بیا نی نی/ صحبت های مهمان برنامه سلام تهران درباره کلیپ معروف هلیا!
جشن بسته شدن نطفه به نام کودکان به کام والدین!
بیا نی نی/ وقتی وارد اینستا می شوید کافیست روی علامت ذره بین کلیک کنید تا وارد دنیای جدیدی شوید که زرق و برقش چشمتان را میگیرد؛ دنیایی که پر از جشن های عروسی و نامزدی و تولد است. از زوج های جوانی که بعد از ازدواج تصاویر خانه مشترک و کارهای روزمره در زندگی جدیدشان را به اشتراک میگذارند تا مادرانی که برای کودکشان جشن دندان میگیرند.
در این روزهای کرونایی که انتظار میرود میزان جشنها و مهمانیها کم تر شود، در اینستاگرام, نه تنها خبری از قرنطینههای خانگی و فاصله گذاریهای فیزیکی و حتی دستورالعمل های بهداشتی نیست بلکه سور و بساط جشن ها آن هم برای بهبودیافتگان کرونا پهن است.
علاوه بر این مهمانی ها و این صفحات پر زرق و برق، صفحاتی نوپا هم هستند که از آغاز زندگی یک کودک خبر میدهند. کودکی که هنوز به دنیا نیامده با مخاطبانش صحبت میکند و نوید آمدنش را میدهد که تمامی این کارها توسط والدینی انجام میشود که برای کودکشان که به دنیا نیامده صفحه شخصی درست کرده و به همین زودی, او را دارای هویت اجتماعی و ارتباطات گسترده کرده اند و از زبان کودک با مخاطبان صحبت میکنند.

اردشیر گراوند کارشناس علوم اجتماعی گفت: در هر دوره و روزگاری یک چیزی جزء ارزشهای ما میشود مثلا اگر زمان جنگ, کودکی به دنیا میآمد میگفتند این بچه یک رزمنده به دنیا میآید، چون آن زمان دفاع از وطن جزء ارزشها بود.
وی افزود: اتفاقی که برای جامعه ما میافتد تغییر ارزشها و به سمت تجمل گرایی رفتن است. افرادی که سواد رسانهای ندارند، با به اشتراک گذاشتن تصاویر سونوگرافی و سیسمونی لاکچری کودک متولد نشده خود جلب مخاطب میکنند.
گراوند درباره تأثیر این صفحات اینستاگرامی گفت: نتیجه به اشتراک گذاری این تصاویر این است که جامعه به سمت تجمل گرایی میرود و یک نفر که نمیتواند زندگی خودش را بچرخاند، وام میگیرد تا بتواند کیف و کفشهای مارک بپوشد.
شاید ما در نگاه اول با صفحه اینستاگرامی مواجه شویم که تصاویر سیسمونی و سونوگرافی به اشتراک میگذارد و ذوق مادرانه خود را نشان میدهد، اما از جنبه علوم روانشناسی مسائل دیگری در پشت پرده قرار دارد.
علیرضا شریفی یزدی روانشناس اجتماعی گفت: این مسائل بر میگردد به نداشتن سواد رسانهای. اینجا سواد رسانهای به این مفهوم است که ما پیامدهای مثبت و منفی هر رفتارمان را در فضای مجازی بررسی کنیم و بدانیم، اما مورد دیگر آشنا نبودن با حقوق کودک است، یعنی والدین باید بدانند که کودک یک سری حقوق دارد که باید آن را بشناسند و رعایت کنند. یک کودکی که خودش توان تشخیص اینکه پیج اینستا داشته باشد یا نه، آیا والدین حق دارند که به جای او تصمیم بگیرند؟
شریفی یزدی درباره بعد روانشناسی رفتار این افراد گفت: افرادی که این کارها را انجام میدهند دچار اختلال خودشیفته و اختلال شخصیت نمایشی هستند، اینکه افراد فکر کنند تمام عالم منتظر هستند تا آنها تصاویری از زندگی شخصی خود را به اشتراک بگذارند، ناشی از اختلال خودشیفته است. اما مسئلهای که بسیار اهمیت دارد این است که هر اختلال شخصیتی و اجتماعی قطعا ریشه در امری مهم دارد که باید آن را تشخیص داد.
این روانشناس اجتماعی درباره مسئله ریشه یابی اختلالات شخصیتی گفت: وقتی جامعهای دچار سردرگمی اجتماعی و دچار ناکامیهای مکرر اجتماعی میشود، افراد دلخوشیهای کوچکی را برای خودشان رقم میزنند که این دلخوشیهای کوچک میتواند بخشی از اضطرابهای اجتماعی آنها را کم کند. همه این عواملی که گفته شد باعث میشود که مردم ما از این تشکیلات به این شکل استفاده کنند.
وی افزود: نابسامانیهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خودشان را در این فضاها نشان میدهند. اولین اتفاق سردرگم شدن جامعه و مورد بعدی اتمی شدن مردم است، یعنی به جای اینکه ما ۸۰ میلیون نفر مردم مرتبط با هم باشیم تبدیل شدهایم به ذرات معلق در هوایی که مانند جزیرههای از هم جدا به یکدیگر ربطی نداریم و چسبیده ایم به اهداف کوتاه مدتی که تأثیر مثبت بلند مدت برای فرد و جامعه ندارد و ما از اهداف اصلی فاصله گرفته ایم و به حاشیه رفته ایم.
آنقدر صفحههای اینستاگرامی مشابه این موضوع زیاد هستند که در نگاه ما دیگر عادی جلوه میکنند، اما این مسئله عادی نیست. اینکه در میان تمام بحرانهای اقتصادی و اجتماعی که برای بسیاری از اقشار جامعه کمرشکن است، زندگیهای نمایشی و تجملی زیاد باشد به مرور تغییر ارزشها و فرهنگهای آن اجتماع اتفاق افتاده و اختلالات شخصیتی هر روز در جامعه بیشتر میشود.
اینستاگرام کاری کرده که فکر می کنید زشتید؟!
بیا نی نی/ چه قبول داشته باشید و چه نداشته باشید , اینستاگرام فهم و درک را از زیبایی تغییر می دهد . ما به طور مداوم در اینستاگرام در حال پست کردن عکس ها هستیم و تصاویر دیگران را نیز می بینیم و در نتیجه درک مان از زیبایی ظاهری و فیزیکی تغییر می کند . شبکه های اجتماعی مخصوصاً اینستاگرام نگاه ما را به بدن خودمان یا بیش از حد مثبت و یا بیش از حد منفی می کنند . پس بسیار مهم است که تأثیر آن روی سلامت ذهن خود را بدانیم که در این قسمت مهم سبک زندگی در این باره بیشتر توضیح خواهیم داد.
عوارض منفی اینستاگرام روی تصور ما از بدن خود
اگرچه اینستاگرام می تواند برای سلامت ذهن برای بعضی از کاربران تاثیرات مثبت هم داشته باشد اما تاثیرات منفی آن مخصوصا در مورد نگاه شما نسبت به بدن تان ، بیشتر منفی خواهد بود.
اینستاگرام عاملی برای ایجاد رفتارهای اعتیادآور است و می تواند اختلالات مربوط به غذا خوردن را ایجاد کند و مشکلات ژنتیکی را بدتر کند. هنوز به اثبات نرسیده که اینستاگرام بتواند عاملی برای اختلالات روانی باشد اما ممکن است زمینه ابتلا به بعضی از اختلالات روانی را فراهم کند .
خانم ها معمولاً در شبکه های اجتماعی مثل اینستاگرام و فیسبوک ظاهر خود را به طور مداوم با افراد داخل این شبکه ها مقایسه می کنند . خانم های جوان که زمان زیادی را در اینستاگرام سپری می کنند ، معمولاً در مورد ظاهر و بدن خود حس منفی بیشتری دارند زیرا ظاهر خود را مخصوصاً با دختران خیلی جوان مقایسه می کنند . در نتیجه انجام این کار مشکلات ذهنی را برای آن ها ایجاد می کند و اکثر آن ها نسبت به بدنشان حس خوبی ندارند.
نظرسنجی روی هزار مرد و زن انجام شد و تمرکز روی تصور آن ها از بدن خودشان، اعتماد به نفس و شبکه های اجتماعی بود. نتیجه این نظر سنجی این بود که 87 درصد از خانمها و 65 درصد از آقایان بدن و جسم خودشان را با عکس هایی که در شبکه های اجتماعی و اینستاگرام پست می شود، مقایسه می کنند.
در این مقایسه 50 درصد خانم ها و 37 درصد آقایان رضایتی از وضعیت کنونی خود ندارند . در واقع تعریف آن ها از زیبایی به هم می ریزد زیرا این نرم افزار به شدت در حوزه ویرایش عکس ماهرانه عمل کرده است .
ویژگی های مربوط به عکس سلفی ، قدرت بسیار زیادی در تغییر اندام و چهره افراد دارد که حتی با آرایش هم می توان آن را روی صورت پیاده کرد. این عکس های ادیت شده احساس غلطی را در افراد ایجاد می کنند زیرا فکر می کنند که می توانند بدن خود را شبیه این افراد کنند و توجه بیشتری را جلب کنند . این ارتباط غلط بین درک و واقعیت؛ باعث افزایش فاصله بین احساس کاربران در مورد خودشان در زندگی واقعی و چیزی که در مورد شبکه های آنلاین فکر می کنند، ایجاد می کند.
کاربران باید از اثرات منفی شبکه های اجتماعی و روی درک از اندام و بدن خودشان اطلاع و آگاهی داشته باشند زیرا ممکن است این نتایج ، عاملی برای مشکلات ذهنی هم بشود.
راه حل ؛ چگونه از این مشکلات جلوگیری کنیم؟
خوشبختانه راه های جلوگیری برای هر مشکلی وجود دارد ؛ مخصوصاً مشکلاتی که توسط اینستاگرام ایجاد می شود اما هنوز نیاز به تحقیقات گسترده تری هست. محققان و روانشناسان هنوز بهترین راهکارها برای درمان مشکلات را ارائه نداده اند .
تنها راهکار ثابت شده این است که گوشی موبایل خود را زمین بگذارید.
بیش از حد به عکس های ادیت شده سلبریتی ها توجه نکنید .
تمرکز خود را از روی پست های شبکه اجتماعی و فالوور ها بردارید.
تا جایی که می توانید از پلتفرم های شبکه اجتماعی اینستاگرام دوری کنید که البته برای بعضی افراد بسیار سخت است .
اگر هم به اینستاگرام علاقه دارید ، صفحات دیگری مثل صفحه کودکان، غذاهای خوشمزه و مناظر طبیعی را دنبال کنید تا این روش به شما یادآوری کند چیزهای زیباتری هم در جهان وجود دارد . البته که این راهکار درمانی درست و قطعی نیست اما می تواند مرحله ای به سمت یک مسیر درست باشد.
همچنین راهکارهای دیگری برای درک مثبت شما از چیزی که هستید ، وجود دارد که شامل موارد زیر می باشد:
ارتباط خود را با پیج هایی نگه دارید که سبک زندگی صحیح را با اطلاعات حقیقی در اختیار شما قرار می دهند.
به عکس هایی که نشان می دهد اینفلوئنسرها چگونه اندام خود را در تصاویر ادیت می کنند، نگاه نکنید.
حساب هایی را که می خواهند محصولاتی در مورد زیبایی بدن به شما بفروشند را آنفالو کنید .
در مورد بدن خود چیزهای منفی نگویید؛ مخصوصاً سعی کنید از اینستاگرام فاصله بگیرید و در زندگی واقعی فعال تر باشید.
کاربران اینستاگرام باید یاد بگیرند که اول از همه روی عزت نفس خود به طور کاملاً جدی کار کنند.
تصویر منفی از بدن و عزت نفس پایین عاملی برای مشکلات ذهنی مانند اضطراب و افسردگی است .
نوجوانان نیز باید بتوانند از راه های مختلف نحوه استفاده از شبکه اجتماعی را بیاموزند و آگاهی خود را در مورد واقعیت های اینستاگرام افزایش دهند.
پس بهترین راهکار این است که بیشتر یاد بگیرید.
شبکه های اجتماعی از جمله اینستاگرام چالش های ذهنی زیادی را برای شما ایجاد می کند. پس باید با آگاهی ذهنی پیش بروید .
شیوههای کسب درآمد زنان از طریق اینستاگرام
شهربانو/ در این یادداشت میخواهیم به اینستاگراممارکتینگ و شیوههای کسب درآمد زنان از طریق اینستاگرام بپردازیم .اینستاگراممارکتینگ نوعی فعالیت بازاریابی اینترنتی است که در فضای اینستاگرام اجرا میشود. اینستاگرام فقط محل قرار گیری عکسهای شخصی و خانوادگی نیست. اینستاگرام با امکاناتی مثل پست، استوری، هشتگ، تبلیغات و ویدئوهای زنده توانسته است بستری قوی برای تجارت آنلاین و بازاریابی به شمار رود. این نوع بازاریابی در اینستاگرام به روشهای متفاوتی اجرا میشود. برای نمونه، این روشها شامل تبلیغ در استوری و پستها، دریافت درصدی از فروش محصولات، مدیریت صفحه برندهای معروف، معرفی یا فروش محصولات و خدمات، برندسازی و تولید محتواست. از بین روشهای مختلف کسب درآمد از طریق اینستاگرام، در این یادداشت به روش تولید محتوا میپردازیم که زنان زیادی نیز از این طریق در اینستاگرام مشغول کسبوکارند.
تولیدکنندگان محتوا اغلب یک حوزه تخصصی، علمی، مهارتی، تفریحی یا سبک زندگی را انتخاب، و به صورت گسترده درباره آن محتوا تولید میکنند. آنها از طریق پستها و استوریهایی که تولید میکنند یا گفتوگوهای زندهای (لایو) که در صفحه خود قرار میدهند، به مخاطبانشان در آن حوزه اطلاعات و دانش مفید میبخشند. این افراد اگر از روشهای تولید محتوای خلاقانه برای ارائه اطلاعات و آگاهیهای موردنظر خود استفاده کنند، اغلب مخاطبان زیادی نیز به دست میآورند. مخاطب (فالوئر) زیاد همان برگ برنده درآمدزایی در اینستاگرام است. زمانی که صفحات به مخاطب زیاد برسند میتوانند با تبلیغ کردن برای شرکتها و اشخاص، یا حتی با ارئه خدمات و محصولات شخصی برای صاحب صفحه ایجاد درآمد کنند.
بسیاری از صفحات زنان که به تولید محتوای منظم میپردازند، علاوه بر ایجاد درآمد، به آگاهسازی مخاطبان و فعالیت اجتماعی نیز میاندیشند. این مسئله به این معناست که مخاطبان به صورت غیرمستقیم برای اطلاعات و خدماتی که از این صفحات دریافت میکنند به آنها منفعت مالی میرسانند. این منفعت مالی مخاطبان اغلب به صورت مستقیم و با پرداخت پول نیست بلکه تنها حضور آنها در صفحات باعث درآمدزایی صاحب صفحه میشود. به زبان ساده، میتوان گفت تولیدکنندگان محتوا در اینستاگرام هم به مخاطبان آگاهی و دانش میدهند و هم از این طریق درآمد کسب میکنند. اما زنان تولیدکننده محتوا اغلب در اینستاگرام در چه حوزههایی فعالیت میکنند و به آگاهیبخشی و اطلاعاتدهی در چه حوزههایی مشغولاند؟
برخی از پرطرفدارترین تولیدکنندگان محتوا در حوزههای روانشناسی و مهارتهای زندگی فعالیت میکنند. این صفحات از طریق پادکست یا پست، نکات روانشناختیای را که اغلب ما به صورت روزمره به آنها نیاز داریم در اختیار میگذارند. این نکات که اغلب با نوعی مثبتاندیشی و انرژیهای خوب همراه است، میتواند برای مخاطبان اینستاگرام بسیار جذاب و مفید باشد و به آنها کمک کند حس بهتری به زندگی داشته باشند یا راه حل مسائل و مشکلات خود را در آن بیابند. این صفحات علاوه بر تولید محتوا از طریق گفتوگوهای زنده، از روانشناسان و متخصصان نیز دعوت میکنند و به مسائل و سؤالات مخاطبان میپردازند.
برخی تولیدکنندگان محتوا کسانی هستند که شیوههای بهتر زیستن حوزه تخصصی صفحات آنهاست. بهتر زیستن به معنای شیوهای از زندگی است که آسیب کمتری به خودمان، دیگران و محیط زیست میزند. لذا زنان طرفدار محیط زیست یکی از این گروهها هستند. آنها دوستدار محیط زیست بودن را در زندگی روزمره به ما یاد میدهند. برای نمونه، «سبک زندگی بدون پلاستیک» یا «پسماند صفر» از این دسته است. این روشهای زندگی به ما میگوید چطور مصرف پلاستیک و سایر ضایعاتی را که به محیط زیست آسیب میزند در زندگیمان مدیریت کنیم و کاهش دهیم.
برخی دیگر از صفحات در راستای «زندگی مینیمال» تولید محتوا میکنند. زندگی مینیمال در مقابل زندگی تجملاتی و سوییتهومها که هفتههای گذشته درباره آنها نوشتیم قرار دارند. زندگی مینیمال بر مؤلفههای زندگی ساده و به دور مصرف زیاد را به مخاطبان آموزش میدهد. اینکه چگونه با وسایل محدود و زندگی ساده، نیازهای خود را پیش ببریم و از این طریق آرامش ذهنی و تمرکز بیشتر بر موضوعات مهمتر، زندگی را به دست بیاوریم.
زنانی نیز در اینستاگرام به فرهنگسازی برای کتابخوانی به عنوان ابزاری که زندگی ما را بهبود میدهد میپردازند. این صفحات کتابهای خوب را معرفی میکنند، دورههای کتابخوانی دستهجمعی میگذارند و از متخصصان و نویسندگان دعوت میکنند درباره کتابهای خوب صحبت کنند.
نویسنده: دکتر زهرا اردکانی ، پژوهشگر مطالعات رسانه ای زنان
پسر نوجوانم در فضای مجازی غرق شده است!
اطلاعات/ برای مطمئن شدن از کاری یا برای فهمیدن موضوعی نیاز به سرچی کوتاه در اینترنت داریم. گوشی را برمیداریم، وارد اینترنت میشویم. بعد از ساعتها به خودمان میآییم و متوجه میشویم همه کاری کردهایم جز آن کاری را که از اول قصد انجام دادنش را داشتیم. درست است که وصل شدن لحظهای به اینترنت در این سالها باعث پیشرفت ما شده است، اما استفاده از شبکههای اجتماعی فقط با اثرات و نتایج مثبت همراه نیست. حواسپرتی ناشی از شبکههای اجتماعی یکی از موارد منفی کار با آنهاست. برخی از آمارها نشان از این میدهد که کاربران شبکههای اجتماعی بهطور میانگین حدود ۲٫۵ ساعت در روز را صرف مشاهده آخرین بهروزرسانیها و مطالب دیگر مندرج در این شبکهها میکنند. زمان قابلتوجهی که اگر کنترل نشود ممکن است خیلی چیزها، از زندگی شخصی گرفته تا کار و بهرهوری را تحتتأثیر قرار دهد. اینکه چطور باید وابستگی به این شبکهها را کنترل کرد و به فعالیت در این فضاها سروسامانی داد، در این مطلب میخوانید.
هدفتان چیست؟
اول از همه به این سؤال جواب دهید که با محدودکردن استفاده از شبکههای اجتماعی میخواهید به چهچیزی برسید؟ ریختن برنامه برای محدودکردن استفاده از شبکههای اجتماعی تا حدود زیادی وابسته به پاسخی است که به این سؤال میدهید. چون جواب دادن به این سؤال باعث میشود که انتظارتان در این مورد متعادل شود. شاید اصلاً کار شما همیشه به فضای مجازی در ارتباط است و کنترل کردنش دشوار و حتی غیرممکن باشد. اما شاید هم از اینکه شبها تا دیروقت در شبکههای اجتماعی وقت میگذرانید خسته شدهاید و میخواهید شبها زودتر بخوابید. شاید یکی از شبکههای اجتماعی مورداستفاده درگیری ذهنی بدی برای شما ایجاد کرده باشد و دائم در حال مقایسه زندگی خودتان با دیگران هستید. شاید هم حواسپرتی ناشی از شبکههای اجتماعی به محیط کارتان کشیده شده باشد و بخواهید از این معضل خلاص شوید. هدفتان هرچه هست آن را بیابید و روی تکهکاغذی بنویسید. این تکهکاغذ را جایی بچسبانید که بیشتر روز جلوی چشمتان باشد ؛ مثلاً اگر استفاده از شبکههای اجتماعی فعالیتتان در محیط کار را تحتتأثیر قرار داده، کاغذ را روی صفحهنمایش در محل کار بچسبانید.
تغییر موقعیت گوشی!
شکل قرارگرفتن موبایل هوشمندی را که در دسترستان است تغییر دهید؛ مثلاً اگر در محیط کار گرفتار حواسپرتی ناشی از شبکههای اجتماعی میشوید، موبایل را بهپشت روی میز کارتان بگذارید تا اگر پیام اطلاعرسانی روی نمایشگرش ظاهر شد، از دید شما مخفی بماند. یا حتی موبایلتان را در حالیکه اینترنتش قطع است، از داخل کیفتان بیرون نیاورید. اینطوری کلا موبایلی جلوی چشمتان نیست که دائم بخواهید آن را چک کنید.
بیداری بدون موبایل
یکی از عادتهای ما آدمهای معتاد به موبایل و اینترنت این است که صبحها بهمحض بیدارشدن موبایل و شبکههای اجتماعی را چک میکنیم. اگر شما هم جز این افراد هستید، خواهناخواه کمی از وقتتان با گشتزدنهای بیهوده در صفحات شبکههای اجتماعی هدر خواهد رفت و اصلاً شاید همان صبح خبری بخوانید یا عکسی ببینید که کل روز درگیر آن باشید. سعی کنید صبحها تا جایی که میتوانید در برابر وسوسه سرزدن به شبکههای اجتماعی مقاومت کنید. البته در موقعیتهای ضروری، مثلاً وقتی صبح قرار ملاقاتی دارید یا چیزی شبیه به آن، میتوانید این قاعده را نادیده بگیرید. صبحها سرتان را به کار دیگری گرم کنید؛ مثلاً میتوانید کمی ورزش کنید یا کتاب داستانی را دست بگیرید و بخوانید.
منطقه ممنوعه
اگر آدمی هستید که به قولهایی که به خودتان میدهید وفادار هستید و سرخودتان کلاه نمیگذارید، میتوانید قانونی برای خود وضع کنید و استفاده از موبایل هوشمند را در برخی از مناطق ممنوع کنید. جاهایی نظیر اتاقخواب، میز غذاخوری، اتاق کار در خانه و قسمتهای دیگری نظیر اینها از جمله مکانهاییاند که وجود موبایل هوشمند در آنها بسیار حواسپرتکن است.
تعداد پست گذاشتن را کم کنید
بسیاری از ما از شبکههای اجتماعی استفاده میکنیم تا رخدادهای زندگی و دستاوردهایمان را با دیگران به اشتراک بگذاریم. شبکهای نظیر اینستاگرام که همیشه درحال استوری یا پست گذاشتن در آن هستیم، گواه این موضوع است. ما هروقت در این فضا چیزی را بارگزاری میکنیم درواقع میخواهیم مدام چک کنیم که چه کسی آن پست را دید، چه نظراتی گذاشتند و چند نفر اظهار نظر کردند. این بهخودیخود وقت زیادی از ما میگیرد. باید خود را به این محدود کنید که در طول روز، در هرکدام از پلتفرمها، فقط یک بار پست بگذارید و نه بیشتر. به این شکل هم ارتباطتان با دیگران را حفظ خواهید کرد و هم به کار و زندگی شخصیتان خواهید رسید.
استفاده از وببلاکرها
درحال کار کردن هستید و از مرورگر ویندوز استفاده میکنید. کار کردن حس ملال به شما میدهد و لحظهای وسوسه میشوید تا برگه جدیدی باز کنید و سری به یکی از شبکههای اجتماعی بزنید. این لغزش کوچک همان و هدررفتن سیچهل دقیقه از زمان کاری شما همان. اما چرا از همان اول وبسایت شبکههای اجتماعی را در محیط کارتان مسدود نکنید؟
مسدودکنندههای اینترنتی یا همان وببلاکرها این امکان را به شما میدهند. میتوانید در ساعات کاری فعالشان کنید و از آنها برای مقابله با حواسپرتی ناشی از شبکههای اجتماعی بهره بگیرید.
شناسایی هشتگ های سمی و آزاردهنده اینستاگرام!
خراسان/ فهرستی از هشتگها و صفحات اینستاگرامی مثل زردها، اداییها، غرغروها و … که دنبال کردنشان آسیبزاست.
شما در اینستاگرام چه صفحاتی را دنبال میکنید؟ از آنهایی هستید که 10برابر فالوئرهایشان، دنبالشونده دارند یا جزو گروهی که انگشتشان به سادگی روی دکمه فالو نمینشیند؟ اینستاگرام، جز برای کسانی که کار و درآمدشان به آن وابسته است، فضای مفرحی است که چند ساعتی توی روز میشود با آن سرگرم شد. به همین دلیل خیلیها چندان جدیاش نمیگیرند و دقت و حساسیتی خرج آن نمیکنند. ما بخشی از زمان خود در طول روز را صرف این فضا میکنیم و -بخواهیم یا نه و بدانیم یا نه- از آن تأثیر میگیریم. همانطور که همصحبتهایمان را انتخاب میکنیم و هرکسی را به دایره معاشرانمان راه نمیدهیم، بهتر است حواسمان به این رفیقِ مجازی هم باشد. اگر میخواهید از این به بعد آگاهانهتر با اینستاگرام مواجه شوید، این فهرست سیاه به کمکتان میآید.
زردها
اگر اینستاگرام را برای مطلع شدن از اخبار دنبال میکنید، مراقب صفحات زرد باشید. اخبار دروغ، شایعه و دامن زدن به دعواهای قطبی، تخصص آنهاست. زردها، با ترفند شلوغکاری و اغراق شما را به ساعتها چرخیدن توی صفحهشان، وادار میکنند. برگ برنده این صفحات، دست گذاشتن روی حوادث و ماجراهایی است که در رسانههای رسمی پوشش داده نمیشوند؛ عکسهایی که آنجا میبینید و ادبیاتی که بهکار میبرند، در رسانههای رسمی جایی ندارد پس به شما القا میکنند که با وقتگذراندن در صفحاتشان درحال کسب خبر و اطلاعات مهمی هستید اما وقتی بالاخره چشمتان از دیدن آنهمه عکس و رنگ جیغ درد میگیرد، اگر کسی ازتان بپرسد «چه خبر؟»، حرف مهمی برای گفتن نخواهید داشت.
چطور تشخیص بدهیم؟
همه پستهای چنین صفحاتی، عکسهایی است که متن، با فونت درشت و پسزمینه رنگی روی آنها کار شده است. کلیدواژههای محبوب و هشتگهای پرکاربردشان، «جنجالی» و «دیده نشده» است و معمولا تیتری که روی عکس میزنند، با متنِ پست و محتوای ویدئو متفاوت است.
اداییها
اگر اینستاگرام را برای آشنایی با سبک های زندگی متفاوت دنبال میکنید، حواستان به «ادایی»ها باشد. اینها کسانی هستند که ادای زندگی کردن درمیآورند. در صفحات آنها مثل تبلیغات تلویزیون، همه چیز تمیز و مرتب و رنگارنگ است با این تفاوت که ما تبلیغات را باور نمیکنیم. یعنی میدانیم یخچالها خلاف آنچه در تلویزیون نشان داده میشود، همیشه پر از میوه و خوراکی نیست و مامانها به بچهای که لباسهایش سرتاپا گلی است، لبخند نمیزنند اما اداهای اینستاگرامی برای خیلیهایمان باورپذیر است. این صفحات، با لحنی صمیمانه و ثبت عکسهایی از جزئیات زندگی روزمرهشان به شما القا میکنند که درحال تماشای واقعیت هستید؛ واقعیتی که با زندگی خودتان تفاوت زیادی دارد.
چطور تشخیص بدهیم؟
راحتترین راه برای تشخیصشان، همان شباهت با تبلیغات تلویزیونی است اما از کلیدواژهها و هشتگهای موردعلاقهشان «لاکچری»، «عشق»، «زندگی زیبا» و «همسری» هم میشود پیدایشان کرد.
غرغروها
اگر اینستاگرام را برای ارتباط با کسانی دنبال میکنید که در دنیای واقعی، در دسترس نیستند، حواستان به غرغروها باشد. بعضی کاربران اینستاگرام از این رسانه بهعنوان فضایی برای نقد و تحلیل و بررسی استفاده میکنند. دنبال کردن این افراد درمقایسه با دو گروه بالا، مفیدتر به نظر میرسد چون بههرحال چیزی به دانستههای ما اضافه میکنند اما همیشه هم اینطور نیست. بعضی از افرادِ این فهرست در طول فعالیتِ مجازیشان سابقه نقد و اعتراض و گلایهای داشته اند که ازسوی فالوئرهایشان بازخورد مثبت گرفته است و دیگر حاضر نیستند قیدِ نق زدن را بزنند. ما از آنجایی که به دانش و رزومه این افراد اعتماد داریم، بهراحتی دل به گلایههای ناتمامشان میدهیم و فراموش میکنیم دایم درمعرض ناراحتی بودن، هیچ کمکی به حل مشکلات و رفع ناراحتیها نمیکند و چهبسا انگیزهمان برای تغییر را هم از بین ببرد.
چطور تشخیص بدهیم؟
غرغروها شامه خوبی در پیدا کردن اخبار دردناک در همهجای جهان دارند. کلیدواژههایشان، «افسوس» و «افشاگری» و کلمههای ثقیل است و فالوئرهایشان هم معمولا «استاد» صدایشان میکنند.
کودکآزارها
اگر عاشق بچهها هستید و اینستاگرام را برای دیدن بامزگیها و شیرینزبانیهای آنها دنبال میکنید، از کودکآزارها فاصله بگیرید. کودکآزارهای اینستاگرامی، بچهها را کتک نمیزنند و به کارکردن در خیابان وادارشان نمیکنند اما کودکآزارند چون فیلم و عکسهای فرزندشان را در فضای مجازی منتشر و با این کار، به حریم خصوصی او تعرض میکنند؛ بهواسطه زیبایی و شیطنت کودکشان، تبلیغ میگیرند. تبلیغ هم همان چندثانیهای نیست که شما میبینید. قبلش فیلم و عکسِ تبلیغاتی، بارها خراب شده و بچه بارها مجبور شده ژستی یا جملهای را تکرار کند. گرچه درظاهر ، خبری از لباس کثیف و پاره نیست اما این بچهها درست مثل بچههای توی خیابان، ابزار پول درآوردن هستند.
چطور تشخیص بدهیم؟
خب راه تشخیص خیلی ساده است اما محبت کلامی و خوشپوشی و امکانات و اسباببازیهای کودک، ما را فریب میدهد. کودکآزارها چه خودشان به اشتباهشان آگاه باشند و چه نباشند، با در ویترین قراردادن فرزندشان و لایک و کامنت گرفتن بهواسطه کارهایش درحال آسیب زدن به او هستند. ما هم با دنبال کردن این صفحات، در این رفتار اشتباه شریک میشویم.
نویسنده : الهه توانا| روزنامهنگار
شناخت رسانهها و آگاهیبخشی زنان در برخورد با انواع محتوا
شهربانو/ زنان به عنوان بخشی اعظم از مخاطبان رسانهها و شبکههای اجتماعی مجازی، در مواجهه با محتوای رسانهها چه برخوردی دارند؟ آنها از چه قشر، سن و با چه تحصیلاتی هستند و نظام فرهنگی جامعه آنها چیست؟ امروزه با توجه به تعدد رسانهها از جمله تلویزیون و رادیوها، کتابها، روزنامهها، انواع شبکههای اجتماعی مجازی نظیر تلگرام، اینستاگرام، توییتر، فیسبوک، واتساپ و غیره، این سؤال مطرح میشود که زنان اغلب از چه رسانههایی و چه نوع محتواهایی استفاده میکنند و چگونه از آنها تأثیر میپذیرند؟ با توجه به انواع رسانهها و فضای مجازی و دسترسی همگان به اینترنت، امنیت و سلامت روان زنان و وابستگی و نوعی اعتیاد اینترنتی، در عصر ارتباطات و انواع رسانههای جمعی، مسئلهای حائز اهمیت است که تحقیقات متعددی را میطلبد .داشتن آگاهی و آموزش در روبهرو شدن با انواع پیامها توسط زنان مخاطبان بسیار حائز اهمیت است. فضای مجازی از افراد حقیقی تشکیل شده است. بنابراین زنان به صورت خود آگاه و نا خودآگاه تحت تأثیر محتواها قرار میگیرند و بر اساس میزان آگاهی، آن محتوا را تأیید یا رد میکنند.
«نظریه تزریقی» و «نظریه استفاده و رضایتمندی» بیانگر این مهم است. نظریه تزریقی یا گلوله جادویی نشاندهنده آثار مستقیمی است که رسانهها بر مخاطبان میگذارند. این نوع نظریه در تبلیغات نازیها در دهه ۱۹۴۰ کارایی داشت. این نظریه، به عنوان یک تئوری گرافیکی، پیام رسانهها را یک گلوله شلیک شده از تفنگ رسانه میداند که به بیننده برخورد میکند. مطابق این نظریه، پیام رسانه به طور مستقیم به مخاطب تزریق میشود و مخاطبان کاملا منفعلاند و نمیتوانند از تأثیر رسانهها بگریزند .این نظریه مصداق الگوی تأثیر مطلق محتوای رسانهای بر نگرش و رفتار مخاطبان است و گویای آن است که محتوای رسانهها و پیامهای رسانهای به طور یکسان و یکنواخت به همه مخاطبان میرسد و تأثیری مستقیم و فوری بر جای میگذارد.
زنان اغلب در معرض چه محتواهایی از رسانهها هستند؟ آیا آن محتوا را خودشان گزینش و انتخاب میکنند یا در هجوم انواع شبکههای اجتماعی و رسانهها و تبلیغات، منفعل و مسخشدهاند؟ زنان تحت چه آسیبهای روحی و روانی و تضاد و دوگانگی، در برخورد با محتواهایی که با ارزشهای محوری آنها در نظام فرهنگی جامعه و هویت اجتماعی آنها سازگاری ندارد، قرار میگیرند؟ از لحاظ آسیبشناسی رسانهها، مصرف رسانهای نوعی فرهنگ رسانهای در اقشار و سطوح مختلف جامعه بهویژه زنان ایجاد کرده است که گاه با فرهنگ بومی و اجتماعی در تضاد است. مادامی که خودباوری و آگاهیرسانی و جایگزینی برای محتواهای رسانههای فرامرزی وجود نداشته باشد و اطلاعرسانی و آموزش به زنان و افراد جامعه از طریق متخصصان از جمله صاحبنظران علوم ارتباطات و رسانهها، جامعهشناسان، روانشناسان و نویسندگان صورت نگیرد، زنان میتوانند تحت تأثیر انواع محتوای رسانههای خارجی و شبکههای اجتماعی که با اهداف خاص و تبلیغات آشکار و پنهان برنامهریزی شده است قرار گیرند. البته تمامی پیامها و محتواهای رسانهها برای زنان باعث آسیبرسانی نیست و چه بسا محتواهای آموزشی بسیار خوبی نیز وجود دارد، اقتصاد سیاسی رسانه و زیر بنای رسانهها و محتواهای آنها باید توسط متخصصان مورد بررسی قرار گیرد که چه نوع محتواهایی را برای چه قشری و با چه هدفی تولید میکنند. این رسانهها از سوی چه افرادی حمایت میشوند؟ شبکههای اجتماعی مجازی با چه هدفی چنین تبلیغات خاصی را راهاندازی میکنند؟ اینجا نظریه استفاده و رضایتمندی اشاره به این دارد که ضمن فعال انگاشتن مخاطب، بر نیازها و انگیزههای او در استفاده از رسانهها تأکید میکند و بر آن است که ارزشها، علایق و نقش اجتماعی مخاطبان مهم است و مردم براساس این عوامل آنچه را میخواهند ببینند و بشنوند انتخاب میکنند. پرسش اساسی نظریه استفاده و رضامندی این است که چرا مردم از رسانهها استفاده میکنند و آنها را برای چه منظوری به کار میگیرند. پاسخ بهاجمال این است که مردم برای کسب راهنمایی، آرامش، سازگاری، اطلاعات و شکل گیری هویت شخصی، از رسانهها استفاده میکنند «دنیس مک کوئیل استاد و نظریهپرداز ارتباطات».لذا شناخت رسانههای داخلی و خارجی و سواد رسانهای، بررسی و تحلیل پیامهای ارتباطی و زیر ساختی آن، مانند متنها، صداها، تصاویر هر کدام می تواند مورد تحلیل و بررسی موشکافانه قرار گیرد تا زنان را از آسیبهای احتمالی محتوای پیام ها حفظ کند و در مقابل محتواهایی نیز باعث رشد و تعالی آنان شناسایی و تفکیک شود. اینجا این سؤال مطرح میشود که شما، زنان، اغلب از چه شبکههای اجتماعی مجازی و از چه رسانههایی استفاده میکنید و دلیل آن چیست. ابتدا باید پاسخ هایی برای خودتان داشته باشید. حتما آنها را یادداشت کنید.
فرانک رحیمی دکتری علوم ارتباطات
زن عاشق فضای مجازی خطاب به همسرش: فالوورهایم برایم مهم هستند
ایران/ زن عاشق فضای مجازی خطاب به همسرش:من نمیتوانم مثل زنهای سنتی، بوی پیاز داغ بدهم. فالوورهایم برایم مهم هستند
در گزارش زیر ماجرای اختلاف یک زوج جوان را می خوانید.
شاید تصویر ما از حضور زوجها در دادگاه خانواده زن و شوهرانی باشد که تا لحظه صدور حکم طلاق نیز باهم درگیر هستند و جز ابراز ناراحتی و بیان مشکلات یکدیگر حرفی ندارند. اما داستان زندگی پریسا و پرهام تا حد زیادی متفاوت است. حضورشان در طبقه دوم دادگاه خانواده نه با داد و فریادی همراه است و نه کسی آنها را همراهی میکند. هرکدام به گونهای که انگار نمیخواهند زمان را از دست بدهند با تلفن همراهشان سرگرم هستند. البته پرهام گهگاهی تلفنش زنگ میخورد و خیلی آهسته پاسخ میدهد اما پریسا فقط در حال رد و بدل کردن پیامهایی است که برای سرعت بخشیدن به آن ناچار است اغلب مواقع از انگشتان هر دو دستش استفاده کند!
دقایقی بعد منشی دادگاه با خواندن نامشان، آنها را آگاه میکند که باید وارد محکمهای شوند که ممکن است حکم آن مانع بودنشان در کنار یکدیگر شود…
بعد از ورود به شعبه، پریسا و پرهام هر دو با سلامی به فاصله 3 صندلی در یک ردیف نشستند و قاضی که مرد میانسالی بود، با بررسی دادخواستشان رو به پریسا کرد و گفت: خودت توضیح بده ببینم چه شده که تصمیم به جدایی گرفتی؟
پریسا پاسخ داد: اجازه بدهید از ابتدا بگویم. من و پرهام از طریق فضای مجازی با هم آشنا شدیم و پس از 3 ماه که فکر میکردیم همدیگر را شناختهایم و به هم علاقهمند شدهایم تصمیم به ازدواج گرفتیم. 3 ماه بعد خیلی عاشقانه زیر یک سقف رفتیم و زندگی مشترکمان را آغاز کردیم و بعد از 6 ماه هم به این نتیجه رسیدیم که دیگر نمیتوانیم زندگی مشترکمان را ادامه دهیم…
در این میان پرهام حرفهای پریسا را قطع کرد و گفت: چرا کامل توضیح نمیدهی؟! چرا نمیگویی که در این 6 ماه ما چند ساعت با هم صحبت کردیم و چند مرتبه بیرون رفتیم؟!
پریسا پاسخ داد: تو صبح تا عصر سر کار هستی و از ابتدا هم میدانستی که من عاشق فضای مجازیام و دوست دارم بیشتر وقتم را در آنجا بگذرانم. اما تو نه تنها من را درک نکردی، بلکه در این مدت تلاش کردی تا همین دلخوشی را هم از من بگیری…
پرهام رو به قاضی گفت: جناب قاضی! من پریسا را دوست دارم واقعاً قصدم گرفتن دلخوشی او نیست اما وابستگی او به فضای مجازی کاسه صبرم را لبریز کرده. او یک پنجم وقتی را که برای پیگیری دنبال کنندههایش میگذارد برای ساختن زندگیمان صرف نمیکند. حتی همین چند دقیقه پیش هم که پشت در اتاق شما بودیم یک لحظه از گوشیاش جدا نشد. انگار نه انگار که زندگیمان در حال نابودی است.
قاضی نگاهی به پریسا کرد و پرسید: آیا همسرت درست میگوید؟!
پریسا جواب داد: نمیگویم وابسته نیستم اما پرهام هم خیلی اغراق میکند. من نمیتوانم از دوستانم در فضای مجازی دل بکنم و مثل زنهای خانهدار سنتی مدام بوی پیاز داغ بدهم و بچهداری کنم؛ زندگی از نگاه من این شکلی نیست.
قاضی گفت: یعنی هنوز هم خطر نابودی زندگیات را حس نکردهای؟! هنوز متوجه نشدی که دوستانت در آن فضا واقعی نیستند و فقط با ظاهر زیبا فریبت میدهند. هنوز متوجه غیرواقعی بودن زندگی آدمهای آنجا نشدهای؟!
در ادامه پرهام به پریسا گفت: اگر نمیتوانی خودت را اصلاح کنی و به خاطر زندگیمان دست از این اخلاقت برداری، بهتر است دیگر با هم ادامه ندهیم و من زندگی خودم را داشته باشم و تو هم با فضای مجازی زندگی کنی.
پریسا هم که از لحن و گفتار پرهام جا خورده بود، گفت: چه بهتر. من خیلی مشتاق ادامه زندگی با تو نیستم و بهتر است همین پیشنهادی را که دادی عملی کنیم.
قاضی از هردو نفر خواست تا سکوت کنند و بعد از چند لحظه گفت: مشکل شما حاد نیست و فعلاً شما را به مشاوره ارجاع میدهم تا بعد از چند جلسه مشاوره در مورد حکمتان تصمیم بگیرم.
امیرحسین صفدری کارشناس خانواده
متأسفانه این روزها توجه جوانها به فضای مجازی بیشتر از فضای حقیقی شده و همین عامل مشکلاتی را به وجود آورده که در برخی از آنها میبینیم که افراد ناچار به جدایی میشوند.
در زندگی مشترک اولویت زندگی زوجین در ابتدا باید زندگی واقعیشان باشد و باقی مسائل در اولویتهای بعدی قرار بگیرد. در غیر این صورت با مشکلاتی چون؛ عدم اولویتبندی، نداشتن هدف در زندگی، عدم مسئولیتپذیری، عدم وفاداری و تعهد روبهرو میشوند. ضمن اینکه اگر این زوج پیش از ازدواج شناخت کافی از علایق یکدیگر پیدا کرده بودند به طور قطع در همان ابتدا یا با آن کنار میآمدند یا ارتباطشان به ازدواجی بی حاصل و سطحی ختم نمیشد.
چگونه از فرزندان خود در فضای مجازی مراقبت نامحسوس کنیم؟
کیهان/ چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه مخالف باشیم و چه موافق، به هر حال امروز فضای مجازی دیگر به بخشی از دنیای واقعی ما تبدیل شده است.
همه ما و فرزندانمان ناچار هستیم که بخشی از امور خود را به وسیله اینترنت و شبکههای اجتماعی و در فضای مجازی بگذرانیم. این فضا برای بچهها دارای جاذبه است و پدر و مادرها با همه تمهیداتی هم که به کار ببرند، باز هم فقط تا حدی خواهند توانست تا مانع دسترسی فرزندانشان به فضای مجازی شوند.
بر این اساس، در کنار آگاه سازی مردم نسبت به مضرات فضای مجازی، باید به آنها آموزش داده شود که چگونه این تهدید را تبدیل به فرصتی برای اعتلا و ارتقای فرزندانشان کنند.
میتوان به صداوسیما هم پیشنهاد داد که در برنامهها و سریالهای خودش، به این موضوع هم توجه کند و در قالب نمایش و درام، نشان دهد که شبکههای اجتماعی و فضای مجازی چگونه میتوانند کارکرد مثبتی در یک خانواده داشته باشند. اما چگونه میتوان کودکان و نوجوانان را طوری هدایت کرد که در استفاده از تلفن همراه هوشمند و اینترنت و فضای مجازی، نه تنها آسیبی نبینند که از این فضا استفاده مثبت و مفید هم بکنند؟
شناخت سلیقه فرزندان و تهیه مطالب مورد نیاز آنها
* پدر و مادری که میخواهند بچههایشان استفاده مثبتی از فضای مجازی کنند، باید خودشان هم حضور سالمی در این فضا داشته باشند. وقتی خودمان اخلاق را در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی رعایت نمیکنیم، نباید انتظار داشته باشیم که فرزندانمان رعایت کنند.
*برای استفاده صحیح کودکان و نوجوانان از فضای مجازی، باید سواد رسانهای آنها را ارتقا دهیم. اگر فقط به بچهها بگوییم، از فضای مجازی استفاده منفی نکن، باعث سواد رسانهای در آنها نمیشود، بلکه باید بهطور مصداقی و دقیق به بچهها توضیح دهیم که هر مطلبی که با آن مواجه میشوند، چه مفهومی دارد و چگونه میتواند به او آسیب بزند.
* علاوهبر اینکه فرزندانمان را به رفتن در بخشهای مثبت فضای مجازی راهنمایی میکنیم، باید تا میتوانیم آنها را در دنیای واقعی نیز به فضاهای مثبت ببریم.
*یکی ازچیزهایی که موجب آسیب دیدن روابط والدین و فرزندان میشود،تأکید افراطی بر درس خواندن است! برخی از خانوادهها حتی در تعطیلات تابستانی هم بچههای خود را آزاد نمیگذارند و آنها را از صبح تا شب به کلاسهای مختلف میفرستند. یادمان باشد که بچهها به درس زندگی هم نیاز دارند.
*کاری که پدر و مادرها باید انجام دهند ارسال مطالب ارزشمند و محتویات خوب فضای مجازی برای فرزندانشان است. مثلا اگر کلیپ یا مطلب با ارزشی را میبینند که برای فرزندمان هم میتواند مفید باشد، برایش ارسال کنیم.
*باید سلایق فرزندانمان در فضای مجازی را بشناسیم و کانالها و صفحات مطابق با سلیقه آنها را شناسایی و در اختیارشان قرار دهیم. مثلا ممکن است یکی از فرزندان به مسائل آموزشی علاقه داشته و یا فرزند دیگرمان به زندگینامه شهدا علاقهمند باشد، پدر و مادر میتواند در دستیابی بچهها به این مطالب با آنها مشارکت کند. حتی پدر و مادرها گاهی میتوانند مطالب خوب را خودشان برای بچهها بخوانند یا پخش کنند.»