اختلالات سلامت روان در کودکان

اختلالات سلامت روان در کودکان

اختلالات سلامت روان در کودکان

اختلالات سلامت روان در کودکان به دلیل عوامل متعددی شایع است و می‌تواند بر رفتار، توانایی‌های یادگیری و مدیریت احساسات آن‌ها تأثیر بگذارد. کودکان اغلب فراز و نشیب‌های عاطفی دارند که بر احساس و رفتار آن‌ها تأثیر می‌گذارد. اگر کودک شما افکار و رفتار‌های خشمگین یا خشن را ابراز می‌کند، به شدت گوشه گیر و تعامل اجتماعی ندارد پس ممکن است دچار مشکل روحی شده باشد. سنجش بیماری روانی امری دشوار است اما زمانی که کودک شما رفتار‌هایی از خود نشان می‌دهد که برای شخصیت او یا سایر کودکان هم سن و سالش غیرطبیعی است می‌توانید علائم را متوجه شوید. اختلال سلامت روان بر نحوه تفکر، احساس و عمل افراد تأثیر می‌گذارد. مراقبت از وضعیت ذهنی ما به اندازه داشتن بدنی سالم مهم است. شما به عنوان والدین نقش مهمی در سلامت روانی فرزندتان ایفا می‌کنید.

مشکلات روانی در کودکان به چه علت به وجود می‌آیند؟

از آنجایی که دلیل روشنی وجود ندارد که چرا برخی از کودکان دچار مشکلات سلامت روانی می‌شوند اما برخی چیز‌ها مانند قرار گرفتن در معرض تجربیات آسیب‌زا می‌تواند احتمال آن را افزایش دهد. این آسیب‌ها شامل:

-داشتن یک بیماری طولانی مدت

-نقل مکان به خانه

-مورد آزار و اذیت قرار گرفتن

-شاهد خشونت خانگی

-جدایی یا طلاق والدین

دیدن اینکه فرزندانتان به هر نحوی رنج می‌برند بسیار ناراحت‌کننده است اما وقتی صحبت از سلامت روانی می‌شود ممکن است راه حل فوری وجود نداشته باشد. اولین قدم مهم این است که سعی کنید کودک خود را درک کنید.

 

کودکان مبتلا به اختلالات روانی چه علائمی دارند؟

  • رفتار خارج از کنترل
  • تغییرات شدید در خلق و خو، رفتار
  • تغییر در عادات غذایی
  • کاهش وزن
  • مشکل در خوابیدن
  • سردرد‌های مکرر یا معده درد
  • مشکل در تمرکز
  • تغییرات در عملکرد تحصیلی
  • اجتناب از مدرسه یا غیبت
  • علاقه خود را به چیز‌هایی که قبلاً از آن‌ها لذت می‌بردند از دست داده‌اند

برای بهبود کودک چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟

کمک والدین:

به عنوان والدین شما فرزندتان را بهتر می‌شناسید. بچه‌ها از به اشتراک گذاشتن احساسات خود مطمئن هستند و اعتماد خواهند کرد که شما به آن‌ها گوش می‌دهید، سعی می‌کنید آن‌ها را درک کنید و به آن‌ها کمک کنید تا مسائل را حل کنند. با این حال گاهی اوقات والدین هنوز نیاز دارند که مستقیماً با خود فردی که باعث مشکل شده صحبت کنند تا ببینند آیا اتفاقی افتاده است.

کمک از دیگران:

مراقبت از سلامت روان به همان اندازه مهم است که از سلامت جسمانی خود مراقبت کنید. اگر عصبانی، نگران یا غمگین هستید از صحبت کردن و در میان گذاشتن احساسات خود نترسید و با یک دوست قابل اعتماد صحبت کنید.

مراجعه به پزشک:

تشخیص زودهنگام و درمان مناسب بر اساس دستورالعمل‌های به روز بسیار مهم است. منابعی برای کمک به تشخیص و درمان سلامت روانی کودکان وجود دارد.

نتیجه‌گیری:

به عنوان والدین وظیفه شما حفظ این ارتباطات و تسهیل طرح درمان است. اگرچه راه ممکن است دشوار باشد اما فرزند شما از نظر عشق و مراقبت به شما وابسته است بنابراین هر کاری که می‌توانید انجام دهید تا به فرزندتان آنچه برای موفقیت و رشد نیاز دارد بدهید.

 

منبع:

www.healthshots.com

۶ فایده‌ی آشپزی کردن برای سلامت روان که کمتر کسی می‌داند

در پایان یک روز پرمشغله، ممکن است سفارش غذا از بیرون یا غذا خوردن در رستوران سریع‌ترین و ساده‌ترین گزینه برای رفع گرسنگی به نظر برسد. اما غذاهای آماده و رستورانی حاوی قند، نمک، چربی ناسالم و کالری زیادی هستند که همگی می‌توانند روی مغز و خلق و خو تأثیر منفی بگذارند، به طوری که زیاده‌روی در مصرف آن‌ها به خستگی و زودرنجی منجر می‌شود و علائم افسردگی، استرس و اضطراب را تشدید می‌کند.

صحبت کردن در مورد مزایای آشپزی کردن در خانه غیرعادی نیست. بسیاری از مردم طرفدار این کار هستند و آن را تحسین می‌کنند، چون در هزینه‌ها صرفه‌جویی می‌شود، سلامت ما را بهبود می‌بخشد و مهارت ما را در آشپزی کردن افزایش می‌دهد.
اما علیرغم وجود این همه مزایا، از نظر بعضی از افراد پخت و پز خسته‌کننده است. این دیدگاه قابل درک است، چراکه آشپزی کردن با خودش رفت و آمد به سوپرمارکت برای خرید مواد غذایی، شستن ظروف کثیف، به‌هم ریختگی آشپزخانه و حتی گاهی اوقات سوختگی غذا را به همراه دارد. از این‌رو، آشپزی از آن دسته فعالیت‌هایی است که بعضی از افراد به‌شدت به آن علاقه دارند و بعضی دیگر از آن متنفرند.

صرف‌نظر از اینکه شما جزء کدام گروه باشید، تحقیقات ثابت کرده‌اند که آشپزی کردن از سلامت روان حمایت می‌کند. اگر شنیدن این خبر برایتان عجیب و غیرمنتظره است، توصیه می‌کنیم مقاله‌ی امروز را تا انتها بخوانید تا با مهم‌ترین فواید آشپزی کردن برای خودتان آشنا شوید.

۱. به پیروی از رژیم غذایی تقویت‌کننده‌ی مغز کمک می‌کند
آیا می‌دانستید که بعضی از غذاها می‌توانند عملکرد شناختی شما را تقویت کنند؟ مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۴ انجام شد، ارتباط بین سلامت روان ضعیف و رژیم‌های غذایی ناسالم را نشان داد. در مقابل، پیروی از یک رژیم غذایی متعادل و بدون غذاهای فرآوری‌شده می‌تواند تأثیر مثبتی بر حافظه‌ی شما داشته باشد و از عملکرد صحیح نوروترنسمیترها (انتقال‌دهنده‌های عصبی) پشتیبانی کند.
یک نمونه از این رژیم‌ها که فواید زیادی برای سلامت روان دارد، رژیم غذایی مدیترانه‌ای است. این رژیم بر مصرف میوه‌ها، سبزیجات، غلات کامل، ماهی و چربی‌های سالم مانند روغن زیتون تمرکز دارد و توصیه می‌کند که مصرف گوشت قرمز به حداقل برسد. بنابراین با پختن غذای خود در خانه بهتر می‌توانید کیفیت رژیم غذایی‌تان را کنترل کنید، درنتیجه جسم و روان سالم‌تری خواهید داشت.
۲. ارتباطات اجتماعی را افزایش می‌دهد
هر چند وقت یکبار به یک رسپی یا دستور غذایی برمی‌خورید که مقادیر آن فقط برای یک نفر ذکر شده باشد؟ حقیقت این است که به‌ندرت چنین اتفاقی می‌افتد. غالباً غذا با دیگران به اشتراک گذاشته می‌شود و آشپزی کردن بهانه‌‌ای برای برقراری ارتباط با دیگران است.
تنهایی یکی از بزرگ‌ترین خطرات برای سلامت جسم و روان است، به طوری که افراد تنها بیش از دیگران در معرض ابتلا به مشکلات سلامت روان و زوال عقل قرار دارند. آشپزی کردن برای خودتان می‌تواند یک فعالیت آرامش‌بخش باشد، اما وقتی برای دیگران آشپزی می‌کنید این کار مزیت دیگری هم به همراه دارد که همان اتصال شما به جامعه است.
آشپزی بهانه‌ای است که می‌توانید از طریق آن اعضای خانواده و دوستان‌تان را دور هم جمع کنید. حتی زمانی که در سوپرمارکت با فروشنده وارد گفت‌وگو می‌شوید، در حال گسترش ارتباطات اجتماعی خود هستید. پس وقتی صحبت از آشپزی به میان می‌آید، از طریق آن می‌توان راه‌های زیادی برای برقراری تعاملات اجتماعی پیدا کرد.

۳. باعث بهبود عزت نفس می‌شود
وقتی سلامت روان ما ضعیف است، احساسی که نسبت به خودمان داریم تحت تأثیر قرار می‌گیرد. مهارت آشپزی می‌تواند به‌طور چشمگیری عزت نفس را تقویت کند، حتی اگر این مهارت به پخت غذاهای ساده محدود شود. تحقیقات هم نشان می‌دهد که عزت نفس و اعتماد به نفس با آشپزی کردن بهبود می‌یابد، چون وقتی بتوانید یک چیز ملموس برای لذت بخشیدن به خود و دیگران خلق کنید، خوشحال می‌شوید.
۴. خلاقیت را تقویت می‌کند
اخیراً یک مطالعه نشان داده است که گنجاندن فعالیت‌های خلاقانه در زندگی روزمره می‌تواند به‌طور قابل توجهی خلق و خو و بهزیستی را بهبود بخشد. در مطالعه‌ی دیگری هم آشپزی به‌عنوان یک فعالیت خلاقانه معرفی شده است که می‌تواند باعث تقویت خلق و خو شود.
حتی زمانی که از دستورالعمل‌های آشپزی استفاده می‌کنید، پخت و پز در خانه به شما در پرورش خلاقیت‌تان کمک می‌کند؛ چون می‌توانید آزادانه مواد اولیه را تغییر دهید تا ببینید چه اتفاقی می‌افتد. هر چقدر بیشتر آشپزی ‌کنید، راه‌های بیشتری برای ترکیب کردن مواد و پخت غذاهای جدید پیدا می‌کنید.
۵. به درمان اضطراب و افسردگی کمک می‌کند
آشپزی به‌قدری برای سلامت روان مفید است که این روزها درمانگران شرکت در کلاس‌های آشپزی را به‌عنوان راهی برای درمان افسردگی، اضطراب، اختلال خوردن و اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی (ADHD) توصیه می‌کنند.
روانشناسان معتقدند که آشپزی کردن و پختن غذا خاصیت درمانی دارد، چون شبیه‌ی یک نوع راهکار درمانی به نام «فعال‌سازی رفتاری» است. فعال‌سازی رفتاری شما را به تعامل فعال با محیط اطراف تشویق می‌کند تا زندگی برایتان معنادار و لذت‌بخش شود، درنتیجه می‌تواند با افزایش رفتار هدفمند افسردگی را کاهش دهد.
آشپزی به افراد کمک می‌کند که روی یک کار تمرکز کنند و این موضوع می‌تواند به آن‌ها احساس قدرت و کنترلی بدهد که ممکن است به‌طور طبیعی در زندگی روزمره و در خارج از آشپزخانه آن را تجربه نکنند.
۶. یک نوع مدیتیشن است
وقتی در حال آشپزی کردن هستید، باید دائماً تمرکز داشته باشید، مواد اولیه را آماده کنید، غذا را بچشید و بر روند پخت نظارت کنید که همه‌ی این‌ها می‌تواند ذهن شما را از افکار منفی دور کرده و از تمرکز روی چیزهایی که نباید به آن‌ها فکر کنید، بازدارد. بنابراین آشپزی کردن کمی شبیه‌ی مدیتیشن است، اما با خروجی خوشمزه‌تر.
آشپزی کردن در خانه یک نوع خودمراقبتی است که هم باعث افزایش آرامش، تقویت خلاقیت و بهبود خلق و خو می‌شود و هم این امکان را برایتان فراهم می‌کند که در پایان کار با یک وعده‌ی غذای سالم و خوشمزه از خودتان پذیرایی کنید.

۹راه موثر برای شاد زندگی کردن افراد تنها

به نقل از اینسایدر، گذراندن وقت به تنهایی لزوما به این معنی نیست که شما تنها هستید. زمان تنهایی می‌تواند فرصتی برای شناخت بهتر خود، بهبود سلامت روان و انجام کارهایی باشد که از آن لذت می‌برید.

هدر زی لیونز، روانشناس، می‌گوید: «انسان‌ها موجوداتی اجتماعی هستند و به طور غریزی با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند. در عین حال، مهم است که یاد بگیریم چگونه زمان تنهایی را در دوره‌های طولانی تحمل کنیم و حتی قدر آن را بدانیم.»

در اینجا ۹ راه برای داشتن یک تنهایی شاد پیشنهاد شده است:

۱- با خودتان رابطه برقرار کنید

تنها بودن به شما این شانس را می‌دهد که رابطه خود را با خودتان تقویت کنید. با این حال، انجام این کار همیشه آسان نیست؛ لیونز می‌گوید: «گذراندن اوقات تنهایی ممکن است به دلایل مختلفی برای افراد سخت باشد. اما می‌توان از این تنهایی به عنوان فرصتی برای یادگیری و شناخت بیشتر در مورد خود استفاده کرد؛ به مسئله‌ای فکر کنید که وقتی تنها هستید برای شما ناراحت کننده می‌شود و سعی کنید آن را رفع کنید.» برای رفع موارد ناراحت‌کننده اگر افکار و احساسات خود را به شکل یادداشت روزانه بنویسید کمک قابل توجهی به خود کرده‌اید.

۲. فعالیت‌های داوطلبانه انجام دهید

در یک مطالعه بزرگ در سال ۲۰۲۰ که در بریتانیا انجام شد، شرکت کنندگان فعالیت‌های داوطلبانه خود از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۱۴ را نوشتند و مشخص شد کسانی که حداقل یک بار در ماه داوطلب انجام کاری خیریه و اجتماعی شده بودند، از سلامت روان بهتری نسبت به افرادی که به ندرت داوطلب می‌شدند برخوردار بودند.

همچنین می‌توانید این کار را بدون ترک خانه انجام دهید. مثلا چیزی را که بلد هستید به صورت آنلاین آموزش دهید یا به مراسم‌ خیریه کمک کنید.

۳. مهارت جدیدی یاد بگیرید

برای یادگیری اطلاعات جدید یا تمرین یک مهارت در اوقات تنهایی خود، ابتکار عمل داشته باشید. لیونز می‌گوید: «این کار ممکن است شامل درگیر شدن در فعالیت‌هایی باشد که به خواندن یا خلاقیت نیاز دارند؛ یک کار غیر معمولی و متفاوت را شروع کنید».

۴. ورزش کنید

فعال بودن می‌تواند تا حد زیادی به احساس خوشبختی کمک کند. لیلا مغاوی، روانپزشک، می‌گوید: «شرکت در یک پیاده‌روی روزانه و آگاهانه، یا درگیر شدن در نوعی فعالیت بدنی می‌تواند اضطراب را کاهش دهد؛ در یک مطالعه بزرگ در سال ۲۰۱۸، محققان دریافتند افرادی که به طور منظم ورزش می‌کردند، ۴۳.۲ درصد کمتر از افرادی که فعالیت نداشتند، به مشکلات سلامت روان دچار شدند.»

۵. زمانی را در طبیعت بگذرانید

یک پ‍ژوهش دیگر که در سال ۲۰۱۹ انجام شد نشان داد افرادی که در طول هفته حداقل دو ساعت را در طبیعت سپری می‌کنند، نسبت به افرادی که چنین تجربه‌ای ندارند، با احتمال بالاتری سالم و خوشبخت هستند. این که زمان صرف شده در خارج از خانه به صورت تدریجی باشد یا ساعاتی طولانی، تأثیری بر نتایج نداشته اما سپری کردن زمانی بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ دقیقه در هفته در خارج از منزل عالی عمل کرده! به پیاده‌روی طولانی بروید، در یک پارک مطالعه کنید یا فقط بیرون بنشینید.

۶. شکرگزاری را تمرین کنید

خیلی آسان است که روی چیزهایی تمرکز کنید که ندارید اما این مسئله ویران کننده است و ذهن را به مرور آشفته و درگیر می‌کند؛ مغاوی توصیه می‌کند: «هر صبح و عصر، به‌ویژه زمانی که در تعطیلات تنها هستید، چیزهایی را فهرست کنید که از لحاظ جسمی، عاطفی و روحی سپاس‌گزار آنها هستید. آن‌ها را با صدای بلند جلوی آینه بخوانید تا مراکز حسی مغز شما مزایای این فعالیت را به حداکثر برسانند.»

۷. از شبکه‌های اجتماعی فاصله بگیرید

در حالی که رسانه‌های اجتماعی ممکن است فرصتی برای برقراری ارتباط با دیگران به نظر برسند، اما در واقع می‌توانند باعث ایجاد احساس قوی‌تری از تنهایی شوند.

یک مطالعه علمی در سال ۲۰۱۹ روی دانش‌آموزان ۱۸ تا ۳۰ ساله نشان داد که بین استفاده از رسانه‌های اجتماعی و احساس انزوا ارتباط وجود دارد. به ازای هر ۱۰ درصد افزایش تجربیات منفی در رسانه‌های اجتماعی، کاربران به طور متوسط ​​۱۳ درصد حس انزوای بیشتری را تجربه کرده‌اند.

۸. خودتان را به قرار ملاقات ببرید

در حالی که لذت انجام کاری که دوست دارید بدیهی به نظر می‌رسد، به ندرت این فرصت را دارید که دقیقا آنچه را می‌خواهید انجام دهید. جنی وودفین، روان درمانگر می‌گوید: «در زمان تنهایی خود فضایی ایجاد کنید تا از خود بپرسید من واقعا می‌خواهم چه کاری انجام دهم؟» خودتان را به دیدن یک فیلم یا بازدید از یک نمایشگاه جدید ببرید. یا اگر می‌خواهید در خانه بمانید، غذای مورد علاقه خود را بپزید و یک سفره زیبا بچینید.

۹. مراقبه و مدیتیشن کنید

مدیتیشن نه تنها ذهن آگاهی را بهبود می‌بخشد، بلکه یک مطالعه در سال ۲۰۱۰ نشان داد که این تمرین ساده می‌تواند میزان ماده خاکستری مغز را افزایش دهد. این بخش از مغز مسئول تنظیم هیجانات است. این تمرین برای هر کسی قابل دسترسی است. می‌توانید مراقبه انفرادی داشته باشید یا از برنامه‌های اینترنتی کمک بگیرید.

۹راه موثر برای شاد زندگی کردن افراد تنها

چه زمانی به یک متخصص مراجعه کنید؟

با گذشت زمان، اگر احساس اضطراب و افسردگی ادامه یابد، ممکن است نیاز به کمک یک متخصص داشته باشید؛ اگر برای چند روز به ظاهر یا تعویض لباستان بی‌تفاوت بودید؛ اگر مرتب دعوت دوستان و آشنایان را رد می‌کنید؛ اگر معمولا تمام روز را در رختخواب یا روی مبل می‌گذرانید؛ اگر به مواد و داروهای مخدر پناه برده‌اید؛ وودفین می‌گوید: «این علائم هشداردهنده هستند. پس با یک روانشناس تماس بگیرید.»

2 نوع تنبلی رایج

2 نوع تنیلی رایج داریم که عبارتند از
سردرگم هستیم| گاهی نمی‌دانیم چه‌کار باید انجام بدهیم، گاهی می‌دانیم اما کمالگرا هستیم و منتظر شرایط خیلی عالی برای شروع کارها، برای همین چون شرایط فراهم نمی‌شود پس هیچ‌کاری نمی‌کنیم، دست روی دست می‌گذاریم تا اوضاع جور شود که نمی‌شود.
راه‌حل: کارها را شروع کنید و اجازه بدهید در مسیر مشکلات را رفع کنید. فراموش نکنید بهترین سرمایه زندگی ما وقت است و اگر قرار باشد همیشه منتظر شرایط بهتر باشیم فرصت‌های خوب را از دست می‌دهیم.
 می‌ترسیم اشتباه کنیم
 این‌هم نوعی دیگر از کمالگرایی است که باعث می‌شود به‌جای رشد، فقط تنبلی کنیم، وقتی می‌خواهیم هر کاری در بهترین شکلش انجام شود و نگرانیم اگر خرابکاری کنیم دیگران نگاه بدی به ما داشته باشند، فرصت یاد گرفتن و اشتباه را از خودمان می‌گیریم و نتیجه‌اش می‌شود این‌که ایستا خواهیم بود.
راه‌حل:  همه شرایط را بررسی کنید و با امید به‌خدا و مشورت دیگران کارها را انجام دهید. فراموش نکنید شکست در هر کاری تنها نتیجه‌ای نیست که عاید شما می‌شود، بلکه در کنارش تجربه‌ای هم کسب کردید که در خیلی مواقع دیگر به شما کمک می‌کند.

نویسنده : سیدسورنا ساداتی | روزنامه‌نگار موفقیت

فواید در آغوش‌ گرفتن به‌روایت پژوهش‌ های 2021

از کاهش استرس تا تجربه احساسات‌خوشایند و … ، این‌ها بخشی از نتایج پژوهش‌های روان‌شناسانی است که به‌تازگی روی آثار بغل‌کردن تحقیق کرده‌اند
درطول همه‌گیری کووید-19 و قرنطینه‌ و محدودیت‌های اجتماعی، روابط انسانی نزدیک،کم رنگ و کم رنگ‌تر شد و یکی از چیزهای مهمی که آدم‌ها از دست دادند، امکان درآغوش گرفتن عزیزان‌شان بود. امکانی که پیش از این، عادی و پیش‌پاافتاده به‌نظر می‌رسید اما تجربه همه‌گیری نشان داد که ارزش آن بیش از حد تصور است. این نکته را روان‌شناسانی می‌گویند که در این مدت روی آثار و فواید درآغوش گرفتن، تحقیق کرده‌اند. در ادامه با چهار مورد از نتایج این تحقیقات درباره درآغوش گرفتن آشنا می‌شوید.

 درآغوش گرفتن هورمون استرس را کاهش می‌دهد
سال 2021، در دانشگاه «گوته» فرانکفورت یک تیم تحقیقاتی به‌رهبری «Aljoscha Dreisoerner» بر آثار مثبت درآغوش گرفتن  روی  استرس تمرکز کردند. نکته جالب در تحقیق دانشمندان این تیم، آن بود که تنها بر درآغوش گرفته‌شدن توسط دیگران تمرکز نکردند و نتایج درآغوش گرفتن خود را هم بررسی کردند؛ به این دلیل که می‌خواستند بفهمند در دوران قرنطینه که دیگران دردسترس نیستند، چطور می‌شود استرس را کاهش داد. این تحقیق روی 159 داوطلب با استفاده از آزمون استرس اجتماعی «تریر» انجام شد؛ یک روش استاندارد القای استرس که در آن آزمودنی‌ها در موقعیت مصاحبه شغلی ساختگی قرار گرفتند. از آن‌ها نمونه‌هایی از بزاق گرفته‌شد تا میزان «کورتیزول»، هورمون استرس‌شان، اندازه‌گیری شود.

داوطلبان در سه وضعیت مختلف قرار گرفتند؛
۱ ) دستیاران تحقیق به‌مدت 20ثانیه آن‌ها را درآغوش گرفتند.
۲) خود را به‌مدت 20ثانیه درآغوش گرفتند.
۳) هیچ آغوشی دریافت نکردند. سپس از آن‌ها خواسته شد یک تکلیف ساده مثل ساختن یک هواپیمای کاغذی را انجام بدهند. نتایج نشان داد که داوطلبان در هر دوحالت درآغوش گرفته‌شدن، سطح کورتیزول کمتری نسبت به گروه کنترلی که بغل نشده‌بودند، داشتند.
مدت زمان بغل کردن مهم است
وقتی یکی از عزیزان‌مان ما را از صمیم قلب بغل می‌کند، احساس خوشایندی را تجربه می‌کنیم. کیفیت این تجربه را چه چیزی تعیین می‌کند؟ مطالعه‌ای که به‌تازگی در دپارتمان روان‌شناسی دانشگاه لندن انجام شده‌، چگونگی تأثیر درآغوش گرفتن بر خلق‌وخو را بررسی کرده‌است. در این تحقیق 45 داوطلب، یکی از همکاران محقق را به‌مدت یک ثانیه، پنج ثانیه یا 10ثانیه درآغوش گرفتند و تجربه‌شان را گزارش کردند. نتایج واضح بود؛ آغوش‌های پنج‌ثانیه‌ای و 10ثانیه‌ای، از بغل گرفتن یک‌ثانیه‌ای خوشایندتر رتبه‌بندی شدند. بنابراین محققان نتیجه گرفتند که درآغوش گرفتن باکیفیت، باید دست‌کم پنج ثانیه طول بکشد.

 درآغوش گرفتن بر سلامتی سالمندان موثر است
به‌تازگی، محققی به‌نام «تیا راجرز» در دانشکده حرکت‌شناسی و علوم سلامت دانشگاه «یورک» کانادا به‌همراه تیم مطالعاتی‌اش تأثیرات درآغوش گرفتن بر افراد مسن را بررسی کرده‌است. پیش از این، درباره این‌که آیا بغل کردن در مراحل مختلف زندگی آثار روانی متفاوتی دارد یا خیر، اطلاعات چندانی دردست نبود. در این مطالعه تازه، محققان داده‌های بیش از 20هزار شرکت‌کننده 65ساله و بالاتر را از مرکز نظرسنجی سلامت جامعه کانادا تجزیه‌وتحلیل کردند. آن‌ها دریافتند آن دسته از سالمندانی که ابراز می‌کردند «گاهی‌اوقات»، «بیشتر اوقات» یا «دایم» امکان درآغوش گرفته‌شدن دارند نسبت به آن‌هایی که «هرگز» چنین امکانی را نداشتند، در رتبه‌بندی سلامتی جایگاه بالاتری داشتند. این نتیجه بعد از آن‌که محققان بسیاری از عوامل تأثیرگذار مانند وضعیت رابطه، درآمد، بیماری‌های مزمن و عوامل دیگر را کنترل کردند، ازنظر آماری معنادار باقی ماند. بنابراین نتایج تحقیق نشان داد که ارتباطی قوی بین درآغوش گرفته‌شدن و میزان سلامتی سالمندان وجود دارد.
فرهنگ بر نحوه درآغوش گرفتن تأثیر می‌گذارد
در سال 2021 یک مطالعه بین‌المللی در دانشگاه «Wroclaw» لهستان انجام شد تا مشخص شود که چه عواملی روی رفتارهای لمسی انسان تأثیر می‌گذارند. محققان داده‌های بیش از 14هزار نفر از 45 کشور مختلف را تجزیه‌وتحلیل کردند و دریافتند رفتار مشترک درآغوش گرفتن در فرهنگ‌های مختلف، تفاوت‌های زیادی دارد. ازجمله آن‌که ساکنان کشورهای دارای آب‌وهوای گرم، تماس عاطفی بیشتری نشان می‌دهند احتمالا به‌ این دلیل که در این کشورها فعالیت‌های خارج از منزل بیشتر است و امکان ملاقات افراد با یکدیگر را بیشتر فراهم می‌کند.  البته ویژگی‌های فردی هم بر فراوانی رفتار لمس عاطفی، تأثیر می‌گذارد، برای مثال جوان‌ترها نسبت به افراد مسن، تماس عاطفی بیشتری نشان می‌دهند. زنان نسبت به مردان، با فراوانی بیشتری دوستان و فرزندان‌شان را بغل می‌کنند و در گروه‌های سیاسی، لیبرال‌ها از محافظه‌کارها تماس عاطفی بیشتری دارند.
نویسنده : الهه توانا| روزنامه‌نگار منبع: psychologytoday

اوتیسم غیر معمول چیست و چگونه تشخیص داده می شود؟

اوتیسم غیر معمول، یا اختلال نافذ رشدی (PDD,NOS) تشخیصی بود که بین سال های 1994 و 2013 استفاده شد. اولین بار در راهنمای تشخیصی اختلالات روانی،  ظاهر شد. کودکانی که برخی علائم اوتیسم را داشتند.
DSM-5 که در سال 2013 منتشر شد، تشخیص اوتیسم را به روز رسانی کرد تا طیف وسیع تری از علائم را که تحت اختلال طیف اوتیسم ( ASD ) قرار می گیرند همراه با سه سطح برای نشان دادن نیازهای حمایتی را شامل شود.
2 سطح اول به کمترین حمایت نیاز دارد، در حالی که سطح 3 به بیشترین پشتیبانی نیاز دارد.
اکثر افرادی که قبلا تشخیص PDD-NOS داده شده بودند، احتمالا تحت معیارهای تشخیصی جدید، تشخیص ASD را دریافت می کنند.

اوتیسم و DSM
DSM کتابچه راهنمای انجمن روانپزشکی آمریکا است که تمام اختلالات روانی و رشدی را فهرست می کند. پنج نسخه از DSM وجود دارد که به سال 1952 باز می گردد. برخلاف اختلالات جسمی، اختلالات روانی و رشدی اغلب براساس هنجارهای اجتماعی است و هر به روز رسانی DSM دارای معیارها و اختلالات تشخیصی جدید یا تجدید نظر شده است.
اوتیسم برای اولین بار در سال 1980 منتشر شد. DSM_IV  در سال 1994 منتشر شد و اوتیسم را به پنج دسته تشخیصی جداگانه تقسیم کرد. اصطلاح طیف اوتیسم در DSM-IV به اختلالات رشد فراگیر PDDs اشاره دارد، دسته ای تشخیص ها با شباهت های علامتی خاص.
اوتیسم آتیپیک نام دیگری برای یکی از پنج تشخیص رسمی طیف اوتیسم بود: اختلال نافذ رشدی که به طور دیگری مشخص نشده است.

دو معیار اصلی تشخیص اوتیسم 
• اختلال شدید و فراگیر در توسعه تامل اجتماعی متقابل یا مهارت های ارتباط کلامی و غیرکلامی.
• رفتار، علایق و فعالیت های کلیشه ای وجود دارد، اما معیار ها برای یک اختلال نافذ رشدی خاص، اسکیزوفرنی، اختلال شخصیت اسکیزوتایپی، یا اختلال شخصیت اجتنابی برآورده نمی شوند. 

ویژگی های PDD-NOS مشابه اوتیسم است اما خفیف تر است و شامل موارد زیر است:
• رفتار اجتماعی غیر معمول یا نامناسب
• رشد نابرابر مهارت ها، مانند مهارت های حرکتی ظریف یا بزرگ، سازمان دهی دیداری یا فضایی یا مهارت های شناختی
• تاخیر در درک گفتار یا زبان
• مشکل در انتقال 
• نقض در ارتباط کلامی و غیر کلامی
• افزایش یا کاهش  حساسیت به چشایی، بینایی، صدا، بو و لامسه.
• رفتارهای تکراری یا تشریفاتی
PDD-NOS یا تشخیص اوتیسم غیر معمول به این معناست که علائم بسیار کمی در تشخیص اختلال اوتیستیک یا سندرم آسپرگر وجود دارد، یا علائمی که با تشخیص سندرم رت یا اختلال متلاشی کننده دوران کودکی سازگار نیستند.

DSM-5 اختلال طیف اوتیسم
هنگامی که DSM-5 در سال 2013 منتشر شد، تصمیم نسبتا مهمی گرفت تا هر پنج تشخیص اوتیسم از DSM-IV را به یک دسته تشخیصی واحد تقسیم کند ( اختلال طیف اوتیسم ASD)
تشخیص PDD-NOS زیر چتر اوتیسم در DSM-IV است، و طبق DSM-5، تشخیص انجام شده تحت DSM-IV قابل لغو نیست. با معیار های فعلی اوتیسم مطابقت ندارد. براساس تحقیقات منتشر شده توسط مجله آکادمی روانپزشکی کودکان و نوجوانان آمریکا در سال 2014، اکثر بیماران با تشخیص PDD- NOS (63٪) معیارهای اختلال طیف اوتیسم را مطابق با DSM-5 دارند.
این مطالعه همچنین نشان داده است که اکثر تشخیص های قبلی PDD-NOS که معیار های ASD فعلی را برآورده نمی کنند، با تشخیص اختلال ارتباط اجتماعی32% مطابقت دارد. 2% باقی مانده را می توان با اختلال نقص توجه پیش فعالی تشخیص داد.( ADHD ) و اختلال اضطرابی.
رفتارهای تکراری یا تشریفاتی یکی از نشانه های اوتیسم غیر معمول است
 

اوتیسم غیر معمول
سایر اصطلاحات برای توصیف PDD-NOS علاوه بر اوتیسم غیر معمول شامل تمایلات اوتیسم و صفات اوتیسم است. در حالی که برخی از افراد مبتلا به PDD-NOS علائم اوتیسم خفیف تری دارند، این لزوماً به این معنی نیست که ناتوان کننده کمتری است. در واقع، داشتن این تشخیص و ناتوانی شدید کاملاً ممکن است.

آیا شما یا فرزندتان ممکن است اوتیسم خفیف داشته باشید؟
مطالعه ای که در مجله آکادمی روانپزشکی کودکان و نوجوانان آمریکا منتشر شد، افراد مبتلا به PDD-NOS را با افراد مبتلا به اوتیسم و سندرم آسپرگر مقایسه کرد و نشان داد که کودکان مبتلا به PDD-NOS را می توان در یکی از سه زیر گروه قرار داد.
• یک گروه با عملکرد بالا (24%) یا علائم سندرم آسپرگر، اما یک تاخیر زبانی گذرا یا اختلال شناختی خفیف داشتند.
• یک زیر گروه با علائمی شبیه به اوتیسم (24%)  اما دارای سن شروع دیررس یا تاخیرهای شناختی شدید یا خیلی جوان بودند که به طور بالقوه معیارهای تشخیصی کامل اوتیسم را ندارند.
• گروهی (52%) به دلیل رفتار های کلیشه ای و تکراری کمتر، معیارهای اوتیسم را برآورده نمی کنند. 
ازنظر سطح عملکرد، کودکان PDD-NOS نمرات بین کودکان مبتلا به اوتیسم و کودکان مبتلا به سندرم آسپرگر داشتند. در مقابل، گروه PDD-NOS علائم اوتیسم، به ویژه رفتارهای کلیشه ای تکراری، کمتر از سایر گروه ها داشتند. 

درمان اوتیسم غیر معمول 
صرف نظر از زیر مجموعه تشخیص طیف اوتیسم، درمان های توصیه شده بدون توجه به تشخیص رسمی، احتمالاً بسیار مشابه هستند: رفتار درمانی فشرده یا رشدی، همراه با گفتار، درمان های شغلی و فیزیکی، و کلاس های مهارت های اجتماعی برای سالمندان و فرزندان.
 
زندگی با اوتیسم
اوتیسم در افراد متفاوت ظاهر می شود و طیف اوتیسم طیف گسترده ای از پروفایل های اوتیسم و سطوح ناتوانی مرتبط ASD را پوشش می هد. درحالی که اوتیسم به طور معمول در کودکان تشخیص داده می شود، و این اختلالی نیست که شما آن را رد کنید.
درحالی که مداخله و درمان اولیه می تواند به آموزش راهبردهای مقابله ای کمک کند، بزرگسالان مبتلا به اوتیسم و PDD-NOS هنوز هم می توانند با تعاملات اجتماعی، چالش های رفتاری و مشکلات ادراکی دست و پنجه نرم کنند.

علائم هشدار دهنده اختلالات روانی کودکان!

اختلالات روانی کودکان بسیار نگران کننده است. کودکان ممکن است به شرایط سلامت روانی مشابه بزرگسالان مبتلا شوند، اما علائم آنها ممکن است متفاوت باشد. بدانید برای چه چیزی باید تماشا کنید و چگونه می توانید کمک کنید.تشخیص بیماری روانی در کودکان برای والدین دشوار است. در نتیجه، بسیاری از کودکانی که می توانند از درمان بهره مند شوند، کمک مورد نیاز خود را دریافت نمی کنند. بدانید که چگونه علائم هشدار دهنده بیماری روانی را در کودکان تشخیص دهید و چگونه می توانید به کودک خود کمک کنید.


اختلالات روانی چیست؟
سلامت روان عبارت است از سلامت کلی نحوه تفکر، تنظیم احساسات و رفتار شما. بیماری روانی یا اختلال سلامت روان به عنوان الگوها یا تغییراتی در تفکر، احساس یا رفتار تعریف می‌شود که باعث ناراحتی یا اختلال در عملکرد فرد می‌شود. اختلالات سلامت روان در کودکان عموماً به عنوان تأخیر یا اختلال در رشد تفکر، رفتار، مهارت‌ در روابط اجتماعی یا تنظیم احساسات متناسب با سن تعریف می‌شود. این مشکلات برای کودکان ناراحت کننده است و توانایی آنها را برای عملکرد خوب در خانه، مدرسه یا سایر موقعیت های اجتماعی مختل می کند.

علائم هشدار دهنده
علائم هشداردهنده ای که نشان می دهد کودک شما ممکن است اختلالات روانی داشته باشد عبارتند از:غم و اندوه مداوم – دو هفته یا بیشتر
کناره گیری یا اجتناب از تعاملات اجتماعی
صدمه زدن به خود یا صحبت در مورد آسیب رساندن به خود
صحبت از مرگ یا حرف از خودکشی
طغیان یا تحریک پذیری شدید
رفتارهای خارج از کنترل که می تواند مضر باشد
تغییرات شدید در خلق و خو، رفتار یا شخصیت
تغییرات در عادات غذایی و کاهش وزن
مشکل در خوابیدن
سردردهای مکرر یا معده درد
مشکل در تمرکز و تغییرات در عملکرد تحصیلی
اجتناب یا غیبت از مدرسه
اگر نگران سلامت روان کودک خود هستید، با مشاوره کودک خود مشورت کنید. رفتارهای مربوط به خود را شرح دهید. با معلم، دوستان نزدیک، بستگان یا سایر مراقبین فرزندتان صحبت کنید تا ببینید آیا آنها متوجه تغییراتی در رفتار فرزندتان شده اند یا خیر. این اطلاعات را با پزشک کودک خود در میان بگذارید.

 اختلالات رایج در بین کودکان
اختلالات سلامت روان در کودکان – یا اختلالات رشدی که توسط متخصصان بهداشت روان مورد توجه قرار می گیرند – ممکن است شامل موارد زیر باشد:اختلالات اضطرابی: اختلالات اضطرابی در کودکان ترس ها، نگرانی ها یا اضطراب های مداومی هستند که توانایی آنها را برای شرکت در بازی، مدرسه یا موقعیت های اجتماعی معمولی متناسب با سن آنها مختل می کند. تشخیص ها شامل اضطراب اجتماعی، اضطراب فراگیر و اختلالات وسواس فکری-اجباری است.
اختلال کمبود توجه یا بیش فعالی کودکان (ADHD):  در مقایسه با اکثر کودکان همسن، کودکان مبتلا به ADHD در توجه، رفتارهای تکانشی، بیش فعالی یا ترکیبی از این مشکلات مشکل دارند.
اختلال طیف اوتیسم (ASD): اختلال طیف اوتیسم یک وضعیت عصبی است که در اوایل کودکی – معمولاً قبل از 3 سالگی ظاهر می شود. اگرچه شدت ASD متفاوت است، کودک مبتلا به این اختلال در برقراری ارتباط و تعامل با دیگران مشکل دارد.
اختلالات اشتها: اختلالات پرخوری به عنوان مشغولیت با یک نوع بدن ایده آل، تفکر اختلال در مورد وزن و کاهش وزن و عادات غذایی ناایمن و رژیم غذایی تعریف می شود. اختلالات خوردن – مانند بی اشتهایی عصبی، پرخوری عصبی و اختلال پرخوری – می تواند منجر به اختلال عملکرد عاطفی و اجتماعی و عوارض جسمی تهدید کننده زندگی شود.
افسردگی و سایر اختلالات خلقی: افسردگی احساس غمگینی و از دست دادن علاقه مداوم است که توانایی کودک را برای عملکرد در مدرسه و تعامل با دیگران مختل می کند. اختلال دوقطبی منجر به نوسانات خلقی شدید بین افسردگی و اوج هیجانی یا رفتاری شدید می شود که ممکن است بدون مراقبت، خطرناک یا ناامن باشد.
اختلال استرس پس از سانحه (PTSD): پریشانی عاطفی طولانی مدت، اضطراب، خاطرات ناراحت کننده، کابوس ها و رفتارهای مخرب در پاسخ به خشونت، سوء استفاده، آسیب یا سایر رویدادهای آسیب زا است.
روانگسیختگی:  اسکیزوفرنی یک اختلال در ادراکات و افکار است که باعث می شود فرد ارتباط خود را با واقعیت از دست بدهد (روان پریشی). اسکیزوفرنی که اغلب در اواخر نوجوانی تا دهه 20 ظاهر می شود، منجر به توهم، هذیان، و اختلال در تفکر و رفتار می شود.
  عوامل خطر بیماری روانی در کودکان چیست؟
همانطور که در مورد اکثر اختلالات سلامت روان در هر سنی وجود دارد، چنین اختلالاتی در کودکان یک علت قطعی ندارد. در عوض، افراد مبتلا به این بیماری ها دارای تعدادی از عوامل خطر بیولوژیکی، روانی و محیطی هستند که در رشد آنها نقش دارد. از نظر بیولوژیکی، بیماری‌های روانی با سطوح غیرطبیعی انتقال‌دهنده‌های عصبی، مانند سروتونین یا دوپامین در مغز، کاهش اندازه برخی از نواحی مغز، و همچنین افزایش فعالیت در سایر نواحی مغز مرتبط هستند.
پزشکان در مقایسه با پسران بیشتر احتمال دارد اختلالات خلقی مانند افسردگی و اضطراب را در دختران تشخیص دهند، در حالی که اختلالاتی مانند اختلال کمبود توجه بیش فعالی و اختلالات طیف اوتیسم بیشتر به پسران اختصاص داده می شود. تفاوت‌های جنسیتی در بیماری‌های روانی نتیجه ترکیبی از تفاوت‌های بیولوژیکی بر اساس جنسیت و همچنین تفاوت در نحوه تشویق دختران به تفسیر محیط خود و واکنش به آن در مقایسه با پسران است.
تصور می شود که حداقل سهم ژنتیکی تا حدی در این واقعیت وجود دارد که کودکان و نوجوانان با والدینی که دارای بیماری روانی هستند، تا چهار برابر بیشتر احتمال دارد که خودشان به چنین بیماری مبتلا شوند. نوجوانانی که دچار اختلالات روانی می شوند نیز بیشتر مستعد ابتلا به سایر چالش های بیولوژیکی مانند وزن کم هنگام تولد، مشکلات خواب، و داشتن مادری کمتر از 18 سال در زمان تولد خود هستند

عوامل تشدید کننده درونی
عوامل خطر روانی برای بیماری روانی در کودکان عبارتند از: عزت نفس پایین، تصویر بدنی ضعیف، تمایل به انتقاد شدید از خود و احساس درماندگی در مواجهه با رویدادهای منفی. اختلالات روانی نوجوانان تا حدودی با استرس ناشی از تغییرات بدن، از جمله هورمون های نوسان بلوغ، و همچنین دوسوگرایی نوجوانان نسبت به افزایش استقلال، و با تغییرات در روابط آنها با والدین، همسالان و دیگران مرتبط است. نوجوانانی که از اختلال سلوک، اختلال کم توجهی بیش فعالی (ADHD)، اضطراب بالینی، یا دارای مشکلات شناختی و یادگیری و همچنین مشکل در ارتباط با دیگران رنج می برند، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به اختلال روانی هستند.

عوامل تشدید کننده خارجی
بیماری روانی دوران کودکی ممکن است واکنشی به استرس‌های محیطی باشد، از جمله آسیب‌هایی مانند قربانی آزار کلامی، فیزیکی یا جنسی، مرگ یکی از عزیزان، مشکلات مدرسه، یا قربانی قلدری یا فشار همسالان. نوجوانان همجنس گرا در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به اختلالات روانی مانند افسردگی هستند که تصور می شود به دلیل قلدری همسالان و طرد شدن احتمالی توسط اعضای خانواده باشد. کودکان خانواده های نظامی نیز در معرض خطر ابتلا به افسردگی هستند.
عوامل خطر محیطی فوق الذکر افراد را مستعد ابتلا به بیماری روانی دوران کودکی می کند. سایر عوامل خطر افراد را مستعد ابتلا به یک اختلالات روانی در هر سنی می کند. چنین عوامل خطر غیر اختصاصی شامل سابقه فقر، قرار گرفتن در معرض خشونت، داشتن یک گروه همسالان ضداجتماعی، یا منزوی بودن از نظر اجتماعی، قربانی شدن سوء استفاده، درگیری والدین، و انحلال خانواده است. کودکانی که فعالیت بدنی پایینی دارند، عملکرد تحصیلی ضعیفی دارند یا رابطه خود را از دست می دهند، در معرض خطر بیشتری برای بیماری روانی هستند.

 تشخیص اختلالات روانی در کودکان
شرایط سلامت روان در کودکان بر اساس علائم و نشانه‌ها و نحوه تأثیر این بیماری بر زندگی روزمره کودک تشخیص داده و درمان می‌شود. برای تشخیص، پزشک کودک شما ممکن است توصیه کند که کودک شما توسط یک متخصص، مانند روانپزشک، روانشناس، مددکار اجتماعی بالینی، مشاوره تلفنی فردی یا سایر متخصصان مراقبت از سلامت روان مورد ارزیابی قرار گیرد.

ارزیابی ممکن است شامل موارد زیر باشد:

معاینه کامل پزشکی
تاریخچه پزشکی
سابقه ضربه جسمی یا عاطفی
سابقه خانوادگی سلامت جسمی و روانی
بررسی علائم و نگرانی های عمومی با والدین
جدول زمانی پیشرفت رشد کودک
سوابق تحصیلی
مصاحبه با والدین
مکالمات و مشاهدات کودک
ارزیابی ها و پرسشنامه های استاندارد برای کودک و والدین
راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM)، راهنمای منتشر شده توسط انجمن روانپزشکی آمریکا، معیارهایی را برای تشخیص بر اساس ماهیت، مدت و تأثیر علائم و نشانه ها ارائه می کند. یکی دیگر از دستورالعمل های رایج تشخیصی، طبقه بندی بین المللی بیماری ها (ICD) از سازمان بهداشت جهانی است. تشخیص بیماری روانی در کودکان ممکن است زمان بر باشد زیرا کودکان خردسال ممکن است در درک یا بیان احساسات خود مشکل داشته باشند و رشد طبیعی متفاوت است. پزشک ممکن است تشخیص را در طول زمان تغییر دهد یا اصلاح کند.  
 درمان اختلالات روانی در کودکان
انواع مختلفی از درمان ها برای مدیریت بیماری های روانی در کودکان وجود دارد، از جمله مداخلات آموزشی یا شغلی، اشکال خاص روان درمانی، و چندین داروی موثر. از نظر داروها، داروهای دسته‌های دارویی خاص، بیماری‌های روانی دوران کودکی را درمان می‌کنند. به عنوان مثال می توان به کلاس های محرک و غیر محرک داروها برای درمان ADHD، داروهای سروتونرژیک برای درمان افسردگی و اضطراب، و داروهای نورولپتیک برای مدیریت نوسانات خلقی شدید، اضطراب، پرخاشگری، یا در درمان اسکیزوفرنی دوران کودکی اشاره کرد.

1-روان درمانی
روان درمانی که به عنوان گفتار درمانی یا رفتار درمانی نیز شناخته می شود، راهی برای رفع نگرانی های مربوط به سلامت روان از طریق گفتگو با روانشناس یا سایر متخصصان سلامت روان است. در مورد کودکان خردسال، روان درمانی ممکن است شامل زمان بازی یا بازی و همچنین صحبت در مورد آنچه در حین بازی اتفاق می افتد باشد. در طول روان درمانی، کودکان و نوجوانان یاد می گیرند که چگونه در مورد افکار و احساسات صحبت کنند، چگونه به آنها پاسخ دهند و چگونه رفتارهای جدید و مهارت های مقابله ای را بیاموزند.

2-درمان شناختی رفتاری
یکی از انواع روان درمانی که برای درمان کودکان مبتلا به بیماری روانی استفاده می شود، درمان شناختی رفتاری (CBT) است. این شکل از درمان به دنبال کمک به افراد مبتلا به انواع مختلف اختلالات روانپزشکی است که افکار و رفتارهای غیرمنطقی را که باعث تقویت رفتارهای ناسازگار می شوند شناسایی و کاهش دهند. متخصصان مراقبت های بهداشتی این درمان را به صورت فردی یا گروهی انجام می دهند. CBT که به دنبال کمک به مبتلایان به بسیاری از بیماری‌های روانی شایع دوران کودکی است، ممکن است تمایل کودک افسرده یا مضطرب را به توجه بیش از حد به تهدیدات احتمالی کاهش دهد، در حالی که به کودک مبتلا به ADHD کمک می‌کند تا توجه خود را دوباره متمرکز کند.

3-دارو درمانی
پزشک یا متخصص سلامت روان کودک شما ممکن است دارویی – مانند محرک، ضد افسردگی، داروهای ضد اضطراب، ضد روان پریشی یا تثبیت کننده خلق – را به عنوان بخشی از برنامه درمانی توصیه کند. پزشک خطرات، عوارض جانبی و مزایای درمان های دارویی را توضیح خواهد داد. نوع اصلی داروهای ضد افسردگی و ضد اضطرابی که برای کودکان تجویز می شود، مهارکننده های انتخابی بازجذب سروتونین  است. داروهای SSRI بر سطح سروتونین در مغز تأثیر می گذارد. برای بسیاری از پزشکان تجویز کننده، این داروها به دلیل سطح اثربخشی بالا و ایمنی عمومی این گروه از داروها، انتخاب اول هستند.

4-موانع درمان اختلالات روانی دوران کودکی
درک اختلالات سلامت روان در کودکان می تواند دشوار باشد زیرا رشد طبیعی کودکی فرآیندی است که شامل تغییر است. علاوه بر این، علائم یک اختلال ممکن است بسته به سن کودک متفاوت باشد و کودکان ممکن است نتوانند توضیح دهند که چه احساسی دارند یا چرا رفتار خاصی دارند. نگرانی در مورد انگ مرتبط با بیماری روانی، استفاده از داروها، و هزینه یا چالش های تدارکاتی درمان نیز ممکن است مانع از مراجعه والدین به مراقبت از کودکی شود که مشکوک به بیماری روانی است.  

نحوه حمایت خانواده از کودک
شما نقش مهمی در حمایت از برنامه درمانی فرزندتان خواهید داشت. برای مراقبت از خود و فرزندتان در مورد بیماری بیاموزید.مشاوره خانواده را در نظر بگیرید که با همه اعضا به عنوان شریک در طرح درمان رفتار می کند.
از متخصص سلامت روان فرزندتان در مورد نحوه پاسخگویی به فرزندتان و برخورد با رفتارهای دشوار راهنمایی بخواهید.
در برنامه های آموزشی والدین ثبت نام کنید، به ویژه برنامه هایی که برای والدین کودکان مبتلا به بیماری روانی طراحی شده اند.
تکنیک های مدیریت استرس را بررسی کنید تا به شما کمک کند با آرامش پاسخ دهید.
به دنبال راه هایی برای آرامش و تفریح ​​با فرزند خود باشید.
توانایی ها و توانایی های فرزندتان را تحسین کنید.
با مدرسه فرزندتان همکاری کنید تا از حمایت های لازم برخوردار شوید.
 سخن آخر
خانواده در صورتی که متوجه شوند یک کودک بیش فعال، مضطرب یا روان پریش دارند در ابتدا به روانشناس یا درمانگر مراجعه می نمایند.  سایر روش های درمان ممکن است درمان حمایتی باشد، مانند تغییر در سبک زندگی و رفتار، روان درمانی، و ممکن است شامل دارو برای بیماری های روانی متوسط ​​تا شدید باشد. 

دوستان شوهرم معتادند و شوهرم هم رفیق‌باز  

دوستان شوهرم معتادند و شوهرم هم رفیق‌باز  

خراسان/ نزدیک یک سال از شروع زندگی‌مشترکم می‌گذرد و مشکلی دارم که خیلی نگرانم کرده است. شوهرم خیلی رفیق‌باز است. هفته‌ای چندبار با دوستانش به باغ های شخصی می‌روند. تا جایی که می‌دانم چند نفر از دوستانش، آدم‌های سالمی نیستند و حتی سیگاری و معتادند. راهنمایی‌ام کنید، می‌ترسم شوهرم سیگاری یا معتاد شود.
 
مخاطب گرامی، این طور به نظر می‌رسد که شما و همسرتان، درباره نوع و میزان ارتباط با دوستان، نظرات متفاوتی دارید. داشتن اختلاف نظر درباره مسائل مختلف امری کاملا طبیعی است چون شما دو فرد مستقل هستید اما نحوه برخورد با این اختلاف نظرها مهم است. یکی از راهکارهای مفید هنگام رو به رو شدن با اختلاف نظرها رسیدن به توافق دو طرفه است. توافق دو طرفه یعنی توافقی که هم بخشی از خواسته شما در آن لحاظ شود و هم بخشی از خواسته همسرتان. این توافق باید به صورت کاملا روشن و واضح  باشد اما از آن جا که رسیدن به این توافق از راه گفت‌و‌گو حاصل می شود، برای انجام گفت‌و‌گویی نتیجه بخش با توجه به مشکل‌تان، رعایت چند نکته لازم است.
درباره دوستان شوهرتان  بدگویی نکنید
باید دقت کنید که گفت و گوی خود را با سرزنش و انتقاد از رفتار همسرتان شروع نکنید، در سوال خود گفته‌اید که شوهرتان هفته‌ای چندبار با دوستانش به باغ‌های شخصی می‌روند که نشان‌دهنده این است این افراد هم اکنون برای همسر شما افراد مهمی محسوب می شوند، پس انتقاد و سرزنش دوستان همسرتان در شروع گفت‌و‌گو می‌تواند باعث ایجاد تنش شود.
نگرانی‌هایتان را با شوهرتان در میان بگذارید
نگرانی‌های خود را بیان کنید. نگرانی‌ها و احساس تان   درباره موضوع مورد بحث را صرفا از زبان خودتان (بدون پرداختن به رفتارهای همسرتان و دوستانش) بیان کنید. سپس با انجام مراحل قبلی که گفته شد، یعنی گفتن احساسات و نگرانی‌ها بدون انتقاد، فضای مناسب برای گفتن نیازها ایجاد می‌شود. بنابراین لازم است قبل از گفت‌و‌گو به نیازهای خود درباره همین مسئله فکر کنید تا بتوانید آن‌ها را به صورت واضح و مشخص به همسرتان بگویید.
قضاوت نکنید، پیشنهاد بدهید
سعی کنید شما هم متقابلا دلایل و نیازهای همسرتان به ارتباط با دوستانش را بدون قضاوت بشنوید. بعد از صحبت کردن درباره احساسات و نگرانی‌ها و خواسته‌ها برای رسیدن به توافق دوطرفه پیشنهاد خودتان را درباره مدیریت کردن روابط دوستانه و رابطه دونفره به همسرتان بدهید و از همسرتان هم بخواهید پیشنهادش را مطرح کند. اگر پیشنهادها اختلاف زیادی داشت، هر دو نفر پیشنهاد اول‌تان را تعدیل کنید تا زمانی که به توافقی برسید که برای هر دو نفر قابل قبول است.
نکاتی درباره ترس‌تان از سیگاری‌شدن شوهرتان
درباره بخش دیگر سوال شما یعنی امکان مصرف سیگار و سالم نبودن فضای دوستانه همسرتان، باید به چند نکته توجه کنید. همان‌طور که خودتان مطرح کرده‌اید ارتباط با دوستانی که سوءمصرف مواد داشته باشند، خطر گرایش به مصرف سیگار و مواد را افزایش می‌دهد اما به جز این مسئله دلایل دیگری هم در این گرایش دخیل هستند که لازم است دقیق‌تر بررسی شود؛ برای مثال اگر همسر شما به عنوان یک راهکار برای دوری کردن از مشکلات و استرس‌ها به مصرف سیگار تمایل داشته باشد، بررسی این مشکلات و پیدا کردن راه‌های دیگر برای حل آن‌ها می‌تواند مانع از روی آوردن ایشان به مصرف سیگار شود؛ بنابراین لازم است درباره دلایل دیگر این گرایش بررسی بیشتری شود. ضمن این که برای سالم‌تر شدن فضای روابط دوستانه، پیشنهاد می‌شود امکانی برای آشنایی و رفت‌و‌آمد با دوستان دیگری که به نظرتان از نظر علایق و روحیات به همسرتان نزدیک‌تر هستند، فراهم کنید.

 
نویسنده : فهیمه ملکی | کارشناس‌ارشد روان شناسی‌بالینی
 

قربانیان تبعیض‌ها بر اساس سن

قربانیان تبعیض‌ها بر اساس سن

خراسان/ ارزیابی توانمندی‌ها بر اساس سن‌و‌سال، یکی از موضوعاتی است که عوارض مخربی بر سلامت روان همه به خصوص سالمندان دارد اما کمتر درباره آن صحبت می‌شود

 وقتی توانمندی‌های یک نفر بر اساس سن او و کلیشه‌های رایج درباره گروه سنی او ارزیابی می‌شود، پای تبعیض بر اساس سن هم به میان کشیده می‌شود. سالمندان یکی از گروه‌هایی هستند که در اغلب جوامع قربانی این نوع تبعیض می‌شوند.
 
با تبعیض بر اساس سن آشنا شویم
مثال‌های زیر می‌تواند به شما کمک کند   با تبعیض بر اساس سن زمانی که علیه سالمندان استفاده می‌شود، بیشتر آشنا شوید.
* وقتی برای استخدام در کاری که نیاز به آشنایی ابتدایی با رایانه دارد، افراد بالای 50 سال به صورت کلی حذف می‌شوند چرا که تصور این است که «افراد بالای 50 سال، در استفاده از رایانه ناتوان هستند».
* وقتی پزشک چرایی مصرف داروها را برای بیمار سالمند توضیح نمی‌دهد چرا که تصور می‌کند «سالمندان توان درک موضوعات تخصصی را ندارند.»
* وقتی فروشنده لباس، تنها رنگ‌های تیره را به مشتری پا به سن گذاشته خود نشان می‌دهد، چرا که تصور می‌کند «زشت است که  افراد پا به سن گذاشته، رنگ شاد بپوشند.»
هر چند موضوع تبعیض بر اساس سن، می‌تواند قربانیانی از گروه سنی کودکان یا جوانان هم داشته باشد، اما به صورت کلی قربانیان تبعیض بر اساس سن، بیشتر سالمندان هستند. موضوعی که عوارضی جدی را ایجاد می‌کند.
سلامت روان سالمندان، قربانی این کلیشه‌هاست
کلیشه‌هایی که علیه سالمندان شکل گرفته باعث شده است تا در بسیاری از موقعیت‌ها توانمندی‌های افراد به درستی دیده نشود. از طرفی این کلیشه‌ها عوارضی جدی بر سلامت روان سالمندان به جا می‌گذارد و می‌تواند حالات افسردگی را در آن ها ایجاد کند، چرا که طبق این کلیشه‌ها سالمندان آینده‌ای ندارند اما این تمام ماجرا نیست. ترس از سالمندی در افراد جوان‌تر یکی دیگر از نتایج این کلیشه‌های نادرست است.

 
نویسنده : نرگس عزیزی | کارشناس ارشد مشاوره
 

آسیب های روحی در کودکی روند پیری را تسریع می کند

آسیب های روحی در کودکی روند پیری را تسریع می کند

مهر/ مطالعات نشان می دهد افراد بزرگسالی که در دوره کودکی استرس را تجربه کرده اند از ریسک بالای داشتن تلومرهای کوتاه تر که در انتهای کروموزم انسان ها یافت می شود، برخوردار هستند. همین امر موجب افزایش ریسک بیماری و مرگ زودهنگام در بزرگسالی می شود.
الی پوترمن، سرپرست تیم تحقیق از دانشگاه بریتیش کلمبیا کانادا، در این باره می گوید: «این افزایش ریسک پیری سریع تر سلولی، نسبی است و همه افرادی که آسیب های روحی در دوره کودکی را تجربه کرده اند، در سنین بالاتر بیمار نخواهند شد.»
آسیب های روحی در کودکی روند پیری را تسریع می کند
به گفته پوترمن، تلومرها همانند نوک پلاستیکی بند کفش عمل می کنند، بدین صورت که مانع از بازشدن کروموزوم های انسانی می شوند در نتیجه سلول ها پیرشده و سریع تر می میرند.
طبق یافته های این تیم تحقیق، هر واقعه استرس زا در دوره کودکی انسان موجب افزایش ریسک کوتاه ترشدن تلومرها تا ۱۱ درصد می شود. پوترمن و تیم تحقیق با بررسی حدود ۴۶۰۰ نفر به این نتایج دست یافتند.
طبق این گزارش، این حوادث استرس زا می تواند شامل اعتیاد والدین، سوءاستفاده فیزیکی، و مشکلات خانوادگی یا مالی در دوره کودکی باشد.
پوترمن در ادامه عنوان می کند: «ما دریافتیم انواع روانشناسی و اجتماعی عوامل استرس زا تاثیر بیشتری در مقایسه با هوامل استرس زا مالی دارند.»
مطالعات قبلی ارتباط بین طول تلومرهای فرد را با ریسک بیماری قلبی، بیماری ریه، دیابت، آلزایمر و برخی انواع سرطان اثبات کرده اند.
تحقیق دیگری هم نشان داده است که استرس می تواند موجب تسریع روند پیری سیستم ایمنی بدن شود و در نتیجه سلول ها با تاثیر کمتری عمل می کنند.