با این روش تشویق کنید، خواهر و برادرش حسادت نمی‌کنند

با این روش تشویق کنید، خواهر و برادرش حسادت نمی‌کنند

با این روش تشویق کنید، خواهر و برادرش حسادت نمی‌کنند

همه پدر و مادرها دوست دارند بچه‌های درس‌خوان و موفقی داشته باشند. حالا فرض کنید که از بین دو فرزند شما یکی‌شان در درس موفق‌تر از دیگری است. طبیعتاً شما تمایل خواهید داشت او را به ادامه این مسیر بیشتر تشویق کنید. چه راهکاری را برای ترغیب کردن هر چه بیشتر او لحاظ می‌کنید آن هم با توجه به اینکه به احساسات فرزند دیگرتان لطمه نخورد؟
تشویق‌هایی که داستان می‌شوند.
وقتی حرف از تشویق فرزندان به میان می‌آید پدر و مادرها به دو دسته تقسیم می‌شوند: دسته اول کسانی هستند که با تصور برانگیختن انگیزه فرزند دیگرشان، در خلوت و جلوت به تشویق کردن فرزند موفق‌ترشان می‌پردازند و دسته دوم کسانی هستند که فرزند موفق‌ترشان را تشویق نمی‌کنند تا مبادا به بچه دیگرشان بر بخورد و یا حسادت او قلمبه شود! هر دو شکل این کار هم برای فرزندان آنها تبعات منفی به دنبال خواهد داشت. به همین دلیل آگاهی والدین از ریزه‌کاری های تشویق کردن بچه‌ها اهمیت زیادی دارد.

نکات ایمنی در تشویق کردن فرزندان

اگر از بین فرزندان شما یکی از بقیه درس‌خوان‌تر است، مسلماً او این استحقاق را هم دارد که مورد تشویق بیشتر شما بگیرد البته این تشویق نباید طوری باشد که میانه‌ی خواهر و برادرها را شکر آب کند. برای اینکه بتوانید یک تشویق اصولی داشته باشید چند راهکار به شما پیشنهاد می‌شود:

1. به موفقیت‌های خاص هر یک از فرزندانتان توجه کنید

درست است که مثلاً درس دختر شما بهتر از برادر بزرگترش است اما حتماً پسرتان هم موفقیت-هایی داشته که دخترتان به آنها دست نیافته است برای مثال ممکن است او در ورزش یا هنر توانایی‌های بیشتری از خود نشان داده باشد. بنابراین بیشتر از اینکه دخترتان را بی امان تشویق کنید کاری کنید که هر دوی آنها تشویق مناسبی را از طرف شما دریافت کنند.

فرزند حسود

2. هرگز فرزندانتان را با هم مقایسه نکنید

مقایسه خواهر و برادرها فقط موجب ایجاد رقابت منفی، تفرقه و احساس حسادت بین بچه‌های شما می‌شود. بنابراین از گفتن چیزهایی مانند «کاش برادرت هم مثل تو درس‌خوان بود» یا «چرا تو نمی‌توانی مثل خواهرت در ریاضی نمره خوب بیاوری؟» پرهیز کنید.

3. وقتی یکی از فرزندانتان را تشویق می‌کنید بقیه فرزندانتان را هم درگیر کنید

به جای اینکه از ترس ایجاد حسادت در مثلاً پسرتان، دختر شاگرد اولتان را از تشویق محروم کنید سعی کنید پسرتان را هم با خودتان همراه کنید؛ برای مثال وقتی با هر دو فرزندتان دور هم نشسته‌اید به دخترتان بگویید: «من و برادرت از نمرات خوبی که تو گرفتی خیلی خوشحالیم».

4. کُری خوانی‌ها را تقویت نکنید

به فرزندی که موفقیتی کسب کرده یاد بدهید که چگونه باید درباره موفقیت‌هایش صحبت کند. به او یادآوری کنید که آنقدر بزرگ شده که بفهمد ممکن است مثلاً برادر بزرگترش به خاطر اینکه مثل او نمره‌های خوبی نگرفته احساس بدی داشته باشد. البته باید این حق را هم برای او قائل باشید که به خاطر موفقیت‌هایش خرسند باشد اما او بایستی بداند که اجازه ندارد موفقیت‌هایش را به رخ برادرش بکشد و یا به او طعنه بزند.

5. تفاوت‌های فردی را پرورش بدهید

هر یک از بچه‌های شما توانایی‌ها، استعدادها و خصایص فردی خودش را دارد، بنابراین دلیلی ندارد که انتظار داشته باشید موفقیت‌های تحصیلی آنها یک جور باشد. مهم آن است که شما توانایی‌های خاص آنها را بشناسید و تقویت کنید.

حسادت خواهر و برادر

6. متوجه فرزندی که موفقیت‌های کمتری کسب کرده، باشید

لازم است با فرزندی که موفقیت چندانی به دست نیاورده خصوصی صحبت کنید و ببینید که احساس او نسبت به این مسئله چیست. اگر به این نتیجه رسیدید که او از پیشرفت‌های خواهرش ناراحت است، به او یادآوری کنید که او هم توانایی‌های خاص خودش را دارد و اطمینان بدهید که شما به خاطر توانایی‌های خاصش به او افتخار می‌کنید.

7. متعادل باشید

فرزندی که نمرات کمتری گرفته است لزوماً آدم کم هوشی نیست و اگر شما نسبت به کارهای خوب خیلی کوچک او توجه مثبت افراطی نشان بدهید متوجه خواهد شد و در نتیجه بر خلاف نیت شما او احساس حقارت بیشتری خواهد کرد. بنابراین سعی کنید نسبت به موفقیت‌های او واکنش متعادلی نشان بدهید.
آرام باشید و با تأنی برخورد کنید. گذشته از همه اینها ممکن است برای فرزند بزرگتر شما پیشرفت تحصیلی خواهر کوچکترش آزاردهنده نباشد و حتی از موفقیت‌های او و همین‌طور موفقیت‌های خاص خودش خوشحال هم باشد. پس لطفاً تا وقتی از وجود مشکل بین آنها مطمئن نشده‌اید، وارد رابطه خواهر و برادری‌شان نشوید.
 

استعدادیابی کودکان از روی رفتارشان!

استعدادیابی کودکان از روی رفتارشان!

استعدادیابی کودکان از روی رفتارشان!

استعداد بعضی از کودکان کاملا برای اطرافیان قابل مشاهده است اما برخی دیگر ممکن است استعدادهای پنهانی داشته باشند که در قالب پرحرفی، خیال بافی، انرژی زیاد و یا حتی سورفتار خودشان را نشان دهند. به بهانه روز کودک مخترع در این مقاله سعی می کنیم شما را با نشانه های استعداد پنهان کودک و شیوه های پرورش و شکوفایی آنها آشنا کنیم.

کودک به طبقه بندی اشیا علاقه زیادی دارد

جوراب هایش را جفت می کند، ماشین های اسباب بازی را بر اساس رنگ، اندازه یا شکل در یک خط می چیند و یا ممکن است دوست داشته باشد اشیا مرتب و سازمان یافته باشند. در صورت وجود این نشانه ها، کودک شما احتمالا به عنوان یادگیرنده دائمی شنیداری شناخته می شود که به این معنی است که یک متفکر تحلیل گر، بسیار منظم و دقیق در جزئیات است. او ممکن است به دنبال یافتن الگوهای گوناگون باشد که معمولا از نشانه های اولیه استعداد ریاضی و علوم است.

برای پرورش این ویژگی کودک بازی ها و فعالیت هایی را پیدا کنید که شامل الگوها و جفت کردن هستند. انجام فعالیت هایی که مهارت های ریاضی را تقویت می کنند و تجربیاتی که مورد علاقه دانشمند کوچک هستند هم می توانند بسیار مفید باشند. کودک را مسئول انجام کارهایی بکنید که با علاقه کودک به طبقه بندی در ارتباط باشند. برای این دسته از کودکان جمع آوری اشیا بسیار جالب است. بهتر است ظرف های پلاستیکی در اختیار کودک قرار دهید تا بتواند اشیا کوچک مانند سنگ، صدف و هر چیز دیگری که دوست دارد را در آنها جمع آوری کند.

استعداد کودک

کودک بدون وقفه حرف می زند

احتمالا کودک وراج شما توانایی کلامی پیشرفته ای دارد، داستان ها و موضوعات مختلف را به هم ارتباط می دهد و اشکالات مختصر دستوری و تلفظی دارد. علاوه بر این ممکن است بسیار سریع حرف بزند و تا وقتی که به خواب نرفته است از حرف زدن دست نکشد. کودک تمایل دارد کلام آخر را بگوید و شاید اینطور به نظر برسد که تلاش می کند شما را با استدلالش کاملا قانع کند. مهارت کلامی می توانید یکی از نشانه های کودکان بااستعداد و کلید موفقیت در مدرسه و بسیاری دیگر از جنبه های زندگی باشد. کودکانی که از استعداد بالای قانع کردن و متقاعد کردن برخوردار هستند احتمالا مشاغلی مانند وکالت یا روزنامه نگاری را انتخاب می کنند.

برای تقویت این استعداد کودک، از او بخواهید داستان هایی را برایتان بگوید که بتوانید با کمک همدیگر به یک کتاب تبدیل کنید تا آن را باهم بخوانید. با کودک مصاحبه کنید و افکارش را در فایل تصویری یا صوتی ثبت کنید. به او کمک کنید برای اعضای خانواده یا دوستانش نامه بنویسد. فراموش نکنید به موازات تشویق و تقویت مهارت های نوشتن و حرف زدن، شنونده خوب بودن را هم به او آموزش دهید.

هر چند وقت یکبار از یک کتابخانه یا کتاب فروشی دیدن کنید و کتاب هایی پیدا کنید که کودک را به چالش می کشند. ممکن است کودک بر خلاف همسالانش بیشتر کتاب هایی را ترجیح بدهد که کلمات بیشتری نسبت به تصاویر داشته باشد. به ایده ها و نظرات کودک گوش کنید اما اگر کودک از حرف زدن خسته نمی شود بهتر است برای این کار محدودیت زمانی در نظر بگیرید تا حداقل مدت زمان کوتاهی را در روز به سکوت اختصاص دهید!  

کودک همه چیز را دستکاری می کند

او به شدت دوست دارد کشف کند که اشیا مختلف چگونه کار می کنند و به دلیل ممکن است اجزای وسایل گوناگون را باز کند و تلاش کند تا شیوه کارکرد آن را کشف کند و دوباره آنها را روی هم سوار کند. اوعاشق ساختن برج با بلوک های خانه سازی است و از بازی کردن با ماشین ها لذت می برد. این ویژگی ها نشانگر این است که کودک شما احتمالا یک یادگیرنده دیداری-فضایی است. کودکانی که از سرهم کردن لذت می برند احتمالا در آینده مکانیک، مهندس، معمار، مخترع یا دانشمند می شوند.

در صورت مشاهده این خصوصیات در کودک بهتر است اسباب بازی ها و بلوک های خانه سازی در اختیار کودک قرار دهید تا کودک فرصت خلق، نابودی و خلق مجدد داشته باشد. او را تشویق کنید تا با جعبه های خالی مواد غذایی یا هر چیز دیگری که در خانه پیدا می کند، کاردستی درست کند. او را به مراکز و زمین ها بازی ببرید که امکان اکتشاف از طریق دست ورزی وجود دارد و از هر فرصتی برای نشان دادن و معرفی اشیا مکانیکی مانند چراغ راهنمایی و رانندگی به کودک استفاده کنید. این دسته از کودکان به این دلیل که علاقه زیادی به کشف و دستکاری اشیا دارند ممکن است در معرض خطر قرار بگیرند و به همین دلیل باید همیشه مواظب باشید تا به وسایل برقی یا اشیا تیز نزدیک نشوند.

کودک خیالباف است

احتمال دارد به نظر برسد کودک با دوستان خیالی اش در دنیای خودش غرق شده است. این دسته از کودکان معمولا از بازی های وانمودی لذت می برند و در وقت آزادشان نقاشی می کشند و ایده های زیادی برای قسمت کردن با دیگران دارند. آنها ممکن است از وسایل به شیوه های تازه و غیرمعمول استفاده کنند، نسبت به ایده های مسخره اشتیاق نشان دهند و برای حل مشکلات از راه حل های خلاقانه استفاده کنند.

با وجود این ویژگی های احتمالا کوچولوی رویایی شما بدون تمرکز به نظر برسد اما شاید زمانش را به رویا بافتن در مورد ایده های بزرگش اختصاص می دهد. این گونه رفتارها اغلب نشانگر قدرت خلاقیت زیاد و علامت استعداد کودک است. زندگی روزمره ممکن است به نظر این متفکران خیال پرداز بسیار خسته کننده به نظر برسد و به همین علت و برای گریز از واقعیتی که دوست ندارند به دنیای خیال پناه می برند.

این دسته از کودکان به احتمال زیاد در آیند به کارهای خلاق مانند هنرپیشگی، نویسندگی، فیلم سازی یا طراحی لباس یا طراحی داخلی و به طور کلی فعالیت هایی که با هنر در ارتباط هستند، مشغول خواهند شد و تفکرات خلاقشان را برای حل مسئله در مسیرهای تازه در هنر و علم به کار می گیرند.

خلاقیت کودک را مورد تشویق قرار دهید و برای پرورش این هنرمند کوچولو ابزار لازم را در اختیارش قرار دهید. باهم ساز بزنید و آواز بخوانید و پروژه های علمی ساده ترتیب دهید. او را همراه خودتان به کنسرت موسیقی ببرید، به داستان های خیالی اش گوش کنید و برای نشان دادن عملکرد کودک برایش تماشاچی جمع کنید! بازدید از موزه به همراه سایر اعضای خانواده هم از فعالیت های است که می تواند بسیار مفید و لذت بخش باشد.

کودک به حل پازل علاقه زیادی دارد

او به شکل اغراق آمیزی عاشق حل کردن انواع مختلف پازل ها است. به نظر می رسد که کودک در حین بازی با پازل آزمون و خطای کمی انجام می دهد و قطعه مناسب را تقریبا با تلاش اول در جای مناسب قرار می دهد. این استادان حل کردن پازل یادگیرندگان دیداری-فضایی هستند. آنها بیشتر به صورت تصویری می اندیشند و می توانند به خوبی اجزا مختلف را در کنار یکدیگر قرار دهند. معمولا این کودکان می توانند در آینده کارآگاه، باستان شناس یا محقق شوند

برای بهبود عملکرد این کودکان تا جایی که امکان دارد پازل و جدول، داستان های معمایی در اختیارشان قرار دهید و علاوه بر اینها بازی های مرتبط با چینش منظم اشیا و یا اسباب بازی هایی که برای حل مسائل فضایی ساخته شده اند هم برای کودک از اهمیت زیادی برخوردارند.

کودک خود را در قبال همه چیز مسئول می داند

کودک عقاید محکمی درباره شیوه انجام کارهای مختلف دارد و علاقه دارد خودش را در بازی ها و به طور کلی در هر فعالیتی نشان دهد. این دسته از کودکان معمولا به طور ذاتی رهبر هستند و این ویژگی در مدرسه، ورزش و بسیاری دیگر از جنبه های زندگی برای آنها پرفایده است. کودک مسئول اغلب برای دیگران الهام بخش است و پیچیدگی ها و مشکلات را از زاویه دید متفاوتی می بیند. این کودکان معمولا بهترین عضو تیم هستند. از آنجا که قدرت رهبری در مشاغلی مانند تجارت، سیاست، نمایندگی و سازمان دهی عمومی از اهمیت بالایی برخوردار است، این کودکان به احتمال بیشتری به این حرفه های مشغول خواهند شد.

برای تقویت این ویژگی کودک به او اجازه بدهید هدایت مسیر را در دست بگیرد، مثلا ممکن است بخواهد شما را در مسیر پیاده روی هدایت کند. به او فرصت بدهید مسئولیت پروژه های خانگی مانند مرتب کردن خانه یا مرتب کردن کفش ها را به عهده بگیرد. اجازه دهید وسایل اتاقش را به شیوه خودش مرتب کند و از او برای حل مشکلات خانواده کمک بخواهید. مثلا به او بگویید ” ما همیشه برای رسیدن به کلاس ورزش دیر می کنیم، راه حلی به نظرت می رسد که به سروقت رسیدنمان کمک کند؟!”

نیاز کودک به رهبری را اقناع کنید اما در عین حال به او بفهمانید که وقتی نوبت به مسائل بزرگسالان می رسد، این شما هستید که باید تصمیم بگیرید. علاوه بر این کودک را با مفاهیمی از قبیل رعایت نوبت و گوش دادن آشنا کنید.

کودک نمی تواند آرام بگیرد

او دوست دارد همه چیز را با عجله انجام دهد و از هر چیزی که حرکت می دهد، لمس می کند، احساس می کند و به طور کلی با بدنش در ارتباط است لذت می برد. این دسته از کودکان یادگیرنده های فیزیکی یا جنبشی-بدنی هستند که اطلاعات را جذب می کنند و فعالیت هایی را ترجیح می دهند که با حرکت و عمل همراه هستند. آنها ممکن است به فعالیت های ورزشی، رقص یا موسیقی که به مهارت های حرکتی ظریف نیاز دارند، بیشتر تمایل داشته باشند و در آینده به سمت مشاغلی می روند که مجبور نباشند پشت میز بنشینند مانند معلمی یا جنگلبانی و یا ممکن است از مهارت های پیشرفته دست برای مشاغلی مانند سرآشپزی استفاده کنند.

برای پرورش این استعداد کودک باید فعالیت های فیزیکی را در برنامه روزانه او قرار دهید و از آنجا که این کودکان از انجام فعالیت های حرکتی تکراری به آسانی  خسته می شوند، فعالیت ها را به صورت چرخشی انجام دهید تا جذابیتشان را از دست ندهند. چون کودکان جنبشی-حرکتی از کشف موسیقی از خلال حرکت لذت می برند، به آنها فرصت آواز خواندن و رقصیدن بدهید. برای کودکانی که دوست دارند از دستانشان بیشتر استفاده کنند پروژه های نقاشی، مجسمه سازی، نخ کردن مهره و … ترتیب دهید.

یک برنامه خواب منظم و آرامش بخش برای این کودکان از اهمیت ویژه و بالایی برخوردار است. سعی کنید یک تا دو ساعت قبل از خواب یک میان وعده سبک مانند شیر و غلات کامل در نظر بگیرید و بعد از آن یک حمام گرم، یک داستان زیبا می تواند به خوبی کودک را برای خواب آماده کند. گوش دادن به یک موسیقی آرامش بخش در تاریکی هم می تواند به تجدید قوای کودک کمک کند.

قادر به کشف استعداد کودک نیستید!

حتی اگر هیچ کدام از این نشانه ها را در کودک مشاهده نمی کنید، باز هم برای کشف استعدادهای پنهان کودک آماده باشید. احتمال دارد با گذشت زمان ویژگی های منحصر به فرد او توجه شما جلب کند. پرسیدن بازخورد افراد دیگر در خصوص زندگی کودک می تواند بینش تازه ای به شما بدهد. ممکن است مربی مهدکودک هنگام درست کردن کاردستی با کودک، متوجه توانایی خاصی در او شود و یا پرستارش متوجه چالاکی او در پارک و زمین بازی شده باشد و یا حتی پدربزرگ علاقه خاص او به طبیعت را کشف کرده باشد.

با مشاهده و کشف حوزه های استعداد طبیعی کودک می توانید به او کمک کنید تا دیده، شنیده و فهمیده شود اما به یاد داشته باشید در عین حال که برای دستیابی کودک به استعدادهای بالقوه اش تلاش می کنید،هدف نهایی شما باید عشق ورزی بی قید و شرط به کودک به خاطر خودش باشد.

 

با این بازی‌ها کودک را از خجالتی بودن درآورید!

با این بازی‌ها کودک را از خجالتی بودن درآورید!

با این بازی‌ها کودک را از خجالتی بودن درآورید!

بازی یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های کودکان است. آن‌ها ساعت‌های زیادی را صرف انجام بازی‌های فردی یا گروهی می‌کنند و از این کار لذت می‌برند. اما کارکرد بازی‌ها فراتر از سرگرمی است. بازی‌ها نقش به‌سزایی در رشد شخصیت کودکان و پرورش خلاقیت مهارت‌های جسمی، شناختی و ارتباطی آن‌ها دارند. همچنین بازی‌ها بستری هستند تا کودکان با نیازها و هیجان‌های خود آشنا شوند و آن‌ها را بیان کنند. همین ویژگی بازی به والدین و اطرافیان کودک کمک می‌کند تا او را بهتر بشناسند. این‌که هر کودکی به چه نوع بازی‌هایی بیش‌تر گرایش دارد، اطلاعاتی درباره‌ی ویژگی‌های اخلاقی‌اش را نمایان می‌کند. تغییر بعضی از رفتارهای کودک مانند کم‌رویی و خجالتی بودن هم به شیوه‌های غیر مستقیم و خوشایند از طریق بازی امکان‌پذیر است.
خجالتی بودن ممکن است به ويژگی‌های فردی کودک برگردد. بعضی از افراد کم‌حرف‌تر، آرام‌تر و دورن‌گراتر از دیگران هستند. تا جایی که این ویژگی به زندگی و روابط کودک آسیبی نرسانده است، می‌توان آن را پذیرفت. اما اگر کودک از کم‌رویی خود در ارتباط با دیگران آزار می‌بیند و نمی‌تواند نیازها، خواسته‌ها و عواطفش را بیان کند، باید برای کمک به او فکری کنیم. قبل از هر اقدامی باید دلیل خجالتی بودن کودک را بیابیم. ممکن است پایین بودن اعتماد به نفس و ضعف در مهارت‌های ارتباطی دلیل این وضعیت باشند. بازی‌های بسیاری می‌توانند به رفع یا کم‌رنگ شدن این دلایل کمک کنند. در این‌جا به بعضی از این بازی‌ها اشاره می‌کنیم:

دسته‌ی نخست: بازی‌های نمایشی

بازی‌های نمایشی هم‌زمان می‌توانند به تقویت اعتماد به نفس و تمرین مهارت‌ها ارتباطی کودک کنند. به شیوه‌های گوناگونی می‌توان نمایش را به بازی‌های کودکان وارد کرد. با چند نمونه از این بازی‌ها آشنا می‌شویم:

  • کتاب‌خوانی و قصه‌گویی و ایفای نقش

می‌توان پس از خواندن یک کتاب یا تعریف کردن قصه، همه یا بخشی از داستان را به همراه کودک بازی کنیم. کودک می‌تواند نقش‌ یک یا چند شخصیت داستان را به عهده بگیرد. لزومی ندارد به داستان اولیه پایبند باشید. این اجازه را به کودک بدهید تا داستان را آن‌طور که دوست دارد تغییر دهد.

کتاب خواندن برای کودکان
  • اجرای نمایش

اجرای نمایش را برای کودک فراهم کنید. گوشه‌ای از خانه را به محل اجرا‌ تبدیل کنید و زمان مشخصی را به تماشای نمایش کودک اختصاص دهید. می‌توانید در اجرا او را همراهی کنید اما بهتر است نمایش حداقل یک بینند داشته باشد. برای مثال پدر کودک را در اجرای نمایش همراهی کند و مادر به تماشا بنشیند. نمایش‌ها می‌توانند موضوع‌های متعددی داشته‌باشند. بازسازی فیلم‌ها و کارتون‌هایی که کودک پیش‌تر دیده‌است، بازسازی برنامه‌های تلویزونی مانند مسابقه‌ها، مصاحبه و اخبار، اجرای داستانی که خود کودک آن را ساخته است و … . اگر احساس می‌کنید کودک‌تان آمادگی انجام این کار را ندارد، با تکیه‌های پارچه یک پرده‌ی نمایش ساده برای اجرای نمایش عروسکی درست کنید تا کودک پشت پرده بیاستد و با عروسک‌هایش نمایش بدهد.

  • پانتومیم

بیش‌تر افراد با بازی پانتومیم آشنایی دارند. در این بازی با استفاده از حرکت‌های بدن و چهره، بدون صحبت کردن، مفهمومی را منتقل می‌کنیم. با توجه به سن کودک این بازی را می‌توان به شیوه‌ها متفاوت انجام داد. وسائل موجود در خانه،‌ اسامی افراد معروف، ضرب‌المثل‌ها و … می‌توانند موضوع‌عای پانتومیم باشد. سایر بازی‌های نمایشی بیش‌تر بر مهارت گویندگی تاکید دارند اما پانتومیم بر زبان بدن متمرکز است. تنوع در بازی‌ها همه‌ی مهارت‌های لازم در برقراری ارتباط موثر را تقویت می‌کند.

دسته‌ی دوم: بازی‌های کلامی

همان‌طور که گفته شد با بهبود مهارت‌های ارتباطی ، یعنی مهارت گویندگی، شنوندگی و استفاده از زبان بدن، برقرای روابط اجتماعی برای کودک آسان‌تر خواهد شد. بازی‌های کلامی که تمرین‌های بسیار خوبی برای گویندگی،‌شنوندگی و خلاقیت‌اند، اغلب بدون ابزار یا با ابزاری ساده و در فضاهای گوناگون قابل اجرا هستند.

  • بازی کلمات

یک موضوع یا دسته‌بندی را مشخص کنید و کلمه‌ای مرتبط با آن را بگویید. اگر موضوع گل‌ هست، نام یک گل را بگویید. از کودک بخواهید نام گلی دیگر را بگوید که حرف اول آن، حرف آخر کلمه‌ی شما بوده است. مثلاً : – گلایل – لاله

  • بازی عبارت‌های سه کلمه‌ای

در این بازی هر کس باید عبارت‌هایی با سه کلمه بسازد که حرف اول هر سه کلمه یکسان باشد. برای مثال: «زنبور زرد زورگو»، نفر بعدی باید با حرف دیگری ترکیب سه‌تایی بسازد. در این بازی نباید از حروف تکراری استفاده کرد.

  • قصه‌سازی با اشیا

اشیایی مثل اسباب‌بازی، توپ، وسائل آشپزخانه، لوازم‌التحریر و هر وسیله‌ی دیگری که در اطراف‌تان هست را به کودک نشان دهید. از بخواهید قصه‌ای بسازند که در آن‌ از این اشیا استفاده شده باشد. برای متنوع شدن این بازی می‌توانید به جای خود وسائل تصویر آن‌ها را به کودک نشان دهید.
انتخاب از میان بازی‌های متعدد به ویژگی‌های کودک و شناخت والدین از او برمی‌گردد. پدر ومادرها می‌توانند بازی‌های مناسب فرزندشان را بسازند.
 

بازی با کودک
  • داستان‌گویی گروهی

در این بازی نفر اول داستانی را با گفتن یک جمله آغاز می‌کند. مثلاً می‌گوید: «روزی روزگاری موشی در یک آشپزخانه زندگی می‌کرد…». نفر بعدی جمله‌ی دیگری اضافه می‌کند تا داستان پیش برود: « و آن موش عاشق خوردن کلم‌ها بود…». این روند ادامه‌ پیدا می‌کند تا همه به این نتیجه برسند که داستان کامل شده است.

هنگام بازی کردن با کودکان، به ويژه کودکان خجالتی، باید به چند نکته توجه کرد:

  • از بازی‌های رقابتی بپرهیزید.
  • ابتدا سراغ بازی‌هایی بروید که کودک در انجام آن‌ها تواناست.
  • بازی باید شاد و مفرح باشد و کودک نباید از جنبه‌های آموزشی بازی آگاه شود.
  • بازی‌های کودکانه دستورالعمل‌های ثابتی ندارند و در موقعیت‌های گوناگون و با توجه به خواست کودک مسیر بازی می‌تواند تغییر کند.

اخبار بد چه آسیبی به روان کودکان می‌زند؟

اخبار بد چه آسیبی به روان کودکان می‌زند؟

اخبار بد چه آسیبی به روان کودکان می‌زند؟

«اختلالات اضطرابی از پیامدهای مواجهه کودکان با اخبار بد و ناگوار است.»
رزیتا داوری آشتیانی فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان با بیان اینکه کودکان نسبت به بزرگسالان بیشتر در معرض آسیب های روانی قرار می گیرند، گفت:« با توجه به اینکه کودکان از لحاظ رشد شناختی کاملا تکامل نیافته اند، نمی توانند اخبار را درست تحلیل و تفسیر کنند. در بسیاری از مواقع فکر کودکان در مواجهه با اخبار زلزله، سیل، جنگ و مسائلی از این قبیل تا مدتها مشغول می شود.»
این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، اختلالات اضطرابی را از پیامدهای مواجهه کودکان با اخبار ناگوار عنوان کرد و به مهر گفت:« کودکانی که زمینه مشکلات اضطرابی دارند، در مواجهه با این اخبار بیشتر در معرض آسیب قرار می گیرند. بسیاری از خانواده ها بدون توجه به حضور کودکان اخبار اضطراب آوری همچون سیل، زلزله، آلودگی هوا و جنگ را مشاهده و تفسیر می کنند. همچنین والدین باید مراقب باشند کودکان در معرض اخباری که محتوای خشن دارد قرار نگیرند و در همین راستا بر فعالیت کودکانشان در اینترنت نظارت داشته باشند.» بیشتر بخوانید  چرا کودکان افسرده می شوند؟ 
 

داوری با اشاره به اینکه سلامت روان بسیاری از کودکانی که تصاویر جنایات گروه های تروریستی همچون داعش را اتفاقی مشاهده کرده اند، تا مدت ها دچار چالش شده است، گفت: «در مواردی مشاهده شده که کودک بر اثر این اتفاق از رفتن به مدرسه امتناع کرده و حتی در تغذیه و خواب دچار اختلال شده است. شنیدن اخبار ناگوار و اضطراب آور، مسائلی همچون اضطراب جدایی و افت تحصیلی را برای کودکان به دنبال دارد.اگر کودکی از رفتن به مدرسه امتناع می کند، شب ها به خواب نمی رود، در خواب کابوس می بیند، حاضر نیست تنها در اتاقش بخوابد و یا اینکه دچار علائم جسمی همچون دل درد، حالت تهوع و سر درد شده است، ممکن است بر اثر شنیدن اخبار اضطراب آور دچار آسیب شده باشد.»

چرا کودکان با شخصیت‌های خیالی حرف می‌زنند؟

چرا کودکان با شخصیت‌های خیالی حرف می‌زنند؟

چرا کودکان با شخصیت‌های خیالی حرف می‌زنند؟

یکی از موضوعاتی که بین کودکان و برخی بزرگ‌سالان به‌طور مشترک دیده می‌شود، وجود و حضور شخصیت‌های خیالی و دوستانی غیرواقعی در دنیای ذهنی آن‌ها است. به اعتقاد روان شناسان، داشتن دوستان تخیلی و گفتگو با موجودات غیرواقعی برای کودکان امری غیرعادی نبوده و به رشد توانایی‌های روحی و روانی آن‌ها کمک کرده و باعث بهبود فراگیری مهارت‌های آن‌ها می‌شود.
به گزارش سیناپرس، کودکان دارای قدرت تخیل زیادی هستند و در دنیایی کاملاً متفاوت با افراد بالغ زندگی می‌کنند. باید در نظر داشت که نشانه‌های رفتاری و شخصیتی در کودکان و بزرگ‌سالان متفاوت بوده و نباید به‌طور یکسانی به آن نگاه شود.در حقیقت برخی کودکان و گروه معدودی از بزرگ‌سالان با فردی که حضور واقعی ندارد، گفتگو کرده و این‌طور به نظر می‌رسد که گویی این افراد با یک روح یا شخصیت ماورایی حرف می‌زنند. بیشتر بخوانید حرف نزدن کودک خردسال خود را جدی بگیرید
 

دوستان خیالی به بچه ها کمک می کنند

از منظر تخصصی، داشتن دوستان خیالی می‌تواند به کودکانمان کمک کند تا از دنیای بزرگسالان الهام گرفته، خود را در موقعیت‌های متفاوت دیده و در مورد حالات عاطفی و روحی دیگران فکر کنند. این پدیده همچنین به بچه‌ها اجازه می‌دهند مهارت‌های زبانی و داستان‌نویسی خود را تقویت کنند.باید توجه داشت که صحبت با موجودات خیالی و دوستان ذهنی، برای کودکان غیرعادی نبوده و امروزه دوستان خیالی به‌عنوان بخشی کاملاً طبیعی و حتی مفید از روان‌شناسی کودکی شناخته می‌شوند. به گفته روان شناسان، تقریباً نیمی از بچه‌ها دارای حداقل یک دوست تخیلی هستند و این موضوع به‌هیچ‌عنوان نباید باعث نگرانی والدین آن‌ها شود.از منظر تخصصی، داشتن دوستان خیالی می‌تواند به کودکانمان کمک کند تا از دنیای بزرگ‌سالان الهام گرفته، خود را در موقعیت‌های متفاوت دیده و در مورد حالات عاطفی و روحی دیگران فکر کنند.

چه مشکلات روانی کودکان را تهدید می‌کند؟

چه مشکلات روانی کودکان را تهدید می‌کند؟

چه مشکلات روانی کودکان را تهدید می‌کند؟

«اگر به رفتار‌های فرد در دوره‌های مختلف رشدی توجه نشود، او دچار مشکل می‌شود.»
پریسا فرنودیان روانشناس و مشاور با بیان این مطلب درباره امشکلات روانی شایع در کودکان، گفت:« امروزه دوره‌های مختلف سنی طبقه بندی شده و به مسائل رشدی و طبیعی به صورت جداگانه پرداخته شده است. کودکی، نوجوانی، جوانی، میانسالی و دوره پیری طبقه بندی دوره‌های مختلف سنی هستند و زمانی که از اختلال‌های دوران مختلف سنی صحبت می‌کنیم منظور عوامل فردی، اجتماعی و هیجانی است که عملکرد فرد را دچار مشکل می‌کند.» بیشتر بخوانید نقش پدر در سلامت روان فرزند
این روانشناس با بیان اینکه کودکان در دوران خردسالی مستعد اختلال اضطراب جدایی هستند و برخی از کودکان در خواب خود دچار مشکل می‌شوند و کابوس می‌بینند، به بیا نی نی گفت: «اختلالات وخیم تری مانند اوتیسم نیز در این دوره سنی به وجود می‌آید که اغلب کودکان پیش از مدرسه به آن مبتلا می‌شود. اختلالات ارتباطی، یادگیری، افسردگی و پرخاشگری از جمله اختلالاتی هستند که در دوران مدرسه کودک را تهدید می‌کنند، برخی از کودکان در دوران مدرسه به اختلال بیش فعالی (ADHD) مبتلا می‌شوند که آمار آن رو به افزایش است.» بیشتر بخوانید  ۶ تاثیر بازی کردن بر سلامت روان و شخصیت کودکان
 

فرنودیان در ادامه گفت:« ابتلای افراد به اختلالات مذکور در سن زیر ۱۸ سال در کشورمان بسیار مشاهده می‌شود و گاهی والدین اطلاعات زیادی در این خصوص ندارند، به همین دلیل با رفتار‌های نادرست مشکلات بیشتری برای فرزندشان ایجاد می‌کنند. هنگامی که کودکی لجبازی می‌کند، اگر والدین به شیوه‌ای صحیح به رفتار‌های او پاسخ ندهند، علائم این رفتار پیشرفت می‌کند و در دوره‌های سنی بالاتر به اختلالات دیگری تبدیل می‌شود.والدین باید نسبت به رفتار‌های فرزندشان در دوره‌های مختلف سنی توجه کنند و حساس باشند و از ایجاد و پیشرفت انواع اختلالات روانی در او جلوگیری کنند.»

چگونگی رفتار با کودکان داغ دیده

چگونگی رفتار با کودکان داغ دیده

بیا نی نی/ یکی از مهم‌ترین موضوع‌های داغدیدگی کودکان، از دست دادن عزیزان است و در سنین ۷ تا ۱۲ سالگی کودکان متوجه واقعیت مرگ می‌شوند.

از دست دادن عزیزان، یکی از مهم‌ترین موضوع‌های سوگ یا داغدیدگی کودکان است که اگرچه قبل از ۶ ماهگی آن‌ها خود را نشان نمی‌دهد،  اما با بالا رفتن سنین کودکان بروز می‌کند تا جایی که آن‌ها  در سنین ۷ تا ۱۲ سالگی، متوجه واقعیت مرگ می‌شوند و به تدریج، آن را به عنوان پدیده‌ای اجتناب ناپذیر و همه گیر می‌پذیرند.

کودکان در این رده سنی متوجه می‌شوند که افراد مرده توانایی نفس کشیدن، حرکت کردن و گوش دادن ندارند و احساسات خود را  کمتردر مورد فردی که فوت کرده، بیان می‌کنند.

از دست دادن عزیزان و سوگ آن‌ها می‌تواند روی کودکان تاثیراتی گذارد و آسیب‌هایی را به همراه داشته باشد که در این گزارش، به برخی از زوایای آن می‌پردازیم.

فربد مفیدی، روانشناس کودک، درباره با تاثیر مرگ عزیزان بر روی کودکان، اظهار کرد: ازدست عزیزان می‌تواند با طیف بزرگی از آسیب‌ها روی کودکان همراه باشد که از جمله می‌توان به آسیب‌های جدی که می‌تواند روی کودک تاثیر بگذارد و ماندگار باشد و سال‌ها در ذهن او باقی بماند و آسیب‌های خفیف‌تر و کوتاه مدت اشاره کرد که بستگی به سن کودک، نوع رابطه وی با والدین و نحوه برخورد‌هایی دارد که بعد از مرگ عزیزان ممکن است برای او اتفاق بیفتد.

وی بیان کرد: این که چه مدت طول خواهد کشید تا کودک با شرایط ازدست دادن عزیزانش وفق پیدا کند بستگی به برخورد او با این موضوع، چگونگی برخورد اطرافیان، مدیریت پس از وقوع این حادثه و میزان سن کودک و  ارتباط وی با عزیز از دست رفته اش دارد که همگی این موارد می‌توانند در میزان کنار آمدن کودک با این بحران تاثیر بگذارند.

این روانشناس کودک تصریح کرد: امکان دارد آسیب‌های پس از مرگ عزیزان در کودکان ۴ تا ۱۰ ساله در مدت ۳ الی ۴ ماه کاهش پیدا کند و یا برطرف شود. امّا اگر شدت این آسیب‌ها زیاد باشد این شرایط تا مدت‌ها برای کودک حل شدنی نیست و برای همیشه در ذهن کودک باقی می‌ماند.

مفیدی گفت: پس از وقوع مرگ عزیزان، باید بررسی کرد که کودک چه مراحلی را طی می‌کند که در این میان، کودکان به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند. دسته اول؛ کودکان خردسال ۱ تا ۳ ساله که هنوز به سطح شناختی کافی نرسیده اند، توانایی زبانی بالایی ندارند و ممکن است این مسئله را درک نکنند و آسیب کمتری از خود نشان دهند.

وی ادامه داد: دسته دوم؛ کودکان ۴ سال به بالا هستند که ممکن است این کودکان، فقدان یک عزیز مانند پدر یا مادر را کاملا درک کنند و واکنش‌های خاصی به این بحران نشان دهند و آسیب جدی ببینند.

این روانشناس کودک بیان کرد: کودکانی که از دست دادن عزیزان خود را درک می‌کنند، ممکن است واکنش سوگ در آن‌ها به شکل واقعی خود را نشان دهد. به طوری که کودک مانند یک فرد بزرگسال، سوگواری، گریه و ابراز دلتنگی کند و با این واقعه روبرو شود که این می‌تواند نشانه خوبی باشد. زیرا کودکی که به شکل صحیح سوگواری می‌کند، با مدیریت خوب اطرافیان می‌تواند، پس از گذشت ۵-۶ ماه با این مسئله کنار بیاید و به شرایط عادی خود بازگردد.

مفیدی تاکید کرد: اغلب کودکان نمی‌توانند سوگواری را به راحتی انجام دهند چرا که در ابتدا، واکنشی خنثی و بی تفاوت گونه به فقدان عزیزان خود نشان می‌دهند و در یک سکوت عمیقی به سر می‌برند و خود را مشغول بازی و سرگرمی می‌کنند که این می‌تواند نشانه خطرناکی باشد و نشان دهد که کودک، مرحله انکار را طی می‌کند و هضم سوگ وارد شده برای او دشوار است و غم خود را درون ریزی می‌کند.

وی خاطرنشان کرد: برخی از کودکان، علاوه بر برون ریزی نکردن و انکار احساسات خود، ممکن است رفتار‌هایی مانند پرخاشگری، تشدید لجبازی و علائم اضطرابی، مشکلات خواب و تمرکز کردن را از خود بروز دهند و در مقابل، برخی دیگر هم ممکن است مشکلاتی را در سازگاری با سایر هم سن و سالان و اطرافیان خود نشان دهند و هیچ چیزی را درمورد عزیز از دست رفته شان مطرح نکنند که این دسته از کودکان، جزء افرادی هستند که سوگ عزیزانشان هیچ زمانی از ذهن آن‌ها پاک نمی‌شود و تا مدت‌ها با این بحران زندگی می‌کنند.

این روانشناس کودک با اشاره به رفتار اطرافیان در قبال کودکی که فقدان یکی از عزیزان خود را درک کرده و احساساتش را بروز نمی‌دهد، اظهار کرد: اطرافیان کودک باید یک سوگواری طبیعی را در برابر او انجام دهند و به گونه‌ای رفتار نکنند که هیچ اتفاقی نیفتاده است و به او پاسخ‌های متقاعد دهنده‌ای دهند چرا که برای  کودک ۵-۶ ساله که چنین اتفاق‌های تلخی را درک می‌کند، انکار کردن واقعه و عقب انداختن اعلام خبر به هیچ عنوان کار درستی نیست.

مفیدی بیان کرد: سوگواری و یادآوری بیش از حد، کودک را به طور دائم سر مزار عزیزان از دست رفته بردن و زیاده روی در مرور خاطرات، حال کودک را بدتر می‌کند. بنابراین، اطرافیان باید ناراحتی خود را به میزان متعادلی برای کودکی که توانایی سوگواری ندارد، مطرح کنند. ضمن این که به زبان ساده، کودک را متوجه کنند که این اتفاق‌های تلخ برای همه رخ می‌دهد و عزیز ازدست رفته، از این دنیا به دنیای بهتری نقل مکان کرده و در آن جا شاد است چرا که آن‌ها با این کار به کودک کمک می‌کنند هم سوگواری کند و هم احساسات خود را بروز دهد.

وی تصریح کرد: اطرافیان باید به تدریج، برنامه‌های روزمره زندگی کودک را به شرایط عادی بازگردانند. به طور مثال؛ اگر کودک به مدرسه می‌رود، پس از گذشت چند روز از واقعه، با همراهی یکی از بازماندگانش که با او ارتباط نزدیک تری دارد به مدرسه برود و همچنین، یکی از نزدیکان کودک به عنوان فرد جایگزین انتخاب شود تا کودک بتواند رابطه عمیق عاطفی با او برقرار کند. به طور مثال؛ اگر کودک، پدر خود را ازدست داده است، علاوه بر مادر که نقش حمایتی و عاطفی جدی را برای او ایفا می‌کند، بهتر است پدربزرگ، دایی یا عموی کودک ارتباط قوی و نزدیکی با او برقرار کنند و نقش یک حمایت گر خوبی برای او داشته باشند.

چگونه فرزند خود را درست تربیت کنیم؟

چگونه فرزند خود را درست تربیت کنیم؟

بیا نی نی/ یک روانشناس گفت: امروزه نوع تربیت و مدت زمانی که والدین صرف رسیدگی به مسائل و مشکلات کودکان خود می‌کنند، نسبت به دهه‌های اخیر متفاوت شده است.
مرجان کربلایی‌ روانشناس و درمانگر کودک و نوجوان، درباره روش‌های مناسب تربیت فرزندان، اظهار کرد: از زمانی که شما زوج عزیز تصمیم به فرزندآوری می‌کنید، مسئولیت بلندمدت، سنگین و شیرینی به اسم تربیت فرزند را برای خود به ارمغان می‌آورید.

این روانشناس بیان کرد: امروزه نوع تربیت و مدت زمانی که والدین صرف رسیدگی به مسائل و مشکلات کودکان خود می‌کنند، آشکارا نسبت به دهه‌های اخیر متفاوت شده است. شما درگیر‌ی‌های ذهنی روزمره‌ای دارید، از جمله اینکه چگونه با فرزندم رفتار کنم تا عصبی نشود؟ چگونه او را تربیت کنم تا در آینده شخص مفیدی واقع شود؟، ممکن است گاهی احساس یک تازه کار را داشته باشید و در حل مسائل سردرگم شوید.

وی با بیان اینکه کودکان و والدینی که از هر نظر کامل باشند وجود ندارند، افزود: پس باید بپذیرید که کودک شما هم مثل هر کودک دیگری کامل نیست و قطعاً در مسیر تربیت با مشکلاتی روبرو خواهید شد. باید بدانید و آگاه باشید که کودک شما دارای یک سری تفاوت‌های فردی است، یعنی شخصیت و خصوصیات او منحصر به فرد است، پس اصلا جایز نیست رفتار و حتی شخصیت کودک خود را با بقیه کودکان و حتی خواهر-برادر دوقلواش مقایسه کنید‌.

کربلایی با بیان اینکه در تربیت کودک خود سبک فرزندپروری مهربان و قاطع را انتخاب کنید، گفت: والدین محکم و قاطع و در عین حال مهربان قبل از انجام هر عملی، به عقب گام بر می‌دارند و همه چیز را در نظر می‌گیرند و فکر می‌کنند. این والدین به گونه و با روشی رفتار می‌کنند، تا آنچه را که می‌خواهند انجام دهند به فرزندشان نشان دهند.

این روانشناس ادامه داد: این دسته از والدین به جای سرزنش کردن و غر زدن به دنبال راه حل هستند و درک می‌کنند که اولین کسی که باید تغییر کند، من والد هستم. در واقع انگشت اشاره را از رو کودک برمی‌دارند. وقتی تغییر در والد صورت گیرد، حتی در کوچکترین مسائل، آنگاه شاهد اثرات مثبت رفتاری بچه‌ها خواهید شد.

وی با اشاره به اینکه اگر این گونه سبک را انتخاب کرده‌اید، شما در حال پرورش کودک سالم هستید، تصریح کرد: پرورش فرزند به شکل قاطع و مهربان گام به گام رخ می‌دهد. توانایی‌های خود و خانواده را در نظر بگیرید، سپس موقعیت‌های که دوست دارید را بهبود ببخشید، تمرکز کنید و در هر زمان مشخص روی یکی از آن‌ها کار کنید.

کربلایی بیان کرد: زمانی که بر تغییر رفتارتان متمرکز می‌شوید، در می‌یابید که حرف و عملتان باید یکی باشد و باید تصمیم خود را دنبال کنید. وقتی به جای حرف زدن عمل کنید، کمتر با کودک خود درگیری لفظی پیدا خواهید کرد و از گزافه‌گویی جلوگیری خواهد شد و دیگر احتیاج به بکن، نکن‌های معروف نخواهید داشت.

این روانشناس اضافه کرد: اگر فریاد بزنید، سرزنش، تهدید و سخنرانی کنید، رفتار محترمانه‌ای نداشته‌اید، اما اگر عمل کنید، قاطع و مهربان باشید بعد از گذشت دو هفته از رفتار کودک خود متعجب خواهید شد. سعی کنید که شنونده فعال باشید؛ در ارتباط با کودک خود به صحبت‌های او کاملاً گوش دهید. شنونده فعال یعنی وقتی کودک در حال صحبت کردن است، کنار او بنشینید، بدون قضاوت و نصیحت کاملا به صحبت‌های او گوش دهید و در حین گوش دادن احساسات او را نیز درک کنید.

وی با بیان اینکه در مورد بچه‌های کوچک تر قدتان را با کودک تنظیم کنید، گفت: صورتش را آرام نوازش و ارتباط چشمی برقرار کنید. این عمل بر بهبود رابطه شما با فرزندتان تأثیر به سزایی خواهد گذاشت. حتماً برای بازی با کودک خود وقت تعیین کنید و برای او زمان کافی بگذارید. این وقت بازی می‌تواند مثلا: روزی ۳۰ دقیقه، سر ساعت مشخص که والدین هیچ کاری ندارند صورت گیرد.

کربلایی بیان کرد: در بازی به هیچ عنوان از دستور استفاده نکنید و فقط در این زمان با کودک نهایت لذت را ببرید. بازی باعث افزایش اعتماد به نفس، تخلیه انرژی، یادگیری مهارت‌های زندگی در کودک خواهد شد و همچنین روابط والد-کودک را بهبود می‌بخشد.

این روانشناس با اشاره به اینکه وقت گذاشتن یعنی توجه کامل و متمرکز بودن یعنی اینکه شما تمام توجه خود را بر روی کودک متمرکز کنید، افزود: اکثر نوزادان از این نظر کمبودی ندارند. غذا دادن و عوض کردن پوشک بچه به تنهایی باعث می‌شود تا ساعت‌ها به او توجه کنید. علاوه بر مراقبت مادر، پدر نیز وقتی خانه است کمک می‌کند و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها و سایر بستگان خانواده هم ممکن است کمک کنند.

وی ادامه داد: همچنان که کودک رشد می‌کند وقت گذاشتن برای او دشوارتر می‌شود. تماس فیزیکی، تعریف و تمجید از کودک آسان‌تر از وقت گذاشتن برای او است. تعداد کمی از ما وقت کافی داریم تا هر کاری که دوست داریم و لازم است انجام بدهیم. با بزرگتر شدن کودکان و نزدیک شدن به دوران نوجوانی، اغلب آن‌ها درست زمانی به ما نیاز دارند که خسته و کوفته‌ایم، عجله داریم، یا از نظر عاطفی خلق مان تنگ شده است.

کربلایی با تأکید بر اینکه اگر نمی‌توانید کاری را عملی کنید، قول انجام آن کار را به کودک خود ندهید، افزود: مثلاً به جای اینکه به او بگویید این ماشین اسباب بازی(گران قیمت) را برایت می‌خرم و بعد متوجه می‌شوید که پول کافی برای خریداری آن را ندارید، اول مبلغ دارایی خود را چک کنید و بعد سخن بگویید.

این روانشناس خاطرنشان کرد: در صورت عملی نکردن صحبت‌های خود کودک اعتماد لازم را به شما از دست خواهد داد و شما را به عنوان مادر یا پدر دروغگو تلقی خواهد کرد و روابط عاطفی بین شما متزلزل خواهد شد.


بیشتر بخوانید 

  • چگونه کودک را با بُرد و باخت آشنا کنیم؟
  • نکات مهمی که برای تربیت فرزند اول باید بدانید
  • چند راهکار ویژه برای بهتر تحسین کردن فرزندان

انتهای پیام/