راهکارهایی مناسب برای برخورد با کودک بد دهان

راهکارهایی مناسب برای برخورد با کودک بد دهان

بیا نی نی/ وقتی کودکی فحاشی را یاد می‌گیرد و الفاظ بد به کار می‌برد، باید ریشه یابی شود.
 برای اغلب والدینی که کودکان ناسزاگو دارند این سوال پیش می‌آید که فرزند آن‌ها چگونه این صحبت‌ها را یاد گرفته است؟ بسیاری از والدین نگران این هستند که دیگران چه قضاوتی درباره آنان دارند، به همین خاطر ابراز می‌کنند که کودک شان این حرف‌های زشت را از آن‌ها نیاموخته است، همچنین به دنبال راه حل‌های سریع برای تغییر رفتار کودک خود هستند.

الگوگیری و سرمشق‌پذیری یکی از مهم‌ترین علت‌های ناسزاگویی در کودکان است؛ گاهی کودک در محیطی قرار می‌گیرد که اطرافیانش به خصوص والدین، همسالان و همبازی‌های او به این شکل صحبت می‌کنند. کودکان براساس فرآیندی به نام «همانندسازی» و «تقلید» رفتار‌های الگو‌های محبوب زندگی خود را اقتباس کرده و به‌طور ناخودآگاه، آن‌ها را درونی می‌کنند.

وقتی کودکی فحاشی را یاد می‌گیرد و الفاظ بد به کار می‌برد، باید ریشه یابی شود. گاهی یک مشکل آزار دهنده مانند حسادت به فرزند تازه متولد شده، ناکامی، منع از کاری نادرست و … موجب می‌شود که کودک شروع به فحاشی کند، لذا باید به موقعیتی که کودک الفاظ بد به کار می‌برد، توجه کنیم.

برای تغییر رفتار این کودکان در گام اول باید با دقت زیاد علت و منبعی که باعث شده است کودک این حرف‌ها را بیاموزد بیابید و سپس به دنبال عوامل و زمینه‌ای باشید که کودک این الفاظ را به کار می‌گیرد و در همین حین راه‌های تغییر رفتار کودک را با صبر و حوصله در پیش بگیرید، البته باز هم تأکید می‌شود که چون این رفتار طی زمان آموخته و نهادینه شده است، بنابراین تغییر آن نیز به گذشت زمان احتیاج دارد.

در پاره‌ای از موارد خردسالان به واسطه شیرین‌زبانی‌شان ممکن است برای اولین بار از کلمات ناپسند استفاده کنند که موجب خنده، مزاح و خوشایند اطرافیان شود. گاهی اطرافیان کودک را ترغیب به تکرار می‌کنند یا با خنده‌هایشان که در حکم پاداشی برای کودک است باعث می‌شوند کودک به تدریج به بیان آن‌ها عادت کند.

هانیه لواف روانشناس و مشاور در گفت‌وگو با خبرنگار بیا نی نی جوان، در این باره گفت: وقتی کودک فحاشی می‌کند، والدین نباید هیچ واکنشی نشان دهند، بلکه آن‌ها باید پس از یافتن علت فحاشی کودک، با ترفندهای تشویقی مشکل را حل کنند، به عنوان مثال ” هر وقت فحش ندی، می‌برمت پارک”.

لواف ادامه داد: اگر تشویق کردن جوابگو نبود، از ترفند محرومیت استفاده کنند، به عنوان مثال؛ ” هروقت فحش بدی، نمی‌تونی کارتون ببینی”.

این روانشناس گفت: زمانی که کودکان فحاشی می‌کنند و والدین آن‌ها را کتک می‌زنند، نتیجه عکس رخ می‌دهد و در این وضعیت اگر کودک مجدد فحش ندهد، به دلیل ترس است، در چنین شرایطی کودک پی به کار اشتباه خود نبرده و ممکن است باز هم آن را تکرار کند.

وی اضافه کرد: هنگامی که کودک را به دلیل فحاشی کتک می‌زنیم، اعتماد به نفس او کاهش می‌یابد و در این وضعیت کودک پرخاشگر شده و احساس حقارت در او شکل می‌گیرد، همچنین در آینده رفتار نامناسبی خواهد داشت و زمینه ایجاد اختلالات مانند سلوک در او ایجاد می‌شود.

لواف گفت: اگر کودک به دلیلی عصبانی شود، به عنوان مثال “وقتی پدرش او را به شهربازی نبرده، شروع به فحش دادن کند”، والدین نباید واکنش نشان دهند و باید در زمانی که کودک آرام شد با او صحبت کنند؛ به عنوان مثال ” می‌دانم عصبانی بودی، اما رفتارت مناسب نبود”، در چنین موقعیتی علاوه بر درک کودک و همدلی با او، رفتار نادرستش را گوشزد کردیم.

این روانشناس تصریح کرد: لازم به ذکر است که از حضور کودک در محیط‌های زمینه‌ساز و تقویت‌کننده این رفتار، به شدت جلوگیری کنید. با افرادی معاشرت کنید که عامل به این عمل نبوده و به شدت مراقب رفتار و کلام‌شان هستند. از سوی دیگر در انتخاب کارتون‌ها، فیلم‌ها و بازی‌های رایانه‌ای دقت بسیاری داشته باشید، چه بسا کودک ممکن است از نحوه بیان و کلمات گفتاری قهرمانان این داستان‌ها تقلید کند.

دانشمندان: بچه اول از همه فرزندان خانواده باهوش تر است

دانشمندان: بچه اول از همه فرزندان خانواده باهوش تر است

بیا نی نی/ بچه های اول خانواده معمولاً قدرت ذهنی و استعداد استثنایی ای دارند. دانشمندان می گویند ترتیب تولد ما تأثیر زیادی بر روی هوش و دیگر توانایی های ما دارد.
در ادامه بیشتر به این موضوع خواهیم پرداخت و می خواهیم بینیم چرا دانشمندان ادعا می کنند بچه اول خانواده از بقیه ی خواهر و برادرهایش باهوش تر است.

دانمشندان چطور به این مسأله پی بردند؟
در سال ۲۰۱۷ محققان دانشگاه ادینبورگ انگلیس با بررسی تست ضریب هوشی خواهر و برادرهایی که از والدین یکسانی بودند، پی بردند به دلیل انگیختگی ذهنی ای که علت آن پدر و مادر هستند، بچه های بزرگ خانواده از سطوح بالاتری از توانایی های فکری برخوردار هستند. با این حال، وقتی از خواهر و برادرها تست رشد عاطفی گرفته شد، هیچ تفاوتی از این نظر میان آن ها وجود نداشت.
محققان در این پژوهش بیشتر از ۵ هزار خواهر و برادر را از زمان تولد تا ۱۴ سالگی شان مورد مطالعه قرار دادند. از این کودکان هر دو سال یک بار به روش های مختلفی تست ضریب هوشی گرفته می شد. فرزندان اول خانواده در تمام سنین عملکرد بهتری در این تست ها داشتند.

«اثر ترتیب تولد» چیست؟

دانشمندان می گویند ترتیب تولد تأثیر زیادی بر فرزندان اول، دوم و میانی دارد. بچه های بزرگ تر با آنکه به لحظ ذهنی رشد یافته تر هستند، اما ممکن است به خاطر فشاری که از سوی والدین برای همه چیز تمام بودن به آن ها وارد می شود، دچار مشکلاتی شوند. بچه های دوم معمولاً ممکن است توجه کمتری از سمت پدر و مادر خود در خصوص دستاوردهایشان دریافت کنند، به همین دلیل تأیید و رضایت والدین باعث شکوفایی آن ها می شود. بچه های وسط بیشتر اوقات احساس تنهایی می کنند و تصور می کنند کسی به آن ها توجه ندارد، به همین دلیل والدین باید مطمئن شوند که به اندازه ی کافی برای آن ها وقت می گذارند.

والدین چه نقشی دارند؟

پدر و مادرها در مورد فرزند اول شان اغلب دلشان می خواهد که هم از جنبه ی رشد عاطفی او و هم از جنبه ی رشد ذهنی اش موفق باشند، گویی یک مسابقه است که باید یک بچه ی همه چیز تمام تربیت کنند. این را بگذارید در کنار دانش کم پدر و مادرها درباره ی نحوه ی صحیح پرورش یک انسان؛ نتیجه ی کار می شود بچه ای که با توجه و میل پدر و مادر به موفق شدن خودشان بمباران شده است. به همین خاطر است که فرزندان اول معمولاً به موفقیت سوق داده می شوند و از نظر ذهنی رشد می کنند.

خواهر و برادرها چه نقشی دارند؟

وقتی بچه های اول به «یکی از فرزندان خانواده» تبدیل می شوند و دیگر تنها بچه ی خانواده نیستند، این مسأله می تواند طوری روی آن ها تأثیر بگذارد که باعث شود زودتر به پختگی برسند. از آنجایی که مادر بچه درگیر فرزند تازه به دنیا آمده ی خانواده می شود، بچه های اول گاهی احساس می کنند که دیگر به آن ها توجه نمی شود و با کمک کردن به والدین خود در کار مراقبت از خواهر/ برادر کوچک ترشان سعی می کنند رضایت آن ها را کسب کنند. این مسأله باعث می شود بچه های اول از سن بسیار پایین مسئولیت های پدر و مادرشان را برعهده گیرند و این این جایگاه معمولاً از سوی خانواده حمایت می شود. اغلب به همین خاطر است که فرزندان بزرگ تر خانواده باهوش تر و پخته تر از سن شان می شوند.

این مسأله را چطور می توان تغییر داد؟
از آنجایی که موفقیت تحصیلی و ذهنی فرزندان به طور مستقیم از توجه و محبت پدر و مادر تأثیر می گیرد، باید اذعان کرد کودکانی که از تعامل کمتری با پدر و مادر خود برخوردارند و زمان کمتری با آن ها می گذرانند، توانایی کمتری در خصوص یادگیری و ضریب هوشی از خود نشان می دهند .

چطور می توان از این نکته بهره برد؟
اگر نقص های موجود در مهارت های فرزند پروری مان که ناخودآگاه رخ می دهند را بدانیم، می توانیم نتیجه را پیش بینی کنیم. اما علاوه بر آن می توانیم از این دانش در کار فرزند پروری خود بهره بگیریم. برای شروع می توانیم فشار بیش از اندازه به فرزند اول خود وارد نکنیم و به یک اندازه به همه ی فرزندان خود توجه نشان دهیم. علاوه بر این، وقتی بتوانید باهم راحت صحبت کنید و به یکدیگر اعتماد داشته باشید، با وجود دانش فرزند پروری تان می توانید رابطه ی خود را به گونه ای حفظ کنید که همواره در حال رشد و پیشرفت باشد و بنیان مستحکمی برای فرزندان خود فراهم کنید تا بتوانند با موفقیت از دوران کودکی به دوران بزرگسالی قدم بگذارند.

تاثیر خانواده بر آموزش کودکان در دوران کرونا

تاثیر خانواده بر آموزش کودکان در دوران کرونا

بیا نی نی/ یک روانشناس کودک گفت:در دوران کرونا نقش خانواده برای آموزش علمی بهتر کودک پررنگ‌تر شده است.

درباره تاثیر خانواده بر آموزش کودکان در دوران کرونا، اظهار کرد: بیماری کرونا مانند دیگر بلایای طبیعی به صورت خیلی غیر مترقبه به زندگی ما وارد شده است و تقریبا تمام جنبه‌های زندگی افراد را تحت تاثیر خود قرار داده است.

وی با اشاره به اینکه یکی از این جنبه‌ها کودکان و روند آموزش آن‌ها در این دوران است، ادامه داد: کودکانی که تا قبل از شیوع این ویروس منحوس طبق روال همیشگی به مدرسه می‌رفتند و تقریبا بیشتر بار آموزشی آن‌ها بر عهده مدرسه و به طور اخص بعهده معلم آن‌ها بود حال بعد از شیوع این بیماری مجبور به ماندن در خانه شدند و آموزش از طریق دنیای مجازی انجام شد؛ که به علت نوظهور بودن آن در کشور ما، حضور دائمی یکی از والدین در کنار دانش آموز را می‌طلبید. مخصوصا درمورد کودکان در سن دبستان.

امیر طهماسب با بیان اینکه خانواده به عنوان اولین پایگاه اجتماعی کودک مسئول تربیت صحیح و انتقال ارزش‌ها و قوانین جامعه به کودک است، گفت: حال بار دیگر در این دوران نقش خانواده برای آموزش علمی بهتر کودک پررنگ‌تر می‌شود و باید به تاثیری که می‌توانند در آموزش بهتر داشته باشند تاکید شود. ولی موضوع مهم این است که قرار نیست والدین نقش معلم را بر عهده گیرند و قرار نیست آن‌ها در قبال دروس فرزندانشان مهارت‌های یک معلم را دارا باشند، حتی اگر به موضوعات درسی کتاب فرزندشان تسلط داشته باشند؛ چرا که تدریس شرایط خاص خود را داراست؛ بنابراین نیاز است والدین در مسئولیتی که برای خود تعریف می‌کنند واقع بین باشند.

این روانشناس کودک با بیان اینکه برعهده گرفتن مسئولیت بیش از حد توان می‌تواند پیامد‌های نامطلوبی هم برای آن‌ها و هم فرزندانشان به همراه داشته باشد، بیان کرد: در نظر گرفتن شرایط فعلی یعنی دوربودن از محیط آموزشی نیز مهم است؛ این موضوع از عواملی است که طبیعتاً بر انگیزه درس خواندن دانش‌آموزان تأثیرگذار بوده است. اگر والدین این روز‌ها با کاهش انگیزه فرزندانشان مواجه می‌شوند نباید این موضوع را فاجعه‌آمیز تلقی کنند؛ زیرا فقط مختص فرزند آن‌ها نیست. ولی والدین می‌توانند در این موضوع نقش مهمی داشته باشند. از جمله برقراری ارتباط با معلم یا معلمان از طریق وسایل ارتباطی در دسترس یا با مشاوران تحصیلی مدارس به صورت منظم، تا از این طریق از تجربیات آن‌ها برای مدیریت شرایط آموزشی فرزندانشان در منزل استفاده کنند.

وی با اشاره به اینکه نظارت با دخالت بیش از اندازه در امور درسی فرزندان یا تدریس به آن‌ها متفاوت است، افزود: نقش والدین را به نظارت بر فرزندشان برای استفاده به موقع از کلاس‌های آموزشی برگزار شده از طریق فضای مجازی و تلویزیون یا ارتباط در مواقع لزوم با معلم یا مشاوران تحصیلی را در نظر گرفت. حفظ آرامش در محیط خانواده، مشغول بودن والدین به کاری مفید از جمله خواندن کتاب و مجله در زمان انجام تکلیف فرزندان، کاهش دادن محرک‌های محیطی که می‌تواند عامل حواس‌پرتی باشد از جمله صدای بلند تلویزیون، و نظارت و هدایت بدون دخالت بیش از حد از طرف والدین وفراهم کردن شرایط برای یادگیری مطلوب در وضعیت کنونی مؤثر خواهد بود.

امیر طهماسب تصریح کرد: موضوع مهم‌تر که والدین نیاز است در نظر داشته باشند این است که اگر چه یادگیری کتاب‌های درسی مهم است، اما فرصت برای یادگیری آن‌ها همیشه است؛ برای جبران عقب‌ماندگی‌های آموزشی در آینده فرصت فراهم است؛ آن چیزی که این روز‌ها و در این شرایط مهم است توجه به سلامت جسمانی و سلامت روانی اعضای خانواده به خصوص فرزندان است.

این روانشناس کودک با بیان اینکه بیماری کرونا موجب ایجاد احساساتی نظیر اضطراب، استرس و عدم اطمینان می‌شود، افزود: این احساسات به ویژه در میان کودکان و نوجوانان، در سنین مختلف، بیشتر دیده می‌شوند. اگرچه کودکان به طرق مختلف به این احساسات واکنش نشان می‌دهند، اما بطور کلی در مواجه با رویداد‌هایی همچون تعطیلی مدارس و لغو برنامه‌ها و دوری از دوستان، بیش ازپیش به حمایت‌های عاطفی نیاز دارند. والدین باید برای صحبت در مورد این بیماری با فرزندانشان پیشقدم بشوند در مورد چگونگی این بیماری و علائم آن و راه‌های پیشگیری از آن با آن‌ها گفتگو کنند و سعی کنند اضطراب و استرس این بیماری را کاهش دهند.

وی بیان کرد: در این ایام کودکان نیاز به یک برنامه ریزی منظم دارند، حفظ یک برنامه منظم و قابل پیش بینی می‌تواند در کودکان احساس آرامش خاطر بوجود آورد، به نحوی که بدانند چه زمان باید به کار‌های ضروری بپردازند و چه زمان را به بازی سپری کنند. می‌توانید با آن‌ها درمورد کار‌هایی که باید در برنامه روزانه‌شان انجام دهند، صحبت کنید و ببینید که آن‌ها چطور برای خودشان برنامه‌ریزی‌ می‌کنند.

امیر طهماسب با بیان اینکه در این ایام با تعطیل شدن مدرسه و مراکز تفریحی و خانه نشینی اجباری کودکان به دلیل از دست دادن این تمام این فعالیت‌ها احساس غم و نا امیدی می‌کنند، ادامه داد: این احساسات را انکار نکنید و اجازه دهید فرزندان احساس غمگینی بکنند در این رابطه با آن‌ها همدلی کنید و حمایتشان کنید.

این روانشناس کودک گفت: اطلاعات نادرست زیادی درباره بیماری کرونا در حال انتشار است. ” از کودک در مورد اطلاعاتی که در مورد بیماری شنیده است، سوال بپرسید و میزان درستی این اطلاعات را بسنجید. صرف ارائه اطلاعات صحیح به کودک کافی نیست، چرا که ممکن است کودک اطلاعات جدید را با برداشت‌های نادرست قبلی ترکیب کند. سعی کنید دانسته‌های قبلی کودک را بفهمید، آن‌ها را اصلاح وتکمیل کنید؛ و از منابع معتبربعنوان منابع اطلاعاتی استفاده کنید.

وی با بیان اینکه درمورد نوجوانان و استفاده مداوم از اینترنت انعطاف‌پذیرتر باشید، ولی آن‌ها را کاملا به حال خود رها نکنید، اضافه کرد: با نوجوانان رو راست باشید و به آن‌ها بگویید که درک می‌کنید در این شرایط زمان بیشتری دارند، ولی دسترسی بی‌وقفه به صفحات مجازی و رسانه‌های اجتماعی هم ایده چندان خوبی نیست. و از او بپرسید به نظرش چطور می‌توانید برنامه ریزی کنید که نحوه استفاده از اینترنت را مدیریت کنید.

امیر طهماسب با بیان اینکه به طور یقین والدین نیز احساس اضطراب می‌کنند و فرزندان از حالات و احساسات آن‌ها الگو می‌گیرند، ادامه داد: ولی والدین باید تا حدی که می‌توانند اضطراب و نگرانی‌های خود را مدیریت کنند و این نگرانی‌ها را بیش از حد در حضور فرزندان خود بروز ندهند. این دقیقا یعنی خوددار بودن و کنترل کردن احساسات، که گاهی کار بسیار سختی است، به خصوص اگر این احساسات در آن‌ها هم بسیار شدید باشد.

این روانشناس کودک خاطرنشان کرد: بچه‌ها برای احساس ایمنی و امنیت، به والدین خود متکی هستند. این مهم است که به خاطر داشته باشیم که والدین مانند اقیانوسی هستند که حتی اگر در سطح آب موج‌های سهمگین باعث ناآرامی شده است، ولی در عمق این اقیانوس ماهی‌ها که همان فرزندان هستند با آرامش به زندگی ادامه می‌دهند.