1+5 تفکر سمی که برای زندگی‌مان دردسر درست می‌کنند

1+5 تفکر سمی که برای زندگی‌مان دردسر درست می‌کنند
 ذهن‌خوانی| وقتی فکر می‌کنید بدون شواهد کافی می‌توانید حدس بزنید دیگران به چه چیزی فکر می‌کنند برای خودتان و روابط خانوادگی، کاری و دوستانه‌تان دردسر درست می‌کنید.
 پیش‌گویی منفی| این که درباره هر چیزی یک پیش‌بینی منفی و بد دارید؛ برای همین جسارت مواجهه درست و منطقی با اتفاقات را نخواهید داشت، خطر نمی‌کنید و رکود را ترجیح می‌دهید.
  فاجعه‌سازی| در حالت قبل راجع به اتفاقی که نیفتاده حس بد دارید اما در این حالت یک اتفاق کوچک را تبدیل به یک فاجعه با تمام ابعاد می‌کنید.
  نادیده گرفتن جنبه‌های مثبت| کارهای مثبت خودتان یا دیگران را پیش پا افتاده و ناچیز می‌بینید. مثال: «این کار از عهده همه بر میاد. شانسی موفق شده. شانسی پولدار شده. با کمک پدرش به جایی رسیده و…»
  نادیده گرفتن مسئولیت شخصی| همه مشکلات را ناشی از شرایط جامعه، پارتی‌بازی‌ها، رفتار دیگران و… می‌بینید و فراموش می‌کنید خودتان هم سهمی در مسائل داشته اید.
   شخصی‌سازی حوادث منفی| همان‌طور که ربط دادن هر اتفاق بدی به دیگران و نادیده گرفتن سهم خودتان اشتباه است، این‌که همه‌چیز را به‌خودتان نسبت بدهید و سهم شرایط، زمینه‌های اجتماعی و رفتار دیگران را نادیده بگیرید هم اشتباه است.
نویسنده : سیدسورنا ساداتی| ‌ روزنامه‌نگار موفقیت

خشمگین می شوم و بچه های بی گناهم را می زنم

مادر دو بچه هستم. گاهی موج عجیبی از خشم در سرم می‌پیچد و بچه‌های بی‌گناهم را می‌زنم. شاید علت آن به دوران کودکی‌ام بر می گردد! چون بچه طلاق هستم و کتک زیادی خوردم. شوهرم هم کار درستی ندارد و بیکار است.

پاسخ مشاور

چگونگی خشمگین‌شدن افراد در یک موقعیت یا محیط‌های اجتماعی از تفسیر معنای رویداد، اثر می‌پذیرد و تفاوت‌های فردی در نوع رویدادی که باعث خشم و عصبانیت می‌شود، متفاوت است. ممکن است فردی در مقابل انتقاد خشمگین شود، فردی دیگر وقتی که کنترل اوضاع و امور از دستش خارج می‌شود، عصبانیت و خشم را تجربه می‌کند. انواع رویدادهایی که خشم افراد را تحریک می‌کند، به طورمعمول به گذشته افراد و نیز به باورها و عقاید آن‌ها بستگی دارد. روش‌هایی برای کنترل خشم ممکن است در گذشته در زندگی تان مسائلی وجود داشته یادر حال حاضر هم مسائلی وجود داشته باشد که از کنترل شما خارج است و منجر می شود که در موقعیت‌هایی نتوانید خشم، ناراحتی یا اضطرابتان را کنترل کنید. این احساسات منفی همان‌طور که خودتان اشاره کردید نه تنها به خودتان بلکه به اطرافیان‌تان آسیب‌هایی وارد می‌کند که گاهی برای جبران و درمان آن به صرف زمان و هزینه‌های زیادی نیاز است.

برای کنترل خشم‌تان روش‌هایی را به شما پیشنهاد می‌کنم:

تمرین درک خشم: وقتی واکنش‌های خشم‌تان، مشکل‌ساز است، می‌توانید این تمرین را انجام دهید. ابتدا موقعیتی را که در آن خشمگین می‌شوید، توضیح دهید و یادداشت کنید (چه‌کسی؟ چه‌چیزی؟ کی؟ و کجا ؟) و بعد شدت خشم‌تان در آن موقعیت را مشخص کنید؛ مثلا ازصفر تا100 چه نمره‌ای به میزان خشم‌تان می‌دهید، ممکن است برای شروع، شدت خشمی که گزارش می‌دهید، بالا باشد و بعد از آن فکری که در موقع عصبانی‌شدن داشتید و تصاویر ذهنی در آن زمان را یادداشت کنید. این کار به شما کمک می‌کند نسبت به شدت واکنشتان به موقعیت‌هایی که بیشتر برای شما تحریک‌کننده است و همچنین افکار زمان عصبانیت‌تان آگاهی پیدا کنید.

بازسازی و تغییر افکار:

بعد از مدتی که تمرین درک خشم را انجام دادید و افکاری را که اصولا موقع تجربه خشم به سراغتان می‌آید، شناسایی کردید، حالا نوبت تغییر این افکار است. میزان باوری که به آن فکرها دارید، را مشخص کنید؛ مثلا: ممکن است در موقعیتی که عصبانی شده‌اید این فکر به ذهن‌تان آمده باشد که من در تربیت بچه‌هایم ناتوانم یا من مادر خوبی نیستم‌. میزان باورتان را به هر کدام از فکرها مشخص کنید و این که فکرِ «من مادر خوبی برای بچه‌هایم نیستم» را 70 درصد باور دارم و بعد شواهدی که فکرتان را تایید می‌کند و شواهدی که فکرتان را رد می‌کند، یادداشت کنید. مثلا با فکر «من مادر خوبی برای بچه‌هایم نیستم» می‌تواند این شواهد به ذهنتان بیاید: شواهد تایید: کتکش می‌زنم، سرش داد کشیدم.

شواهد رد:

برایشان غذا درست می‌کنم، به فکر تغذیه و سلامتی‌شان هستم، به فکر تحصیلشان هستم، شب‌ها برایشان قصه می‌گویم، آن‌ها را به پارک می‌برم و … این تمرین باعث می‌شود نگاه واقع بینانه‌تر و منطقی‌تری به موقعیت و افکارتان داشته‌باشید و بعد از تمرین مکرر می‌توانید فکر جایگزین منطقی را جایگزین فکر منفی هنگام خشم یا هر احساس منفی دیگر بکنید.

پیش‌بینی و آماده‌شدن برای رویدادهایی که احتمال عصبانی‌شدن در آن رویداد بالاست:

موقعیتی را شناسایی کنید که احتمال می‌دهید اضطراب و تنش زیادی در آن داشته‌باشید و خشم را تجربه کنید. درباره آنچه دقیقا می‌خواهید بگویید و نیز چگونگی بیان مسئله‌تان، برنامه‌ریزی و یادداشت و تمرین کنید. با این روش می‌توانید راهبردهایی را که برای مواجه‌شدن با آن موقعیت لازم دارید به دست آورید و وارد موقعیت شوید.

ایجاد وقفه:

ایجاد وقفه روش موثری برای مدیریت و کنترل خشم‌ است. در این روش هرگاه متوجه نشانه‌های خشم‌تان شدید، خودتان را از آن موقعیت دور کنید؛ مثلا وقتی احساس کردید کودکتان تکالیف درسی‌اش را به‌درستی انجام نمی‌دهد و شما کم‌کم علایم خشم را در خودتان احساس کردید ( افزایش ضربان قلب، تندی تنفس، تنش عضلانی و …) بلافاصله از اتاق خارج شوید به آشپزخانه بروید، چند نفس عمیق بکشید یا لیوانی آب خنک بنوشید و خودتان را با کاری مشغول کنید و بعد از چند دقیقه که احساس خشم‌تان کاهش پیدا کرد، می توانید بهترین و منطقی‌ترین راه برای برخورد موثر با کودکتان را انتخاب کنید.

مراجعه به روان شناس بالینی:

اگر این راهبردها را به کار بستید اما در اجرایش دچار مشکل شدید و به اندازه کافی برایتان کارساز نبود از متخصص مربوطه برای بررسی دقیق‌تر مشکلات‌تان، مهارت‌ها و راهبردهای لازم برای ارتباط موثر با دیگران و حل مسائل‌تان کمک بگیرید

 نویسنده : مائده نیازی فر دانشجوی دکترای روانشناسی بالینی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی

نشانه‌هایی که همسرتان علاقه اش را به شما از دست داده

گاهی ممکن است دوره‌هایی از بیگانگی در رابطه به وجود بیاید که در آن زندگی روزمره به روتین تبدیل می‌شود و ارتباط با شریک عاطفی تان دیگر مثل سابق نیست. شاید احساس کنید طرف مقابلتان در حال دور شدن از شماست. اما عجله نکنید، رابطه شما به پایان نرسیده. این از دست دادن علاقه شاید موقتی باشد و هنوز بتوان رابطه را نجات داد. 
  گاهی ممکن است دوره‌هایی از بیگانگی در رابطه به وجود بیاید که در آن زندگی روزمره به روتین تبدیل می‌شود و ارتباط با شریک عاطفی تان دیگر مثل سابق نیست. شاید احساس کنید طرف مقابلتان در حال دور شدن از شماست. اما عجله نکنید، رابطه شما به پایان نرسیده. این از دست دادن علاقه شاید موقتی باشد و هنوز بتوان رابطه را نجات داد.

چرا طرفین درگیر در یک رابطه علاقه خود را به یکدیگر از دست می‌دهند؟

دلایل اصلی که روانشناسان برای مشکل از دست دادن علاقه به شریک زندگی مطرح می‌کنند شامل عدم اعتماد به نفس، مراقبت و توجه بیش از حد، زمان بندی بد و پیش رفتن سریع و پرشور رابطه است که ممکن است باعث ترس شود.

نشانه‌هایی که می‌گوید شریک زندگی تان در حال از دست دادن علاقه اش نسبت به شماست

صرف نظر از مدت زمان رابطه، توجه به علائم احساس سرد شدن طرف مقابل، بسیار مهم و حیاتی است و با شناسایی هرچه سریع‌تر آن می‌توانید شانس بیشتری برای احیای رابطه خود داشته باشید.

۱. جایی در برنامه‌های آینده شریک زندگی تان ندارید

اگر پیش از این همیشه علایق و ترجیحات شما هم در برنامه ریزی‌های شریک زندگی تان در نظر گرفته می‌شد و حالا این موضوع تغییر کرده و خیلی اتفاقی از برنامه‌های او مطلع می‌شوید، یعنی شما و خواسته هایتان دیگر مورد توجه او نیستید. چنین نگرشی می‌تواند یکی از نشانه‌های از دست رفتن علاقه در رابطه باشد.

۲. شریک زندگی تان هیچ ابتکاری نشان نمی‌دهد

روابط بر اساس تعامل بین دو فرد رشد می‌کنند و شرط یک رابطه سالم مشارکت مساوری هر دو طرف است. وقتی یکی از طرفین دائما گزینه‌هایی را برای گذران وقت با یکدیگر پیشنهاد می‌کند و دیگری خیلی ساده می‌پذیرد این سوال به وجود می‌آید که آیا آن‌ها اصلا به با هم بودن علاقه دارند؟ تلاش یک طرفه در رابطه می‌تواند نشانه آن باشد که دیگری به آن نیاز ندارد.

۳. به ندرت رابطه جنسی دارید

رابطه جنسی بخش مهمی از هر رابطه است و اگر شریک زندگی تان دیگر به این کار علاقه‌ای ندارد، باید صدای زنگ خطر را بشنوید.

رابطه جنسی به دلیل ترشح اندروفین، دوپامین و تستوسترون برای هر دو طرف فواید عاطفی و فیزیکی دارد. البته با گذشت زمان اشتیاق برای برقراری رابطه جنسی بین همسران ممکن است کمتر شود که فرآیندی طبیعی است، اما از بین رفتن آن به‌طور کامل نشانه بدی است.

۴. جدایی عاطفی

کناره گیری عاطفی از شریک زندگی تان نشانه پنهان از دست دادن علاقه است. البته در برخی موارد می‌تواند مکانیزم دفاعی در برابر استرس، درد، اضطراب و تروما‌های قبلی نیز باشد.

بیگانگی عاطفی که مربوط به از دست دادن علاقه باشد، دارای نشانه‌های بیرونی است. نگاه نکردن شریک زندگی تان به چشمانتان هنگام حرف زدن یا حالت‌های بسته بدن هنگام صحبت با شما ازجمله مواردی است که باید به آن‌ها دقت کنید.

دیوار عاطفی همچنین می‌تواند نشانه از دست دادن اعتماد شریک زندگی تان به شما باشد. کسی که خود را از نظر عاطفی جدا کرده، آن‌طور که شما او را در اولویت قرار می‌دهید، به شما اولویت نمی‌دهد.

۵. زیاد صحبت نمی‌کنید

اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم، در مورد چیز‌هایی که واقعا مهم هستند، احساساتتان نسبت به همدیگر، ارزش‌های مشترک یا اولویت‌ها صحبت نمی‌کنید. حتی درباره سینما، موسیقی، سیاست و چیز‌های دیگر هم به ندرت با هم حرف می‌زنید. اگر این وضعیت برایتان آشناست، احتمالا همسرتان علاقه اش را به این رابطه از دست داده است؛ و مشکل اینجاست: مردم با هم زندگی می‌کنند، نه فقط به این خاطر که به همدیگر احساسات عاشقانه دارند، بلکه به این دلیل که به یکدیگر علاقه‌مند هستند. اگر علاقه‌ای نباشد احساسات نیز در خطر خواهد بود.

۶. دیگر دعوا نمی‌کنید

مشاجره بخشی از هر رابطه است. تعارضات و توانایی حل سازنده آن‌ها به دست یافتن به هماهنگی توسط زوج‌ها کمک می‌کند. مسلما نزاع در برخی موارد می‌تواند مخرب باشد، اما وقتی یکی از طرفین این مبارزه را نادیده می‌گیرد، اوضاع از آن هم بدتر است.

۷. رابطه شما متوقف شده است

بسیاری از روانشناسان بر این باورند که رابطه بین افراد فرآیندی پویا همراه با دوره‌های قاعده‌مند و روانی است. افراد ابتدا با یکدیگر ملاقات می‌کنند، سپس در بسیاری از موارد ازدواج، شروع به زندگی مشترک و بچه دار شدن می‌کنند. شرکایی که علاقه‌ای به پیشرفت ندارند ممکن است در هریک از این مراحل گیر کنند.

چطور می‌توانید علاقه شریک زندگی تان را دوباره به دست بیاورید؟

هرچه زمان بیشتری شریک زندگی تان را بشناسید، بیشتر به او عادت خواهید کرد. با گذشت زمان، رابطه عاشقانه شما ممکن است به یک روال معمولی تبدیل شود. اما مزیتی که در این حالت دارید این است که شریک زندگی تان را بهتر از هر کسی می‌شناسید و راحت‌تر می‌توانید سرد شدن او را تشخیص دهید.

ازجمله مواردی که می‌تواند به بهبود رابطه در این وضعیت کمک کند می‌توان به این موارد اشاره کرد:

یاد بگیرید شنونده خوبی باشید.

به ظاهرتان بیشتر توجه کنید.

دوباره با او به قرار ملاقات بروید و سعی کنید دوباره یکدیگر را بشناسید.

درباره خواسته هایتان حرف بزنید.

خودتان باشید.

از یک روانشناس یا درمانگر کمک بگیرید.

تمام بازیگران زن ایرانی که کت و شلوارپوش شدند

همین چند وقت پیش بود که تصاویری از ترانه علیدوستی در فستیوال کن با کت و شلواری صورتی رنگ منتشر شد. اگرچه انتقاداتی بر استایل او وارد شد و برخی نوع پوشش او را نپسندیدند، اما باید بپذیریم که این پوشش جذابیت خاصی به بانوان می‌دهد.

تمام بازیگران زن ایرانی که کت و شلوارپوش شدند

در یکی دو سال اخیر این کت و شلوارهای زنانه، در مدل‌ها و شکل‌های متفاوت محبوبیت بیشتری یافته‌اند. به حدی که بازیگران زن ایرانی را بارها با این کت و شلوارها دیده‌ایم. در ادامه با چی بپوشم همراه باشید تا نگاهی به استایل بازیگران زن ایرانی با کت و شلوار داشته باشیم و ثابت کنیم که چقدر این پوشش می‌تواند مناسب بانوان باشد.

ترانه علیدوستی

در همان ابتدای مطلب اشاره کردیم که ترانه علیدوستی اخیرا با کت و شلوار صورتی دیده شده، اما این اولین باری نبود که این بازیگر محبوب سینما را با پوشش کت و شلوار میدیدیم. تراه علیدوستی چند ماه پیش برای اکران فیلم اورکا به کانادا رفت و اتفاقا در اکران این فیلم هم دو بار با دو مدل کت و شلوار مختلف دیده شد. کت و شلوار اول که جنس متفاوت‌تری داشت و کت آن کوتاه بود.

تمام بازیگران زن ایرانی که کت و شلوارپوش شدند

و کت و شلوار دوم که راه‌راه بود و شباهت بیشتری به کت و شلوارهای اصطلاحا مردانه داشت. این مدل لباس‌ها هم حالت رسمی‌تری دارند و هم پوشیده و شیک هستند. پوشیده و شیک بودن شاید یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های بازیگران زن ایرانی در جشنواره‌های خارجی باشد.

تمام بازیگران زن ایرانی که کت و شلوارپوش شدند


مهناز افشار

پیش از خروج مهناز افشار از ایران، کمتر پیش می‌آمد که او را با استایلی متفاوت ببینیم. اما یکی از متفاوت‌ترین استایل‌های او، کت و شلواری بود که در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر به تن کرده بود. این کت و شلوار پارچه طرح‌داری داشت و به همین خاطر هم بیشتر جلب توجه میکرد. مهناز افشار هم آن را با کفش‌های کلاسیکی ست کرده بود که فرم استایل او را بیشتر شبیه به استایل‌های رسمی مردانه میکرد. هرچند که استایل ایرادات زیادی هم داشت.

تمام بازیگران زن ایرانی که کت و شلوارپوش شدند


ویدا جوان

ویدا جوان را می‌توانیم در دسته بازیگرانی قرار دهیم که معمولا استایل‌های متفاوت و جسورانه‌تری نسبت به بسیاری از بازیگران ایرانی دارد. او در جشنواره فیلم فجر سی و هشتم، کت و شلواری یشمی رنگ را انتخاب کرده بود که فرم کت و کمربند شلوار حالت رسمی و جذابی به او بخشیده بود. برخلاف مهناز افشار، ویدا جوان این کت و شلوار را با کفش‌های پاشنه بلند ست کرده بود. تناقض بین ظرافت کفش پاسنه بلند و کت و شلوار، استایل ویدا جوان را خاص‌تر و جذاب‌تر میکرد.

تمام بازیگران زن ایرانی که کت و شلوارپوش شدند


سمیرا حسن‌پور

حسن‌پور هم از آن دسته بازیگرانی است که او را بیشتر از یکبار با کت و شلوار دیده‌ایم. در آخرین دوره جشنواره فلم فجر، سمیرا حسن‌پور با کت و شلواری پشمی حاضر شد و آن را با مینی‌اسکارف جذابی که این روزها هم خیلی ترند است، ست کرده بود.

تمام بازیگران زن ایرانی که کت و شلوارپوش شدند

این بازیگر پیش از این هم در تصاویر آتلیه‌ای‌اش کت و شلوار طوسی رنگی از طراحی‌های شقایق تفرشی پوشیده بود و آن را با کفش‌هایی با پاشنه نسبتا کوتاه ست کرده بود.

تمام بازیگران زن ایرانی که کت و شلوارپوش شدند


نگار عابدی

نگار عابدی را نه در استایل شخصی‌اش، اما در استایلی که برای نمایش «اکلیل» داشت، با کت و شلوار مردانه دیده‌ایم. کت و شلوار او مشکی بود و آیتمی که استایل او را منحصر به فردتر می‎کرد، استفاده از کراوات مشکی در استایل بود. استایل خاص او در این نمایش با کفش‌های استیلتو به رنگ سیلور تکمیل شده بود.

تمام بازیگران زن ایرانی که کت و شلوارپوش شدند


ترلان پروانه

ترلان پروانه را چندین بار با کت و شلوارهای مختلف دیده‌ایم. او از مدل‌های برند کت و شلوار «خانه مد راد» بود و تصاویری که از او با کت و شلوار منتشر شده نشان می‌دهد که این نوع استایل‌ها اتفاقا به او می‌آید. خود ترلان پروانه هم حتما این موضوع را میداند که یکبار دیگر در اکران فیلم گربه سیاه هم کت طوسی مردانه‌ای را با شلوار لگ و چکمه ست کرد.تمام بازیگران زن ایرانی که کت و شلوارپوش شدند

تمام بازیگران زن ایرانی که کت و شلوارپوش شدند


هستی مهدوی

شاید یکی از خاص‌ترین استایل‌های کت و شلواری میان بازیگران زن را هستی مهدوی داشته. این بازیگر در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر، با کت و شلوار طوسی رنگی حاضر شد. نکته متمایز استایل او با کت و شلوارهای دیگر این لیست، کت بلند او و پوشیدن جلیقه از زیر کت بود. شاید اگر کت کمی کوتاه‌تر بود، هستی مهدوی شباهت بسیار بیشتری به بازیگران سریال پیکی بلایندرز پیدا میکرد. استفاده از ساعت قدیمی زنجیردار و پوشت هم استایل او را کلاسیک‌تر و شیک‌تر میکرد.

تمام بازیگران زن ایرانی که کت و شلوارپوش شدند


لیندا کیانی

چند وقت پیش لیندا کیانی در مراسمی در حاشیه فستیوال کن، با کت و شلوار مشکی‌رنگی حاضر شد. این کت و شلوار از طراحی‌های مسیح زاد بود و ترکیب آن، جلوه متفاوتی به لیندا کیانی داده بود. اما تصاویر دیگری هم از او با کت و شلوار اورسایز راه راهی پیشتر منتشر شده بود که در فضای مجازی جنجال بیشتری به پا کرده بود.

تمام بازیگران زن ایرانی که کت و شلوارپوش شدندتمام بازیگران زن ایرانی که کت و شلوارپوش شدند

تمام بازیگران زن ایرانی که کت و شلوارپوش شدند


سارا بهرامی

مگر می‌شود حرف از پوشش‌های متفاوت و خاص باشد و سارا بهرامی حرفی برای گفتن نداشته باشد؟ این بازیگر هم نه برای یک مراسم رسمی بلکه در تصاویر آتلیه‌ای‌اش با کت و شلوار مسکی رنگی دیده شده بود. او هم مانند هستی مهدوی، پوشیدن جلیقه زیر کت را ترجیح داده بود. البته جلیقه سارا بهرامی کوتاه‌تر بود و در کل ظاهر متفاوتی از هستی مهدوی داشت.

تمام بازیگران زن ایرانی که کت و شلوارپوش شدند

لوسیون آب برنج؛ دشمن پوست چرب

برنج یک دوست خوب برای زیبایی ماست، چون مواد مغذی آن ظاهر پوست را به طور محسوسی بهبود می دهد. لوسیون آب برنج نه تنها کثیفی سطح پوست را تمیز می کند، بلکه باعث کاهش مازاد چربی و بهبود جوش های سرسیاه می شود. تولید و ترشح چربی زیاد روی پوست مشکلی است که به واسطه تغییر در عملکرد غدد سباسه ایجاد می شود. غدد سباسه وظیفه تولید روغن های طبیعی را بر عهده دارد. این روغن ها علاوه بر مرطوب نگه داشتن پوست، سدی حفاظتی در برابر سموم و ترکیبات منفی و مضر محیط زیست ایجاد می کند. مشکل این جاست که با تولید زیاد چربی درپوست، منافذ پوستی مسدود می شود و به این ترتیب مشکلاتی مانند جوش های سرسیاه و آکنه بروز می کند. علاوه بر این، سبوم بافت چربی دارد و به همین دلیل سطح پوست شروع به برق انداختن می کند و کثیف به نظر می رسد. متاسفانه بسیاری از افراد روش کنترل مازاد چربی را نمی دانند و برای مقابله با آن از محصولاتی استفاده می کنند که pH پوست را به خطر می اندازد. به همین دلیل استفاده از محصولات طبیعی توصیه می شود، چون علاوه بر فرمول سبک آن، بدون ایجاد عوارض جانبی به کنترل چربی پوست کمک می کند. خوشبختانه لوسیون آب برنج خواصی دارد که مازاد چربی را از بین می برد و پوست را به طور عمقی تغذیه می کند. لوسیون آب برنج برای رفع مازاد چربی پوست نخستین بار خانم های ژاپنی بودند که فواید آب برنج را برای پوست کشف کردند، چون متوجه شدند در مزارع کشت برنج دست هایشان بسیار نرم می ماند. برنج یک ماده غذایی است که در همه جای دنیا پیدا می شود و در بین غلات جایگاه ویژه ای دارد. این ماده غذایی خواص زیادی نیز دارد و علاوه بر انرژی رسانی به بدن نیازهای آن را تامین می کند. امروزه با توجه به وجود محصولات آرایشی بهداشتی متنوع که در جهان تولید و مصرف می شود، بیشترافراد از خواص زیبایی برنج غافل اند؛ در حالی که از صدها سال پیش در فرهنگ شرقی از این ماده به عنوان ماده ای جوان کننده استفاده می شد. استفاده از این لوسیون طبیعی به تنظیم pH طبیعی پوست صورت کمک می کند و علایم مشکلات مزمنی همچون آکنه کیستی، اگزما و پسوریازیس را بهبود می دهد. استفاده از آب برنج همچنین به عنوان یک محصول روشن کننده پوست توصیه می شود، چون باعث کاهش لکه های قهوه ای روی پوست می شود.

چرا از نظر ژنتیکی بیشتر شبیه پدرمان هستیم تا مادرمان؟

در مدرسه، همه ما در مورد نحوه به ارث بردن مساوی ژن‌ های پدران و مادرانمان یاد می گیریم. با این حال، مطالعه ای اخیرا نشان داد که آنچه به ما آموزش داده شده ممکن است کاملاً دقیق نباشد. این مقاله توضیح می دهد که چرا همه ما از نظر ژنتیکی کمی بیشتر شبیه پدران خود هستیم.

 به طور کلی، ما هنوز ۵۰ درصد مادر و ۵۰ درصد پدرمان هستیم. بحث‌های همیشگی در مورد اینکه آیا کودک بیشتر شبیه پدرش است یا شبیه مادرش، اکنون می‌تواند با آرامش به پایان برسد. هر کدام از ما نیمی از ژن های خود را از پدر و نیمی از آن ها را از مادر خود به ارث می بریم. افراد معمولا ۲۲ کروموزوم غیرجنسی جفتی و ۲ کروموزوم جنسی دارند. کروموزوم‌های این جفت‌ها فقط کپی‌هایی از یکدیگر هستند؛ یکی از پدر و دیگری از مادر. با این حال، ۲ کروموزوم آخر جنسیت نوزاد را تعیین می کند و پدر مسئول انتقال ژن است و از نظر زیستی کودک را مرد یا زن می کند.

 ظاهر ما به این بستگی دارد که کدام ژن والدین ما غالب و کدام ژن مغلوب است. ژن های غالب قوی تر و مغلوب به نوبه خود ضعیف تر هستند. به عنوان مثال، ژن چشم های قهوه ای غالب است و ژن چشم های آبی یا سبز مغلوب است. این بدان معناست که اگر مادر، چشمان قهوه‌ای و پدر چشم‌های آبی داشته باشد، فرزند به احتمال زیاد چشم‌های قهوه‌ای خواهد داشت، زیرا ژن‌های مادر در این مورد قوی‌تر هستند.

 با این حال، ژن‌ های پدران بیانگرتر هستند. علیرغم تأثیر بسیار زیاد مادر بر ظاهر کودک، تحقیقات اخیر نشان می‌دهد، پستانداران که شامل انسان‌ها نیز می‌شود، در طول جهش، DNA بیشتری از پدران استفاده می‌کنند؛ فرآیندی که ما را به آنچه هستیم تبدیل می کند. محققان ارتباط بین DNA و جهش ها را آزمایش کردند. صدها ژن، عدم تعادل به نفع پدر را نشان دادند. اگرچه این فرآیند هنوز در انسان مشاهده نشده است، محققان نتایج این مطالعه را یک یافته تحقیقاتی جدید استثنایی می‌دانند که دری را به سمت یک منطقه کاملاً جدید از اکتشاف در ژنتیک انسانی باز می‌کند.

 با قوی‌تر بودن ژن‌های پدر، کودکان بیشتر در معرض بیماری‌هایی قرار می گیرند که از پدر به ارث می برند تا از مادر. یک جهش بد اگر از مادر یا پدر به ارث برسد، عواقب متفاوتی در بیماری خواهد داشت. از این رو، با مشاهده وضعیت سلامتی پدرتان، ممکن است بتوانید بیماری های احتمالی خود را در آینده پیش بینی کنید.

بیشتر بخوانید:

کودکانی که به دستگاه پول چاپ کنی والدینشان در فضای مجازی تبدیل شده اند

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی می گوید که سند حمایت از حقوق کودک و نوجوان در سال ۹۷ تصویب شده، اما هنوز به اجرا نرسیده است.
فضای مجازی بستری که برای برخی پدرو مادرها تبدیل به فضایی برای سوءاستفاده از کودکانشان شده است  و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی می گوید که سند حمایت از حقوق کودک و نوجوان که در سال ۹۷ تصویب شده هنوز اجرایی نشده است‌.

 

چرا باید جلوی فرهنگ‌سازی حجاب‌استایل‌ها گرفته شود؟!

عبای پر زرق و برقی به تن کرده و روسری‌اش را مدل‌دار بسته. جلوی دوربین چرخی می‌زند تا خوب مدل لباسش را نشان‌مان دهد. خوب به تنش نشسته! دست آخر هم لبخندی تحویل ما و دوربین می‌دهد. قشنگی صورتش نگاهم را جلب می‌کند. ته دلم حسرت زیبایی‌اش را می‌خورم. البته از حق نگذریم فیلتر و آرایشی که دارد در این زیبایی بی‌تاثیر نیست.

قرار است در چند استوری بعد رنگ‌های دیگر لباس را بپوشد تا انتخاب برایمان راحت‌تر شود. به فکر ما مخاطبانش است و نمی‌گذارد حوصله‌مان سر برود. هر بار که رنگ یا لباس جدیدی را می‌پوشد. کمی هم طنازی چاشنی‌اش می‌کند. یک‌بار به قول خودش چالش می‌گیرد و با هر چرخش‌اش رنگ لباس تغیر می‌کند. یک بار هم با آهنگ هم‌خوانی می‌کند و همراه خواننده قربان قد و بالای خودش می‌رود.

نوبت می‌رسد به لباس‌های‌خانگی، مهم نیست لباس‌ها چقدر کوتاه هستند و یا اصلا حدود شرعی حجاب را دارند یا نه؟! برای بعضی حجاب استایل‌ها منطق حجاب این است که فقط موهایشان پوشیده باشد و مابقی چیز‌ها چنان اهمیتی ندارد. به قول خودشان خدا ارحم‌الراحمین‌تر از آن است که به این چیز‌های کوچک خرده بگیرد. یا اصلا بعضی مسائل برای ۱۴۰۰ سال پیش بوده و حالا شرایط فرق کرده. نسخه‌ای که این خانم‌های مذهبی از دین به شما ارائه می‌دهند. چیزی است که هم به سلیقه مخاطب خوش بیاید و هم خودشان را محدود نکند. به قول معروف این جماعت هم خدا را می‌خواهند و هم خرما را. این‌بار شومیز کوتاه و شلوار بلندی می‌پوشد و جلوی دوربین می‌آید. تنش را بالا و پایین می‌آورد تا خوب همه‌ی ریزه‌کاری‌های لباس را توی تنش ببینیم. «دخترا ببیند چه قشنگه من که عاشقش شدم! می‌تونید علاوه بر خانه، توی سفر هم از این لباس استفاده کنید. خیلی راحت و شیکه!» خب پس از یک خانم محجبه تا اینجا یاد گرفتید در سفر چادر نپوشید و یک شومیز کوتاه و شلوار گشاد هم کفایت می‌کند!

ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود. کمی که صبر کنید آموزش ست کردن رنگ رژ لب تان با عینک دودی و اینکه کدام مدل خط‌چشم به چادرتان می‌آید هم به شما می‌گویند. اینکه کدام سالن زیبایی ناخن بکارید و روی پوست‌تان تتو بزنید که برای خانم‌های محجبه تخفیف داشته باشد هم معرفی می‌کنند. نمونه کار هم اگر خواستید ناخن‌های کاشت شده خودشان را نشانتان می‌دهند و می‌گوید مشتری دائم فلان سالن زیبایی هستند. نگران احکام شرعی هم نباشید. خانم‌های حجاب‌استایل برای هر کاری توجیه منطقی‌ای دارند که حتما شما را قانع می‌کند.

رقابت در هر حرفه‌ای عضو جدایی ناپذیر آن حرفه‌است. دنیای مد و لباس هم از این قاعده مستثنی نیست. برخی مزون‌ها و طراحان لباس‌های اسلامی برای جذب هرچه بیشتر مشتری لباس‌ها و چادر‌هایی تولید می‌کنند که حجاب را از معنا و مفهوم اصلی آن که پوشیدگی و سادگی است دور کرده است. در این بین حجاب‌استایل‌ها هم دست به خلاقیت زده‌اند و هر روز اکسسوری‌های مخصوص حجاب را به نمایش می‌گذارند و با پوشیدن برخی لباس‌ها و تبلیغ آن، پوشش اسلامی را به سمت وسوی دیگری سوق دادند. آن‌ها مدعی هستند که برخی افراد به دلیل همین پوشش شان جذب حجاب شدند و دلشان می‌خواهد مثل آن‌ها محجبه شوند. حالا بماند که این نوع پوشش اصلا با حدود شرعی حجاب سازگار است که بخواهد ترویج پیدا کند!

از حذف چادر تا استقاده از لباس‌های بدن‌نما

«قدم اول این حجاب استایل‌ها جذاب کردن چادر‌های نگین دار و عبا می‌باشد. قدم بعدی به رخ کشیدن تجملات زندگی مذهبی مثل داشتن گوشی‌های اپل و زیورآلات گران قیمت. اما بعد از این دو، گام بعدی حذف چادر و جایگزین کردن عبا‌های رنگی است. این عبا‌ها به مرور زمان جذب‌تر و کوتاه‌تر می‌شود و نهایتا به شلوار و پیراهن می‌رسد. اثرات این تبلیغات ضد فرهنگ ایرانی اسلامی، بالاتر از تصور ما است. خرید چادر نگین دار و عبای رنگی اصلا کار اشتباهی نیست، اما به مرور زمان این افراد در شبکه‌های اجتماعی با برندسازی و تبلیغات سوء تاثیرات خودشان را بر روی سبک زندگی ایرانی اسلامی خواهند گذاشت.»

این سبک زندگی اسلامی نیست!

یکی از حامین این کمپین دختر جوانی است که می‌گوید: «برخی از این حجاب‌استایل‌ها به شدت مصرف‌گرایی و تجمل‌گرایی را تبلیغ می‌کنند. طوری که هرکس دنبال‌شان کند. کم‌کم به او تلقین می‌شود که چقدر زشتم باید آرایش کنم. تیپم خوب نیست! وسایلم اصلا شیک نیست و باید مثل فلان بلاگر خرید کنم و از همان برند‌هایی بخرم که آن دارد. چقدر وسیله کم دارم. گاهی وقت‌ها بعضی وسایلی را که اصلا استفاده نداری دغدغه خریدشان را پیدا می‌کنی. چرا؟! چون فلان بلاگر تبلیغ کرده و طوری از آن وسیله عکس گذاشته و درباره اش حرف زده که آدم فکر می‌کند اگر آن را نخرد از دنیا عقب افتاده است. درصورتی که بخش زیادی از آن لباس‌ها، چادر، یا وسایلی که هر روز به مخاطبان نشان می‌دهند. برای خودشان نیست و صرفا برای تبلیغات گرفته‌اند تا درآمد کسب کنند. اما مخاطب که متوجه این چیز‌ها نیست.»

او درباره تاثیر حجاب استایل‌ها در زندگی‌اش اینطور روایت می‌کند: «برخی از آن‌ها با عنوان حجاب استایل تعداد فالور‌های پیج‌شان را بالا می‌آورند و برای جذب بیشتر مخاطب دست به هر کاری می‌زنند حتی اگر با حجاب شان سازگاری نداشته باشد. من مدت زیادی تعدادی از بلاگر‌ها و حجاب استایل‌ها را دنبال کردم. آن هم فقط بخاطر اینکه قرار بود ملزومات حجاب را معرفی کنند و سبک‌زندگی اسلامی ترویج بدهند. اما بعد از مدتی، از دنبال کردن‌شان منصرف شدم. چون به عنوان یک مخاطب به من القا می‌شد که می‌توانم چادر را بزارم کنار و عبا جایگزینش کنم.

اصلا چرا چادر بپوشم وقتی عبا هست؟! یا اینکه چه اشکالی دارد باچادر آرایش داشته باشم. این کار اسمش جلب‌توجه نیست فقط معنی‌اش زیبایی در کنار حجاب است یا رنگ‌های جذاب و لباس‌های پر زرق و برق منافاتی با حجاب ندارد. درصورتی که پوشش فاطمی باید پوششی ساده و سنگین باشد. منصرف شدم، چون قرار بود سبک پوشش و زندگی‌ام با الگوگرفتن از آن‌ها بهتر بشود. اما بهتر که نشد هیچ بدتر هم شد! چادرم را کم‌کم گذاشتم کنار، حرص خرید افتاده بود به جانم، لازم نداشتم، ولی می‌خریدم. به خودم که آمدم دیدم دارم مسیر را اشتباه می‌روم. اما متاسفانه این دام آنقدر جذاب و فریبنده است که خیلی از هم‌سن و سال هایم را درگیر خودش کرده.»

چند فریم با جسد حیوان خانگی، چند هزار دنبال‌کننده

کسانی که حیوان خانگی دارند رفتارشان هنگام از دست دادن حیوان به گونه‌ای است که انگار قرار است محبوب‌ترین فرد زندگیشان را از دست بدهند.

برای خیلی‌ها همه چیز از پیشنهاد یک دوره اتانازی شروع می‌شود. سگ یا گربه شما دیگر با نشاط نیست. در خانه از این طرف به آن طرف نمی‌رود. چیزی را به هم نمی‌ریزد. اشتها ندارد. تمایلی به گردش روزانه نشان نمی‌دهد و از همه مهم‌تر این که دوره بیماری‌اش کش آمده و درد می‌کشد. کاری از دامپزشک ساخته نیست و این پیشنهاد اعضای یک خانواده و یا صاحب اصلی یک حیوان را به هم می‌ریزد. زندگی روزمره مختل می‌شود.

رفتار بیشتر این آدم‌ها طوری است که انگار قرار است محبوب‌ترین فرد زندگی شان را از دست بدهند. دامپزشک اصرار دارد که این اتفاق در کلینیک بیفتد. اما خیلی‌ها حاضرند پول بیشتری بپردازند تا دامپزشک برای تزریق‌های محرک مرگ آرام حیوان به خانه شان برود. برای بعضی‌ها این دوره کوتاه یک روزه با تزریق‌های زمان دار به سختی مرگ یک عزیز می‌گذرد. اما خیلی‌های دیگر هستند که در همین لحظات هم دست از شوآف بر نمی‌دارند. مرتب عکس می‌گیرند و در صفحه مجازی شان عکس‌های ناگواری از جسد حیوان منتشر می‌کنند و کپشن می‌زنند: «بچه‌ام مرد!» سیل تسلیت است که تا روز‌های بعد دریافت می‌کنند و صد البته تعداد دنبال کننده‌های شان دو برابر می‌شوند.

لطفا با جنبه باشید!

استارتر، یک تاپیک در یکی از تالار‌های گفتگوی مشهور است. عنوان تاپیک این است: «لطفا با جنبه‌ها بیان.» در ادامه ماجرای از دست دادن سگ ۳ ساله اش را مطرح کرده است. می‌گوید شب‌ها خواب ندارد. نتوانسته در ۳ امتحان آخر دانشگاه شرکت کند. همسرش را مقصر می‌داند. آرزو می‌کند او هم مثل سگش زجر کش شود. همسرش را مقصر مرگ زودهنگام حیوان خانگی شان می‌داند. می‌خواهد قلاده سگش را قاب کند و به دیوار بزند تا گوشه‌ای از خانه محل یادبود او باشد. اما شوهرش دوباره مانع این کار شده است.

نیاز به دلداری دارد. اما کسی درکش نمی‌کند. جالب اینجاست که در این پیام‌ها با جنبه‌های زیادی این تاپیک و استارتش را تحویل گرفته‌اند. خیلی‌ها دلداری اش داده‌اند و بعضی‌ها با پیشنهاد یوگا و مدیتیشن و انرژی درمانی سعی داشته‌اند از تجارب موفقیت‌آمیز خودشان در گذر از مراحل سوگ حیوان خانگی شان بگویند. اما ماجرا به همین جا ختم نمی‌شود. تجربه برخی از خانواده‌هایی که این موضوع را از سر گذارنده‌اند به قدری تلخ بوده که برای همیشه دور نگهداری از حیوان خانگی را قلم گرفته‌اند.

دو سال است که هیچ هدیه‌ای دخترمان را خوشحال نمی‌کند

دو سال می‌شود که مسیر همیشگی مدرسه دختر ۹ ساله اش را تغییر داده است. مجبور است از راه پر ترافیک دیگری تردد کند تا دخترش به گریه نیفتد و بهانه نگیرد. فرانک می‌گوید دخترش دو سال پیش در کلینیکی که نزدیک به مدرسه اش بوده سگ کوچک شان را از دست داده است: «ملیسا تک فرزند بود. به دلیل مشغله‌های پدرش و شاغل بودن من خیلی از اوقاتش به تنهایی می‌گذشت. تعدادی از دوستان مان این پیشنهاد را کردند که برای پر کردن تنهایی دخترمان یک سگ به خانه بیاوریم.» ادامه روایت فرانک از وابستگی شدید دخترش به این سگ حکایت دارد: «ملیسا به قدری به سگ‌مان وابسته شده بود که ما دیگر کمتر به مسافرت هوایی می‌رفتیم تا سگ‌مان بی دردسر در مسافرت‌ها هم همراه ما باشد، چون دخترم راضی نمی‌شد که برای چند روز از او جدا بماند.

با سگ‌مان غذا می‌خورد و بازی می‌کرد و می‌خوابید و به گردش می‌رفت. تا این که این سگ دچار نوعی مسمومیت از غذای خشک شد که برندی فرانسوی داشت و البته با تاریخ گذشته وارد کشور شده بود. رفلاکس شدید دو ماه ادامه داشت. دخترم شاهد حال بد این سگ کوچک بود و خودش هم مدام غصه می‌خورد و دیگر با کسی حرف نمی‌زد تا این که این بیماری با مرگ در کلینیک نزدیک مدرسه دخترم به پایان رسید و تازه مشکلات ما شروع شد.» دختر فرانک حالا دیگر از هیچ هدیه و سرگرمی لذت نمی‌برد: «شاید باور کردنش سخت باشد، اما روز‌های اول به قدری بی میل به غذا بود که مجبور به تزریق سرم شدیم. هفته‌ها با کسی حرف نمی‌زد. از خانه بیرون نمی‌رفت. مادرم را خیلی دوست دارد، اما وقتی او هم به خانه‌مان می‌آمد می‌رفت و خودش را به خواب می‌زد تا کسی را نبیند. ۲ سال است که هیچ هدیه‌ای خوشحالش نمی‌کند و دیگر آن ملیسای بازیگوش و شاداب همیشگی نیست.» فرانک به گریه افتاده است: «بعضی از دوستان مان دوباره این پیشنهاد را داشتند که باز هم برایش یک حیوان خانگی دیگر بیاوریم، اما یادآوری حال بد آن حیوان در خانه مان و غصه‌هایی که ملیسا برایش می‌خورد تجربه‌ای است که هرگز نمی‌خواهم تکرار شود.»

صفحه مجازی همسرم را دنبال نمی‌کنم

نگهداری از حیوان خانگی یا همسایگی با آن‌ها گاهی اوقات به زندگی بعضی از ما تحمیل می‌شود. فرهاد می‌گوید به دلیل نگرانی‌هایی که از این موضوع داشته و ترس از قضاوت شدن صفحه همسر خودش را در فضای مجازی دنبال نمی‌کند تا دیگران متوجه وضعیت روحی عجیب همسرش نشوند. روایتش را با جمله شاید درمانده‌تر از من در نگهداری از حیوان خانگی وجود نداشته باشد شروع می‌کند: «بین کادو‌های ازدواج مان سر و کله یک سگ مینیاتوری کوچک از نژاد شیدزو پیدا شد. بعد‌ها کاشف به عمل آمد هدیه دهنده که از اقوام همسرم بودند قصد مهاجرت داشته‌اند و حالا با هماهنگی قبلی یا اتفاقی این سگ به ما سپرده و در واقع هدیه داده شد. روز‌های اول ازدواج بود و ترجیح دادم درباره این موضوع سختگیری شدیدی بروز ندهم. همسرم هم مدام می‌گفت چند روز نگهش می‌داریم و بعد می‌سپاریمش به دوستی که در اطراف شهریار باغ داشت و از ده‌ها سگ و گربه نگهداری می‌کرد.»

فرهاد می‌گوید حالا این چند روز تبدیل به چند سال شده است: «وابستگی همسرم به این سگ روز به روز بیشتر شد. من در اداره‌ای مسئولیت داشتم و با همکارانم رابطه‌ای دوستانه داشتیم، اما به همین دلیل دعوت از آن‌ها هیچ وقت برای ما امکان پذیر نشد، چون کسی نبود که همسرم به او اعتماد داشته باشد و این سگ رابرای چند ساعت به او بسپارد. در واقع با توجه به مخالفت‌های هر روزه من تصوری بیمار گونه پیدا کرده بود. فکر می‌کرد که می‌خواهیم این سگ را از او جدا کنیم و بگوییم بلایی به سر آن آمده و دیگر به او برنگردانیم.»

نمایش کار‌های روزمره این سگ مینیاتوری از سرگرمی‌های هر روزه همسر فرهاد در فضای مجازی است: «صفحه همسرم خصوصی نیست و همه می‌توانند در همه حال این سگ را همراه همسرم بینند. به دلیل فضایی که در محل کارم حاکم است نمی‌توانم صفحه همسرم را در فضای مجازی دنبال کنم. صفحه من هم خصوصی نیست و همیشه نگران این هستم که دیگران بفهمند که در زندگی خصوصی مان چه می‌گذرد. اطرافیان ما بسیار مذهبی هستند و به همین دلیل رفت و آمد به خانه ما کم شد و اگر بخواهم صادقانه صحبت کنم باید بگویم همسرم که در ابتدا محبوب خانواده و فامیل مان بود از چشم خیلی‌ها افتاد. سینما و رستوران رفتن ما همیشه با دردسر همراه است. به راحتی نمی‌توانیم به مسافرت برویم. دردسر‌های نگهداری از این سگ حتی از یک نوزاد هم برای ما بیشتر است.»

نگرانی برای طول عمر حیوان خانگی

برخلاف آنچه همسرش درباره او فکر می‌کند فرهاد به شدت نگران سلامت این سگ است: «من عاشق همسرم هستم. بار‌ها برای حل این مشکل و مطرح کردن شدت وابستگی همسرم به این سگ به مشاوران مختلفی مراجعه کرده‌ام. الان بیشتر از هر چیز نگران طول عمر این حیوان هستم. این سگ‌ها عمر طولانی ندارند و ممکن است با بیماری‌های مختلفی از بین بروند. همسرم روحیه حساسی دارد و حتما رفتار بیمار گونه تری پیدا می‌کند. وجود این سگ باعث شده رابطه اش با دیگران به حداقل برسد و نوعی کینه از دیگران در او ایجاد شده است. اگر آن را از دست بدهد نمی‌دانم چه بر سر او و زندگی مان خواهد آمد.»

چند فریم با جسد حیوان خانگی، چند هزار دنبال‌کننده

عکس یادگاری با جسد حیوان خانگی

برای تعدادی دیگر از کسانی که در خانه از سگ‌ها و گربه‌ها نگهداری می‌کنند حتی مرگ این حیوانات هم ادامه‌ای برای شوآف‌های آن‌ها در فضای مجازی است. کافی است همین عنوان را گوگل کنید یا در فضای مجازی هشتگ‌های مربوط به این اتفاق را مرور کنید، صفحه‌های عکس یادگاری با جسد حیوانات خانگی است که پشت بند هم به شما پیشنهاد می‌شود. ریخت و روز این عکس‌ها یکی از دیگر حال بد کن‌تر است و هدف از انتشار آن‌ها در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. دکتر سیما فردوسی روانشناس بالینی می‌گوید عقده خود اظهاری و توجه طلب کردن از دیگران باعث می‌شود افراد بیش از اندازه در فضای مجازی زندگی خصوصی شان را بروز بدهند و در این میان حیوانات خانگی ابزاری برای این نوع افراد هستند: «وجود این نوع حیوانات خانگی باعث جلب توجه می‌شود و کمکی برای بیشتر دیده شدن این دسته از افراد در جامعه است. داشتن عقده توجه و تلاش بیمارگونه برای جذب دنبال کننده‌های بیشتر ریشه‌ها و دلایل بی شماری می‌تواند داشته باشد. عوامل این موضوع از فردی به فرد دیگر متفاوت است، اما آنچه این نوع رفتار را در یک فرد به ظاهر بالغ شکل می‌دهد وجود نوعی اضطراب و اعتماد به نفس سرکوب شده است. اساسا هر نوع فعالیت برای تمنای توجه دیگران در نخستین گام این نشانی را به ما می‌دهد که فرد محتاج دیده شدن است و این مسئله با فراگیر شدن استفاده از صفحات مجازی از گذشته بیشتر در دسترس افراد قرار گرفته است. فرد با دنبال کننده‌های بیشتر احساس مهم بودن می‌کند و بروز ابعاد زندگی خصوصی روند سریع‌تر و حتی عجیب‌تری به خود می‌گیرد و ممکن است در این صفحات مجازی تصاویری ببینیم که عرف جامعه نیست و هیچ عقل سلیمی آن را تایید نمی‌کند.»

با شیوع کرونا حیوانات عزیز کرده ولگرد شدند!

در هفته‌های نخست شروع اپیدمی کووید ۱۹ بسیاری از کسانی که در خانه‌های شان از سگ ها، گربه‌ها و خرگوش‌ها نگهداری می‌کردند این حیوانات عزیز کرده شان را در خیابان‌ها رها کردند چرا که یکی از فرضیه‌ها این بود که این ویروس خطرناک از طریق حیوانات به انسان منتقل شده است. کمتر از یک ماه این فرضیه رد شد و پس از آن از در و دیوار شهر کاغذ‌های اعلامیه مژدگانی به یابنده سگ و گربه گم شده! می‌ریخت.

 

آن‌هایی که در صفحه‌های مجازی شان بدون سگ و گربه شان آب از گلوی شان پایین نمی‌رفت حالا دچار عذاب وجدان شده بودند و کوچه به کوچه به دنبال حیوان زبان بسته‌ای بودند که توان محافظت از خودش در شهر را نداشت و نمی‌توانست و تربیت نشده بود که غذایی برای خوردن پیدا کند. نتیجه مشخص بود. بسیاری از این حیوانات در سرمای اسفند ماه و از گرسنگی تلف شدند و صاحبان شان برای ادامه شوآف‌ها به سراغ حیوان خانگی دیگری رفتند.

تبعات آمادگی نداشتن برای مرگ حیوان خانگی

دکتر علیرضا تبریزی روانشناس کودک و نوجوان می‌گوید دلایل بسیاری از خانواده‌ها برای نگهداری از حیوانات خانگی دلیل مناسبی نیست: «تعدادی از زوج‌ها هستند که می‌خواهند حیوان خانگی را جایگزین فرزند آوری کنند. در مواردی دیگر خانواده فرزند دوم نمی‌خواهند و برای این که فرزند اول تنها نباشد برای او حیوان خانگی می‌گیرند. دسته دیگری از والدین نیز اصرار فرزندان شان را پایه و اساس نگهداری از حیوانات در منزل عنوان می‌کنند. از نظر روانشناسی این سه مورد دلایل چندان مناسبی برای نگهداری از یک حیوان خانگی نیستند.» دکتر تبریزی به تبعات نگهداری از حیوانات خانگی برای کودکان نیز اشاره می‌کند: «در برخی از موارد نگهداری از حیوان خانگی ممکن است برای کودک مفید باشد. به عنوان مثال اگر مسئولیت غذا دادن به حیوان به او واگذار شود یاد می‌گیرد که وقت شناس باشد و مسئولیتش را قبول کند. اما نباید فراموش کنیم که حیوان خانگی یک موجود زنده است و هر موجود زنده در نهایت فانی است و بعد از چند سال می‌میرد. اگر کودک برای سوگ آمادگی نداشته باشد و مفهوم مرگ را نداند یا وابستگی بیش از اندازه‌ای به حیوان خانگی اش داشته باشد ممکن است به شدت از این مسئله آسیب ببیند.» اضطراب سوگ یکی از بیماری‌هایی است که کودکان بعد از مرگ دیگران یا حیوان خانگی به آن دچار می‌شوند: «در این شرایط گاهی همه چیز را بی معنا می‌دانند. گاهی به شدت دچار اضطراب می‌شوند و مدام به این فکر می‌کنند حالا که حیوان خانگی شان را از دست داده‌اند ممکن است همین فردا پدر یا مادر خود را از دست بدهند و همین ریشه‌ای برای اضطراب می‌شود و اگر درمان صورت نگیرد این نوع از بیماری‌ها می‌توانند زمینه ساز مسائل دیگر شوند.»

داستان نخ نما شده پشیمانی و وابستگی

شاید باورش ساده نباشد، اما تا به حال چند مورد خودکشی به دلیل از دست دادن حیوان خانگی گزارش شده است. «سروش غفاری» از کسانی است که به دلیل وابستگی به نگهداری حیوان خانگی‌شان ادامه می‌دهد: «هزینه‌های نگهداری از حیوان خانگی روز به روز بیشتر می‌شود. ما به شدت پشیمان و از طرفی به گربه‌های مان وابسته شده ایم.» سروش می‌داند که گاهی همین وابستگی باعث ایجاد اختلال‌هایی در روند زندگی روزمره می‌شود: «همسر یکی از دوستان مان سگش را گم کرده بود. دوست ما تعریف می‌کرد که وقتی ناامید شدند همسرش می‌خواسته اقدام به خودکشی کند، چون دیدن جای خالی حیوان در آن خانه عذابش می‌داد. من نگران این نوع رفتار بیمارگونه از طرف خودم و همسرم نیستم، اما ما قصد بچه دار شدن داریم و نمی‌دانم با آمدن بچه و مسئولیت‌ها و هزینه‌هایش همچنان می‌توانیم به این رویه ادامه بدهیم یا نه. راستش به شدت از این که در آپارتمان‌مان با این گربه‌ها زندگی کردیم پشیمان هستیم، اما وابستگی نمی‌گذارد که آن‌ها را به کسی واگذار کنیم.» ماجرایی که سروش از آن می‌گوید این روز‌ها در بین بسیاری از کسانی که در آپارتمان‌های شان از حیوانات نگهداری می‌کنند قوت گرفته است. بهتر است پیش از آوردن حیوانات به خانه به این بعد از ماجرا توجه ویژه‌ای داشته باشیم تا دچار این نوع از تبعات نشویم.