زنگ خطر مواد در مدارس

عضو کمیسیون بهداشت مجلس گفته که الان حتی در مقاطع ابتدایی مدارس استفاده از موادروان‌گردان مثل گل و شیشه فزونی پیدا کرده است؛ والدین چه کنند؟
دانش‌آموزان ابتدایی، شما چرا؟!  این سوالی است که برخی  والدین باید به آن پاسخ دهند که چطور در سایه غفلت آن‌ها، گل و شیشه به جیب دانش‌آموزان‌شان راه یافته است. به‌تازگی عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با اشاره به کاهش سن مصرف موادمخدر در کشور، اظهار کرده: «در گذشته سن اعتیاد 50 تا 60 سال بود، بعد از آن به 30 سال رسید. الان حتی در مقاطع ابتدایی استفاده از مواد روان گردان مثل گل و شیشه فزونی پیدا کرده که جای نگرانی دارد»(منبع خبر: شفقنا). این خبر حاکی از یک تهدید جدید است که اگر دانش‌آموزان و خانواده‌ها با این مواد، علایم مصرف‌شان و راه‌های ترک آن‌ها آشنا نباشند، خطرهای جدی‌تری آن‌ها را تهدید خواهد کرد.

در جست‌و‌جوی سرخوشی و ناآگاهی
جوانان و نوجوانان چون دنبال سرخوشی هستند، فکر می‌کنند با مصرف گل یا مواد مخدر دیگر به این حالت دست می‌یابند در حالی که این حس فقط به روزهای اول استفاده از این مواد برمی‌گردد و بعد از آن، دیگر هیچ خبری از سرخوشی نیست. البته نباید از این مسئله چشم‌پوشی کرد که خیلی از دانش‌آموزان به‌خصوص در مقطع ابتدایی واقعا نمی‌دانند که این مواد، مخدر هستند و نباید از آن‌ها استفاده کرد. بنابراین یکی از دلایل رشد بی‌رویه مصرف این مواد، ناآگاهی است. یکی دیگر از علل گرایش نوجوانان به سوء مصرف گل و شیشه، نداشتن مهارت و آموزش درباره فرایند «حل مسئله» و «مهارت نه گفتن» است و از آن جا که در این دوران گروه همسالان برای نوجوانان اهمیت زیادی دارد، لازم است والدین این مهارت‌ها را به فرزندان خود بیاموزند.

 گل، توهم‌زا و شیشه، محرک مرگبار
مواد صنعتی به دسته بزرگی از مواد اطلاق می‌شود که منشأ طبیعی ندارند و طی فرایندهای پیچیده شیمیایی در آزمایشگاه های  صنعتی ساخته می‌شوند. به طور کلی این مواد را می‌توان در سه گروه طبقه‌بندی کرد:

1- توهم‌زاها: این دسته مواد روی سیستم عصبی مرکزی تاثیر می‌گذارند و عملکردهای ادراکی را تغییر می‌دهند مانند LSD، اکستازی، گل و … .

2- محرک‌ها: این دسته از مواد با تحریک سیستم عصبی مرکزی حالت سرخوشی به وجود می‌آورند مانند: شیشه، کریستال و … .

3- نارکوتیک‌ها (کندکننده‌ها): این دسته از مواد سیستم کنترل عصبی را دچار ضعف می‌کنند و می توانند درد را کاهش دهند.

 والدین این نشانه‌ها را جدی بگیرند
گل در رده مواد توهم‌زا قرار دارد و پر واضح است که مهم‌ترین نشانه مصرف این ماده، بروز توهمات گسترده در افراد مصرف‌کننده است. همچنین فرد پس از مصرف ضمن احساس دریافت انرژی بالا، سرخوش می‌شود و  این مواد  پس از آثاری که روی عملکرد مغز می‌گذارد، باعث خنده‌های بی‌دلیل و بروز رفتارهای نامتعارف می‌شود. از دیگر نشانه‌های مصرف می‌توان به قرمزی چشم، اشتهای زیاد، خشکی دهان، فراموشی(حافظه کوتاه‌مدت)، خیره شدن به یک شیء خاص به مدت زیاد، پرخاشگری و در نهایت افسردگی و انزوا اشاره کرد و به تبع این علایم، افت تحصیلی در فرد مصرف کننده هم کاملا مشهود است. واضح است که این نشانه‌ها قطعی نیستند اما می‌توانند تلنگری به والدین برای نظارت بیشتر بر فرزندان‌شان باشند.
 غفلت والدین از آموزش به کودکان دبستانی
همین‌جاست که باید یادآوری کنیم، همان‌طور که از قدیم گفته‌اند پیشگیری از اولویت بالایی در این حوزه برخوردار است. پیشگیری در ابتدا برای کودکان و دانش‌آموزان دبستانی بسیار حائز اهمیت است چرا که کودکان به نسبت بزرگ سالان، راحت‌تر با برنامه‌های تربیتی ارتباط برقرار می‌کنند. برنامه‌های آموزشی در مدارس و برگزاری کلاس‌های آگاه‌سازی برای والدین در خصوص خطرات مواد از جمله اقدامات پیشگیرانه محسوب می‌شود.
نویسنده : مصطفی نجمی| ‌ پژوهشگر حوزه اعتیاد

چگونه «پسر» خوبی تربیت کنیم؟

داشتن فرزند چه پسر و چه دختر حلاوت خاصی برای والدین دارد؛ اما دختران و پسران هرکدام دارای وجه تمایزات رفتاری و اخلاقی خاص خود هستند.

اگر بخواهیم در جامعه مردان موفق تری داشته باشیم، ابتدا باید از تربیت پسر‌ها شروع کنیم؛ با مؤاخذه کمتر و درک بیشتر آنها. امروزه پسر‌ها نسبت به دختر‌ها بیشتر در زندگی دستخوش حوادث می‌شوند؛ مانند اخراج از مدرسه، ارتباط برقرارکردن‌های ناشیانه، استقبال از خشونت، مواد مخدر و هزاران نوع از این دست.

آنچه ما همه خواهان آن هستیم، داشتن مردانی شاد، خلاق، پرانرژی و مهربان است. ما نیازمندیم که پسرانمان مردانی بشوند که برای دیگران اهمیت قائل باشند و در سر و سامان دادن به معضلات سهیم باشند؛ در ضمن در خانه کمک حال مادران خود نیز باشند.

زمانی که فرزندی پا به دنیای پدر و مادر می‌گذارد علاوه بر ارمغان شادی برای آن‌ها بار مسئولیتی بزرگی به همراه دارد. اگر این نوزاد پسر باشد به احتمال قوی تربیت و مسئولیتش سنگین‌تر نیز خواهد بود.

در این گزارش می‌خواهیم شما را با نحوه رشد و تربیت فرزند پسر از بدو تولد تا رسیدن به سن بلوغ آشنا کرده و بیاموزیم که چطور باید با روحیات و خلقیات آن‌ها خود را وفق دهیم.

بدو تولد

مادر آماده‌ترین فرد برای برآورده کردن نیاز‌های کودک است

پسر‌ها چه ویژگی کلی دارند؟

بدو تولد عمدتا دورانی است که نوزاد بیشتر متعلق به مادر است یا به بیان دیگر، مادر آماده‌ترین فرد برای برآورده کردن نیاز‌های کودک است. والدین در این سال‌ها نقش اساسی را در نگهداری و تربیت فرزند خود دارند.

-از همان اوایل خردسالی روحیات و علایق پسر‌ها نسبت به دختر‌ها متفاوت‌تر است و پسر‌ها در این دوران جنب و جوش بیشتری دارند.

-میل به بازی و خراب کردن اسباب بازی‌ها در آن‌ها بیشتر است و پر سر و صداتر هستند.

در نتیجه اصل مهم در تربیت پسر بچه‌ها درک شخصیت و خلق و خوی آنهاست تا بتوانیم استعداد‌ها و تمایلات آن‌ها را بهتر بشناسیم.

سه ساله‌ها اوج قوه تخیل را دارند

سه سالگی ورود از خردسالی به دوران کودکی است.

-کنترل و تربیت پسر در این سن نسبت به دختر کمی مشکل‌تر است.

-پسران در این سن پر انرژی هستند و این بهترین زمان برای تعلیم آنهاست. آن‌ها در این سن شروع به یادگیری مهارت‌های بیشتری می‌کنند.

استفاده از اسباب بازی‌ها و لوازم آموزشی تاثیر بسزایی در یادگیری آن‌ها دارد. تربیت کودک سه ساله پسر نیازمند آگاهی از نکات مهم و آشنایی با تفاوت‌های فردی اوست.

-قوه تخیل در سه سالگی در اوج شکوفایی خود هست و والدین می‌توانند با شناخت استعداد‌ها و قابلیت‌های فرزند خود، آن را در مسیر درست هدایت کنند.

وابستگی کودک در سه سالگی به والدین تا حدودی بیشتر می‌شود و با وجود آن‌ها احساس امنیت می‌کند

پسر بچه‌ها در این سن از شخصیت‌های کارتونی برای خود قهرمان سازی می‌کنند.

کنترل احساسات و مهار هیجانات را می‌توان در این سن به کودک آموزش داد.

-وابستگی کودک در سه سالگی به والدین تا حدودی بیشتر می‌شود و با وجود آن‌ها احساس امنیت می‌کند.

کنترل هیجانات همانند سایر مهارت‌های اجتماعی لازمه یک زندگی سالم است. عدم وجود والدین در این سن و کمتر دیده شدن آنها، باعث عدم اطمینان و پریشانی در آینده کودکان می‌شود.

در نتیجه والدین بایددر گفتگو‌های روزمره خود با فرزندتان از کلمات احساسی استفاده کنید. ساختن دایره لغات عاطفی، نحوه استفاده از این کلمات را برای بیان احساسات فرزندتان آسان‌تر می‌کند. حواستان باشد که کودک سه ساله شما به مرور می‌تواند احساسات شما و دیگران را درک کند؛ پس اگر او کار اشتباهی کرد و شما قصد تنبیه کردن و یا دعوا کردن او را داشتید، سعی کنید متناسب با سن و رشد کودک خود رفتار کنید.

شش سالگی؛ دوره شبیه بودن زیاد به پدر

-در حدود شش سالگی تغییرات زیادی در پسر‌ها رخ می‌دهد. آن‌ها تفاوت‌های چشمگیری از نظر مهارتی و فکری پیدا می‌کنند.

-دقت و تمرکز و یادگیری شان بیشتر می‌شود. پسر‌ها در این سن بیشتر خود را شبیه به پدرانشان یا هر فرد مذکری که در پیرامونشان باشد می‌کنند و مایلند یاد بگیرند چگونه مرد شوند.

-خشمگین می‌شوند، معنی حسادت و نفرت را می‌فهمند، عواطف آن‌ها غلیظ‌تر می‌شود. داشتن رابطه دوستانه و صمیمانه با والدین در این سن بسیار مهم است؛ زیرا این سن در تربیت کودک بخصوص پسر‌ها دوره غلیان احساسات است.

بیشتر تمایل به داشتن دوستان هم سن وسال دارند؛ پسر‌ها معمولا کمتر از دختر‌ها مطیع پدر و مادرند، بیشتر لجبازی می‌کنند؛ برای همین معضلات اجتماعی بیشتر شامل پسران است. والدین باید سعی در کنترل خشم در پسران خود کنند؛ آن‌ها را جلوی جمع تحقیر نکنند، رابطه عمیقی با آن‌ها داشته باشند تا کودک راحت‌تر مسائل روزمره خود را در خانه مطرح کند.

هفت سالگی

هفت سالگی در میانه دوره ابتدایی کودکی و کودک مدرسه‌ای است. کودک در سن هفت سالگی دوران مهد را پشت سر گذاشته و وارد مقطع ابتدایی شده است. رفتار‌های هفت ساله‌ها منعکس کننده دوره گذارشان برای رشد است.

پسران در هفت سالگی دقت و توجه گسترده تری دارند و قادرند تا تمرکز بیشتری نسبت به قبل داشته باشند. آن‌ها مهارت شناختی و فیزیکی بهتری دارند و هر روز کارهایشان را آسان‌تر انجام می‌دهند.

سن ۷ سالگی، سن نق زدن زیاد

در تربیت پسر هفت ساله باید صبوری کرد؛ چون حالت نق زدن در او بیشتر شده است و سطح جدیدی از توانایی در صحبت کردن و قادر بودن برای بیان افکارش را کسب کرده است.

برای جلوگیری از کج خلقی در کودک باید ارتباط خوبی با او برقرار کرده و انتظاراتمان را از او روشن‌تر کنیم؛ از جمله اینکه صحبت کردن با کودک را در اولویت قرار دهیم تا به ما اعتماد کند و در رابطه با مشکلاتش با ما حرف بزند.

محدودیت‌ها و مرز‌های روشن را مشخص کنیم؛ به این معنی که چه کار‌هایی را آزاد است انجام دهد، چه کار‌هایی را نه. با لحن مناسب با او صحبت کنیم. اگر ما انتظار احترام و رفتار دوستانه را از کودک داریم در وحله اول باید الگوی رفتاری خوبی برایش باشیم.

هشت سالگی؛ سرعت بالای مهارت‌های شناختی و حرکتی کودک

کودک در هشت سالگی به اواسط دوران کودکی پا گذاشته و سرشار از توانایی‌های قابل توجه و قدرت یادگیری سریع همراه با یک شخصیت خودکفای در حال رشد است. او هم چنان در حال تغییر و بزرگ شدن است؛ مهارت‌های شناختی و حرکتی کودک در این سن هر روز بهتر از قبل می‌شود؛ در خواندن مهارت و اعتماد به نفس بیشتری دارد.

پسر بچه‌ها در هشت سالگی اعتماد به نفس شان رشد بیشتری دارد تا این حد که فکر می‌کنند توانایی خیلی زیادی دارند و در صورت شکست دچار غم و اندوه می‌شوند. مهارت‌های اجتماعی‌اش رشد کرده و بیشتر دوست دارد که مورد تایید دوستانش باشد.

تغییر مزاج در پسر‌ها در این سن بیشتر از دختر‌ها مشهود است. باید اجازه بروز رفتار‌های منفی را در آن‌ها بدهیم، ولی روی رفتار‌های بدش محدودیت وضع کنیم تا یاد بگیرد در دراز مدت رفتارش را مدیریت کند.

پسر بچه‌ها در هشت سالگی اعتماد به نفس شان رشد بیشتری دارد تا این حد که فکر می‌کنند توانایی خیلی زیادی دارند و در صورت شکست دچار غم و اندوه می‌شوند

برای تربیت درست و کنترل رفتار در پسر بچه‌های هشت ساله بیشتر الگوی خوبی باشیم تا نصیحت کننده. احساسمان از رفتار او را صادقانه به او بگوییم، فرزندمان را تشویق کنیم، نقش یک شنونده خوب را برایش داشته باشیم، به وعده‌هایمان در مورد او عمل کنیم و حد و مرز را در روابط مان با او رعایت کنیم.

نه سالگی؛ دوره نافرمانی و لجبازی

نه ساله‌ها در حال تبدیل شدن به افراد مسقل و قادر به انجام مسئولیت‌های خاص با نظارت بزرگسالان هستند. کودکان نه ساله در مواجهه با دوران نوجوانی و آغاز چالش‌های متعدد فیزیکی و عاطفی هستند.

در این سن مسائل مربوط به تصور آن‌ها از بدنشان شروع به رشد می‌کند. پسر‌ها در این سن مستقل‌تر می‌شوند؛ به همین دلیل صحبت در مورد بلوغ در این محدوده سنی مناسب است. صحبت آشکار در مورد آنچه او از بلوغش انتظار دارد و نمی‌داند که بسیار مفید و ضروری است.

احساس استقلال و آزادی عمل بیشتری دارد و بیشتر با دوستانش وقت می‌گذراند. با توجه به اینکه پسر نه ساله ما در آستانه نوجوانی است، بیشتر از گذشته نا فرمان و لجباز می‌شود؛ در نتیجه باید گا‌ها به او اعتماد کرده و در باره مسائل از او نظر خواهی کنیم.

سرکوب کودک بسیار اشتباه است و باعث می‌شود روحیه جنگجو پیدا کند. برای حل مشکلات رفتاری کودک در این سن ابتدا علت مشکل و رفتار کودک را بفهمیم و سپس با صبر و آرامش سعی در حل آن کنیم.

یازده ساله‌ها؛ حضور در دوره نوجوانی و گریزان از محدود شدن

در یازده سالگی فرزند ما در دوران نوجوانی به سر می‌برد. پسران در سنین نوجوانی علاقه خاصی به استقلال و پیوستن به گروه هم سالان دارند و این نگرانی‌های بسیاری برای والدین ایجاد می‌کند. پسران در این گروه سنی حاضر جواب، طعنه زننده و به طور کلی بیشتر از حد خودشان صحبت کرده و عمل می‌کنند.

اغلب پسران یازده ساله نمی‌خواهند محدود باشند. برخی زمان‌ها رفتار‌های آنان مغرورانه و بی ادبانه است. توجه داشته باشیم که راهکار محروم کردن می‌تواند یکی از راهکار‌های مفید برای شکل دهی رفتار یازده ساله‌ها باشد.

دوران بلوغ

دوران بلوغ مهم‌ترین مرحله زندگی هر فرد است. فرد به بلوغ رسیده را بالغ می‌نامند. بلوغ زمانی است که بدن از حالت کودکی به بزرگسالی در حال رشد است. تغییرات جسمانی شامل افزایش قد، وزن، رشد عضلات بدن و … در این دوران بسیار واضح است.

بلوغ بیشتر اشاره به تغییرات جسمانی در بدن دارد؛ البته زمان و نشانه‌های بلوغ در دختران و پسران متفاوت است. پسر‌ها در سن بلوغ اکثرا پرخاشگر و بد خلق می‌شوند و از خانواده دورتر و به دوستانشان نزدیکتر می‌شوند؛ در نتیجه والدین باید با صبر و حوصله و درک موقعیت فرزندانشان گذار از این مرحله را تسهیل کنند.

با توجه به موارد مذکور، سن تربیت کودک محدود و مختص به زمان و سن خاصی نیست و هر دوره رشد، با چالش‌ها و نیاز‌های متفاوتی همراه است. شیوه تعامل ما با کودک روی چگونگی شکل گیری توانایی‌ها و شکل گیری شخصیت او تاثیر بسزایی دارد.

منبع: فارس

با کودکی که تکالیفش را نمی‌نویسد چه کنیم؟

«من مشق‌هایم را نمی‌نویسم!!!»، «من خسته شدم!!!»، «می‌خوام گوشی بازی کنم!!!»، «دوست ندارم املا بنویسم!!!» اگر والدین بچه‌های دبستانی باشید حتما این جملات به گوش‌تان آشناست. مخصوصا حالا که چیزی از شروع مدارس نگذشته و بچه‌ها هنوز به این روال عادت نکرده‌اند و در حال و هوای تابستان سیر می‌کند. شاید یکی از چالش‌های مادر و فرزندی هر روزتان، همین انجام تکالیف فرزندتان باشد. چالشی که اگر درست نتوانید مدیریتش کنید هم آرامش خودتان به هم می‌ریزد و هم انگیزه فرزندتان از درس‌خواندن نابود می‌شود!‌  

بسپارید به بچه‌ها!‌

اینکه فرزندتان تکالیفش را می‌نویسد یا نه به خودتان بستگی دارد وشیوه‌ای که آن را تربیت کردید. قبول کنید که به یک‌باره مسئولیت دادن به بچه‌ها سخت است. مخصوصا اینکه این مسئولیت وظیفه‌شان هم محسوب می‌شود. دکتر «زهرا طاهرنژاد»‌ مشاور وروانشناس می‌گوید:«‌مسئولیت پذیر بودن بچه‌ها یکی از نکات موثر در انجام تکالیف‌شان است وقتی بچه‌ای مسئولیت‌پذیر باشد قطعا برای انجام تکالیفش چالش خاصی با شما ندارد. روند مسئولیت‌پذیری کودکان  از 5 سالی کلید می‌خورد یعنی شما به عنوان والدین یک فرزند باید از 5 سالگی به او مسئولیت‌های کوچکی بدهید که در حد توانایی‌اش باشد مثلا بگویید:«‌دخترم مسئولیت جمع کردن سفره با شما است! پسرم مسئولیت آوردن وسایل به گردن تو است!»‌ وقتی مسئولیتش را  به خوبی انجام داد او را تشویق می‌کنیم و به نوعی توانایی‌هایش را به رخش می‌کشیم:«‌آفرین تو تونستی این‌کار رو انجام بدی!»‌ این یعنی، ما به فرزندمان این اعتماد به نفس را می‌دهیم که تو تسلط داری و از پس چالش های پیش رو برمی‌آیی! این کار باعث می‌شود رفتار فرزندمان تقویت پیدا کند چرا که اعتماد به نفسش بالا می‌رود و  احساس می‌کند یک شخصیت قوی دارد و به مرور زمان یاد می‌گیرد باید مسئولیت‌هایی که بر عهده او است را انجام دهد!» 

این تکالیف شما نیست! 

احتمالا شماهم از آن دسته از مادرهایی باشید که بیش از حد نگران تکالیف فرزندتان هستید اما او به قول معروف عین خیالش هم نیست! اما چرا؟! باید بگوییم یکی از اشتباهات شما همین نگرانی بی‌جا است که مسئولیت را از شانه بچه‌ها برمی‌دارد. دکتر طاهرنژاد می‌گوید:« یکی از دلایل اصلی اینکه بچه‌ها از انجام تکالیف‌شان فرار می‌کنند. این است که والدین نسبت به تکایف فرزندشان احساس مسئولیت بیشتری دارند. یعنی گویا تکلیف مادر است نه بچه! مدام نگران هستند و تکرار می‌کنند:«‌بنویس، بنویس، بنویس!تکلیفت دیر شد! مشقت رو نوشتی؟!»‌ ولی این تکالیف شما نیست تکالیف فرزندتان است و او باید نسبت به آن احساس مسئولیت داشته باشد! پس این کلمه را تکرار نکنید و بگذارید به عهده فرزندتان!»

برنامه‌ریزی کنید

لطفا سر فرزندتان داد نکشید،‌ او را تهدید نکنید که شب که پدرش بیاید به او می‌گویید که چقدر اذیت کرده یا به معلمش خبر می‌دهید که درس نمی‌خواند! حواستان باشد قرار نیست فرزندتان را سرخورده کنید که تکالیفش را بنویسد! چالش سختی پیش رو ندارید فقط باید فوت و فن سر و کله زدن با بچه‌ها را بلد باشید!دکتر طاهرنژاد در ادامه چند راهکار به شما پیشنهاد می‌کنند:«پس از اینکه فرزندتان استراحت کرد برای نوشتن تکالیفش برنامه ریزی کنید و کم‌کم این برنامه‌ریزی کردن راهم به عهده خودش بگذارید مثلا بگویید از ساعت 5 تا 7 را بگذار برای نوشتن تکالیفت! حواستان باشدبرنامه‌ریزی‌تان بر اساس توانایی‌های بچه باشد! قرار نیست فقط تکالیف فرزندتان انجام شود قرار است توانایی‌های او هم بالا برود پس برنامه‌تان را سر حوصله بگذارید.»‌  

یک فرمول طلایی برای انجام تکالیف! 

در ساعاتی که به درس اختصاص دادید وقتی را هم برای بازی و استراحت بگذارید مثلا بگویید این سه صفحه را که خوب  نوشتی 10 دقیقه باهم بازی می‌کنیم! برنامه و وقت‌های استراحت را مطابق سن فرزندتان تنظیم کنید. واضح است که اگر او کلاس اول یا دوم باشد باید وقت بیشتری برای بازی به او اختصاص دهید! این روانشناس توصیه می‌کند:«در زنگ تفریحی‌ای که برای بچه‌ها تدارک دیدید. حتما با آنها بازی‌های حرکتی کنید و سراغ تلویزیون و موبایل و تبلت نروید! چون استفاده از این وسایل فرکانس مغز فرزندتان را بالا می‌برد و ذهن او را خسته می‌کند. پس حتما با او بازی‌های حرکتی داشته باشید تا هم ارتباطش با شما به عنوان یک مادر قوی‌تر شود و هم ذهنش پویا و فعال شود تا شادابی بیشتری برای ادامه نوشتن تکالیفش داشته باشد. بازی کردن با بچه‌ها بین انجام تکالیف‌شان باعث می‌شود حس خوبی به انجام آن داشته باشند و از مسئولیت‌شان فرار نکنند!»‌

بالای سر بچه نشینید! 

معمولا کلاس اولی‌ها هنگام نوشتن تکالیف‌شان نیاز به حضور مادر در کنارشان دارند اما مادر در مقاطع بالاتر باید کم‌کم از دانش‌آموز فاصله بگیرد مثلا کلاس دوم همانطور که مشغول کارهایش است از آشپزخانه به کودک دیکته بگوید و گاهی به او سر بزند. دکتر طاهرنژاد می‌گوید:« از کلاس سوم به بعد بچه‌ها باید کاملا در نوشتن تکالیف‌شان مستقل شده باشند . اما مادری که باید کنار بچه بنشیند تا تکالیفش را انجام بدهد. قرار نیست بالای سر او بشیند و حرف به حرف به او گوشزد کند که این را بنویس یا آن را آنطور بنویس! این کار اشتباه است. مادر باید بنشیند مشغول کارهای خودش باشد و فقط نظاره کند و وقتی بچه کمک خواست به او کمک کند.»‌ 

گوشی و تبلت ممنوع!

بعضی‌‍مادرها می‌پرسند ما کنار فرزندمان می‌نشینیم حواسمان هم به همه توصیه‌هایی که گفته شد هست اما باز بچه‌ها تا دوخط می‌نویسند با کلافگی از درس دست می‌کشند و می‌گویند خسته شدیم. اما مشکل کجاست؟! موضوع این است که نشستن شما به تنهایی کافی نیست اینکه چه می‌کنید و رفتار شما چه تاثیری روی کودک دارد هم مهم است. طاهرنژاد می‌گوید:« وقتی کودک درحال انجام تکالیفش است لطفا مادرها گوشی به دست نگیرند و مشغول تلویزیون دیدن نباشند. خیلی خوب است که مادرها در این زمان اگر کارهای شخصی‌شان را انجام دادن همراه کودک شروع کنند مطالعه،نوشتن، خطاطی و…تا کودک یاد بگیرد که والدینش هم اهل مطالعه هستند و از اینکه تکالیف انجام می‌دهد احساس خسران نداشته باشد! اینکه مادرها مشغول گوشی یا تلویزیون باشند بچه را تحریک می‌کند که از انجام تکالیفش سر باز بزند و بگوید من اینجا دارم مشق می‌نویسم تو داری موبایل بازی می‌کنی من دیگه نمی‌نویسم!»‌

دنبال اشتباه نباشید!‌

دنبال اشتباه بچه‌ها نباشید و فورا پاک‌کن به دست نگویید که اینجا را درست ننوشتی و آنجا را خراب کردی! بگردید به دنبال جایی که فرزندتان  خوب نوشته و تکلیفش را خوب انجام داده. مثلا چند دقیقه یک‌بار که سری به او و تکالیفش می‌زنید بگویید«چه خوب اینجا را نوشتی!»‌،‌ «‌آفرین اینجا چقدر خوب شده»‌و..بعد از  تعریف‌ها با زبان خوش اشتباهات بچه‌ها را هم اصلاح کنید. یادتان باشد قرار است بچه‌ها توانمند شوند نه اینکه احساس شکست داشته باشند این که فقط از تکالیفش ایراد بگیرید و سرزنش‌اش کنید باعث می‌شود از تکالیفش فراری باشد و احساس شکست در درس خواندن داشته باشد. تعریف کردن از او رفتارش را تقویت می‌کند و یاد می‌گیرد که می‌تواند به خوبی از پس کارهایش بربیاید!»‌ 

مهدکودک در ادارات؛ مطالبه و خواسته جدی بانوان شاغل

بانوان شاغل با داشتن فرزند زیر ۶ سال یکی از موضوعات و مشکلات موجود خود را نبود مهدکودک در کنار یا داخل ادارات و دستگاه‌های اجرایی می‌دانند که این موضوع پس از چندین سال مطرح شدن، هنوز محقق نشده است.

هیچ چیز نمی‌تواند مانع اشتغال بانوان حتی با وجود داشتن فرزند کوچک شود، اما این موضوع که این بانوان در ایجاد بخش اعظمی از اقتصاد، تولید و فعالیت‌های حرفه‌های در بخش‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی نقش اساسی دارند برکسی پوشیده نیست بنابراین باید برای حل مشکل مهدکودک آنان نیز برنامه‌ریزی و اقدامات عملیاتی کرد تا این بانوان نیز با دغدغه کمتری در جامعه مشغول به کار شوند.

بسیاری از بانوان شاغل با وجود فرزند کوچک خود به عنوان بانوانی موفق در عرصه و حرفه کاری خود هستند که این موضوعات می‌طلبد که برای حمایت ویژه از آنان اقداماتی موثر انجام داد تا همچنان شاهد مشارکت اقتصادی بانوان در سال‌های آینده باشیم، اگرچه اکنون نرخ مشارکت اقتصادی زنان در جامعه کار و تولید حدود ۱۴ درصد است اما در صورت حمایت می‌تواند این آمار روند صعودی داشته باشد.

ایجاد مهدکودک به عنوان کوچکترین خواسته و مطالبه بانوان شاغل به شمار می‌رود تا بانوان بتوانند در عرصه کار و تولید و فعالیت حرفه‌ای خود، نسبت به موضوع فرزند خود دغدغه کمتری داشته باشد زیرا ایجاد مهدکودک در ادارات به بانوان شاغل اطمینان خاطر بیشتری برای نحوه نگهداری و مراقبت از فرزندان آنان می‌دهد.

اهمیت ایجاد مهدکودک در قانون جوانی جمعیت

در تبصره ۳ ماده ۲۲ قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت مصوب آبان ۱۴۰۰ نیز آمده است: همه دستگاههای مذکور در ماده (۲۹) قانون برنامه پنجساله ششم توسعه، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مکلف هستند با مشارکت بخش خصوصی و یا به صورت خرید خدمات نسبت به تأمین مهدکودک برای نگهداری کودکان مادران شاغل در همان دستگاه اقدام کنند.

به همین منظور رییس جمهوری نیز در این باره اظهار داشت: تاسیس مهدهای کودک در ادارات و سازمان‌ها حرف حقی است که در قانون جمعیت نیز به آن اشاره دارد و باید به طور حتم این موضوع مورد پیگیری قرار گیرد تا بانوان شاغل بتوانند با آسوده خاطر فرزندان خود را در یک مکان مناسبی نگهداری کنند.

همین موضوع نشان از اهمیت مساله ایجاد مهدکودک در ادارات و دستگاه‌های اجرایی دارد که هم در قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت و هم رییس جمهور به آن توجه خاص دارد بنابراین باید چاره‌ای اساسی برای این موضوع اندیشید تا دغدغه بانوان شاغل برطرف شود.

زهره جعفری مدیرکل امور زنان و خانواده استانداری تهران پیشتر گفته بود: اهمیت وجود مهدهای کودک در ادارات برای راحتی حال مادران شاغل است با توجه به تاکیدات قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت در راستای حمایت از مادران شاغل، پیگیر فراهم‌سازی تمهیدات لازم برای ایجاد مهدهای کودک استاندارد در ادارات هستیم.

وی تصریح کرد: ایجاد مهدهای کودک در ادارات از مطالبات مکرر مادران شاغل است و در حال جمع‌آوری اطلاعات دقیق مهدهای کودک ادارات و نیز جمع‌آوری اطلاعات ادارات و دستگاه‌های فاقد مهدکودک هستیم تا با شناسایی موانع موجود، راهبردهای مناسب برای رفع این معضل ارائه شود.

جعفری تصریح کرد: تاسیس مهدهای استاندارد در هر مجموعه نیازمند گرفتن مجوز خاص و استخدام مربیان آموزش دیده است، تمام ادارات به زیر ساخت‌های لازم برای ایجاد مهدهای کودک مجهز نیست و در این راستا نیاز به حمایت‌های ویژه و تدابیر مسئولان آن مجموعه است.

ایجاد مهدکودک در راستای حمایت از خانواده و مادران شاغل

معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری نیز در این باره در گفت و گو با خبرنگار حوزه زنان و خانواده بیا نی نی اظهار داشت: در راستای حمایت از خانواده و مادران شاغل برنامه‌هایی با همکاری دستگاههای متولی برای ایجاد مهدکودک اقداماتی در دستور کار قرار گرفته است.

انسیه خزعلی تاکید کرد:  برنامه دورکاری و ایجاد مهدکودک مراکز اداری را به عنوان یکی از مطالبات و خواسته‌های مهم بانوان شاغل در نظر داریم ولی برخی ادارات و شرکت‌ها زیر ساخت لازم برای این موضوع را ندارند  اگرچه برخی شرکت‌های اندک، مهد کودک را راه‌اندازی کرده‌اند.

وی ادامه داد: برای ایجاد مهدکودک و اهمیت دادن به مطالبه بانوان شاغل، نامه‌ای برای همه ادارات، دستگاه‌های اجرایی، سازمان‌ها و شرکت‌ها ارسال شده است.

خزعلی اضافه کرد: البته تاکنون برخی از دستگاه‌های اجرایی به موضوع ایجاد مهدکودک برای رفاه حال مادران شاغل عمل نکرده‌اند که هر کدام از این دستگاه‌ها و سازمان‌ها برای عدم اجرای این طرح دلایل مختلفی دارند.

وی خاطرنشان کرد: برخی به دلیل در اختیار نداشتن بودجه کافی و برخی نبود مکان مناسب را در راستای عدم تحقق این موضوع مطرح کرده‌اند اما لازم است که به منظور اهمیت دادن به زنان شاغل و برای رفاه حال مادران دارای فرزند زیر ۶ سال حتما به این موضوع توجه ویژه داشته باشند.

معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری در عین حال تصریح کرد: در قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت به این موضوع به صورت جدی پرداخته شده است و تاکید شده که حتما باید مهدکودک در ادارات، دستگاه‌های اجرایی و شرکت‌ها ایجاد شود و امیدواریم که این اقدام عملیاتی شود.

 وی معتقد است: بانوان باید در فضای کسب و کار خود با آرامش کار کنند و هر مساله‌ای که آرامش آنها را به هم می‌ریزد باید حذف شود، البته که حذف مهدکودک‌ها از محل‌های کار لطمه زیادی به فعالیت بانوان در عرصه کار و تولید وارد خواهد کرد.

حدود یک میلیون نفر از جمعیت کارمندان کشور بانوان هستند

از آنجا که نیمی از جامعه را بانوان تشکیل می‌دهند و بخشی از فضای اقتصادی و کسب و کار در اختیار بانوان است، ضروری است که برای رفاه حال بانوان و برای کاهش دغدغه مادران شاغل به موضوع ایجاد مهدکودک در ادارات، دستگاههای اجرایی و شرکت‌ها اهمیت ویژه‌ای داده شود.

براساس جدیدترین آمارها از پایگاه اطلاع‌رسانی دولت، تعداد کل کارمندان دولت در کشور ۲ میلیون و ۳۷۹ هزار و ۱۵۱ نفر است که از این تعداد، ۹۵۹ هزار و ۷۸۳ نفر بانوان یعنی ۴۲.۱۱ دهم درصد و نزدیک یک میلیون جمعیت کارمندان دولت را بانوان تشکیل می‌دهند.

همچنین طبق مصوبه شورای اداری در سال ۹۶ قرار بر این شد که میزان ۳۰ درصد از کل مدیران کشور را بانوان تشکیل دهند و براساس آمارها و داده‌های موجود از نیمه اول سال ۹۸ تا پایان شهریور امسال ۲۶ درصد مدیران را بانوان تشکیل می‌دهند.

اگرچه تعداد بانوان مدیر کشور در چند سال اخیر چهار درصد افزایش یافته اما براساس اعلام سازمان اداری و استخدامی کشور قرار بوده تا پایان برنامه ششم تعداد بانوان مدیر در کشور به ۳۰ درصد برسد.مهدکودک در ادارات؛ مطالبه و خواسته جدی بانوان شاغل

جمعیت شاغل زن معادل ۱۲.۷ درصد

براساس آخرین آمار منتشر شده مرکز آمار ایران در پایان سال ۹۹، جمعیت ۱۵ سال به بالای کشور ۶۱.۹ میلیون نفر است که جمعیت فعال از بین این جمعیت، ۲۶.۲ میلیون نفر (مشارکت اقتصادی ۴۲.۲ درصد) و جمعیت شاغل نیز ۲۳.۴ میلیون نفر با نسبت اشتغال ۳۷.۸ درصد هستند.

بر این اساس از ۶۱.۹ میلیون نفر جمعیت بالای ۱۵ سال کشور، ۳۰.۹۶ میلیون نفر مرد و ۳۰.۹۶ میلیون نفر نیز زن هستند اما جمعیت فعال ۱۵ سال به بالای مردان ۲۱.۵ (معادل ۶۹.۴ درصد) و جمعیت فعال زنان ۴.۷ میلیون نفر (معادل ۱۵.۳ درصد) است.

با این حال جمعیت شاغل ۱۵ سال به بالای کشور برای مردان ۱۹.۵ میلیون نفر (معادل ۶۳ درصد) و جمعیت شاغل زنان ۳.۹ میلیون نفر (معادل ۱۲.۷ درصد) است

از نحوه بازی کودکان می‌توان به بیماری روحی آنان پی برد

کارشناسان و روان شناسان معتقدند کودک با نحوه بازی با خود یا همسالانش می تواند تا حدود زیادی از مشکلات رفتاری خود را نشان دهد. در واقع بازی کودکان تنها به معنی وقت تلف کردن و سرگرم شدن کودک نیست بلکه راهی برای نشان دادن احساسات و هیجانات و تمرینی برای یادگیری مهارت های رفتاری و اجتماعی می باشد .

خیلی از والدین کودکان را از بازی کردن منع می کنند و می گویند یک کودک دبستانی کارهای مهم تری برای انجام دارد .

در حالی که بازی کردن مهم ترین کار کودک است که در جریان بازی کردن استعدادهایش شناسایی می شود . کودکی که نمی تواند به دلیل ترس ، خجالت و کمرویی احساسات خود را بیان کند می تواند در طی بازی احساساتی چون ترس و تردیدها ، محبت ، کینه و نگرانی هایش را بروز دهد و نگران واکنش و عواقبی از سوی والدین نباشد . کودک در بازی با همسالانش با رعایت نوبت ، همکاری ، مشارکت و صبر آشنا می شود و می تواند احساساتش را بروز دهید و ابراز وجود کند. اگر به نحوه بازی کودکان دقت کنید می توانید به دیدگاهی درباره کودک ، اطرافیان و محیط پیرامون او پی ببرید.

بازی کودک مضطرب و نگران

کودک مضطرب نمی تواند تمرکز کند و نگرانی ، ترس و مقابله با این احساسات انرژی زیادی از او می گیرد. این کودک خواب آرامی ندارد و هنگام بازی با دوستان و همسالانش انرژی زیادی از دست می دهد و از بازی های جدید استقبال نمی کند. این کودک از این که نمی داند بازی های جدید چگونه است مضطرب می شود. کودک مضطرب همیشه نگران است که درباره او قضاوتی شود و یا مرتکب اشتباهی شود. اعتماد به نفس پایینی دارد و در بازی سعی می کند جای کسی دیگر باشد. این کودکان هیچ وقت مدیر بازی نمی شوند و مسئولیت هدایت بازی را برعهده نمی گیرند. بازی کودک بی اعتماد به نفس و خجالتی کودک خجالتی از جمع دور می شود و زمان بازی با همسالان خود مطیع و گوش به فرمان است . کودکان او را به راحتی مسخره می کنند و هنگام بازی گروهی انتخاب نمی شود .

این کودک برای جبران احساس بدی که نسبت به خود دارد ، رفتارهای متناقض نشان می دهد و با اسباب بازی هایش با خشونت رفتار می کند . کودک خجالتی و بدون اعتماد به نفس در بازی های جمعی متوجه قسمتی از قوانین بازی نمی شوند و به این خاطر که دیگران او را احمق و کم عقل ندانند سوالی نمی پرسد .

بازی کودک پرخاشگر

کودکان پرخاشگری خود را به طریق های مختلف از جمله زدن، گاز گرفتن، داد زدن، تحقیر کردن و تجاوز به حقوق دیگران و زورگویی نشان می دهند. خیلی ازوالدین رفتارهای پرخاشگرانه کودکشان را تشخیص نمی دهند وممکن است او را به این رفتارها تشویق کنند. مثلا زمانی که کودک با کتک و به زور اسباب بازی کودک دیگری را می گیرد این رفتار پرخاشگرانه کودک را با عرضه بودن تلقی می کنند. کودکانی که رفتارهای پرخاشگرانه دارند، پدرو مادری عصبی و پرخاشگر دارند که پرخاشگری را از انها یادگرفته اند و این یادگیری در بازی های انها نمود می یابد .

کودکان پرخاشگر اسباب بازی هایشان را پرت می کنند و به آنها آسیب می زنند و هنگام بازی کردن به اسباب بازی و عروسک ها ناسزا می گویند یا آنها را مسخره یا تحقیر می کنند و حتی ممکن است عروسک ها را کتک بزنند .

بازی کودک افسرده

کودک افسرده بیشتر روز غمگین و گوشه گیر است و به بهانه های مختلف با همسالان خود بازی نمی کند. این کودک دردهای جسمی چون دل درد و سردرد را بهانه می کند تا از همسالان خود فاصله بگیرد. کودک افسرده از بازی کردن لذت نمی برد و هیچ تمایلی به بازی کردن ندارد. هیچ کاری کودک افسرده را خوشحال نمی کند و انرژی و انگیزه ای برای بازی های پرجنب و جوش ندارد و اگر هم بخواهد بازی کند بازی های آرام و بی سر و صدا را ترجیح می دهد. مثلا دختری که افسردگی دارد ساعت ها به تنهایی با عروسکش حرف می زند و سعی می کند از عروسکش که غمگین و تنهاست حمایت کند و او را دلداری دهد.

دردسرهای باورنکردنی آشنا نبودن کودکان با سواد عاطفی

از گرفتن تصمیم‌های غلط تا ناتوانی در مدیریت خشم، استرس، عشق و … حاصل غفلت والدین از آموزش یک مهارت مهم به کودکان‌شان است
یکی از مهم ترین نیازمندی‌های انسان به ویژه در عصر جدید، داشتن سواد عاطفی است. این مسئله تاثیر زیادی روی کیفیت زندگی افراد دارد و اگر والدین از دوران کودکی فرزندشان برای آموزش آن برنامه‌ریزی نکنند، با دردسرهای زیادی در نوجوانی و جوانی او مواجه خواهند شد. در ادامه، از تعریف، ضرورت آموختن این مهارت به کودک و اصول دستیابی به این مسئله، خواهیم گفت.

سواد عاطفی یعنی توانایی درک و ابراز احساسات
در نخستین نگاه شاید سواد عاطفی کمی نامفهوم و گنگ به نظر برسد، به همین دلیل در گام اول به تعریف آن می‌پردازیم.
سواد عاطفی به معنای توانایی درک و ابراز احساسات است و شخص نه تنها هر لحظه از احساسات خود آگاه است بلکه می‌تواند آن را به راحتی بیان کند و از سوی دیگر قادر به احساس همدلی با دیگران است. یعنی می‌تواند خود را جای طرف مقابل بگذارد و به مسائل از دید او نگاه کند.

ردپای تصمیم‌های غلط در آشنا نبودن با سواد عاطفی
ما انسان‌ها از دامنه وسیعی از احساسات برخوردار هستیم، پس شناخت آن ها باعث می‌شود احساساتی مانند خشم، غم، حسادت، نداشتن امنیت و .. را در خود بهتر بشناسیم و در موقعیت‌های مقتضی آن‌ها را کنترل کنیم و به اندازه کافی به آن‌ها اجازه بروز بدهیم. متاسفانه به کرات شاهد این هستیم که نداشتن شناخت صحیح از  احساسات و آشنا نبودن با سواد عاطفی منجر به تصمیمات غلط در زندگی اشخاص می‌شود. این تصمیمات می‌تواند دامنه وسیعی داشته باشد. برای مثال شتاب‌زدگی، مدیریت نکردن خشم، مدیریت نکردن استرس و حتی عشق و علاقه کنترل‌نشده می‌تواند به‌شدت برای افراد دردسر ساز شود. هنگامی که شخص از احساس خشم خود و بروز نشانه‌های بدنی در خود آگاه نیست، تنها زمانی متوجه احساس خشم می‌شود که احساس را تبدیل به رفتار خشونت‌بار یا مخرب کرده است. در صورتی که آگاهی از احساسات و تشخیص به موقع می‌تواند باعث تصمیم درست، بیان احساس به شیوه غیر مخرب و تخلیه هیجانی صحیح بشود.
  سوادی که یادگیری‌اش به‌شدت ضروری است
یکی دیگر از ضرورت‌های یادگیری سواد عاطفی، توسعه مهارت‌های ارتباطی و بهبود روابط با دیگر افراد است. هنگامی که ما قادر به درک احساس خود یا طرف مقابل نیستیم، احساسات خود یا طرف مقابل را انکار  و از تجربه کردن و به زبان آوردن آن اجتناب می‌کنیم. در حالی که یکی از ضروری‌ترین نیازهای بشر، ارتباط با دیگران است. سواد عاطفی به ما کمک می‌کند به صورت جرئت مندانه در باره مسائل با دیگران صحبت کنیم، با کنترل احساسات تمام جوانب موضوع را در نظر بگیریم و در نهایت به تصمیم درست برسیم. به همین دلیل در محیط کار، روابط اجتماعی، روابط عاطفی و محیط های آموزشی داشتن چنین مهارتی به‌شدت مفید و مورد نیاز است.
  اضافه شدن پسندیده درس مهارت‌های زندگی
درباره راه‌های آموزش این سواد به کودکان باید گفت که به‌طور حتم نقش سیستم آموزشی در فراگیری سواد عاطفی بسیار مهم است. چنان که درس مهارت‌های زندگی در سال‌های اخیر به برنامه‌ درسی دانش‌آموزان اضافه شده و مورد استقبال دانش آموزان و خانواده‌ها قرار گرفته است که اتفاق بسیار مهم و پسندیده‌ای محسوب می‌شود. اما در سال‌های پیش از مدرسه هم می‌توان بنیان سواد عاطفی را برای بچه‌ها گذاشت و این وظیفه والدین است.
  با کودک‌تان درباره رنگین‌کمان احساسات حرف بزنید
در گام اول سعی کنید در قالب رنگین‌کمان احساسات، احساساتی مانند خوشحالی، ناراحتی، خشم، ترس، اضطراب، تعجب، افتخار و شرم را توضیح دهید. بهتر است بر نشانه‌های بدنی و حالات چهره در هنگام بروز هر احساس تاکید کنید.از موقعیت‌های روزمره برای جا افتادن مطلب استفاده کنید: مثلا تو الان ناراحت هستی، یا من از دیدن هدیه تو غافلگیر شدم و … .
  از بازی‌ها کمک بگیرید
بازی‌ها روش بسیار مناسبی برای بیان و شناخت احساسات است چون به بچه‌ها کمک می‌کند از راه غیرمستقیم احساسات خود را بیان کنند. به ویژه در کودکانی که مشکلات گفتاری دارند یا از نظر ذهنی پایین تر از بقیه بچه‌ها هستند بازی می‌تواند به خوبی احساسات را بیرون بکشد و  آن ها راحت‌تر با عواطف خود مواجه شوند یا برعکس بیشتر احساسات طرف‌مقابل را متوجه شوند. توصیه آخر هم این که اگر احساس کردید فرزندتان در این زمینه به راهنمایی بیشتر نیاز دارد، از یک مشاور کودک کمک بگیرید.
نویسنده : دکتر ساحل گرامی| ‌ روان‌شناس‌کودک

نیاز کودک، حضور مادر

می دانید که مادر در تامین امنیت جسمی و روانی کودک نقش بسیار مهمی دارد. مادر علاوه بر تامین نیازهای زیستی، نیازهای روانی کودکش را هم مدیریت می‌کند و همین باعث رشد درست کودک می‌شود.
اولین کسی که نیازهای انسان را طبقه‌بندی کرد، آبراهام مزلو بود؛ کسی که اعتقاد داشت نیازهای اساسی انسان در پنج طبقه، دسته‌بندی می‌شود. این دسته‌بندی بعدها به هرم مزلو شهرت‌یافت.
نیازهای فیزیولوژیکی یا نیازهای جسمانی
نیازهای امنیتی
نیازهای اجتماعی یا نیازهای تعلق‌پذیری و عشق
نیاز به تکریم و احترام واقع شدن
نیازهای خودشکوفایی
براساس هرمی که معرفی شد، یکی از اساسی‌ترین نیازهای انسان، نیاز به امنیت است. در مورد کودک، این امنیت در دو حالت شکل می‌گیرد و شامل دو طبقه می‌شود. نخست امنیت جسمی که متعلق به تامین نیازهای امنیتی طبقه دوم است و دیگری نیاز به امنیت عاطفی و محبتی است که در طبقه سوم و چهارم جای می‌گیرد.

 مهم‌ترین دوران
نقش مادر دقیقا در همین زمان آشکار می‌شود؛ حضور مادر به‌عنوان اولین تامین کننده نیازهای زیستی و عاطفی کودک باعث امنیت بخشی جسمی و روانی او می‌شود. برای بهتر مشخص شدن این بحث لازم است به نظریه رشد روانی ــ اجتماعی اریک اریسکون نگاهی داشته باشیم. در نگاه او، رشد شخصیت از بدو تولد آغاز شده و تا دوره بزرگسالی ادامه می‌یابد. می‌توان دوران کودکی را از جهت اهمیت در رشد شخصیت از دیگر مراحل پراهمیت‌تر دانست. تجارب و خاطراتی که کودک در دوران کودکی می‌آموزد، ماندگارترین تجارب است و اثر آن از شخصیت او، هیچ‌وقت از بین نمی‌رود.

 حمایت
پس اگر می‌خواهیم کودک در این مرحله موفق شود باید بتواند با محیط پیرامونش تعامل داشته باشد به‌گونه‌ای که نسبت به آن احساس اعتماد پیدا کند. این اعتماد با تامین نیازهای اولیه او به دست می‌آید. اگر نیازهای او به اندازه از سوی والدین تامین شود، او احساس امنیت خواهد‌کرد.  از نظر اریکسون آنچه به‌عنوان حمایت در این دوران بسیار مهم است، مسائلی است همچون برطرف کردن ناراحتی کودک، بغل و نوازش کردن او، صبورانه منتظر ماندن تا او به‌قدر کافی شیر بخورد و از شیر گرفتن او هنگامی‌که علاقه کمتری به پستان یا شیشه شیر نشان می‌دهد.

 حضور
شاید ابتدایی‌ترین نیازها به امنیت، همین نوع نیازهاست که باید توسط مادر تامین شود. مادرانی که در کنار فرزندان خود نیستند، آسیب‌های زیادی به کودکان خود می‌زنند.  این نبودن صرفا به منزله نبودن جسم مادر نیست، بلکه ممکن است مادری جسمش در کنار فرزند خود باشد ولی روح او این حضور را نداشته باشد. چیزی که کودک به ‌آن نیازمند است، جسم و روان مادر توأمان‌است.

 دو کفه ترازو
کودک نیاز دارد دوست داشتن، محبت و عاطفه‌اش را از طریق مادر تامین و درک کند تا از این راه احساس امنیت و راحتی داشته باشد. اگر عاطفه و احساس او تامین نشود، تامین نیازهای جسمی او نمی‌تواند راه به جایی ببرد. هر قدر ترازوی تامین نیازها به طور بهتری تراز شده باشد، احساس امنیت در کودک بیشتر بوده و رشد جسمی و روانی او بهتر صورت خواهد‌گرفت.

چگونه به کودکان خود بیاموزیم که اتاق خود را تمیز نگه دارند؟

چگونه به کودکان خود بیاموزیم که اتاق خود را تمیز نگه دارند؟

چگونه به کودکان خود بیاموزیم که اتاق خود را تمیز نگه دارند؟

تمیز کردن اتاق کودک شما می‌تواند یک چالش بزرگ باشد و این چیزی است که فکر می‌کنید با بزرگتر شدن بچه‌ها با گذشت زمان آسان‌تر می‌شود. فقط یک وظیفه کلی را به فرزندانتان محول نکنید. درعوض آن را به کار‌های کوچکتر تقسیم کنید تا بتوانند در طول روز لیست خود را حذف کنند. در این مقاله مواردی را که ممکن است بخواهید در چک لیست قرار دهید به شما معرفی می‌کنیم.

جارو برقی بکشید:

اگرچه جارو برقی کشیدن منظم ممکن است راهی عالی برای تمیز کردن به نظر برسد اما گرد و غبار همچنان در جو شناور است و در نهایت دوباره وسایل شما را می‌پوشاند.

ضد عفونی کنید:

بعد از اینکه گرد و غبار و کثیفی را از بین بردید نوبت به ضدعفونی کردن می‌رسد. ضدعفونی کردن اتاق کودک اطمینان حاصل می‌کند که آن‌ها از آلرژن‌ها و کثیفی در‌امان هستند. برخی از حیاتی‌ترین قسمت‌های خانه کودک شما برای ضدعفونی کردن شامل حمام،‌ روبالشی و ناحیه اطراف تخت و جا کفشی است.

 روتختی کودک را عوض کنید:

تخت‌ها اغلب از مواد فوم اسفنجی ضخیم ساخته شده‌اند که اگر مراقب نباشید می‌تواند محل نگهداری باکتری‌ها باشد. به یاد داشته باشید که کودک شما کمی بیش از 8 ساعت در روز را در رختخواب می‌گذراند. همراه با هر کثیفی که با ملحفه‌ها از آنجا پاک نمی‌شود. حتماً ملحفه‌ها را به‌صورت هفتگی یا دو هفته‌ای تعویض کنید تا از عفونت جلوگیری کنید و تخت‌ها را از جذب کنه‌های گرد و غبار و ساس‌ها دور نگه دارید.

نتیجه‌گیری:

راه‌های مختلفی برای تشویق بچه‌ها برای تمیز کردن اتاق‌شان وجود دارد که می‌توانید آن را به عنوان یک چک لیست و یک بازی درآورید. این همیشه کار آسانی نیست اما با این چک لیست وقتی از کودکتان می‌خواهید اتاقش را مرتب کند اولویت‌های خود را در ذهن نگه خواهید داشت. به یاد داشته باشید که تمیز نگه داشتن یک اتاق نیز نیاز به نگهداری زیادی دارد.

 

منبع:

www.mysleepymonkey.com

نگران بلوغ زودرس فرزندم هستم

سوال و جواب هایج والدین درباره بلوغ زودرس فرزندانشان 
   چه غذاهایی باعث بلوغ زودرس می‌شوند؟
برخی از تحقیقات نشان می دهد مصرف غذاهای حاوی شکر و چربی بالا می‌تواند زمینه بلوغ زودرس را فراهم کند چرا که مصرف شکر و چربی زیاد باعث چاقی می‌شود و چاقی یکی از عوامل ایجاد بلوغ زودرس است. 
    آیا بلوغ زودرس باعث کوتاهی قد می‌شود؟
یکی از عوارض بلوغ زودرس کوتاهی قد است. در زمان بلوغ صفحه رشد استخوانی بسته می‌شود. در بلوغ زودرس به علت بسته شدن زودتر صفحه استخوانی احتمال کوتاهی قد افزایش پیدا می‌کند.
    برای پیشگیری و کنترل بلوغ زودرس فرزندم به چه دکتری باید مراجعه کنم؟
در صورت مشاهده علایم بلوغ زودتر از زمان موعد، باید با متخصص کودکان یا غدد کودکان در این باره مشورت کنید. 
منبع :دکتر ساینا
 

علت گاز گرفتن کودک قبل و بعد 2 سالگی

گاز گرفتن کودک، بر اساس سنی که دارد، می تواند گویای برخی موارد باشد که برای رفع آن، راه حل هایی ساده و در عین حال کاربردی وجود دارند.

بررسی علل گاز گرفتن کودک و راه حل آن
چرا کودکان گاز می گیرند؟ گاز گرفتن دیگران توسط کودک نشانه ترس است یا خشم؟ کودک برای اعلام گرسنگی هم گاز می گیرد؟ کودکی که از قبل از 1 سالگی تا بعد از 3 سالگی گاز گرفتن را ادامه می دهد چه می خواهد؟
گاز گرفتن، یک رفتار است که اغلب در کودکان، به خصوص کودکان نوپا و 2 ساله دیده می شود. زمانی که کودکان بالغ می شوندو کنترل خود را به دست می آورند و مهارت های حل مساله را توسعه می دهند، معمولاً این رفتار را ترک می کنند. اگر چه معمول و رایج است، اما گاز گرفتن می تواند یک رفتار غیر معمول و بالقوه مضر باشد. این بخش از سبک زندگی به شما کمک خواهد کرد تا دلایل گاز کودکان را درک کرده و چند ایده و استراتژی برای واکنش به طور مناسب به شما می دهد.

چرا کودک گاز می گیرد؟
برخی از کودکان به طور غریزی گاز می گیرند، چون آن ها توانایی کنترل خود را ندارند. برای مثال، وقتی مارکوس 3 ساله بود عروسک خواهر 2 ساله اش، جی نا، را می گرفت، اولین واکنش او این است که گازش بگیرد و عروسکش را پس بگیرد. او مکث نمی کند تا درباره دیگر شیوه ها فکر کند و یا نتیجه اعمالش را ببیند اما دلایل دیگری نیز وجود دارد که چرا کودکان ممکن است گاز بگیرند.

سایر علل گاز گرفتن کودک
تسکین درد دندان درآوردن
ارضای نیاز تحریک دهانی – حرکتی
تقلید از بچه های دیگر و بزرگسالان
احساس قوی بودن و کنترل داشتن
جلب توجه کردن
عمل دفاع از خود
برقراری ارتباط بین نیازها و خواسته های خود، مانند گرسنگی یا خستگی
برقراری ارتباط بین بروز احساسات دشوار، مانند ناامیدی، عصبانیت، گیجی و یا ترس (“افراد زیادی در اینجا وجود دارند و من احساس می کنم شلوغ است”)
خانواده ها برای جلوگیری از گاز گرفتن کودک چه کاری انجام دهند؟
انواعی از کارها وجود دارند که خانواده ها می توانند برای جلوگیری از گاز گرفتن، انجام دهند. این کار به انتظارات مناسب از سن کودک برای رفتار کودک براساس مهارت ها و توانایی های فعلی او کمک می کند. 
دقت کنید که برنامه زمانبندی، روتین و گذار کودک قابل پیش بینی و سازگار باشند.
در هنگام غذا و زمان خواب کودکتان دقت کنید تا دچار مشکل نشود. 
برای آنها سرگرمی تعیین کنید و برای تمرکز کردن هایشان چاره ی بیندیشید. برخی از کودکان می توانند کارهایی چون یوگا و یا تنفس عمیق را انجام دهند. خمیر بازی، توپ های فوم، حباب بازی، موسیقی نرم و دیگر موارد برای کاهش استرس پیشنهاد می شوند، که برای آرام شدن و دور شدن آنها از جو ممکن بسیار مناسب خواهد بود. 
از استراتژی های هدایت مثبت استفاده کنید تا به کودک خود کمک کنید کنترل خودش را به دست آورد. به عنوان مثال، برخی یاداورهای آرام، به شیوه ای که به آن ها می گوید چه رفتارهایی انتظار می رود، به او یاد بدهید. 
از مسواک های مناسب هم برای خود و هم فرزندتان استفاده کنید. برای تمیز کردن دندان هایتان به چیزهای زیادی نیاز نخواهید داشت، مانند حلقه های دندانی و یا پارچه های تمیز، مرطوب و سرد که در یخچال بودند. این کار به کودکان کمک می کند تا یاد بگیرند چطور می توانند بدون آسیب زدن به کس دیگری، گاز بگیرند.
 
راه حل گاز گرفتن کودک در سنین مختلف
در حالی که هر وضعیتی متفاوت است، اما در اینجا برخی دستورالعمل های کلی برای پاسخ دادن به هنگام گاز گرفتن یک کودک وجود دارد. 

کودک زیر 1 سال
آنها با دنیای اطرافشان،با بررسی دست ها، چشم ها و دهان شان آشنا می شوند اما چنانچه در بیا نی نی اشاره شده است اغلب به کمک نیاز دارند تا یاد بگیرند که چه باید بکنند و چه نباید بکنند. 

اگر آنها یک گاز آزمایشی بر روی شانه مادر یا پدربزرگش می گیرد، خونسردی خود را حفظ کنید و از سیگنال های واضح برای برقراری ارتباط استفاده کنید که درست نیست که کسی را گاز بگیرد. یک کلمه “نه” و “گاز نگیر! ” پاسخ مناسبی است. 

کودکان نوپا و پیش دبستانی دارای احساسات قوی زیادی هستند که تنها قادر به مدیریت آن هستند. کودکان نوپا می توانند خشم یا خستگی خود را ابراز کنند و یا به این دلیل که مهارت های زبانی لازم برای ابراز احساسات خود را ندارند، گاز بگیرند. 

گاز گرفتن در کودکان پیش دبستانی کم تر از کودکان نوپا است. هنگام گاز گرفتن، ممکن است به خاطر چیزی در خانه و یا در برنامه مراقبت از کودک باشد که باعث می شود کودک ناراحت، ناامید، گیج، یا ترسیده باشد. یک کودک پیش دبستانی ممکن است برای جلب توجه و یا اقدام در دفاع از خود نیز گاز بگیرد.

کودک نوپا و پیش دبستانی
اگر اقدام به گاز گرفتن را توسط فرزندتان دیدید، به سرعت به صحنه بروید و به کودکی که گاز می گیرد واکنش نشان دهید. با یک لحن جدی و محکم، یک حرف قوی را بیان کنید:” گاز گرفتن نداریم. گاز گرفتن باعث آسیب می شود.

سپس، یک انتخاب ارائه دهید:”می توانی به دوستت کمک کنی احساس بهتری داشته باشد، یا می توانی آرام بنشینی تا زمانی که من بتوانم با تو صحبت کنم” و اگر لازم باشد، به کودک کمک کنید و به کودکی که فرزندتان گازش گرفته است، بگویید:” من متاسفم که اذیت شدی. اجازه بده کمی یخ بیاورم.” کودکی که گاز گرفتن را انجام داد می تواند به راحتی کودک را تسکین دهد  اگر هر دو طرف موافق باشند.

با این اعمال باعث می شوید که پی به کار اشتباهش برده باشد. سرانجام، با کودکی که گاز گرفتن را انجام داده صحبت کنید.با استفاده از لحن آرام، محکم و صریح، ارتباط چشمی برقرار کنید و با کلمات ساده صحبت کنید.

سعی کنید بفهمید چه اتفاقی افتاد که منجر به این حادثه شد. در این قانون، “گاز گرفتن مجاز نیست”، از کلماتی را که احساسات را توصیف می کنند، استفاده کنید: ” کیم توپ تو را گرفت ، تو عصبانی شدی ، تو کیم را گاز گرفتی ! نمی توانم بگذارم تو به کیم صدمه بزنی و تو این کار را دیگر انجام نمیدهی “

توضیح دهید که چگونه کودک می تواند در وضعیت های مشابه در آینده واکنش نشان دهد.

اگر گاز گرفتن یک عادت برای فرزندم شود، چه کار کنم؟
اگر گاز گرفتن برای کودک به یک عادت تبدیل شود و راهنمای مثبت مداوم موثر نباشد, وقت آن است که با معلم فرزندتان ملاقات کنید. شما می توانید با هم یک روش برای پرداختن به رفتاری که می تواند به طور مداوم در خانه و در برنامه اعمال شود, برنامه ریزی کنید.

با هم می توانید رفتار او را مورد بحث قرار دهید و تعریف کنید و علت آن را بیابید سپس, شما و معلم (های) او می توانید برنامه ای برای رسیدگی به علل و کمک به کودک خود برای جایگزینی گاز گرفتن با رفتارهای قابل قبول دیگری ایجاد کنید.

برای چند هفته برنامه ای را امتحان کنید, اما صبور باشید. زمان می برد تا رفتارهایش را تغییر دهد که به عادات تبدیل شده اند.

با معلم فرزندتان تماس بگیرید تا اطلاعات مربوط به تغییرات رفتاری را به اشتراک بگذارید. بعد از چند هفته, اثربخشی برنامه را ارزیابی کرده و در صورت نیاز تغییراتی ایجاد کنید.

راه حل کارشناسان برای غلبه بر عادت گاز گرفتن کودک
در این بخش از خانواده پلاس بیا نی نی چند استراتژی برای پرداختن به عادت گاز گرفتن کودک وجود دارد که شامل : 

کودک خود را زیر نظر بگیرید تا بفهمید کجا، چه زمانی، و در چه شرایطی گاز می گیرد.
به سیگنال ها توجه کنید ، اگر به نظر می رسد که کودک آماده گاز گرفتن است، نزدیک شوید و پیش بروید. 
راه های قابل قبول برای بیان احساسات قوی پیشنهاد کنید. به فرزند خود کمک کنید یاد بگیرد که خواسته ها و نیازهای خود را منتقل کند و آنها را به زبان بیاورد، نه اینکه به زور متوسل شود. 
از یک سیستم یادآوری برای کمک به فرزند خود برای یاد گرفتن احساسات قوی با کلمات و اقدامات مناسب استفاده کنید .
رفتار مثبت با پذیرفتن کلمات و اقدامات مناسب کودک را به او یاد دهید . 
فرصت هایی برای کودک خود فراهم کنید تا انتخاب هایی کند و احساس قدرت داشته باشد.دقت کنید که انتظارات رفتاری شما برای کودک مناسب بوده و به طور انفرادی مناسب باشند.
داشتن یک کودک برای انجام کاری که او قادر به انجام آن نیست می تواند باعث شود که کودکان استرس بگیرد و همین استرس می تواند به گاز گرفتن منجر شود. 
غذاهای مختلف را با انواع بافت ها ارائه دهید تا نیازهای حسی کودک خود را برآورده کنید. 
کلماتی را به کودک خود برای ایجاد محدودیت ها باید دهید، مانند “نه، ” بسه”، ” یا “آن مال منه” آموزش دهید البته این استراتژی ها نباید برای پرداختن به عادت گاز گرفتن کودک مورد استفاده قرار گیرند بلکه به صوت عمومی باید استفاده شوند.
از برچسب زدن به کودک به عنوان یک “گاز گیر” اجتناب کنید. بارها در بخش نکات مربوط به تربیت کودک در بیا نی نی گفته ایم که برچسب های منفی می توانند بر چگونگی نگرش شما نسبت به کودک تاثیر بگذارند و حتی بر احساسات کودک در مورد او تاثیر گذار هستند. 
هرگز کودک را گاز نگیرید تا تنبیه شود و یا به او نشان دهید که گاز گرفتن چیست.
گاز گرفتن یک کودک پیامی را می فرستد که استفاده از خشونت رفتاری قابل قبول است که می تواند برای حل مشکلات مورد استفاده قرار گیرد. 
از عصبانی شدن، فریاد زدن و یا خجالت دادن کودک اجتناب کنید. 
از دادن توجه زیاد به بچه ای که بعد از یک حادثه گاز می گیرد خودداری کنید. در حالی که این معمولاً مورد توجه منفی است، اما هنوز می تواند رفتار را تقویت کند و باعث شود که کودک بتواند آن را تکرار کند. 
کودک را مجبور نکنید که با کودکی که گازش گرفته بازی کند  ، راحتش بگذارید و اجازه دهید خودش تصمیم بگیرد .
کودکانی را که گاز می گیرند تنبیه نامناسب نکنید، تنبیهی مشابه مجازات به کودکان برای یادگیری انضباط و خویشتن داری کمکی نمی کند. در عوض باعث می شود که کودکان عصبانی، ناراحت، جسور و دست پاچه شوند ، همچنین رابطه بین شما و فرزندتان را تضعیف می کند.