با کودکی که تمام وقت فست فود می‌خواهد چه باید کرد؟

با کودکی که تمام وقت فست فود می‌خواهد چه باید کرد؟

سیارک/ برگر، سیب زمینی سرخ کرده و نوشابه! بدجنسی نکنیم: برای بسیاری از بزرگسالان، این کلمات مترادف خوشبختی به نظر می‌رسند. اما ما می‌توانیم خودمان را کنترل کنیم (نه دقیقاً)، اما کودکان اغلب آنقدر به فست فود عادت می‌کنند که شروع به رد غذا‌های خانگی معمولی می‌کنند. باید چکار کنیم؟ ما از متخصص تغذیه پرسیدیم.
پاسخ
کودک من ۵ ساله است. او اخیراً فست فود را امتحان کرده است. حالا از خوردن غذای خانگی عادی خودداری می‌کند، دائماً همبرگر یا سیب زمینی سرخ کرده می‌خواهد. چه باید کرد؟

 
پاسخ متخصص تغذیه
دلیل اشتیاق کودک به غذا‌های ناخواسته، از جمله فست فود، می‌تواند ذاتاً روانشناختی باشد (میوه ممنوعه همیشه شیرین است یا محک محدودیت‌های صبر شماست) و هم فیزیولوژیک – کمبود ویتامین‌ها و مواد معدنی. در این راستا، عادات غذایی نیز در حال تغییر است.
به عنوان مثال، اگر رژیم غذایی و تغذیه یک کودک برای رشد کامل فاقد منیزیم یا پروتئین حیوانی است. پس لازم است آجیل، لوبیا، غلات سبوس دار، دانه‌ها، بلغور و سایر غذا‌های غنی از منیزیم به رژیم غذایی وی اضافه شود و کمبود پروتئین حیوانی – مرغ، ماهی و گوشت گاو جبران شود.
یک تغییر شدید در عادات غذایی نیز با کم خونی رخ می‌دهد – به عبارت دیگر، کمبود آهن در بدن. پس ارزش دارد کبد، گوشت گوساله، زبان و سایر غذا‌هایی را وارد رژیم غذایی کودک کنید که تعادل آهن در بدن را دوباره پر می‌کند.
ارزش بررسی کمبود ویتامین یا ماده معدنی مفید فقط با متخصص اطفال یا متخصص تغذیه است؛ و حتی بیشتر از، ارزش بیش از حد غذای کودک با ویتامین‌ها بدون تجویز پزشک نیست.
همچنین، اگر کودک شما قبول کرد که فقط از سوسیس و کالباس استفاده کند، به احتمال زیاد با دستگاه گوارش (دستگاه گوارش) و اختلال در جذب مواد مغذی مفید مشکل دارد. یک متخصص اطفال یا متخصص گوارش به شما کمک می‌کند تا این موضوع را کشف کنید.
در مورد گزینه دیگری که می‌تواند به کودک پیشنهاد شود تا جای فست فود را بگیرد، آنالوگ خانگی برگر کمک زیادی خواهد کرد. فقط نان سبوس دار و گوشت خوب برای کتلت بردارید. ضمناً اگر کمی رب گوجه فرنگی به گوشت چرخ کرده اضافه کنید، طعم آن کاملاً شبیه به برگر‌های فست فودی بیرون خواهد بود.

روانشناس
واقعیت این است که تماس بین مادر و کودک در اوایل کودکی نقش زیادی در شکل گیری وابستگی به غذا دارد. اگر مادر از همان ابتدا ناراحتی جسمی یا روحی کودک را با احساس گرسنگی را به اشتباه کرده و او را تغذیه کند، در نتیجه، کودکی نمی‌تواند بفهمد که آیا به دلیل نیاز فیزیولوژیکی می‌خواهد غذا بخورد یا مثلاً غمگین، ناراحت یا ترسیده … در این رابطه، هرگونه احساساتی توسط او “ضبط” می‌شود.
اگر می‌فهمید که این مسئله مشکل است، پس مهم است که به کودک آموزش دهید و با مثال خود به او نشان دهید که شکست یا ناراحتی مشکلی ندارد و آن را به اشتراک بگذارید و صحبت کنید. اگر کودک می‌خواهد اجازه دهید که گریه کند، و اگر مادر یا پدر نمی‌داند چگونه کاری انجام دهد از او راهنمایی بخواهید. همچنین باید فقط وقت بیشتری را در تماس نزدیک با کودک خود سپری کنید: بازی، پیاده روی، انجام خلاقیت برای بهبود خلق و خوی او و نشان دادن این که می‌توانید به چیز‌های دیگر روی بیاورید، و در عوض از چیز‌هایی که نتیجه نگرفته اند را رها کند.
۱- اگر والدین خودشان “استرس” بگیرند و کودک آن را ببیند، او این رفتار را کپی می‌کند و کلیشه “وقتی من احساس بدی می‌کنم، باید غذا بخورم” به طور خودکار در او ثابت می‌شود.

۲- دلیل دوم مراجعه مستقیم به فست فود‌ها با کودک یا سفارش چنین غذایی در خانه است. از این گذشته، یک کودک کوچک نمی‌تواند به تنهایی به یک فست فود برود، سفارش دهد، برای خودش غذای بی ارزش بخرد. والدین این کار را انجام می‌دهند و فقط آن‌ها هر چند وقت یک بار تصمیم می‌گیرند.
کودک همچنین نمی‌تواند به طور مستقل تعیین کند که کدام غذا سالم و کدام مضر است، زیرا طعم و مزه برای او نقش اساسی دارد. به علاوه، کودکان اراده ضعیفی دارند. بر این اساس، ارزش کار با این موضوع را دارد.
اولین مشکل را می‌توان با توضیح دادن دقیقاً به کودک، یا به صورت یک بازی، یا در قالب یک داستان افسانه‌ای حل کرد، که مثال‌هایی را می‌آورد: غذا سالم است و دیگری نه. فقط یک سخنرانی طولانی را از هیچ وب سایتی نخوانید. کودک هنوز این اطلاعات را درک نخواهد کرد. باید ساده، قابل درک و در دسترس باشد.
همچنین می‌توانید اراده کودک خود را در قالب بازی آموزش دهید. به عنوان مثال، موافقت کنید که به مدت ۷ روز شما به هیچ وجه فست فود نخواهید خورد، و سپس به خاطر سخت کوشی فرزند خود یک هدیه کوچک بدهید. با هم بحث کنید که این نوع تشویق چیست، اما نباید گران باشد بلکه برای کودک معنی دار باشد. اگر این نوع بازی خوب کار کند، می‌توانید به تدریج حواس کودک خود را از غذای ناخواسته دور کنید. این بازی می‌تواند به یک سفر جالب تبدیل شود، جایی که شما با هم مسیر طی شده روی نقشه را مشخص خواهید کرد. یا می‌توانید یک تقویم ایجاد کنید، کودک در آن علاقه‌مند به ایجاد علائم نیز باشد.
۳- دلیل سوم ممکن است این باشد که کودک چنین غذایی و بازدید از فست فود‌ها را به عنوان چیزی در ارتباط با سرگرمی یا تعطیلات درک می‌کند. این در صورتی اتفاق می‌افتد که کودک فاقد احساسات مثبت باشد. به عنوان مثال، والدین به ندرت جشن خانوادگی می‌گیرند، با کودک خود بازی می‌کنند، یا به تئاتر، زمین بازی، فیلم و … می‌روند.
در این حالت، می‌توانید با کودک خود سعی کنید یک کیک تعطیلات خوشمزه بپزید، که به ندرت در خانه شما دیده می‌شود، میوه‌ها و سبزیجات را برای یک میز جشن برشبزنید. همچنین بیشتر اوقات ارزش دارد که کودک را با کار‌های مفید دیگری سرگرم کنید.
به علاوه، می‌توانید کودک خود را در یک قسمت ورزشی ثبت نام کنید یا در زمین‌های ورزشی در فضای باز با او تمرین کنید. چنین فعالیت‌های مشترکی والدین و فرزندان را به یکدیگر نزدیک می‌کند و به طور کلی با یک سبک زندگی سالم هماهنگ شده و از بدن آن‌ها مراقبت می‌کند.

بچه ها تا کی کنار مامان و بابا بخوابند؟

بچه ها تا کی کنار مامان و بابا بخوابند؟

رادیو کودک/ قطعاً همه شما وابستگی‌های بی‌شمار یک نوزاد به پدر و مادر و به خصوص مادر را درک خواهید کرد. وابستگی‌هایی که پدر و مادر را به گونه‌ای عاطفی وادار می‌سازد تا از نوزاد مراقبت کرده و نیازهای او را مرتفع گردانند. اما گاهی اوقات با بکار‌گیری روش‌هایی خارج از اسلوب صحیح رفتاری‌، کودکان بیش از آن‌چه که باید به پدر و مادر وابسته می‌شوند و همین سبب می‌شوند تا آن‌ها مدت بیشتری در حریم پدر و مادر خود سکنی داشته باشند! حضور بیش از اندازه فرزندان در اتاق خصوصی والدین، ممکن است باعث سردی میان پدر و مادر شده و حتی زمینه ساز بروز اختلافات و برخوردهای نامناسبی میان آنان گردد. از این روست که اهمیت جدا سازی محل خواب کودکان از اتاق والدین به یک ضرورت تبدیل خواهد شد.  

از بدو تولد تا چه سنی؟
آن‌چه که مسلم است؛ نوزاد در بدو تولد نیازهای بسیاری دارد که به طور ویژه ای مادر مسئولیت رسیدگی به آن‌ها را دارد. شاید دلیل عمده حضور نوزادان در اتاق والدین رسیدگی به موقع به این دسته از نیازها باشد. تعویض به موقع و رفع گرسنگی نوزاد توسط مادر از بارزترین دلایل حضور نوزاد در نزدیک‌ترین مکان به مادر است‌. از طرف دیگر نوع تنفس نوزاد و چگونگی خوابیدن او و بسیاری از مسائل دیگر هستند که نیازمند دقت و رسیدگی می‌باشند. پس با این حساب طبیعی است که نوزادی که تازه متولد شده تا چند ماه پس از تولدش در نزدیک‌ترین مکان به مادر و یا به بیان دیگر در اتاق پدر و مادر حضور داشته باشد. مرز نوزادی تا هنگامی است که او بتواند واکنش‌های اطرافیان را به خوبی متوجه شده و تا حدی بتواند با توان خودش بنشیند یا چهار دست و پا حرکت کند. پس از این زمان می‌توان کودک را به اتاق دیگری منتقل کرد و هر چند ساعت یکبار به منظور سرکشی و بررسی حالات و شرایط به او سر زد . سنین یک‌سالگی تا دوسال بهترین زمانی است که می‌توان کودک را از اتاق پدر و مادر خارج و با اتاق مختص به خود آشنا کرد. در این سنین کودک به حدی رشد یافته که بتواند خوب بخوابد و هنگام گرسنگی تحمل کافی داشته باشد تا مادر به او برسد و از طرف دیگر هنوز وابسته به محیط پدر و مادر نشده و ترس از تنهایی و … برایش مفهومی ندارد و خیلی راحت با محیط جدیدش مانوس خواهد شد بی آن‌که پدر و مادر برای عادت دادن او به محیط جدید متحمل دردسری بشوند!


از چه زمانی جای خوابش را جدا کنیم؟
تولد کودک به سه مرحله تقسیم می شود:
– اول از همه به دنیا آمدن اوست.
– دومین مرحله ادراک خود کودک است یعنی آنکه کودک خود متوجه می شود که موجودی جدا از مادر است. این مرحله در چند هفته اول بعد از زایمان و با رشد سیستم عصبی اتفاق می افتد.
– مرحله سوم، تولد اجتماعی کودک است که در آن کودک با اجتماعش رو به رو می شود. اجتماع اولیه نیز بالطبع والدین و خواهر و برادر است و بعد مدرسه. توصیه به جدا خوابیدن، به تولد اجتماعی کودک کمک می کند و اگر این اتفاق در زمان مناسب نیفتد، پیوستگی بیمارگونه ای در کودک ایجاد می کند که در آن مدام نیاز به فرد دیگری دارد.

شرط اول؛ همراهی مادر
اولین چیزی که برای جدا کردن اتاق کودک از والدین نیاز است، همراهی والدین به ویژه مادر خانواده است. آرامش مادرانه بدون شک به حل هرچه سریع تر این مشکل کمک خواهد کرد. نباید از یاد برد که در جدا نشدن کودک و والدین یک میل دوطرفه وجود دارد؛ یعنی همان طور که کودک نمی خواهد از والدینش جدا شود، والدین هم چندان تمایلی به جدا کردن او ندارند، بنابراین باید این میل بررسی شود و مادران بدانند که برای سلامت کودک لازم است این اتفاق بیفتد.
بعضی از مادران هم از روی تنبلی اقدام به این کار نمی کنند و به جای مقابله با واکنش های کودک به این جدایی، ترجیح می دهند صورت مسئله را پاک کنند. اما باید توجه کرد که هر چیزی هزینه ای دارد و باید کمی هم زحمت شبانه را به جان خرید.

اول اعتماد، بعد خودمختاری
دو مرحله مهم در دو برهه زمانی تولد تا ۲ سالگی و بعد از آن ۲ تا ۴ سالگی وجود دارد. در مرحله اول اعتماد کودک شکل می گیرد. به این صورت که والدین همیشه دردسترس هستند و امنیت مناسبی را برای او برقرار می کنند. مرحله دوم خودمختاری است. به این ترتیب که کودک احساس می کند فضای شخصی خود را دارد.
این دو مرحله با جدا خوابیدن پیوند مستقیم دارد و این شیوه های تربیتی است که به کودک این احساس را می دهد زیرا کودک از ابتدا با یک ذخیره ژنتیک مشخصی به دنیا آمده و باقی رفتارهای او باتوجه به اصول تربیتی که به او تفهیم می شود ساخته می شود.

جدایی قبل از ۶ماهگی ممنوع!
به چند دلیل به هیچ عنوان توصیه نمی شود کودک زیر ۶ ماهگی از والدین جدا شود. احتیاج او به تغذیه شبانه، احساس امنیت و البته آسیب پذیر بودن نوزاد در ماه های بعد از تولد، بهترین دلیل برای بودن او در کنار پدر و مادر است.
 در سال اول تولد، نگرانی هایی در مورد سندرم مرگ ناگهانی شیرخواران وجود دارد که در آن کودک ممکن است دچار مشکل تنفسی شده و نتواند نفس بکشد و همین موضوع موجب مرگش شود. به همین دلیل باید محل خواب او در دید والدین باشد. از سوی دیگر مادران چون نسبت به فرزندان شان حساس هستند معمولا هوشیار می خوابند و بنابراین در صورت بروز مشکل زودتر دست به کار می شوند.

سن جدایی به کودک مربوط است
ایده آل ترین حالت این است که کودک از ۲ سالگی از والدین جدا بخوابد. اما باید توجه داشت که گاهی اوقات اصول تربیتی به طور تمام و کمال به والدین بستگی ندارد و در این زمینه باید به خود کودک نیز توجه داشت. بعضی بچه ها شرایط روانی مناسب تری دارند؛ کمتر گریه می کنند و هنگام جدا شدن از پدر و مادر راحت تر هستند، در مقابل برخی دیگر بد می خوابند و گریه های بدی دارند.
اگر بخواهید این کودکان را زودهنگام و تحت فشار جدا کنید نه تنها جدا نمی شوند و تولد اجتماعی شان اتفاق نمی افتد، بلکه احساس ناکام شدن و پس زدگی شدن در آنها ایجاد می شود.
والدینی که کودک شان اضطراب جدایی دارد فکر می کنند باید هر چه زودتر او را مستقل کنند در حالی که این کار اشتباه است. بهتر است نگاهی هم به خود کودک داشته باشید و به اجبار این کار را نکنید و با کمک متخصص و در طولانی مدت انجامش دهید.

راهکارهایی برای جدا کردن محل خواب کودکان  بالای یک سال
در اتاق خواب کودک حضور داشته باشید تا او به خواب برود.
می توانید او را بخوابانید و بعد به اتاقش منتقل کنید.
به هیچ عنوان مو یا دست تان را دراختیار کودک قرار ندهید و اگر کودک اصرار داشت عروسکی در دسترس او قرار دهید.
هنگام خوابیدن کودک در اتاقش به هیچ عنوان کنارش دراز نکشید، بلکه کنار تختش بنشینید و با قصه گویی و هر کاری که فکر می کنید علاقه دارد، به او کمک کنید تا بخوابد.
اگر از تاریکی می ترسد روشنایی لازم را در اتاق فراهم کنید و سعی کنید در طول روز مدام با او به اتاقش بروید و با او بازی کنید.
راهکارهایی برای جدا کردن محل خواب کودکان بالای سه سال
بسیاری از والدین را دیده‌ام که فرزندان‌شان را تا سنین بالاتر از ۳سال هنوز در اتاق شخصی خود نگهداری می‌کنند و مدام از سختی‌های جدا کردن اتاق فرزندشان گله و شکایت می‌کنند! طبیعی است که وقتی کودک با محیطی انس بگیرد و مفهوم ترس و تاریک و … را متوجه شود به سختی می‌شود او را به اتاقی فرستاد که در آن تنها باشد و تنها بخوابد! کودکان بالای سه سال معمولاً در برابر جدا شدن جای خواب‌شان از کنار والدین واکنش‌های طولانی مدت نشان می‌دهند و به یکباره نمی‌شود جای آن‌ها را از اتاق والدین جدا ساخت!
 ابتدا سعی کنید به اتاق کودک برسید و وسایل و اسباب‌بازی‌هایی را که او دوست دارد در آن قرار دهید. ساعاتی در روز به همراه کودک در اتاق او بنشینید و سعی کنید تمام قسمت‌های اتاق را به او نشان دهید و با او در اتاق بازی کنید. اگر اتاق کودک کمد دیواری یا قسمت‌های ناشناخته‌ای دارد، آن‌ها را به کودک نشان داده و سعی کنید علاقه‌ای بین کودک و اتاق شخصی‌اش برقرار کنید.
در طول روز برای بازی کردن فرزندتان را به اتاق خودش هدایت کنید و به او بگویید که در همان اتاق می‌تواند بازی کند و نباید وسایل بازی‌اش را به خارج از اتاق بیاورد‌. در میان بازی و هنگامی که کودک خسته می‌شود او را در همان اتاق بخوابانید و در کنارش تا کامل به خواب رود‌. توجه داشته باشید که اتاق کودک هرگز نباید تاریک و بدون نور باشد تا او بتواند به راحتی و بدون ترس به اتاق شخصی‌اش علاقه‌مند شده و آنجا را بپذیرد.
برای انتقال کودک از اتاق شما به اتاق خودش هرگز از کلمات و عبارات امری مانند: باید به آنجا بروی و … استفاده نکنید! کمی تحمل داشته باشید و با زبان رفتار او را قانع به حضور در اتاق خودش نمایید. چند شب وقتی که کودک در اتاق شما و در کنار شما می‌خوابد سعی کنید به صورت هدفمند آسایش او را از بین ببرید. به عنوان مثال:
* اگر کودک بر روی تخت شما ( والدین خود ) می‌خوابد، می‌توانید خود را به خواب زده و جای خواب او را تنگ کنید. در این هنگام اگر با اعتراض کودک مبنی بر تنگ بودن جای خوابش مواجه شدید می‌توانید با خونسردی به او بگویید که یک تخت خالی در اتاقش منتظر اوست و او خودش این جای تنگ را انتخاب کرده است!
* اگر کودک در اتاق شما به خواب رفته است برق را روشن بگذارید و سعی کنید با صحبت کردن و سرو صداهای معمول او را بیدار کنید و زمانی که اعتراض او مبنی بر سرو صدا و نور را شنیدید به او بگویید که اتاق او در کمال آرامش و سکوت انتظارش را می‌کشد و می‌تواند بدون دغدغه آنجا راحت بخوابد!
* وقتی که کودک تا حدودی اتاق خود را پذیرفت و به آنجا رفت سعی کنید شب‌ها محیط اتاق را با یک چراغ خواب کوچک تا حدی روشن نگه دارید که او از ترس تاریکی دوباره به حریم خصوصی شما وارد نشود.

صبور باشید و با صحبت کردن او را قانع کنید در اتاقش بخوابد.
اگر نیمه های شب به اتاق شما آمد او را به اتاقش ببرید و کنار او بنشینید تا بخوابد. اگر این کار را هر شب چند بار انجام داد، هر بار با تاخیر به اتاقش بروید.
در کنار این قانون که اتاق کودک باید جدا باشد، می توانید در هفته یک بار به او اجازه دهید به اتاق شما بیاید.
 
راهکارهایی برای جدا کردن محل خواب کودکان بالای پنج سال
اگر کودک شما در سن ۵ سالگی به بالا قرار دارد و حاضر نمی‌شود به اتاق خودش برود می‌توانید با کمک روانشناس و بهره‌گیری از مشاور او را به اتاق شخصی خود بفرستید.
ابتدا فاصله او را از تخت تان بیشتر کنید و بعد او را به اتاقش منتقل کنید.
او را تشویق کنید و با هر بار خوابیدن در اتاقش به او جایزه بدهید.
در مقابل اصرار کودک به خوابیدن در اتاق شما باید مقاومت کرده و سعی کنید با سرگرمی‌های مختلف او را به اتاقش ببرید.
اگر قانونی وضع می شود باید در خانه اجرا شود اما پیش از هر چیز دقت کنید که این قانون چه تاثیر روانی روی کودک دارد. در بعضی خانواده ها سابقه مشکلات روانی وجود دارد و بنابراین احتمال بروز این مشکل درکودک هم هست و با جدا کردن او این حالت در او تشدید می شود.
بهانه‌گیری‌های گاه و بیگاه  برای حضور در کنار والدین گاهی ممکن است کودک با اینکه به اتاق خود انس گرفته و جدا از پدر و مادر می‌خوابد اما بعضی از شب‌ها نا آرامی کند و بخواهد که در کنار والدین بخوابد. این رفتار تا سن ۸ سالگی می‌تواند طبیعی باشد. در این مواقع پدر و مادر باید با قرار دادن قانون و قاعده او را در اتاق خود بپذیرند و از سویی دقت داشته باشند تا این بی‌قراری‌ها به هرهفته و هر شب تکرار پیدا نکند. به عنوان مثال اگر در ماه دو شب کودک نا آرامی کند و به هر دلیلی بخواهد در کنار پدر و مادر باشد، آن‌ها می‌توانند با گفتن این عبارات که: اتاق ما به زیبایی و راحتی اتاق تو نیست / ما صبح‌ها زود بیدار می‌شویم و تو نمی‌توانی راحت بخوابی و … او را مجاب کنند که همین یکبار می‌تواند در جای دیگری غیر از اتاق خودش بخوابد. اگر درخواست‌های کودک مبنی بر خوابیدن در کنار والدین بصورت مکرر و پشت سر هم تکرار شود؛ قطعاً حاکی از علتی است که کودک را نا آرام ساخته. این عوامل می‌تواند انوع ترس‌ها مانند ترس از تنهایی و ترس از تاریکی و … باشد. همچنین تماشای برخی از برنامه‌ها و فیلم‌هایی که برای سن کودکان تعریف نشده است باعث می‌شود که آن‌ها در هنگام خواب شبانه دچار نگرانی و پریشانی شوند و از این رو لازم است والدین دقت داشته باشند تا فرزندان آن‌چه را که مناسب با سن و شرایط روحی‌شان نیست را تماشا نکنند. در نظر داشته باشید که جداسازی محل خواب کودکان یک نیاز دو طرفه است هم برای والدین و هم برای کودک! به همین دلیل لازم است تا والدین توجه کافی داشته باشند تا محل خواب کودک خود را از سن زیرسه سال جدا کنند.
منبع: سایت دکتر سلام , سایت با دکتر

آغوش شما درمانگر فرزند معتادتان است

آغوش شما درمانگر فرزند معتادتان است

جام جم/ به مناسبت روز جهانی مبارزه با موادمخدر، اهمیت نخستین برخورد والدین در اولین لحظه آگاهی از اعتیاد فرزند را بررسی کرده ایم. تصور کنید فرزندتان را در آغوش می گیرید و حس می کنید بوی سیگار می دهد. یا به این فکر کنید جیب های لباس فرزندتان را وارسی می کنید تا لباس او را بشویید و یک نخ یا پاکت سیگار در جیب او پیدا می کنید! شاید هم یک روز در اتاق او را باز کنید و ببینید در حال کشیدن سیگار یا ماده مخدر دیگری است! واکنش شما در هریک از این موقعیت ها چیست؟ خط قرمز پررنگ اغلب والدین، مصرف دخانیات است. بنابراین واکنش آنها نسبت به این مساله بسیار مهم است و البته که اغلب واکنشی تند، آنی و قهری نشان می دهند. امروز پنجم تیرماه/ ۲۶ ژوئن، روز جهانی مبارزه با موادمخدر است. این مناسبت بهانه ای شد تا درباره دخانیات، والدین و فرزندان با دکتر حامد واحدی اردستانی، روان شناس و دکترای روان شناسی سلامت گفت وگو کنیم که حاصلش را در ادامه می خوانید.
آمارها تکان دهنده است. سن مصرف دخانیات در کشور ما به ۱۳سال رسیده است! این کاهش سن مصرف، قطعا نشانه وجود مشکلی است. نکته دیگر این که مصرف دخانیات از سوی نوجوانان و جوانان مانند گذشته، پنهانی نیست و با مصرف قلیان، به شکلی کاملا عیان دیده می شود. دکتر واحدی توضیح می دهد:«علت گرایش به مصرف مخدرها در نوجوانان و جوانان، مساله ای چند بعدی است. به این معنی که این گرایش می تواند علت زیست شناختی، روانشناختی، جامعه شناسی و فرهنگی داشته باشد. گاهی نیز همه این موارد می توانند دست به دست هم بدهند و زمینه گرایش نوجوان به مصرف مخدرها باشد.»
او ادامه می دهد:«بررسی های زیست شناختی نشان می دهد پیشینه و زمینه ژنتیک قوی در افرادی که دچار سوء مصرف مواد می شوند، وجود دارد. عوامل اجتماعی نکته دیگری در گرایش نوجوانان است که از آن جمله می توان به در دسترس بودن ماده مخدر اشاره کرد. بحث در دسترس بودن از نکته هایی است که میزان شیوع مصرف موادمخدر را افزایش می دهد. در این مورد، بحث سیاست های کلان مطرح است. برای مثال وقتی بیکاری در جامعه ای افزایش یابد، آسیب های اجتماعی بیشتر و سوء مصرف مواد نیز بیشتر می شود. عوامل فرهنگی نیز از محرک های دیگر است. در فرهنگ بعضی از جمعیت ها، مصرف مواد رایج بوده و امری پذیرفته شده است؛ حتی برای پذیرایی از مهمان یا در مراسم خاص، مخدرها به مهمانان تعارف شده و مصرف می شود.»


 تفریح نمی کنند، پناه می برند
وقتی روان شما خسته، کسل و افسرده است، از چه راهکارهایی برای عبور از این حالت کمک می گیرید؟ مطالعه؟ ورزش؟ معاشرت؟ کار؟ گریه؟ سکوت؟ کشیدن سیگار؟ بنابراین زمینه روانی گرایش به مصرف مخدرها شاید از هر عامل دیگری پررنگ تر باشد. این روان شناس توضیح می دهد: «زمانی نوجوان شروع به مصرف مخدرها می کند که نتوانسته باشد با کمک گرفتن از سازوکارهای دفاعی خودش، در برابر اضطراب به شرایط باثباتی برسد. درواقع نوجوان نتوانسته است با استفاده از روش های مقابله درون روانی خود، نابسامانی ها را سروسامان دهد. بنابراین در این شرایط نوجوان ممکن است از یک عامل بیرونی در بحث ما مخدرها کمک بگیرد. به همین دلیل مصرف موادمخدر، برای تفریح و خوشگذرانی نیست و گرایش به آن زمینه روانشناختی دارد. افراد تا زمانی که می توانند با سازوکار های دفاعی شان، به شرایط مسلط شده و به اضطراب ها غلبه کنند، به مصرف مخدرها یک عامل بیرونی به طور کلی پناه نمی برند.»


 فریاد، او را فراری می دهد
خونسرد و منطقی بودن گاهی غیرممکن است! به ویژه در رابطه والدین و فرزندان وقتی از فرزند، خطایی سر می زند. اما دقیقا واکنش والدین در بزنگاه ها بسیار مهم است. تصور کنید برای نخستین بار متوجه می شوید فرزند شما مخدری مصرف کرده است. واکنش شما چه باید باشد؟ دکتر اردکانی در این باره توضیح می دهد:«با توضیحاتی که درباره زمینه روانشناختی مصرف مخدرها ارائه شد؛ حالا می دانیم مصرف مخدرها علتی دارد. مساله یا خبری برای فرزند ما اتفاق افتاده است که ما از آن اطلاع نداریم. حتما در روان فرد اتفاقی افتاده که نتوانسته است با آن کنار بیاید و مشکل را برطرف کند.» او ادامه می دهد:«بنابراین به جای این که به مساله اخلاقی استفاده از مخدر بپردازیم باید مساله را تحلیل کنیم تا به علت پی ببریم. اما والدین به این دلیل که نمی توانند تکانه های خشم و اضطراب، ناشی از این اتفاق را کنترل کنند، واکنش های نامناسبی نشان می دهند. در این لحظه و با بروز واکنش های عصبی، تنها نقطه امید و کمک به فرزند را کور می کنند.»


 تکانه ها را کنترل کنیم
دوره نوجوانی خودمان را به یاد بیاوریم. حتما الگوهایی برای رفتارهای خود داشتیم؛ الگوهایی که شاید از نظر ما بسیار هم خوب بود اما از نظر والدین نه. دکتر واحدی اردکانی توضیح می دهد:«شاید فرزند شما از شخص خاصی درحال الگوبرداری است. در زندگی نوجوان شما هیچ الگویی وجود نداشته که از روی آن همانندسازی کند و بنابراین الگویی بیرون از فضای خانه را انتخاب کرده که این مساله محل سوال و اشکال است. در واقع خانواده نتوانسته آن الگوی خوب را به او بدهد. ممکن است خود شما، الگوی اصلی او بوده باشید.» او ادامه می دهد: «بهترین واکنش، کنترل و حفظ تکانه های درونی از سوی والدین و تلاش برای واکاوی علت است. این کار را هم باید متخصص (روان درمانگر) و در آرامش و رضایت نوجوان انجام شود. نکته بسیار مهم این است که در نخستین برخورد، والدین باید چه واکنشی داشته باشند.»

 ارتباط درست با خود و دنیا
والدین همیشه تلاش می کنند فرزندشان را از خطرها آگاه کرده و او را از آسیب مصون نگه دارند. این اما بخشی از ماجراست. دکتر واحدی درباره راهکارهای دور نگه داشتن نوجوانان از مخدرها می گوید: «سیاست های کلان برای محدودکردن دسترسی به نوجوانان بسیار مهم است. درحال حاضر امکان دسترسی بسیار آسان است. از سوی دیگر عواملی مانند فقر و بیکاری، افراد را به سمت تولید، توزیع و مصرف مواد سوق می دهد.»  
او اضافه می کند: «از بعد روانشناختی، اگر فرد بتواند ارتباط مناسبی با خود و دنیای بیرون داشته باشد، بسیار مهم و کمک کننده است. اضطراب به شدت روان فرد را آزار می دهد اما نمی تواند به زبان بیاورد. ارتباط درون با بیرون قطع است. بلوغ کلامی کامل نیست که بتواند حال و هوای درون را با کلمه ها بیان کند.»

 احساس به کلام بیاید
والدین می توانند به فرزند کمک کنند حالت های درونی خود را شناخته و بیان کنند. به چه شکل؟ دکتر واحدی اردکانی می گوید: «با فرزندتان حرف بزنید و باز هم حرف بزنید. اگر فرزند شما حال خوبی ندارد؛ از جمله هایی مانند «مگه من چی برات کم گذاشتم؟» و جمله های تنبیهی مانند آن استفاده نکنید. بگذارید با شما ارتباط کلامی حسی موثر برقرار کنند. هیجان های درونی باید به کلام درآیند تا به اضطراب درونی تبدیل نشود. اگر احساس به کلام درآید، فرزند شما به قدری مضطرب نخواهد شد که برای کنترل اضطراب به مخدرها روی آورد. از سوی دیگر با صحبت های درست و بجای شما می تواند به روش های کنترل درست اضطراب و تخلیه آن مسلط شود.»

چطور دعواهای فرزندان مان را مدیریت کنیم؟

چطور دعواهای فرزندان مان را مدیریت کنیم؟

خراسان/ بچه‌ها به‌طور ذاتی نمی‌دانند چگونه با گفت‌وگو به توافق برسند. گاهی وقتی ناراحت، عصبانی یا آزرده می‌شوند کار را به برخورد فیزیکی یا کلامی می‌کشانند. اگر مهارت‌هایی را که برای کنترل احساساتشان نیاز دارند به آن‌ها نیاموزیم و مسیر مذاکره و توافق را به آن‌ها نشان ندهیم، دعوا و جر و بحث هیچ‌وقت تمام نمی‌شود؛ ضمن این‌که بچه‌ها هم بدون یادگرفتن مهارت گفت‌وگو و حل مشکل، بزرگ می‌شوند. بنابراین وظیفه ماست که به بچه‌ها بیاموزیم چگونه مخالفت‌های خود را، به‎صورتی که از نظر اجتماعی قابل قبول باشد، حل کنند.

5«باید» برای کاهش دعواهای خواهر و برادری
1) وقتی بچه‌ها در حال کتک‌کاری هستند، آن‌ها را از هم جدا کنید. هرکدامشان را برای مدتی به اتاق جداگانه‌ای بفرستید. وقتی آرام شدند، گفت‌وگویی ترتیب بدهید تا مشکل حل شود. ناگفته پیداست که شما در این گفت‌وگو حق ندارید از کسی طرفداری کنید. تنبیه‌های بی‌ضرری مثل این‌که تا یک ساعت حق ندارند با هم بازی کنند، هم کمک‌کننده خواهدبود.
2) مذاکره و گفت‌وگو را به فرزندانتان یاد بدهید. شما دو نقش را می‌توانید در این گفت‌وگو ایفا کنید؛ داوری یا وساطت. برای بچه‌ها توضیح بدهید داوری یعنی این‌که شما درباره مسائل تصمیم می‌گیرید و آن‌ها ملزم به رعایت تصمیمات شما هستند. وساطت یعنی آن‎ها تصمیم می‌گیرند و شما کمک می‌کنید به بهترین نتیجه‌گیری برسند. بچه‌ها الگوی دوم را ترجیح می‌دهند، بنابراین به‌مرور زمان و با تمرین یاد می‌گیرند که بحث‌هایشان را خودشان حل‌وفصل کنند.
3) سعی کنید لحظاتی را پیدا کنید که بچه‌ها رفتار مناسبی با هم دارند. با توجه مثبت، آن‌ها را به ادامه این کار تشویق کنید. وقتی فرزندانتان بدون دعوا با هم بازی می‌کنند، چنین تحسینی به‌کار ببرید: «خوشحالم که از بازی کردن با هم لذت می‌برید». وقتی همه‌چیز خوب پیش می‌رود، توجه مثبت شما آن‌ها را به ادامه دادن رفتار مثبتشان، تشویق می‌کند.

4) نقاط حساس در روابط بین بچه‌ها را پیدا و برای جلوگیری از بروز مشکلاتِ تکرارشونده، برنامه‎ای تهیه کنید. سعی کنید بفهمید الگویی برای دعوای بچه‌ها وجود دارد یا خیر. اگر بچه‌ها به‌طورمعمول بر سر موضوعی مشخص مثل بازی رایانه‎ای یا انتخاب برنامه تلویزیونی با هم دعوا می‌کنند، برنامه زمانی مشخصی برای بازی با رایانه و تماشای تلویزیون، تعیین کنید. اگر همیشه وقتی در آشپزخانه مشغول هستید، دعوا شروع می‎شود، می‌توانید برای آماده کردن غذا از بچه‌ها کمک بگیرید.
5) پیام دعوای بچه‎ ها را دریابید. گاهی دعوای بچه‌ها برای این است که می‎خواهند توجه پدر و مادر را جلب کنند. گاهی بچه‌ها از مقایسه و تبعیض و ناعدالتی در خانه شاکی هستند و ترجیح می‌دهند به‌جای اعتراض به والدِ قدرتمند، با خواهر و برادر ضعیف‌تر دست‌وپنجه نرم کنند. بنابراین بعضی‌اوقات اگر پدر و مادرها رفتارشان را اصلاح کنند، دعوای بچه‌ها خودبه‌خود تمام می‌شود.

پنج «نباید» برای کاهش دعواهای خواهر و برادری
1) شما در ارتباط با همسرتان از چه روش‌هایی برای حل تعارضات و اختلاف سلیقه‌هایتان استفاده می‌کنید؟ دعوا و جرو‎بحث‌های دایمی در خانه به بچه‌ها می‌گوید این تنها راه برای حل مشکلات است.
2) همیشه تصور نکنید کودکی مقصر است که دیگری را کتک می‌زند. بعضی اوقات، «قربانی»، خواهر یا برادرش را به حد جنون تحریک و اذیت کرده‌است. معلوم است که بچه‌ها نباید همدیگر را کتک بزنند، اما وظیفه شماست که از اذیت‌های پشت صحنه‎ آگاه باشید. بنابراین هیچ‌وقت به‌طور پیش فرض از قربانیِ دعوا طرفداری نکنید.
3) اگر دعوا خیلی سخت و جدی نیست و احتمالِ آسیب‌دیدنِ بچه‌ها هم وجود ندارد، دخالت نکنید. بچه‌ها به‌طورمعمول وقتی تماشاگر داشته‎باشند، طولانی‌تر، با صدای بلندتر و حرارت بیشتری دعوا می‌کنند. بنابراین می‌توانید اجازه بدهید دعواهای کلامی و مشکلات کوچکشان را خودشان حل کنند.
4) دعواکردن بچه‌ها، خیلی اوقات آسیب و ضرر خاصی در پی ندارد ولی به‌هرحال جنگ و جدل، کار پسندیده‌ای نیست. بنابراین تحت هیچ شرایطی برای خاتمه دادن به ماجرا، به بچه‌ها باج ندهید و تسلیم خواسته‎هایشان نشوید.
5) همه‌چیز را به‌هم ربط ندهید. «نباید با خواهرت دعوا می‌کردی، چون از تو بزرگ تره/ کوچک‌تره/ ضعیف‌تره/ دختره/ ….». آموزش دادنِ احترام گذاشتن به بزرگ‌تر و مراعات حالِ کوچک‌تر و چیزهایی از این دست، جایش وسط دعوا نیست. بچه‌ها نباید دعوا کنند چون دعوا کار بدی است و روش‌های بهتری برای حل مشکلات وجود دارد.

آشنایی با ویژگی های والدین سمی و نحوه برخورد با آنها

آشنایی با ویژگی های والدین سمی و نحوه برخورد با آنها

بیا نی نی/ همه ما ممکن است در مواقعی با والدین خود مشکلاتی داشته باشیم اما افرادی که والدین سمی دارند، هرگز شانس داشتن یک ارتباط سالم و موثر را بدست نمی آورند. در ادامه جهت آشنایی با ویژگی های والدین سمی و نحوه برخورد با آنها همراه ما باشید.
والدین سمی چه کسانی هستند؟
این اصطلاح را می توان در مواقع بسیاری به کار برد اما به طور کلی والدینی که خواسته یا ناخواسته سبک های تربیتی غلطی را انتخاب می کنند، به شدت از خودراضی یا دارای اختلالات روانی هستند، والدین سوء استفاده گر، نابالغ (از نظر احساسی) و به شکل های مختلفی به فرزندان خود آسیب می رسانند والدین سمی هستند.
افرادی که توسط این والدین بزرگ می شوند معمولا در برقراری ارتباط صمیمانه، سلامت روان و بیان احساسات و… دچار مشکل می شوند و در هر مرحله از رشد چالش های متفاوتی را تجربه می کنند.
اگرچه اکثر والدین سعی می کنند پدر و مادر خوبی برای فرزندان خود باشند اما در بسیاری از مواقع این والدین ناخواسته و با طرز تفکری اشتباه به فرزندان خود آسیب می رسانند. البته خبر خوب این است که با شناخت ویژگی ها و اثرات والدین سمی می توان راه هایی برای مقابله با مشکلات پیش آمده پیدا کرد.

ویژگی های والدین سمی
همانطور که متوجه شدید بسیاری از والدین قصد آسیب رساندن به فرزندان خود را ندارند اما رفتارهای آنها در بلند مدت به ضرر فرزندان تمام می شود. برخی از رفتار های والدین سمی عبارتند از:
ـ سرکوب کردن احساسات


والدین سمی اجازه تجربه احساسات را به کودکان خود نمی دهند
 پژوهش ها نشان می دهد تجربه سالم و به موقع هیجانات و احساسات در سلامت روانی نقشی اساسی دارند. همه انسان ها در مواقع مختلفی با خشم، اندوه، شادی، نفرت و… مواجه می شوند که در درجه اول چیز بدی نیست اما نحوه ابراز آنها می تواند دردسر ساز باشد.
یکی از مشکلاتی که والدین سمی برای فرزندان خود ایجاد می کنند ایجاد فضایی خشک و بی روح در خانواده است که باعث می شود کودکان نتوانند احساسات خود را به درستی بیان کنند و شیوه ابراز آنها را بیاموزند. در نتیجه این افراد منزوی شده و احساسات خود را سرکوب می کنند. همچنین احتمال بروز اختلال هایی همچون اضطراب و افسردگی در آنها بیشتر است.

ـ گارد گرفتن در مقابل تفاوت ها
والدینی هستند که انتظار دارند فرزندان همیشه مطیع آنها باشند و هرگز نمی توانند تعارض ها و اختلاف های موجود را بپذیرند. در نتیجه واکنش هایی همچون قهر کردن، بحث و دعوا داشته باشند که به شدت آسیب زا هستند (مخصوصا در دوران کودکی) و باعث ایجاد احساس طرد شدگی می شود.
ـ داشتن انتظارات غیر واقع بینانه

 والدین سمی انتظارات غیرواقع بینانه ای از کودکان دارند
والدین سمی همیشه از فرزندان خود انتظارات بسیاری دارند و فکر می کنند کودکان مدیون آنها هستند. به همین دلیل کودکان را تحت سلطه خود دیده و به جای برنامه ریزی و رسیدگی به آنها سعی می کنند از فرزندان برای رفع نیازها استفاده کنند. این درحالی است که والدین سالم همیشه در تلاش هستند سکوهای پرش و فرصت های مناسبی برای فرزندان خود ایجاد کنند تا رشد و شکوفا شوند.
ـ عدم توجه به نظرات و ایده های فرزندان

 والدین سمی آزادی کودکان خود را می گیرنداین ویژگی که معمولا در والدین خود شیفته دیده می شود باعث می شود وظیفه اصلی خود یعنی یاد دادن شیوه درست فکر کردن و آشنایی فرزندان با طرز تفکر انتقادی را انجام ندهد و از کودکان بخواهند مقلد آنها باشند. والدین سمی حتی نمی توانند به نظرات و ایده های متفاوت فرزندان خود احترام گذاشته یا آنها را قبول کنند.
ـ بی ادبی
از دیگر ویژگی های والدین سمی است؛ به طور خلاصه این افراد به فرزندان خود احترام نمی گذارند و قادر نیستند با ادب و مهربانی رفتار کنند.
ـ خشم بسیار

این والدین معمولا پرخاشگر و خشن هستند یا پرخاشگری منفعل دارند. آنها همیشه سعی می کنند با گوشه و کنایه ها، تیکه انداختن فراموش کردن مسائل را دشوار سازند. همچنین ممکن است آنها از قهر کردن یا خشونت فیزیکی در برابر فرزندان استفاده کنند.
ـ بی رحمانه رفتار می کنند
 والدین سمی بسیار بی رحم و خود محور هستند
والدین سمی در بسیاری از مواقع، بدون فکر کردن به عواقب حرف هایی می زنند یا رفتار هایی نشان می دهند که به شدت بی رحمانه هستند. ممکن است آنها فرزندان را مسخره کنند یا با لقب های نامناسبی صدایشان کنند، نقطه ضعف ها را سرکوب کنند و عمدا موضوعاتی که فرزندان به آن حساس هستند پیش بکشند.
ـ عدم احترام به حریم خصوصی
یکی از رفتارهای آزار دهنده در والدین سمی دخالت در تمامی مسائل فرزندان است. آنها نمی پذیرند که هر فردی بالاخره بالغ و مستقل می شود و می خواهند همیشه به جای فرزندان تصمیم بگیرند، نصحیت شان کنند، وسایل شخصی آنها را بگردند و پیام رسان ها یا ایمیل ها و… را چک کنند.

توصیه هایی برای دور کردن ویژگی والدین سمی
برای دور کردن ویژگی های والدین سمی از خود بهتر است به روانشناس مراجعه کرده و به صورت تخصصی مشورت بگیرید. همچنین بهتر است در رفتار با فرزندان خود تغییراتی دهید و با آنها…

همدلی کنید
 به کودک خود اجازه تجربه احساسات را به درستی بدهید
 هنگامی که فرزندان دچار احساسات مختلفی می شوند به آنها اجازه دهید این عواطف را با شما در میان گذاشته و روش سالمی برای بیانشان تجربه کنند. اگر تا کنون سعی داشتید در مقابل آنها ایستاده و هیجانات منفی فرزندان خود را مدیریت کنید، وقت آن است که به آنها بیاموزید چگونه با آنها کنار بیایند.

به درستی گفتگو کنید
یادگیری مهارت های گفتگوی سالم و درگیر شدن در موقعیت های متعارض امری ضروری است تا والدین بتوانند با فرزندان خود ارتباط برقرار کنند و مشکلات را برطرف سازند. اگر مشکلاتی در این زمینه دارید حتما به روانشناس یا متخصصی در حوزه خانواده مراجعه کنید.

مشکلات خود را برطرف کنید
در صورتی که ویژگی های والدین سمی را دارید برای یافتن مشکلات و بهبود سلامت ذهنی خود اقدام کنید. آگاهی، کمک از مشاوران یا روش های درمانی دیگر و تلاش برای تغییر مراحل اصلی در این مسیر می باشند.

چند نکته برای فرزندان آسیب دیده از والدین سمی 
در اکثر مواقع اصلاح رابطه با شما، رفتار و احساساتان آغاز می شود. ما می توانیم راهی را به دیگران هم نشان دهیم اما ممکن است در بسیاری از مواقع به تنهایی در آن گام برداریم. شما باید روی خودتان کار کنید و این بدین معنی نیست که در نتیجه قادر به تغییر والدین خود خواهید بود؛ اما شما می توانید تغییر کنید، راهی برای بخشیدن و گذشتن پیدا کنید و به سمت آینده گام بردارید.
همچنین توجه کنید که اگر والدین سمی دارید شما مقصر نیستید و نباید خودتان را سرزنش کنید. این موضوع را درک کنید که ممکن است والدین‌تان مشکلاتی داشته باشند و هرگز تغییر نکنند؛ اما با پذیرش این نکته باعث می شود بیخیال تغییر دادن آنها شوید. البته احتمالا احساس ناراحتی از نداشتن یک رابطه مناسب با والدین ایجاد شود اما در نهایت یاد می گیرید که چگونه با این مشکل هم کنار بیاید و به آرامش برسید. بدین منظور می توانید:
۱. از والدین سمی دور شوید
منظور از این جمله این نیست که فاصله فیزیکی ایجاد کنید یا همین امروز به فکر گرفتن خانه و مستقل شدن بیوفتید. بلکه با ایجاد فاصله احساسی خود را در مسائل درگیر نکرده و مسئولیت نیازها، خواسته ها و احساسات آنها را به دوش نکشید.
والدین سمی می توانند با دست گذاشتن روی نقطه ضعف ها به راحتی شما را تحریک کنند اما اگر از لحاظ احساسی از آنها دور شوید دیگر نیازی به واکنش نشان دادن ندارید.
۲. با قاطعیت حد و مرز تعیین کنید
یکی از دشواری های زندگی با والدین سمی عدم احترام به حریم ها می باشد. ممکن است مشکلات بسیاری از جمله سرک کشیدن در وسایل شخصی، قرض های مکرر و عدم پس دادن،‌ دخالت در امور مختلف و… روبرو باشید اما در هر صورت باید قوانین جدیدی وضع کنید و به آنها پایبند باشید. گاهی شرح دادن شفاهی این مسائل برای والدین دشوار است و فهماندن این موضوعات تنها در عمل ممکن خواهد بود؛ همچنین ممکن است در مواقعی تنها راه حل ایجاد فاصله فیزیکی و جدا شدن از آنها باشد.

– همچنین بهتر است این نکات هم مد نظر داشته باشید:
• حال خوب شما ارتباطی با تغییر پدر و مادرتان ندارد
• جدایی فیزیکی راه حل اصلی این مشکل نیست و به عنوان اقدامی مکمل مورد استفاده قرار می گیرد
• شما همانند والدین خود نیستید
• اتهام ها و حرف های نا به جای آنها اهمیتی ندارد
• مجبور نیستید عاشق پدر و مادر خود باشید
• متضاد عشق بی تفاوتی است. بهتر است احساساتی همچون خشم و نفرت را از خود دور کنید.

علت و راههای جلوگیری از ثابت ماندن وزن نوزاد

علت و راههای جلوگیری از ثابت ماندن وزن نوزاد

بیا نی نی/ ثابت ماندن وزن نوزاد و یا کم شدن آن، می تواند برای بسیاری از مادران ترسناک باشد و نگرانی های زیادی برای آن ها ایجاد کند. وزن نوزاد به دلایل بسیار زیادی می تواند ثابت بماند و یا کاهش بیابد. برخی از آن ها طبیعی هستند ولی برخی از آن ها به دلایلی مانند مشکلات تغذیه ایجاد می شوند. در ادامه دلایلی که باعث ثابت ماندن وزن نوزاد می شوند را بررسی می کنیم.
دلایل ثابت ماندن وزن نوزاد
قبل از همه چیز این را به خاطر داشته باشید که ثابت ماندن وزن نوزاد تازه متولد شده در چند روز اول کاملا طبیعی است. یعنی حتی اگر هیچ مشکل تغذیه ای هم وجود نداشته باشد، باز هم حتی ممکن است وزن نوزاد حدود 8 درصد کم می شود. پس نگرانی در رابطه با کاهش وزن نوزاد در فته اول نداشته باشید.
با رسیدن نوزاد به حدود دو هفتگی، بدن دوباره شروع به افزایش وزن می کند. حال اگر نوزاد شما بیشتر از دو هفته سن دارد و هنوز هم وزن او ثابت مانده است و یا این که وزن او در حال کم شدن است، ممکن است که برای او و یا مادر مشکلاتی به وجود آمده باشد.
همان طور که می دانید، برای افزایش وزن، کالری که نوزاد دریافت می کند باید بیشتر از کالری مورد نیاز بدن او باشد. پس می توان گفت به دلایل زیر وزن نوزاد ثابت مانده است:
•به میزان لازم کالری دریافت نمی کند
•کالری دریافتی را جذب نمی کند
•بیش از حد کالری می سوزاند
در ادامه هر کدام از آن ها را به طور جداگانه بررسی می کنیم.
نوزاد سالم به طور معمول هر 2 الی 3 ساعت نیاز به شیردهی دارد. این وضعیت برای نوزادانی که از شیر خشک استفاده می کنند نیز به همین منوال است. با افزایش سن و افزایش گنجایش معده، زمان بین تغذیه ها هم افزایش پیدا می کند. در شرایطی نوزاد بسیار کمتر از این مقدار تغذیه می کند و به همین دلیل وزن او ثابت می ماند و یا این که کاهش می یابد.


شایع ترین علل تغذیه کم در نوزادان موارد زیر است:

•خواب بیش از حد: برخی از نوزادان از بدو تولد بیش از حد می خابند و برای وعده های غذایی به طور خودکار بیدار نمی شوند. بنابر این بهتر است که اگر نوزاد تا 3 الی 4 ساعت پس از شیردهی بیدار نشد، او را بیدار کنید. شما می توانید با قلقلک دادن پاهای نوزاد و برداشتن پتو از روی او، به آرامی او را بیدار کنید. سعی کنید که در شیردهی به طور کامل نوزاد سیر شود و اگر قبل از سیر شدن خواب آلود شد، او را بیدار نگه دارید تا به طور کامل تغذیه کند. معمولا با کمی تکرار، نوزاد به وضعیت عادت می کند.
•یادگیری: طبیعتاً نوزاد تازه متولد شده، نمی تواند به شکل کاملا صحیح مکیدن، تنفس و بلع خود را یک دیگر هماهنگ کند و به همین دلیل ممکن است که در هفته های اول نتواند به اندازه کافی تغذیه کند و به دلیل خسته شدن دست از شیر خوردن بردارد.
•مشکل در تغذیه از سینه مادر: ممکن است که به دلایل مختلفی نوزاد نتواند به درستی سینه مادر را در دهان بگیرد. مشکلات لب و زبان می تواند در این امر مشکلاتی را ایجاد کند. اگر می بینید که نوزاد نمی تواند به درستی سینه را در دهان بگیرد، با پزشک در مورد این موضوع مشورت کنید.
•شروع تغذیه با مواد غذایی: معمولا پس از 6 ماهگی که نوزاد شروع به تغذیه از دیگر مواد غذایی می کند، ممکن است که با کمی کاهش وزن روبرو شود. به یاد داشته باشید که در صورتی که شروع به تغذیه نوزاد با مواد غذایی کرده اید، در ابتدا باید باز هم اغلب مواد غذایی مصرفی نوزاد شیر مادر باشد.

 عدم جذب کالری، یکی از دلایل ثابت ماندن وزن در نوزاد است
برخی از نوزادان ممکن است که کالری را به مقدار کافی دریافت کنند و مشکلی در تغذیه نداشته باشند اما بدن آن ها قادر به جذب کالری دریافتی نباشد.
 
این مشکل معمولا به دلایل زیر اتفاق می افتد:
•ریفلاکس معده: ریفلاکس و یا همان استفراغ، اگر به طور مداوم اتفاق بیفتد، مانع از رسیدن مواد غذایی در روده ها می شود و در نتیجه مواد مغذی و کالری توسط بدن دریافت نمی شود.
•حساسیت های غذایی: درصد خیلی کمی از نوزادان دچار حساسیت های غذایی هستند. حساسیت های غذایی خود را به شکل استفراغ، اسهال و یا یبوست و دل درد نشان می دهند.
اغلب حساسیت ها در دوران نوزادی، در رابطه با موادی مانند گلوتن و لبنیات ایجاد می شود. گلوتن یکی از مواد تشکیل دهنده گندم است.
اگر متوجه حساسیت در نوزاد خود شده اید،  ابتدا با یک متخصص مشورت کنید و سپس لبنیات را از رژیم غذایی خود و فرزندتان حذف کنید تا ببینید بهبودی در او ایجاد می شود یا خیر.
•بیماری سلیاک: این بیماری در اثر حساسیت نوزاد به موادی مانند گلوتن ایجاد می شود. نشانه های این بیماری درد معده و اسهال هستند.
•زردی: مطالعات نشان داده که اغلب نوزادان مبتلا به زردی، کاهش وزن را تجربه خواهند کرد.

نوزاد کالری زیادی می سوزاند
در برخی شرایط و برخی نوزادان، سوخت و ساز بدن بالا می رود و به همین دلیل آن ها به میزان بیشتری کالری نسبت به حالت عادی نیاز دارند.

معمولا افزایش سوخت و ساز در شرایط زیر ایجاد می شود:
• نارس بودن نوزاد: نوزادانی که زود تر از موعد به دنیا آمده اند، بیش تر از دیگر نوزادان به کالری نیاز دارند. دلیل آن هم نیاز به رشد خیلی سریع است. تغذیه و شیر دهی در این نوزادان نیز دشوار تر از دیگر نوزادان است، ان ها خیلی سریع خسته می شوند.
• مشکلات تنفسی: نوزادانی که درگیر مشکلات تنفسی هستند، برای جبران مشکل خود خیلی سریع تر و بیش تر تنفس می کنند و به همین دلیل نیاز به انرژی بیشتری دارند.
• مشکلات قلبی: مطالعات نشان داده است که نوزادانی که به بیماری های قلبی دچار هستند، 40 درصد بیشتر از دیگر نوزادان نیاز به انرژی دارند.

چگونه می توانیم از ثابت ماندن وزن نوزاد جلوگیری کنیم؟
 کاهش زمان بین شیر دهی، راهی برای جلوگیری از ثابت ماندن وزن نوزاد است
در ابتدا اگر در نوزاد خود علائم دیگری را در کنار ثابت ماندن وزن مشاهده می کنید و یا در کل نسبت به این که نوزاد درگیر بیماری خاصی است شک دارید، بهتر است که هرچه سریع تر به یک متخصص نوزادان مراجعه کنید.
اما اگر نوزاد مشکلی نداشت، می توانید با رعایت برخی موارد که در قسمت پایین آورده شده، به نوزاد کمک کنید تا افزایش وزن داشته باشد:
• شیر خود را افزایش دهید: اگر فکر می کنید که شیر شما کم است، می توانید با کمتر کردن زمان های بین شیردهی و مصرف مکمل های بعد از زایمان،  آن را برای نوزاد جبران کنید.
• کالری دریافتی کودک را افزایش دهید: اطمینان حاص کنید که در هر بار شیر خوردن، نوزاد کاملا سیر می شود. همچنین اگر هر 3 الی 4 ساعت برای شیر خوردن بیدار نمیشد، خودتان او را بیدار کنید و به شیر بدهید.
همچنین شما می توانید با استفاده از شیر خشک در کنار شیر مادر، باز هم کالری دریافتی نوزاد را افزایش دهید.
جمع بندی مطالب و سخن پایانی
اگر متوجه ثابت ماندن وزن نوزاد خود شده اید، بهتر است که به دنبال علت آن باشید. برای این کار مشورت با یک متخصص اطفال به شما کمک زیادی خواهد کرد.
همچنین در صورتی که به نظر شما وزن کودک ثابت مانده ولی طبق منحنی رشد، رشد طبیعی داشته باشد، اصلا نباید نسبت به آن نگران باشید.

چند راهکار خانگی برای درمان گرفتگی بینی نوزاد و بهتر نفس کشیدن

چند راهکار خانگی برای درمان گرفتگی بینی نوزاد و بهتر نفس کشیدن

بیا نی نی/ نوزادان به دلیل سیستم ایمنی ضعیفی که دارند بیشتر سرما می خورند و معمولا دچار گرفتگی بینی می شوند اما راه های ساده ای وجود دارد که میتوانید با موادی که در خانه دارید آن را درمان کنید.
 

بهترین روش تمیز کردن بینی نوزادان چیست؟
دیدن اینکه نوزاد تازه متولد شده تان از گرفتگی بینی رنج می کشد، سخت است اما نه به آن اندازه که برای خود کودک آزاردهنده است. حقیقت این است که کودکان زود به زود دچار گرفتگی بینی می شوند. شاید شما بخواهید بینی فسقلی و بامزه اش را تمیز کنید اما ندانید چطور باید این کار را انجام دهید.
بهترین راه درمان گرفتگی بینی نوزاد در منزل
1. حتما متوجه شده اید که کودکان زیاد عطسه می کنند. عطسه تنها یکی از راه های طبیعی است که کودکتان به کمک آن مسیر بینی اش را تمیز می کند. مسیر بینی کودکان کوچک است و ممکن است با گرد و غبار، پرز و یا هر چیزی که در هوا شناور است بگیرد. برای بیرون راندن این موارد از بدن، کودکان زیاد سرفه می کنند. باید این را به خاطر داشته باشید که نوزادان بیشتر از دهان تنفس می کنند و نمی توانند به سادگی بین تنفس از راه دهان و بینی تغییر ایجاد کنند. تنها در صورتی که دیگر نشانه های بیماری را در کودک دیدید باید نگران گرفتگی بینی او شوید.
2. دلیل گرفتگی بینی برخی محرک های بینی وجود دارد که باعث گرفتگی مسیر تنفسی نوزاد از این قسمت می شوند. محرک های گرفتگی بینی معمولا شامل فاکتورهای محیطی می شوند. مانند این موارد: دود، دود سیگار، دود حاصل از عودهای خوشبو کننده و غیره گرد و غبار خز حاصل از حیوانات خانگی یا اسباب بازی ها عطرها اسپری های مو امولوسیون یا رنگ بخار بنزین اسپری های آئروسل و غیره
3. درمان گرفتگی بینی در نوزادان به عنوان یک مادر دوست دارید به کودکتان کمک کنید تا احساس بهتری داشته باشد و ساده تر نفس بکشد. اما پزشکان بر این عقیده هستند که شما در واقع بینی کوچک نوزاد خود را با محلول آب نمک یا دیگر موارد، بیشتر تحریک می کنید و باعث آسیب رسیدن به آن می شوید. این کار را باید با احتیاط انجام دهید تا همچنان بتوانید مسیر بینی اش را تمیز کرده و به راحت نفس کشیدنش کمک کنید.
4. قطره های محلول نمک؛ بدون نیاز به نسخه قطره های بینی محلول نمک مطمئنا به از بین رفتن بلغم در بینی نوزاد کمک می کنند. وقتی از این قطره استفاده می کنید باعث جدا شدن مواد درون بینی کودک می شود و نوزاد عطسه خواهد کرد. بنابراین چیزی که باعث گرفتگی بینی شده با فشار هوا از آن خارج می شود.
با کمک یک هواکش بینی، قادر خواهید بود چیزهای چسبنده ای که باعث انسداد در بینی نوزاد شده را بیرون بکشید. این را همیشه به خاطر بسپارید که برای تمیز کردن مسیر بینی کودک باید با نرمی این کار را بکنید. بیش از حد فشار آوردن ممکن است به جای کمک باعث بدتر شدن گرفتگی بینی نوزاد شود.
5. استفاده از دستگاه بخور فکر خوبی است که در خانه یک دستگاه بخور استفاده کنید. دستگاه بخور باعث مرطوب شدن هوای خانه می شود، بنابراین نوزادتان قادر خواهد بود ساده تر نفس بکشد.
6. برداشتن خلط و مخاط سفت برای درمان گرفتگی بینی نوزاد: ممکن است متوجه شوید که بینی او پوسته پوسته و یا چسبناک به نظر می رسد، می توانید به تمیز کردن آن کمک کنید تا از گرفتگی بینی جلوگیری کند. شما می توانید آن را با پنبه و آب گرم تمیز کنید.

شیر مادر به گرفتگی بینی نوزاد کمک می کند
7. شیر مادر موثر در درمان گرفتگی بینی نوزاد: یک قطره یا دو قطره در بینی می تواند به رفع گرفتگی کمک کند و سپس اجازه دهید آن را بالا بکشد؛ وقتی که سرش را بلند می کند، بیرون می ریزد، پس می توانید با بالا نگه داشتن سر کودک کار درست را انجام دهید.

8. سر نوزاد را بالا نگه دارید شاید لازم باشد سر کودک خود را هنگام خوابیدن کمی بالا نگه دارید. از بالش استفاده نکنید. می توانید از یک کوسن زیر تشک یا زیر سرش استفاده کنید. استفاده از بالش در برخی کودکان باعث بروز سندروم مرگ ناگهانی نوزاد شده است. گرفتگی بینی برای نوزادان چیزی معمول است و کار زیادی برای پیشگیری از آن نمی توانید انجام دهید. معمولا کودکان خودشان می توانند با این مشکل کنار بیایند. شما نیز با نکاتی که گفته شد می توانید به کودک خود در بهتر نفس کشیدن کمک کنید.

9. اسپری بینی فقط با تجویز پزشک برای رفع گرفتگی بینی نوزاد: به جای شل کردن خلط، اسپری به طور فیزیکی آن را از بین می برد (به همین دلیل به استفاده از نمک یا شیر پستان در ابتدا کمک می کند تا خلط خشک را شل تر کند). شما احتمالا دستگاه مکش بینی نوزاد را دارید.اگر از یکی استفاده کنید، هر ماه تعویضش کنید، زیرا تمیز کردن داخلی غیر ممکن است.

10. سوزن پلاستیکی بینی راهی برای درمان گرفتگی بینی نوزاد: این یک دستگاه تک عنصری است که شما می توانید در هر داروخانه ای خریداری کنید ؛ این دستگاه یک وسیله گرد پلاستیکی دارد که با یک لوله مثل سرنگ که می تواند به آرامی به بینی کودک شما وارد شود، منتهی می شود. دکمه ای را فشار می دهید تا تمام هوای بیرون را بیرون آورد و خلا شود. بعد لوله را داخل سوراخ بینی بچه قرار دهید.
باز کنید و اجازه دهید که هوا به درون حباب وارد شود، کمی خلط به آن وارد می شود. هم چنین می توانید یک قطره آب نمک را در بینی، چند دقیقه قبل از شروع کار بریزید تا خلط درون را شل کنید. از این دستگاه بیش از دو بار در هر سوراخ بینی استفاده نکنید، ممکن است باعث التهاب حفره بینی شده و منجر به ناراحتی بیشتر شود.


برای درمان گرفتگی بینی نوزاد به او آبمیوه گرم بدهید
11. آب میوه گرم مفید برای درمان گرفتگی بینی نوزاد: به نوزادان 6 ماه به بالا، کمی آب سیب گرم شیرین نشده یا آب بدهید (آزمایش بر روی مچ دست تان انجام دهید برای اینکه مطمئن شوید زیاد داغ نیست). درست همانند محصولات OTC، آن ها مخاط را نرم می کنند که به پشت گلوی نوزاد می رسد.

12. هواکش بینی برای درمان گرفتگی بینی نوزاد: آخرین دستگاه تنفسی روی همان اصل مکش کار می کند، با این حال، آن ها طراحی متفاوتی دارند ، دستگاه شامل یک حباب با سرنگ بینی است، اما یک لوله متصل به حباب دارد که برای بیرون ریزی خلط استفاده می شود.
زمانی که در سوراخ بینی نوزادتان قرار داده می شود، می توانید به آرامی پمپ کنید تا مخاط را بیرون بکشید، و به حباب برود.یک فیلتر نصب شده در داخل حباب برای جلوگیری از آلودگی وجود دارد. زمانی که این کار انجام شد و نوزادتان بهتر نفس کشید، می توان دستگاه را جدا و تمیز کرد.

گرفتگی بینی در نوزاد و مراجعه به پزشک
در صورتی که علائم زیر را در کودک خود مشاهده کردید، به پزشک مراجعه کنید:
تب
راش پوستی
تورم پیشانی، چشم ها، گونه ها و اطراف بینی بیش از دو هفته
مشکلات تنفسی یا تتفس تند
مشکلات شدید در غذا خوردن یا بی اشتهایی
نوزاد بی حوصله و عصبانی است و مدام گریه می کند.

علت پرتاب اشیا توسط کودک

علت پرتاب اشیا توسط کودک

بیا نی نی/ امروزه نحوه ی صحیح تربیت کودکان به یک چالش اساسی و همه گیر تبدیل شده است. به طوری که اغلب والدین به دنبال روش های مناسب در برخورد با رفتار های کودکانشان هستند و یا سعی دارند که از رفتار های کودک، خواسته ها و مشکلات او را تشخیص دهند.
علت پرتاب اشیا توسط کودکان
کودکان در سنین مختلف عادات مختلفی را تجربه می کنند. رفتار هایی مانند جیغ زدن، نیشگون گرفتن اطرافیان، گاز گرفتن و پرتاب اشیا از جمله عادت هایی هستند که والدین می توانند با واکنش های مناسب آن ها را از کودک دور کنند و چیز های زیادی را به کودکان یاد دهند.
کودکان در دوره ی 18 ماهگی تا 3 سالگی پرتاب کردن اشیا را یاد می گیرند و این عمل برای آن ها لذت بخش است. در واقع این عمل آن ها یک مهارت است، مهارتی که در آن فرزند چیزی را از زمین بلند می کند، موفق به باز کردن انگشتانش می شود و با هماهنگی چشم و دستش آن را به گوشه ای پرتاب می کند. کودک با پرت کردن اشیا چیز هایی از قبیل جاذبه را کشف می کند اما آن را به صورت کلمه ی جاذبه نمی شناسد، بلکه می داند با پرتاب چیزی آن شئ بعد از مدت کوتاهی روی زمین می افتد و بالا نمی رود.
یکی دیگر از دریافت های این اتفاق آشنایی کودک با ماهیت اشیائی است که پرتاب می کند، به طور مثال متوجه می شود که وسایلی مانند اسباب بازی هایش زمانی که روی زمین می افتند صدایی تولید می کنند یا زمانی که توپ با زمین برخورد می کند دوباره به سمت بالا حرکت می کند و این اتفاق چندین بار ادامه می یابد.
برخورد با کودک در هنگام پرتاب کردن اشیا
آنچه که مشخص می باشد این است که منصرف کردن کودک در سنین پایین از پرت کردن اجسام بی‌فایده است، به جای این کار شما باید به او نشان دهید که چه چیز هایی را در چه مکان هایی می تواند پرتاب کند. این بازی برای کودکان بسیار مفید و آموزنده است، شما تنها زمانی اجازه دارید وارد عمل شوید که کودک در صدد پرتاب شئی خطرناک است که ممکن است به خود یا دیگران آسیبی وارد کند. برای جلوگیری از این کار باید از ظروف و وسایل پلاستیکی استفاده کنید و وسایل خطرناک و سنگین را از دسترس کودک خارج کنید.
باید دقت داشته باشید که در هنگام پرتاب اشیا توسط کودکتان عصبانی نشوید و واکنش سریعی از خود نشان ندهید، زیرا کودکتان به نوعی نقطه ضعف شما را می آموزد و از آن در هنگام خشمش استفاده می کند تا شما را نیز خشمگین کند. بهترین روش برای برخود با این قضیه بی اعتنا بودن به حرکات کودک است. زیرا کودک چه تنبیه شود و چه تشویق همه را با یک چشم می بیند و در هر دو حالت گمان می کند که شما در حال تشویق او هستید و آن کار را بیشتر انجام می دهد.
همانطور که گفته شد بهترین برخود با این قضیه بی اعتنایی و در صورتی که با کارش برای دیگران خطری آفرید او را تنبیه کنید، منظور از تنبیه روش های خشنونت بار نیست و فقط به منظور دادن یک وقفهٔ تربیتی به کودک است. اما به طور کل شما نمی توانید کودک را از پرتاب اشیا منصرف کنید زیرا  این بخشی از مرحله بزرگ شدن و استعداد یابی کودکتان است.
شما فقط می توانید که به فرزندتان یاد دهید که چه چیزهایی را در چه مکان هایی می تواند پرت کند. هرچه انواع و تعداد اشیائی که به کودک معرفی می کنید بیشتر باشد او زود تر می تواند خود را با این مسئله وفق دهد و زود تر از دیگر کودکان از مرحله ی پرتاب اشیا عبور خواهد کرد.
 توپی نرم برای کودک تهیه کنید تا از وسایل خطرناک استفاده نکند
آموختن اشیائی که می تواند پرت کند
آموزش به کودکان نو پا بسیار راحت تر و سریع تر از دیگر مراحل سنی صورت می گیرد، برای همین این کودک سریع‌تر یاد می‌گیرد چه چیزهایی را نباید پرتاب کند، البته برای این کار کودک باید چیز های زیادی داشته باشد تا بتواند آن ها را پرتاب کند و حتی برای این عملش نیز تشویق شود.
شما می توانید تعدادی توپ نرم و فومی برای کودک خود تهیه کنید تا در صورت برخورد با وسایل خانه هم اتفاقی رخ ندهد، و همچنین در ادامه می توانید اسباب بی خطر تر و سبک تر دیگری نیز در دسترس او قرار دهید. اینگونه بازی ها برای کودکان بسیار دوست داشتنی و سرگرم کننده است به شرطی که شما هم در کنار کودکتان به بازی مشغول شوید و او را به پرتاب کردن تشویق کنید.
پیامی که کودک باید از والدین دریافت کند این است که پرتاب کردن اشیاء مناسب در مکان و زمان مناسب اشکالی ندارد و اگر وسیله ای مانند گوشی را برای پرت کردن انتخاب کرد، به آرامی گوشی را از او بگیرید و به او یادآور شوید که گوشی برای پرت کردن مناسب نیست و به جای آن می تواند از توپ و یا دیگر وسایلی که در اختیار او گذاشته اید استفاده کند.
نحوه برخورد با کودک زمانی که با فعالیتش به دیگران آسیب می رساند
زمانی که کودک وسایل خطرناک را به دست می گیرد و به دیگران پرتاب می کند، بهترین روش بی تفاوت بودن به اوست زیرا می فهمد نمی تواند توجه شما را با این کار به خود جلب کند اما باید در نظر داشته باشید که اگر کار او به دیگران آسیبی رساند باید با او برخورد داشته باشید به این صورت که اگر برای بار دوم این کار را تکرار کرد به او بگویید که دیگران با کار او اذیت می شوند و سپس او را از آن جا دور کنید تا وقفه ای در بازی او پیش بیاید و در جایی خلوت به گفته شما فکر کند.
به یاد داشته باشید که برای کودک بهترین مدت زمان، زمانی کوتاه و حدودا یک دقیقه ای است. قاعده‌ٔ خوب یک دقیقه به ازای هر سال از سن کودک است، تا فرزندتان فراموش نکند که به چه دلیل او را از انجام کارش متوقف ساخته اید.
 بجای پرتاب کردن وسایل در حین عصبانیت کلمات مناسب به او یاد دهید
به او آموزش دهید تا به جای استفاده از وسایل از کلمات برای بیان احساساتش استفاده کند
زمانی که متوجه شدید کودکتان در زمان عصبانیت از پرتاب کردن وسایل برای ابراز احساساتش استفاده می کند، شما باید دست به کار شوید و او را تشویق کنید تا به جای انجام دادن این کار با فردی که از او عصبانی شده است صحبت کند. به این منظور به او بگویید: اگر از فلانی عصبانی هستی باید با او صحبت کنی تا اونم متوجه اشتباهش بشود و یا بگویید: هرموقع از دست کسی عصبانی شدی بیا به من بگو. ایرادی ندارد اگر گاهی اوقات با تن صدایتان او را از بعضی رفتار هایش منع کنید و احساس نارضایتی تان را به او منتقل کنید.اما فراموش نکنید که نباید هیچ گاه او را برای منع کردن از کارش کتک بزنید حتی اگر فقط زدن روی دستش باشد.
اما اگر حتی با تلاش های مداوم خود و رفتار خونسردی که از خود نشان دادید کودکتان دوباره برای ابراز خشم از پرتاب شیء به سمت دایگران استفاده کرد، شما مجبورید که مانند یک سایه تمام وقت حواستان به او باشد.

ایده ای ساده و جذاب برای بازی با فرزند

بیا نی نی/ با ایده بازی های ساده و ارزان کیفیت رابطه خود را با فرزندان تان بالا ببرید.

**

 اینترنت مصرفی شما مخاطبین گرامی برای دسترسی به محتوای موجود در بیا نی نی به صورت نیم بها محاسبه می‌شود؛ این در حالی است که برای دسترسی به همین محتوا در بسترهایی مثل اینستاگرام، یوتیوب و… از اینترنت بین الملل استفاده شده که به صورت تمام بها می‌باشد. شما می توانید آموزش های متنوعی در زمینه بازی با کودک، آرایشگری، ساخت کاردستی، انواع هنردست(خیاطی، گلدوزی، رویان دوزی،  بافتنی و..) شنیون مو و انواع خودآرایی را تنها با سرچ کلمات و با آرامش تماشا کنید