۵راه برای کاهش زباله‌های خانگی

زندگی با پسماند کمتر مسئله‌ای است که می‌توان با یافتن راه‌هایی زباله‌های خانگی را سر و سامان دهیم و مصرف پلاستیک را به حداقل برسانیم اما از همه بدتر شیرابه زباله‌ها هستند.

۵راه برای کاهش زباله‌های خانگی

 هم‌اکنون زمین تنها سیاره‌ای است که زندگی در آن امکان دارد. اگرچه دانشمندان و محققان در پی یافتن مکانی جدید برای زندگی و انتقال انسان‌ها و حیوانات و نباتات به کره‌ای دیگر هستند، اگر این سبک زندگی سرشار از مصرف زباله‌های تجزیه‌ناپذیر ادامه پیدا کند، دیری نمی‌پاید که امکان زندگی در زمین از بین می‌رود و نوادگان ما مجبور به ترک این سیاره می‌شوند.

سبک زندگی با پسماند کمتر مسئله‌ای است که نمی‌توان انتظار داشت تنها با حکم دولت‌ها و حکومت‌ها و در مدتی کوتاه فراگیر شود. اما می‌توان با یافتن راه‌هایی زباله‌های خانگی را سر و سامان دهیم و مصرف پلاستیک را به حداقل برسانیم و پسماند غیرقابل تجزیه کمتری تولید کنیم.

ظروف شوینده

ظروف شوینده‌ها تعداد زیادی از زباله‌های پلاستیکی ما را تشکیل می‌دهند. می‌توانیم به جای تهیه بطری‌های کوچک از بطری‌های بزرگ و چندلیتری استفاده کنیم. ضمن اینکه اخیرا بعضی از ایستگاه‌های تفکیک زباله و حامی محیط‌زیست، مخزن‌های بزرگ شوینده دارند که می‌توانیم ظرف ببرید و آنها را پر کنیم. به این صورت از هر ظرف شوینده بارها می‌توانیم استفاده کنیم.

در مورد خرید دیگر مواد هم می‌توانیم به جای محصولات بسته‌بندی از محصولات فله استفاده کنیم. مثلا به جای اینکه شکر، قند، برنج، حبوبات و… را به‌صورت بسته‌بندی تهیه کنیم، می‌توانیم ظروف پلاستیکی، شیشه‌ای یا فلزی در دار با خودمان داشته باشیم و این مواد را به‌صورت فله تهیه کنیم. حتی می‌توان ظرف‌هایی برای خرید شیرینی کنار گذاشت تا از مصرف جعبه‌های کاغذی و مقوایی شیرینی کاسته شود.

سلولوزی‌های پرمصرف

محصولات سلولوزی (پوشک، دستمال کاغذی و…) از دیگر موادی هستند که بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرند و در بسیاری موارد قابلیت بازیافت و تجزیه در طبیعت را ندارند. بسیاری از مادران دوستدار  محیط‌زیست تصمیم گرفتند از پارچه‌های مناسب به‌جای پوشک استفاده کنند تا هم فرزندانشان پوست سالم‌تری داشته باشند، هم به اقتصاد خانواده کمک کنند و هم زباله کمتری تولید کنند. استفاده از دستمال‌های پارچه‌ای مناسب به جای دستمال کاغذی و حوله‌های یکبار مصرف و دستمال مرطوب یکی از راه‌های خوب برای کاهش تولید زباله‌های سلولوزی است. 

یکبار مصرف‌های تمام نشدنی

سال‌هاست ظروف یکبار مصرف پلاستیکی یکی از عناصر اصلی مغازه‌های اغذیه و خوراکی‌فروشی و بسیاری از مهمانی‌ها و پیک‌نیک‌های ما تبدیل شده‌اند. بد نیست در مصرف این محصولات پلاستیکی که سال‌های سال در زمین باقی می‌مانند و به آن آسیب می‌زنند تجدید نظر کنیم. دوستی داشتیم که هر وقت می‌خواست بستنی یا آبمیوه و یا غذاهایی که در ظروف یکبار مصرف سرو می‌شوند بخرد، با خود ظرف (کاسه، لیوان، بشقاب و قاشق) می‌برد تا مواد غذایی را در ظروف خودشان بخورند. مدتی قبل هم وقتی تولد فرزندش را در پارک گرفته بودند از مهمانان تقاضا کرد تا هر شخص برای خود و اعضای خانواده‌اش پیش‌دستی، چنگال و لیوان بیاورد تا از ظروف یکبار مصرف استفاده نکنند.

۵راه برای کاهش زباله‌های خانگی

امان از شیرابه

شیرابه مایعی است که از داخل زباله عبور و به بیرون زائدات جامد نشت می‌کند و شامل مواد قابل حل، معلق یا ذرات مخلوطی از اجزای همان زباله است. براساس آمار منتشر شده از سوی سازمان مدیریت پسماند، بیشترین نوع پسماندی که منجر به تولید شیرابه‌ها می‌شود، پسماند به‌جامانده از زباله‌های خانگی است.

در هر یک میلی‌گرم شیرابه، ۱۰۰میلیون باکتری است که می‌توانند عامل ۱۱۸نوع بیماری حاد شوند. یک لیوان شیرابه زباله می‌تواند حداقل ۲۰۰لیتر آب زیرزمینی را آلوده کند. کاهش شیرابه‌های تولیدی توسط شهروندان و خشک‌سازی زباله‌ها و سپس دفع‌آنها، به‌تدریج باعث کاهش روند تولید شیرابه‌ها می‌شود. کاهش تولید شیرابه جز با یاری مردم و شهروندان عملی نمی‌شود. پس هر کدام از ما می‌توانیم این امر مهم را از خانه خودمان شروع کنیم. نخستین و مهم‌ترین گام، جدا کردن پسماندتر و خشک است.

گام مهم‌ دیگر خشک کردن زباله‌های‌تر تا جای ممکن است. به این ترتیب هم شیرابه کمتری ایجاد می‌شود و هم حجم زباله‌ها کمتر می‌شود. خوب است موقع خرید مواد غذایی فقط به اندازه مصرف چند روز خرید کنیم و آن مواد را درست نگهداری کنیم تا فاسد نشوند. می‌توانیم پسماند میوه‌ها را قبل از انتقال به سطل زباله در ظرفی خشک کنیم و پسماند دیگر زباله‌ها را در سینک ظرفشویی به‌صورت کامل آبگیری کنیم.

پاکت‌ها و بطری‌های حاوی مایعات را قبل از اینکه به سطل زباله بیندازیم کامل خالی کنیم تا خشک باشند. حتی اگر دسترسی به حیاط، بالکن یا پشت‌بام (جایی که در معرض هوای آزاد باشد) داشته باشیم می‌توانیم زباله‌های‌تر مثل تفاله قهوه و چای، پوست میوه‌ها، پسماند غذاها و… را در ظرفی پس از آبگیری نگهداریم و کمپوست (خاک مناسب گیاهان) تولید کنیم. 

کیسه‌های نامهربان

کیسه‌های پلاستیکی از آسیب‌زاترین و پرمصرف‌ترین مواد مصرفی این‌روزهای ماست. تصور کنید برای هر خرید کیسه‌ای دریافت می‌کنیم و با هر خرید چقدر از عمر سالم زمین می‌کاهیم. بعضی ایده‌ها برای پایین آوردن مصرف کیسه‌های پلاستیکی بسیار جالب هستند.

مثلا چند وقت پیش خانمی را دیدم که برای خرید گوشت و مرغ ظرف دربسته با خود آورده بود تا خریدهایش را در کیسه نگذارد. همان خانم مقدار زیادی کیسه پلاستیکی تمیز و تا شده همراه داشت و به مغازه‌داران می‌داد تا به جای استفاده از کیسه‌های نو از آنها استفاده کنند. خودش هم یک زنبیل پارچه‌ای همراه داشت که خریدهایش را در آن می‌گذاشت تا دیگر کیسه جدید نگیرد. می‌گفت همیشه چند کیسه پارچه‌ای در کیفم دارم تا اگر لازم شد خرید کنم دیگر کیسه پلاستیکی از مغازه‌داران نگیرم.

برای عبور از مشکلات به چه مهارتی نیاز داریم؟

همه ما در زندگی با مسائلی مواجه می‌شویم که با آن‌چه ما می‌پسندیم متفاوت است. برای مواجهه با آن‌ها به مهارت تصمیم‌گیری نیاز داریم یا حل مسئله؟
مهارت‌های 10 گانه زندگی به ما کمک می‌کنند یک سبک‌زندگی سالم و توأم با سلامت جسم و جان داشته باشیم و با کمک این مهارت‌ها به‌عنوان ابزارهایی برای زندگی بهتر، بتوانیم خودمان را با زندگی و تغییراتش تطبیق دهیم، هیجان‌های منفی‌مان را کنترل کنیم و همه توانایی‌مان را در مسیر رشد و بالندگی‌مان قرار دهیم. این مهارت‌های 10 گانه شامل خودآگاهی (شناخت نقاط ضعف و قوت، محدودیت‌ها و…)، همدلی (شامل علاقه به دیگران، تحمل آدم‌ها، پرخاش کمتر و…)، مهارت‌های ارتباطی، بین فردی، حل مسئله، تصمیم‌گیری، مقابله با هیجان، کنترل استرس، تفکر نقادانه و تفکر خلاق می‌شود. برای مواجهه با مشکلات و مسائل زندگی، به تمام این 10 مهارت نیاز داریم، اما به‌طور مشخص سه مورد آن یعنی خودآگاهی، تصمیم‌گیری و حل مسئله کاربرد بیشتری دارند.
 
 تفاوت تصمیم‌گیری با حل مسئله؟
در تصمیم‌گیری با موقعیتی روبه‌رو هستیم که برای آن چندین پاسخ وجود دارد و باید بهترین گزینه را از بین آن‌ها انتخاب کنیم. مهارت تصمیم‌گیری در مواجهه با اتفاقات روزمره و مسائل شفاف آن است، اما در حل مسئله با موقعیتی مواجه هستیم که هیچ جوابی برای آن نداریم. زندگی روند پیاپی مواجه شدن ما با مسائل و تلاش برای حل آن‌هاست. چون هر مسئله تفاوتی است محسوس بین چیزی که دارد اتفاق می‌افتد با چیزی که ما دوست داشتیم اتفاق بیفتد. برای همین در حل مسئله با ریشه اصلی مشکل مواجه می‌شویم و مهارت تصمیم‌گیری در روند حل مسئله خودش بخشی از ماجرا می‌شود. آگاهی و تسلط به این دو مهارت کمک می‌کند تصمیمات بهتری بگیریم و با مشکلات زندگی مواجه شویم که در ادامه به چگونگی آن می‌پردازیم.
 مراحل لازم برای حل مسئله و تصمیم‌گیری
برای این‌که بتوانیم وارد روند حل مسئله شویم ابتدا لازم است به یک خودآگاهی برسیم و بدانیم چه توانایی‌هایی داریم، با چه کمبودهایی مواجه هستیم، شرایط فعلی چه شکلی دارد و باید به چه صورت باشد. بعد برمبنای مرحله قبل به‌طور دقیق مسئله را تعریف کنیم. چه‌چیز باعث این مسئله شده؟ از چه زمانی؟ درکجا؟ از چه جنبه‌ای؟ چه کسانی در آن نقش داشتند و چرا و چگونه ایجاد شد؟ بعد از خودشناسی و تعریف مسئله باید فهرستی از راه‌حل‌ها را در نظر بگیریم، از همه حالت‌ها یک ارزیابی داشته باشیم و تصمیم لازم را از بین گزینه‌ها بگیریم. در این مرحله می‌توانیم با کمک دیگران و حتی به‌تنهایی از تکنیک بارش فکر و حتی مهارت تفکر خلاق استفاده کنیم تا هر چه را ممکن است به ما در حل مسئله و تصمیم درست کمک کند، پیش‌رو داشته باشیم و بهترینش را انتخاب کنیم. در نهایت باید چند وقت بعد مسیری را  که طی شده ، ارزیابی کنیم  تا بدانیم گزینه درست را با راه‌حل خوب انتخاب کرده ایم یا نه؟
 چالش‌های مرحله اجرای راه‌حل
برخی مشکلات واضح هستند و فقط یک راه‌حل دارند. برخی مبهم هستند و برای حل آن‌ها نیاز به راه‌حل‌های متعدد است. اگر نوع مشکل را درست طبقه‌بندی نکنیم نمی‌توانیم راه‌حل خوب را هم پیدا کنیم. در مرحله اجرا با چالش دیگری هم مواجه هستیم و آن هجوم افکار مزاحم است، مثل این‌که راه‌حل را کافی نمی‌دانیم، اعتماد به نفس اجرایش را نداریم یا فکر می‌کنیم مشکل سخت‌تر از راه‌حل ماست. یکی دیگر از مشکلاتی که متوجه ماست این است که در اجرای برنامه انعطاف نداریم. وقتی می‌فهمیم مسیر را درست نیامده ایم، اصلاحش نمی‌کنیم. هدف را روشن در نظر نمی‌گیریم و تعریف مشخصی از مقصد نداریم، گاهی هم هدف ما اصلاً قابل دستیابی نیست تا با رسیدن به آن،   مسئله را حل کرده باشیم. یکی دیگر از آفت‌ها هم نداشتن زمان‌بندی کوتاه مدت و بلندمدت برای رسیدن به هدف و حل مسائل است.

نویسنده : سیدسورنا ساداتی| روزنامه‌نگار موفقیت
 

اعتیاد به شرط‌بندی، با زندگی چه می‌کند؟

 قبل‌ترها، همه‌چیز محدود به مکانی برای جمع شدن شرط‌بندان بود؛ شرط بر سر برد و باخت مسابقه، شرط‌های سیاسی و شرط‌بندی بر سر بازی! اما حالا دیگر همه‌چیز فرق کرده است. پای قمار و شرط‌بندی به سایت‌ها و صفحات مجازی رسیده و شرایط برای درگیر شدن در چنین ماجرایی، از آنچه بود، آسانتر شده است. یک گوشی تلفن دست شان می‌گیرند و خیال می‌کنند قرار است در عرض چند دقیقه میلیاردر شوند. اما به دور از اینکه چه کسانی پولدارتر می‌شوند و چه کسانی ندارتر، این‌بار می‌خواهیم از ابعاد اجتماعی و خانوادگی چنین جریانی بگوییم؛ شرط‌بندی‌های که به معنای واقعی، خانمان برانداز شده‌اند. 

به قیمت برنده بودن

راستش را بخواهید همه چیز قابل حدس و پیش‌بینی است؛ اینکه وقتی سرحال و خوشحال به خانه می‌آیند، به هر خواهشی بله می‌گویند و با روی خوش با همه افراد خانواده رفتار می‌کنند، یعنی بازی، مسابقه و یا شرط را برده‌اند و حالا حسابی سر کیف هستند. یک کیف موقت و توخالی .اما خدا نکند در دور بعدی بازی‌ها، آنچه که می‌خواستند نشود؛ آن‌وقت است که کیف‌شان حسابی ناکوک می‌شود. این رایج‌ترین حال و احوال کسانی است که خوب و بد حالشان، به برد و باخت شرط‌بندی‌شان بستگی دارد؛ موضوعی که قریب به اتفاقات افرادی که با آن‌ها معاشرت دارند، آن را تایید می‌کنند.

می‌گوید شرط کوچک و بزرگ ندارد؛ هر کسی که شرطی را ببازد، از کمترین تا بیشترین، ساعت‌ها بعد از برد و باختش، حال متفاوتی از همیشه دارد. یا خیلی خوشحال است و با همه به خوبی رفتار می‌کند یا اینکه باخته و همش در فکر و خیال است که دفعه بعدی چطور پیش برود که بازنده نباشد. این را همسر یکی از کسانی که معتاد به بازی‌های گروهی مثل مافیا است می‌گوید:« می‌دانید؟ خیلی بحث پول این میان نیست. برای همسر من، هرچه هست، تفریح و سرگرمی است اما همین سرگرمی هم می‌تواند خواب و خوراک را از آدم بگیرد. اینکه همه فکر و ذکر و زندگی‌اش، بردن در این بازی شود.» می‌گوید همه وقت‌های خالی‌اش را قرار بازی می‌گذارد؛ زمان حضورش در خانه هم، مدام از توانایی‌هایش در شکست حریف و بردن بازی تعریف می‌کند:« خلاصه اینکه همه زندگی‌مان شده است راه و روش بردن و دور زدن مسیرهای منهتی به شکست!»  مدام فیلم بازی‌های خارجی را دانلود می‌کند تا از راه و روش آن‌ها در بازی استفاده کند؛ انگار دیگر کار از یک بازی ساده گذشته است. آن‌ها آموزش می‌بینند که بتوانند برنده شوند:« قدیم‌ترها می‌گفتند برد و باخت مهم نیست؛ اصل بازی مهمه. ولی انگار حالا فقط برای بردن بازی می‌کنند.» همین شوق و یا اعتیاد به برنده شدن و همیشه برنده بودن هم همه‌چیز را خراب می‌کند؛ حتی روابط خانوادگی‌اش را. 

فوتبال ببین، پولدار شو

عرشیا شانزده ساله است و عاشق فوتبال؛ تیم ایرانی و خارجی هم برایش فرقی ندارد:« پسر ما بیشتر از اینکه خودش به زمین بازی برود و فوتبال بازی کند؛ می‌نشیند مسابقات فوتبال را می‌بیند و سر برد و باخت تیم‌ها، با دوستانش شرط‌بندی می‌کند. البته حالا چند وقتی هست که کار از شرط‌بندی‌های حضوری و دوستانه گذشته و پایش به سایت‌های پیش‌بینی و شرط‌بندی باز شده است.» این را پدر عرشیا می‌گوید که مدت‌ها است با درخواست‌های مکرر عرشیا برای قرض گرفتن پول روبرو می‌شود؛ پول‌هایی که گاهی از دست می‌روند و گاهی هم برمی‌گردند، یا خودش یا چند برابرش:« کم پیش نیامده که برنده شرط‌بندی شده باشد اما اینکه شب و روزش تحلیل مسابقات شده و فقط به بردن شرط فکر می‌کند، نظم و هدف  زندگی‌اش را بر هم زده و دیگر خیلی به درس و مشقش توجهی ندارد.» اینطور که معلوم است، انگار که زیان‌های مالی، در مرحله دوم و سوم به بعد قرار می‌گیرد. در واقع آن‌چیزی که شرط‌بندی را بیشتر از هرچیزی بد جلوه می‌دهد، اعتیاد و وابستگی به آن است؛ خدانکند که چندباری هم شانس با فرد یار باشد و برنده شود. دیگر چه کسی می‌تواند مانع حضور افسارگسیخته‌اش در چنین جریان پرریسک و اعتیادآوری شود؟   

اعتیاد به شرط‌بندی، با زندگی چه می‌کند؟

وقتی که هدر می‌رود؛ پولی که ماندنی نیست!

وقت و پول؛ این دو، اصلی‌ترین دارایی‌هایی هستند که افراد برای شرکت درشرط بندی وسط می‌گذارند و اصلا تضمینی هم برای بازگشتشان وجود ندارد. غفور شیخی، جامعه شناس، شرط‌بندی را یکی از رایج‌ترین اعتیادهای این روزها می‌داند و معتقد است که می‌تواند به اندازه اعتیاد به مواد مخدر، نگران‌کننده باشد:« بسیاری از خانواده‌ها، تنها نگرانی‌شان از عضو جوان و نوجوان خانواده‌شان نسبت به اعتیاد، مصرف و اعتیاد آن‌ها به مواد مخدر است، در حالی که اعتیاد به مسائل جنسی و اعتیاد به شرط‌بندی، جدیدترین نوع خطرات برای اعضای جوان خانواده‌های ایرانی است.» جوان‌هایی که اگر ببازند، خلق‌شان تنگ می‌شود و به قول شاعر، میل سخنی با هیچ‌کس ندارند:« روزهای اول کمتر خطر می‌کنند؛ مثل مواد مخدر که کم و تفریحی می‌کشند. اما از یک‌جایی به بعد، دل و جرئت بیشتری پیدا می‌کنند. آن‌وقت است که بیشترین دارایی‌هایشان را وسط میدان می‌گذارند. اگر ببازند، امید و انگیزه‌شان به زندگی و آینده کم می‌شود و غصه پول از دست رفته‌شان را می‌خورند و اگر هم ببرند که اعتماد به نفس کاذب می‌گیرند و نسبت به افراد خانواده و جامعه، رفتار درستی نخواهند داشت.» شیخی می‌گوید ممکن است دیگر پدر و مادرشان را قبول نداشته باشند و نسبت به خواهر و برادرهایشان هم احساس بالا به پایینی داشته باشند. آن‌ها نه‌تنها پولدار نمی‌شوند که حتی دارایی‌های درونی و شخصیتی‌شان را هم از دست می‌دهند. 

 هر چه پیشتر می رود احتیاطش کمتر می شود

قرار است پولشان دو برابر و سه برابر و چند برابر شود؛ اولش هم می‌شود. همین هم معتادشان می‌کند به ادامه دادن! اما در ادامه ماجرا، ورق برمی‌گردد؛ این تجربه مشترکی از همسران این افراد که روزهای سختی را گذرانده‌اند است:« روزهای اول همه‌چی خوب بود؛ با احتیاط پیش می‌رفت و حد و حدود خودش را نگه می‌داشت اما کم‌کم به ریسک‌های بزرگ روی آورد.» این را قریب به اتفاق همسرانی می‌گویند که روزهای خوشی و ناخوشی شوهرشان در برد و باخت شرط‌بندی‌هایشان را دیده‌اند:« همین ریسک کردن‌هایش هم باعث می‌شد یک روزهایی خیلی داشته باشیم و یک روزهایی حتی توانایی خرید یک کیلو میوه را هم نداشته باشیم.»  اما انگار کنار گذاشتن شغل و غرق چنین درآمدی شدن، از بدیهی‌ترین تبعات گیر افتادن در چاله شرط‌بندی است:« دیگر سرکار نمی‌رفت؛ می‌گفت حقوق یک ماهم را اینجا یک روزه بدست می‌آورم.» راست هم می‌گویند؛ اولش هزار تومان‌شان می‌شود صد هزار تومان اما گاهی پنجاه میلیون‌شان صفر می‌شود:« خب وقتی پنجاه میلیون از دارایی خانواده‌مان را از دست می‌دهیم، همه‌چیز به هم می ریزد.اعتماد ها کم می شود و جایش را به غرولند های دائمی می دهد .در این شرایط دیگر صمیمیتی باقی نمی ماند و زوج ها کم کم از هم فاصله می گیرند.بدترین اتفاقی که ممکن است در یک زندگی مشترک بیفتد.»

این اعتیاد را جدی بگیرید

مشاوران و زوج درمان ها راهکارهای مختلفی برای ترک اعتیاد های رفتاری دارند .بسیاری از آن ها برای ترک رفتارهایی که زندگی مشترک را تهدید می کنند درمان مرحله ای را پیشنهاد می کنند .اما در مورد شرط بندی انگار همه چیز متفاوت است .«زهرا اعرابی »کارشناس و مشاور خانواده در این باره می گوید این اعتیاد درمان مرحله ای ندارد :« مسئله جدی در باره شرط بندی این است که گاهی میزان ریسک پذیری در آن به حدی می رسد که تمام ارکان خانواده را تهدید می کند.وقتی کسی اعتیاد به مواد مخدر دارد ممکن است آرام آرام و به اندازه ای که مواد مصرفی روزانه اش تامین شود اقدام به فروش لوازم خانه ،قرض گرفتن و خرج پس انداز کند اما بارها دیده ایم در یک شرط بندی با میزان ریسک بسیار بالایی یک خانواده به خاطر سهل انگاری کسی که معتاد شرط بندی شده ناگهان تا بن دندان مقروض شده و تمام دارایی خود را از دست داده است .یعنی مرحله ای در کار نبوده و این اتفاق ممکن است هر لحظه امکانات بدیهی و ابتدایی برای یک زندگی مشترک را از بین ببرد.بنابراین لازم و ضروری است که این اعتیاد جدی گرفته شود و به سرعت مورد درمان قرار بگیرد.»

شما فقط پول نمی بازید

تصور بسیاری از ما این است که هنگام شرط بندی کسی که بازنده می شود تنها دارایی مادی اش را از دست می دهد اما این کارشناس امور خانواده نظر دیگری دارد:«فرد بازنده مدام از اطرافیانش سرکوفت می شوند.تشنه بردن است برای همین در قمار بعدی سرمایه بیشتری را وسط می گذارد.با هر بار بازنده شدن میزان اضطراب او تشدید می شود .کم کم اعتماد بین زوج ها از بین می رود .استرس و نگرانی بین اعضای این خانواده ها حالتی مسری پیدا می کند.حتا در صورت بردن هم باز نگرانی از باخت بعدی وجود دارد.پس بنابراین در شرط بندی فرد بازنده تنها مادیات را نمی بازد بلکه چیزهای ارزشمندی مثل اعتماد دیگران و آرامش و مورد احترام بودن در بین اعضای خانواده و اطرافیانش را نیز از دست می دهد.»اعرابی می گوید این افراد باید مورد مشاوره قرار بگیرند:«شیرینی برد ها تلخی باخت ها را به طور موقت از بین می برد اما همان طور که اشاره شد شرط بندی یک تهدید تمام عیار است و این افراد باید آن را کنار بگذارند.برای این کار افراد خانواده صلاحیت مشورت دادن را ندارند و حتما این افراد به دلیل اضطراب بالایی که دارند حتما باید در جلسات مشاوره حضور داشته باشند تا برای شان روشن شود در چه نوع گرفتاری دست و پا می زنند و ممکن است چه عاقبتی در انتظار آن ها باشد.شرط بندی باید به شکل یک تهدید به آن ها معرفی شود و تنها روانشناسان مجرب هستند که می توانند این بازبینی را به صورت عقلانی و منطقی برای این افراد ایجاد کنند.»

رفتاری که باکلاس ها تو مهمونی انجام نمیدن

مهمانی رفتن آدابی دارد که ممکن از با آن آشنا نباشید اما این آداب به شما برای به درستی رفتار کردن و داشتن رفتار باکلاس در مهمانی کمک بسیاری میکند.

کارها و رفتارهایی که باکلاس ها تو مهمانی انجام نمیدن
در فرهنگ ایرانیان نیز مهمانی رفتن و مهمان دعوت کردن رواج فراوانی دارد. شاید تصور کنید رفتن به مهمانی نیازی به رعایت آداب خاصی ندارد اما مهمانی رفتن نیز مانند مهمان دعوت کردن آداب مخصوصی دارد. در این بخش کارهایی را که نباید در مهمانی انجام دهید را آورده ایم، کارهایی که انجام دادن آنها در مهمانی بی کلاسی محسوب می شود. بهتر است با آداب مهمانی رفتن آشنا شوید تا به میزبان احترام گذاشته و زمان خوبی را با هم سپری کنید.

دست انداختن و مسخره کردن دیگران
برخی افراد برای جلب توجه و یا خنداندن دیگران در مهمانی به اسم شوخی دیگران را دست انداخته و مسخره می کنند. شوخی کردن بد نیست اما زمانی که شوخی از کنترل خارج شود و به مرز تمسخر برسد، تبعات نامناسبی خواهد داشت و می‌تواند ویرانگر و تحلیل برنده عزت نفس آدم‌ها باشد و دشمنی دیگران را برانگیزد.

دنبال کردن میوه و شیرینی با چشم
یکی از دیگر رفتارهایی که در مهمانی بسیار زننده محسوب می شود، دنبال کردن میوه و شیرینی با چشم است. در مهمانی زمان تعارف میوه و شیرینی صبر کنید تا نوبت شما برسد و هرگز برای برداشتن میوه و شیرینی عجله نکنید. در مهمانی ها از هول زدن و با ولع خوردن پرهیز کنید.

زل زدن به غذا خوردن دیگران
در مهمانی ها حواستان به غذا خوردن خودتان باشد و هرگز به غذا خوردن دیگران دقت نکنید زیرا توجه و زل زدن به غذا خوردن دیگران آنها را معذب خواهد کرد.

استفاده از خلال دندان و نخ دندان در جمع
بسیاری از افراد عادت دارند که بعد از غذا از نخ دندان و خلال دندان استفاده کنند اما استفاده از نخ دندان و خلال دندان در حضور باقی افراد کار درستی نیست. اگر به این کار عادت کرده اید، بهتر است برای انجام آن به جایی مانند سرویس بهداشتی مراجعه نمایید.

خم شدن تا وسط سفره
خم شدن تا وسط سفره برای برداشتن غذاها و یا نمکدان و… اشتباه است. در صورت نیاز بهتر است از کسی که به آن چیز نزدیک است خواهش کنید تا آن را به شما بدهد. میزبانان باید به درستی سفره را بچینند تا میزبان بدون زحمت بتواند به همه مواد درون سفره دسترسی داشته باشد.

غذا کشیدن قبل از حضور باقی مهمانان
از دیگر آداب غذا خوردن این است که قبل از میزبان شروع به خوردن غذا نکنید و قبل از همه سر سفره ننشینید و شروع به کشیدن و خوردن غذا نکنید.

صحبت کردن حین غذا خوردن
هنگام غذا خوردن در مورد موضوعات بحث بر انگیز و مسائل سیاسی یا رژیم غذایی صحبت نکنید و با آرامش غذا بخورید و حواستان باشد حین صحبت کردن با قاشق و چنگال به افراد دور میز اشاره نکنید.

تعارف بیش از حد
برخی از مهمانان با تعارف بیش از حد میزبان معذب می شوند، پس بهتر است همان ابتدای غذا خوردن به مهانان خود تعارف کنید و از تعارف بسیار زیاد بپرهیزید.

صحبت زیاد با تلفن همراه
در دست داشتن تلفن همراه و صحبت با آن در مهمانی ها اشتباه است. در همان ابتدا تلفن همراه خود را خاموش یا بر روی آیکون سایلنت قرار دهید و اگر منتظر تلفن بسیار مهمی هستید، حواستان باشد در حالی که پشت میز جای مناسبی برای پاسخ دادن به تلفن نمی باشد.

غذا خوردن با عجله
با عجله غذا خوردن و یا برداشتن لقمه های بزرگ و یا تکه کردن غذا به اندازه های بسیار کوچک، نشانه هایی از بی ادبی نسبت به میزبان به شمار می رود. از فوت کردن و هورت کشیدن غذا خود داری کنید. برای جدا کردن استخوان از گوشت به جای استفاده از دست از چنگال مربوطه کمک بگیرید.

حضور زود هنگام در مهمانی
در مهمانی ها یادتان باشد کمتر یا بیشتر از اندازه در خانه میزبان نمانید. اگر زودتر از ساعت مشخص شده به مهمانی بروید، امکان دارد میزبان هنوز آمادگی پذیرایی نداشته باشد. بیش از اندازه ماندن شما نیز او را خسته تر می کند.

سرکشی کردن به همه جاهای منزل میزبان
در مهمانی ها به همه جای منزل میزبان بدون اجازه سرک نکشید زیرا سرکشی بدون اجازه شما به دیگر اتاقها و بخش های خانه میزبان سبب ناراحتی او می شود.

سیره اخلاقی امام حسین(ع) در خانواده

سیره اخلاقی امام حسین(ع) در خانواده را می توان با بررسی اتفاقات تاریخی دارای چند ویژگی دانست:

  احترام و علاقه به همسر و دخترش

احترام به همسر از عواملی است که در تربیت فرزندان، تاثیر فراوانی دارد. مادری که در خانه، عزیز باشد و مورد تکریم شوهرش قرار گیرد با روحی سرشار از عاطفه و آرامش و احساسِ شخصیت، فرزندان را تربیت خواهد کرد. به عکس اگر همسر در خانه مورد آزار و اذیت روحی و جسمی قرار گیرد و شخصیتش در خانه و پیش فرزندان تحقیر شود، بدیهی است که از روان سالمی برخوردار نخواهد بود و در نتیجه، آرامش خود را از دست می‌دهد و اضطراب و نگرانی او در فرزندان نیز تاثیر خواهد گذاشت. امام حسین(ع) با همسران و فرزندان خویش در نهایت ادب، محبت و مهربانی معاشرت می کردند. یکی از یاران ایشان می نویسد: «حسین (ع) از آن افرادی بود که به فرزندان خویش، محکم ترین علایق را داشت و نیز نسبت به همسرانش بهترین عواطف را دارا بود.» گفته شده است امام درباره همسر باوفایش، رباب و دختر شیرین زبانش، سکینه چنین می گفتند: «من دخترم و مادرش را دوست می دارم و مالم را در راه آنان می دهم و فردی نمی تواند مرا بر این علاقه و دوستی ملامت کند.» واضح است که همین دوستی و صمیمیت است که بنای خانواده را محکم و استوار می گرداند و از تزلزل و فروپاشی آن جلوگیری می کند.

احترام به برادر بزرگ تر

امام حسین(ع) به برادرش امام مجتبی(ع) بسیار احترام می گذاشت و همواره با او، هم گام و همراه بود و هیچ گاه میان دو برادر شکافی رخ نداد. از امام باقر(ع) نقل شده است که امام حسین(ع) به قدری، برادرش امام مجتبی(ع) را گرامی می داشت و بزرگ می شمرد که در حضور او هیچ وقت سخنرانی نمی کرد. وحدت کلمه و اتفاق نظر، پیوسته در میان دو برادر برقرار بود و این برای اطرافیان، قابل توجه بود.

توجه به خواسته های همسر

امام حسین(ع) به خواست، علاقه و حس زیبایی دوستی همسرش، توجه خاصی می فرمود و برخی اوقات به همین دلیل با انتقادات اصحاب و دوستان خود روبه رو می شد ولی به خواست طبیعی و مشروع همسر خویش احترام می گذاشت. جابر از امام باقر(ع) نقل می کند که عده ای بر امام حسین(ع) وارد شدند؛ ناگاه فرش و پشتی های فاخر و زیبا را در منزل آن حضرت مشاهده کردند. عرض کردند: ای فرزند رسول خدا! ما در منزل شما وسایل و چیزهایی مشاهده می کنیم که ناخوشایند ماست (وجود این وسایل در منزل شما را مناسب نمی دانیم!) حضرت فرمود: پس از ازدواج، مهریه زنان را پرداخت می کنیم و آنها هر چه دوست داشتند، برای خود خریداری می کنند. هیچ یک از وسایلی که مشاهده کردید، از آنِ ما نیست. در روایت دیگر نقل شده است که از امام صادق (ع) سؤال شد که آیا خرید جواهرات برای زینت بچه ها درست است؟ حضرت فرمود: علی بن الحسین(ع) برای بچه ها و همسرانش زیورآلات از نوع طلا و نقره تهیه می کرد و آنها را با آن زیورها می آراست. از این روایات و نظایر آن، به خوبی استفاده می شود که امام حسین(ع) به حس زیبایی دوستی همسر خود احترام می‌گذاشتند و امکانات لازم را در حد متعارف آن زمان، برای آنها فراهم می کردند.

اظهار محبت به فرزندان

محبت به فرزندان امری درونی است که خداوند آن را در دل والدین به ودیعه نهاده است. اما آنچه در این میان مهم می شود و آثار تربیتی در پی دارد ابراز آن است. این امری اختیاری است و والدین و مربیان می توانند در پرتوی آن زمینه تربیت صحیح رافراهم آورند. چه بسیارند والدینی که در برابر فرزندان خود محبت فراوان دارند اما آن را ابراز نمی کنند در حالی که محبت وقتی سازنده و تاثیر گذار خواهد بود که فرد مورد محبت از آن آگاهی یابد. امام حسین(ع)به عنوان الگوی تربیتی مطمئن و کامل، محبت به فرزندان را از نیازهای ضروری آنان دانسته و در قالب های گوناگون به ابراز آن می پرداخت. گاه با در آغوش گرفتن و به سینه چسباندن خردسالان، زمانی با بوسیدن آنان و گاه با به زبان آوردن کلمات شیرین و محبت آمیز. عبیدا… بن عتبه چنین می گوید: «نزد حسین بن علی(ع) بودم که علی بن الحسین(ع) وارد شد. امام حسین(ع)، او را صدا زد، در آغوش گرفت و به سینه چسباند، میان دو چشمش را بوسید و سپس فرمود: پدرم به فدایت باد، چقدر خوشبو و زیبایی!» 

وضعیت قانونی و تبعات منفی «همباشی سیاه» چیست؟

 چند سالی است با ظهور پدیده‌ای به نام ازدواج سفید در کشور یک شوک فرهنگی به جامعه وارد شده است. این رابطه نامشروع که با نام ازدواج، ظاهر آن را آراسته‌اند و در واقع اصلا ازدواج نیست، آسیب‌های بسیار زیادی هم به دو طرف رابطه و هم به بنیان خانواده وارد می‌کند. تعهدی در این روابط وجود ندارد و همین امر باعث می‌شود بیشترین تبعات منفی برای افراد به وجود بیاید. گاهی آسیب‌های این روابط به هیچ وجه قابل جبران نیست مخصوصا در خانم‌ها؛ چون این روابط هیچ پشتوانه قانونی ندارند و در جایی ثبت نمی‌شوند. حال اگر خانم در جریان ازدواج سفید، باردار شود مشکلات او چند برابر خواهد شد. بیا نی نی گفت‌وگویی را در ارتباط با این موضوع با دکتر حمیدرضا محمدی وکیل پایه یک دادگستری انجام داده که در ادامه، آن را می‌خوانید.

ازدواج سفید چیست و در قانون ما چه جایگاهی دارد؟

در قانون مدنی ما عقود تعریف دارد و برای خیلی از عقود مثل عقد اجاره، بیع، نکاح و عقود مختلف دیگر قانون مشخص شده است. ماده 10 قانون مدنی می‌گوید هر عقدی که دو طرف ببندند و خلاف قانون نباشد مورد حمایت قانونگذار است که به آن‌ها عقودی می‌گویند که غیر معین و بی نام است. آن چه به نام ازدواج سفید رواج پیدا کرده است اصلا عقد نیست و به هیچ وجه مورد حمایت قانون‌گذار نیست. برای عقد، نیاز به اراده طرفین است. این موضوع نه در قانون تعریف شده و نه ذیل ماده 10 قانون مدنی می‌گنجد. از این جهت که اگر عقدی خلاف شرع و قانون نباشد را قانون مدنی حمایت می‌کند.

رفتار یک پسر و دختر در رابطه نامشروع از طرف قانونگذار ما حمایت نمی‌شود و عقد شناخته نمی‌شود. این نام ازدواج سفید را روی این موضوع گذاشته‌اند که مثلا چهره آن را درست کنند. این رابطه مطلقا ازدواج نیست و یک رابطه نامشروع است.

بسیاری از افراد به دنبال بیان کردن مزیت های این نوع از همنشینی زوج ها در کنار هم هستند،اما به نظر می رسد در بیان این موضوعات از تبعات قانونی و آسیب های این نوع از رابطه زن و مرد اطلاعی ندارند. ازدواج سفید چه آسیب‌هایی به دنبال دارد؟

اگر یک خانم و آقا عقد نکاح کنند هر دو از حقوقی برخوردار هستند. از جمله حقوق برای بانوان می‌توان نفقه، ارث و مهریه را نام برد و در مورد آقایان هم می‌توان به حق تمکین اشاره کرد. در ازدواج سفید چون عقد خانم و آقا را قانون‌گذار به رسمیت نمی‌شناسد هیچ کدام از این حقوق به آنها تعلق نمی‌گیرد. در واقع قانون‌گذار از این رابطه‌ها حمایت نمی‌کند و حق و حقوقی برای خانم یا آقا قائل نیست.

از طرفی این رفتار از جانب طرفین ممکن است در قانون ما به وسیله قانون‌گذار جرم‌انگاری شده باشد. مثلا ازدواج سفید می‌تواند شامل بحث رابطه نامشروع باشد. بعضی اوقات سن دختری که وارد این رابطه می‌شود از سن قانونی( 18سال) کمتر است. اگر پدر دختر شکایت و پیگیری کند ممکن است آن پسر به آدم‌ربایی متهم شود و ممکن است تا 15 سال حبس در انتظارش باشد.

آن چه در اذهان عمومی به عنوان ازدواج سفید نام برده می‌شود نه ازدواج است و نه سفید. بلکه یک رابطه نامشروع سیاه است که نه تنها حقوقی از طرف قانونگذار برای طرفین عقد قائل نیستند بلکه هر دو طرف ممکن است به مجازات‌هایی که در قانون برای آنها مشخص شده است، محکوم شوند.

وضعیت قانونی و تبعات منفی «همباشی سیاه» چیست؟

تفاوت بین نکاح موقت و ازدواج سفید چیست؟

در ازدواج موقت طرفین می‌توانند برای مدت مشخصی با یک مهریه معین که حقوق زن رعایت شود با هم عقدی را ببندند و اجرا کنند. اما در ازدواج سفید نه مدت و نه مهریه معلوم است.  قانون‌گذار ما برای حفظ حقوق خانم به آقا می‌گوید که حتما باید این موارد را مشخص کند. چون اگر مشخص نشود ممکن است حقوق خانم توسط آقا تضییع شود. در جهت دفاع از حقوق خانم‌ها این جا باید بین ازدواج سفید و نکاح موقت(صیغه) تفکیک قائل شد.

معاطات چیست و چرا درعقد نکاح وجود ندارد؟

موقع خرید کالا، عقدی با مغازه دار خوانده نمی‌شود. کالا در ازای دادن پول دریافت می‌شود. به این مورد معاطات می‌گویند. به جهت اهمیت مواردی که در عقد نکاح وجود دارد از جمله فرزندی که به وجود آمدنش محتمل است و همچنین به دلیل دفاع از حقوق خانم‌ها، قانون‌گذار گفته است که معاطات در عقد نکاح وجود ندارد. البته به صراحت در قانون نیامده است اما تقریبا همه علمای اسلامی قبول دارند که معاطات در عقد نکاح نیست.

بعضی افراد برای خلط بحث می‌گویند معاطات در عقد نکاح هم است. یعنی وقتی دو نفر همدیگر را می‌خواهند می‌توانند با هم باشند اما شرع و علما می‌گویند اول باید عدد مهریه و مدت زمان( در نکاح موقت) مشخص شود که در واقع برای حفظ حقوق خانم‌ها است.

ازدواج سفید پشتوانه قانونی ندارد. بنا براین فرزند حاصل از این ازدواج نیز از این حمایت ها بی بهره می‌ماند. وقتی از این ازدواج فرزندی به دنیا می‌آید به چه کسی سپرده می‌شود. زن حضانت این نوزاد را به عهده دارد یا مرد؟

اگر فرزندی حاصل یک رابطه نامشروع باشد در اجتماع از حقوق مشخصی برخوردار است ،ولی اگر این فرزند حاصل یک رابطه نامشروع در ازدواج سفید باشد ممکن است از آن حقوق هم در بحث ارث و هم برخورداری از حقوق اجتماعی برخوردار نباشد. نکته مهمی که بسیاری از خانم ها از آن اطلاع ندارند این که  قانون‌گذار در قانون و شرع  این فرزند را متعلق به پدر نمی‌داند وبه  همین دلیل زنان در ازدواج سفید دچار مشکلات عدیده‌ای می‌شود.

معمولا وقتی خانم‌ها در این روابط باردار می‌شوند ادعا می‌کنند که با این آقا در نکاح موقت بودند و چون ظاهر هم بر رابطه مشروع داشتن است، این موضوع در محکمه بررسی می‌شود. در مورد آقایان هم غالبا یا کل رابطه را زیر سئوال می‌برند یا این که آن رابطه را نه به شکل خلاف قانون بلکه به شکل عقد موقت می‌پذیرند.

اگر آقا بپذیرد برای آن فرزند شناسنامه صادر می‌شود و مشکل او در محاکم از این جهت حل می‌شود و اگر نپذیرد قاضی به آزمایشگاه می‌فرستد و از طرق دیگر مثل شهادت شهود سعی می‌کند اثبات کند. اگر قاضی به این نتیجه برسد که این رابطه یک عقد نکاح بوده است همه حقوق فرزند سر جای خود است اما اگر بحث رابطه نامشروع باشد این فرزند دیگر از پدر ارث نمی‌برد و دچار مشکلات بعدی خواهد شد. هرچند هزینه نگهداری او با پدر است و پدر نمی‌تواند از زیر تکلیف قانونی خود برای تأمین هزینه های زندگی بچه‌ای که خودش به وجود آورده باشد تا زمانی که  فرزند به سن قانونی برسد فرار کند.

وضعیت قانونی و تبعات منفی «همباشی سیاه» چیست؟

قانون در مورد سقط جنین حاصل از این ازدواج چه موضعی دارد؟

به طور کلی قانون اجازه سقط جنین چه در ازدواج دائم، چه موقت و چه هرنوع رابطه‌ای از جمله همین ازدواج سفید را نمی‌دهد. انسانی به وجود آمده است و از یک سری حقوق قانونی برخوردار است و هیچ کس حق ندارد بچه به وجودآمده را سقط کند و این عمل تخلف است.

چه مشکلاتی برای فرزندانی که حاصل  ازدواج سفید هستند به وجود می‌آید؟

فرزندی که تولدش به واسطه رابطه‌ای خارج از نکاح یا همان زنا به وجود آمده است از برخی حقوق اجتماعی و البته نه از همه حقوق اجتماعی محروم است. کسی حق ندارد به  این فرزند توهین کند. او حق دارد ازدواج کند و همه حقوق آزاد و مشروع یک انسان را دارد ولی از برخی حقوق اجتماعی محروم است.اگر این موضوع به اثبات رسیده باشد این کودک در آینده از به دست آوردن برخی از مشاغل خاص محروم می ماند.

 مجازات قانونی ازدواج سفید چیست؟

از لحاظ قانونی و شرعی، رابطه‌ای که خارج از شرع و قانون باشد مورد پذیرش نیست چرا که از نظر قانونی، ازدواج سفید نامشروع و در صورت اثبات در حکم «زنا» خواهد بود و فرزند حاصل از این رابطه نامشروع تلقی می‌شود و مشکلات و مسائل خاص خود را دارد. رابطه نامشروع برای هر طرف مجازات دارد و در صورتی هم که زنا ثابت شود ۹۹ ضربه شلاق به عنوان مجازات قانونی در نظر گرفته می‌شود.

آیا فردی که به دو نفر با انتخاب ازدواج سفید خانه‌ای را اجازه می‌دهد مجرم است؟

در قانون اجاره دادن ملک به اشخاص جرم نیست اما در صورتی که کسی با نوعی برنامه‌ریزی و به صورت سازمان‌یافته محلی را برای برقراری رابطه جنسی غیرقانونی و غیرشرعی اجاره دهد آن شخص به عنوان دلال یا تسهیل‌کننده رابطه غیرشرعی قابل تعقیب است و مجازات خواهد شد.

این که دو نفر مراجعه کنند و چیزی نگویند یا حقیقت را پنهان کنند،‌ هیچ تکلیفی را متوجه صاحب خانه نمی‌کند. متأسفانه پدیده خانه مجردی آنقدر رواج پیدا کرده که بسیاری از خانه‌ها در تهران به یک فرد اجاره داده می‌شود و آن فرد روابطی را برقرار می‌کند و در این میان نه صاحبخانه میلی به سلب امتیاز کسب درآمد و نه آن فرد الزامی به گفتن حقیقت دارد و همین جاست که این روابط شکل پیچیده ای به خود می گیرد و در بیشتر موارد این بانوان هستند که از این نوع روابط متضرر می شود و در این صورت نیز هیچ قانونی از آن ها حمایت نمی کند.

ویژگی‌های خانواده سالم و ناسالم

اینکه زن و شوهر با یکدیگر بحث و دعوا کنند بسیار عادی است. آنها دو انسان مجزا با طرز فکرهای متفاوت هستند. کاملا طبیعی است که در مواردی با هم اختلاف نظر داشته باشند و حتی به واسطه این اختلاف نظر با یکدیگر بحثشان نیز بشود. اما برخی از اشتباهات مخرب پس از این دعواها روی می دهند. زن و شوهرها پس از بحث با هم کارهای اشتباهی را انجام می دهند که به تثبیت و طولانی تر شدن ناراحتی بسیار کمک می کند. ما در این مطلب 10 مورد از این اشتباهات را یادآور شده ایم که توصیه اکید داریم آنها را ترک کنید و دیگر تکرار نکنید.

با هم سرد رفتار نکنید

پس از بحث و دعوا اصولا دو طرف حوصله حرف زدن با هم را ندارند. اما اگر پس از گذشت زمان، هنگامی که هر دو آرام تر بودید و همسرتان نزد شما آمد و به هر بهانه ای می خواست با شما حرف بزند، از پاسخ دادن به او امتناع نکنید. بدترین کار ممکن در این شرایط این است که سکوت اختیار کنید و به اصطلاح قیافه بگیرید. کارشناسان روابط زناشویی می گویند: با پاسخ ندادن به طرف مقابل، این حس را به او می دهید که در حال تنبیه کردن او هستید و این باعث می شود تا او نتواند حرف هایش را راحت تر با شما در میان بگذارد. تکرار این مسایل، فاصله بزرگی میان زن و شوهر ایجاد می کند که شاید خسارت های جبران ناپذیری نیز در پی داشته باشد. به جای این کار بچه گانه به همسر خود بگویید: «من هنوز ناراحت هستم و نتواسته ام همانند تو به این زودی همه چیز را فراموش کنم. به من چند ساعتی فرصت بده تا بتوانم آرام شوم. سپس در مورد آن با هم حرف خواهیم زد.» 

جمله های او را به خاطر نسپارید
حتما شنیده اید که می گویند: «در دعوا حلوا خیرات نمی کنند!» دقیقا هم همین طور است. جملات یا واژه هایی که هنگام دعوا از دهان همسر خود می شنوید را نادیده بگیرید. به آنها اهمیت ندهید و بگذارید همان جا وسط دعوا خاک شوند. بار سنگین آنها را به دوش نکشید. بدون شک هنگام دعوا دو طرف قربان صدقه هم نمی روند و واژه های ناامیدکننده به کار می برند. اما هوشمندانه ترین کار این است هر زمان حرف های ناراحت کننده او به ذهنتان رسید، یک نفس عمیق بکشید و سعی کنید فکر خود را با مسایل مثبت پر کنید. دوره این جملات چیزی جز درد و ناراحتی در پی ندارد.

هنگامی که او ناراحت است به او نگویید: «ببخشید»
وقتی در اوج بحث و دعوا هستید گفتن خشک و خالی «ببخشید» دردی را دوا نمی کند. باید سعی کنید پس از اینکه اوضاع بهتر شد، نزد او بروید و عذرخواهی کنید و سوتفاهم پیش آمده را برایش توضیح دهید. یا بگویید چه شد که آن کار را انجام داده اید یا آن حرف را گفته اید. عذرخواهی کردن بدون پشیمانی واقعی و بدون توضیح چندان قابل قبول نیست. باید سعی کنید اشتباه خود را تکرار نکنید و این اطمینان را نیز به طرف مقابل بدهید.

برای دعوای خود دنبال بهانه نباشید
هزاران مساله ناراحت کننده در زندگی وجود دارند که می توانید به واسطه آنها دعوا راه بیندازید. به طور مثال، یک روز کاری سخت، سردرد، بی خوابی، کم خوابی و … . اما محققان دانشگاه برکلی کالیفرنیا ثابت کرده اند زوج هایی که کم می خوابند و استراحت کامل ندارند، بیشتر در معرض مشاجره های دایمی قرار دارند. اینکه تقصیرها را گردن طرف مقابل بیندازیم کار درستی نیست. اگر شما ناراحت، عصبانی یا دلخور هستید یا خبرهای ناراحت کننده شنیده اید، باید این مساله را با همسرتان در میان بگذارید. این مساله به آرام ماندن جو، کمک شایانی می کند. کم خوابی موجب حساسیت بیشتر اعصاب می شود.

بحث را دوباره باز نکنید
اگر چند دقیقه پس از بحث دوباره بخواهید در مورد آن با هم حرف بزنید ایرادی ندارد. اما اگر چند روز پس از آن دوباره این مساله باز شود و بخواهید صحبت کنید، چندان جالب نیست. اگر در دعوایی خود را مقصر می دانید، نزد همسرتان بروید و از او عذرخواهی کنید. اگر حرفی زده اید که او را ناراحت کرده است، آن را تصحیح کنید. 

مساله را خیلی ادامه ندهید
وقتی در مورد مساله ای با همسر خود دعوا یا بحث می کنید، سعی نکنید پس از تمام شدن دعوا، به طور غیرمستقیم و بی نیش و کنایه موضوع دعوا را با یاد او بیاورید. به طور مثال، اگر سر هزینه های سفر با هم بحث کرده اید، لازم نیست وقتی عکس های مسافرت دوستان خود را می بینید در مورد هزینه هایی که کرده اند و مکان هایی که رفته اند به همسر خود طعنه بزنید. بهتر است به جای این کارهای بچه گانه، در فرصتی که هر دو آرام هستید در مورد این مشکل با هم حرف بزنید.

اگر دوست ندارید، پس از دعوا نزدیکی نداشته باشید
پس از دعوا هر دو از یکدیگر عذرخواهی کرده اید و شرایط کمی آرام شده است. در این مواقع مردها دوست دارند نزدیکی داشته باشند و این کار را برای نزدیکی بیشتر به همسرشان انجام می دهند. اما زنان شاید این کار را دوست نداشته باشند. اگر شما هم این طور هستید، با مهربانی و آرامش به مرد خود بگویید: می دانم برای بهتر شدن رابطه این درخواست را داری اما اکنون من در فاز چنین کاری نیستم. او را در آغوش بگیرید و محبت صادقانه خود را به او نشان دهید. هرگز بدون توضیح از این کار امتناع نکنید. او باید احساسات قلبی و واقعی شما را بداند تا موجب ناراحتی بیشتر نشود.

بر دلیل آغاز دعوا تمرکز نکنید
بهتر است انرژی خود را برای یافتن راهکار صرف کنید. نه برای فکر کردن به اینکه چه چیزی باعث دعوا شد. تفاوت میان یک دعوای خوب و دعوای بد این است که بتوانید برای مشکل خود راهکار مناسب بیابید. به طور مثال، اگر همسرتان فراموش می کند در جاهایی که باید پول نقد با خودش بیاورد، به جای داد و بیداد، با هم یک عابر بانک پیدا کنید و پول بردارید. به همین سادگی می توانید مشکل را حل کنید و لازم نیست یک دعوای طولانی راه بیندازید.

نگویید: «منظورم این نبود»
این جمله همچون استفاده از پاک کن برای پاک کردن ماژیک یا خودکار است. حرفی که بیان کرده اید را گفته اید. همسر شما هم در پاسخ خواهد گفت: «ولی تو همین را گفتی!» کلید کردن روی حرف ها و اینکه من این را گفته ام یا نگفته ام، یا منظورم از این حرف این بوده یا نبوده است، مرور گذشته ها است، مرور اتفاق هایی که افتاده و آبی که ریخته شده است. باید سعی کنید مشکل را برطرف کنید.

از بحث و دعوا ناراحت و ناامید نشوید
باید بدانید دعوا کردن زن و مرد با هم نشانه این است که می خواهند رابطه خود را درست کنند. آنها هنوز به بهبود امید دارند و در نتیجه بحث می کنند تا به یک راهکار مناسب دست پیدا کنند. نباید این بحث ها موجب ناامیدی شما از همسر یا رابطه تان بشود.