بهترین زمان برای بچه‌دار شدن چه موقع است؟

بهترین زمان برای بچه‌دار شدن چه موقع است؟

بیا نی نی/ بچه‌دار شدن یک تصمیم دو نفره بین شما و همسرتان است؛ اما فکر می‌کنید چه زمانی بهترین موقع، برای صحبت با او درباره بچه‌دار شدن است؟
دو نفر برای شروع زندگی مشترک، نیاز دارند که مدتی را برای گفت و گو درباره موضوعاتی بگذارند که اغلب آن صحبت‌ها احساسی و هیجانی هستند. بعد از اینکه یکدیگر را نسبتاً شناختید و ازدواج کردید نباید گفت و گوها را متوقف کنید؛ بلکه باید درباره موضوعات عمیق‌تری صحبت کنید. این صحبت‌ها ناخودآگاه به سمت برنامه‌ریزی برای آینده نیز می‌رود. بحث «اگر بچه‌دار شدیم» و «چه زمانی بچه‌دار شویم» یکی از مهم ترین صحبت‌هایی است یک زوج با یکدیگر خواهند داشت. نتیجه در این‌باره، که آیا دوست دارید «سال آینده بچه‌دار شوید» یا اینکه «اصلا به بچه‌دار شدن فکر نکنید»، همه و همه، جزو برنامه‌ریزی‌های جدی زندگی هستند که به شما و همسرتان بستگی دارد. کارشناسان در این‌باره توصیه می‌کنند: «هر چه زودتر شروع به بحث در مورد بچه‌دار شدن کنید».
اگر این موضوع برای شما مهم است پس به هر چه زودتر آن را مطرح کنید و برای آن برنامه‌ریزی مشخص داشته باشید. توجه کنید که این تصمیم، ارتباط مستقیمی با شرایط مالی خانواده (دخل و خرج) دارد. در ابتدا بهتر است یک نقشه بلند مدت برای آینده خانوادگی خود بکشید. دقت کنید که انتظار طولانی مدت برای بچه‌دار شدن می‌تواند در زمان حال شما اثر منفی داشته باشد. به نوعی احساس کامل نبودن را به شما می‌دهد و لذت از زمان حال از بین می‌رود.پس خیلی صادقانه در این‌باره با همسرخود صحبت کنید. سیندر کوتر، پزشک خانواده، می‌گوید: «انتظار نداشته باشید که تنها با یک بار گفت و گو به نتیجه برسید، این تصمیم مهمی برای هر زوجی است که باید بارها به گفت و گو بپردازید و همه جوانب را بسنجند. در این گفت و گوها، استفاده از کلمه «من» ممنوع است. برای مثال نباید بگویید: «من عاشق بچه هستم» بگویید: «به نظرم ما، مادر و پدر فوق‌العاده‌ای می‌شویم». 

دانشمندان: بچه اول از همه فرزندان خانواده باهوش تر است

دانشمندان: بچه اول از همه فرزندان خانواده باهوش تر است

بیا نی نی/ بچه های اول خانواده معمولاً قدرت ذهنی و استعداد استثنایی ای دارند. دانشمندان می گویند ترتیب تولد ما تأثیر زیادی بر روی هوش و دیگر توانایی های ما دارد.
در ادامه بیشتر به این موضوع خواهیم پرداخت و می خواهیم بینیم چرا دانشمندان ادعا می کنند بچه اول خانواده از بقیه ی خواهر و برادرهایش باهوش تر است.

دانمشندان چطور به این مسأله پی بردند؟
در سال ۲۰۱۷ محققان دانشگاه ادینبورگ انگلیس با بررسی تست ضریب هوشی خواهر و برادرهایی که از والدین یکسانی بودند، پی بردند به دلیل انگیختگی ذهنی ای که علت آن پدر و مادر هستند، بچه های بزرگ خانواده از سطوح بالاتری از توانایی های فکری برخوردار هستند. با این حال، وقتی از خواهر و برادرها تست رشد عاطفی گرفته شد، هیچ تفاوتی از این نظر میان آن ها وجود نداشت.
محققان در این پژوهش بیشتر از ۵ هزار خواهر و برادر را از زمان تولد تا ۱۴ سالگی شان مورد مطالعه قرار دادند. از این کودکان هر دو سال یک بار به روش های مختلفی تست ضریب هوشی گرفته می شد. فرزندان اول خانواده در تمام سنین عملکرد بهتری در این تست ها داشتند.

«اثر ترتیب تولد» چیست؟

دانشمندان می گویند ترتیب تولد تأثیر زیادی بر فرزندان اول، دوم و میانی دارد. بچه های بزرگ تر با آنکه به لحظ ذهنی رشد یافته تر هستند، اما ممکن است به خاطر فشاری که از سوی والدین برای همه چیز تمام بودن به آن ها وارد می شود، دچار مشکلاتی شوند. بچه های دوم معمولاً ممکن است توجه کمتری از سمت پدر و مادر خود در خصوص دستاوردهایشان دریافت کنند، به همین دلیل تأیید و رضایت والدین باعث شکوفایی آن ها می شود. بچه های وسط بیشتر اوقات احساس تنهایی می کنند و تصور می کنند کسی به آن ها توجه ندارد، به همین دلیل والدین باید مطمئن شوند که به اندازه ی کافی برای آن ها وقت می گذارند.

والدین چه نقشی دارند؟

پدر و مادرها در مورد فرزند اول شان اغلب دلشان می خواهد که هم از جنبه ی رشد عاطفی او و هم از جنبه ی رشد ذهنی اش موفق باشند، گویی یک مسابقه است که باید یک بچه ی همه چیز تمام تربیت کنند. این را بگذارید در کنار دانش کم پدر و مادرها درباره ی نحوه ی صحیح پرورش یک انسان؛ نتیجه ی کار می شود بچه ای که با توجه و میل پدر و مادر به موفق شدن خودشان بمباران شده است. به همین خاطر است که فرزندان اول معمولاً به موفقیت سوق داده می شوند و از نظر ذهنی رشد می کنند.

خواهر و برادرها چه نقشی دارند؟

وقتی بچه های اول به «یکی از فرزندان خانواده» تبدیل می شوند و دیگر تنها بچه ی خانواده نیستند، این مسأله می تواند طوری روی آن ها تأثیر بگذارد که باعث شود زودتر به پختگی برسند. از آنجایی که مادر بچه درگیر فرزند تازه به دنیا آمده ی خانواده می شود، بچه های اول گاهی احساس می کنند که دیگر به آن ها توجه نمی شود و با کمک کردن به والدین خود در کار مراقبت از خواهر/ برادر کوچک ترشان سعی می کنند رضایت آن ها را کسب کنند. این مسأله باعث می شود بچه های اول از سن بسیار پایین مسئولیت های پدر و مادرشان را برعهده گیرند و این این جایگاه معمولاً از سوی خانواده حمایت می شود. اغلب به همین خاطر است که فرزندان بزرگ تر خانواده باهوش تر و پخته تر از سن شان می شوند.

این مسأله را چطور می توان تغییر داد؟
از آنجایی که موفقیت تحصیلی و ذهنی فرزندان به طور مستقیم از توجه و محبت پدر و مادر تأثیر می گیرد، باید اذعان کرد کودکانی که از تعامل کمتری با پدر و مادر خود برخوردارند و زمان کمتری با آن ها می گذرانند، توانایی کمتری در خصوص یادگیری و ضریب هوشی از خود نشان می دهند .

چطور می توان از این نکته بهره برد؟
اگر نقص های موجود در مهارت های فرزند پروری مان که ناخودآگاه رخ می دهند را بدانیم، می توانیم نتیجه را پیش بینی کنیم. اما علاوه بر آن می توانیم از این دانش در کار فرزند پروری خود بهره بگیریم. برای شروع می توانیم فشار بیش از اندازه به فرزند اول خود وارد نکنیم و به یک اندازه به همه ی فرزندان خود توجه نشان دهیم. علاوه بر این، وقتی بتوانید باهم راحت صحبت کنید و به یکدیگر اعتماد داشته باشید، با وجود دانش فرزند پروری تان می توانید رابطه ی خود را به گونه ای حفظ کنید که همواره در حال رشد و پیشرفت باشد و بنیان مستحکمی برای فرزندان خود فراهم کنید تا بتوانند با موفقیت از دوران کودکی به دوران بزرگسالی قدم بگذارند.

سیاست‌های تشویقی در دنیا و سیاست‌های تنبیهی ما!

سیاست‌های تشویقی در دنیا و سیاست‌های تنبیهی ما!

جوان آنلاین/  چند سال می‌شود بسیاری از کشور‌های دنیا نگاه مثبتی به افزایش جمعیت دارند و بر همین اساس هم سیاستگذاری‌هایشان را به سمت و سوی سیاست‌های تشویقی افزایش جمعیت پیش برده‌اند. کشور‌های اروپایی با نرخ رشد جمعیت منفی در رأس کشور‌هایی هستند که برای تغییر در سیمای جمعیتی‌شان اقدام کرده‌اند و تسهیلات متعددی را برای خانواده‌هایی که اقدام به بچه‌دار شدن می‌کنند در نظر می‌گیرند. 
این مشوق‌های جمعیتی شامل در نظر گرفتن تسهیلات شغلی و مرخصی‌های طولانی مدت برای مادران و همچنین پرداخت کمک هزینه‌های قابل توجه برای خانواده‌هاست. در ایران، اما هنوز موانع فرزندآوری و حتی بالاتر از آن موانع ازدواج از پیش پای جوانان برداشته نشده و دولت نشان داده نه فقط برای این موضوع برنامه‌ای ندارد بلکه چندان باوری هم به مسئله افزایش جمعیت و تسهیل ازدواج ندارد. به همین خاطر هم هست که هر از گاهی با اخبار و اقداماتی از سوی دولت مواجه می‌شویم که با سیاست‌های تشویقی جمعیت یا ازدواج در تقابل است. این در حالی است که ۶۵ درصد کشور‌های غربی سیاست‌های حمایتی از فرزندآوری را دنبال می‌کنند. به طور مثال دولت فرانسه ۸۳ میلیارد یورو، یعنی حدود پنج درصد تولید ناخالص ملی کشور را صرف حمایت از فرزندآوری می‌کند. این میزان هزینه به نوبه خود بالاترین رقم در سطح اروپاست.

زنان فرانسوی، ۱۶ هفته مرخصی زایمان دارند که از شش هفته پیش از تولد کودکانشان آغاز می‌شود. جالب این است که سیستم فرانسه، داشتن فرزند بیشتر را با افزایش قابل ملاحظه مزایا برای فرزند سوم نیز تشویق می‌کند.

در آلمان آنگلا مرکل صدر اعظم این کشور پیشنهاد داده برای مادر‌هایی که در خانه مراقب بچه‌های خود هستند حقوق هزار و ۸۰۰ یورویی در نظر گرفته شود. از دیگر اقدامات دولت آلمان، کمک مالی به پدران و مادران شاغلی است که به دلیل تولد فرزند خود یا مرخصی به واسطه نگهداری از فرزند، دستمزدی دریافت نکردند. بدین منظور دو سوم تا صد درصد حقوق این افراد به آن‌ها پرداخت می‌شود. همچنین اگر یکی از والدین در مرخصی باقی باشد، تا ۱۲ ماه می‌تواند به صورت فوق در مرخصی باقی بماند، با ضمانت این مسئله که بعد از ۱۲ ماه به همان شغل قبلی خود بازمی‌گردد و اگر هر دو والدین در مرخصی باشند تا ۱۴ ماه می‌توانند این گونه درکنار خانواده خود حضور داشته باشند.

روسیه هم چند سالی می‌شود تسهیلات تشویقی متعددی را برای فرزندآوری خانواده‌ها در نظر گرفته است. بر اساس قوانین این کشور، خانواده‌هایی با سطح درآمد پایین به ازای فرزند اول تا ۱۸ ماهگی کودک کمک معیشتی دریافت می‌کنند.

این تسهیلات به منظور افزایش شمار فرزندان بیشتر می‌شود به طوری که فرزندان دوم خانواده به مدت ۱۰ سال یارانه یا کمک معیشتی دریافت می‌کنند.

طرح دیگر دولت روسیه برای تسهیل شرایط فرزندآوری اعطای وام مسکن به خانواده‌ها است. بر اساس این طرح، آوردن فرزند دوم و سوم منجر به پرداخت وام مسکن با سود بسیار پایین به خانوار‌ها می‌شود. مدت بازپرداخت این وام به ازای فرزند دوم، سه سال و به ازای فرزند سوم پنج سال خواهد بود.

سال گذشته هم رسانه‌های روسی اعلام کردند ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه به هر خانواده‌ای که در سال جاری میلادی صاحب فرزند شود ۴۶۶ هزار و ۶۱۷ روبل معادل حدود ۷۶۰۰ دلار هدیه خواهد داد.

رئیس‌جمهور روسیه قول داد در صورت تولد فرزند دوم در همین سال این خانواده ۱۵۰ هزار روبل (۲۴۰۰ دلار) دیگر هم دریافت می‌کند.

حتی چین هم چند سالی می‌شود از رویکرد سختگیرانه تک‌فرزندی بازگشته است. این کشور از سال ۲۰۱۶ سیاست تک‌فرزندی را لغو کرد و به سیاست‌های تشویقی رو آورد. در برخی شهر‌های این کشور خانواده‌ها به ازای تولد فرزند دوم ماهانه یارانه مشخصی دریافت می‌کنند به علاوه تا سن سه سالگی نیز به کودکان یارانه شیر پرداخت می‌شود.

ارائه تسهیلات تحصیلی به فرزندان دوم خانواده‌ها، کمک‌های مالی و رفاهی، اجرای معافیت‌های مالیاتی و تسهیل شرایط زایمان کم‌هزینه برای مادران از جمله دیگر مشوق‌های دولت چین برای افزایش جمعیت بوده است.

در ایران، اما مشوق‌های ازدواج و فرزندآوری تنها روی کاغذ نوشته شده و حتی مواردی همچون افزایش مرخصی زایمان بانوان شاغل هم هنوز در اجرا لنگ می‌زند و تنها زنانی موفق به استفاده از این مزیت قانونی می‌شوند که کفش آهنین به پا کرده و به دیوان عدالت اداری شکایت کنند! این در حالی است که تغییر در سیاست‌هایی نظیر جمعیت از یک سو و ضرورت توجه بیشتر به مسئله تشکیل خانواده از سوی دیگر موضوعاتی هستند که در کنار فرهنگ‌سازی نیازمند مشوق‌های اقتصادی و اجتماعی هستند.

آن چه باید درباره‌ تک‌فرزندان بدانیم

آن چه باید درباره‌ تک‌فرزندان بدانیم

خراسان/ باید به عنوان یک مادر بدانید که چه مواردی ارتباطات آینده مانند ازدواج، دوستی، معاشرت و … تک‌فرزندان را تهدید می‌کند
  این روزها تک فرزندی از یک انتخاب برای بعضی خانواده‌ها به نوعی اجبار تبدیل شده‌ است.متاسفانه  بالا رفتن سن ازدواج و فرزندآوری، شرایط اقتصادی جامعه، ترس از پذیرش مسئولیت و بسیاری موارد دیگر باعث شده تا این شیوه‌ فرزندآوری، رایج‌ترین گزینه‌ خیلی از زوجین باشد. فارغ از درست و غلط بودن این تصمیم، در این مطلب می‌خواهیم از زاویه‌ای دیگر به این مسئله نگاه کنیم، موضوعی که مادرها نقش پررنگی در آن دارند. در ادامه به این سوال پاسخ خواهیم داد که چه مواردی ارتباطات آینده(ازدواج، دوستی، معاشرت) تک‌فرزندان را تهدید می‌کند؟
 
  احتمال بی‌تجربگی در ارتباطات
وقتی تعداد فرزندان زیاد می‌شود، مسئولیت‌هایی که بر دوش والدین قرار می‌گیرد هم زیاد می‌شود و به همین دلیل آن‌ها زمان کمتری برای گذراندن با فرزندانشان پیدا می‌کنند و این عامل باعث ارتباطات بیشتر فرزندان با هم می‌شود. گاهی فرزندان باهم رقابت می‌کنند، این فرصت رقابت در خانواده سبب می‌شود که کودکان احساسات مختلفی را تجربه کنند. در صورت شکست در رقابت، کودکان معنای شکست خوردن از نزدیکان‌شان را یاد می‌گیرند و در صورت غلبه کردن بر خواهر و برادرشان حس پیروزی را هم تجربه می‌کنند. چنین کودکانی هر دو حس را در محیط امن خانواده تجربه می کنند و دارای شخصیتی مستحکم در برابر سختی و قوی در برابر شکست می‌شوند.
 ناتوانی در ابراز احساسات و همدلی
داشتن خواهر و برادر به افراد کمک می‌کند تا ابراز احساساتی مثل  شادی، غم،  حسادت و … را در کنار دیگری تمرین کنند. همچنین در شرایط دشوار پیش آمده برای خواهر یا برادرشان فرصت یادگیری و تجربه‌ همدلی داشته باشند. همدلی کردن که یکی از اصول مهم رابطه است یعنی خود را جای طرف مقابل بگذاریم و از دریچه‌ چشم او به دنیا نگاه کنیم، در واقع درک دیگران عاملی موثر در ارتباطات سالم است و این فرصت برای افراد با خواهر و برادر به کرات اتفاق می‌افتد.
 نداشتن شبکه حمایتی گسترده
گاهی اوقات فرزندان نیازدارند تا رازها و حرف‌هایشان را به افراد امن و نزدیکی غیر از والدین بگویند. خواهر و برادر بزرگ ترین سرمایه حمایتی برای روزهای سخت آینده هستند. افراد تک فرزند این حمایت را ندارند و ممکن است به دلیل کوچک بودن شبکه‌ حمایتی وابستگی زیادی بین آن‌ها و والدین‌شان وجود داشته باشد و پس از ازدست دادن والدین دچار نقص حمایتی جدی شوند.
 خواهان دیده شدن و توجه
همه‌ ما نیاز به توجه و دیده‌شدن داریم اما اگر این نیاز بیش از حد در ما شکل گرفته باشد باعث ایجاد مشکلاتی برای خودمان و دیگرانی که با ما در ارتباط‌ هستند، می‌شود. بیشتر بچه‌های تک‌فرزند مدت‌ها در مرکز توجه والدین قرار داشتند و بیشتر رفتارهایشان توسط والدین پایش می‌شده است. این توجه زیادی باعث می‌‌شود نوعی اضطراب در این کودکان شکل بگیرد. اضطرابی از جنس این که: «نکند من انتظارات والدینم را برآورده نکنم؟ نکند کسی به من توجه نکند.»
 به این نکته مهم توجه کنید
برشمردن مشکلات این فرزندان اصلا به معنای آن نیست که همه‌ تک فرزندان لوس و نازپرورده هستند و زندگی کردن با آن‌ها سخت است. تک‌فرزندان زیادی هستند که نسبت به بچه‌های چندفرزندی اجتماعی‌ترند. مسئله‌ای که وجود دارد، این ا‌ست که راجع به این نگرش و آینده احتمالی که برای فرزندمان رقم می‌زنیم ،آگاه باشیم.
نویسنده : عطیه تقوی‌بجنوردی | روان شناس

سختی های جدایی کودک از مادر شاغل

سختی های جدایی کودک از مادر شاغل

نی نی بان/ مادران شاغل نسبت به مادران خانه‌دار با تشویش‌ها و همین‌طور نگرانی‌های بیشتری دست به گریبان هستند؛ زیرا مادران شاغل پس از پایان دوره مرخصی زایمان باید به کار خود بازگردند. اما این دوران با دوران قبل از زایمان بسیار متفاوت است! شاید در زمانی که هنوز فرزندتان متولد نشده بود با خود می‌گفتید که فرزندم را به والدین، پرستار یا مهدکودک می‌سپارم اما بعد از تولد فرزندنتان دیگر تمایلی به این کار نداشته و نمی‌دانید با فرزند تازه متولد شده‌ای که به مادرش نیازمند است؛ باید چه کنید؟ جدایی کودک از مادر شاغل بحث بسیار مهمی است و بیش از 75 درصد مادران برای بازگشت به فضای کار با این احساس روبه‌رو می‌شوند. 

بازگشت دوباره به کار و حس عذاب وجدان
بسیاری از مادرانی که با احساساتی نظیر عذاب وجدان، گناه و… روبه‌رو می‌شوند دایما این فکر را در ذهن خود مرور می‌کنند که فرزند ضعیف و کوچکشان را تنها می‌گذارند در صورتی که شما با سپردن فرزندتان به پرستار، مهدکودک یا والدین خود، این شانس را به او می‌دهید که با افراد دیگری جز والدین خود در ارتباط باشد. فرزند شما در این ارتباط می‌تواند با رفتارها و همین‌طور محیط یا کودکان دیگری آشنا شود که با افزایش فعالیت‌های ذهنی و روحی همراه است. این مرحله می‌تواند اولین دوره‌ای باشد که شما به فرزندتان اجازه می‌دهید تا استقلال خود را در سطحی بسیار کوچک پیدا کند تا در آینده بتواند با محیط اطراف خود ارتباط برقرار کرده و تبدیل به کودکی منزوی یا خجالتی نشود.

انتقال حس مادران به نوزادان
اگر مادری هستید که با سپردن فرزندتان به خانواده یا مهد کودک احساس گناه یا عذاب وجدان می‌کنید، باید بدانید که این احساس به خوبی به نوزاد شما منتقل می‌شود و می‌تواند در رفتار و روحیه فرزندتان تاثیرگذار باشد. پس این احساس را فراموش کنید و به فرزندتان اجازه دهید که فارغ از احساسات شما رشد کند.

قادر به جدایی از فرزندم نیستم…
 یکی از مادرانی که مدت زمان مرخصی زایمانش تمام شده و باید به محیط کاری خود بازگردد، می‌گوید؛ جدایی از فرزندش برایش سخت و دشوار است و این حس او را تا استعفاء نیز پیش برده است. اما مشاور این مادر در توصیه‌ای به او گفت: «این جدایی هر چند برای مادران ناخوشایند است اما باید به آرامی انجام شود بدین معنا که مادران باید از چند ماه قبل خود را برای این جدایی آماده کنند. برای مثال با یک تمرین بسیار ساده خود را برای بازگشت به محیط کار آماده کنند.
حداقل به مدت چند ساعت در طول روز نوزادتان را به همسرتان، خانواده یا دوستانتان سپرده و او را ترک کنید. در مدتی که کنار فرزندتان نیستید، می‌توانید با برقراری تماس تلفنی از حال فرزندتان با خبر شوید تا شخصی که در حال نگهداری از فرزندتان است به شما اطمینان دهد که فرزندتان گریه نمی‌کند و در حال استراحت یا بازی به سر می‌برد.  در تمرینات بعدی، این جدایی را طولانی‌تر کنید. برای مثال از صبح تا عصر فرزندتان را به شخص دیگری سپرده و یک روز کامل در کنار او نباشید تا به مرور زمان بتوانید برای روز موعود که بازگشت به محیط کاریتان است، آماده شوید. عادات غذایی، ناراحتی‌های احتمالی، ساعات خواب و سایر رفتارهای نوزادتان را به شخصی که قرار است از او مراقبت کند، متذکر شوید تا با خیالی آسوده‌تر بتوانید او را ترک کنید.

اهمیت رفتار مادران شاغل در اولین روزهای جدایی
مادران شاغل در زمانی که به منزل باز می‌گردند بایستی ارتباط خوبی را با نوزادشان برقرار کنند تا نوزاد کمبود وجود مادر را احساس نکند. با نوزادتان بازی کنید، صحبت کنید، اجازه دهید تا با استشمام بوی مادر از بازگشت شما اطمینان حاصل کند. 

فرزندم در هنگام جدایی از من بی‌قرار است
بسیاری از مادران مانند سارا از بی‌قراری نوزادشان در زمان جدایی از مادر گله‌مند هستند اما این موضوع نیز راهکارهای خود را دارد. مشاور سارا معتقد است: «نوزادان با شنیدن صدا و همین طور بو کردن مادرانشان به آرامش می‌رسند. پس در روزهای اولیه جدایی برای اینکه فرزند و مادر دچار بی‌قراری نشوند، مادر می‌تواند جملاتی را ضبط کرده و نزد پرستار یا شخصی که نگهداری نوزاد را برعهده دارد، بسپارد تا در زمان بی‌قراری نوزاد این صدا برای او پخش شود و از طرفی نوزاد را با لباسی که مادرش پوشیده و یادآور بوی مادرش است، در آغوش بگیرند تا بتوان نوزاد را به مرور زمان به جدایی از مادرش عادت داد و با گذشت زمان تنها در زمان‌های بی‌قراری نوزاد از مادر به پخش صدا یا در آغوش گرفتن نوزاد با روسری یا لباس مادر در آغوش پرداخت.

سیاست‌های جمعیتی بدون حمایت از مادرانگی!

سیاست‌های جمعیتی بدون حمایت از مادرانگی!

شهرآرا آنلاین/ مادر بودن تجربه‌ای است که تنها در بدن زنان محصور است، احساس و تجربه‌ای خوشایند که با عبور از مراحل بارداری و زایمان، در نهایت به جان‌بخشی و تولد یک انسان ختم می‌شود. تجربه‌های شخصی زنان از مادری به‌ طور معمول با برداشت‌های فرهنگی و اجتماعی از ارزش مادرانگی منطبق است و از این طریق، یکی از جنبه‌های هویتی زنان برساخته می‌شود. تأکید و توجه به پدیده مادرانگی، زنان و مردانی را که بنابر مشکلات فیزیولوژیک توانایی داشتن فرزند را ندارند، ناکام و به‌ عبارت دقیق‌تر «نازا» یا «نابارور» قلمداد می‌کند. 
اهمیت جایگاه مادری و قداست بخشیدن به آن سبب می‌شود از نازایی به‌ عنوان یک نقص مهم در ساخته و پرداخته‌ شدن هویت زنان یاد شود و پیوند وثیقی میان زنانگی و مادرانگی برقرار گردد. این مسئله به‌ویژه با مهم‌ شدن مسئله جمعیت، بیش از پیش مورد توجه قرار می‌گیرد. جمعیت یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های تشکیل یک واحد سیاسی به‌ نام دولت است و کمیت و کیفیت آن می‌تواند بر شکل و نوع حکومت اثرگذار باشد. حالا که همه گزارش‌های جمعیتی از کاهش نرخ رشد موالید و حرکت به سوی پیری جمعیت در ایران خبر می‌دهند، لزوم حمایت از سیاست‌های جمعیتی بر همگان آشکار شده است. 
اقدامات و بسته‌های اجرایی فراوانی برای تشویق خانواده‌ها به‌ منظور افزودن بر تعداد فرزندان خود، در نهادهای تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز ارائه شده است که «بیمه درمان ناباروری» یکی از آن‌هاست. به دنبال ابلاغ سیاست‌های کلی جمعیت در سال 1393، برنامه‌ای با عنوان کمک به اجرای سیاست‌های جمعیتی کشور ذیل ردیف‌های هزینه‌ای وزارت بهداشت قرار گرفت. درمان بیماری‌های مربوط به ناباروری در زمره این سیاست‌ها و جزئی از بسته‌های طرح تحول سلامت در نظر گرفته شد. اگرچه سیاست‌ها و اقدامات وزارت بهداشت پیشرفت‌های شگرفی در زمینه درمان ناباروری رقم زد، بار مالی چنین درمان‌هایی همچنان بر دوش متقاضیان این درمان‌ها قرار داشت. 
افزایش هزینه‌های درمانی خانواده‌ها به‌واسطه همه‌گیری ویروس کرونا از یک‌ سو و تنگناهای اقتصادی از سوی دیگر، وضعیت چنین خانواده‌هایی را از قبل دشوارتر کرده است. با توجه به اینکه هم‌اکنون بیش از 3 میلیون زوج نیازمند به درمان‌های مربوط به باروری هستند، انتظار می‌رود در قالب طرح‌هایی که به تعالی نظام خانواده می‌پردازند، به آن‌ها توجهی ویژه شود. مجلس یازدهم که فعالیت خود را با طرح زنان و خانواده آغاز کرده است، در ابتدای مسیری است که در آن اقدامات زیادی را می‌توان انتظار داشت. شاید اتمام طرح‌ها و لایحه‌های نیمه‌تمام بهترین کاری باشد که در این شرایط می‌توان انجام داد. مجلس یازدهم نشست‌ها و طرح‌هایی برای این مسئله برگزارکرده است اما این جلسه‌ها تاکنون گامی فراتر از نقد به عملکرد وزارت بهداشت و دولت برنداشته‌اند. اعلام تصویب و بررسی برخی سیاست‌ها که به‌ گونه‌ای مستقیم زندگی شهروندان را از خود متأثر می‌سازد، چشم‌اندازها و امیدهایی را برامی‌انگیزاند که سزاوار توجه بیشتر و دقت در عملکرد نهادها و مسئولان است، به‌خصوص هنگامی که پای زندگی خصوصی و تلاش برای تجربه احساس مادری در میان باشد که غالب زنان بدون صرف هزینه‌های هنگفت به آن دست می‌یابند. تحقق نیافتن سیاست‌های وعده‌داده‌شده مجلس، به‌خصوص در سیاست‌های حمایتی همچون بیمه درمان‌های مربوط به ناباروری، نه‌تنها مخالف سیاست‌های کلی نظام درباره جمعیت است بلکه به سرخوردگی، یأس و حتی ازهم‌پاشیدگی خانواده‌های متقاضی چنین درمان‌هایی می‌انجامد. کوبیدن بر طبل اهمیت تشکیل خانواده و توجه به مادرانگی به‌عنوان کامل‌کننده هویت زنانه، تنها زمانی توجیه منطقی می‌یابد که ابزارها و امکانات لازم برای تحقق آن‌ها در دسترس همه اقشار جامعه قرار گرفته باشد. در غیر این‌ صورت، ایجاد توقع و انتظار برای تأمین حمایت‌های مالی از سوی نهادهای دولتی و سپس تحقق نیافتن آن‌ها به ناامیدی بیشتر و در نتیجه وضعیت بغرنج در سطوح خرد و کلان اجتماعی می‌انجامد. تحمل وضعیت ناباروری به‌عنوان یک «برچسب» اجتماعی برای زنان چه از نظر عاطفی و چه از نظر روانی دشوار است و اضافه‌شدن بار مالی آن مسئله‌ای است که سطح تاب‌آوری خانواده‌ها را به‌شدت کاهش می‌دهد. بر همین مبنا، بسیار ضرور است ضمن اصلاح برخی باورهای غلط رایج درباره نازایی و ناباروری که در سطح جامعه وجود دارد، به حمایت از چنین افرادی پرداخت. در نتیجه در کنار تشویق خانواده‌ها به فرزندآوری، به‌ویژه آن‌هایی که با صرف هزینه و با دشواری بیشتری می‌توانند مادری و مادرانگی را تجربه کنند، باید اضطراب ناشی از تأمین هزینه این درمان‌ها را با ابزارهای حمایتی لازم به حداقل رساند.
دکتر محدثه جزایی دبیر انجمن علوم سیاسی شعبه خراسان