دریافت کرده اند نیز به تملک خود دربیاورد.

در چنین حالتی آن ها که در تمام زندگی به سختی درس خوانده اند و کار کرده اند، فقط می توانند برای تحقق رویاهای خود، فرزندانشان را نصیحت کنند که خوب تر از آنان درس بخوانند، نمرات خوب تری بگیرند تا بتوانند شغل مطمئن تر و پردرآمدتری پیدا کنند و بدین ترتیب این چرخه دورانی به نسل سخت کوش دیگری انتقال داده می شود. اما واقعیت این است که راه نجات فرزندان ما در تکرار این چرخه نیست. بلکه تنها راه این است که ما بتوانیم مهارت فرزندان خود را در زمینه مسائل مالی ارتقاء ببخشیم، چیزی که این روزها از آن به عنوان پرورش هوش اقتصادی نیز یاد می کنند.
وظیفه ما این است که بچه ها را مطابق با عصر جدید و برای ورود به دنیایی که انتظار آن ها را می کشد آماده کنیم. حقیقتا آموزش شالوده و پایه و اساس موفقیت بچه ها در دنیای آینده است. اما همانگونه که مهارت های تحصیلی برای زندگی ضروری هستند، به همان اندازه هم دانستن مهارت های مالی – اقتصادی و همچنین فراگیری مهارتهای اجتماعی و ارتباطی برای بچه ها ضروری است.

به راستی آموز ش های مالی – اقتصادی در کدام مرحله از زندگی فرزندان ما جا دارد؟
این همان چیزی است که غالبا در مدارس به بچه ها یاد داده نمی شود و موجب می شود که بچه های باهوش و درسخوان امروز به افراد تحصیلکرده ولی بی پول فردا تبدیل شوند.
ما به عنوان والدین بچه ها مجبوریم چشمانمان را به روی افکار جدید و جسورانه بگشاییم. تربیت بچه ها با روش قدیمی و سوق دادن آنها به سوی حقوق بگیر شدن موجب می شود که آن ها در زندگی آینده شان از پرداخت مالیات، قبوض و هزینه های دولتی نیز عاجز باشند. ایده گرفتن نمرات خوب برای یافتن شغل مناسب یک ایده ی قدیمی است. ما امروز نیاز داریم که فرزندانمان را با درجات بالاتر و استادانه تر و پیچیده تری از پیشرفت آشنا کنیم. ما نیازمند ایده های جدید و روش های آموزشی متفاوت هستیم. آموزش مفاهیم مالی و کارآفرینی از عمده ترین مسائل آموزشی امروز است که متاسفانه در مدارس آموزش داده نمی شود. بهتر است از همین امروز به فکر این آموزش ها باشید چون فرزندان ما استحقاق آن را دارند که علم، سعادت، خوشبختی، رفاه و ثروت را در کنار یک دیگر داشته باشند.

راه داشتن فرزند درس خوان:

داشتن فرزندانی درس خوان و کوشا از جمله خواسته ها و آرزو های هر پدر و مادری است. با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی، امروزه والدین تنها راه موفقیت فرزندان خود را در گرو درس خواندن می دانند؛ به همین دلیل از دوران کودکی سعی می کنند تا فرزندی درس خوان تربیت کنند. اما چگونه می توان فرزندی درس خوان داشت؟

نکته قابل توجه این است که بچه ها باید یاد بگیرند تکالیفشان را خود به تنهایی انجام دهند. این کار نیز درست مانند سایر مهارت ها نیاز به یادگیری دارد. هما ن طور که ما به بچه ها راه رفتن را می آموزیم و آن ها خود دویدن را یاد می گیرند، همان گونه که ما به آن ها هجی کردن لغات را یاد می دهیم و آن ها خود نوشتن را فرا می گیرند، بنابراین طرز صحیح مطالعه و انجام تکالیف را نیز باید به آن ها آموزش دهیم و این خود اولین گامی است در جهت موفقیت و پیشرفت تحصیلی فرزندتان، پس به این نکات با دقت توجه کنید:

1– همواره در جریان امور مدرسه قرار بگیرند. از تکالیف و دروس فرزندتان کاملا آگاه باشید.

بهتر است بدانید سیاست کاری مدرسه به چه ترتیبی است و انتظارات معلمین از فرزندتان چیست. اگر احیانا با روش های آن ها موافق نیستید، پیشنهادات خود را به آن ها بگویید تا آن ها نیز نقطه نظرات خود را به شما ارایه دهند.

2– از مسایل فرزندتان باخبر باشید.

اگر واقعا قصد دارید تاثیر خوب و مثبتی بر روی فرزندتان بگذارید باید کاملا از مسایل شخصی او آگاه باشید. مطمئن باشید شما تنها کسی هستید که می توانید در این مسیر به او یاری کنید. رفتارها و عکس العمل های او را مورد ارزیابی قرار دهید و متوجه شوید که علت بی علاقگی او به درس خواندن چیست.

سعی کنید با صحبت کردن با فرزندتان، او را درک کنید و دلیل بی علاقگی او را به مطالعه جویا شوید. برخی از بچه ها می گویند:”دوست ندارم درس بخوانم.“ ”درس خواندن خیلی سخت است.“ ”از درس و کتاب متنفرم.“ بعضی دیگر به جزییات بیشتری اشاره می کنند و می گویند:“معلمم را دوست ندارم.“ ”سر کلاس درس ها را متوجه نمی شوم و خجالت می کشم از معلم سوال کنم. چون می ترسم بچه ها را مسخره کنند.“ ”ریاضی را دوست ندارم.“ با دقت کامل به او گوش فرا دهید، زیرا تمام صحبت های او برای شما مفید خواهد بود.

همواره به طور واضح با فرزندتان صحبت کنید. در مورد گفته های او قضاوت نکنید و تنها به دنبال یافتن راه حل باشید. البته ممکن است مدتی طول بکشد تا شما متوجه عمق مشکل فرزندتان شوید، ولی سرانجام از لابه لای صحبت های او پاسخ را پیدا خواهید کرد. با شناخت کامل فرزندتان، شما می توانید مشکل او را حل کنید و راه مناسب را برای پیشرفت در امور درسی او پیدا کنید.

3- به چه دلیل می خواهید فرزندتان درس خوان باشد؟

از خودتان بپرسید:چرا می خواهم رفتار و افکار فرزندم را در مورد درس خواندن تغییر دهم؟ آیا به این دلیل است که از بحث و مشاجره با او خسته شده ام، یا این که این موضوع آرامش خانواده را بر هم زده است؟ و یا تنها به این دلیل است که خودم او را این طور تربیت کرده ام؟ به هیچ یک از این سوالات نمی توان به طور قطع پاسخ مثبت داد. دلیل اصلی که دوست داریم فرزندمان درس خوان و اهلمطالعه باشد این است که قدرت تمرکز بالایی داشته باشد و بتواند حواسش را کاملا بر روی یک موضوع جمع کرده، مطالب درسی را به خوبی درک کند. زیرا تنها در این صورت است که او می تواند پله های ترقی را یکی یکی بالا رود و در زندگی به موفقیت دست یابد.

فرزند درس خوان

چگونه فرزندی تحصیلکرده و ثروتمند داشته باشیم؟

شما نباید از فرزندتان انتظار داشته باشید که تکالیفش را از روی اجبار انجام دهد. نکته قابل توجه این است که او باید در مورد درس خواندن احساس مسوولیت کند و هنگامی که کاری را آغاز کرد، با اراده و جدیت کامل آن را به اتمام برساند. قطعا چنین شخصی در زندگی خوشبخت و موفق خواهد شد.

4- انتظارات به جایی از او داشته باشید.

بعد از این که متوجه شدید به چه دلیل می خواهید فرزندتان درس بخواند و تکالیفش را انجام دهد، نوبت به این می رسد که یک سری سیاست ها و روش هایی را اتخاذ کنید که با پیروی از آن ها بتوانید به هدفتان راحت تر برسید. شاید این موضوع به نظر دشوار و پیچیده بیاید. ولی سعی می کنم آن را با یک مثال برای شما روشن کنم. سیاست من به این ترتیب است که به فرزندم نشان دهم که برای رسیدن به هدفمان باید با هم همکاری کنیم و به یکدیگر اعتماد کامل داشته باشیم. او نباید فکر کند من او را مجبور به درس خواندن می کنم و او باید به حرف های من گوش دهد. بر عکس باید مرا مانند یک دوست صمیمی ببیند که بهترین ها را برای او آرزومندم.

قوانینی که برای خودم گذاشته ام:همواره منصفانه قضاوت کنم و متعادل باشم. دیدم نسبت به مسایل باز باشد و یک طرفه قضاوت نکنم. کاملا برای او توضیح دهم که انتظارات من از او چیست. با او تند و خشن برخورد نکنم، آرامش خود را حفظ کنم. سعی کنم هیچ گاه این قوانین را زیر پا نگذارم. قوانینی که برای فرزندم در نظر گرفته ام:به هیچ عنوان دروغ نگوید و برای رسیدن به موفقیت از هیچ تلاشی دریغ نورزد. (البته اگر در درسی نیاز به کمک داشت، آن را مطرح کند) به این قوانین احترام بگذارد و آن ها را تحت هیچ شرایطی نقض نکند.

5- لیستی از نقاط مثبت خود و فرزندتان تهیه کنید.

اگر بخواهید هر چه سریع تر به نتیجه دلخواه دست یابید، بهتر است با دیدی مثبت به این قضیه نگاه کنید. یعنی ابتدا تمام نقاط مثبت خود و فرزندتان را روی یک کاغذ بنویسید. شما می توانید از دیگر اعضای خانواده نیز بخواهید لیستی از نقاط مثبت شما و فرزندتان تهیه کنید، سپس تمام این نقطه نظرات را در کنار یکدیگر قرار دهید. فکر می کنید با این عمل به چه نتیجه ای خواهید رسید؟ با تکیه بر نقاط مثبت خود و فرزندتان قادر خواهید بود فرزندتان را سریع تر تحت تاثیر قرار دهید و علاقه مند به مطالعه کنید، بنابراین به هدفتان نزدیک تر خواهید شد.

توصیه هایی برای دارو دادن به کودکان

دارو دادن

دارو دادن به کودکان با رعایت این نکات

یک تازه مادر حتی بدون نگرانی درباره دادن دارو به نوزادش هم به اندازه کافی استرس دارد.
این توصیه ها را هنگام دادن دارو به نوزاد رعایت کنید:
– پیش از دادن دارو به نوزادتان نظر دکترتان را جویا شوید.
– همه دارو ها را دور از دسترس نوزادتان نگهدارید.
– از یک وسیله تعیین دوز مانند یک سرنگ دهانی استفاده کنید تا مطمئن شوید که مقدار صحیح دارو را به نوزاد می دهید.
– اگر به نوزادتان شیر خودتان را می دهید و دارویی را مصرف می کنید، مطمئن شوید که مصرف این دارو در دوران شیردهی اشکالی ایجاد نمی کند.

چگونه به نوزاد دارو دهیم؟

1- اگر به تنهایی به نوزاد دارو می دهید، می توانید ابتدا دارو را در سرنگ آماده کنید و بعد در حالی که او را در بغل دارید یا روی یک سطح مطمئن قرار داده اید، آرام دهان نوزاد را باز کنید و دارو را به سمت داخل دهان و عقب دهان و به سمت گونه نوزاد تخلیه کنید. (در این کار بسیار دقت کنید.)

 دارو دادن

توصیه های مهم برای دارو دادن به کودکان

در این قسمت از دهانه نوزاد، جوانه چشایی وجود ندارد و نوزاد متوجه طعم متفاوت دارو نخواهد شد. اگر به جای سرنگ از قاشق مدرج استفاده می کنید باید قاشق را در داخل لب پایین نوزاد قرار دهید و در حالی که دهان نوزاد را نیمه بسته نگاه می دارید قاشق را به سمت بالا ببرید تا دارو به آهستگی داخل دهان نوزاد تخلیه شود.

2- می توانید برای اینکه نوزاد راحت تر دارو را بخورد آن را با کمی شیرخشک یا شیر مادر مخلوط کنید اما توجه داشته باشید که به هیچ وجه دارو را با یک شیشه شیر کامل مخلوط نکنید چون ممکن است کودک نتواند در یک نوبت همه شیر را بخورد و میزان دارویی که دریافت می کند کمتر از دوز تجویز شده باشد.

3-سرنگ ها بهترین وسیله برای اندازه گیری میزان دارو و همچنین نگهداری دارو برای دفعات بعدی استفاده است.

4- از پزشک بخواهید تا دفعات دارو دادن به نوزاد را بیشتر کند و به جای آن در هر دفعه دوز دارویی کمتری به نوزاد بدهید تا نوزاد راحت تر بتواند دارو بخورد.

5- سعی کنید روند دارو دادن به نوزاد را سریع انجام دهید تا نوزاد اذیت نشود و دارو خوردن برایش تبدیل به تجربه آزار دهنده ای نشود.

6- بیشتر داروهایی که برای نوزادان وجود دارد به صورت مایع است و همین دادن دارو را به نوزاد راحت تر می کند. اکثر این داروها به وسیله طعم دهنده های مصنوعی شیرین شده است تا طعم آنها نوزاد را اذیت نکند. با این حال متفاوت بودن طعم این داروها ممکن است موجب شود که نوزاد به راحتی خوردن این داروها را قبول نکند.
دادن دارو به نوزاد بهتر است توسط 2 نفر انجام شود، به این صورت که نوزاد را در یک ملحفه یا قنداق بپیچید که دست و پا نزند و در حالی که مادر یا فرد دیگری نوزاد را در بغل گرفته است، دارو توسط نفر دوم به او داده شود. فردی که نوزاد را در بغل دارد می تواند به آرامی با انگشت چانه نوزاد را به پایین بکشد تا دهانش باز شود.

7- حین دارو دادن به آرامی برای نوزاد آواز بخوانید یا با او حرف بزنید تا احساس آرامش کند. اگرچه نوزاد متوجه معنی حرف های شما نخواهد شد اما لحن آرام شما و تن صدای شما می تواند باعث احساس امنیت و اطمینان کودک شود.

دارو دادن

توصیه های مهم برای دارو دادن به کودکان

8- برای قطره های چشمی حتما به کمک یک بزرگسال دیگر احتیاج است. در حالی که یک بزرگسال نوزاد را ثابت در بغل دارد، فرد دیگر باید به آرامی پلک پایین را به سمت پایین کشیده و اجازه دهد تا قطره بین چشم و پلک پایین بریزد. بعد از ریختن قطره چشمی مدتی سر نوزاد را به سمت عقب نگه دارید تا دارو از چشم نوزاد بیرون نریزد.

9- برای ریختن قطره در گوش نوزاد، نوزاد را روی تخت یا یک سطح مطمئن قرار دهید به طوری که گوش مبتلای کودک به سمت بالا باشد. بعد از ریختن قطره به گوش نوزاد کمی صبر کنید تا دارو کاملا درون کانال گوش جریان پیدا کند، سپس با ملایمات قسمت غضروفی کوچکی که در جلوی کانال گوش قرار دارد را چند بار فشار دهید تا دارو به سمت داخل گوش برود و به بیرون سرریز نکند.

10-دارو باید توسط سرنگ مدرج، قطره چکان یا قاشق های مخصوص دارو به نوزاد داده شود تا دوز صحیح دارو در هر وعده دارو دادن به نوزاد رعایت شود. نوزادان در ماه های ابتدایی عمر قادر به خوردن از لبه قاشق های معمولی نیستند و بیشتر چیزی که می خورند از گوشه دهانشان خارج می شود.

راه تشخیص و درمان اختلالات شنوایی کودکان

اختلالات شنوایی کودک

اختلالات شنوایی کودکان و نوزادان

کاهش شنوایی شایع ترین اختلال شنوایی است که در ابتدا بدون علائم ظاهری بروز می کند. اما اگر این بیماری پیش رونده بموقع درمان نشود در اغلب موارد به اختلال در یادگیری کودک، اختلال در تکلم و حتی عقب ماندگی ذهنی کودک منجر می شود.

زمانی از اختلالات شنیداری صحبت می شوند که فرد قادر به شنیدن صداها به خوبی یک فرد سالم نباشد و می تواند خفیف، متوسط، شدید یا خیلی شدید باشد که به مورد آخر «ناشنوایی» گفته می شود و فرد هیچ صدایی حتی با شدت بالا را نمی شنود. گرچه بیشتر کودکان با قدرت شنوایی طبیعی متولد می شوند، اما از هر 1000 تولد 1 تا 3 نوزاد دچار ضعف شنوایی در یک یا هر دو گوش هستند و 10 تا 20 درصد ناشنوایی نیز در سنین خیلی پایین اتفاق می افتد.

اختلالات شنوایی کودک

علائم اختلالات شنوایی کودک

 آمار نشان می دهد از هر هزار کودکی که به دنیا می آید، حدود 3کودک در بدو تولد دچار اختلال کاهش شنوایی خیلی شدید می شوند. اما نباید تصور کرد نوزادانی که با شنوایی طبیعی متولد می شوند، از این اختلال مصون هستند. حدود 8/1 درصد از نوزادانی که شنوایی مناسبی دارند طی مراحل رشد دچار کاهش شنوایی می شوند. البته شدت بیماری در مبتلایان مختلف است. او می گوید:«بنابراین با توجه به این آمارها درمی یابیم که کودکان بسیاری در اطراف ما از کاهش شنوایی رنج می برند که نیازمند درمان خواهند بود.»
 
علل شناخته شدن ضعف شنوایی در نوزادان و کودکان
 گرچه حدود نیمی از موارد کم شنوایی یا ناشنوایی به عوامل خطری مانند زمینه ژنتیک، زایمان زودرس یا بیماری های دوران جنینی مربوط می شود اما بقیه موارد بدون علت مشخصی بروز می کنند.
از همین رو، انجام تست های شنوایی در زمان تولد برای همه نوزادان ضروری است تا مشکل در سریع ترین زمان شناسایی شود و درمان مناسب انجام گیرد.

ناشنوایی ژنتیکی: کم شنوایی و ناشنوایی ممکن است سابقه وراثت داشته باشد که معمولا می تواند با ناهنجاری های کروموزومی مانند نشانگان داون نیز همراه باشد. البته عوامل ژنتیک دیگری نیز وجود دارد که زمینه ساز ضعف قدرت شنوایی و پیشرفت ناهنجاری هایی در عملکرد گوش داخلی و عصب شنوایی می شود. این ناراحتی ممکن است همراه با بعضی از بیماری های وراثتی تشخیص داده شود.

بیماری های دوران بارداری: مشکلات شنوایی کودک می تواند در دوران بارداری اتفاق بیفتد، در حالی که هیچ زمینه ژنتیکی ای وجود ندارد. مصرف الکل و مواد مخدر، ابتلا به عفونت های باکتریایی و ویروسی مانند سرخجه، سیفلیس و توکسوپلاسموز و بیماری های متابولیک از جمله شرایط خطر در دوران بارداری محسوب می شوند.

کاهش شنوایی در زمان تولد: عوامل مختلفی طی روند زایمان نیز می تواند ناشنوایی یا کم شنوایی نوزاد را رقم بزند. این مشکل، به خصوص در صورت کمبود اکسیژن، خونریزی مغزی، نقایص فیزیکی هنگام تولد و زایمان زودرس ایجاد می شود. همچنین مصرف بعضی داروها در عفونت های نوزادان، سل، سرطان و مالاریا نیز ممکن است با تحلیل برگشت ناپذیر شنوایی همراه باشد.

ناشنوایی در دوران کودکی: مشکلات شنوایی در کودکان 2 تا 6 سال اساسا ناشی از سرماخوردگی، اوتیت یا التهاب لوزه هاست. سرخک، اریون و سرخجه نیز از دیگر بیماری های زمینه ساز در این سنین هستند.

ضعف شنوایی در نوجوانی: صدا مهم ترین عامل تحلیل قدرت شنوایی در نوجوانان است گوش دادن به موسیقی با صدای خیلی بلند، به خصوص با گوشی مهم ترین عادت پرخطر محسوب می شود. اگر گوش ها به طور مداوم با فرکانس صدای خیلی بالا مواجه باشند، آسیب های همیشگی ممکن است بروز کند.

 
عوارض عدم تشخیص ناشنوایی در دوران نوزادی
 تشخیص زودهنگام اختلالات شنوایی نوزادان برای اطمینان از طبیعی ترین روند رشد او ضروری خواهدبود. درواقع، نخستین سال های زندگی تاثیر قطعی در رشد زبان و صحیت کردن دارد. کودکی که از مشکلات شنوایی حتی در جزیی ترین سطح رنج می برد، در معرض خطرات تاخیر در کسب مهارت های اجتماعی و همچنین یادگیری قرار دارد. تاثیرات ناشنوایی بر کودکان در همه سنی کاملا جدی و حائز اهمیت است که تشخیص به موقع می تواند این آثار منفی را کاهش دهد.

علایم ضعف شنیداری در نوزادان و کودکان

 • وادار کردن مخاطب به تکرار کلمات
• تلفظ نادرست یا اشتباه بعضی کلمات
• پیشرفت نداشتن یا عقب گرد در پیشرفت زبان آموزی
• ابتلا به او تیت
• نیاز به افزایش صدای تلویزیون را رادیو
• نداشتن واکنش طبیعی نسبت به صداهای ضعیف، متوسط و شدید
• بی توجه و حواس پرت به نظر آمدن
• نداشتن واکنش نسبت به شنیدن نام
• عدم پاسخگویی نوزاد و کودک از پشت سر یا جایی دیگر که امکان دیدن فرد را ندارد.
• ناتوانی در پیدا کردن شخصی که از فاصله ای دور در منزل او را صدا می زند.

اختلالات شنوایی کودک

تشخیص اختلالات شنوایی کودک

 مشکوک شدن والدین به مشکلات شنوایی کودکان
 مسلما هر کودکی خاص است و ویژگی های منحصر به فرد خود را دارد، اما توجه به مراحل مختلف رشد ارتباطی در نوزادان و کودکان در شناخت به موقع مشکلات شنیداری بسیار مهم است.
 
از زمان تولد تا 3 ماهگی
 • با شنیدن صدای خیلی بلند ناگهان تکان بخورد
• با شنیدن سخنان اعضای خانواده آرام شود.
• به صحبت های اعضای خانواده توجه کند.
• برای نشان دادن نیازهای مختلف به حالات مختلف گریه کند.
• صداهای دلنشین و بامزه از خود بروز دهد. با تولید صداهایی مانند «آآآ» یا «اُاُاُ» خود را سرگرم کند.
 
از 3 تا 6 ماهگی
 • با شنیدن صدا در زمان خواب بیدار شود یا تکان بخورد.
• با شنیدن نامش یا صدایی دیگر حتی مخاطب را نبیند، سر را برگرداند.
• با تولید صدا و آوازهایی که به تدریج به کلمات شبیه است خود را سرگرم کند.
 
از 6 تا 8 ماهگی
 • نسبت به شنیدن نامش عکس العمل نشان دهد و سر را برگرداند.
• کلمات رایج مانند «نه» یا «بای بای» را درک کند.
• غان و غون کند و «ماماما» و «بابابا» بگوید.
 
از 8 تا 15 ماهگی
 • کلمات و صداهای ساده را تکرار کند.
• سعی در اشاره یا گرفتن وسایل منزل که به او نشان داده می شود، داشته باشد.
• دستورهای ساده را بفهمد.
• صدای حیوانات خانگی را تقلید کند.
• «بابا» و «مامان» را به درستی بگوید.
• مستقیما به سمت صدا بچرخد.
 
از 12 تا 18 ماهگی
 • یک ساختار کلامی ساده را متوجه شود.
• به طور منظم از 7 کلمه یا بیشتر استفاده کند.
• در 18 ماهگی، کودک باید تا 25 درصد بیان روشن و واضحی داشته باشد.
 
در 2 سالگی
 • با شنیدن نام هر عضو بدن و بدون دیدن حرکات لب های شما، بتواند به هر کدام اشاره کند.
• به تدریج قادر به ترکیب بندی دو کلمه باشد.
• دایره واژگانی بالغ بر 50 تا 250 کلمه داشته باشد.
• در 2 سالگی بیان کودک به طور طبیعی 50 تا 75 درصد واضح است.
 
در 3 سالگی
 • بتواند هر چیزی را با یک کلمه معرفی کند.
• با خود یا اسباب بازی هایش حرف بزند و ارتباط برقرار کند.
• دایره واژگانش به 450 کلمه برسد.
• جملاتی 4 یا 5 کلمه ای بسازد.
• قادر به دنبال کردن گفت و گو باشد.
• در 3 سالگی، بیان کودک به طور طبیعی 85 تا صد در صد واضح است.
• در صورت تاخیر یا مشکل در هر مرحله رشد کلامی و شنیداری فرزندتان حتما با متخصص شنوایی سنجی مشورت کنید.
 
اقدامات موثر در اختلالات شنوایی
 از آنجا که بسیاری از اختلالات شنوایی ممکن است تا ماه ها پس از تولد شناخته نشود یا والدین اطلاعات کافی در این زمینه نداشته باشند، همه نوزادان در بدو تولد تحت انجام تست های شنوایی سنجی (ادیومتری) قرار می گیرند که معمولا ممکن است در ماه های دیگر نیز تکرار شود. این آزمایش به هیچ وجه برای نوزاد آزاردهنده نیست و بیشتر آنها در این زمان حتی از خواب بیدار نمی شوند. در این صورت به کمک دستگاه کوچکی امواج صدا به گوش فرستاده می شود که پس از دریافت در گوش داخلی، بازتاب آنها ثبت خواهدشد. این اقدامات به تشخیص زودهنگام مشکل و ارائه بهترین و موثرترین اقدامات درمانی کمک می کند. در این آزمایش ها سطح شنوایی اندازه گیری می شود و در صورت بروز مشکل به متخصص ارجاع داده می شود.
 
استفاده از وسایل کمک شنوایی
 وسایل کمک شنوایی مانند سمعک، میکروفون تعبیه شده در زیر فرش برای افزایش صدای افراد، سیستم های مادون قرمز افزایش صدای تلویزیون بدون تغییر در شرایط کلی و… به کودکان امکان می دهد ارتباط مطلوب و بهتری با دنیای صداها برقرار کند. این وسایل برای کودکان با قدرت شنوایی پایین و حتی در سنین خیلی کم نیز کاربرد دارد.
 
اختلالات شنوایی کودک

درمان اختلالات شنوایی کودک

 کاشت حلزون

 در صورت ضعف شنوایی شدید در هر دو گوش و پس از عدم موفقیت در کاربرد روش های دیگر، پروتز کاشت حلزونی تجویز می شود. پروتز کاشت حلزونی، ابزاری الکترونیکی است که از طریق جراحی در گوش داخلی قرار می گیرد و به طور مستقیم حلزون گوش را تحریک می کند. در این باره متخصص گوش و حلق و بینی تصمیم مناسب را خواهدگرفت.
 
تکنیک های ارتباطی
 راهکارهای مختلف ارتباطی وجود دارد که می تواند به تسهیل امور روزمره کودک کم شنوا یا ناشنوا کمک کند. این توصیه ها همچنین برای والدین این کودکان نیز مفید است و به تقویت ارتباطات آنها کمک خواهدکرد.
 
برخی از مهم ترین آنها عبارتند از:
 • عادت دادن کودک به نگاه کردن همیشگی مخاطب هنگام صحبت کردن
• آموزش به او برای درخواست تکرار در صورت عدم فهم کلمات
• هم راستا قرار گرفتن پدر و مادر با کودک برای صحبت کردن با او
• کاهش صداهای محیط با دوری از صداهای زمینه ساز عدم درک مکالمات
 
ترفندهایی که می تواند به پیشرفت زبانی کودک کمک کند
 
• واکنش نشان دادن نسبت به غان و غون و صداهای تولیدی کودک
• تقلید صداهای کودک و سرگرم شدن با او به کمک ایجاد صداهای مختلف و حرکات لب ها
• زمزمه شعرها و ترانه ها برای کودک یا هم آوایی با او
• صحبت کردن با کودک به طور طبیعی در مورد آنچه انجام می دهید، می بینید و آنچه کودک می بیند و انجام می دهد.
• خرید اسباب بازی های آوایی البته بدون ایجاد سر و صدای زیاد
• خطاب قرار دادن کودک با نام خودش
• بردن کودک به مکان های جدید و معرفی شرایط جدید
• بازی با فرزند
• پخش فیلم ها و موسیقی های کودکانه
• آموزش نام اشیای منزل و افرادی که معمولا می بیند.
• خواندن کتاب داستان جذاب و تعریف کردن داستان
• اختصاص زمانی به کودک هنگامی که شما را مخاطب قرار می دهد.
• ترغیب او به تعریف کردن داستان ها و ماجراهای مختلف
• تشویق کودک در صورت تلاش برای برقراری ارتباط
پیشگیری از اختلالات شنوایی در کودکان
 
نوزادان و کودکان همیشه باید در برابر صداهای شدید محافظت شوند. گوش بچه ها بسیار حساس تر از گوش بزرگسالان است، به خصوص هنوز نمی توانند مفهوم و لحن بلند را تشخیص دهند. این در حالی است که بزرگ ترها می توانند در شرایط سر و صدا از گوش خود محافظت کنند، اما کودکان چنین توانایی ای ندارند. همچنین باید در انتخاب اسباب بازی ها دقت کافی داشت. بعضی از جغجغه ها، تفنگ های اسباب بازی یا دیگر وسایل سرگرم کننده معمولا صداهای آزاردهنده ای دارند که برای گوش حساس کودکان بسیار بلند است.
 
لازم است آموزش های لازم برای محافظت از گوش ها به کودکان یادآوری شود. به عنوان مثال هدفون یکی از بدترین مخرب ترین وسایل است که امروزه، در دسترس بچه هاست و به تدریج مشکلات شنوایی در پی خواهد داشت. سرماخوردگی و عفونت های مکرر گوش نیز می تواند به طور موقت شنوایی را تحلیل دهد. در این صورت هوا به خوبی در گوش جریان نخواهدداشت و منجر به جمع شدن مایعات در گوش می شود که نیاز به اقدام درمانی مناسب برای پیشگیری از مزمن شدن مشکل خواهدبود. اگر کودک از درد گوش شکایت داشته باشد یا والدین احساس کنند به خوبی نمی تواند صداها را تشخیص دهد، لازم است به پزشک متخصص مراجعه شود.
 
اختلالات شنوایی کودک

مواد غذایی و اختلالات شنوایی کودک

  مهم ترین مواد غذایی موثر در شنوایی از این قرارند:
ویتامین D:این ویتامین جذب کلسیم را که ماده ای ضروری برای استخوان های محکم است، آسان می کند. کمبود ویتامین D در بزرگسالان زمینه ساز پوکی استخوان می شود که سخت شدن و تخلخل استخوان های گوش را در پی دارد.
توصیه می شود ماهی، به خصوص ماهی های آزاد، قزل آلا و ساردین 2 بار در هفته میل شود. روغن ماهی، جگر و زرده تخم مرغ از دیگر منابع این ویتامین هستند.

ویتامین های A, C, E و منیزیم:این ریزمغذی ها خواص آنتی اکسیدانی عالی دارند و می توانند نقش محافظ در برابر تحلیل شنوایی ناشی از سر و صدا داشته باشند. همچنین مانع از عملکرد رادیکال های آزاد می شوند که در شرایط آلودگی صوتی ایجاد می شوند. ویتامین C همچنین به کاهش عفونت های گوش کمک می کند و قدرت دفاعی بدن را افزایش می دهد.

 
کلم بروکلی، کدو، اسفناج، شلغم، هویج، طالبی، سیب زمینی شیرین، زردآلو، جگر، شیر، کره، پنیر و تخم مرغ منابع غنی ویتامین A هستند. ویتامین C نیز در کلم بروکلی، انواع فلفل، گل کلم، کلم قمری، کلم برگ، آناناس، توت فرنگی و مرکبات وجود دارد. برای تامین ویتامین E مورد نیاز بدن نیز می توان جوانه گندم، سبزیجات برگ دار، مارگارین و روغن های گیاهی را مصرف کرد. لبنیات، گوشت، ماهی، مرغ و سبزیجات نیز سرشار از منیزیم هستند.

ویتامین B12:این ویتامین با تنظیم تشکیل گلبول های قرمز که در متابولیسم هوموسیستئین و پیشگیری از وزوز گوش نقش دارد، قدرت شنوایی را بهبود می بخشد.
هوموسیستئین نوعی اسیدآمینه سازنده پروتیین است که مقدار زیاد آن در خون به دیواره عروق آسیب می زند و علت بعضی ناشنوایی ها شناخته می شود. لبنیات، تخم مرغ، گوشت گاو بدون چربی و فراورده های دریایی منابع سرشار ویتامین B12 هستند.

اسید فولیک:اسید فولیک نیز علاوه بر کاهش تولید هوموسیستئین، جریان خون را به ساختارهای داخلی گوش آسان می کند.
مصرف جگر، اسفناج، مارچوبه، نخود، کلم بروکلی، آووکادو، کاهو، بادام زمینی، گوجه فرنگی، تخم مرغ، توت فرنگی، طالبی و موز نیاز بدن را به اسید فولیک تامین می کند.

منگنز:منگنز با تسهیل در شکل گیری بافت های همبند و استخوان ها قدرت شنوایی را بهبود می دهد. همچنین برای عملکرد مطلوب مغز و اعصاب نیز ضروری است.
کمبود این ماده می تواند خطر وزوز گوش را افزایش دهد. سیب، زردآلو، آووکادو، لوبیا، آناناس، انواع توت ها، کشمش، تخم مرغ، کرفس، سبزیجات و دانه های کاج را می توان خوراکی های سرشار از منگنز دانست.

 
غربالگری مشکلات شنوایی
 از سال 200 میلادی که کمیته مشترک شنوایی نوزادان آمریکا (شامل انجمن های پزشکی تخصصی گوش و حلق و بینی، اطفال، شنوایی و گفتار آمریکا و مراکز مرتبط) منشور مطرح جامع بیماریابی جهانی شنوایی نوزادان یا UNHS (Universal Newborn Hearing- Screening…) را تصویب کردند (و تاکنون چند بار ویرایش و تکمیل شده است)، بر غربالگری شنوایی تمامی نوزادان و شیرخواران بلافاصله پس از تولد تاکید شده است. در آخرین ویرایش این منشور، روش غربالگری استفاده توام از دو دستگاه AABR و TEOAE تعیین شده و در حال حاضر تمام نوزادان و شیرخواران در آمریکا بلافاصله پس از تولد در زایشگاه با روش های ذکرشده آزمایش می شوند.
 
در روش TEOAEیک پروب کوچک داخل مجرای گوش نوزاد قرار می گیرد و دستگاه به صورت یک اسکن شنوایی به طور اتوماتیک صدایی را وارد گوش نوزاد کرده و بازتاب آن را پردازش می کند. در صورت سلامت مسیر انتقال صدا به گوش میانی و وجود نداشتن هرگونه عفونت در گوش میانی و نیز سلامت سیستم حلزون شنوایی، نتیجه تست TEOAE (گذر) خواهدبود و در صورت وجود مشکل در هر یک از قسمت های فوق نتیجه REFER (ارجاع) گزارش می شود.
حین آزمایش هیچ گونه درد یا احساس ناخوشایندی برای نوزاد ایجاد نمی شود و در صورت خواب بودن نوزاد آزمایش برای هر گوش فقط 2 دقیقه طول می کشد.
 
در آزمایش AABR چند الکترود سطحی کوچک روی سر و پشت گوش ها چسبانده می شود و این بار مسیر عصب شنوایی از حلزون تا ساقه مغز مورد بررسی قرار می گیرد. این آزمایش نیز ساده، بدون ناراحتی برای نوزاد و سریع (حدود 15 دقیقه برای هر دو گوش) است.
مجددا در صورت سلامت مسیر عصب شنوایی به طور اتوماتیک عبارت (گذر) و در غیر آن صورت بیمار ارجاع می شود. نوزادی سالم است که نتیجه در هر دو آزمایش Pass (گذر) باشد و در صورت نتایج ارجاع (Refer) آزمایش های تخصصی تشخیص محل ضایعه و سنجش آستانه شنوایی انجام و نوزاد برای معالجه یا توانبخشی ارجاع می شود.

ویژگی های تربیتی فرزند اول با آخر

ویژگی های فرزندان

ویژگی های شخصیتی فرزندان خانواده براساس ترتیب تولد آن ها

فرزندان یک خانواده کاملا شبیه به یکدیگر نیستند و ممکن است دارای خصوصیات و روحیات منحصربفردی باشند.

شما هم اگر بیشتر از یک فرزند دارید،حتما به این نکته توجه کرده اید که حساسیت هایی که در فرزند اول داشتید در فرزند دوم ندارید یا با خودتان فکر کرده اید که بزرگ کردن فرزند دوم راحت تر از فرزند اول بوده است.

آنچه مسلم است رفتار والدین با اولین فرزند خود با رفتاری که با فرزندان بعدی دارند، متفاوت است. به طور کلی والدین به اولین فرزند خود توجه بیشتری می کنند و با او بیشتر حرف می زنند، در مقابل از او توقع و انتظارات بیشتری هم دارند. روانشناسان معتقدند، فرزندان اول و دوم از نظر شخصیتی با یکدیگر متفاوتند. برخی از این تفاوت ها به دلیل روش تربیتی متفاوتی است که والدین درپیش می گیرند و بخشی هم به خود بچه ها مربوط است. همین تفاوت ها باعث می شود ویژگی های شخصیتی منحصر به فردی را در بچه ها شاهد باشیم. بهتر است بیشتر با این تفاوت ها آشنا شوید و با علم بر آنها رفتار خود را تنظیم کنید

تفاوت های حیرت انگیز فرزندان اول، وسط و آخر

اولین فرزند یک زن و شوهر به طور طبیعی نوعی تجربه برای والدین جدید است، ترکیبی از غریزه و آزمون و خطا
شاید این موضوع باعث شود، والدین در بسیاری از موارد به کتاب مراجعه کنند و براساس قوانین کتاب پیش بروند. به همین دلیل این احتمال وجود دارد که کودک بسیار کمال گرا بار بیاید و تلاش کند نظر پدر و مادرش را جلب کند. اما زمانی که پدر و مادر تصمیم بگیرند فرزند دوم داشته باشند به دلیل تجارب زیادی که در فرزند اول کسب کرده اند روش دیگری اتخاذ می کنند. هرچند این امکان وجود دارد که به فرزند دوم کمتر توجه شود زیرا 2 فرزند در رقابت برای جلب توجه والدین هستند. آنها از فرزند دوم نمی خواهند کمال گرا باشد اما او ناخودآگاه در رقابت با فرزند بزرگ تر در این موضوع قرار می گیرد.
ویژگی های فرزند اول:او مسئولیت پذیر، وظیفه شناس، منظم آگاه، محتاط وکنترل گر است
گاهی در نقش موش آزمایشگاهی است:پدر و مادر در برخورد با اولین فرزند تجربه کافی ندارند و با توجه به ذوق و شوقی که برای به دنیا آوردن او از خود نشان می دهند گاهی روش های درست تربیتی را برای کودک اجرا نمی کنند و بعدها که با مشکلات تربیتی فرزندشان روبه رو می شوند، سعی می کنند روش هایی را آموزش دیده و در خانه اجرا کنند.
می خواهد بهترین باشد:او می خواهد در هر چیزی بهترین باشد و در به دست آوردن دل بزرگ ترها استاد است. او کمتر علاقه ای به بازی با همسالانش دارد. اگر تولد 6 سالگی اش، 6 نفر از دوستانش را دعوت کنید، احتمالا نیم ساعتی در گوشه ای کز می کند. درست است که آنها دوستان صمیمی او هستند اما او ماهیت محتاط بودن خود را در درونگرایی موقتش آشکار می کند، ولی زمانی که با محیط جدید آشنا شد، احتیاطش فروکش می کند.

  ویژگی های فرزندان  

ویژگی های فرزندان 

وقتی کنترلگر می شود:در برخورد با فرزند دوم او احساس می کند باید نقش کنترلگر را داشته باشد. او مدام تلاش می کند او را در آغوش بگیرد و برایش اسباب بازی فراهم کرده و در عوض برخی چیزها را از او دور کند تا جیغش دربیاید. این دقیقا یک عشق- نفرت خواهر برداری است.
زودتر زبان باز می کند:تحقیقات مختلف نشان داده، فرزند اول نسبت به فرزندان بعدی زودتر به حرف می افتد و در عین حال زودتر راه می رود.
در بزرگسالی هم کمال گرا باقی می ماند:او در بزرگسالی می خواهد بهترین ویراستار باشد یا حتی بهترین همسر که همه اینها به دلیل روحیه رقابت جویانه او نیست بلکه به این دلیل است که او کمال گراست و می خواهد در هر چیزی بهترین باشد.
فرزند وسط حرف گوش نمی دهد!
ویژگی های فرزند وسط:تاییدطلب، سرکش، داشتن مهارت در ایجاد ارتباط، با دایره وسیع ارتباط اجتماعی و صلح طلب
بلاتکلیف است:فرزند وسط اغلب با خودش فکر می کند خب من که بچه اول نیستم، ته تغاری هم که نیستم، پس من کی هستم. این مدل سلسله مراتبی باعث می شود، بچه های وسط بیشتر به سمت گروه همسالان شان علاقه نشان دهند.
کار خودش را می کند:آنها تاحدودی سرکش هستند. مثلا اگر به او بگویید «برو لباس شنا بپوش می خواهیم برویم استخر» ممکن است نگاه خنثی به شما کند و بگوید «نه نمیام.» البته اگر فرزند اول پسر و فرزند دوم دختر باشد ممکن است او هم صفات فرزند اول را داشته باشد زیرا درست است که او فرزند دوم است اما اولین فرزند دختر است. برای همین شاید این صحنه را زیاد ببیند که او برای برادر یا خواهر کوچک ترش نقش مادر را بازی می کند و از او مراقبت می کند.
توجه دیگران را جلب می کند:او زمانی که ببیند خواهر و برادر در حال انجام کاری هستند که توجه والدین را به خودشان جلب کرده اند، فورا کاری می کند که به او توجه نشان دهند ولو اینکه خودش را از روروک بیندازد.
در بزرگسالی هم سر حرفش می ایستد:این سرکشی دوران کودکی در دوران بلوغ نیز دست از سر فرزند وسط برنمی دارد و گاهی ممکن است بحث آنقدر بین والدین و فرزند بالا بگیرد که او مجبور به ترک خانه شود. آنها همچنان دوست ندارند کسی به آنها بگوید چه کاری را انجام دهند و چه کاری را نه.
ویژگی های فرزند آخر:دوستدار تفریح، ددری، توجه طلب و خودمحور
خواهان کمترین مداخله است:فرزند آخر خانواده تمایل شدیدی به آزادی عمل در همه زمینه ها دارد و ترجیح می دهد والدین کمترین مداخله را در نگرش هایش داشته باشند. او می خواهد در کانون توجه باشد. اما در عین حال تا اسم «ددر» می آید سر از پا نمی شناسد و خود را آماده یک تفریح متفاوت می کند.
وقتی لوس می شود:گاهی فرزند آخر به این دلیل که مورد توجه تمام افراد خانواده قرار می گیرد به میزان بیش از حد نیاز، توجه مثبت دریافت می کند. بدون شک کودکان به توجه مثبت نیاز دارند اما این نکته را فراموش کنید که توجه مثبت به کودک مانند دمای بدن است. گرما برای بدن لازم است، اما اگر دما بالا برود تبدیل به تب می شود و پایین بیاید تبدیل به لرز.
در بزرگسالی، همچنان بدون پیچیدگی:طبیعت ساده و بدون پیچیدگی فرزند آخر در دوران بلوغ نیز با او همراه خواهد بود. اگر دیگران انتظار جشنی بزرگ برای تولدشان داشته باشند، این افراد به یک تبریک نیز قانع هستند.
تمام توجه به تک فرزندها!
ویژگی های تک فرزندها:نسبت به سن شان بالغند، کمال گرا، وظیفه شناس، سختکوش و رهبر هستند
زود تسلیم نمی شوند:تک فرزند بودن یک موقعیت منحصر به فرد در خانواده است. بدون هیچ خواهر و برادری برای رقابت، فرزند به تنهایی تمام توجه پدر و مادر را نه به صورت مقطعی بلکه برای همیشه به خود جلب می کند. آنها تمام حمایت و توقعات را از والدین شان دریافت می کنند.
شوخی طبعی شان، متعجب تان می کند:آنها شوخ طبعی عجیبی دارند و اغلب دوپهلو با همسالان شان صحبت می کنند. طنزپردازی آنها ممکن است حتی بزرگسالان را هم شگفت زده کند. ممکن است وقتی راجع به علت مکیدن انگشت با او صحبت می کنید او شروع به کشیدن یک جدول 30 خانه ای کند و در آن روزهایی که این کار را نمی کند علامت بزند. بعد از یک ماه او دیگر هیچگاه انگشتش را در دهانش قرار نخواهد داد.
در بزرگسالی همچنان موفقند:آنها وقتی بزرگ می شوند ممکن است برای رسـیدن بـه هــدف رنج زیـادی را متحمــل شوند و بـه طــرز معنی داری از نظر تحصیلی و شغلی موفق هستند.

نکاتی برای مسافرت رفتن با نوزاد

مسافرت رفتن

برای مسافرت رفتن با نوزاد این نکات را باید بدانید

بعد از یک ماهگی کودک، سفر با هواپیما اشکالی ندارد. وقتی کودکی با خود همراه دارید سفرهای شب را انتخاب کنید تا کودک بخوابد. سفرهای بدون توقف هم بهتر هستند.
1. نکته مهمی که والدین باید به آن توجه کنند این است که نوزادان را به هیچ وجه سفر نبرند، به خصوص نوزادانی که نارس هستند یا در بدو تولد دچار مشکلاتی بوده اند.
2. کودکان کمتر از 2-1 سال معمولا علاقه زیادی به تحرک دارند؛ چه در آغوش مادر <Mother’s arms>باشند و چه خودشان چهار دست و پار راه بروند. چنین کودکانی در طول سفر باید روی صندلی بنشینند که موجب بی قراری و بی حوصلگی کودک می شود، پس بهتر است چند اسباب بازی متنوع را در اختیار کودک قرار دهید تا با آنها مشغول شود. اگر هم با ماشین شخصی یا قطار سفر می کنید، بهتر است هر چند ساعت یک بار از ماشین پیاده شوید یا کودک را در راهرو قطار راه ببرید.
3. بعد از یک ماهگی کودک، سفر با هواپیما اشکالی ندارد. وقتی کودکی با خود همراه دارید سفرهای شب را انتخاب کنید تا کودک بخوابد. سفرهای بدون توقف هم بهتر هستند.
4. هنگام بلند شدن هواپیما از فرودگاه فشار منفی در گوش ایجاد می شود که موجب درد گوش در کودکان می شود. مکیدن پستانک و شیر خوردن در این زمان موجب کاهش درد می شود پس مادران باید به این نکته توجه داشته باشند و حتما هنگام نشستن و بلندشدن هواپیما شیشه شیر به کودک بدهند. در کودکان بزرگ تر هم می توان شکلات و آبنبات را جایگزین کرد.

مسافرت رفتن

نکاتی برای سفر کردن با کودکان

5. کودکان به هیچ وجه نباید روی صندلی جلوی ماشین بنشینند. صندلی های مخصوص کودک باید در صندلی پشت ماشین قرار داده شود.
6. با توجه به سرد شدن هوا حتما قبل از ورود به شهر یا هر مکان دیگری از شرایط جوی و دمای هوا اطلاع پیدا کنید. داشتن پتوی کافی و لباس گرم برای کودک و مجهز بودن ماشین به سیستم گرمایشی ضروری است.
7. خوراکی و نوشیدنی بهداشتی و بعضی از تنقلات برای سرگرم کردن کودکان را فراموش نکنید.
8. کودکانی که شیر مادر می خورند مشکل زیادی برای تغذیه آنها وجود ندارد و شیر مادر تمیزترین و مطمئن ترین غذا برای کودک است ولی برای کودکان در سنین بالاتر باید غذاهای بهداشتی خانگی همراه داشت. غذاها باید با دقت تهیه شوند. غذاهایی که قدرت فساد بالایی دارند مانند تخم مرغ، سس، گوشت، سوسیس و کالباس و… غذاهای خطرناکی هستند و ممکن است باعث مسمومیت کودک و حتی خانواده شوند. از غذاهای بین راهی استفاده نکنید، مگر اینکه از بهداشت رستوران اطمینان داشته باشید.
9. آب مصرفی حتما باید جوشیده شده یا آب معدنی باشد.
10. با کودکانی که بزرگ تر هستند در مورد مکان، اطلاعات تاریخی و… صحبت کنید.

مسافرت رفتن

نکاتی برای سفر کردن با کودکان

11. بعضی از داروها را می توان بدون نسخه تهیه کرد. داروهایی مانند استامینوفن، ضدحساسیت، ضدتهوع، پمادهای ضدسوختگی، قرص اسهال و… برای کودک ضرری ندارند و در صورت لزوم می توانید از آنها استفاده کنید.
12. کرم های مرطوب کننده و ضدآفتاب را هم فراموش نکنید. طی سفر کودک ساعات بیشتری از روز را در معرض نور آفتاب قرار می گیرد. کرم های ضدآفتاب مخصوص کودک تهیه کنید و برای جلوگیری از آفتاب سوختگی نواحی باز پوست کودک را با کرم بپوشانید.
13. دستمال کاغذی، پنبه، ژل ضدعفونی کننده دست، دستمال مرطوب و… همراه داشته باشید.
14. کلاه و عینک و کفش راحتی، جوراب نخی و لباس مناسب را برای رفتن به طبیعت فراموش نکنید.
15. اگر کودک دچار بیماری مزمن مانند آسم، دیابت و… است حتما قبل از سفر به اندازه کافی دارو با خود حمل کنید. گاهی لازم است به دلیل تغییر ساعات در دو منطقه تغییراتی در دوز و ساعت مصرف داروی انسولین ایجاد شود. در این مورد حتما قبل از سفر با پزشک مشورت کنید. هم چنین اگر کودک مبتلا به آسم دارید و قرار است به منطقه سردی سفر کنید، مراقب باشید تا کودک در هوای سرد تحرک زیادی نداشته باشد زیرا سردی هوا باعث تشدید آسم می شود. نسخه کودک را نیز بهتر است در کیف دستی قرار دهید تا اگر به هر دلیلی دارو نداشتید بتوانید آن را از اولین داروخانه تهیه کنید.
16. بعضی از کودکان مبتلا به بیماری قلبی- عروقی، سرطان و… هستند. والدین حتما باید قبل از رفتن به سفر با پزشک کودک مشورت کنند.
17. کودکان مبتلا به بیماری قلبی- ریوی را حتی الامکان به مناطق کوهستانی نبرید. در ارتفاعات احتمال تشدید این بیماری ها، تنگی نفس و مشکلات دیگر وجود دارد.

مسافرت رفتن

نکاتی برای سفر کردن با کودکان

18. از بردن کودکان به امکان بسیار شلوغ و پرجمعیت خودداری کنید. این اماکن معمولا بهداشتی نیستند و ممکن است کودک به بیماری ویروسی و… مبتلا شود. همچنین احتمال یک لحظه غفلت و گم شدن کودک نیز بیشتر است. اگر مجبور به سفر در چنین مناطقی هستید حتما اسم و شماره تلفن را در یک کاغذ بنویسید و در جیب کودک قرار دهید.
19. در صورت اسهال شدن کودک دستپاچه نشوید. بیشتر اسهال ها در اثر خوردن میوه یا سبزی آلوده و… ایجاد می شوند و ظرف مدت کوتاهی از بین می روند. فقط بهتر است در طول این مدت کودک از غذاهایی مانند ماست و کته و… استفاده کند.
20. پودرهای او آر اس هم مفید هستند و آب از دست رفته بدن را جبران می کنند. در صورتی که اسهال خونی و بدبو باشد، حتما باید کودک را به مرکز درمانی ارجاع داد. پوشک کودک را به موقع عوض کنید چون احتمال سوختگی ناحیه کشاله ران وجود دارد. حتما پماد سوختگی همراه داشته باشید تا در صورت بروز سوختگی از آن استفاده کنید.