راهبرد تربیت فرزند شما چیست؟ نظر کارشناس تلویزیون
راهکارهایی برای منظم کردن کودکان
بیشتر شلوغی و به هم ریختگی ها به خاطر وجود بچه ها در خانه است. برای جلوگیری از این بی نظمی ها و آماده کردن کودک برای زندگی آینده چه کاری می توان کرد؟ به آنها بگویید وسایل همانند ما خانه دارند باید کودک فکر کند هر چیزی خانه دارد و با شناختن خانه ی آنها هربار بعد از استفاده راحت و سریع می تواند آنها را در جای خود قرار دهد .
باید در سن مناسب برای وسایل برچسب گذاری کنید تا کودک بتواند جای هر چیزی را به راحتی پیدا کند و علاوه بر آن مهارت خواندن او نیز تقویت شود . همیشه الگوی خوبی برای فرزندتان باشید مرتب بودن و نظم داشتن چیزی است که کودکان باید ببینند و یاد بگیرند . هر وقتی که فکر می کنید فرزندتان به اندازه کافی بزرگ شده است تا بتواند مسائل را به خوبی درک کند برای او مثال های خوب بزنید .
مثلا به او بگویید : مامان هر روز اسباب بازی ها را مرتب می کند زیرا با این کار روی آنها راه نمی رود و خراب نمی شوند. برای نظافت برنامه ی منظمی داشته باشید باید هر روز عصر از فرزندتان بخواهید تا اسباب بازی هایش را مرتب کند . بهترین زمان ساعت برگشت از مدرسه است تا به کودک خود مرتب کردن لباس ها را یاد دهید .
برای یادگیری کودک تان صبور باشید
بیشتر کودکان به جارو کشیدن علاقه ی زیادی دارند . شما می توانید چیزهای زیادی به کودک تان یاد دهید اما تا وقتی که کمی بزرگتر شوند و مسئولیت بپذیرند این کارها را خیلی خوب انجام نخواهند داد . در هر صورت به آموزش کودک تان ادامه دهید و این عادت را در او بوجود آورید و حتی منتظر دیدن نشانه های یادگیری در کودک باشید .
مناسب سن کودک یک تقویم درست کنید
در مدرسه به کودک تان برنامه هفتگی داده می شود و شما هم می توانید از آن کمک بگیرید و برای کودک تان برنامه ای داشته باشید و کارهای خودتان را در آن بنویسید . هر وقت کودک تان باید کاری را انجام دهد آن را روی کاغذ بنویسید و بعد از تمام شدن کار جلوی آن تیک بزنید تا کودک با دیدن کار انجام شده احساس رضایت داشته باشد.
ترفند تربیتی پُرآسیب والدین
به بهانه پربازدید شدن پیامک مادر یک دانشآموز به معلم که اگر فرزندش اذیت کرد، او را کتک بزند
پدر و مادرها به ویژه کسانی که اولین فرزندشان را به دنیا میآورند، در سالهای اولیۀ بچهداری کمکم با قلقهای تعامل با فرزندشان آشنا میشوند. این آشنایی با تجربه کردن، آزمودن یا پیشنهادهای اطرافیان به دست میآید اما همیشه آزمون و خطا در تربیت صحیح فرزند، بهترین گزینه نیست. به ویژه در سالهای ابتدایی که شخصیت کودک و برخی از عادات او نهادینه میشود. توجه داشته باشید تمام اشتباهات تربیتی معمولا توسط والدینی انجام میشود که فرزندان خود را دوست دارند و طبق آن چه که به نظر خودشان به نفع کودک است، رفتار میکنند. به تازگی پیامک مادر یک دانشآموز به یکی از معلمان مورد توجه کاربران فضایمجازی قرار گرفته است. به همین بهانه از سه اشتباه رایج تربیتی والدین خواهیم گفت که باعث میشود احتمال بروز علایم اختلال شخصیت در فرزند(دانشآموز) افزایش یابد.
درخواست اشتباه والدین از معلمها
بسیاری از والدین، با فکر همدلی کردن راجع به فرزندشان، مسئولیت اشتباهاتی را که مرتکب شده، از دوشش برمیدارند. مدارس مثال بسیار ملموسی هستند؛ برخی دانشآموزان عملکرد ضعیفی دارند یا سر کلاس انرژی بیشتری دارند، بعضی والدین تقصیرهای این ماجرا را به گردن معلمان میاندازند. همچنین از معلمان میخواهند دانشآموزانشان را به هرنحوی آرام کنند، با تذکر، تحقیر کلامی، دعوا کردن یا حتی کتک! این الگوی سرزنش دانشآموز به جای مسئولیتپذیری، باعث تحقیر و سرخوردگی ناشی از برخورد نامناسب معلم با دانش آموز به ویژه در حضور همکلاسیها میتواند تا سالها پس از اتمام دوره تحصیل همراه دانشآموز باقی بماند و حتی حس لجبازی، حرص و گاهی انتقام و جبران آن را در دانش آموز بیشتر کند.
تشویق به اجتناب
بعضی از والدین به کودکانشان اجتناب کردن را میآموزند؛ به این صورت که از کودکانشان در برابر شرایط سخت یا ناراحتکنندهای که دیگر همسالان قادر به تحمل آن هستند، محافظت بیش از حد میکنند. این امر اغلب به صورت ایجاد محیط ویژه برای کودک به منظور جلوگیری از ناراحتی اوست. یک رویکرد سالم برای کاهش ناراحتی، ترغیب کودک به تغییر وضعیت یا تغییر دیدگاهش راجع به موضوع است.
تقویت احساس قربانی بودن در کودک
بسیاری از والدین در تلاش برای همدردی و همدلی کردن با کودک، احساس قربانی بودن را در او تقویت میکنند. معمولا زمانی که کودک صدمهای میبیند، والدین به منظور حمایت از کودک بزرگ نمایی می کنند و صدمه را خیلی جدیتر از چیزی که هست، جلوه میدهند. مثالهای زیادی وجود دارد که در آن والدین در تلاشند تا تجربه شکست یا ناامیدی فرزند خود را کاهش دهند. مثلا وقتی دختر بچهای موفق به ورود در تیم تکواندو مدرسه نشد، مادرش به او گفت: «آن ها نمیدانند که چقدر خوب هستی». این جمله دختر را ترغیب میکند تا احساس کند که مورد تبعیض قرار گرفته است و یاد نمیگیرد که در این مواقع باید بپذیرد که او به اندازه کافی خوب نبوده و دیگران بهتر از او بودهاند. افزایش احساس قربانی شدن در کودک، باعث افزایش احساس ناتوانی و احساس آسیبدیدگی در او میشود. این احساسات میتواند برای عزتنفس کودک مضر باشد یا عزتنفس او را به کلی تخریب کند. تقویت احساس قربانی شدن به کودک میآموزد از همه ترس داشته باشد.
سخنی با معلمها
این اشتباه را مرتکب نشوید
معلمان مدرسه به عنوان والدین درجه دو تاثیر بسیار زیادی بر روح و روان دانش آموزان دارند. لازم است معلم نکات انتقادی و اصلاحی مد نظر خود را در خلوت و به دور از حضور همکلاسیها با دانش آموز مطرح کند و در یک محیط حمایتی(مدرسه) والدین در کنار فرزندشان باشند و به یک راهکار اثربخش به جای درخواست تنبیه بدنی و … برسند. مثلا با شناسایی استعدادهای فرزندشان و سوق دادن برای حس و حال خوب و انگیزه بیشتر، در این صورت درس برای همیشه در یاد او خواهد ماند و به خوبی از آن بهره میبرد. آثار روانی نوع رفتار و برخورد معلم با دانشآموز به طول سال تحصیلی محدود نمیشود بلکه اثرات رفتار مثبت یا منفی معلم با دانش آموز بهویژه در دوره ابتدایی و سه ساله اول دبیرستان تا مدتهای طولانی باقی خواهد ماند. معلم حق ندارد و نباید در حضور همکلاسیها، از دانش آموز انتقاد کند و شخصیت او را زیر سوال ببرد. تنبیه دانش آموز بهویژه در حضور همکلاسیها میتواند به ایجاد حس حقارت، سرخوردگی و ناکامی شدید در دانشآموز منجر شود، به طوری که دانشآموز به مرور این برچسبهای منفی را باور کند و پذیرای آنها شود. جالب است بدانید اثرات منفی تنبیه برای دیگر دانشآموزان که شاهد تنبیه همکلاسی خود هستند، بیش از فرد تنبیه شونده است. برخورد منفی معلم با دانشآموز میتواند به کاهش عزت نفس و اعتماد به نفس دانش آموز بینجامد که با کاهش این دو مولفه هم زمینه بسیاری از اختلالات روانی و ناهنجاری و بزهکاری اجتماعی ایجاد میشود.
نویسنده : دکتر فریده ناصری| روانشناس کودک
وابستگی کودک به عروسک
کودکان بسیاری هستند که در هنگام بازی کردن خود در مورد این که چه نقشی در بازی خود ایفا می کنند، با عروسک های خویش بازی می کنند. اما بعضی از کودکان به شدت به این عروسک ها و یاران خویش در بازی های خود وابسته می شوند و نمی توانند این وسایل بازی را از خود جدا کنند. این مسئله می تواند والدین را بر آن دارد تا در این مورد با مشاوران و روانشناسانی که در حوزه کودکان فعالیت می کنند، گفت و کرده و بتوانند با کسب نظراتی از این متخصصان، وابستگی کودک خود به عروسک هایش را ازبین ببرند.
وابستگی کودک به عروسک
وابستگی کودک به عروسک جزو اتفاقات طبیعی در دوران خردسالی و کودکی به حساب میآید، این اتفاق به عوامل نسبتا محدود و خاصی بستگی دارد که دست به دست هم میدهند تا فرزندمان علاقه شدیدی به عروسک پیدا کند. این علاقه و وابستگی در طولانی مدت میتواند اثرات منفی داشته باشد.
عروسک از آن دسته اسباب بازی هایی است که به دلیل مشابه بودنش به انسان، نیروی احساسات بسیار زیادی را به کودک منتقل میکند، به همین دلیل است که اگر روزها و سال ها فرزندمان را کنترل نکنیم، در آینده باعث ایجاد دردسر خواهد شد؛ البته این را نیز باید بگوییم که؛ نوع اسباب بازی، تنها دلیل وابستگی شان به عروسک نیست چرا که علاوه بر داشتن نکات منفی، نکات مثبتی نیز وجود دارند.
وابستگی فراتر از حد، به موارد بسیار زیادی آسیب می زند و باعث ایجاد اعتیاد میشود. اما علاقه مند بودن صحیح فرزند میتواند موجب آرامش روحی برای هرکسی باشد و محیط شادابی را خلق کند. تا جایی که میشود با توجه به نکات کلی گفته شده، بایستی از ایجاد یک تمایل و علاقه شدید، جلوگیری نمود.
دلایل وابستگی کودکان به عروسک
وابستگی کودکان به عروسک امری طبیعی تا سنی مشخص است. اما در برخی مواقع شاهد این موضوع هستید که کودکتان از سن بازی کردن و وابستگی با عروسک خود گذشته است و همچنان میزان وابستگی وی به عروسک خویش بالا است. در این مواقع وابستگی کودک به عروسک خود وابستگی طبیعی شمرده نمی شود و دلایل دیگری در این موضوع دخالت دارند که در ادامه به این دلایل پرداخته خواهد شد.
1-استرس
کودک ما اگر متحمل استرس بیش از حدی شود ممکن است به عروسک خود احساس امنیت بیشتری را نسبت به خانوادهاش داشته باشد. استرس میتواند از عوامل مختلفی تشکیل شده باشد، تعدادی از این عوامل عبارتند از:مشکلات و دعوا احساسی با خانواده، مشکلات بین پدر و مادر، ترس از تنبیه شدن، داشتن افکار منفی نسبت به خود، دعوا با دوستان و همسایگان هم سن و سال، خراب شدن وسایل، تکالیف بسیار زیاد مدرسه، عقب افتادن تحویل تکالیف، مورد آزار و اذیت کسی قرار گرفتن همینطور موارد دیگری که تا حد امکان باید از بوجود آمدن آن ها جلوگیری کرد.
استرس تنها عامل نمی باشد؛ بلکه به شرایط روحیهای کودک و اعتماد به نفس او هم بستگی دارد. فرض کنید کودک به جز داشتن استرس، نتواند حرف دلش را هم به ما بگوید یا خواسته خود را بیان نماید، در این شرایط کودک احساس تنهایی می کند و حرف خود را بازگو نمی کند، به همین دلیل به عروسک هایی پناه میبرد که تداعی گر انسان ها هستند و در نتیجه، عروسک رفیق صمیمی فرزندمان برای درد و دل هایش میشود.
2-تنش های زیاد در خانواده و ترس از تنهایی
یکی از دلایل جدی وابسته شدن بچه ها به عروسک تنش های بیش از حد در خانه است. وجود این بحث ها و تنش ها افکار کودک را مورد آزار و اذیت قرار میدهد، به همین خاطر نسبت به افراد خانواده بی اعتناتر شده و عروسک را به عنوان شاخص اصلی محبت برای خود انتخاب میکند.
تا به اینجا موارد متعددی در رابطه با علت وابستگی کودک به عروسک را بررسی کردهایم اما یکی از دلایل بسیار معروف این موضوع، ترس کودکان از تنها خوابیدن است. کودک عروسک را در زمان خواب با خود حمل میکند تا این احساس ترس از بین برود، در حالی که این عروسک باربی هیچ حرکتی نمیکند اما هرچه لطیف تر باشد، برای کودکان بیشتر مایه آرامش خواهد بود و اگر هر شب تکرار شود بیشتر و بیشتر باعث وابستگی میشود.
3-نوع شخصیت کودک
اینکه تمامی موارد را به «ترس، استرس و تنش» ربط دهیم آنچنان جالب نیست. شاید بسیاری از کودکان هیچ اضطراب و استرس خاصی نداشته باشند اما به دلیل جنسیت و اخلاقی که خدا به آنها اعطا کرده است، بیشتر از هرچیز دیگری به عروسک ها علاقه مند میشوند. پس همه این موارد منفی و از سر مشکل روحی نمی باشند.
چگونه چیزی را به جای عروسک جایگزین کنیم؟
از تنشها، تنهایی خوابیدن و تولید احساس بالاتر از حد جلوگیری کنید، در ضمن در این مسیر دادن روحیه انرژی بخش و افزایش اعتماد به نفس را نیز به هیچ وجه فراموش نکنید. در ادامه موارد مهمی را برای سرگرم کردن کودک معرفی خواهیم کرد تا بتوانیم جایگزین هدفمند، مناسب و درستی را انتخاب کنیم، این جایگزین به این معنی نیست که ارتباط کودک با عروسک را به طور کامل قطع کنید، بلکه باید در طول زمان و با بالا رفتن سن فرزند، این کار را انجام دهید.
کنسول های بازی، بازی های خانوادگی، ایده برای سرگرمی کودک، تهیه اسباب بازی های سرگرم کننده و ساخت و سازی مانند تهیه فیلم و انیمیشن و تماشای آن با خانواده، برطرف کردن کمبودها، ارتباط با دوستان واقعی و موارد دیگری که با فکر کردن به آن ها می توانیم از وابستگی مشکل آفرین کودک به عروسک جلوگیری کرده و آن ها را با محیط واقعی، بازی های ویدیویی و سرگرمی های خانوادگی رشد و توسعه فردی دهید.
علت وابستگی کودک به عروسک
بازی کردن برای کودکان مانند یک حوض کوچکی است که ماهی های کوچک قرمز رنگ در آن شنا می کنند و برای ماهی ها بزرگی و کوچکی حوض مهم نیست تنها مساله مهم احساس لذتب خشی است که با بازی کردن و شنا کردن بدست می آورند. پس همان طور که نباید ماهی را از حوضش جدا نمود، کودک نیز برا شادی، زندگی و آرامش نیاز به بازی کردن و عروسک بازی دارد.
وابستگی بیش از حد کودک به عروسک و اسباب بازی هایش نشانه این می تواند باشد که کودک در بازی با عروسک دخترانه و یا حتی عروسک های باربی، می تواد اقتدار و برتری طلبی و شخصیت برتری طلب خود را نشان دهد و عروسک و لباس هایش را به هر شکلی که می تواند در بیاورد و با آنها مانند پدر یا مادرش برخورد نماید و مطمئن هستند که هیچ گونه برخورد تند و خشنی را از ظرف آنها نمی بینند.
نشانه دیگر این است که کودکان دوست دارند که همیشه از طرف والدین و اطرافیان مورد توجه قرار بگیرند و برخی از رفتارهای گاها خشن با عروسک هایشان می تواند نشانه جلب توجه باشد. پدر و مادرها باید توجه ویژه ای به این کودکان وابسه داشته باشند و حواسشان به رابطه ای هر کودک با اسباب بازی هایش دارد، باشد. چرا که این مدل ارتباط مانع از رشد عاطفی و اجتماعی کودک و کسب مهارت های ارتباطی است.
برخی دیگر از نشانه ها
گاهی اوقات این ارتباط نشانه نداشتن احساس امنیت است و کودک می خواهد با حضور عروسک اش از تنهایی در بیاید. مثلا زمانی که قرار است به مهد کودک برود و در آنجا هنوز نتوانسته دوستی پیدا کند، دوست دارد با خود یک اسباب بازی را ببرد. در اکثر موارد این رفتار طبیعی است و به مرور زمان از شدت آن کاسته می شود.
کودکانی که والدین آنها در منزل حضور زیادی ندارند و همیشه در حال دعوا و پرخاشگری هستند و رابطه خوب و پایدار با آنها ندارند، بیشتر دچار این اختلالات رفتار می شوند و به عروسک ها پناه می برند.
کنترل وابستگی کودک به عروسک
در بسیاری از این موارد شاهد این موضوع هستیم که والدین با روشی بی رحمانه قصد دارند این وابستگی را ازبین ببرند. باید این نکته متذکر شود که والدین نه تنها این اجازه را ندارند که با فرزند خویش به شکل ظالمانه رفتار کنند، بلکه می بایست از این توانایی برخوردار باشند تا بتوانند خود را جایگزین عروسک کنند و در تلاش باشند تا این میزان از علاقمندی کودک نسبت به عروسک خویش را به سمت خود انتقال دهند.
1-رفتار توام با محبت
اولین و مهم ترین روش در کاهش میزان وابستگی کودک به عروسک خویش این است که والدین به نحوی با کودک خود رفتار کنند تا بتوانند حس اعتماد و از همه مهم تر حس امنیت کودک نسبت به والدین خود را تقویت کرده و باعث نزدیکی کودک به ایشان شود.
ما در بسیاری از مواقع شاهد این موضوع هستیم که والدینی به مشاوران و روانشناسان مراجعه کرده و به نحوی با رفتار خویش میزان امنیت کودک نسبت به خود را به نحوی کاهش داده اند که کودک این احساس امنیت را از عروسک خویش طلب می کند. در این موقع ایراد از والدینی بوده است که نتوانسته اند با رفتاری مهربانانه و با عطوفت بسیار، کودک خود را به سمت خویش کشانده و باعث شوند کودک بتواند به ایشان به عنوان والدینی مهربان اعتماد کند.
2-توجه به کودک
کودکان از والدین خود و بزرگتر ها می آموزند که چگونه و به چه شکل رفتار کنند. به همین دلیل در بسیاری از موارد کودکان با آموختن رفتاری از طرف بزرگتر ها، با شوق و ذوق این رفتار را در مظهر دید والدین خویش قرار داده و انتظار دارند والدین نیز بتوانند این رفتار را مشاهده و تایید کنند.
در این موقع است که کودکان در می یابند مورد توجه والدین قرار گرفته و به طور ناخودآگاه به سمت والدین خویش کشیده می شوند. اما در برخی مواقع والدین این رفتار درست کودک را دیده و با بی توجهی از این رفتار عبور می کنند. در این موقع است که کودک تصور می کند اهمیتی برای والدین خویش ندارد و به همین دلیل از ایشان فاصله گرفته و به سمت عروسک خویش کشیده شده و این رفتار را در مقابل عروسک خود به نمایش می گذارد.
3-دادن مسئولیت های کوچک به کودک
این که با واگذار کردن مسئولیت های کوچک به کودک خویش این احساس را به کودک بدهید که او را می بینید و از او درخواست هایی دارید و با دادن مسئولیت به این کودک می توانید به او حس مهم بودن بدهید، باعث می شود که کودک بتواند به والدین خود اعتماد کرده و این اعتماد باعث می شود به جای عروسک، به والدین خود نزدیک شود. این نزدیکی هم برای والدین و هم برای کودک بسیار دل چسب است و به همین دلیل می تواند وابستگی خود به عروسک خویش را کاهش داده و علاقمندی بیشتری به والدین خود پیدا کند.
سخن آخر
در انتها باید بیان شود که والدین می توانند به روش های بسیار زیادی که می توانند توسط مشاوران و روانشناسان از آن ها آگاه شوند، مشکلات و اختلالات کودکان خود را ازبین ببرند. به همین دلیل توصیه می شود که والدین در این مواقع حتما از مشاوران و روانشناسانی که در حوزه ی کودکان تخصص داشته و فعالیت می کنند، کمک گرفته و با مراجعه به ایشان و دریافت راهکار های مناسب از آن ها، بتوانند به بهترین شکل ممکن با مشکلات کودکان خود کنار آمده و این مشکلات را حل کنند.
فرزندان مجازی چه کسانی هستند؟
خاطرم میآید زمانی که خودم کودک بودم و آن دوره هیچ خبری از اینترنت و فضای مجازی، گوشی های همراه و رایانه نبود، ارتباط اعضای خانواده مان گرم و صمیمی بود، بیشتر با هم صحبت میکردیم، به تفریح و گردش دسته جمعی می رفتیم یا با اقوام ارتباط داشتیم. شاید نسل جدید این مطلب را بخوانند و روی ترش کنند اما واقعیت همین سفره های کم رنگ و دورهمی های دیرهنگام و صحبت نکردن هایمان با هم است. بله درست است عصر امروز، عصر فرزندان مجازی است که خودشان را هم کمتر میبینند ، وای به حال پدر و مادرشان و همه تأثیرپذیری شان از همین فضای خاکستری مجازی است چه اینکه می بینیم همین تاثیرپذیری باعث چه مصیبت ها و داستان هایی در سطح خانواده ها و اجتماع می شود.

*خانواده قربانی زندگی الکترونیک
یکی از مهمترین نکته های زندگی امروزی کاهش روابط خانوادگی و انزوای اجتماعی افراد است. شهروند دنیای مجازی شدن با آشنایی فناوری های عصر سایبر به طور طبیعی با چالش ها و تنش های خاص خود همراه خواهد بود.برای نمونه رابطه والدین و فرزندان اولین قربانی های زندگی الکترونیک به شمار می روند، به واسطه فرد محوری شدید فناوری های نوین ارتباطی ، با چالش های ویژه ای روبه رو خواهد شد.
نگاه و نگرش صاحب نظران درباره کیفیت و چگونگی اثربخشی ابزارهای الکترونیک با سبک زندگی بشر امروز می تواند با یکدیگر متفاوت باشد. بعضی از نظرات بر تاثیر منفی و برخی از آنها بر تاثیر مثبت فناوری های جدید ارتباطی در روابط اجتماعی افراد صحه میگذارد. دنیای مجازی دارای ویژگی های منحصر به فردی است. مایکل لینچ در کتاب «اینترنت ما: اطلاعات زیاد و فهم کم در عصر کلان داده ها» به زوایای متفاوت دقت کرده است. بنابردیدگاه او انسان شیوه های مختلف برای دانستن دارد: گاهی صرفا داده ها را از جهان اخذ میکند، گاهی درباره آنها تأمل و برایش استدلال می کند و گاهی آنها را می فهمد. از این میان شیوه آخر که به فهم منجر می شود، ارزش بالایی دارد. در واقع اینترنت ما را وادار کرده است که برای رشد شرایط حاصل از تجربه دیجیتالی را برای توجه و تمرکز بیشتر مورد توجه قرار می دهیم:

*مقایسه فرزندان طبیعی و مجازی
صفورا جهانشاهی نویسنده کتاب «دختر مامان، پسر بابا» درباره تفاوت های روابط قبل و بعد از ظهور اینترنت می گوید: «در روابط قبل از ظهور اینترنت زمان گفت وگوی مطلوب در بین خانواده ، درک متقابل کوچکترها با والدین، وعده های غذایی مشترک و داشتن اطاعات بسیار از همدیگر صورت می گرفت اما تعاملات عصر سایبر محدود به حضور فیزیکی و داشتن جریان تنهایی فردیت گرا و تاثیرپذیری زیاد از ارزش های جهانی و دور از آداب و سنت ملی و منطقه ای است.
در عصر گذشته پرجمعیت بودن خانواده موجب نظارت اعضای خانواده بر هم می شد . شلوغی و گرمی روابط فامیلی، اکسیژن عاطفی بین خانواده را تقویت می کرد اما عصر سایبر خانواده های کم جمعیت و دور از هم با احساس تنهایی و حسرت ایجاد کرده است. در دوره گذشته عوامل موثر بر رشد و تربیت محدود به دانش و مهارت والدین بود اما عصر سایبر ارزش های تربیتی خانواده را زیرسوال می برد و درگیری فرزندان با والدین را بیشتر کرده است و در نهایت در گذشته رشد طبیعی فرزندان با تحرک و نشاط جسمی بود اما عصر کنونی علیرغم رشد ذهنی بچه ها، کم تحرکی و وابستگی به یادگیری سایبری و اعتیاد به بازی های آنلاین را تقویت میکند.»
با این حال علاوه بر همه این مباحث استفاده نیمه دانی بزرگترها را نباید کاملا بر گردن فناوری های دیجیتال انداخت، به هرحال هر تکنولوژی جدیدی دارای محاسن و معایبی است. تعامل با جهان واقع فهم چگونگی و چرایی وقوع فیزیکی اطلاعات را به ارمغان می آورد. حال آنکه هیچ تجربه آنلاینی از پس ایجاد چنین مفهومی بر نمی آید. به همین دلیل است که بسیاری از کاربران فیس بوک یا هر فضای مجازی دیگری هنوز هم احساس می کنند یک جای روابط در آن می لنگد چون چیزی که این فضاها به ما می دهد، بدل صمیمیت و فهم دو طرفه است نمونه واقعی آن الگوی لایک ها و دیس لایک های آدم حرف های زیادی در خود دارد. این الگوها به ما اجازه نمی دهد که آنها را بفهمیم بدین ترتیب فیسبوک یا هر فضای مجازی دیگر می داند اما نمی فهمد.

*چطور در این عصر فرزند تربیت کنیم
صفورا جهانشاهی در این باره می گوید: شامل برخی موارد زیر بتواند به فرایند تربیت فرزندان در عصر سایبر ما را یاری برساند:
1-شناختن این پدیده: نادانی یا نیمه دانی والدین درباره عصر سایبر و نحوه ارتباط بچه ها با فضای مجازی و اینرنت باعث می شود که مشکلات زیادی دامنشان را بگیرد. فرزندان جهان دیجیتال به جهت کم کاری و نیمه دانی ما به شرایط دشوار نزدیک می شوند. متاسفانه بسیاری از والدین امروزی برای پرداخت هزینه خرید وسایل الکترونیک و اینترنت همه گونه رنجی را به خود تحمیل میکنند اما برای درک فرهنگ و ملاحظات تربیتی آنگونه که باید اولویت قائل نمی شوند.
2-شناختن بهتر خود: یعنی شناخت حالات روحی و روانی و جسمی خود
3-درک تفاوت احساس سایبری و حالت های طبیعی به معنای همان تفاوت هایی که در موارد بالا بین دنیای سایبر و دنیای واقعی مطرح شد.
4-مصرف همراه با زمان و برنامه: خانواده ها می بایست برای استفاده فرزندانشان از فضای مجازی زمان و مکان مناسب طراحی کنند تا با چالش روبه رو نشوند.
5-در اختیار داشتن کیفیت عملکرد فرد در دنیای مجازی: به معنای نظارت درست بر اینترنت و فضای مجازی و دوستان فرزندانشان در این فضا
6-پرهیز از وسوسه های سایبری: خود پدر و مادر در این زمینه بهتر است مراقب باشند که الگوی نامناسبی برای فرزندانشان نشوند.
7-داشتن برنامه های جذاب گوناگون و ایجاد برنامه های متنوع برای همه اعضای خانواده: اگر انتظار داریم که صبح تا شب فرزندمان سرش در گوشی یا لب تاپ نباشد، برایش برنامه بگذاریم و تفریحات مناسب ایجاد کنیم.
8- استفاده از مشاوران و روانشناسان معتبر و مطمئن که در مواردی که احساس خطر می کنیم، مورد نیاز است.
در نهایت اینکه امروزه کمتر خانواده ای یافت می شود که در مسیر تربیت فرزندان خود یا روابط زناشویی یا تهدیدهای جدید و شگفت انگیز روبه رو نشده باشد. برای کاهش این چالش ها باید هم اطلاعات کسب کنیم و هم از دیگرانی که در این زمینه تخصص دارند، اطلاعات کسب کنیم .
بچه ای که تازه شروع به راه رفتن میکنه!
توصیه هایی برای بچه ای که تازه شروع به راه رفتن میکنه
۱۷ سلبریتی مشهوری که در سال ۲۰۲۲ صاحب فرزند شدند
بسیاری از زنان سلبریتی در طول یک سال گذشته بارداری خود را اعلام کردند و تعدادی نوزاد زیبا به خانواده های مشهور اضافه شدند. تولد نوزاد یکی از هیجان انگیزترین تجربیات زندگی است. در زیر فهرستی از تمام افراد مشهوری را که امسال نوزادی به جمع خانواده آنها اضافه شده است را خواهید دید.
۱. کریس پرت و کاترین شوارتزنگر در ماه می امسال به استقبال دومین دخترشان رفتند.
۲. سومین فرزند پیپا میدلتون و همسرش جیمز متیوز که دختر هم بود در جولای امسال به دنیا آمد.
۳. میشل ویلیامز بازیگر ۴۲ ساله اکنون مادر ۳ فرزند است. او و همسرش توماس کیل برای دومین بار در ۲ نوامبر ۲۰۲۲ صاحب فرزند شدند.
۴. کمدین استرالیایی، ربل ویلسون، اخیراً مادر یک دختر دوست داشتنی شده است که از طریق رحم اجاره ای متولد شده است. او آمدن دخترش را معجزه ای شگفت انگیز توصیف کرد.
۵. زک رولوف و همسرش توری رولف، در آوریل امسال برای سومین بار صاحب فرزند شدند.
۶. آرون پال و همسرش، لورن پارسکیان، از دومین فرزند خود، پسری به نام رایدن که در ماه آوریل به دنیا آمد، استقبال کردند.
۷. نیکلاس کیج، که در حال حاضر یک پدربزرگ نیز هست، صاحب اولین فرزندش با ریکو شیباتا شد. دختر آنها آگوست فرانسیس نام دارد و در ماه سپتامبر به دنیا آمد.
۸. آدریانا لیما که در حال حاضر ۲ دختر از ازدواج قبلی خود دارد، در آگوست امسال با آندره لمرز صاحب یک دختر دیگر شد.
۹. کوئنتین تارانتینو کارگردان سینما و همسرش دنیلا پیک امسال در ماه جولای برای دومین بار صاحب فرزند شدند.
۱۰. پریانکا چوپرا و نیک جوناس با اعلام خبر آمدن نوزاد دخترشان از طریق رحم اجاره ای در ژانویه امسال، طرفداران خود را خوشحال کردند.
۱۱. نیکی هیلتون و جیمز روچیلد با آمدن پسرشان در جولای امسال برای سومین بار صاحب فرزند شدند.
۱۲. تریستان تامپسون و کلویی کارداشیان که در حال حاضر یک دختر دارند، در ۲۸ ژوئیه از طریق رحم اجاره ای صاحب یک پسر شدند.
۱۳. اندرسون کوپر مجری مشهور CNN نیز در ماه ژوئن به استقبال دومین پسر خود رفت.
۱۴. رافائل نادال و همسرش ماریا فرانسیسکا پرلو، برای اولین بار در اکتبر صاحب یک پسر شدند.
۱۵. سوفی ترنر، ستاره سریال بازی تاج و تخت، دومین دخترش را در ماه جولای با همسرش جو جوناس به دنیا آورد.
۱۶. برایان آستین گرین که در حال حاضر پدر ۴ فرزند است با شارنا برگس در ماه ژوئن صاحب اولین فرزند خود شدند.
۱۷. میا گاث برای اولین بار مادر شد. در ماه مارس امسال، او و همسرش، شایا لاباف، صاحب یک دختر شدند.
دوست دارم برای بچه هام اقتدار داشته باشم
دوست دارم برای بچه هام اقتدار داشته باشم
نقش پدر در رشد سلامت فرزندان
بررسی نقش پدر در رشد سلامت فرزندان
آموزش کار گروهی به بچه ها
آموزش کار گروهی به بچه ها چگونه ممکن است؟ کار تیمی می تواند سرگرم کننده باشد. کودک با مهارت های کار گروهی تقویت شده با دنیایی پر از فرصت ها و تجربیات ارزشمند روبرو می شود. شما نیازی به استفاده و تاکید بر کلمه کار تیمی ندارید تا هر روز درس های حیاتی موفقیت در زندگی را از طریق اموزش کار گروهی به اشتراک بگذارید. کافی است که آموزش ها را در غالب بازی و سرگرمی بگنجانید و منتظر نتیجه بمانید. همکاری کردن کودک چه در یک تیم ورزشی چه اجرای یک بازی کلاسی برای او تجربه یک کار گروهی است و بخش بزرگی از یادگیری های زندگی دوران اولیه زندگی محسوب می شود.
اهمیت آموزش کار گروهی
کنار آمدن و تعامل با دیگران، سنگ بنای بسیاری از چیزها در زندگی است. کودکان از سنین کودکی باید یاد بگیرند که چگونه ببخشند و بگیرند، به اشتراک بگذارند، نوبت بگیرند و نوبت رعایت بکنند، با نقاط قوت خود مذاکره کنند و دیگران را جذب کنند تا شکاف های موجود را پر کنند.
یادگیری کار گروهی یک مهارت اجتماعی اصلی است. یک مهارت حیاتی برای همه صرف نظر از سن باید اموخته شود. هر کاری که یک کودک در نهایت به عنوان یک شغل قرار است انجام بدهد، باید بتواند با افراد دیگر کار کند. آن ها همچنین نیاز به ایجاد روابط سازنده دارند، چه با اعضای خانواده، دوستان، همسایگان، همکاران یا مشتریان. همه این روابط تحت لوای آموزش کار گروهی امکان پذیر می شود.
یادگیری کارها و متعلق دانستن خود به عنوان بخشی از یک تیم به فرزند شما کمک میکند تا بسیاری از مهارتهای اجتماعی مانند صبر، همدلی، ارتباط، احترام به دیگران، سازش و تحمل را تقویت کند. همچنین به آنها کمک میکند اعتماد به خود و اعتماد به دیگران را نیز افزایش دهند. سالهای دبستان مملو از فرصتهایی است که آنها این مهارتها را توسعه دهند و کودکانی که از سنین پایین با کار گروهی کنار میآیند، الگوهای مثبتی برای سایر بچهها نیز خواهند بود.
سن درک کودک از کار تیمی
تحقیقات اخیر مؤسسه انسانشناسی تکاملی ماکس پلانک آلمان و دانشگاه دوک نشان میدهد که کودکان سهساله ارزش کار گروهی را درک میکنند اما این بدان معنا نیست که این درک همیشه به طور طبیعی اتفاق میافتد. چرا که کودکان ذاتاً دارای خودخواهی هستند. آن ها با انگیزه ای به دنیا می آیند که نیازهای اولیه خود را برای غذا و آسایش برآورده کنند و تنها از طریق آموزش هایی که در دوران کودکی می آموزند که اقدام به دور شدن از این دیدگاه می کنند.
این بدان معناست که در ابتدا وجود مشکل برای کودکان در کار گروهی کاملاً طبیعی است. تماشا کنید که یک کودک نوپا وقتی اسباببازی را از دست همبازیاش میرباید، یا اگر کسی روی صندلی مورد علاقهاش نشسته باشد چگونه رفتار و گریه می کند. آن ها مرکز دنیای خود هستند و نیازهای خود را در اولویت می بینند.
برای کودکان بسیار سخت است که نیازها و اولویت های خود را کنار بگذارند و اجازه بدهند نیازهای دیگران برآورده شود. اما با گذشت زمان، کودکان به جای ظاهر شدن در تقش یک گرگ تنها به عضویت در یک تیم عادت خواهند کرد. در سن سه تا پنج سالگی، بیشتر کودکان میتوانند برخی از بده بستان ها را انجام دهند، با دیگران به اشتراک بگذارند و نسبت به کودکان دیگر همدلی نشان دهند.
آموزش کار گروهی به بچه ها
از آنجایی که مراحل یادگیری جوانب کار گروهی به طور طبیعی به وجود نمی آید، بسیاری از کودکان با آن مشکل دارند. خواه به این دلیل که خجالتی هستند، تمایل به رئیس بودن دارند یا زمانی که در تیم بازنده قرار می گیرند. خبر خوب این است که بزرگسالان کارهای زیادی برای آموزش به فرزندان می توانند انجام دهند تا بازیکنان بهتری در تیم ها باشند.
1-آموزش حین بازی
موضوع آموزش را در یک بازی سرگرم کننده بگنجانید. بازی ها به معنای واقعی کلمه رشد مغزی بهتری را برای کودک فراهم می کند. همانطور که برای خردسالان هر گونه ای دیگر از حیوانات نیز چنین است. در واقع، دانشمندان اکنون به مزایای صرف زمان آموزش در کلاس درس در مقابل صرف زمان یادگیری در زمین بازی بازنگری میکنند و در پی ارزیابی مجدد این مساله هستند که کدامیک بیشترین قابلیت را برای اموزش دارد.
دیدگاه در حال ظهور یعنی اموزش در زمسن بازی به عنوان پیشتاز نتایج آشکارا موثرتر بوده است. در حالی که تحقیقات بیشتری هنوز در حال انجام است، شواهد اولیه نشان می دهد که این توانایی خود بچه ها برای به عهده گرفتن مسئولیت در زمین بازی است که مزایای یادگیری را افزایش می دهد.
برای مثال، هنگام بازی دنبال رهبر، بچهها باید به این موضوع بپردازند که چه کسی رهبر میشود، چه زمانی نوبت به هر کودکی برای آن نقش میرسد، چگونه اختلافات را حل کنند و قوانین رسمی بازی چیست. در بحبوحه تصمیمگیریهای مخصوص بازی، بچهها برای یادگیری مهارتهای کلی زندگی مبتنی بر تیم مانند خودتنظیمی عاطفی، مذاکره، مهارت های حل مسئله، سازش، و صبر به چالش کشیده میشوند.
2-آموزش کار گروهی به بچه ها |ثبت نام کودک در یک ورزش گروهی
کودک را با یک مربی خوب مشغول ورزش گروهی بکنید. راه دیگر برای آموزش کار گروهی در یک فعالیت جذاب و سرگرم کننده از طریق ورزش های تیمی است. ورزشهای تیمی مجموعهای باورنکردنی از درسهای مرتبط با مهارتهای ارتباطی از جمله یادگیری رقابت با بهترینها در مقابل هم تیمیها یا رقبای خود را ارائه میدهند. آنچه اینجا بسیار مهم است اینکه یک مربی خوب لازم دارید. یک رهبر که تعادل ظریف بین ایجاد و شکستن اعتماد به نفس و توانایی کودک در ایجاد پیوندهای اجتماعی با هم تیمی های خود را درک کند.
مربی که اشتیاق و اعتماد شخصی را القا کند. بر اتحاد تیم بر روی “ستاره های” فردی تأکید کرده و به جای کمال طلبی، بر پیشرفت تمرکز کند می تواند تأثیر مثبت پایداری بر هر بازیکن بگذارد که در طول زندگی هر کودک ثابت خواهد ماند. در اینجا توجه به تفاوت های موجود بین ورزشی که در آن یک هم تیمی، رقیب هم تیمی است در مقابل هم تیمی که بخشی از یک واحد رقابتی است و با تیم های دیگر رقابت می کند مهم است.
3-تاکید بر اهمیت بخشی از یک تیم و تقویت اعتماد به نفس
تیمها چیزی بیش از قویترین اعضای خود هستند. هر کسی نقشی دارد و تیم بدون حتی یک نفر از اعضای خود مجموعه کاملی نخواهد بود. شما به عنوان والدین و بزرگسالان می توانید به بچه ها کمک کنید تا نقاط قوت خود را پیدا کنند و آن ها را رشد دهند. تابآوری واقعی این است که بدانید در چه چیزی مهارت دارید و در آن قسمت به مسیر ادامه بدهید. برای مثال، اگر فرزند شما یک مهاجم مستعد نیست، ممکن است برای بازی در دروازه تیم خود مناسبتر باشد.
کودکانی که خجالتی و محجوب هستند ممکن است عضویت در یک تیم برای آن ها مشکل باشد و شخصیتهای قویتری آن ها را به حاشیه برانند. معلمان و والدین می توانند با دادن وظیفه و مسئولیت به اعضای ساکتتر تیم کمک کنند. این مسئولیت دادن نشان می دهد که شما به کودک اعتقاد دارید و اعتماد به نفس او را تقویت می کنید.
4-معرفی سایر فعالیت های سرگرم کننده مبتنی بر کار تیمی
همه بچهها از ورزشهای گروهی لذت نمیبرند یا در آن مهارت ندارند. به عنوان مثال، اگر کودکی درون گرا است و عاشق کتاب خواندن است چگونه می توانید کار گروهی را به او آموزش دهید؟ خبر خوب این است که راههای زیادی برای انتقال پیام وجود دارد؛ بدون الزام برای شرکت در ورزش تیمی! هر فعالیت مبتنی بر حضور یک تیم می تواند نقش مهمی در القای اعتماد به نفس و مهارت های اجتماعی یک کودک ایفا کند. خواه آن ها تمایل به ورزش داشته باشند یا نداشته باشند.
5-آموزش کار گروهی به بچه ها |پخت و پز
به عنوان مثال، پخت و پز را در نظر بگیرید. به جای اینکه با پیروی از یک دستور غذا از ابتدا تا انتها به کودک بیاموزید که به تنهایی کوکی بپزد، می توانید آن را به عنوان یک فعالیت خانوادگی یا گروهی سازماندهی کنید و به هر عضو یک نقش اختصاص دهید. ممکن است یک عضو مسئول مخلوط کردن مواد و دیگری مسئول فراهم کردن وسایل مورد نیاز باشد.
با دادن مسئولیت به هر کودک برای شرکت در فرآیند انجام کار می توانید به هر کودک کمک کنید تا اعتماد به نفس و مهارت های اجتماعی خود را در طول زمان افزایش دهد. بنابراین زمانی که چند نفر از دوستان کودک را دعوت میکنید تا با هم یک کاردستی سرگرمکننده درست کنند یا نوعی فعالیت که به کار تیم گروهی نیاز دارد کودک بسیار خوب عمل میکند.
6-تماشای فیلم و برنامه های ورزشی و کتابخوانی گروهی
یکی دیگر از فعالیتهای غیرورزشی عالی که میتواند آموزش کار گروهی را منتقل کند، تماشای یک فیلم یا خواندن کتاب در مورد موقعیتهای تیمی است. فیلمها یا کتابهایی که درباره تیمهای ورزشی یا گروههای کر منتشر می شوند انتخابهای خوبی هستند؛ زیرا محتوای آن اغلب موقعیتهای مشترک تیمی مانند درگیری و حل و فصل مسایل، مذاکره و سازش، حمایت از پیوندهای ضعیفتر و همچنین قویتر در تیم، گرفتن نوبت در نقشهای رهبری و موارد دیگر را به نمایش میگذارند.
فعالیت های محوله مدرسه ای برای کار گروهی
سال های دبستان زمان بسیار خوبی برای پرورش روحیه کار گروهی است که فرزند شما در طول زندگی خود از آن بهره می برد و بسیاری از فعالیت ها در داخل و خارج از کلاس درس برای کمک به بچه ها طراحی شده است تا به فعالیت تیمی عادت کنند.
این فعالیت ها شامل کارهایی می شود از قبیل:
فعالیت در حوزه علم یا فناوری طراحی، مانند ساختن بلندترین سازه ممکن با استفاده از اسپاگتی خشک و مینی مارشمالو به عنوان چسب.
فعالیت های مرتبط با حل مسئله.
انجام کار شریکی یا گروهی با کودکان توانمندتر که به کسانی که در انجام یک کار مشکل دارند کمک کنند.
آواز خواندن گروهی که در آن کودکان به نوبت قطعاتی از یک مجموعه را می خوانند.
فعالیت در حوزه موسیقی، نواختن سازهای ساده مانند ضرب، کیبورد و سازهای کوبه ای برای کنار هم قرار دادن یک قطعه موسیقی.
برخی دیگر از فعالیت ها
شرکت در فعالیت های خارج از منزل مانند ساختن پناهگاه ها و روشن کردن آتش.
تشکیل تیم های ورزشی مانند فوتبال و والیبال.
ترتیب دادن مناظرهها، کار تیمی برای بحث در مورد یک موضوع خاص.
اجرای یک بازی مربوط به امور مدرسه یا یک جلسه در کلاس با زمان چرخشی که در آن به هر کودک فرصت برابر داده میشود صحبت کنند. برای دریافت مشاوره تحصیلی کلیک کنید.
شکل دهی انجمن های مدرسه که در آن نمایندگان منتخب کودک با اعضای کارکنان ملاقات می کنند تا در مورد مسائلی که بر کلاس آن ها تأثیر می گذارد بحث کنند. اغلب، کودکان به همکاری در خارج از حوزه درسی ادامه می دهند و در زمان استراحت به بازی های تیمی ادامه می دهند.
سخن آخر درمورد آموزش کار گروهی به بچه ها
اگر والد هستید، میتوانید فرصتهایی را برای گفتگوی خانوادگی جالب درمورد موضوعات مختلف روزانه و تجربیات احتمالی هریک از اعضای خانواده ترتیب بدهید. فضایی شکل بدهید که هر یک از اعضای خانواده بتوانند از چیزهایی که آموختهاند و نحوه برنامهریزی برای اعمال این درس های آموخته شده در زندگی فردی صحبت کنند و آن ها را به اشتراک بگذارند. وقتی فضای روزانه یادگیری مبتنی بر تیم را تسهیل میکنید، بچهها درسهای زیادی را در مورد نحوه رفتار در موقعیتهای مبتنی بر تیم می آموزند.
بیشتر آن ها بدون اینکه متوجه شوند در حال یادگیری هستند! بچه ها بعدها که در زندگی به تجربیات قبلی نگاه کنند، متوجه میشوند که پخت شیرینیهای روز تعطیل، تماشای شبانه فیلم بصورت خانوادگی، عضویت در لیگ ورزشی مدرسه راهنمایی یا آن بازیهای اولیه با صندلیها واقعاً چقدر برای اعتماد بهنفس اجتماعی و مهارتهای رهبری آن ها مهم بوده است.