عجیب‌ترین قوانین سلبریتی‌ها در تربیت فرزندشان

از نخریدن هدیه برای بچه‌ها تا ممنوعیت خوابیدن‌شان روی تشک و… محدودیت‌هایی هستند که بعضی پدرومادرهای مشهور جهان برای فرزندشان وضع کردند
 پدر و مادرها به‌طور قطع خیر و صلاح فرزندشان را می‌خواهند اما هر خانواده‌ای سبک و سیاق مخصوص به خود را برای بزرگ کردن فرزندانش دارد، مثل وضع کردن محدودیت‌های عجیب‌و‌غریب یا قوانینی خاص. بعضی سلبریتی‌های جهان هم در گفت‌و‌گوهایشان با رسانه‌ها از روش‌های خاص‌شان برای بچه‌داری گفته‌اند که در ادامه به چند مورد از عجیب‌ترین آن‌ها اشاره خواهد شد.
 
 اجازه داشتن برای خوردن شیرینی فقط در مهمانی‌ها!
«جولیا رابرتس»، بازیگر آمریکایی و یکی از پول‌سازترین هالیوودی‌ها با آن‌که به علاقه فراوان خود به شیرینی‌جات اذعان می کند اما به سه فرزند خود اجازه خوردن شیرینی‌جات نمی‌دهد. او در این‌باره گفته: «شیرینی، بستنی و کیک، برای مواقع خاص و جشن هستند.» بنابراین فرزندان او تنها در مواقع خاصی اجازه خوردن شیرینی‌جات را دارند. او همچنین گفته: «فکر می‌کنم این کار علاوه بر سلامتی، باعث می‌شود قدر وقت‌هایی که می‌توانند این خوراکی‌ها را داشته باشند، بدانند.»
 
 یک ماه سکوت بعد از تولد فرزند!
  
«نیکی رید» زمانی که باردار بود فاش کرد که او و همسرش «ایان سامرهالدر» در تدارک «یک ماه سکوت» بعد از به دنیا آمدن فرزندشان هستند. این بازیگر در این‌باره گفت: «یک ماه اول ِبچه را برای خودمان می‌گذاریم، فقط خودمان سه نفر خواهیم بود، بدون حضور هیچ فرد دیگری. این را زودتر به همه گفتیم تا هیچ توقعی از ما برای ارتباط در این بازه زمانی نباشد.»
 
 نخریدن هدیه برای کودک
  
«میلا کونیس» و «اشتون کوچر» گفته‌اند حتی برای کریسمس هم هیچ هدیه‌ای به فرزندان خود نمی‌دهند. این زوج علاوه بر این که هیچ هدیه‌ای به فرزندان‌شان نمی‌دهند، از پدر و مادر خود هم خواسته‌اند که نوه‌هایشان را هدیه باران نکنند و به آن‌ها گفته‌اند تنها سالی یک هدیه به فرزندان‌شان بدهند، در غیر این صورت، هر چه را اضافه باشد، به خیریه‌ها اهدا می‌کنند.
 
 محروم از شبکه‌های اجتماعی تا 16 سالگی
  
«پنه لوپه کروز» و همسرش، «خاویر باردم» یک پسر ۱۱ ساله و یک دختر ۹ ساله دارند. کروز معتقد است شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه نسل جوان‌تر را تحت تأثیر قرار می‌دهند. او همچنین گفته دلش به حال کسانی که در این دوره و زمانه نوجوان هستند، می‌سوزد. کروز گفته دو فرزندش تا زمانی که بزرگ‌تر نشده باشند، تلفن‌همراه نخواهند داشت و تا دست کم ۱۶ سالگی استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای‌شان ممنوع است.
 
 خوابیدن روی زمین به جای تشک
«کریستن بل» هنرپیشه انگلیسی که از همسرش «دکس شپارد» دو دختر دارد، یک بار فاش کرده بود که دختران‌شان باید روی زمین اتاق خواب بخوابند تا طعم آسایش را بهتر درک کنند. دختران او در زمان این ادعا، ۹ و ۷ ساله بودند. با این حال، مدتی بعد در همان سال «بل» گفت که دختران‌شان از خوابیدن روی زمین  فارغ التحصیل شده‌اند و حالا می توانند روی تشک بخوابند.
 

نقش والدین در موفقیت تحصیلی ورفتاری فرزندان

هر چند کودکان معمولاً نیازهای خود، به ویژه نیازهای مرتبط با مسائل درسی را کمتر به زبان می‌آورند، امّا مانند هر انسانی خواسته‌ها و نیازهایی دارند که دوست دارند والدین به آنها اهمیت بدهند. اغلب دانش‌آموزان در هر مقطع تحصیلی که باشند، دوست دارند والدین آنها از وضعیت تحصیلی‌شان آگاه شوند و با اولیاء مدرسه ارتباط مناسبی داشته باشند. این ارتباط به آنها اطمینانی خاص می‌بخشد.ارتباط منظم و دوستانه والدین با اولیاء مدرسه، اطمینان خاطری دلنشین به دانش‌آموز می‌‌دهد و باعث می‌شود تا او خانه و مدرسه را جدا از هم و در مواردی مقابل هم نبیند.ارتباط والدین با اولیاء مدرسه باعث شناسایی بهتر نقاط قوّت و ضعف دانش‌آموز شده و بر همین اساس یاری رساندن به او معنای بهتری پیدا می‌کند. حضور والدین در جلسات اولیا و مربیان کودک اطمینان می‌‌دهد که والدین به وضعیت تحصیلی او و در نهایت موفقیت تحصیلی او و یا از همه مهمتر خود او اهمیت می‌دهند و مانند دیگر کودکان برای والدینشان مهم هستند.

فرزندان انتظار دارند تا والدین با ارتقاء سطح معلومات و آگاهی‌هایشان، نیازها، مشکلات و انتظارات آنها را پاسخ دهند تا آنها نیز به راحتی بتوانند راه درست را بیابند. شش نکته کلیدی پروفسور جویس استین از دانشگاه جان‌ها‌پکینز به شش نکته به عنوان نکات مهم در برقراری ارتباط بین والدین و فرزندان و آموزش عملی نظم و انضباط در کار و درس اشاره کرده و می‌گوید: «عوامل بسیاری در برقراری ارتباط مناسب بین فرزندان و والدین، والدین و اولیاء مدرسه ،و به طور کلی هماهنگی و ارتباط بین افراد خانه و مدرسه دخیل هستند که دلیل اصلی برقراری این ارتباط مناسب بین افراد خانواده و خانواده و اولیاء مدرسه آموزش و پرورش صحیح کودکان و در نهایت موفقیت تحصیلی آنها است.

الف) تربیت فرزند: والدین و دیگر افراد مرتبط با کودکان چه در منزل و چه در مدرسه باید جهت‌گیری خود را به سمت آموزش و پرورش صحیح کودک متمرکز کنند. بنابراین:

*والدین باید با مطالعه ی کتاب، حضور در کلاس‌های آموزشی، مشورت با والدین موفق و… به بهترین شیوه آموزش و پرورش کودک مسلّط شوند. اگر چه والدین تحصیل‌کرده روی فراگیری مهارت «تربیت صحیح فرزند» تأکید دارند، اما لازم است تا والدین کم‌سواد و بی‌سواد نیز این مهارت را آموخته و به آن مسلّط شوند.

*برنامه‌ریزی خانواده باید در جهت تربیت صحیح فرزند، حفظ سلامت روحی و جسمی او و به ‌طور کلی حمایت صحیح و همه جانبه از کودک متمرکز شود.

*خانواده باید هم پای تغییر و تحوّلات ایجاد شده برای کودک حرکت کند. حضور در مقطع پیش‌دبستانی، دبستان، راهنمایی و حتی متوسطه و دانشگاه، تحوّلاتی است که فرزند باید با حمایت والدین این تحولات را پذیرفته و با آنها برخورد کند.

ب) گفت‌و گو و برقراری ارتباط: والدین موظّف هستند تا ارتباطی مناسب بین تک تک افراد خانواده و مدرسه برقرار کنند که این هماهنگی و ارتباط بی‌تردید اثرات مثبتی بر وضعیت رفتاری- تحصیلی فرزند خواهد داشت، بنابراین:

* همواره در جلسه‌های اولیا و مربیان حضور پیدا کنید.

* نیازهای فرزندتان را یادداشت کنید و هنگام حضور در جلسه‌ها با مدیر، آموزگار یا مشاور در میان بگذارید.

* براساس یک جدول زمانی مشخص به مدرسه فرزندتان مراجعه کنید و از وضعیت تحصیلی فرزندتان مطّلع شوید. این ملاقات‌ها باید جدا از دعوت مدرسه برای جلسه اولیاء و مربیان صورت بگیرد.

ج) تعهد و متعهد بودن: تعّهد والدین در قبال فرزندشان تعّهدی است که تنها محدود به صرف هزینه برای او نمی‌شود. این تعهّد باید با حضور موثر و مستمر والدین در عرصه‌های مختلف زندگی فرزند به ویژه زندگی اجتماعی و تحصیلی او مشاهده شود: * به هر نحو ممکن در فعالیّت‌ها و برنامه‌های مدرسه فرزندتان مشارکت کنید.

* در صورت موافقت اولیاء مدرسه در برنامه‌های فوق برنامه مشارکت کنید، حتی اگر در حد هم فکری و برنامه‌ریزی باشد.

* به تعهّد خود به عنوان والدین فرزندتان پایبند باشید و هیچ‌گاه به بهانه کار و گرفتاری از مسئولیت پدر و مادر بودن شانه خالی نکنید. رفتار متعهد‌انه شما درسی عملی برای فرزند شما است.

د) تکمیل آموزش‌ها در منزل: والدین باید بتوانند فرزندشان را در انجام تکالیف مدرسه کمک کنند؛ حتی اگر خود نیز نمی‌توانند از افراد دیگر کمک بگیرند. کسب اطلاعات کامل درباره مباحث درسی، سیاست‌گذاری‌های آموزگار و اولیاء مدرسه در آموزش و پرورش و … گامی موثر جهت تکمیل آموخته‌های مدرسه است.

* سیاست‌گذاری والدین باید در جهت آموزش و پرورش بیشتر و بهتر فرزند و موفقیت بیشتر و بهتر او جهت‌گیری شود.

هـ) تصمیم‌گیری والدین موفق همواره درباره وضعیت تحصیلی و دیگر مسائل مرتبط با فرزندشان به درستی اندیشیده و به درستی تصمیم‌گیری می‌کنند. این والدین به والدین پیشگام یا رهبر معروف هستند.

* اگر چه نباید تصمیم‌گیری والدین جنبه تحمیل و زور و اجبار به خود بگیرد، اما باید به ‌عنوان کلیدی برای حل مشکلات فرزند مطرح باشد. * تصمیم‌گیری‌ها باید در جهت بهتر شدن شرایط آموزشی و پرورشی فرزند جهت‌گیری شود.

* قاطعیّت در تصمیم‌گیری نکته مهمی است که باید والدین به آن توجه کنند.

و) همکاری و مشارکت: شناسایی نیازها و امکانات آموزشی مدرسه فرزندمان می‌تواند ما را برای مشارکت و حضور بیشتر یاری دهد.

* آگاهی از وضعیّت مدرسه فرزندمان چه از جهت نیازهای آموزشی و چه از جهت نیازهای دیگر چون بهداشت مدرسه، برنامه‌های فوق‌برنامه و… برای والدین ضروری است.

* اولیاء مدرسه باید از وضعیت اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی تک تک دانش آموزان آگاه باشند تا مشارکت شکل مناسب‌تری به خود بگیرد.

* مشارکت والدین در امور مرتبط با فرزندشان باید همواره به صورت پشتیبانی بجا و منطقی جلوه‌گر شود.

دردسرهای خجالتی بودن در آینده کودک

محققان در بررسی‌های خود دریافته‌اند کودکان خجالتی که دچار بازداری رفتاری هستند، هم در مواجهه با افراد و هم هنگام روبرو شدن با موقعیت‌های جدید دچار مشکل می‌شوند و هفت برابر بیش از کودکان دیگر به اضطراب دچار می‌شوند. این بچه‌ها تمایل به دور بودن از برخوردها و تعاملات اجتماعی دارند و در تعاملات اجتماعی دچار تنش و فشار می‌شوند. مشاهدات رفتاری کودکان چهار ساله و مقایسه آن با رفتارهای این کودکان در سن هفت سالگی نشان می‌دهد کودکانی که در سن چهار سالگی ترسو بوده‌اند در هفت سالگی نیز همین رفتار را داشته‌اند و به مرور زمان بهتر نشده اند. همچنین در یک مطالعه دیگر مشخص شد مردانی که در سن کودکی خجالتی بوده‌اند کمتر احتمال دارد ازدواج کرده و صاحب فرزند شوند و به طور کلی کمتر در مشاغل ثابت فعالیت داشته‌اند. البته درباره زنان برعکس است و زنان خجالتی بیش از زنان اجتماعی احتمال دارد ازدواج کرده و صاحب فرزند شوند. در کل اگر فرزند خجالتی دارید به امید این که با بزرگ شدن بهتر می‌شود نمانید و برای اجتماعی‌تر شدن او با یک روانشناس مشورت کنید

چگونه ارزش پول را به کودک‌ یاد بدهیم؟

یکی از آموزش‌هایی که اخیرا مورد توجه کارشناسان تربیتی قرار گرفته، آموزش ارزش پول و آینده‌نگری اقتصادی به بچه‌هاست. منظور از این آموزش در واقع آماده کردن بچه‌ها برای پس‌انداز پول نیست بلکه هدفی فراتر مدنظر است چراکه تفهیم «ارزش پول» به بچه‌ها کمک می‌کند از امکانات موجود بهترین استفاده را ببرند. حتی اگر خانواده‌ها هم امکانات زیادی داشته باشند، باید سعی کنند به نیازهای کودکان در حد معقول پاسخ دهند. بچه‌ها باید یاد بگیرند محدودیت‌های خاصی را که در زندگی پیش می‌آید، بپذیرند. این پذیرفتن کاستی‌ها و ضعف‌ها و تلاش برای رفع آنها، بچه‌ها را واقع‌بین می‌کند و آنها را به فردی خودساخته و کارآمد تبدیل خواهد کرد.

بچه‌ها از همان کودکی به ارزش پول و قدرتی که دارند، پی می‌برند و می‌فهمند داشتن پول بیشتر، قدرت بیشتری می‌آورد. حتی بچه‌های خردسال هر چه سکه‌های براق‌تری داشته باشند، خوشحال‌تر می‌شوند. وقتی بچه‌ها کمی بزرگ‌تر می‌شوند، از جمع کردن و شمردن مکرر «سکه‌ها» لذت می‌برند و در نهایت نوجوان می‌داند با داشتن پول بیشتر می‌تواند به بسیاری از خواسته‌های خود برسد، اما این موضوع که بچه‌ها «پول» را دوست دارند، دلیل بر شناخت ارزش واقعی آن نیست و تضمینی وجود ندارد که در بزرگسالی صرفه‌جو شوند. اگر می‌خواهید به بچه‌ها در این رابطه کمک کنید باید مفاهیم اولیه خرج کردن، پس‌انداز و برقراری تعادل بین‌ هزینه و درآمد را بیاموزید.

شیوه آموزش ارزش پول به بچه‌های ۵ تا ۷ سال

باید آنها را با ارزش سکه‌های رایج آشنا کنیم. مثلا تعدادی سکه به کودک بدهیم و معرفی کنیم نام هر سکه و ترتیب ارزش آن چیست. به این ترتیب کودک چند نکته ضروری را یاد می‌گیرد:

۱. دیدن هر چیز به معنای خواستن آن نیست، حتی اگر توان مالی خانواده برای تهیه آن وجود دارد.

۲. انتخاب کردن بین چند گزینه؛ مثلا از کودک بخواهید بین شکلات و بستنی یکی را انتخاب کند.

۳. درک مفهوم مالکیت، یعنی هر چیزی متعلق به صاحب آن است.

۴. تشخیص خواسته‌های ضروری و غیرضروری؛ یعنی نیازها با خواسته‌ها تفاوت دارد.

۵. تمرین خویشتنداری؛ یعنی اگر بتواند کمی از پول توجیبی‌اش را جمع کند می‌تواند به خواسته‌های مهم‌تر برسد.

شیوه آموزش ارزش پول به بچه‌های ۷ تا ۱۲ سال

کودکان دبستانی قادرند ارزش انواع سکه‌ها را با هم مقایسه کنند. به همین دلیل نسبت به قبل از مدرسه انگیزه بیشتری برای خرج کردن پول پیدا می‌کنند بنابراین درباره پول باید یاد بگیرند که انواع اسکناس‌های رایج چه ارزشی دارند، با تقلید و کمک والدین خریدهای کوچک خانگی را انجام دهند، داشتن حساب بانکی یا مکانی امن برای پس‌انداز پول ضروری است و توانایی پس‌انداز کوتاه‌مدت برای تهیه کالای مورد علاقه خود پیدا کنند.

شیوه آموزش ارزش پول به بچه‌های بالای ۱۲ سال

به بچه‌های ۱۲ سال به بالا هم باید روش درست خرج‌کردن پول را آموزش داد تا بتوانند دخل و خرج خود را متعادل کنند، در برآورد صورت‌ هزینه‌های خانواده مشارکت داشته باشند و بحث و گفت‌ و گو کنند و در افتراق و تمایز خواسته‌ها از نیازها کاملا متبحر شوند. با همه اینها نقش الگو بودن والدین در ارز‌شگذاری به پول، واقعا مهم است و باعث می‌شود بچه‌ها به شیوه عملی یاد بگیرند چگونه با «پول» رفتار کنند. اگر زمان گرفتن پول از فروشنده آن را مچاله می‌کنید یا برای برداشتن سکه‌تان از روی زمین خم می‌شوید، بدانید این رفتار را به بچه‌ها نیز می‌آموزید.

ضمنا والدینی که در این راه افراط و تفریط دارند باید مراقب باشند چرا که تاکید زیاد بر پس‌انداز می‌تواند باعث شود پول خرج کردن برای کودکان سخت شود و خصلت خساست در آنها شکل بگیرد به‌خصوص اگر زمینه اضطراب داشته باشند، تاکید بر جمع کردن پول برای روز مبادا، باعث افزایش اضطراب آنها می‌شود. بهترین روش برای آموزش پول به کودکان، پرداخت مقرری هفتگی است. به بچه‌های کوچک‌تر می‌توان مقرری روزانه داد و برای نوجوانان که قادرند بهتر دخل و خرجشان را مدیریت کنند، پول توجیبی ماهانه در نظر گرفت

چگونه از فرزندمان در برابر اخبار بد محافظت کنیم؟

مدت‌هاست که اخبار درگیری، جنگ، بیماری و گرانی سرخط رسانه‌هاست و احساساتی مانند غم، ترس، خشم و اضطراب را در افراد شدت داده است. در این میان، کودکان بیش از آنچه به نظر می‌رسد تحت فشار هستند. با به کارگیری این راهکارها به آرامش فرزندانتان کمک کنید.
وقتی درگیری یا جنگ به سرفصل خبرها تبدیل می‌شود، البته اغلب به این شکل است، احساساتی مانند ترس، غم، خشم و اضطراب در افراد ایجاد می‌شود. کودکان هم که همیشه به والدین خود نگاه می‌کنند تا احساس امنیت خود را حفظ کنند، متوجه این احساسات می‌شوند. اگر نگران سلامت روحی و احساس امنیت و آرامش در فرزند خود هستید، در اینجا نکاتی را در مورد حمایت از کودکان و حفظ آرامش آنها مطرح می‌کنیم:

۱- سعی کنید متوجه شوید که آنها چه می‌دانند و چه احساسی دارند
زمان و مکانی را انتخاب کنید که بتوانید راجع به این موضوعات صحبت کنید؛ به کودکتان احساس راحتی در صحبت کردن و آزادی بیان بدهید؛ مثلا در طول خوردن غذا. سعی کنید قبل از خواب در مورد چنین موضوعاتی صحبت نکنید.
یک نقطه شروع خوب این است که از فرزندتان بپرسید که چه می‌داند و چه احساسی دارد. احتمال دارد کودک شما اطلاعاتی داشته باشد اما علاقه‌ای به صحبت در مورد آن نداشته باشند؛ برخی دیگر ممکن است در سکوت نگران باشند. در مورد بچه‌های کوچکتر، نقاشی کشیدن، داستان خواندن و کارهایی از این قبیل برای باز کردن سر صحبت بهتر است.
بچه‌ها می‌توانند اخبار را از طرق مختلف دریافت کنند، بنابراین مهم است که آنچه را می‌بینند و می‌شنوند بررسی کنید. این فرصتی است برای اطمینان دادن به آنها و تصحیح هرگونه اطلاعات نادرستی که ممکن است به صورت آنلاین، در تلویزیون، در مدرسه یا در گپ و گفت‌های دوستانه شنیده باشند.
یک جریان مداوم از تصاویر و تیترهای ناراحت کننده می‌تواند باعث شود احساس کنیم که این بحران در اطراف ما رخ داده و خیلی نزدیک است. کودکان کوچکتر ممکن است بین تصاویر روی صفحه و واقعیت شخصی خود تمایز قائل نشوند و ممکن است باور داشته باشند که در معرض خطر فوری قرار دارند، حتی اگر کیلومترها از درگیری دور باشند. بچه‌های بزرگ‌تر ممکن است چیزهای نگران‌کننده‌ای را در رسانه‌های اجتماعی دیده باشند و از چگونگی تشدید رویدادها بترسند.
بچه‌ها نشانه‌های عاطفی خود را از بزرگسالان می‌گیرند، بنابراین سعی کنید هیچ ترسی را بیش از حد با کودک خود در میان نگذارید.
مهم این است که نگرانی‌های آنها را کوچک نشان ندهید و نادیده نگیرید. اگر سؤالی پرسیدند که ممکن است به نظر شما زیاده‌روی باشد، مانند «آیا همه ما قرار است بمیریم؟»، به آنها اطمینان دهید که این اتفاق نمی‌افتد، سپس سعی کنید آنچه را شنیده‌اند و دلیل نگرانی آنها در مورد آن اتفاق را بپرسید.
حتما احساسات آنها را تصدیق کنید و به آنها اطمینان دهید که هر آنچه احساس می‌کنند طبیعی است. با توجه کامل به حرف‌هایشان گوش کنید و به آنها یادآوری کنید که هر زمان که بخواهند می‌توانند با شما یا بزرگسال مورد اعتماد دیگری صحبت کنند.

۲. اطلاعات بچه‌ها را آرام و متناسب با سن نگه دارید
کودکان حق دارند بدانند در دنیا چه می‌گذرد، اما بزرگسالان نیز مسئولیت دارند که آنها را از ناراحتی در امان نگه دارند. شما بهتر از هر کسی فرزندانتان را می‌شناسید. از زبان مناسب آنها استفاده کنید، واکنش‌های آنها را تماشا کنید و به سطح اضطراب آنها حساس باشید.حتی اگر خودتان نسبت به حوادثی که در حال رخ دادن است احساس غم یا نگرانی داشته باشید، طبیعی است. اما به خاطر داشته باشید که بچه‌ها نشانه‌های عاطفی خود را از بزرگسالان می‌گیرند، بنابراین سعی کنید هیچ ترسی را بیش از حد با کودک خود در میان نگذارید. آرام صحبت کنید و مراقب زبان بدن خود، مانند حالات چهره، باشید.
به یاد داشته باشید که اشکالی ندارد اگر برای هر سؤالی پاسخ نداشته باشید. می‌توانید بگویید که باید پاسخ آن را جستجو کنید. در مورد فرزندان بزرگتر می‌توانید با هم سرچ کنید و در همین حال هم استفاده از سایت‌ها و اطلاعات معتبر را به آنها یاد دهید. توضیح دهید که برخی از اطلاعات آنلاین دقیق نیستند و یافتن منابع قابل اعتماد مهم است.

۳. حس همدردی را پرورش دهید
درگیری اغلب می‌تواند تعصب و تبعیض را به همراه داشته باشد، چه علیه یک قوم باشید چه یک کشور. وقتی با فرزندان خود صحبت می‌کنید، از برچسب‌هایی مانند «افراد بد» دوری کنید و در عوض از آن به عنوان فرصتی برای تقویت حس همدردی و ترحم استفاده کنید، مثلا در مورد خانواده‌هایی که مجبور به ترک خانه‌های خود هستند با مهربانی گفت‌وگو کنید.
حتی اگر درگیری در یک کشور دور اتفاق می افتد، می تواند معضلاتی به همراه بیاورد. بررسی کنید که فرزندانتان قلدری را تجربه نکرده و یا در آن مشارکت نداشته باشند. اگر در مدرسه به آنها توهین شده یا مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند، آنها را تشویق کنید تا به شما یا بزرگسالی که به آنها اعتماد دارند، بگویند.
به فرزندان خود یادآوری کنید که همه سزاوار امنیت در مدرسه و جامعه هستند. قلدری و تبعیض همیشه اشتباه است و هر کدام باید سهم خود را در گسترش مهربانی و حمایت از یکدیگر انجام دهیم.

۴. روی کمک کردن تمرکز کنید
برای کودکان مهم است که بدانند مردم با اعمال شجاعانه و مهربانی به یکدیگر کمک می‌کنند. داستان‌های مثبت را پیدا کنید، مانند گروه‌های داوطلب کمک و فعالیت‌های خیریه؛ احساس انجام کاری برای کمک، هر چقدر هم که کوچک باشد، اغلب می‌تواند آرامش زیادی به ارمغان بیاورد. ببینید آیا فرزندتان مایل است در انجام اقدامات داوطلبانه شرکت کند یا خیر. شاید آنها بتوانند نقاشی بکشند یا شعری برای صلح بنویسند، یا شاید شما بتوانید در جمع‌آوری کمک مالی مشارکت کنید.

۵. به گفت‌وگویتان دقت کنید
مطمئن شوید که گفت‌وگوی شما و فرزندتان در حالت ناراحتی پایان نگیرد و او را با پریشانی رها نمی‌کنید. سعی کنید سطح اضطراب آنها را با تماشای زبان بدن آنها ارزیابی کنید. دقت کنید که آیا آنها از لحن معمول خود استفاده می‌کنند و تنفس آرامی دارند؟ به آنها یادآوری کنید که برایتان مهمند و هر زمان که احساس نگرانی می‌کنند حاضرید گوش دهید و حمایت کنید.

۶. از توجه کردن به کودک غافل نشوید
همانطور که اخبار درگیری ادامه دارد، باید به بررسی وضعیت فرزندتان ادامه دهید تا ببینید وضعیت او چگونه است. چه احساسی دارد؟ آیا آنها سؤال یا چیز جدیدی دارند که مایلند در مورد آنها با شما صحبت کنند؟ اگر کودک شما نگران یا مضطرب به نظر می‌رسد، چه اتفاقی در حال رخ دادن است، مراقب هرگونه تغییر در نحوه رفتار یا احساس او باشید، مانند معده درد، سردرد، کابوس یا مشکلات خواب.
کودکان واکنش‌های متفاوتی به رویدادهای نامطلوب دارند و برخی از نشانه‌های ناراحتی ممکن است چندان آشکار نباشند. کودکان کوچکتر ممکن است بیشتر از حد معمول به شما بچسبند؛ نوجوانان ممکن است غم و اندوه یا عصبانیت شدید بروز دهند. بسیاری از این واکنش‌ها فقط برای مدت کوتاهی دوام می‌آورند و واکنش‌های طبیعی به رویدادهای استرس‌زا هستند. اگر این واکنش ها برای مدت طولانی ادامه داشته باشد، ممکن است کودک شما به حمایت متخصص نیاز داشته باشد.
► شما می‌توانید باهم تنفس شکمی انجام دهید و به کاهش استرس کمک کنید:
۵ نفس عمیق بکشید یه این شکل که برای ۵ ثانیه نفس را از طریق بینی به داخل بکشید و ۵ ثانیه از دهان خارج کنید. در طول این تنفس شکم شما بزرگ و کوچک می‌شود.

۷. سیل اخبار را محدود کنید
مراقب باشید که فرزندانتان چقدر در معرض اخبار قرار دارند، کودکان کوچکتر را از دیدن صحنه‌های ناراحت کننده و خشن دور کنید. با بچه‌های بزرگتر، در مورد اینکه چقدر زمان صرف اخبار می‌کنند و به چه منابع خبری اعتماد دارند صحبت کنید. تا حد امکان سعی کنید حواس‌پرتی‌های مثبتی مانند بازی کردن یا پیاده‌روی با هم ایجاد کنید. قبل از خواب برای بچه‌های کوچکتر قصه‌های آرام و شاد بخوانید.

۸. مراقب خودت باش
اگر شما در مدیریت استرس و اضطراب خود موفق باشید، می‌توانید بهتر به فرزندانتان کمک کنید. کودکان واکنش شما به اخبار را متوجه خواهند شد، بنابراین به آنها کمک می‌کند تا بدانند شما آرام هستید و اوضاع را تحت کنترل دارید.
اگر احساس اضطراب یا ناراحتی می‌کنید، برای خود وقت بگذارید و با سایر اعضای خانواده، دوستان و افراد مورد اعتماد تماس بگیرید. سعی کنید به جای اینکه دائما آنلاین باشید، زمان‌های مشخصی را در طول روز برای دنبال کردن اخبار مشخص کنید و تا جایی که می‌توانید، برای انجام کارهایی که به شما کمک می‌کند آرامش داشته باشید، وقت بگذارید.

آپارتمان‌های نقلی وبازی‌های هیجان انگیز کودکان

بازی‌های هیجانی، باعث تخلیه هیجان و بروز نشاط و احساسات می شود که صدالبته در کودکان زیر هفت سال بسیار مهمتر است، چراکه هفت سال اول زندگی، سنی است که بروز احساسات و هیجانات خیلی اهمیت دارد و کودک را وادار به حرکت می کند.این بازی باعث تحرک بالا، هماهنگی چشم، دست و پا، دقت و تمرکز در کودکان می‌شود وهمچنین فضای خانه‌تان را پر از خنده و هیجان می‌کند.

چرا بچه‌ها موقع دیدن مهمان اذیت می‌کنند؟ 

گاهی وقت‌ها خانواده‌ها با چالش اینکه فرزندشون در ارتباط با مهمون‌ها برخورد خوبی نداره، روبرو می‌شن. 
دلیل این موضوع می‌تونه شیطنت بچه‌ها یا حتی گرفتن باج باشه که با چند راه‌حل ساده قابل حله.

کودک را به مراسم تشییع جنازه ببریم؟

بسیاری از والدین با این طرز فکر که فرزندشان کوچک است و متوجه چیزی نمی‌شود، او را همراه خود به مراسم خاک‌سپاری می‌برند؛ درحالی‌که کودکان ازجمله گروه‌های آسیب‌پذیری هستند که حتی با شنیدن خبر مرگ نزدیکان نیز ممکن است دچار استرس و اضطراب شوند. بنابراین توجه به برخی عوامل از جمله سن کودک از مسائل مهمی است که والدین قبل از حضور کودک در مراسم خاکسپاری باید به آن توجه کنند.

دکتر محمدپارسا عزیزی، متخصص روان‌درمانی کودک و عضو هیئت‌علمی دانشگاه در گفت‌وگو با بیا نی نی، در رابطه با سن کودکان برای شرکت در مراسم خاک‌سپاری می‌گوید: «کودک یک کلمه کلی است و ما برای اظهارنظر در این رابطه، باید کودکان را ازلحاظ سنی حداقل به سه دسته کلی زیر سال 3، 3 الی 5 سال و 5 الی 7 سال تقسیم کنیم.»

عزیزی ادامه می‌دهد: «در فاصله سنی زیر 3 سال چون دوره حسی- حرکتی است، ذهن و فکر کودکان بیشتر معطوف حس‌های پنج‌گانه است؛ پس درنتیجه توضیح هر مسئله‌ای برای کودکان باید از طریق حسی باشد. کودکان تا ۳ سالگی نمی توانند درکی از فقدان و مرگ داشته باشند؛ بنابراین، توضیح مرگ به کودکان زیر 3 سال باید خیلی کوتاه، ساده و عینی باشد. با این توضیحات، یقیناً بردن این کودکان به مراسم خاک‌سپاری کار بی‌فایده و در کنار آن خیلی آسیب‌رسان است و بهتر است از بردن کودکان به این مراسم‌ها اجتناب کرد.»

به گفته عزیزی، در فاصله سنی ۳ تا ۵ سال هم تقریباً شرایط به همین شکل است ولی میزان شدت آسیبی که به کودک در این سن از حضور در مراسم تشییع‌جنازه وارد می‌شود، بیشتر است زیرا کودک در این سن از دوره حسی-حرکتی وارد مرحله‌ای می‌شود که به‌شدت درگیر خیال است و این خیالات عمدتاً منفی است.

این روانشناس کودک در رابطه با حضور کودکان در مراسم خاک‌سپاری در سن 5 تا 7 سال می‌گوید: «اگرچه در سن 5 تا 7 سال به بعد، شدت خیالات کودکان کم‌تر می‌شود اما بازهم کودکان درگیر خیالات هستند و با توجه به منفی بودن خیالات، آنها احساس بدی نسبت به خود و نسبت به دنیا و آدم‌ها دارند. به‌عبارتی‌دیگر، در این سن چون کودک خودمحور است، هر اتفاقی که در دنیا رخ می‌دهد را به خودش نسبت می‌دهد. ازاین‌رو، حضور کودک در مراسم تشییع‌جنازه ممکن است باعث شود که او خودش را علت مرگ آن عزیز بداند و از طرف دیگر، خیالات منفی می‌تواند مسائلی را برای کودک ایجاد کند که در این مرحله از رشد روانی تثبیت شود.»

کودک را به مراسم تشییع جنازه ببریم؟

عزیزی تأکید می‌کند: «تا ۷ سالگی هرچقدر کمتر کودکان را در مراسم‌های تشییع‌جنازه شرکت دهیم، بهتر است زیرا تصورات کودکان به مسائل، عینی است و مسئله نیازهای آن‌ها بیشتر مطرح است.»

جملاتی که تخیل کودکان درباره مرگ را بیشتر می‌کند

برخی والدین با فوت نزدیکان مثل پدر، مادر، پدربزرگ یا مادربزرگ حرفی از مرگ و فوت نمی‌زنند و به کودک توضیح می‌دهند که فلانی رفته پیش خدا، به خواب ابدی رفته، در آرامش خوابیده و با این قبیل توضیحات موجبات تسلی کودک را فراهم می‌کنند؛ عزیزی دراین‌باره می‌گوید: «این توضیحات برای کودکان زیر 7 سال می‌تواند تخیلات کودک را خیلی بیشتر کنند. این جملات مفاهیمی است که کودکان نمی‌توانند درکی از آن‌ها داشته باشند، بنابراین باید از کلمات عینی برای کودکان استفاده کرد مثل این درخت یا این گل طول عمری دارد که در ابتدا شاداب و سرحال است و بعد از مدتی شادابی و سرحالی‌اش از بین می‌رود و ممکن است پژمرده شود، در مورد انسان‌ها هم همین اتفاق می‌افتد؛ بنابراین، با حداقل توضیحات خیلی ساده و کوتاه می‌توانید به شکل عینی مسئله مرگ و فقدان را برای کودکان توضیح دهید.»

این استاد دانشگاه درباره توضیح مفاهیم بهشت و جهنم به کودکان می‌گوید: «کودکان به دلیل آنکه به مرحله انتزاعی نرسیدند و همچنان درگیر تخیل هستند، نمی‌توانند تصوری از بهشت و جهنم داشته باشند. این در حالی است که ما گاهی بابیان مسائل معنوی به کودکان می‌گوییم که فلانی چون آدم خوبی بود رفت پیش خدا و الآن در بهشت است اما با این جملات یک انتزاعی در کودک ایجاد می‌کنیم که هرلحظه ممکن است آن فرد برگردد و با این کار به خیالاتی شدن کودکان دامن می‌زنیم.»

عزیزی می‌گوید بیان مسائل معنوی و اعتقادی می‌تواند به کودکان آسیب بزند و گاهی اوقات کودکان با این خیالات تا پایان عمر زندگی می‌کنند: «در این مورد مراجعی داشتم که به کودک گفته‌شده بود چون پدرت آدم خوبی بوده، فوت‌شده است. این جمله باعث شده بود این کودک با خیالات بچگی خودش تصور کند بقیه آدم‌ها که نمرده‌اند، بد هستند؛ به همین خاطر چون خودش را آدم خوبی می‌دانست خودکشی کرد و این اتفاق نتیجه نوع کلمات و جملاتی بود که برای کودک به‌کاربرده شده بود.»

والدین مراقب احساساتشان باشند

عزیزی به والدین توصیه می‌کند احساسات خودشان را در کنار کودک کنترل کنند: «پدر و مادری که در رابطه با مرگ عزیزان واکنش‌های بسیار بیش‌ازحد نشان بدهند، طبیعی است که کودکان آن‌ها هم واکنش‌های بیش‌ازحد نشان دهند، پس والدین حداقل نباید در حضور کودکان واکنش‌های اغراق‌آمیز و رفتارهای دیوانه‌وار داشته باشند»

او با اشاره به  نیازهای کودک می‌گوید: «کودک، پدر و مادر را به‌عنوان کسی می‌بیند که نیازهایش را برآورده می‌کند؛ بنابراین، اگر نیازهای کودک با مرگ پدر یا مادرش به‌درستی برآورده شود و نقش پدر یا مادر در شکل دیگری ایفا شود، او خیلی راحت‌تر می‌تواند مرگ پدر یا مادرش را درک کند و با آن کنار بیایید.»

به کودکتان دروغ نگویید

عزیزی در رابطه با توضیح مرگ به کودکان می‌گوید: «وقتی کودکان سؤالاتی از ما می‌پرسند خیلی کوتاه و راحت جواب آن‌ها را بدهیم مثل پدر/مادر دیگر نیست، قرار نیست پیش ما برگردد و ما قرار است دیگر بدون پدر/مادر زندگی کنیم؛ در مقابل، یک اطمینانی به او بدهیم مثل‌اینکه من کنارت هستم و کارهای تو را انجام می‌دهم و نیازهایت را برآورده می‌کنم. بنابراین، جواب‌ها کوتاه باشد و با دروغ، کاری نکنیم که کودک در خیالات خودش در حالت انتظار باقی بماند. اگر این مسئله را همان موقع برای او تمام کنیم و تمام‌شده بدانیم، ادامه تخیلات کودک به او آسیب نخواهد رساند.»

این روانشناس کودک می‌گوید برای درک بهتر شرایط توسط کودک، اعضای خانواده باید دورهم جمع شوند و علت مرگ را خیلی ساده در حضور کودک بیان کنند: «انجام این کار دو مزیت دارد؛ اول این‌که، واقعیت مشخص می‌شود و دوم این‌که، کودک زمانی که می‌بیند دیگران هم ناراحت و در حال گریه هستند، پذیرش و درک شرایط برایش خیلی راحت‌تر می‌شود.»

برای کودک آمادگی ایجاد کنید

به گفته عزیزی، زمانی که کودک اصرار زیادی به شرکت در مراسم خاک‌سپاری دارد یا امکان گذاشتن کودک پیش کسی وجود ندارد، باید قبل از حضور در مراسم، ازنظر فکر آمادگی لازم به کودک داده شود؛ مثلاً در مورد این‌که آدم‌ها وقتی فوت می‌کنند آن‌ها را خاک می‌کنند و سنگ‌قبر برایشان درست می‌کنند، توضیحاتی دهید. با وجود آمادگی که برای کودک ایجاد کردید، دقت کنید که شرکت دادن کودکان در غسال‌خانه و دیدن شستن جنازه یکی از نمونه‌های تجاوز به حقوق کودکان است.

کودکان را چطور از اخبار ناگوار دور نگه داریم؟

با ضرباتی آرام به پایم متوجه می شوم که دختر کوچکم چیزی از من می خواهد. سرم را از کتاب بر می دارم و به او نگاه می کنم، در حالیکه ناراحتی را در عمق چشمانش می خوانم. من هم نگران می شوم و از او علت را می پرسم. سرش را بالا می آورد. به تلویزیون و اخباری که مدام در حال خواندن از سوی مجری و زیرنویس شدن در پایین صفحه است، زل زده و می گوید: «بابا ما همین روزها می میریم؟» ابروهایم اول بالا می رود و بعد در هم گره می خورد. به او می گویم: «این چه حرفی است که می زنی، چرا اینطور فکر می کنی؟» او هم پاسخ می دهد: «اخه تو اخبار تلویزیون می گفت که یک عالمه آدم تو تصادف مُردن، یه جا هم گفت که سیل اومده خیلی ها رو برده، خب اونارو کجا برده، حتما مُردن. اگه بارون بیاد ما هم می میریم تازه یه جا هم تو یه کشوری تیراندازی شده بود و بچه ها کشته شده بودن، تو مدرسه داشتن دربارش حرف می زدن»

دستش را می گیرم و او سکوت می کند، بعد با آرامش او را در آغوش می گیرم، در حالیکه تلویزیون را خاموش می کنم و می گویم که اینها اخبار بد و منفی هستند که نباید به آنها توجه کند، قرار نیست اگر یک جای دنیا اتفاقی افتاده، همه بمیرند! بعد برای اطمینان بیشترش به او می گویم: «تا زمانی که مرا داری، هیچ اتفاقی برایت نخواهد افتاد و من از تو و بقیه خانواده مراقبت می کنم» دوباره دستم را محکم فشار می دهد و از من قول می گیرد که مراقبش باشم، بعد عروسکش را در دست می گیرد و به اتاقش می رود تا دوباره بازی کند.

به راستی چطور اجازه دادیم تا این اخبار منفی ذهن کودکان کوچکمان را آنقدر درگیر کند که به مرگ فکر کنند و از شادی و بازی خود دست بکشند؟ چرا اینقدر پای اخبار را در خانه هایمان باز کردیم و موقع غذا یا هر کار دیگری درباره خبرهای منفی صحبت کردیم؟ اینها همه سوالاتی است که پس از نگرانی های دخترم به ذهنم می رسد. چرا اینطور شد و حال باید چه کار کنیم؟

در این روزهایی که سیل بلایا و اخبار منفی از سراسر دنیا به خانه هایمان روانه می شود، والدین علاوه بر فشار روانی ناشی از اتفاقات جامعه خودمان و دیگر جوامع وظیفه سنگین دیگری هم بر عهده دارند و آن هم محافظت از روان فرزندانشان در برابر اخبار ناگوار است. در هر حال والدین این نکته را باید باور داشته باشند که حق دارند بر اساس شرایط مثل از دست دادن یک عزیز، یک اتفاق تلخ اجتماعی، واقعه ای طبیعی مثل سیل یا زلزله و از دست دادن جمعی از هموطنان غمگین و سوگوار شوند اما سوگواری و اضطراب حق دنیای کودکانه نیست.

«سارا رحیم نژاد، روانشناس کودک» در این باره می گوید: «شاید بچه ها اخبار را نبینند، شاید اخبار را نشنوند اما آن را از بزرگترهایشان می شنوند و مضطرب شده و به همین علت هم سرشان پر از سوال های فشارآور می شود. مثل این سوال ها: 

نکنه مامان که بیرون میره ، دیگه برنگرده؟

نکنه جنگ بشه؟

نکنه بابا که میره سفر هواپیماش سقوط کنه؟  

بنابراین درست است که اخبار منفی در سراسر دنیا مثل سیل، زلزله، کشته شدن افراد مختلف دردناک و غم انگیز باشد اما کودکان مستحق تجربه چنین اضطرابی نیستند»

حال خانواده ها شاید سوال داشته باشند که با همه این مسائل که دور و بر ما اتفاق می افتد، چطور می توان هوشمندی کرد و بچه ها را از خطرات و گزندهای روانی مصون نگه داشت؟

1-در حضور کودکان از اخبار صحبت نکنید

رحیم نژاد در این باره می گوید: «اخبار چه در تلویزیون،  چه در روزنامه و چه فضای مجازی «نباید» در حوزه شنیداری یا دیداری کودکان زیر 12 سال باشد.» برخی خانواده ها تصور می کنند که چون بچه کوچک است و چیزی نمی گوید، چیزی هم متوجه نمی شود ولی تلویزیونی که مدام روی شبکه خبر است و از دوران کرونا اخبار شیوع ویروس و تعداد کشته ها را پخش کرده قطعا بچه ها را نسبت به مرگ اسیب پذیر و مضطرب کرده و یا بخش خبر ویژه ای که به یک اتفاق خاص مربوط به قتل اختصاص پیدا می کند، بچه ها را در این زمینه حساس می کند. بنابراین بهترین حالت این است که پدر و مادرها در غیاب یا زمان خواب بچه ها اخبار را دنبال کنند یا اینکه به تنهایی در فضای مجازی که در دسترس بچه ها قرار ندارد، برخی مسائل را دنبال کنند.

2-لازم نیست در حضور کودکان تظاهر کنید

البته در ارتباط با مسائل مختلف اجتماعی و اتفاقات هر یک از ما طبیعی است که ناراحت و غمگین باشیم و اینکه جلوی بچه ها درباره اش صحبت نکنیم، به معنای تظاهر نیست . به طور مثال خانمی تعریف می کرد که در زمان فاجعه منا در خانه شان جنگ جهانی رخ داده بوده و به خاطر چند تن از اقوام که در مکه بودند و آن زمان به اعمال حج می پرداختند، مدام از طریق اخبار و تلفن پیگیر حال آنها بودند به طوریکه بچه های کوچکشان در آن دوره شب ادراری  و ناخن جویدن پیدا کردند و مدتها طول کشیده تا آنها بتوانند این عادت را از بچه ها دور کنند.

رحیم نژاد می گوید: «ممکن است ما از یک اتفاق ناراحت و غمگین شویم و یا حتی گریه کنیم، بچه ها  ممکن است علت ناراحتی ما را از ما بپرسند و ما در پاسخ نباید دروغ بگوییم اما نباید تمامی حقیقت موجود در اخبار را هم برایشان بیان کنیم.»

*پس چه چیز باید به بچه ها منتقل کرد؟

رحیم نژاد ادامه می دهد: «پاسخ به این سوال بستگی به سن کودک دارد. مثلا برای کودک زیر 5 سال جواب را کوتاه باید انتخاب کنید. مثلا به او بگویید: یادت میاد که موقعی که ناراحتی، گریت می گیره؟ و من بهت میگم اشکال نداره اگر خواستی گریه کنی؟ مامان باباها هم گاهی با شنیدن مسائل ناراحت کننده گریه شون می گیره و اجازه دارند که گریه  کنند . ما همدیگر رو دوست داریم. تو رو هم خیلی دوست داریم و گریه کردن هم خیلی طبیعی است.

برای بچه های سنین بالاتر هم می توان توضیح بیشتری درباره مسائل ارائه کرد ، منتها با حذف جزئیات دردناکی که باعث اضطرابشان می شود.»

3-روتین زندگی کودک را تغییر ندهید

رحیم نژاد تأکید می کند: «تغییر روتین طبیعی زندگی کودک بابت موضوعی که علتش برای کودک واضح نیست، می تواند بسیار اضطراب زا باشد. روتین زندگی فرزندتان را بنا بر اخبار یا حال روحی ناشی از اخبار، تغییر ندهید.» مثلا درست است که در دوران کرونا همه ما دچار تغییراتی در سبک زندگی مان شده بودیم اما این اضطرابش به مراتب برای بچه ها بیشتر بود و همه ما این امر را تجربه کردیم که بچه ها دچار وسواس ها و اضطراب های بیماری و ترس از مرگ شده بودند. بهتر است که در سایر موارد هم چنین چیزی تا حد امکان برای بچه ها اتفاق نیافتد. مثلا یک فردی در فامیل فوت کرده شما از صبح علی الطلوع بچه ها را با خود به بهشت زهرا برده یا در خانه این و آن رها کردید و آنها وضعیت زندگی شان نابسامان شده است. بهتر است در اینطور مواقع بچه ها را به یک فرد امین بسپارید و ساعتی به تنهایی در مراسم های سوگواری یا تشییع شرکت کنید.

4-با همسرتان بیشتر صحبت کنید

رحیم نژاد معتقد است: «خشم و غم ناشی از هر مسئله اجتماعی و یا خانوادگی و از دست دادن عزیز ما را مدت ها کلافه و بی حوصله می کند. بنابراین چنین چیزی طبیعی است اما اگر با هم حرف بزنیم، قبل از اینکه بی حوصلگی و تنش باعث مشاجره و سوء تفاهم های دیگر بشود، می توانیم جلوی خیلی اتفاقات منفی را بگیریم. خیلی از مسائل می تواند روان ما را آزرده کند و اگر با همسرمان دراین باره صحبت نکنیم تا بار روانی مان تخلیه شود، این ناراحتی ها در خانه پخش می شود و به فرزندان هم منتقل می شود. پس قبل از اینکه تنش داخل خانه به فرزندانتان منتقل شود با هم حرف بزنید.»

در نهایت اینکه دنیای امروز ما بیش از هر چیز به آرامش و امنیت برای کودکان نیاز دارد. کودکانی که فکر و ذکرشان جنگ و بیماری و مرگ باشد نمی توانند ایرانی امن و با آرامش و پیشرفت در آینده برایمان رقم بزنند. امیدوار هستیم که خانواده ها در این مراقبت بیشتری از سلامت روان کودکانشان داشته باشند.