بیا نی نی/ بازی جذاب برای آموزش کسر در ریاضیات
۷ تکنیک ساده برای به حرف آوردن همسر کم حرف
خراسان/ یکی از مهم ترین علت هایی که باعث می شود اعضای خانواده یا زن و شوهری با هم گفت و گو نکنند، انتخاب اشتباه و بدون شناخت همدیگر است. این افراد بررسی ای انجام نداده اند تا متوجه شوند اساس فضای مشترکی برای گفت و گو و علایق مشترکی دارند؟ آیا حرفی دارند به هم بزنند که برای هر دو طرف جالب باشد؟

وقتی افراد بدون این بررسی ها با هم ازدواج می کنند، بعد از مدتی ممکن است متوجه شوند دو دنیای کاملا متفاوت دارند. هر حرفی که یکی از آنها می زند، برای دیگری جذابیت ندارد یا حتی می تواند آزاردهنده و بی ربط باشد. بنابراین طبیعتا پس از مدتی همان شعله گفت و گوهای اندک اولیه بین زوج هم خاموش می شود. به همین دلیل است که توصیه می کنیم قبل از جاری شدن عقد ازدواج، دختر و پسر مجال چندماهه برای گفت و گو و بحث داشته باشند تا متوجه شوند اصلا حرفی برای گفتن با هم دارند یا نه؟
وقتی با کسی ازدواج می کنی که حرفی با او نداری، به نظر من از مصادیق زجر مادام العمر است چون طرفین حس می کنند طرف مقابل هیچ علاقه ای به شنیدن حرف هایشان ندارد. گاهی گفت و گو در یک خانواده کم است به این دلیل که اعضای آن شخصیت درونگرایی دارند و چندان اهل گفت و گو نیستند. این افراد در زندگی اجتماعی و ارتباط با اطرافیان هم برونگرا و پرحرف نیستند و اتفاقا طرف مقابلشان را به همین دلیل که مثل خودشان است، انتخاب کرده اند تا مجبور به حرف زدن با او نباشند. حرف زدن این افراد محدود به بیان نکته های ضروری است تا امور زندگی بگذرد. اتفاقا این زوج ها معمولا از زندگی و انتخابشان هم راضی هستند. اگر واقعا هیچ کدام از اعضای خانواده یا همسران تمایلی به صحبت زیاد با هم ندارند، ولی از کنار هم بودن خوشحال هستند، هیچ اشکالی ندارد.
موانع گفت و گو
موانعی هم بر سر راه گفت و گوی موثر و لذت بخش بین افراد خانواده وجود دارد که در جامعه فعلی ایران، نقش سمی شان را صدها بار پررنگ تر از شبکه های اجتماعی می بینم. باید حواسمان باشد که گاهی گفت و گوی تشویقی در خلیل از خانواده ها و میان زوج ها برقرار نیست. بسیاری از زن و شوهرها، کاری که طرف مقابل در زندگی مشترک انجام می دهد، یک وظیفه می دانند. مثلا اینکه پدر خانواده کار می کند و زحمت می کشد یا کار مادر که هم بیرون از خانه، شغلی دارد و هم مسئولیت های سنگینی در خانه بر عهده دارد، وظیفه ای می دانند که باید انجام شود. بنابراین نیازی به تحسین و تشکر و قدردانی نمی ماند، انگار فقط باید حواسمان باشد اگر این وظایف انجام نشود، بلافاصله فرد مقابل را به باد انتقاد بگیریم. معلوم است که چنین فضایی، میل به گفت و گو را بین همسران و دیگر اعضای خانواده خواهد کشت.
وجود اختلافات
وجود کدورتهای عیان وبه ویژه پنهان بین زوجین ناخودآگاه تمایل دو طرف را برای هم کلامی به شدت کاهش میدهد وحتی همان مقدار کم نیز از سر وظیفه و با سردی انجام میگیرد. برای مثال مردی که پس از مدتی زندگی با همسرش به دلایل درست یا نادرست به این نتیجه رسیده که انتخاب درستی نکرده است وعلاقهای به همسرش ندارد ممکن است کم حرف شود.
مشکلات شغلی
یکی دیگر از دلایل شایع کم حرفی، بیحوصلگی، بدخلقی و حتی بیمیلیهای عاطفی در مردان، ریشه در موضوع شغل آنها دارد. بیکاری، نارضایتی شغلی، نداشتن امنیت شغلی و اضطراب تعدیل و اخراج شدن، بیمهارتی و ورشکستگی مالی، مشکل با شریک و در مجموع نگرانی دائم در باب شغل که انرژی مضاعفی از آنها میگیرد، میتواند باعث کم حرفی و در خود فرو رفتن و انزوا شود. لذا تا علل ذکر شده، مشخص و حل و فصل نشود عوارض آن پا برجاست؛ البته ناگفته نماند تغییر شرایط این مردان در بیشتر مواقع کار سختی نیستگاه فردی که دچار نارضایتی شغلی است با تغییر نگرش (شناخت درمانی) به سازگاری بیشتر و بهتری با شغل خود میرسد و یا با افزایش مهارتهای حرفهای خود مانع ورشکستگی وترک شغل خود میشود.
مشکلات جسمی – روحی
علل جسمی مانند پرکاری یا کم کاری تیروئید، وجود یک بیماری مزمن وگاه صعب العلاج، کم خونی شدید وضعف وخستگی پیاپی و این قبیل بیماریهای جسمی و یا برخی اختلالات روحی مانند افسردگی و… میتواند باعث کم حرفی شود که البته با مراجعه به پزشک یا روانپزشک و ارزیابی دقیق، علت بیماری مشخص و درمانهای متناسب دارویی یا تغذیهای ارائه خواهد شد.
مهارتهای ارتباطی با شوهر کم حرف
معمولاً نوع گفتوگوی زنان، گفتوگوی آزاد است و این موضوع اغلب باعث میشود که مردان دنبال حرف را نگیرند. همشهری با این توضیح مینویسد: برای اینکه شوهرتان با شما درد دل کند این راهبردها را به کار گیرید:
زمان مناسبی را برای گفتوگو انتخاب کنید
این مسئله بسیار مهم است. شما ممکن است که بسیار علاقهمند باشید که بعد از بازگشت از کار، با شوهرتان صحبت کنید، اما او در آن موقع به آرامش نیاز دارد. پس بهترین راه این است که بعداً گفتوگو کنید.
در مقابل سکوت شوهرتان سکوت نکنید
گاهی اوقات سکوت مرد باعث ایجاد احساس ناکامی و عصبانیت در زن میشود. برای اجتناب از این موقعیت، هنگامی که شوهرتان پاسخ نمیدهد سکوت نکنید. به او بگویید: «میتوانی به من بگویی چرا برای تو سخت است که به من بگویی به چه فکر میکنی؟» اگر او باز هم پاسخ نداد، راحت از کنار سکوتش رد نشوید. به او بگویید تمایل دارید درباره آینده صحبت کنید. او را متوجه کنید که شما انتظار شنیدن پاسخ دارید.
جزئیات را بپرسید
سؤالات دقیق بپرسید. این گونه سؤال نکنید که «امروز کار چطور بود؟»، زیرا او میتواند در یک کلمه جواب بدهد که عالی بود یا افتضاح بود. در مقابل، از جزئیات کارش سؤال کنید. مشخصتر شدن سؤال باعث میشود که او با احتمال بیشتری به سؤال شما به طور جزئی و با دقت پاسخ بدهد.
مراقب اشارههای غیرکلامی تان باشید
اگر هنگام صحبت کردن شوهرتان، کتاب ورق بزنید، کار را برای اینکه شوهرتان ساکت بماند آسان کردهاید. برای بهتر شدن گفتوگو سعی کنید حالت چهرهتان خنثی باشد، بدنتان آرام و لحن صدایتان نه بسیار بلند باشد، نه بسیار آرام. در ضمن تماس چشمی برقرار کنید.
علایق مشترکتان را توسعه دهید
زوجهایی که همه توجهشان را بر بچهها یا کارشان متمرکز میکنند اغلب در مییابند که بسیار کم با همدیگر صحبت میکنند. شرکت در فعالیتهای متفاوت و جدید، از جمله پیاده روی ومسافرت همراه با همسرتان باعث میشود که شما به مقدار بسیار بیشتری با همدیگر صحبت کنید.
با دقت گوش دهید
هنگامی که شوهرتان صحبت میکند، به حرفهای او توجه کنید و اجازه ندهید ذهنتان منحرف شود. مهارتهای گوش فرادادن فعال را به کار ببرید. چیزی را که شوهرتان میگوید به بیان خودتان بازگو کنید. هنگام صحبت کردن او، مخالفت نکنید و وسط حرفهایش نپرید.
منصفانه بحث کنید
بسیاری از مردان تلاش میکنند به طور کلی از بحث کردن اجتناب کنند؛ زیرا میترسند که این بحث به یک مشاجره توان فرسا تبدیل شود. برای مقابله با این مسئله یاد بگیرید که سازنده بحث کنید. از به کار بردن الفاظ منفی و جملاتی که با «تو هرگز…» یا «تو همیشه…» شروع میشوند، ایجاد احساس گناه و دوباره مطرح کردن اشتباهات گذشته اجتناب کنید. در مورد اینکه اکنون چه احساسی دارید صحبت کنید و به نقشتان در بروز مشکل اشاره کنید و همه تقصیرها را به گردن شوهرتان نیندازید.
بچه ات را مجبور به پرخاشگری نکن!
خراسان/ کودکان زیادی در اطراف ما پرخاشگر نامیده می شوند. آن ها اشیا را پرت می کنند، برای رسیدن به خواسته هایشان بلند بلند گریه می کنند یا حتی با فریاد زدن خواسته شان را عملی می کنند. در موارد حادتر دیده شده، کودک زمانی که نتیجه نمی گیرد به صدمه زدن به خودش روی می آورد. اگر شما هم مادر چنین کودکی هستید، مطالب امروز به شما کمک می کند که در ابتدا معضل را ریشه یابی کنید و سپس با مهارت های فردی آن را کمرنگ و در نهایت خاموش کنید.

بیش از حد کمال گرا هستید
گاهی با مادرانی روبه رو می شویم که حق هیچ گونه اشتباه و خطایی را به فرزندان خود نمی دهند. مرتب مطالب را به فرزندان شان گوشزد و خواسته های غیر معقول خود را تکرار می کنند: این را این جا بگذار، مگر نگفتم جای این، این جا نیست، قبلا تذکر داده بودم نباید از این کارها بکنی و … . در واقع این مادران همه چیز را تمام و کمال بی عیب و نقص می خواهند و بر فرزندشان فشار زیادی وارد می کنند. جدای از این که این رفتار آثار مخربی مانند لجبازی، کمبود اعتماد به نفس و … روی کودک دارد، می تواند به رفتارهای پرخاشگرانه منجر شود.
پرخاشگری را آموزش داده اید
اگر در مقابل کودک با همسرتان، خانواده تان، دیگر فرزندان و حتی خود کودک تان پرخاشگری کرده اید، دیر یا زود منتظر بازتاب رفتارهایتان باشید چراکه او تمام این لحظات را فیلم برداری کرده است.
پرخاشگری را تقویت کرده اید
موقعیتی را در نظر بگیرید که کودک خواسته ای دارد. او برای رسیدن به خواسته اش هر کاری می کند. جیغ می کشد یا اسباب بازی هایش را پرتاب می کند. شما نگران می شوید و به خواسته کودک رسیدگی می کنید. زیرا می ترسید: 1- با ادامه موضوع این رفتار در او نهادینه شود. 2- می خواهید خودتان را راحت کنید. 3- می ترسید آبرویتان جلوی دیگران برود. حال این که با رسیدگی به خواسته کودک و عملی کردن آن در واقع این پیام را به کودک داده اید که: «رفتارت را دیدم، آن را پسندیدم و رسیدگی به خواسته تو در واقع پاداش پرخاشگری توست»! حالا به چرخه ابتدایی مطلب، زنجیره زیر را هم اضافه کنید.
کودک را مجبور به پرخاشگری کرده اید
در این مورد شما خواسته یا ناخواسته پرخاشگری را در کودک ایجاد کرده اید و با تکرار رفتارهای پرخاشگرانه کودک عصبی می شوید در حالی که نمی دانید منشأ آن ها خودتان هستید. به چند موردی که در ادامه مطرح می شود، دقت کنید چراکه شاید برایتان آشنا باشد.
* زیاد به کار خاصی مشغول هستید: تصور کنید مادری در حال غذا دادن به کودکش یا گردش بردن او یا حتی بازی کردن با کودک هر از گاهی نگاهی به صفحه تلفن همراه اش هم می اندازد و گاهی این نگاه کوتاه تبدیل به یک زمان طولانی می شود. کودک چگونه این رفتار را در خود توجیه می کند؟ آیا اولویت اول مادرم (یا مراقب یا پرستار) من هستم یا تلفن همراه او؟ کودک عصبانیت خود را از وضعیت این گونه نشان می دهد: ظرف غذا را می ریزد، در هنگام گردش خواسته غیر معقولی مطرح می کند و با پرخاشگری سعی در برآورده شدن خواسته اش دارد، اسباب بازی هایش را پرتاب می کند. شما چه می کنید؟ آیا تلفن همراه تان را کنار می گذارید و تمام توجه خود را معطوف به کودک می کنید؟ خیر، چرخه بالا را ادامه می دهید. توجه داشته باشید که این ابزار ممکن است کارتان، تلویزیون یا هر چیز دیگری باشد.
* نسبت به کودک تان خشم دارید: خشم خودآگاه یا ناخودآگاه نسبت به کودکان به وفور دیده می شود. گاهی حتی خود مادر از وجود چنین خشمی بی اطلاع است و باید توسط یک درمانگر حرفه ای این خشم واکاوی و درمان شود زیرا بسیار آسیب زاست. اما چه مادرانی با چه شرایطی ممکن است نسبت به کودک خود خشم نشان دهند یا رفتارهایی با ریشه خشم داشته باشند؟
الف) مادرانی که ناخواسته باردار شده اند و علی رغم میل باطنی کودک خود را نگه داشته و هنوز با موجودیت کودک خود کنار نیامده اند.
ب) مادرانی که دوران بارداری سخت و بسیار ویژه ای را گذراندند. به این معنی که مادر در سال های اولیه کودکی فرزند خود به دلیل این که زمان زیادی را صرف کودک خود می کند و محبت در این دوران به صورت یک طرفه است و بازخورد آن چنانی نمی تواند از کودکش دریافت کند، به مرور نسبت به کودک سرد شده و رفتارهای تند و عصبی ناشی از این احساس منفی حاصل می شود.
ج) مادرانی که زایمان سختی داشته اند. ممکن است اتفاقاتی خاص و ویژه در هنگام زایمان برای مادر افتاده باشد که تجربه منحصر به فردی از زایمان را برای مادر به ارمغان گذاشته است. بنابراین مادر نمی تواند فشار و درد اتفاق افتاده را فراموش کند و کودک را مقصر دردهایش می داند.
د) مادری که با آمدن فرزند کنار گذاشته می شود. مادرانی که بعد از تولد فرزند از رفتارهای همسرانشان گلایه می کنند، مستعد بروز این خشم هستند.
هـ) مادرانی که به دلیل مادر شدن (بارداری، زایمان و بچه دار شدن) فرصتی را از دست داده اند ممکن است یک خشم درونی نسبت به آن کودک داشته باشند.
با وجود این پنج مورد که به آن اشاره شد، اگر رفتارهای خودتان را ناشی از خشم نهفته به فرزندتان می دانید در اسرع وقت با یک روان شناس بالینی مشورت کنید زیرا این احساس در طولانی مدت اثر سوء بر شما و فرزندتان خواهد داشت.
نویسنده : زهرا غنمی | کارشناس ارشد علوم تربیتی
واکنش اصولی با دروغ گویی فرزند
خراسان/ شاید شما هم گاهی با این مشکل مواجه شدهباشید که فرزندتان دروغ بگوید و این مسئله، شما را نگران کرده باشد. مادرها به علت همراهی بیشتری که با فرزند دارند، نقش تاثیرگذارتری در تربیت او دارند. شما به عنوان مادر باید الگوی مناسبی برای فرزندتان باشید و اگر فرزندتان به شما دروغ گفت، باید عکسالعمل مناسبی از خود نشان دهید و مهمتر ازهمه باید این مسئله را بررسی کنید که چرا فرزندتان به شما دروغ میگوید؟
کودکان به این دلایل دروغ میگویند
ترس از تنبیه شدن، میل به خشنودی، تقلید از بزرگترها، ساختن داستانهایی که فکر میکنند به وقوع خواهد پیوست، از رایجترین عوامل دروغ گویی کودکان است.
واکنشهای درست به فرزندی که دروغ میگوید
1- آرام باشید| وقتی کودک دروغی میگوید، همواره عکس العمل شما خشم و عصبانیت است. به یاد داشته باشید او در حال یادگیری است. زمانی که شما زود عصبانی میشوید و او را تنبیه میکنید، کودک چیزی یاد نخواهد گرفت. بنابراین با او صحبت کنید که چرا دروغ گویی رفتار مناسبی نیست و فرصت بدهید تا تمرین کند.
2- تله نگذارید| با بازی مچ گیری، به کودک میفهمانید که شما در کنار او نیستید بلکه در مقابل او هستید و او برای نجات خودش مجبور خواهد شد دروغهای بیشتری بگوید تا کمترین آسیب را از سوی شما ببیند. به کودک بگویید: «این موضوعی است که من متوجه شدم حقیقت دارد». سپس به او اشاره کنید که چه چیزی اشتباه است و چگونه باید تصحیح شود.
3- برچسب نزنید| به هیچ عنوان برچسب دروغ گویی به او نزنید بلکه علتها را پیدا کنید. اگر او احساس ناامنی یا ترسهایی دارد، آنها را از بین ببرید. به یاد داشته باشید کودک هرگونه برچسبی را چه مثبت و چه منفی، در مسیر رشد خواهد پذیرفت.
4- فرصت تغییر بدهید| کودک نیاز دارد بفهمد و سپس از روشهای اصلاحی استفاده کند. در صورتیکه شما این فرصت را ندهید، فرایند آموزش و درک را از او خواهید گرفت. اگر متوجه شدید دروغی گفته است فرصتی بدهید تا اصلاحش کند. از روشهای تنبیهی سختگیرانه استفاده نکنید.
5- به راست گویی پاداش بدهید| برای حذف فرایند دروغ گویی بهتر است راستگویی او را تشویق کنید و پاداش بدهید. بگویید: من میدانم گاهی مواقع راست گویی سخت است، ولی زمانی که حقیقت را میگویی به تو افتخار میکنم.
6- الگوی مناسبی برای فرزندتان باشید| دقت زیادی روی گفتار خود داشته باشید. گاهی مادران و پدران، از دروغ گوییهای فرزندان خود شکایت دارند ولی همین والدین در سطح خانوادگی و اجتماعی دروغ می گویند و کودکان میآموزند. از طرفی زمانی که والد دروغ گو، از کودک خود راستگویی میخواهد، برای کودک این فرایند ظالمانه به نظر میرسد زیرا خود والد آن را اجرا نمیکند. بنابراین در این مسیر بهتر است الگوی مناسبی برای فرزند خود باشید.
نویسنده : مارال مرادی | روزنامهنگار
طراحی یک بازی جذاب با کارتون باطله
بیا نی نی/ ایده ای برای طراحی یک بازی جذاب و ساده با کودک
آموزش بستن آغوش پارچه ای برای حمل نوزاد
بیا نی نی/ آموزش بستن آغوش نوزاد به همراه جزئیات و به صورت مفصل
**
اینترنت مصرفی شما مخاطبین گرامی برای دسترسی به محتوای موجود در بیا نی نی به صورت نیم بها محاسبه میشود؛ این در حالی است که برای دسترسی به همین محتوا در بسترهایی مثل اینستاگرام، یوتیوب و… از اینترنت بین الملل استفاده شده که به صورت تمام بها میباشد. شما می توانید آموزش های متنوعی در زمینه بازی با کودک، آرایشگری، ساخت کاردستی، انواع هنردست(خیاطی، گلدوزی، رویان دوزی، بافتنی و..) شنیون مو و انواع خودآرایی را تنها با سرچ کلمات و با آرامش تماشا کنید
کارتون محله دنییل ببره؛ این قسمت یک جور دیگه بازی کن
بیا نی نی/ انیمیشن محله دنییل ببره مناسب برای خردسالان
داستان ترس از حیوانات در تربیت کودک
بیا نی نی/ برای خیلی از ماها، ارتباط با طبیعت از رابطه با حیوونا و جونورا شروع میشه، صاحبان اصلی طبیعت!
اما… اما خیلی از ماها از حیوونا میترسیم، و بچههامون هم!
حالا بگو ببینم… تو از حیوونا میترسی؟
فرزندت چی؟
منبع صفحه mamanhatv
کارتون محله دنییل ببره؛ این قسمت وقت برای تو هست
بیا نی نی/ انیمیشن محله دنییل ببره مناسب برای خردسالان
بازی هایی برای نوزادان صفر تا چهارماهه
خراسان/ بچه ها عاشق بازی هستند، حتی می شود فراتر رفت و گفت بازی، دنیای بچه هاست. کودک با بازی غیر از آن که سرگرم می شود و تفریح می کند، می تواند کشف کند چه کسی است و چه توانایی هایی دارد؛ دنیا چیست و چطور باید خود را با محیط هماهنگ کند. بازی کردن بچه ها، همچنین راهی است به سوی شکل گیری شخصیتی سالم و مفید. بنابراین اغراق نیست اگر بگوییم بازی یکی از نیازهای اساسی کودکان و جزئی از فرایند ضروری رشد است که نباید به آن بی توجه بود. بازی کردن با بچه ها در روزهای ابتدایی تولدشان، کار راحتی نیست. والدین وقتی فرزندشان راه رفتن و حرف زدن و واکنش متقابل نشان دادن بلد باشد، می توانند راهی برای سرگرم کردنش پیدا کنند اما تا پیش از آن ایده خاصی برای بازی کردن ندارند. در ادامه چند بازی ساده برای کودکان صفر تا چهارماهه را خواهید آموخت.

بدو تولد تا یک ماهگی
نوزاد شما از لحاظ جسمی ناتوان است اما تعدادی مهارت ذاتی دارد. او آماده برقراری ارتباط است. وقتی با او حرف می زنید می تواند حرکات صورت و صدای شما را تقلید کند. او هر چیزی را از فاصله 25 سانتی متری به خوبی می بیند و صداها را هم از همین فاصله تشخیص می دهد.
بازی غان وغون
آغون واغون کردن، نخستین مرحله از مراحل مربوط به قدرت تکلم است. نوزادتان را طوری در آغوش بگیرید که فاصله او با شما 20 تا 25 سانتی متر باشد. به چشم های او نگاه کنید، اسمش را چندبار صدا کنید و با او حرف بزنید. او هم لب هایش را حرکت خواهد داد و مانند ماهی دهانش را باز و بسته می کند. وقتی این واکنش را دیدید، او را تشویق کنید. کمی صبر کنید، به او فرصت تجزیه و تحلیل بدهید و بار دیگر این گفت وگوی دوطرفه را از سر بگیرید. از همان فاصله 25-20 سانتی متری، با نوک انگشتان آرام بشکن بزنید. انگشتان شما باید نزدیک صورت تان و در یک امتداد باشد، بعد اسمش را صدا بزنید و وقتی به انگشتان شما توجه کرد، او را تشویق کنید. همان طور که آرام بشکن می زنید، دست خود را به یک طرف حرکت بدهید و اسمش را صدا کنید. نوزاد سعی می کند چشم هایش را در امتداد حرکت دست شما، حرکت بدهد. به او آفرین بگویید.
یک تا دو ماهگی
نوزادتان کم کم واکنش های غیرارادی اش را از دست می دهد؛ عکس العمل محکم گرفتن چیزها که از بدو تولد به صورت غیرارادی انجام می داد تا دو ماهگی کاملا از بین می رود، انگشتان دست او که همیشه به صورت مشت کرده بود، بیشتر وقت ها باز است تا کم کم آمادگی پیدا کند هرچیزی را که می خواهد کف دستش نگه دارد. او حالا درباره انگشتان دستش آگاهی پیدا کرده است و به محیط اطراف علاقه بیشتری نشان می دهد. در دو ماهگی، بیشتر تاکید بر مهارت های مبتنی بر هوش و حواس است.
بازی با کتاب
کتاب ها از جمله اسباب بازی های جادویی محسوب می شوند. نخستین کتاب هایی که در یک ماهگی در اختیار کودک قرار می دهید باید نرم، پارچه ای و بدون نوشته اما مصور و رنگی باشند. کتاب های مصوری که برجسته و بافت دار هستند، بسیار مناسب اند. در این مرحله خواندن کتاب برای کودک لازم نیست. با هم بنشینید و به تصاویر کتاب نگاه کنید و درباره اش حرف بزنید. کودک را سریع و آهسته قلقلک بدهید و هنگام بازی با او حرف بزنید. به طور مثال وقتی آهسته می گویید موش! موش! موش! او را آرام قلقلک کنید و وقتی سریع می گویید، سریع قلقلکش بدهید. کودک می فهمد شما قصد دارید چه کار کنید و عکس العمل متفاوتی نشان خواهد داد.
دو تا سه ماهگی
در این ماه، تغییرات شگفت انگیزی را در کودک تان مشاهده خواهید کرد. سریع تر رشد می کند، صداهای معنی دار بیشتری از خودش درمی آورد، عاشق تماشای اشیای متحرک است و علاقه دارد که حضور فعال تری در زندگی خانوادگی داشته باشد. فرزندتان حالا روی بعضی از حرکاتش کنترل پیدا می کند و می تواند روی اشیایی که در فاصله دور قرار دارند، تمرکز کند.
آب بازی
از وقت حمام کردن، به عنوان زمانی برای بازی استفاده کنید. صدای شلپ شلپ آب و شناور بودن اشیایی جذاب بر روی آن، محیط حمام را به آزمایشگاهی برای کسب تجربه های جدید تبدیل می کند. چندتا اردک پلاستیکی شناور روی سطح آب قرار دهید، صدای کواک کواک درآورید، اردک ها را به داخل آب فشار دهید. تماشای آن ها وقتی دوباره به سطح آب برمی گردند برای فرزندتان جالب خواهد بود. کودکان همچنین از سه ماهگی به بعد، از دیدن حباب ها لذت می برند. با یک ظرف کوچک آب و صابون و یک حلقه پلاستیکی می توانید فرزندتان را سرگرم کنید و غیر از آن، انتظار کشیدن را هم از طریق این بازی به او یاد بدهید.
سه تا چهار ماهگی
حالا کودک تان، در طول روز بیشتر بیدار می ماند. بعدازظهرها کمتر دل درد به سراغش می آید و خیلی نق نق نمی کند. چهره ها و مکان های آشنا را تشخیص می دهد و سرعت رشد مغزش را می توانید در افزایش حس کنجکاوی او مشاهده کنید. هنوز نمی داند کارایی دست ها از پاها بیشتر است، برای همین بیشتر با پاهایش بازی می کند.
بازی با جغجغه
فرزندتان در این سن از شوخی هایی مانند نیشگون گرفتن نوک بینی اش لذت می برد و با صداها و اشیا ارتباط بیشتری برقرار می کند بنابراین اسباب بازی هایی مثل جغجغه که تولید صدا می کند و کودک می تواند با کمک هر دو دست آن ها را نگه دارد، برایش خیلی جذاب خواهد بود. شما خیلی ساده می توانید کودکتان را روی پا بنشانید، دستش را کف دستتان بگیرید و با انگشتانش بازی کنید، آن ها را بشمارید، باز و بسته شان کنید. بازی معروف «دالی موشه» را از همین سن می توانید شروع کنید. در این بازی دو نکته مهم وجود دارد؛ یکی این که کودک می فهمد وقتی چیزی را نمی بیند آن چیز باز هم وجود دارد و دیگر این که یاد می گیرد منتظر چیزی بماند تا اتفاق بیفتد؛ این موضوع به حافظه اش کمک می کند تا مفهوم آینده را درک کند.