۱۰ راز ژاپنیها برای زندگی طولانیتر و شادتر
یک سرمایهگذاری پرسود در خانه شما!
چرا و چطور باید روی پروژههای خانوادگی و فعالیتهای مشترک بهمنظور نزدیکی بیشتر اعضای خانواده به یکدیگر، سرمایهگذاری کرد؟
ما از وسایلمان مراقبت میکنیم، گرد و خاکشان را میگیریم، حواسمان هست که ضربه نخورند و آسیب نبینند و اگر خطوخشی رویشان بیفتد، تعمیر و مرمتشان میکنیم؛ فرقی هم ندارد این وسیله، ماشین باشد یا تلفنهمراه یا مثلا پنکه و مایکروفر اما گاهی یادمان میرود که این مراقبت صرفا محدود به داشتههای فیزیکی و مادیمان نیست. فراموش میکنیم که مهمترین دارایی ما یعنی ارتباطات انسانی، دوستی، همسایگی و خانوادگی هم گردوخاک میگیرد و خطوخش رویش میافتد. برای بعضی از ما رابطه مدتی کوتاه بعد از شروع شدنش تمام میشود؛ یعنی تصور میکنیم همین که برای شروع یک ارتباط انسانی زمان و انرژی صرف کنیم، دوامش را تضمین میکند و کافی است به وظایف قراردادیمان پایبند بمانیم تا خودبهخود پیش برود اما موضوع به این سادگی نیست. سالم و سازنده و پویا ماندن هر شکلی از رابطه به چیزی بیش از انجام وظایف قالبی نیاز دارد. ما نیاز داریم به هم گوش بدهیم، به هم نگاه کنیم، با هم به نقطه مشخصی نگاه کنیم و با هم کاری را شروع و تمام کنیم. اسم این همراهی را میگذاریم «پروژه خانوادگی» و امروز قرار است با هم یادبگیریم که روی پروژههای خانوادگی سرمایهگذاری کنیم. چرا و چطور؟ با من همراه شوید.
محافظان نامرئی خانواده
چرا باید پروژه مشترک خانوادگی داشته باشیم؟
ما روزمان را صرف فعالیتهایی میکنیم که پیامدهای فوری یا دستکم ملموس و قابل پیشبینی دارند؛ درس میخوانیم، غذا میخوریم، کار میکنیم، میخوابیم، به نظافت شخصی و محل زندگیمان میپردازیم و زمان فراغتی را که برایمان باقی میماند، عموما صرف برنامههای انفرادی میکنیم؛ مطالعه کردن، قرار گذاشتن با یک دوست و چرخیدن در اینترنت. اینوسط، بین انجام تکالیف روزمره و وقتگذرانیها یا حتی به بطالت گذراندنهای انفرادی که هردو ضروریاند، باید جایی باز کنیم برای انجام پروژههای خانوادگی؛ منظورمان از پروژه، فعالیتهای مشترکی است که بهطور روزانه در زمان مشخصی و با توافق همه اعضای خانواده انجام میشود تا مراقبتی را که برای رابطه نیاز داریم، تأمین کند. پروژه مشترک چطور ازپس چنین چیزی برمیآید؟
زمانی را که صرف یک فعالیت خانوادگی میکنیم، پادزهری است دربرابر استرسهای معمول روزمره. شوخی، تفریح و سرگرمی که درحال حذف شدن از سبک زندگی شلوغ و پرفشار ماست، میتواند درقالب پروژههای ساده خانوادگی، نقش سوپاپ را برای تخلیه فشارهای روانی بازی کند و تحمل ما را دربرابر سختیهای ناگزیر بالا ببرد. مشغول بودن به کاری مشترک فقط جنبه سرگرمکننده ندارد؛ اختلافات بین نسلی، مرزی که اعضای خانواده را به دو گروه جوانهای کلهشق و حرف گوش نکن و بزرگ سالهای ناصح ایرادگیر تقسیم میکند، در میدان پروژههای خانوادگی، نرم و منعطف میشود. دو گروه رقیب و متخاصم وقتی برای هدفی مشترک دورهم جمع میشوند، سپرهایشان را کمی پایین میآورند. درخلال زمانی که صرف فعالیت مدنظر میکنند، شناخت بهتری از یکدیگر بهدست میآورند و اوقات خوشی که آنها را بههم مرتبط میکند، در تلطیف کردن فضای رابطه موثر است. البته قرار نیست پروژه خانوادگی حکم پنهان کردن خردهریزها زیر فرش را پیدا کند؛ واضح است که مشکلات و چالشها باید در فرصتی مناسب حل شوند اما فعلا موضوع بحث ما چیز دیگری است. داریم درباره پروژههای خانوادگی صحبت میکنیم که به کمک آنها یادمیگیریم سلیقه و ترجیحات یکدیگر را بپذیریم و برای پیداکردن نقطه اشتراک تلاش کنیم. پایبندی به این پروژه که آگاهانه برای بهتر کردن روابط خانوادگی انتخابش میکنیم، به ما یادآوری میکند که برای هم مهم و ارزشمند هستیم و حاضریم برای یکدیگر زمان صرف کنیم. با این توضیح سرمایهگذاری روی پروژههای خانوادگی گرچه ممکن است پیامدهای فوری و ملموس نداشته باشد، اما میتوان پیشبینی کرد که از آن سرمایهگذاریهای بلندمدتی بهشمار میرود که خیال آدم بابت مطمئن و سودده بودنش آسوده است. بنابراین ارزشش را دارد که زمانی از روز را به فعالیت مشترک خانوادگی بگذرانیم و این نکته مهم را گوشه ذهنمان داشتهباشیم که پروژه مشترک برای محافظت از روابط خانوادگی لازم است اما کافی نیست. اعضای خانواده باید در بازههای زمانی نهچندان طولانی، در پروژههای دوتایی هم مشارکت داشتهباشند؛ پدر-پسری، مادر-دختری، -زن-شوهری، پدر-دختری، خواهر-برادری و مادر-پسری.
بگو کیستی تا بگویم پروژهات چیست؟
یک دستهبندی غیرعلمی اما کار راهانداز برای سنجیدن گزینههای موجود که با سلیقه و شرایطتان همخوانی بیشتری دارد
تا اینجای کار را همهمان کم و بیش بلد بودیم؛ یعنی سخنرانی کردن درباب اهمیت و ضرورت چیزها اما کار به مرحله عمل که میرسد، خمیازهای میکشیم و کشوقوسی میآییم و «ای بابا، کی حوصله انتخاب کردن داره؟» در ادامه این مطلب چند پیشنهاد میخوانید که قرار است از سختی انتخاب کردن بین گزینههای مختلف، کم کند؛ با این یادآوری که دستهبندی آنها بهصورت زیر، صرفا برای انتقال آسانتر منظور است و معنیاش این نیست که حتما باید در دستهبندی حاضر بگنجید تا فعالیتِ پیشنهاد شده در آن مناسبتان باشد. شما میتوانید با مشورت اعضای خانواده، ترکیبی از این گزینهها را که با سلیقه و شرایطتان همخوانی بیشتری دارد، انتخاب کنید.
فعالها
اگر جزو آن خانوادههای پرتحرک و ورزیدهای هستید که همهشان ست گرمکن-شلوار و کتانی دارند و در و همسایه به خوش هیکلیشان حسودی میکنند، میتوانید از این وجهاشتراک نهایت استفاده را ببرید. یک ساعت مشخص در روز را به ورزش خانوادگی اختصاص بدهید. اگر چنین امکانی ندارید، زمانی را برای فعالیتهای ورزشی بیرون از خانه درنظر بگیرید و به آن پایبند بمانید؛ کوهنوردی، پیادهروی، دوچرخهسواری و هر فعالیت دیگری که همگی بر سر آن توافق دارید. درست است که این پیشنهاد راستکار ورزشکارها یا دستکم ورزش دوستهاست اما همه میتوانند امتحانش کنند؛ صبح جمعه قدم زدن دور پارک یا پیادهروی کوتاه شبانه، کاری نیست که به آمادگی بدنی و علاقه به ورزش نیاز داشته باشد.
هنریها
اگر در خانه شما هزینه کردن برای فیلم، کتاب، مجله، کنسرت و تئاتر، پول دورریختن فرض نمیشود و شب یلداهای فامیلی، آن کسی که حافظ میخواند یکی از اعضای خانواده شماست، جزو هنردوستها هستید و خوشبختانه گزینههای زیادی برای انتخاب فعالیت مشترک دارید. خب برای سینما و تئاتر و کنسرت رفتن، باید منتظر وقتی بمانید که اثری مطابق سلیقه شما عرضه شود و تازه معلوم هم نیست در آن زمان مشخص، بتوانید برنامه خانواده را هماهنگ کنید یا خیر. چه بهتر که بتوانید در برنامههای بلندمدتتان جایی برای ایندست سرگرمیها باز کنید اما مجبور نیستید خودتان را به آنها محدود کنید. دیدن فیلم، سریال و فیلمتئاتر خانوادگی در پلتفرمهای فیلمبینی، لذتی کم از سینما و تئاتر رفتن ندارد. میتوانید یک کتاب را مشخص کنید و هرشب بخشی از آن را دور هم بخوانید یا درباره کتاب و مجلهای که شخصا درحال خواندنش هستید، با هم حرف بزنید یا مثلا میتوانید یک زمان مشخص در روز را برای گوش دادن به موسیقی تعیین کنید. البته همه اعضای خانواده سلیقه موسیقایی مشترک ندارند اما چند دقیقه کوتاهی که صرف این شنیدن میکنید، درواقع صرف توجه کردن به پسندها و ترجیحات یکدیگر میشود. در دورهمیهای موسیقی محورتان اجازه بدهید هرکدام از اعضای خانواده یکی از قطعات محبوبش را پلی کند و بدون ایرادگرفتن از آن، صرفا بشنویدش.
بازیگوشها
اگر جزو آن خانوادههای پرسروصدایی هستید که با ورودشان به مهمانی، انگار بمب ترکیده باشد و همه را به جنبوجوش و شلوغکاری میاندازید، در گروه بازیگوشها قرار میگیرید. خب شما قرار نیست همیشه محفلگرمکن باشید و علاقهتان به بازی، میتواند همان پروژه خانوادگی گمشده باشد. زمان مشخصی را درطول شبانهروز که همه بهاندازه کافی انرژی دارند، صرف بازی کنید؛ بازیهای بیوسیله و سادهای مثل گلیاپوچ و پانتومیم و مشاعره، بازیهای نیازمند ابزارهایی مثل پازلهای هزارتکه و دارت و انواع بازیهای فکری یا بازیهای ابداعی خودتان که اصلا این مورد آخر خودش پروژهای است؛ میتوانید زمانی را درطول روز صرف طراحی یک بازی تازه کنید.
خوش خوراکها
خوردنیها در خانه شما هنوز پایشان به یخچال و کابینت نرسیده و خستگی راه را درنکرده، سر از معده اعضای خانواده درمیآورد؟ در دسته خوشخوراکها هم خیلی خوش میگذرد و هم میشود کلی پروژه مشترک پیدا کرد؛ زمانی مشخص از روز را به آشپزی دستهجمعی اختصاص بدهید. اینطوری هم یک نفر مجبور نیست همه وقتش را به پختوپز بگذراند، هم فرصتی خواهیدداشت برای با هم بودن. امتحان کردن دستورپختهای جدید، خلاقیت بهخرج دادن در دستورپختهای همیشگی، تزیین کردن غذا و چیدن میز و سفره و جمع کردن خرابکاریها و کثیفکاریهای بعد آشپزی وقتی گروهی انجام شود، یک کار روتین خستهکننده را به فعالیتی مفرح تبدیل میکند.
اهل دور دور
شما از آنهایی هستید که کمین میکنند برای آخر هفتهها و تعطیلات رسمی که با سبد پیکنیک بزنند بیرون؟ خب پس همانطور که میدانید، در گروه ددریها قرار میگیرید. این نوع تفریح کردن البته که خوب و لازم است اما پروژه مشترک بهمعنای مدنظر ما نیست. پروژه مشترک، باید یک برنامه روزانه روتین باشد ولی طبعا نمیشود هر روز سر از باغ و بیرونشهر درآورد. پس چه میشود کرد؟ بهجای تمرکز روی «مکان»، روی «فعالیت» مانور بدهید تا دامنه انتخاب منعطفتر و متنوعتری داشتهباشید. مثلا میتوانید یک برنامه عکاسی ترتیب بدهید و برای هر روز یک سوژه عکاسی انتخاب کنید یا مثل وقتی سفر میروید، برنامه گشتوگذار در شهر بچینید؛ موزه، گالری، بازارچه، پارک، محلات قدیمی شهر و… .
راهنمای انتخاب پروژه خانوادگی بدون تلفات
3 روش کم و بیش عملیاتی برای توافق کردن بر سر پروژه مشترک بدون آن که خون از دماغ کسی بیاید
اگر فکر کردهاید که با خواندن این پیشنهادها از بخش سخت ماجرا گذر کردهاید، با رعایت احترام باید بگوییم که زهی خیال باطل! غول مرحله آخر، توافق کردن بر سر یک گزینه است. همه خانوادهها یکدست و یکپارچه نیستند؛ در خیلی از خانهها یکی از اعضای خانواده ورزشی است، یکی دیگر هنری و دو نفر اهل بیرون رفتن و گشت و گذار. تازه کلی انتخاب غیرطبقهبندی شده دیگر هم وجود دارد مثل دنبال کردن یک برنامه آموزشی یا سرگرمکننده در اینترنت، باغبانی کردن، یادگرفتن یک زبان خارجی، آموزش مهارتهای شخصی خود به دیگر اعضای خانواده؛ چیزهایی مثل ساز زدن یا خوشنویسی و کلی گزینه دیگر که در این پرونده جا ماندند. با اینهمه گزینه چه کنیم؟
رأیگیری
تا وقتی که هرکس ساز خودش را بزند، هیچ قطعه خوشآهنگی از خانه شما پخش نخواهد شد پس شمشیرها را کنار بگذارید و یک جلسه خانوادگی ترتیب بدهید. همه اعضا گزینههای پیشنهادیشان را روی میز بگذارند. راجع به هرکدام با درنظر گرفتن شرایط خانوادگیتان بحث کنید و خوب و بدشان را بسنجید. سر آخر هم رأیگیری کنید و کار را به دموکراسی بسپارید.
قرعهکشی
اگر دارید این بخش را میخوانید، احتمالا در مرحله قبل به نتیجه نرسیدهاید. خب دموکراسی هم ضعفهای خودش را دارد اما شما بیدی نیستید که با این بادها بلرزید. گزینههای مدنظرتان را روی کاغذ بنویسید و قرعهکشی کنید. اینطوری دیگر کسی نمیتواند گله کند که در رأیگیری در اقلیت بوده و نظرش اعمال نشده است. همهچیز به شانس بستگی دارد. البته از آنجاییکه قرار است در این پروژههای مشترک، به کل خانواده خوش بگذرد، قرعهکشی را در بازههای زمانی مختلف تکرار کنید تا نظر همه بالاخره تأمین شود.
امتحان
قرعهکشی هم جواب نداد؟ به بخت و اقبال اعتقادی ندارید؟ خب پس باید صابون آزمونوخطا را به تنتان بمالید. همه گزینههای بالقوهای را که نتوانستید بینشان انتخاب یا به شانس واگذار کنید، به امکانات بالفعل تبدیل کنید. چندروزی ورزش کنید، یک مدت را به آشپزی و فیلم دیدن بگذرانید، چندوقتی بازی کنید و بعد تصمیم بگیرید که کدام یک از این زمینهها با شما جورتر است. این روش برای خانوادههایی که یک نفر دایم سر ناسازگاری دارد و با هر انتخابی مخالفت میکند، خیلی جواب میدهد. وقتی شروع به امتحان کردن میکنید، تنبلی و ساز مخالف زدن را دربرابر عمل انجام شده قرار میدهید و کار کمکم روی غلتک میافتد.
ایده نوظهور انجام کارهای خانه به صورت شراکتی پنجاه پنجاه
تقسیمکردن کارهای خانه به صورت نصفنصف بین زن و شوهر از فرمولهایی است که به تازگی با استقبال برخی زوجها مواجه شده است
موضوع تقسیم کارهای خانه بین همسران، تا پیش از این بیشتر زمانی بالا میگرفت که هر دو همسر بیرون از خانه کار میکردند، اما حالا و بعد از بیش از دو سال از شیوع کرونا و تغییرات گسترده در سبکزندگی، وضعیت تغییرات زیادی داشته است و تعداد خانمهایی که انتظار مشارکت را از همسران خود دارند، افزایش یافته است. البته عجیب هم نیست که برگزاری مدارس آنلاین(تا چند وقت قبل) و کارهای خانه، مسئولیتهای مادران را به شدت افزایش داده است. آیا اصرار به برعهده گرفتن نیمی از کارها توسط آقا و انجام نیم دیگر توسط خانم، فرمول درستی برای انجام کارهای خانه است؟
ایرادات تقسیم کارها به شکل پنجاه پنجاه
اگر از دور به این ایده نگاه کنیم، شاید از جهاتی منصفانه به نظر برسد اما واقعیت این است که وقتی وارد جزئیات این ایده میشویم، ایرادات به چشم میآید. زنان و مردان با مهارتهای مشابهی وارد ازدواج نمیشوند و همین میتواند بر موضوع تقسیم کارها هم اثر بگذارد. شاید در بحث نظافت خانه از آن جا که یادگیری نکات مربوط نیاز به زمان زیادی ندارد، همسران بعد از چند هفته بتوانند وضعیت مشابهی پیدا کنند اما در مسئلهای مانند آشپزی که تبحر در آن نیاز به تمرین طولانیتری دارد، داستان متفاوت بوده و ممکن است حتی بعد از چند ماه همسران وضعیت مشابهی نداشته باشند. این نداشتن وضعیت مشابه میتواند فشار را روی فردی که مهارت کمتری دارد، افزایش و رابطه همسران را هم تحت تاثیر قرار دهد. همچنین زمان محدود حضور بسیاری از آقایان در خانه از دیگر موانع مهم ایده تقسیم مساوی کارهاست. اما راهحل چیست؟
نگاهی دوباره به فهرست کارها
اگر به ویژگیهای مسئولیتهای مربوط به خانه و فرزندان از زاویه دیگری نگاه کنیم، شاید بتوانیم ایدههای بهتری برای موضوع تقسیم کارها پیدا کنیم.
گروه اول| برخی کارها در خانه شامل انجام خدماتی تکراری برای اعضای خانواده است. میتوان تمام کارهای مربوط به نظافت خانه شامل گردگیری، شستن ظرفها و لباسها و… را در این دسته قرار داد.
گروه دوم| این گروه فعالیتهایی هستند که نیازمند خلاقیتاند. کارهای درآمدزا، آشپزی، رسیدگی به کارهای آموزشی فرزندان و… در این دسته قرار میگیرند.
این نکات را جدی بگیرید
هرچند نمیتوان نسخهای واحد برای همه همسران پیچید اما میتوان دست کم یک پیشنهاد داد. اگر میخواهید تقسیم کار منصفانهتری در خانه داشته باشید، هر کدام از همسران باید از هر دو دسته وظایف خانه، دست کم بخشی را بر عهده بگیرند. در غیر این صورت نارضایتی و احساس فرسودگی در کمین همسرانی خواهد بود که ناچار از تحمل بار سنگینتر هستند.
نویسنده : نرگس عزیزی| کارشناسارشد مشاوره
پیشنهاد تماشای چند فیلم خانوادگی درباره خداباوری
میل به ارتباط با عالم غیب و ایمان به عالم غیب و وجود قدرتی ماورای قدرت بشر در فطرت هر انسانی وجود دارد. این مساله در لحظات سختی بیش از پیش خود را نشان میدهد.
در دنیای سینما نیز این دغدغه بازنمایی شده، اگرچه با توجه به رویکردهای فردی و اعتقادی بازنمایی این میل فطری به شکلهای متفاوتی بوده.
تمام افراد و نگاهها تحلیل و نگرشی مشابه نسبت به اعتقاد به عالم غیب و خداباوری ندارند. برای نمونه نگاه توحیدی ما که از آموزههای اسلامی میآید، متفاوت با نگرشهای افراد در ادیان و حتی مکاتب فکری مختلف است.
در نظر گرفتن این نکته در تماشای فیلمهایی با این مضمون به ما این امکان را میدهد بدانیم اگرچه فیلمساز برای نمایش این میل فطری تلاش کرده اما ممکن است خروجی کار به علت دخیل بودن تفکر فردی کارگردان، رویکردی توحیدی و قابل استناد کامل نداشتهباشد.
با این حال دیدن این آثار با در نظر گرفتن این نکات و توجه به اصل حرفی که در پشت فیلم زده شده، قابل بررسی و اعتناست. ماه مبارک رمضان فرصت خوبی است تا فیلمهایی با چنین مضامینی ببینیم.
جاذبه
فیلم با نمایی جذاب از زمین از فاصله دور و از یک ایستگاه فضایی آغاز میشود، کوچک و آسیبپذیر بودن انسان در مواجهه با عالم هستی، در همان نماهای ابتدایی به رخ کشیده میشود. فیلم داستان گروهی است که برای نصب یک قطعه در ایستگاه فضایی در حال فعالیت هستند.
در میان این گروه، خانم دکتری حضور دارد که نخستین سفر خود به خارج از جو زمین را تجربه میکند. حادثهای باعث میشود تمام برنامه گروه تغییر کند و جان اعضای گروه به خطر بیفتد. از میان اعضای گروه تنها دکتر به کمک فرمانده گروه زنده میماند.
در این مسیر ما متوجه داستان زندگی دکتر میشویم، دکتر دختربچه خود را در حادثهای از دست داده و همین مساله باعث شده او نگاهش به زندگی و حوادث دنیا و آنچه اتفاق میفتد نگاهی سرد و بیاعتنا باشد، گویی زندگی برای او دیگر ارزشی ندارد.
دکتر که در بیانتهای بیجاذبه فضا سرگردان است، مرحله به مرحله تلاش و اشتیاقش برای زندگی بیشتر میشود و این اشتیاق گویی او را به سویی میبرد که دست به ریسمان نامرئی انداخته و از قدرتی ورای قدرتهای بشری کمک طلب کند. در نمایی که گویی از همه جا ناامید شده، قطره اشکش در فضای بیجاذبه در زاویه دوربین به سمت بالا حرکت میکند و انگار از قدرتی که نمیشناسد اما به وجودش ایمان دارد، طلب کمک میکند. آن هم در شرایطی که امیدی به کمک از هیچ جا ندارد.
دکتر با سختی و مراحل متعددی به سمت زمین حرکت میکند و قدم گذاشتنش به روی زمین مانند تولدی دوباره است که با امید و اعتقاد به نیروی ورای نیروی خود و آنچه زندگی اش را راهبری میکند همراه است. نگاهی که در فیلم جریان دارد، نشان از این دارد که کارگردان به وجود خدا اعتقاد دارد اگرچه این خدا میتواند تصویر یک قدیس باشد.
هورتن صدایی میشنود
بر پایه داستانی با همین نام از دکتر سوس معروف است که کتابهای فراوانی برای کودکان داد. هورتن، فیل سرخوش و متفاوتی است که نگاه مهربان و عمیقی به دنیای اطراف خود دارد اما کسی او را جدی نمیگیرد. هورتن صدایی از یک ذره غبار میشنود و وقتی بیشتر دقیق میشود متوجه میشود صدا از روی ذره غباری میآید و صدا به او درباره شهری میگوید که بر روی این غبار قرار دارد. هورتن تلاش میکند به دوستان و اطرافیانش ثابت کند که آنچه نمیبینند هم وجود دارد، و همچنین شهردار شهر، استیو هم تلاش میکند مردم شهر را قانع کند که دنیای بیرون دنیای آنها نیز موجودیتی وجود دارد و آنها لازم است به آن دنیا و به هورتون خود را ثابت کنند و با او ارتباط برقرار کنند.
توجه به وجود عالمی دیگر و دستی بالای دیگر دستها، در این فیلم با روایتی کودکانه به تصویر کشیده شدهاست. مساله ایمان به چیزی که نه میبینیم و نه لمس میکنیم مساله اصلی فیلم است. هورتون و شهردار تلاش میکنند از طریق نشانهها اطرافیان خود را به حضور و وجود دنیای دیگر آگاه کنند. روز و شب شدن در شهر داخل غبار و دست بردن در زمان روشنایی و تاریکی از نشانههایی است که شهردار سعی میکند به مردم شهر درباره آن بگوید و این تغییرات در دست نیرویی است که مردم شهر آن را نمیبینند اما از نشانههایی به قدرت او پی میبرند.
ضد قهرمان داستان نیز کانگورویی است که مقابل هورتن ایستاده و تلاش میکند همه چیز را با نگاه خود و با استدلالهایش به اطرافیان ثابت کند. کانگورو معتقد است چون چیزی را نمیبیند پس وجود ندارد و حتی اجازه نمیدهد هورتون دلایل خود را بیان کرده یا حتی دیگران را با احتمالات و شرایط جدید آشنا کند. در انتها مردم شهر در اتحاد با یکدیگر، یکصدا شده و موجودیت خود را با صدای بلند اعلام میکنند و درخواست کمک و اعلام حضور میکنند. این بازنمایی از اعتقاد و نوعی نگاه عمیق به عالم غیب در یک اثر کودکانه است که ذهن آنها را آماده توجه به مساله خدا و عالم غیب میکند.
نشانه ها
ساخته «ام. نایت. شیامالان» است. شیامالان بیشتر با فیلم حس ششم شناخته شدهاست که در آن فیلم هم به مساله اعتقاد به دنیای پس از این دنیا اشاره کرده و عالم روح را به نحوی به تصویر کشیدهاست.
فیلم نشانهها در ظاهر فیلمی علمی ـ تخیلی است اما در واقع درباره اعتقاد است. داستان فیلم درباره مردی است که پیش از مرگ دردناک همسرش در تصادفی کشیش و خداباور بوده اما حادثه باعث شده او دست از اعتقادات و کار خود بکشد. در این میان اتفاقات و نشانههای عجیبی از موجودات فرازمینی در مزرعهاش مشاهده میکند و میکوشد شرایط را برای فرزندان خود امن نگاه دارد اما کنترل تمام اتفاقات در دست او نیست. بیگانگانی به زمین و مزرعه او حمله میکنند و تلاشهای گراهام برای نجات خانوادهاش بیفایده است. پسرش در شرایط سختی میان زندگی و مرگ میماند و اینجاست که گویی ایمان فراموش شده گراهام به کمکش میآید. در جایی که امیدی به هیچ نیروی جز نیروی خداوند نیست، گراهام دست یاری به سوی خدا دراز میکند و ایمان رفتهاش باز میگردد.
نگاه به محتوای فیلم و جانمایه آن با کنار زدن داستانهای فرعی اتفاق میافتد. داستان حمله بیگانگان پوسته ظاهری فیلم است و مساله ایمان گراهام خط اصلی و درونمایه فیلم است که داستان را راهبری میکند. در زمان دیدن فیلم همواره در حال دوره کردن داستان اصلی فیلم و خط روایت شخصیتها باشید. رسالت و ابتدا و انتهای هر شخصیت و ارتباطش با داستان به شما کمک میکند هرچه بیشتر به نگاه کارگردان نزدیک شوید.
زهرا صالحی نیا – خبرنگار
علت عصبانیت زیاد و خشم بیدلیل شما اینجاست
برخی موارد و رازها در رابطه با افسردگی وجود دارد که اغلب ما از آن ها بی اطلاع هستیم، حقایقی که دانستن آن ها به افراد مبتلا به افسردگی می تواند کمک شایانی کند.
همیشه راز ها و گاهی اوقات سوء تفاهم هایی در مورد بیماری افسردگی وجود دارد که باعث می شود افراد نتوانند آگاهانه در مورد آن رفتار کرده و اطلاعات خوبی داشته باشند. در این قسمت از زبان روان شناسان به شما معرفی می کنیم که در مورد افسردگی است و احتمالاً دوست دارید در موردشان بدانید.
افسردگی یک بیماری واقعی است
افسردگی به معنای ضعف شخصیتی یا تنبلی نیست، بلکه یک بیماری محسوب می شود. افسردگی یک اختلال است که به دلیل مشکلات بیولوژیکی و محیطی پیشرفت می کند و برای هر کس منحصر به فرد است و حتما نیاز به درمان دارد. کسانی که افسرده هستند، از ترس اینکه دیگران به آن ها برچسب بیمار ذهنی بچسبانند، به روانپزشک مراجعه نمی کنند.
افراد افسرده لزوماً در کل روز احساس غمگینی ندارند
شاید شما جزء افرادی باشید که بیشتر روز خود را با حالت ناراحتی سپری می کنید و حتما باید به پزشک مراجعه کنید تا وضعیتتان تشخیص داده شود اما جالب است بدانید کسانی که به افسردگی مبتلا می شوند، لزوماً در کل روز ناراحت و غمگین نیستند. به همین دلیل تشخیص آن فقط توسط پزشک ممکن خواهد بود.
نمی توان به افسردگی غلبه کرد
اغلب افرادی که افسردگی مزمن دارند، حرف های زیادی از خانواده و دوستان شان می شنوند که تو می توانی به این بیماری غلبه کنی و افسردگی را درمان کنی؛ انگار که این افراد به سرماخوردگی دچار شده اند اما کسانی که از بیماری ذهنی رنج می برند، واقعاً بیمار هستند و شبیه سرماخوردگی نمی توانند به بیماری خود غلبه کنند. شاید بیماری آن ها شبیه به سرطان باشد و کاری از دست خودشان بر نیاید.
دارو به سرعت جواب نمی دهد
دارو های ضد افسردگی بسیار کمک کننده هستند و شاید به ادامه زندگی فرد و حال بهتر او کمک کنند اما به طور کامل او را بهبود نمی بخشد. اگر شما قربانی افسردگی نیستید، از همین امروز ورزش و مدیتیشن را شروع کنید تا جسم و ذهن تان با یکدیگر به تعادل برسند. خنده داروی خوبی برای افزایش سطح اندورفین در بدن است. افسردگی نتیجه نا تعادلی در مواد شیمیایی بدن است که شما باید به آن غلبه کنید.

افراد می توانند افسردگی خود را پنهان کنند
بسیاری از افراد به خوبی مقابل دیگران رفتار می کنند؛ در حالی که واقعا افسرده هستند اما توانایی این را دارند که آن را از دیگران پنهان کنند و شما اصلا متوجه نمی شوید که این فرد افسرده است.
مصرف داروی افسردگی برای همیشه نیست
بعضی از افراد فکر می کنند که اگر داروی ضد افسردگی برای آن ها تجویز شود، همیشه باید در کل زندگی آن را مصرف کنند اما این دارو می تواند به عنوان یک ابزار برای ایجاد احساس بهتر به شما کمک کند و مجبور نیستید که همیشه تا آخر عمر از آن استفاده کنید. شاید پیشرفت خوبی داشته باشید و بتوانید با سبک زندگی سالم، کمی احساس بهتری پیدا کنید و پزشک تشخیص دهد که دیگر نیاز به دارو ندارید.
کودکان هم می توانند افسرده باشند
بسیار مهم است که افسردگی را در کودکان تان تشخیص دهید و آن را با مشکلاتی مثل بیش فعالی و اضطراب اشتباه نگیرید. علائم افسردگی در کودکان شامل انرژی پایین، افکار منفی، کمبود هیجان در کار هایی است که قبلا آن لذت می بردید و اکنون خیر. ممکن است کودک شما مدام کلافه، بی قرار یا حواس پرت یا نگران باشد یا خیلی زیاد بخوابد یا اصلا نخوابد یا اشتهایش خیلی کم یا خیلی زیاد باشد.
در چنین حالتی بسیار مهم است که حتماً با یک پزشک ماهر در ارتباط باشید. البته صحبت کردن در مورد افسردگی مقابل خود کودک، وضعیت او را بدتر می کند. پس بسیار مهم است که از یک متخصص کمک بگیرید تا بدانید که چگونه باید با کودک خود رفتار کنید.

غم و غصه؛ با افسردگی متفاوت است
غم و غصه افسردگی نیست. غم و غصه چیزی است که همه ما در زندگی آن را تجربه می کنیم و مدت زمان زیادی طول نمی کشد، خیلی مشهود نیست و شاید خودمان با تلاش بتوانیم آن را بهبود ببخشیم اما افسردگی احساس موقت نیست، بلکه یک بیماری است و ممکن است به خاطر یک استرس یا آسیب شدید در فرد ایجاد شود.

افسردگی از طرق مختلفی خودش را نشان می دهد
شاید خیلی از افراد اطراف ما افسرده باشند و هیچ کس متوجه این موضوع نشود، زیرا افسردگی به شکل های مختلف خودش را نشان می دهد. بعضی از افراد غمگین، بعضی بی قرار، بعضی کلافه و بعضی با حالات عقب نشینی افسردگی خود را نشان می دهند.
مهربانی با خودتان راه حل کلیدی است
این که شما از تجربه ای که دارید خجالت بکشید، قطعاً وضعیت تان را بدتر می کند. ایجاد حالاتی مثل از دست دادن انگیزه برای رفتن به مدرسه یا دانشگاه، صبوری نداشتن در زندگی خانوادگی و مشترک، خواب زیاد، ورزش نکردن و مصرف غذاهای مضر همگی می توانند نشانه افسردگی باشند. تنها عامل کلیدی که بسیار مهم است، این است که افراد خودشان برای خود دلسوزی کنند و به دنبال تغییر باشند و هر طور که شده، بخواهند بهترین حال را برای خودشان ایجاد کنند.
افسردگی ممکن است علائم جسمی هم داشته باشد
یکی از اصلی ترین علائمی که افراد در افسردگی به آن مبتلا هستند، فقط علائم روحی و ذهنی نیست. بسیاری از آنها با مشکلاتی مثل کمر درد، سر درد، دل درد و مشکلات خواب هم مواجه می شوند که پزشک می تواند وضعیت آن ها را بهبود ببخشد.
افسردگی صرفاً به خاطر ناتعادلی مواد شیمیایی اتفاق نمی افتد
درست است که این تئوری بسیار قوی است که به هم ریختگی تعادل مواد شیمیایی در بدن باعث افسردگی می شود اما تنها عامل مهم محسوب نمی گردد. ذهن انسان بسیار پیچیده است. انتقال دهنده های عصبی مختلف و مواد شیمیایی در مغز هستند که تاثیر گذار بوده و هر کدام می توانند عاملی برای مشکلاتی مثل افسردگی باشند.
تغییر در محل زندگی می تواند کمک کننده باشد

حس افراد در مکان های مختلف متفاوت است. یکی از مهم ترین درمان های افسردگی این است که افراد مکان و محل زندگی خود را تغییر دهند؛ محلی که افسردگی از آن جا شروع شده است را تغییر دهید تا شاید احساس بهتری پیدا کنید.
افسردگی خود به خود بهبود پیدا نمی کند
بیماری ذهنی را نمی توانید خود به خود بدون تلاش بهبود ببخشید. نادیده گرفتن مشکل، هرگز از کاری پیش نمی برد. افسردگی ممکن است کم کم باعث ایجاد مشکلات جدی تر شود و باید برای درمان آن راهکار بیندیشید و آن را پیگیری کنید.
سابقه خانوادگی می تواند باعث افسردگی باشد
سابقه خانوادگی نقش بسیار مهمی در افسردگی دارد. پس حتما ژنتیک خود را بررسی کنید. اگر سابقه خانوادگی ابتلا به افسردگی داشتید، سعی کنید که سبک زندگی تان را از همین حالا، سالم کنید.
افسردگی شبیه به گیر کردن در یک تله است
فردی که افسرده می شود، می داند که مشکل دارد اما هیچ راه حلی به کارش نمی آید. او فقط روی چیزهای منفی تمرکز می کند و متوجه اطرافش نیست. همین، مشکلات ذهنی او را افزایش می دهد که البته روان درمانی و مصرف دارو های تجویزی می تواند به شدت وضعیتش را بهبود ببخشد. پس حتما باید به دنبال راهکار درمانی رفت.

افراد مبتلا به افسردگی ضعیف نیستند
بسیاری از ما به اشتباه فکر می کنیم که افراد افسرده؛ افراد شکننده ای هستند. حتی از لحاظ جسمی هم آن ها را ضعیف می دانیم اما این گونه نیست. اختلال ذهنی هم یک اختلال بزرگ محسوب می شود اما به این معنا نیست که این افراد نمی توانند از پس هیچ کاری بر بیایند.
عاداتی که صحبت کردن شما را آزار دهنده میکند
برای برقراری یک مکالمه خوب باید از برخی عادات و ایرادات در صحبت کردن خودداری کنید، عادت هایی که در هنگام صحبت کردن اعصاب خوردکن و آزاردهنده می باشند.
عادات و ایرادات آزاردهنده ای که در صحبت کردن دارید
اگر می خواهید جذاب تر صحبت کنید و عادات غلط را هنگام صحبت کردن به کار نگیرید و سعی کنید یک مکالمه خوب را با طرف مقابل برقرار کنید، سعی کنید از عادات منفی عنوان شده در این بخش حین صحبت کردن خودداری کنید در غیر این صورت مکالمه خوبی نخواهید داشت.
افکار منفی در مورد خود
خوشبین بودن در مورد خودتان عامل بسیار مهمی است. اگر شما هنگامی که با دیگران ملاقات می کنید، انتظار داشته باشید تا شما را پس بزنند و به این باور رسیده باشید، پس احتمالاً با برخورد منفی از طرف مقابل روبرو خواهید شد.
خوشبینی اجتماعی یک عامل موثر است. افرادی که انتظار دارند دیگران آن ها را دوست داشته باشند، قطعا وارد گفتگوهای مثبت می شوند. پس احساس اولیه ای که در مورد خودتان دارید، عامل بسیار مهمی است. البته منظور ما این نیست که هر روز احساساتتان را سرکوب کنید اما سعی کنید بین حس شادی و غم تفاوت قائل باشید و ببینید که این دو حس شبیه به یک ویروس منتشر می شود. پس باید روی خودتان کار کنید و خود را باور داشته باشید.
صحبت بیش از حد در مورد خود
صحبت کردن در مورد خودمان چه در محافل اجتماعی و چه در مهمانی یا حتی شبکه اجتماعی مثل توییتر یا فیسبوک قطعاً حس رضایت را در ما ایجاد می کند اما برای طرف مقابل جذاب نیست. در واقع اگر ما مدام بخواهیم از شخصیت خودمان صحبت کنیم، اعصاب طرف مقابل را خورد می کنیم و شبیه به یک آدم خودخواه می شویم که دوست دارد همیشه خودش را خوب و جذاب جلوه دهد. پس مراقب باشید که در این امر زیاده روی نکنید.
اصلاح بیش از حد دیگران
بعضی از افراد هستند که تمایل دارند اشتباهات دیگران را مدام اصلاح کنند و کمی بالاتر از آن ها دیده شوند. انجام این کار یک عامل بازدارنده از جذابیت شما خواهد بود که مجبور نیستید نکات گرامری و یا لغوی صحبت دیگران را اصلاح کنید. باید اجازه دهید که خودشان کم کم یاد بگیرند. اگر بخواهید مدام به دنبال اصلاح خطاهای دیگران باشید، قطعاً مکالمه با شما جذابیتش را از دست می دهد.
استفاده از ضمیر شما به جای ضمیر ما
ضمایری که در صحبت هایتان استفاده می کنید، اهمیت بسیار زیادی دارند. هنگامی که از ضمیر تو یا شما استفاده می کنید، به طور ناخودآگاه باعث می شود که طرف مقابل احساس کند مورد قضاوت قرار گرفته است اما هنگامی که ضمیر ما را استفاده می کنید، یعنی خودتان و طرف مقابل را در یک دسته قرار می دهید. این فرد ناخودآگاه احساس امنیت می کند و جذابیت مکالمه بالا می رود.
اتمام گفتگو با جملات سوالی
آیا جزء آن دسته از افرادی هستید که تن صدایتان در آخر گفتگو بالا می رود و پایان هر جمله را به گونه ای بیان می کنید که انگار در حال سوال کردن هستید؟ اگر روش صحبت کردنتان این گونه است، بهتر است که آن را بهبود ببخشید زیرا چنین حالتی از صحبت کردن، هم باعث کلافگی طرف مقابل و هم حس ناامنی در او می شود.
سرعت خیلی بالا هنگام صحبت کردن
این که شما بخواهید با سرعت خیلی بالا صحبت کنید، شاید در زمان هایی که وقت تنگ است یک مزیت محسوب شود اما سرعت بیش از حد بالا هنگام صحبت کردن، گاهی اوقات عوامل حواس پرتی خواهد بود و باعث می شود که طرف مقابل نیمی از حرف های شما را نفهمد و دیگر تمایلی به صحبت کردن با شما نداشته باشد. برای این که جذاب تر صحبت کنید، باید یاد بگیرید که در کدام قسمت های مکالمه مکث کنید و سرعت گفتگوی خود را تغییر دهید.
دلیل عصبانیت زیاد و خشم بیدلیل شما اینجاست
برخی موارد و رازها در رابطه با افسردگی وجود دارد که اغلب ما از آن ها بی اطلاع هستیم، حقایقی که دانستن آن ها به افراد مبتلا به افسردگی می تواند کمک شایانی کند.
همیشه راز ها و گاهی اوقات سوء تفاهم هایی در مورد بیماری افسردگی وجود دارد که باعث می شود افراد نتوانند آگاهانه در مورد آن رفتار کرده و اطلاعات خوبی داشته باشند. در این قسمت از زبان روان شناسان به شما معرفی می کنیم که در مورد افسردگی است و احتمالاً دوست دارید در موردشان بدانید.
افسردگی یک بیماری واقعی است
افسردگی به معنای ضعف شخصیتی یا تنبلی نیست، بلکه یک بیماری محسوب می شود. افسردگی یک اختلال است که به دلیل مشکلات بیولوژیکی و محیطی پیشرفت می کند و برای هر کس منحصر به فرد است و حتما نیاز به درمان دارد. کسانی که افسرده هستند، از ترس اینکه دیگران به آن ها برچسب بیمار ذهنی بچسبانند، به روانپزشک مراجعه نمی کنند.

افراد افسرده لزوماً در کل روز احساس غمگینی ندارند
شاید شما جزء افرادی باشید که بیشتر روز خود را با حالت ناراحتی سپری می کنید و حتما باید به پزشک مراجعه کنید تا وضعیتتان تشخیص داده شود اما جالب است بدانید کسانی که به افسردگی مبتلا می شوند، لزوماً در کل روز ناراحت و غمگین نیستند. به همین دلیل تشخیص آن فقط توسط پزشک ممکن خواهد بود.
نمی توان به افسردگی غلبه کرد
اغلب افرادی که افسردگی مزمن دارند، حرف های زیادی از خانواده و دوستان شان می شنوند که تو می توانی به این بیماری غلبه کنی و افسردگی را درمان کنی؛ انگار که این افراد به سرماخوردگی دچار شده اند اما کسانی که از بیماری ذهنی رنج می برند، واقعاً بیمار هستند و شبیه سرماخوردگی نمی توانند به بیماری خود غلبه کنند. شاید بیماری آن ها شبیه به سرطان باشد و کاری از دست خودشان بر نیاید.
دارو به سرعت جواب نمی دهد
دارو های ضد افسردگی بسیار کمک کننده هستند و شاید به ادامه زندگی فرد و حال بهتر او کمک کنند اما به طور کامل او را بهبود نمی بخشد. اگر شما قربانی افسردگی نیستید، از همین امروز ورزش و مدیتیشن را شروع کنید تا جسم و ذهن تان با یکدیگر به تعادل برسند. خنده داروی خوبی برای افزایش سطح اندورفین در بدن است. افسردگی نتیجه نا تعادلی در مواد شیمیایی بدن است که شما باید به آن غلبه کنید.

افراد می توانند افسردگی خود را پنهان کنند
بسیاری از افراد به خوبی مقابل دیگران رفتار می کنند؛ در حالی که واقعا افسرده هستند اما توانایی این را دارند که آن را از دیگران پنهان کنند و شما اصلا متوجه نمی شوید که این فرد افسرده است.
مصرف داروی افسردگی برای همیشه نیست
بعضی از افراد فکر می کنند که اگر داروی ضد افسردگی برای آن ها تجویز شود، همیشه باید در کل زندگی آن را مصرف کنند اما این دارو می تواند به عنوان یک ابزار برای ایجاد احساس بهتر به شما کمک کند و مجبور نیستید که همیشه تا آخر عمر از آن استفاده کنید. شاید پیشرفت خوبی داشته باشید و بتوانید با سبک زندگی سالم، کمی احساس بهتری پیدا کنید و پزشک تشخیص دهد که دیگر نیاز به دارو ندارید.
کودکان هم می توانند افسرده باشند
بسیار مهم است که افسردگی را در کودکان تان تشخیص دهید و آن را با مشکلاتی مثل بیش فعالی و اضطراب اشتباه نگیرید. علائم افسردگی در کودکان شامل انرژی پایین، افکار منفی، کمبود هیجان در کار هایی است که قبلا آن لذت می بردید و اکنون خیر. ممکن است کودک شما مدام کلافه، بی قرار یا حواس پرت یا نگران باشد یا خیلی زیاد بخوابد یا اصلا نخوابد یا اشتهایش خیلی کم یا خیلی زیاد باشد.
در چنین حالتی بسیار مهم است که حتماً با یک پزشک ماهر در ارتباط باشید. البته صحبت کردن در مورد افسردگی مقابل خود کودک، وضعیت او را بدتر می کند. پس بسیار مهم است که از یک متخصص کمک بگیرید تا بدانید که چگونه باید با کودک خود رفتار کنید.

غم و غصه؛ با افسردگی متفاوت است
غم و غصه افسردگی نیست. غم و غصه چیزی است که همه ما در زندگی آن را تجربه می کنیم و مدت زمان زیادی طول نمی کشد، خیلی مشهود نیست و شاید خودمان با تلاش بتوانیم آن را بهبود ببخشیم اما افسردگی احساس موقت نیست، بلکه یک بیماری است و ممکن است به خاطر یک استرس یا آسیب شدید در فرد ایجاد شود.

افسردگی از طرق مختلفی خودش را نشان می دهد
شاید خیلی از افراد اطراف ما افسرده باشند و هیچ کس متوجه این موضوع نشود، زیرا افسردگی به شکل های مختلف خودش را نشان می دهد. بعضی از افراد غمگین، بعضی بی قرار، بعضی کلافه و بعضی با حالات عقب نشینی افسردگی خود را نشان می دهند.
مهربانی با خودتان راه حل کلیدی است
این که شما از تجربه ای که دارید خجالت بکشید، قطعاً وضعیت تان را بدتر می کند. ایجاد حالاتی مثل از دست دادن انگیزه برای رفتن به مدرسه یا دانشگاه، صبوری نداشتن در زندگی خانوادگی و مشترک، خواب زیاد، ورزش نکردن و مصرف غذاهای مضر همگی می توانند نشانه افسردگی باشند. تنها عامل کلیدی که بسیار مهم است، این است که افراد خودشان برای خود دلسوزی کنند و به دنبال تغییر باشند و هر طور که شده، بخواهند بهترین حال را برای خودشان ایجاد کنند.
افسردگی ممکن است علائم جسمی هم داشته باشد
یکی از اصلی ترین علائمی که افراد در افسردگی به آن مبتلا هستند، فقط علائم روحی و ذهنی نیست. بسیاری از آنها با مشکلاتی مثل کمر درد، سر درد، دل درد و مشکلات خواب هم مواجه می شوند که پزشک می تواند وضعیت آن ها را بهبود ببخشد.
افسردگی صرفاً به خاطر ناتعادلی مواد شیمیایی اتفاق نمی افتد
درست است که این تئوری بسیار قوی است که به هم ریختگی تعادل مواد شیمیایی در بدن باعث افسردگی می شود اما تنها عامل مهم محسوب نمی گردد. ذهن انسان بسیار پیچیده است. انتقال دهنده های عصبی مختلف و مواد شیمیایی در مغز هستند که تاثیر گذار بوده و هر کدام می توانند عاملی برای مشکلاتی مثل افسردگی باشند.
تغییر در محل زندگی می تواند کمک کننده باشد

حس افراد در مکان های مختلف متفاوت است. یکی از مهم ترین درمان های افسردگی این است که افراد مکان و محل زندگی خود را تغییر دهند؛ محلی که افسردگی از آن جا شروع شده است را تغییر دهید تا شاید احساس بهتری پیدا کنید.
افسردگی خود به خود بهبود پیدا نمی کند
بیماری ذهنی را نمی توانید خود به خود بدون تلاش بهبود ببخشید. نادیده گرفتن مشکل، هرگز از کاری پیش نمی برد. افسردگی ممکن است کم کم باعث ایجاد مشکلات جدی تر شود و باید برای درمان آن راهکار بیندیشید و آن را پیگیری کنید.
سابقه خانوادگی می تواند باعث افسردگی باشد
سابقه خانوادگی نقش بسیار مهمی در افسردگی دارد. پس حتما ژنتیک خود را بررسی کنید. اگر سابقه خانوادگی ابتلا به افسردگی داشتید، سعی کنید که سبک زندگی تان را از همین حالا، سالم کنید.
افسردگی شبیه به گیر کردن در یک تله است
فردی که افسرده می شود، می داند که مشکل دارد اما هیچ راه حلی به کارش نمی آید. او فقط روی چیزهای منفی تمرکز می کند و متوجه اطرافش نیست. همین، مشکلات ذهنی او را افزایش می دهد که البته روان درمانی و مصرف دارو های تجویزی می تواند به شدت وضعیتش را بهبود ببخشد. پس حتما باید به دنبال راهکار درمانی رفت.
افراد مبتلا به افسردگی ضعیف نیستند
بسیاری از ما به اشتباه فکر می کنیم که افراد افسرده؛ افراد شکننده ای هستند. حتی از لحاظ جسمی هم آن ها را ضعیف می دانیم اما این گونه نیست. اختلال ذهنی هم یک اختلال بزرگ محسوب می شود اما به این معنا نیست که این افراد نمی توانند از پس هیچ کاری بر بیایند.
چگونه کیفیت رابطه زناشویی را در تعطیلات بالا ببریم؟
چگونه تعطیلات با کیفیت در زندگی داشته باشیم
بهترین راه و روش برای رسیدن به تعادل در زندگی
درست زندگی کردن و لذت بردن از زندگی یک هنر است که افراد کمی به این هنر آراسته اند. بسیاری از ما مدام به فکر فرصت های از دست رفته گذشته و نگران آینده نامعلوممان هستیم و از زمان حال غافلیم. زندگی همین حالا زیباست پس اگر تا کنون فرصت خوب زندگی کردن و لذت بردن از زندگی تان را نداشته اید و حس می کنید زندگیتان از دست رفته است، دوباره تلاش کنید و این کارها را که در این بخش از بیا نی نی آورده ایم، انجام دهید تا زندگی خوب و متعادلی داشته باشید.
شکرگزاری کنید
یکی از بهترین راه ها برای داشتن یک زندگی متعادل، شکرگزاری هر روزه است. شما چیزهای زیادی برای شکرگزاری دارید و هرگز نباید نعمت های خود را نایده بگیرید حتی در سختترین روزها همچنان باید بر نعمت های خود تمرکز کنید. عادت به نوشتن همه چیزهایی که کائنات به شما داده است را در خود ایجاد کنید این شما را شکرگزار نگه می دارد.
لبخند بزنید
لبخند زدن چیز کوچکی است اما، تأثیر قابل توجهی دارد وقتی لبخند می زنید، نگرش ذهنی خود را از منفی به مثبت تغییر می دهید و از آنجایی که لبخند زدن مسری است، فضای شادی ایجاد خواهید کرد و افراد تمایل بیشتری به برقراری ارتباط خوب با شما خواهند داشت به علاوه، لبخند زدن می تواند سیستم ایمنی بدن را بهبود بخشد و در نهایت به کاهش سطح استرس شما کمک کند.
مدیتیشن انجام دهید
اگر به زندگی آرامتری نسبت به آنچه دارید، نیاز دارید، زمان آن رسیده است که مدیتیشن انجام دهید. آیا میدانستید که برای ایجاد عادات خوب باید با تغییر طرز فکر خود شروع کنید؟ مدیتیشن می تواند به شما کمک کند افکار منفی را کاهش دهید و به فضای مثبت تری برسید.
زندگی آگاهانه را تمرین کنید
زندگی آگاهانه به این معناست که به چیزهای اطراف خود توجه کنید و خودکار زندگی نکنید. آیا وقتی شام می خورید، می ایستید و روی طعم هر لقمه ای که می خورید تمرکز یا برای انجام کار بعدی عجله می کنید؟
بسیاری از افراد رنج می برند از اینکه زندگی را با عجله می گذرانند پس داشتن یک زندگی متعادل مستلزم توجه و تمرکز است.
با لحن دوستانه صحبت کنید
هنگام صحبت لحن از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر ناراحت یا ناامید هستید به ناچار چیزهایی می گویید که بعداً پشیمان می شوید. آیا میدانستید که خطاهای ارتباطی یکی از بزرگترین دلایل مشکلات در سطح جهانی است؟ اجازه دادن به احساساتتان کار سختی نیست اما، باید عادت خوب صحبت کردن با لحن خوب را در خود ایجاد کنید حتی اگر گفتگو تند باشد به یاد داشته باشید که با مهربانی صحبت و واکنش های خود را کنترل کنید.
وقت خود را با دوستان و خانواده بگذرانید
داشتن یک زندگی متعادل همراه با رضایت و آرامش ناشی از چیزهای ساده مانند گذراندن وقت با خانواده و دوستان است. به نظر میرسد که این روزها همه در وضعیت دشواری قرار دارند و زمان کافی برای کسانی که دوستشان دارند صرف نمی کنند. به یاد داشته باشید، خانواده شما کسانی هستند که وقتی همه چیز در اطرافتان بهم می ریزد درکنارتان خواهند بود بنابراین ضروری است که برای آنها وقت بگذارید.
لیست کارهای خود را ساده کنید
کارهایتان را به سادهترین روش انجام دهید زیرا ابرقهرمانی نیستید که قدرت های خارق العاده ای داشته باشید همچنین نمی توانید کارهای معجزه آسایی انجام دهید. شما نه تنها با عبور از همه چیز احساس بهتری خواهید داشت بلکه احساس موفقیت نیز خواهید داشت که تعادل شما را حفظ می کند. یک لیست طولانی بار سنگینی است بنابراین آن را کوتاه و سپس شروع به انجام کنید.
ورزش کنید
بخشی از یک زندگی متعادل و ایجاد عادات خوب، ورزش کردن است. افراد همیشه سلامت جسمانی خود را در جهت تمرکز بر مسائل مورد نظر قرار می دهند. اولین قدم سختترین قدم در این سفر به سوی سلامتی است اما، ارزش تلاش را دارد تا در این مسیر مشکلی نداشته باشید.
ورزش نه تنها به شما انرژی بیشتری برای انجام تمام وظایف روزانه می دهد، بلکه احساس خوبی به شما می دهد تا فردی شادتر شوید.
از جملات تاکیدی مثبت استفاده کنید
خواندن جملات تاکیدی مثبت می تواند در ایجاد نگرش مثبت به شما کمک کند. متأسفانه، بدبینی می تواند یک ویژگی ژنتیکی باشد که از بین بردن آن غیرممکن به نظر می رسد اما، می توانید مغز خود را از منفی به مثبت تر تغییر دهید مثلاچند بار از کلمات “من نمی توانم” استفاده کرده اید؟
اگر دیدگاه خود را به چیزها و آنچه می گویید تغییر دهید به شما کمک خواهد کرد پس می توانید با استفاده از جملات تاکیدی مثبت شروع به تغییر آن کنید.
سرگرمی داشته باشید
آیا سرگرمی دارید؟ سعی کنید کارهایی را بیابید که هزینه ای نداشته باشند اما، به شما کمک کند تمرکز و خلاقیت خود را تقویت کنید. یک زندگی متعادل جنبه های زیادی دارد از جمله اینکه به شما اجازه می دهد کمی تفریح کنید.
افراد فکر می کنند که برای ایجاد یک سرگرمی جدید به زمان زیادی نیاز دارند، اما اگر بتوانید چند ساعت در هفته به خود اختصاص دهید کافی است.
روال خواب سالم را حفظ کنید
هر شب چقدر استراحت می کنید؟ آیا میدانستید اگر می خواهید به طور طبیعی با احساس خوب از خواب بیدار شوید، باید حداکثر ساعت 10 شب بخوابید؟ زیرا کم خوابی مطمئنا سطح رضایت شما را در زندگی به هم می زند.
وقتی کمبود خواب دارید احساس خواب آلودگی، خستگی، نوسانات خلقی خواهید داشت و توجه لازم را ندارید.
رژیم غذایی متعادل داشته باشید
اگر میخواهید زندگی متعادلی داشته باشید، متعادل کردن وعدههای غذایی خود یک راه ساده برای شروع است. اگر تغذیه مناسب خود را داشته باشید هرگز دچار اضافه وزن نخواهید شد.
روی سمت راست مغزتان تمرکز کنید
گاهی اوقات افکار شما بلند و سریع هستند که اغلب به دلیل فعال تر بودن بخش راست مغز نسبت به سمت چپ ایجاد می شود. اگر در زندگی خود به آرامش و ثبات نیاز دارید وقت آن است که روی سمت راست تمرکز کنید. برخی از چیزهایی که می توانند به تقویت این نیمکره کمک کنند عبارتند از نقاشی بزرگسالان، جدول کلمات متقاطع، بازی هایی مانند سودوکو، نقاشی و مدیتیشن.
بسیاری از افراد نمی دانند که آن دسته از افراد که سمت راست مغزشان فعال تر از چپ است، در طول زندگی آرامتر هستند بنابراین، اطمینان از اینکه سمت راست در سطوح بهینه کار می کند، ضروری است.
بیرون بروید
شما برای داشتن یک زندگی متعادل به ویتامین های زیادی نیاز دارید اما، یکی از مهم ترین آنها ویتامین د است. خبر خوب این است که این ویتامین را از نور خورشید دریافت می کنید و تنها چیزی که نیاز دارید نشستن حدود 20 دقیقه در آفتاب است. گذراندن وقت در فضای باز نه تنها احساس بهتری به شما می دهد، بلکه سلامتی را بهبود می بخشد.
آداب معاشرت عجیبی که در گذشته رواج داشت اما اکنون خنده دار هستند
از کودکی به ما یاد داده اند که چه رفتاری در جامعه مناسب محسوب می شود. به این علم «آداب معاشرت» گفته می شود. و هر دوره ی زمانی آداب معاشرت مخصوص به خود را دارد. مثلاً در یونان باستان خوردن به صورت دراز کش ایرادی نداشت اما ۱۵۰ سال بعد، پوشیدن دستکش در خیابان کار ناپسندی محسوب می شد.
در ادامه از آداب معاشرت عجیبی خواهییم که در گذشته پذیرفته بودند اما حالا برای ما مضحک هستند.
قاشق خودشان را سر میز غذا می آوردند
در دوران حکومت تودورها در انگلیس، مرسوم بود هر کس کارد و قاشق خودش را سر میز غذا آورد، به استثنای خانه های ثروتمندان که در آن ها همه چیز مهیا بود.
در عکس ها لبخند نمی زدند
اگر عکس های قدیمی را دیده باشید، حتماً متوجه شده اید در بیشتر آن ها آدم ها لبخند به لب ندارند. به گفته ی مورخان، یکی از دلایل این امر دندان های افراد بود. دندان های اغلب افراد وضعیت چندان خوبی نداشت یا حتی اصلاً دندانی نداشتند به همین دلیل بود که آدم ها علاقه ای به نشان دادن دندان های خود نداشتند. با این حال، برخی مورخان می گویند نامناسب بودن وضعیت دندان ها در آن زمان امری طبیعی بود و به همین دلیل افراد تردیدی در نشان دادن دندان های خود نداشتند.
بر اساس یک نظریه ی دیگر، علت این امر آداب معاشرت بوده است. در آن زمان خنده ی پهن را دیوانگی یا امری ناپسند می دانستند به همین دلیل آدم ها سعی می کردند لبخند نزنند.
دست های خود را با رومیزی تمیز می کردند
از آنجایی که هنوز دستمال سفره وجود نداشت، بعد از خوردن غذا دهان و دست های خود را با دست هایشان پاک می کردند. در دوران قرون وسطی، استفاده از رومیزی رفته رفته رواج یافت. در ابتدا از آن به صورت تزئینی در دورهمی های طبقات بالاتر جامعه استفاده می شد. با این حال، رومیزی ها به تدریج کاربردی تر شدند. از آن ها به عنوان یک دستمال سفره ی بزرگ برای همه ی افرادی که دور میز حضور داشتند، استفاده می شد.
طبقات بالاتر جامعه می توانستند دراز کشیده غذا بخورند
امروزه آداب معاشرت حکم می کند پشت میز صاف و درست بنشینیم. این موضوع اما حتماً برای یونانیان باستان خنده دار بوده چون برای آن ها دراز کشیدن پشت میز غذا امری طبیعی بود. با این حال، این امر تنها درمورد طبقات بالاتر جامعه صدق می کرد. آن ها با این کار، قدرت و سبک زندگی مجلل خود را به رخ می کشیدند.
مدل مو بر اساس رنگ مو انتخاب می شد
در کتاب هایی که در دوران ویکتوریا برای خانم های جوان نوشته می شد، توجه ویژه ای به مدل موها می شد. نویسنده ها به بانوان توصیه می کردند ابتدا مدل موهای مختلفی را امتحان کنند تا متوجه شوند کدام یک بیشتر از همه برایشان مناسب است. به علاوه، توصیه می کردند مدل موی خود را بر اساس ویژگی ها ظاهری شان انتخاب کنند.
بر اساس این کتاب ها، موی روشن درمجموع بیشترین زیبایی را در حالت فر دارد. حلقه های موی تیره هرگز نباید در حجم زیاد روی شانه ها قرار گیرند. از سویی دیگر، باز گذاشتن موها از نظر عده ی قلیلی شیک بود چون آن را به جای سادگی، نشانه ی غرور و خودبینی می دانستند.
دست باید داخل لباس قرار می گرفت
در قرن ششم پیش از میلاد، یونانی ها بیرون بودن دست ها از لباس هنگام صحبت کردن را دور از ادب می دانستند. حتی در مجسمه های آن زمان، یک دست همیشه زیر ردا قرار داشت. بعداً به مدت چندین قرن این قاعده فراموش شد.
این رسم اما در قرن هجدهم احیا شد ، زمانی که نقاشان پرتره شروع به گرفتن الهام از مجسمه های باستانی کردند. آن ها این ژست مجسمه های یونانی که به امضای آن ها بدل شده بود را می پسندیدند و رفته رفته از سوژه های خود خواستند که آن ها هم یک دست خود را پنهان کنند. درنتیجه، بسیاری از شخصیت های معروف در این حالت ترسیم شدند.
بغل کردن و بوسیدن کودک خود ممنوع بود
تا اواسط قرن بیستم، در کتاب های فرزندپروری توصیه می شد بزرگتر ها به گریه ی بچه ها اعتنا نکنند. به گفته ی نویسندگان این کتاب ها، بچه ها باید یاد می گرفتند که چنین رفتاری نتیجه ای جر بی اعتنایی پدر و مادرشان به آن ها ندارد. لوس کردن بچه ها امری ناپسند محسوب می شد و بغل کردن و بوسیدن بچه های خود پذیرفته نبود. یکی دیگر از اصول بچه داری در آن زمان این بود که با بچه های زیر ۶ ماه، هرگز نباید بازی شود.
پوشیدن دستکش در خیابان کار ناپسندی بود
بر اساس آداب معاشرت قرن نوزدهم، پوشیدن دستکش در خیابان بی ادبی محسوب می شد. در کتاب های آداب معاشرت، توصیه می شد قبل از خروج از خانه حتماً چک شود که خانم ها کاملاً آماده هستند. مرتب کردن لباس یا پوشیدن چیزی در ملأعام کار شرم آوری بود.
نامزدها یک دقیقه هم نمی توانستند باهم تنها باشند
در عصر ویکتوریا نامزدی یک زن و مرد اصول و آداب زیادی را دربرمی گرفت. مثلاً، یک مرد متشخص باید قبل از خواستگاری از زن مورد علاقه اش، ابتدا از پدر او اجازه می گرفت. اگر به دلیلی نامزدی به هم می خورد، زن و مرد باید ارتباط شان را با یکدیگر قطع و باهم مثل یک غریبه ی کامل رفتار می کردند.
اگر هم زن و هم پدرش با خواستگاری مرد موافق بودند، همسران آینده باید اصول نجابت را رعایت می کردند. زن و مرد هرگز نباید باهم به تنهایی بیرون می رفتند و نمی توانستند با هم درگوشی صحبت کنند تا باعث خنده و حرف و حدیث مردم نشوند. فشردن دست مرد توسط زن هم ناپسند محسوب می شد.