خرده روایت‌های بانوی آمریکایی از ازدواجش با یک ایرانی

روایت‌های صدیقه بانوی آمریکایی که ۴۰ سال قبل با مرد ایرانی ازدواج کرد خواندنی است.

ازدواج دختر آمریکایی با یک پسر ایرانی حتما با ماجرا‌ها و داستان‌های متفاوتی همراه خواهد شد. جملاتش را با بسم‌الله‌شروع می‌کند و چاشنی آن الحمدالله رب العالمین است. در آمریکا متولد شده و کاتولیک بوده است. در جوانی با کمک برادرش مطالعات فراوانی درباره دین انجام داده تا اینکه ابتدا برادرش به این نتیجه می‌رسد که دین اسلام کامل‌ترین دین است و او هم پس از بررسی‌های دقیق، دین برادر را می‌پذیرد. پس از ازدواج با یک مرد ایرانی به ایران سفر می‌کند و حالا نزدیک ۴۰ سال است که مسلمان شده است.

جالب اینکه او در حسینیه بیت‌الزهرا (س) تهرانپارس به تدریس قرآن و در برخی مراکز فرهنگی به تدریس زبان انگلیسی مشغول است. به سوره یاسین علاقه ویژه‌ای دارد و اکنون می‌خواهد فقط به نام «صدیقه جمیله الفرقان»، نامی که پس از انتخاب آگاهانه اسلام انتخاب کرده شناخته شود نه نامی دیگر. با زبان فارسی آمیخته به زبان مادری به کنجکاوی‌هایم پاسخ می‌دهد.

 پیش از هر چیزی دوست دارم بدانم در دین اسلام چه چیزی دیدید که این‌طور جذب و در نهایت مسلمان شدید؟ 

قبل از من برادرم مسلمان شد و زمانی که دید من در پی گم‌گشته‌ای هستم راهنمایی‌ام کرد و اسلام را برایم خیلی زیبا توضیح داد. به من پیشنهاد داد که به انجمن‌های اسلامی در آمریکا بروم، همین کار را انجام دادم و در آنجا هم به مطالعه درباره دین‌های مختلف پرداختم. با مطالعاتی که انجام دادم دریافتم که اسلام جای هر شک و شبهه‌ای را بر من بسته است و یکی از آرامش بخش‌ترین دین‌هاست. آنجا بود که آن را انتخاب کردم. اسلام جذابیت‌های زیادی دارد. همین که روزی ۵ دفعه با خدای خود صحبت می‌کنیم و او همواره در هر جا همراه ما است یکی از جذابیت‌های بی‌نظیرش است. در آمریکا هر یکشنبه ما در کلیسا جمع می‌شدیم و همانجا یادی از خدای خود می‌کردیم و تا هفته بعد دیگر یادمان می‌رفت که خدایی داریم. 

 خانواده در برابر مسلمان شدن شما چه واکنشی نشان دادند؟ مخالف کارشما نبودند؟ 

چون قبل از من برادرم مسلمان شد، خانواده هیچ مخالفتی نشان ندادند. حتی وقتی حجاب کامل بر سر کردم پدرم با لبخند و تشویق به من گفت که این لباس حضرت مریم مقدس (س) است و چقدر من در این پوشش زیباتر شده‌ام. 

 چطور با یک ایرانی ازدواج کردید؟ 

چند روز هفته به انجمن اسلامی که در آمریکا فعالیت می‌کرد می‌رفتم و به تحقیق و مطالعه می‌پرداختم. همانجا بود که با همسرم آشنا شدم و پس از اینکه بیشتر همدیگر را شناختیم با یکدیگر ازدواج کردیم.

خیلی هم خوشحال بودم که با یک ایرانی مؤمن و معتقد این پیمان را بسته‌ام؛ و احتمالاً تصمیم گرفتید به ایران سفر کنید تا در یک کشور مسلمان زندگی کنید؟ 

من ۴۰ سال است که مسلمان شده‌ام و ۲ سال پس از مسلمان شدن با همسرم ازدواج کردم. از آنجا بود که علاقه پیداکردم به ایران سفر کنم و یک کشور کاملاً اسلامی را از نزدیک ببینم. پس از اینکه نخستین فرزندم متولد شد به همراه او و همسرم به ایران آمدیم. آن زمان هنوز انقلاب نشده بود و در آن شرایط زندگی برای من سخت بود. چند سال را در مشهد و تهران زندگی کردیم و در ایران ۲ فرزند دیگرم هم به دنیا آمدند. تا اینکه بر اثر تصادف بسیار سختی که داشتیم، صدمات زیادی دیدم و مدت‌ها بستری بودم. از طرفی خانواده‌ام در آمریکا می‌گفتند که مدتی برای استراحت و مداوای بیشتر به آمریکا برگردم و دوباره به کشورم سفر کردم. فکر می‌کردم که دیگر دوست ندارم به ایران سفر کنم، اما وقتی راهپیمایی‌ها و اعتراضات مردمی نسبت به رژیم شاهنشاهی شروع شد و انقلاب اسلامی به پیروزی رسید به همسرم گفتم که ایران الان جای زندگی برای ماست. کم‌کم کارهایمان را انجام دادیم و همراه ۵ فرزند پسرم به ایران سفر کردیم و از آن تاریخ تا به حال من در ایران مانده‌ام و اینجا مشغول فعالیت هستم. 

 نگاهتان به پیروزی انقلاب چگونه بود؟ 

الحمدالله رب العالمین مردم ایران با انقلاب خود سبب شدند که از گمراهی که رژیم گذشته برایشان رقم زده بود نجات پیدا کنند و به تبعیت از ایران، مسلمانان کشور‌های دیگر هم بیدار، هوشیار و قوی شدند. 

 شما در آمریکا به دنیا آمده‌اید، اما سال‌های زیادی از عمرتان را در ایران گذرانده‌اید؟ کدام کشور را وطن اصلی خود می‌دانید؟ 

 آمریکا فقط زادگاه من است، ولی ایران وطن من است. به این دلیل که من چیزی را که در ایران مشاهده کرده‌ام فقط می‌شود در ایران دید. من مسلمان شده‌ام و زندگی در ایران را که مناسب‌ترین فضا برای اسلام است انتخاب کرده‌ام. به عبارتی معتقدم که این مردم راست‌ترین پیروان حضرت رسول اکرم (ص) هستند. 

 پس شما زمان جنگ تحمیلی میان ایران و عراق وارد ایران شدید؟ 

بله. ما زمانی که جنگ شروع شد به ایران آمدیم. جنگ ناعادلانه‌ای که علیه ایران صورت گرفت و آمریکا که کشور من است با ناجوانمردی این جنگ را هدایت و به عراق کمک‌های تسلیحاتی می‌کرد و سبب شد که جوان‌های زیادی به شهادت برسند. 

 اینجا به چه‌کاری مشغول شدید؟ 

زمانی که به ایران آمدم در محافل قرآنی شرکت کردم و سعی من بر این بود که قرآن خواندن به زبان انگلیسی را فرا بگیرم. تا اینکه در خواندن قرآن مهارت پیدا کردم و از آن پس در مراکز قرآنی مناطقی که زندگی می‌کردم به آموزش قرآن به زبان انگلیسی پرداختم. طی چند سال اخیر هم در حسینیه بیت‌الزهرا (س) واقع در تهرانپارس قرآن را آموزش می‌دهم. البته من در این مرکز، کنار استادان بزرگی که تدریس می‌کنند شاگردی می‌کنم و خیلی مطالب گرانبهایی از این دوستان فرا گرفته‌ام. مدتی هم هست که به من پیشنهاد داده شده که در برخی مراکز فرهنگی زبان انگلیسی تدریس کنم و اگر شرایط مهیا شود حتماً این کار را انجام می‌دهم. 

 بیش از ۴۰ سال است که ساکن ایران هستید آیا دوست ندارید به وطنتان بازگردید؟ 

نه! دوست ندارم. با اینکه ۲ پسر به همراه عروس و نوه‌هایم آنجا هستند، اما دوست ندارم که دیگر به آمریکا برگردم. من در اینجا در کنار دیگر فرزندانم روزگار را با آرامش می‌گذرانم و از این انتخابم راضی هستم. 

 آیا آشپزی ایرانی را یاد گرفته‌اید؟ 

بله، اما اگر خورشت بپزم سعی می‌کنم با نان آن را بخوریم و برعکس دوستان خوب ایرانی که زیاد از سبزیجات و حبوبات در وعده‌های غذایی استفاده نمی‌کنند من رژیم غذایی را در خانواده رعایت می‌کنم. آبگوشت را هم خیلی خوب درست می‌کنم. 

 به‌عنوان آخرین سؤال برایمان از رفتار همسایه‌ها و کسانی که شما را می‌شناسند بگویید. 

خدا را شکر من در محله‌هایی که زندگی کرده‌ام دوستان و همسایگان خوبی داشته‌ام. الان هم همسایه‌ای دارم که مرا همیشه برای خرید همراهی می‌کند و افراد محل هم به من خیلی احترام می‌گذارند. این رفتار‌ها در همه جای دنیا دیده نمی‌شود.

برای یافتن همسر به این ۳۳ مکان مراجعه کنید

مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی و توسعه اجتماعی جوانان وزارت ورزش و جوانان با اشاره به صدور مجوز مراکز همسریابی به عنوان یکی از وظایف وزارت ورزش و جوانان در راستای اجرای قانون جوانی جمعیت، گفت: در حال حاضر ۳۳ مجوز برای مراکز همسریابی در ۱۵ استان کشور صادر شده است و در واقع فقط این ۳۳ مرکز، قانونی هستند.

برای یافتن همسر به این ۳۳ مکان مراجعه کنید

حجت الاسلام مهدی متقی‌فر همزمان با آغاز هفته ملی جمعیت درباره وظایف وزارت ورزش و جوانان پیرامون اجرای قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، اظهار کرد: اجرای مواد قانون جوانی جمعیت یک بخش عمومی و یک بخش اختصاصی دارد که موارد بخش عمومی شامل مسائلی نظیر فرهنگ سازی در راستای افزایش جمعیت است که وظیفه تمام دستگاه‌ها است اما وظایف بخش اختصاصی برای هر دستگاهی متفاوت است.

وی با بیان اینکه وزارت ورزش و جوانان سه تکلیف اختصاصی در راستای اجرای قانون جوانی جمعیت دارد، درباره این سه تکلیف اختصاصی توضیح داد: یکی از تکالیفی که قانون جوانی جمعیت بر دوش وزارت ورزش و جوانان قرار داده است بحث صدور مجوز برای مراکز فعال در امر  انتخاب همسر با همکاری و تایید سازمان تبلیغات اسلامی است. دو وظیفه دیگر نیز حمایت از گروه‌های مردمی فعال در حوزه جمعیت و اختصاص پنج درصد از بودجه وزارت ورزش به پژوهش در حوزه جمعیت است.

به گفته متقی‌فر، در راستای اجرای قانون جوانی جمعیت، وزارت ورزش و جوانان مکلف است هرساله حداقل پنج درصد از اعتبارات پژوهشی خود را به مطالعات و پژوهشهای مرتبط با خانواده  و فرزندآوری و رشد جمعیت و در راستای اولویت­‌های پژوهشی که هر ساله از سوی ستاد ملی جمعیت تعیین می شود، اختصاص دهد.

صدور ۳۳ مجوز برای مراکز همسر یابی در ۱۵ استان کشور

مدیرکل دفتر برنامه ریزی و توسعه اجتماعی جوانان وزارت ورزش و جوانان با بیان اینکه ما حتی بیشتر از تکالیفمان در راستای اجرای قانون جوانی جمعیت فعالیت کرده‌ایم، درباره صدور مجوز برای مراکز همسریابی توضیح داد: صدور مجوز برای مراکز همسر یابی از سال گذشته راه افتاد و از سال گذشته تا کنون ۳۳ مجوز برای مراکز همسر یابی در ۱۵ استان کشور صادر شده است. در واقع در حال حاضر تنها این ۳۳ مرکز فعال در امر انتخاب همسر به صورت قانونی مشغول فعالیت هستند.

بنا بر اظهارات متقی‌فر، بیشترین مجوزهای صادره برای مراکز همسریابی به ترتیب مربوط به استان‌های تهران با ۸ مجوز، قم با ۵ مجوز و اصفهان با ۴ مجوز است. همچنین در هر یک از استان‌های آذربایجان شرقی، خراسان رضوی،فارس، کهگیلویه و بویراحمد و مرکزی دو مرکز همسریابی و در هر یک از استان‌های آذربایجان غربی، چهارمحال و بختیاری، خراسان شمالی، زنجان، کرمانشاه و گلستان نیز یک مرکز همسریابی مجوز دریافت کرده‌اند.

چطور می‌توان برای مجوز مراکز همسریابی اقدام کرد؟

به گفته وی، کسانی که در این حوزه در حال فعالیت هستند باید به سامانه ملی بررسی صلاحیت مراکز همسان گزینی سازمان تبلیغات اسلامی به آدرس smhido.ir مراجعه کنند، آنجا درخواست خود را ثبت کنند و پس از آنکه از سوی سازمان تبلیغات اسلامی تحقیق و استعلام مدارک آنها انجام شد، نهایتا متقاضی دعوت به مصاحبه می‌شود.

دریافت مجوز از طریق درگاه ملی مجوزها

متقی‌فر خاطر نشان کرد: پس از اینکه متقاضیان در مصاحبه این سازمان موفق شدند، یک کد تایید دریافت می‌کنند و سپس باید به درگاه ملی مجوزها مراجعه کنند و آن کد تایید را برای گرفتن مجوز آنجا وارد کنند. در واقع مجوز مراکز همسریابی آنلاین و الکترونیکی و به صورت رایگان از طریق درگاه ملی مجوزها صادر می‌شود.

وی در عین حال تاکید کرد که از این پس افراد فعال در امر همسریابی و انتخاب همسر حتما باید برای این فعالیت خود دارای مجوز باشند چراکه با تعاملی که با قوه قضاییه انجام شده است با هرکس که بدون مجوز در این زمینه فعالیت کند برخورد خواهد شد.

مدیرکل دفتر برنامه ریزی و توسعه اجتماعی جوانان وزارت ورزش و جوانان، درباره شرایط دریافت مجوز از سوی مراکز فعال در امر انتخاب همسر نیز بیان کرد: تمامی گروه‌های مردمی و سایر فعالین این حوزه باید رزومه‌ای در این راستا داشته باشند. تحقیق میدانی درباره رزومه آنها انجام می‌شود. به طوری که به یک سایت، کانال یا گروه مجازی فعال در امر انتخاب همسر مجوز داده نمی‌شود. متقاضیان باید یک دفتر کار به عنوان مرکز همسریابی داشته باشند. حتی مکانی که متقاضیان به عنوان مرکز معرفی می‌کنند نیز بازدید می‌شود و باید تایید شود. افرادی که در آن مرکز می‌خواهند فعالیت کنند نیز باید معرفی و روزمه آنها بررسی شود.

هزینه‌ای دریافت می‌شود؟

متقی فر در پاسخ به این سوال که آیا مراکز همسریابی در قبال معرفی پسر و دختر به یکدیگر  برای ازدواج می‌توانند از آنها هزینه‌ای دریافت کنند؟، توضیح داد: برخی از این مراکز به طور رایگان فعالیت می‌کنند اما برخی دیگر در قبال خدماتی که ارائه می‌دهند اعم از مشاوره و معرفی دختر و پسر به یکدیگر ممکن است از آنها هزینه‌ای دریافت کنند و این اختیار را دارند در قبال خدماتی که ارائه می‌دهند از افراد هزینه دریافت کنند.

وی همچنین با اشاره به ماده ۳۱ قانون جوانی جمعیت درباره تکلیف وزارت ورزش و جوانان برای حمایت از گروه‌های مردمی فعال در حوزه جمعیت، عنوان کرد: طبق این ماده وزارت ورزش باید حداقل ۳۰ درصد از بودجه حمایتی از سازمان­‌های مردم نهاد و تشکل‌های فرهنگی را به مجموعه­‌هایی از قبیل گروه‌های فرهنگی و جهادی، کانون­‌های فرهنگی مساجد و سازمان های مردم نهاد که در جهت کاهش سن ازدواج، تسهیل ازدواج جوانان، تشویق به فرزندآوری و استحکام خانواده با رویکرد دینی تشکیل شده، اختصاص دهند. در این راستا وزارت ورزش و جوانان در سال گذشته از بیش از ۱۵۰ گروه مردمی در حوزه ازدواج و جمعیت حمایت کرده است.

اسامی مراکز دارای مجوز همسریابی در استان‌های مختلف را می‌توانید اینجا بخوانید.

عکس باورنکردنی دختر جوان بعد از شکست عشقی

دختری که همیشه به دلیل زیباتر بودن نامزدش، در میهمانی ها و جمع های دوستانه مورد طعنه قرار میگرفت پس از شکست عشقی و از دست دادن پسر مورد علاقه اش، دست به اقدامی زد و تصاویرش به سرعت در رسانه های اجتماعی ویتنامی وایرال شد است.

تصویر قبل و بعد از عمل زیبایی این دختر که مشاهده می کنید، یکی از پربازدیدترین عکسهای فضای مجازی شد و به سرعت داستانش همه جا منتشر گشت.

عکس باورنکردنی دختر جوان بعد از شکست عشقی

چهره دختر جوان قبل و بعد از جراحی زیبایی

نگوین توونگ وی در 17 سالگی، پس از مدت کوتاهی نامزدی عاشقانه با پسرس که دوستش داشت، از او جدا شد. دلیل این جدایی چهره نازیبای این دختر و به قول معروف سرتر بودن نامزدش بود که همیشه او را با رفتار و نگاههای آزاردهنده اطرافیان روبرو میکرد.

پس از این شکست عشقی و جدایی تلخ، مادر “توونگ” به او امیدواری داده و گفت که با پرداخت هزینه ها و همراهی اش در مراحل درمان جراحی زیبایی، به او کمک خواهد کرد تا به چهره ایده آل خود برسد و خیلی زود این شکست را فراموش کند.

توونگ وی در سن 19 سالگی، به محض فارغ التحصیلی از دبیرستان، جراحی پلاستیک خود را آغاز کرد و تحت چندین جراحی از جمله عمل بینی، فیلر لب و چانه و غیره قرار گرفت و چهره اش به شکلی که دیدید، دگرگون شد.

خلافکارترین زن شَهر لو رفت و دستگیر شد

شال سفید و مشکی‌اش را روی سرش جا‌به‌جا می‌کند. ماسک آبی رنگ، صورتش را پنهان کرده. می‌خواهد چهره‌اش زیر ماسک، ماسکه شود. تنها شلوار  آبی رنگش که راه‌های سیاه در آن نقش بسته، نشانی از مجرم بودنش هویدا می‌کند: «۱۶سال داشتم که سر سفره عقد نشستم‌. نه از روی رضایت از سر اجبار. پدرم من را به یک قاچاقچی فروخت. همه زندگی‌ام شد مواد‌مخدر. روزگار سیاهی داشتم. نه شوهرم را می‌خواستم نه آن زندگی را. همه چی از سر اجبار بود؛ حتی ماندن در آن زندگی. شوهرم قاچاقچی بنام بود‌. کیلو، کیلو مواد‌مخدر قاچاق می‌کرد.»

خلافکارترین زن شَهر لو رفت و دستگیر شد

آزادی از برزخ مرد قاچاقچی

۳۸ سال دارد اما شبیه ۵۰ ساله‌هاست. ته‌لهجه‌ دارد، لهجه‌ای نامشخص. نه ترکی، نه کردی، نه لری و نه گیلک یا حتی مازنی. لهجه‌اش شبیه هیچ جا نیست. صورتش سبز و کشیده‌ است. لاغرونحیف. با دستانی سیاه‌تر از پوست صورتش. دمپایی سیاه رنگی به پا دارد که انگشتان پایش بیرون زده. همزمان با پرتاب کلمات از دهانش، دو دستش را هم حرکت می‌دهد. با زبان بدن صحبت می‌کند. «آخر از آن زندان آزاد شدم. شوهرم را به جرم حمل مواد‌مخدر به اعدام محکوم کردند. اعدام هم شد و سند آزادی من مهر و موم.

با اعدام فرامرز از آن جهنم به تهران آمدم، اما تنها بودم و بدون پشت‌وپناه. در پایتخت روزها و شب‌ها سرگردان بودم تااینکه جذب  باندی شدم.

باندی که دختران و زنان جوان را طعمه مردان ثروتمند قرار می‌دادند تا اخاذی کنند. اخاذی، کار اصلی‌ام شده بود اما جیب‌بری هم می‌کردم. می‌خواستم پولدار شوم تا بتوانم خانه و ماشین داشته باشم. ولخرجی نمی‌کردم. هرچه از خلاف به‌دست می‌آوردم همه‌اش پس‌انداز می‌شد. به دلار و سکه تبدیل می‌کردم. با پول‌های جیب‌بری و اخاذی خانه‌ای در منطقه جنوب تهران خریدم، اما خیلی زود به زندان افتادم. باید تاوان همه خلاف‌هایم را می‌دادم. برای  همین خانه را خریداری کردم و مدتی بعد هم به زندان افتادم.»

پاتوق خلافکاران خانه شهره بود

داستانش با بغض‌های سنگین ادامه داشت. «مدتی در زندان بودم. با دنیای خلاف خداحافظی کردم. دیگر زندگی داشتم. نمی‌خواستم جیب‌بری و سرقت کنم. از اخاذی متنفر شده بودم‌. به‌هرحال روزهای سختی بود. دلهره گیر نیفتادن و استرس جذب طعمه. همه اینها کار را سخت می‌کرد. تصمیم خودم را گرفتم تا دور خلاف را خط بکشم. همین کار را هم کردم، اما باید درآمدزایی می‌کردم. خانه‌ام را پاتوق خلافکاران کردم. به آنهایی که جاومکانی برای طراحی نقشه‌هایشان احتیاج داشتند، خانه‌ام را اجاره می‌دادم. به جای اجاره هم طلا، سکه و وسایل سرقتی و حتی مواد‌مخدر می‌گرفتم، اما دوباره دستگیر شدم. اصلا تصورش را هم نمی‌کردم اشتباه کرده باشم.»

این خلاصه زندگی شهره است، زنی که پس از دستگیری در خانه‌اش پیش روی بازپرس دادسرای جنایی نشسته و داستان زندگی‌اش را بازگو می‌کند.

اتهامش اجاره ساعتی و روزانه خانه‌اش به تبهکاران شهر است.

چطور شهره لو رفت

حمید، شهره را به پلیس لو داد؛ به‌اصطلاح خودشان فروخت. این متهم در بازجویی‌ها برای انتقام‌جویی از زن ۳۸ ساله، نامش را به پلیس داد.

از چندی پیش پلیس غرب پایتخت، با شکایت‌های قطاروار سرقت‌های سریالی، مواجه شد. تحقیقات پلیسی کلید خورد. در بررسی‌های صورت گرفته و با بازبینی دوربین‌های مداربسته، تصویر سارق شناسایی شد. زمانی که تصویر متهم جوان با تصاویر آلبوم متهمان اداره آگاهی تطبیق داده شد، هویت او شناسایی شد.

حمید از متهمان سابقه‌دار اداره آگاهی بود و با شناسایی متهم، تحقیقات برای دستگیری او ادامه یافت. درنهایت کارآگاهان موفق به بازداشت سارق جوان شدند. حمید زمانی که در مقابل افسر پرونده‌اش قرار گرفت نه‌تنها به سرقت‌های سریالی از خانه‌ها اعتراف کرد، بلکه راز خانه‌ای را برملا کرد که پاتوق خلافکاران بود.

هویتی جدید

«در فضای مجازی با دختر جوانی آشنا شدم و قصدم ازدواج بود. او در زندگی تنها یک شرط برای ازدواج گذاشت. نباید خلاف می‌کردم. کاری که تمام عمر بلد بودم، آموزش دیده بودم و کارم بود.

تنها راه چاره تغییر هویتم بود. نمی‌خواستم دختر موردعلاقه‌ام بداند من متهم سابقه‌دار هستم. پلیس هم نمی‌توانست مرا با هویت جدید دستگیر کند.

راز بزرگ زندگی‌ام با تغییر هویت پنهان می‌ماند. شهره، زنی بود که از طرف دوستانم معرفی شد تا بتوانم کارهای تغییر هویتم را انجام دهم. این زن خانه‌اش را به پاتوقی برای خلافکاران تبدیل کرده بود و کلی جاعل می‌شناخت. به سراغش رفتم و قرار شد برای هویتی جدید پیش‌پرداخت 20میلیون تومان بدهم. پول را به حسابش ریختم و آنقدر امروز و فردا کرد که دستگیر شدم. حالا هم گرفتار زندان شده‌ام و از طرفی راز گذشته‌ام نیز برملا شد و دختر رویاهایم را از دست دادم. شهره عامل این بدبختی من است.»

با لو رفتن مخفیگاه شهره، کارآگاهان این زن را در خانه‌اش دستگیر کردند‌. همزمان با ورود ماموران به خانه شهره، چند مرد خلافکار که جرایم مختلفی در پرونده خود داشتند نیز به دام افتادند. حالا حمید و شهره برای سیر مراحل قانونی با قرار وثیقه به زندان رفتند تا زوایای پنهان پرونده فاش شود.ش

دختر ۱۸ساله‌ ۴کیلو طلای پدرش را دزدید

چند روز قبل مرد میانسالی نزد مأموران پلیس رفت و خبر از سرقت ۴کیلو طلا از خانه‌اش داد. او می‌گفت که سارق طلاها کسی جز دخترش نیست، اما وی پس از سرقت طلاها به دام دزدان دیگری افتاده و همه طلاها توسط آنها به سرقت رفته است.

با این شکایت، مأموران سراغ دختر شاکی رفتند و به تحقیق از او پرداختند. دختر ۱۸ساله که باورش نمی‌شد همه سرمایه پدرش را تقدیم دزدان کرده است، در تشریح ماجرا گفت: مدتی قبل و در فضای مجازی با پسری به نام عرفان آشنا شدم. رفته رفته به او دل بستم و وقتی به من پیشنهاد ازدواج داد، قبول کردم اما خانواده‌ام با این ازدواج مخالفت کردند.

دختر جوان ادامه داد: عرفان می‌گفت که دلباخته من است و اگر از خانه فرار کنم، برایم زندگی رؤیایی می‌سازد. من از قبل به او گفته بودم که پدرم مقدار زیادی طلا در خانه نگهداری می‌کند. عرفان گفت که اگر طلاها را سرقت کنم، می‌توانیم خانه دلخواهمان را بخریم و زندگی رویایی‌مان را شروع کنیم. من که به وی اعتماد پیدا کرده بودم، قبول کردم و یک روز که در خانه تنها بودم، سراغ گاوصندوق پدرم رفتم و همه ۴کیلو طلایی را که داخل آن بود سرقت کردم. طلاها را درون کوله‌پشتی‌ام قرار دادم و با برداشتن مدارک شناسایی‌ام از خانه فرار کردم. همزمان به عرفان زنگ زدم و گفتم که طلاها را دزدیده‌ام و او هم آدرسی فرستاد و خواست که به آنجا بروم.

دختر ۱۸ساله گفت: درحالی‌که کوله‌پشتی پر از طلا پشتم بود، راهی نشانی مورد نظر شدم اما وقتی به آنجا رسیدم و منتظر بودم، ۳پسر که سوار موتور بودند به من حمله کردند و به زور و تهدید چاقو کوله‌پشتی طلاها را دزیدند و فرار کردند. من هم گریه‌کنان به خانه برگشتم و ماجرا را برای پدرم تعریف کردم و تصمیم گرفتیم برای دستگیری دزدان از پلیس کمک بگیریم.

خواستگار سارق

ماموران پلیس در همان ابتدا حدس زدند که پشت‌پرده این سرقت کسی نیست جز خواستگار دختر جوان. این احتمال وجود داشت که سارقان از سوی وی اجیر شده باشند و به همین دلیل دستور بازداشت عرفان صادر شد. با سرنخ‌هایی که از دختر جوان به‌دست آمده بود، مخفیگاه متهم شناسایی و وی در یک عملیات ضربتی دستگیر شد. متهم پس از انتقال به اداره آگاهی منکر سرقت شد اما در ادامه بازجویی‌ها اعتراف کرد که با هدف سرقت طلاها، به دختر جوان پیشنهاد ازدواج و فرار از خانه را داده و پس از آن نیز با اجیر کردن 3نفر از دوستانش، نقشه سرقت طلاها را عملی کرده است.

به‌گفته سرهنگ ولی ولیپور گودرزی، رئیس پلیس آگاهی تهران، با اعترافات متهم، مأموران 3 سارق موتورسوار را نیز دستگیر کردند. متهمان برای ادامه تحقیقات در اختیار کارآگاهان اداره پنجم پلیس آگاهی قرار گرفتند

 

این 7 نشانه یعنی رابطه دوستی تان تمام شده است!

7 نشانه کسی که نمی‌خواهد با شما دوست باشد
داشتن دوستان همراه و صمیمی نعمت است. البته پیداکردن دوستان صمیمی در دوران بزرگ‌سالی سخت‌تر می‌شود.

7 نشانه کسی که نمی‌خواهد با شما دوست باشد

به نقل از مجله دلتا: افراد به‌دلایل مختلف با ما تعامل می‌کنند، برخی برای منافعشان به ما نزدیک می‌شوند و گروهی دیگر فقط می‌خواهند تنهایی خود را با حضور ما پر کنند. در این مطلب به بیان نشانه‌ های افرادی که واقعا دوست شما نیستند می‌پردازیم.

7 نشانه کسی که نمی‌خواهد با شما دوست باشد

همیشه شما پیشقدم می‌شوید

زندگی‌ امروزی پر از شلوغی و هیاهو است. با این حال اگر همیشه شما برای برقراری ارتباط با طرف مقابل پیشقدم می‌شوید، یعنی یک جای کار می‌لنگد. مثلا اگر از هر ۱۰ تماس ۹ بارش از سمت شما بوده است، شاید او شما را دوست خود نمی‌داند.

7 نشانه کسی که نمی‌خواهد با شما دوست باشد

هنگام ارتباط با شما رفتارش چندان گرم نیست

وقتی با او تماس می‌گیرید:

  • رفتار و کلامش با شما چندان گرم و صمیمی نیست؟
  • به پرسش‌هایتان پاسخ‌های یک‌کلمه‌ای می‌دهد؟
  • لحن سردی دارد و چندان مایل نیست با شما حرف بزند؟

7 نشانه کسی که نمی‌خواهد با شما دوست باشد

این رفتار در کنار نکته قبلی معنا پیدا می‌کند، یعنی وقتی شما مدام از او خبر می‌گیرید و او چندان به شما محل نمی‌گذارد.
البته این نکته را هم در نظر بگیرید که قرار نیست دوست شما با شنیدن صدایتان از جا بپرد و واکنش‌های هیجانی شدید نشان بدهد تا علاقه‌اش را اثبات کند. با این حال اگر همیشه گفتارش سرد است، یعنی تمایلی به دوستی با شما ندارد.

7 نشانه کسی که نمی‌خواهد با شما دوست باشد

همواره رسمی و مودبانه جوابتان را می‌دهد

یکی دیگر از نشانه‌های مایل‌نبودن فرد به دوستی با شما، نوع پاسخ‌های اوست. او همیشه سعی می‌کند مودب باشد و پاسخ‌های رسمی بدهد، در حالی که معمولا صحبت دوستان غیررسمی و‌ آمیخته به جوک و شوخی است.

7 نشانه کسی که نمی‌خواهد با شما دوست باشد

مایل به دیدار نیست یا قرارها را به هم می‌زند

یکی از نشانه‌های ناراحت‌کننده این است که فرد نمی‌خواهد شما را ببیند. اینکه فردی به‌ندرت شما را ببیند یا هر بار به درخواست‌های شما پاسخ منفی بدهد، یعنی مایل نیست دوست شما باشد. حالت بدتر این است که با شما قرار بگذارد، اما قرارتان را به هم بزند.

7 نشانه کسی که نمی‌خواهد با شما دوست باشد

شما خیلی بیشتر برای حفظ رابطه تلاش می‌کنید

زنگ‌زدن، قرارگذاشتن، فرستادن هدیه و سایر رفتارهای محبت‌آمیز را فقط شما انجام می‌دهید. اگر فردی که او را دوست می‌نامید حاضر نیست هیچ‌کدام از این کارها را انجام بدهد یا کاری که می‌کند در مقایسه با تلاش‌های شما ناچیز است، یعنی مایل به دوستی با شما نیست.

7 نشانه کسی که نمی‌خواهد با شما دوست باشد

در فضای مجازی با شما تعامل نمی‌کند

سردی فرد در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی حتما نشانه بی‌تمایلی‌اش به دوستی با شما نیست، اما در کنار سایر عوامل می‌تواند نشانه این مسئله باشد.

اگر محتوای شما در فضای مجازی را لایک نمی‌کند. نظرات شما زیر محتوای خودش را تحویل نمی‌گیرد و به پیام‌های شما خیلی دیر پاسخ می‌دهد، همه این‌ها نشانه بی‌تمایلی او به دوستی با شما هستند.

7 نشانه کسی که نمی‌خواهد با شما دوست باشد

لازم است تاکید کنیم که رفتار سرد فرد در فضای مجازی الزاما نشانه سردی او با شما نیست. برخی افراد فعالیت چندانی در فضای مجازی ندارند. برخی اصولا تمایلی ندارند که دوستی‌های خود را در فضای مجازی فریاد بزنند. پس این نشانه باید در کنار سایر عوامل دیده شود.

7 نشانه کسی که نمی‌خواهد با شما دوست باشد

فقط درباره علایق و منافع خودش حرف می‌زند

گاهی اوقات فردی که شما او را دوست می‌پندارید، رویکرد زیرکانه‌ای در ارتباط با شما دارد. او به پیام‌های شما پاسخ می‌دهد، به شما زنگ می‌زند، با شما گرم می‌گیرد، اما هر بار که با او تعامل می‌کنید، صرفا درباره خودش صحبت می‌کند. مثلا اینکه چه دستاوردهایی داشته و در طول هفته چه کارهایی کرده است.

7 نشانه کسی که نمی‌خواهد با شما دوست باشد

این نشانه یعنی او شما را گوشی شنوا قلمداد می‌کند نه دوست. چون دوست واقعی مایل است بداند در زندگی شما نیز چه می‌گذرد، با شما شوخی کند و از حال و احوال شما باخبر شود.