رخت عزای ‌حسینی بر تن خانه‌ها

علاوه بر شرکت در هیئت‌ها و مراسم‌ عزاداری، توصیه‌هایی به خانواده‌ها برای بهره ‌بردن معنوی بیشتر در این شب ‌و ‌روزها داریم 
کوچه و خیابان‌های شهر با آمدن محرم، سیاه‌پوش شده و حالا نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورهای جهان، عطر حسینی پیچیده است. این که ما در این شب و روزها برای عزاداری در هیئت محله یا هر مراسم سوگواری دیگر شرکت کنیم، بسیار پسندیده است اما حیف است که از خانه‌های‌مان و اعضای خانواده‌مان برای فراگیری درس‌های عاشورا غافل باشیم. در ادامه چند پیشنهاد برای بهره‌مندی بیشتر از ایام محرم در بستر خانواده خواهید خواند.
 
     این سیاهی از جنس نوری زندگی‌ ساز است
محرم آمد و در ظاهر با خودش حزن و اندوه و سیاهی آورد اما نه آن‌ سیاهی که زندگی‌سوز است بلکه سیاهی از جنس سپیدی و نوری زندگی ‌ساز که یادآور حماسه و جهاد و از خود گذشتگی و ایثار و شهادت در راه خداست. در قدم اول، همه ما باید نگاه و نگرش خودمان و اعضای خانواده‌مان به این ماه را در صورت نیاز اصلاح کنیم. باید بدانیم که  نهضت امام حسین(ع) بر پایه جوانمردی و شجاعت با شکوه و اقتداری تاریخی به طول بیش از هزار سال، دل‌های آزادگان جهان و عدالت جویان و ظلم‌ ستیزان عالم را به خود متوجه کرده و فصل بیعت با نماد خوبی‌ها را به نمایش گذاشته است. اکنون وظیفه ماست همچون والدین‌مان، فرزندان را به همین سبک و سیره بیمه حسین ‌بن‌ علی(ع)  کنیم و راه روشن را نشان دهیم  و عاقبت بخیری را برای ‌شان طلب کنیم.
     نصب پرچم و کتیبه در خانه و جلوی در
پیشنهاد می‌کنیم اگر پرچم یا کتیبه‌ای در خانه دارید همین امروز به کمک دیگر اعضای خانواده دست به ‌کار شوید و آن‌ها را نصب کنید. حواس‌تان باشد از همکاری با بچه‌ها غافل نشوید و سعی کنید بخشی از این مسئولیت را به آن‌ها بسپارید. بزرگ‌ترها را هم فراموش نکنید، اگر پدر و مادرتان سال‌های پیری و ناتوانی عمرشان را می‌گذرانند، فرصتی بگذارید و با یک پرچم، شور و حال حسینی را مهمان خانه‌شان کنید. همچنین بهتر است کتیبه‌ای را برای سر در خانه‌تان اختصاص دهید تا این فرهنگ حسینی را بین همسایگان‌ رواج دهید و یادآور مصیبت اباعبدا…(ع)  باشید.
     چرا خانه‌های‌ مان را سیاه‌پوش کنیم؟
مرحوم‌ آیت ا… سید محمدکاظم طباطبایی ‌یزدی صاحب کتاب شریف «عروة» و از علمای بزرگ نجف، سیاه‌پوش کردن خانه در ماه محرم را سبب‌ خشنودی پیامبر اکرم(ص) معرفی می‌کند و می فرماید به روایات که بنگریم در کنار روایت معروف ریان ‌بن ‌شبیب از امام رضا(ع) که توصیه به این عزاداری در این ماه کردند، سیره و سبک زندگی شیعه در قبال ماه محرم روشن شده است. از این رو لازم است این ایام را در نگاه فرزندان متمایز و با نصب سیاهی بر سر در منازل و داخل خانه‌ها و پوشیدن پیراهن مشکی، ذهن کنجکاو و پرسشگر آنان را متوجه این رویداد مهم دین کنیم تا با جست‌وجو حول محور امام حسین(ع) به صراط مستقیم قدم نهند و آموزه‌های دینی را که او برای آن‌ها جان داده، با عقل و دل پذیرا شوند. آن‌ها باید بدانند حسین(ع) برای امر به‌ معروف و نهی از منکر و اصلاح دین جدش از کجی و کاستی، جان و مال و فرزندان و یارانش را فدا کرد تا اکنون ما بعد از هزار سال در این بُرهه از تاریخ که ایستاده‌ایم، راه درست را با پرچم سیاه استوار به خونش از هرگونه انحرافی به خوبی تشخیص دهیم.
     مباحثه خانوادگی درباره اهداف قیام عاشورا
ضرورت توجه به اهداف قیام عاشورا، مورد تاکید همه بزرگان دینی بوده است. در این روزها، پدر و مادرها می‌توانند با تهیه کتاب، پوستر و عکس نوشته، فیلم و دیگر محصولات فرهنگی متناسب با سن فرزندان، آن‌ها را با نام و یاد حسین(ع) و یاران با وفایش بیش از پیش آشنا و با تهیه جایزه و تشویق به دانش بیشتر از واقعه‌ جانسوز کربلا، مفاهیم عزت‌ و غیرت و جوانمردی و ایثار و شهادت را در ذهن پویای آنان ثبت‌ کنند. همچنین اعضای خانواده می‌توانند با یکدیگر، برش‌هایی از کتاب‌های معروف مانند «حماسه حسینی» شهید مطهری، «آه» بازخوانی مقتل حسین‌ بن ‌علی(ع) و … را بخوانند و درباره‌اش با یکدیگر مباحثه داشته باشند. اگر هم برای‌شان سوالی پیش آمد، از روحانیون، علما و کارشناسان مذهبی کمک بگیرند تا شبهه‌ای برای شان باقی نماند.
     پیشنهادهایی به خانواده‌های حسینی 
رفتن به مجالس عزاداری و توجه‌ به این امور یا حتی تشکیل محفل عزاداری کوچک خانوادگی با چای روضه و خوانش بخشی از کتاب های معتبر درباره امام و واقعه عاشورا در خانه و مشارکت در تهیه نذری اعم از آن چه مرسوم است تا توزیع ارزاق برای نیازمندان و … می تواند از دیگر برنامه‌های یک خانواده حسینی  باشد که برکاتش را در زندگی احساس خواهند کرد. تغییر رفتار مثبت والدین به یکدیگر، خانواده و اجتماع و توجه به شعائر دینی و مسائلی از این قبیل، می‌تواند یک خاطره‌ خوب از این ماه محرم و عزای حسین(ع) در ذهن فرزندان ثبت و ضبط کند که‌ در آینده تصویر نیکی از دوره کودکی آن‌ها باشد، همان گونه که بخشی از خاطرات زیبای ما از حضور در محافل عزاداری در کودکی به همراه پدر و مادرمان بوده است.

نویسنده : جواد رستمی | کارشناس مذهبی
 

اگه با خانواده همسرت در یک آپارتمانی، این رازها را بدان

برخی از زوجین به دلایل مختلف مجبور می شوند در یک ساختمان مشترک با خانواده همسر زندگی کنند، در این شرایط زوجین باید اصول زندگی خوب با خانواده همسر را بدانند.

راز و رمز زندگی خوب با خانواده همسر در آپارتمان مشترک
در برخی مواقع شرایط باب دلمان نیست و به هر دلیلی مجبوریم که قید زندگی مستقل را بزنیم و با خانواده همسر در یک ساختمان زندگی کنیم، زندگی کردن با خانواده همسر اصول و قوانینی دارد که در ادامه این بخش به آن پرداخته ایم.

مزاحمت و سر و صدا ایجاد نکنید
مزاحمت و سر و صدا بیش از حد ایجاد نکنید تا منجر به تذکر نشود زیرا تذکر دادن موجب می شود شخصیت شما زیر سؤال برود مثلا در ساعات معقولی گردو و بادام بشکنید، تراس را دستمال نم دار بکشید و نشویید که آب به پایین بریزد و….

قبل از هر کاری تماس بگیرید
اگر با خانواده همسر خود در یک آپارتمان زندگی می کنید، برای رفتن به خانه آنها تماس بگیرید حتی اگر می خواهید برای آنها غذا و… ببرید ابتدا زنگ بزنید و سپس به خانه آنها بروید زیرا اینگونه آنها نیز این رفتار شما را می آموزند. در صورتی که خانواده همسرتان به شما گفتند که این کار لازم نیست، به آنها بگویید که ما رسم داریم.

احترام بگذارید
اگر با خانواده همسر خود در یک آپارتمان زندگی می کنید، باید احترام آنها را داشته باشید و همانطور که دوست دارید عروس خانوادتان با والدین شما رفتار نماید، با آنها رفتار کنید. حواستان باشد خانواده همسرتان غریبه و دشمن شما نیستند و خانواده دوم شما هستند پس با این نگرش پیش روید.

حریم خود را حفظ کنید
از همسرتان بخواهید مرزهایی را برای خانواده اش با گفتگو صحیح تعیین کند.به او بگویید من به آرامش نیاز دارم و گاهی دوست دارم که تنها باشم پس لطفا بگو که سرزده وارد نشوندو…. بهتر است این تذکرها توسط خود شما داده نشود.

قفل و کلید مجزا تهیه کنید
زن و شوهر به زمان هایی برای خلوت نیاز دارند، اگر خانواده همسرتان بدون در زدن وارد می شوند به بهانه ترس و… قفل و کلید مجزا تهیه کنید و درب خانه را از داخل قفل نمایید و نگذارید کسی بی اجازه داخل شود.

تقسیم کار کنید
از همان ابتدا تقسیم کار نمایید و پله ها و مسیرهای مشترک را یک روز شما و یک روز خانواده همسرتان تمیز کنید تا مشکلی ایجاد نشود.

راه پله را شلوغ نکنید
تمیز نبودن و انجام ندادن برخی کارها جزو دعواهای همیشگی عروس و مادرشوهرهاست، سعی کنید مرتب باشید، راه پله را شلوغ نکنید، کفش ها را به داخل خانه ببرید، در پله ها سر و صدا نکنید و مواد خوراکی نگذارید و….

گاهی نه بگویید
اگر خانواده همسرتان توقع دارند که هر روز به آن‌ها سر بزنید و هر بار که آن‌ها مهمانی دارند شما هم در آن مهمانی شرکت کنید، اگر شرایط انجام این کارها را ندارید، باکمال احترام نه بگویید و علت را به آنها توضیح دهید، اگر شما چند بار باکمال احترام نه بگویید، آنها سطح توقعاتشان را بر اساس وضعیت زندگی شما تطبیق می دهند.

گاهی بگذرید
اگر بخواهید تمامی رفتارها و حرف ها را به خودتان بگیرید و ناراحت شوید، زندگی شما و همسرتان به جنگی بی پایان تبدیل می شود پس از بیشتر حرف ها عبور کنید و برای آرامش زندگیتان فکر کنید که آن حرف و رفتار بی منظور بوده است.

غیبت و خبر چینی نکنید
با زندگی در یک خانه با خانواده همسرتان گاهی از یک سری مسائل شخصی و خصوصی یکدیگر با خبر می شوید، محرم راز باشید و اسرار آنها را به دیگران منتقل نکنید و با همسایه ها، جاری و… در مورد خانواده همسرتان غیبت نکنید.

مهربان باشید
مهربانانه و با خوش رفتاری با خانواده همسرتان سخن بگویید و اگر نمی‌توانید این‌گونه صحبت کنید، ساکت شوید و لبخند بزنید و حفظ آرامش را یاد بگیرید.

انتظارات معقولانه داشته باشید
انتظار نداشته باشید که خانواده همسرتان در خدمت شما باشند مثلا اگر برای خود خرید می کنند برای شما هم خرید کنند، باید قبول کنید که والدین همسرتان والدین شما نیستند و نمی توانید نحوه رفتاری که والدینتان با شما دارند از آن ها انتظار داشته باشید. توقعات بیجا از یکدیگر سبب می شود که دلخوری پیش آید.

با شوهرتان در یک تیم باشید
سعی کنید خود را همواره در کنار همسرتان نگه دارید و تحت هیچ شرایطی صف خود را از همسرتان جدا نکنید. اگر همسرتان را در کنارتان داشته باشید، راحت‌تر می‌توانید با خانوادۀ او تعامل نمایید.

فرزندان خود را وارد مشکلات خود با خانوادۀ همسر نکنید
نباید فرزندان را در اختلافات خود با خانوادۀ همسر وارد کنید زیرا این مشکلات روی ارتباط آن‌ها با هم اثر منفی می گذارد.

احساس می کنی همسرت دیگر عاشقت نیست؟!

تقدیم به آن ها که احساس می کنند، همسرشان دیگر عاشق شان نیست

 زبان عشقت را بشناس

زبان اول عشق : کلام تایید آمیز یکی از راه‌های بیان و ابراز احساسات، استفاده از واژه‌های دلگرم کننده و تشویق آمیز است.

هدف عشق به دست آوردن چیزی که شما می‌خواهید نیست بلکه انجام دادن کاری برای سعادت کسی است که دوستش دارید. واقعیت این است که وقتی ما کلام تاییدآمیز دریافت می‌کنیم به احتمال قوی ترغیب می‌شویم که متقابلاً کاری انجام دهیم. کسانی که زبان عشق خود و یا همسرشان کلام تایید آمیز است باید در گفتار خود این نکات را مدنظر قرار دهند: کلمات تشویق آمیز واژه تشویق در زبان انگلیسی به معنای ایجاد شهامت است. همه ما در بخش‌هایی از وجودمان احساس ناامنی می‌کنیم. ما فاقد شهامت هستیم و این شهامت نداشتن اغلب مانع انجام کارهای مثبتی می شود که دوست داریم انجام دهیم. لطفاً توجه کنید که ما نمی‌گوییم به همسرتان فشار بیاورید تا کاری را که شما می‌خواهید انجام دهد، بلکه می‌گوییم او را تشویق کنید تا علایقی را که دارد، بسط و پرورش دهد. تشویق مستلزم توجه و محبت و نگاه کردن به جهان از چشم همسرتان است. ابتدا ما باید بفهمیم که چه چیزی برای همسرمان مهم است و سپس با تشویق به پرورش آن بپردازیم. کلام مهر آمیز عشق مهربان است. اگر بخواهیم با زبان، ارتباط عاشقانه برقرار کنیم باید از واژه‌های مهرآمیز استفاده کنیم. من واقعاً حیرت می‌کنم که چطور مردم زندگی امروز خود را با بیان خاطرات تلخ دیروز خراب می کنند.

بهترین کاری که ما با خطاهای گذشته می‌توانیم انجام دهیم این است که آن‌ها را به تاریخ بسپاریم و فراموش کنیم. بله، متاسفانه اتفاقی افتاده و صدمه زیادی هم زده و ممکن است که باز هم به ما صدمه بزند و ما را برنجاند؛ اما ما نمی‌توانیم گذشته را پاک کنیم یا تغییر دهیم بلکه باید آن را به عنوان گذشته و تجربه بپذیریم. پس اگر می‌خواهیم روابط صمیمی و دوستانه داشته باشیم، به جای بیان خاطرات تلخ گذشته باید خواسته‌های یکدیگر را بدانیم، آمال و آرزوهای یکدیگر را بشناسیم و با کلمات محبت آمیز به بیان آن‌ها بپردازیم.

کلمات فروتنانه عشق تقاضا می‌کند، نه تحکم. اگر با تحکم خواسته‌های خود را بیان کنیم، امکان صمیمیت را محو و نابود کرده ایم و همسرمان نیز از ما دور خواهد شد. پس بیاموزیم که زبان عاشق متواضع و مهربان است نه متکبر و پرخاشگر.

زبان دوم عشق: وقت گذاشتن برای یکدیگر

منظور از وقت گذاشتن برای یکدیگر ، این است که توجه خود را به طور کامل به دیگری معطوف کنیم. طریقه اساسی وقت گذاشتن برای یکدیگر، با هم بودن است. البته منظور ما صرفاً کنار هم بودن نیست، با هم بودن یعنی توجه متمرکز و کامل. یکی از وجوه وقت گذراندن این است که ما با هم کاری انجام دهیم و طی این مدت تمام توجه‌مان به دیگری باشد.

ما با روش‌های مختلفی می‌توانیم برای هم وقت بگذاریم. ممکن است همسر ما با یکی از این روش‌ها عشق خود را نشان ‌دهد، در حالی که ما از آن غافل هستیم. در ادامه نمونه‌هایی از وقت گذاشتن برای یکدیگر را بیان می‌کنیم. گفت و گوی متمرکز گفت وگوی متمرکز کاملاً با زبان اول عشق متفاوت است.

کلمات تایید آمیز روی چیزی تکیه می‌کند که ما می‌گوییم، اما گفت وگوی متمرکز روی چیزی که می‌شنویم تکیه دارد. متاسفانه ما فراموش می‌کنیم که ازدواج یک رابطه است، نه پروژه‌ای که باید کاملش کنیم یا مشکلی که باید حلش کنیم. برای برقراری یک رابطه صمیمی به جز خوب گفتن باید از خوب شنیدن یا هنر گوش کردن نیز بهره ببریم. 


هنر گوش کردن

1- وقتی همسرتان حرف می‌زند، به چشم‌هایش نگاه کنید.

2- در حین گوش کردن به حرف‌های همسرتان، مشغول کار دیگری نشوید.

3- در حین گوش کردن در پی کشف احساسات طرف مقابل‌تان باشید.

4- به حرکات بدن یا همان زبان بدن وی توجه کنید.

5- حرف او را قطع نکنید. فعالیت های سازنده یکی دیگر از وجوه وقت گذراندن برای یکدیگر، فعالیت سازنده است. فعالیت‌های سازنده مشترک، مخزن خاطره‌ای ایجاد می کند که تا سال‌ها بعد می‌توانید از موجودی آن استفاده کنید . در شماره بعد، درباره سه نوع دیگر از زبان عشق در زندگی مشترک خواهیم گفت.

 عوامل استرس‌زا در خانه

روان‌درمانگران معتقدند بین محیط و سلامت روان ارتباط تنگاتنگی وجود داره. 
اگه استرس دارید و بیشتر اوقات رو تو خونه هستید، باید عناصر استرس‌‌زا رو شناسایی و از خودتون دور کنید.

حفظ اسرار خانواده بر سلامت روان تأثیر می‌گذارد

 رازها می توانند کوچک و بی اهمیت باشند مانند برنامه ریزی برای برگزاری یک جشن تولد غافلگیرکننده یا برنامه ریزی یک سفر برای تعطیلات بهار. این نوع اسرار – و نگهبانان آنها – هیچ آسیبی برای اعضای خانواده ندارند. اما از سوی دیگر، اسرار آسیب زا، دردناک یا تغییر دهنده زندگی به طور بالقوه می تواند برای مدتی به سلامت روان و رفاه کل خانواده آسیب برسانند.

بنابراین آیا باید اسرار را از خانواده خود حفظ کرد؟ در این گزارش به دلایلی اشاره شده است که ممکن است ادامه این کار مضر باشد. رازهایی که اغلب از اعضای خانواده حفظ می شود شامل مسائل مالی، مشکلات جدی سلامتی و مرگ و طلاق قریب الوقوع است، اما این اسرار محدود به این مسائل نیست. در حالی که ممکن است در برخی موارد حفظ اسرار خانواده از دنیای بیرون برای حفظ حریم خصوصی یا محافظت توصیه شود، اما حفظ اسرار از اعضای خانواده می تواند مشکل ساز باشد. در این گزارش به پنج دلیل در این ارتباط اشاره شده است:

حفظ اسرار خانواده بر سلامت روان تأثیر می‌گذارد

حفظ اسرار از شریک زندگی باعث شکست روابط زناشویی می شود

یکی از دلایل شماره یک، شکست روابط زناشویی، عدم ارتباط است. حفظ اسرار از شریک زندگی چه در زمینه موضوعات مالی و چه در زمینه موضوعات احساسی می تواند صدمات جبران ناپذیری را به همراه داشته باشد. این پنهان کاری موجب افزایش سوء ظن و رنجش میان شریک زندگی شده و به ایجاد احساسات منفی مانند اضطراب و افسردگی شدید منجر می شود. عدم اعتماد و عصبانیت ناشی از پنهان کاری می تواند بر فرزندان خانواده نیز تأثیر منفی بگذارد.

حفظ اسرار از کودکان بر زندگی آنها تاثیر می گذارد

حفظ اسرار از کودکان باید به دقت مورد بررسی قرار گیرد.چه متوجه شوید یا نشوید، فرزندانتان مراقب حالات، رفتار و اعمال شما هستند. حتی اگر رنجش شما نسبت به شریک زندگیتان یا سایر اعضای خانواده ممکن است مستقیماً در یک دعوا یا مشاجره بیان نشود، اما این تنش برای کودک آشکار است. وقتی کودک احساس می کند که چیزی از او پنهان شده است، اغلب خود را به خاطر هر آنچه در خانه می گذرد سرزنش می کند. در میان گذاشتن اسرار خانواده با کودکان باید به شیوه ای متناسب با سن آنها انجام شود.

حفظ اسرار خانواده بر سلامت روان تأثیر می‌گذارد

حفظ اسرار از خانواده یک حس نادرست از واقعیت ایجاد می کند

حفظ اسرار از خانواده می تواند حس کاذبی از واقعیت را به ویژه در میان کودکان ایجاد کند. کودکان، جهان را از بزرگسالان زندگی خود می آموزند. هنگامی که در نهایت حقیقت یا توسط والدین و یا حتی بدتر از آن توسط فردی خارج از خانواده گفته شود، ممکن است دنیای آنها در هم شکسته شود. تأثیر حفظ اسرار از کودکان، صرف نظر از سن آنها، می تواند عمیق باشد. والدینی که از روی عادت اسرار را از فرزندان خود پنهان می کنند، باید این احتمال را در نظر داشته باشند که چنین رفتاری در نسل های آینده به خوبی تکرار شود.

حفظ اسرار از خانواده باعث سوء ظن و رنجش می شود

حفظ اسرار از خانواده می تواند باعث ایجاد احساس بدگمانی و رنجش در میان اعضای خانواده شود. همه ما دوست داریم باور کنیم که می توان به نزدیک ترین هایمان اعتماد کرد، افرادی که دوستشان داریم و به آنها احترام می گذاریم، منظورشان را می گویند و آنچه می گویند صادق است. وقتی اعضای خانواده متوجه می شوند که رازی، به خصوص رازی که با یک دروغ همراه شده است، از آنها پنهان شده است، اعتماد به شدت به خطر می افتد.

حفظ اسرار باعث بیماری می شود

حمل یک راز و حفظ آن از سایر اعضای خانواده در واقع می تواند باعث درد جسمی شود.احساس گناه و استرس بیش از حد می تواند در علائم فیزیکی مانند سردرد، کمردرد، اضطراب و مشکلات گوارشی ظاهر شود.   اگر به این مشکلات رسیدگی نشود، می تواند در طول زمان بدتر شوند. افراد همچنین اغلب برای کاهش موقت درد خود به موادی مانند مصرف الکل یا مواد مخدر روی آورند.

در چه سنی باید اسرار خانواده را با کودکان در میان گذاشت؟

انتخاب زمان و مکان مناسب برای فاش کردن یک راز ویرانگر یا دردناک خانوادگی برای اکثر والدین یک کار دشوار است و باید با دقت انجام شود، در حالت ایده آل این کار باید با کمک یک متخصص بهداشت روان انجام شود. در مورد کودکان بسیار کوچک، تا زمانی که قادر به درک دقیق آنچه به آنها گفته می شود نباشند،آنها به دانستن جزئیات رازهای طولانی مدتی که مستقیماً آنها را درگیر نمی کند، نیازی ندارند . در سنین نوجوانی، بسته به سطح بلوغ جوان مورد نظر، می توان برخی از اسرار خانواده را با خیال راحت فاش کرد. و مطمئناً تا زمانی که کودکان به بزرگسالی می رسند، آنها حق دارند بیشتر اسرار خانواده را که از آنها مخفی شده است، بدانند.

پر کردن تکه‌های پازل گمشده تاریخ یک خانواده، چه در حال حاضر یا گذشته، یک مسئولیت بزرگسالانه است و نباید آن را سهل‌انگیز دانست. همه ما آرزوی داریم که احساس کنیم کامل هستیم و بدانیم که چرا اینگونه هستیم . رازهای ناگفته و اشتباه فهمیده شده، می توانند بنیان یک خانواده را از بین ببرند.

راز زیبارو بودن را بدانید

لبخند زدن می‌تواند بدن را فریب دهد تا به شما در بالا بردن خلق و خوی کمک کند؛ زیرا عمل فیزیکی لبخند زدن پیام عصبی شادی را در مغز شما فعال می‌کند. لبخند زدن همچنین می‌تواند سلامت کلی بدن شما را تقویت کند؛ عمل لبخند زدن در واقع به سیستم ایمنی بدن انسان کمک می‌کند تا عملکرد موثرتری داشته باشد.
 از قدیم گفتند: «بخند تا دنیا برویت بخندد! «یا خنده بر هر درد بی درمان دواست!» این جملات توصیف خندیدن و شاد بودن است. وقتی می‌خندید انرژی مثبت گرفته و دریایی از انرژی و نیروی مضاعف به دست می‌آورید. روی خوش داشتن و خندان بودن مهمترین عامل جذب از سوی دیگران است و اگر خندان باشید دیگران نیز آرزو می‌کنند با شما همکلام شوند؛ چرا که خندیدن یک کار مسری است و با لبخند دیگران شما نیز لبخند زنان راه زندگی را طی می‌کنید.
مطالعات علمی بی‌شماری تأیید کرده‌اند که لبخند واقعی سبب جذب شدن افراد به سوی فرد دارنده لبخند می‌شود. مطالعات دیگری روشن کرده‌اند که عمل لبخند زدن می‌تواند روحیه شما و اطرافیانتان را بالا ببرد.
رابطه مستحکمی بین سلامتی، طول عمر و لبخند وجود دارد. مهمتر از همه، مطالعات نشان داده‌اند که فقط عمل لبخند زدن (ایجاد فرم‌ها و حرکات فیزیکی صورت)، خواه نتیجه یک شادی واقعی باشد یا یک عمل تقلیدی، می‌تواند فواید کوتاه‌مدت و بلندمدت زیادی برای سلامتی افراد داشته باشد. در اینجا ۱۰ مزیت اصلی لبخند زدن بیان شده است که لازم است مورد توجه قرار گیرد.

لبخند زدن باعث جذابیت ما می‌شود
ما به طور طبیعی به سمت افرادی که لبخند می‌زنند جذب می‌شویم. بنابراین یکی از جذابیت‌های فیزیکی می‌تواند با عمل لبخند زدن مرتبط  باشد. جای تعجب نیست که حالت‌های منفی صورت مانند اخم یا داشتن ماسک در واقع برعکس عمل می‌کنند و به طور کاملا واضحی افراد را از ما دور می‌کنند. بنابراین بهتر است از قدرت جذب لبخند خود برای جذب اطرافیان به سمت خود استفاده کنید.

لبخند زدن استرس را برطرف می‌کند
گاهی استرس می‌تواند در تمام وجود ما نفوذ کند و واقعاً در چهره ما نمایان شود. لبخند زدن نه تنها به شما کمک می‌کند خسته، فرسوده و نگران به نظر نرسید، بلکه در واقع می‌تواند به کاهش استرس نیز کمک کند.

چه باور کنید یا نکنید، لبخند زدن حتی اگر تمایل به لبخند زدن ندارید یا حتی اگر لبخند ساختگی بزنید می‌تواند استرس را کاهش دهد. وقتی استرس دارید، اندکی وقت بگذارید و لبخند بزنید و مطمئن باشید که شما و اطرافیانتان از مزایای آن لبخند بهره مند خواهید شد.

لبخند اخلاق ما را بهتر می‌کند
بار دیگر که حالتان بد شد، تنها کافی است که لبخند بزنید. احتمال زیادی وجود دارد که روحیه شما به سمت بهتر شدن تغییر کند. یک لبخند ساده می‌تواند باعث ترشح ارتباطات عصبی تقویت کننده نوروپپتیدها و همچنین انتقال‌دهنده‌های عصبی تقویت کننده اخلاق مانند دوپامین و سروتونین شود. بنابراین بهتر است به لبخند زدن مانند یک داروی ضد افسردگی طبیعی فکر کنید.

لبخند زدن مسری است
افزایش تعداد لبخندها در یک مکان سبب مثبت شدن فضای کلی آن مکان می‌شود؛ گرچه لبخند زدن مطمئناً یک احساس زیباست، اما حسی از حقیقت را به همراه دارد. لبخند زدن نه تنها قدرت بالابردن روحیه شما را دارد، بلکه می‌تواند حالات دیگران را نیز تغییر داده و اوضاع همگان را شادتر کند.

بخشی از مغز که وظیفه کنترل لبخند را بر عهده دارد، یک منطقه پاسخ خودکار غیر ارادی است؛ به این معنی که لبخند زدن می‌تواند کاملاً ناخودآگاه باشد؛ خصوصاً وقتی که صحبت از عادت ما برای تقلید از لبخند شخص دیگر باشد. بله، از نظر علمی ثابت شده است که لبخند زدن مسری هستند.

لبخند زدن سیستم ایمنی شما را تقویت می‌کند
لبخند زدن همچنین می‌تواند سلامت کلی بدن شما را تقویت کند. عمل لبخند زدن در واقع به سیستم ایمنی بدن انسان کمک می‌کند تا عملکرد موثرتری داشته باشد.

تصور می‌شود که هنگام لبخند زدن، عملکرد ایمنی بدن به دلیل آرامش بیشتر بهبود می‌یابد که این امر به لطف ترشح برخی انتقال دهنده‌های عصبی اتفاق می‌افتد. بنابراین چرا علاوه بر اقدامات احتیاطی مانند شستن دست‌ها با لبخند زدن سعی در جلوگیری از سرماخوردگی و آنفلوانزا ندارید؟

لبخند فشار خون شما را کاهش می‌دهد
لازم است یکبار وقتی لبخند می‌زنید، فشار خون خود را  اندازه گیری کنید.اگر در خانه دستگاه تست فشار خون دارید، آن را امتحان کنید. چند دقیقه بنشینید، یک مطالعه را انجام دهید. سپس یک دقیقه لبخند بزنید و در حالی که هنوز لبخند می‌زنید فشار خون خود را اندازه گیری کنید و قطعا تفاوت محسوسی با فشار خون عادی خود مشاهده خواهید کرد.

لبخند زدن باعث می‌شود احساس خوبی داشته باشیم
مطالعات نشان داده است که لبخند زدن باعث ترشح اندورفین، مسکن‌های طبیعی و سروتونین می‌شود. این سه انتقال دهنده عصبی با هم باعث می‌شوند از سر تا پا احساس خوبی داشته باشیم. این مواد شیمیایی طبیعی نه تنها روحیه شما را بالا می‌برند، بلکه باعث آرامش بدن و کاهش درد جسمی می‌شوند. لبخند زدن یک داروی کاملا طبیعی است.

لبخند زدن باعث می‌شود جوان‌تر به نظر برسید
لبخند زدن نه تنها باعث جذابیت بیشتر شما می‌شود، بلکه می‌تواند جوانی شما را نیز بیشتر جلوه دهد. ماهیچه‌هایی که برای لبخند زدن از آنها استفاده می‌کنیم، پوست صورت را صاف می‌کنند و باعث می‌شود فرد جوان‌تر به نظر برسد.

لبخند زدن باعث ترشح اندورفین، مسکن‌های طبیعی و سروتونین می‌شود. این سه انتقال دهنده عصبی با هم باعث می‌شوند از سر تا پا احساس خوبی داشته باشیم، بنابراین به جای انتخاب لیفت صورت، فقط سعی‌ کنید روزانه لبخند بزنید و قطعا با این کار جوان‌تر به نظر می‌رسید و احساس بهتری خواهید داشت.

لبخند زدن باعث موفقیت شما می‌شود
مطالعات نشان داده است افرادی که به طور منظم لبخند می‌زنند با اعتماد به نفس بیشتری به نظر می‌رسند، در محل کار بیشتر ارتقا می‌یابند و  سایرین بیشتر به آنها نزدیک می‌شود. در جلسات و قرارهای کاری لبخند بزنید. ممکن است متوجه شوید که مردم واکنش متفاوتی به شما نشان می‌دهند.

لبخند به شما کمک می‌کند تا مثبت بمانید
حتی وقتی لبخند غیر طبیعی یا اجباری انجام شود، بازهم مغز و در نهایت بقیه بدن ما این پیام را می‌فرستد که زندگی خوب است! بنابراین با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی فاصله بگیرید.

توجه کنیم! با وجود همه سختی‌های مختلف در زندگی و فراز و نشیب های فراوان در جامعه، خندیدن راه موثر کاهش تنش‌ها و فشارهای زندگی است؛ به طوری که در بدترین شرایط نیز مهمترین محرک و علت شاد بودن است؛ در نتیجه بهتر است همیشه روی خندان و گشاده داشته باشید و جذب افراد با نگاه و رویکرد مثبت داشتند هست که شاد می‌ماند.

درک متقابل نقش پدر و مادر دستاوردی آمده از دوران کرونا

کرونا زندگی هر خانواده‌ای را به نوعی به‌هم‌ریخت. از بیکار شدن عده‌ای گرفته تا تعطیلی مهدهای‌کودک‌، آنلاین‌ شدن مدرسه‌ ها، محدودشدن روابط و … . خانواده ما اما تجربه‌ای عجیب داشت که تا آن موقع همیشه آرزویش بود؛ دورکاری پدر خانواده! برای من و دخترانم که همسرم را در طول شبانه‌روز فقط یک‌ساعت و حتی کمتر می‌دیدیم دورکاری تحقق یکی از آرزوهایمان بود. پدر همیشه در خانه است!

محل کار همسرم از خانه خیلی دور بود. ۵ و ۳۰ دقیقه صبح از خانه بیرون می‌رفت و در بهترین حالت ۹ و ۳۰ دقیقه شب برمی‌گشت. در هر دو زمان به‌طور معمول بچه‌ها خواب بودند و فقط گاهی پدرشان را موقع شب‌بخیرگفتن می‌دیدند.

با آمدن کرونا اما از وقتی که چشم باز می‌کردند پدرشان در اتاق کناری پای سیستم بود. وسط روز می‌توانستند او را ببینند و نقاشی‌هایشان را نشانش بدهند.

شب‌ها قبل از خواب پدرشان کتاب قبل از خواب را برایشان می‌خواند و از همه مهم‌تر این‌که هر روز می‌توانستیم ناهار خانوادگی بخوریم؛ کاری که قبلا فقط آخرهفته‌ها می‌توانستیم انجام دهیم.

همسرم همیشه همسر و پدر خوبی بود. ولی طبیعتا با آن ساعات طولانی کاری، نمی‌توانست درک درستی از احوالات من که هر روز از صبح تا شب با دو کودک یک‌ساله و چهارساله تنها بودم داشته باشد.
فقط دو روز آخر هفته بچه‌ها را می‌دید و در آن دو روز در حد توان برایشان پدری می‌کرد. آخرهفته‌ها چند ساعتی را به بازی با آنها اختصاص می‌داد و سعی می‌کرد ظرف نیازشان را به پدر برای پنج روز آینده پر کند. دورکار که شد، می‌دیدم که دیدن بچه‌ها وقتی از خواب بیدار می‌شوند، طبق روتین روزانه‌شان صبحانه می‌خورند، سر زمان خاصی کارتون می‌بینند، با هم بازی می‌کنند، دعوا می‌کنند و از سر و کول‌مان بالا می‌روند برایش جذاب و جدید است.

قبل از دورکاری برنامه آخر هفته‌ها با برنامه طول هفته من و بچه‌ها فرق داشت. اوایل همه چیز برای همه‌مان جالب و شگفت‌انگیز بود. ولی بعد از حدود شش‌ماه، ماجرا کمی پیچیده شد. بچه‌ها عادت کرده بودند همان‌قدر که مامان مامان از زبان‌شان نمی‌افتد بابا بابا هم بگویند.

شکایت دعواهایشان را ــ که روزبه‌روز با بزرگ‌تر شدن‌شان بیشتر می‌شد ــ دیگر فقط پیش من نمی‌آوردند. چالش‌های زمان غذاخوردن و زمان خواب‌شان دیگر فقط برای من نبود. او هم هفت روز در هفته پدری می‌کرد، نه دو روز در هفته.

حالا دیگر وقتی بعضی وقت‌ها می‌روم توی اتاق سرم را می‌کنم زیر پتو و گوش‌هایم را می‌گیرم همسرم با تعجب نگاهم نمی‌کند. وقتی گاهی در روزهای تعطیل ترجیح می‌دهم سه‌نفری بیرون بروند و مرا با سکوت خانه تنها بگذارند به من حق می‌دهد. وقتی خانه شلوغ و به‌هم‌ریخته می‌شود می‌داند که برای بار چندم دارم خانه را مرتب می‌کنم.

وقتی ظرف‌های کثیف روی هم کوه می‌شوند لیوانش را به قله کوه اضافه نمی‌کند و وقتی دو ساعت مانده به ساعت‌خواب‌شان، آتشفشانی می‌شوم در آستانه فوران و اژدهایی می‌شوم که از مغزش دود بلند می‌شود، نقش خنک‌کننده را به‌خوبی ایفا می‌کند. از طرفی نه‌تنها حالا من از حجم کاری که به‌طور معمول در شغلش انجام می‌دهد باخبرم، بلکه او هم موضعش نسبت به مادری‌کردن من پایین‌تر آمده و این برای ما یعنی یک بازی برد ــ برد.

دورکاری همسرم دو ماه پیش دوساله شد. خیلی چیزها در این دو سال عوض شده. دختران‌مان حالا سه و شش‌ساله‌اند. دختر بزرگم به پیش‌دبستانی می‌رود و دختر کوچک به‌زودی برای مهد آماده می‌شود. من کم‌کم دوباره به اجتماع و کار برمی‌گردم و کار همسرم به‌زودی دوباره حضوری خواهد شد. زندگی به روال قبل برخواهدگشت.

ولی یک چیزی در خانواده ما برای همیشه عوض شد: پدری که همیشه بود! دخترانم روزهایی را تجربه کردند که شاید تا سال‌ها از یاد نبرند، من روزهایی را تجربه کردم که همیشه آرزویش را داشتم و همسرم ‌روزهایی را تجربه کرد که نقطه‌عطفی در نقش پدری‌اش بود. هرچند در ابتدا این تغییرات، این تجربه جدید و این درک متقابل چالش‌ها و تنش‌هایی برایمان به وجود آورده‌بود، ولی نتیجه برای ما قابل‌قبول بود و به تمام چالش‌ها و تنش‌ها می‌ارزید.

گاهی با یک اتفاق در زندگی چیزهایی را ازدست‌می‌دهی اما چیزهای دیگری به‌دست‌می‌آوری. اکثر ما عزیزانی را در این دوران ازدست‌دادیم و سوگوار و غمگین شدیم، شرایط اقتصادی و اجتماعی سختی را تجربه کردیم و موقعیت‌های شغلی زیادی از دست‌مان رفت، فرزندان‌مان دوران شکوفایی‌شان را در قرنطینه گذراندند و بسیاری از تجربه‌های ناب کودکی را یا از دست دادند یا در بهترین حالت از پشت صفحات لپ‌تاپ و تبلت و گوشی تجربه کردند، ولی به گمان من، هر اتفاقی فرصت رشدی را در خود نهفته دارد که شاید برای هرکسی متفاوت باشد. برای من و همسرم این دوران، فرصت رشد در والدگری و درک‌متقابل نقش‌ یکدیگر بود. فرصتی که شاید در شرایط عادی، در روزمرگی‌های معمولی زندگی، هرگز آن را به‌دست‌نمی‌آوردیم. اگر این فرصت نبود شاید هنوز هم من از وقت‌نداشتن همسرم برای بچه‌ها می‌نالیدم و همسرم از خستگی‌های طولانی و کم‌صبری گاه و بیگاه من با بچه‌ها شاکی بود. دریچه‌ای که این فرصت به نقش‌های مقابل برایمان باز کرد، دستاورد ما از این دوران بود. دوران عجیب و خاکستری‌رنگی به نام «دوران کرونا».

فاطمه زارع‌ جعفری – پژوهشگر 

راز‌های درونی خانم‌ها که بهتر است مرد‌ها از آن‌ها با خبر باشند

اگر پیچیدگی رفتار زنان و شخصیت آن‌ها شما را دچار ابهامات کرده است در این مطلب به موضوع راز درونی خانم‌ها پرداخته ایم. شخصیت زن‌ها بسیار متفاوت‌تر از مردان است و پیچیدگی‌های رفتار زنان می‌تواند مردان را به شدت گیج کند در این مطلب همراه با ما شوید تا درباره راز درونی خانم‌ها که لازم است مرد‌ها از آن با خبر باشند بخوانید. 
  اگر پیچیدگی رفتار زنان و شخصیت آن‌ها شما را دچار ابهامات کرده است در این مطلب به موضوع راز درونی خانم‌ها پرداخته ایم.
شخصیت زن‌ها بسیار متفاوت‌تر از مردان است و پیچیدگی‌های رفتار زنان می‌تواند مردان را به شدت گیج کند در این مطلب همراه با ما شوید تا درباره راز درونی خانم‌ها که لازم است مرد‌ها از آن با خبر باشند بخوانید.

۱- زنان انتظار دارند مرد‌ها ابتکار عمل را به دست بگیرند

این مسئله خیلی مهم است. زنان دوست ندارند تمام کار‌های زندگی زناشویی از قبیل مراقبت از فرزندان، برنامه‌ریزی به مناسبت‌های گوناگون و انجام کار‌های منزل را خودشان به تنهایی انجام دهند. خانم‌ها تمایل دارند مرد‌ها ابتکار عمل را به دست بگیرند. هر چند همسر شما شاید هرگز درباره‌ی این موضوع با شما صحبت نکند، اما بهتر است به عنوان شوهر و مرد خانه برخی از وظایف و مسئولیت‌های دشوار را بر عهده بگیرید و با انجام این کار‌ها همسر خود را سورپرایز کنید. هنگامی که یک مرد ابتکار عمل را در زندگی زناشویی بر عهده می‌گیرد به این معناست که او با مسائل روزمره و مهم درگیر شده و به همسرش توجه می‌کند و مراقب اوست. فرقی نمی‌کند چه کاری باشد (خرید برای منزل، آماده کردن شام یا برنامه‌ریزی برای تعطیلات بعدی) به عنوان یک مرد بهتر است همیشه این کار‌ها را انجام دهید.

۲- زنان دوست دارند بیشتر سورپرایزشان کنید

همه‌ی زنان دیوانه سور پرایز شدن هستند و ترجیح می‌دهند که همسرانشان مخفیانه تا جایی که می‌توانند آن‌ها را مات و مبهوت کنند. حتی یک هدیه‌ی خیلی کوچک و غیر منتظره هم می‌تواند به زنان احساس خاص بودن بدهد. نیاز نیست حتماً هدیه‌ای گران‌قیمت برای همسر خود تهیه کنید، به عنوان یک مرد تنها باید ابتکار عمل را به دست بگیرید و با ابراز علاقه و محبت عمیق به همسر خود به او ثابت کنید که عاشقش هستید. سخت نیست، فقط به همسرتان توجه کنید و همیشه مراقب او باشید. وقتی همسرتان متوجه شود که شما می‌خواهید از هر راهی و با هر بهانه‌ای او را شاد کنید، بلافاصله به این محبت شما پاسخ خواهد داد و شما نیز از مهر و علاقه‌ی او بهره‌مند خواهید شد.

۳- خانم‌ها از اینکه مبادا زن دیگری به همسرشان بیش از حد توجه و محبت کند می‌ترسند

یکی از ترس‌های زنان در زندگی زناشویی این است که مبادا زن‌های دیگری مثل همکاران خانم یا دوستان قدیمی به شوهرشان بیش از حد محبت کند. دلیل این ترس خانم‌ها هم خیلی ساده است، چون اکثر زن‌ها دوست دارند چیزی را داشته باشند که نمی‌توانند یا در حالت عادی قادر به تصاحب آن نیستند؛ بنابراین زن‌ها از اینکه قلب همسرشان دزدیده شود و یا شوهرشان به زن دیگری توجه کنند به شدت می‌ترسند و نداشتن محبت شوهر می‌تواند آن‌ها را کاملا افسرده و نا امید کند.

۴- خانم‌ها دوست دارند همسرانشان همیشه صداقت داشته و رو راست باشند

هر انسانی دوست دارد که شریک زندگی‌اش فارغ از تمام مسائل و مشکلات زندگی فردی صادق و بی ریا باشد. هیچکس دوست ندارد فریب بخورد و البته، زنان هم از این قاعده مستثنی نیستند. خانم‌ها می‌توانند برای حفظ بنیان خانواده و عشق همسر خود به سادگی خیلی چیز‌ها را ببخشند، اما هرگز نمی‌توانند از دروغ و خیانت بگذرند. صرف نظر از وضعیت پیش آمده و اینکه چقدر تقصیر شماست، خانم‌ها همیشه به صحبت‌های شما گوش خواهند داد و برای حل مشکلات و مسائل روزمره به شما کمک خواهند کرد.

۵- زبان بدن برای زن‌ها خیلی مهم است و به خوبی آن را درک می‌کنند

زن‌ها همیشه متوجه محیط اطراف خود هستند و تمام جزئیات کوچک را به دقت تجزیه و تحلیل می‌کنند و این بررسی‌های دقیق شامل زبان بدن همسرشان نیز می‌شود؛ بنابراین به راحتی می‌توانند حس دلسوزی که شوهرشان نسبت به یکی از همکاران خود دارد را به خوبی درک کنند حتی اگر هیچ وقت او را ندیده باشند. اگر خانم‌ها به چیزی مشکوک شوند حتی اگر دقیقاً ندانند که موضوع از چه قرار است نگران می‌شوند و این مطلب به شدت آن‌ها را آزار خواهد داد. اگر زن‌ها به چیزی مشکوک شوند خیلی نگران و ناراحت می‌شوند بخصوص اگر شوهرشان به جای صرف وقت با او ترجیح دهد در اداره بماند.

۶- خانم‌ها با اینکه شوهرشان با دوستان خود وقت بگذراند موافق هستند

این مورد هم یکی از راز‌های دیگر خانم‌هاست که تنها عده‌ی معدودی از مردان از آن آگاه‌اند. بسیاری از زن‌ها دوست دارند که شوهرشان با دوستان خود وقت بگذراند. مردان باید از این موضوع به خوبی آگاه باشند که خانم‌ها درک می‌کنند که آن‌ها به کمی فضا و زمان آزاد برای خود احتیاج دارند و می‌دانند که برخی وقت‌ها بهتر است بگذارند شوهرشان با دوستان خود کار‌هایی از قبیل تماشای مسابقه فوتبال، رفتن به باشگاه و … را انجام دهند. تنها نکته‌ای که مرد‌ها باید رعایت کنند این است که بیش از حد با دوستان خود قرار نگذراند، زیرا ممکن است همسرشان احساس کند که نسبت به او بی‌توجه شده‌اند و بدانید که همین احساس می‌تواند مشکل‌ساز باشد.

۷- زن‌ها نیاز دارند برخی اوقات تنها باشند

اگر همسرتان به شما گفت که به کمی زمان احتیاج دارد یا می‌خواهد تنها باشد نباید ناراحت شوید و ماشین خود را روشن کنید و چند ساعت او را در خانه تنها بگذارید. فقط می‌خواهد درکش کنید. مرد‌ها باید بدانند که خانم‌ها نیز وظایف و مسئولیت‌های خود را دارند که باید این کار‌ها را به نحو احسن انجام دهند پس بهتر است به جای غر زدن همسر خود را درک کنید.

۸- زنان دوست دارند مرد‌ها صداقت داشته باشند

در موضوع راز درونی خانم‌ها خانم‌ها ترجیح می‌دهند مرد‌ها صداقت داشته باشند؛ بنابراین اگر همسر شما در لباسی که به تازگی خریده کمی چاق به نظر می‌رسد لازم نیست به او بگویید «عزیزم چقدر در این لباس زیبایی»، چون زن‌ها درک بسیار دقیقی از اندام و کاستی‌های خود دارند. بهتر است خیلی محترمانه به او بگویید «عزیزم کمی اضافه وزن داری، ولی هنوز هم مثل همیشه دوست داشتنی هستی». به همسر خود ثابت کنید که وجودش بیشتر از هر چیزی برایتان اهمیت دارد. حتی بهتر است که با هم شروع به ورزش کردن کنید. وقتی همسرتان ببیند که شما به عنوان شوهرش اینقدر با او راحت هستید به داشتن شما افتخار می‌کند.

درباره روانشناسی زنان و راز درونی خانم‌ها بیشتر بدانید

جنبه‌های مرموز و ناشناخته شخصیت زنان در روانشناسی شخصیت زنان این نکات را باید مد نظر داشت:

زنان می‌خواهند مرموز و ناشناخته بمانند.

قابل پیش‌بینی نباشند تا جذاب به نظر برسند.

زنان خود را منحصر به فرد نشان می‌دهند.

زنان از لحاظ رفتاری و روحی پیچیده‌تر هستند.

در بیشتر موارد در مقایسه با مردان دمدمی مزاج هستند.

زنان از این اینکه رازگونه به نظر برسند لذت می‌برند.

چرا بعضی‌ها با کوچک ترین مسائل به شدت ناراحت می شوند؟

شاید مسائلی که به نظر شما کوچیک هستن برای اونا خیلی با ارزش باشن.

🔸ممکنه مدت زیادی تحتِ آزار روانی قرار گرفته باشن و در موقعیت‌های اجتماعی خیلی حساس‌تر از دیگران باشن

🔸زمان خیلی زیادی احساساتشون رو سرکوب کردن و دیگه ظرفیتی برای نگه‌داشتن اونا ندارن  و به همین خاطر سریع واکنش نشون میدن.

🔸مدت زیادی همه چیز تو زندگیشون درست پیش نرفته و امید زیادی دارن که دیگه همه چیز خوب پیش بره، به همین خاطر با کوچیکترین مشکلی به‌هم می‌ریزن و گذشته براشون یادآوری می‌شه.

🔸اونا انقدر خسته‌ان که نمی‌تونن تظاهر کنن از چیزی ناراحت نیستن یا اینکه لبخندهای مصنوعی بزنن.
 پس قبل از اینکه بخوایم به اونا برچسب تلخی و بداخلاقی یا منفی‌گرایی بزنیم، فکر کنیم شاید این واکنش به دلایلی باشه که ما از اونا بی‌خبریم.