افزایش اعتماد به نفس کودکان با ۳ روش

امروزه والدین دریافته‌اند که پرورش کودکانی با اعتمادبه‌نفس بالا به اندازه پرورش کودکانی سالم از اهمیت برخوردار است. در ادامه راهکارهایی برای افزایش اعتمادبه‌نفس کودکان ذکر شده است: برای فرزندانتان قوانینی وضع کنید: برای داشتن کودکانی شاداب و با اعتمادبه‌نفس اطمینان حاصل کنید که آن‌ها قوانینی را که برایشان وضع کرده‌اید، رعایت می‌کنند. کودکان خواهان و نیازمند قوانین هستند. همه ما خواهان آموزش ارتباط موثر و انضباط برای کودکانمان هستیم بدون آن که دیکتاتوری در خانه برقرار کنیم، وضع قوانین این کار را برای شما ممکن می سازد. کودکان نیز خواهان این قوانین هستند. آن‌ها از والدین انتظار دارند تا از آن‌ها مواظبت کنند، تربیت‌شان کنند و آموزش‌شان دهند. ممکن است باورش برایتان مشکل باشد؛ اما کودکان خواستار راهنمایی‌های شما هستند تا چهارچوبی برای انجام کارهای خود داشته‌باشند. برخی از والدین به اشتباه تلاش می‌کنند تا دوستی برای فرزند خود باشند و از وضع قوانین خودداری می‌کنند. وضع قوانین، امری حیاتی برای تربیت کودکان است. توانایی تصمیم‌گیری فرزندانتان را افزایش دهید: دومین راهکار برای بالا بردن اعتمادبه‌نفس کودکان افزایش قدرت تصمیم‌گیری آن هاست. زمانی که فرزندانمان را از نتایج مثبت و منفی هر راه‌حلی برای مشکلاتشان آگاه می‌کنیم و به آنان اجازه می‌دهیم که خود تصمیم‌گیری کنند باعث بالا رفتن اعتمادبه‌نفس آن‌ها خواهیم شد و همچنین آموزش می‌دهیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده بگیرند.

با روی خوش با کودکانتان صحبت کنید:

سومین راه‌حل، صحبت با فرزندتان با روشی خاص توام با احترام و مثبت‌نگری است. شیوه ای که شما با کودکانتان صحبت می‌کنید مهم ترین عامل در شکل‌دادن به شخصیت و اعتمادبه‌نفس فرزندتان است. پایه اعتمادبه‌نفس عزت‌نفس است. عزت نفس به معنای آن است که شخص چقدر خود را دوست دارد و چه میزان به خودش احترام می‌گذارد. زمانی که کودکانمان در حال رشد هستند هیچ‌گونه ایده‌ای درباره شخصیت خود ندارند پس شروع به جمع‌آوری داده درباره خود از محیط اطرافشان می‌کنند و بهترین منبع، رفتار مهم‌ترین افراد زندگی‌شان یعنی پدرومادر است؛ پس برای این که تاثیر شگرفی روی فرزندانمان داشته‌باشیم با حرف‌های خود روحیه آنان را تقویت کنیم. هیچ وقت از آنان انتقاد شدید و شکایت نکنید و تقصیر را به گردن آنان نیندازید. همیشه به آنان بگویید که چه کودکان شگفت‌انگیزی هستند. همیشه مشکلاتشان را درک کنید و به آن ها بگویید که بسیار باهوش و خوب هستند. این ها راهکارهایی ساده با کمترین هزینه هستند؛ اما اهمیت زیادی در بالا بردن اعتمادبه‌نفس کودکان دارند. با صرف وقت کم، می‌توان با استفاده از این روش‌ها اعتمادبه‌نفس فرزندانمان را افزایش دهیم.

مترجم: نازنین تاتاری

خشمگین می شوم و بچه های بی گناهم را می زنم

مادر دو بچه هستم. گاهی موج عجیبی از خشم در سرم می‌پیچد و بچه‌های بی‌گناهم را می‌زنم. شاید علت آن به دوران کودکی‌ام بر می گردد! چون بچه طلاق هستم و کتک زیادی خوردم. شوهرم هم کار درستی ندارد و بیکار است.

پاسخ مشاور

چگونگی خشمگین‌شدن افراد در یک موقعیت یا محیط‌های اجتماعی از تفسیر معنای رویداد، اثر می‌پذیرد و تفاوت‌های فردی در نوع رویدادی که باعث خشم و عصبانیت می‌شود، متفاوت است. ممکن است فردی در مقابل انتقاد خشمگین شود، فردی دیگر وقتی که کنترل اوضاع و امور از دستش خارج می‌شود، عصبانیت و خشم را تجربه می‌کند. انواع رویدادهایی که خشم افراد را تحریک می‌کند، به طورمعمول به گذشته افراد و نیز به باورها و عقاید آن‌ها بستگی دارد. روش‌هایی برای کنترل خشم ممکن است در گذشته در زندگی تان مسائلی وجود داشته یادر حال حاضر هم مسائلی وجود داشته باشد که از کنترل شما خارج است و منجر می شود که در موقعیت‌هایی نتوانید خشم، ناراحتی یا اضطرابتان را کنترل کنید. این احساسات منفی همان‌طور که خودتان اشاره کردید نه تنها به خودتان بلکه به اطرافیان‌تان آسیب‌هایی وارد می‌کند که گاهی برای جبران و درمان آن به صرف زمان و هزینه‌های زیادی نیاز است.

برای کنترل خشم‌تان روش‌هایی را به شما پیشنهاد می‌کنم:

تمرین درک خشم: وقتی واکنش‌های خشم‌تان، مشکل‌ساز است، می‌توانید این تمرین را انجام دهید. ابتدا موقعیتی را که در آن خشمگین می‌شوید، توضیح دهید و یادداشت کنید (چه‌کسی؟ چه‌چیزی؟ کی؟ و کجا ؟) و بعد شدت خشم‌تان در آن موقعیت را مشخص کنید؛ مثلا ازصفر تا100 چه نمره‌ای به میزان خشم‌تان می‌دهید، ممکن است برای شروع، شدت خشمی که گزارش می‌دهید، بالا باشد و بعد از آن فکری که در موقع عصبانی‌شدن داشتید و تصاویر ذهنی در آن زمان را یادداشت کنید. این کار به شما کمک می‌کند نسبت به شدت واکنشتان به موقعیت‌هایی که بیشتر برای شما تحریک‌کننده است و همچنین افکار زمان عصبانیت‌تان آگاهی پیدا کنید.

بازسازی و تغییر افکار:

بعد از مدتی که تمرین درک خشم را انجام دادید و افکاری را که اصولا موقع تجربه خشم به سراغتان می‌آید، شناسایی کردید، حالا نوبت تغییر این افکار است. میزان باوری که به آن فکرها دارید، را مشخص کنید؛ مثلا: ممکن است در موقعیتی که عصبانی شده‌اید این فکر به ذهن‌تان آمده باشد که من در تربیت بچه‌هایم ناتوانم یا من مادر خوبی نیستم‌. میزان باورتان را به هر کدام از فکرها مشخص کنید و این که فکرِ «من مادر خوبی برای بچه‌هایم نیستم» را 70 درصد باور دارم و بعد شواهدی که فکرتان را تایید می‌کند و شواهدی که فکرتان را رد می‌کند، یادداشت کنید. مثلا با فکر «من مادر خوبی برای بچه‌هایم نیستم» می‌تواند این شواهد به ذهنتان بیاید: شواهد تایید: کتکش می‌زنم، سرش داد کشیدم.

شواهد رد:

برایشان غذا درست می‌کنم، به فکر تغذیه و سلامتی‌شان هستم، به فکر تحصیلشان هستم، شب‌ها برایشان قصه می‌گویم، آن‌ها را به پارک می‌برم و … این تمرین باعث می‌شود نگاه واقع بینانه‌تر و منطقی‌تری به موقعیت و افکارتان داشته‌باشید و بعد از تمرین مکرر می‌توانید فکر جایگزین منطقی را جایگزین فکر منفی هنگام خشم یا هر احساس منفی دیگر بکنید.

پیش‌بینی و آماده‌شدن برای رویدادهایی که احتمال عصبانی‌شدن در آن رویداد بالاست:

موقعیتی را شناسایی کنید که احتمال می‌دهید اضطراب و تنش زیادی در آن داشته‌باشید و خشم را تجربه کنید. درباره آنچه دقیقا می‌خواهید بگویید و نیز چگونگی بیان مسئله‌تان، برنامه‌ریزی و یادداشت و تمرین کنید. با این روش می‌توانید راهبردهایی را که برای مواجه‌شدن با آن موقعیت لازم دارید به دست آورید و وارد موقعیت شوید.

ایجاد وقفه:

ایجاد وقفه روش موثری برای مدیریت و کنترل خشم‌ است. در این روش هرگاه متوجه نشانه‌های خشم‌تان شدید، خودتان را از آن موقعیت دور کنید؛ مثلا وقتی احساس کردید کودکتان تکالیف درسی‌اش را به‌درستی انجام نمی‌دهد و شما کم‌کم علایم خشم را در خودتان احساس کردید ( افزایش ضربان قلب، تندی تنفس، تنش عضلانی و …) بلافاصله از اتاق خارج شوید به آشپزخانه بروید، چند نفس عمیق بکشید یا لیوانی آب خنک بنوشید و خودتان را با کاری مشغول کنید و بعد از چند دقیقه که احساس خشم‌تان کاهش پیدا کرد، می توانید بهترین و منطقی‌ترین راه برای برخورد موثر با کودکتان را انتخاب کنید.

مراجعه به روان شناس بالینی:

اگر این راهبردها را به کار بستید اما در اجرایش دچار مشکل شدید و به اندازه کافی برایتان کارساز نبود از متخصص مربوطه برای بررسی دقیق‌تر مشکلات‌تان، مهارت‌ها و راهبردهای لازم برای ارتباط موثر با دیگران و حل مسائل‌تان کمک بگیرید

 نویسنده : مائده نیازی فر دانشجوی دکترای روانشناسی بالینی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی

فشار روانی کلاس‌های متعدد تابستانی روی کودکان

 بعد از 9 ماه تحصیل، با تعطیلات تابستانی کودک شما هیجان‌زده است که چند ماه بدون نگرانی از انجام تکالیف می‌تواند بازی و استراحت کند. تماشای بی‌پایان تلویزیون و فیلم‌های موردعلاقه و بازی‌های موبایلی و آنلاین ازجمله برنامه‌هایی است که بچه‌ها در ایام تعطیلات وقتشان را با آن‌ها سپری می‌کنند اما ازآنجایی‌که این مسئله بخشی از نگرانی و دغدغه والدین است، آن‌ها ترجیح می‌دهند اوقات فراغت فرزندشان را باکلاس‌های تابستانی پر کنند. این در حالی است که به گفته روانشناسان آزاد گذاشتن بچه‌ها و استراحت بیش‌ازاندازه و درعین‌حال پر کردن وقت آن‌ها با انواع و اقسام کلاس‌های تابستانی توصیه نمی‌شود. عدم برنامه‌ریزی والدین و آزاد گذاشتن بچه‌ها در اینکه هر زمان می‌خواهند بخورند و بخوابند و بیدار شوند باعث به هم خوردن ساعات خوردوخوراک بچه‌ها شده و حتی سلامت آن‌ها را به خطر می‌اندازد. از طرف دیگر، پر کردن تمام اوقات تعطیلات بچه‌ها با کلاس‌های مختلف، آن‌ها را خسته و بی‌انگیزه می‌کند. پس حد و اندازه کلاس‌های تابستانی برای بچه‌ها چقدر است؟! برای پاسخ به این سؤال به سراغ دکتر سما سادات، روانشناس کودک و نوجوان، مدرس دانشگاه و عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران رفتیم.

فواید کلاس‌های تابستانی برای کودکان

اگرچه بیش‌ازاندازه پر کردن اوقات فراغت کودک با کلاس‌های تابستانی می‌تواند پیامدهایی داشته باشد اما به گفته دکتر سادات کلاس‌های تابستانی می‌تواند فوایدی برای کودکان داشته باشد. مهم‌ترین نکته این است که کلاس‌های تابستانی کمک می‌کند تا اوقات فراغت بچه‌ها به بطالت نگذرد و بچه‌ها با توجه به علایقشان بتوانند مهارتی کسب کنند. علاوه بر این، کلاس‌های تابستانی می‌تواند در رشد، مهارت و خلاقیت بچه‌ها تأثیرگذار باشد.

دکترسادات شرکت در کلاس‌های تابستانی را در پیشرفت تحصیلی تأثیرگذار می‌داند و می‌گوید: «این مهم است که بچه‌ها در طول تعطیلات طولانی تابستان ذهنشان را فعال نگه‌دارند تا با شروع سال تحصیلی دچار مشکل نشوند. بچه‌هایی که در تابستان به‌هیچ‌عنوان فعالیت ذهنی ندارند، در طول سال تحصیلی تا یک‌سوم از آموخته‌های خود را از دست می‌دهند؛ به همین خاطر است که معمولاً معلمان چهار تا شش هفته ابتدایی سال تحصیلی جدید را صرف آموزش مجدد مطالبی می‌کنند که دانش آموزان در تابستان فراموش کرده‌اند. بنابراین، شرکت در کلاس‌های تابستانی در فعال نگه داشتن ذهن و  پیشرفت تحصیلی بچه‌ها در سال آینده تأثیرگذار است البته درصورتی‌که آن کلاس‌ها مطابق باعلاقه، استعداد و انگیزه کودک باشد.»

فشار روانی کلاس‌های متعدد تابستانی روی کودکان

ایجاد نظم و الگوی زندگی سالم از نکات مهم دیگر کلاس های تابستانی است: «در ایام تابستان به دلیل کاهش فعالیت بچه‌ها، میزان چاقی در آن‌ها 2 برابر می‌شود و اینجاست که کلاس‌های تابستانی به‌خصوص کلاس‌های ورزشی می‌تواند بچه‌ها را فعال و پویا نگه دارد.» وی ادامه می‌دهد: «افزایش مهارت‌های اجتماعی، مهارت دوست‌یابی، افزایش اعتمادبه‌نفس، شکوفایی استعدادها و … از دیگر تأثیرات مثبت کلاس‌های تابستانی بر کودکان است.»

فشار روانی کلاس‌های متعدد تابستانی روی کودکان

تأثیر منفی کلاس‌های تابستانی متعدد بر کودکان

 بعضی از والدین در ایام تابستان برای سرگرم کردن فرزندشان، آن‌ها را در انواع و اقسام کلاس‌ها ثبت‌نام می‌کنند و تصور می‌کنند با این کار در حق فرزندشان لطف می‌کنند، درحالی‌که به گفته دکترسادات، ثبت‌نام در کلاس‌های متعدد به‌خصوص کلاس‌هایی که کودک انگیزه و علاقه‌ای برای شرکت در آن‌ها ندارد، فشار روانی مضاعفی را به او وارد می‌کند. در چنین شرایطی ممکن است کودک بالاجبار در کلاس‌ها حضور فیزیکی پیدا کند اما عملاً فایده‌ای نخواهد برد؛ درنتیجه به‌جای آنکه وقت کودک به‌طور مثبت استفاده شود و با حضور در این کلاس‌ها بهره‌وری بالایی کسب کند، نتیجه معکوسی خواهد داشت.»

ثبت‌نام در کلاس‌های تابستانی تا چه اندازه خوب است؟

این متخصص روانشناسی کودک و نوجوان در پاسخ به این سؤال می‌گوید: «ثبت‌نام در کلاس‌های تابستانی تااندازه‌ای خوب است که به بچه فشار وارد نکند. بچه باید اوقات فراغت برای لذت بردن از انجام کارهایی مثل بازی و تفریح که در ایام مدرسه امکان آن‌ها وجود ندارد را داشته باشد.» وی افزود:« اینکه برخی والدین به بهانه یادگیری تعامل با دیگران فرزندشان را در کلاس‌های متعدد ثبت‌نام می‌کنند، اشتباه است؛ حتماً لازم نیست فرزند شما با شرکت در کلاس‌های مختلف مهارت کسب کند بلکه با رفت و آمد با دوستان هم‌سن‌وسال نیز برخی مهارت‌های ازجمله مهارت اجتماعی قابل یادگیری است. واقعیت این است که خیلی از کلاس‌ها فایده لازم را ندارند و تنها باعث بی‌انگیزگی و واردکردن فشار روانی به کودک می‌شوند و این به‌نوعی هدر دادن پول است.»

فشار روانی کلاس‌های متعدد تابستانی روی کودکان

اوقات فراغت فرزندتان را با کلاس‌های آموزشی پر نکنید

دکترسادات پر کردن وقت کودکان صرفاً با کلاس‌های آموزشی را توصیه نمی‌کند و می‌گوید: «اگر قرار بود بچه‌ها تمام سال را درس بخوانند، مدارس در تابستان تعطیل نبود! تعطیلات تابستان فراتر از آموزش‌های درسی است و لازم است بچه‌ها در این دوران به انجام کارهایی همچون تعاملات اجتماعی، ورزش، بازی، تفریح و… بپردازند. زمانی که بازی و تعاملات اجتماعی کودکان ارتقا پیدا کند مسلماً این مسئله در پیشرفت تحصیلی‌شان هم تأثیر می‌گذارد و این‌گونه نیست که صرفاً کلاس‌های آموزشی باعث پیشرفت تحصیلی شود.»

فشار روانی کلاس‌های متعدد تابستانی روی کودکان

چند توصیه به والدین

این روانشناس  می‌گوید برای ثبت‌نام در کلاس‌های تابستانی والدین باید اصولی را مدنظر قرار دهند تا کلاس‌ها هم مفید باشد و هم جنبه سرگرمی داشته باشد: «طبق شناخت از علایق و استعدادهای فرزندتان، کلاس‌ها را انتخاب کنید. به فرض، ثبت‌نام بچه‌ای که هیچ علاقه‌ای به نقاشی ندارد، نه مفید است و نه جنبه سرگرمی دارد چون بالإجبار در کلاس‌ها حضور پیدا می‌کند و هیچ علاقه‌ای ندارد؛ بنابراین، والدین باید کلاس‌هایی که مدنظرشان است را با فرزندشان در میان بگذارند و با توضیح مقدماتی درباره کلاس‌ها، نظر فرزندشان را بپرسند و سپس او را در یک یا دو کلاس ثبت‌نام نمایند.»

دکتر سادات در پایان به والدین توصیه می‌کند: «برای ثبت‌نام در کلاس‌های تابستانی حتماً علایق و استعدادهای فرزندتان را در نظر بگیرید و تصور نکنید که اگر فرزند شما 5 -6 تا کلاس را شرکت کند در تمام آن‌ها موفق خواهد شد. مهم‌تر از کلاس، مسائل دیگری همچون ارتقای روابط خانوادگی، تعامل با همسالان و تقویت روحیه با تفریح و بازی است که گاهی این مسائل می‌تواند مفیدتر از کلاس‌هایی باشد که فقط وقت کودک را پر می‌کند.»

نشانه‌هایی که همسرتان علاقه اش را به شما از دست داده

گاهی ممکن است دوره‌هایی از بیگانگی در رابطه به وجود بیاید که در آن زندگی روزمره به روتین تبدیل می‌شود و ارتباط با شریک عاطفی تان دیگر مثل سابق نیست. شاید احساس کنید طرف مقابلتان در حال دور شدن از شماست. اما عجله نکنید، رابطه شما به پایان نرسیده. این از دست دادن علاقه شاید موقتی باشد و هنوز بتوان رابطه را نجات داد. 
  گاهی ممکن است دوره‌هایی از بیگانگی در رابطه به وجود بیاید که در آن زندگی روزمره به روتین تبدیل می‌شود و ارتباط با شریک عاطفی تان دیگر مثل سابق نیست. شاید احساس کنید طرف مقابلتان در حال دور شدن از شماست. اما عجله نکنید، رابطه شما به پایان نرسیده. این از دست دادن علاقه شاید موقتی باشد و هنوز بتوان رابطه را نجات داد.

چرا طرفین درگیر در یک رابطه علاقه خود را به یکدیگر از دست می‌دهند؟

دلایل اصلی که روانشناسان برای مشکل از دست دادن علاقه به شریک زندگی مطرح می‌کنند شامل عدم اعتماد به نفس، مراقبت و توجه بیش از حد، زمان بندی بد و پیش رفتن سریع و پرشور رابطه است که ممکن است باعث ترس شود.

نشانه‌هایی که می‌گوید شریک زندگی تان در حال از دست دادن علاقه اش نسبت به شماست

صرف نظر از مدت زمان رابطه، توجه به علائم احساس سرد شدن طرف مقابل، بسیار مهم و حیاتی است و با شناسایی هرچه سریع‌تر آن می‌توانید شانس بیشتری برای احیای رابطه خود داشته باشید.

۱. جایی در برنامه‌های آینده شریک زندگی تان ندارید

اگر پیش از این همیشه علایق و ترجیحات شما هم در برنامه ریزی‌های شریک زندگی تان در نظر گرفته می‌شد و حالا این موضوع تغییر کرده و خیلی اتفاقی از برنامه‌های او مطلع می‌شوید، یعنی شما و خواسته هایتان دیگر مورد توجه او نیستید. چنین نگرشی می‌تواند یکی از نشانه‌های از دست رفتن علاقه در رابطه باشد.

۲. شریک زندگی تان هیچ ابتکاری نشان نمی‌دهد

روابط بر اساس تعامل بین دو فرد رشد می‌کنند و شرط یک رابطه سالم مشارکت مساوری هر دو طرف است. وقتی یکی از طرفین دائما گزینه‌هایی را برای گذران وقت با یکدیگر پیشنهاد می‌کند و دیگری خیلی ساده می‌پذیرد این سوال به وجود می‌آید که آیا آن‌ها اصلا به با هم بودن علاقه دارند؟ تلاش یک طرفه در رابطه می‌تواند نشانه آن باشد که دیگری به آن نیاز ندارد.

۳. به ندرت رابطه جنسی دارید

رابطه جنسی بخش مهمی از هر رابطه است و اگر شریک زندگی تان دیگر به این کار علاقه‌ای ندارد، باید صدای زنگ خطر را بشنوید.

رابطه جنسی به دلیل ترشح اندروفین، دوپامین و تستوسترون برای هر دو طرف فواید عاطفی و فیزیکی دارد. البته با گذشت زمان اشتیاق برای برقراری رابطه جنسی بین همسران ممکن است کمتر شود که فرآیندی طبیعی است، اما از بین رفتن آن به‌طور کامل نشانه بدی است.

۴. جدایی عاطفی

کناره گیری عاطفی از شریک زندگی تان نشانه پنهان از دست دادن علاقه است. البته در برخی موارد می‌تواند مکانیزم دفاعی در برابر استرس، درد، اضطراب و تروما‌های قبلی نیز باشد.

بیگانگی عاطفی که مربوط به از دست دادن علاقه باشد، دارای نشانه‌های بیرونی است. نگاه نکردن شریک زندگی تان به چشمانتان هنگام حرف زدن یا حالت‌های بسته بدن هنگام صحبت با شما ازجمله مواردی است که باید به آن‌ها دقت کنید.

دیوار عاطفی همچنین می‌تواند نشانه از دست دادن اعتماد شریک زندگی تان به شما باشد. کسی که خود را از نظر عاطفی جدا کرده، آن‌طور که شما او را در اولویت قرار می‌دهید، به شما اولویت نمی‌دهد.

۵. زیاد صحبت نمی‌کنید

اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم، در مورد چیز‌هایی که واقعا مهم هستند، احساساتتان نسبت به همدیگر، ارزش‌های مشترک یا اولویت‌ها صحبت نمی‌کنید. حتی درباره سینما، موسیقی، سیاست و چیز‌های دیگر هم به ندرت با هم حرف می‌زنید. اگر این وضعیت برایتان آشناست، احتمالا همسرتان علاقه اش را به این رابطه از دست داده است؛ و مشکل اینجاست: مردم با هم زندگی می‌کنند، نه فقط به این خاطر که به همدیگر احساسات عاشقانه دارند، بلکه به این دلیل که به یکدیگر علاقه‌مند هستند. اگر علاقه‌ای نباشد احساسات نیز در خطر خواهد بود.

۶. دیگر دعوا نمی‌کنید

مشاجره بخشی از هر رابطه است. تعارضات و توانایی حل سازنده آن‌ها به دست یافتن به هماهنگی توسط زوج‌ها کمک می‌کند. مسلما نزاع در برخی موارد می‌تواند مخرب باشد، اما وقتی یکی از طرفین این مبارزه را نادیده می‌گیرد، اوضاع از آن هم بدتر است.

۷. رابطه شما متوقف شده است

بسیاری از روانشناسان بر این باورند که رابطه بین افراد فرآیندی پویا همراه با دوره‌های قاعده‌مند و روانی است. افراد ابتدا با یکدیگر ملاقات می‌کنند، سپس در بسیاری از موارد ازدواج، شروع به زندگی مشترک و بچه دار شدن می‌کنند. شرکایی که علاقه‌ای به پیشرفت ندارند ممکن است در هریک از این مراحل گیر کنند.

چطور می‌توانید علاقه شریک زندگی تان را دوباره به دست بیاورید؟

هرچه زمان بیشتری شریک زندگی تان را بشناسید، بیشتر به او عادت خواهید کرد. با گذشت زمان، رابطه عاشقانه شما ممکن است به یک روال معمولی تبدیل شود. اما مزیتی که در این حالت دارید این است که شریک زندگی تان را بهتر از هر کسی می‌شناسید و راحت‌تر می‌توانید سرد شدن او را تشخیص دهید.

ازجمله مواردی که می‌تواند به بهبود رابطه در این وضعیت کمک کند می‌توان به این موارد اشاره کرد:

یاد بگیرید شنونده خوبی باشید.

به ظاهرتان بیشتر توجه کنید.

دوباره با او به قرار ملاقات بروید و سعی کنید دوباره یکدیگر را بشناسید.

درباره خواسته هایتان حرف بزنید.

خودتان باشید.

از یک روانشناس یا درمانگر کمک بگیرید.

روایت کودکانی که از والدین‌شان سرقت‌های میلیونی کردند

آمارها نشان می دهد حدود ۱۹ میلیون کاربر اینترنت در کشورمان زیر ۱۸ سال سن دارند و از سوی دیگر افزایش جرایم اینترنتی نشان از افزایش تهدیدات سایبری بویژه برای کودکان و نوجوانان دارد. این در حالی است که والدین فرزندان خود را در محیط مجازی تنها گذاشته اند و این تنهایی به چنین اتفاقاتی منجر می شود و کودک خواسته یا ناخواسته وارد فضای جرائم سایبری می شود. معمولا هم در این فضا یا قربانی است یا متهم، به همین دلیل بسیاری از کارشناسان مسائل کودک و نوجوان براین باورند که باید “والدگردی” در هر خانواده ای برای جلوگیری از آسیب های احتمالی فضای مجازی به عنوان یک ضرورت مورد توجه قرار گیرد.  

در این گزارش به سراغ کودک و نوجوانانی آمده ایم که لذت بازی های رایانه ای آن ها را متهم به سرقت کرده، همچنین با والدینی به گفت و گو نشستیم که هیچ اطلاعی از سارق حساب های بانکی خود نداشتند و وقتی با متهم روبه رو شدند در عین ناباوری، کودکان خود را در مقابل خود دیدند، متهمان کوچکی که در نهایت بخشیده شدند.

روایت کودکانی که از والدین‌شان سرقت‌های میلیونی کردند

خالی کردن حساب به وقت استراحت پدر 

«باربد» کودکی ۱۲ ساله و بسیار باهوش است. این را می توان در جملات کوتاه اما حساب شده اش متوجه شد، از حساب والدینش حدود ۱۲ میلیون برداشت کرده و به گفته خودش برای خرید بازی های رایانه ای آن هم به صورت پنهانی این کار را انجام داده است، می گوید: «زمانی که پدرم از سر کار برگشت و در حال استراحت بود این کار را کردم، الان خیلی از این کارم ناراحت هستم اما بازی رایانه ای که انجام می دادم آنقدر جذبم کرده بود که نمی توانستم آن را رها کنم. به مراحل پایانی بازی نزدیک بودم و دلم می خواست تا پایان ادامه بدم، به همین دلیل مجبور شدم از حساب پدرم برداشت کنم، چون بازی انلاین بود و وقتی نداشتم.»

او همچنان بازی های رایانه ای را دوست دارد و به بازی هم ادامه می دهد: «پدرم در حال استراحت بود، بدون اینکه متوجه شود، مشخصات حساب بانکی اش را که در گوشی اش ذخیره کرده بود برداشتم و به مدت ۳۰ روز از حساب بانکی پدرم بازی خریداری می کردم و پیامک های بانکی را از گوشی او حذف می کردم به همین دلیل پدرم اصلا متوجه نشد، یک روز که برای خرید از حساب بانکی اش که مثل اینکه از حساب های پس اندازش بود برای خرید رفته بود، متوجه شد که حسابش تقریبا خالی است، خیلی عصبانی شده بود و در خانه داد و فریاد راه انداخته بود که نمی دانم چرا حسابم خالی است، می خواست برود پیش پلیس تا شکایت کند اول فکر کردم که متوجه نمی شوند که من انجام داده ام اما بعد ترسیدم و خودم به پدرم گفتم.»

به او می گویم وقتی پدرت متوجه شد، چه رفتاری با تو داشت ؟ با کمی خجالت می گوید:  «سرم داد زد که من به سختی کار می کنم و پول پس انداز می کنم برای آینده ایت، آن وقت تو به راحتی آن را خرج بازی آنلاین می کنی؟ تا چند روز با من حرف نمی زد رفتار مادرم هم مثل قبل نبود از کارم پشیمان بودم اما بعد از مدتی رفتارشان با من خوب شد.»

مادر باربد که همراه پسرش است، با لبخندی که نشان می دهد کار پسرش برایش عجیب بود و بعدها تبدیل به  سوژه خنده شده است ، می گوید: «اصلا حواسمان به باربد نبود که چرا سرش مدام در گوشی است، هر وقت از او پرسیدم چیکار می کنی، می گفت بازی می کنم، خوب من هم می گفتم بازی که چیز بدی نیست اما هرگز فکرش را نمی کردم این بازی ها رایگان نباشد.»

از او می پرسم صرف نظر از اینکه این بازی ها هزینه دارد یا نه برای شما مهم نبود که این بازی، چگونه بازی است و آیا آثار روانی بدی برای فرزندتان دارد یا نه؟ ” من بازی های رایانه ای را نمی شناسم اما عموما بازی های رایانه ای جنگی و خشن است، پسر بچه ها این نوع بازی ها را دوست دارند. به نظر باید در این زمینه از طریق صدا و سیما یا فضای مجازی، آموزش داده شود تا هم والدین آگاه شده و هم کودک و نوجوانان آگاهی بیشتری در این زمینه کسب کنند.»

متهم، فرزند خانواده بود 

وقتی پلیس از او خواست به همراه والدینش به پلیس فتا بیاید، هرگز باور نمی کرد که دستش رو شده باشد، اما وقتی همراه پدر و مادرش وارد اتاقی شد که پرونده ای  از مستندات را نشانش می داد که در فلان روز و ساعت تراکنش اینترنتی داشته، راهی جز سکوت ندید. اتهامش را پذیرفت و از والدینش عذرخواهی کرد. پدر و مادر نیز راهی جز گذشت و صرف نظر از ادامه رسیدگی به شکایتی که کرده بودند، نداشتند چون کسی که به عنوان متهم روبه روی آن ها نشسته بود کسی نبود جز علیرضا تنها پسر 12 ساله شان.

علیرضا می گوید: «پدر و مادر شاغل هستند و بسیاری از ساعات روز درخانه تنها هستم، مدت ها بود که به بازی رایانه ای عادت کرده بودم و از این طریق وقتم را پر می کردم. اوایل از پدرم می خواستم که برایم بازی ها را خریداری کند اما زمان بازی کوتاه بود و باید دوباره خریداری می کردم، مادر شاکی شده بود که چرا تمام وقتم را صرف این بازی ها می کنم به همین دلیل تصمیم گرفتم از حساب بانکی آن ها برداشت کنم اما اصلا فکرش را نمی کردم که کارم خلاف است و جرم مرتکب شده ام.»

مادر علیرضا می گوید: «چند هفته  پیش یک شکایت به دادسرای مبارزه با جرائم رایانه ای ارائه دادم با این مضمون که ۱۸۰ میلیون ریال از حساب من و همسرم کسر شده، ما که خریدی انجام نداده بودیم و نمی دانستم چرا این مبلغ از حسابم کم شده است، چندین ماه به دفعات متوالی، مبالغی از حساب پس اندازمان برداشت می شد از طرفی پیامک حساب بانکی ام نیز فعال نبود پس از گذشت چند روز متوجه این برداشت ها شدم .اغلب خریدهایم حضوری است و خرید اینترنتی انجام نمی دهم. کارشناسان پلیس فتا موضوع را بررسی کردند، اول تصور می کردند کارتم کپی برداری شده اما متوجه شدند که از کارتم در خرید بازی های آنلاین مورد استفاده قرار گرفته و تراکنش های بانکی مستقیم با گوشی هوشمندم انجام شده، آن ها به این نتیجه رسیدند که احتمال دارد فرزندمان از کارت بانکی ما برای انجام بازی های آنلاین استفاده کرده باشد. بعدها مشخص شد علیرضا بدون اطلاع ما و با فعال کردن رمز دوم و رمز پویا کارت، از آن برای خرید و استفاد از بازی های آنلاین استفاده کرده، وقتی متوجه شدیم کار علیرضا بوده از شکایت مان صرف نظر کردیم.»

روایت کودکانی که از والدین‌شان سرقت‌های میلیونی کردند

برداشت ۶۷۰ میلیون ریال از حساب پدر توسط کودک 11 ساله 

در پرونده دیگری  که به تازگی مختومه شده کودکی 11ساله اقدام به برداشت از حساب پدرش به مبلغ ۶۷۰ میلیون ریال کرده است، حساب بانکی پدر در اختیارش بود و بدون محدودیت از حساب پدرش برای خرید بازی های آنلاین، خرید می کرد.  پدرش می گوید: «تصور می کردم فردی با دسترسی به اطلاعات حساب بانکی ام اقدام به برداشت غیرمجاز از حسابم کرده اما اصلا حتی یک درصد فکر نمی کردم فرزند ۱۱ ساله ام این کار را کرده باشد، بی اطلاع از این موضوع شکایتی تنظیم کردم،  مشخص شد برداشت غیرمجاز از حسابم به‌ صورت خرید از طریق شرکتی که فروش بازی، برای اکانت‌های بازی آنلاین دارد صورت گرفته است با بررسی دقیق تر مشخص شد پسرم با دسترسی به پیامک‌های تلفن همراه و استفاده از رمز دوم پویا برای تقویت بازی آنلاین خود این مبلغ را برداشت کرده، وقتی متوجه شدم فرزندم این کار را کرده از شکایتم صرف نظر کردم. تا مدت ها گیج بودم و باورم نمی شد او این کار را کرده باشد.»

برداشت ۴۰۰ میلیون ریالی از حساب مادر 

برای اینکه به مراحل بالاتر بازی آنلاین برسد وارد حساب بانکی مادرش می شود، مرحله اول برداشت می کند اما این بازی تمامی ندارد، گویا اصلا مرحله ای به عنوان پایان تعریف نشده است، مرحله به مرحله بالاتر می رود و برداشت از حساب به مرز ۴۰ میلیون تومان می رسد اما یک آن این بازی در مرحله ای حساس متوقف می شود،چرا ؟برای این که دیگر پولی در حساب مادر نمانده که بخواهد برداشت کند، پس انداز اندک مادر به همین راحتی دود می شود.

این ها را مادر متین پسر ۱۲ ساله می گوید” پیامک بانکی ام فعال است اما وقتی پسرم از حسابم برداشت می کرد هیچ پیامکی دریافت نمی کردم گویا او تمام پیامک ها را پاک می کرد و من از همه جا بی خبر بودم. شاغل هستم و بعد از ظهرها خسته به خانه می آیم و کمی استراحت می کنم، متین در ساعت استراحتم گوشی موبایلم را بر می داشت و به راحتی از حسابم برداشت می کرد، این پول را برای کار مهمی پس انداز کرده بودم اما به راحتی خرج بازی آنلاینی شد که هیچ سودی هم  ندارد. وقتی متوجه شدم که حسابم خالی شده که خیلی دیر شده بود.به خاطر این موضوع شکایت کردم و وقتی متوجه شدم متهم پسر خودم است مبهوت ماندم.»

روایت کودکانی که از والدین‌شان سرقت‌های میلیونی کردند

ساخت موشن گرافی برای آموزش به کودکان برای برداشت از حساب والدین 

سرهنگ رامین پاشایی معاون اجتماعی پلیس فتا درباره این نوع پرونده ها می گوید:« گاهی از سوی والدین گزارش می شود که از حساب بانکی آن ها به صورت غیرمجاز برداشت شده است، اما دیر متوجه موضوع شده اند .زمانی که گوشی تلفن همراه والدین و شماره حساب و اینترنت بانک آن ها در اختیار فرزندان است بدون اجازه و گاه از سر کنجکاوی به سراغ آن رفته و وجوهات کارت بانکی را خالی می کنند حتی پرونده ای داشتیم که فردی که اکانت ها را واگذار می کرد بچه ها را تشویق کرده و آن ها را راهنمایی می کرد که از برای خرید فلان بازی، از حساب پدر یا والدین خود برداشت کنند. در پرونده دیگری کودکی از حساب بانکی پدربزرگش مبالغی را برداشت کرده بود.»

گروه سنی متهمان این پرونده کودکان ۱۲ تا ۱۳ ساله هستند 

پاشایی می گوید: «گروه سنی کودکانی که از این طریق از حساب بانکی والدینشنان سرقت کرده اند ۱۲ تا ۱۳ ساله  هستند. کودکان در این سنین قدرت تشخیص پایینی دارند والدین باید مراقب حساب های بانکی خود باشند چرا که گاه کودکان در استفاده از حساب بانکی یا کارت بانکی والدین وارد درگاه های جعلی شده و کل حساب آن ها خالی می شود.»معاون اجتماعی پلیس فتا  همچنین می گوید به لحاظ جنسیتی، کودکانی که اقدام به سرقت از حساب والدین خود کرده اند، پسر هستند.

روایت کودکانی که از والدین‌شان سرقت‌های میلیونی کردند

توصیه به والدین

پاشایی خطاب به والدین توصیه می کند که حساب بانکی شما مختص به خود شما است و نباید در اختیار هیچ فردی قرار گیرد: «پرونده های بسیاری در پلیس فتا تشکیل شده که کارت بانکی افراد به صورت ناخواسته در اختیار برخی از افراد سودجو قرار گرفته و از کارت بانکی افراد سوء استفاده شده است. سایت های اسکیمر، شرط بندی و قمار از کارت های سرقتی و اجاره ای استفاده می‌کنند. در چنین شرایطی اگر کارت بانکی شما در اختیار چنین افرادی قرار گرفته و از کارت شما استفاده شود، برای شما پرونده قضائی تشکیل می شود براین اساس اکیدا توصیه می شود که حساب بانکی خود را در اختیار هیچ فردی حتی فرزندتان قرار ندهید اگر گوشی تلفن همراه خود را در اختیار فرزندتان قرار می دهید،حتما به خاطر داشته باشید که رمز اینترنت بانک و گذر واژه خود را در اختیار آن ها قرار ندهید.»

رژیم غذایی مناسب در فصل امتحانات

یک متخصص طب ایرانی رژیم‌های غذایی مناسب در فصل امتحانات برای دانش آموزان را معرفی کرده است.
 امتحان برای دانش آموزان همیشه با استرس همراه است که با داشتن رژیم غذایی مناسب تا حدی می‌توان این مسئله را حل کرد.
سمیه ماهروزاده متخصص طب ایرانی با حضور در برنامه به خانه برمیگردیم به معرفی رژیم های غذایی مناسب برای دانش آموزان در فصل امتحانات پرداخت.

درک متقابل نقش پدر و مادر دستاوردی آمده از دوران کرونا

کرونا زندگی هر خانواده‌ای را به نوعی به‌هم‌ریخت. از بیکار شدن عده‌ای گرفته تا تعطیلی مهدهای‌کودک‌، آنلاین‌ شدن مدرسه‌ ها، محدودشدن روابط و … . خانواده ما اما تجربه‌ای عجیب داشت که تا آن موقع همیشه آرزویش بود؛ دورکاری پدر خانواده! برای من و دخترانم که همسرم را در طول شبانه‌روز فقط یک‌ساعت و حتی کمتر می‌دیدیم دورکاری تحقق یکی از آرزوهایمان بود. پدر همیشه در خانه است!

محل کار همسرم از خانه خیلی دور بود. ۵ و ۳۰ دقیقه صبح از خانه بیرون می‌رفت و در بهترین حالت ۹ و ۳۰ دقیقه شب برمی‌گشت. در هر دو زمان به‌طور معمول بچه‌ها خواب بودند و فقط گاهی پدرشان را موقع شب‌بخیرگفتن می‌دیدند.

با آمدن کرونا اما از وقتی که چشم باز می‌کردند پدرشان در اتاق کناری پای سیستم بود. وسط روز می‌توانستند او را ببینند و نقاشی‌هایشان را نشانش بدهند.

شب‌ها قبل از خواب پدرشان کتاب قبل از خواب را برایشان می‌خواند و از همه مهم‌تر این‌که هر روز می‌توانستیم ناهار خانوادگی بخوریم؛ کاری که قبلا فقط آخرهفته‌ها می‌توانستیم انجام دهیم.

همسرم همیشه همسر و پدر خوبی بود. ولی طبیعتا با آن ساعات طولانی کاری، نمی‌توانست درک درستی از احوالات من که هر روز از صبح تا شب با دو کودک یک‌ساله و چهارساله تنها بودم داشته باشد.
فقط دو روز آخر هفته بچه‌ها را می‌دید و در آن دو روز در حد توان برایشان پدری می‌کرد. آخرهفته‌ها چند ساعتی را به بازی با آنها اختصاص می‌داد و سعی می‌کرد ظرف نیازشان را به پدر برای پنج روز آینده پر کند. دورکار که شد، می‌دیدم که دیدن بچه‌ها وقتی از خواب بیدار می‌شوند، طبق روتین روزانه‌شان صبحانه می‌خورند، سر زمان خاصی کارتون می‌بینند، با هم بازی می‌کنند، دعوا می‌کنند و از سر و کول‌مان بالا می‌روند برایش جذاب و جدید است.

قبل از دورکاری برنامه آخر هفته‌ها با برنامه طول هفته من و بچه‌ها فرق داشت. اوایل همه چیز برای همه‌مان جالب و شگفت‌انگیز بود. ولی بعد از حدود شش‌ماه، ماجرا کمی پیچیده شد. بچه‌ها عادت کرده بودند همان‌قدر که مامان مامان از زبان‌شان نمی‌افتد بابا بابا هم بگویند.

شکایت دعواهایشان را ــ که روزبه‌روز با بزرگ‌تر شدن‌شان بیشتر می‌شد ــ دیگر فقط پیش من نمی‌آوردند. چالش‌های زمان غذاخوردن و زمان خواب‌شان دیگر فقط برای من نبود. او هم هفت روز در هفته پدری می‌کرد، نه دو روز در هفته.

حالا دیگر وقتی بعضی وقت‌ها می‌روم توی اتاق سرم را می‌کنم زیر پتو و گوش‌هایم را می‌گیرم همسرم با تعجب نگاهم نمی‌کند. وقتی گاهی در روزهای تعطیل ترجیح می‌دهم سه‌نفری بیرون بروند و مرا با سکوت خانه تنها بگذارند به من حق می‌دهد. وقتی خانه شلوغ و به‌هم‌ریخته می‌شود می‌داند که برای بار چندم دارم خانه را مرتب می‌کنم.

وقتی ظرف‌های کثیف روی هم کوه می‌شوند لیوانش را به قله کوه اضافه نمی‌کند و وقتی دو ساعت مانده به ساعت‌خواب‌شان، آتشفشانی می‌شوم در آستانه فوران و اژدهایی می‌شوم که از مغزش دود بلند می‌شود، نقش خنک‌کننده را به‌خوبی ایفا می‌کند. از طرفی نه‌تنها حالا من از حجم کاری که به‌طور معمول در شغلش انجام می‌دهد باخبرم، بلکه او هم موضعش نسبت به مادری‌کردن من پایین‌تر آمده و این برای ما یعنی یک بازی برد ــ برد.

دورکاری همسرم دو ماه پیش دوساله شد. خیلی چیزها در این دو سال عوض شده. دختران‌مان حالا سه و شش‌ساله‌اند. دختر بزرگم به پیش‌دبستانی می‌رود و دختر کوچک به‌زودی برای مهد آماده می‌شود. من کم‌کم دوباره به اجتماع و کار برمی‌گردم و کار همسرم به‌زودی دوباره حضوری خواهد شد. زندگی به روال قبل برخواهدگشت.

ولی یک چیزی در خانواده ما برای همیشه عوض شد: پدری که همیشه بود! دخترانم روزهایی را تجربه کردند که شاید تا سال‌ها از یاد نبرند، من روزهایی را تجربه کردم که همیشه آرزویش را داشتم و همسرم ‌روزهایی را تجربه کرد که نقطه‌عطفی در نقش پدری‌اش بود. هرچند در ابتدا این تغییرات، این تجربه جدید و این درک متقابل چالش‌ها و تنش‌هایی برایمان به وجود آورده‌بود، ولی نتیجه برای ما قابل‌قبول بود و به تمام چالش‌ها و تنش‌ها می‌ارزید.

گاهی با یک اتفاق در زندگی چیزهایی را ازدست‌می‌دهی اما چیزهای دیگری به‌دست‌می‌آوری. اکثر ما عزیزانی را در این دوران ازدست‌دادیم و سوگوار و غمگین شدیم، شرایط اقتصادی و اجتماعی سختی را تجربه کردیم و موقعیت‌های شغلی زیادی از دست‌مان رفت، فرزندان‌مان دوران شکوفایی‌شان را در قرنطینه گذراندند و بسیاری از تجربه‌های ناب کودکی را یا از دست دادند یا در بهترین حالت از پشت صفحات لپ‌تاپ و تبلت و گوشی تجربه کردند، ولی به گمان من، هر اتفاقی فرصت رشدی را در خود نهفته دارد که شاید برای هرکسی متفاوت باشد. برای من و همسرم این دوران، فرصت رشد در والدگری و درک‌متقابل نقش‌ یکدیگر بود. فرصتی که شاید در شرایط عادی، در روزمرگی‌های معمولی زندگی، هرگز آن را به‌دست‌نمی‌آوردیم. اگر این فرصت نبود شاید هنوز هم من از وقت‌نداشتن همسرم برای بچه‌ها می‌نالیدم و همسرم از خستگی‌های طولانی و کم‌صبری گاه و بیگاه من با بچه‌ها شاکی بود. دریچه‌ای که این فرصت به نقش‌های مقابل برایمان باز کرد، دستاورد ما از این دوران بود. دوران عجیب و خاکستری‌رنگی به نام «دوران کرونا».

فاطمه زارع‌ جعفری – پژوهشگر 

ایده آبیاری گلدان ها هنگام رفتن به مسافرت

سلام به همگی😍چند روزه که خواستم یه آبیاری قطره ای رو روی گیاهان امتحان کنم اما بعد از یک ساعت آب از داخل بطری خالی شد فقط تو یک روز میشه به روش قطره ای در بطری آبیاری کرد 🌿
شما تا حالا امتحان کردید؟
بطری های بازیافتی رو‌، دور نندازید داخلش آب بریزید و برای مواقعی که می‌خواد برید مسافرت مثل داخل فیلم استفاده کنید😍
برای حفظ رطوبت محیطی گیاهان چند تا کاسه آب اطراف گیاهان قرار بدید،میتونید داخل تشت سنگریزه و آب بریزید و گلدون ها رو روی سنگ ریزه قرار بدید محیط مرطوب باشه گیاه بین‌المللی نمیشه خزه مرطوب هم میتونید سطح خاک گیاه قرار بدید تا خاک خشک نشه اما بهترین روشی که گفتم همون کیسه آب هستش
منبع: elhamrobi

 فیلمی که مناسب شما کودک عزیز نیست!

یکی از سرگرمی‌های جذاب برای کودکان سینما رفتن و فیلم تماشا کردنه اما نه فیلم‌هایی که روایتگر جامعه‌ای تلخ و پر از خشونته، پس والدین باید سعی کنن به رده‌بندی سنی و علامت هشدار دهنده روی فیلم‌ها و سریال‌ها توجه کنن!

10 مهارت مورد نیاز کودکان برای شغل آینده‌شان

آینده شغلی هر کسی در گرو یاد گرفتن مهارت هایی است که در کودکی می آموزد مثل تفکر  انتقادی، هوش هیجانی و … برای تضمین موفقیت های شغلی فرزندتان در آینده، مهارت هایی را که در ادامه مطرح می شود باید در کودک خود پرورش دهید .
مهارت تشخیص و قدرت تصمیم‌‌گیری| ما در انتخاب کوچک ترین چیز‌ها هم می‌توانیم به کودک گزینه‌هایی برای انتخاب ارائه کنیم، مثلا برای لباس پوشیدن یا انتخاب نوع بازی. او به این شیوه می‌تواند انتخاب کردن و تصمیم‌گیری را تجربه کند.
  انعطاف‌‌پذیری شناختی| انعطاف‌پذیری شناختی به عنوان مهارت و توانایی ذهن برای سوئیچ کردن بین دو موضوع مختلف و توانایی فکر کردن درباره مفاهیم چندگانه به طور همزمان توصیف شده است. این مهارت در کودکی با بازی‌های ساختنی و خراب‌کردنی و همچنین بازی‌های فکری پرورش می‌یابد.
  مهارت تشخیص نیاز‌های دیگران| این مهارت (در کسب و کار) به معنای توانایی شناخت و برآوردن نیاز‌های مشتری است. این مفهوم جدید که به تازگی رایج شده است، در آینده از اهمیت ویژه‌‌ای برخوردار می‌‌شود که لازم است ما آن را حداقل از دوران نوجوانی در کودکان خود پرورش دهیم. در دوران کودکی بازی‌های گروهی یا دونفره مثل نمایش‌بازی یا بازی‌های وانمودی می‌توانند این مهارت را در کودکان پی‌ریزی کنند.
  تفکر انتقادی| این نوع تفکر دقیقا از «نه» گفتن‌‌های کودکان سرچشمه می‌گیرد. اگر فردی در بزرگ سالی در مقابل هر مسئله‌‌ای، ذهن کنجکاو و سوال‌کننده نداشته باشد و همه چیز را بی‌‌چون و چرا و سریع قبول کند یعنی مهارت «نه» گفتن، نقد یا سوال کردن ندارد و از تفکر انتقادی بی‌‌بهره مانده است.
 خلاقیت| ترغیب کودک به کنجکاوی، جست‌وجوگری و فکر کردن، می‌‌تواند به افزایش خلاقیت منجر شود.
  مهارت گفت‌‌وگو و مذاکره| طی گفت‌‌و‌شنود و مذاکره با دیگران، می‌‌توانیم از راه‌‌حل‌ها، ایده‌ها و دیدگاه‌‌های متفاوت دیگران باخبر شویم. اگر افراد در کودکی مهارت گفت‌‌وگو کردن و شنیدن نظرات دیگران را تمرین نکنند در بزرگ‌سالی مشکلات زیادی را متحمل می‌‌شوند و نمی‌‌توانند از پس مشکلات مختلف برآیند.
  توانایی حل‌مسئله| مردم معمولا با مشکلات و اتفاقات مختلف دو نوع برخورد دارند. آن‌ها یا به شدت هیجان‌‌زده می‌‌شوند یا به دنبال یک راه‌‌حل می‌‌گردند. اگر افراد هیجان‌‌های شدیدی را تجربه کنند، دچار اضطراب می‌‌شوند و در نتیجه میزان عملکرد حافظه آن‌ها کاهش می‌‌‌یابد. به این ترتیب نمی‌‌توانند راه‌‌حل‌‌های مختلف را بررسی و از سد یک مشکل عبور کنند. این هم مهارتی است که باید از کودکی یادگرفت.
  مدیریت افراد دیگر| اگر افراد در کودکی هرگز فرصت مدیریت منابع، زمان یا تقسیم کار بین دیگران  را نداشته باشند، در بزرگ سالی هم نمی‌‌توانند از سد بسیاری از فشار‌ها عبور کنند.
  هماهنگی و همکاری با دیگران| بسیاری از کودکان به خصوص آن‌هایی که تک فرزند هستند، فرصت همکاری و شرکت در کار‌های گروهی را از دست می‌‌دهند. به این ترتیب نمی‌‌توانند این مهارت‌‌ها را در خود پرورش دهند. پس تلاش کنیم تا جای ممکن کودکان را در کار‌های گروهی مشارکت دهیم.
  هوش هیجانی| هوش هیجانی به توانایی و مهارت کنترل هیجانات خود و دیگران گفته می‌‌شود. اگر در دوران کودکی فرصت ابراز احساسات، دوست داشته‌شدن و دوست داشتن دیگران را داشته‌ایم، در بزرگ سالی هم بهتر و سریع‌تر می‌توانیم هوش هیجانی خود را به کار بگیریم.

نویسنده : زهرا وافر| کارشناس‌ارشد روان‌شناسی