چرا شاد بودن برای سلامتی خوب است؟

شاد بودن نه تنها به این معنی است که احساس رضایت می‌کنید یا خوشبین هستید، بلکه بنابر تحقیقات انجام شده، شاد بودن روی سلامت عمومی شما هم تاثیر می‌گذارد. تعرف و معیار دقیق شادی می‌تواند گوناگون باشد، اما به طور کلی به عنوان حسی از رضایت و داشتن ِ حال خوب تلقی می‌شود. عوامل زیادی وجود دارد که می‌تواند روی شاد بودن فرد اثر بگذارد: ژنتیک، محیط، استرس و … برخی از عوامل مانند ژنتیک، تحت کنترل ما نیستند اما مطمئنا جنبه‌های دیگری هم وجود دارد که برای شاد بودن می‌توانیم آنها را کنترل کنیم.

شاد بودن به غیر از بهتر کردن خلق و خو و بهبود نگرش نسبت به زندگی، از ما در برابر بیماری‌های قلبی و عروقی محافظت می‌کند، ریسک ناتوانی در پیری را کاهش می‌دهد و سیستم ایمنی را تقویت می‌کند.

آنهایی که احساس شادی می‌کنند، بیشتر ورزش می‌کنند و معمولا رژیم غذایی سالمی دارند که می‌تواند تا حدودی توجیه کننده‌ی سلامتی ناشی از شاد بودن باشد.

چرا شاد بودن برای سلامتی خوب است؟

محافظت در برابر بیماری‌های قلبی و عروقی

مروری در سال ۲۰۱۲ به ارتباط بین شادی و نگرش مثبت و بیماری‌های قلبی و عروقی پرداخت. پژوهشگران دریافتند وضعیت روحی مثبت، جدای از سایر فاکتورها، از فرد در برابر بیماری‌های قلبی و عروقی محافظت می‌کند.

بنابر مطالعات انجام شده، افرادی که شاد هستند، راحت‌تر می‌توانند عادات سالم سبک زندگی خود را حفظ کنند، مانند ورزش روزانه، تغذیه‌ی سالم و خواب کافی شبانه.

البته به این سادگی‌ها هم نیست که فقط احساس شادی کنید و هرگز دچار حمله‌ی قلبی نشوید! بلکه به طور کلی شادی می‌تواند به شما کمک کند با در پیش گرفتن سبک زندگی سالم، از سلامت قلب‌تان حمایت کنید.
شاد بودن می‌تواند سطح فشار خون را نیز کاهش دهد و در نتیجه ریسک بیماری‌های قلبی و عروقی را کم کند.

دوپامین هورمونی است که هورمون «حال خوب» به حساب می‌آید. به طور کلی، وقتی دوپامین ترشح می‌شود، ما حس خوبی داریم. پزوهشگران سوئیسی دریافتند دوپامین می‌تواند به کاهش فشار خون کمک کند. بنابراین، «حال خوبِ» ناشی از ترشح دوپامین می‌تواند یکی از دلایل مرتبط با کاهش فشار خون باشد. مطالعه‌ای در سال ۲۰۰۵ نیز دریافت شادی ارتباط معکوس با فشار خون دارد.

تقویت سیستم ایمنی

بین احساس شادی و احتمال بیمار شدن هم ارتباط وجود دارد. مطالعه‌ای در سال ۲۰۰۳ دریافت وقتی افرادی که احساسات مثبت‌تری داشتند در معرض ویروس سرما خوردگی قرار گرفتند، احتمال ابتلای آنها به سرماخوردگی نسبت به آنهایی که احساسات منفی‌تری داشتند بسیار کمتر بود.

مطالعه‌ای در سال 2006 نیز دریافت افرادی که دارای احساسات مثبت‌تری بودند، نسبت به آنهایی که احساسات منفی داشتند، بعد از واکسیناسیون، آنتی بادی‌های بیشتری در بدن خود داشتند.

داشتن آنتی بادی بیشتر بعد از واکسیاسیون، علامتی از سیستم ایمنی قوی است. بنابراین این مطالعه اینطور نتیجه گیری کرد که، احساس شادی می‌تواند قدرت دفاعی سیستم ایمنی را بالا ببرد.

البته صرفا شاد بودن، تضمین نمی‌کند که شما هرگز بیمار نشوید! اما نگرش مثبت و احساس شادی می‌تواند نیروی دفاعی‌تان را در برابر بیماری‌ها افزایش بدهد.

چرا شاد بودن برای سلامتی خوب است؟

محافظت در برابر ناتوانی‌ها و ضعف‌های حرکتی در سال‌های بعدی زندگی

در سال ۲۰۱۴، محققان ارتباط بین احساس شادی و احتمال ضعف حرکتی را مورد بررسی قرار دادند.

پژوهشگران اطلاعات مربوط به 3199 مرد و زن بالای 60 سال را به مدت 8 سال جمع آوری کردند. آنها دریافتند در میان این افراد آنهایی که لذت کمتری از زندگی برده بودند، بیشتر در معرض یک یا دو ضعف در فعالیت‌های روزمره قرار داشتند. بنابراین داشتن سطح خاصی از شادی می‌تواند به محافظت در برابر ضعف‌ها در سالهای بعدی زندگی کمک کند.

احساس درد

هر چند شاد بودن و لذت بردن از زندگی، شما را در برابر درد ایمن نمی‌کند، اما می‌تواند تا حدودی دریافت شما از درد را تحت تاثیر قرار بدهد.

یک سری از پژوهش‌ها نشان داده‌اند که داشتن هیجانات مثبت می‌تواند درد ناشی از بیماری‌های مزمنی چون آرتروز را کاهش بدهد. مطالعه‌ی دیگری هم دریافت آنهایی که هیجانات و احساسات مثبت‌تری داشتند، علائم‌ درد ناشی از سوزش معده و کشیدگی عضلات در آنها کمتر بود.

چرا اتاقتان همیشه به هم ریخته است؟

آیا در رویاهایتان تصویر خانه‌ای را می‌بینید که اتاق هایش دکوراسیون منظمی دارند؟ یا این که شما هم ترجیح می‌دهید که اتاق شلوغتان پر از سوغاتی، یادبود و آثار هنری و کتاب‌ها باشد؟ برای برخی از مردم، چنین اتاق‌هایی به شدت نامناسب است.

چرا که این اتاق مظهری از اختلال در جهان است و می‌تواند به آن‌ها انرژی منفی بدهد. اما برخی از مردم دوست دارند که اتاق یا محل زندگی شان را با وسایل خود پر کنند تا بتوانند به نهایت خلاقیت شان برسند.

سازماندهی و نظم در دنیای امروزه یکی از مهم‌ترین صفات انسان است. از نویسنده‌ی کتاب‌های روانشناسی بگیرید تا سمینارها، همه‌ی انسان‌ها به دنبال راهی هستند که بتوانند از طریق آن، تمام ابعاد زندگی شان را سر و سامان بدهند. بی نظمی اصولا به عنوان یک صفت بد شناخته می‌شود و نشانه‌ای از تنبلی است. اما مرتب و منظم بودن نشانی از موفق بودن است و به عنوان یک صفت ایده آل شناخته می‌شود.

اما آیا کسانی که به طور ذاتی به این بی نظمی علاقه دارند، دلیلی به جز تنبلی دارند؟ آیا علم روانشناسی جنبه‌ی جدیدی از این نوع افراد را شناسایی کرده است؟ اگر شما هم مشتاق دیدن پاسخ این سوالات هستید، در ادامه با ما همراه باشید.

چرا اتاقتان همیشه به هم ریخته است؟

سلامت روانی

بی نظم بودن در چینش خانه و اتاق می‌تواند به خاطر دلایل زیادی اتفاق بیفتد. مثلا ممکن است بدین دلیل باشد که سرتان بیش از حد مشغول است و زمان کافی برای تمیزکاری و مرتب کردن وسایلتان را ندارید. ممکن است نشانه‌ای از این باشد که وسایل بسیاری زیادی را در خانه نگه می‌دارید. یا ممکن است به خاطر بچه‌های کوچکی باشد که درون خانه خراب کاری می‌کنند، اما دست گلشان را جمع نمی‌کنند.

اما اگر اتاق شما به طور طبیعی و ذاتا بی نظم است، پس شاید ریشه‌ای روانی پشت تمام این ماجرا‌ها باشد، این طور نیست؟

در برخی از موارد، مشکلات و اختلالات روانی می‌توانند بر روی چینش اتاق شما تاثیرگذار باشند. به طور مثال افرادی که به اختلال وسواس فکری دچار هستند، در نظم افراط شدیدی دارند و هیچ چیز نباید حتی یک سانت از جای خودش تکان بخورد. اگر هریک از وسایل این افراد از جای خود خارج شود، می‌توان گفت که فرد مورد نظر ما تحت استرس و اضطراب شدیدی است. در بخش دیگر ماجرا، برخی از افراد دوست دارند از تمام وسایلی که به چشمشان می‌خورد نگهداری کنند. از این رو، خانه‌ی این افراد شدیداً شلوغ است و از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در آن پیدا می‌شود.

آیا بی نظمی اتاق می‌تواند تاثیرات روانی داشته باشد؟

اگر شرایط ذکر شده در سطر قبل را فراموش کنیم، پس دلیل روانیِ پشت این بی نظمی می‌تواند تحت تاثیر چندین عامل مهم باشد:

• آیا بی نظمی شما عادتی است که به تازگی ایجاد شده؟

• آیا این بی نظمی واقعاً شما را آزار می‌دهد؟

• یا ممکن است بی نظمی نشان از چیز عمیق تری در زندگی تان داشته باشد

بی نظمی می‌تواند امری کاملاً طبیعی باشد

آیا بی نظمی شما برحسب عادت است؟

برخی از افراد مرتب و منظم بودن را در اولویت هایشان قرار نمی‌دهند، و به همین دلیل چینش اتاق هایشان نامنظم است. به همین سادگی. در برخی از موارد هم، بی نظمی فقط راهی برای ابراز علاقه است. اگر خانه‌ی شما به طور طبیعی نامنظم است و از اول هم همین بوده، پس شاید این نوع چینش در شخصیت شما نیز نهادینه شده و به همین دلیل است که علاقه‌ای به تغییرِ آن ندارید.

بی نظمی می‌تواند نشانی از آشفتگی باشد

اگر شما به خاطر بی نظمی ناامید، عصبانی یا آشفته باشید، پس ممکن است مشکل خاصی برایتان پیش آمده باشد و شما حتی متوجه آن نشده باشید. برخی مواقع بی نظمی واقعاً سبب ناامیدی انسان می‌شود، اما باید بدانیم که از کجا شروع کنیم و چگونه مشکلاتمان را حل و فصل کنیم. این کار با یاد گرفتن تکنیک‌های جدید سازماندهی یا شریک شدن خانه با یک فرد دیگر قابل انجام است.

چرا اتاقتان همیشه به هم ریخته است؟

بی نظمی می‌تواند نشانی از افسردگی باشد

آیا بی نظمی اتاق یا خانه‌ی شما پدیده‌ی غیرعادی و تازه‌ای است؟ اگر شما به طور معمول فردی مرتب و منظم هستید، و ناگهان دیگر به مسائل نظم و این جور چیز‌ها در خانه اهمیت نمی‌دهید، پس شاید مشکلی جدی در زندگی شما پیش آمده است. برای مثال، بی نظمی می‌تواند نشانی از افسردگی باشد. افراد افسرده اصولاً انگیزه‌ی کافی برای انجام وظایف خانه داری را ندارند.

افسردگی همچنین می‌تواند همه چیز را برای انسان سخت‌تر کند. چگونه؟! الان به شما توضیح می‌دهم. بدین صورت که تمرکز، انرژی و انگیزه‌ی لازم برای انجام کار را از انسان می‌گیرد. پس افراد افسرده با این که به وسیله‌ی دیدن بی نظمی اذیت می‌شوند و یا قصد تمیز کردن خانه را دارند، اما انرژی، انگیزه و تمرکز لازم برای انجام آن را ندارند.

اگر بی نظمیِ مشکوک شما نشانی از افسردگی است، اصلاً وحشت نکنید. شما می‌توانید در این باره با دکتر یا مشاور روانی تان صحبت کنید و از او طلب مشورت کنید. یک مشاور، روانشناس یا پزشک می‌تواند به خوبی شما را به عمق مشکلاتتان ببرد و وضعیت شما را ارزیابی کند و برایتان نسخه‌ای مناسب بپیچد.

شخصیت

چه چیزی می‌تواند وجه تمایز بین افراد مرتب و افراد بی نظم باشد؟ آیا افراد منظم به طور مادرزادی با این گرایش به نظم و ترتیب به دنیا آمده اند؟ ممکن است برخی از افراد معتقد باشند که یک اتاق بی نظم و آشفته نشانی از ذهن آشفته و بی نظم است. اما کسانی که به بی نظمی عادت دارند، لزوماً ذهن بی نظمی ندارند. شاید میز آن‌ها شبیه به یک کپه‌ی زباله باشد، اما وقتی به یک خودکار یا منگنه نیاز دارند، مکان دقیق آن را می‌دانند. همان طور که زیگموند فروید به اطرافیانش می‌گفت: میز و اتاق مرا تمیز نکنید. من می‌توانم هر چیزی را در این بی نظمی شناسایی کنم.

در حقیقت، برخی از مردم قابلیت رشد و پیشرفت در محیط‌های بی نظم را دارند.

اگر داشتن یک اتاق مرتب و منظم سبب افزایش و بهبود عملکرد شما می‌شود، پس شاید شما تیپ شخصیتی الف را دارا هستید. تیپ شخصیتی الف شامل افرادی کمال گرا است که دوست دارند هرچیزی در جای دقیق خودش باشد.

اما اگر شما اهمیتی به مکان وسایل نمی‌دهید و نظم جزو اولویت‌های شما نیست، پس شاید شما هم جزو تیپ شخصیتی ب باشید. این افراد ذهن و روح آرامتر و ریلکس تری نسبت به تیپ الف دارند. آن‌ها به جای این که بر روی کمال گرایی تمرکز داشته باشند، بیشتر به ایده، تجربه و خلاقیت توجه می‌کنند.

فواید بی نظمی

اما تحقیقات اخیر دانشمندان نشان داده که بی نظمی جنبه‌های مثبتی هم دارد. محققین متوجه شده اند که اگرچه کار کردن در یک اتاق منظم سبب ایجاد انگیزه و افزایش میزان بخشندگی و مهربانی شما می‌شود، اما کار کردن در یک محیط آشفته می‌تواند خلاقیت شما را افزایش دهد.

افزایش بخشندگی

در یک آزمایش جالب، از دو گروه از افراد خواسته شد تا پرسشنامه‌ای را در حین نشستن در یک اتاق پر کنند. گروه اول در یک اتاق تمیز و گروه دوم در یک اتاق آشفته مشغول به کار شدند. سپس از دو گروه درخواست شد تا اگر بخواهند می‌توانند مقداری پول به موسسات خیریه اهدا کنند و همچنین یک میان وعده به آن‌ها پیشنهاد شد: یک دانه سیب و یک شکلات. افرادی که در اتاق مرتب مشغول به پر کردن پرسشنامه شدند، گرایش بیشتری برای اهدای پول به موسسه‌ی خیریه داشتند و همچنین علاقه‌ی بیشتری به سیب پیدا کردند!

افزایش خلاقیت

محققین باور دارند که کار کردن در یک فضای مرتب و منظم می‌تواند عرف جامعه را برای ما تداعی کند و از این رو، ما فقط در حدی ظاهر می‌شویم که از ما انتظار می‌رود. اما در سمتِ دیگر ماجرا، کار کردن در یک فضای آشفته و بی نظم می‌تواند انسان را از این قید و بند‌ها آزاد کند، تا انتظارت مخصوصِ خودش را بسازد.

در یک آزمایش دیگر، دوباره از شرکت کنندگان درخواست شد که در اتاق آشفته و اتاق مرتب بنشینند و کاربرد جدیدی برای توپ پینگ پونگ پیدا کنند. شرکت کنندگانی که در اتاق‌های آشفته قرار گرفتند خلاقیت بسیار زیادی از خودشان نشان دادند و توانستند کارکرد‌های بیشتری را نسبت به گروه دیگر پیدا کنند.

چنین یافته‌های علمی‌ای می‌تواند بر روی فضای کاری شرکت‌های بزرگ تاثیرگذار باشد. مثلا مدیران این گونه شرکت‌ها می‌توانند به کارمندانشان، اجازه‌ی شخصی سازی دفترشان را بدهند، اگرچه شاید این امر به بی نظمی دفتر منجر شود.

واضح است که با توجه به نتایج آزمایش ها، صرفاً همه‌ی افراد با قرار گرفتن در محیط‌های نامنظم با افزایش خلاقیت مواجه نمی‌شوند. ممکن است برخی از افراد با قرار گرفتن در محیط‌های منظم خلاقیت خود ر افزایش دهند. چنین موقعیت‌هایی به نوع عملکرد و شخصیت فرد بستگی دارد.

چرا اتاقتان همیشه به هم ریخته است؟

برای مثال اگر کسی که کار کردن در یک فضای منظم را دوست دارد، با اعمال زور به فضای نامنظمی انتقال دهیم، آن وقت با کاهش کیفیت عملکرد وی رو به رو خواهیم شد. اما در برخی موارد می‌توان از این نتایج بهره برد. مثلاً اگر کارمندان شرکتی نیازمند قوه‌ی تصمیم گیری خود هستند، پس فضای کلی اداره باید منظم باشد. اگر شرکتی خلاقیت را از کارمندانش طلب کند چه؟ فکر می‌کنم همه ما جواب را بدانیم.

پس در حالی که همه‌ی مردم فکر می‌کنند نظم یک صفت بسیار عالی و مفید است، محققین به کشف لایه‌های زیرین و مثبت نامنظم بودن دست پیدا کرده اند. در ادامه چند مورد از فواید بی نظمی را با یکدیگر بررسی می‌کنیم.

افزایش علاقه و میل برای امتحان چیز‌های جدید

یکی از تحقیقات اخیر دانشمندان نشان داد افرادی که در اتاق‌های نامنظمی قرار دارند، قابلیت و ظرفیت بیشتری برای حل معما دارند. برای مثال، آلبرت انیشتین ریاضیدان معروف که به ذهن برجسته اش مشهور است، می‌گوید: «اگر یک میز آشفته نشان از یک ذهن آشفته دارد، پس نظر شما راجع به یک ذهن خالی چیست؟!» فضای کاری او همیشه آشفته بود.

در یک آزمایش دیگر، شرکت کنندگان به صورت تصادفی در اتاق‌های آشفته و منظم نشانده می‌شدند. به آن‌ها منو‌هایی شامل اسموتی‌های مختلف داده می‌شد و دانشمندان به آن‌ها گفتند که شما در یک آزمایش انتخاب اسموتی قرار دارید و باید یکی از این اسموتی‌ها را انتخاب کنید: سلامتی، خوشی، یا پر ویتامین.

نیمی از اسموتی‌های این منو با نام کلاسیک برجسته شده و نیم دیگر آن نام مدرن را در صدر خودش داشت. نتیجه این شد که افراد قرار گرفته در اتاق‌های نامنظم علاقه‌ی بیشتری به انتخاب موارد تازه داشتند و برعکس این موضوع برای گروه دیگر نیز صادق است. نتیجه‌ی این آزمایش مشخص می‌کند که افراد نامنظم گرایش بیشتری به مدرنیته دارند.

مضررات بی نظمی

در حالی که بی نظمی ممکن است فوایدی داشته باشد، اما نمی‌تواند مضرات خود را هم پنهان کند. مثلا یک اتاق نامنظم می‌تواند احتال گم شدن وسایل را چندین برابر کند. از این بدتر، گم شدن اسناد و مدارک مهمی است که در لحظات حساس به آن‌ها نیاز داریم. اما مضررات دیگری نیز هستند که از چشم ما دور مانده اند.

کاهش گرایش به کمک به موسسات خیریه

آزمایش‌های متعدد نشان داد که ۸۲ درصد از افرادی که در اتاق‌های منظم قرار گرفته بودند، مبلغی را برای اهدا به موسسه خیریه اهدا کردند. اما این عدد برای افرادِ حاضر در اتاق‌های آشفته تنها به ۴۷ درصد می‌رسد.

کاهش گرایش به رعایت قانون

همچنین آزمایشات پیشین ثابت کرده اند کسانی که در مکان‌های آشفته زندگی می‌کنند، گرایش کمتری به رعایت قانون دارند. این بدین معنی نیست که تمام افراد منظم، فرشته‌های وحی هستند. خیر. این فقط بدین معنی است که وقتی یک فرد در یک فضای بدون نظم زندگی کند، گرایش او به بی نظمی بیشتر می‌شود.

گرایش کمتر به انتخاب‌های سالم

با توجه به آزمایشاتی که در این مقاله ذکر کردیم، خاطرتان هست که افرد قرار گرفته در اتاق‌های منظم، انتخاب‌های سالم بهتری داشتند. مثلاً به جای شکلات، سیب را انتخاب کردند. پس اگر شما هم به دنبال نقطه‌ی شروعی در جهت بهبود سلامتی تان هستید، می‌توانید از تمیز کردن اتاقتان شروع کنید.

چرا اتاقتان همیشه به هم ریخته است؟

سخن آخر

هر کدام از این خصوصیت‌های انسانی می‌توانند تحت تاثیر شرایط مختلفی شکل بگیرند، رشد کنند یا سرکوب شوند. در این مقاله آموختیم که هر یک از این خصوصیات، مضرات و فواید خودش را دارد. پس به جای انتخاب بین این دو، با تحقیقات بیشتر متوجه شوید که کدامیک از آن‌ها می‌توانند خلاقیت و عملکرد شما را بهبود ببخشد. موفق باشید.

چرا اتاقتان همیشه به هم ریخته است؟

آیا در رویاهایتان تصویر خانه‌ای را می‌بینید که اتاق هایش دکوراسیون منظمی دارند؟ یا این که شما هم ترجیح می‌دهید که اتاق شلوغتان پر از سوغاتی، یادبود و آثار هنری و کتاب‌ها باشد؟ برای برخی از مردم، چنین اتاق‌هایی به شدت نامناسب است.

چرا که این اتاق مظهری از اختلال در جهان است و می‌تواند به آن‌ها انرژی منفی بدهد. اما برخی از مردم دوست دارند که اتاق یا محل زندگی شان را با وسایل خود پر کنند تا بتوانند به نهایت خلاقیت شان برسند.

سازماندهی و نظم در دنیای امروزه یکی از مهم‌ترین صفات انسان است. از نویسنده‌ی کتاب‌های روانشناسی بگیرید تا سمینارها، همه‌ی انسان‌ها به دنبال راهی هستند که بتوانند از طریق آن، تمام ابعاد زندگی شان را سر و سامان بدهند. بی نظمی اصولا به عنوان یک صفت بد شناخته می‌شود و نشانه‌ای از تنبلی است. اما مرتب و منظم بودن نشانی از موفق بودن است و به عنوان یک صفت ایده آل شناخته می‌شود.

اما آیا کسانی که به طور ذاتی به این بی نظمی علاقه دارند، دلیلی به جز تنبلی دارند؟ آیا علم روانشناسی جنبه‌ی جدیدی از این نوع افراد را شناسایی کرده است؟ اگر شما هم مشتاق دیدن پاسخ این سوالات هستید، در ادامه با ما همراه باشید.

چرا اتاقتان همیشه به هم ریخته است؟

سلامت روانی

بی نظم بودن در چینش خانه و اتاق می‌تواند به خاطر دلایل زیادی اتفاق بیفتد. مثلا ممکن است بدین دلیل باشد که سرتان بیش از حد مشغول است و زمان کافی برای تمیزکاری و مرتب کردن وسایلتان را ندارید. ممکن است نشانه‌ای از این باشد که وسایل بسیاری زیادی را در خانه نگه می‌دارید. یا ممکن است به خاطر بچه‌های کوچکی باشد که درون خانه خراب کاری می‌کنند، اما دست گلشان را جمع نمی‌کنند.

اما اگر اتاق شما به طور طبیعی و ذاتا بی نظم است، پس شاید ریشه‌ای روانی پشت تمام این ماجرا‌ها باشد، این طور نیست؟

در برخی از موارد، مشکلات و اختلالات روانی می‌توانند بر روی چینش اتاق شما تاثیرگذار باشند. به طور مثال افرادی که به اختلال وسواس فکری دچار هستند، در نظم افراط شدیدی دارند و هیچ چیز نباید حتی یک سانت از جای خودش تکان بخورد. اگر هریک از وسایل این افراد از جای خود خارج شود، می‌توان گفت که فرد مورد نظر ما تحت استرس و اضطراب شدیدی است. در بخش دیگر ماجرا، برخی از افراد دوست دارند از تمام وسایلی که به چشمشان می‌خورد نگهداری کنند. از این رو، خانه‌ی این افراد شدیداً شلوغ است و از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در آن پیدا می‌شود.

آیا بی نظمی اتاق می‌تواند تاثیرات روانی داشته باشد؟

اگر شرایط ذکر شده در سطر قبل را فراموش کنیم، پس دلیل روانیِ پشت این بی نظمی می‌تواند تحت تاثیر چندین عامل مهم باشد:

• آیا بی نظمی شما عادتی است که به تازگی ایجاد شده؟

• آیا این بی نظمی واقعاً شما را آزار می‌دهد؟

• یا ممکن است بی نظمی نشان از چیز عمیق تری در زندگی تان داشته باشد

بی نظمی می‌تواند امری کاملاً طبیعی باشد

آیا بی نظمی شما برحسب عادت است؟

برخی از افراد مرتب و منظم بودن را در اولویت هایشان قرار نمی‌دهند، و به همین دلیل چینش اتاق هایشان نامنظم است. به همین سادگی. در برخی از موارد هم، بی نظمی فقط راهی برای ابراز علاقه است. اگر خانه‌ی شما به طور طبیعی نامنظم است و از اول هم همین بوده، پس شاید این نوع چینش در شخصیت شما نیز نهادینه شده و به همین دلیل است که علاقه‌ای به تغییرِ آن ندارید.

بی نظمی می‌تواند نشانی از آشفتگی باشد

اگر شما به خاطر بی نظمی ناامید، عصبانی یا آشفته باشید، پس ممکن است مشکل خاصی برایتان پیش آمده باشد و شما حتی متوجه آن نشده باشید. برخی مواقع بی نظمی واقعاً سبب ناامیدی انسان می‌شود، اما باید بدانیم که از کجا شروع کنیم و چگونه مشکلاتمان را حل و فصل کنیم. این کار با یاد گرفتن تکنیک‌های جدید سازماندهی یا شریک شدن خانه با یک فرد دیگر قابل انجام است.

چرا اتاقتان همیشه به هم ریخته است؟

بی نظمی می‌تواند نشانی از افسردگی باشد

آیا بی نظمی اتاق یا خانه‌ی شما پدیده‌ی غیرعادی و تازه‌ای است؟ اگر شما به طور معمول فردی مرتب و منظم هستید، و ناگهان دیگر به مسائل نظم و این جور چیز‌ها در خانه اهمیت نمی‌دهید، پس شاید مشکلی جدی در زندگی شما پیش آمده است. برای مثال، بی نظمی می‌تواند نشانی از افسردگی باشد. افراد افسرده اصولاً انگیزه‌ی کافی برای انجام وظایف خانه داری را ندارند.

افسردگی همچنین می‌تواند همه چیز را برای انسان سخت‌تر کند. چگونه؟! الان به شما توضیح می‌دهم. بدین صورت که تمرکز، انرژی و انگیزه‌ی لازم برای انجام کار را از انسان می‌گیرد. پس افراد افسرده با این که به وسیله‌ی دیدن بی نظمی اذیت می‌شوند و یا قصد تمیز کردن خانه را دارند، اما انرژی، انگیزه و تمرکز لازم برای انجام آن را ندارند.

اگر بی نظمیِ مشکوک شما نشانی از افسردگی است، اصلاً وحشت نکنید. شما می‌توانید در این باره با دکتر یا مشاور روانی تان صحبت کنید و از او طلب مشورت کنید. یک مشاور، روانشناس یا پزشک می‌تواند به خوبی شما را به عمق مشکلاتتان ببرد و وضعیت شما را ارزیابی کند و برایتان نسخه‌ای مناسب بپیچد.

شخصیت

چه چیزی می‌تواند وجه تمایز بین افراد مرتب و افراد بی نظم باشد؟ آیا افراد منظم به طور مادرزادی با این گرایش به نظم و ترتیب به دنیا آمده اند؟ ممکن است برخی از افراد معتقد باشند که یک اتاق بی نظم و آشفته نشانی از ذهن آشفته و بی نظم است. اما کسانی که به بی نظمی عادت دارند، لزوماً ذهن بی نظمی ندارند. شاید میز آن‌ها شبیه به یک کپه‌ی زباله باشد، اما وقتی به یک خودکار یا منگنه نیاز دارند، مکان دقیق آن را می‌دانند. همان طور که زیگموند فروید به اطرافیانش می‌گفت: میز و اتاق مرا تمیز نکنید. من می‌توانم هر چیزی را در این بی نظمی شناسایی کنم.

در حقیقت، برخی از مردم قابلیت رشد و پیشرفت در محیط‌های بی نظم را دارند.

اگر داشتن یک اتاق مرتب و منظم سبب افزایش و بهبود عملکرد شما می‌شود، پس شاید شما تیپ شخصیتی الف را دارا هستید. تیپ شخصیتی الف شامل افرادی کمال گرا است که دوست دارند هرچیزی در جای دقیق خودش باشد.

اما اگر شما اهمیتی به مکان وسایل نمی‌دهید و نظم جزو اولویت‌های شما نیست، پس شاید شما هم جزو تیپ شخصیتی ب باشید. این افراد ذهن و روح آرامتر و ریلکس تری نسبت به تیپ الف دارند. آن‌ها به جای این که بر روی کمال گرایی تمرکز داشته باشند، بیشتر به ایده، تجربه و خلاقیت توجه می‌کنند.

فواید بی نظمی

اما تحقیقات اخیر دانشمندان نشان داده که بی نظمی جنبه‌های مثبتی هم دارد. محققین متوجه شده اند که اگرچه کار کردن در یک اتاق منظم سبب ایجاد انگیزه و افزایش میزان بخشندگی و مهربانی شما می‌شود، اما کار کردن در یک محیط آشفته می‌تواند خلاقیت شما را افزایش دهد.

افزایش بخشندگی

در یک آزمایش جالب، از دو گروه از افراد خواسته شد تا پرسشنامه‌ای را در حین نشستن در یک اتاق پر کنند. گروه اول در یک اتاق تمیز و گروه دوم در یک اتاق آشفته مشغول به کار شدند. سپس از دو گروه درخواست شد تا اگر بخواهند می‌توانند مقداری پول به موسسات خیریه اهدا کنند و همچنین یک میان وعده به آن‌ها پیشنهاد شد: یک دانه سیب و یک شکلات. افرادی که در اتاق مرتب مشغول به پر کردن پرسشنامه شدند، گرایش بیشتری برای اهدای پول به موسسه‌ی خیریه داشتند و همچنین علاقه‌ی بیشتری به سیب پیدا کردند!

افزایش خلاقیت

محققین باور دارند که کار کردن در یک فضای مرتب و منظم می‌تواند عرف جامعه را برای ما تداعی کند و از این رو، ما فقط در حدی ظاهر می‌شویم که از ما انتظار می‌رود. اما در سمتِ دیگر ماجرا، کار کردن در یک فضای آشفته و بی نظم می‌تواند انسان را از این قید و بند‌ها آزاد کند، تا انتظارت مخصوصِ خودش را بسازد.

در یک آزمایش دیگر، دوباره از شرکت کنندگان درخواست شد که در اتاق آشفته و اتاق مرتب بنشینند و کاربرد جدیدی برای توپ پینگ پونگ پیدا کنند. شرکت کنندگانی که در اتاق‌های آشفته قرار گرفتند خلاقیت بسیار زیادی از خودشان نشان دادند و توانستند کارکرد‌های بیشتری را نسبت به گروه دیگر پیدا کنند.

چنین یافته‌های علمی‌ای می‌تواند بر روی فضای کاری شرکت‌های بزرگ تاثیرگذار باشد. مثلا مدیران این گونه شرکت‌ها می‌توانند به کارمندانشان، اجازه‌ی شخصی سازی دفترشان را بدهند، اگرچه شاید این امر به بی نظمی دفتر منجر شود.

واضح است که با توجه به نتایج آزمایش ها، صرفاً همه‌ی افراد با قرار گرفتن در محیط‌های نامنظم با افزایش خلاقیت مواجه نمی‌شوند. ممکن است برخی از افراد با قرار گرفتن در محیط‌های منظم خلاقیت خود ر افزایش دهند. چنین موقعیت‌هایی به نوع عملکرد و شخصیت فرد بستگی دارد.

چرا اتاقتان همیشه به هم ریخته است؟

برای مثال اگر کسی که کار کردن در یک فضای منظم را دوست دارد، با اعمال زور به فضای نامنظمی انتقال دهیم، آن وقت با کاهش کیفیت عملکرد وی رو به رو خواهیم شد. اما در برخی موارد می‌توان از این نتایج بهره برد. مثلاً اگر کارمندان شرکتی نیازمند قوه‌ی تصمیم گیری خود هستند، پس فضای کلی اداره باید منظم باشد. اگر شرکتی خلاقیت را از کارمندانش طلب کند چه؟ فکر می‌کنم همه ما جواب را بدانیم.

پس در حالی که همه‌ی مردم فکر می‌کنند نظم یک صفت بسیار عالی و مفید است، محققین به کشف لایه‌های زیرین و مثبت نامنظم بودن دست پیدا کرده اند. در ادامه چند مورد از فواید بی نظمی را با یکدیگر بررسی می‌کنیم.

افزایش علاقه و میل برای امتحان چیز‌های جدید

یکی از تحقیقات اخیر دانشمندان نشان داد افرادی که در اتاق‌های نامنظمی قرار دارند، قابلیت و ظرفیت بیشتری برای حل معما دارند. برای مثال، آلبرت انیشتین ریاضیدان معروف که به ذهن برجسته اش مشهور است، می‌گوید: «اگر یک میز آشفته نشان از یک ذهن آشفته دارد، پس نظر شما راجع به یک ذهن خالی چیست؟!» فضای کاری او همیشه آشفته بود.

در یک آزمایش دیگر، شرکت کنندگان به صورت تصادفی در اتاق‌های آشفته و منظم نشانده می‌شدند. به آن‌ها منو‌هایی شامل اسموتی‌های مختلف داده می‌شد و دانشمندان به آن‌ها گفتند که شما در یک آزمایش انتخاب اسموتی قرار دارید و باید یکی از این اسموتی‌ها را انتخاب کنید: سلامتی، خوشی، یا پر ویتامین.

نیمی از اسموتی‌های این منو با نام کلاسیک برجسته شده و نیم دیگر آن نام مدرن را در صدر خودش داشت. نتیجه این شد که افراد قرار گرفته در اتاق‌های نامنظم علاقه‌ی بیشتری به انتخاب موارد تازه داشتند و برعکس این موضوع برای گروه دیگر نیز صادق است. نتیجه‌ی این آزمایش مشخص می‌کند که افراد نامنظم گرایش بیشتری به مدرنیته دارند.

مضررات بی نظمی

در حالی که بی نظمی ممکن است فوایدی داشته باشد، اما نمی‌تواند مضرات خود را هم پنهان کند. مثلا یک اتاق نامنظم می‌تواند احتال گم شدن وسایل را چندین برابر کند. از این بدتر، گم شدن اسناد و مدارک مهمی است که در لحظات حساس به آن‌ها نیاز داریم. اما مضررات دیگری نیز هستند که از چشم ما دور مانده اند.

کاهش گرایش به کمک به موسسات خیریه

آزمایش‌های متعدد نشان داد که ۸۲ درصد از افرادی که در اتاق‌های منظم قرار گرفته بودند، مبلغی را برای اهدا به موسسه خیریه اهدا کردند. اما این عدد برای افرادِ حاضر در اتاق‌های آشفته تنها به ۴۷ درصد می‌رسد.

کاهش گرایش به رعایت قانون

همچنین آزمایشات پیشین ثابت کرده اند کسانی که در مکان‌های آشفته زندگی می‌کنند، گرایش کمتری به رعایت قانون دارند. این بدین معنی نیست که تمام افراد منظم، فرشته‌های وحی هستند. خیر. این فقط بدین معنی است که وقتی یک فرد در یک فضای بدون نظم زندگی کند، گرایش او به بی نظمی بیشتر می‌شود.

گرایش کمتر به انتخاب‌های سالم

با توجه به آزمایشاتی که در این مقاله ذکر کردیم، خاطرتان هست که افرد قرار گرفته در اتاق‌های منظم، انتخاب‌های سالم بهتری داشتند. مثلاً به جای شکلات، سیب را انتخاب کردند. پس اگر شما هم به دنبال نقطه‌ی شروعی در جهت بهبود سلامتی تان هستید، می‌توانید از تمیز کردن اتاقتان شروع کنید.

چرا اتاقتان همیشه به هم ریخته است؟

سخن آخر

هر کدام از این خصوصیت‌های انسانی می‌توانند تحت تاثیر شرایط مختلفی شکل بگیرند، رشد کنند یا سرکوب شوند. در این مقاله آموختیم که هر یک از این خصوصیات، مضرات و فواید خودش را دارد. پس به جای انتخاب بین این دو، با تحقیقات بیشتر متوجه شوید که کدامیک از آن‌ها می‌توانند خلاقیت و عملکرد شما را بهبود ببخشد. موفق باشید.

چرا مردان نمی توانند مانند زنان احساسات خود را بروز دهند؟

این باور رایج وجود دارد ک زنان احساسات خود را صریح تر از مردان بروز می دهند. البته همه ی آدم ها مانند هم نیستند و برخی مردان می توانند بسیار احساسی باشند و احساس خود را به راحتی بیان کنند. با این حال، محققان سعی کرده اند که متوجه شوند چرا مردان مثل زنان احساسات خود را بروز نمی دهند.

مردان احساسات را مانند زنان تجربه می کنند

چرا مردان نمی توانند مانند زنان احساسات خود را بروز دهند؟

«احساس می کنم اهمیتی برایش ندارد.» این جمله ای است که از زن ها زیاد شنیده می شود، زمانی که بازخوردی از احساسات شریک زندگی شان نمی گیرند. اما آیا واقعاً اینگونه است؟ گرچه آمارها نشان می دهد زنان بیشتر مستعد افسردگی و اضطراب هستند، مشکلات روحی مردان را هم تحت تأثیر قرار می دهند.

آیا می دانستید بیش از ۳۰ درصد مردان در مقطعی از زندگی خود افسردگی را تجربه می کنند؟  و نزدیک به ۹ درصد از مردان از تجربه ی روزانه ی حس افسردگی یا اضطراب خبر داده اند. علیرغم انتظارات اجتماعی از مردان برای پنهان کردن احساسات خود، توجه به اهمیت رسیدگی به مشکلات مرتبط با سلامت روان در مردان امری ضروری است. حالا می خواهیم ببینیم مردان چرا احساسات خود را پنهان می کنند.

ممکن است به دلیل فشارهای اجتماعی باشد

چرا مردان نمی توانند مانند زنان احساسات خود را بروز دهند؟

جالب است که از قرار معلوم عبارت رایج «مرد باش» نقش مهمی در این رفتار دارد. این عبارت که «مواجهه ی شجاعانه تر با یک موقعیت» معنی می شود، تنها یک فشار اجتماعی است که برداشت ها از مردانگی را دستخوش تحریف می کند.

پژوهش صورت گرفته توسط یک خیریه ی مختص به سلامت مردان به نام Movember نشان داد نردیک به یک سوم مردان  خود را برای مردانه نشان دادن خودشان تحت فشار می بینند. این میزان در میان مردان ۱۸ تا ۳۴ ساله به مراتب بیشتر و ۴۷ درصد است. درک این تأثیرات اجتماعی می تواند به ما در غلبه بر موانعی که بر سر راه سلامت روان مردان وجود دارد، کمک کند.

مردان اغلب نشانه های آشکار کمتر از مشکلات روحی بروز می دهند و احتمال آنکه درباره ی این مشکلات صریح و بی پرده صحبت کنند، کمتر است. زنان زمانی که احساس افسردگی می کنند، اغلب ناراحتی خود را نشان می دهند یا احساسات خود را به زبان می آورند. اما مردان در وضعیت مشابه معمولاً نشانه های خشم، زودرنجی یا پرخاشگری از خود بروز می دهند. با درک این تفاوت های جنسیتی در ابراز چالش های مرتبط با سلامت روان خود، می توانیم آن ها را بهتر شناسایی و حل و فصل کنیم.

مردان احساسات خود را به زبان نمی آورند و این امر به آن ها آسیب می زند.

صرفاً نحوه ی ابراز احساسات خود را بلد نیستند

چرا مردان نمی توانند مانند زنان احساسات خود را بروز دهند؟

هیچکس به مردان توضیح نداده چطور احساسات خود بروز دهند. انتظارات اجتماعی و تجربه های دوران کودکی اغلب به مردان یاد می دهد که سرسخت و بی احساس باشند، امری که باعث می شود آن ها ندانند احساسات خود را چطور ابراز کنند.

در حالی که زنان ممکن است دلشکستگی خود را به زبان آورند، مردان اغلب رنج خود را پنهان می کنند و خویشتندار به نظر می رسند. این فشار اجتماعی می تواند آسیب پذیری را برای مردان تبدیل به امری چالشی کند چرا که این مسأله یک تابو شمرده می شود. در نتیجه، ممکن است سلامت عاطفی مردان آسیب ببیند. با ترویج صحبت بی پرده درباره ی سلامت روان و شکستن کلیشه ها، می توانیم به مردان کمک کنیم احساس راحتی کنند و توانایی ابراز احساسات شان را بیابند.

امری عصب شناختی است

چرا مردان نمی توانند مانند زنان احساسات خود را بروز دهند؟

جشم پینه ای، بخشی از مغز که نیمکره های چپ و راست را به هم متصل می کند، در زنان بزرگ تر از مردان است، امری که توانایی احساس و تفکر همزمان را بیشتر می کند. به همین دلیل، زنان می توانند همزمان احساس و فکر کنند.

مردان اما اغلب احساسات خود را از افکارشان جدا می کنند، امری که باعث تردید آن ها برای صحبت درباره ی موضوعات احساسی می شود. گرچه این امر ممکن است صحبت درباره ی مسائل حساس را دشوار کند، اما شناخت و درک این تفاوت های جنسیتی از اهمیت زیادی برخوردار است.

چند ترفند ساده و شگفت‌انگیز برای رفع استرس

فهمیدن اینکه استرس چگونه بر بدن شما تأثیر می‌گذارد، به میزان استرس و مدت‌زمان آن بستگی دارد.

چند ترفند ساده و شگفت‌انگیز  برای رفع استرس

استرس مزمن می‌تواند خطر ابتلا به چندین نوع مختلف زوال عقل از جمله بیماری آلزایمر را افزایش دهد. با‌ این‌حال خبر خوب این است که چندین روش اثبات‌شده به شما در مدیریت استرس کمک می‌کند.

به طبیعت بروید

چند ترفند ساده و شگفت‌انگیز  برای رفع استرس

چندین مطالعه توانایی طبیعت را در کاهش سطح استرس و تقویت سلامت روان نشان داده‌اند. یکی از این مطالعات شامل بررسی نزدیک به ۲۰ هزار شرکت‌کننده بود و نشان داد که گذراندن ۱۲۰ دقیقه در هفته در طبیعت، حس سلامت و تندرستی افراد را افزایش می‌دهد. علاوه‌ بر‌ این، می‌توانید فعالیت‌های تمدد اعصاب مانند مدیتیشن، یوگا، تای‌‌چی، تمرینات تنفسی و آرامش عضلانی را امتحان کنید.


غذاهای مناسب بخورید

چند ترفند ساده و شگفت‌انگیز  برای رفع استرس

طبق گفته انجمن روانشناسی آمریکا (APA)، خوردن رنگین‌کمانی از میوه‌ها و سبزیجات، کاهش مصرف قند و اجتناب از الکل راه‌های بسیار خوبی برای کاهش استرس هستند.


زمانی را برای استراحت اختصاص دهید

چند ترفند ساده و شگفت‌انگیز  برای رفع استرس

پس از تجربه تغییرات و بحران‌‌های بزرگ، مکث و استراحت ضروری است. این کار به‌معنای عدم مرور اخبار و رویدادهای منفی است، حداقل به‌طور موقت. همچنین باید یاد بگیرید که به مسئولیت‌های اضافی «نه» بگویید.


رسانه‌های اجتماعی را قطع کنید

چند ترفند ساده و شگفت‌انگیز  برای رفع استرس

مانند شکر ، APA محدودیت قرارگیری در معرض رسانه‌ها را توصیه می‌کند. این کار می‌تواند به کاهش تأثیر روانی پردازش بسیاری از رویدادها کمک کند؛ اتفاق‌هایی که می‌تواند پاسخ استرس را تحریک کند.


بدانید چه زمانی باید کمک بخواهید

چند ترفند ساده و شگفت‌انگیز  برای رفع استرس

اگر احساس خستگی می‌کنید، از مواد مخدر برای مقابله با استرس استفاده می‌کنید، یا اگر فکر آسیب‌رساندن به خود دارید، باید به‌دنبال مراقبت‌های پزشکی باشید. اینها نشانه‌هایی هستند که سطح استرس شما ممکن است خارج از کنترل باشد.

پزشک می‌تواند با شما بر روی یک برنامه کاهش استرس که ممکن است شامل دارو، تکنیک‌های مدیریت استرس و مشاوره باشد، همکاری کند.

خودزشت‌پنداری؛ دردسرهای یک اختلال ذهنی جدی

در یکی از بررسی‌هایی که به‌تازگی محققان آمریکا انجام داده‌اند، دریافته‌اند ۵۵درصد زنان و ۴۲درصد مردان حداقل از یک مورد از ظاهر خود ناراضی هستند. درجه نگرانی مردم از ظاهر و بدن‌شان بسیار متغیر است و از یک نارضایتی جزئی شروع شده تا به نوعی اختلال ذهنی جدی به‌ نام «خودزشت‌انگاری» منتهی می‌شود. افرادی که به این اختلال مبتلا هستند، نمی‌توانند با افراد دیگر جامعه تعاملات اجتماعی برقرار کنند و البته این افراد بیشتر مواقع به مشکلات ذهنی دیگری چون اختلال‌های غذاخوردن و وسواس اجباری هم مبتلا هستند.

پیامدهای نارضایتی از بدن

نگرانی درخصوص تصویر بدنی فقط در سطح باقی نمی‌ماند و روی بسیاری از جنبه‌های زندگی‌ افراد اثر منفی می‌گذارد.

مثلا، فرد لاغری را در نظر بگیرید که دایم نگران وزن خود است. او ممکن است به سراغ رژیم‌های غذایی سخت برود و دایم از این رژیم غذایی به رژیم دیگر در نوسان باشد. یا حتی احتمال دارد، نگران لباس‌هایی باشد که می‌پوشد. البته نگران‌کننده‌ترین اثر عدم رضایت از بدن در این افراد، اثر منفی این نارضایتی روی روابط‌شان با دیگران و البته سلامت ذهنی‌شان است. گاهی‌اوقات این افراد نمی‌توانند با دیگران ارتباط برقرار کرده یا در موقعیت‌های اجتماعی حاضر شوند. آنها معمولا به مرور به افسردگی و اضطراب مبتلا می‌شوند.

البته این وضعیت زمانی‌که فرد نگاه مثبتی به تصویر بدنی خود دارد هم صدق کرده و اثر مثبتی روی سلامت ذهن و جسم او می‌گذارد.

خودزشت‌پنداری؛ دردسرهای یک اختلال ذهنی جدی/ این پنج ترفند را بکار بگیرید

محققانی که در این زمینه فعالیت می‌کنند، به دنبال راه‌حل‌های مناسبی برای تغییر ذهنیت این افراد درمورد بدن‌شان هستند. زیرا تغییر ظاهر هرگز نمی‌تواند تصویر بدنی این افراد را تغییر دهد. مثلا این سناریو را در نظر بگیرید:

فردی که از تصویر بدنی خود رضایت ندارد، برای بهبود ظاهر خود موهایش را کوتاه می‌کند (البته برخی از این افراد خود را به زحمت انداخته و به سراغ جراحی‌های بی‌مورد زیبایی می‌روند). پس از گذشت یکی، دو هفته فرد و البته اطرافیانش به این ظاهر جدید عادت می‌کنند و دوباره آن تصویر بدنی منفی با قدرت قبل بازمی‌گردد. در واقع فردی که به اختلال «خودزشت‌انگاری» مبتلاست، مدتی پس از هربار تغییر ظاهر خود، دوباره به همان حس اولیه بازمی‌گردد. به همین دلیل است که محققان می‌گویند برای داشتن حس خوب از بدن خود باید جنبه‌های شناختی و احساسی فرد تغییر کند.

ترفندهایی برای داشتن تصویر بدنی مثبت

برای اینکه بتوان تصویر بدنی مثبت در ذهن خود ایجاد کرد، چند ترفند ساده زیر به‌کار می‌آیند:

۱. توجه به ارزش‌ها

بارها شنیده‌ایم که نباید خوب یا بد بودن کتاب‌ها را از روی جلد آنها قضاوت کنیم، اما خود ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که به ظاهر افراد بسیار اهمیت می‌دهد و اگر بخواهیم به‌طور کل به ظاهر خود توجه نکنیم، عجیب و غریب به نظر می‌رسیم. با اینحال باید بر اساس مقدار انرژی و زمانی‌ که داریم و با توجه به ارزش‌های خود به ظاهرمان برسیم.

در واقع ما انسان‌ها شکل و اندازه‌های متفاوتی داریم. برخی جثه‌ای کوچک داریم و برخی دیگر جثه‌هایمان درشت‌تر است و باید بدانیم که افراد الزاما به‌ خاطر ظاهر دیگران با آنها در تعامل نیستند و عوامل دیگری غیر از ظاهر موجب ارتباط بین مردم می‌شود. همچنین باید یادمان باشد، اگر بیشتر وقت و انرژی خود را برای ظاهر خود خرج کنیم، وقت و انرژی کمتری برای بودن کنار خانواده، دوستان و البته سرگرمی‌های مورد علاقه خواهیم داشت.

۲. تمرین قدردانی و شکرگزاری درباره بدن

تا به حال پیش آمده که به آینه نگاه کنید و به‌جای انتقاد از خود، شکرگزاری کنید؟ وقتی روی آن بخش از بدن خود که رضایت دارید، توجه نشان می‌دهید چه احساسی پیدا می‌کنید؟ بنابه گفته محققان، شکرگزاری در خصوص بدن، تصویر بدنی‌مان را بهبود می‌بخشد. اما این کار را چگونه باید انجام داد؟

وقتی صدای انتقادی درونی‌تان به شما می‌گوید، «کاشکی بینی‌ام کوچکتر بود؟»، فورا به آن صدا پاسخ دهید، «من عاشق موهایم هستم». وقتی این کار را بارها انجام دهید،‌ به‌مرور صدای انتقادی درونی‌تان ساکت می‌شود. بنابراین برای انجام این کار، فهرستی از ویژگی‌های فیزیکی‌تان که آنها را دوست دارید، تهیه کرده و از آنها قدردانی کنید.

خودزشت‌پنداری؛ دردسرهای یک اختلال ذهنی جدی/ این پنج ترفند را بکار بگیرید

۳. تمرکز روی عملکرد بدن

بدن ما چیزی بیش از نمای بیرونی است. این بدن با عملکردهای مهم خود، حیات ما را موجب می‌شود و اجازه می‌دهد، دنیا را آنگونه که باید تجربه کنیم. بنابراین اگر به‌ جای ظاهر بدن، به عملکردهای آن توجه کنیم، گام مفیدی درخصوص مثبت فکرکردن به بدن خود برداشته‌ایم.

از جمله عملکردهای مهم بدن باید به تنفس، خواب، پیاده‌روی، ترانه خواندن و هر کار دیگر که بدن می‌تواند انجام دهد اشاره کرد. اگرچه بسیاری از مردم از بدن‌شان رضایتی ندارند یا حتی با بدن‌شان در جنگ دایمی‌اند، بدن هرگز به‌عمد کاری نمی‌کند که ما را از زندگی باز دارد.

یکی از روش‌هایی که موجب می‌شود به بدن‌مان و قابلیت‌هایمان توجه نشان دهیم،‌ نوشتن و تفکر است. بدین‌ترتیب که فهرستی از ۱۰ عملکرد مهم بدن خود یادداشت کنید و ببینید هر کدام از این قابلیت‌های بدن‌تان چقدر در حال خوب و رفاه‌تان در زندگی موثر هستند. این روش باعث می‌شود حس خوبی به خودتان داشته باشید و کمتر به سراغ بخش ظاهری بدن‌تان بروید. می‌توانید این فهرست را همیشه در دسترس داشته باشید و هر روز به آن نگاهی بیندازید. با این روش، پس از مدتی احساس مثبت و رضایت از بدن‌تان در شما تثبیت می‌شود.

۴. فیلترسازی مراقبتی

بخش مهمی که برای ایجاد تصویر بدنی مثبت ضروری‌ است، فیلتر هرچیزی است که باعث عدم رضایت از بدن‌تان می‌شود. در اینجا می‌توان به تمام آن رسانه‌هایی اشاره کرد که برای فروش محصولات صنایع مد و زیبایی براساس مدهای جدید، مدام ظاهر و بدن شما را نشانه گرفته‌اند. معمولا این گونه تبلیغ‌ها موجب توجه بیش از حد افراد به ظاهرشان می‌شود که ممکن است در نهایت به نارضایتی آنها از بدن‌شان منجر شود. بنابراین بهتر است رسانه‌هایی را که دایما از این دست تبلیغ‌ها دارند از زندگی خود حذف کنید.

همچنین به سراغ رسانه‌های اجتماعی مشاهیری که به‌طور مرتب در زمینه مد و زیبایی تبلیغ می‌کنند نروید، به‌ویژه اگر در تلاش ایجاد تصویر بدنی مثبت از خود هستید. درضمن بیشتر این رسانه‌ها باعث می‌شوند که بدن خود را با دیگران مقایسه کنید. یادتان باشد که اینگونه مشاهیر برای تبلیغات باید خوب به نظر برسند.

برخی از مجلات و نشریات هم همین اثر منفی را روی تصور شما از بدن‌تان می‌گذارند. بنابراین برای سلامت روح و روان‌تان و داشتن تصویر بدنی مثبت از این منابع اضطراب‌آور دوری کنید.

۵. تعیین اهداف جدید ورزشی و غذایی

حفظ عادت‌های سالم (ورزش و رژیم غذایی مناسب) می‌تواند روی تصویر بدنی‌تان اثر مثبتی داشته باشد. اما اگر برای داشتن ظاهر و بدن دلخواه، تصمیم می‌گیرید ورزش کنید یا غذای سالم بخورید، این رفتارها برایتان سخت می‌شوند و حتی ممکن است آنها را به چشم تنبیه ببینید. اما با خود فکر کنید، اگر غذای سالم مصرف کرده و ورزش را به یکی از عادات سالم زندگی‌تان تبدیل کنید، سلامت بدن‌تان تضمین می‌شود و می‌توانید از این عادت‌های سالم لذت ببرید. در نتیجه این موضوع باعث می‌شود حس بدی هم به ظاهر و بدن‌تان نداشته باشید.

با توجه به چند ترفند ساده فوق می‌توانید تصویر مثبتی از بدن‌تان داشته باشید و به دام اختلال «خودزشت‌انگاری» و پیامدهای آن نیفتید.

منبع:

https://psyche.co/guides/how-to-love-your-body-for-what-it-does-not-what-it-isnt

چرا در جوانی احساس پیری می‌کنیم؟

به گفته یک متخصص روانشناسی، با توجه به اینکه در سال‌های اخیر، جامعه بحران‌های متعدد و غیرقابل‌پیش‌بینی مختلفی همچون شیوع بیماری کرونا را تجربه کرده است، جوانان نیز از تیرکش این آسیب‌ها مصون نبودند و عدم توجه به‌سلامت روان، این قشر را آسیب‌پذیرتر نموده است. یکی از جدی‌ترین این آسیب‌ها احساس علائم پیری در دوران جوانی است.
بحران سالمندی، تکراری‌ترین عبارتی است که این روزها می‌شنویم؛ کارشناسان و صاحب‌نظران در این خصوص هشدارهای مستمری می‌دهند. سونامی جمعیت قرار است سال‌های پیش روی ما را با جمعیتی پیر و سالخورده گره بزند که توانایی پیشبرد اهداف جامعه را ندارند اما در کنار سونامی پیری در ایران، یکی دیگر از بحران‌هایی که اخیراً با آن مواجه شده‌ایم و ازنظر مسئولان و کارشناسان مغفول مانده «سونامی احساس پیری در سنین جوانی» است. به عقیده محققان اکثریت افراد بنا به عوامل مختلفی در حدود سن 47 سالگی احساس پیری می‌کنند اما در حال حاضر این سن به 18 سال رسیده و اکثر جوانان ایرانی زودتر ازآنچه سن آن‌هاست، احساس کسالت، ناامیدی و در نهایت پیری می‌کنند. احساس پیری در سنین جوانی موضوعی است که دکتر فرزانه حاجی‌زاده، متخصص روانشناسی و عضو انجمن سازمان روانشناسی ایران در گفت‌وگو با خبرنگار بیا نی نی به بررسی آن می‌پردازد.

زنگ خطر احساس پیری در جوانان به صدا درآمده است
طبیعی است افراد در سنین جوانی گاهی اوقات به دلایلی مثل از دست دادن یکی از عزیزانشان احساس ناراحتی می‌کنند. ممکن است برای مدتی حتی در هنگام انجام کارهایی که معمولاً از آن لذت می‌بردند، نتوانند احساس شادی کنند اما گاهی افراد در سنین جوانی به‌طور مداوم، احساس می‌کنند زمان زیادی را ازدست‌داده‌اند و فرصت چندانی برای پیشرفت، ادامه تحصیل، کار کردن، ازدواج، بچه‌دار شدن و… ندارند. دکتر حاجی‌زاده در خصوص احساس پیری در جوانی تصریح می‌کند: «بهتر است به‌جای احساس پیری از واژه احساس ناامیدی استفاده کنیم چون اصطلاح پیری ناخودآگاه این مفهوم را در ذهن تداعی می‌کند که احساس پیری ترسناک و بد است درحالی‌که پیری بخشی از مرحله رشد انسان بوده و ارزشمند است.»
این روانشناس احساس ناامیدی در جوانان را زنگ خطری برای جامعه می‌داند و می‌گوید: «با توجه به اینکه در سال‌های اخیر، جامعه بحران‌های متعدد و غیرقابل‌پیش‌بینی مختلفی همچون شیوع بیماری کرونا را تجربه کرده است، جوانان نیز از تیرکش این آسیب‌ها مصون نبودند و عدم توجه به‌سلامت روان، این قشر را آسیب‌پذیرتر نموده است.»


چرا در جوانی احساس پیری می‌کنیم؟
حاجی‌زاده در رابطه با احساس پیری در جوانی توضیح می‌دهد: «دلایل زیادی در حال حاضر می‌تواند موجب شود که افراد در سنین جوانی احساس پیری و ناامیدی داشته باشند. کاهش روابط اجتماعی، کاهش صمیمیت، رشد تکنولوژی و کاهش تحرکات بدنی، تغییر ساختار خانواده و روی آوردن به تک‌فرزند ازجمله مسائلی است که در شکل‌گیری این احساس در جوانان نقش دارد.»
حاجی‌زاده عدم توجه به‌سلامت روان را از دیگر عوامل ایجاد احساس ناامیدی در جوانان دانست و افزود: «مصرف مواد، سیگار و مشروبات الکلی، عدم تفریحات سالم، تبعیض، طرد شدن، نداشتن اعتمادبه‌نفس و کمال‌گرایی ازجمله مسائلی است که جوانان را در معرض شرایط بد سلامت روان قرار می‌دهد و باید به آن‌ها توجه داشت.»
 این روانشناس می‌گوید مشکلات اقتصادی و اجتماعی به‌عنوان عامل نگران‌کننده، در سلامت روان جوانان تأثیرگذار است: «مشکلات اقتصادی و نگرانی از آینده منجر به ایجاد احساس دلسردی و پیری در جوانان می‌شود؛ آن‌ها اغلب با این احساس که هرچقدر کار کنند به اهدافشان دست نمی‌یابد و نمی‌توانند تشکل خانواده دهند به زندگی ادامه می‌دهند و ادامه این روند منجر به احساس فرسودگی و پیری در جوانان خواهد شد.»

احساس پیری با پیری مغز مرتبط است
 یک مطالعه اخیر نشان داد که احساس پیری در سن جوانی ممکن است منعکس‌کننده پیری مغز باشد. در این مطالعه محققان با استفاده از اسکن مغز MRI دریافتند افراد مسنی که احساس می‌کنند جوان‌تر از سن خود هستند در مقایسه با کسانی که احساس پیری می کنند، علائم کمتری از پیری مغز را نشان می‌دهند. حاجی‌زاده در خصوص ارتباط احساس پیری با پیری مغز می‌گوید: «سلامت جسم و روان هردو باهم نشان‌دهنده سلامت یک فرد است و هردو مکمل یکدیگر می‌باشند. ما افرادی راداریم که 29-30 سال سن دارند اما به دلیل مصرف مواد یا مشکلات زندگی چهره پیری دارند لذا زمانی که فردی ازنظر سلامت روان تحت‌الشعاع قرار بگیرد، سلامت جسم نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.»

حاجی‌زاده می‌گوید پیری با عدد سنی دقیقی مشخص نمی‌شود: «هر عاملی مانند بیمارهای جسمی و روانی مزمن یا حاد، به دلیل شرایط سخت و غیرقابل‌تحملی که برای فرد ایجاد می‌کند، می‌تواند تسریع‌کننده روند پیری مغز و درنهایت ایجاد احساس پیری در جوانی باشد.»

خانواده‌ها در انتقال این حس به جوانان تأثیرگذارند
 به گفته حاجی‌زاده ساختار خانواده، میزان صمیمیت بین اعضای خانواده و سبک‌های تربیتی والدین در انتقال این حس مؤثر است. همچنین کاهش دل‌بستگی و تعلق‌خاطر بین اعضای خانواده، تغییر خانواده‌ها از ساختار جمعی به سمت فردی، کاهش تعلق‌خاطر و افزایش حس تنهایی نیز احساس پیری زودرس را تشدید می‌کند.
این روانشناس، نداشتن خانواده امن و حمایتگر به دلیل افزایش آمار طلاق، اعتیاد و… را از دیگر عوامل تأثیر خانواده در انتقال حس ناامیدی در جوانان می‌داند.

 چگونه می‌توان احساس کاذب پیر شدن را کنار گذاشت؟
حاجی‌زاده در پاسخ به این سؤال می‌گوید: «همیشه پیشگیری بهتر از درمان است. مفهوم پیش‌گیری، بیشتر به معنی کاهش خطر و پیش‌گیری از رویدادها، پیامدها و عوارض احساس پیری است.»
این استاد دانشگاه به‌منظور پیشگیری از احساس پیری، ارتقای بهداشت و سلامت روان را الزامی دانست و افزود: «با تغییر در سبک زندگی جوانان، آموختن مهارت‌های لازم زندگی، افزایش توانمندی و خودباوری در جوانان، هدف‌دار بودن و جهت‌دار کردن زندگی با درک معنای زندگی و از سوی دیگر برنامه‌ریزی و گنجاندن تفریحات سالم، ارتقای بهداشت و سلامت روان در جوانان محقق می‌گردد.»
حاجی‌زاده با اشاره به تأثیر مثبت اندیشی در مدیریت استرس و بهبود سلامت روان می‌گوید: «تفکر مثبت، بخش کلیدی مدیریت مؤثر استرس است که با فواید بسیاری برای سلامت روان همراه است. مثبت اندیشی و تأثیر مستقیم آن بر رو ی سلامت روان کمک می‌کند تا بخشی از عواملی که در ایجاد احساس ناامیدی و پیری در جوانان مؤثر است، کنترل و مدیریت شود.»

لطفا این کارنامه ها را جدی نگیرید!

در ابتدای تأسیس مدارس غیرانتفاعی، تنها قشر مرفه جامعه فرزندانشان را در این مدارس ثبت‌نام می‌کردند اما مهاجرت فرزندان خانواده‌های متمکن به مدارس غیردولتی منجر به کاهش بار مالی آموزش‌وپرورش شد؛ از طرف دیگر، روزبه‌روز تعداد مدارس غیرانتفاعی در شهرهای بزرگ بیشتر شد تا جایی که این روزها نه‌تنها قشر مرفه بلکه قشر متوسط هم اصرار به ثبت‌نام فرزندشان در مدارس غیرانتفاعی دارند. باوجود تمایل خانواده‌ها به مدارس غیردولتی اما محمدرضا نیک نژاد، کارشناس حوزه آموزش، پژوهشگر و مترجم در گفت‌وگو با  خبرنگار ایرنازندگی به بررسی عملکرد مدارس غیرانتفاعی می‌پردازد و حقایقی را درباره این مدارس برملا می‌کند.

دلیل اصرار اولیا به ثبت‌نام فرزندشان در مدارس غیردولتی

نیک نژاد بابیان اینکه تداوم سرمایه‌گذاری ضعیف دولت در مدارس دولتی باعث کیفیت پایین آموزش در این مدارس شده است، می‌گوید: «دریکی- دو دهه اخیر، صرفه‌جویی‌های مسئولین درزمینهٔ آموزش‌وپرورش و تعارض منافع برخی از مسئولین، باعث شده اقدامات و مصوبات حتی در بالاترین سطح تصمیم‌گیری در آموزش‌وپرورش و شورای عالی انقلاب فرهنگی تحت تأثیر منافع ثانویه قرار گیرد یا به عبارتی، وظایف و اهداف این سازمان‌ها در یک جایگاه مشخص دولتی با سایر منافع آن‌ها در تعارض قرار گیرند.»

وی ادامه می‌دهد: «گاهی به‌عمد مدارس دولتی ضعیف نگه‌داشته می‌شود و رسانه‌ها با تبلیغات گسترده این مدارس را ناکارآمد نشان می‌دهند. به هر ترتیب، این از عواملی است که متأسفانه باعث گمراهی خانواده‌ها شده و خانواده‌هایی که از وضع مالی خوبی برخوردارند ترجیح می‌دهند فرزندشان را در مدارس غیردولتی ثبت‌نام کنند.»

به گفته نیک نژاد، سرمایه‌گذاری ضعیف دولت، تعارض منافع و ضعیف نشان دادن مدارس دولتی از عوامل مهمی است که باعث شده مدارس دولتی در سطح جامعه ضعیف دانسته شود و مدارس غیردولتی برخلاف آن چیزی که واقعاً وجود دارد، قوی نشان داده شود تا خانواده‌ها را جذب این مدارس کنند.

 تعطیلی ۷۳۸ مدرسه غیردولتی به دلیل تخلف

این کارشناس حوزه آموزش می‌گوید: «در سال تحصیلی جدید حدود ۷۳۸ مدرسه غیردولتی به دلیل تخلف و استاندارد نبودن فضای آموزشی تعطیل شدند.» او به‌عنوان کسی که سابقه تدریس در مدارس غیردولتی را دارد، می‌گوید: «مدارس غیردولتی “برند” که ازنظر آموزشی و قبولی کنکور شاخص هستند، شاید کمتر از ۱۰ درصد را تشکیل دهند؛ ۹۰ درصد  مدارس غیردولتی ازلحاظ آموزشی گاهی حتی از مدارس دولتی هم ضعیف‌تر هستند.»

جذابیت مدارس غیردولتی به دلیل تعداد کم‌ دانش‌آموزان

نیک نژاد می‌گوید یکی از مزایای مدارس غیردولتی تعداد کم‌دانش آموزان کلاس است: «اگرچه کیفیت آموزش در بسیاری از مدارس غیردولتی جای تأمل دارد اما زمانی که تعداد دانش آموزان کلاس از حد استاندارد (۲۰) فراتر می‌رود، خانواده‌هایی که از تمکن مالی برخوردارند برای دستیابی به حداقل کیفیت آموزش ترجیح می‌دهند فرزندشان را در مدارس غیردولتی ثبت‌نام کنند چون مسلماً هرچقدر تراکم کلاس کمتر باشد، میزان رسیدگی و پایش آموزشی و پرورشی افزایش پیدا می‌کند اما این مسئله در مدارس دولتی برعکس است و گاهی در این مدارس تعداد دانش آموزان به ۴۵ نفر هم می‌رسد و این به کیفیت آموزشی لطمه وارد می‌کند.»

این کارشناس آموزش ادامه می‌دهد: «برخی از مدارس غیردولتی با رسیدگی، گزارش، پایش دانش آموزان و مشارکت خانواده‌ها در ظاهر سعی می‌کنند خانواده‌ها را راضی نگه‌دارند اما در عمل این اتفاق نمی‌افتد.»

در مدارس غیردولتی به کارنامه‌ها اعتماد نکنید

به گفته این کارشناس آموزش ، بسیاری از مدارس غیردولتی غیر برند برای جذب خانواده و دانش‌آموزان کارنامه‌هایی می‌سازند که با واقعیت متفاوت است و خانواده‌ها نباید به این کارنامه‌ها اعتماد کنند. چند سال پیش رئیس ارزشیابی وزارتخانه آموزش‌وپرورش در دولت دوازدهم اظهار کرد که میانگین معدل نمره امتحانات نهایی مدارس غیردولتی از دولتی‌ها هم پایین‌تر است. این پژوهشگر می‌گوید: «من در چند مدرسه غیردولتی شاهد بودم که برای دانش‌آموزان دو کارنامه صادر می‌کنند؛ یک کارنامه واقعی که برای خط‌ونشان کشیدن برای دانش‌آموز استفاده می‌کنند و یک کارنامه غیرواقعی را هم تحویل اداره می‌دهند تا در ظاهر برند خودشان را حفظ کنند.»

مدارس دولتی به واقعیت جامعه نزدیک‌تر است

نیک نژاد می‌گوید مدارس غیردولتی به لحاظ اجتماعی، فرهنگی و فردی نشانگر گستردگی واقعی در جامعه نیستند: «واقعیت جامعه ما آن چیزی است که در مدارس دولتی شاهد آن هستیم یعنی بچه‌ها در اقشار مختلف به لحاظ فرهنگی، اقتصادی و اعتقادی در کنار هم قرار می‌گیرند و این دسته از دانش آموزان آمادگی بیشتری برای حضور در جامعه پیدا می‌کنند چون در فضای واقعی‌تری درس می‌خوانند اما در مدارس غیردولتی چون بچه‌ها در سطح طبقاتی و اغلب اعتقادی مشابهی قرار دارند، تصورشان این است که در فضای جامعه هم مانند فضای مدرسه همه طرز فکر یکسانی دارند و این می تواند آنها را در تعامل اجتماعی با افراد مختلف دچار مشکل کند.»

تحصیل در مدرسه غیردولتی ملاک قبولی کنکور نیست

طبق روال سال‌های گذشته، امسال هم سهم ناچیز مدارس دولتی در بین نفرات برتر کنکور قابل پیش‌بینی بود؛ چنانچه بر اساس فهرست منتشرشده تنها یک نفر از رتبه‌های برتر کنکور از مدرسه دولتی بود اما این به معنای آن نیست که عمده قبول‌شدگان در کنکور سراسری از مدارس غیردولتی هستند. نیک نژاد دراین‌باره می‌گوید: «در کنکور ۱۴۰۰، از بین ۳۰ نفر رتبه برتر گروه‌های تجربی، ریاضی و انسانی، ۲۰ نفر دانش آموزان مدارس سمپاد، ۵ دانش‌آموز از مدارس غیردولتی و سه دانش‌آموز از مدارس نمونه دولتی بودند اما نتیجه قبولی کنکور در این مدارس نسبت به دولتی طبیعی است چون مدارس تیزهوشان و سمپاد و مدارس غیردولتی برند، با گزینش سنگ بنای قبولی در کنکور را رقم می‌زنند.»

او ادامه می‌دهد: «این مدارس با گزینش به‌نوعی دانش آموزان کشور را گلچین کرده و با گرفتن آزمون‌های متعدد قبولی آن‌ها در کنکور را تضمین می‌کنند اما مدارس دولتی مجبورند بنا بر منطقه آموزشی تحت پوشش مدرسه، دانش آموزان را ثبت‌نام کنند و این دانش آموزان با پیش‌زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی، خانوادگی واقتصادی مختلف در کنار هم قرار می‌گیرند.»

این کارشناس با اشاره به ناکارآمدی دولت‌ها در سیستم آموزشی می‌گوید: «طبق اصل ۳۰ قانون اساسی، دولت موظف است وسایل آموزش‌وپرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد؛ این درحالی است که نزدیک به ۸۰ درصد مدارس دولتی، جزو ناکارآمدترین بخش آموزشی کشور هستند که این امر  در تناقض با اصل ۳۰ قانون اساسی و  وظیفه دولت در عرصه مهم آموزش است.»

مهم‌ترین راهکار برای برقراری عدالت آموزشی در کشور

سیاست‌گذاری‌های نادرست آموزشی و تمرکز امکانات و کیفیت آموزشی در مدارس خاص و غیردولتی باعث شده تا این روزها افکار عمومی جامعه از مسئولان و قانون‌گذاران “عدالت آموزشی” را مطالبه کنند. نیک نژاد بهترین راهکار عدالت آموزشی در ایران را الگو قرار دادن کشورهای موفق در این مسیر دانست و افزود: «ژاپن به عنوان کشوری که تأکید بر عدالت آموزشی دارد، توانست با بهره‌برداری از تجربه کشورهای مختلف در بین ۳۵ کشور ثروتمند جهان در مقام نخست برقراری عدالت آموزشی قرار گیرد. در این کشور تقریباً نزدیک به ۳.۵ درصد مدارس خصوصی وجود دارد و تا ۹ سال اول تمام دانش آموزان در مدارس دولتی تحصیل می‌کنند.»

او ادامه می دهد:« ۳.۵ درصدی که در مدارس خصوصی ژاپن درس می‌خوانند، دانش‌آموزانی هستند که یا گرایش‌های مذهبی متفاوت یا نیازمندی‌های خاصی دارند که البته هزینه تحصیل در این مدارس خصوصی هم توسط خانواده‌ها تأمین نمی‌شود بلکه از طریق دولت پرداخت می‌شود.»

نیک نژاد بابیان اینکه یکی از مهم‌ترین پایه‌های برقراری عدالت آموزشی در کشور توجه دولت به مدارس دولتی است، می‌گوید: «دولت باید پای بخش خصوصی را از مقطع تحصیلی دبستان یا مثل ژاپن تا ۹ سال اول یا مثل فنلاند در کل دوره آموزشی قطع کند و کیفیت آموزشی را افزایش دهد.»

این کارشناس آموزش تأکید می‌کند: «اصل ۳۰ قانون اساسی، قانون بسیار پیشرویی است و در کشورهای مختلف با رایگان کردن سیستم آموزشی در تلاش‌اند تا اجازه ندهند تفاوت‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و مذهبی مانع رشد دانش آموزان شود.»

نیک نژاد می‌گوید: «برخی معتقدند که حذف مدارس غیردولتی به آزادی‌های شهروندی آسیب می‌رساند اما  مسئولان باید به این امر توجه کنند که بین اینکه به خانواده‌ها حق انتخاب داده شود و اینکه خانواده‌ها را مجبور کنند تا بنا بر شرایط موجود در مدارس دولتی به سمت مدارس غیردولتی جذب شوند، تفاوت وجود دارد.»

ظاهربین نباشید

به گفته نیک نژاد، غیرانتفاعی بودن یک مدرسه دلیلی بر موفقیت سیستم آموزشی و پرورشی آن مدرسه نیست؛ همچنین تعداد زیاد دانش آموزان دلیلی بر ضعف سیستم آموزشی یک مدرسه دولتی به‌حساب نمی‌آید. والدین توجه کنند که مدارس دولتی و غیردولتی ازنظر سیستم پرورشی (رشد فردی و مهارت افزایی) چندان باهم تفاوت ندارند چون مدارس غیردولتی و تیزهوشان تمام انرژی را صرف کامیابی‌های آموزشی می‌کنند و مدارس دولتی هم که برای تقویت سیستم پرورشی بودجه کافی را ندارند. بنابراین، تمام دانش آموزان ازنظر پرورشی دارای کاستی‌هایی هستند.

نیک نژاد می‌گوید عموماً تمرکز خانواده‌ها بر بخش آموزشی مدارس است که مدارس چه دولتی و چه غیردولتی باید شناخته‌شده باشند: «خانواده‌ها باید برون داده‌های واقعی مدارس به‌خصوص مدارس غیردولتی را مورد بررسی قرار دهند و نباید به کارنامه‌ها و گفته‌های مدیران مدرسه توجه کنند چون اغلب مدیران مدارس غیردولتی از قدرت بالایی در اقناع خانواده‌ها برای ثبت‌نام فرزندشان برخوردارند.»

این 5 جمله طلایی را هر روز به کودک‌تان بگویید

در دنیای پرفراز و نشیب کودکی اگر با نگاه واقع‌بینانه و بیان کلمات هوشمندانه با فرزندان‌مان برخورد کنیم می‌توانیم شاهد رشد روزافزون روحی و روانی آن‌ها باشیم و قدم‌های مثبتی در مسیر تربیت صحیح دلبندان‌مان برداریم. در ادامه به پنج جمله اشاره می شود که بیان‌شان در مواجهه با فرزندان‌مان می‌تواند آثار بسیار سودمندی در مسیر زندگی و تربیت آن‌ها داشته باشد.
1- تو مهربانی| یادآوری مهربان بودن کودکان به آن‌ها راهی بسیار قدرتمند برای کمک به تبدیل شدن آن‌ها به بزرگ سالانی سالم از لحاظ احساسی و روحی است. علاوه بر این‌ها،  تشویق آن‌ها برای مهربان بودن با خود، منجر به مهربانی آن‌ها با دیگران هم خواهد شد.
۲- لطفا و ممنونم| برای دریافت احترام باید احترام بگذارید. در ابتدای هر درخواستی مانند این که از کودکتان بخواهید فلان کار را انجام دهد کلمه لطفا بگذارید و در پایان هر کاری که برای شما انجام می‌دهد با کلمه «ممنونم» سپاس گزارش باشید. با این کار شما سپاس گزاری را به او آموزش می‌دهید.
3- متاسفم| این کلمه ممکن است هر روز استفاده نشود، اما کودکان شما به این که وقتی کار اشتباهی می‌کنید از آن‌ها عذرخواهی کنید،  نیاز دارند. این که به فرزندتان بگویید «من متاسفم» به این معناست که حتی بزرگ سالان هم باید مسئولیت کار‌های اشتباهشان را قبول کنند. این که وقتی عصبانی هستید یا کار اشتباهی انجام داده‌اید عذرخواهی کنید باعث ایجاد اعتماد در کودکتان خواهد شد.
4- تلاش خوبی بود| حتما وقتی فرزندتان واقعا کار مهمی انجام داده این جمله را به او بگویید؛ البته همیشه در نظر داشته باشید که ستایش کودکان می‌تواند به نیاز‌های فردی هر یک از آن‌ها وابسته باشد و برای هر کودک متفاوت است.
5- دوستت دارم| ممکن است گفتن این عبارت برای شما خیلی عادی باشد اما خیلی از کودکان این عبارت را از والدین خود نمی‌شنوند. گاهی اوقات والدین فکر می‌کنند با کار‌هایی که انجام می‌دهند عشقشان را به فرزندشان نشان می‌دهند، اما کودکان حقیقتا احتیاج دارند که این عبارت را بشنوند. این که به کودکتان بگویید دوستش دارید، باعث می‌شود حس کند همیشه جایی در این دنیا وجود دارد که کسی به او اهمیت می‌دهد.