چطور آسیب‌های طلاق در فرزندمان را کاهش دهیم؟

جدایی یا طلاق یک تجربه بسیار استرس‌زا برای همه افراد درگیر است، اما با طلاق والدین، کودکان اغلب احساس می‌کنند که تمام دنیایشان وارونه شده است. در هر سنی، مشاهده انحلال ازدواج والدین و فروپاشی خانواده می‌تواند آسیب‌زا باشد. بچه‌ها ممکن است احساس شوک، عدم اطمینان یا عصبانیت کنند. برخی حتی ممکن است احساس گناه کنند و خود را به خاطر مشکل پیش‌آمده سرزنش کنند. در مقابل، والدین نیز با چالش‌های متعددی از جمله افسردگی، مشکلات مالی، ترس، تنهایی و… دست‌وپنجه نرم می‌کنند. یکی دیگر از چالش‌های مهمی که والدین با آن روبه‌رو هستند، فرزند پروری است؛ این مسئله به‌خصوص برای مادری که حضانت فرزند را به عهده دارد کمی سخت‌تر و پیچیده‌تر است اما یک والد آگاه و بالغ با به‌کارگیری روش‌های مختلف می‌تواند پیامدهای طلاق در کودک را کاهش داده و انعطاف‌پذیری او پس از جدایی پدر و مادر را تا اندازه قابل‌توجهی افزایش دهد. دکتر سمیه بابائی، روانشناس خانواده و کودک و مدرس دانشگاه شهید بهشتی در گفت‌وگو با بیا نی نی توضیح می‌دهد که یک مادر پس از جدایی چگونه در خصوص فرزند پروری آگاهی خود را افزایش دهند.

چطور آسیب‌های طلاق در فرزندمان را کاهش دهیم؟

بگویید مادر مجرد نه مادر مطلقه

قبل از هر چیز باید بگویم استفاده از لفظ مادر مطلقه متأسفانه لفظ اشتباهی است که اغلب در جامعه به‌کاربرده می‌شود. اگرچه این لفظ در حقوق به معنای زن طلاق داده‌شده قلمداد می‌شود ولی این لفظ به لحاظ فرهنگی باید اصلاح شود؛ بهتر است ما از لفظ مادران مجرد استفاده کنیم. با به کار بردن لفظ مادر مطلقه، درواقع عاملیت از مادر گرفته می‌شود و این معنا ظهور پیدا می‌کند که زن هیچ تمایلی برای طلاق نداشته است؛در حالی که این‌طور نیست و بر اساس آماری هم که وجود دارد غالب درخواست‌های طلاق که به دادگاه‌های خانواده ارجاع داده می‌شود، خواهان اصلی زن است؛ بنابراین، این مسئله مهمی است که مادر را صاحب عاملیت بدانیم که برای طلاق خواسته داشته است.

مادر تنها مسئول مراقبت از فرزند بعد از طلاق نیست

اینکه ما تنها مسئول مراقبت از فرزند را بعد از طلاق مادر بدانیم، اشتباه محض است: «باید در نظر داشت که بچه نه مال پدر است نه مال مادر بلکه بچه موجود ارزشمند و سرمایه انسانی است که متعلق به‌کل جامعه است و همه افراد در حیطه مربوط به خود باید از آن مراقبت کنند؛ از قاضی گرفته تا روانشناس، مادر، پدر، پدربزرگ و مادربزرگ، مدرسه و… در حوزه مراقبت از بچه مسئول هستند و باید خود را مسئول بدانند که در مواقع حساس ازجمله طلاق والدین باید چگونه برخورد کنند تا کودک آسیب نبیند. بنابراین این تنها وظیفه مادر نیست که چگونه جریان طلاق را برای فرزندش بازگو کند.»

چطور آسیب‌های طلاق در فرزندمان را کاهش دهیم؟

کودک را با خبر طلاق شوکه نکنید

برخی والدین تصمیم می‌گیرند ماجرای طلاقشان را تا مدتی از فرزندشان پنهان کنند مثلاً بعد از طلاق مادر به کودکش می‌گوید: “بابا رفته مأموریت و بعضی وقت ها به دیدنت می آید”؛ درواقع با این کار می‌خواهند کودک آرام‌آرام به فضا عادت کند و خودش کم‌کم متوجه طلاق والدینش شود؛ درباره درست یا غلط بودن چنین اقدامی، بابائی می‌گوید: «بازگو کردن جریان جدایی والدین مسئله‌ای است که بستگی به سن کودک دارد اما چنانچه مادر یا پدر احساس کنند که اگر کودکشان یک‌دفعه متوجه طلاق آن‌ها شود ممکن است دچار شوک شود، این روش می‌تواند ایده خوبی باشد تا آرام‌آرام این ماجرا به کودک گفته شود. دقت کنید کودکان امروز باهوش‌تر از آن هستند که متوجه این قضیه نشوند اما به‌هرحال با طلاق والدین نباید به کودک شوک وارد شود. لازم است ماجرای طلاق والدین، کم‌کم و به‌تدریج به کودک گفته شود.»

بابائی تأکید می‌کند: «لازم نیست برای گفتن ماجرای جدایی به کودک از لفظ طلاق و جدایی استفاده شود؛ این الفاظ خیلی برای کودکان قابل‌درک نیست. والدین می‌توانند جریان طلاق را این‌گونه بازگو کنند که ما به هر دلیلی تصمیم گرفتیم که دیگر در یک‌خانه باهم زندگی نکنیم. توجه داشته باشید که اصلاً نیازی نیست که جزئیات طلاق و دلیل جدایی برای کودک شرح داده شود؛ زیرا گفتن این موارد استرس و اضطراب مضاعفی را به کودک وارد می‌کند.»

پایان تلخ بهتر از تلخی بی‌پایان است

به گفته بابائی، جدا شدن والدین می‌تواند بر روحیه بچه‌ها اثر بدی بگذارد. احساس طرد شدن تنها ماندن و نداشتن خانواده معضلی است که خیلی از بچه‌های طلاق را اذیت می‌کند اما دقت کنید زندگی در کنار والدینی که مدام در حال دعوا و تنش هستند و کودک همیشه شاهد بی‌مهری والدین نسبت به یکدیگر بوده، بدتر از طلاق است؛ بنابراین، اگر والدین قبل از طلاق با یکدیگر دعوا و تنش داشته باشند، آثار طلاق بهتر از زمانی است که والدین در یک‌خانه زندگی می‌کنند اما مدام با یکدیگر درگیری لفظی و فیزیکی داشته باشند.

چطور آسیب‌های طلاق در فرزندمان را کاهش دهیم؟

بعد از طلاق کودکتان را یتیم نکنید

متأسفانه برخی از والدین بعد از طلاق در اغلب موارد خشمشان از یکدیگر را سر کودکشان خالی می‌کنند و فرزندشان را سنگ صبور خودشان قرار می‌دهند؛ مثلاً مادردائم  از پدر و خانواده او بدگویی می کند.بابائی این کار را ظلم بزرگ به بچه می‌داند و  می‌گوید: «در شرایطی که یک بچه 5-6 ساله باید به دنبال بازی و بچگی باشد، در نقش مشاوری قرار می‌گیرد که باید به درد و دل‌های مادر یا پدرش گوش کند.»

این درست است که بعد از طلاق، مادر دچار فشار روانی زیادی می‌شود و گاهی نیاز دارد با حرف زدن خودش را خالی کند اما چاره‌اش حرف زدن و درد و دل کردن با کودک نیست: «چنین کودکی نه‌تنها خانواده‌اش را ازدست‌داده بلکه در یک تعارض وفاداری قرار می‌گیرد که نمی‌داند باید جانب چه کسی را بگیرد، مادر یا پدر؛ اگر از پدرش طرفداری کند، خودش را خائن به مادرش می‌داند و اگر از مادرش طرفداری کند، خودش را خائن به پدرش می‌داند! این‌ها عملاً روان کودک را دچار گسیختگی می‌کند. همچنین این بچه‌ها وقتی به سن بزرگ‌سالی می‌رسند منطبق با نیازهای گروه هم‌سن‌وسالان خودشان نیستند؛ ممکن است دوست پیدا نکنند، مهارت اجتماعی خوبی نداشته باشند، درس نخوانند و… چون این‌ها در دوران کودکی مشغول مادری کردن یا پدری کردن برای پدر و مادر خودشان بودند؛ بنابراین، والدین باید مسائل و مشکلاتشان را باکسی غیر از کودکشان مثل دوست، مشاور، مادر، خواهر و برادر در میان بگذارند.»

او تأکید می‌کند: «مهم‌ترین اتفاقی که بعد از طلاق، والدین باید به آن توجه داشته باشند این است که همدیگر را در ذهن کودک خراب نکنند. این کار درست مانند این است که کودک را یتیم کنید. کودک باید این اطمینان را داشته باشد که برای همیشه هم پدر و هم مادرش را خواهد داشت.»

چطور آسیب‌های طلاق در فرزندمان را کاهش دهیم؟

بعد از طلاق چطور به سؤالات کودک پاسخ دهیم؟

بعدازاینکه کودک متوجه طلاق والدین می‌شود احتمالاً سؤالاتی در ذهنش ایجاد می‌شود؛ مثل‌اینکه “مامان، بابا بد بود؟ چرا دیگه بابا پیش ما نیست؟! دیگه با هم نمیریم مسافرت؟!” و سؤالات دیگر؛ در رابطه بااینکه والد چگونه باید به این سؤالات پاسخ دهد، بابائی توضیح می‌دهد: «بهتر است به کودک دروغ گفته نشود؛ مثلاً اگر قرار نیست باهم سفر بروید، این را به کودک بگویید. کما اینکه ما به والدین بالغ تأکید می‌کنیم که بعد از طلاق سفر و تفریحات سه نفره را برای همیشه تعطیل نکنید و آخر هفته‌ها جمع سه نفره داشته باشید؛ البته این مسئله متأسفانه در فرهنگ ما خیلی قابل‌پذیرش نیست و پدر و مادرها بعد از طلاق تصور می‌کنند که باید با یکدیگر بجنگند ولی تفریح و حتی سفر به خاطر فرزند هیچ اشکالی ندارد و می‌تواند تأثیر مثبتی در روحیه و آینده کودک داشته باشد.»

بابائی ادامه می‌دهد: «اگر به هر دلیلی والدین نمی‌توانستند بعد از طلاق همدیگر را ملاقات کنند، این مسئله باید شفاف به کودک گفته شود اما دقت کنید باید این اطمینان به کودک داده شود که قرار نیست او پدر یا مادرش را از دست بدهد و هر زمان که نیاز داشت پدر یا مادرش را ببیند می‌تواند پیش او باشد.»

چطور آسیب‌های طلاق در فرزندمان را کاهش دهیم؟

احساس خلأ در کودکان پس از طلاق

گاهی کودکان بعد از طلاق والدینشان دغدغه این را دارند که حالا در بین دوستانشان فقط من هستم که از پدر یا مادرم جدا زندگی می‌کنم؛ بابائی دراین‌باره می‌گوید: «در طلاق سالم قرار نیست پدر یا مادر از صحنه زندگی کودک حذف شود. اگر کودک با مادرش زندگی می‌کند، کودک حق این را دارد که با پدرش به مهمانی، تفریح، مسافرت، خرید و… برود.»

او ادامه می‌دهد: «چنانچه کودک با طلاق والدینش احساس خلأ کرده و تصور می‌کند که تنها او در بین همسالانش در کنار پدر یا مادرش زندگی نمی‌کند، در چنین شرایطی والد باید برای او توضیح دهد که فقط تو نیستی که چنین شرایطی داری. در جامعه و کل دنیا هستند بچه‌هایی که با پدر و مادرهایشان زندگی نمی‌کنند و این‌ها بچه‌های موفقی هستند.»

بابایی می‌گوید در چنین شرایطی حتی می‌توان حریم خصوصی را به کودک آموزش داد: «هر چیز خصوصی که در زندگی وجود دارد، قرار نیست به دیگران توضیح داده شود. اینکه ما چقدر پول‌داریم، پدر و مادر من باهم زندگی می‌کنند یا نه و… را لزومی ندارد دیگران در جریان قرار بگیرند.»

چطور آسیب‌های طلاق در فرزندمان را کاهش دهیم؟

کودک پس از طلاق والدین، نیاز روانی به وجود پدر دارد

بابائی تأکید می‌کند: «این را در نظر داشته باشید که وجود روانی پدر در تربیت بچه به‌خصوص از سنین 6-7 سالگی که بچه اجتماعی می‌شود، بسیار لازم است و کودک از این سنین به بعد نیاز به چهره پدرانه دارد لذا مادر هیچ‌وقت نمی‌تواند و نخواهد توانست خلأ نبود پدر را پر کند. مادران باید در دیدار کودک با پدر همکاری داشته باشند و از طرف دیگر به پدرها توصیه جدی می‌کنم که به‌هیچ‌وجه از حیات روانی بچه حذف نشوند. اگر این مسئله جدی گرفته نشود کودک در سنین نوجوانی دچار اختلالات و مرزشنکی‌های زیادی خواهد شد.»

او ادامه می‌دهد: «اگر پدر به هر دلیلی در دسترس نیست، باز مسئول آن مادر نیست بلکه جامعه ازجمله مشاور، مدرسه، قاضی و… مسئول است و در اینجا مادر باید یک مرجع پدرانه‌ای فراهم کند چون یک مادر هرچقدر هم کامل و توانمند باشد نمی‌تواند هم مادر باشد و هم پدر. چهره پدرانه می‌تواند ناظم مدرسه، پدربزرگ، عمو و… باشد.»

چطور آسیب‌های طلاق در فرزندمان را کاهش دهیم؟

یک مادر مجرد در تربیت فرزند به چه نکاتی باید توجه کند؟

این مدرس دانشگاه در پاسخ به این سؤال می‌گوید: «تمام نکات و کتاب‌هایی که درباره پرورش فرزند وجود دارد، مادران مجرد باید بخوانند و جایی که نمی‌دانند حتماً از مشاور کمک بگیرند.»

بابائی تأکید می‌کند: «مادران مجرد این را در نظر باشند که مراقب خودشان بودن، بزرگ‌ترین سرمایه‌ای است که برای فرزندشان می‌توانند کنار بگذارند. تجربه طلاق، تجربه راحتی نیست و هزینه‌های زیادی برای طرفین دارد، به همین خاطر یک مادر علاوه بر آنکه باید آن جراحت‌ها را تحمل می‌کند باید به فرزندش نیز تغذیه عاطفی دهد، ازاین‌رو لازم است از یکجایی حمایت بگیرید. بنابراین، بزرگ‌ترین چیزی که در سلامت کودک تأثیر می‌گذارد این است مادر بتواند از اطرافیان حمایت بگیرد تا بتواند آن حمایت و تغذیه عاطفی را به فرزندش انتقال دهد. تغذیه همان حمایتی است که مادر از خانواده خودش، دوستان، مشاور و جامعه دریافت می‌کند.»

او در پایان می‌گوید: « پدربزرگ و مادربزرگ‌ها، مهدکودک‌ها، مدارس، سیستم غذایی، آموزشی، تأمین اجتماعی و کل سیستم حاکمیت قبل از مادر باید این سؤال را بپرسند که به بچه‌ای که پدر و مادرش از همدیگر جداشده‌اند چه باید گفت و چگونه باید برخورد کرد؛ بنابراین، لازم است به‌جای آنکه تمام مسئولیت را به دوش یک نفر بگذاریم، سیستم اجتماعی را هم مسئول بدانیم و از آن‌ها بخواهیم به‌منظور حمایت از خانواده ازجمله مادران مجرد گامی بردارند.»

دختر مورد علاقه ام از ذهنم بیرون نمی رود

پسری 20 ساله‌ام. حدود 4 سال پیش عاشق یکی از دختران فامیل شدم. موضوع را به خانواده اطلاع دادم ولى چون خانواده‌اش از نظر مالى نسبت به ما وضعیت بهتری داشتند، مادرم براى این که نزد خانواده آن ‌ها تحقیر نشود به خواستگاری نرفت و او یک ماه پیش ازدواج کرد. از آن روز به بعد، حال روحی مناسبی ندارم و حتی چندبار دست به خودکشی زده و دچار افسردگى شدید شده‌ام و آن دختر از ذهنم بیرون نمی رود.

پاسخ مشاور

به احتمال بسیار زیاد در مدت 4 سال گذشته روابط عاطفی گرمی با دختر خانم داشته‌اید یا به‌طور یک‌طرفه و افراطی در تخیلات‌تان وی را همسر خود فرض می‌کردید که ازدواج یک ماه پیش وی به شکست عشقی و روانی شما منجر شده و انرژی حاصل از آن در خودزنی و افسردگی نمود پیدا کرده‌است.

به روان پزشک مراجعه کنید

اولین مسئله هشدار به شما و والدین گرامی‌تان، مراجعه به روان پزشک و درمان دارویی افسردگی جدی شماست تا خطر خودزنی‌های بعدی را کاهش دهد و در نهایت حذف کند. لازم به توضیح است که افسردگی چند علامت جدی دارد که مهم‌ترین آن افکار خودکشی و اقدام عملی به آن است. مرحله بعد روان‌درمانی تحت نظر روان شناس بالینی است تا احساسات و نگرش‌های در خود مانده و مملو از افکار ناامیدکننده شما را به‌مرور ترمیم و میل به زندگی و حتی قابلیت و توانایی عاشق شدن مجدد را جایگزین آن کند که این امر قدری زمان‌بر است؛ بنابراین در حصول بهبودی تعجیل نکنید و توقع منطقی از روند روان‌درمانی داشته‌باشید.

واکاوی عاشق شدن در 16 سالگی

نکته حائز اهمیت دیگر چرایی شکل‌گیری احساس عاشقانه در سن 16 سالگی است که البته چندان نامعمول نیست ولی رخداد آن قدری زود بوده‌است. ریشه‌یابی خود این مسئله موجب راهبردهای درمانی متفاوتی می‌شود؛ برای مثال وجود علل زیستی روانی از قبیل بیش‌فعالی درمان نشده در فرد یا بلوغ زودرس یا حتی وجود پیش‌زمینه انواع اختلال شخصیت یا افسردگی عمده یا علل خانوادگی- عاطفی مانند داشتن پدر کنترل‌گر، سخت‌گیر و سرد بودن یا نبود مادر به علل متفاوت از جمله طلاق یا فوت، همگی می‌تواند مسبب ایجاد انواع روان‌آزردگی و به تبع آن تمایل شدید شما به وابستگی و جذب مهر و محبت به ویژه از سوی جنس مخالف باشد؛ برای مثال در صورت وجود پدر سخت‌گیر، کنترل‌گر و سرد، شما نیاز دارید روان شناس به شیوه خانواده‌درمانی مشکل را حل کند یا در صورت امکان، میزان سازگاری شما را افزایش دهد. در علل زیستی، دارودرمانی اولویت اصلی است و سپس روان‌درمانی است.

حتما به متخصص روان‌درمانی مراجعه کنید

نکته بعدی این که شما هم اکنون به واسطه سن و فشار روانی که به شدت موجب آشفتگی روانی شما شده است، به هیچ وجه نصیحت‌پذیر یا مشاوره‌پذیر نیستید. پس مراقب باشید به متخصص روان‌درمانی (روان شناسی بالینی) مراجعه کنید نه مشاور. تشخیص این امر به راحتی در تابلوی (پروانه تخصصی) همکاران (که در مراکز مشاوره نصب شده) مشخص شده است.

شوک عاطفی ناشی از طلاق را چگونه پشت سر بگذاریم؟

مشاور زوج درمانگر و مدرس دوره‌های آموزشی روان‌شناختی با اشاره به مسئله طلاق و دلایل آن، نحوه مواجهه و پشت سر گذاشتن شوک روحی طلاق را تشریح کرد.
طلاق به معنی پایان شرعی و قانونی ازدواج و جداشدن همسران از یکدیگر است و در پی آن حقوق و تکالیف متقابلی که بین زوجین در هنگام ازدواج وجود داشته است، از میان می‌رود. طلاق معمولا وقتی اتفاق می‌افتد که استحکام رابطه زناشویی از بین می‌رود و میان زوجین ناسازگاری و تنش ایجاد می‌شود.

مقایسه آمارهای ثبت طلاق در خراسان رضوی نشان‌دهنده افزایش آمار طلاق است. براساس آمار اداره ثبت اسناد و املاک خراسان رضوی، میزان طلاق در این استان در سال ۱۳۹۹، ۱۹ هزار و ۵۵۸ نفر بوده که در سال ۱۴۰۰ به ۲۲ هزار و ۴۷ نفر رسیده است. متأسفانه این آمار در سه ماه نخست اول رشد ۴.۴۸درصدی داشته و میزان طلاق از ۴۸۶۴ به ۵۰۸۲ واقعه افزایش یافته است.

بنابراین، شناخت دلایل طلاق از مهم‌ترین مسائل امروز است که باید به آن توجه شود. همچنین، جوانان باید قبل از ازدواج درخصوص نحوه ارتباط با یکدیگر و داشتن ارتباط سالم و زندگی موفق آموزش داده شوند.

گفتنی است با افزایش طلاق، مشکلات عاطفی ناشی از آن نیز بیشتر می‌شود، بنابراین باید به این مسئله توجه کرد.
در این خصوص، با فائقه رزاقی در زمینه طلاق و فشارهای روحی و روانی حاصل از آن گفت‌‌وگویی کردیم.

او می گوید: آنچه امروز در مسئله طلاق پر‌رنگ‌‌تر شده، آمادگی نداشتن افراد برای ازدواج است. نبود آمادگی، یعنی فرد هنوز شناختی از خود نداردو ایدئال‌‌ها، آنچه که از زندگی می‌خواهد و آنچه که برای داشتن یک زندگی سالم نیاز است را نمی‌شناسند. فرد در میان اهداف خود گم شده‌ است و تا زمانی که هدف مشخصی در زندگی ندارد، فکر می‌کند می‌تواند با هرکسی همراه شود. فردی که از ازدواج شناخت کافی ندارد، ازدواج را صرفا به‌عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به آمال و آرزوهایش می‌بیند.

وی افزود: حتی برخی از افرادی که فرایندهای آشنایی قبل از ازدواج را می‌گذرانند، به قصد آشناشدن و شناخت جلو‌ نمی‌روند، بلکه به دلایلی از جمله اقتضای عواطف و فشارهای گروه هم‌سالان وارد رابطه می‌شوند. این در شرایطی است که آمادگی ورود به رابطه عاطفی را ندارند. بنابراین وقتی این افراد وارد زندگی زوجی می‌شوند، چالش‌هایی را می‌بینند که برای آن اصلا آماده نیستند.

این‌ مشاور و زوج درمانگر ادامه داد: وقتی همسران این آمادگی را نداشته باشند، نمی‌توانند رابطه را ادامه دهند و مدیریتی برای هیجانات خود داشته باشند. همان‌طور که قبل از ازدواج عاشق بودند، ممکن است به همان اندازه بعد از ازدواج فارغ باشند و تلاشی برای ساختن رابطه خود نکنند. این همسران در انتخاب خود دقت کافی ندارند و بلد نیستند رابطه را مدیریت کنند.

رزاقی با بیان اینکه به نظر می‌رسد جوانان قبل از ورود به رابطه زوجی به آن انسجام هویتی لازم نمی‌رسند، تصریح کرد: ازدواج در کشور ما بنا بر سنت و حرف‌های دیگران از اینکه چرا ازدواج نمی‌کنی رخ می‌دهد که متأسفانه این موارد سبب می‌شود برخی ازدواج‌ها منجر به طلاق شود. بر این اساس، اولین مسئله‌ای که در پیشگیری از طلاق و دستیابی به آمار زیاد زدواج موفق مورد نیاز است، یادگیری مهارت‌های لازم و چگونگی ارتباط با یکدیگر است.

سازمان و ارگانی مشخصی برای مهارت‌آموزی و شناخت قبل ازدواج وجود ندارد
وی با اشاره به اینکه هنوز مهارت‌آموزی‌ در زمینه آمادگی زوجین برای ازدواج به صورت واضح در سیستم ما تعریف نشده است، عنوان کرد: متأسفانه در کشور سازمان و ارگانی مشخص برای مهارت‌آموزی و شناخت قبل ازدواج وجود ندارد. زمانی سازمان ملی جوانان روی کار آمد و آموزش‌های پیش از ازدواج را ارائه ‌داد و سپس دادگستری خانواده پایدار را مطرح کرد که بیشتر با موضوع پیشگیری از طلاق و نشانه‌های آن پیش رفت.

وی افزود: متأسفانه کمتر اتفاق بنیادینی در این زمینه افتاده است که برای آموزش دوره‌های پیش از ازدواج سرمایه‌گذاری شده باشد. اگر در دانشگاه‌ها و فضاهای آموزشی که جوانان در آن حضور دارند، آموزش‌هایی در این زمینه داده شود، بسیار مؤثرتر خواهد بود.

برای کاهش آمار طلاق باید افراد را به سمت ازدواج‌ سالم سوق دهیم
این مشاور زوج‌درمانگر ادامه داد: ازدواجی که بدون شناخت، برنامه و آموزش شکل بگیرد، به‌یقین ناراضیتی‌‌هایی میان زوجین ایجاد می‌کند که منجر به طلاق می‌شود. اگر ماندگاری هم داشته باشد، طلاق عاطفی و بی‌وفایی بین زوج ایجاد می‌کند که این‌ها نیز آسیب‌های خاص خودش را دارد. باید هدف از ازدواج را برای افراد مشخص کنیم؛ اگر قصد داریم فقط آمار ازدواج را در کشور افزایش دهیم که کار اصولی و سالمی نیست و اگر هم بخواهیم آمار طلاق را کاهش دهیم، باید افراد را به سمت ازدواج‌ سالم سوق دهیم. جوان باید بداند برای ورود به رابطه به چه چیزهایی نیاز دارد، هدف‌گذاری‌ها، دستاوردها و موفقیت‌های شخصی و شغلی در کجای زندگی‌اش قرار گرفته است و برای داشتن زندگی مشترک موفق آموزش‌های لازم به هر دو جنس داده شود.

وی با اشاره به اینکه فضای جامعه امروز با گذشته خیلی متفاوت است، گفت: در گذشته حضور زنان در جامعه به این شکل نبود و این فضا دوگانگی برای برخی مردان ایجاد کرده است. نیاز داریم نگاه جوان را به این موضوع باز کنیم و به او بگوییم همان‌طور که او برای خود اهداف شخصی و کاری دارد، زن هم خواهان این موارد است و باید در این زمینه با همسر خود همکاری کند.

پشت سر گذاشتن سوگ طلاق
رزاقی تصریح کرد: مهم‌ترین نکته در طلاق این است که فرد باید با این واقعیت کنار بیاید و توان گذرکردن از شوک عاطفی را داشته باشد. طلاق به هر دلیل شکست عاطفی دارد و برای مواجهه با این شکست فرد لازم است با هیجانات منفی و ناخوشایند مقابله و بتواند آن‌ها را مدیریت کند و سوگ این رابطه ناموفق را پشت سر بگذارد.
وی با بیان اینکه طلاق و جدایی سوگ دارد و فرد باید با این سوگ مواجه شود و از آن گذر کند، تأکید کرد: در قدم اول فرد باید باور کند سوگ و از دست دادنی وجود دارد. متأسفانه خیلی از افراد برای فرار از دردناکی این سوگ از یک مخدر استفاده می‌کنند و این مخدر ورود به رابطه جدید است. ابتدای ورود به رابطه جدید خوشایندی‌هایی دارد که دردهای رابطه قبلی را التیام می‌بخشد، اما فرد چون آسیب‌ خورده، ممکن است در این رابطه نیز موفق نباشد و این باز خودش آسیب‌هایی به فرد می‌زند.

فرد نمی‌تواند مسائل پیش‌آمده از طلاق را در خود از بین ببرد
این مشاور زوج‌درمانگر ادامه داد: هنگامی که جدایی صورت می‌گیرد، فرد نمی‌تواند مسائل پیش آمده را در خود از بین ببرد، بلکه باید با اتفاقات مواجه شود و عواملی را که سبب به‌وجودآمدن این اتفاقات شده است، بررسی کند و برای آن راهکار ارائه دهد تا در ارتباط بعدی او‌ تکرار نشود. اما قبل از آن باید هیجاناتی که فرد بعد از طلاق تجربه می‌کند و ضربه عاطفی را رسیدگی کنیم و به او آموزش دهیم تا این هیجانات را مدیریت کند و با آن‌ها مواجه شود، بدون اینکه دچار افسردگی و اختلال روانی شود.

افرادی که بدون آمادگی ازدواج می‌کنند، بحران طلاق سخت‌تری را پشت سر می‌گذارند
رزاقی ادامه داد: اگر فرد با آمادگی قبل از ازدواج وارد این‌ مرحله از زندگی‌اش شود، اما به هر دلیلی ازدواج او منجر به طلاق شده باشد، با همان مهارت‌هایی که داشته است، از پس این بحران بر‌می‌آید، اما افرادی که بدون آمادگی ازدواج می کنند، بحران طلاق سخت‌تری را تجربه می‌کنند و آسیب‌دیدگی آن‌ها بیشتر است. فرد بعد از طلاق باید برای خود هدف‌ داشته باشد، عزت نفس خود را بازسازی کند و طلاق را یک تجربه بداند و به آن به‌عنوان یک شکست نگاه نکند.

معرفی کتاب
وی با اشاره به چندین کتاب در این زمینه ادامه داد: کتاب‌هایی همچون من بدون تو کیستم، ۵۲ روش برای بازسازی عزت نفس بعد از جدایی نوشته کریستینا هیبرت، کتاب بازسازی زندگی و بازیابی خود بعد از طلاق، جدایی و مرگ همسر نوشته بروس فیشر و رابرت آلبرتی، کتاب جدایی سالم نوشته پائولاهال برای پشت سر گذاشتن بحران طلاق کمک‌کننده‌‌های خوبی هستند. با این حال، لازم است فرد بعد از مطالعه این کتاب‌ها هر جا احساس کرد مسئله‌ای برای او عمیق‌تر و ریشه‌ای است، به مشاور مراجعه کند.

بازه زمانی مشخصی نمی‌توان تعیین کرد
رزاقی در پاسخ به اینکه فرد چقدر زمان لازم دارد تا بحران طلاق را پشت سر بگذارد و برای ازدواج مجدد آماده شود، خاطرنشان کرد: به هیچ عنوان نمی‌توان بازه زمانی مشخصی را تعیین کرد، اما گفته شده که بین ۶ ماه تا ۲ سال زمان لازم است که فرد بحران طلاق را پشت‌سر بگذارد. این زمان، تعریف خاص خودش را دارد. خیلی از ازدواج‌های مجدد که به شکست منجر می‌شود، به این دلیل بوده که فرد سوگ طلاق را تمام نکرده و وارد رابطه دیگری شده است.

قبل از ازدواج حتما به مشاوره بروید
وی اضافه کرد: وقتی می‌گوییم فرد سوگ خود را تمام کرده است که هر زمان اسم طرف مقابل را بشنود یا خاطراتش را مرور کند، دچار برانگیختگی هیجانی نشود. این هیجانات شامل دل‌تنگی، غم، غصه، خشم و نفرت است که دیگر در او ایجاد نشود. افرادی که با بی‌وفایی زناشویی از هم‌ جدا می‌شوند، آسیب‌های روحی و روانی آن‌ها نیاز به رسیدگی بیشتر و جدی‌تری دارد تا فرد بتواند با شرایط کنار بیاید. توصیه می‌کنم اگر برای ازدواج اول مشاوره نگرفته‌اید، حتما برای ازدواج دوم از مشاوره کمک بگیرید و حتما از مشاور متخصص در این حوزه استفاده کنید.

آیا بدون درخواست طلاق می توان مهریه را گرفت؟

مهریه از حقوق قانونی زن بعد از ازدواج است که زن بلافاصله پس از عقد نکاح مالک آن می‌شود. بنابراین گرفتن مهریه بدون طلاق هم امکان پذیر است و زن می‌تواند طی زندگی با همسرش، هر زمان که خواست مهریه خود را مطالبه کند.
عده‌ای تصور می‌کنند گرفتن مهریه بدون درخواست طلاق امکان پذیر نیست اما بر اساس قانون، «به مجرد عقد، زن، مالک مهر می‌شود و می‌تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید.» از این روی، زن اجازه مطالبه، انتقال یا بخشش مهریه خود را به محض عقد نکاح، اعم از دائم یا موقت دارد و می‌تواند پس از گرفتن مهریه همچنان به زندگی با همسرش ادامه دهد.

چه مواردی زن را از مهریه محروم می‌کند؟
تنها ابراء یا بخشیدن و چشم ‌پوشی از مهریه باعث می‌شود زن از مهر خود محروم شود و نشوز (عدم تمکین)، ارتکاب به جرم زنا، ارتکاب به جرم قتل همسر، خیانت، طلاق و مواردی از این دست، هیچ کدام زن را از مهریه مندرج در عقدنامه محروم نخواهد کرد.

مدارک لازم برای گرفتن مهریه بدون طلاق
زن می‌تواند با در دست داشتن شناسنامه، کارت ملی و سند ازدواج به دفترخانه‌ای که عقدشان در آن ثبت رسمی شده مراجعه کرده و مهریه خود را مطالبه کند.

مراحل گرفتن مهریه بدون طلاق
از آنجایی که مطالبه مهریه ربطی به طلاق ندارد و زن هر زمان که بخواهد می‌تواند آن را مطالبه کند، در این قسمت به بررسی کلی روند گرفتن مهریه می‌پردازیم.
اقدام از طریق اجرائیات ثبت: در این روش زوجه یا وکیل قانونی او، با مراجعه به دفترخانه ای که ازدواجشان را ثبت کرده، اقدام به پر کردن فرم مطالبه مهریه از طریق اجرائیات ثبت می‌کنند. پس از احراز هویت، درخواست به اجرا گذاشتن مهریه توسط دفترخانه به اداره ثبت اسناد و املاک ارجاع داده می‌شود و با توقیف و به مزایده گذاشتن اموال همسر، مبلغ مهریه تامین می‌شود.
اقدام از طریق دادگاه: اگر زن پس از طی روش اول متوجه شد که مرد هیچ مال یا سند رسمی ندارد، باید با مراجعه به دفاتر خدمات الکترونیک قضایی، دادخواست مطالبه مهریه را ثبت کرده و از دادگاه تقاضای صدور حکم به پرداخت مهریه داشته باشد.

پشت پرده حجاب‌ استایل‌ها به روایت یکی از شاخ‌های مجازی

فرهنگ‌سازی غلط حجاب استایل‌ها و تحریف دین توسط آنها سوژه داغ  این روزهای «فارس‌من» است. به همین خاطر به سراغ یکی از حجاب استایل‌ها رفتیم تا با او گفت‌و‌گو کنیم.کسی که سال‌ها با عکس‌های محجبه‌اش شاخ مجازی بوده و بهتر از هر کسی از پشت‌پرده این ماجرا خبر دارد. اسم‌اش را قرار نیست بدانید چون حتما به گوش‌هایتان آشنا است. حرف‌های زیادی برای گفتن دارد که شنیدن‌اش برای خود من نیز جالب است.

روایتش را اینطور آغاز می‌کند:«من در دنیای واقعی بسیار مقید و محجبه بودم. طوری که اصلا دلم نمی‌خواست با حجابم جلوه‌گری کنم . حافظ و معلم قرآن بودم و خانواده کاملا مذهبی داشتم. وقتی که وارد فضای مجازی شدم ۲۳ سالم بود. اوایل صرفا برای سرگرمی بود و چون خیریه داشتم می‌خواستم گزارش فعالیت‌‌های خیریه را در اینستاگرام به اشتراک بگذارم. بعد از مدتی فعالیت در اینستاگرام، عکسی از خودم منتشر کردم. البته این عکس با پوشیه بود. به دلیل اعتقادی که داشتم دلم نمی‌خواست تصویر کاملی از خودم منتشر کنم. اما همان عکس باعث شهرت من شد. بین صفحات مجازی می‌چرخید و به اشتراک گذاشته می‌شد. افراد زیادی به واسطه آن، صفحه من را دنبال کردند و تعداد لایک‌ها و کامنت‌ها نشان از این می‌داد که مورد پسند خیلی‌ها قرار گرفته.
این برای من خیلی شیرین بود اینکه یک عکس من آن هم با پوشیه این‌طور افراد را جذب کرده ،من را ترغیب می‌کرد عکس های ‌بیشتری از خودم بگذارم. عکس بعدی نیم‌رخ صورتم بود. بازهم استقبال خوبی از آن عکس شد و دنبال‌کننده‌های من روز به روز بیشتر می‌شدند. با خیلی از حجاب استایل‌ها دوست شدم و کم‌کم صمیمی شدیم. وقتی صفحه‌شان را می‌دیدم. احساس می‌کردم چقدر از دنیا عقبم! چرا نباید مثل آن‌ها باشم؟! من که زیبایی‌اش را دارم!»

 


عکس تزئینی است وارتباطی با مصاحبه شونده ندارد

طمع دیده شدن نمی‌گذاشت پایبند اعتقاداتم باشم

«تصویر بعدی یک عکس قدی بود از خودم آن هم بدون چادر، کم‌کم تصویر کامل صورتم را با آرایش گذاشتم. دغدغه‌ام شده بود تعداد لایک‌ها! تمام مدت با دوست‌های حجاب استایل‌ام درباره صفحه مجازی مان صحبت می‌کردیم. یکی شان حرف جالبی می‌زد؛ می‌گفت:«این صفحه بچه ما است اگر حالش خوب باشد حال ما هم خوب است اگر نه ما هم حال و روز خوبی نداریم.» تمام زندگی ما شده بود اعداد و ارقام صفحه مجازی ای که داشتیم. رابطه‌ما هم رفاقت بود و هم رقابت! مثلا اگر فلان بلاگر در یک کافه خیلی لاکچری عکس منتشر می‌کرد من سعی می‌کردم فضای بهتری را برای عکاسی انتخاب کنم که لایک‌های بیشتری بگیرم. یعنی این طمع دیده شدن تو را به جنون می‌کشد. همیشه به دنبال چیزی هستی که تو را بیشتر مورد توجه قرار دهد.

دیگر معروف شدم و به عنوان یک حجاب استایل فعالیت می‌کردم. با بلاگرهای مذهبی و حجاب استایل ها گروهی تشکیل داده بودیم و شبانه روز درباره این حرف می‌زدیم که این هفته چه پستی بگذاریم که بیشتر دیده بشویم؟! یا چه کاری انجام دهیم که بیشتر سر زبان ها بیافتیم. البته  همیشه این استرس را داشتم که نکند یکی از آشنایان یا شاگردهایم عکس‌های من را ببینند. چون در بیشتر عکس‌هایم آرایش غلیظ داشتم و لباس های بدن‌نما. اما وقتی می‌دیدم با این کار از بقیه جلوترم و لایک های بیشتری می‌گیرم. برایم اهمیتی نداشت که کارم درست است یا غلط.»

 به منظور حفظ حقوق افراد اسم و آدرس صفحه پوشانده شده

 

چه اشکالی دارد من که موهایم پوشیده است؟!

«مثلا داشتم یک سبک زندگی اسلامی را در صفحه‌ام به نمایش می‌گذاشتم و یک چهره شاد و زیبا از زن محجبه نشان می‌دادم.حتی به جایی رسیده بودم که وقتی از حمام بیرون می‌آمدم با حوله ای که دور سرم پیچیده بودم عکس می‌گرفتم و برای مخاطب تولید محتوای مذهبی می‌کردم. می‌نوشتم «غسل شکرگزاری یادت نرود!» یا وقتی از خواب بیدار می‌شدم موهایم را با پتو می‌پوشاندم و عکس می‌گذاشتم. چون می‌خواستم لحظه به لحظه با مخاطبم همراه باشم! اگر بخواهم واقعیت را بگویم تا قبل از معروف شدنم این ها را اوج بی‌حیایی می‌دانستم. اما حالا طمع دیده شدن نمی‌گذاشت پایبند اعتقاداتم باشم. خودم را توجیه می‌کردم که چه اشکالی دارد من که موهایم پوشیده است؟!
علاوه بر کسانی که از عکس هایم تعریف و تمجید می‌کردند. افرادی هم بودند که من را نقد کنند و بگویند کارهایم مطابقتی با اسلام ندارد. خب مسلما منی که حافظ قرآن بودم، بهتر می‌دانستم که دارم اشتباه می‌کنم. اما شهرت و درآمدی که از این طریق داشتم. نمی‌گذاشت قبول کنم که کارم اشتباه است. تقریبا با تبلیغاتی که می‌گرفتم ماهانه درآمد زیادی به دست می‌آوردم و این برای من وسوسه‌انگیز بود.»


عکس تزئینی است

می‌پرسم این موضوع حجاب‌استایل شدن بین خانم‌ها خیلی پرطرفدار است. گاهی که آن‌ها را از آسیب‌های این راه مطلع می‌کنیم. می‌گویند خب ما به شکل درست فعالیت می‌کنیم و درگیر این حواشی نمی‌شویم. نظر شما چیست؟

«این تفکر واقعا غلط است. فضا طوری است که اگر بخواهی دیده شوی باید دست به‌چنین کارهایی بزنی و اعتقادات‌ات را زیرپا بگذاری. منی که می‌خواستم فقط گزارش کار خیریه را بگذارم رسیدم به چنین عکس هایی! فضای مجازی واقعا برای خانمی که محجبه است و می‌خواهد فعالیت کند. اگر نتواند خودش را کنترل کند. فاجعه‌ساز می‌شود. بدون تعارف می‌گویم طمع لایک و بازدیدها و درآمدی که از این طریق به دست آورده می‌شود می‌تواند کاری کند که تو کامل پا روی اعتقادات‌ات بگذاری. گاهی وقتی سر کلاس آیه‌ای را می‌خواندم شرمنده می‌شدم و ته دلم تصمیم می‌گرفتم توبه کنم. اما وقتی اینستاگرام را باز می‌کردم آنقدر فضا جذاب بود که همه‌چیز یادم می‌رفت. بعدها حتی همین عذاب وجدان را هم نداشتم. در واقع وقتی قبح کار شکسته بشود.دیگر برایت اهمیتی ندارد و عادی می‌شود.»

کشف حجاب آینده‌ای نه چندان دور برای برخی حجاب استایل‌ها

درباره کشف‌حجاب بلاگرهایی می‌پرسم که ابتدا با ترویج حجاب و سبک‌زندگی اسلامی شروع کردند و بعد خودشان آن را زیرپا گداشتند، چه‌طور این اتفاق می‌افتد؟« این که برخی از حجاب استایل‌ها کشف حجاب کردند اصلا چیز عجیبی نیست. حتی من خبر دارم که بعضی از این افراد به حرمت همسر یا خانواده‌شان هنوز این کار را نکردند. اصلا آینده شغلی مثل حجاب‌استایل بودن به شدت این قابلیت را دارد که فرد کشف حجاب کند. در واقع تو داری دلبری می‌کنی فرقی نمی‌کند چه با حجاب چه بدون حجاب. وقتی قبح کار برایت شکسته شود حتی می‌توانی کشف حجاب هم بکنی. از طرفی تنوع طلبی مخاطب  هم بی‌تاثیر نیست. چون همه‌ی هدف تو جلب توجه مخاطب است به جایی می‌رسی که با حجاب دیگر نمی‌توانی مخاطب‌ات را سیر کنی. مثلا من در یکی از استوری‌هایم گردنم کاملا مشخص بود. آیا من نمی‌توانستم گردنم را بپوشانم یا حواسم نبود؟ چرا اتفاقا می‌دانستم اما نمی‌خواستم مخاطب من از محتوای تکراری خسته شود.»

 

خانم های حجاب استایل و دوستی با جنس مخالف!

«شاید برایتان جالب باشد که بعضی از این افرادی که سبک زندگی اسلامی را تبلیغ می‌کنند. در دنیای واقعی هیچ اعتقادی به آن ندارند. مثلا من بلاگر‌های مذهبی را می‌شناسم که با وجود سن کم‌شان با جنس مخالف دوست می‌شوند و گاهی می‌بینی آنقدر تنوع طلب هستند که هر چند وقت یک‌بار با فرد جدیدی طرح رفاقت می‌ریزند. اما وقتی صفحه‌شان را باز می‌کنی ادعای زندگی اسلامی را دارند و  احکام دین را برای مخاطبان شان هر طور که به نفع‌شان باشد بیان می‌کنند. حتی یکی از این حجاب استایل‌ها با استوری هایی که می‌گذارد سر بسته به مخاطب می‌فهماند که کسی که در حال حاضر با او کافه یا مسافرت است. دوستی از جنس مخالف است.  این یعنی علاوه بر جذب مخاطب. برای دیگران هم قبح این کار را می‌شکند و عادی سازی می‌شود که منافاتی ندارد که هم مذهبی باشی و هم با یک نامحرم دوست باشی. هر وقت هم از آن خسته شدی می‌توانی فرد جدیدی را جایگزین‌اش کنی! همان کاری که برخی از حجاب استایل‌ها و بلاگرهای مذهبی انجام می‌دهند.»

قلیان و سیگار پای ثابت دورهمی برخی حجاب‌استایل‌ها!

«ما به خاطر اینکه مخاطبان‌مان را باهم تبادل کنیم. گاهی مهمانی هایی برگزار می‌کردیم و همدیگر را دعوت می‌کردیم. با این‌کار هم محتوای جذاب برای مخاطب آماده می‌کردیم. هم مخاطبان را باهم تبادل می‌کردیم. مثلا عکسی با فلان بلاگر می‌گذاشتم و آدرس صفحه مجازی‌اش را هم می‌نوشتم. زیرش هم از قشنگی صورت و خوش‌اخلاقی‌اش می‌گفتم. همین کنجکاوی مخاطب من را قلقلک می‌داد تا وارد صفحه او شود و آمار صفحه‌اش رشد می‌کرد.

یک‌بار قرار بود جمع بیشتری از حجاب استایل‌ها دور هم جمع شویم. توی گروه داشتیم حرف می‌زدیم و برنامه‌های دورهمی را می‌چیدیم که یکی از حجاب‌استایل‌ها پرسید:«بچه‌ها مشروب هم هست توی مهمونی؟!» کاری به سن کم‌شان ندارم اما اینکه در صفحه مجازی‌شان ادعای دینداری داشتند و از اهل‌بیت و قرآن حرف می‌زدند برایم جالب بود. خب من هم مثل همان‌ها بودم اما برای خودم خط قرمزهایی داشتم. من به مهمانی نرفتم اما برایم عکس و فیلم‌هایی از قلیان کشیدن‌شان و خوشگذرانی‌شان می‌فرستادند.


بخشی از گفتگوهای گروهی حجاب استایل‌ها.

            «آدرس صفحات به منظور حفظ حقوق افراد پوشانده شده»          

یک‌بار دیگر هم با چند نفر از حجاب‌استایل ها که به ظاهر خیلی مقید بودند رفته‌بودم بیرون. همین که سوار ماشین شدیم. دیدم روسری ها را درآوردند و سیگار گذاشتند گوشه لب‌شان! باورم نمی‌شد این‌ها همان هایی باشند که در صفحه مجازی‌شان نشان می‌دادند.»

درآمد‌های میلیونی به اسم حجاب و اسلام!

این حرف‌ها را کسی می‌زند که چندسال فضایی را تجربه کرده که از دور برای بیشتر ما خانم‌ها زیبا و جذاب است. می‌گوید:«در موضوع حجاب‌استایل ها و بلاگر‌های مذهبی، زن ابزاری شده برای کسب درآمد. چون هنری از خودش به نمایش نمی‌گذارد بلکه با دلربایی، خودنمایی و به نمایش گذاشتن خودش درآمد کسب می‌کند.  من که مجرد بودم و دور از چشم خانواده فعالیت می‌کردم همیشه برایم سوال بود که چطور همسر برخی بلاگرهای مذهبی که خودشان را بسیار مقید معرفی می‌کردند اجازه می‌دهند. زن شان اینطور مقابل دوربین دلبری کند و حتی گاهی خودشان هم همراهی می‌کنند. واقعیت این است که درآمد این کار آنقدر راحت و بدون زحمت است که یک آقا هم وسوسه می‌شود و اعتقاداتش را نادیده می‌گیرد. بعضی از همین بلاگرهای مذهبی برای یک  تک استوری معرفی 2_5 میلیون می‌گیرند. یکی از دوستان حجاب‌استایلم می‌گفت ؛همسر من با اینکه اوایل مخالف این کار بود اما وقتی این حجم از درآمد را دید خودش مشوق من شد. من کسی را می‌شناسم که برای یک‌ماه فقط 150 میلیون درآمد از تبلیغات کسب کرد. همان افرادی که به ظاهر مردم را به زندگی ساده و اسلامی تشویق می‌کنند. اینظور از اسم حجاب و اسلام درآمد دارند.»

زندگی‌هایی که گل و بلبل نیست!

می‌پرسم واقعا بلاگرها همین‌قدر خوشبخت‌اند که نشان می‌دهند؟! «این که برخی بلاگرهای مذهبی از لحظه‌های خوش‌شان با همسرشان وسوپرایز‌های آنچنانی می‌گویند و حسرت به دل جوان ها می‌گذارند و گاها آتش رابطه بعضی از زوج ها می‌شوند. آنقدرها هم واقعی نیست. چند مورد از بلاگرهای مذهبی را می‌شناسم که هرچند در صفحه‌مجازی‌شان ظاهرا رابطه عاشقانه‌ای دارند اما درجریان خیانت‌شان هستم. با یکی‌شان که حرف می‌زدم می‌گفت وقتی حجاب استایل باشی و آدم‌های زیادی از چهره و پوشش‌ات تعریف کند. کم‌کم طرز محبت آنها تو را به سمت خودش جلب می‌کند. یا بعضی از این داستان‌هایی که درباره آشنایی با همسرشان یا محجبه شدن‌شان می‌نویسند. صحت ندارد و صرفا برای جذب بیشتر مخاطب نوشته می‌شود. حالا شاید بخش‌هایی‌ از ماجرا درست باشد اما بعضی چیزها هم تخیل ذهنی‌شان است.


عکس ترئینی است

در اکثر صفحه‌ها روایت دخترانی است که با چادر قهر بودند و حالا به واسطه داستان جالبی چادری شدند و تصمیم گرفتند با حجاب استایل شدن تبلیغ چادر را بکنند. ماجرای این ها چیست؟ «خب این‌ها که اصلا در واقعیت محجبه و مقید نیستند و فقط نفع‌شان و در‌آمدشان از این کار است. این باب شدن داستان محجبه شدن هم بخاطر این است که کسی که آن صفحه را اداره می‌کند خوب می‌داند می‌تواند با بازی با احساسات مردم مخاطب و درآمد زیادی کسب کند. چه بسا این احساسات مقدسات دین باشد.»

وقتی حجاب‌استایل ها با حدیث و روایات کارشان را توجیه می‌کنند

«فعالیت ما مورد انتقاد  شدید برخی از مذهبی‌ها بود و واقعا هم حق داشتند. چون رفتارهایی که ما به اسم اسلام و حجاب می‌کردیم به نوعی تحریف دین بود. اما خب  نمی‌توانستیم بپذیریم که یک نفر اینطور علیه ما افشاگری کند. چون هم محبوبیت و اعتبارمان را از دست می‌دادیم و هم درآمدمان را. بخاطر همین گروهی داشتیم که  تا کسی درباره ما انتقادی می‌کرد. آدرس صفحه‌مجازی اش را در آن گروه می‌گذاشتیم تا همه بلاک و ریپورت‌ کنند و صفحه‌اش بسته شود.

بعضی از حجاب استایل‌ها هم خیلی باهوش بودند و از آب گل‌آلود ماهی می‌گرفتند. تا کسی آنها را امر به معروف می‌کرد یا کارشان را از دیدگاه اسلام نقد می‌کرد. می‌گفتند الان بهترین وقت برای حاشیه‌سازی و دیده‌شدن است. ویدیوهایی منتشر می‌کردند که در آن با استناد به قرآن و احادیث درباره مسائلی مثل شرایط امر به معروف، گناهِ بردن آبروی مومن، نتیجه دل شکستن و دخالت در زندگی دیگران حرف می‌زدند. با این کار ذهن مخاطب را مدیریت می‌کردند و طوری وانمود می‌کردند که گویا کسی که امربه معروف کرده گناه‌کار است و این‌ها هیچ اشتباهی ندارد. جالب است بدانید نتیجه هم می‌گرفتند وبعد انتشار این فیلم‌ها دنبال‌کننده‌هایشان چندین برابر می‌شد.»

ضربه‌ای که حجاب استایل‌ها به دین می‌زنند

«گاها پیش می‌آید که یک خانم حجاب‌استایل پایش را از حد فراتر می‌گذارد و عکسی منتشر می‌کند که حجاب و اسلام را زیر سوال می‌برد. اما هیچ‌کدام از بلاگرهای مذهبی یا منبراستایل‌ها همان هایی که به ظاهر در اینستاگرام درس اسلام به مردم می‌دهند. نه‌تنها زیر پستش نظر منفی نمی‌دهند حتی کار او را هم تایید می‌کنند. تایید کردن این حجم از آدم هایی که ادعای دینداری دارند. به مخاطب این باور را می‌دهد که پس این‌کار اصلا مشکلی ندارد و در تقابل با دین نیست. اما واقعیت این‌جاست که خانم‌های بلاگر برای دیده شدن و رشد صفحه‌شان به هم نیاز دارند و نمی‌توانند و نباید همدیگر را نقد کنند.»

 

چون الان نان تو با حجاب بودنه!

من در این مدت با بیشتر از 200 حجاب‌استایل در ارتباط بودم. بعضی از این افراد بخاطر محدودیت‌های خانواده، همسر و اعتقادات کم‌و بیش خودشان  مجبورند که اینطور فعالیت کنند و وقتی صحبت می‌شود می‌گویند  اگر می‌توانستند تا حالا کشف‌حجاب کرده‌بودند و طور دیگری فعالیت می‌کردند.


الان نون تو با حجاب بودنه!

 

بعضی‌های دیگر هم اصلا معتقد به حجاب نیستند و حتی خانواده و اطرافیان‌شان هم محدودیتی برایشان ایجاد نکردند. اما چون این راه برایشان مخاطب بیشتری جذب می‌کنند با چادر و به اسم اسلام دارند فعالیت می‌کنند.  مثلا یکی از این حجاب‌استایل‌ها در معرفی صفحه‌اش نوشته است«با من اسلام را قشنگ‌تر بشناس» اما همین فرد را وقتی وارد زندگی شخصی‌اش می‌شوی حتی ساده‌ترین فریضه‌های دین مثل نماز را انجام نمی‌دهد.»

فریب تبلیغات حجاب استایل‌ها را نخورید!

 انگار چیزی یادش بیاید می‌گوید راستی این را هم بنویس که فریب تبلیغات حجاب‌استایل ها را نخوردند. می‌پرسم چرا؟«بازی اینطوری است ،از یک جایی خودت  با خودت مکالمه می‌کنی؛ مثلا  با پیج فیک خودت می‌آیی و از روسری ای که خودت سرت کردی تعریف می‌کنی و می‌پرسی این را از کجا خریدی؟! بعد هم در صفحه اصلی‌ات آدرس صفحه فروشگاه را می‌گذاری. حتی گاهی با همان پیج فیک برای خودت حاشیه هم می‌سازی!  بعضی از این حجاب‌استایل ها با اینکه تعداد دنبال کننده‌های‌شان به ظاهر زیاد است اما بازخورد تبلیغات‌شان کمتر از ده نفر است. همین که پول به حساب‌شان واریز می‌شود و استوری تبلیغات را می‌گذارند فرد را بلاک می‌کنند و دیگر جوابش را نمی‌دهند.»

پس این همه استوری رضایت از تبلیغات که می‌گذارند چیست؟« آنها هم واقعی نیست. هر کدام از بلاگرها افرادی را برای کار اینترنتی جذب می‌کنند. این افراد موظف‌اند تعدادی پیج فعال بسازند و روزانه فعالیت کنند. که در مجموع عدد بزرگی می‌شود. وقتی خانم بلاگر استوری تبلیغ می‌گذارد این افراد می‌روند و آن صفحه‌ را دنبال می‌کنند و بخشی از آنها هم قیمت محصولات را می‌پرسند. فروشنده هم  از همه‌جا بی‌خبر می‌آید و تشکر می‌کند.»

 

این را بقیه حجاب استایل‌ها هم می‌دانند!

دلم می‌خواهد گفت‌و گو را با جمله‌ای تمام کنم که او می‌خواهد. می‌پرسم چیزی می‌خواهی بگویی که من نپرسیده باشم؟!«من می‌دانستم که حجابی که به نمایش می‌گذارم و سبک زندگی اسلامی ای که به اسم آن فعالیت  می‌‌کردم اصلا مطابقتی با اسلام نداشت. این را بقیه حجاب استایل‌ها هم می‌دانند. اما هدف ما جذب مخاطب بود حتی با تظاهر به چیزی که در واقعیت نیستیم. در واقع دوست داری هم دل مخاطب مذهبی‌ات را بدست بیاری هم جلوه‌گری کنی و زیبایی هایت را به رخ بقیه بکشی! و این ضربه بدی به نسلی می‌زند که قرار است حجاب و سبک زندگی‌شان را از ما الگو بگیرند. کسانی که این‌طور فعالیت می‌کنند فقط به فکر منافع خودشان هستند و حتی یک لحظه هم به این چیزها فکر نمی‌کنند. اگر امروز حاضر شدم این حرف‌ها را بزنم فقط بخاطر این بود که مردم آگاه شوند و دست از دنبال کردن و پیروی از چنین آدم هایی بردارند.»

مخاطبان ما در فارس من پویشی را با عنوان «حجاب استایل‌ها چه آثاری در فرهنگسازی حجاب‌ دارند؟» ثبت کرده‌اند که تاکنون بیش از 6 هزار نفر این سوژه را امضاء کرده‌ و خواستار رسیدگی به این موضوع شده‌‌اند. به زودی خبرگزاری فارس گفتگوهایی با کارشناس‌های مربوطه در این باره منتشر خواهد کرد.

۷ راه کنار آمدن با دردِ جدایی 

شور و نشاط روانی و گشودگی در برابر آسیب‌پذیری دو روی یک سکه هستند. اگر نتوانید خطر فقدان را بپذیرید، یعنی نمی‌توانید یک زندگی پرشور و نشاط را تجربه کنید. اگر برای آسیب دیدن مشتاق نباشید، نمی‌توانید عشق بورزید. 
واکنشِ مرسومی برای پاسخ‌گویی به فقدان وجود ندارد؛ هر تجربه فقدان، یک تجربه منحصر‌به‌فرد است. پس هیچ راهِ «درستی» برای سوگواری نیست. با‌این‌حال، بی‌شمار راهِ مفید برای کنار آمدن با فقدان وجود دارد. درمان زمان می‌برد و با شتاب و عجله میانه‌ای ندارد.

۱. فقدان را به رسمت بشناسید
قبل از آنکه درمان رخ دهد، باید وجود زخمی که نیاز به شفا یافتن دارد را به رسمیت بشناسیم. باید بپذیرید که کسی یا چیزی را از دست داده‌اید و این آزاردهنده است. شما درد دارید و این درد ناراحت‌کننده و برخی اوقات تحمل‌ناشدنی است. برای آنکه فقدان را بشناسید، باید بدانید اوضاع قبل از فقدان چگونه بود. می‌توانید با به خاطر آوردنِ تجربه‌های مثبتی آغاز کنید که هرگز دیگر تکرار نخواهند شد.

۲. به سوی حسِ فقدان آغوش بگشایید
درد به معنای واقعی کلمه ناراحت‌کننده است. ما اغلب می‌خواهیم درد را پس بزنیم و از خودمان دور کنیم یا با کار‌هایی مثل غذا خوردن، مصرف مواد مخدر، تلویزیون دیدن یا کار کردن، ذهن‌مان را از درد منحرف کنیم.

اما بی‌حس شدن نسبت به درد، ما را نسبت به کل هستی بی‌حس می‌کند. ما همه تمرکز و توجه‌مان را صرفِ کنترل درد می‌کنیم. اما خیلی زود درد دوباره بازمی‌گردد و ما باید بیش‌تر نسبت به آن بی‌حس شویم. به‌جای اینکه خودتان را بی‌حس کنید، یک کار متفاوت انجام دهید: حس فقدان را در آغوش بگیرید. ممکن است آزار، غم، شوک، عصبانیت، عذاب وجدان، اضطراب، تلخی، استیصال، افسردگی یا همه را با هم تجربه کنید. آغوش‌تان را به سمتِ همه این حس‌ها باز کنید. این کار به شما کمک می‌کند تا همه حس‌ها را فهرست کنید و ببنید با گذشت زمان چگونه می‌توانید با شکنجه و آزار این حس‌ها کنار بیایید.

۳. دیدتان را وسیع‌تر کنید
همان‌طور که انواعی از حس‌های تلخ را تجربه می‌کنید، ممکن است اشکال دیگری از احساسات، افکار یا خاطرات وجود داشته باشند که در مواقع فقدان انتظارشان را ندارید. برای مثال در میانه غم ممکن است حسِ مثبت و خوشایندی مثل حس آزادی، رهایی، غرور یا حتی خندیدن را تجربه کنید. همه این حس‌ها طبیعی هستند.

۴. برای فروپاشی آماده باشید
برخی اوقات، احساسات مانند موجی بلند از راه می‌رسند و ممکن است شما را خرد کنند و درهم بکوبند. این فرایند، به‌خصوص در اوایل غم، طبیعی و عادی است. برخی اوقات به کل بی‌حس می‌شوید و برخی اوقات کوچک‌ترین چیز‌ها تحریک‌تان می‌کنند. احساسات شما حالت رفت‌وبرگشتی پیدا می‌کنند، اما آسیبی به شما نمی‌زنند. در طول روز‌ها و هفته‌ها، و نه بعد از یک ساعت یا یک روز سخت، بهبود پیدا خواهید کرد.

۵. به دنبال افکار مفید باشید
این روزا تموم میشه. دوباره همه چیز مثل قبل می‌شه. زندگی خیلی بی‌انصافه.‌ای کاش این کارو نکرده بودم.‌ای کاش اون کارو کرده بودم. همش تقصیره منه. دیگه هیچ‌چیز مثه قبل نمیشه!

این افکار بخشی از فرایند سالمِ سوگواری است، اما مهم است که با یک فاصله سالم به آن‌ها توجه کنید. اغلب اوقات، این نوع اندیشه‌ها فقط در حد اندیشه باقی نمی‌مانند بلکه تبدیل به حقایق درستی درباره جهان می‌شوند که مجبورید سرسپرده‌شان شوید. به‌جای آنکه با این اندیشه‌ها به عنوان حقایق رفتار کنید، تمرین کنید آن‌ها را به مثابه واکنش در نظر بگیرید، نه به عنوان دستور‌هایی که باید از آن‌ها پیروی کنید.

این افکار را آرام به شکلِ یک آواز با خودتان زمزمه کنید. حواس‌تان باشد که این افکار بدونِ آنکه کنترلی بر اعمال و رفتارتان داشته باشند، حضور داشته باشند.

۶. با آنچه که مهم است پیوند برقرار کنید
به‌رغم چیزی که ذهن‌تان ممکن است به شما دیکته کند، هنوز زندگی معنی دارد. هنوز آدم‌ها و فعالیت‌هایی هستند که برای‌تان اهمیت دارند. در حقیقت، درد شما، ثابت می‌کند که شما هنوز زنده هستید. متوجه باشید که احساس فقدان آنچه برای‌تان عزیز و به قلب‌تان نزدیک است را به شما نشان می‌دهد. سعی کنید آنچه مهم است را شناسایی کنید. از این اطلاعات برای تبدیل شدن به آدمی که دوست دارید بشوید، استفاده کنید. فقدان شما فرصتی است برای آنکه بااهمیت‌ترین چیزی که در زندگی ارزش زیستن دارد را بشناسید. قدم‌های محکم و ملموس بردارید تا آن کیفیت‌ها و ویژگی‌هایی که در زندگی می‌خواهید را به واقعیت تبدیل کنید.

۷. متعهد شوید
بعد از آنکه متوجه شدید چه چیزی در زندگی برای‌تان ارزش زیستن دارد، بر اساس آن رفتار و عمل کنید؛ بنابراین رفتار شما را اهداف و ارزش‌های‌تان در زندگی تعیین می‌کنند. ممکن است بخواهید به آدم‌های دیگر در زندگی‌تان نزدیک شوید. ممکن است به محل کار برگردید یا برای کمک به خیریه‌ها داوطلب شوید. شما هستید که آنچه که مهم است را برای خودتان معنی می‌کنید؛ و همان‌طور که بر اساس ارزش‌های‌تان رفتار می‌کنید، متوجه باشید که نسبت به خودتان مهربان و شفیق باشید.

عشق و تنفر در مهم‌ترین دادگاه این روزهای جهان

با شروع دادگاه جدید جانی دپ و امبر هرد، دوباره بحث درباره رابطه این دو بازیگر هالیوودی داغ شده است و تقریبا همه ما صرف نظر از علاقمند بودن یا نبودن به این موضوع، هر روز از مسائل مطرح شده در این دادگاه جنجالی در ویرجینیا باخبر می‌شویم. در این مقاله قصد داریم برخلاف بیشتر خبرهای مرتبط با این داستان که به حواشی دادگاه و مسجل شدن گناه‌کار بودن جانی دپ یا امبر هرد می‌پردازند، به رابطه‌ای توجه کنیم که با عشق آغاز شد و سرانجامی تاریک داشت.

 با وجود تمرکزِ ما روی رابطه عاشقانه هرد و دپ در این مقاله، در بخش‌هایی ناگزیر خواهیم بود به حواشی دادگاه و ادعاهای مطرح شده از طرف هر دو بپردازیم. پس پیش از پرداختن به روزهای تلخ و شیرین هرد و دپ با توجه به همزمانی این روزها با برگزاری دادگاه، با هم مرور می‌کنیم اساسا این دادگاه به چه دلیلی در حال برگزاری است.

این دادگاه جنجالی قرار است به چه موضوعی بپردازد؟

این دادگاه با 7 نفر هیئت ژوری در ویرجینیا آمریکا به خاطر شکایت جانی دپ از امبر هرد با اتهام بدنام کردن دپ با اطلاعات نادرست(مانند کتک زدن همسر و خشونت جسمی و جنسی) آغاز شده است و دپ از دادگاه درخواست کرده به خاطر ضررهای ناشی از این بدنامی، امبر هرد محکوم به پرداخت 50 میلیون دلار به او شود. البته در همین دادگاه قرار است دقیقا همین اتهام از طرف هرد به دپ هم بررسی شود و هرد به دلیل اینکه وکیل قبلی دپ ادعاهای او درباره خشونت دپ را حقه‌بازی توصیف کرده، از دادگاه درخواست کرده به دلیل بدنام شدنش جانی دپ محکوم به پرداخت 100 میلیون دلار به او بشود.

عشق و تنفر در مهم‌ترین دادگاه این روزهای جهان

عشق و تنفر در مهم‌ترین دادگاه این روزهای جهان

اگر اطلاعات زیادی درباره تاریخچه مسائل هرد و دپ ندارید باید بگویم این دادگاه در حقیقت به وقایع سال 2015 می‌پردازد. در آن زمان و پیش از جدایی دپ و هرد، امبر هرد مقاله‌ای با قلم خودش در واشنگتن پست چاپ کرد و در آن به این موضوع پرداخت که چگونه مورد خشونت خانگی و آزارهای جسمی و کلامی و جنسی از طرف شریک زندگیش قرار گرفته است. هرد در این مقاله نامی از جانی دپ به عنوان آزارگر به میان نمی‌آورد اما به وضوح درباره زمان این آزارها به تاریخ‌هایی اشاره می‌کند که او در رابطه با دپ به سر می‌برده است.

عشق و تنفر در مهم‌ترین دادگاه این روزهای جهان

انتشار این مقاله به قلم امبر هرد آغاز بدنام شدن جانی دپ بود و اندکی پس از آن روزنامه انگلیسی سان هم بنابر همین مقاله جانی دپ را Wife Beater یا فردی که زنش را کتک می‌زند، توصیف کرد. جانی دپ بنابر ادعایش در همین دادگاه به خاطر آن مقاله (که به ادعای دپ کاملا دروغ بوده است) از بسیاری از فیلم‌ها از جمله ششمین دنباله دزدان دریایی کارائیب و بسیاری از پروژه‌های سینمایی و البته اسپانسرینگ دیگر کنار گذاشته شد و افزون بر این بخش بزرگی از خوش‌نامی و شهرتش بین طرفدارانش را از دست داد.

عشق و تنفر در مهم‌ترین دادگاه این روزهای جهان

همه‌چیز کی و چگونه آغاز شد؟

می‌توان با اطمینان زیاد سال 2009 را شروع همه‌چیز دانست. در آن زمان دپ و هرد در فیلم The Rum Diary هم‌بازی بودند و زمان زیادی که در پشت صحنه این فیلم با هم می‌گذراندند باعث به وجود آمدن علاقه‌ای دوطرفه در آن‌ها شد، هرچند که طبق اطلاعات مطرح شده در دادگاه رابطه آن‌ها تا 2 یا 3 سال بعد یعنی سال 2011 یا 2012 آغاز نشد.

 در سال 2009 جانی دپ هنوز در رابطه طولانی مدت و  با ونِسا پارادایس بود، رابطه‌ای که رسما در سال 2012 به پایان رسید. دپ و پارادایس از سال 1998 و به واسطه حضور هم‌زمان سر فیلم نئو نوارِ پولانسکی  The Ninth Gate با هم آشنا و وارد رابطه شدند و یک فرزند دختر به نام لیلی-رز دپ و یک فرزند پسر به نام جک دپ حاصل این رابطه با استانداردهای هالیوودی طولانی بود.

در طرف مقابل امبر هرد هم در آن زمان (سال 2009) در نقطه پایانی رابطه‌ای طولانی با ون‌ری به سر می‌برد، رابطه‌ای که اندکی پیش از شروع فیلم‌برداری فیلم The Rum Diary با وضعیتی نه چندان دوستانه و دخالت پلیس به پایان رسیده بود. ون‌ری در سال 2009 امبر هرد را به حمله فیزیکی متهم کرده بود. اتهامی که اندکی بعد از طرف ون‌ری پس گرفته شد و او تفسیر اشتباه پلیس از حرف‌هایش را دلیل این سوءتفاهم دانسته بود.

مراسم عروسی، آغاز یا پایان رابطه؟

جانی دپ و امبر هرد به این ترتیب در سال 2015 و پس از 3 یا 4 سال دوستی با برگزاری یک مراسم ساده با هم ازدواج کردند و بعدها البته در جزیره خصوصی جانی دپ در باهاما مراسم پرخرج‌تری هم برای این ازدواج برگزار شد. با توجه به اینکه با گذشت کمتر از یک سال از این مراسم، دپ و هرد در شرایطی بسیار پرحاشیه و مملو از تهمت از هم جدا شدند، می‌توان تصور کرد شیرین‌ترین لحظات رابطه هرد و دپ بین سال‌های 2012 و 2015 اتفاق افتاده باشد. در این زمان هرد و دپ شیفته یکدیگر بودند و بنابر صحبت‌های روان‌شناس،لاورا اندرسون که در سال 2015 جلساتی را برای مشاوره رابطه با دپ و هرد برگزار کرده بود، هنوز روی سمی این رابطه فرصتی برای عرض اندام نیافته بود.

عشق و تنفر در مهم‌ترین دادگاه این روزهای جهان

عشقی که انگار از آسمان‌ها آمده بود!

هرد و دپ در این زمان عاشق هم بودند. هرد بر اساس صحبت‌های وکیلش در دادگاه ویرجینیا عاشق شخصیتی از جانی دپ بود که معمولا در فیلم‌ها ظاهر می‌شد. هرد عاشق جانی دپ کاریزماتیک، مهربان، دیوانه و البته آماده هنجارشکنی بود و برای آگاهی از احساس دپ به هرد در این زمان می‌توانیم به پاسخش به قاضی پرونده رجوع کنیم زمانی که از دپ درباره شکل احساسش به هرد در زمان شروع رابطه می‌پرسد:”در آن زمان او در ذهن من بی‌نقص‌ترین و کامل‌ترین فرد برای من بود. برای مثال او درباره آهنگ‌های قدیمی سبک بلوز که من بسیار به آن علاقمند هستم اطلاعات فراوانی داشت. او در آن زمان در نظر من فردی مطلع و تحصیلکرده، مهربان، شیرین و بامزه بود. به مدت یک یا یک سال و نیم از زمان شروع رابطه‌مان او برای من فوق‌العاده بود و بعد همه‌چیز شروع به تغییر کرد یا بهتر است بگویم شروع به آشکار شدن کرد.”

عشق و تنفر در مهم‌ترین دادگاه این روزهای جهان

کودکی نابسامان و مسموم شدن رابطه

شاید روشن‌ترین تصویر درباره چرایی به خشونت و آزار کشیده شدن رابطه هرد و دپ را همان‌گونه که لاورا اندرسون در دادگاه بیان کرد بتوان در کودکی نابسامان این دو بازیگر دانست. درباره وقایع دوران کودکی هرد اطلاعات زیادی نداریم اما جانی دپ بنابر حقایقی که در دادگاه ارائه شد در تمام طول دوران کودکیش شاهد آزار کلامی و فیزیکی پدرش توسط مادرش بود. مادری که از تحقیر و کتک زدن جانی و خواهرش هم ابایی نداشت.

عشق و تنفر در مهم‌ترین دادگاه این روزهای جهان

عشق و تنفر در مهم‌ترین دادگاه این روزهای جهان

لاورا اندرسون در ویدئویی  که از او در دادگاه پخش شد ضمن توصیف رابطه هرد و دپ به عنوان “آزار و سوءاستفاده متقابل” اضافه کرد که به نظر او جانی دپ در تمام طول دوران بزرگسالیش به خوبی قادر به کنترل آثار مخرب این کودکی نابسامان بوده اما برای او امبر هرد و رفتارهایش مانند یک محرک عمل می‌کرده است. اندرسون ادامه می‌دهد که از صحبت‌هایش با این زوج به این نتیجه رسیده است که گویی هرد برای حفظ غرورش خود را مجبور می‌دیده جانی را عصبانی و وادار به واکنش کند و ترک بحث و مشاجره از طرف جانی دپ هربار هرد را به وحشت می‌انداخته است. اندرسون در همین ویدئو اضافه می‌کند که هرد بارها باعث به جنجال کشیده شدن(تبدیل بحث به آزار کلامی یا فیزیکی) بحث با دپ ‌شده است و ادامه می‌دهد:”البته حدس می‌زنم دفعاتی هم بوده که دپ باعث بالا گرفتن مشاجره می‌شده اما من مدرکی برای اثبات آن نیافتم، مدرکی که درباره تاثیر هرد مشاهده کردم.”

سفری پر از آزار و سوء استفاده و توهین

رابطه هرد و دپ خیلی زود پس از ازدواج نشانه‌هایی از نابسامانی را آشکار کرد. سفر این زوج در این سال به استرالیا برای فیلم‌برداری دنباله جدید دزدان درایی کارائیب مملو از حاشیه بود. از حواشی به وجود آمده برای سفر غیر قانونی دو سگِ این زوج که بگذریم طبق ادعاهای متناقض  دپ و هرد در همین سفر اتفاقات خشونت بار فراوانی بین آن‌ها افتاده است.  هرد ادعا می‌کند در همین سفر از طرف دپ مورد آزار جسمی و جنسی قرار گرفته است، ادعایی که دپ رد می‌کند. در طرف مقابل جانی دپ هم ادعا می‌کند هرد در این زمان ضمن توهین و کتک زدن او، با پرتاب یک بطری باعث قطع شدن نوک انگشتش شده و آشپزهای هتل مجبور به گشتن اتاق برای پیدا کردن تکه انگشت قطع شده او برای پیوند مجدد شد‌ه‌اند، اتفاقی که هرد آن را تکذیب نمی‌کند اما ادعا می‌کند دپ طی اقدام به زدن او با گوشی آیفونش تصادفا باعث قطع شدن انگشت خودش شده است.

عشق و تنفر در مهم‌ترین دادگاه این روزهای جهان

خیلی از سفر این زوج معروف به استرالیا نگذشته بود که انتشار مقاله هرد در واشنگتن پست، نه تنها پایان رابطه هرد و دپ را جلو انداخت(دپ و هرد در سال 2016 رسما از هم جدا شدند) بلکه باعث شد رابطه این دو بازیگر از آن زمان تا به امروز به یکی از مهم‌ترین سرخط‌های خبری در رسانه‌های دنیا تبدیل شود.

عشق و تنفر

بررسی رابطه هرد و دپ هر فردی را درباره زمان اندک بین عشق آتشین آن‌ها و شروع آزار و سوء استفاده متعجب می‌کند. رابطه‌ای که با عشق و احساس آغاز شد و خیلی زود به مسیری کشیده شد که جز هزینه‌های فراوان مادی و احساسی برای دپ و هرد، نمی‌شد پایان دیگری برای آن متصور شد. رابطه‌ای که در آن خیلی زود آزار و سوءاستفاده و خیانت( جانی دپ امبر هرد را به خیانت‌های فراوانی از جمله با ایلان ماسک و جیمز فرانکو متهم می‌کند و در مقابل هرد هم مدعی خیانت همسر سابقش است) جای عشق و علاقه و فضای رمانتیک را گرفت.

عشق و تنفر در مهم‌ترین دادگاه این روزهای جهان

شما مخاطبان بیا نی نی چه فکر می‌کنید؟

جنجال به وجود آمده میان جانی دپ و امبر هرد، دنبال‌کنندگان این اخبار در جهان را به دو دسته تبدیل کرده است. گروه بزرگتر یا به دلیل بر حق دانستن جانی دپ و یا علاقه به این بازیگر بسیار محبوب، امبر هرد را جادوگری حیله‌گر و دروغ‌گو می‌دانند ومعتقدند او باید به جای جانی از سینما و هالیوود کنار گذاشته شود. گروه دیگر یا به دلیل بر حق دانستن هرد و یا طرفداری از حقوق زنان دپ را مانند بیشتر مردان قدرتمند و ثروتمند دنیا، فردی آزارگر می‌دانند که حاضر است در راه رسیدن به هدفش و ارضای نیازهایش هر زنی را قربانی کند.

عشق و تنفر در مهم‌ترین دادگاه این روزهای جهان

از این دو نگاهِ افراطی و سیاه و سفید که بگذریم شما مخاطبان بیا نی نی درباره این موضوع چه فکر می‌کنید؟ ما مشتاق آگاه شدن از نظرات شما هستیم و حتما برای آگاه شدنِ ما از نظر افکار عمومی در ایران درباره این موضوع، نظرات خود را با بیا نی نی به اشتراک بگذارید.

جنگ‌قدرت زمینه‌ساز عجیب‌ترین درخواست طلاق

واکاوی روان‌شناسانه ماجرای یک زوج‌تهرانی که هرکدام دوست‌داشتند فرزند آن‌ها پیش خواهرشان بماند و چون نتوانستند این‌موضوع را حل‌کنند تصمیم به‌جدایی گرفتند
 دلیل درخواست طلاق یک زوج تهرانی که نتوانستند یک موضوع به ظاهر ساده را مدیریت کنند، با عنوان عجیب‌ترین درخواست طلاق در سایت‌های خبری و شبکه‌های اجتماعی پربازدید شد. ماجرا از این قرار است که یک زن و شوهر جوان به‌خاطر نگهداری از فرزندشان با یکدیگر درگیر شدند؛ اتفاقی که درنهایت به دادگاه خانواده تهران کشید و یکی از پرونده‌های طلاق را پیش‌روی قاضی قرار داد. در ادامه، مروری کوتاه بر این پرونده خواهیم داشت و از منظر روان‌شناسی، عوامل زمینه‌ساز آن را واکاوی خواهیم کرد.
 
 جنجال بر سر یک مسئله کوچک
زن جوان وقتی روبه‌روی قاضی دادگاه خانواده قرار گرفت، درباره علت درخواست خود گفت: «من و شهرام به‌تازگی صاحب یک دختر شده‌ایم. از وقتی دخترم به دنیا آمد دیگر سرکار نرفتم. فقط گاهی اوقات برای انجام کارهای روزانه‌ام از خانه بیرون می‌روم. در آن زمان هم از خواهرم می‌خواهم‌ پیش دخترم بماند. دعوای ما از چند شب پیش شروع شد. وقتی خانواده همسرم در خانه ما مهمان بودند به آن ها گفتم که فردا باید برای انجام کاری از خانه بیرون بروم و خواهرم هم کار دارد و نمی‌تواند از دخترم مراقبت کند. خواهرشوهرم همان زمان گفت که می‌تواند فردا برای نگهداری از دخترم به خانه‌مان بیاید. من هم از این موضوع استقبال کردم‌ ولی همان شب خواهرم تماس گرفت و گفت که کارش کنسل‌شده و می‌تواند از دخترم مراقبت کند. من هم برای این که خواهرشوهرم به دردسر نیفتد به او گفتم لازم نیست به خانه ما بیاید اما خواهرشوهرم ناراحت شد و به دنبال آن شهرام هم جنجال به‌راه انداخت و گفت چرا باید همیشه خواهرت از دخترم مراقبت کند. از همان شب دعوای ما شروع شد و شهرام این مسئله را آن قدر بزرگ کرد که تصمیم به جدایی گرفتیم. او تا جایی پیش‌رفت که گفت دیگر خواهرت حق ندارد به خانه‌مان بیاید و از بچه مراقبت کند.»                              
 ضرورت آمادگی زوجین  برای ورود کودک به زندگی‌شان
 موضوع این پرونده طلاق شاید به ظاهر خیلی عجیب به نظر برسد اما مسئله در بررسی و تحلیل دقیق‌تر، چیزی فراتر از بحث نگهداری فرزند توسط مراقب جایگزین است. مشکل، آمادگی نداشتن زوجین و ناهماهنگی‌شان با یکدیگر برای ورود کودک به زندگی زن‌و‌شوهری است. با آمدن فرزند به خانواده کمی طول می‌کشد تا زوجین با یکدیگر و نیازهای خود و فرزندشان هماهنگ شوند.
 مادری که نیاز به آرامش دارد
در این پرونده، خانم شاغل بوده و حالا به‌خاطر کودکش از کار بازمانده است. حتما در کنار مسائل مالی که درآمد خانواده کمتر از قبل می‌شود، نگهداری از فرزند در خانه کمی مشغولیت ایشان را زیاد می‌کند و گاهی نیاز به تنهایی و انجام کارهای شخصی دارد که لازم است حمایت شود و با مراقب جایگزین فرصت فراغت محدود و آرامش داشته باشد. مسئله دیگر بحث روابط دو نفره زوجین و وقت گذاشتن برای  یکدیگر است که لازم است مدیریت شود تا کیفیت و کمیت رابطه، جوابگوی نیازهای‌شان باشد.
 اول پدر، بعد مراقب جایگزین
مورد دیگر، هماهنگی و کمک زوجین در برآوردن نیازهای کودک‌شان است که لازم است درباره انجام مراقبت‌های کودک نوپای سراسر نیاز با هم همکاری داشته باشند و کمی از رسیدگی را پدر به عهده بگیرد. در این مسئله، هماهنگی زوجین و رسیدن به درک متقابل از نیازهای کودک خیلی موثر است تا کمک گرفتن از شخص جایگزین. بهتر است در مواقع خاص و خارج از وقت پدر، از شخص جایگزین کمک گرفته شود.
 مهارت مدیریت اختلافات
در زندگی‌مشترک هر زوجی، اختلاف و مشکلات وجود دارد. مهم این است که زن‌و‌شوهر هر کدام جداگانه راجع به چگونگی مدیریت این مشکلات و اختلافات آگاه باشند. در این میان، اختلافات و مشکلات گاه نرمال است و جای نگرانی ندارد ولی گاهی آن قدر بزرگ و غیرقابل‌حل می‌شود که زندگی زوج را به‌هم می‌ریزد. به همین دلیل است که زوج‌ها باید از  مشکلات و اختلافات آگاه باشند و نحوه چگونگی رفع و مدیریت آن ها را بدانند تا در زندگی مشترک با مشکل مواجه نشوند.
 جنگ قدرتی که نباید راه می‌افتاد
گذر از دنیای دونفره‌ به زندگی سه‌نفره هیجان‌انگیز، روح‌افزا و شگفت‌انگیز است؛ همزمان طاقت‌فرسا، اعصاب‌خردکن و با نگرانی‌های گوناگون همراه است. این اتفاق ممکن است بر روابط زوجین‌ تأثیر منفی داشته باشد. ممکن است خانم با آمدن بچه هنوز نتوانسته نیازهای همسر را برآورده کند و همسر با کوچک ترین اتفاقی، ناخواسته و با ربط دادن به مسائل دیگر، درگیر رابطه جانبداری از خانواده شده و به نوعی جنگ قدرت بین زوجین ایجاد شده است. این جا لازم است زوجین راجع به نیازهای یکدیگر، وقت بگذارند و با هم گفت‌وگو کنند و راهکارها برای برآوردن نیازهای‌شان را بیابند. زن‌ها معمولا گمان می‌کنند همین‌ که بگویند چه کارهایی باید انجام شود، کافی ا‌ست که طرف‌مقابل(شوهرشان) داوطلبانه کارها را انجام دهد، اما مردها به درخواست مستقیم واکنش بهتری نشان می‌دهند.

صدیقه معدنی|کارشناس‌ارشد روان‌شناسی

این موارد به شما می‌گوید از طلاق پشیمان می‌شوید

طلاق ساده‌ترین راه ممکن برای زوج‌هایی است که در ازدواج‌های ناخوشایند زندگی می‌کنند؛ اما این تصمیم ساده و عجولانه، ممکن است به جای آرامش بیشتر آسیب های جدی را به زندگی تان تحمیل کند. جدایی هم مانند هر مقوله دیگر نیاز به آمادگی دارد. اگر این مراحل در شما تکمیل نشده است بهتر است درباره آن تردیدی جدی داشته باشید..

عدم تفاهم ،درگیری های مکرر و طولانی مدت،فقدان گفتگوی مسالمت آمیز و فرار از توهین و تحقیر و کشمکش های هر روزه نهایتا بسیاری از زوج ها را به این نقطه می رساند که باید از هم جدا شوند.طلاق امری نکوهیده شده است اما شرع و دین و اخلاق آن را مطلقا سیاه نمی بیند ،اما برای این مرحله از زندگی نیاز به بررسی ها و آمادگی های بسیاری وجود دارد تا زوجین پس از رسیدن به آن حس پشیمانی و عذاب وجوان نداشته باشند.ممکن است طلاق زندگی این زوج ها را با آسیب های جدی تری همراه کند.اگر هنوز برای ماندن و ساختن زندگی تان تردید دارید و به طلاق به عنوان گزینه نهایی فکر می کنید بهتر است به  توصیه های دکتر یاسر مدنی مشاور و عضو هیئت‌علمی دانشگاه تهران عمیقا فکر کنید و بعد تصمیم بگیرید.

این موارد به شما می‌گوید از طلاق پشیمان می‌شوید

*** بسیاری از زوجین به آمادگی برای طلاق فکر نمی‌کنند

بیشتر کتاب‌ها و مقالات در مورد طلاق بر اساس این فرض نوشته‌شده‌اند که وقتی زن و شوهر می‌گویند می‌خواهند طلاق بگیرند یعنی آماده طلاق هستند اما مشاوران و درمانگران این فرضیه را غلط می‌دانند و می‌گویند معمولاً هنگامی‌که زوجین فرآیند طلاق را آغاز می‌کنند، یکی از آن‌ها و اغلب، هر دو واقعاً برای طلاق آماده نیستند. تصمیم به طلاق مانند تصمیم به انتخاب همسر یکی از حیاتی‌ترین تصمیماتی است که یک نفر می‌تواند بگیرد چراکه اشتباه در انتخاب این تصمیم می‌تواند برای سال‌ها یا مادام‌العمر عواقب داشته باشد؛ بنابراین تصمیم به این امر مهم نیازمند توجه بیشتر از سوی زوجین است.

یاسر مدنی دراین‌باره می‌گوید: «بسیاری از زوجین به آمادگی برای طلاق و عواقب آن فکر نمی‌کنند و با این فرض اقدام به طلاق می‌کنند که هر چه زودتر بتوانند از یک موقعیت استرس‌زا و تنش زا خارج شوند. بنابراین، افرادی که در ازدواج‌های پرتنش هستند تمایل دارند تا هرچه سریع‌تر طلاق را به پایان برسانند تا به زندگی خود ادامه دهند اما متأسفانه در بیشتر موارد برعکس این اتفاق می‌افتد.»

این موارد به شما می‌گوید از طلاق پشیمان می‌شوید

***طلاق راحت تر شده، آسیب های آن جدی تر

طلاق به‌سادگی انتخاب یک وعده غذایی برای شام نیست. تصمیم به طلاق مانند تصمیم به ازدواج مهم و سرنوشت‌ساز است چراکه هر دو یک تغییر شدیدی را در زندگی شما ایجاد می‌کند. در این میان اگر پای بچه وسط باشد، تصمیم به طلاق تأثیرات بیشتری را بر شما و همسرتان خواهد داشت. بنابراین، قبل از طلاق مهم است به این فکر کنید که چگونه این روند و نتیجه آن می‌تواند بر تک‌تک اعضای خانواده شما تأثیر بگذارد. این در حالی است که متأسفانه این روزها قبح طلاق ریخته شده و زوج‌های جوان با کوچک‌ترین مشکلی به فکر طلاق می‌افتند یا همدیگر را تهدید به طلاق می‌کنند. مدنی با اشاره به معضلات طلاق خاطرنشان کرد: «طلاق همچنان یک اتفاق منفی در جامعه تلقی می‌شود. اگرچه قبح طلاق نسبت به قبل ریخته شده و طلاق گرفتن و طلاق دادن آسان‌تر شده اما دردسرها و معضلات طلاق همچنان باقی است. امروزه بسیاری از زوج‌ها زمانی که موقعیت‌های استرس‌زا مانند مشکلات مالی، خیانت و… را تجربه می‌کنند، شروع به فکر کردن به طلاق می‌کنند، درحالی‌که فکر کردن به طلاق انسان را یک گام نزدیک‌تر به طلاق می‌کند. درگذشته افراد پستی‌وبلندی‌های زندگی را تحمل می‌کردند تا اینکه یک ریش‌سفید و واسطه‌ای با پادرمیانی اختلاف و طلاق عاطفی بین زوجین را حل‌وفصل می‌کرد اما امروزه آستانه تحمل زوجین پایین آمده و با به وجود آمدن مشکلات خیلی سریع اقدام به خاتمه دادن به عهد ازدواج می‌کنند درحالی‌که پیوند زناشویی به‌صورت سنتی به معنای پایبندی و تحمل تلاطم‌ها و بالا و پایین رفتن‌های زندگی مشترک بوده است.»

این موارد به شما می‌گوید از طلاق پشیمان می‌شوید

این مشاور خانواده ادامه می دهد: «فکر کردن به طلاق احتمال صحبت کردن درباره طلاق را افزایش می‌دهد و صحبت درباره طلاق بین همسران باعث حرمت‌شکنی و دل‌شکستگی شده و به بافت پیوند زناشویی خدشه وارد خواهد کرد. به همین دلیل وقتی افراد دچار مشکلات عمیق می‌شوند، بهتر است قبل از آنکه فکر طلاق در ذهن یکی از طرفین خطور کند، بلافاصله به مشاور ذی‌صلاح و متخصص رجوع کنند تا این فکر تبدیل به صحبت و اقدام قانونی در راستای طلاق نشود.»

*** آسیب روانی طلاق

طلاق یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های زندگی است که می‌تواند بسیار آسیب‌زا باشد. محرک‌های زیادی برای آسیب‌های طلاق وجود دارد ازجمله فاصله گرفتن خانواده، دوستان یا فرزندان شما بعد از طلاق، پی بردن به خیانت‌های همسر، شوک ناگهانی طلاق توسط همسر، آزار جسمی یا روحی و… .

مدنی با اشاره به آسیب‌های روحی و روانی طلاق می‌گوید: «طلاق می‌تواند باعث کاهش اعتمادبه‌نفس شود. همچنین تأثیر بسیار مخربی برای کودکان دارد، به‌غیراز موارد بسیار نادر که آسیب ماندن در رابطه ممکن است برای بچه‌ها یا یکی از طرفین بیشتر باشد.»

مدنی اشاره می‌کند: «طبق روایات اسلامی، طلاق یکی از منفورترین حلال‌های خداوند است و تا حد امکان باید از آن اجتناب کرد. افرادی که طلاق را تجربه می‌کنند معمولاً دچار دگرگونی‌های مختلف روحی و روانی ازجمله تنظیم مجدد با شرایط جدید می‌شوند. طلاق تقریباً مثل حالت سوگ و از دست دادن است زیرا یک پیوند اتحادافرین، منحل و ناقص می‌شود و این نقص عضویت در یک پیمان دوطرفه ناگهان یک‌طرفه می‌شود و این ازنظر روانی می‌تواند برای طرفین شوک‌آور باشد. همچنین در چنین وضعیتی، شرایط جدید اقتصادی، سکونت، شغل، هویت خانوادگی، دوستان مشترک و… می‌تواند دستخوش تغییر شود و خیلی وقت‌ها این تغییرات حتی به حالت اول برنمی‌گردد.»

این موارد به شما می‌گوید از طلاق پشیمان می‌شوید

*** بسیاری از زوجین بعد از طلاق پشیمان می‌شوند

مدنی یکی دیگر از آسیب‌های روان‌شناختی طلاق را احساس پشیمانی بعد از طلاق عنوان می کند و می گوید : «برخی از تحقیقات نشان داده که اکثر مواقع زن و شوهر بعد از طلاق در ماه‌ها و سال‌های منتهی به طلاق احساس پشیمانی شدید، خود سرزنشگری، احساس گناه و عذاب وجدان می‌کنند و حضور بچه‌ها می‌تواند احتمال پشیمانی را افزایش دهد. در بسیاری از موارد، زوجین به خیال اینکه بیرون از این رابطه اتفاق بهتری می‌افتد، اقدام به طلاق می‌کنند ولی بعد از مدتی پشیمان می‌شوند. مراجعان زیادی به من مراجعه کرده و گفته‌اند که می‌خواهند بقیه زوجین را نصیحت کنند که ‌ترمیم و ماندن در رابطه زناشویی خیلی کم‌هزینه‌تر و لذت‌بخش‌تر از طلاق خواهد بود چون زندگی را از نو شروع کردن بسیار سخت خواهد بود.»

این تردید ها و عذاب وجدان ها بیماری های روحی متعددی را به زوجین تحمیل می کند: «خیلی از افراد بعد از طلاق مدام با خود می‌گویند ای‌کاش می‌شد تا من هم زندگی‌ام را نگه‌دارم و برگردم. درصدی از این افراد با مشاوره به زندگی خود برمی‌گردند و بیشتر از قبل قدر داشته‌های خود را می‌دانند اما در بعضی موارد احساس پشیمانی و خود سرزنشگری بعد از طلاق تبدیل به یک بحران روحی می‌شود و در چنین شرایطی لازم است فرد برای کاهش احساس پشیمانی حتماً به روانشناس مراجعه کند.»

*** قبل از طلاق به پشیمانی بعد از آن فکر کنید

مدنی در پاسخ به این سؤال می گوید : «طبیعتاً قبل از طلاق ملاک‌های متعددی باید موردبررسی قرار گیرد؛ ازجمله روابط خانوادگی، تعاملات اجتماعی، باورها و اعتقادات دینی و معنوی، انتظارات و توقعات طرفین، نگرش نسبت به وظایف زن و مرد در رابطه زناشویی و ازدواج، موضوعات مربوط به فرزند پروری و تقسیم وظایف زن و شوهر در منزل و بیرون از منزل؛ بهتر است این موارد توسط مشاورین ازدواج موردبررسی قرار بگیرد.»

علاوه بر بررسی این امور، لازم است افراد قبل از طلاق به چند سؤال پاسخ دهند:

آیا هنوز نسبت به شریک زندگی خود احساسی دارید؟

بسیاری از افراد که می‌گویند می‌خواهند طلاق بگیرند، همچنان ته دلشان نسبت به همسرشان احساس دارند اما به دلیل جنگ‌ودعوای مداوم در رابطه، تصور می‌کنند صمیمیتی وجود ندارد و باید به این زندگی پایان دهند. بنابراین، قبل از طلاق بدون در نظر گرفتن مشکلات پیش رو، به احساس خود نسبت به همسرتان توجه کنید؛ اگر هنوز ذره‌ای به همسرتان علاقه‌مندید حتماً قبل از طلاق روی رابطه خود کارکنید، در غیر این صورت بعد از طلاق احساس پشیمانی خواهید کرد و ممکن است پس از طلاق وضعیت خود را بدتر ازآنچه اکنون هستید، ببینید.

آیا واقعاً آماده طلاق هستید یا فقط تهدید می‌کنید؟

زوجین اغلب در مشاجرات زناشویی به دلیل عصبانیت، تصمیم جدی برای تغییر واقعی و به دست آوردن قدرت و کنترل بر طرف مقابل، همدیگر را تهدید به طلاق می‌کنند. در چنین مواردی چنانچه این تهدیدها تبدیل به واقعیت شود، می‌تواند احساس پشیمانی شدیدی را به همراه داشته باشد؛ بنابراین قبل از طلاق به این فکر کنید که آیا تنها تهدیدکننده هستید یا واقعاً آماده طلاقید و هیچ کاری برای بهبود رابطه از دستتان برنمی‌آید.

 آیا می‌توانید عواقب ناخوشایند طلاق را تحمل‌کنید؟

طلاق منجر به احساس اندوه، ناامیدی، تنهایی، شکست و طرد شدن می‌شود. برای آمادگی در برابر فراز و نشیب‌های طلاق، داشتن یک سیستم حمایتی از طرف خانواده و دوستان ضروری است که در صورت نیاز به شما کمک عاطفی و عملی کنند. اگر شما کسی هستید که طلاق را انتخاب کرده‌اید، باید ببینید که آیا می‌تواند عواقب ناخوشایند طلاق را تحمل‌کنید یا خیر. برای اینکه بدانید آیا برای طلاق آماده هستید یا خیر، به موارد زیر توجه کنید:

اگر ترس از مشکلات مالی و تغییر در سبک زندگی‌تان را دارید، آمادگی طلاق را ندارید.

اگر نمی‌توانید ناراحتی و عصبانیت فرزندانتان را بپذیرید، پس برای طلاق آماده نیستید.

اگر حاضر نیستید ازنظر عاطفی و احساسی همسرتان را رها کنید، آمادگی طلاق را ندارید.

۸ دلیل که دست کم موجب طلاق عاطفی می‌شود

در واقع بسیاری از مواردی که ما فکر می‌کنیم نشانه‌های شکست در ازواج هستند فقط مشکلاتی هستند که ما روش مقابله با آنها را بلد نیستیم. میزان مکالمات شما در روز و تعداد دفعات نزدیکی در هفته می‌تواند بگوید رابطه‌ی شما در حالت عادی است یا باید نگران آن باشید. بر اساس آخرین تحقیقات در آمریکا، بیش از ۵۰ درصد طلاق‌ها حول علت‌های زیر صورت می‌گیرند. چیزی که ما نیاز داریم درباره‌ی ازدواج بدانیم این است که زندگی زناشویی همیشه به خوشحالی، خاطرات خوب و شام رمانتیک در رستوران ختم نمی‌شود. در واقع ما باید بپذیریم که گاهی اوقات شکست می‌خوریم و نیاز داریم که از نو بلند شویم و برای ادامه‌ی زندگی مشترک تلاش کنیم.

۱. عقب کشیدن در دعواها

گاهی اوقات برای اینکه مشاجرات ما بیش از اندازه طول نکشد عقب می‌کشیم؛ اما در واقع داریم احتمال «بی اهمیت بودن» را در ذهن طرف مقابل بالا می‌بریم. در مشاجرات خود سعی کنید با آرامش به دنبال حل موضوع باشید، اگر صلاح بر سکوت کردن است همین کار را کنید. بعد از خوردن میوه یا شام موضوع را ریشه‌ای، با محبت و آرامش حل کنید. به هیچ وجه پای نفر سومی را به مشاجرات خود باز نکنید مگر مشاوران خانواده یا روانشناسان.

۲. از جزئیات به یکدیگر بگویید

بهتر است به جای اینکه همه‌ چیز را بگذارید برای وقتی که یکدیگر را در خانه دیدید، وسط روز هم سراغی از هم بگیرید. عشق، رابطه‌ای زنده است که نیاز به  تغذیه دارد. در آخر شب با همسر خود خلوت کنید و از تصمیم‌ها و کارهایتان در طول روز بگویید و مشتاق شنیدن جزئیات طول روز همسرتان باشید. در واقع این کار، فاصله‌ی صبح تا شبی را که کنار هسرتان نیستید تا حدی جبران می‌کند.

۳. همسر خود را فرا واقعی تصور نکنید

فکر نکنید که همسر شما مرتکب اشتباه نمی‌شود یا باید ناخودآگاه کارهایی که شما دوست دارید را انجام دهد. در واقع اگر از رفتاری در همسرتان ناراحت هستید باید آن را به شیوه‌ای درست به او بگویید وگرنه نه تنها درست نمی‌شود؛ بلکه کار را خراب می‌کنید. در واقع احساس لج در هر انسانی به مقادیر کم یا زیاد وجود دارد. پس آن را خسیسه‌ای ناپسند که نباید وجود داشته باشد تصور نکنید. نوع بیان و موقعیتی که ناراحتی خود را به همسرتان می‌گویید، خیلی مهم است.

الف) اگر زن هستید، برای برطرف کردن این موضوع می‌توانید با یک غذای مورد علاقه، با ابراز محبت، بیانی نرم و صحبت کردن با تُن صدای پایین (تن صدای بالا اغلب مردان را عصبی می‌کند و فهم کلمات را برای آنان سخت می‌سازد) ناراحتی خود را عنوان کنید.

ب) اگر مرد هستید برای همسر خود گل مورد علاقه او (حتی یک شاخه)، شامی در رستوران و کلامی محبت‌آمیز را تدارک بینید. ابتدا علاقه‌ی خود را به او نشان دهید و سپس ناراحتی خود را بگویید.

۴. از تنها بودن می‌ترسید

اگر از تنها بودن بترسید مشکلاتی را حل نمی‌کنید چون نمی‌خواهید شریک زندگی‌تان به هیچ عنوان، شما را ترک کند و در واقع نمی‌خواهید قبول کنید که مشکلی وجود دارد. بنابراین در آن لحظه که باید برای حل آن اقدام کنید عقب می‌کشید و تنها جوری وانمود می‌کنید که موضوع حل شده است. اما عمیقا به حل موضوع فکر نمی‌کنیم تنها به تمام شدن شرایط خطری که احساس می‌کنیم فکر می‌کنیم.

۵. از زبان بدن برای ابراز احساسات خود استفاده نکنید

در ابتدای رابطه ما بیشتر از کلمات و بیان لفظی استفاده می‌کنیم تا علاقه و دلبستگی ایجاد شود. چرا فکر می‌کنیم وقتی این اتفاق افتاد دیگر نیازی به بیات احساسات و کلمات محبت‌آمیز نداریم؟ از ابراز احساسات به واسطه‌ی زبان بدن بپرهیزید. زیرا که مغز شما اینطور درک می‌کند که حسی را بیان کرده و منتظر پاسخ است. غاقل از آنکه همسر شما متوجه آن طرز بیان نشده و نمی‌داند به چه چیزی باید پاسخ دهد. انتظار ما را عصبی و پرخاشگر می‌کند و همه‌ی برداشت‌هایمان حق به جانب خود می‌شود.

۶. مقایسه‌ی رابطه‌ی خود با دیگران

هیچ‌گاه همسر خود را با همسر دیگران و رابطه‌ی خود را با رابطه‌ی دیگران مقایسه نکنید. در واقع این شرایط نه تنها خودمان بلکه همسرمان را نیز آزرده‌خاطر می‌کند؛ زیرا که این مقایسه برای هیچ‌کس چه زن و چه مرد خوشایند نیست. حتی بهتر است در حضور همسر خود، از خوبی زوجی دیگر تعریف هم نکنید. بر روی نقاط قوت رابطه‌ی خود تمرکز کنید و سعی در پر رنگ کردن آنها کنید.

۷. از صلح کردن امنتاع می‌کنید

در بالا گفتیم که در مشاجرات عقب نکشید و بی توجه نباشید ولی از صلح کردن هم پرهیز نکنید. در واقع بهتر است وقتی موضوع حل شد دیگر بحثی وجود نداشته باشد و در گفت و گوهای خود، ارجاعی به مشاجره‌ی مربوطه ندهیم. کمی گذشت و فکر به علت وجود شما در کنار همسرتان می‌تواند آتش درونی شما را کمتر کرده و بحث را به سمت صلح پیش ببرد.

۸. همسر خود را به عنوان الویت دوم می‌بینید

وقتی برای همسر خود آنطور که باید ارزش و احترام قایل نباشید نباید انتظار درک و شعور یک فرد درجه یک را داشته باشید. هنگامی که از این تفکر خودخواهانه خود دست بردارید و همسرتان را مکمل خود ببینید می‌توانید به او ارزش و احترامی را که قطعا لایق آن است بدهید. در شرایطی که این اتفاق بیافتد می‌توانید تغییراتی که در او ایجاد شده را مشاهده کنید.