بر اساس نتایج تحقیقات، مردان فکر می کنند که خیلی شوخ تر، بامزه تر یا بانمک تر از همسر خود هستند. با این که شوخی کردن، خندیدن و خنداندن راهی برای پی بردن به شادی خود و دیگران است، اما پژوهش ها می گوید که این همه ماجرا نیست و چیزهای بیشتری را می توان از خنده کشف کرد.
در حقیقت، پژوهش های جدید نشان داده با کمک خنده می توانیم چیزهای بیشتری درباره ی خودمان و دیگران بفهمیم. مثلا این که شریک زندگی مان به ما علاقه دارد یا نه.
یک نظرسنجی از ۱۴۹ زوج بلندمدت نشان میدهد که مردها بیشتر شوخی و مسخره بازی میکنند و به شوخیهای خودشان نسبت به شوخی های همسرشان امتیاز بالاتری می دهند.
اما زنان بیشتر از مردان به تلاش های کمدی همسرشان نمی خندند. به این معنی که مردان سختکوش خود را به خاطر مهارت های شوخ طبعی خود مسخره می کنند.
وقتی شناخت بیشتری وجود داشته باشد، احتمال خندیدن به یا با کسی بیشتر می شود. در اغلب موارد، لطیفه ها یا جوک ها زمانی برای ما بامزه تر می شوند که آن ها را از زبان کسی بشنویم که او را می شناسیم؛ مثل همسر.
این مطالعه نشان داد که اگر مردم شریک زندگی خود را بامزه تر از خود ارزیابی کنند، خوشحال تر می شوند.
دکتر لوکاس یاخ، از دانشگاه سیلسیا، لهستان، میگوید:
«هنگام جذب جنس مخالف بالقوه، مردان به احتمال زیاد از حس شوخ طبعی خود استفاده می کنند و زنان بیشتر دریافتکننده و داور این کمدی ها هستند. در روابط طولانی مدت، زنان ممکن است تمایل خود را برای پاسخ به شوخ طبعی از دست بدهند یا کاهش دهند.”
دانشمندان می گویند شوخ طبعی افراد را جذاب می کند زیرا خندیدن استرس را از بین می برد و هورمون های مثبت و آرامش بخش تولید می کند.
علاوه بر این، شوخی کردن باعث افزایش اکسیژن به قلب، مغز و اندام های حیاتی می شود.
آشنایی با راه و شیوه های دلبری
آشنایی با روشهای دلبری کردن نقش مهمی در عمق بخشیدن به روابط زناشویی و پایداری زندگی مشترک ایفا میکند. برای تقویت مهارت دلبری ابتدا لازم است که آگاهی کافی در مورد علایق همسرتان، خواستهها و تمایلات او به دست آورید. نیازهای عاطفی همسر خود را شناسایی کنید تا بتوانید در جهت رفع آنها برنامه ریزی مناسبی داشته باشید. عوامل مختلفی در مهارت دلبری کردن از همسر تاثیر گذار هستند. ولی از مهمترین آنها میتوان به برقراری رابطه جنسی رضایت بخش اشاره کرد. برای مردان صمیمیت در رابطه جنسی اهمیت بسیاری دارد و از این طریق میتوانند به روابط عاطفی دست یابند. آشنا نبودن با مهارتهای دلبری و ظرافتهای زنانه باعث یکنواخی و سردی روابط میشود که به مرور ممکن است به روابط فرازناشویی و حتی طلاق نیز منجر شود. برای جلوگیری از پیامدهای تلخ در روابط زناشویی می توان با مشاوره جنسی به آگاهی های جنسی خود افزود.
مهارت دلبری و راههای جذب شوهر
دلبری کردن مهارتی است که میتوانید به صورت کلامی یا غیر کلامی برای جذب شوهر خود استفاده کنید. در ابتدا لازم است که شما از تفاوت زن و مرد آگاه باشید تا بتوانید به خوبی با همسر خود ارتباط برقرار کنید و نکات مهم برای جذب شوهرتان را شناسایی کنید. با آگاهی از این تفاوتها بسیاری از سوء برداشتها از میان میرود و بهتر میتوانید روابط را مدیریت کنید. در ابتدا نقش شما به عنوان یک زن برای تداوم رابطه بسیار حیاتی است. چرا که شما به دلیل مهارتهای ارتباطی قویتر بهتر از شوهرتان قادر هستید در جهت تولد عشقی ماندگار و زیبا حرکت کنید. این فرآیند در مردان به زمان بیشتری نیاز دارد تا بتوانند عواطف خود را در رابطه نشان دهند
با روشهای دلبری کردن آشنا شوید!
در ادامه به مهمترین نکات برای دستیابی و تقویت مهارت دلبری اشاره میکنیم.
1- از غر زدن و ایرادگیریهای دائمی بپرهیزید
یکی از عواملی که باعث فراری دادن اکثر مردان میشود، ایرادگیریها و سرزنشهای مداوم زنان است. در صورتی که میخواهید در مورد موضوعی مهم با همسرتان صحبت کنید سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید و زمانی بحث خود را آغاز کنید که او از لحاظ روحی آماده باشد؛ یعنی زمانی که او خسته از سرکار برمیگردد یا هنگام تماشای برنامههای ورزشی یا اخبار زمان مناسبی نیست.
2- آراستگی و اهمیت دادن به ظاهر
اهمیت دادن به ظاهر به این معنا نیست که همیشه آرایش داشته باشید یا هر ماه رنگ موی خود را عوض کنید. بلکه تمیز بودن و آراسته بودن باعث میشود که همسرتان از دیدن شما لذت ببرد و بخواهد زمان بیشتری در کنار شما باشد. جذابیت ظاهـری یکی از مهمترین عوامل ترشح هورمون عشق یعنی اکسی توسین موثر است.
3- برای دلبری کردن به همسرتان احترام بگذارید
مردان همیشه به دنبال موفقیت بودهاند تا از این طریق توجه و احترام دیگران را به دست آورند. پس برای شوهرتان خیلی دشوار خواهد بود که ببیند زنی که عاشقش است به او احترام نمیگذارد. پس یکی از راههای دلبری کردن و جذب شوهر، احترام به همـسر است. از این طریق شوهرتان متوجه خواهد شد که شما برای او ارزش قائل هستید. این ارتباط به مرور به فرزندانتان نیز منتقل خواهد شد و شما خانواده موفقی خواهید داشت.
4- برقرار کردن تماس چشمی
تماس چشمی بدون کلام و خیره شدن به چشمان همسرتان میتواند در جذب کردن شوهرتان موثر باشد. زمانی که صحبت میکنید سعی کنید به چشمان او خیره شوید؛ چرا که برقرار کردن تماس چشمی در ایجاد صمیمیت بین زوجین و بهبود روابط موثر است. در این حالت بخشی از مغز که مخصوص لذت بردن و پاداش است فعال میشود.
5- نحوه بیان نمودن مناسب احساسات
مردان معمولا گمان میکنند که نیازی به بیان احساسات و ابراز عشــق نیست. همین که با سخت کوشی برای خانواده خود تلاش میکنند کافی است. در واقع علاقه خود را به صورت عملی با خرید کردن برای منزل یا تعمیر وسایل و رفع احتیاجات مادی نشان میدهند. پس بیان احساسات در آنها فرآیندی ست که ممکن است مدتی طول بکشد. هر چه مهارتهای دلبری شما بیشتر باشد و بتوانید عشق خود را بیان کنید همچنین صمیمیت و تعهد خود را به او ثابت کنید، این مسیر برای همسرتان آسانتر میشود.
6- برقراری روابط جنسی پرهیجان برای دلبری کردن
بهترین راهی که به کمک آن میتوانید شوهر خود را جذب کنید، تقویت رابـطه جنسی با شوهرتان است. تداوم یافتن روابط جنسی در طول زندگی زناشویی امری نیست که به سادگی محقق شود. مهمترین مهارت دلبری کردن، در بعد جنسی و روابط زناشویی نمایان میشود. مشاوره جنسی به شما کمک میکند تا به تفاهم جنسی با همسرتان دست یابید. همچنین با تنوع دادن به استایل رفتار جنسی خود می توانید به افزایش کیفیت رابطه جنسی خود کمک کنید. این عاملی در رضایت شوهرتان و علاقه مند شدن هر چه بیشتر او اهمیت دارد.
7. پیامهای عاشقانه برای همسرتان ارسال کنید
هنگامی که شما برای همسرتان پیامی ارسال میکنید احتمالا او با خود فکر میکند که شما برای خرید منزل و یا یادآوری نکتهای به او پیام دادهاید به همین خاطر پیام عاشقانه شما میتواند تاثیرات خود را بگذارد. در پیام خود دلبری کنید و به مانند روزهای نخست حرفهای عاشقانه بزنید. میتوانید با صحبتهای بی پروای خود و شیطنتهایی که دارید او را تحریک کرده و به او نزدیک تر شوید. مطمئن باشید همسرتان از این گونه پیامها و رفتار های عاشقانه استقبال خواهد کرد.
8. برای دلبری کردن شوخ طبع باشید
زنانی که بتوانند شوخ طبع باشند و شاد و بازیگوش به نظر برسند بیشتر میتوانند برای همسر خود دلبری کنند. شوخ طبعی میتواند حتی در مسائل جنسی نیز وجود داشته باشد. اما آنچه که مهم است میزان و حد شوخ طبعی است که نباید به گونهای باشد که دلخوری پیش بیاید. توجه به همین نکات مهم در همسرداری به شما کمک خواهد کرد تا بتوانید ارتباط خود را مستحکم تر و عاشقانه تر کنید. در واقع شوخ طبعی یکی از ویژگی های زن مورد علاقه مـردان است. زنانی که بتوانند از این ِویژگی بیشترین بهره را ببرند، مطمئنا در جذب همسر موفق خواهند بود.
همیشه در دسترس بودن موجب می شود ارزش وجود داشتن فراموش شود. لازم است در مواقعی از شریک عاطفی خود فاصله بگیرید. مانند یک سفر کوتاه چند روزه. دلتنگ شدن و دور بودن می تواند عطش وصل را بیشتر کند. در چنین شرایطی با مدیریت رابطه عاطفی از راه دور وجه دیگری از رابطه عاشقانه را نیز تجربه خواهید کرد.
نقش مهارت دلبری در زندگی زناشویی
عوامل فرهنگی و اجتماعی به گونهای بوده است که دختران از همان ابتدا برای ابراز احساسات، عشق ورزی و تقویت صمیمیت زناشویی آموزش داده شدهاند؛ در حالی که مردان برای قوی بودن، سرسختی، پیروز شدن در رقابتها و به دست آوردن استقلال شخصی تربیت شدهاند. مسلما در چنین شرایطی نمیتوانید انتظار داشته باشید که شوهرتان بتواند به خوبی شما به احساساتتان پی ببرد یا عواطفش را بیان کند. پس شما با مهارت دلبری خود میتوانید در وابسته کردن مرد به خود موفق عمل کرده و رابطه تان را در جهت مسیر زندگی رویاییتر مدیریت کنید. در این شرایط شوهرتان نیز احساس راحتی بیشتری برای ابراز علاقه به شما دارد. با برقراری رابطهای دوستانه و صمیمی با شوهرتان به او فرصت دهید که برای ابراز علاقه و بیان احساساتش آماده شود.
در صورتی که در این زمینه با مشکلاتی مواجه هستید بهره بردن از مشاوره خانواده و زوج درمانی در مرکز مشاوره حامی هنر زندگی میتواند در بهبود روابط موثر باشد. این مرکز با داشتن مشاورانی برجسته و آگاه به شما در حل مشکلات یاری میرساند.
سوالات متداول
آیا روشهای دلبری کردن برای همه مردان به یک شکل موثر است؟
خیر. مردان با یکدیگر متفاوت هستند و شما باید روشهای مختلفی را آزمون و خطا کنید تا به آنچه که شوهرتان خوشش میآید و آنچه که بیزار است پی ببرید. هرچقدر شناخت شما از همسرتان بیشتر باشد بهتر میتوانید به نتیجه دلخواه خود برسید.
جاسازی پُر از نکته جیپیاس در خودروی شوهر!
به بهانه انتشار تصاویری از لحظه متوجهشدن صاحب یک بنز در تعمیرگاه از جاسازی جیپیاس در خودرویش، نگاهی روانشناسانه به این رفتارها داشتیم
به تازگی تصاویری از کامنتهای مردم زیر یک پست اینستاگرامی یک تعمیرکار خودرو پربازدید شده است. ظاهرا صاحب یک بنز c300، خودرویش را برده تعمیرگاه و تعمیرکار متوجه جاسازی یک GPS داخل خودرو شده است. دنبالکنندگان این پیج مدعی شدند که این اقدام از سمت همسرش برای تعقیب او بوده است. بدون توجه به صحت و سقم ماجرا در این مطلب میخواهیم از منظر روانشناسی، این رفتار را بررسی کنیم و چند نکته خطاب به افرادی که تصمیم به چنین کارهایی میگیرند، داشته باشیم.
کنجکاویهایی که نتیجه مطلوبی ندارد
قبل از هر چیز باید توجه داشت که بیشتر این کنجکاویها، نتیجه مطلوبی در بر ندارد. مثل یک بازی دزد و پلیس که در نهایت فردی که مورد تعقیب است، به اوتوجه بیشتر می شود و از این ماجرا لذت میبرد. اگر فردی این کار را انجام دهد باید از خودش بپرسد که این کنجکاوی چه نتیجهای دارد؟ این اولین سوالی است که باید از خودتان بکنید. اگر بتوانید مچ همسرتان را بگیرید، چه نتیجه و فایدهای خواهد داشت؟ آیا میتواند جلوی رفتارش را بگیرد یا او در نهایت طلبکار هم خواهد شد؟ یعنی ممکن است شما را به خاطر این رفتارتان متهم کند! مراقب باشید که همسرتان به خاطر اشتباه شما، خود را تبرئه نکند. مثلا گفتن این جملهها که «رفتار تو هم اشتباه بوده که مرا تعقیب کردی» و «تو به خاطر بیاعتمادی به من باعث شدی تا اقدام به چنین کاری کنم» و … عاقبت چنین رفتارهایی است.
اقدامی که شما را الکی سرگرم میکند
این رفتار خودش یک بازی است که میتواند با هیجان زیادی همراه باشد اما شما را الکی سرگرم میکند. شما با این کار سرگرم این بازی میشوید و حواستان از بقیه مسائل زندگی پرت و شکتان هر روز بیشتر از گذشته میشود. ممکن است همسرتان در کنار این بازی به رفتارهای دیگری بپردازد که شما دوست ندارید ولی بهقدری به تعقیب و گریز او مشغول میشوید که دیگر فرصت فکر کردن به برخی نیازها و انتظارات خود را نخواهید داشت. این رفتار هر زمانی که لو برود، از قبح آن در نگاه شوهرتان میکاهد. فراموش نکنید که اگر فردی بخواهد مخفی کاری کند، هزاران راهحل به ذهناش میرسد و هر بار از راه حلهای جدیدی استفاده میکند و دیوار حاشا برای این افراد بلند است. در ضمن انجام چنین کارهایی به محض لو رفتن باعث می شود که همسرتان هیچ وقت در کنار شما احساس آرامش نکند و این بدترین اتفاق برای زندگی مشترک محسوب می شود.
به جای تلهگذاشتن، صادقانه حرف بزنید
بهترین راهحل این است که صادقانه درباره احساستان حرف بزنید و بگویید که رفتارهای شکبرانگیز همسرتان چه تاثیراتی بر زندگی مشترک شما و ارتباطتان گذاشته است. معمولا افرادی که مخفیکاری میکنند، کمکاریهایی در زندگیمشترک دارند و همسر این افراد میتوانند انتظارات خود را از همسرشان مطالبه کنند. مثلا مردی که دیر به خانه میآید، همسرش به جای اینکه بگوید «چرا اینقدر دیر آمدهای!؟» بهتر است که بگوید: «دوست ندارم این قدر دیر به خانه بیایی» یا «وقتی این قدر دیر به خانه میآیی، احساس تنهایی میکنم.» واضح است که صحبتکردن در این باره بهتر از تعقیبکردن و تله گذاشتن برای اوست.
نویسنده : دکتر رضا یعقوبی| روانشناس سلامت
نشانه های کمال گرایی در رابطه عاطفی چیست و چگونه مقابله کنیم؟
کمال گرایی در رابطه عاطفی یکی از معضلاتی است که میتواند شما را برای همیشه تنها نگه دارد. کسی که تصور می کند آتش عشقش نباید هیچ گاه خاموش شود ، رابطه اش باید همیشه شیرین و خوشایند باشد و قرار نیست با هیچ مشکل یا چالشی روبرو شود و تا آخر عمر باید همان شور و شوق اولیه را احساس کند ، تصویری کامل و ایده آل از رابطه عاطفی در ذهنش نقش بسته است ولی آیا این تصویر با واقعیت زندگی مطابقت دارد؟ اگر زمانی با واقعیت روبرو شود ، سرخورده نشده و رابطه اش را خراب نمی کند؟
برخی از تصورات و خواسته های ما از یک رابطه عاطفی با وجودی شیرین و دوست داشتنی است ولی تطابقی با واقعیت ندارد و به عنوان نشانه های کمال گرایی در روابط عاطفی شناخته می شود.
کمال گرایی در رابطه عاطفی می تواند به شکل ها مختلفی بروز کند ، در ادامه این مقاله بیا نی نی نشانه های کمال گرایی در رابطه عاطفی را با شما در میان می گذاریم.
کمال گرایی در رابطه عاطفی یعنی چه؟
کمال گرایی عاطفی معضلی است که با وجود ظاهر زیبایی که دارد در حال از بین بردن خوشبختی شما است باعث بروز تاثیرات منفی و اضطراب در توانایی شما برای برقراری ارتباط با دیگران و ماندن در یک رابطه عاطفی سالم و طولانی مدت است. کمال گرایی عاطفی باعث می شود که فرد احساس کند باید همیشه در بهترین حالت خود باشد و بروز مشکلات برای او غیر طبیعی است که همین امر استرس مضاعفی برایش ایجاد میکند.
مثلا من همیشه باید در رابطه ام احساس شادی داشته باشم.
ما نباید با هم بحث کنیم.
او نباید از من انتقاد می کرد.
من نباید عصبی می شدم.
او باید همیشه بتواند مرا درک کند.
من نباید غمگین به نظر بیایم و مردم نباید بدانند که من حال خوبی ندارم.
نشانه های افراد کمال گرایی در رابطه عاطفی
انتظارات بیش از حد و کمال گرایانه
افراد کمال گرا معمولا انتظارات غیر واقعی که در ذهن خودشان دارند را در شریک عاطفیشان پیدا نمی کنند و شروع به سرزنش ، غر زدن و متهم کردن و شماتت شریک عاطفیشان میکنند.
یا این که به دلیل توقعاتی که دارند نمیتوانند کسی را مطابق معیارهایشان پیدا کنند و در توجیه آن بگویند کسی را که مناسبم باشد پیدا نکرده ام ولی آیا واقعا کسی که مناسبش باشد وجود ندارد یا انتظارات بیش حد و کمال گرایانه است که مانع از داشتن یک رابطه عاطفی پایدار می شود؟ در هر دو مورد فرد کمال گرا در نهایت به ناامیدی و درماندگی رسیده و رابطه را نابود میکند.
توقع نبود بحث و دعوا در رابطه عاطفی
به نظر یک فرد کمال گرا ، رابطه عاشقانه باید بدون بحث و جدل باشد. فرد کمال گرایی که توقع دارد شریک عاطفی اش باید در مورد مسائل مختلف با او هم عقیده باشد و هر گونه بحث و دعوا را نشانه عدم تفاهم و پایان رابطه می داند مسلما نمیتواند در یک رابطه طولانی مدت دوام بیاورد.
افراد کمال گرا همه چیز را زیبا و در نهایت خوبی می خواهند و کوچکترین مشکلی را به عنوان مشکلی اساسی قلمداد می کنند. و انتظار هرگونه بخث یا عدم تناسب را ندارند و هر اختلاف نظری را به شکل نشانه قطعی شکست رابطه می بینند.
در واقعیت هیچ دو نفری کاملا شبیه هم نیستند شخصیت و علایق و نگرش های متفاوتی دارند که منحصر به فرد خودشان است و اگر تصمیم به نقش بازی کردن نداشته باشند مسلما بین شما دو نفر اختلاف عقیده و بحث و دعوا پیش خواهد آمد.
فقط فردی که نسبت به شما بی تفاوت است و هدف خاصی به جز یک رابطه عاطفی سالم از بودن با شما دارد میتواند همیشه شما را تایید کند و هیچ گاه با شما بحث نکند.
معمولا یک فرد کمال گرا زمانی که در رابطه اش دچار تنش میشود به جای این که اختلاف نظر را بپذیرد و برای رسیدن به تفاهم مشترک و درک طرف مقابل تلاش کند ، اختلاف را نشانه شکست رابطه می بیند.
افراد کمال گرا عشق رمانتیک پایدار می خواهند
اوایل آشنایی و دوران ماه عسل بهترین و رمانتیک ترین روزهای یک رابطه است .دراین دوران همه چیز زیبا و کامل به نظر می رسد ولی عشق رمانتیک احساسی است که به دلیل هجوم هورمون ها به بدن ایجاد شده است و با به تعادل رسیدن ترشح هرمون ها آتش عشق رمانتیک سرد می شود جایش را به صمیمیت ، تعهد و درک متقابل میدهد که ضامن دوام یک رابطه طولانی مدت هستند.
یک فرد کمال گرا در رابطه عاطفی توقع دارد که رابطه اش باید همیشه همان حال و هوای نامزدی و ماه عسل را داشته باشد ولی این اشتباه نشان میدهد که شما تصور درستی از عشق ندارید. فرد کمال گرا توقع دارد با وجود گذشت زمان و طولانی شدن رابطه ، همچان عشق آتشین روزهای اول باقی بماند و همه چیز مثل اوایل رابطه باشد ولی چنین اتفاقی امکان پذیر نیست.
افراد کمال گرا اگر نتوانند با این واقعیت کنار بیایند سرخورده می شوند و نمیتوانند در یک رابطه طولانی مدت بمانند و مجبورند برای این دوباره حس عشق آتشین را تجربه کنند وارد رابطه کوتاه مدت دیگری شوند و این روال همچنان ادامه دارد.
توقع علایق کاملا مشترک نشانه کمال گرایی است
با وجود که تشابهات باعث میشود که دو نفر بیشتر بتوانند کنار هم خوش بگذرانند ولی توقع این که طرف مقابل کاملا شبیه ما باشد نشانه کمال گرایی است. در دنیای واقعی یافتن دو نفر کاملا مشابه هم غیر ممکن است و نمیتوانید کسی را پیدا کنید که تمام نگرش ها ، سلایق و علایقش مشابه شما باشد.
رقابت همیشگی با دیگران برای به رخ کشیدن خود
یک فرد کمال گرا می خواهد همیشه بهترین باشد ، فرد کمال گرا میخواهد خودش را بیشتر در معرض رقابت قرار دهد ، رقابت هایی که شامل به رخ کشیدن زیبایی های ظاهری ، دارایی ها ، شریک عاطفی و جزئیات زندگی است ، این رقابت ها هدفی به جز هدر دادن انرژی روحی و جسمی ندارد. در موارد شدید فرد کمال گرا حتی ممکن است با شریک عاطفی اش وارد رقابت شود و از موفقیتهای او احساس خطر کند.
روش های مقابله با کمال گرایی در رابطه عاطفی
کمال گرایی می تواند باعث پیشرفت افراد شود ولی در یک رابطه عاطفی ممکن است مانع از احساس واقعی آرامش و ماندن در یک رابطه عاطفی بلند مدت شود ، خوشبختانه کمال گرایی در رابطه عاطفی کاملا تعدیل پذیر است و می توانید با کمی کنترل آگاهانه بر رفتار خودتان ، آثار مخرب کمال گرایی بر رابطه عاطفی را کاهش بدهید.
رابطه کامل ساختنی است
رابطه کامل وجود ندارد بلکه این شمایید که میتوانید یک رابطه کامل را بسازید . مفاهیمی از جمله تعهد و از خود گذشتی اغلب باعث رشد و پیشرفت یک رابطه عاطفی می شود . کمال گرایی در رابطه عاطفی باعث افزایش خودخواهی فردی می شود که به دنبال یافتن یک رابطه کامل است نه خلق یک رابطه کامل . سعی کنید سازگاری را بیاموزید تا بتوانید رابطه خود را به بهترین شکل ممکن بسازید.
مراقب ظاهر سازی شبکه های اجتماعی باشید
شبکه های اجتماعی یکی از خطرناک ترین ابزارها برای افزایش کمال گرایی افراد است و باعث می شود خودتان را با تصاویر غیر واقعی و کات شده از زندگی دیگران مقایسه کنید و احساس عقب ماندن و عدم اطمینان به خودتان داشته باشید. هنگام مشاهده شبکه های اجتماعی به یاد داشته باشید که اغلب افراد بهترین لحظات زندگی و غیرواقعی ترین حالت هایشان را با رنگ و لعاب بیشتر به نمایش می گذارند و شما هیچ خبری از استرس ها ، تنش ها و نگرانی ها و خستگی های زندگی واقعی آن ها ندارید.
یاد بگیرید که شکست جزئی از زندگی است
افراد کمال گرا معمولا تحمل شکست را ندارند و در نتیجه دچار انزوا و افسردگی می شوند . ترس از شکست خوردن ناراحت کننده تر از خود شکست خوردن است. سعی کنید برای کنترل حس کمال گرایی خود گاهی خودتان را در موقعیت هایی که از آن ها وحشت دارید قرار دهید تا متوجه شوید که ترسی که دارید فقط ذهنی است نه واقعی.
انجام کارها را به دیگران بسپارید
تصور نکنید که حتما همه کارها را باید خودتان انجام دهید که درست در بیایند ، به شریک عاطفیتان اجازه دهید وظایفش را به تنهایی انجام دهد . شما به غلط احساس میکنید که فقط کار خودتان کامل است و نمیتوانید به دیگران اعتماد کنید یا اگر کاری که فرد مقابل انجام داد مطبق انتظارتان و کیفیتی که میخواستید نبود مسلما آسمان به زمین نیامده است و هیچ مشکلی قرار نیست پیش بیاید.
خودتان را دوست داشته باشید
لزومی ندارد برای دوست داشتنی بودن کامل باشید. خیلی از ویژگی هایی که به نظر شما نقطه ضعف یا نقص است همان ویژگی هایی است که دیگران شما را به خاطرش دوست دارند. شما طرف نظر از ظاهرتان و کیفیت کاری که انجام میدهید یک انسان دوست داشتنی هستید. برای دوست داشتنی بودن نیازی به کامل و بی نقص بودن نیست.
برای موفقیت های کوچکتان جشن بگیرید
برای مقابله با کمال گرایی باید بیاموزید که موفقیتهای کوچک را غنیمت بدانید. شجاعت پذیرش اشتباهات خود را داشته باشید ، برای کوچکترین اقدام مثبتی که انجام میدهید ارزش قائل شیود و کوچکترین قدمی که رو به بهبود برمیدارید را به عنوان یک اتفاق بزرگ جشن بگیرید.
نکاتی برای آن هایی که همسر زود رنج دارند
از آن جا که افراد زودرنج معمولاً ادراک نادرستی از معنای رفتاری و گفتاری دیگران دارند و این کار انرژی روانی آن ها را به شدت صرف خود می کند و بر منفی نگری آن ها دامن می زند، بهتر است در صحبت کردن با آنها:
1- از کلمات و عبارات “واضح و روشن” استفاده کنیم، به گونه ای که همان بار اول منظور ما را از آن جمله دریافت کنند. این امر به تسهیل ارتباط کلامی شما با همسرتان بسیار کمک می کند. افراد زودرنج متاسفانه اعتماد به نفس پایینی دارند و به همین دلیل نباید طوری با آنها برخورد کنید که انگار مشکل دارند!
2- به تقویت اعتماد به نفس او بپردازید. در حقیقت تنها افراد زود رنج نیستند که با این مسئله روبه رو هستند. وظیفه شما به عنوان مخاطب به ویژه همسر وی که از هر کسی به او نزدیک تر است این است که اعتماد به نفس او را تقویت کنید و به شناساندن نقاط مثبت او به خودش و تنظیم سیستم ادراکی وی بپردازید. فرد زودرنج با به دست آوردن اعتماد به نفس ،روحیه خود باوری و همچنین از طریق کاهش انتظارات غیر منطقی از دیگران در خود می تواند از ابتلا به افسردگی و احساس یأس جلوگیری کند. شما باید به او کمک کنید نقاط قوت خود را بشناسد و درک درستی از خود به دست آورد. لذا لازم است شکست ها و نقاط ضعف او را به رویش نیاورید و کمک کنید تا قطعی نگری در او در رابطه با مسائل کاهش یابد. منظور از قطعی نگری نداشتن تفکر حد وسط، متعادل و واقع بینی است که باعث می شود انتظارات غیر منطقی در افراد افزایش یابد و رفته رفته بدبینی و نداشتن اعتماد به دیگران رشد یابد که در نتیجه آرامش را از فرد خواهد گرفت.
3- به روانشناس مراجعه کنید. در نهایت می توانید از مشاوره حضوری برای رفع قطعی مشکل خود استفاده کنید.
ایده ای جالب برای درست کردن سبد
ایده ای جالب برای درست کردن سبد
عواقب پیمان شکنی زناشویی در زندگی مشترک
پیمان شکنی زناشویی یکی از دغدغه های اصلی جامعه است که افراد زیادی با آن درگیر هستند. باقی نماندن بر پیمان های زناشویی و عهد شکنی در زندگی مشترک سبب بروز اختلافات شدیدی می شود که پایه های اصلی زندگی را تخریب می کند.
در این مقاله تصمیم داریم تا شما عزیزان همراه را با ابعاد مختلف پیمان شکنی در زندگی مشترک و دلایل ایجاد آن آشنا سازیم و اطلاعات سودمندی پیرامون موارد زیر در اختیارتان قرار دهیم:
چرا پیمان شکنی زناشویی امری غیر اخلاقی است؟
در سراسر دنیا مقدس ترین پیمانی که ممکن است میان دو نفر بسته شود، پیمان زناشویی است. حال در صورتی که یکی از زوجین دچار بی وفایی و نقض تعهدات بسته شده در زمان عقد شود، پایه های زندگی مشترک متزلزل شده و ارتباطات صمیمانه و عاطفی در آن رابطه از بین می رود.
خیانت همسر تبعات بسیار بدی دارد که هم باعث از دست دادن آرامش برای خود و هم سبب ایجاد تنش در اطرافیان می شود.
از مهمترین عواملی که سبب قداست پیمان زناشویی می شود عوامل زیر است:
به اشتراک گذاشتن تمامی احساسات عاطفی با همسر
دریافت حمایت و محبت مورد نیاز از همسر
فداکاری و از خود گذشتگی در جریان زندگی مشترک
برقراری ارتباط میان خویشاوندان دو زوج
برعهده گیری سرپرستی فرزندان توسط زوج
شراکت در مال و حقوق همدیگر
نشانه های همسران پیمان شکن
همواره در زوجینی که در جریان زندگی مشترک خود دچار پیمان شکنی می شوند، نشانه هایی در رفتار و برخوردهایشان دیده می شود.
این نشانه ها آنقدر واضح هستند که در ابتدای امر همسر خیانت دیده متوجه بی وفایی همسرش می شود و در گذر زمان اطرافیان نیز متوجه خیانت انجام شده می شوند.
از رایج ترین نشانه های خیانت در میان مردان و زنان موارد زیر است:
نشانه های مرد بی وفا: مردان خیانتکار معمولا دارای حواسپرتی و عدم تمرکز در به خاطر سپاری موارد هستند. همچنین مشغله زیادی دارند و به راحتی نمی توان زمانی برای وقت گذراندن با آن ها داشت.
همچنین تامین مالی بیش از پیش و محبت های بدون دلیل به همسر نیز می تواند از نشانه های خیانت مردی باشد که قبلا نسبت به این موارد موضع های سرسختانه می گرفته است.
نشانه های زن بی وفا: زنان بی وفا نیز همانند مردان دچار عدم تمرکز هستند. حساسیت بیش از حد روی گوشی تلفن همراه و عدم تمایل به برقراری رابطه جنسی و صمیمانه با همسر نیز از دیگر نشانه های زن بی وفا است.
تمامی این موارد به صورت انحصاری دلیل قاطع و کافی برای خیانتکار بودن افراد نیست، اما بروز علائم ذکر شده به همراه دیگر نشانه ها و تکرار آن ها می تواند نشان دهنده این ماجرا باشد.
به طور کلی می توان گفت نشانه های خیانت از سوی افراد به آن جا ختم می شود که فرد از قبول حضور در کنار همسر خود به طور کلی ممانعت کرده و تمایل زیادی برای گذراندن وقت خود بیرون از منزل دارد.
عوامل ایجاد پیمان شکنی در زندگی
به طور کلی می توان گفت عوامل زیاد و طولانی مدتی می توانند سبب ساز بی وفایی و خیانت در میان همسران شوند. نداشتن حمایت و عدم برخورداری از محبت از سوی همسران از اصلی ترین علل و عوامل ایجاد پیمان شکنی در زندگی است.
متخصصان معتقدند نبود ارتباطات عاطفی و دوری های مکرر از همدیگر می تواند زمینه ساز برقراری ارتباط با دیگران و بروز خیانت در افراد شود.
همچنین اجبار در انتخاب همسر و یا ازدواج نیز به عنوان یکی از مهمترین عوامل خیانت از سوی افراد تلفی می شود. از دیگر علل ایجاد خیانت و پیمان شکنی زناشویی موارد زیر است:
بی توجهی عاطفی و مالی نسبت به نیازهای همسر
توجه بیش از حد به فرزندان و خانواده خود
بی اطلاعی از فعالیت های روزمره همسر
فشار بیش از حد برای تامین خواسته های مالی و عاطفی
وابستگی های شدید عاطفی یک طرفه
عدم تنوع در روابط جنسی
عواقب عهد شکنی در زندگی مشترک
بی وفایی و عدم حفظ پیمان های زناشویی از سوی همسران سبب ایجاد مشکلات و عوارض زیادی برای خود فرد و دیگران می شود. گسسته شدن روابط و ایجاد بیماری های روحی و روانی ناشی از آن در تبع عواقب عهد شکنی در زندگی مشترک دسته بندی می شوند.
از رایج ترین عواقب و آسیب های خیانت مواردی است که به صورت نشانه های پر تکرار در میان زوجین دیده شده و از سوی روانشناسان به عنوان رایج ترین آسیب های ناشی از خیانت زناشویی شناخته می شود.
این آسیب ها شامل موارد زیر است:
تخریب اعتماد به نفس در فرد خیانت دیده
استرس و اضطراب ناشی از عدم حمایت از سوی همسر
آشفتگی و سرگردانی فرزندان
عدم تمایل برای اعتماد به دیگران از سوی فرد خیانت دیده
عدم تمرکز بر روی مسائل مهم زندگی
احساس گناه و ضرر پیرامون مال و وقت
عصبانیت و پرخاشگری
افسردگی و گوشه نشینی
عدم تمایل برای حضور در جمع
عدم پذیرش اطرافیان برای حضور فرد خیانتکار در جمع
پیشگیری از خیانت و پیمان شکنی زناشویی
ایجاد خیانت از سوی افراد همواره به دلایل مشخصی اتفاق می افتد. این دلایل سبب می شود تا افراد با قرار گرفتن در موقعیت های خیانت، به راحتی و بدون عذاب وجدان اقدام به برقراری روابط غیر مشروع کنند. بسیاری از زوجین با رعایت برخی از مواردی که سبب وابستگی های طولانی مدت و عاطفی مناسب می شود، پایه های زندگی مشترکشان را تداوم می بخشند.
عدم وجود دلایل محکم برای وابستگی به همسر سبب می شود تا فرد سریع و بدون ناراحتی اقدام به خیانت کند.
از مهمترین عواملی که سبب پیشگیری از خیان و پیمان شکنی زناشویی می شود، موارد زیر است:
صرف وقت کافی با همسر
شریک شدن در فعالیت های مشترک و لذت بخش
توجه کافی به نیازهای جنسی و عاطفی همسر
توجه به خانواده همسر و ارزش گذاری کافی برای آنان
حفظ احترام همسر در میان جمع
برگزاری جشن های دو نفره به مناسبت های مختلف
چرا رابطه جنسی زوجها، نسبت به 20 سال پیش، کمتر شدهاست؟
مطالعات علمی و نیز گزارشات تجربی نشان دهنده کاهش تعداد دفعات رابطه جنسی در زوجها نسبت به سالهای گذشته است. این ارقام ثابت میکنند که امروزه زوجها نسبت به قبل کمتر با یکدیگر رابطه جنسی دارند. در این درس نگاهی میاندازیم به این که چرا و چگونه ممکن است این اتفاق بیفتد.
سواد زندگی، سواد عاطفی؛ سید محمد مهدی شهیدی- شما (زن یا شوهر) وقتی عصر از سر کار به خانه میرسید، هنوز کارهایی برای انجام دادن دارید. بچه ها، خرید، نظافت، کارهای خانه و غیره. وقتی بالاخره برای خودتان وقت آزاد پیدا میکنید، آخر شب است و آنقدر خستهاید که فقط میخواهید به رختخواب بروید و خودتان را رها کنید تا بخوابید، بدون اینکه به چیز دیگری فکر کنید.
روزها، هفتهها و سالها میگذرند. فقط هر چند وقت یکبار میایستید و به آنچه واقعاً در حال رخ دادن است، فکر میکنید و چیزی که میبینید، میتواند بسیار ترسناک باشد.
بدین ترتیب، تعجبی ندارد، که اکثر زوج ها میگویند دوست دارند با شریک خود، بیشتر رابطه جنسی داشته باشند. این فقط مربوط به میل جنسی فردی نیست؛ در واقع، امروزه، به عنوان یک قانون کلی، افراد کمتر از آنچه که میخواهند، رابطه جنسی دارند.
به همین دلیل، چندین متخصص شروع به بررسی این موضوع کردهاند که چه چیزی پشت این کاهش روابط جنسی در زوجها وجود دارد؟
در این درس، عللی که در روند کاهش دفعات روابط جنسی در زوجین نقش دارند، بررسی و شناسایی شده است.
آمار میگوید: زوجها رابطه جنسی کمتری دارند
امروزه، برای بسیاری از افراد، زندگی به ندرت از کار و وظایف روزانه آنها جدا می شود. وقتی صحبت از سرگرمی به میان می آید، گزینه ها بی پایان است، به خصوص در فضای مجازی. پس در این سناریو چه امکانی برای روابط جنسی باقی میماند؟
مطالعه ای که در ایالات متحده انجام شد داده هایی را به دست آورد که نشان دهنده روند کاهشی روابط جنسی میان زوج ها است. محققان کشف کردند که دفعات رابطه جنسی در زوج ها به میزان قابل توجهی کاهش یافته است.
این مطالعه نشان می داد که در سال 2010، بزرگسالان 9 برابر کمتر از 20 سال پیش رابطه جنسی داشتند. این کاهش عمدتاً در زوجهایی بود که زندگی باثباتی داشتند، دارای فرزندان مشترک بودند و محتوای هرزه نگاری مصرف نمیکردند.
طبق شواهد بین نسلی، رابطه جنسی در 20 سال قبل، به عنوان یک فعالیت روزانه در کنار دیگر کارها تصور می شد؛ به عبارت دیگر رابطه جنسی راهی برای گذراندن زمان یا فعالیتی سرگرم کننده بود. اما، امروزه کیفیت در روابط جنسی بر کمیت ارجحیت دارد.
چرا دفعات روابط جنسی زوجین، کمتر شده است؟
از زمان انجام این مطالعه چه اتفاقی افتاده است؟ در واقع، ده سال پس از انتشار، و در بررسی سال 2020 ارقام همین روند را دنبال می کردند.
عللی که محققان برای کاهش رابطه جنسی در زوجین کشف کردند، در زیر فهرست شدهاند:
1. رابطه جنسی به عنوان یک روال
سی سال پیش، جامعه نه تنها از نظر فکری، بلکه در شیوه زندگی، بسیار ساده تر از اکنون بود. گزینه های اوقات فراغت، سبک زندگی، یا مسائل مربوط به کار نیز بسیار کمتر از امروز پیچیده بودند. در واقع می توان گفت که رابطه جنسی بین زوج ها، رقبای کمتری نسبت به امروز داشت.
این بدان معناست که 3 دهه قبل، رابطه جنسی به عنوان گزینه ای برای گذراندن اوقات خوش، وزن بیشتری در زندگی زوج ها داشت. این ما را به عامل بعدی هدایت می کند.
2. زندگی کردن، خوابیدن و آماده شدن برای غذای فردا
امروزه، اوقات کاری بی پایان است. نه تنها بسیاری از افراد نیمی از شبانه روزشان را صرف کار می کنند، بلکه برخی پس از خروج از محل کار نیز با تلفن همراهشان کار می کنند، در نتیجه، مرز بین زندگی روزمره و کار مبهم شده است و در نتیجه، میل به رابطه جنسی کاهش یافته است.
علاوه بر این، در دو سه سال اخیر و در پی همه گیری کووید 19 و تبدیل کار به دورکاری، روز کاری به درون زندگی خصوصی تعمیم یافته است و افراد در همان فضای فیزیکی که میخوابند کار میکنند. این باعث قطع ارتباط عاطفی با محیط خصوصی شده و در نتیجه فکر کردن به رابطه جنسی را دشوار می کند.
3. فرسودگی و سرمایهداری
همه این موارد منجر به فرسودگی جسمی و روحی در جمعیت و جامعه میشود. زنان و سرپرستان کودکان کسانی هستند که بیشتر از این کمبود مزمن انرژی رنج میبرند. در واقع، اگرچه روند کلی، حرکت جوامع به سمت برابری را نشان می دهد، اما تفاوت بین جنسیتها هنوز، قابل ملاحظه و چشمگیر است.
نظام “سرمایه داری” هر کسی که “کار” را در اولویت قرار ندهد، مجازات میکند، و در این میان زنان که در کنار کار، مسئولیت مراقبت از کودکان و خانهداری را نیز بر عهده دارند، بیشتر دچار فرسودگی و ماندگی میشوند.
4. اضطراب، افسردگی و مصرف دارو
سلامت روان یکی دیگر از مسائل معلق در دنیای امروز است. اضطراب و افسردگی دو اختلال روانی است که بیشترین تأثیر را بر میل و رضایت جنسی دارند. بدیهی است، فردی که رنج روانی را تجربه میکند، در موقعیتی نیست که بتواند به طور منظم رابطه جنسی داشته باشد. همچنین داروهای ضد اضطراب و ضد افسردگی نیز میل جنسی را کاهش می دهند.
5. تغییر نگاه به رابطه جنسی: تَقّدم کیفیت به کمیّت
یکی دیگر از تفاوتهای بیننسلی که در روابط جنسی رخ داده، تغییر نحوه نگاه به رابطه جنسی است. نوع نگاه به روابط جنسی بین زوجین به عنوان بخشی از روال زندگی مشترک؛ به فعالیتی مختص اوقات فراغت و نمایش صمیمیت، تغییر کرده است.
بنابراین، اگرچه رابطه جنسی همیشه با لذت همراه بوده است، اما در حال حاضر قوانین جدیدی در مورد انجام آن وجود دارد.
طرز تفکر در مورد رابطه جنسی در نسل های اخیر، دلیل دیگری است که باعث می شود زوجها به طور فزاینده ای رابطه جنسی کمتری داشته باشند: اعتقاد به این باور که کیفیت بر کمیّت ترجیح دارد.امروزه، کنش جنسی اغلب در تمام ابعاد بررسی میشود تا بهترین تجربه را ایجاد کند. به همین دلیل، اگر مردم زمان کافی برای انجام کامل آن یا تضمین لازم را برای رضایت هر دو شریک نداشته باشند، تمایلی به انجام آن ندارند و رابطه جنسی را به بعد موکول میکنند.
به عبارت دیگر زوجها امروزه به کیفیتِ رابطه جنسی بیشتر اهمیت میدهند تا به کمیت و تعداد دفعات آن.
سلامت جسم و روان در گرو رابطه جنسی
هر چند این دلیل آخر میتواند توجیه خوبی برای داشتن رابطه جنسی کمتر باشد، اما همه موارد فوق، حاکی از مشکلاتی در جامعه ما است که نیاز به راهحل دارند.
مثل همیشه، نتیجه بحث یکی است: شما به عنوان زوج، میتوانید بدون رابطه جنسی زندگی کنید، اما بدون سلامتی -که داشتن رابطه جنسی مکرر بخشی از آن است- زندگی خوبی نخواهید داشت. مطمئناً وقتی کیفیت زندگی مناسبی برای مردم تضمین شود، آمار روابط جنسی در زوجین نیز افزایش خواهد یافت.
پنج زبان «عشق» را بیاموزید
«هدف از نگارش کتاب این است که اگر شما به عنوان یک زوج جوان و علاقه مند به خوشبختی، بخواهید به طور موثر ابراز عشق کنید، باید زبان اصلی عشق همسرتان را بشناسید و بیاموزید؛ زیرا به ندرت طرفین رابطه ای یافت می شوند که زبان عشق یکسانی داشته باشند. شما در این کتاب با 5 زبان عشق آشنا می شوید و بعد از آن خواهید توانست زبان عشق همسرتان را کشف کنید و رضایت او از خودتان و زندگی مشترکتان را افزایش دهید.» این مقدمه از کتاب «5 زبان عشق» نوشته «گری چاپمن» و با ترجمه «سیمین موحد» است که هر زوجی را ترغیب به مطالعه این کتاب می کند. ماهنامه «عشق و خلاقیت»، توضیح مختصری درباره این 5 زبان عشق داده است که در ادامه می خوانید. چرا به زوج ها توصیه میشود این کتاب را بخوانند؟ در صورتی که ما بخواهیم با فرهنگ های مختلف به طور موثر ارتباط برقرار کنیم باید زبان افرادی را که در آرزوی ارتباط با آن ها هستیم بیاموزیم. ازدواج هم ارتباط با فردی است که در شرایطی متفاوت بزرگ شده است و فرهنگ متفاوتی با ما دارد. با بهره بردن از زبان عشق همسرتان، شما می توانید جرقه رابطه ای نویدبخش را بیفروزید یا شعله ای را که رو به خاموشی می رود، از نو فروزان کنید و رویاهای روابط خانوادگی سالم را تحقق بخشید.
زبان اول عشق: کلام تاییدآمیز
کلام تاییدآمیز شامل تشکر و قدردانی از کارهای بسیار کوچک و معمول در خانه است؛ برای مثال چه لباس قشنگی! چه آرایش موی قشنگی! چه دست پخت خوبی! از این که بچه را خوب نگه داشتی ممنون، واقعا متشکرم آشغال ها را بردی و … . اگر زن و شوهر مرتب چنین گفته هایی را از هم بشنوند، فضای عاطفی بینشان بهتر می شود. واقعیت این است که وقتی ما کلام تاییدآمیزی دریافت می کنیم، به احتمال قوی ترغیب میشویم که متقابلا کاری کنیم.
زبان دوم عشق: وقت گذاشتن برای یکدیگر
دوتایی با هم صحبت کردن، قدم زدن گاه گاهی، به هم توجه کردن نه این که روی دو مبل بنشینید و به تلویزیون نگاه کنید یا در حالی که با گوشی تلفن همراه در دنیای مجازی هستید، بگویید و بشنوید. در واقع وجه اساسی وقت گذاشتن برای یکدیگر با هم بودن است، نه در کنار هم بودن. با هم بودن یعنی توجه متمرکز و کامل و این زبان شامل با هم بودن، گفت و گوی متمرکز، نگاه کردن به چشم های همسر در موقع حرف زدن، گوش دادن و در ضمن آن در پی کشف احساسات طرف مقابل بودن، قطع نکردن سخن او، توجه به حرکات بدن مثل مشت گره کرده، فشار روی دست، اشک، ابروان گره خورده، لرزش صورت و … .
زبان سوم عشق: دریافت هدایا
هدایا از نمادهای بصری عشق است و برای برخی افراد بسیار مهم تر از برخی دیگر است. اگر زبان اصلی عشق همسرتان دریافت هدیه است، شما می توانید هدیه دهنده حرفه ای شوید و در واقع یکی از آسان ترین زبان های عشق برای یادگیری است. یکی از این هدایا حضور فیزیکی شما در موقعیت های خاص است، مثل بودن شما در زمان های بحرانی که ممکن است برای هر دو نفر رابطه پیش آید مانند از دست دادن عزیزان، رفتن به سفر یا در لحظات خوشی و ناخوشی. در برخی افراد شاخه گلی کفایت می کند. این موضوع با توجه به استطاعت مالی طرفین و نوع نگرش آنان و بستر فرهنگی که در آن رشد کرده اند و حتی جوامع مختلف متفاوت است.
زبان چهارم عشق: خدمت به یکدیگر
دو طرف رابطه باید در خدمت یکدیگر باشند در امور خانه داری، بچه داری و تمام مسئولیت های یک زندگی مشترک بدون در نظر گرفتن مرد و زن بودن. البته یادمان باشد درخواست کردن به عشق جهت می دهد؛ ولی دستور دادن جریان عشق را متوقف می کند. آنچه ما پیش از ازدواج برای یکدیگر انجام می دهیم دلیلی بر کارهایی که پس از ازدواج انجام خواهیم داد، نیست و یادمان باشد در جوامع سنتی غلبه بر کلیشه ها مهم است. برای مثال ظرف شستن یا جارو کردن مردان و … خدمت کردن به یکدیگر نباید اجباری باشد بلکه باید آزادانه صورت گیرد و مطابق درخواست طرف مقابل باشد. خدمت عاشقانه یعنی برآورده ساختن انتظارات همسر.
زبان پنجم عشق: تماس فیزیکی
تماس فیزیکی می تواند رابطه را بسازد یا از هم بگسلد. هم می تواند نفرت را منتقل کند و هم محبت را. اگر زبان اصلی عشق همسرتان، تماس فیزیکی است، هیچ چیز مهم تر از این نیست که وقتی گریه می کند در آغوشش بگیرید. برای برخی افراد تماس فیزیکی زبان اصلی عشق است، این افراد به لحاظ عاطفی نیاز دارند همسرشان لمسشان کند، دست در موهای آن ها کرده و در آغوش کشیدن شان را تکرار کند، دستان یکدیگر را بگیرید. تماس فیزیکی به عنوان نشانه ای از عشق، اعماق وجودمان را لمس می کند و به عنوان یکی از زبان های عشق شکل قدرتمندی از ارتباط است.
علامهها عاشقترند
زندگیها خیلی زود به تکرار میرسند. از یک جایی به بعد همه چیز پشت سر هم تکرار میشوند. صبح به شب میرسد و شب به صبح و دور کارهای تکراری و آدمهای همیشگی همچنان میچرخد و میچرخد. بیدار میشویم، سر کار میرویم، خرید میکنیم، مسافرت میرویم. میخوریم، میپوشیم، دعوا میکنیم، میخندیم و … . هرروز همینهاست اما یکی در درونمان مدام میگوید: تو نباید تکراری باشی. امروز نباید مثل دیروز باشد. بکوش تا هر ثانیه با ثانیه قبل فرق کند، هر روز با روز قبل و هر ماه با ماه قبل. اما از یک جایی همهچیز تکراری میشود. وقتی اسیر تکرارها میشویم دیگر نمیتوانیم آدمهای اطرافمان را بپذیریم، و در بهترین حالت تحملشان میکنیم. خیلیها دارند همدیگر را تحمل میکنند چون ساختن و تغییر را یاد نگرفتهاند. پس لاجرم باید تحمل کنند. تحمل میکنند چون برای تغییر باید تلاش کرد، وقت گذاشت، عشق داشت و صبوری کرد. حالا که اینها نیست پس تحمل میکنند. عشق گمشدهای است بیتکرار و باطراوت. هرقدر از عمرش بگذرد خستهکننده نمیشود و نیازی به تحمل نیست. عشق که باشد، صبر و تلاش و امید هم هست. همیشه هست.
جایی که عشق باشد
در هجوم تصاویر ریز و درشت و راست و دروغ و بزک و واقعیت این روزها که همه را خسته کرده و روحها را آزار میدهد، تصاویری مثل یک حریر بر جان و دل همه نشست و لطافت و طراوتی را به قاب چشمها هدیه داد.
جایی که عشق باشد علامه و فیلسوف هم که باشی، فقیه و عارف و مفسر قرآن و مرجع عالیقدر هم که باشی، هشتادوهشتساله هم که باشی، نمیتوانی خوددار باشی، نمیتوانی در وداع از یک یار و همراه مسیر زندگی بهراحتی دل بکنی.
چه بود در زندگی این بانوی گرانقدر که اشکهای همسر علامهاش همه را سوزاند و به وجد آورد و به تحسین واداشت. طلبگی آنقدر که نداری و سختی و دوری دارد، آسایش و رفاه و تنعم ندارد. کنار این سختیها و دوریها و سفرها اگر یک همسفر و همراه نباشد، روزگار سختتر میگذرد. طلبگی اسلوب خودش را دارد و آدم خودش را میخواهد. همراه و همسری میخواهد که ارزش علم را بداند و یار شاطر باشد نه بار خاطر و در چنین همدلی و همزبانی است که طلبه میتواند علامه بشود، علامهای عاشق و قدر شناس که با تمام اعتقاد و خوددار بودنش، نتواند اشکهایش را نگهدارد و بیملاحظه هزاران چشم حقیقی و مجازی چنان بیتاب شود که دیگران متحیر شوند.
این تصاویر دلنواز که منتشر شد چقدر همه دلشان خواست اینگونه زندگی کنند و اینگونه رحلتی داشته باشد.
مرد خدا برای رفتن همسرش و تنها شدن خودش در هشتادوهشتسالگی بیتاب است. عشقی که ریشه در رضوان خدا و رضایت او داشته باشد، همیشه باطراوت است.
اینجا برای تحمل چیزی نیست. عشقهای خدایی همدیگر را تحمل نمیکنند بلکه برای هم بیتاباند و هر لحظه تازهتر از قبل زندگی را پیش میروند. علامه اگرچه سالها پیش «زن در آینه جمال و جلال» را نوشته بود، خودش سالها به همسرش از همان آینه جمال و جلال نگریسته بود و او را تمثالی از عشق الهی میدید که در آینه جمال و جلال الهی وارد زندگی او شده است و همچون ریحانهای مهربان و صبور، کنار سختیهای طلبگی او مانده است تا او ۶۳ کتاب سنگین و پرمغز بنویسد، صدها شاگرد تربیت کند، مفسر قرآن و فیلسوف شود، فقیه و مرجع تقلید باشد و علامه بشود. علامهها عاشقترند. آرامشی را که دین به زندگیشان داده است با هیچ چیز عوض نمیکنند. آسایش را اگر در مدار دین نباشد، نمیخواهند. این فیلسوف متأله که در محضر بزرگانی چون امامخمینی و علامه طباطبایی شاگردی کرده بیش از درس و بحث، سلوک استادان را آموخته است.
آنجا که امام خمینی(ره) در نامهای برای همسر خود مینویسد: «تصدقت شوم. قربانت بروم. در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم، متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آینه قلبم منقوش است.»
و علامه طباطبایی چنان در فراق همسرش گریه میکرد که وقتی به ایشان اعتراض کرد که «آقا، برای جایگاه و شان شما درست نیست اینقدر بی تابی کردن.» فرمود: «من برای وفاداری همسرم بیتاب هستم.» علامهها عاشقترند چون همسرشان را در خدمت خود نمیخواستند که او را در آیینه جمال و جلال الهی میدیدند و جز به احترام و عاطفه و محبت با او سخن نمیگفتند. بیشک بخشی از ثواب نگارشها و عبادات و تفاسیر این مردان بزرگ برای همسرانشان است. علامه جوادی آملی همین روزها فرمود: «هرچه دارم از همسرم دارم.»
سلوک این بزرگان باید ترویج و تبلیغ شود. آیین زن و شوهر داری را باید از روی زندگی علامهها نوشت.
نویسنده: مریم قربانزاده