۵ ترفند ساده برای جلوگیری از تنبلی کودکان

امروزه یکی از نگرانی‌های مهم اکثر والدین این است که فرزندان‌شان بهترین عملکردشان را در کار و تحصیل ندارند و نه اینکه انگیزه‌ای برای شروع یک پروژه از خود نشان نمی‌دهند. در واقع تصور آنها این است که فرزندان تنبلی دارند که حس انجام کارهای درست را ندارند.
در این مطلب توصیه های موثری برای جلوگیری از تنبل شدن فرزندان‌تان داریم.

 فرزندان‌تان را در کارهای منزل شرکت دهید
در تربیت کودکان لازم است که از همان سنین خردسالی متناسب با سن و توانمندی‌هایشان مسئولیت‌هایی به آنها محول کنید. از آنها بخواهید که اسباب‌بازی‌های خود را جمع و مرتب کنند، لباس‌های کثیف را در سبد بیاندازند یا در چیدن یا جمع کردن میز غذا کمک کنند. همین موارد ساده به آنها در درک معنای کار و وظیفه کمک زیادی می‌کند.

واقعیت این است که ارزش کار کردن باید از همان سال‌های اول زندگی کودک به او آموزش داده شود. می‌توانید از کلمات و جملات تشویقی برای تشویق آنها استفاده کنید تا با اشتیاق وظایف محوله را انجام دهند.

سعی کنید به عابر بانک تبدیل نشوید
اشتباه برداشت نکنید. منظورمان این نیست که نیازهای فرزندان‌تان را تامین نکنید. بلکه لازم است از دنبال کردن هوا و هوس‌های بی‌جای آنها اجتناب کنید و بدون اینکه کاری کرده و استحقاقش را داشته باشند به آنها جایزه ندهید.

دریافت کردن جایزه باید به بعد از انجام وظایف محوله موکول شود چون در این‌صورت کودک می‌فهمد که برای دریافت یک جایزه یا امتیاز باید ابتدا کاری را به خوبی انجام دهد. درست همانند بزرگسالان که پولی را در ازای ارائه سرویسی دریافت می‌کنند.

الگوی خوبی برای فرزندان‌تان باشید
طبیعتا اولین اقدامی که اهمیت کار را به کودکان نشان می‌دهد دیدن همت و پشتکار والدین است. زمانی که شما کارها را با انگیزه، قاطعیت و علاقه انجام می‌دهد آنها نیز برای انجام کارها یا بهبود عملکردشان تلاش بیشتری می‌کنند، بنابراین شما بهترین الگو برای فرزندان‌تان هستید. رفتار شماست که آنها را مسئولیت‌پذیر یا تنبل بار می‌آورد. توصیه می‌شود آنها را در کارهای خود شرکت دهید تا به مرور در انجام کارها پیشرفت کنند.

آنها را به انجام کارهای متفرقه تشویق کنید
یکی از نکاتی که همه والدین باید به آن توجه کنند مهیا کردن زمینه‌ای است تا کودکان در فعالیت‌های دیگری جز فعالیت‌های مدرسه نیز شرکت کنند. به عنوان مثال آنها را در کلاس‌های موسیقی، ورزش و غیره ثبت‌نام کنید.

یافتن فعالیت مناسبی که مورد علاقه فرزندتان باشد به آنها احساس مسئولیت می‌دهد و به این ترتیب با علاقه و با میل و رغبت به دنبال کارهای مورد علاقه‌شان می‌روند و نیازی به زور و اجبار نیست. اگر از کودکی در فرزندان‌تان انگیزه ایجاد نکنید باعث بروز تنبلی و مشکل در انجام کارها می‌شوید که در بزرگسالی خود را نشان می‌دهد.

کارهایتان را در کنار فرزندان‌تان انجام دهید
بهترین شیوه برای نشان دادن اهمیت کار به کودکان این است که کارها را با او انجام دهید. به این ترتیب قادر خواهید بود او را گام به گام راهنمایی کنید و به مرور شک و تردیدهایی را که بروز می‌دهند برطرف کنید. با این کار علاوه براینکه با فرزندتان وقت می‌گذرانید و روابط خانوادگی‌تان تقویت می‌شود، به او کمک می‌کنید تا در ذهن خود کارها و شغل‌های مورد علاقه‌اش را پیدا کند.

در تمام کارهایی که با فرزندتان انجام می‌دهید به او نشان دهید مهمترین مسئله این است که در انجام هر کاری تمام تلاش‌تان را به کار بگیرید تا بهترین نتیجه ممکن حاصل شود. در طول این مسیر آنها یاد می‌گیرند که صبوری و تحمل شکست و عدم موفقیت ضروری است و اینکه همیشه همه کارها آنگونه که ما می‌خواهیم پیش نمی‌رود.

توصیه‌هایی برای برخورد با کودک یا نوجوان بی‌انگیزه
بسیار رایج است که کودکان انگیزه‌ای برای انجام کارها ندارند. شما می‌توانید با در پیش گرفتن برخی اقدامات در آنها ایجاد انگیزه کنید:

۱- زمانی که به فرزندتان کاری می‌سپارید آن را به شکل سرگرم‌کننده‌ای انجام دهید تا احساس نکند دارد کاری انجام می‌دهد.

۲- هر بار که کار خوبی انجام می‌دهد یا وظایف خود را به درستی انجام می‌دهد او را تشویق کنید. تشویق کلامی شما را به هدفتان نزدیک می‌کند.

۳- در وضع قوانین و کارهایی که به فرزندتان محول می‌کنید ثابت‌قدم باشید. به این ترتیب کسب هر عادتی را برای او راحت‌تر می‌کنید.

۴- وظایف خانه را به‌طور مساوی تقسیم کنید. هیچ یک از اعضای خانواده نباید احساس فشار کاری بیشتر داشته باشند.

۵- برای انجام و اتمام کارها محدوده زمانی وضع کنید. یعنی هر کاری که سپرده‌اید باید در یک بازه زمانی که شما آگاهانه تعیین کرده‌اید انجام شوند.

تاثیرات تهدید کردن کودکان توسط والدین

خیلی از والدین مواقعی که از دست بچه‌ها عصبانی می‌شن برای خالی کردن خشم یا تنبیه کردن بچه‌ها دست به تهدیدهایی می‌زنن که در دنیای واقعی هیچ وقت قصد عملی کردنش رو ندارن، اما غافل از اینکه این حرف‌های به ظاهر ساده و گذرا در کودکی می‌تونه تاثیرات جبران ناپذیری رو در بزرگسالی براشون به بار بیاره

خودباوری اولین محصول آموزش هنرهای نمایشی در کودکان است

والدینی که کودک شان را در کلاس های مختلف ثبت نام می کنند صبر زیادی ندارند. بیشتر از هر چیز می خواهند گوشه‌ای از موفقیت های فرزندشان را در بوق کنند و همه جا وارد یا ناوارد از بچه بخواهند آن را به دیگران هم نشان بدهد. در کلاس های بازیگری کودک اوضاع از این هم پیچیده‌تر است. خانم یا آقایی که تنها دو ترم از آموزش بچه‌شان می‌گذرد، می خواهند این را بدانند که چرا تا به حال نقشی در فیلم ها و سریال ها به کودک شان پیشنهاد نشده است. «رکسانا خلوتی» آموزش دیده هنرهای نمایشی و موسس تنها آکادمی معتبر بازیگری کودک و نوجوان با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفتگوی پیش رو تاکید می‌کند که هدف از یادگیری هنرهای نمایشی بسیار پر معنا تر از این حرف هاست و این راه دستاوردهایی دارد که گاهی گرفتن یک نقش در یک فیلم هم به گرد پای آن نمی‌رسد.

خودباوری اولین محصول آموزش هنرهای نمایشی در کودکان است

خانم خلوتی برگردیم به ابتدای قصه شما، چطور شد که سر از کلاس‌های بازیگری در آوردید؟

زمانی که شروع به گذراندن دوره های بازیگری کردم دخترم 4 ساله بود. وقتی در خانه اتودهای مختلف بازیگری را تمرین می کردم، می دیدم که با هیجان من را همراهی می‌کند. در آن زمان به دانشگاه هم نرفته بودم. در واقع علاقه دخترم را بیشتر از خودم دیدم و همین باعث شد راهم را در این وادی پیدا کنم. در آموزشگاهی که خودم آموزش می‌دیدم کلاس بازیگری کودک برگزار می شد، اما این کار را با ضعف های باور نکردنی پیش می‌بردند. در واقع بچه ها هیچ آموزشی نمی‌دیدند. در کلاس فقط بازی می‌کردند و گاهی که فراخوان انتخاب بازیگر می آمد هر بچه‌ای که زیباتر بود و خانواده‌اش حاضر می‌شدند که برای بازی در فیلم مبلغی را بپردازند آن کودک در فیلمی نقش ایفا می‌کرد. بقیه بچه ها به شدت سرخورده می شدند و این روند تاثیر بسیار بدی روی آن ها می گذاشت.

خودباوری اولین محصول آموزش هنرهای نمایشی در کودکان است

تلاش نکردید که بتوانید با اساتید به نام بازیگری ارتباط بگیرید تا آموزشگاه معتبرتری را به شما معرفی کنند؟

همین کم و کاستی ها باعث شد من تلاش بیشتری برای پیدا کردن یک کلاس استاندارد انجام بدهم. همه چیز در آن زمان جنبه تشریفاتی کار را داشت. برای بازیگر شدن یک کودک که استعداد این کار را داشت باید دم تعدادی زیادی از معرف ها و عوامل پشت صحنه را می دیدی و این ها حقیقت داشت. برای فیلم های گیشه و تجاری نیاز به این بود که مثلا دختر بچه ای صرفا موهای بلند و چهره ای زیبا داشته باشد. واقعا همین برای شان کافی بود. دیگر با این کاری نداشتند که دختر بچه دیگری که در همان زمان معرفی شده است استعداد بیشتری دارد اما مثلا چون موی بلندی نداشت به سادگی رد می شد و همین در روحیه اش تاثیر می‌گذاشت.

چه طور شد که این یقین در شما بوجود آمد که می توانید این شرایط را تغییر دهید.به هر حال به نظر می رسد که این رویه سال ها وجود داشته و متحول کردن آن کاری آسان نبوده است.

به این باور رسیدم که ابتدا باید تحصیلاتم را سر و سامان بدهم. در رشته هنرهای نمایشی اقدام به درس خواندن و مدرک گرفتن کردن. برخلاف بسیاری از آدم ها که می گویند مدرک تحصیلی به کار نمی‌آید باید اینجا پافشاری کنم که اگر هدف روشنی داشته باشید مدرک تحصیلی و آموزش دیدن در آن رشته می تواند محرکی قوی برای رسیدن به خواسته های تان شود. بلافاصله بعد از اخذ مدرک به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مراجعه کردم و در طی چند جلسه متولیان این حوزه را مجاب کردم به من مجوز فعالیت بدهند. یکی از چیزهایی که من را آزار می داد این بود که وقتی به کلاس های بازیگری مراجعه می کردیم بعد از مدتی متوجه می شدیم که این مراکز اصلا مجوزی برای فعالیت ندارند. مکان آن ها مدام جا به جا می‌شد و در برخی از آن ها به وضوح امنیت حداقلی هم وجود نداشت. برخی از آدم ها در این صنعت مانند دلال ها فعالیت می‌کنند. یعنی در مراکز و دفاتر به اصطلاح سینمایی که مجوز ندارند اقدام به گرفتن پول از نابازیگران و معرفی آن ها به عوامل فیلم می‌کنند. واضح است که طرف می رود یک تستی با هماهنگی همین افراد می دهد و بعد دو هفته خبر می گیرد که رد شده است. برای بچه های علاقه‌مند به بازیگری هم این اتفاق می‌افتاد و این برای آن کودک و والدینش ضربه بسیار بدی بود. رسما نوعی کلاهبرداری سازمان دهی شده اتفاق می‌افتاد. به همین دلیل می خواستم موسس نخستین مرکز آموزش بازیگری کودک با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شوم. می‌خواستم همه چیز اصولی و با عدالت پیش برود. می‌خواستم کاری کنم که عوامل فیلم برای دیدن استعدادهای این کودکان به مرکز ما بیایند نه این که ما آن ها والدین‌شان را راهی این دفتر فیلمسازی و آن کارگاه بازیگری کنیم.

خودباوری اولین محصول آموزش هنرهای نمایشی در کودکان است

چند سال طول کشید تا به هدف تان برسید؟تغییر دادن این شرایط را از کجا شروع کردید؟

آموزش و آموزش و آموزش. من پیش از هر چیز سراغ ایجاد فضایی رفتم که در آن بازیگری کودک و نوجوان به صورت استاندارد آموزش داده شود. هنوز هم این باور را دارم که اساتید حرفه ای و مجرب آموزشگاه و سرو سامان دادن به این رویه باعث شد بازیگران کودک با استعدادی در کنار ما پرورش پیدا کنند. وقتی می بینم که هنوز چهره این بچه ها روی پرده سینماست و با این که دیگر به نوجوانی رسیده‌اند هنوز هم پیشنهاد فیلم دارند حس می کنم که راه درستی را آمده‌ام. 10 سال از روزهای اولی که با مسئولان وزارت ارشاد جلسه می‌گذاشتم می گذرد و حالا ثمره یک دهه تلاش برای اصولی کردن آموزش ها به سادگی قابل رد یابی است.

بازیگری و به طور کلی هنر های نمایشی، فیلمنامه نویسی و کارگردانی از دوره هایی هستند که برای بسیاری از کودکان و نوجوانان ناشناخته هستند. در حالی که می دانیم در غرب و در برخی از مدارس این هنرها به واسطه تاثیرات زیادی که در ایجاد شناخت از خود دارند آموزش داده می‌شوند. وقتی کودکی با هنرهای نمایشی آشنا می‌شود چه تغییراتی در او بوجود می‌آید؟

گام اول آموزش در این رشته ها ایجاد خودباوری و اعتماد به نفس در کودکان است. وقتی کودکی را به ما معرفی می‌کنند که گوشه‌گیر است و به زحمت چند کلمه می تواند با دیگران ارتباط برقرار کند من به والدین او می گویم که تصمیم درستی گرفته‌اند. در واقع هیچ گاه هدف صرف از آموزش هنرهای نمایشی و بازیگری به کودکان راه یافتن به سینما نبوده است. بله این غایت کار ماست و اگر اتفاق بیفتد بیشتر به خودمان می‌بالیم اما بارها شاهد این بوده‌ایم که در همین کلاس ها با توجه به متدهای روانشناختی که وجود دارد کودکان اعتماد به نفس سرکوب شده شان را باز یافته‌اند، توانسته اند بیشتر با دیگران ارتباط بگیرند، تخیل آن ها فعال شده و راه خود را در آینده پیدا کرده‌اند. این ها برای ما ارزش بیشتری دارند. چون در بازیگر شدن عامل شانس هم دخیل است اما این که کودکی به اعتماد به نفس و خودباوری برسد به هیچ عنوان با شانس اتفاق نمی‌افتد.

خودباوری اولین محصول آموزش هنرهای نمایشی در کودکان است

با والدینی که اصرار دارند کودک شان را بر پرده نقره ای سینما ببینند چه می‌کنید؟ می‌دانیم که به طور طبیعی این امکان برای همه هنرجو ها و در یک زمان اتفاق نمی‌افتد.

این یکی از سخت ترین بخش های کار در مقوله آموزش کودکان است. ما با والدینی طرف حساب هستیم که آرزوهای زمان کودکی شان را کف دست گرفته و به آموزشگاه ما آمده‌اند تا تبلور آن را در کودکان شان ببیند. یک نفر می‌گوید من بچه بودم و پدری متعصب داشتم و نشد که بازیگر شوم، دیگری می‌گوید من از کودکی عاشق سینما بودم اما وضع مالی خوبی نداشتیم. یک نفر دیگر می‌گوید در آن زمان آموزشگاه بازیگری وجود نداشت، راستش را بخواهید من ابتدا برای این والدین باید کلاس آموزشی بگذارم. باید به آن ها این موضوع را یادآوری کنیم که کودکان شما نباید اجباری در راه نرفته شما داشته باشند. آرزوی شما برای خودتان بوده است، دور این کودک را خلوت کنید تا استعدادهایش را خودش شناسایی کند. در بسیاری از موارد کودکی را در کلاس بازیگری ثبت‌نام کرده‌اند و بعد از مدتی ما متوجه شده‌ایم که این کودکم استعداد خلق داستان و نویسندگی دارد و او را به سمت این کلاس ها سوق داده‌ایم و عملکرد موفق‌تری هم دیده‌ایم. البته تمام هنرجوهای ما در فیلم‌های تولیدی آموزشگاه بازی می‌کنند و پس از آن مدرک معتبر می‌گیرند اما کار به همین جا ختم نمی‌شود و این آموزش ها در مراحل مختلف زندگی همراه آن ها باقی می‌ماند. می‌خواهم به والدین این را بگویم که هیچ گاه از فرزندان شان انتظار زودبازده بودن نداشته باشند. در امر آموزش این موضوع اختلال بدی ایجاد می‌کند. بسیاری از آموزش ها مدت ها در ما نهادینه می‌شوند و در زمانی که انتظارش را نداریم حتا از یک بحران روحی ما را نجات می‌دهند. به کودکان فرصت بدهیم تا استعدادهای‌شان را بشناسند و همان طور که خودشان دوست دارند آن ها را بکار بگیرند. این فرهنگ چشم و هم چشمی با این کلاس و آن کلاس بردن بچه‌ها و داشتن انتظارهای نامعقول از آن ها را باید کنار بگذاریم تا هنر واقعی در سایه آموزش و صبر به بار بنشیند و یک جامعه از آن بهره‌مند شود.

باورهای اشتباه والدین درباره تربیت‌ جنسی کودکان

برخی والدین تصور می‌کنند آموزش خودمراقبتی باعث بیداری جنسی و ایجاد سوالات مکرر در ذهن کودکان می‌شود، چرا این باور دردسرزاست؟
 از دیرباز یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های بشر تربیت نیروی کارآمد و موثر بوده است و به نظر می‌رسد نقش والدین به عنوان یکی از ارکان محوری تربیت بسیار موثر است. اما آن‌چه در این ساحت‌های مختلف تربیت مغفول مانده، مقوله آموزش و تربیت جنسی است. به تازگی، خبری درباره ‏یک معلم مدرسه ۵۵ ساله در شهرستان فردوس پربازدید شده که هفت دختربچه دبستانی را آزار داده است. رئیس کل دادگستری خراسان‌جنوبی در این باره گفته است: «متهم ۵۵ ساله که هیچ سابقه محکومیت کیفری هم ندارد، با نشان دادن فیلم‌های مبتذل از طریق گوشی تلفن‌همراه به دختران خردسال و برخی رفتارهای غیراخلاقی، اقدام به آزار و اذیت و بهره‌کشی جنسی از طریق در اختیار گرفتن کودکان خردسال می‌کرد.» به همین بهانه و در این مطلب سعی می‌شود با پرداختن صحیح و اصولی به مفهوم تربیت جنسی، از فرصت‌ها و تهدیدها به منظور رشد مناسب‌تر کودکان‌مان آگاه شویم.

   تربیتی که زمانش را کودک مشخص می‌کند
یکی از چالش‌های مهم در فرایند تربیت جنسی، چرایی و آموزش در این حوزه است. برخی والدین به اشتباه تصور می‌کنند که در آموزش تربیت جنسی کودکان، به کنش و عملکرد جنسی پرداخته و همین موضوع باعث بیداری جنسی و ایجاد سوالات مکرر در ذهن کودکان می‌شود. در صورتی که در تربیت جنسی کودکان نیازی به ورود به مسئله کنش جنسی نیست چرا که اساسا کودکان(به‌ویژه قبل از سن پیش دبستانی) نیاز به این آموزش ندارند. نکته جالب توجه این است که ما برای آموزش تربیت جنسی غالبا نیازی به آموزش مدون و کاملا از پیش برنامه‌ ریزی شده ای نداریم چرا که کودکان در هر دوره سنی نیاز به آموزش جنسی را با گفتار و رفتارهای خود مطرح می‌کنند و این جاست که والدین باید آمادگی لازم به منظور مواجهه مطلوب با این موقعیت‌ها را به دست بیاورند.
   واکنش‌های اشتباه والدین به کنجکاوی‌های جنسی کودکان
گاهی پیش می‌آید به دلیل ناآگاهی والدین و غفلت از آموزش و تربیت جنسی، شاهد اعمال رفتارهای خشن والدین در مواجهه با کنجکاوی‌های جنسی کودکان هستیم. مضاف بر این‌که بی توجهی از سوی والدین به مقوله آموزش و تربیت جنسی، زمینه را برای آزار و تجاوز جنسی کودکان فراهم می‌کند. پژوهش‌های مختلفی که در جهان صورت گرفته نشان می‌دهد 85 درصد کودکانی که آموزش تربیت‌جنسی را فرا نگرفته‌اند، در معرض آسیب جنسی قرار دارند.
   مدیریت پاسخ به سوالات کودکان
تحقیقات مختلف نشان می‌دهد کیفیت رابطه والد و فرزند، پیش نیاز تربیت جنسی صحیح و پاسخ مناسب به سوالات کودکان است. در پاسخ‌گویی به سوالات جنسی کودکان دو قانون کلی وجود دارد: یکی این که با توجه به میزان درک کودک به سوال کودک جواب درست، دقیق و کوتاه بدهید و دیگر این که والدین بدانند مسئله جنسی مثل هر مسئله دیگری است. به عنوان مثال اگر کودک شما سوالاتی از ماه، سیاره و ستارگان بپرسد هوش او را تحسین می‌کنید و احتمالا از این موضوع خوشحال می‌شوید ولی همین کودک اگر در حوزه مسائل جنسی بپرسد اغلب با واکنش منفی یا بی تفاوتی والدین مواجه می‌شود. بنابراین لازمه و پیش نیاز تربیت جنسی موفق این است که در ابتدا خود والدین احساس منفی و ناخوشایند در مواجهه با این گونه سوالات نداشته باشند. یکی از باورهای غلط والدین این است که کودک آن قدر سوال می‌کند که مرا به بیراهه می‌کشاند، در حالی که تجربه ثابت کرده است ارائه اطلاعات غلط از سوی والدین دلیل اصلی سوالات متعدد و بی‌جای کودکان است. برای مثال کودک چهار ساله شما سوال می‌کند که چرا اتاق من از اتاق پدر و مادر جداست؟ یا چرا والدین در یک اتاق می‌خوابند و من در اتاق جدا می‌خوابم؟ طبق قانون پاسخ به سوالات جنسی کودکان، پاسخ باید صحیح، دقیق و کوتاه باشد. پاسخ به این سوال می‌تواند این باشد که همه پدر و مادرها با هم می‌خوابند. دقت کنید که این پاسخ از قانون فوق تبعیت می‌کند و جای هیچ نگرانی نیست. درخور ذکر است اگر کودک بارها و بارها این سوال را بکند و والدین هم دقیقا همین پاسخ را ‌بدهند ،   به این شکل به کنجکاوی کودک پاسخ درست و اصولی داده‌اند.
   سوالات نامناسب کودکان فرصتی مناسب برای تربیت صحیح
ما انتظار داریم کودکی که به طور سالم رشد کرده سوالات جنسی متناسب با سن خود را مطرح کند ولی گاهی پیش می‌آید که سوالات کودکان به قدری عجیب است که والدین را نگران می‌کند. غالبا سوالاتی که در حوزه کنش و عملکرد جنسی است، از این دسته سوالات شناخته می‌شود. به عنوان مثال کودک شش ساله شما سوالاتی در حوزه مقاربت، فعالیت جنسی، تماس‌ها و لمس‌ها و … می‌پرسد. در این‌گونه موارد پیشنهاد می‌شود خونسردی خود را حفظ کنید و در کمال آرامش از کودک خود بپرسید که چرا این سوال برایش پیش آمده است؟ به عبارتی سوال کودک را با سوال جواب دهید تا از این طریق به منشأ مشکل و ایجاد این اطلاعات پی ببرید تا بتوانید شرایط را مدیریت کنید. آگاه باشید هرگونه بازجویی همراه با سرزنش و اضطراب و نگرانی، کودک را ناامن می‌کند و موجب می‌شود که دیگر هرگز اطلاعات این چنینی را در اختیار شما نگذارد و همین مسئله والدین را از تربیت جنسی صحیح محروم می‌کند. وقتی در کمال خونسردی سوال کودک را با سوال پاسخ می‌دهید به خوبی با ریشه این مشکلات آگاه می‌شوید. علل ایجاد این گونه سوالات می‌تواند کشف روابط والدین توسط کودک(به دلیل سهل‌انگاری والدین)، سهل‌انگاری سایر مراقبان کودک، دسترسی به فیلم‌های نامناسب، گفتار یا رفتارهای غیرمسئولانه مراقبان و مربیان مهدکودک یا حتی آزار جنسی کودک و… باشد. در این مواقع والدین آگاه با بهره‌گیری از این تکنیک ضمن شناسایی به موقع آسیب، می‌توانند برای ترمیم آسیب، اقدام عاجلی انجام دهند.

 
نویسنده : مصطفی نجمی| ‌ کارشناس‌ارشد روان‌شناسی

قتل آتشین همسر به دلیل سرد بودن چای!

مرد خشن که به خاطر سرد بودن چای روی همسرش بنزین ریخته و او را زنده‌زنده سوزانده و کشته است در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.

این مرد خشن در اعتراض به سردی چای زنش را سوزاند و کشت، اما دخترش گفت راضی به قصاص پدرش نیست.

قتل آتشین همسر به دلیل سرد بودن چای!

پرونده قتل این زن سیاه‌بخت یک سال قبل تشکیل شد و ماموران که با گزارش حراست بیمارستان در محل حاضر شده بودند زن جوان به نام لیدا را تحت بازجویی قرار دادند. این زن به پلیس گفت شوهرش روی او بنزین ریخته و او را سوزانده است. لحظاتی بعد از این گفته‌ها بود که زن جوان بر اثر شدت سوختگی جانش را از دست داد.

پلیس تحقیقات خود را آغاز کرد و متوجه شد بین لیدا و همسرش محمود از سال‌ها قبل اختلاف وجود داشته و آنها از زوج‌های ناسازگار بوده‌اند.

محمود که ابتدا مدعی بود زنش خودسوزی کرده است در بازجویی‌های تکمیلی به قتل اعتراف کرد و گفت: من و لیدا سال‌ها قبل با هم ازدواج کردیم. از همان ابتدا با هم اختلاف داشتیم و درگیر بودیم اما لیدا باردار شد و ما تصمیم گرفتیم به این زندگی ادامه بدهیم. وقتی دخترمان به دنیا آمد هر چند انتظار داشتیم زندگی‌مان تغییر کند و بهتر شود این‌طور نشد و درگیری‌های ما ادامه داشت.

متهم ادامه داد: من و لیدا بارها درگیر شده بودیم اما در آخر همه چیز با آشتی تمام شده بود. تا اینکه روز حادثه لیدا برایم چای آورد، چون چای سرد بود عصبانی شدم و گفتم آن را عوض کند. سر همین موضوع با زنم جرو‌بحث کردیم. وقتی لیدا جوابم را داد بیشتر عصبانی شدم و این‌طور بود که روی او بنزین ریختم. البته قصدم کشتن او نبود.

بعد از گفته‌های متهم و با توجه به شکایت اولیای دم پرونده علیه او تشکیل و محمود با صدور کیفرخواست برای محاکمه به شعبه ۱۰ دادگاه کیفری استان تهران معرفی شد.

گفته‌های دردناک دختر مقتول

در جلسه رسیدگی به این پرونده ابتدا کیفرخواست علیه متهم خوانده شد. وقتی نوبت به اولیای دم رسید ابتدا مادر مقتول در جایگاه حاضر و خواستار صدور حکم قصاص شد. در ادامه دختر مقتول در جایگاه قرار گرفت. او گفت: بعد از مرگ مادرم زندگی من دگرگون شده است. من راضی به اعدام پدرم نیستم اما دلم نمی‌خواهد او بدون مجازات بماند. من دختری هستم که در نوجوانی و ابتدای زندگی مادرم را از دست دادم و این اتفاق به خاطر پدرم افتاد. حتی نمی‌توانم تصمیم بگیریم باید چه برخوردی با پدرم بکنم. با این حال راضی نیستم او بدون مجازات بماند، اما قصاص هم نمی‌خواهم.

اعترافات متهم عصبانی

وقتی نوبت به متهم رسید او اتهام قتل را قبول کرد و گفت: من و لیدا سال‌ها بود که با هم اختلاف داشتیم. او می‌دانست من وقتی عصبانی می‌شوم کنترلی بر رفتار خودم ندارم به همین خاطر هم دست به خشونت می‌زنم با این حال به رفتار آزاردهنده ادامه می‌داد. روز حادثه به خاطر اینکه چای سرد بود با هم جرو‌بحث کردیم. من مقداری بنزین از پمپ بنزین خریده بودم تا داخل باک موتورم بریزم، وقتی با لیلا بحث کردیم از عصبانیت روی او بنزین ریختم و بعد فندک زدم. یک‌دفعه لیدا شعله گرفت. بلافاصله پشیمان شدم و سعی کردم آتش را خاموش کنم بعد از اینکه آتش خاموش شد دیدم شدت سوختگی زیاد است، بلافاصله او را به بیمارستان بردم و ساعاتی بعد هم جان داد.

متهم گفت: اتفاقی که افتاده به شدت من را تحت تاثیر قرار داده است. خیلی ناراحتم و از کرده خودم پشیمان هستم و درخواست بخشش دارم.

در ادامه وکیل متهم در جایگاه قرار گرفت و دفاعیات خود را مطرح کرد. سپس هیات قضات برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند.

شیوع بلوغ زودرس دختران در سن ۶ یا ۷ سالگی

اشراقی، فوق تخصص غدد کودکان در گفت‌وگویی بیان کرد:
🔹سن بلوغ در دخترها ۸ تا ۱۰ سال و در پسرها ۹ تا ۱۴  سالگی بوده، اما قبل از آن بلوغ زودرس است. سن بلوغ در پسرها ثابت اما در دخترها رو به کاهش است به طوری که مرتب مواردی از بلوغ زودرس را در سنین پایین ۶ و ۷ سال می‌بینیم.
🔹علت دقیق بلوغ زودرس مشخص نشده، اما برخی عوامل از جمله خوراکی‌هایی مانند قهوه، کاکائو، سوسیس و کالباس، پوست و بال مرغ، غذاهایی با ترکیبات استروژن گیاهی مانند سویا، تغذیه که به سمت چاقی رفته و استفاده از لوازم آرایشی در دخترها مطرح شده است.
🔹زمانی که جامعه به سمت رفاه می‌رود، هر یک دهه دو تا سه ماه سن بلوغ در دخترها پایین‌تر می‌آید، اما وقتی به اوج رفاه رسید، بلوغشان جلوتر نمی‌‎آید. 
🔹در هنگام بلوغ زودرس فرزندان، بسیاری از خانواده‌ها یا شوکه می‌شوند و یا توجه نمی‌کنند، در حالی که شرایط رشد مناسب نیست. در اوایل بلوغ باید با پزشک غدد مشاوره بگیرند تا مطمئن شوند قد نهایی آن‌ها قابل قبول است، زیرا کار رشد زمان‌بر است.

نگران دام‌های اخلاقی برسر راه دخترم هستم

دختری ۱۴ ساله دارم. نمی‌دانم چطور باید با او صمیمی‌تر شوم تا بتواند حرف‌های دلش را به من بزند و در دام بسیاری از آسیب‌های اجتماعی نیفتد. در جامعه، دام‌های اخلاقی زیاد بر سر راهش هست و نگران او هستم.
در ابتدا باید بگوییم دوران نوجوانی دوران بسیار حساسی از لحاظ ارتباط بین نوجوان و خانواده است و تبادل نظر کلامی با نوجوان به نظر سهل و ساده می‌آید اما باید گفت که گاهی هیچ تضمینی وجود ندارد که نوجوان‌مان همیشه حرف ما را بشنود و البته وادار کردن آنان به این که حرف‌های ما را گوش دهند، قطعا مستلزم مهارت است که ما به عنوان خانواده و والدین در گوش دادن آن چه آنان برای گفتن دارند، به کار بریم. در ادامه مهارت‌هایی را به شما مخاطب محترم پیشنهاد می‌کنیم و امیدواریم که مفید واقع شود.
  همصحبت و همنشین جذابی باشید
گفته‌اید می‌خواهم با دخترم صمیمی‌تر شوم تا بتواند حرف‌های دلش را به من بزند. دقت داشته باشید که نوجوانان حوصله ساعت‌ها حرف و حدیث را با طول و تفصیل اضافه ندارند بنابراین از ابتدا کاری کنید که حرف زدن با شما برای او جذاب باشد. کافی است به جای دادن پیام اخلاقی فقط مثل یک دوست به صحبت‌هایش گوش دهید. این اطمینان را به او بدهید که حتی اگر حرف‌هایش اشتباه بود، سرزنش و تنبیه نمی‌شود. نکته مهم آن است که هرچه‌ می‌توانید مثبت و صمیمی صحبت کنید.
  شوخی و خنده را فراموش نکنید
شوخی و بذله‌گویی حال و هوای خوبی را به لحاظ روانی در نوجوان ایجاد‌ می‌کند حتی اگر‌ می‌خواهید به نکته خاصی اشاره کنید و درباره مسئله‌ای به او گوشزد کنید، چه خوب است که با شوخی و بذله‌گویی انجام شود چراکه قطعا آرامش را بین شما و نوجوان‌تان افزایش‌ می‌دهد و استرس و فشار روحی را کاهش‌ می‌دهد.
  به او بفهمانید که نگرانش هستید
درباره نگرانی‌تان از دام‌های اخلاقی در جامعه، برای این که نوجوان شما اجازه کمک و مداخله در مشکلات شخصی خودش را به شما بدهد به او بفهمانید که نگران او هستید. طوری رفتار نکنید که‌ می‌خواهید از کار او سر در بیاورید، بهتر است مثلا به او بگویید: «چند وقتی است در خودت هستی، اگر موضوعی پیش آمده،‌ می‌توانی روی کمک من حساب کنی. من هم مشابه شرایط تورو
گذرانده ام پس‌ می‌توانم تا اندازه‌ای به تو کمک کنم.» این‌طور بیان بهترین شرایط را قطعا ایجاد می‌کند و به نوجوان شما امنیت خاطر‌ می‌بخشد.
  دنبال بهانه‌گیری و جر و بحث نباشید
حتی اگر نسبت به موضوعی نگران و حساس شده‌اید، سعی کنید صبور باشید و  دنبال بهانه‌گیری و جر و بحث نباشید. سر موضوعات کوچک غرغر نکنید، بهتر است چشم‌هایتان را روی برخی از رفتارهای غلط او ببندید تا جای بحث برای موضوعات مهم‌تر باقی بماند.
  آرامش و امنیت به او بدهید
به او بگویید در هر شرایطی پشتیبان او هستید و  تنهایش نمی‌گذارید. اجازه دهید حس آرامش و امنیت همیشگی بین شما و او ایجاد شود. مطمئن باشید به تدریج تنها همراه امن زندگی او، شما می‌شوید.

نویسنده : بنفشه دولت‌آبادی|‌ روان‌درمانگر و مشاور خانواده

چطور آسیب‌های طلاق در فرزندمان را کاهش دهیم؟

جدایی یا طلاق یک تجربه بسیار استرس‌زا برای همه افراد درگیر است، اما با طلاق والدین، کودکان اغلب احساس می‌کنند که تمام دنیایشان وارونه شده است. در هر سنی، مشاهده انحلال ازدواج والدین و فروپاشی خانواده می‌تواند آسیب‌زا باشد. بچه‌ها ممکن است احساس شوک، عدم اطمینان یا عصبانیت کنند. برخی حتی ممکن است احساس گناه کنند و خود را به خاطر مشکل پیش‌آمده سرزنش کنند. در مقابل، والدین نیز با چالش‌های متعددی از جمله افسردگی، مشکلات مالی، ترس، تنهایی و… دست‌وپنجه نرم می‌کنند. یکی دیگر از چالش‌های مهمی که والدین با آن روبه‌رو هستند، فرزند پروری است؛ این مسئله به‌خصوص برای مادری که حضانت فرزند را به عهده دارد کمی سخت‌تر و پیچیده‌تر است اما یک والد آگاه و بالغ با به‌کارگیری روش‌های مختلف می‌تواند پیامدهای طلاق در کودک را کاهش داده و انعطاف‌پذیری او پس از جدایی پدر و مادر را تا اندازه قابل‌توجهی افزایش دهد. دکتر سمیه بابائی، روانشناس خانواده و کودک و مدرس دانشگاه شهید بهشتی در گفت‌وگو با بیا نی نی توضیح می‌دهد که یک مادر پس از جدایی چگونه در خصوص فرزند پروری آگاهی خود را افزایش دهند.

چطور آسیب‌های طلاق در فرزندمان را کاهش دهیم؟

بگویید مادر مجرد نه مادر مطلقه

قبل از هر چیز باید بگویم استفاده از لفظ مادر مطلقه متأسفانه لفظ اشتباهی است که اغلب در جامعه به‌کاربرده می‌شود. اگرچه این لفظ در حقوق به معنای زن طلاق داده‌شده قلمداد می‌شود ولی این لفظ به لحاظ فرهنگی باید اصلاح شود؛ بهتر است ما از لفظ مادران مجرد استفاده کنیم. با به کار بردن لفظ مادر مطلقه، درواقع عاملیت از مادر گرفته می‌شود و این معنا ظهور پیدا می‌کند که زن هیچ تمایلی برای طلاق نداشته است؛در حالی که این‌طور نیست و بر اساس آماری هم که وجود دارد غالب درخواست‌های طلاق که به دادگاه‌های خانواده ارجاع داده می‌شود، خواهان اصلی زن است؛ بنابراین، این مسئله مهمی است که مادر را صاحب عاملیت بدانیم که برای طلاق خواسته داشته است.

مادر تنها مسئول مراقبت از فرزند بعد از طلاق نیست

اینکه ما تنها مسئول مراقبت از فرزند را بعد از طلاق مادر بدانیم، اشتباه محض است: «باید در نظر داشت که بچه نه مال پدر است نه مال مادر بلکه بچه موجود ارزشمند و سرمایه انسانی است که متعلق به‌کل جامعه است و همه افراد در حیطه مربوط به خود باید از آن مراقبت کنند؛ از قاضی گرفته تا روانشناس، مادر، پدر، پدربزرگ و مادربزرگ، مدرسه و… در حوزه مراقبت از بچه مسئول هستند و باید خود را مسئول بدانند که در مواقع حساس ازجمله طلاق والدین باید چگونه برخورد کنند تا کودک آسیب نبیند. بنابراین این تنها وظیفه مادر نیست که چگونه جریان طلاق را برای فرزندش بازگو کند.»

چطور آسیب‌های طلاق در فرزندمان را کاهش دهیم؟

کودک را با خبر طلاق شوکه نکنید

برخی والدین تصمیم می‌گیرند ماجرای طلاقشان را تا مدتی از فرزندشان پنهان کنند مثلاً بعد از طلاق مادر به کودکش می‌گوید: “بابا رفته مأموریت و بعضی وقت ها به دیدنت می آید”؛ درواقع با این کار می‌خواهند کودک آرام‌آرام به فضا عادت کند و خودش کم‌کم متوجه طلاق والدینش شود؛ درباره درست یا غلط بودن چنین اقدامی، بابائی می‌گوید: «بازگو کردن جریان جدایی والدین مسئله‌ای است که بستگی به سن کودک دارد اما چنانچه مادر یا پدر احساس کنند که اگر کودکشان یک‌دفعه متوجه طلاق آن‌ها شود ممکن است دچار شوک شود، این روش می‌تواند ایده خوبی باشد تا آرام‌آرام این ماجرا به کودک گفته شود. دقت کنید کودکان امروز باهوش‌تر از آن هستند که متوجه این قضیه نشوند اما به‌هرحال با طلاق والدین نباید به کودک شوک وارد شود. لازم است ماجرای طلاق والدین، کم‌کم و به‌تدریج به کودک گفته شود.»

بابائی تأکید می‌کند: «لازم نیست برای گفتن ماجرای جدایی به کودک از لفظ طلاق و جدایی استفاده شود؛ این الفاظ خیلی برای کودکان قابل‌درک نیست. والدین می‌توانند جریان طلاق را این‌گونه بازگو کنند که ما به هر دلیلی تصمیم گرفتیم که دیگر در یک‌خانه باهم زندگی نکنیم. توجه داشته باشید که اصلاً نیازی نیست که جزئیات طلاق و دلیل جدایی برای کودک شرح داده شود؛ زیرا گفتن این موارد استرس و اضطراب مضاعفی را به کودک وارد می‌کند.»

پایان تلخ بهتر از تلخی بی‌پایان است

به گفته بابائی، جدا شدن والدین می‌تواند بر روحیه بچه‌ها اثر بدی بگذارد. احساس طرد شدن تنها ماندن و نداشتن خانواده معضلی است که خیلی از بچه‌های طلاق را اذیت می‌کند اما دقت کنید زندگی در کنار والدینی که مدام در حال دعوا و تنش هستند و کودک همیشه شاهد بی‌مهری والدین نسبت به یکدیگر بوده، بدتر از طلاق است؛ بنابراین، اگر والدین قبل از طلاق با یکدیگر دعوا و تنش داشته باشند، آثار طلاق بهتر از زمانی است که والدین در یک‌خانه زندگی می‌کنند اما مدام با یکدیگر درگیری لفظی و فیزیکی داشته باشند.

چطور آسیب‌های طلاق در فرزندمان را کاهش دهیم؟

بعد از طلاق کودکتان را یتیم نکنید

متأسفانه برخی از والدین بعد از طلاق در اغلب موارد خشمشان از یکدیگر را سر کودکشان خالی می‌کنند و فرزندشان را سنگ صبور خودشان قرار می‌دهند؛ مثلاً مادردائم  از پدر و خانواده او بدگویی می کند.بابائی این کار را ظلم بزرگ به بچه می‌داند و  می‌گوید: «در شرایطی که یک بچه 5-6 ساله باید به دنبال بازی و بچگی باشد، در نقش مشاوری قرار می‌گیرد که باید به درد و دل‌های مادر یا پدرش گوش کند.»

این درست است که بعد از طلاق، مادر دچار فشار روانی زیادی می‌شود و گاهی نیاز دارد با حرف زدن خودش را خالی کند اما چاره‌اش حرف زدن و درد و دل کردن با کودک نیست: «چنین کودکی نه‌تنها خانواده‌اش را ازدست‌داده بلکه در یک تعارض وفاداری قرار می‌گیرد که نمی‌داند باید جانب چه کسی را بگیرد، مادر یا پدر؛ اگر از پدرش طرفداری کند، خودش را خائن به مادرش می‌داند و اگر از مادرش طرفداری کند، خودش را خائن به پدرش می‌داند! این‌ها عملاً روان کودک را دچار گسیختگی می‌کند. همچنین این بچه‌ها وقتی به سن بزرگ‌سالی می‌رسند منطبق با نیازهای گروه هم‌سن‌وسالان خودشان نیستند؛ ممکن است دوست پیدا نکنند، مهارت اجتماعی خوبی نداشته باشند، درس نخوانند و… چون این‌ها در دوران کودکی مشغول مادری کردن یا پدری کردن برای پدر و مادر خودشان بودند؛ بنابراین، والدین باید مسائل و مشکلاتشان را باکسی غیر از کودکشان مثل دوست، مشاور، مادر، خواهر و برادر در میان بگذارند.»

او تأکید می‌کند: «مهم‌ترین اتفاقی که بعد از طلاق، والدین باید به آن توجه داشته باشند این است که همدیگر را در ذهن کودک خراب نکنند. این کار درست مانند این است که کودک را یتیم کنید. کودک باید این اطمینان را داشته باشد که برای همیشه هم پدر و هم مادرش را خواهد داشت.»

چطور آسیب‌های طلاق در فرزندمان را کاهش دهیم؟

بعد از طلاق چطور به سؤالات کودک پاسخ دهیم؟

بعدازاینکه کودک متوجه طلاق والدین می‌شود احتمالاً سؤالاتی در ذهنش ایجاد می‌شود؛ مثل‌اینکه “مامان، بابا بد بود؟ چرا دیگه بابا پیش ما نیست؟! دیگه با هم نمیریم مسافرت؟!” و سؤالات دیگر؛ در رابطه بااینکه والد چگونه باید به این سؤالات پاسخ دهد، بابائی توضیح می‌دهد: «بهتر است به کودک دروغ گفته نشود؛ مثلاً اگر قرار نیست باهم سفر بروید، این را به کودک بگویید. کما اینکه ما به والدین بالغ تأکید می‌کنیم که بعد از طلاق سفر و تفریحات سه نفره را برای همیشه تعطیل نکنید و آخر هفته‌ها جمع سه نفره داشته باشید؛ البته این مسئله متأسفانه در فرهنگ ما خیلی قابل‌پذیرش نیست و پدر و مادرها بعد از طلاق تصور می‌کنند که باید با یکدیگر بجنگند ولی تفریح و حتی سفر به خاطر فرزند هیچ اشکالی ندارد و می‌تواند تأثیر مثبتی در روحیه و آینده کودک داشته باشد.»

بابائی ادامه می‌دهد: «اگر به هر دلیلی والدین نمی‌توانستند بعد از طلاق همدیگر را ملاقات کنند، این مسئله باید شفاف به کودک گفته شود اما دقت کنید باید این اطمینان به کودک داده شود که قرار نیست او پدر یا مادرش را از دست بدهد و هر زمان که نیاز داشت پدر یا مادرش را ببیند می‌تواند پیش او باشد.»

چطور آسیب‌های طلاق در فرزندمان را کاهش دهیم؟

احساس خلأ در کودکان پس از طلاق

گاهی کودکان بعد از طلاق والدینشان دغدغه این را دارند که حالا در بین دوستانشان فقط من هستم که از پدر یا مادرم جدا زندگی می‌کنم؛ بابائی دراین‌باره می‌گوید: «در طلاق سالم قرار نیست پدر یا مادر از صحنه زندگی کودک حذف شود. اگر کودک با مادرش زندگی می‌کند، کودک حق این را دارد که با پدرش به مهمانی، تفریح، مسافرت، خرید و… برود.»

او ادامه می‌دهد: «چنانچه کودک با طلاق والدینش احساس خلأ کرده و تصور می‌کند که تنها او در بین همسالانش در کنار پدر یا مادرش زندگی نمی‌کند، در چنین شرایطی والد باید برای او توضیح دهد که فقط تو نیستی که چنین شرایطی داری. در جامعه و کل دنیا هستند بچه‌هایی که با پدر و مادرهایشان زندگی نمی‌کنند و این‌ها بچه‌های موفقی هستند.»

بابایی می‌گوید در چنین شرایطی حتی می‌توان حریم خصوصی را به کودک آموزش داد: «هر چیز خصوصی که در زندگی وجود دارد، قرار نیست به دیگران توضیح داده شود. اینکه ما چقدر پول‌داریم، پدر و مادر من باهم زندگی می‌کنند یا نه و… را لزومی ندارد دیگران در جریان قرار بگیرند.»

چطور آسیب‌های طلاق در فرزندمان را کاهش دهیم؟

کودک پس از طلاق والدین، نیاز روانی به وجود پدر دارد

بابائی تأکید می‌کند: «این را در نظر داشته باشید که وجود روانی پدر در تربیت بچه به‌خصوص از سنین 6-7 سالگی که بچه اجتماعی می‌شود، بسیار لازم است و کودک از این سنین به بعد نیاز به چهره پدرانه دارد لذا مادر هیچ‌وقت نمی‌تواند و نخواهد توانست خلأ نبود پدر را پر کند. مادران باید در دیدار کودک با پدر همکاری داشته باشند و از طرف دیگر به پدرها توصیه جدی می‌کنم که به‌هیچ‌وجه از حیات روانی بچه حذف نشوند. اگر این مسئله جدی گرفته نشود کودک در سنین نوجوانی دچار اختلالات و مرزشنکی‌های زیادی خواهد شد.»

او ادامه می‌دهد: «اگر پدر به هر دلیلی در دسترس نیست، باز مسئول آن مادر نیست بلکه جامعه ازجمله مشاور، مدرسه، قاضی و… مسئول است و در اینجا مادر باید یک مرجع پدرانه‌ای فراهم کند چون یک مادر هرچقدر هم کامل و توانمند باشد نمی‌تواند هم مادر باشد و هم پدر. چهره پدرانه می‌تواند ناظم مدرسه، پدربزرگ، عمو و… باشد.»

چطور آسیب‌های طلاق در فرزندمان را کاهش دهیم؟

یک مادر مجرد در تربیت فرزند به چه نکاتی باید توجه کند؟

این مدرس دانشگاه در پاسخ به این سؤال می‌گوید: «تمام نکات و کتاب‌هایی که درباره پرورش فرزند وجود دارد، مادران مجرد باید بخوانند و جایی که نمی‌دانند حتماً از مشاور کمک بگیرند.»

بابائی تأکید می‌کند: «مادران مجرد این را در نظر باشند که مراقب خودشان بودن، بزرگ‌ترین سرمایه‌ای است که برای فرزندشان می‌توانند کنار بگذارند. تجربه طلاق، تجربه راحتی نیست و هزینه‌های زیادی برای طرفین دارد، به همین خاطر یک مادر علاوه بر آنکه باید آن جراحت‌ها را تحمل می‌کند باید به فرزندش نیز تغذیه عاطفی دهد، ازاین‌رو لازم است از یکجایی حمایت بگیرید. بنابراین، بزرگ‌ترین چیزی که در سلامت کودک تأثیر می‌گذارد این است مادر بتواند از اطرافیان حمایت بگیرد تا بتواند آن حمایت و تغذیه عاطفی را به فرزندش انتقال دهد. تغذیه همان حمایتی است که مادر از خانواده خودش، دوستان، مشاور و جامعه دریافت می‌کند.»

او در پایان می‌گوید: « پدربزرگ و مادربزرگ‌ها، مهدکودک‌ها، مدارس، سیستم غذایی، آموزشی، تأمین اجتماعی و کل سیستم حاکمیت قبل از مادر باید این سؤال را بپرسند که به بچه‌ای که پدر و مادرش از همدیگر جداشده‌اند چه باید گفت و چگونه باید برخورد کرد؛ بنابراین، لازم است به‌جای آنکه تمام مسئولیت را به دوش یک نفر بگذاریم، سیستم اجتماعی را هم مسئول بدانیم و از آن‌ها بخواهیم به‌منظور حمایت از خانواده ازجمله مادران مجرد گامی بردارند.»

۱۰ نکته برای خواباندن کودکان

زمان خواب می تواند به میدان جنگ تبدیل شود، زمانی که بچه های کوچک در تختخواب قرار نمی گیرند  و به خواب نمی روند. اما راهکارهایی برای غلبه بر این موضوع و حتی شانس پیروزی وجود دارد. سعی کنید از این ۱۰ نکته برای یادگیری نحوه مبارزه با نخوابیدن کودک خود استفاده کنید و برنده شوید!

زمان خواب فردی را تنظیم کنید

طبق اعلام بنیاد ملی خواب، کودکان در سن مدرسه به ۹ تا ۱۱ ساعت خواب در هر شب نیاز دارند. اما تنوع زیادی در نیازها و الگوهای خواب وجود دارد. اکثر بچه‌ها الگوهایی برای خواب دارند که هر کاری انجام می‌دهید زیاد تغییر نمی‌کنند. افراد سحرخیز همچنان زود بیدار می شوند حتی اگر دیرتر آنها را بخوابانید و جغدهای شب تا زمانی که بدنشان آماده نشود به خواب نمی روند. «اشانتی وودز»، پزشک متخصص اطفال در بالتیمور، می‌گوید به همین دلیل است که والدین باید با فرزندان خود در تنظیم یک ساعت خواب مسئولانه کار کنند که تا آنها به موقع بخوابند و بیدار شوند.

زمانی برای بیدار شدن تنظیم کنید

زمان بیدار شدن را بر اساس میزان خواب مورد نیاز کودک و زمان رفتن به رختخواب تنظیم کنید. وودز توصیه می‌کند که از همان سال‌های پیش‌دبستانی یک روال بیدار شدن برای کمک به جلوگیری از استرس برای والدین ایجاد کنید.و به یاد داشته باشید که با برنامه هماهنگ باشید. اجازه دادن به فرزندتان برای خواب دیرتر در تعطیلات آخر هفته سخاوتمندانه است، اما می تواند در دراز مدت نتیجه معکوس داشته باشد.

یک روال ثابت قبل از خواب ایجاد کنید

روال ها مخصوصاً برای کودکان نوپا و پیش دبستانی مهم است. وودز توصیه می کند که بعد از شام، باقیمانده شب باید شامل زمانی برای بازی سبک، حمام، مسواک زدن، خواندن داستان قبل از خواب و سپس خواب باشد. برنامه‌ای را هدف قرار دهید که آرامش‌بخش باشد و فضای ایده‌آل قبل از خواب را تنظیم کنید. خیلی زود، بدن کودک شما ممکن است به طور خودکار در ابتدای برنامه شروع به خواب آلودگی کند.

۱۰ نکته برای خواباندن کودکان

حداقل ۲ ساعت قبل از خواب صفحه نمایش ها را خاموش کنید

ملاتونین بخش مهمی از چرخه خواب و بیداری است. وقتی سطح ملاتونین به بالاترین حد خود برسد، بیشتر افراد خواب آلود و آماده خواب هستند. تحقیقات انجام شده در سال ۲۰۱۱ نشان داد که نور آبی صفحه تلویزیون، تلفن یا مانیتور کامپیوتر می تواند در تولید هورمون ملاتونین اختلال ایجاد کند.بر اساس این مطالعه در سال ۲۰۱۷، تماشای تلویزیون، بازی های ویدیویی، یا پیمایش صفحات وب روی تلفن یا رایانه درست قبل از خواب، کودک را ۳۰ تا ۶۰ دقیقه بیدار نگه می دارد.

اتاق خواب را به منطقه ای عاری از صفحه تبدیل کنید یا حداقل مطمئن شوید که همه صفحه ها هنگام خواب تاریک هستند. و هنگامی که در اتاق فرزندتان هستید تلفن خود را خاموش نگه دارید – یا اصلا آن را در آنجا نبرید. به جای وقت گذاشتن روی صفحه نمایش، دکتر «آبیناو سینگ»، مدیر مرکز خواب ایندیانا، به کودکتان توصیه می کند که در شب مطالعه کند تا مغز او استراحت کند.

۱۰ نکته برای خواباندن کودکان

استرس را قبل از خواب کاهش دهید

هورمون دیگری که در خواب نقش دارد، کورتیزول است که به عنوان «هورمون استرس» نیز شناخته می شود. وقتی سطح کورتیزول بالا باشد، بدن کودک شما نمی تواند خاموش شود و بخوابد. فعالیت های قبل از خواب کودک خود را آرامش بخش کنید. این موضوع می تواند به جلوگیری از مقادیر اضافی کورتیزول در سیستم بدن کودک شما کمک کند. دکتر «سارا میچل»، متخصص کایروپراکتیک و مشاور خواب می گوید: شما باید استرس را کاهش دهید تا راحت تر به خواب بروید.

یک محیط خواب آور ایجاد کنید

ملحفه‌های نرم، سایه‌های تاریک‌کننده اتاق و سکوت نسبی می‌توانند به کودک شما کمک کنند تا بین روز و شب تفاوت قائل شود و به خواب رفتن آسان‌تر شود. میچل می گوید: ایجاد یک محیط خواب آور مهم است زیرا با کاهش حواس پرتی، زمینه را برای خواب فراهم می کند. وقتی آرام هستید، حواس شما پرت نمی شود و می توانید سریعتر و با کمک کمتری بخوابید.

دمای اتاق خواب را خنک نگه دارید

چرخه خواب کودک شما فقط به نور (یا کمبود آن) بستگی ندارد. به دما هم حساسه سطح ملاتونین به تنظیم افت دمای داخلی بدن مورد نیاز برای خواب کمک می کند. با این حال، می توانید به تنظیم دمای خارجی کمک کنید. به کودک خود در هنگام خواب زیاد لباس نپوشانید  و دمای اتاق را نیز خیلی زیاد نکنید.«ویتنی روبان»، دکترای روانشناس بالینی و متخصص خواب، توصیه می‌کند که لباس خواب پنبه‌ای به کودک خود بپوشانید و دمای اتاق خواب را در شب در حدود ۱۸.۳ تا ۲۱.۱ درجه سانتی‌گراد نگه دارید.

کمک به کاهش ترس

ارواح و دیگر موجودات ترسناک ممکن است در واقع در شب پرسه نزنند، اما به جای رد کردن ترس های قبل از خواب، آنها را با کودک خود مطرح کنید.اگر اطمینان ساده کارساز نبود، سعی کنید از یک اسباب بازی مخصوص برای نگهبانی در شب استفاده کنید یا قبل از خواب اتاق را با اسپری دفع هیولا، اسپری کنید.

روبان توصیه می‌کند برای رفع هر گونه ترس، زمانی را در طول روز برنامه‌ریزی کنید و از زمان خواب برای این نوع مکالمات استفاده نکنید. او می‌گوید: کودکان بسیار باهوش هستند و به سرعت یاد می‌گیرند که اگر از زمان خواب برای بیان ترس‌های خود استفاده کنند، می‌توانند زمان خواب را متوقف کنند.

تمرکز روی خواب را کاهش دهید

کودکان ممکن است در از فعالیت انداختن مغز خود برای خوابیدن در شب مشکل داشته باشند. بنابراین، به جای اینکه با اصرار بر اینکه  اکنون وقت خوابیدن است این اضطراب را افزایش دهید، تمرکز بیشتری بر روی آرامش و آرام نگه داشتن کودک خود داشته باشید. سعی کنید یک تکنیک تنفس عمیق را به کودک خود آموزش دهید تا بدن او را آرام کند. روبان می گوید: ۴ ثانیه از طریق بینی نفس بکشید، ۵ ثانیه نگه دارید و ۶ ثانیه از طریق دهان بازدم کنید.او می‌گوید که کودکان کوچک‌تر فقط می‌توانند دم و بازدم های طولانی و عمیق را تمرین کنند.

مراقب اختلال خواب باشید

گاهی اوقات، بهترین برنامه ریزی های شما نتیجه ای را که می خواهید به بار نمی آورد. میچل می گوید: اگر کودک شما در به خواب رفتن مشکل دارد، مدام کابوس می بیند، خروپف می کند یا از دهان نفس می کشد، ممکن است اختلال خواب داشته باشد. اگر در مورد عادات خواب کودک خود نگران هستید،  با پزشک اطفال خود صحبت کنید. آنها ممکن است یک مشاور خواب را به شما توصیه کنند یا پیشنهادهای دیگری برای شما داشته باشند تا کل خانواده بتوانند یک خواب خوب شبانه داشته باشند.

به‌ خاطر کارنامه بچه‌مان به او جایزه بدهیم یا نه؟

نتایج یک پژوهش از دانشگاه استنفورد درباره این ‌که آیا می‌شود با جایزه بچه را به درس مشتاق‌تر کرد، به ‌درد این روزهای والدین می‌خورد
 
تقریبا بیشتر والدین، کارنامه‌های دانش‌آموزشان را دریافت کردند و بعضی‌ها هم از نمراتی که فرزندشان کسب کرده، راضی هستند. بنابراین در اولین قدم، وعده خرید یک جایزه خوب را به فرزندشان در قبال زحماتش می‌دهند. در سال 2004، پژوهشگری به نام «اریک بتینگر» از دانشگاه استنفورد دنبال جواب دادن به این سوال بود که آخر سال شد و کارنامه بچه را گرفتیم، بالاخره به او جایزه بدهیم یا ندهیم؟

 تحقیقی 3 ساله با همکاری مدارس یک شهر
برای رسیدن به جواب این سوال، بتینگر با همکاری مدارس شهر کوشاکتون ایالت اوهایو از همان سال یک پژوهش را شروع کردند. روش کارشان هم این ‌طوری بود که از طریق مدرسه و در قالب جایزه به بچه‌ها اعلام کردند که هرکسی آخر سال نمرات خوبی بگیرد، یک جایزه نقدی برایش در نظر گرفتیم. برای هر درس هم قرار است 15 دلار(به پول ما تقریبا 500 هزار تومان) بدهیم و به هر تعداد درسی که نمرات بالایی بگیرند، همان‌ قدر مبلغ جایزه بیشتر هم می‌شود. مدارس با همکاری دکتر بتینگر به مدت سه سال (از 2004 تا 2007)، این طرح را اجرا کردند.
 نتیجه‌ای که خرید جایزه را زیر سوال می‌برد
نتیجه، غیر از درس ریاضی آن هم در حد 0.15 انحراف معیار، جایزه دادن هیچ اثر مثبت و به‌ درد بخوری روی درس خواندن و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان نداشت و نمی‌توانیم با تطمیع و گفتن بخوان نمره‌ات خوب شد پلی‌استیشن، دوچرخه، تبلت و … برایت می‌خریم، انتظار داشته باشیم تغییر معناداری روی پیشرفت تحصیلی بچه‌ اتفاق بیفتد. چرا؟ چون پول، جایزه یا هر عامل بیرونی دیگری، انگیزه‌ درونی در حال رشد بچه‌ها در زمینه پیشرفت را تضعیف می‌کند و با بیرونی ‌سازی کردن آن انگیزه، تکانه‌های درونی و قلقلک‌هایی که از وجود خود فرد به او می‌گوید درس خواندن کار باحالی به نظر می‌رسد به مرور نابود می‌شود.
 در این 3 حالت چه کنیم؟
پس اگر: 1- خودجوش درس می‌خواند و از این کار لذت می‌برد، با مشروط کردن آن به انگیزه بیرونی، انگیزه درونی‌ا‌ش را تضعیف نکنیم.
2- اگر در حد متوسطی درس می‌خواند، به جای کمال‌گرایی و انتظار نمره کامل داشتن، برای درس‌ها بیشتر همراهی‌اش کنیم.
3- اگر هم کلا نمی‌خواند و این مسئله آسیب جدی به عملکرد و پیشرفت تحصیلی‌ اش زده، قبل از هرگونه فشار و تعیین تشویق‌های افراطی، یا خودمان با حوصله بنشینیم و ببینیم مشکل از کجاست یا از یک متخصص کمک بگیریم.
برگرفته از پیج «دکتر امید امانی»، روان ‌شناس ‌بالینی دانشگاه شهید بهشتی