اگر این شش اخلاق سمی را دارید پس مشکل حتما از شماست!

تا به حال پیش‌آمده از خود بپرسید، آیا واقعا مشکل از من است؟ مخصوصا وقتی همه چیز به طور مداوم در روابط شما اشتباه پیش می‌رود ممکن است این سوال برای شما پیش آید.

فردی که دارای ویژگی‌های سمی است می‌تواند در زندگی اطرافیان خود اختلافات زیادی با خودش ایجاد کند. خوشبختانه راه‌هایی برای ارزیابی این رفتارها و تغییر آنها وجود دارد که می‌تواند به بهبود زندگی و روابط شما با اطرافیانتان کمک‌کننده باشد. اولین و شاید مهم‌ترین راه آشنا بودن با علائم رفتارهای مشکل‌ساز است که به شما در شناسایی رفتارهای مشکل‌ساز کمک می‌کند.

مشکل از من است یا بقیه؟/ اگر این شش اخلاق سمی را دارید پس مشکل حتما از شماست!

1.پرهیز از صحبت و گفت‌وگو

کسی که رفتار سمی از خود نشان می‌دهد، احتمالا مایل نخواهد بود در بحث‌های مهم درباره رفتارهای مشکل‌آفرین شرکت کند. به همین دلیل، مشکلات اغلب حل نشده باقی می‌مانند. در مواردی که فرد نمی‌تواند از گفت‌وگو کردن اجتناب کند، ممکن است از روش‌هایی استفاده کند که طرف مقابل احساس حقارت و کمتری نسبت به خود پیدا کند.

2.عدم مسئولیت‌پذیری:

ممکن است برای ما سخت باشد که اشتباهات خود را بپذیریم یا دیگران را به خاطر کمبودهای خود سرزنش کنیم. اگر فردی نتواند درک کند و بپذیرد که رفتارهای او چگونه در چرخه به وجود آمدن مشکلات‌اش تاثیر داشته است، در رشد و توسعه فردی خود دچار مشکل خواهد شد.

مشکل از من است یا بقیه؟/ اگر این شش اخلاق سمی را دارید پس مشکل حتما از شماست!

3.امتناع از معذرت‌خواهی:

فردی که ویژگی‌های شخصیتی سمی و مشکل‌ساز دارد، ممکن است حقیقت را تحریف کند تا اینطور به نظر بیاید که قربانی شرایط شده است. عذرخواهی نکردن بابت اشتباهات و نپذیرفتن آنها می‌تواند روابط ما با کسانی که برای ما مهم هستند را ضعیف یا حتی قطع کند. در مواجهه با یک مشکل ممکن است حالت دفاعی به خود بگیریم و از پذیرفتن انتقادات پرهیز کنیم. این نکته باعث می‌شود که حتی گوش دادن به دیدگاه‌های دیگران برای ما دشوار شود که نهایتا منجر به عدم پذیرش اشتباه خود، عدم عذرخواهی و تیره و تار شدن روابط با دیگران می‌شود.

4.دست‌به‌سر کردن دیگران:

رفتارهای سمی می‌تواند شامل دست‌به‌سر کردن دیگران برای منفعت و کنترل شخصی باشد. شخصی که این کار را انجام می‌دهد ممکن است دروغ بگوید، اغراق کند یا اطلاعاتی را از قلم بیاندازد تا دیگران را وادار به انجام آنچه می‌خواهد کند. این افراد این کار را برای تاثیرگذاری بر نظر مثبت نسبت به خود در نگاه دیگران انجام می‌دهند. دست‌به‌سر کردن همچنین می‌تواند شامل توهین، شوخی در مورد حساسیت‌های یک فرد و خودداری یا جیره‌بندی کردن محبت باشد. شکل دیگر این کار که ممکن است مورد استفاده قرار گیرد این است که فردی سعی می‌کند شخص دیگری را وادار کند که واقعیت و باور خود را زیر سوال ببرند. فردی که صفات سمی دارد، ممکن است کارهایی انجام دهد که دیگران به خود و تجربیات شخصی خود بی‌اعتماد شوند.

5.رعایت نکردن مرزبندی‌ها:

رعایت نکردن مرزها می‌تواند بر احساس امنیت و اعتماد فرد تاثیر بگذارد. افرادی که ویژگی‌های سمی دارند ممکن است نیازهای دیگران را نادیده بگیرند و اینگونه باشندکه برای اتفاقات سخت زندگی دیگران حضور ندارند. اگر نخواهیم متقابلا نیازهای دیگران را برآورده کنیم، می‌تواند بر روابط ما و کسانی که روابط با آنها برای ما مهم است، تاثیر بگذارد.

6.بی‌ثباتی:

هیچکس کامل نیست. همه ممکن است گاهی اوقات در رفتار خود دچار نوسانات شوند. اما اگر مرتبا رفتار تناقض‌آمیز از خود نشان بدهیم، می‌تواند برای دیگران بسیار آزاردهنده باشد. رفتارهای تناقض‌آمیز معمولا با رفتارهای تکانشی، فرصت‌طلبانه و غیرقابل‌پیش‌بینی در ارتباط است.

اگرچه این علائم بین زن و مرد تفاوتی ندارد، زنان به دلیل این رفتارها با شدت بیشتری مورد قضاوت قرار می‌گیرند.

مشکل از من است یا بقیه؟/ اگر این شش اخلاق سمی را دارید پس مشکل حتما از شماست!

اگر مشکل شما هستید چه باید کرد؟

اگر متوجه شدید که ویژگی‌های سمی دارید، مراحلی وجود دارد که می‌توانید برای تغییر انجام دهید. حتی یک تغییر مثبت می‌تواند باعث بهبود روابط شما با عزیزان و آشنایانتان شود. در واقع مواردی که باید انجام دهید دقیقا نقطه مقابل ویژگی‌هایی است که در بالا توضیح داده شد:

_ بهبود سلامت روان

_ عذرخواهی صمیمانه

_ احترام گذاشتن به مرزها

_ قبول مسئولیت

به طور خلاصه،خوداندیشی می‌تواند به شما در پاسخ به این سوال کمک کند: آیا مشکل از من است؟ اگر علائم ویژگی‌های سمی را در خود مشاهده کنید می‌توانید تغییرات مثبتی برای بهبود روابط خود ایجاد کنید. تشخیص این مسئله اولین قدم برای شروع تغییرات مثبت در زندگی است.

تا کجا پای امر به معروف می‌ ایستیم؟

«در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک و در روی ریگ‌های تفتیده عراق، روح حسین فنا ناپذیر است. ای پهلوان و ای نمونه شجاعت و ای شهسوار، ای حسین!» این حرف من و ما نیست. نقل قول مداح و روضه خوان هم نیست. این جملات را از زبان« واشنگتن ایرونیگ»؛ تاریخ نگار آمریکایی می‌شنویم. هر کس به درک و معرفتی از قیام امام حسین (ع) برسد حتی اگر آن سر دنیا باشد، حتی مسیحی، زرتشتی، اصلاً بچه ناف آمریکا. کلمه کم می‌آورد در وصف اباعبدالله (ع)، وصف عاشورا، پیام کربلا و عظمت رنجی که بر حسین بن علی (ع) و خاندانش رفت. در میان همه مصیبت‌ها اما رنج علی اصغر رنج دیگری است و طفل شش ماهه یکی از پیامبران کربلا در طول تاریخ.

شاید در منابع تاریخی مطالب چندانی در مورد حضرت علی اصغر(ع) نوشته نشده باشد. برخی منابع تاریخی می‌گوید ایشان وقتی همراه مادرش رباب  به کربلا می‌رسد، شش ماهه‌شان تمام شده و اصلاً سنی نداشتند که بخواهد تاریخی برایشان متصور باشد. اما از زوایای مختلفی می‌توان به واقعه شهادت حضرت علی اصغر (ع) پرداخت.

تصاویر همایش شیرخوارگان حسینی تهران محرم ۱۴۰۲

* دانشمند و محقق آلمانی از مصیبت کربلا چه گفت؟

در آن سال‌ها اگر کسانی شهادت حضرت علی اصغر (ع) را سندی بر حقانیت امام حسین (ع) و راه امام حسین نمی‌دانستند قطعاً شهادت حضرت علی اصغر(ع) را سندی بر باطل بودن دشمنان آن حضرت دانستند و از همین رهگذر بود که حقانیت اباعبدالله الحسین (ع) درتاریخ به اثبات رسیده است.

حجت الاسلام «مهدی مهدوی نژاد»؛ پژوهشگر دینی ابعاد مختلف پیام‌ های شهادت حضرت علی اصغر(ع) را روایت می‌کند: «فقط انسانی که بدون دین و وجدان و فاقد سجایای انسانی است می‌تواند طفل شیرخواره را از آب منع کند یا به شکل فجیعی بکشد. این حجم از سبعیت از یک انسان معمولی بر نمی‌آید. شهادت حضرت علی اصغر بزرگ‌ترین سند است بر بطلان جریانی که در مقابل امام حسین (ع) صف کشیده بود.»

عظمت این رنج را پژوهشگران اروپایی هم فهمیدند.«مسیو ماربین»؛ دانشمند و محقق آلمانی می‌گوید:«مصائبی که حسین علیه السلام در راه احیای دین جدّش برخود وارد ساخت، بر شهیدان پیش از او برتری‌اش داد و بر هیچ یک از گذشتگان چنین مصائبی وارد نشده است … در تاریخ دنیا، هجوم این گونه مصائب مخصوص حسین (ع) است.»


چرا نام همه پسران امام حسین(ع) علی است؟

* روش امام حسین(ع) در مبارزه با تهاجم فرهنگی

زندگی امام حسین (ع) سراسر درس است. راه دور نرویم. چرا نام سومین اولاد ذکور اباعبدالله هم علی اصغر است؟ نام اولاد اول ذکور امام حسین (ع) علی اکبر است، اولاد دوم، علی اوسط(علی بن الحسین) و اولاد سوم علی اصغر. راز و رمز این نامگذاری درس‌ها دارد برای این روز و روزگار ما که حجت الاسلام مهدوی برایمان روایت می‌کند؛ «شخصی از امام حسین (ع) سؤال می‌کند که چرا اسم همه فرزندان پسرتان را علی می‌گذارید؟

ایشان می‌گوید اگر خدا صد پسر هم به من عطا کند اسم همه را علی می‌گذارم. علت این نامگذاری ها مبارزه علیه جریانی بود که به دنبال حذف نام مبارک علی (ع) در آن برهه از تاریخ بوده است. در زمان بنی امیه، شخص معاویه برای حذف نام علی تلاش‌های گسترده‌ای کرد و یکی از ابزارهایی که امام حسین (ع) به وسیله آن با تهاجم فرهنگی علیه تشیع مبارزه می‌کرد، همین نامگذاری پسرانش به نام علی بود. این تهاجم علیه اسامی مقدس همین حالا هم وجود دارد. در دوران جولان داعش فیلم‌هایی منتشر شد که در آن افرادی را نشان می‌داد که بازداشت شده‌اند و دلیل بازداشتشان نام علی در کارت شناسایی بود. درس اول همین جاست. ما برای زنده نگه داشتن نام علی (ع) چه کردیم؟»

*تنها شهید کربلا که به دست امام حسین (ع) دفن شد

اگر چه حضرت علی اصغر مثل قاسم نبود یا مثل علی اکبر یا دیگر یاران اباعبدالله (ع) که پا به پای امام حسین (ع) جنگیدند تا پای جان، اما شهادت طفل شش ماهه حرف‌ها داشت. حضرت علی اصغر که خیلی‌ها به او در کربلا طفل رضیع یا شیرخواره می‌گفتند به گفته کتب مقتل، تنها شهید کربلا بود که توسط خود امام حسین (ع) به خاک سپرده شد و حجت الاسلام مهدوی نژاد در خصوص دلیلش، اینطور می‌گوید: «یکی از دلایلی که مرحوم حضرت آیت الله شیخ جعفر شوشتری ذکر می‌کنند این است که امام حسین (ع) خوف این را داشتند که در عصر عاشورا که لشکر یزید بی رحمانه به خیمه‌ها حمله می‌کنند و بر بدن شهدا می‌تازند بدن طفل شش ماهه هم مورد حمله قرار بگیرد و برای همین خودشان حضرت را به خاک سپردند که این موضوع باز هم سندی هست بر سبوعیت بنی امیه.»

*وقتی امام حسین (ع) عاشق می‌شود

«بعد از اینکه در کربلا حضرت علی اصغر(ع) به شهادت می‌رسد در مقاتل هر چقدر بگردی گلایه‌ای، شکایتی، کنایه‌ای در کلام رباب، مادر علی اصغر (ع) نسبت به شهادت فرزندشان خطاب به امام حسین (ع) نمی‌بینی.» شهادت حضرت علی اصغر و ارتباط امام حسین (ع) و رباب برای ما امروزی‌ها کم درس زندگی ندارد و حجت الاسلام مهدی مهدوی نژاد از این درس‌ها برای ما می‌گوید؛ درس‌هایی که برای زوج‌های امروزی غنیمت است.

برای زنانی که تا اوضاع بر وفق مراد نیست و سه تای زندگی می‌شود دوتا سرناسازگاری بر می‌دارند. برای زنانی که برای دفاع از حق پا به پای همسرانشان نمی‌ایستند و البته از حق نگذریم  کم نداریم زنان وفاداری مثل همسران شهدای دفاع مقدس و مدافع حرم که زینب وار و رباب وار ایستادند به پای دفاع از آرمان‌ها.


شهادت حضرت علی اصغر و ارتباط امام حسین (ع) و رباب برای ما زوج های امروزی درس زندگی دارد

*وفادار تو خواهم ماند

القصه؛ بشنوید از یک بعد دیگر از زندگی امام حسین (ع) از زبان  حجت الاسلام مهدوی؛ «حضرت علی اصغر و حضرت سکینه محصول زندگی مشترک و عاشقانه امام حسین (ع) و حضرت رباب بودند. عاشقانه‌های زندگی امام حسین (ع) و رباب نقل تاریخ است. حضرت رباب بانویی مؤمنه، عفیفه، با سواد و اهل هنر و ادبیات و شعر بودند و امام حسین(ع) شیفته او و او شیفته امام حسین. اباعبدالله (ع) شعری در وصف رباب گفته‌اند که این شعر به طور مستقیم از طرف امام حسین (ع) نقل شده است و هیچ یک از مورخان نسبت این شعر را به امام حسین (ع) تکذیب نکرده‌اند.

لعَمرک انّنی لأحب داراً… تحلّ بها سکینه و الرباب

احبّهما و أبذل جلّ مالی… و لیس للائمی فی‌ها عتاب

به جان تو سوگند! من خانه‌ای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن باشند. آن‌ها را دوست دارم و تمامی دارایی‌ام را به پای آن‌ها می‌ریزم و هیچ کس نباید در این باره مرا عتاب کند.

شخصیت حضرت رباب شخصیت برجسته ای است که معرفتش نسبت به امام معرفت یک زن نسبت به شوهرش نیست. معرفت یک مأموم نسبت به امامش هست. رباب، کودکی نوزاد و شیرخوار داشت اما عارفانه همراه امام و کاروان امام راهی شد؛ سفر سختی که فرجام آن هم معلوم نبود.»


 شهادت حضرت علی اصغر برای ما زیباترین الگوی تبدیل تهدیدها به فرصت است

*تهدیدها را تبدیل به فرصت کنیم

ما چقدر می‌توانیم در زندگی روزمره و مراوداتمان تهدیدها را تبدیل به فرصت برای تحقق اهداف و آرمان‌هایمان کنیم؟ اصلاً این روزها که بحث حجاب داغ داغ است ما چقدر پای امربه معروف و نهی از منکر از راه درستش ایستاده‌ایم؟ اباعبدالله (ع) و ماجرای شهادت علی اصغرش برای ما زیباترین الگوی تبدیل تهدیدها به فرصت است. حجت الاسلام مهدوی چطور و چرایش را می‌گوید: «امام حسین برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردند و حتی در سخت‌ترین لحظات زندگی هم از این آرمان دست بردار نبودند. در ماجرای شهادت حضرت علی اصغر (ع) طبق یکی از نقل‌ها، امام وقتی نگاهشان به طفل شیرخواره افتاد که از فرط عطش در حال جان سپردن بود، برای اتمام حجت و امر به معروف و نهی از منکر خطاب به لشکر دشمن صدا زدند: «یا قَومُ، إِن لَم تَرحَمُونی فَارحَمُوا هذَا الطّفلَ؛ [4] ای قوم! اگر به من رحم نمی‌کنید به این طفل رحم کنید. اگر به فهوای این پیام دقت کنید می‌بینید که این شدیدترین نوع خطاب عاطفی است برای بیدار کردن وجدان خفته تا شاید دشمن متوجه و متنبه شود.»

*نگذارید برایمان تصمیم بگیرند

هر اتفاق در عاشورا برای ما پیامی دارد. تک تک لحظات در صحرای کربلا دنیا دنیا حرف دارد برای امروز ما، اگر بخواهیم حسینی باشیم. حجت الاسلام مهدوی می‌گوید: «اگر بخواهیم زندگی هدفمندی داشته باشیم ابتدا باید آسیب‌های زندگی‌مان را شناسایی کنیم. یکی از آسیب‌های زندگی امروز ما وجود دشمنانی است که برای زندگی ما تصمیم می‌گیرند. امروز می‌بینیم که دشمنان در فضای مجازی برای سبک زندگی ما، پوشش، رتفار و کنش‌های اجتماعی ما تصمیم می‌گیرند. ترویج می‌کنند، تبلیغ می‌کنند. یک چیزی را زشت و یک چیزی را زیبا جلوه می‌دهند و ما فکر می‌کنیم که اینها پیشنهادات فرهنگ مدرن جامعه بشری به ما است و گاهی ممکن است اصالت خودمان را فراموش می‌کنیم و مقلد این رفتارها شویم. قطعاً باید بدانیم فلسفه‌ای پشت این طراحی‌ها هست تا حواسمان را بیشتر جمع می‌کنیم. می‌بینیم که این روزها چهره‌هایی برجسته می‌شوند سلبریتی هایی الگو می‌شوند که با فرهنگ ما مغایرت دارند. پوشش‌ها و اسامی رایج می‌شود که ضربه می زند به تربیت اسلامی ایرانی بچه‌ها ما. ما پوشش امن و عفیفانه‌ای داریم که مانع سوء استفاده از زنان ما است اما خیلی‌ها در تلاشند تا این پوشش عفیفانه را از دختران ما بگیرند.»

* دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ….

تاثیرگزارترین پیام عاشورا برای ما یادآور این شعر است؛ دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ، ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ. دنیایی که نهایت هدف عاشقان آن رسیدن به پول و جایگاه و مقام است، آنقدر که حاضرند برای کسب آن، جان طفل معصوم تشنه‌ای را اینطور وحشیانه بگیرند خودمانیم ارزش دل بستن ندارد که ندارد…

چنان که قرآن کریم می‌فرماید: «أَرَضِیتُمْ بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا مِنَ الْآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا فِی الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِیلٌ؛ آیا به جای آخرت به زندگی دنیا دل خوش کرده‌اید متاع زندگی دنیا در برابر آخرت جز اندکی نیست.»

روش‌های اشتباه مراقبت از پوست

برخی از بانوان ناخواسته به پوست خود آسیب وارد می‌کنند در صورتی که به گمان اشتباه در حال مراقبت از آن 

کارشناسان درجدیدترین پژوهش‌های خود دریافتند انجام خدمات مختلف پوستی و زیبایی باید متناسب با نوع پوست هر فرد توسط متخصص انجام شود، زیرا امکان تشخیص اشتباه و ایجاد آسیب پوستی توسط افراد غیر متخصص وجود دارد.

افراد دارای گونه‌های پوستی فراوان هستند، از جمله پوست طبیعی، پوست خشک و پوست چرب که هرکدام مراقبت پوستی خاص خود را نیازدارند.

یکی از شایع‌ترین مشکلات پوستی بروز جوش‌های زیر پوستی و سیاه است که افراد با روش‌های مختلف خانگی و دارویی می‌خواهند آن‌ها را از بین ببرند.

روش‌های اشتباه مراقبت از پوست که روزانه انجام می‌دهیم
این نوع جوش‌ها به دلایل مختلف از جمله دگرگونی‌های هورمونی، مصرف برخی داروها، تجمع میکروب و باکتری درزیر پوست، تغذیه نامناسب، مصرف شیرینی، خوراکی‌های پرچرب و مواردی ازاین دست به وجود می‌آیند.

حتی اگر پوست شما دارای مشکل آکنه نیست بازهم نیازمند به مراقبت و رسیدگی به پوست صورت خود هستید تا دچار چین و چروک و افتادگی نشود.

بسیاری از افراد درسنین بزرگسالی دچار مشکل آکنه می‌شوند درحالی که در دوران نوجوانی و جوانی با این مشکل مواجه نبوده اند.

اولین گام در مراقبت از پوست تغذیه سالم و شستشوی پوست با شوینده مناسب است.

هر شوینده‌ای برای نوع خاصی از پوست مناسب است و خرید بدون دقت و کارشناسی می‌تواند سبب آسیب به پوست شما شود.

از جمله اشتباه‌های رایجی که بسیاری از بانوان انجام می‌دهند استفاده از ماسک و اسکراب‌های مختلف و نیز پاکسازی پوست در مراکز زیبایی است.

پاکسازی پوست شامل از بین بردن آلودگی‌های زیر پوستی و جلوگیری از به وجود آمدن جوش و جوش‌های سر سیاه است، اما این کار باید توسط متخصص و با بررسی نوع پوست انجام شود.

پاکسازی پوست به دلیل تحریک بخش‌های درم و اپیدرم پوستی در برخی افراد می‌تواند سبب التهاب و ایجاد جوش صورت شود.

پوست صورت مانند کانال گوش به صورت خودکار به پاکسازی و خارج کردن مواد سمی می‌پردازد، اما دربرخی افراد به دلیل بازبودن بیش از اندازه منافذ پوستی و ورود مواد آلوده از محیط بیرونی، آکنه و جوش صورت به وجود می‌آید.

افراد اگر دارای پوست طبیعی هستند نیاز به پاکسازی پوست ندارند و شستن صورت با آب ولرم و اجازه دادن به پوست برای خشک شدن می‌تواند مانع از ایجاد آکنه در آن‌ها شود.

افراد دارای پوست خشک بیشتر در معرض ایجاد چین و چروک پوستی هستند، این افراد باید از کرم مرطوب کننده مناسب پس از شستشوی پوست خود استفاده کنند.

یکی از بهترین شیوه‌ها برای پاکسازی آلودگی و چربی از سطح پوست با استفاده از دستگاه میکرودرم ابرژن انجام می‌شود که حتماً باید توسط متخصص پوست انجام شود.

دراین شیوه پزشک به وسیله یک دستگاه و پودری ویژه به لایه برداری از سطح پوست و نیز کوچک کردن منافذ باز پوستی می‌پردازد.

پس از اتمام درمان که باید حداقل هر یک ماه یک بار انجام شود بیمار باید از کرم‌های ترمیم کننده و نیز ضد آفتاب مناسب استفاد کند تا پوست صورت او دچار آسیب نشود.

بارعایت موارد بالا می‌توانید از داشتن پوستی جوان و زیبا در هرسنی لذت ببرید.

کودکان؛ گمشدگان هزارتوی اینترنت

پدر و مادرها این سوال دو کلمه ای “بچه کجاست؟” را چند بار در طول روز ممکن است از خود، یکدیگر و البته دیگرانی که به هر دلیل کودک خود را به آنها سپرده اند، بپرسند؛ در واقع محور این سوال، درخصوص حضور فیزیکی کودک است، بویژه اینکه آنها معتقدند “هر وقت دیدی سروصدایی از بچه نیست، بدون داره یه خرابکاری میکنه!” تجربه نشان داده است که این اصل نانوشته چندان هم غلط نیست، اما جای این سوال مهم دو کلمه ای در جای دیگری خالی است.

در واقع اگر راه ورود کودکتان به اینترنت و شبکه های اجتماعی و مجازی را باز گذاشته اید بهتر است که این سوال مهم را که به بعد غیر فیزیکی حضور فرزندان در دهلیزهای هزارتوی اینترنت مربوط می شود را هر لحظه و هر ساعت از خودتان بپرسید وگرنه باید تبعات بی توجهی به پاسخ این سوال را بپذیرید.

امروزه شاهد رشد چشمگیر استفاده کاربران فضای مجازی از شبکه های اجتماعی هستیم که محدودیت سنی هم ندارد، از کودک یک ساله تا افراد مسن در این شبکه ها از جمله شبکه نامتناهی اینستاگرام حضور دارند و روز به روز وابستگی آنها به این شبکه ها افزایش پیدا می کند.

تبعات حضور کودکان در دهلیزهای هزارتوی اینترنت

کودکان یکی از گروه های سنی هستند که بدون کسب هر گونه آگاهی و مهارتی در این حوزه که طبیعتا باید از سوی خانواده و محیط های آموزشی به آنها ارائه شود ولی نمی شود، از سنین بسیار پایین حتی پیش از ورود به مدرسه، وارد شبکه های اجتماعی می شوند که البته این حضور با آغاز تابستان افزایش می یابد.

بلوغ زودرس، بحران های هویتی، عدم شناخت کافی نسبت به افراد حاضر در این شبکه، اعتیاد به این شبکه ها و کاهش تعامل و تحرک فیزیکی کودکان از جمله آسیب هایی است که شخصیت بالغ نشده و کنجکاو آنان را در این شبکه ها تهدید می کند و چه بساکه آسیب های روحی و حتی فیزیکی زیادی نیز بدنبال این حضور، برای کودک ایجاد خواهد شد.

تبعات حضور کودکان در دهلیزهای هزارتوی اینترنت

با توجه به گستردگی و نامتناهی بودن شبکه های اجتماعی، می طلبد در ابتدا والدین در این رابطه آموزش لازم را فراگرفته و گاها برای حضور در این شبکه ها با کودکان خود همراه شوند اما متاسفانه گاهی اوقات دیده می شود که والدین برای اینکه ساعات یا دقایقی را به تنهایی بگذرانند یا به کارهای خود برسند، گوشی موبایل را با امکان استفاده از اینترنت به راحتی در اختیار کودک خود قرار می دهند و نظارتی نیز بر نحوه استفاده کودک از آن ندارند.

کودکان ذهنی کنجکاو و جستجوگر دارند و همین خصیصه آنها سبب می شود با ورود به شبکه های اجتماعی در دنیایی از اطلاعات واقعی و بیشتر غیرواقعی غوطه ور شده و در واقع گم شوند. آنها در مواردی حتی گرفتار افراد سودجو شده و آسیب های بزرگتری را نصیب خود و خانواده می کنند. حضور این کودکان در شبکه های اجتمای بر پایه درستی بنا نشده و کودکان نمی توانند اطلاعاتی که از این شبکه ها به سوی آنها هجوم می آورد را تجزیه و تحلیل کرده و دروغ را از راست تشخیص دهند، لذا دچار ساختار ذهنی غلط و غیرواقعی شده و در این فضا به سادگی اثرپذیر خواهند بود.

موبایل، گریزگاه والدین!

گلریز السادات طیبی، مشاور خانواده و کودک در این خصوص بیان کرد: برخی والدین برای سرگرم کردن کودکان شان و در مواردی برای کاهش وابستگی آنها به خود و گاه برای اینکه به سرگرمی های شخصی شان برسند، گوشی های موبایل، تبلت و … را در اختیار کودکان قرار داده یا حتی این وسایل را برای آنها تهیه می کنند و اجازه می دهند که کودک به تنهایی و بدون نظارت از این ابزارها استفاده کند.

وی با اشاره به شیوع کرونا و تاثیرگذاری آن در میزان دسترسی کودکان و نوجوانان به ابزارهای یاد شده و در پی آن ورود بیش از حد کودکان به دنیای اینترنت و شبکه های اجتماعی، ادامه داد: در دوران کرونا برخی والدین مجبور شدند این امکانات را در اختیار کودکان قرار دهند، اما اکنون این دوران سپری شده و این وابستگی باید با مدیریت لازم، کنترل شود. اگر قرار است بچه ها از این شبکه ها استفاده کنند باید اینکار در زمان محدود و مدیریت شده انجام شود. بسیاری از کشورهای پیشرفته این امکانات را برای کودکان زیر ۱۲ سال ممنوع می کنند چراکه کودکان در این سنین کنجکاو و احساساتی هستند و مهارت های لازم را برای حضور در چنین فضاهایی ندارند.

تبعات حضور کودکان در دهلیزهای هزارتوی اینترنت

دام شبکه های اجتماعی

طیبی تاکید کرد: کودکان نمی دانند که اطلاعاتی که سایر افراد در این شبکه ها در اختیار آنها قرار می دهند، گاهی عاملی برای سوءاستفاده از آنهاست و گاها حتی آنان را وارد رابطه های نامناسب می کند.

وی اضافه کرد: والدین باید اطلاعات درست را در اختیار کودکان قرار دهند و اگر قرار است از امکاناتی استفاده شود، والدین باید به طور صحیح از این امکانات در مقابل کودکان خود استفاده کنند تا آنها نیز روش صحیح را فرا بگیرند.

تفاوت استفاده دختران و پسران از شبکه های مجازی

طیبی با بیان اینکه انتظار داریم کودکان ما کتابخوان شوند یا با همسالان خود بازی کنند، گفت: علیرغم این انتظار، شرایط لازم را در اختیار آنها قرار نمی دهیم تا استعدادهای خود را بروز دهند و به مرور زمان، کودکان و نوجوانان انتخاب می کنند که با حضور در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی جذابیت هایی را برگزینند و در گوشه ای، اوقات خود را در این شبکه ها سپری کنند.

تبعات حضور کودکان در دهلیزهای هزارتوی اینترنت

وی فعالیت دختران در این شبکه ها را بیشتر از پسران دانست و گفت: دختران تمایل دارند خود را نشان دهند و عکس هایی از خود در این شبکه ها منتشر می کنند چراکه نیاز به دیده شدن دارند و پسران نیز بیشتر به سمت بازی های آنلاین و گروه های چت روی می آورند. البته ممکن است میزان استفاده آنها از این فضاها به یک میزان باشد اما نوع استفاده متفاوت است.

تبعات حضور کودکان در دهلیزهای هزارتوی اینترنت

ذهن کودکانی که مدام آنلاین هستند، کندتر از سایر کودکان است

طیبی اظهار کرد: باید برای هر گروه سنی تایم مخصوصی برای حضور در فضای اینترنت در نظر گرفته شود و برای افراد زیر ۱۲ سال نباید موبایل یا سیم کارت شخصی تهیه و استفاده از فیلترشکن را تعریف کرد، همچنین استفاده از قسمت آموزشی و سودمند این شبکه ها نیز باید با نظارت کامل والدین انجام شود. گاهی اوقات چون بزرگترها استفاده زیادی از گوشی موبایل می کنند بچه ها نیز به این سمت کشیده می شوند. فضای بسیاری از بازی های آنلاین نامناسب و ناشناخته است و اطلاعات نامناسب در اختیار کودکان قرار می دهد که آسیب زیادی را برای آنها به همراه خواهد داشت.

وی ذهن کودکانی که مدام آنلاین هستند را کندتر از سایر کودکان دانست و افزود: حضور در این فضاها و شبکه ها باعث می شود که فعالیت ذهن از شرایط نرمال خارج شده و هوش کودکان تحت تاثیر قرار بگیرد، لذا والدین هوشیار باید آموزش‌های لازم را به کودکان ارائه کرده و خود الگویی مناسب برای کودکان خود باشند و همراهی با آنها در این فضا را فراموش نکنند.

کودک را با اینترنت تنها نگذارید

وی اظهار کرد: نرم افزارهایی وجود دارد که بر روی موبایل ها نصب می شوند تا در نتیجه بتوان حضور کودکان در شبکه های اجتماعی را از سوی والدین کنترل کرد و کمک می کنند که کودکان بتوانند از قسمت سودمند این شبکه ها استفاده کنند.

تبعات حضور کودکان در دهلیزهای هزارتوی اینترنت

یکجانشینی اینترنتی قاتل بهزیستی کودکان

طیبی اضافه کرد: والدین عموما تاثیر مخرب هروئین بر سیستم بدنی و بهزیستی نوجوانان را به راحتی می پذیرند، اما شاید بسیاری از آنها نپذیرند که استفاده از شبکه های اجتماعی و فضای مجازی بر بهزیستی روانی دختران و وضعیت جسمی پسران تاثیر مخرب دارد.

وی افزود: در واقع در صورت استفاده نامناسب کودکان و نوجوانان از این امکانات، به جایی می رسیم که تایم طلایی کودکان در روز و شب به یکجانشینی و عدم تحرک فیزیکی می گذرد چراکه اوقات خود را در شبکه های اجتماعی و فضاهای مجازی می گذرانند.

تبعات حضور کودکان در دهلیزهای هزارتوی اینترنت

به گزارش بیا نی نی، اینترنت و جذابیت های فراوان آن در کنار مشغله های زیاد والدین، کودکان را از بازی هایی که آنان را به تحرک فیزیکی، جمع پذیری، فعالیت های گروهی و بسیاری آموزه های تجربی که در فضای فیزیکی باید دریابند محروم کرده است.

تبعات حضور کودکان در دهلیزهای هزارتوی اینترنت

ذکر فواید بازی هایی که در فضای فیزیکی انجام می شود، کتاب خواندن، به پارک رفتن و بازی های گروهی کودکانه حتی در کوچه در مقابل فرو رفتن طولانی مدت در دنیای اینترنت، تکرار مکررات است، این واقعیتی است که همه می دانیم اما اینکه چه تعداد از والدین آنرا جدی می گیرند مسئله دیگری است.

در واقع مشاهده روابط فرزندان و والدین نشان می دهد که دلیل ورود کودک به این دنیا، بیش از آنکه مرتبط با علاقه‌مند شدن او به این دنیا باشد، با بی حوصلگی و بی تجربگی والدین در خصوص تعامل با فرزندان‌شان است، مشغله های بسیاری که آنها برای خود ایجاد کرده اند تا زندگی بهتری برای فرزندشان بسازند نیز باعث شده است، که او را تنها گذاشته و وادار کنند تا برای سرگرم شدن به اینترنت، شبکه های اجتماعی و البته بازی های آنلاین پناه ببرد، هرچند کودکانی که آلوده تنهایی در فضای مجازی هستند در ارتباط گیری با همنوعان شان هم موفق نبوده و تنهایی را حتی در گروه هم ترجیح می دهند.

تبعات حضور کودکان در دهلیزهای هزارتوی اینترنت

در گذشته با توجه به وجود انواع بازی ها و تعاملات کودکان با یکدیگر، قوه تخیل و مقایسه کودکان قوی تر بود و این مهم را از تنوع بازی ها می توانستیم دریابیم، اما امروزه حضور در این شبکه ها تاحدودی قوه تخیل را از کودکان سلب کرده و طبق گفته کارشناسان، کودکان و نوجوانانی که از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند بیشتر از سایرین به افسردگی مبتلا می شوند و این مسئله را از گوشه نشینی آنها می توان دریافت.

البته فضای مجازی و شبکه های اجتماعی قطعا مزایایی نیز دارند اما متاسفانه کودکان بدون کسب آموزش و همراهی والدین قاعدتا کمتر از این مزایا بهره مند می شوند پس می طلبد که والدین ابتدا خود آموزش دیده و اطلاعات لازم را فرا گیرند و ثانیا برای حضور در این فضا و شبکه ها کودک خود را همراهی کنند. ایجاد محدودیت از سوی والدین در این حوزه اهمیت بسزایی دارد.

به نظر می رسد کوتاهی آموزش و پرورش نیز در این حوزه بی تاثیر نیست چراکه این نهاد آموزشی می‌تواند از همان دوران ابتدایی یا حتی قبل از آن برنامه های آموزشی را در این حوزه تدوین و ارائه کند. آموزش و پرورش نقش مهمی در اجتماعی کردن کودکان و نوجوانان دارد و می تواند مهارت آموزی و فرهنگ سازی و آگاهی بخشی به نوجوانان و کودکان در خصوص استفاده از فضای مجازی و شبکه های اجتماعی را در دستور کار داشته باشد، لذا این نقش و اهمیت آن نیز باید مورد توجه این دستگاه عریض و طویل باشد.

به گزارش بیا نی نی، قطعا هیچ چیز برای کودکان و نوجوانان جذاب تر از وقت گذراندن و بازی و تفریح با پدر و مادرشان نیست، کافی است امتحان کنید، آنها در نهایت جست و خیز و حتی بازی های فکری را حتی در گروه های کوچک دونفره با پدر یا مادر یا هر دو را به جذاب ترین شبکه های اجتماعی ترجیح می دهند، حداقلش این است که اگر هم کار به بازی های آنلاین کشید همبازی کودک شما خودتان باشید نه موجودات ناشناخته در دهلیزهای تاریک اینترنت.

تبعات حضور کودکان در دهلیزهای هزارتوی اینترنت

چرا اتاقتان همیشه به هم ریخته است؟

آیا در رویاهایتان تصویر خانه‌ای را می‌بینید که اتاق هایش دکوراسیون منظمی دارند؟ یا این که شما هم ترجیح می‌دهید که اتاق شلوغتان پر از سوغاتی، یادبود و آثار هنری و کتاب‌ها باشد؟ برای برخی از مردم، چنین اتاق‌هایی به شدت نامناسب است.

چرا که این اتاق مظهری از اختلال در جهان است و می‌تواند به آن‌ها انرژی منفی بدهد. اما برخی از مردم دوست دارند که اتاق یا محل زندگی شان را با وسایل خود پر کنند تا بتوانند به نهایت خلاقیت شان برسند.

سازماندهی و نظم در دنیای امروزه یکی از مهم‌ترین صفات انسان است. از نویسنده‌ی کتاب‌های روانشناسی بگیرید تا سمینارها، همه‌ی انسان‌ها به دنبال راهی هستند که بتوانند از طریق آن، تمام ابعاد زندگی شان را سر و سامان بدهند. بی نظمی اصولا به عنوان یک صفت بد شناخته می‌شود و نشانه‌ای از تنبلی است. اما مرتب و منظم بودن نشانی از موفق بودن است و به عنوان یک صفت ایده آل شناخته می‌شود.

اما آیا کسانی که به طور ذاتی به این بی نظمی علاقه دارند، دلیلی به جز تنبلی دارند؟ آیا علم روانشناسی جنبه‌ی جدیدی از این نوع افراد را شناسایی کرده است؟ اگر شما هم مشتاق دیدن پاسخ این سوالات هستید، در ادامه با ما همراه باشید.

چرا اتاقتان همیشه به هم ریخته است؟

سلامت روانی

بی نظم بودن در چینش خانه و اتاق می‌تواند به خاطر دلایل زیادی اتفاق بیفتد. مثلا ممکن است بدین دلیل باشد که سرتان بیش از حد مشغول است و زمان کافی برای تمیزکاری و مرتب کردن وسایلتان را ندارید. ممکن است نشانه‌ای از این باشد که وسایل بسیاری زیادی را در خانه نگه می‌دارید. یا ممکن است به خاطر بچه‌های کوچکی باشد که درون خانه خراب کاری می‌کنند، اما دست گلشان را جمع نمی‌کنند.

اما اگر اتاق شما به طور طبیعی و ذاتا بی نظم است، پس شاید ریشه‌ای روانی پشت تمام این ماجرا‌ها باشد، این طور نیست؟

در برخی از موارد، مشکلات و اختلالات روانی می‌توانند بر روی چینش اتاق شما تاثیرگذار باشند. به طور مثال افرادی که به اختلال وسواس فکری دچار هستند، در نظم افراط شدیدی دارند و هیچ چیز نباید حتی یک سانت از جای خودش تکان بخورد. اگر هریک از وسایل این افراد از جای خود خارج شود، می‌توان گفت که فرد مورد نظر ما تحت استرس و اضطراب شدیدی است. در بخش دیگر ماجرا، برخی از افراد دوست دارند از تمام وسایلی که به چشمشان می‌خورد نگهداری کنند. از این رو، خانه‌ی این افراد شدیداً شلوغ است و از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در آن پیدا می‌شود.

آیا بی نظمی اتاق می‌تواند تاثیرات روانی داشته باشد؟

اگر شرایط ذکر شده در سطر قبل را فراموش کنیم، پس دلیل روانیِ پشت این بی نظمی می‌تواند تحت تاثیر چندین عامل مهم باشد:

• آیا بی نظمی شما عادتی است که به تازگی ایجاد شده؟

• آیا این بی نظمی واقعاً شما را آزار می‌دهد؟

• یا ممکن است بی نظمی نشان از چیز عمیق تری در زندگی تان داشته باشد

بی نظمی می‌تواند امری کاملاً طبیعی باشد

آیا بی نظمی شما برحسب عادت است؟

برخی از افراد مرتب و منظم بودن را در اولویت هایشان قرار نمی‌دهند، و به همین دلیل چینش اتاق هایشان نامنظم است. به همین سادگی. در برخی از موارد هم، بی نظمی فقط راهی برای ابراز علاقه است. اگر خانه‌ی شما به طور طبیعی نامنظم است و از اول هم همین بوده، پس شاید این نوع چینش در شخصیت شما نیز نهادینه شده و به همین دلیل است که علاقه‌ای به تغییرِ آن ندارید.

بی نظمی می‌تواند نشانی از آشفتگی باشد

اگر شما به خاطر بی نظمی ناامید، عصبانی یا آشفته باشید، پس ممکن است مشکل خاصی برایتان پیش آمده باشد و شما حتی متوجه آن نشده باشید. برخی مواقع بی نظمی واقعاً سبب ناامیدی انسان می‌شود، اما باید بدانیم که از کجا شروع کنیم و چگونه مشکلاتمان را حل و فصل کنیم. این کار با یاد گرفتن تکنیک‌های جدید سازماندهی یا شریک شدن خانه با یک فرد دیگر قابل انجام است.

چرا اتاقتان همیشه به هم ریخته است؟

بی نظمی می‌تواند نشانی از افسردگی باشد

آیا بی نظمی اتاق یا خانه‌ی شما پدیده‌ی غیرعادی و تازه‌ای است؟ اگر شما به طور معمول فردی مرتب و منظم هستید، و ناگهان دیگر به مسائل نظم و این جور چیز‌ها در خانه اهمیت نمی‌دهید، پس شاید مشکلی جدی در زندگی شما پیش آمده است. برای مثال، بی نظمی می‌تواند نشانی از افسردگی باشد. افراد افسرده اصولاً انگیزه‌ی کافی برای انجام وظایف خانه داری را ندارند.

افسردگی همچنین می‌تواند همه چیز را برای انسان سخت‌تر کند. چگونه؟! الان به شما توضیح می‌دهم. بدین صورت که تمرکز، انرژی و انگیزه‌ی لازم برای انجام کار را از انسان می‌گیرد. پس افراد افسرده با این که به وسیله‌ی دیدن بی نظمی اذیت می‌شوند و یا قصد تمیز کردن خانه را دارند، اما انرژی، انگیزه و تمرکز لازم برای انجام آن را ندارند.

اگر بی نظمیِ مشکوک شما نشانی از افسردگی است، اصلاً وحشت نکنید. شما می‌توانید در این باره با دکتر یا مشاور روانی تان صحبت کنید و از او طلب مشورت کنید. یک مشاور، روانشناس یا پزشک می‌تواند به خوبی شما را به عمق مشکلاتتان ببرد و وضعیت شما را ارزیابی کند و برایتان نسخه‌ای مناسب بپیچد.

شخصیت

چه چیزی می‌تواند وجه تمایز بین افراد مرتب و افراد بی نظم باشد؟ آیا افراد منظم به طور مادرزادی با این گرایش به نظم و ترتیب به دنیا آمده اند؟ ممکن است برخی از افراد معتقد باشند که یک اتاق بی نظم و آشفته نشانی از ذهن آشفته و بی نظم است. اما کسانی که به بی نظمی عادت دارند، لزوماً ذهن بی نظمی ندارند. شاید میز آن‌ها شبیه به یک کپه‌ی زباله باشد، اما وقتی به یک خودکار یا منگنه نیاز دارند، مکان دقیق آن را می‌دانند. همان طور که زیگموند فروید به اطرافیانش می‌گفت: میز و اتاق مرا تمیز نکنید. من می‌توانم هر چیزی را در این بی نظمی شناسایی کنم.

در حقیقت، برخی از مردم قابلیت رشد و پیشرفت در محیط‌های بی نظم را دارند.

اگر داشتن یک اتاق مرتب و منظم سبب افزایش و بهبود عملکرد شما می‌شود، پس شاید شما تیپ شخصیتی الف را دارا هستید. تیپ شخصیتی الف شامل افرادی کمال گرا است که دوست دارند هرچیزی در جای دقیق خودش باشد.

اما اگر شما اهمیتی به مکان وسایل نمی‌دهید و نظم جزو اولویت‌های شما نیست، پس شاید شما هم جزو تیپ شخصیتی ب باشید. این افراد ذهن و روح آرامتر و ریلکس تری نسبت به تیپ الف دارند. آن‌ها به جای این که بر روی کمال گرایی تمرکز داشته باشند، بیشتر به ایده، تجربه و خلاقیت توجه می‌کنند.

فواید بی نظمی

اما تحقیقات اخیر دانشمندان نشان داده که بی نظمی جنبه‌های مثبتی هم دارد. محققین متوجه شده اند که اگرچه کار کردن در یک اتاق منظم سبب ایجاد انگیزه و افزایش میزان بخشندگی و مهربانی شما می‌شود، اما کار کردن در یک محیط آشفته می‌تواند خلاقیت شما را افزایش دهد.

افزایش بخشندگی

در یک آزمایش جالب، از دو گروه از افراد خواسته شد تا پرسشنامه‌ای را در حین نشستن در یک اتاق پر کنند. گروه اول در یک اتاق تمیز و گروه دوم در یک اتاق آشفته مشغول به کار شدند. سپس از دو گروه درخواست شد تا اگر بخواهند می‌توانند مقداری پول به موسسات خیریه اهدا کنند و همچنین یک میان وعده به آن‌ها پیشنهاد شد: یک دانه سیب و یک شکلات. افرادی که در اتاق مرتب مشغول به پر کردن پرسشنامه شدند، گرایش بیشتری برای اهدای پول به موسسه‌ی خیریه داشتند و همچنین علاقه‌ی بیشتری به سیب پیدا کردند!

افزایش خلاقیت

محققین باور دارند که کار کردن در یک فضای مرتب و منظم می‌تواند عرف جامعه را برای ما تداعی کند و از این رو، ما فقط در حدی ظاهر می‌شویم که از ما انتظار می‌رود. اما در سمتِ دیگر ماجرا، کار کردن در یک فضای آشفته و بی نظم می‌تواند انسان را از این قید و بند‌ها آزاد کند، تا انتظارت مخصوصِ خودش را بسازد.

در یک آزمایش دیگر، دوباره از شرکت کنندگان درخواست شد که در اتاق آشفته و اتاق مرتب بنشینند و کاربرد جدیدی برای توپ پینگ پونگ پیدا کنند. شرکت کنندگانی که در اتاق‌های آشفته قرار گرفتند خلاقیت بسیار زیادی از خودشان نشان دادند و توانستند کارکرد‌های بیشتری را نسبت به گروه دیگر پیدا کنند.

چنین یافته‌های علمی‌ای می‌تواند بر روی فضای کاری شرکت‌های بزرگ تاثیرگذار باشد. مثلا مدیران این گونه شرکت‌ها می‌توانند به کارمندانشان، اجازه‌ی شخصی سازی دفترشان را بدهند، اگرچه شاید این امر به بی نظمی دفتر منجر شود.

واضح است که با توجه به نتایج آزمایش ها، صرفاً همه‌ی افراد با قرار گرفتن در محیط‌های نامنظم با افزایش خلاقیت مواجه نمی‌شوند. ممکن است برخی از افراد با قرار گرفتن در محیط‌های منظم خلاقیت خود ر افزایش دهند. چنین موقعیت‌هایی به نوع عملکرد و شخصیت فرد بستگی دارد.

چرا اتاقتان همیشه به هم ریخته است؟

برای مثال اگر کسی که کار کردن در یک فضای منظم را دوست دارد، با اعمال زور به فضای نامنظمی انتقال دهیم، آن وقت با کاهش کیفیت عملکرد وی رو به رو خواهیم شد. اما در برخی موارد می‌توان از این نتایج بهره برد. مثلاً اگر کارمندان شرکتی نیازمند قوه‌ی تصمیم گیری خود هستند، پس فضای کلی اداره باید منظم باشد. اگر شرکتی خلاقیت را از کارمندانش طلب کند چه؟ فکر می‌کنم همه ما جواب را بدانیم.

پس در حالی که همه‌ی مردم فکر می‌کنند نظم یک صفت بسیار عالی و مفید است، محققین به کشف لایه‌های زیرین و مثبت نامنظم بودن دست پیدا کرده اند. در ادامه چند مورد از فواید بی نظمی را با یکدیگر بررسی می‌کنیم.

افزایش علاقه و میل برای امتحان چیز‌های جدید

یکی از تحقیقات اخیر دانشمندان نشان داد افرادی که در اتاق‌های نامنظمی قرار دارند، قابلیت و ظرفیت بیشتری برای حل معما دارند. برای مثال، آلبرت انیشتین ریاضیدان معروف که به ذهن برجسته اش مشهور است، می‌گوید: «اگر یک میز آشفته نشان از یک ذهن آشفته دارد، پس نظر شما راجع به یک ذهن خالی چیست؟!» فضای کاری او همیشه آشفته بود.

در یک آزمایش دیگر، شرکت کنندگان به صورت تصادفی در اتاق‌های آشفته و منظم نشانده می‌شدند. به آن‌ها منو‌هایی شامل اسموتی‌های مختلف داده می‌شد و دانشمندان به آن‌ها گفتند که شما در یک آزمایش انتخاب اسموتی قرار دارید و باید یکی از این اسموتی‌ها را انتخاب کنید: سلامتی، خوشی، یا پر ویتامین.

نیمی از اسموتی‌های این منو با نام کلاسیک برجسته شده و نیم دیگر آن نام مدرن را در صدر خودش داشت. نتیجه این شد که افراد قرار گرفته در اتاق‌های نامنظم علاقه‌ی بیشتری به انتخاب موارد تازه داشتند و برعکس این موضوع برای گروه دیگر نیز صادق است. نتیجه‌ی این آزمایش مشخص می‌کند که افراد نامنظم گرایش بیشتری به مدرنیته دارند.

مضررات بی نظمی

در حالی که بی نظمی ممکن است فوایدی داشته باشد، اما نمی‌تواند مضرات خود را هم پنهان کند. مثلا یک اتاق نامنظم می‌تواند احتال گم شدن وسایل را چندین برابر کند. از این بدتر، گم شدن اسناد و مدارک مهمی است که در لحظات حساس به آن‌ها نیاز داریم. اما مضررات دیگری نیز هستند که از چشم ما دور مانده اند.

کاهش گرایش به کمک به موسسات خیریه

آزمایش‌های متعدد نشان داد که ۸۲ درصد از افرادی که در اتاق‌های منظم قرار گرفته بودند، مبلغی را برای اهدا به موسسه خیریه اهدا کردند. اما این عدد برای افرادِ حاضر در اتاق‌های آشفته تنها به ۴۷ درصد می‌رسد.

کاهش گرایش به رعایت قانون

همچنین آزمایشات پیشین ثابت کرده اند کسانی که در مکان‌های آشفته زندگی می‌کنند، گرایش کمتری به رعایت قانون دارند. این بدین معنی نیست که تمام افراد منظم، فرشته‌های وحی هستند. خیر. این فقط بدین معنی است که وقتی یک فرد در یک فضای بدون نظم زندگی کند، گرایش او به بی نظمی بیشتر می‌شود.

گرایش کمتر به انتخاب‌های سالم

با توجه به آزمایشاتی که در این مقاله ذکر کردیم، خاطرتان هست که افرد قرار گرفته در اتاق‌های منظم، انتخاب‌های سالم بهتری داشتند. مثلاً به جای شکلات، سیب را انتخاب کردند. پس اگر شما هم به دنبال نقطه‌ی شروعی در جهت بهبود سلامتی تان هستید، می‌توانید از تمیز کردن اتاقتان شروع کنید.

چرا اتاقتان همیشه به هم ریخته است؟

سخن آخر

هر کدام از این خصوصیت‌های انسانی می‌توانند تحت تاثیر شرایط مختلفی شکل بگیرند، رشد کنند یا سرکوب شوند. در این مقاله آموختیم که هر یک از این خصوصیات، مضرات و فواید خودش را دارد. پس به جای انتخاب بین این دو، با تحقیقات بیشتر متوجه شوید که کدامیک از آن‌ها می‌توانند خلاقیت و عملکرد شما را بهبود ببخشد. موفق باشید.

چرا اتاقتان همیشه به هم ریخته است؟

آیا در رویاهایتان تصویر خانه‌ای را می‌بینید که اتاق هایش دکوراسیون منظمی دارند؟ یا این که شما هم ترجیح می‌دهید که اتاق شلوغتان پر از سوغاتی، یادبود و آثار هنری و کتاب‌ها باشد؟ برای برخی از مردم، چنین اتاق‌هایی به شدت نامناسب است.

چرا که این اتاق مظهری از اختلال در جهان است و می‌تواند به آن‌ها انرژی منفی بدهد. اما برخی از مردم دوست دارند که اتاق یا محل زندگی شان را با وسایل خود پر کنند تا بتوانند به نهایت خلاقیت شان برسند.

سازماندهی و نظم در دنیای امروزه یکی از مهم‌ترین صفات انسان است. از نویسنده‌ی کتاب‌های روانشناسی بگیرید تا سمینارها، همه‌ی انسان‌ها به دنبال راهی هستند که بتوانند از طریق آن، تمام ابعاد زندگی شان را سر و سامان بدهند. بی نظمی اصولا به عنوان یک صفت بد شناخته می‌شود و نشانه‌ای از تنبلی است. اما مرتب و منظم بودن نشانی از موفق بودن است و به عنوان یک صفت ایده آل شناخته می‌شود.

اما آیا کسانی که به طور ذاتی به این بی نظمی علاقه دارند، دلیلی به جز تنبلی دارند؟ آیا علم روانشناسی جنبه‌ی جدیدی از این نوع افراد را شناسایی کرده است؟ اگر شما هم مشتاق دیدن پاسخ این سوالات هستید، در ادامه با ما همراه باشید.

چرا اتاقتان همیشه به هم ریخته است؟

سلامت روانی

بی نظم بودن در چینش خانه و اتاق می‌تواند به خاطر دلایل زیادی اتفاق بیفتد. مثلا ممکن است بدین دلیل باشد که سرتان بیش از حد مشغول است و زمان کافی برای تمیزکاری و مرتب کردن وسایلتان را ندارید. ممکن است نشانه‌ای از این باشد که وسایل بسیاری زیادی را در خانه نگه می‌دارید. یا ممکن است به خاطر بچه‌های کوچکی باشد که درون خانه خراب کاری می‌کنند، اما دست گلشان را جمع نمی‌کنند.

اما اگر اتاق شما به طور طبیعی و ذاتا بی نظم است، پس شاید ریشه‌ای روانی پشت تمام این ماجرا‌ها باشد، این طور نیست؟

در برخی از موارد، مشکلات و اختلالات روانی می‌توانند بر روی چینش اتاق شما تاثیرگذار باشند. به طور مثال افرادی که به اختلال وسواس فکری دچار هستند، در نظم افراط شدیدی دارند و هیچ چیز نباید حتی یک سانت از جای خودش تکان بخورد. اگر هریک از وسایل این افراد از جای خود خارج شود، می‌توان گفت که فرد مورد نظر ما تحت استرس و اضطراب شدیدی است. در بخش دیگر ماجرا، برخی از افراد دوست دارند از تمام وسایلی که به چشمشان می‌خورد نگهداری کنند. از این رو، خانه‌ی این افراد شدیداً شلوغ است و از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در آن پیدا می‌شود.

آیا بی نظمی اتاق می‌تواند تاثیرات روانی داشته باشد؟

اگر شرایط ذکر شده در سطر قبل را فراموش کنیم، پس دلیل روانیِ پشت این بی نظمی می‌تواند تحت تاثیر چندین عامل مهم باشد:

• آیا بی نظمی شما عادتی است که به تازگی ایجاد شده؟

• آیا این بی نظمی واقعاً شما را آزار می‌دهد؟

• یا ممکن است بی نظمی نشان از چیز عمیق تری در زندگی تان داشته باشد

بی نظمی می‌تواند امری کاملاً طبیعی باشد

آیا بی نظمی شما برحسب عادت است؟

برخی از افراد مرتب و منظم بودن را در اولویت هایشان قرار نمی‌دهند، و به همین دلیل چینش اتاق هایشان نامنظم است. به همین سادگی. در برخی از موارد هم، بی نظمی فقط راهی برای ابراز علاقه است. اگر خانه‌ی شما به طور طبیعی نامنظم است و از اول هم همین بوده، پس شاید این نوع چینش در شخصیت شما نیز نهادینه شده و به همین دلیل است که علاقه‌ای به تغییرِ آن ندارید.

بی نظمی می‌تواند نشانی از آشفتگی باشد

اگر شما به خاطر بی نظمی ناامید، عصبانی یا آشفته باشید، پس ممکن است مشکل خاصی برایتان پیش آمده باشد و شما حتی متوجه آن نشده باشید. برخی مواقع بی نظمی واقعاً سبب ناامیدی انسان می‌شود، اما باید بدانیم که از کجا شروع کنیم و چگونه مشکلاتمان را حل و فصل کنیم. این کار با یاد گرفتن تکنیک‌های جدید سازماندهی یا شریک شدن خانه با یک فرد دیگر قابل انجام است.

چرا اتاقتان همیشه به هم ریخته است؟

بی نظمی می‌تواند نشانی از افسردگی باشد

آیا بی نظمی اتاق یا خانه‌ی شما پدیده‌ی غیرعادی و تازه‌ای است؟ اگر شما به طور معمول فردی مرتب و منظم هستید، و ناگهان دیگر به مسائل نظم و این جور چیز‌ها در خانه اهمیت نمی‌دهید، پس شاید مشکلی جدی در زندگی شما پیش آمده است. برای مثال، بی نظمی می‌تواند نشانی از افسردگی باشد. افراد افسرده اصولاً انگیزه‌ی کافی برای انجام وظایف خانه داری را ندارند.

افسردگی همچنین می‌تواند همه چیز را برای انسان سخت‌تر کند. چگونه؟! الان به شما توضیح می‌دهم. بدین صورت که تمرکز، انرژی و انگیزه‌ی لازم برای انجام کار را از انسان می‌گیرد. پس افراد افسرده با این که به وسیله‌ی دیدن بی نظمی اذیت می‌شوند و یا قصد تمیز کردن خانه را دارند، اما انرژی، انگیزه و تمرکز لازم برای انجام آن را ندارند.

اگر بی نظمیِ مشکوک شما نشانی از افسردگی است، اصلاً وحشت نکنید. شما می‌توانید در این باره با دکتر یا مشاور روانی تان صحبت کنید و از او طلب مشورت کنید. یک مشاور، روانشناس یا پزشک می‌تواند به خوبی شما را به عمق مشکلاتتان ببرد و وضعیت شما را ارزیابی کند و برایتان نسخه‌ای مناسب بپیچد.

شخصیت

چه چیزی می‌تواند وجه تمایز بین افراد مرتب و افراد بی نظم باشد؟ آیا افراد منظم به طور مادرزادی با این گرایش به نظم و ترتیب به دنیا آمده اند؟ ممکن است برخی از افراد معتقد باشند که یک اتاق بی نظم و آشفته نشانی از ذهن آشفته و بی نظم است. اما کسانی که به بی نظمی عادت دارند، لزوماً ذهن بی نظمی ندارند. شاید میز آن‌ها شبیه به یک کپه‌ی زباله باشد، اما وقتی به یک خودکار یا منگنه نیاز دارند، مکان دقیق آن را می‌دانند. همان طور که زیگموند فروید به اطرافیانش می‌گفت: میز و اتاق مرا تمیز نکنید. من می‌توانم هر چیزی را در این بی نظمی شناسایی کنم.

در حقیقت، برخی از مردم قابلیت رشد و پیشرفت در محیط‌های بی نظم را دارند.

اگر داشتن یک اتاق مرتب و منظم سبب افزایش و بهبود عملکرد شما می‌شود، پس شاید شما تیپ شخصیتی الف را دارا هستید. تیپ شخصیتی الف شامل افرادی کمال گرا است که دوست دارند هرچیزی در جای دقیق خودش باشد.

اما اگر شما اهمیتی به مکان وسایل نمی‌دهید و نظم جزو اولویت‌های شما نیست، پس شاید شما هم جزو تیپ شخصیتی ب باشید. این افراد ذهن و روح آرامتر و ریلکس تری نسبت به تیپ الف دارند. آن‌ها به جای این که بر روی کمال گرایی تمرکز داشته باشند، بیشتر به ایده، تجربه و خلاقیت توجه می‌کنند.

فواید بی نظمی

اما تحقیقات اخیر دانشمندان نشان داده که بی نظمی جنبه‌های مثبتی هم دارد. محققین متوجه شده اند که اگرچه کار کردن در یک اتاق منظم سبب ایجاد انگیزه و افزایش میزان بخشندگی و مهربانی شما می‌شود، اما کار کردن در یک محیط آشفته می‌تواند خلاقیت شما را افزایش دهد.

افزایش بخشندگی

در یک آزمایش جالب، از دو گروه از افراد خواسته شد تا پرسشنامه‌ای را در حین نشستن در یک اتاق پر کنند. گروه اول در یک اتاق تمیز و گروه دوم در یک اتاق آشفته مشغول به کار شدند. سپس از دو گروه درخواست شد تا اگر بخواهند می‌توانند مقداری پول به موسسات خیریه اهدا کنند و همچنین یک میان وعده به آن‌ها پیشنهاد شد: یک دانه سیب و یک شکلات. افرادی که در اتاق مرتب مشغول به پر کردن پرسشنامه شدند، گرایش بیشتری برای اهدای پول به موسسه‌ی خیریه داشتند و همچنین علاقه‌ی بیشتری به سیب پیدا کردند!

افزایش خلاقیت

محققین باور دارند که کار کردن در یک فضای مرتب و منظم می‌تواند عرف جامعه را برای ما تداعی کند و از این رو، ما فقط در حدی ظاهر می‌شویم که از ما انتظار می‌رود. اما در سمتِ دیگر ماجرا، کار کردن در یک فضای آشفته و بی نظم می‌تواند انسان را از این قید و بند‌ها آزاد کند، تا انتظارت مخصوصِ خودش را بسازد.

در یک آزمایش دیگر، دوباره از شرکت کنندگان درخواست شد که در اتاق آشفته و اتاق مرتب بنشینند و کاربرد جدیدی برای توپ پینگ پونگ پیدا کنند. شرکت کنندگانی که در اتاق‌های آشفته قرار گرفتند خلاقیت بسیار زیادی از خودشان نشان دادند و توانستند کارکرد‌های بیشتری را نسبت به گروه دیگر پیدا کنند.

چنین یافته‌های علمی‌ای می‌تواند بر روی فضای کاری شرکت‌های بزرگ تاثیرگذار باشد. مثلا مدیران این گونه شرکت‌ها می‌توانند به کارمندانشان، اجازه‌ی شخصی سازی دفترشان را بدهند، اگرچه شاید این امر به بی نظمی دفتر منجر شود.

واضح است که با توجه به نتایج آزمایش ها، صرفاً همه‌ی افراد با قرار گرفتن در محیط‌های نامنظم با افزایش خلاقیت مواجه نمی‌شوند. ممکن است برخی از افراد با قرار گرفتن در محیط‌های منظم خلاقیت خود ر افزایش دهند. چنین موقعیت‌هایی به نوع عملکرد و شخصیت فرد بستگی دارد.

چرا اتاقتان همیشه به هم ریخته است؟

برای مثال اگر کسی که کار کردن در یک فضای منظم را دوست دارد، با اعمال زور به فضای نامنظمی انتقال دهیم، آن وقت با کاهش کیفیت عملکرد وی رو به رو خواهیم شد. اما در برخی موارد می‌توان از این نتایج بهره برد. مثلاً اگر کارمندان شرکتی نیازمند قوه‌ی تصمیم گیری خود هستند، پس فضای کلی اداره باید منظم باشد. اگر شرکتی خلاقیت را از کارمندانش طلب کند چه؟ فکر می‌کنم همه ما جواب را بدانیم.

پس در حالی که همه‌ی مردم فکر می‌کنند نظم یک صفت بسیار عالی و مفید است، محققین به کشف لایه‌های زیرین و مثبت نامنظم بودن دست پیدا کرده اند. در ادامه چند مورد از فواید بی نظمی را با یکدیگر بررسی می‌کنیم.

افزایش علاقه و میل برای امتحان چیز‌های جدید

یکی از تحقیقات اخیر دانشمندان نشان داد افرادی که در اتاق‌های نامنظمی قرار دارند، قابلیت و ظرفیت بیشتری برای حل معما دارند. برای مثال، آلبرت انیشتین ریاضیدان معروف که به ذهن برجسته اش مشهور است، می‌گوید: «اگر یک میز آشفته نشان از یک ذهن آشفته دارد، پس نظر شما راجع به یک ذهن خالی چیست؟!» فضای کاری او همیشه آشفته بود.

در یک آزمایش دیگر، شرکت کنندگان به صورت تصادفی در اتاق‌های آشفته و منظم نشانده می‌شدند. به آن‌ها منو‌هایی شامل اسموتی‌های مختلف داده می‌شد و دانشمندان به آن‌ها گفتند که شما در یک آزمایش انتخاب اسموتی قرار دارید و باید یکی از این اسموتی‌ها را انتخاب کنید: سلامتی، خوشی، یا پر ویتامین.

نیمی از اسموتی‌های این منو با نام کلاسیک برجسته شده و نیم دیگر آن نام مدرن را در صدر خودش داشت. نتیجه این شد که افراد قرار گرفته در اتاق‌های نامنظم علاقه‌ی بیشتری به انتخاب موارد تازه داشتند و برعکس این موضوع برای گروه دیگر نیز صادق است. نتیجه‌ی این آزمایش مشخص می‌کند که افراد نامنظم گرایش بیشتری به مدرنیته دارند.

مضررات بی نظمی

در حالی که بی نظمی ممکن است فوایدی داشته باشد، اما نمی‌تواند مضرات خود را هم پنهان کند. مثلا یک اتاق نامنظم می‌تواند احتال گم شدن وسایل را چندین برابر کند. از این بدتر، گم شدن اسناد و مدارک مهمی است که در لحظات حساس به آن‌ها نیاز داریم. اما مضررات دیگری نیز هستند که از چشم ما دور مانده اند.

کاهش گرایش به کمک به موسسات خیریه

آزمایش‌های متعدد نشان داد که ۸۲ درصد از افرادی که در اتاق‌های منظم قرار گرفته بودند، مبلغی را برای اهدا به موسسه خیریه اهدا کردند. اما این عدد برای افرادِ حاضر در اتاق‌های آشفته تنها به ۴۷ درصد می‌رسد.

کاهش گرایش به رعایت قانون

همچنین آزمایشات پیشین ثابت کرده اند کسانی که در مکان‌های آشفته زندگی می‌کنند، گرایش کمتری به رعایت قانون دارند. این بدین معنی نیست که تمام افراد منظم، فرشته‌های وحی هستند. خیر. این فقط بدین معنی است که وقتی یک فرد در یک فضای بدون نظم زندگی کند، گرایش او به بی نظمی بیشتر می‌شود.

گرایش کمتر به انتخاب‌های سالم

با توجه به آزمایشاتی که در این مقاله ذکر کردیم، خاطرتان هست که افرد قرار گرفته در اتاق‌های منظم، انتخاب‌های سالم بهتری داشتند. مثلاً به جای شکلات، سیب را انتخاب کردند. پس اگر شما هم به دنبال نقطه‌ی شروعی در جهت بهبود سلامتی تان هستید، می‌توانید از تمیز کردن اتاقتان شروع کنید.

چرا اتاقتان همیشه به هم ریخته است؟

سخن آخر

هر کدام از این خصوصیت‌های انسانی می‌توانند تحت تاثیر شرایط مختلفی شکل بگیرند، رشد کنند یا سرکوب شوند. در این مقاله آموختیم که هر یک از این خصوصیات، مضرات و فواید خودش را دارد. پس به جای انتخاب بین این دو، با تحقیقات بیشتر متوجه شوید که کدامیک از آن‌ها می‌توانند خلاقیت و عملکرد شما را بهبود ببخشد. موفق باشید.

دختر 15ساله نقشه جنایت مادرش را ناتمام گذاشت

زن ۳۷ساله که قصد کشتن دخترانش را داشت، دختربچه ۶ساله‌اش را به قتل رساند اما زیرکی دختر نوجوانش نقشه او را ناتمام گذاشت.

 دختر 15ساله نقشه جنایت مادرش را ناتمام گذاشت

 به نقل از ای‌بی‌سی‌ نیوز، چند روز پیش زنی 37ساله به نام جیمی بردلی به اتهام قتل دختر 6ساله‌اش و تلاش برای قتل دو دختر دیگرش در کارولینای جنوبی در آمریکا از سوی پلیس دستگیر شد. براساس اعلام پلیس، این زن که هنوز انگیزه‌اش از این اقدام هولناک روشن نشده، نیمه‌شب جمعه گذشته تصمیم به اجرای نقشه‌اش گرفت. او پس از به خواب رفتن 3دختر 6، 8 و 15ساله‌اش ابتدا به سراغ دختربچه 6ساله‌اش رفت. زن جنایتکار بدون هیچ سر و صدایی نقشه‌اش را اجرا کرد و سپس تصمیم به دومین جنایت گرفت. این زن به سراغ دختربچه 8ساله‌اش رفت و قصد داشت او را در خواب خفه کند که وی برای یک لحظه توانست با صدای بلند فریاد بزند و کمک بخواهد. همین باعث شد که خواهر 15ساله او که در اتاقی دیگر بود از خواب بپرد. دختر نوجوان در جست‌وجوی منبع صدا از اتاقش خارج شد و مادرش را دید که در حال خفه کردن خواهر 8ساله‌اش است. به‌گفته پی‌جی تانر، کلانتر شهر، دختر 15ساله با دیدن این صحنه و با شجاعت تمام با مادرش درگیر شد. او در این کشمکش موفق شد خواهر 8ساله‌اش را نجات دهد و بعد هر دوی آنها توانستند از خانه فرار کنند. دختر نوجوان پس از نجات خواهرش، سراسیمه خود را به خانه همسایه رساند و توانست از آنجا با پلیس تماس بگیرد. مأموران پلیس زمانی که به محل حادثه رسیدند، زن جوان قصد مقاومت در برابر آنها را داشت که در نهایت با استفاده از شوکر زمینگیر شد و به دام افتاد. پس از آن مأموران وارد خانه شدند و جسد بی‌جان دختربچه 6ساله را پیدا کردند. به‌نظر می‌رسید که زن جنایتکار وی را در وان غرق کرده و به قتل رسانده است. بررسی‌های پلیس نشان می‌دهد که زن جنایتکار هیچ سابقه کیفری نداشته و تحقیقات برای مشخص شدن انگیزه او از این جنایت هولناک ادامه دارد.

 دختر 15ساله نقشه جنایت مادرش را ناتمام گذاشت

 

تصورات غلطی که در مورد ازدواج وجود دارد

ازدواج قدمی بزرگ است که تغییراتی عمده در زندگی افراد ایجاد می‌کند بنابراین ایجاد اضطراب و ترس کاملاً طبیعی است، اما برخی از جوانان بیش از حد به مشکلات زندگی مشترک و یا طلاق احتمالی فکر می‌کنند بنابراین با اضطراب و ترس ازدواج روبرو می‌شوند.

اگر این افراد قبل از ازدواج این ترس را درمان نکنند، بسیار حساس و آسیب پذیر می‌شوند و در صورتی که طرف مقابلشان آن‌ها را درک نکند، مشکلاتی بینشان به وجود می‌آید که گاهی آن‌ها را تا مرز جدایی می‌کشاند. در این بخش به علت و علائم و درمان اضطراب قبل از ازدواج پرداخته‌ایم.

علت اضطراب قبل از ازدواج

نشان ندادن خود واقعی

همه افراد قادرند که با زندگی آرام و خوشایند کنار آیند و اگر در رابطه میزان آرامش زیادی داشته باشند به احتمال بسیار از شناخت وجود حقیقی طرف مقابل دور می‌شوند، زیرا به هنگام استرس و آشفتگی در زندگی است که می‌توان به شخصیت و ارزش واقعی افراد پی برد. معمولا زوجین جوان در ابتدای آشنایی، تأمین نیاز‌ها و انتظارات همسر را در اولویت قرار می‌دهند و پا به پای هم حرکت می‌کنند و تا جایی که مجبور نشوند خود واقعی‌شان را پنهان نگاه می‌دارند.

بنابراین، حال خوش امروزشان را تضمین کننده عاقبت فردا نمی‌دانند، زیرا آن‌ها متوجه هستند که بسیاری از ازدواج‌ها بر اساس دروغگویی و یا تظاهر شکل می‌گیرد و نهایتا به دادگاه خانواده ختم می‌شود، زیرا زوجین خود را آنگونه که هستند، نشان نمی‌دهند و تنها سعی دارند در ابتدای ازدواج با رفتارشان نظر طرف مقابل را به دست آورند، اما با گذشت سال‌ها بعد از زندگی مشترک، خود واقعیشان را نشان می‌دهند.

بعد از ازدواج روز‌های پر استرس و مشکل ساز، اجتناب ناپذیر است و ممکن است هر روز چیز‌های جدیدی در مورد شخصیت و منش همسرتان بدانید تا جایی که پی ببرید آنقدر‌ها هم که گمان می‌کردید همسرتان را نشناخته‌اید.

داشتن والدین ناسازگار

برخی از جوانان به این علت که زندگی والدین خود را دیده‌اند به مسئله ازدواج بد بین هستند، زیرا گمان می‌کنند که همسر آن‌ها نیز با گذشت زمان تغییر کرده و مانند یکی از والدینشان می‌شود و مشکلاتی که پدر و مادرشان داشته‌اند برای آن‌ها نیز پیش می‌آید.

ترس درونی شده از ناکامی‌ها

یکی دیگر از ترس‌های قبل از ازدواج، ترس درونی شده از ناکامی‌ها است. اگر فرد مهارت چگونه زندگی کردن را نیاموخته باشد و از حمایت خانواده بهره‌مند نشود، دچار ناکامی‌های زیادی خواهد شد که ترس از ازدواج یکی از آنهاست.

تغییر کردن نقش‌ها

بسیاری از جوانان ازدواج را محدودیت می‌دانند و فکر می‌کنند تغییر نقش آن‌ها به زن و شوهر و یا پدر و مادر سبب تغییر کلی الگو‌های عملی‌شان می‌شود بنابراین دچار اضطراب می‌شوند.

افزایش طلاق در جامعه

برخی از جوانان با ازدیاد طلاق در جامعه و مشکلات خانوادگی، مشکلات مالی و خیانت و… چشم انداز خوبی از ازدواج ندارند و دچار اضطراب قبل از ازدواج می‌شوند.

تغییر و سازش

معمولا کسانی که پا به دنیای متأهلی می‌گذارند اندکی در مورد تغییراتی که از مجرد بودن به متاهلی باید داشته باشند احساس نگرانی می‌کنند، زیرا چنانچه لازمه زندگی مشترک، گذشتن از استقلال شخصی و در نظر گرفتن تمایلات و نیاز‌های دیگری به عنوان همسر است بنابراین باید قبل از ازدواج پذیرای تغییرات این دنیای جدید باشیم و برای سازش با آن، آمادگی پیدا کنیم.

چرا آماده‌سازی ازدواج، پراسترس‌ترین دوران است؟

در این دوران، اکثر زوج‌ها کاملا درگیر برنامه‌های جشن عروسی و ماه عسل، اجاره خانه، تهیه جهیزیه و… هستند و با مشکلات مالی فراوان و مسائل خانوادگی پیش بینی نشده روبرو می‌شوند و فرصت و زمان کافی برای استراحت و کنار آمدن با مشکلات ندارند بنابراین پر استرس‌ترین دوران را می‌گذرانند و ممکن است اضطراب قبل از ازدواج در آن‌ها تشدید شود.

اضطراب پیش از ازدواج علایم فیزیکی و احساسی مختلفی دارد که عبارتند از:

اختلالات دفع

خواب و اشتها

عدم تمرکز

تنفس سریع

ضربان قلب بالا

احساس سرگیجه و حالت تهوع

آستانه تحمل پایین

زود رنجی

احساس طردشدگی

عصبانیت‌های بی دلیل

درمان اضطراب قبل از ازدواج 

اگر زوج خوشبختی در اطرافتان است که سال‌ها پیش ازدواج کرده‌اند و زندگی موفقی دارند، با آن‌ها در مورد راز موفقیت شان حرف بزنید و از راه حل‌های آن‌ها برای حل اختلافاتشان استفاده کنید و از نصایح این زوج بهره ببرید.

در کلاس‌های مشاوره ازدواج شرکت کنید، زیرا این کلاس‌ها اثرات بسیار خوبی روی زوجین دارد و باعث می‌شود به مسائلی پی ببرید که در زمان پیش از ازدواج به علت عشق زیاد به ذهن تان خطور نمی‌کند.

تصورات غلطی که در مورد ازدواج وجود دارد

ازدواج یعنی شادی همیشگی

شما اگر روحیه غمگین داشته باشید، نمی‌توانید پس از ازدواج تغییر کنید و همیشه شاد باشید، اما باید با همسرتان رابطه‌ای شاد را پایه‌ریزی کنید و برای رسیدن به این هدف تلاش کنید.

شما باید تمام کار‌ها را با همسرتان انجام دهید

اگر همیشه بر انجام مشترک تمام کار‌ها اصرار ورزید، عشق بین شما نابود خواهد شد پس نباید همیشه تمام کار‌ها را با همسرتان انجام دهید.

شما همواره دوست همسرتان خواهید بود

زندگی مشترک همانطور که بسیار شیرین است سختی‌هایی نیز به همراه دارد که به مرور زمان خود را نشان می‌دهند. در این دوره شما باید بتوانید با تفاوت‌ها کنار بیایید.

شما هرگز احساس ملال یا تنهایی نخواهید کرد

اگر برای فرار از تنهایی ازدواج کرده‌اید باید بدانید که گاهی پس از ازدواج نیز این احساس به سراغتان می‌آید و همیشه و همه جا نمی‌توانید با همسرتان باشید.

نشانه‌های زنان هوس‌باز: از این زنان دوری کنید!

تنها راه شناخت ویژگی های زنان هوسباز این است که با آن‌ها معاشرت کنید. چراکه رفتار و گفته‌های افراد است که هوسبازی آن‌ها را اثبات می‌کند.

نشانه‌های زنان هوس‌باز
زنان هوسباز می‌توانند بنیان یک خانواده و حتی یک نسل را نابود کنند و باید علائم چنین زنانی را شناخت و عشق آ‌ن‌ها را از هوس تشخیص داد.امروزه بخشی از جامعه را افراد هوسباز تشکیل می‌دهند. تنها راه شناخت ویژگی های زنان هوسباز  این است که با آن‌ها معاشرت کنید. چراکه رفتار و گفته‌های افراد است که هوسبازی آن‌ها را اثبات می‌کند. 

نشانه‌های زنان هوس‌باز

ویژگی های زنان هوسباز

افراد هوسباز جزو خطرناک‌ترین گزینه‌ها برای شروع رابطه یا ازدواج هستند، پس شناخت آن‌ها برای همه افراد حائز اهمیت است. در ادامه به موارد مهم این ویژگی‌ها اشاره می‌کنیم.

از او چیزی نمی‌دانید

یکی از  ویژگی‌های بارز اشخاص هوسباز این است که هیچگونه اطلاعاتی در مورد خود به شما نمی‌دهند. به‌طوری که اگر با آن‌ها معاشرت کنید، درواقع هرگز آن‌ها را نمی‌شناسید. این زنان تلاش می‌کنند که هرگز آن‌ها را نشناسید و با این کار از شما فاصله می‌گیرند.

نشانه‌های زنان هوس‌باز

داشتن روابط پنهانی از ویژگی های زنان هوسباز

این افراد همیشه گوشی همراه را از شما پنهان می‌کنند. اگر کسی به آن‌ها زنگ بزند، از شما دور شده و با او صحبت می‌کنند. همچنین به شما اجازه نمی‌دهند پیامک‌ها و شبکه‌های اجتماعی آن‌ها را ببینید. 

شما را به عنوان دوست معرفی می‌کنند

این افراد اگر با شما رابطه جدی داشته باشند، آن را از دیگران مخفی می‌کنند. حتی اگر در جمعی با یکدیگر وارد شوید، شما را به‌عنوان طرف رابطه خود معرفی نخواهندکرد. حتی شما را در جمع دوستان یا خانواده خود به‌عنوان دوست یا فامیل معرفی می‌کنند.

نشانه‌های زنان هوس‌باز

مناسب‌ترین فرد برای رابطه با شما از نظر دیگران از ویژگی های زنان هوسباز

یکی از قابل‌توجه‌ترین ویژگی‌های افراد هوسباز و بخصوص زنان این است که بسیار جذاب رفتار می‌کنند، به طوری که این افراد همه اطرافیان خود و بخصوص شما را تحت تاثیر قرار خواهند داد.

آن‌ها با خانواده شما به شکلی رفتار می‌کنند که همه اطرافیان معتقد هستند، او بهترین گزینه برای ازدواج با شما است. نه تنها شما، بلکه خانواده یا دوستان‌تان نیز هیچ ویژگی منفی را در او مشاهده نمی‌کنند و در روابط خود بسیار حرفه‌ای عمل می‌کنند.

بیشتر اوقات در فکر رابطه جنسی است

زنی که هوس باز است در بیشتر زمان‌ها و مکان‌ها در فکر رابطه جنسی است. زن هوس باز حتی در مکالمه‌های خود با طرف مقابل در مورد روابط جنسی حرف می‌زند و سعی در تحریک طرف مقابل خود دارد. او در پیام‌ها و مکالمه تلفنی نیز به گونه‌ای رفتار می‌کند که بتواند مکالمه را به طرف اهداف خود سوق دهد. به ذهن چنین شخصی چیزی جز هوس خطور نخواهد کرد.

نشانه‌های زنان هوس‌باز

زن هوس باز بی مسئولیت و بدقول است

زن بی مسئولیت شخصی است که طرف مقابلش برای او هیچ اهمیتی ندارد. او فقط در فکر نیازها و لذت‌های خودش است. او همیشه مسئولیت‌های خود را نادیده می‌گیرد و به قول‌های خود عمل نخواهد کرد. چنین زن بی مسئولیتی هیچ حسی به شما نخواهد داشت و او بیشتر یک زن هوس باز است تا یک زن کامل برای زندگی شما. پس هیچوقت برای داشتن چنین زنی تلاش نکنید و از آن‌ها دوری کنید.

جلب توجه می‌کند

زنی که هوس باز است هر کاری خواهد کرد تا بتواند جلب توجه کند و طرف مقابلش را جذب کند. مثلاً لباس‌هایی بدن‌نما با رنگ‌های خاص را می‌پوشد تا مردان را به طرف خود جذب کند. حالت پاهای یک زن هوس باز با دیگر زن‌ها فرق دارد. طبق تحقیقاتی که انجام شده است اگر زنی پاهایش را بر روی هم بیندازد و مدام آن را تکان دهد او دوست دارد مردان به طرف خود جذب کند.

نشانه‌های زنان هوس‌باز

به اندام‌های مرد دقت می‌کند

زنی که هوس باز است در هنگام گفتگو با یک مرد به جای توجه و تمرکز در صورت مرد به اندام‌های او توجه خواهد کرد. پس اگر با زنی روبرو شدید که نگاهش بر روی اندام‌های مردان است پس بدانید او یک زن هوس باز است. چنین زنی نمی‌تواند یک زن مناسب برای زندگی باشد و به چنین شخصی دل نبدید.

خودخواه است

زن‌هایی که هوس باز هستند زن‌هایی خودخواه نیز هستند. کسی که خودخواه است خود و اعمال خود را جزء بهترین‌ها می‌داند و همیشه خود را بالاتر از دیگران می‌بیند. چنین شخصی دوست دارد هر کاری برای کسب رضایت خود انجام دهد و قطعاً همه آن‌ها را انجام خواهد داد. این زن دوست دارد که مرد در اختیار او و رسیدن به لذت‌هایش باشد.

نشانه‌های زنان هوس‌باز

به دست‌هایش توجه کنید

حرکات و کارهایی که یک زن هوس باز با دست‌های خود انجام می‌دهد با بقیه متفاوت است. اگر زنی در مقابل شما قرار داشته باشد و با موهای خود بازی می‌کند و دست‌های خود را در آن فرو می‌کند نشان می‌دهد که او یک زن هوس باز است. زیگموند فروید یکی از روانشناسان بزرگ می‌گوید که اگر زنی با انگشتانش لبه عینک خود را لمس کند این کار برای جلب توجه انجام می‌دهد و این عمل از غرایز جنسی او سرچشمه می‌گیرد.

با توجه به مطالب گفته شده ما همه روش‌های ممکن برای تشخیص یک زن هوس باز را ارائه کردیم اگر شما با چنین زنی برخورد کردید که چنین نشانه‌هایی داشت پس بدانید او یک زن هوس باز است و باید از او دوری کنید. البته به یاد داشته باشید همه نشانه‌های ذکر شده در یک فرد وجود ندارد و برای او صدق نخواهد کرد و ممکن است در یک زن فقط بتوانید یک یا دو نشانه را ببینید.

تشدید علائم سالمندی با زندگی در خانه سالمندان

یک روانشناس گفت: زندگی در خانه سالمندان باعث تشدید علائم سالمندی و کوتاه شدن عمر سالمندان می‌شود.

سمیه سیاه منصوری روانشناس اظهار کرد: سالمندی یکی از دوره‌های رشدی زندگی انسان هاست که با توجه به پیشرفت‌های علم پزشکی و بالارفتن سن امید به زندگی در افراد، امروز طولانی تر از قبل شده است و همین مسئله ضرورت توجه بیشتر به مسائل این دوره را افزایش می‌دهد.

وی ادامه داد: سالمندی از طرفی می‌تواند دوره‌ای برای آرامش، استراحت، لذت بردن از روابط نزدیک و همچنین سودمندی برای اطرافیان، به دلیل تجربیات
ارزشمند زندگی و خردمندی فرد سالمند باشد و از سوی دیگر می‌تواند دوره غم انگیز توام با رنج و درد و بیماری و معلولیت و مشکلات شدید جسمی و روانی باشد.

منصوری افزود:کیفیت زندگی هر انسانی در دوره سالمندی به عوامل متعددی بستگی دارد و نتایج پژوهش‌های متعدد نشان می‌دهد که با وجود تمام
مشکلات و چالش‌های جسمی که در پیری در انتظار فرد است، آنچه که بیشتر کیفیت زندگی فرد سالمند را تحت تاثیر قرار می‌دهد عوامل روانشناختی است.

این روانشناس تصریح کرد: سالخوردگانی که احساس کنترل شخصی بالاتری دارند، معمولا از طریق نگرش‌ها و برخورد‌های مسئله مدار، با مشکلات سالمندی کنار میآیند و به دلیل احساس کنترل بر مسائل، با اعتماد به نفس بالاتر و باور به توانایی مقابله با چالش‌ها، مشکالت پیش رو را مدیریت کرده و با زندگی جدید خود راحت‌تر سازگار می‌شوند.

وی تاکید کرد: در جوامع و محیط‌هایی که افکار کلیشه‌ای منفی درباره سالمندی کمتر است و با افراد سالمند بسیار محترمانه رفتار شده و پیر بودن مایع افتخار و نشانه دانایی است، افراد با دید خوشبینانه تری به استقبال دوره کهنسالی خود می‌روند.

وی با اشاره به اینکه یکی از مهمترین پیامد‌های منفی مرحله سالمندی ناامیدی است، گفت: ناامیدی زمانی اتفاق می‌افتد که شخص احساس کند که در زندگی گذشته خود مسیر درستی را در پیش نگرفته و تصمیمات اشتباه زیاد گرفته است و زمان کافی هم برای جبران تمام این اشتباهات ندارد.

این روانشناس ادامه داد: وجود فرزند یا فرزندان دارای مشکلات و معضلات پیچیده و یا تجربه سوگ فرزندان یا بستگان نزدیک می‌تواند بر کیفیت زندگی، خلق و خو و نگرش افراد سالمند تاثیرات منفی داشته باشد.

وی ضمن اشاره به مشکلات فیزیکی متعددی که افراد در دوره سالمندی دچار آن می‌شوند، گفت: که هر کدام از این مشکلات فیزیکی می‌تواند زندگی را دشوار کند اما آنچه که بیشترین تاثیر را در سبک زندگی سالمندان دارد مشکلات سلامت روانی سالمندان است.

منصوری اضافه کرد: احساس ناامیدی، درک منفی از سلامت جسمی، اندوه و دست کشیدن از تلاش موجب تحلیل رفتن سریع فرد سالخورده می‌شود.

وی تاکید کرد: حمایت اجتماعی از سالخوردگان از مهمترین عوامل تضمین کننده سلامت روان آنهاست.

این روانشناس تصریح کرد: این حمایت اجتماعی باید به گونه‌ای صورت بگیرد که موجب وابستگی سالمند نشود و در عوض او را به سمت استقلال بیشتر سوق دهد.

وی اضافه کرد: به طور کلی برای اینکه حمایت اجتماعی به سلامت سالمند کمک کند لازم است که فرد سالمند بر آن کنترل داشته باشد.

وی نوع کمک‌ها به فرد سالمند را تشریح کرد و گفت: کمکی که سالخوردگان به آن نیاز ندارند یا آن را نمی‌خواهند یا ضعف آن‌ها را بیش از اندازه بزرگ نشان می‌دهد، فرد سالمند را تحلیل می‌برد و حتی موجب تشدید ناتوانی جسمانی سالمند به دلیل عدم استفاده از آن توانمندی‌ها می‌شود.

این روانشناس افزود: بیشتر از میزان و کمیت ارتباطات با سالمندان، کیفیت این روابط اهمیت دارد. ابراز محبت، ترغیب، احترام و نزدیکی عاطفی بیشترین تاثیر را بر سلامت روان افراد در اواخر عمر دارد.

منصوری درباره روابط بین افراد سالمند با نوه‌ها و نتیجه‌ها گفت: سالمندان ارتباط با نوه‌ها و نتیجه‌ها را بسیار لذت بخش و برای ارتباط بین خودشان و آینده حیاتی می‌دانند.

وی افزود: در واقع افراد زمانی به طور مطلوب پیر می‌شوند که رشد شادابی و تلاش آن‌ها بر ضعف‌های جسمانی شناختی و اجتماعی غلبه کند.

وی درباره فعالیت فیزیکی و ورزش سالمندان گفت: فعالیت فیزیکی و ورزش منظم سالمندان می‌تواند بر شرایط فیزیکی و و خواب سالمند اثرات مثبت زیادی داشته باشد.

این روانشناس درباره محل زندگی سالمندان گفت: معموالا سالمندان خانه خود را به هر جایی ترجیح میدهند و زندگی مستقل برای ایشان بسیار ارزشمند است؛ به همین دلیل بهتر است تا حد امکان سالمندان در خانه خود زندگی کنند و در منزل فرزندان و بستگان به عنوان مهمان حضور پیداکنند.

وی درباره انتقال فرد سالمند به خانه سالمندان افزود:  انتقال فرد سالمند به خانه سالمندان بهتر است که آخرین انتخاب باشد و در شرایطی انتخاب شود که هیچ گزینه بهتری وجود ندارد.

وی تاکید کرد: زندگی در خانه سالمندان باعث تشدید علائم سالمندی و کوتاه شدن عمر سالمندان می‌شود.

وی تصریح کرد: هر کدام از ما از دو منظر می‌توانیم به مسائل دوران سالمندی توجه کنیم: اول اینکه چگونه دوران سالمندی بهتر و سالم تری داشته
باشیم و دیگر اینکه چگونه به سالمندان اطراف خود کمک کنیم تا شرایط بهتری پیدا کنند.

وی ادامه داد: در پاسخ به سوال اول می‌توان به مراقبت‌های مختلف بر سبک زندگی خود اشاره کرد که سلامت جسم و روان را ارتقا می‌دهند. از جمله انجام چکاپ‌های مختلف، ورزش منظم، تغذیه خوب و سبک زندگی سالم که ما را تا حد امکان از بیماری‌ها و عوارض پیری دور‌ می‌کنند و همچنین داشتن ارتباطات اجتماعی قوی، شبکه حمایتی از دوستان و بستگان و داشتن مهارت‌ها و سرگرمی‌های مفید که در ایام پیری بتوانند ما را از رکود و بی عملی دور کنند.

و اما در مورد سوال دوم، همه ما می‌توانیم با توجه مثبت و احترام، کهنساالن اطراف خود و سایر کهنساالن اجتماع را مورد حمایت قرار دهیم و با رعایت این اصول به باال رفتن فرهنگ جامعه در ارتباط با سالمندان و تاثیر آن بر سایر بخش‌های جامعه کمک کنیم