نظارت نکردن بر تولیدات تصویری، کودکان را تهدید می‌کند

غفلت از محتوای تولیدات تصویری، علی‌رغم تأثیر به‌سزای آن‌ها بر اهمیت مسئله تربیت صحیح نسل و سلامت خانواده، این روزها بیش از پیش نگران‌کننده شده‌است. بسیاری از والدین استفاده از فیلم‌ها و کارتون‌ها برای فرزندانشان را چندان مثبت ارزیابی نمی‌کنند و معتقدند برنامه‌هایی که اوقات فراغت آنان را پر می‌کند، سرشار از محتواهای غیردینی و چه‌بسا غیر اخلاقی است. «طیبه سعیدی»، از مخاطبان  به بیان نگرانی‌های والدین از محتواهای نامناسب سینما و تلویزیون پرداخت.

 

 این مادر ایرانی که صاحب ۴ فرزند است می‌گوید:« در دوره‌ای که خانواده‌های ایرانی به امر فرزندآوری تشویق می‌شوند و با جدیت به اجرای این امر مهم توجه و اهتمام دارند، چرا باید جای برنامه‌های آموزشی برای تربیت فرزند خالی باشد؟!» او با اشاره به نقش مؤثر مطالعه و همچنین برنامه‌های کارشناسی در زمینه مشاوره که از صداوسیما پخش می‌شوند، آن‌ها را لازم، اما کافی نمی‌داند و می‌گوید:« تأثیر عمیقی که فیلم، بر روی افراد از جمله فرزندانمان می‌گذارد بسیار بیشتر و عمیق‌تر خواهد بود، اما با وجود برخی برنامه‌های مفید، متأسفانه این خلأ به وفور در تولیدات تصویری مشاهده می‌شود.»  سعیدی که دوره سواد رسانه‌ را نیز گذرانده است، با تأکید بر لزوم توجه به مسئله جنگ نرم و شناختی در عصر حاضر، غفلت مسئولین و عدم توجه آنان به محتواهای غیردینی و غیراخلاقی را تهدیدی جدی برای سلامت خانواده‌ها می خواند و با توجه به تأثیر عمیق تولیدات تصویری می‌گوید:« متاسفانه در فیلم‌ها، کارتون‌ها و حتی تبلیغات شاهد روابط ناصحیح محرم و نامحرم، دوستی‌های غیرمتعارف، عدم احترام به والدین و یا ضد ارزش‌هایی همچون تجمل‌گرایی و ترویج نمادهای متعدد گروه‌ها و فرقه‌های انحرافی در فیلم‌ها و انیمیشن‌های غیرایرانی هستیم. حال چطور این محتواها را به خورد خانواده‌ها بدهیم و بعد بخواهیم با چند برنامه کارشناسی ارزش‌ها را تبلیغ و ضدارزش‌ها را تقبیح کنیم؟!» در پایان این مادر دغدغه‌مند با اشاره به نگرانی جدی والدین از تأثیرگذاری عمیق تولیدات رسانه‌ای بر فرزندان، از مسئولین خواست برای تربیت نسلی سالم، قوی‌ و سازنده، زحماتشان را هدفمندتر کنند و با عدم غفلت از محتوای تولیدات تصویری در رسانه، مانع از تأثیر مخرب آن بر خانواده‌ها و درنتیجه تزلزل جامعه شوند. 

به این دلیل، افرادی که بیشتر دوست داریم را بیشتر اذیت می‌کنیم

 هرکه را بیشتر دوست داشته باشم، بیش از همه اذیت می‌کنم. شاید شنیده باشید که برخی در توصیف ارتباط‌شان با معشوق‌شان این چنین می‌گویند «من هر کسی را که دوست داشته باشم، بیشتر از همه اذیت می‌کنم». قاعدتاً باید افرادی که دوست داریم را بیش از همه مراقبت کنیم، ولی چرا برخی از ما چنین نیستیم. الگوی ارتباطی چنین افرادی را اگر نگاه کنید متوجه خواهید شد که آنها احتمالاً با دیگران بسیار مهربان‌تر از معشوق‌شان هستند، با دیگران مراقبت‌گرانه‌تر از معشوق‌شان هستند. گویی تمام رنج‌های آن‌ها را معشوق‌شان بایستی دربر بگیرد. به‌نظر می‌رسد انتظار آنها از معشوق‌شان بالاست، او باید تاب تحمل مکنونات ناخوشایند و پرخاشگرانه‌ی آنها را داشته باشد. چرا این اتفاق می‌افتد؟

به این دلیل، افرادی که بیشتر دوست داریم را بیشتر اذیت می‌کنیم

روانکاوی به ما در فهم این ماجرا کمک می‌کند. روانکاوی می‌گوید ما متأثر از سازمان ناهشیار روانی‌مان هستیم که در طول زندگی کودکی و نوجوانی شکل گرفته است و بنابراین الگوهایی که در پیش می‌گیریم گره‌هایی رشدی هستند که در طول پیشینه‌ی زندگی روانی‌مان حل و فصل نشده‌اند.

دوام بیاور، تا احساس امنیت کنم

برای فهم اینکه «چرا افرادی که دوست داریم ممکن است بیش از همه آزار دهیم» بایستی از دانلد وینیکات یاری بگیریم. او پزشک اطفال بود ولی به سمت روانکاوی کشیده شد و ما چه خوش‌شانس بوده‌ایم که چنین ذهن درخشانی درباره‌ی رشد روانی انسان نظرورزی کرده است. او برای توضیح چنین وضعیتی ما را به دوران کودکی می‌برد تا به ما بگوید که کجای زندگی گیر کرده‌ایم که چنین اتفاقی می‌افتد. او می‌گوید وقتی ما به دنیا می‌آییم درک درستی از آنچه در حال رخ دادن است نداریم. برای نوزاد تنها راه سنجش وضعیت بیرونی، دهان خودش و مادرش است. رابطه‌ی نوزاد و مادر اولین و یکی از تعیین کننده‌ترین روابط ما با دنیای بیرون است.

به این دلیل، افرادی که بیشتر دوست داریم را بیشتر اذیت می‌کنیم

نوزاد وقتی در حال شیر خوردن است، نیاز دارد تا پایداری این وضعیت را بسنجد. او درک درستی از وضعیت ندارد و ناامنی و احساس تعلیقی که در هر لحظه تجربه می‌کند، او را وادار می‌کند تا پایداری وضعیت‌ها را بسنجد. شیر خوردن یک وضعیت «خوب» است و او نیاز دارد تا بفهمد این وضعیت خوب چقدر می‌تواند دوام داشته باشد. برای این کار نوزادان غالباً «گاز» می‌گیرند. این احتمالاً تجربه‌ی آشنایی برای مادران است.  مادر اولین قربانی سنجش امنیت دنیاست. پرخاشگری کودک معطوف می‌شود به همان منبع تامین‌کننده و همان منبع رهایی‌بخش. پرخاشگری کودک معطوف می‌شود به اُبژه‌ای که به او عشق می‌ورزد. گویی نوع انسان نیاز به اطمینان‌بخشی دارد تا خود را در دنیا امن تجربه کند.

پاسخ مادر به چنین وضعیتی تعیین‌کننده است. مادری که درد این گاز گرفتن را تحمل می‌کند این پیام را به نوزادش می‌دهد که دنیای «خوبِ» بیرونی پایدار است، حتا اگر گاهی به آن خشم بورزی. مادری که نتواند این گاز گرفتن را تحمل کند و با پرخاشگری به نوزاد پاسخ دهد یا او را محروم کند از ادامه‌ی شیر خوردن، گویی این پیام را به کودک می‌دهد که دنیای خوب بیرونی ناپایدار است، نه تنها ناپایدار است، بلکه می‌تواند به آنی تبدیل شود به فضایی بسیار ناامن و تهدید کننده.

پایداری اُبژه

دانلد وینیکات به ما می‌گوید که دلیل اینکه ما به افرادی که دوست داریم آزار می‌رسانیم به این علت است که «پایداری اُبژه» در روان ما نهادینه نشده است. به خاطر این است که ما هر لحظه انتظار می‌کشیم که وضعیت خوب از بین خواهد رفت. کارکرد «پایداری اُبژه» در یک دوره‌ی حساس از نوزادی و اوایل کودکی شکل می‌گیرد. برای این‌که ما اُبژه‌ها را پایدار در نظر بگیریم، نیاز داریم تا در آن دوره‌ی حساس والدینی پاسخ‌گو و تاب‌آور داشته باشیم. همچنین به نظر می‌رسد این پرخاشگری احتمالاً اولین تلاش‌ها (و احتمالاً تنها راه) نوزاد برای جدایی فیزیکی و روانی خود از دیگران است. اگر مادر بتواند این خشم کودک را تاب بیاورد، نوزاد می‌تواند دیگری را بازشناسی کند و از حضور دیگری به وجد آید. وینیکات ایده‌ی درخشانی در این باره دارد: او می‌گوید کودک مادرش را پس از تلاش برای نابودی‌اش کشف می‌کند. کودکی که والدی داشته که نتوانسته این وضعیت را تاب بیاورد، دچار یک نوع سردرگمی و احتمالاً تمایزنایافتگی عشق از خشونت می‌شود.

به این دلیل، افرادی که بیشتر دوست داریم را بیشتر اذیت می‌کنیم

چنین فردی در بزرگسالی نیز همچنان احتیاج دارد تا میزان پایداری اُبژه‌هایی که دوست دارد را بسنجد، چراکه در دوره‌ی حساس کودکی نتوانسته به این کارکرد دست یابد. چنین فردی در بزرگسالی وقتی با کسی مواجه می‌شود که او را دوست دارد، اولین تلاش او این خواهد بود که بفهمد چقدر پایدار است. پایداری او به ما نشان خواهد که چقدر می‌توانیم به او تکیه کنیم. چراکه اُبژه‌های عشق اولیه‌ی ما در این آزمون پیروز بیرون نیامده‌اند و ما نیاز داریم که همواره آدم‌هایی که به ما نزدیک می‌شوند را به این شکل بیازماییم.

مسئله‌ی اصلی از آنجا آغاز خواهد شد که عموماً معشوق‌های ما نمی‌توانند این خشم را تحمل کنند. حق هم دارند، آنها که درمانگر ما نیستند. انتظاری از آن‌ها نمی‌رود، خیلی طبیعی است که در مواجهه با پرخاشگری‌های مدام ما پا پس بکشند. مگر اینکه خودشان هم تمایلات مازوخیستیک داشته باشند که با این تمایلات سادیستیک ما متناظر شود و به این طریق یک چرخه‌ی سادومازوخیستیک بین دو نفر شکل بگیرد. به ندرت پیدا می‌شوند آدم‌هایی که تحمل کنند. خبر دردناک این‌که آن اُبژه‌ی اولیه‌ای که نتوانسته این وضعیت را تحمل کند، اثر بسیار بزرگی بر ساختار معناسازی ما گذاشته است. گویی ما ناهشیار با خود چنین می‌گوییم: «آنها که مهمترین آدم‌های زندگی‌ام بودند (و هستند) نتوانستند من را تحمل کنند، از غریبه چه انتظار».

چه‌ باید کرد؟

ما از کودکی نیاز داریم که چنین پیامی از طرف والدین‌مان دریافت کنیم: «دنیا جای امنی می‌تواند باشد حتا زمانی که به آن پرخاش می‌کنی. دنیا می‌تواند در بر گیرنده باشد حتا زمانی که احساس ناامنی می‌کنی». ولی همه‌ی ما شانس این را نداشته‌ایم که چنین پیامی را در روان‌مان نهادینه کنیم. بنا به هر دلیلی؛ یا به خاطر والدینی که توان این را نداشتند، یا به خاطر وضعیت‌های پیش‌بینی نشده‌ای که در زندگی کودکی به وجود آمده، یا حتا بدشانسی! (بله شانس نقش مهمی در زندگی ما دارد، مثلاً احتمال اینکه شما فرزند اول باشید و مادری داشته باشید که بلد نیست با پرخاشگری شما چه کار کند، یک بدشانسی است که برادر یا خواهر کوچکتر شما بری از آن هستند).

به این دلیل، افرادی که بیشتر دوست داریم را بیشتر اذیت می‌کنیم

وقتی در چنین وضعیتی هستیم، ما نیاز داریم تا همواره این پیام را به صورت بیرونی به خودمان تزریق کنیم تا آن جای خالی درونی را پر کند، هرچند هیچوقت چنان که باید پر نخواهد شد. گاهی وقت‌ها یکی را پیدا می‌کنیم که می‌تواند این پرخاشگری‌های ما را تحمل کند، گاهی وقت‌ها نه. آگاهی نسبت به این همواره رهایی‌بخش است. در کنار این یک درمانگر مراقب که این وضعیت‌ها را می‌شناسد می‌تواند به شما کمک کند که از پس این الگو بربیایید.

روش تربیتی که کودک را دروغ‌گو می‌کند

روان‌شناس و کارشناس کودک و نوجوان درباره روش‌های تربیت کودک گفت: تربیت سهل‌گیرانه، مستبدانه، طردکننده و مقتدرانه از انواع روش‌های تربیتی در کودکان است که والدین خصوصاً مادران از آنها استفاده می‌کنند.

 حتماً از بزرگترها شنیده‌اید که  بچه بادام و نوه مغز بادام است. بچه‌ها چکیده‌ای از وجود و بزرگ‌ترین دارایی پدر و مادرشان‌اند. والدین دوست دارند تا بهترین زندگی و شرایط را برای فرزندشان مهیا کنند و در این مسیر از هیچ‌کاری دریغ نمی‌کنند. اما بسیاری از پدر و مادرها در این راه دچار کج روی شده و راه اشتباه را انتخاب می‌کنند. گاهی از علاقه زیاد دلشان نمی‌آید کودکشان را دعوا کنند یا برعکس از ترس اشتباه کردن بچه‌شان مدام او را کنترل می‌کنند و ناخواسته به کودکشان آسیب می‌زنند. در این گزارش می‌خواهیم بررسی کنیم که بهترین روش فرزند پروری چیست و چگونه می‌توانیم یک فرزند سالم داشته باشیم.

سمانه حقیری روان‌شناس و کارشناس کودک و نوجوان درباره روش‌های تربیت کودک گفت: روش‌های مختلفی در زمینه تربیت فرزندان وجود دارد.  تربیت سهل‌گیرانه، مستبدانه، طردکننده و مقتدرانه  از انواع روش‌های تربیتی کودکان است که والدین خصوصاً مادران از آنها استفاده می‌کنند.

تربیت سهل گیرانه روشی غیر متعارف در دنیای روان‌شناسی کودک

وی روش تربیتی سهل‌گیرانه را غیر متعارف دانست و توضیح داد: در این روش مادر، همه امور را به به کودک خود آسان می‌گیرد و تقاضای خاصی از او ندارد. در این حالت تمام خواسته‌ها و نیاز های بچه برآورده شده و کودک تلاشی برای به دست آوردن خواسته‌اش نمی‌کند. این کودکان بیش از اندازه مورد محبت والدین قرار می‌گیرند و  خود را مستحق همه چیز می‌دانند. مادران این کودکان قوانین خاصی برای بچه تعیین نمی‌کنند و اگر هم اینکار را انجام دهند الزامی برای اجرای آن نمی‌گذارند و کودک هر طور که دلش بخواهد رفتار می‌کند. متأسفانه این روش تربیتی امروزه بسیار باب شده است.

 کارشناس و روان‌شناس کودک و نوجوان درباره عواقب رفتار سهل‌گیرانه با کودک بیان کرد: این مدل تربیتی مورد تأیید علم روان‌شناسی نیست و زیاد مورد بررسی قرار نگرفته است.  معمولاً این گونه کودکان در بزرگسالی دچار خودشیفتگی می‌شوند. همچنین آن‌ها تبدیل به فردی وابسته خواهند شد. معمولاً این نوع بچه‌ها به علت محبت زیادی والدین شکست وناکامی را تجربه نمی‌کنند.

روش تربیتی که کودک را دروغ‌گو می‌کند

حقیری درباره تربیت مستبدانه اظهار کرد: دومین روش تربیت کودکان روش مستبدانه است.  در این حالت کودک از طرف خانواده خصوصاً مادر محبت کمی دریافت می‌کند. همچنین کنترل والد بر روی کودک خیلی زیاد است و قوانین سفت و سختی برای او تعیین می‌کنند و  قوانین تعیین شده برای کودک را برای او توضیح نمی‌دهند و حتی دلیل تعیین این قوانین را به او نمی‌گویند. تنها به او می‌گویند «چون من پدرت هستم تو باید این قوانین را اجرا کنی». این گونه از کودکان هویتشان شکل نمی‌گیرد و استقلال را یاد نمی‌گیرند. همچنین در بزرگسالی دچار بحران هویت می‌شوند. معمولاً در این کودکان دروغ‌گویی و پنهان‌کاری زیاد دیده می‌شود. آن‌ها از خودشان راضی نیستند و دارای طرح‌واره نقص و شرم هستند. این بچه‌ها همیشه شکست را می‌پذیرند و معتقد هستند که خیلی ضعیف‌اند و دیگران می‌توانند بر آن‌ها حکومت کنند. 

طردشدگی، حاصل زندگی‌های ماشینی

وی در خصوص روش تربیتی طردشدگی در زندگی‌های ماشینی امروز گفت: بدترین روش فرزندپروی، طرد کردن کودک است. در این مدل والدین نسبت به فرزندشان بی‌تفاوت هستند. آن‌ها معمولاً مشغله‌های زیادی دارند و وقت کمی برای فرزندانشان می‌گذارند. این بچه‌ها زمانی که بزرگ می‌شوند طرح‌واره رهاشدگی دارند و معمولاً هیجاناتشان خیلی سطحی و ابتدایی است و دارای محرومیت‌های هیجانی هستند. آن‌ها با محبت و عاطفه بیگانه‌اند و خیلی وارد روابط صمیمانه نمی‌شوند. یا برعکس به علت نداشتن محبت و طردشدگی ممکن است وارد روابط بی‌قید و بند شوند و جایگزینی برای پدر و مادرشان که طردشان کرده‌اند داشته باشند. در دنیای امروز طبق زندگی روزمره ماشینی مادرها از این روش تربیتی زیاد استفاده می‌کنند. 

مقتدرانه، بهترین روش تربیت کودکان

کارشناس کودک و نوجوان روش مقتدرانه را بهترین روش فرزندپروری دانست و گفت: در این روش کنترل بر روی کودک زیاد است و همه قوانین برای او توضیح داده می‌شود و این قوانین برای بچه کاملاً واضح و روشن است. همچنین والد دلیل استفاده از این قوانین را به کودک توضیح می‌دهد. در این روش تربیتی مادر، فرزندش را محدود نمی‌کند و اجازه می‌دهد که کودک شکست را تجربه کند. اگر مادر با کودک بازی کند اجازه نمی‌دهد که فرزندش همیشه برنده باشد. یک‌بار او را برنده و یک‌بار بازنده می‌کند. در این حالت کودک نقش شکست را در زندگی می‌پذیرد و می‌داند بعد از هر شکستی می‌تواند تلاش کند و موفق شود. در روش مقتدرانه والدین معمولاً به کودک احترام می‌گذارند و ارتباط سالمی برقرار می‌کنند.در عین حال محبت بر روی کودک زیاد است. در واقع در این روش هم کنترل وجود دارد و هم محبت که این بهترین مدل رفتار مادر با کودک است. این نوع تربیت باعث می‌شود کودکان عزت نفس و اعتماد به نفس خیلی خوبی داشته باشند. این روش تربیتی خیلی اهمیت دارد و در زمینه روانشناسی کودک بسیار توصیه شده است. 

بی‌احترامی به کودک، ریشه مشکلات بزرگسالی

حقیری بی احترامی به کودک را ریشه بسیاری از مشکلات در بزرگسالی دانست و گفت: در سن سه سالگی کودک در حال طی کردن استقلال است و می‌خواهد بگوید من که یک کودک ناتوان بودم  و الآن بزرگ شدم و می‌توانم خیلی از کارها را انجام دهم. بی‌احترامی به کودک و نادیده گرفتن شخصیت او خصوصاً در این سن ضربه بسیار شدیدی به کودک وارد می‌کند. بی‌احترامی به کودک ریشه مشکلات بسیاری مانند کاهش اعتماد به نفس و عزت نفس در بزرگسالی است.

حمایت بی‌قید و شرط از کودک

وی شیطنت در دوران کودکی را طبیعی دانست و اظهار کرد: زمانی که کودک اشتباهی را انجام می‌دهد در کنار توضیح دادن اشتباه کودک به او باید به کودک خود گوش زد کنند که من در کنارت هستم و تو هر اشتباهی را که انجام بدهی من دوستت دارم. استفاده از کلماتی مانند «دیگر دوستت ندارم، من دیگر مامانت نیستم» بزرگترین ضربه را به شخصیت یک کودک وارد می‌کند. باید به کودک آرامش بدهیم و بگوییم که تحت هر شرایطی در کنارش هستیم و این را در نظر بگیریم که در کودکان شیطنت و نافرمانی تا حدودی طبیعی است و همه والدین این چنین تجربه‌هایی را از کودکانشان دارند. اما اگر این رفتارها در کودک تکرار شد باید کمی برای آن نگران باشند. 

بی‌توجهی،کودک‌آزاری پنهان

کارشناس کودک و نوجوان درباره عواقب بی‌توجهی در کودک توضیح داد: از گذشته تا کنون تنها تنبیهات بدنی کودک آزاری تلقی می‌شوند. اما باید بگویم که بی‌توجهی به کودک بزرگترین کودک‌آزاری در دنیای اجتماعی امروز است. بی‌توجهی به کودک بدترین آفت به شخصیت اوست و می‌تواند ریشه بسیاری از مشکلات مانند لجبازی، پرخاشگری، شخصیت ضداجتماعی و… در او  باشد.

اگر به طورکلی بخواهیم بگوییم که چه رفتارهایی می تواند ذهن کودک را آشفته کند و آرامشش را از او بگیرد براساس آن چیزی که مازلو در هرم نیازها بیان می‌کند نداشتن احساس امنیت است. اگر بچه از ابتدای کودکی این احساس امنیت را در خانواده  نداشته باشد دچار احساس درماندگی می‌شود و در دنیایی قرار می‌گیرد که این دنیا برایش پر از آسیب است.

چگونه کودک پر انرژی خود را آرام کنیم؟

این نکته بسیار مهم است؛ کودکان از نوع رفتاری که با آن ها می شود نوع رفتارهای خود را انتخاب می کنند .

یکی از راه های آرام کردن کودک بازیگوش صحبت کردن با اوست
کودکان بازیگوش حرف زدن را دوست دارند. در صحبت کردن با بچه های بازیگوش دقت کنید روی رفتار او متمرکز باشید.
هرگز به فرزندتان نگویید تو بچه بدی هستی! بگویید: ناراحت می شوم وقتی به حرفم گوش نمی دهی!
رعایت کردن نکات زیر می تواند طریقه سخن گفتن شما با فرزندتان را متحول کند:
برای صحبت کردن با او وقت صرف کنید و به او اهمیت دهید.
در او حس مثبت ایجاد کنید ( برای تمیز کردن آشپزخانه به کمکت نیاز دارم)
بین حرف او نپرید (اگر این کار را کردید، حتما بعدش عذرخواهی کنید)
به او بگویید بین حرف شما نپرد ( اگر این کار را کرد با صبوری، تذکر دهید)
با ادب حرف زدن را به او آموزش دهید (بگویید خوش صحبتی برایش احترام می آورد)
زمانی که با او صحبت می کنید، فقط به او نگاه کنید و به چیز دیگری توجه نکنید.

خواب کامل روشی برای ایجاد آرامش
چون این گروه از کودکان نیاز به آرامش جدی و احساس امنیت دارند، خواب کامل، یکی از بهترین روش های ایجاد آرامش برای آن هاست، یک نوزاد در شبانه روز بین ۱۷تا۱۹ ساعت، نیاز به خواب دارد و یک کودک بین ۲تا۳سالگی نیاز به ۱۰ تا ۱۲ساعت خواب در شبانه روز دارد و معمولا خواب شبانه، نقش بارزتری در ایجاد آرامش دارد تا خواب روزانه.
بهترین حالت خواباندن کودک این است که والدین با کودک، همراهی کنند، تلویزیون و لامپ ها باید خاموش باشد و هیچ گونه صدا و یا عامل تحریک کننده دیگری وجود نداشته باشد، کودکی که در آغوش یکی از والدین با قصه می خوابد، دچار کابوس های شبانه نمی شود و صبح که از خواب برمی خیزد بدخلقی نمی کند و آرامش بیشتری دارد. کودکان تا پایان ۲سالگی با به دهان بردن اشیا، به شناسایی دنیای خود می پردازند و این امر درباره همه کودکان طبیعی است، بزرگسالان، در این دوره سنی باید مراقبت بیشتری از کودک به عمل آورند تا مواد و اشیای خطرناک را وارد دهانش نکند.

وابستگی کودک به شیشه نیز تا پایان ۴سالگی امری طبیعی است اما برای پیشگیری از بروز بدشکلی های دندان ها و فک، بزرگ کردن سوراخ پستانک توصیه می شود. در پایان ذکر این نکته ضروری است که هدایت انرژی کودک به سمت بازی های هدف دار و ماساژ بدنش قبل از خواب و همچنین استفاده از شربت های روغن ماهی (امگا۳) در افزایش آرامش او مفید است.

برایش لوازم جدید بخرید
مطمئنا کودک ۳ ساله‌ی شما عاشق سه‌چرخه‌اش است، اما این سه‌چرخه می‌تواند مانع رشد او شود. برای او یک دوچرخه با چرخ‌های کمکی بخرید. همچنین برای او حلقه‌ی هولا، فریزبی، راکت تنیس کوچک، اسب پلاستیکی و توپ‌هایی در اندازه‌های مختلف بخرید. علاوه‌براین ممکن است بخواهید برای کودک‌تان دستگاه پخش موسیقی مخصوص‌به خودش را بخرید تا هر زمان که دوست داشت با موسیقی موردعلاقه‌اش برقصد.
باهم بازی کنید
دفعه‌ی بعد که به پارک رفتید اسکیت یا بادبادکی را که او بتواند به‌پرواز دربیاورد با خود ببرید. در خانه تظاهر کنید که با یک قلمو و سطل آب مشغول رنگ زدن دیوار بیرونی خانه‌تان هستید یا با حباب دنبال کودک‌تان کنید. هنگامی‌که به‌خاطر شرایط آب‌وهوایی مجبور هستید در خانه بمانید، بازی‌هایی انجام دهید که باعث تحرک کودک شود.
برای کنترل کودک به او رشوه ندهید
یکی از اقداماتی که می تواند باعث ساکت کردن بچه ها شود، جایزه دادن یا به عبارتی رشوه دادن به اوست. به عنوان مثال وقتی که در مهمانی هستیم و فرزندمان شلوغ می کند به او بگوییم: اگر ساکت باشی، برات یه اسباب بازی می خرم!
این مدل جایزه دادن ها، تقریبا هیچ تفاوتی با تنبیه کودک ندارد! زمانی که شما به عنوان والد تصمیم می گیرید فرزندتان را با یک رشوه، ساکت کنید، او می آموزد که با سر و صدا کردن و یا رفتارهای ناهنجار می تواند به مقصد خود برسد. در این صورت است که به مرور زمان، فرزندتان از کنترل خارج خواهد شد.
فراموش نکنیم که کودکان تاب و تحمل نشستن و ساکت بودن را برای مدت های طولانی ندارند و معمولا به همین دلیل است که در مهمانی های بزرگترها، حوصله شان سر می رود و باعث آزار خودشان و اطرافیانشان می شوند.

بچه های شیطون را درک کنید! 
در صورتیکه رفتار کودک غیر قابل کنترل است، اولویت دادن به ایمنی، راهکاری است که باید در پیش گرفته شود! در این روش، درگیری ها با کودک، به حداقل می رسد و می توانید انرژی خود را بر مسائل مهم تر متمرکز کنید.
برای اکثر بچه ها ساکت نشستن و کنجکاوی نکردن، خیلی سخت است!
اشیا را بر اساس اولویت دادن بر ایمنی کودک، طبقه بندی کنید! مثلا تا زمان بزرگ شدن کودک، به حدی که بتواند ارزش گلدان را درک کند و برای آن احترام قائل شود، آنرا در جعبه ای بسته بندی و در زیرزمین یا انباری نگهداری کنید.
مراقب غذای کودک باشید 
شیرینی به‌تنهایی نمی‌تواند باعث فعالیت بیش‌ازحد شود، اما مطالعات نشان می‌دهند که خوردن آب‌نبات و نوشیدنی‌های شیرین با معده‌ی خالی باعث افزایش فعالیت‌ کودکان می‌شود. همچنین مهم است که کافئین را که یک محرک در نوشابه‌ها، چای و شکلات است، از تغذیه کودکان حذف کنید. کودک شما به‌طور طبیعی انرژی کافی دارد و نیازی به گرفتن انرژی از مواد شیمیایی نیست.
هنرمند درون کودک را بیرون بیاورید
مینا و دختر ۵ ساله‌اش سارینا پیش از اینکه برای گردش به باغ‌وحش بروند، با استفاده از کاغذ یک باغ‌وحش کاغذی در خانه‌شان درست کردند. مینا می‌گوید دخترش عاشق نقاشی کردن حیواناتی است که به آنها علاقه دارد.

راهکارهایی برای منظم کردن کودکان

بیشتر شلوغی و به هم ریختگی ها به خاطر وجود بچه ها در خانه است. برای جلوگیری از این بی نظمی ها و آماده کردن کودک برای زندگی آینده چه کاری می توان کرد؟ به آنها بگویید وسایل همانند ما خانه دارند باید کودک فکر کند هر چیزی خانه دارد و با شناختن خانه ی آنها هربار بعد از استفاده راحت و سریع می تواند آنها را در جای خود قرار دهد .

باید در سن مناسب برای وسایل برچسب گذاری کنید تا کودک بتواند جای هر چیزی را به راحتی پیدا کند و علاوه بر آن مهارت خواندن او نیز تقویت شود . همیشه الگوی خوبی برای فرزندتان باشید مرتب بودن و نظم داشتن چیزی است که کودکان باید ببینند و یاد بگیرند . هر وقتی که فکر می کنید فرزندتان به اندازه کافی بزرگ شده است تا بتواند مسائل را به خوبی درک کند برای او مثال های خوب بزنید .

مثلا به او بگویید : مامان هر روز اسباب بازی ها را مرتب می کند زیرا با این کار روی آنها راه نمی رود و خراب نمی شوند. برای نظافت برنامه ی منظمی داشته باشید باید هر روز عصر از فرزندتان بخواهید تا اسباب بازی هایش را مرتب کند . بهترین زمان ساعت برگشت از مدرسه است تا به کودک خود مرتب کردن لباس ها را یاد دهید .

برای یادگیری کودک تان صبور باشید

بیشتر کودکان به جارو کشیدن علاقه ی زیادی دارند . شما می توانید چیزهای زیادی به کودک تان یاد دهید اما تا وقتی که کمی بزرگتر شوند و مسئولیت بپذیرند این کارها را خیلی خوب انجام نخواهند داد . در هر صورت به آموزش کودک تان ادامه دهید و این عادت را در او بوجود آورید و حتی منتظر دیدن نشانه های یادگیری در کودک باشید .

مناسب سن کودک یک تقویم درست کنید

در مدرسه به کودک تان برنامه هفتگی داده می شود و شما هم می توانید از آن کمک بگیرید و برای کودک تان برنامه ای داشته باشید و کارهای خودتان را در آن بنویسید . هر وقت کودک تان باید کاری را انجام دهد آن را روی کاغذ بنویسید و بعد از تمام شدن کار جلوی آن تیک بزنید تا کودک با دیدن کار انجام شده احساس رضایت داشته باشد.

ترفند تربیتی پُرآسیب والدین

به بهانه پربازدید شدن پیامک مادر یک دانش‌آموز به معلم که اگر فرزندش اذیت کرد، او را کتک بزند

پدر و مادرها به‌ ویژه کسانی که اولین فرزندشان را به دنیا می‌آورند، در سال‌های اولیۀ بچه‌داری کم‌کم با قلق‌های تعامل با فرزندشان آشنا می‌شوند. این آشنایی با تجربه کردن، آزمودن یا پیشنهادهای اطرافیان به دست می‌آید اما همیشه آزمون و خطا در تربیت صحیح فرزند، بهترین گزینه نیست. به ویژه در سال‌های ابتدایی که شخصیت کودک و برخی از عادات او نهادینه می‌شود. توجه داشته باشید تمام اشتباهات تربیتی معمولا توسط والدینی انجام می‌شود که فرزندان خود را دوست دارند و طبق آن چه که به نظر خودشان به نفع کودک است، رفتار می‌کنند. به تازگی پیامک مادر یک دانش‌آموز به یکی از معلمان مورد توجه کاربران فضای‌مجازی قرار گرفته است. به همین بهانه از سه اشتباه رایج تربیتی والدین خواهیم گفت که باعث می‌شود احتمال بروز علایم اختلال شخصیت در فرزند(دانش‌آموز) افزایش یابد.

 درخواست اشتباه والدین از معلم‌ها
بسیاری از والدین، با فکر همدلی کردن راجع به فرزندشان، مسئولیت اشتباهاتی را که مرتکب شده، از دوشش برمی‌دارند. مدارس مثال بسیار ملموسی هستند؛ برخی دانش‌آموزان عملکرد ضعیفی دارند یا سر کلاس انرژی بیشتری دارند، بعضی والدین تقصیرهای این ماجرا را به گردن معلمان می‌اندازند. همچنین از معلمان می‌خواهند دانش‌آموزان‌شان را به هرنحوی آرام کنند، با تذکر، تحقیر کلامی، دعوا کردن یا حتی کتک! این الگوی سرزنش دانش‌آموز به جای مسئولیت‌پذیری، باعث تحقیر و سرخوردگی ناشی از برخورد نامناسب معلم با دانش آموز به ویژه در حضور همکلاسی‌ها می‌تواند تا سال‌ها پس از اتمام دوره تحصیل همراه دانش‌آموز باقی بماند و حتی حس لجبازی، حرص و گاهی انتقام و جبران آن را در دانش آموز بیشتر کند.
 تشویق به اجتناب
بعضی از والدین به کودکان‌شان اجتناب کردن را می‌آموزند؛ به این صورت که از کودکان‌شان در برابر شرایط سخت یا ناراحت‌کننده‌ای که دیگر همسالان قادر به تحمل آن هستند، محافظت بیش از حد می‌کنند. این امر اغلب به صورت ایجاد محیط ویژه برای کودک به منظور جلوگیری از ناراحتی اوست. یک رویکرد سالم برای کاهش ناراحتی، ترغیب کودک به تغییر وضعیت یا تغییر دیدگاهش راجع به موضوع است.
 تقویت احساس قربانی بودن در کودک
بسیاری از والدین در تلاش برای همدردی و همدلی کردن با کودک، احساس قربانی بودن را در او تقویت می‌کنند. معمولا زمانی که کودک صدمه‌ای می‌بیند، والدین به منظور حمایت از کودک بزرگ نمایی می کنند و صدمه را خیلی جدی‌‌تر از چیزی که هست، جلوه می‌دهند. مثال‌های زیادی وجود دارد که در آن والدین در تلاشند تا تجربه شکست یا ناامیدی فرزند خود را کاهش دهند. مثلا وقتی دختر بچه‌ای موفق به ورود در تیم تکواندو مدرسه نشد، مادرش به او گفت: «آن ها نمی‌دانند که چقدر خوب هستی». این جمله دختر را ترغیب می‌کند تا احساس کند که مورد تبعیض قرار گرفته است و یاد نمی‌گیرد که در این مواقع باید بپذیرد که او به اندازه کافی خوب نبوده و دیگران بهتر از او بوده‌اند. افزایش احساس قربانی شدن در کودک، باعث افزایش احساس ناتوانی و احساس آسیب‌دیدگی در او می‌شود. این احساسات می‌تواند برای عزت‌نفس کودک مضر باشد یا عزت‌نفس او را به کلی تخریب کند. تقویت احساس قربانی شدن به کودک می‌آموزد از همه ترس داشته باشد.
سخنی با معلم‌ها
این اشتباه را مرتکب نشوید
معلمان مدرسه به عنوان والدین درجه دو تاثیر بسیار زیادی بر روح و روان دانش آموزان دارند. لازم است معلم نکات انتقادی و اصلاحی مد نظر خود را در خلوت و به دور از حضور همکلاسی‌ها با دانش آموز مطرح کند و در یک محیط حمایتی(مدرسه) والدین در کنار فرزندشان باشند و به یک راهکار اثربخش به جای درخواست تنبیه بدنی و … برسند. مثلا با شناسایی استعدادهای فرزندشان و سوق دادن برای حس و حال خوب و انگیزه بیشتر، در این صورت درس برای همیشه در یاد او خواهد ماند و به خوبی از آن بهره می‌برد. آثار روانی نوع رفتار و برخورد معلم با دانش‌آموز به طول سال تحصیلی محدود نمی‌شود بلکه اثرات رفتار مثبت یا منفی معلم با دانش آموز به‌ویژه در دوره ابتدایی و سه ساله اول دبیرستان تا مدت‌های طولانی باقی خواهد ماند. معلم حق ندارد و نباید در حضور همکلاسی‌ها، از دانش آموز انتقاد کند و شخصیت او را زیر سوال ببرد. تنبیه دانش آموز به‌ویژه در حضور همکلاسی‌ها می‌تواند به ایجاد حس حقارت، سرخوردگی و ناکامی شدید در دانش‌آموز منجر شود، به طوری که دانش‌آموز به مرور این برچسب‌های منفی را باور کند و پذیرای آن‌ها ‌شود. جالب است بدانید اثرات منفی تنبیه برای دیگر دانش‌آموزان که شاهد تنبیه همکلاسی خود هستند، بیش از فرد تنبیه شونده است. برخورد منفی معلم با دانش‌آموز می‌تواند به کاهش عزت نفس و اعتماد به نفس دانش آموز بینجامد که با کاهش این دو مولفه هم زمینه بسیاری از اختلالات روانی و ناهنجاری و بزهکاری اجتماعی ایجاد می‌شود.
نویسنده : دکتر فریده ناصری| ‌ روان‌شناس کودک
 

وابستگی کودک به عروسک

کودکان بسیاری هستند که در هنگام بازی کردن خود در مورد این که چه نقشی در بازی خود ایفا می کنند، با عروسک های خویش بازی می کنند. اما بعضی از کودکان به شدت به این عروسک ها و یاران خویش در بازی های خود وابسته می شوند و نمی توانند این وسایل بازی را از خود جدا کنند. این مسئله می تواند والدین را بر آن دارد تا در این مورد با مشاوران و روانشناسانی که در حوزه کودکان فعالیت می کنند، گفت و کرده و بتوانند با کسب نظراتی از این متخصصان، وابستگی کودک خود به عروسک هایش را ازبین ببرند.

وابستگی کودک به عروسک
وابستگی کودک به عروسک جزو اتفاقات طبیعی در دوران خردسالی و کودکی به حساب می‌آید، این اتفاق به عوامل نسبتا محدود و خاصی بستگی دارد که دست به دست هم می‌دهند تا فرزندمان علاقه شدیدی به عروسک پیدا کند. این علاقه و وابستگی در طولانی مدت می‌تواند اثرات منفی داشته باشد.
عروسک از آن دسته اسباب بازی هایی است که به دلیل مشابه بودنش به انسان، نیروی احساسات بسیار زیادی را به کودک منتقل می‌کند، به همین دلیل است که اگر روزها و سال‌ ها فرزندمان را کنترل نکنیم، در آینده باعث ایجاد دردسر خواهد شد؛ البته این را نیز باید بگوییم که؛ نوع اسباب بازی، تنها دلیل وابستگی‌ شان به عروسک نیست چرا که علاوه‌ بر داشتن نکات منفی، نکات مثبتی نیز وجود دارند.
وابستگی فراتر از حد، به موارد بسیار زیادی آسیب می زند و باعث ایجاد اعتیاد می‌شود. اما علاقه مند بودن صحیح فرزند می‌تواند موجب آرامش روحی برای هرکسی باشد و محیط شادابی را خلق کند. تا جایی که می‌شود با توجه به نکات کلی گفته شده، بایستی از ایجاد یک تمایل و علاقه شدید، جلوگیری نمود.

دلایل وابستگی کودکان به عروسک
وابستگی کودکان به عروسک امری طبیعی تا سنی مشخص است. اما در برخی مواقع شاهد این موضوع هستید که کودکتان از سن بازی کردن و وابستگی با عروسک خود گذشته است و همچنان میزان وابستگی وی به عروسک خویش بالا است. در این مواقع وابستگی کودک به عروسک خود وابستگی طبیعی شمرده نمی شود و دلایل دیگری در این موضوع دخالت دارند که در ادامه به این دلایل پرداخته خواهد شد.

1-استرس
کودک ما اگر متحمل استرس بیش‌ از حدی شود ممکن است به عروسک خود احساس امنیت بیشتری را نسبت به خانواده‌اش داشته باشد. استرس می‌تواند از عوامل مختلفی تشکیل شده باشد، تعدادی از این عوامل عبارتند از:مشکلات و دعوا احساسی با خانواده، مشکلات بین پدر و مادر، ترس از تنبیه شدن، داشتن افکار منفی نسبت به خود، دعوا با دوستان و همسایگان هم سن و سال، خراب شدن وسایل، تکالیف بسیار زیاد مدرسه، عقب افتادن تحویل تکالیف، مورد آزار و اذیت کسی قرار گرفتن همینطور موارد دیگری که تا حد امکان باید از بوجود آمدن آن‌ ها جلوگیری کرد.
استرس تنها عامل نمی باشد؛ بلکه به شرایط روحیه‌ای کودک و اعتماد به نفس او هم بستگی دارد. فرض کنید کودک به جز داشتن استرس، نتواند حرف دلش را هم به ما بگوید یا خواسته‌ خود را بیان نماید، در این شرایط کودک احساس تنهایی می‌ کند و حرف خود را بازگو نمی‌ کند، به همین دلیل به عروسک‌ هایی پناه می‌برد که تداعی‌ گر انسان ها هستند و در نتیجه، عروسک رفیق صمیمی فرزندمان برای درد و دل‌ هایش می‌شود.

2-تنش های زیاد در خانواده و ترس از تنهایی
یکی از دلایل جدی وابسته شدن بچه ها به عروسک تنش‌ های بیش‌ از حد در خانه است. وجود این بحث‌ ها و تنش‌ ها افکار کودک را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهد، به همین خاطر نسبت به افراد خانواده بی‌ اعتناتر شده و عروسک را به عنوان شاخص اصلی محبت برای خود انتخاب می‌کند.
تا به اینجا موارد متعددی در رابطه با علت وابستگی کودک به عروسک را بررسی کرده‌ایم اما یکی از دلایل بسیار معروف این موضوع، ترس کودکان از تنها خوابیدن است. کودک عروسک را در زمان خواب با خود حمل می‌کند تا این احساس ترس از بین برود، در حالی که این عروسک باربی هیچ حرکتی نمی‌کند اما هرچه لطیف تر باشد، برای کودکان بیشتر مایه آرامش خواهد بود و اگر هر شب تکرار شود بیشتر و بیشتر باعث وابستگی می‌شود.
3-نوع شخصیت کودک
اینکه تمامی موارد را به «ترس، استرس و تنش» ربط دهیم آنچنان جالب نیست. شاید بسیاری از کودکان هیچ اضطراب و استرس خاصی نداشته باشند اما به دلیل جنسیت و اخلاقی که خدا به آنها اعطا کرده است، بیشتر از هرچیز دیگری به عروسک ها علاقه مند می‌شوند. پس همه این موارد منفی و از سر مشکل روحی نمی باشند.

چگونه چیزی را به جای عروسک جایگزین کنیم؟
از تنش‌ها، تنهایی خوابیدن و تولید احساس بالاتر از حد جلوگیری کنید، در ضمن در این مسیر دادن روحیه انرژی بخش و افزایش اعتماد به نفس را نیز به هیچ وجه فراموش نکنید. در ادامه موارد مهمی را برای سرگرم کردن کودک معرفی خواهیم کرد تا بتوانیم جایگزین هدفمند، مناسب و درستی را انتخاب کنیم، این جایگزین به این معنی نیست که ارتباط کودک با عروسک را به طور کامل قطع کنید، بلکه باید در طول زمان و با بالا رفتن سن فرزند، این کار را انجام دهید.
کنسول‌ های بازی، بازی‌ های خانوادگی، ایده برای سرگرمی کودک، تهیه اسباب بازی های سرگرم کننده و ساخت و سازی مانند تهیه فیلم و انیمیشن و تماشای آن با خانواده، برطرف کردن کمبودها، ارتباط با دوستان واقعی و موارد دیگری که با فکر کردن به آن‌ ها می‌ توانیم از وابستگی مشکل آفرین کودک به عروسک جلوگیری کرده و آن‌ ها را با محیط واقعی، بازی‌ های ویدیویی و سرگرمی‌ های خانوادگی رشد و توسعه فردی دهید.

علت وابستگی کودک به عروسک
بازی کردن برای کودکان مانند یک حوض کوچکی است که ماهی های کوچک قرمز رنگ در آن شنا می کنند و برای ماهی ها بزرگی و کوچکی حوض مهم نیست تنها مساله مهم احساس لذتب خشی است که با بازی کردن و شنا کردن بدست می آورند. پس همان طور که نباید ماهی را از حوضش جدا نمود، کودک نیز برا شادی، زندگی و آرامش نیاز به بازی کردن و عروسک بازی دارد.
وابستگی بیش از حد کودک به عروسک و اسباب بازی هایش نشانه این می تواند باشد که کودک در بازی با عروسک دخترانه و یا حتی عروسک های باربی، می تواد اقتدار و برتری طلبی و شخصیت برتری طلب خود را نشان دهد و عروسک و لباس هایش را به هر شکلی که می تواند در بیاورد و با آنها مانند پدر یا مادرش برخورد نماید و مطمئن هستند که هیچ گونه برخورد تند و خشنی را از ظرف آنها نمی بینند.
نشانه دیگر این است که کودکان دوست دارند که همیشه از طرف والدین و اطرافیان مورد توجه قرار بگیرند و برخی از رفتارهای گاها خشن با عروسک هایشان می تواند نشانه جلب توجه باشد. پدر و مادرها باید توجه ویژه ای به این کودکان وابسه داشته باشند و حواسشان به رابطه ای هر کودک با اسباب بازی هایش دارد، باشد. چرا که این مدل ارتباط مانع از رشد عاطفی و اجتماعی کودک و کسب مهارت های ارتباطی است.
برخی دیگر از نشانه ها
گاهی اوقات این ارتباط نشانه نداشتن احساس امنیت است و کودک می خواهد با حضور عروسک اش از تنهایی در بیاید. مثلا زمانی که قرار است به مهد کودک برود و در آنجا هنوز نتوانسته دوستی پیدا کند، دوست دارد با خود یک اسباب بازی را ببرد. در اکثر موارد این رفتار طبیعی است و به مرور زمان از شدت آن کاسته می شود.
کودکانی که والدین آنها در منزل حضور زیادی ندارند و همیشه در حال دعوا و پرخاشگری هستند و رابطه خوب و پایدار با آنها ندارند، بیشتر دچار این اختلالات رفتار می شوند و به عروسک ها پناه می برند.

کنترل وابستگی کودک به عروسک
در بسیاری از این موارد شاهد این موضوع هستیم که والدین با روشی بی رحمانه قصد دارند این وابستگی را ازبین ببرند. باید این نکته متذکر شود که والدین نه تنها این اجازه را ندارند که با فرزند خویش به شکل ظالمانه رفتار کنند، بلکه می بایست از این توانایی برخوردار باشند تا بتوانند خود را جایگزین عروسک کنند و در تلاش باشند تا این میزان از علاقمندی کودک نسبت به عروسک خویش را به سمت خود انتقال دهند. 

1-رفتار توام با محبت
اولین و مهم ترین روش در کاهش میزان وابستگی کودک به عروسک خویش این است که والدین به نحوی با کودک خود رفتار کنند تا بتوانند حس اعتماد و از همه مهم تر حس امنیت کودک نسبت به والدین خود را تقویت کرده و باعث نزدیکی کودک به ایشان شود.
ما در بسیاری از مواقع شاهد این موضوع هستیم که والدینی به مشاوران و روانشناسان مراجعه کرده و به نحوی با رفتار خویش میزان امنیت کودک نسبت به خود را به نحوی کاهش داده اند که کودک این احساس امنیت را از عروسک خویش طلب می کند. در این موقع ایراد از والدینی بوده است که نتوانسته اند با رفتاری مهربانانه و با عطوفت بسیار، کودک خود را به سمت خویش کشانده و باعث شوند کودک بتواند به ایشان به عنوان والدینی مهربان اعتماد کند.

2-توجه به کودک
کودکان از والدین خود و بزرگتر ها می آموزند که چگونه و به چه شکل رفتار کنند. به همین دلیل در بسیاری از موارد کودکان با آموختن رفتاری از طرف بزرگتر ها، با شوق و ذوق این رفتار را در مظهر دید والدین خویش قرار داده و انتظار دارند والدین نیز بتوانند این رفتار را مشاهده و تایید کنند.
در این موقع است که کودکان در می یابند مورد توجه والدین قرار گرفته و به طور ناخودآگاه به سمت والدین خویش کشیده می شوند. اما در برخی مواقع والدین این رفتار درست کودک را دیده و با بی توجهی از این رفتار عبور می کنند. در این موقع است که کودک تصور می کند اهمیتی برای والدین خویش ندارد و به همین دلیل از ایشان فاصله گرفته و به سمت عروسک خویش کشیده شده و این رفتار را در مقابل عروسک خود به نمایش می گذارد.

3-دادن مسئولیت های کوچک به کودک
این که با واگذار کردن مسئولیت های کوچک به کودک خویش این احساس را به کودک بدهید که او را می بینید و از او درخواست هایی دارید و با دادن مسئولیت به این کودک می توانید به او حس مهم بودن بدهید، باعث می شود که کودک بتواند به والدین خود اعتماد کرده و این اعتماد باعث می شود به جای عروسک، به والدین خود نزدیک شود. این نزدیکی هم برای والدین و هم برای کودک بسیار دل چسب است و به همین دلیل می تواند وابستگی خود به عروسک خویش را کاهش داده و علاقمندی بیشتری به والدین خود پیدا کند.

سخن آخر
در انتها باید بیان شود که والدین می توانند به روش های بسیار زیادی که می توانند توسط مشاوران و روانشناسان از آن ها آگاه شوند، مشکلات و اختلالات کودکان خود را ازبین ببرند. به همین دلیل توصیه می شود که والدین در این مواقع حتما از مشاوران و روانشناسانی که در حوزه ی کودکان تخصص داشته و فعالیت می کنند، کمک گرفته و با مراجعه به ایشان و دریافت راهکار های مناسب از آن ها، بتوانند به بهترین شکل ممکن با مشکلات کودکان خود کنار آمده و این مشکلات را حل کنند.

فرزندان مجازی چه کسانی هستند؟

خاطرم می‌آید زمانی که خودم کودک بودم و آن دوره هیچ خبری از اینترنت و فضای مجازی، گوشی های همراه و رایانه نبود، ارتباط اعضای خانواده مان گرم و صمیمی بود، بیشتر با هم صحبت می‌کردیم، به تفریح و گردش دسته جمعی می رفتیم یا با اقوام ارتباط داشتیم. شاید نسل جدید این مطلب را بخوانند و روی ترش کنند اما واقعیت همین سفره های کم رنگ و دورهمی های دیرهنگام و صحبت نکردن هایمان با هم است. بله درست است عصر امروز، عصر فرزندان مجازی است که خودشان را هم کمتر می‌بینند ، وای به حال پدر و مادرشان و همه تأثیرپذیری شان از همین فضای خاکستری مجازی است چه اینکه می بینیم همین تاثیرپذیری باعث چه مصیبت ها و داستان هایی در سطح خانواده ها و اجتماع می شود.

*خانواده قربانی زندگی الکترونیک

یکی از مهمترین نکته های زندگی امروزی کاهش روابط خانوادگی و انزوای اجتماعی افراد است. شهروند دنیای مجازی شدن با آشنایی فناوری های عصر سایبر به طور طبیعی با چالش ها و تنش های خاص خود همراه خواهد بود.برای نمونه رابطه والدین و فرزندان اولین قربانی های زندگی الکترونیک به شمار می روند، به واسطه فرد محوری شدید فناوری های نوین ارتباطی ، با چالش های ویژه ای روبه رو خواهد شد.

نگاه و نگرش صاحب نظران درباره کیفیت و چگونگی اثربخشی ابزارهای الکترونیک با سبک زندگی بشر امروز می تواند با یکدیگر متفاوت باشد. بعضی از نظرات بر تاثیر منفی و برخی از آنها بر تاثیر مثبت فناوری های جدید ارتباطی در روابط اجتماعی افراد صحه می‌گذارد. دنیای مجازی دارای ویژگی های منحصر به فردی است. مایکل لینچ در کتاب «اینترنت ما: اطلاعات زیاد و فهم کم در عصر کلان داده ها» به زوایای متفاوت دقت کرده است. بنابردیدگاه او انسان شیوه های مختلف برای دانستن دارد: گاهی صرفا داده ها را از جهان اخذ می‌کند، گاهی درباره آنها تأمل و برایش استدلال می کند و گاهی آنها را می فهمد. از این میان شیوه آخر که به فهم منجر می شود، ارزش بالایی دارد. در واقع اینترنت ما را وادار کرده است که برای رشد شرایط حاصل از تجربه دیجیتالی را برای توجه و تمرکز بیشتر مورد توجه قرار می دهیم:

*مقایسه فرزندان طبیعی و مجازی

صفورا جهانشاهی نویسنده کتاب «دختر مامان، پسر بابا» درباره تفاوت های روابط قبل و بعد از ظهور اینترنت می گوید: «در روابط قبل از ظهور اینترنت زمان گفت وگوی مطلوب در بین خانواده ، درک متقابل کوچکترها با والدین، وعده های غذایی مشترک و داشتن اطاعات بسیار از همدیگر صورت می گرفت اما تعاملات عصر سایبر محدود به حضور فیزیکی و داشتن جریان تنهایی فردیت گرا و تاثیرپذیری زیاد از ارزش های جهانی و دور از آداب و سنت ملی و منطقه ای است.

در عصر گذشته پرجمعیت بودن خانواده موجب نظارت اعضای خانواده بر هم می شد . شلوغی و گرمی روابط فامیلی، اکسیژن عاطفی بین خانواده را تقویت می کرد اما عصر سایبر خانواده های کم جمعیت و دور از هم با احساس تنهایی و حسرت ایجاد کرده است. در دوره گذشته عوامل موثر بر رشد و تربیت محدود به دانش و مهارت والدین بود اما عصر سایبر ارزش های تربیتی خانواده را زیرسوال می برد و درگیری فرزندان با والدین را بیشتر کرده است و در نهایت در گذشته رشد طبیعی فرزندان با تحرک و نشاط جسمی بود اما عصر کنونی علیرغم رشد ذهنی بچه ها، کم تحرکی و وابستگی به یادگیری سایبری و اعتیاد به بازی های آنلاین را تقویت می‌کند.»

با این حال علاوه بر همه این مباحث استفاده نیمه دانی بزرگترها را نباید کاملا بر گردن فناوری های دیجیتال انداخت، به هرحال هر تکنولوژی جدیدی دارای محاسن و معایبی است. تعامل با جهان واقع فهم چگونگی و چرایی وقوع فیزیکی اطلاعات را به ارمغان می آورد. حال آنکه هیچ تجربه آنلاینی از پس ایجاد چنین مفهومی بر نمی آید. به همین دلیل است که بسیاری از کاربران فیس بوک یا هر فضای مجازی دیگری هنوز هم احساس می کنند یک جای روابط در آن می لنگد چون چیزی که این فضاها به ما می دهد، بدل صمیمیت و فهم دو طرفه است نمونه واقعی آن الگوی لایک ها و دیس لایک های آدم حرف های زیادی در خود دارد. این الگوها به ما اجازه نمی دهد که آنها را بفهمیم بدین ترتیب فیسبوک یا هر فضای مجازی دیگر می داند اما نمی فهمد.

*چطور در این عصر فرزند تربیت کنیم

صفورا جهانشاهی در این باره می گوید: شامل برخی موارد زیر بتواند به فرایند تربیت فرزندان در  عصر سایبر ما را یاری برساند:

1-شناختن این پدیده: نادانی یا نیمه دانی والدین درباره عصر سایبر و نحوه ارتباط بچه ها با فضای مجازی و اینرنت باعث می شود که مشکلات زیادی دامنشان را بگیرد. فرزندان جهان دیجیتال به جهت کم کاری و نیمه دانی ما به شرایط دشوار نزدیک می شوند. متاسفانه بسیاری از والدین امروزی برای پرداخت هزینه خرید وسایل الکترونیک و اینترنت همه گونه رنجی را به خود تحمیل می‌کنند اما برای درک فرهنگ و ملاحظات تربیتی آنگونه که باید اولویت قائل نمی شوند.

2-شناختن بهتر خود: یعنی شناخت حالات روحی و روانی و جسمی خود

3-درک تفاوت احساس سایبری و حالت های طبیعی به معنای همان تفاوت هایی که در موارد بالا بین دنیای سایبر و دنیای واقعی مطرح شد.

4-مصرف همراه با زمان و برنامه: خانواده ها می بایست برای استفاده فرزندانشان از فضای مجازی زمان و مکان مناسب طراحی کنند تا با چالش روبه رو نشوند.

5-در اختیار داشتن کیفیت عملکرد فرد در دنیای مجازی: به معنای نظارت درست بر اینترنت و فضای مجازی و دوستان فرزندانشان در این فضا

6-پرهیز از وسوسه های سایبری: خود پدر و مادر در این زمینه بهتر است مراقب باشند که الگوی نامناسبی برای فرزندانشان نشوند.

7-داشتن برنامه های جذاب گوناگون و ایجاد برنامه های متنوع برای همه اعضای خانواده: اگر انتظار داریم که صبح تا شب فرزندمان سرش در گوشی یا لب تاپ نباشد، برایش برنامه بگذاریم و تفریحات مناسب ایجاد کنیم.

8- استفاده از مشاوران و روانشناسان معتبر و مطمئن که در مواردی که احساس خطر می کنیم، مورد نیاز است.

در نهایت اینکه امروزه کمتر خانواده ای یافت می شود که در مسیر تربیت فرزندان خود یا روابط زناشویی یا تهدیدهای جدید و شگفت انگیز روبه رو نشده باشد. برای کاهش این چالش ها باید هم اطلاعات کسب کنیم و هم از دیگرانی که در این زمینه تخصص دارند، اطلاعات کسب کنیم .