مادر کافی یا کامل، کدام بهتر است؟

مادر کافی یا کامل، کدام بهتر است؟

در این ویدئو به این سوال پاسخ داده می‌شود که مادر کافی کیست و چرا مادر بهتری نسبت به مادر کامل است؟

 

سوال : مادر کافی کیست و چرا مادر بهتری نسبت به مادر کامل است؟

پاسخ : گاهی اوقات مادران احساس میکنند به اندازه کافی نیستند و همیشه یک عذاب وجدانی دارند، در صورتی که وقتی به زندگیشان نگاه میکنیم به اندازه کافی از کودکشان مراقبت میکنند یعنی به اندازه کافی به غذا و رشد و … کودک توجه میکنند.
مادرانی که فکر میکنند کافی نیستند دو دسته هستند، بعضی از مادران وسواس دارند و سختگیرانه نگهداری میکنند و بیش از اندازه از بچه ها حمایت میکنند که باعث میشوند بچه ها نه تنها به صورت مناسب رشد نکنند بلکه اضطراب بیشتری را تجربه کنند. بعضی از مادران هم افسردگی دارند و چون به اندازه کافی از بچه ها حمایت نمیکنند ممکن است دچار عذاب وجدان زیادی شوند.
اگر من به عنوان یک مادر سلامت روان داشته باشم، افسرده و مضطرب و وسواسی و … نباشم میتوانم یک مادر کافی باشم. مادران کافی در مواردی که بچه ها صدایشان میکنند به موقع پاسخ میدهند، نیازهای اولیه بچه مثل تغذیه و پوشاک را به موقع پاسخگو هستند. مادران کافی همشه به اندازه بچه ها را در آغوش میگیرند و میبوسند.
سعی کنید مادر کافی باشید نه مادر بیش از اندازه و نه مادری که هیچوقت کافی نیست.

مقایسه مادر کافی و مادر کامل

ویژگی های مادر کامل و مادر کافی:

مادر کامل

  • هر لحظه از کودکش مراقبت می کند.
  • حتی یک لحظه از او غافل نمی شود.
  • خود را وقف کودک می کند و در سخت ترین لحظه زندگیش نیز خواسته های کودک را در اولویت قرار می دهد.
  • قبل از آنکه فرزند خواسته ای داشته باشد، آن را برآورده می کند.
  • اجازه نمی دهد کودک از خودش دفاع کند و مشکلاتش را همیشه سریع رفع می کند.
  • کودک به شدت به والدین وابسته است.
  • کودک فرصتی برای شناخت و کشف به تنهایی ندارد.
  • بدون مادر احساس تنهایی و خطر می کند و احساس می کند نمی تواند با خطر روبه رو شود.
  • مادر کامل، همزمان نقش پلیس، معلم، آشپز، قاضی، راننده و ارائه دهنده خدمات را بازی می کند.
  • مادر هیچ وقت احساس آرامش ندارد و عملا فشار زیادی برای مراقبت از کودک و ایده آل بودن روی او وجود دارد.

مادر کافی یا کامل

مادر کافی

  • کودکش را بی قید و شرط دوست دارد.
  • او را تشویق می کند، اما به موقع بی توجهی می کند و خواسته های فرزندش را نادیده می گیرد.
  • به خود و همسرش توجه دارد.
  • برای تفریح و شادی کل خانواده برنامه ریزی می کند.
  • زمانی را به تفریح خود اختصاص می دهد.
  • به کودک کمک می کند که مشکلاتش را بشناسد و خودش آنها را حل کند.
  • مادر حضور دارد، اما حضورش به قدری پررنگ و مداخله گر نیست که کودک احساس ناکامی کند و فرصتی برای خلاقیت نداشته باشد.
  • حضور امنش به کودک شجاعت رویارویی با خطر را می دهد.
  • مادر کافی نقش ناظر را دارد و از امنیت محیط برای کودک اطمینان حاصل می کند

یک مادر کافی همچنان به نیازهای فرزندانش توجه دارد. اما با پایین تر آوردن استاندارهای فرزندپروری، کودک باید مهارت های خود را سازگار کرده و توسعه دهد تا از پس ناامیدی هایش برآید. البته، این بدان معنا نیست که با شروع دبستان کودک را در جاده زندگی پیاده کنیم و برای او آرزوی موفقیت کنیم.

نه، هنوز هم باید از فرزند مراقبت کرد. این بدان معناست که فضا و انعطاف پذیری کافی برای بروز اشتباهات و محدودیت های واقعی در زندگی و توانایی های فرزندپروری وجود دارد.

چطور می توان مادر کافی بود؟

این چند نکته را فراموش نکنید:

  • خودتان را دوست داشته باشید و قبول داشته باشید.
  • به خودتان استراحت بدهید. اگر روز بدی داشته اید، نفسی بگیرید. پخش یک قسمت دیگر از کارتون محبوب کودک یا سفارش دادن فست فود برای شام، هیچ وقت مانعی بر سر راه رسیدن فرزندتان به دانشگاه نیست!
  • به فرزندتان اجازه ابراز نظر بدهید. شاید با نظر او موافق نباشید، اما با گوش دادن به حرف هایش و دادن فضا برای ابراز نظر، مسیر پیشرفت و اعتماد به نفس را برایش هموار می کنید.
  • نگران حرف های سایر والدین یا کارهایی که انجام می دهند، نباشید. کاری را انجام دهید که برای خانواده خودتان خوب است. خوب و کافی.
  • احساساتتان را نشان دهید، اما الگویی برای کنترل آن باشید. وقتی روز بدی داشته اید، به فرزندتان بگویید که از چیزی ناراحت هستید و امروز کمی ساکت تر خواهید بود. این روش نه تنها مدیریت سالم خلقیات را به فرزندتان نشان می دهد، بلکه به او نشان می دهد که بدخلقی شما نتیجه انجام کار بدی توسط او نیست.
  • یک زندگی شخصی جدا از فرزندتان برای خودتان درست کنید. به عبارت دیگر، تمام شادی و لذت زندگیتان را به فرزندتان محدود نکنید. او روزی بزرگ می شود و از خانه شما می رود. پس در عین اینکه در دسترس بودن برای فرزندتان اهمیت دارد، باید یک زندگی مستقل شامل دوستان، علایق و فعالیت های مورد علاقه داشته باشید.
  • به بچه نیز استراحت بدهید. او نیز کامل و ایده آل نیست. حفظ بچه در یک سطح از استاندارد بالا بیشتر از خوب بودن به او آسیب می زند.
  • بدرفتاری و آزارهای جزئی کودک را نادیده بگیرید. این کار از شکل گیری منازعه قدرت بین والدین و کودک جلوگیری می کند و به کودک فرصتی برای بهبود رفتارش می دهد.

مادر کافی مادر خوب

نتیجه گیری

  • به تعادل برسانید.
  • مادر کافی بودن خیلی پیچیده است.
  • باید عملتان تعادلی بین دو روند مهم برای توسعه شناختی سالم کودک و حتی شادی آینده او برسید.
  • در ابتدا، مادر باید به طور کامل به نیازهای نوزاد، و تمام آنها، توجه کند تا به او القا کند که جهان جای امنی است.
  • مادر باید به تدریج از کودک فاصله بگیرد تا به او این امکان را بدهد که نیازهایش بلافاصله برآورده نشود. در ابتدا این فاصله برای برآورده کردن نیازها باید کم باشد و به تدریج افزایش یابد.
  • به طور خلاصه، با تربیت فرزند به روش مادر کافی بودن، کودک به این توانایی می رسد که در دو دنیا زندگی کند: دنیای از فانتزی و جادو که در آن در ایمنی کامل است و همه نیازهایش برآورده می شود و دنیایی از واقعیت که در آن لزوما به همه آرزوهایش نمی رسد.

روش تربیتی شما چیست؟ آیا از تمام زندگی خود گذشته اید تا مادری کامل و ایده آل برای فرزندتان باشید و تمام خواسته هایش را برآورده می کنید؟ آیا از خودتان به عنوان والدین یک کودک راضی هستید؟

علت پرتاب اشیا توسط کودک

علت پرتاب اشیا توسط کودک

بیا نی نی/ امروزه نحوه ی صحیح تربیت کودکان به یک چالش اساسی و همه گیر تبدیل شده است. به طوری که اغلب والدین به دنبال روش های مناسب در برخورد با رفتار های کودکانشان هستند و یا سعی دارند که از رفتار های کودک، خواسته ها و مشکلات او را تشخیص دهند.
علت پرتاب اشیا توسط کودکان
کودکان در سنین مختلف عادات مختلفی را تجربه می کنند. رفتار هایی مانند جیغ زدن، نیشگون گرفتن اطرافیان، گاز گرفتن و پرتاب اشیا از جمله عادت هایی هستند که والدین می توانند با واکنش های مناسب آن ها را از کودک دور کنند و چیز های زیادی را به کودکان یاد دهند.
کودکان در دوره ی 18 ماهگی تا 3 سالگی پرتاب کردن اشیا را یاد می گیرند و این عمل برای آن ها لذت بخش است. در واقع این عمل آن ها یک مهارت است، مهارتی که در آن فرزند چیزی را از زمین بلند می کند، موفق به باز کردن انگشتانش می شود و با هماهنگی چشم و دستش آن را به گوشه ای پرتاب می کند. کودک با پرت کردن اشیا چیز هایی از قبیل جاذبه را کشف می کند اما آن را به صورت کلمه ی جاذبه نمی شناسد، بلکه می داند با پرتاب چیزی آن شئ بعد از مدت کوتاهی روی زمین می افتد و بالا نمی رود.
یکی دیگر از دریافت های این اتفاق آشنایی کودک با ماهیت اشیائی است که پرتاب می کند، به طور مثال متوجه می شود که وسایلی مانند اسباب بازی هایش زمانی که روی زمین می افتند صدایی تولید می کنند یا زمانی که توپ با زمین برخورد می کند دوباره به سمت بالا حرکت می کند و این اتفاق چندین بار ادامه می یابد.
برخورد با کودک در هنگام پرتاب کردن اشیا
آنچه که مشخص می باشد این است که منصرف کردن کودک در سنین پایین از پرت کردن اجسام بی‌فایده است، به جای این کار شما باید به او نشان دهید که چه چیز هایی را در چه مکان هایی می تواند پرتاب کند. این بازی برای کودکان بسیار مفید و آموزنده است، شما تنها زمانی اجازه دارید وارد عمل شوید که کودک در صدد پرتاب شئی خطرناک است که ممکن است به خود یا دیگران آسیبی وارد کند. برای جلوگیری از این کار باید از ظروف و وسایل پلاستیکی استفاده کنید و وسایل خطرناک و سنگین را از دسترس کودک خارج کنید.
باید دقت داشته باشید که در هنگام پرتاب اشیا توسط کودکتان عصبانی نشوید و واکنش سریعی از خود نشان ندهید، زیرا کودکتان به نوعی نقطه ضعف شما را می آموزد و از آن در هنگام خشمش استفاده می کند تا شما را نیز خشمگین کند. بهترین روش برای برخود با این قضیه بی اعتنا بودن به حرکات کودک است. زیرا کودک چه تنبیه شود و چه تشویق همه را با یک چشم می بیند و در هر دو حالت گمان می کند که شما در حال تشویق او هستید و آن کار را بیشتر انجام می دهد.
همانطور که گفته شد بهترین برخود با این قضیه بی اعتنایی و در صورتی که با کارش برای دیگران خطری آفرید او را تنبیه کنید، منظور از تنبیه روش های خشنونت بار نیست و فقط به منظور دادن یک وقفهٔ تربیتی به کودک است. اما به طور کل شما نمی توانید کودک را از پرتاب اشیا منصرف کنید زیرا  این بخشی از مرحله بزرگ شدن و استعداد یابی کودکتان است.
شما فقط می توانید که به فرزندتان یاد دهید که چه چیزهایی را در چه مکان هایی می تواند پرت کند. هرچه انواع و تعداد اشیائی که به کودک معرفی می کنید بیشتر باشد او زود تر می تواند خود را با این مسئله وفق دهد و زود تر از دیگر کودکان از مرحله ی پرتاب اشیا عبور خواهد کرد.
 توپی نرم برای کودک تهیه کنید تا از وسایل خطرناک استفاده نکند
آموختن اشیائی که می تواند پرت کند
آموزش به کودکان نو پا بسیار راحت تر و سریع تر از دیگر مراحل سنی صورت می گیرد، برای همین این کودک سریع‌تر یاد می‌گیرد چه چیزهایی را نباید پرتاب کند، البته برای این کار کودک باید چیز های زیادی داشته باشد تا بتواند آن ها را پرتاب کند و حتی برای این عملش نیز تشویق شود.
شما می توانید تعدادی توپ نرم و فومی برای کودک خود تهیه کنید تا در صورت برخورد با وسایل خانه هم اتفاقی رخ ندهد، و همچنین در ادامه می توانید اسباب بی خطر تر و سبک تر دیگری نیز در دسترس او قرار دهید. اینگونه بازی ها برای کودکان بسیار دوست داشتنی و سرگرم کننده است به شرطی که شما هم در کنار کودکتان به بازی مشغول شوید و او را به پرتاب کردن تشویق کنید.
پیامی که کودک باید از والدین دریافت کند این است که پرتاب کردن اشیاء مناسب در مکان و زمان مناسب اشکالی ندارد و اگر وسیله ای مانند گوشی را برای پرت کردن انتخاب کرد، به آرامی گوشی را از او بگیرید و به او یادآور شوید که گوشی برای پرت کردن مناسب نیست و به جای آن می تواند از توپ و یا دیگر وسایلی که در اختیار او گذاشته اید استفاده کند.
نحوه برخورد با کودک زمانی که با فعالیتش به دیگران آسیب می رساند
زمانی که کودک وسایل خطرناک را به دست می گیرد و به دیگران پرتاب می کند، بهترین روش بی تفاوت بودن به اوست زیرا می فهمد نمی تواند توجه شما را با این کار به خود جلب کند اما باید در نظر داشته باشید که اگر کار او به دیگران آسیبی رساند باید با او برخورد داشته باشید به این صورت که اگر برای بار دوم این کار را تکرار کرد به او بگویید که دیگران با کار او اذیت می شوند و سپس او را از آن جا دور کنید تا وقفه ای در بازی او پیش بیاید و در جایی خلوت به گفته شما فکر کند.
به یاد داشته باشید که برای کودک بهترین مدت زمان، زمانی کوتاه و حدودا یک دقیقه ای است. قاعده‌ٔ خوب یک دقیقه به ازای هر سال از سن کودک است، تا فرزندتان فراموش نکند که به چه دلیل او را از انجام کارش متوقف ساخته اید.
 بجای پرتاب کردن وسایل در حین عصبانیت کلمات مناسب به او یاد دهید
به او آموزش دهید تا به جای استفاده از وسایل از کلمات برای بیان احساساتش استفاده کند
زمانی که متوجه شدید کودکتان در زمان عصبانیت از پرتاب کردن وسایل برای ابراز احساساتش استفاده می کند، شما باید دست به کار شوید و او را تشویق کنید تا به جای انجام دادن این کار با فردی که از او عصبانی شده است صحبت کند. به این منظور به او بگویید: اگر از فلانی عصبانی هستی باید با او صحبت کنی تا اونم متوجه اشتباهش بشود و یا بگویید: هرموقع از دست کسی عصبانی شدی بیا به من بگو. ایرادی ندارد اگر گاهی اوقات با تن صدایتان او را از بعضی رفتار هایش منع کنید و احساس نارضایتی تان را به او منتقل کنید.اما فراموش نکنید که نباید هیچ گاه او را برای منع کردن از کارش کتک بزنید حتی اگر فقط زدن روی دستش باشد.
اما اگر حتی با تلاش های مداوم خود و رفتار خونسردی که از خود نشان دادید کودکتان دوباره برای ابراز خشم از پرتاب شیء به سمت دایگران استفاده کرد، شما مجبورید که مانند یک سایه تمام وقت حواستان به او باشد.

آیا سن خودکشی در ایران پایین آمده است؟

آیا سن خودکشی در ایران پایین آمده است؟

شرق/ ماه میلادی که آن را پشت‌سر گذاشتیم، چندسالی است که به آگاهی‌رسانی درباره اختلالات روانی اختصاص داده شده است. اگرچه هنوز گفت‌وگو درباره اختلالات روان‌پزشکی در کشور ما با انواع و اقسام مقاومت‌ها روبه‌رو می‌شود اما به‌هر‌حال قدم‌های ابتدایی در این زمینه برداشته شده است. سال 99 به طرز عجیبی پر از اخبار مرتبط با خودکشی کودکان و نوجوانان بود. بر اساس آخرین پژوهش‌های انجام‌شده، ۲۵۰ خودکشی از سوی کودکان تنها در ۱۰ سال گذشته در ایران رسانه‌ای شده است اما این رقم در سال 99 به نوعی دیگر توجهات را جلب کرد. آن هم در‌حالی‌که متخصصان معتقدند پدیده خودکشی زمانی که از سوی کودکان و نوجوانان انجام می‌شود، تبعات جدی‌تری برای جامعه به همراه دارد. خودکشی هم‌زمان چهار دختر در شهرستان بابل، خودکشی پسر 18ساله پس از شنیدن نتیجه کنکور، خودکشی محمد 11ساله در یکی از روستاهای استان هرمزگان که دو ماه بعد جنازه برادرش هم در آب‌ها پیدا شد، خودکشی دختر 15ساله در رامهرمز، خودکشی پسر 12ساله در سعادت‌آباد تهران، خودکشی دختر 15ساله در مشهد و… اینها تنها تعدادی از برجسته‌ترین اخباری است که در سال 99 و درباره خودکشی کودکان و نوجوانان در سراسر ایران رسانه‌ای شد و سپس سازمان‌های کشور هم خبر رسمی را تأیید کردند.
به همین دلیل هم شاید بهتر باشد حالا که قرار است قدم‌های نخست در زمینه آگاهی‌رسانی درباره اختلالات روانی را برداریم، با این پدیده در حوزه کودک و نوجوان شروع کنیم؛ آن‌هم به چند دلیل. نخست اینکه، اختلالات روان‌پزشکی مرتبط با کودکان در صورت درمان‌نشدن می‌تواند تا همیشه ادامه‌دار باشد و حتی در بزرگسالی تشدید شود. از سوی دیگر، اخبار مرتبط با اقدام به خودکشی از سوی کودکان، تأثیر منفی بیشتری بر احساسات عمومی جامعه می‌گذارد و در‌نهایت، آغاز روند درمان این بیماری‌ها در کودکان می‌تواند مانع بسیاری از حوادث تلخ در آینده شود.

بروز اختلالات روانی در کودکی نشان از ژنتیک دارد
«محمدرضا کاظمی»، فوق‌تخصص اعصاب و روان و روان‌پزشک کودکان و نوجوانان معتقد است هنوز آحاد جامعه از اختلالات روان‌پزشکی مرتبط با کودک و نوجوان آگاه نیستند. از نظر او بسیاری از اختلالات روانی بین کودکان و بزرگسالان مشترک است، بخشی از آنها در کودکی بروز پیدا می‌کند و بخشی دیگر تنها مربوط به دوران کودکی است که باید با انواع آنها آشنا شد: «مثلا اختلالات مرتبط با تکلم یا مشکلات مرتبط با مهارت‌های حرکتی و مهارت‌های عصبی-عضلانی، اختلال درخودماندگی که با عنوان طیف اوتیسم آن را می‌شناسیم، نقص توجه یا بیش‌فعالی، اضطراب جدایی، اختلالات خلقی مثل افسردگی، اختلالات اضطرابی مثل وسواس. همه اینها امکان دارد علائم اختلالات روانی باشد و تا بزرگسالی ادامه یابد. همه اینها می‌توانند در بزرگسالی شروع شوند و همچنین می‌توانند از کودکی یا نوجوانی آغاز شوند. نکته مهم اینکه بروز این علائم در کودکی نشان از رشته‌های ژنتیکی دارد که لزوم توجه بیشتر اطرافیان را می‌طلبد». حتی افسردگی که شاید اختلالی صرفا مرتبط با بزرگسالان محسوب شود هم برای کودکان و نوجوانان قابل ابتلاست. آمار و ارقام عددهای قابل‌توجهی را ذکر می‌کنند اما در‌نهایت و از نظر این متخصص مهم این است که والدین با نحوه روبه‌روشدن با علائم این بیماری‌ها آشنا باشند: «اختلال افسردگی هم جزء مواردی است که می‌تواند شروعی در کودکی یا نوجوانی داشته باشد. در سنین پیش از دبستان، شیوعش حدود سه‌دهم درصد است. در سنین مدرسه همین شیوع به دو تا سه درصد می‌رسد و همین عدد در دوران نوجوانی به چهار تا هشت درصد خواهد رسید. در کودکی این نسبت بین دختران و پسران مساوی است اما در دوران نوجوانی دختران دو تا سه برابر بیش از پسران به افسردگی مبتلا می‌شوند. افسردگی در دوران کودکی با علائم متفاوت و غیرمعمولی از آنچه ما در دوران بزرگسالی می‌شناسیم، بروز می‌کند. مواردی مثل حس گناه، بی‌ارزشی، کم و زیاد شدن خواب، ازبین‌رفتن حس لذت، حس غمگین‌بودن و انرژی‌نداشتن. کودکان شاید نتوانند علائم درونی را مثل غم به‌خوبی ابراز کنند. اما والدین می‌توانند برخی از این موارد را حس کنند. مثلا کم و زیاد شدن خواب، اشتها یا تغییر در عملکرد تحصیلی، بی‌میلی برای بازی‌کردن، داشتن حس گناه فراوان، بی‌قراری مداوم یا کندی بسیار. نوجوان‌ها این علائم را بهتر می‌توانند ابراز یا درباره آن صحبت کنند. همه علائمی که در کودکان گفتیم، به علاوه میل رفتن به سمت مصرف مواد مخدر، ضداجتماعی‌شدن با بروز رفتارهایی همچون فرار از مدرسه هم می‌تواند در نوجوانان خود را بروز دهد و قابل شناسایی برای والدین باشد. همچنین، یک علامت بسیار مهم درباره افسردگی کودکان و به‌خصوص نوجوانان حس خشم است. باید شک کنیم که اگر یک کودک یا نوجوانی از میزان معمول بیشتر زودرنج و حساس شده و خشم از خود بروز می‌دهد، شاید به افسردگی مبتلا شده باشد».
خودکشی در میان زیر 12ساله‌ها نادر است؟
به عقیده دکتر کاظمی، اینجاست که والدین و اطرافیان هوشیار که متوجه علائم شده‌اند باید برای درمان سراغ افراد متخصص بروند و به‌طور هم‌زمان فراموش نکنند که نقش خودشان به‌عنوان والدین تا چه اندازه در روند درمان اهمیت دارد: «وقتی فردی دچار اختلالات روان‌پزشکی می‌شود، جدای از درمان‌های دارویی، نیازمند حمایت‌های خانوادگی و اجتماعی است. اختلالات روانی عموما زیستی-روانی-اجتماعی هستند. بخش زیستی، مرتبط با بدن، بخش اجتماعی، مرتبط با تجربیات زندگی و بخش اجتماعی هم درباره تجربه‌های محیطی است. مثل ازدست‌دادن شغل، عزیز یا مشکلات اقتصادی که می‌تواند زمینه‌ساز بروز بیماری باشد. پس درمان هم باید روی همین سه بخش متمرکز ‌شود. داروها روی بخش زیستی اثر می‌گذارند، روان‌درمانی تمرکز بر درمان شرایط روانی است و برای درمان اجتماعی افراد نیازمند حمایت محیطی و اجتماعی هستند. همه این موارد ذکرشده درباره بچه‌ها اهمیت بیشتری هم پیدا می‌کند. چون امکان دارد که کودک به هزاران دلیل برای درمان همکاری نکند».
نکته مهم اینکه، هرچه کودکان به سمت نوجوانی پیش می‌روند، فکر و اقدام به خودکشی می‌تواند در آنهایی که زمینه اختلالات روانی دارند، بیشتر شود، با‌این‌حال، حتی این مرحله از افسردگی هم قابل درمان است: «خودکشی جزء تصمیماتی است که عموما با اختلالات افسردگی ارتباط دارد. اگرچه درمان باعث شده این اقدامات کمتر شود. گفته می‌شود در زیر 12ساله‌ها اقدام به خودکشی کامل نادر است، چون آنها توانایی کمتری برای طراحی نقشه خودکشی دارند. اما این روزها دسترسی کودکان به مکتوبات و همچنین اینترنت، راه‌هایی را پیش‌روی آنها قرار داده و فقدان درک درست از برگشت‌ناپذیری بعد از مرگ هم مزید بر علت می‌شود. در مجموع خودکشی‌های کامل در کودکان کمتر، اقدام به خودکشی در دختران شایع‌تر از پسران اما خودکشی کامل در پسران بیش از دختران است. نکته مهم اما اینکه اگر افسردگی زود تشخیص داده شود، درمان را آغاز کرده و مراقبت‌های حمایتی والدین را به کار ببریم، می‌توان این احتمال را کاهش داد. همچنین لازم است که رسانه‌ها در انتشار و پوشش اخبار مرتبط با افسردگی درست عمل کنند و در مقابل والدین باید نسبت به این موضوع حساس باشند و از کودکان و نوجوانان خود در مقابل موج اخبار پرتنش محافظت کنند».
ثبت 250 خودکشی کودکان در 10 سال اخیر
اردیبهشت‌ماه سال گذشته بود که پزشکی قانونی استان تهران اعلام کرد، مرگ ناشی از مصرف قرص برنج در کشور افزایش یافته است. به گفته این سازمان، در سال ۱۳۹۸، 220 مورد فوت ناشی از مسمومیت با قرص برنج به مراکز پزشکی قانونی استان تهران ارجاع شده که این رقم در مقایسه با مدت مشابه سال قبل 1397، 19 درصد افزایش یافته است. همچنین، معاون پزشکی و آزمایشگاهی سازمان پزشکی قانونی کشور پیش‌تر، آمار خودکشی در سال 98 را پنج‌هزار‌و 143 نفر اعلام کرد. به گفته مسعود قادی‌پاشا، این رقم در مقایسه با سال 97 حدود 0.8 درصد رشد داشته است.
بر اساس پژوهش «انجمن دفاع از حقوق کودک»، هیچ گونه آمار رسمی و روشنی از تعداد خودکشی کودکان در کشور وجود ندارد، اما بررسی‌های این NGO از خودکشی بیش از 250 کودک طی سال‌های 90 تا 99 حکایت دارد. این در حالی است که این آمار تنها تعداد خودکشی‌هایی است که رسانه‌ای شده و عدد واقعی بیش از اینهاست. تنها آمار رسمی در دسترس مربوط به ثبت‌احوال است که می‌گوید خودکشی، پنجمین دلیل مرگ‌ومیر نوجوانان و جوانان در کشور به حساب می‌آید. در واقع 3.89 درصد مرگ در این سن، به دلیل خودکشی است. بر اساس همین پژوهش، 48 درصد از خودکشی‌های رسانه‌ای‌شده طی این 10 سال مربوط به پسران و 52 درصد هم مربوط به دختران بوده است. 45 درصد از خودکشی‌ها مربوط به بازه سنی 9 تا 14 سال و 55 درصد دیگر مربوط به بازه سنی 15 تا 18 سال بوده است. علل این خودکشی‌ها هم به نوبه خود قابل‌توجه است. فقر هشت درصد، مشکلات آموزشی 26 درصد، درگیری با خانواده 28 درصد، روابط عاطفی پنج درصد، تجاوز هشت درصد، تحت تأثیر فیلم و ویدئو پنج درصد و همچنین 20 درصد از خودکشی‌ها به خاطر ازدواج اجباری بوده است. همچنین شهرهای تهران، اصفهان و همدان بیشترین آمار خودکشی را داشته‌اند.
خودکشی پدیده‌ای بین‌المللی است که ایران هم از آن رنج می‌برد. درمانش اما تنها به دست متخصصانی ممکن است که دانش و تجربه برخورد با این موضوعات را داشته باشند. در غیر این صورت، روزها و هفته‌ها می‌گذرند و باز هم باید شاهد جان‌های جوانی باشیم که فرصت زیادی برای زندگی‌کردن داشته‌اند، اما خودشان به زندگی خود پایان داده‌اند.
نویسنده؟: نیلوفر حامدی

آنالیز روان‌شناسی نقاشی دختری 8 ساله

آنالیز روان‌شناسی نقاشی دختری 8 ساله

خراسان/ رنگ‌ها و توزیع آن‌ها و همچنین انتخاب نمادها و چگونگی چینش آن‌ها توسط کودک در صفحه نقاشی راهنماهای خوبی هستند تا دریابیم درون ذهن و دل او در لحظه شروع و خاتمه نقاشی چه می‌گذشته است. نقاشی کودکان حاوی اطلاعات روان‌شناختی زیادی است که البته مطلق هم نیست و نباید تصور کرد گویای تمام زوایای شخصیت یک کودک است. 

 
  
آنالیز روان‌ شناسانه نقاشی مهنیا خانم ۸ ساله
1- ماهی یکی از المان‌هایی است که در نقاشی بعضی از کودکان دیده می‌شود و احساس راحتی و آرامش کودک در زندگی را متجلی می‌سازد.
2- همان‌طور که بارها گفته شده، خورشید نماد پدر و قبل از هرچیز مبین اقتدار و خلاقیت مرد در خانه است. در این‌ که مهنیا جان، پدرش را دوست دارد شکی نیست اما از ترسیم خورشید در سمت چپ صفحه، می توان این ‌طور برداشت کرد که مادر به منزله منبع اقتدار در خانه تلقی می‌شود.
3- ابر هم که در این نقاشی دیده می‌شود، نماد مادر است. هما‌ن ‌طور که مشاهده می‌کنید، آبی بیشترین رنگی است که در این نقاشی دیده می‌شود که معرف حمایتی سحرآمیز است که می‌توان در پناه آن به آرامش دست یافت. مهنیاجان، مادر عزیزش را خیلی دوست دارد .
4- خانه، معرف پناهگاهی مطبوع برای کودک است و ترسیم خانه در نقاشی، معرف کودکی است که برای اثبات خویشتن تلاش می‌کند. کشیدن دریچه‌های خانه، پنجره‌ها و در، نشان‌دهنده دریافت ‌پذیری، نیاز ارتباطی، روحیه باز و تمایل به برون‌گرایی در مهنیاجان است. در ضمن، چارچوب و محیط خانه با رنگ‌های زیبا، مزین و جلوه‌گر شده است که نشان می‌دهد خانه‌تان از دیدگاه مهنیاجان، دلپذیر است.
5- دو پنجره از سه پنجره خانه در سمت چپ کشیده شده و نشان می‌دهد که روابط مهنیا با مادر بهتر است، همچنین خورشیدی که در سمت چپ ترسیم شده، این رابطه را پر اهمیت‌تر جلوه گر می‌سازد. شاید مهنیا جان فقط با مادرش زندگی می‌کند‌. حضور مادر در خانه آرامش بیشتری برای او فراهم می‌کند و همچنین دوست دارد وقت بیشتری با خاله یا دختر خاله اش باشد.
6- وسعت سقف خانه نشان دهنده آن است که مهنیا دارای ذهنی باز است و با کودک باهوش و کنجکاوی سر و کار داریم.
7- در تحلیل خودروی کشیده شده در این نقاشی، می‌توان چنین گفت که مهنیا جان دوست دارد زمان بیشتری برایش گذاشته شود و با خودرو به همراه عزیزانش به خصوص به همراه مادر به مکان‌های تفریحی و خانه اقوام برود.
8- درخت به عنوان نماد زندگی است و ارتقا به سوی گنبد لاجوردی، معرف قدرت، رفعت و رشد است. درخت معرف محور مرکزی شخصیت افراد تلقی می‌شود. درخت بزرگ، استواری فرد و ظرفیت سازش با افراد و محیط را نشان می‌دهد. همچنین درخت در سمت راست کشیده شده که نشانه استقلال کودک است. چنین نقاشی‌هایی مبین میل به اکتشاف جهان با مشارکت در زندگی جمعی است.
9- کشیدن خط زمین، ترسیم تزییناتی مانند علف یا شکل‌های دیگر به معنای چابکی، نشاط، فعالیت و خوش‌بینی به زندگی است.
توصیه‌هایی به والدین مهنیا خانم
در این نقاشی به صورت رمزی با کودکی مواجه هستیم که می خواهد خودش را بیشتر در کنار پدر قرار دهد. در صورت نبود پدر، نیاز به بودن و حضور پدربزرگ یا دایی در این سن برای فرزندتان الزامی است. همچنین دختر گل‌تان تمایل به یکپارچه شدن با اطرافیان، مورد قبول آنان قرار گرفتن و نیاز به ارتباط برقرار کردن با محیط را دارد. لطفا شرایط و امکانات لازم را برایش فراهم کنید. البته رنگ ‌های هشت گانه‌ای که مهنیا جان در نقاشی خود استفاده کرده، نشانگر شکل‌گیری کامل و رشد متعادل شخصیت او در این سنین است.

نویسنده : دکتر فریده ناصری | روان‌شناس بالینی

بچه ات را مجبور به پرخاشگری نکن!

بچه ات را مجبور به پرخاشگری نکن!

خراسان/ کودکان زیادی در اطراف ما پرخاشگر نامیده می شوند. آن ها اشیا را پرت می کنند، برای رسیدن به خواسته هایشان بلند بلند گریه می کنند یا حتی با فریاد زدن خواسته شان را عملی می کنند. در موارد حادتر دیده شده، کودک زمانی که نتیجه نمی گیرد به صدمه زدن به خودش روی می آورد. اگر شما هم مادر چنین کودکی هستید، مطالب امروز به شما کمک می کند که در ابتدا معضل را ریشه یابی کنید و سپس با مهارت های فردی آن را کمرنگ و در نهایت خاموش کنید.


بیش از حد کمال گرا هستید
گاهی با مادرانی روبه رو می شویم که حق هیچ گونه اشتباه و خطایی را به فرزندان خود نمی دهند. مرتب مطالب را به فرزندان شان گوشزد و خواسته های غیر معقول خود را تکرار می کنند: این را این جا بگذار، مگر نگفتم جای این، این جا نیست، قبلا تذکر داده بودم نباید از این کارها بکنی و … . در واقع این مادران همه چیز را تمام و کمال بی عیب و نقص می خواهند و بر فرزندشان فشار زیادی وارد می کنند. جدای از این که این رفتار آثار مخربی مانند لجبازی، کمبود اعتماد به نفس و … روی کودک دارد، می تواند به رفتارهای پرخاشگرانه منجر شود.
پرخاشگری را آموزش داده اید
اگر در مقابل کودک با همسرتان، خانواده تان، دیگر فرزندان و حتی خود کودک تان پرخاشگری کرده اید، دیر یا زود منتظر بازتاب رفتارهایتان باشید چراکه او تمام این لحظات را فیلم برداری کرده است.

پرخاشگری را تقویت کرده اید
موقعیتی را در نظر بگیرید که کودک خواسته ای دارد. او برای رسیدن به خواسته اش هر کاری می کند. جیغ می کشد یا اسباب بازی هایش را پرتاب می کند. شما نگران می شوید و به خواسته کودک رسیدگی می کنید. زیرا می ترسید: 1- با ادامه موضوع این رفتار در او نهادینه شود. 2- می خواهید خودتان را راحت کنید. 3- می ترسید آبرویتان جلوی دیگران برود. حال این که با رسیدگی به خواسته کودک و عملی کردن آن در واقع این پیام را به کودک داده اید که: «رفتارت را دیدم، آن را پسندیدم و رسیدگی به خواسته تو در واقع پاداش پرخاشگری توست»! حالا به چرخه ابتدایی مطلب، زنجیره زیر را هم اضافه کنید.

کودک را مجبور به پرخاشگری کرده اید
در این مورد شما خواسته یا ناخواسته پرخاشگری را در کودک ایجاد کرده اید و با تکرار رفتارهای پرخاشگرانه کودک عصبی می شوید در حالی که نمی دانید منشأ آن ها خودتان هستید. به چند موردی که در ادامه مطرح می شود، دقت کنید چراکه شاید برایتان آشنا باشد.
* زیاد به کار خاصی مشغول هستید: تصور کنید مادری در حال غذا دادن به کودکش یا گردش بردن او یا حتی بازی کردن با کودک هر از گاهی نگاهی به صفحه تلفن همراه اش هم می اندازد و گاهی این نگاه کوتاه تبدیل به یک زمان طولانی می شود. کودک چگونه این رفتار را در خود توجیه می کند؟ آیا اولویت اول مادرم (یا مراقب یا پرستار) من هستم یا تلفن همراه او؟ کودک عصبانیت خود را از وضعیت این گونه نشان می دهد: ظرف غذا را می ریزد، در هنگام گردش خواسته غیر معقولی مطرح می کند و با پرخاشگری سعی در برآورده شدن خواسته اش دارد، اسباب بازی هایش را پرتاب می کند. شما چه می کنید؟ آیا تلفن همراه تان را کنار می گذارید و تمام توجه خود را معطوف به کودک می کنید؟ خیر، چرخه بالا را ادامه می دهید. توجه داشته باشید که این ابزار ممکن است کارتان، تلویزیون یا هر چیز دیگری باشد.

* نسبت به کودک تان خشم دارید: خشم خودآگاه یا ناخودآگاه نسبت به کودکان به وفور دیده می شود. گاهی حتی خود مادر از وجود چنین خشمی بی اطلاع است و باید توسط یک درمانگر حرفه ای این خشم واکاوی و درمان شود زیرا بسیار آسیب زاست. اما چه مادرانی با چه شرایطی ممکن است نسبت به کودک خود خشم نشان دهند یا رفتارهایی با ریشه خشم داشته باشند؟
الف) مادرانی که ناخواسته باردار شده اند و علی رغم میل باطنی کودک خود را نگه داشته و هنوز با موجودیت کودک خود کنار نیامده اند.
ب) مادرانی که دوران بارداری سخت و بسیار ویژه ای را گذراندند. به این معنی که مادر در سال های اولیه کودکی فرزند خود به دلیل این که زمان زیادی را صرف کودک خود می کند و محبت در این دوران به صورت یک طرفه است و بازخورد آن چنانی نمی تواند از کودکش دریافت کند، به مرور نسبت به کودک سرد شده و رفتارهای تند و عصبی ناشی از این احساس منفی حاصل می شود.
ج) مادرانی که زایمان سختی داشته اند. ممکن است اتفاقاتی خاص و ویژه در هنگام زایمان برای مادر افتاده باشد که تجربه منحصر به فردی از زایمان را برای مادر به ارمغان گذاشته است. بنابراین مادر نمی تواند فشار و درد اتفاق افتاده را فراموش کند و کودک را مقصر دردهایش می داند.
د) مادری که با آمدن فرزند کنار گذاشته می شود. مادرانی که بعد از تولد فرزند از رفتارهای همسرانشان گلایه می کنند، مستعد بروز این خشم هستند.
هـ) مادرانی که به دلیل مادر شدن (بارداری، زایمان و بچه دار شدن) فرصتی را از دست داده اند ممکن است یک خشم درونی نسبت به آن کودک داشته باشند.
با وجود این پنج مورد که به آن اشاره شد، اگر رفتارهای خودتان را ناشی از خشم نهفته به فرزندتان می دانید در اسرع وقت با یک روان شناس بالینی مشورت کنید زیرا این احساس در طولانی مدت اثر سوء بر شما و فرزندتان خواهد داشت.
نویسنده : زهرا غنمی | کارشناس ارشد علوم تربیتی

6 عادتی‌که مادرها باید داشته‌ باشند

6 عادتی‌که مادرها باید داشته‌ باشند

خراسان/ مادر بودن یک شغل تمام وقت است. شما با انتخاب مادر شدن، ناخودآگاه پا روی اولویت‌‌های خود می‌گذارید و زمان کمتری را در شبانه‌روز به خود اختصاص می‌دهید؛ اما مادر بودن نباید باعث شود شما به کلی خود را فراموش کنید زیرا اگر حال شما خوب نباشد، نمی‌توانید فرزندان سالم و شادی را تربیت کنید. در ادامه به شما چند  عادتی را که همه مادرها به آن احتیاج دارند، معرفی خواهیم کرد.


زمانی را به خودتان اختصاص دهید   |   یک ساعت مشخص در شبانه‌روز را برای خودتان بگذارید. در این ساعت بدون نگرانی برای فرزندان‌تان، تنها باشید و کاری را که دوست دارید انجام دهید تا انرژی از دست رفته خود را بازگردانید. می‌توانید ورزش کنید،کتاب بخوانید، فیلم ببینید یا حتی نقاشی بکشید.
 از روز قبل آماده شوید  |همه ما ممکن است استرس انجام کارهای روزانه را داشته باشیم. برای از بین بردن این اضطراب بهترین روش داشتن برنامه ریزی است. سعی کنید برنامه روزانه خود را از شب قبل آماده کنید تا برای کارهای فردا آمادگی و انگیزه داشته باشید.
لباس‌شویی را روشن کنید |اگر چند بچه کوچک داشته باشید، ناچارید هر روز لباس‌شویی را روشن کنید. اما توصیه من به شما حتی اگر یک فرزند دارید این است که هرروز لباس‌های آن‌ها را بشویید و نگذارید با یک مجموعه لباس کثیف روبه‌رو شوید.
با بچه‌ها بازی کنید  |بازی کردن با بچه‌ها نه تنها شما را به عنوان یک مادر به آن‌ها نزدیک می‌کند بلکه باعث می‌شود شما در کنار فرزندتان سطح انرژی خود را بالا ببرید و به یاد دوران کودکی خود کمی شیطنت کنید.
 برنامه غذایی داشته باشید  |سعی کنید برای هر هفته خود برنامه غذایی داشته باشید که شامل همه گروه‌های غذایی از قبیل پروتئین‌ها، کربوهیدرات‌ها و سبزیجات است.  این‌گونه شما سلامتی خود و فرزندان‌تان را در اولویت قرار می‌دهید.
خواب منظم را جدی بگیرید  |داشتن خواب با کیفیت برای هر مادری جزو ضروری‌ترین نیاز‌هاست. شما با خواب کافی انرژی لازم را برای فعالیت روزانه به دست خواهید آورد. سعی کنید برای خواب منظم خود و فرزندان‌تان ساعت مشخصی را تعیین کنید و آن‌ها را به خوابیدن سر ساعت مشخص عادت دهید.
مترجم : مهسا کسنوی منبع: pintrest

کودکان تفاوت واقعیت و خیال را نمی فهمند

کودکان تفاوت واقعیت و خیال را نمی فهمند

خراسان/ یکی از انواع یادگیری که «آلبرت بندورا» روان شناس کانادایی مطرح کرده است، یادگیری پنهان از راه مشاهده است. به این معنا که لزوما کودک نباید به طور مستقیم چیزی را در مدرسه یا توسط اطرافیان بیاموزد بلکه تنها با مشاهده و تقلید، به خوبی آن را یاد گرفته و به ذهن می سپارد و در شرایط مناسب از آن استفاده می کند. طبق این اصل یکی از منابعی که کودک از آن یاد می گیرد، رسانه های جمعی به ویژه تلویزیون و فیلم هاست که در کنار مزایایی که به همراه دارد، هر از گاهی دردسر ساز شده و برای والدین ایجاد نگرانی می کند. ماجرایی که در ادامه، روایتی بسیار کوتاه از آن را خواهید خواند، مصداقی از همین اصل است.
 تقلید از قهرمان یک فیلم هندی!
چند روز پیش، خبر فوت مشکوک دختری ۹ ساله به نام ستاره به کلانتری اعلام شد. مادر ستاره در اولین اظهاراتش به کارآگاهان گفت: «به همراه ستاره و پسرم که کوچک تر از ستاره است، یک فیلم سینمایی هندی تماشا کردیم. داستان فیلم به گونه‌ای بود که در یک قسمت از فیلم، قهرمان داستان حلق‌آویز شده و در ادامه فیلم مجدد زنده می‌شد. با پایان فیلم، برای آماده کردن شام به داخل آشپزخانه رفتم و بچه‌ها نیز در حال بازی بودند و متوجه نشدم که ستاره چه زمانی به داخل اتاق خوابش رفت. به دنبال ستاره از آشپزخانه بیرون آمدم و به سمت اتاق خواب بچه‌ها رفتم ناگهان ستاره را دیدم؛ رشته‌ای پلاستیکی که از در کمد دیواری آویزان شده بود، دور گردن دخترم قرار داشت؛ ستاره حرکت نمی‌کرد.(منبع خبر:فارس)
   آسیب های تماشای فیلم های ترسناک و تخیلی
برای تعدادی از والدین نوع فیلمی که کودک مشاهده می کند، اهمیت چندانی ندارد. فقط کافیست که صحنه اخلاقی نامناسبی نداشته باشد و کودک را سرگرم کند. همین و تمام! غافل از این که فیلم یا سریالی که کودک به تماشای آن می نشیند، اهمیت فراوانی دارد و ذهن ناپخته کودک توانایی هضم بسیاری از صحنه ها را ندارد. قبل از هر چیز باید تاکید کنم ذهن کودکان زیر 10 سال تفاوت بین خیال و واقعیت را تشخیص نمی دهد. به همین خاطر تماشای فیلم های ترسناک و اضطراب آور تاثیر شدیدتری بر آن ها می گذارد. به همین دلیل قویا توصیه می شود کودک از دیدن فیلم و صحنه هایی که در آن خشونت، پرخاشگری، صحنه های غمگین و عزا ، طلاق و اختلاف های بین والدین است دور نگه داشته شود زیرا کودک آن ها را واقعی می پندارد و برایش اضطراب ایجاد می کند و ممکن است به کابوس، بی خوابی، وحشت یا شب ادراری منجر شود.
   اگر فیلم نامناسب دید، چه کنیم؟
اگر صحنه غیرمنتظره ترسناکی در فیلم وجود داشت باید به کودک درباره آن توضیح داد. یکی از توضیحات می تواند این باشد که گرچه در فیلم، هنرپیشه ای که مورد خشونت واقع شده کشته شده یا صدمه دیده ولی در واقعیت چنین نبوده  است. حتی اگر بر حسب اتفاق، کودک تان فیلم ترسناکی دید لازم است درباره نحوه گریم و غیر واقعی بودن چهره ها برای او توضیح دهید، درباره پشت صحنه فیلم ها اطلاعاتی به کودک تان بدهید تا کمتر بترسد و دچار کابوس یا اضطراب نشود.
   درباره محتوای فیلم ها بحث کنید
نکته کلی تر این است که بعد از دیدن فیلم و حتی کارتون راجع به آن مفصل بحث کنید، نظر کودک را بپرسید و اگر اشتباهی در تفکر او وجود دارد اصلاح کنید تا کودک از پذیرش بدون قید و شرط فیلم ها اجتناب کند. هرگز کودک به تنهایی فیلم یا سریال نبیند و اگر در میانه فیلم متوجه اضطراب و ترس کودک شدید فیلم را متوقف کنید، برای کودک توضیح دهید تا آرامش خود را مجدد به دست بیاورد و حتی الامکان از دیدن ادامه اش، منصرف اش کنید.
نویسنده : دکتر ساحل گرامی| کارشناس ارشد روان شناس کودک

آموزش دوست یابی: چه‌طور باید شروع کرد؟

آموزش دوست یابی: چه‌طور باید شروع کرد؟

آموزش دوست یابی: چه‌طور باید شروع کرد؟

همه موانع که برطرف شوند و همه مهارت‌‌ها هم که آموخته شوند و در همدلی و احساسات هم که مشکلی نباشد و موقعیتش هم که فراهم شود، باز شروع یک رابطه دوستی از همه سخت‌تر است. معمولا سخت‌ترین بخش همین‌جا است. به خصوص کودکانی که اعتماد‌به‌نفس کافی ندارند، می‌ترسند حرفی بزنند که اوضاع را بدتر کند یا باعث شود مورد تمسخر همسالان خود قرار بگیرند. کودکی که عادت به نه شنیدن ندارد، هر جواب منفی را ممکن است به حساب رد شدن کامل یا دوست داشته نشدن بگذارد و به همین دلیل هم ترجیح بدهد فاصله بگیرد. در این میان،‌ یادگیری چند نکته مهم، می‌تواند تا حد زیادی کار دوست‌یابی را تسهیل کند. کودک با دانستن این نکات،‌ اعتماد به نفس بالاتری هم برای شروع رابطه خواهد داشت، ‌به خصوص اگر آن‌ها را تمرین کرده باشد و بازخوردهای خوبی هم دریافت کرده باشد.

حالت چهره
حالت چهره هم در دوست‌یابی اهمیت دارد. کودکان خوش‌رو که با لبخند و خنده حرف می‌زنند،‌ بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند و به افراد،‌ حس دوستانه بیشتری می‌دهند. اگر به اطرافیان خود دقت کنید،‌ احتمالا می‌بینید که افرادی که خوش‌رو و خوش‌خنده هستند،‌ معمولا دوستان بیشتری دارند و راحت‌تر هم دوست پیدا می‌کنند. طبیعی است که کودکی که استرس دارد،‌ از چیزی نگران است یا می‌ترسد، ‌افسرده است یا اعتماد به نفس کمی دارد، نمی‌تواند الکی بخندد، پس قبل از تشویق او به لبخند و خنده،‌ به او کمک کنید این مشکلات را برطرف کند.
نشان دادن احساسات با استفاده از حالت چهره هم، ‌به طرف مقابل نشان می‌دهد که او دارد به حرفش گوش می‌دهد و واکنش نشان می‌دهد،‌ مثل بالا انداختن ابروها هنگام شگفت‌زده شدن، باز کردن دهان هنگام تعجب و . …

    تماس چشمی: 
    تماس چشمی مناسب در برقراری رابطه خیلی مهم است. بزرگ‌ترها به تماس چشمی عادت دارند، ‌معنای نگاه‌های مختلف را می‌فهمند وآن‌قدر آن را در طول زندگی خود در موقعیت‌های مختلف تمرین کرده‌اند و شاهد پیامدهایش بوده‌اند که دیگر برایشان موضوعی عادی و پیش‌پا‌افتاده است. اما برای کودک این‌طور نیست. کودکان نیاز به آموزش در مورد تماس چشمی مناسب دارند.

    • برایشان توضیح بدهید که تماس چشمی مناسب چه ویژگی‌های دارد: ‌نه آن‌قدر به اطراف نگاه کنند که به‌طرف مقابل احساس بی‌توجهی بدهد و نه آن‌قدر به او خیره شوند که او احساس عدم امنیت داشته باشد.
    • برایش توضیح بدهید که معمولا بیش‌ازاندازه به اطراف نگاه کردن،‌ یعنی من حوصله‌ام سر رفته، این موضوع برایم جالب نیست،‌ نمی‌خواهم گوش بدهم یا وقت ندارم به حرف‌های تو گوش بدهم.
    • همچنین بیش‌ازحد خیره شدن به چشمان کسی، ‌معمولا یا به معنای خشم داشتن نسبت به او است، ‌یا این‌که در روابط بسیار صمیمی و عاشقانه اتفاق می‌افتد و به همین دلیل هم در هر دو معنا، ‌به فردی که می‌خواهی با او دوست شوی،‌ احساس عدم امنیت می‌دهد.
    • به او فرصت تمرین بدهید. بهترین جا برای تمرین، در خانه و با اعضای خانواده است،‌ چراکه از همه موقعیت‌های دیگر، احساس امنیت بیشتری دارد و اعضای خانواده با بازخوردهای مناسب، ‌بدون ایجاد احساس نگرانی از این‌که رابطه خود را با او به هم می‌زنند، به او در برقراری تماس چشمی مناسب کمک می‌کنند.

    جمله‌های مفید: 
    معمولا چند جمله مفید در آغاز روابط وجود دارد که نه خیلی فوری وارد رابطه شدن را درخواست کند، به طوری که طرف مقابل احساس ناامنی کند و خود را عقب بکشد و نه این که حس دوستانه‌ای در آن نباشد و به طرف مقابل این احساس را ندهد که با هم قرار است دوست باشند یا این، یک نوع درخواست دوستی است. این جمله‌ها بسته به کودک،‌ توانمندی‌ها و علائقش و نیز راحت بودنش،‌ متفاوت است. برای رسیدن به جمله‌های مناسب:

    • اجازه بدهید الگو بگیرد. می‌تواند از کتاب‌های مفید در این زمینه استفاده کند یا با دقت به رفتار همسالانش که توانایی بالایی در دوست‌یابی دارند نگاه کند. یادگیری مشاهده‌ای از بهترین راهکارها برای آموختن رفتار اجتماعی مطلوب است. در نهایت او باید به جمله‌های خاص خودش برسد، ‌جمله‌هایی که وقتی بیان می‌شوند، ‌مصنوعی نباشند و او در بیان آن‌ها احساس راحتی داشته باشد.
    • به او فرصت تمرین بدهید. برایش توضیح بدهید که هر چیزی،‌ مثل راه رفتن،‌ با تمرین و زمین خوردن همراه است،‌ تا بالاخره به نتیجه مطلوب برسد. از او حمایت کنید و اعتماد به نفسش را تقویت کنید.
    • با او در خانه تمرین کنید. نقش بازی کنید و اجازه بدهید آن‌چه یاد گرفته را با شما در میان بگذارد و تمرین کند. به او نشان بدهد که می‌فهمید چه‌قدر این موضوع برایش اهمیت دارد و سرسری و سهل‌انگارانه رفتار نکنید، چرا که ممکن است ناخواسته باعث شوید احساس حقارت کند.

    مرحوم راستگو با روان شناسی کودک رشد و تربیتی آشنا بود

    مرحوم راستگو با روان شناسی کودک رشد و تربیتی آشنا بود

    خراسان/ حجت الاسلام متقی‌زاده، همکار و دوست دیرینه حجت الاسلام راستگو از سبک زندگی ایشان و شیوه های تربیتی اش می‌گوید.
    یک هفته از درگذشت عمو راستگوی دانش‌آموزان دهه‌های 60 و 70 سپری شد. استادی فعال، نوگرا، خلاق، مبتکر، هنرمند و از نظر اخلاقی خوش‌برخورد و گشاده‌رو که دانش‌آموزان را صرفا با یک جلسه آموزشی و تربیتی جذب خود می‌کرد. این شور و شوق برای دانش‌آموزانی هم که از تلویزیون نظاره‌گر برنامه‌هایش بودند صدق می‌کرد و نوجوانان آن زمان هیچ‌گاه برنامه‌های تلویزیونی او را از دست نمی‌دادند. در ادامه با حجت‌الاسلام‌و‌المسلمین عبدا… متقی‌زاده، عضو هیئت علمی دانشگاه صداوسیما، مدرس علوم اجتماعی و ارتباطات اسلامی و کسی که نزدیک به 35 سال با مرحوم راستگو معاشرت داشته ،درباره خصوصیات اخلاقی‌ فردی و کاری‌ آن بزرگوار، گفت‌وگو کردیم.
       در اولین دیدارم، مجذوب استاد راستگو شدم
    حجت الاسلام متقی‌زاده درباره نحوه آشنایی خود با مرحوم راستگو می‌گوید: «یادم می‌آید اولین دیدارمان در سازمان تبلیغات بود که از کلاسی بیرون می‌آمدم و ایشان را در راهرو دیدم. هر موقع حرکت می‌کردند تعداد زیادی از طلبه‌ها دنبال ایشان راه می‌افتادند و ایشان هم خیلی ساده، مخلصانه و با خوش رویی رفتار می‌کرد. بعد از آن دیدار، دیگر از ایشان جدا نشدم و مجذوب کلام و اخلاق‌شان شدم. خود استاد راستگو می‌گفت مهارتی که من داشتم را از چندجا وام گرفتم، یکی از معلم دوران کودکی‌ام که در روستای ما بود، کارشناسان کودک در رسانه و همچنین ابداعات خودم.»
       دین  را متناسب با فکر کودکان ارائه می داد
    دوست 35 ساله مرحوم راستگو با اشاره به روش‌های بدیع و خلاقانه او درباره تعلیم و تربیت کودکان و دانش‌آموزان می‌گوید: «ایشان با شیوه‌های مختلف تعلیم و تربیت مثل روان‌شناسی کودک، روان‌شناسی تربیتی، روان‌شناسی رشد و همچنین روان‌شناسی اجتماعی به خوبی آشنایی داشت. روش‌های تاثیرپذیری، نفوذ و اقناع را به خوبی می‌دانست. هرچند دیگران وی را سرزنش می‌کردند که شما برای خنداندن بچه‌ها نباید هرکاری بکنید و زبان خشکی را برای ارتباط با دانش‌آموزان به وی پیشنهاد می‌دادند ولی ایشان قبول نمی‌کرد و می‌گفت من روشم همین است که بتوانم اول با بچه‌ها ارتباط برقرار کنم، بعد تاثیرگذاری داشته باشم. بعد ازهمه این‌ها، محتوای دین را متناسب با سطح فکرکودک و نوجوان ارائه دهم، همان‌طورکه انبیا این کار را کردند. آشنایی با زبان کودک را یک ارزش برای خود می‌دانست. بچه‌ها عاشق وی بودند و به آن‌ها اجازه می‌داد راحت حرف‌هایشان را بزنند. بین بچه‌های دهه 60 معروف است که ما آموزه‌‌های دینی را از برنامه‌های زیبا و شیرین آقای راستگو یاد گرفتیم، چون واقعا سرمایه گذاشت، عمرش را گذاشت.»
       هیچ‌وقت خستگی در این مرد ندیدم
    در ادامه از حجت‌الاسلام متقی‌زاده درباره بارزترین خصوصیات اخلاقی استاد راستگو می‌پرسم که توضیح می‌دهد: «ایشان در حوزه مسائل دینی و مباحث تربیتی صاحب‌نظر بودند. این طور نبود که فقط مباحث را انتقال دهند. همچنین در تبلیغ دین قناعتی داشت که دیگران به زحمت نمی‌افتادند، مثلا نمی‌گفت بلندگو و امکانات و … بیاورید، تا این‌ها نباشد من صحبت نمی‌کنم، به همین‌ دلیل اگر شخصی از ایشان سوال می‌کرد، می‌گفت که بنشینیم کنار همین جوی و با هم صحبت کنیم! خیلی انسان بی‌آلایش و ساده‌ای بود، خیلی خودمانی با دیگران ارتباط برقرارمی‌کرد، بدون هیچ تکلف و زحمتی. در همین تلویزیون بعضی از افراد با ایشان مخالفت می‌کردند که چرا این کارها را می‌کنی؟ برای آموزش به کودکان خیلی مرارت‌ها کشید، خیلی تهمت‌ها و حرف‌ها شنید، ولی از پا درنیامد و روی پشتکارش ایستاد، هیچ‌وقت خسته نشد، در واقع من هیچ‌وقت خستگی در این مرد ندیدم و خستگی در وجودش معنا نداشت. شوخی‌اش این‌طور بود که همیشه به بچه‌هایی که در تلویزیون با او آشنا می‌شدند، می‌گفت که من عموی شماها هستم، حرف عمو را باید گوش کنید، چون شما بچه‌های من هستید. به همین‌خاطر به «عمو راستگو» معروف شد.»
       بر آموزش مهارت انتقاد کردن به کودکان تاکید داشت
    «بیان کردن آیات و قصه‌های قرآن به زبان روز و متناسب با فهم کودکان از روش‌های جذاب عمو راستگو در آموزش بود»، متقی‌زاده با این مقدمه ادامه می‌دهد: «این روش‌ها باعث می‌شد که مباحث در ذهن بچه‌ها بماند. او بر استفاده از کلمات برای آموزش کودکان همیشه تاکید داشت و می‌گفت که کلمات را ساده، روان و لطیف کنید و به زبان کودک با او سخن بگویید. شما اگر کلمه‌ای بگویید که کودک نتواند هضم اش کند، اساس و زیربنای تربیت اش لطمه می‌بیند. تاکید دیگرش بر آموزش مهارت انتقاد کردن و انتقادپذیری به کودکان در خانه، مدارس و مراکز تربیتی، رسانه و جامعه و حریت‌دادن به آن‌ها بود، یعنی بتوانند حق‌شان را بخواهند. همیشه می‌گفت که کودکان مدیران آینده هستند و بر سرمایه‌گذاری زمانی، مالی و فرهنگی برای کودکان خیلی تاکید داشت. خود ایشان هم در بیان و رفتارش حریت داشت.»
       از بارزترین خصوصیاتش، قناعت و اخلاص بود
    استاد دانشگاه صدا و سیمای تهران در باره سبک‌زندگی و مناعت طبع استاد راستگو هم بیان می‌کند: «سبک زندگی ایشان هم منطبق بر مفاهیم دینی و قرآنی بود. یکی از خصوصیات بارز مرحوم راستگو، اخلاصی بود که خداوند به ایشان داده بود. خیلی اهل قناعت بود. همیشه به یاد دارم با ماشین‌های عادی می‌آمد و می‌رفت، با تاکسی و اتوبوس رفت و آمد می‌کرد. اصلا برایش مهم نبود که مبلغی برای زحماتش به او داده شود و می‌گفت که این‌ها وظیفه من است. اگر اجرتی به ایشان می‌دادند، قبول می‌کرد ولی به یاد ندارم که درخواست‌دهنده مزد و اجرت باشد. نکته دیگر آن که اصلا برایش عنوان مهم نبود، آن چه که تنها برای او مهم بود و خودش هم همیشه می‎‌گفت این بود که من معلم کودکم و افتخارش وقت‌گذاشتن برای کودکان بود. همیشه می‌گفت اگر ما دنبال امکانات باشیم و بعد کار کنیم، این‌ هنر نیست، هنر آن است که با کمترین امکانات بهره‌‌وری داشته باشیم.»
       روش قصه‌گویی‌اش منحصر به خودش بود 
    این استاد دانشگاه صداوسیما درباره قصه‌گویی و دیگر سبک‌های آموزشی مرحوم راستگو هم می‌گوید: «روش قصه‌گویی ایشان این‌طور بود که از یک ابتدایی شروع می‌کرد و کم‌کم اوج می‌گرفت و در همان اوج داستان را نگه می‌داشت که باز فردایش با بچه‌ها تمرین کند و به تناسب ذهن کودک و اصول روان شناسی کودک پیش می‌رفت. این که اول نشانه‌گذاری می‌کرد، بعد آن نشانه را توسعه می‌داد، بعد کم‌کم یک مفهوم دینی را انتقال می‌داد. در همین بازی با کلماتی که ایشان در تلویزیون داشت، نشانه‌هایی می‌گذاشت که بعد در ذهن کودک سوال می‌شد که این نشانه‌ها چیست؟ با همین روش سوالات را از طریق کمک به کودکان پاسخ می‌گرفت و بعد خودش پاسخ بچه‌ها را اصلاح می‌کرد. روش قصه‌گویی‌اش منحصر به خودش بود.»

    نویسنده : صادق جهانی| خبرنگار