تا کجا پای امر به معروف می‌ ایستیم؟

«در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک و در روی ریگ‌های تفتیده عراق، روح حسین فنا ناپذیر است. ای پهلوان و ای نمونه شجاعت و ای شهسوار، ای حسین!» این حرف من و ما نیست. نقل قول مداح و روضه خوان هم نیست. این جملات را از زبان« واشنگتن ایرونیگ»؛ تاریخ نگار آمریکایی می‌شنویم. هر کس به درک و معرفتی از قیام امام حسین (ع) برسد حتی اگر آن سر دنیا باشد، حتی مسیحی، زرتشتی، اصلاً بچه ناف آمریکا. کلمه کم می‌آورد در وصف اباعبدالله (ع)، وصف عاشورا، پیام کربلا و عظمت رنجی که بر حسین بن علی (ع) و خاندانش رفت. در میان همه مصیبت‌ها اما رنج علی اصغر رنج دیگری است و طفل شش ماهه یکی از پیامبران کربلا در طول تاریخ.

شاید در منابع تاریخی مطالب چندانی در مورد حضرت علی اصغر(ع) نوشته نشده باشد. برخی منابع تاریخی می‌گوید ایشان وقتی همراه مادرش رباب  به کربلا می‌رسد، شش ماهه‌شان تمام شده و اصلاً سنی نداشتند که بخواهد تاریخی برایشان متصور باشد. اما از زوایای مختلفی می‌توان به واقعه شهادت حضرت علی اصغر (ع) پرداخت.

تصاویر همایش شیرخوارگان حسینی تهران محرم ۱۴۰۲

* دانشمند و محقق آلمانی از مصیبت کربلا چه گفت؟

در آن سال‌ها اگر کسانی شهادت حضرت علی اصغر (ع) را سندی بر حقانیت امام حسین (ع) و راه امام حسین نمی‌دانستند قطعاً شهادت حضرت علی اصغر(ع) را سندی بر باطل بودن دشمنان آن حضرت دانستند و از همین رهگذر بود که حقانیت اباعبدالله الحسین (ع) درتاریخ به اثبات رسیده است.

حجت الاسلام «مهدی مهدوی نژاد»؛ پژوهشگر دینی ابعاد مختلف پیام‌ های شهادت حضرت علی اصغر(ع) را روایت می‌کند: «فقط انسانی که بدون دین و وجدان و فاقد سجایای انسانی است می‌تواند طفل شیرخواره را از آب منع کند یا به شکل فجیعی بکشد. این حجم از سبعیت از یک انسان معمولی بر نمی‌آید. شهادت حضرت علی اصغر بزرگ‌ترین سند است بر بطلان جریانی که در مقابل امام حسین (ع) صف کشیده بود.»

عظمت این رنج را پژوهشگران اروپایی هم فهمیدند.«مسیو ماربین»؛ دانشمند و محقق آلمانی می‌گوید:«مصائبی که حسین علیه السلام در راه احیای دین جدّش برخود وارد ساخت، بر شهیدان پیش از او برتری‌اش داد و بر هیچ یک از گذشتگان چنین مصائبی وارد نشده است … در تاریخ دنیا، هجوم این گونه مصائب مخصوص حسین (ع) است.»


چرا نام همه پسران امام حسین(ع) علی است؟

* روش امام حسین(ع) در مبارزه با تهاجم فرهنگی

زندگی امام حسین (ع) سراسر درس است. راه دور نرویم. چرا نام سومین اولاد ذکور اباعبدالله هم علی اصغر است؟ نام اولاد اول ذکور امام حسین (ع) علی اکبر است، اولاد دوم، علی اوسط(علی بن الحسین) و اولاد سوم علی اصغر. راز و رمز این نامگذاری درس‌ها دارد برای این روز و روزگار ما که حجت الاسلام مهدوی برایمان روایت می‌کند؛ «شخصی از امام حسین (ع) سؤال می‌کند که چرا اسم همه فرزندان پسرتان را علی می‌گذارید؟

ایشان می‌گوید اگر خدا صد پسر هم به من عطا کند اسم همه را علی می‌گذارم. علت این نامگذاری ها مبارزه علیه جریانی بود که به دنبال حذف نام مبارک علی (ع) در آن برهه از تاریخ بوده است. در زمان بنی امیه، شخص معاویه برای حذف نام علی تلاش‌های گسترده‌ای کرد و یکی از ابزارهایی که امام حسین (ع) به وسیله آن با تهاجم فرهنگی علیه تشیع مبارزه می‌کرد، همین نامگذاری پسرانش به نام علی بود. این تهاجم علیه اسامی مقدس همین حالا هم وجود دارد. در دوران جولان داعش فیلم‌هایی منتشر شد که در آن افرادی را نشان می‌داد که بازداشت شده‌اند و دلیل بازداشتشان نام علی در کارت شناسایی بود. درس اول همین جاست. ما برای زنده نگه داشتن نام علی (ع) چه کردیم؟»

*تنها شهید کربلا که به دست امام حسین (ع) دفن شد

اگر چه حضرت علی اصغر مثل قاسم نبود یا مثل علی اکبر یا دیگر یاران اباعبدالله (ع) که پا به پای امام حسین (ع) جنگیدند تا پای جان، اما شهادت طفل شش ماهه حرف‌ها داشت. حضرت علی اصغر که خیلی‌ها به او در کربلا طفل رضیع یا شیرخواره می‌گفتند به گفته کتب مقتل، تنها شهید کربلا بود که توسط خود امام حسین (ع) به خاک سپرده شد و حجت الاسلام مهدوی نژاد در خصوص دلیلش، اینطور می‌گوید: «یکی از دلایلی که مرحوم حضرت آیت الله شیخ جعفر شوشتری ذکر می‌کنند این است که امام حسین (ع) خوف این را داشتند که در عصر عاشورا که لشکر یزید بی رحمانه به خیمه‌ها حمله می‌کنند و بر بدن شهدا می‌تازند بدن طفل شش ماهه هم مورد حمله قرار بگیرد و برای همین خودشان حضرت را به خاک سپردند که این موضوع باز هم سندی هست بر سبوعیت بنی امیه.»

*وقتی امام حسین (ع) عاشق می‌شود

«بعد از اینکه در کربلا حضرت علی اصغر(ع) به شهادت می‌رسد در مقاتل هر چقدر بگردی گلایه‌ای، شکایتی، کنایه‌ای در کلام رباب، مادر علی اصغر (ع) نسبت به شهادت فرزندشان خطاب به امام حسین (ع) نمی‌بینی.» شهادت حضرت علی اصغر و ارتباط امام حسین (ع) و رباب برای ما امروزی‌ها کم درس زندگی ندارد و حجت الاسلام مهدی مهدوی نژاد از این درس‌ها برای ما می‌گوید؛ درس‌هایی که برای زوج‌های امروزی غنیمت است.

برای زنانی که تا اوضاع بر وفق مراد نیست و سه تای زندگی می‌شود دوتا سرناسازگاری بر می‌دارند. برای زنانی که برای دفاع از حق پا به پای همسرانشان نمی‌ایستند و البته از حق نگذریم  کم نداریم زنان وفاداری مثل همسران شهدای دفاع مقدس و مدافع حرم که زینب وار و رباب وار ایستادند به پای دفاع از آرمان‌ها.


شهادت حضرت علی اصغر و ارتباط امام حسین (ع) و رباب برای ما زوج های امروزی درس زندگی دارد

*وفادار تو خواهم ماند

القصه؛ بشنوید از یک بعد دیگر از زندگی امام حسین (ع) از زبان  حجت الاسلام مهدوی؛ «حضرت علی اصغر و حضرت سکینه محصول زندگی مشترک و عاشقانه امام حسین (ع) و حضرت رباب بودند. عاشقانه‌های زندگی امام حسین (ع) و رباب نقل تاریخ است. حضرت رباب بانویی مؤمنه، عفیفه، با سواد و اهل هنر و ادبیات و شعر بودند و امام حسین(ع) شیفته او و او شیفته امام حسین. اباعبدالله (ع) شعری در وصف رباب گفته‌اند که این شعر به طور مستقیم از طرف امام حسین (ع) نقل شده است و هیچ یک از مورخان نسبت این شعر را به امام حسین (ع) تکذیب نکرده‌اند.

لعَمرک انّنی لأحب داراً… تحلّ بها سکینه و الرباب

احبّهما و أبذل جلّ مالی… و لیس للائمی فی‌ها عتاب

به جان تو سوگند! من خانه‌ای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن باشند. آن‌ها را دوست دارم و تمامی دارایی‌ام را به پای آن‌ها می‌ریزم و هیچ کس نباید در این باره مرا عتاب کند.

شخصیت حضرت رباب شخصیت برجسته ای است که معرفتش نسبت به امام معرفت یک زن نسبت به شوهرش نیست. معرفت یک مأموم نسبت به امامش هست. رباب، کودکی نوزاد و شیرخوار داشت اما عارفانه همراه امام و کاروان امام راهی شد؛ سفر سختی که فرجام آن هم معلوم نبود.»


 شهادت حضرت علی اصغر برای ما زیباترین الگوی تبدیل تهدیدها به فرصت است

*تهدیدها را تبدیل به فرصت کنیم

ما چقدر می‌توانیم در زندگی روزمره و مراوداتمان تهدیدها را تبدیل به فرصت برای تحقق اهداف و آرمان‌هایمان کنیم؟ اصلاً این روزها که بحث حجاب داغ داغ است ما چقدر پای امربه معروف و نهی از منکر از راه درستش ایستاده‌ایم؟ اباعبدالله (ع) و ماجرای شهادت علی اصغرش برای ما زیباترین الگوی تبدیل تهدیدها به فرصت است. حجت الاسلام مهدوی چطور و چرایش را می‌گوید: «امام حسین برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردند و حتی در سخت‌ترین لحظات زندگی هم از این آرمان دست بردار نبودند. در ماجرای شهادت حضرت علی اصغر (ع) طبق یکی از نقل‌ها، امام وقتی نگاهشان به طفل شیرخواره افتاد که از فرط عطش در حال جان سپردن بود، برای اتمام حجت و امر به معروف و نهی از منکر خطاب به لشکر دشمن صدا زدند: «یا قَومُ، إِن لَم تَرحَمُونی فَارحَمُوا هذَا الطّفلَ؛ [4] ای قوم! اگر به من رحم نمی‌کنید به این طفل رحم کنید. اگر به فهوای این پیام دقت کنید می‌بینید که این شدیدترین نوع خطاب عاطفی است برای بیدار کردن وجدان خفته تا شاید دشمن متوجه و متنبه شود.»

*نگذارید برایمان تصمیم بگیرند

هر اتفاق در عاشورا برای ما پیامی دارد. تک تک لحظات در صحرای کربلا دنیا دنیا حرف دارد برای امروز ما، اگر بخواهیم حسینی باشیم. حجت الاسلام مهدوی می‌گوید: «اگر بخواهیم زندگی هدفمندی داشته باشیم ابتدا باید آسیب‌های زندگی‌مان را شناسایی کنیم. یکی از آسیب‌های زندگی امروز ما وجود دشمنانی است که برای زندگی ما تصمیم می‌گیرند. امروز می‌بینیم که دشمنان در فضای مجازی برای سبک زندگی ما، پوشش، رتفار و کنش‌های اجتماعی ما تصمیم می‌گیرند. ترویج می‌کنند، تبلیغ می‌کنند. یک چیزی را زشت و یک چیزی را زیبا جلوه می‌دهند و ما فکر می‌کنیم که اینها پیشنهادات فرهنگ مدرن جامعه بشری به ما است و گاهی ممکن است اصالت خودمان را فراموش می‌کنیم و مقلد این رفتارها شویم. قطعاً باید بدانیم فلسفه‌ای پشت این طراحی‌ها هست تا حواسمان را بیشتر جمع می‌کنیم. می‌بینیم که این روزها چهره‌هایی برجسته می‌شوند سلبریتی هایی الگو می‌شوند که با فرهنگ ما مغایرت دارند. پوشش‌ها و اسامی رایج می‌شود که ضربه می زند به تربیت اسلامی ایرانی بچه‌ها ما. ما پوشش امن و عفیفانه‌ای داریم که مانع سوء استفاده از زنان ما است اما خیلی‌ها در تلاشند تا این پوشش عفیفانه را از دختران ما بگیرند.»

* دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ….

تاثیرگزارترین پیام عاشورا برای ما یادآور این شعر است؛ دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ، ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ. دنیایی که نهایت هدف عاشقان آن رسیدن به پول و جایگاه و مقام است، آنقدر که حاضرند برای کسب آن، جان طفل معصوم تشنه‌ای را اینطور وحشیانه بگیرند خودمانیم ارزش دل بستن ندارد که ندارد…

چنان که قرآن کریم می‌فرماید: «أَرَضِیتُمْ بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا مِنَ الْآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا فِی الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِیلٌ؛ آیا به جای آخرت به زندگی دنیا دل خوش کرده‌اید متاع زندگی دنیا در برابر آخرت جز اندکی نیست.»

دختر 15ساله نقشه جنایت مادرش را ناتمام گذاشت

زن ۳۷ساله که قصد کشتن دخترانش را داشت، دختربچه ۶ساله‌اش را به قتل رساند اما زیرکی دختر نوجوانش نقشه او را ناتمام گذاشت.

 دختر 15ساله نقشه جنایت مادرش را ناتمام گذاشت

 به نقل از ای‌بی‌سی‌ نیوز، چند روز پیش زنی 37ساله به نام جیمی بردلی به اتهام قتل دختر 6ساله‌اش و تلاش برای قتل دو دختر دیگرش در کارولینای جنوبی در آمریکا از سوی پلیس دستگیر شد. براساس اعلام پلیس، این زن که هنوز انگیزه‌اش از این اقدام هولناک روشن نشده، نیمه‌شب جمعه گذشته تصمیم به اجرای نقشه‌اش گرفت. او پس از به خواب رفتن 3دختر 6، 8 و 15ساله‌اش ابتدا به سراغ دختربچه 6ساله‌اش رفت. زن جنایتکار بدون هیچ سر و صدایی نقشه‌اش را اجرا کرد و سپس تصمیم به دومین جنایت گرفت. این زن به سراغ دختربچه 8ساله‌اش رفت و قصد داشت او را در خواب خفه کند که وی برای یک لحظه توانست با صدای بلند فریاد بزند و کمک بخواهد. همین باعث شد که خواهر 15ساله او که در اتاقی دیگر بود از خواب بپرد. دختر نوجوان در جست‌وجوی منبع صدا از اتاقش خارج شد و مادرش را دید که در حال خفه کردن خواهر 8ساله‌اش است. به‌گفته پی‌جی تانر، کلانتر شهر، دختر 15ساله با دیدن این صحنه و با شجاعت تمام با مادرش درگیر شد. او در این کشمکش موفق شد خواهر 8ساله‌اش را نجات دهد و بعد هر دوی آنها توانستند از خانه فرار کنند. دختر نوجوان پس از نجات خواهرش، سراسیمه خود را به خانه همسایه رساند و توانست از آنجا با پلیس تماس بگیرد. مأموران پلیس زمانی که به محل حادثه رسیدند، زن جوان قصد مقاومت در برابر آنها را داشت که در نهایت با استفاده از شوکر زمینگیر شد و به دام افتاد. پس از آن مأموران وارد خانه شدند و جسد بی‌جان دختربچه 6ساله را پیدا کردند. به‌نظر می‌رسید که زن جنایتکار وی را در وان غرق کرده و به قتل رسانده است. بررسی‌های پلیس نشان می‌دهد که زن جنایتکار هیچ سابقه کیفری نداشته و تحقیقات برای مشخص شدن انگیزه او از این جنایت هولناک ادامه دارد.

 دختر 15ساله نقشه جنایت مادرش را ناتمام گذاشت

 

خانواده‌ها موانع ازدواج جوانان را دریابند

تشکیل خانواده امری بسیار مهم و مقدس در اسلام است به طوری که در احادیث، از محبوب ترین کارها معرفی شده است. اما از قدیم گفته‌اند ازدواج یک هندوانه در بسته است و همین در بسته بودن باعث می‌شوند خیلی ها از این امر مقدس ابا داشته باشند. در سال های گذشته در کشورمان برای ارائه خدمات به آن دسته از جوانانی که قصد ازدواج دارند، سایت همدم راه اندازی شد؛ در این گزارش با یکی از زوج های همدمی که از نمایشگاه قرآن دیدن کردند از رضایت شان بابت ازدواج در این سایت پرسیدیم.

تشکیل خانواده امری بسیار مهم و مقدس در اسلام است به طوری که در احادیث، محبوب ترین بنا معرفی شده است. رسول خدا (ص) می‌فرماید: بنایی در اسلام برپا نشده که نزد خدا محبوب تر از ازدواج باشد. همه ما هم به خوبی بر اهمیت تشکیل خانواده واقفیم. در این زندگی دنیوی همه ما انسان ها به همدمی نیاز داریم که محرم راز و اسرار ما باشد تا در بالا و پایین های زندگی کمک حالمان باشد و کمک حالش باشیم. 

 قرآن کریم برای تشکیل خانواده اهمیت زیادی قائل است و همگان را به این امر فراخوانده، به آن تشویق نموده است؛ چنان که در سوره نور آمده است: «وَأَنکِحُوا الْأَیَامَى مِنکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِن یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ: مردان و زنان بى ‏همسر خود را همسر دهید. همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را. اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بى ‏نیاز مى ‏سازد؛ خداوند گشایش‏ دهنده و آگاه است».همچنین از پیامبر خدا (ص) نقل شده که هر کس آیین فطرى مرا دوست دارد، به سنّت من گرایش پیدا کند و نکاح از سنّت من است.

* غول بزرگ ازدواج، بدون شناخت! 

به جرئت می‌توان گفت که ازدواج یکی از مهم ترین مراحل زندگی انسان است. این مرحله به قدری مهم و سرنوشت ساز است که بعضا افراد از ترس و اضطراب حتی سمتش هم نمی‌روند. از قدیم گفتند؛ ازدواج مانند یک هندوانه در بسته است. همین در بسته و ناآگاهی از آینده باعث می‌شود خیلی از افراد از این امر مقدس اِبا داشته باشند. ترس از اینکه مبادا خدایی نکرده انتخاب اشتباهی کنند و شریک زندگی شان شباهت کافی به آنها نداشته باشد و خلق و خوی شان به هم نخوردد و ازدواج شان محکوم به شکست شود. به هر حال شما قرار است که تا آخر عمر، در خوشی و ناخوشی، در غم و شادی و در پیری و جوانی در کنار هم باشید. پس باید انتخاب عاقلانه ای هم داشته باشید که در هر کدام از این مراحل بتوانید به شریک زندگی تان  تکیه کنید و از پس هر مشکل و مسئله ای بر بیایید.

*گامی برای عمل به سنت پیامبر/ خانواده ها این موانع را دریابند!

خجالت و شرم یکی دیگر از موانعی است که جوانان از خانواده هایشان در انتخاب شریک زندگی شان کمک بگیرند. در گذشته معرف های سنتی نقش زیادی در تشکیل خانواده و ازدواج های دخترها و پسر ها داشت، اما هرچه جلو تر رفتیم نقش معرف ها کمتر شد و روابط اجتماعی همسایه با همسایه و آمد و شد خانواده ها کمتر شد. برخی از جوانان در اثر نبود شناخت کافی دست به انتخاب های اشتباه می‌زنند یا برخی هم به نتیجه نمی‌رسند و به طور کل ازدواج را می‌بوسند که کنار می‌گذارند. برخی ها هم در دوستی ها غیر معقول و بی هدف غرق می‌شوند و امر مقدس ازدواج را به تعویق می‌اندازند. بهتر است خانواده ها این دغدغه های فرزندان شان را دریابند و به آنها در انتخاب یک شریک هم کفو کمک کنند.

 در سال های گذشته در کشورمان هم گام‌های موثری برای ارائه خدمات به آن دسته از جوانانی که قصد ازدواج دارند، برداشته شده است. یکی از این گام‌هایی که در بیشتر موارد موثر واقع شده ، راه اندازی سایت همدم است. پلتفرم همدم در ادامه سایت همسریابی تبیان راه اندازی شده است و در حال حاضر تمامی جوانان می‌توانند از طریق برنامه همدم، تمامی مراحل همسرگزینی را از طریق این پلتفرم انجام دهند.

* زوج همدمی: همدم مچکریم!

  سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم این روزها در مصلی تهران میزبان علاقه‌مندان است. این نمایشگاه تا تاریخ ۲۶ فروردین ماه همه روزه از ساعت ۱۷ تا ۱ بامداد پذیرای علاقه‌مندان خواهد بود. موسسه فرهنگی و اطلاع‌رسانی تبیان با سبد محصولات فرهنگی متنوع خود که شامل بخش‌های تبیان آنلاین، مبین آنلاین، همدم، پرسان، کدومو و تکیه است، در نمایشگاه حضور دارد.  یکی از زوج هایی که از طریق سایت همدم با هم تشکیل خانواده دادند هم در این نمایشگاه شرکت کرده اند. این دو زوج احمد آقا و ریحانه خانم دارند که در ادامه برایمان از خوبی های انتخاب شان می‌گویند.

 

ریحانه خانم که با همسرش در این نمایشگاه حضور دارد از نحوه ازدواج و پیدا کردن شریک زندگی‌اش می‌گوید: «از طریق تبلیغات سایت همدم با این سایت آشنا شدم. ثبت نام کردم و پرسشنامه ها را پر کردم که به نظرم خیلی موثر بود. طی فیلتر هایی که برای انتخاب همسر بود، با احمد آقا همسرم آشنا شدم. ما نود و هشت و نیم درصد شباهت داشتیم و واقعا این شباهت درست بود و در زندگی مان هم می بینیم که چقدر  اخلاق هایمان شبیه هم است و سازگاری بالایی داریم.از همدم خیلی ممنونیم.» 

احمد آقا هم در ادامه می‌گوید: «خجالت و شرم مانع از این بود که به والدینم بگویم من  دختری با این مشخصات می خواهم. در اطراف مان هم دختری با مشخصاتی که می خواستم نبود. تصمیم گرفتم پروفایلم در همدهم را پر کنم. خدارو شکر با ضریب بالایی با همسان گزینی توانستم ریحانه خانم را پیدا کنم.  از ازدواجم خیلی راضی هستم.»

* با همدم شریک زندگی تان را پیدا کنید

شما هم اگر به دنبال شریک زندگی مناسب خودتان یا فرزندان هستید می‌توانید با مراجعه به اپلیکیشن همدم که اولین پلتفرم رسمی همسریابی ایرانی است و دارای تمامی مجوزهای قانونی از سوی نهادهای حکومتی بوده و مراجعه کنید. این اپ در واقع یک سامانه معتبر و قابل اطمینان جهت همسریابی و تحکیم بنیان خانواده است تا جوانان مجرد از طریق آن بتوانند آشنایی و ازدواج آسان را تجربه کرده و همسری مناسب و ایده آل برای خود پیدا کنند.

برای استفاده از سامانه همدم یاب ابتدا باید به صورت رایگان در آن ثبت نام کنید و با وارد کردن مشخصات فردی و اطلاعات کامل از جمله میزان تحصیلات، وضعیت شغلی، شرایط خانواده، مشخصات ظاهری،‌ معیارها و خواسته ها، وضعیت اقتصادی و غیره پروفایل کاربری خود را ایجاد کنید. این اپلیکیشن بر اساس مشخصات و خواسته های شما، مناسب ترین شخصی که با بیشترین هماهنگی را با شرایط و معیارهایتان دارد را به همراه مشخصات ایشان به شما معرفی خواهد کرد. 

دام 4 هزار صفحه روان شناسیِ ‌قلابی

رئیس سازمان نظام ‌روان شناسی گفته که یک‌ سوم پیج‌های روان شناسی در فضای ‌مجازی متعلق به افرادی است که روان شناس نیستند یا مجوز ندارند؛ از آسیب‌های دنبال کردن این افراد گفتیم
 این روزها بیشتر مردم از اهمیت سلامت‌ روان آگاه هستند و فضای‌ مجازی به ‌دلیل راحت بودن دسترسی به آن، بستری برای فعالیت مشاوران و روان‌شناسان است. دکتر «محمد حاتمی» رئیس سازمان نظام روان شناسی و مشاوره کشور به تازگی گفته: «حدود ۱۲ هزار صفحه(پیج) در فضای ‌مجازی، در حوزه روان شناسی و مشاوره فعالیت می‌کنند که از این تعداد، ۴ هزار صفحه روان شناس واقعی نیستند؛ یعنی نه تحصیلات مرتبط و نه مجوز دارند و خود را روان شناس جا زده‌اند. ️امسال اسامی افراد غیر روان شناسِ فاقد مجوز را در ۳ فهرست آماده کرده‌ایم، ۲ فهرست را منتشر کردیم و سومی هم شامل ۳۰ نفر است که آماده شده و به‌ زودی منتشر می‌شود. اسامی افراد این فهرست در سایت سازمان نظام روان شناسی به آدرس pcoiran.ir موجود است.»(منبع خبر: همشهری‌آنلاین). به ‌همین بهانه و در ادامه از آسیب‌های دنبال کردن چنین پیج‌هایی و راه‌های نیفتادن در دام آن‌ها خواهیم گفت.

  صفحه هایی با محتوای روان ‌شناسی زرد مثبت‌نگر
همزمان با رشد استفاده از فضای‌ مجازی به‌ ویژه اینستاگرام، افراد شروع به معرفی کسب و کار و تخصص خود در این فضا کردند و متاسفانه در این میان افرادی سودجو بدون داشتن تخصص کافی و مدرک حرفه ای وانمود به داشتن تخصص روان شناسی و مشاوره کردند. غالب این افراد با گذاشتن ویدئوهای انگیزشی و روان شناسی زرد مثبت‌نگر توجه زیادی از مخاطبان دریافت کردند و کار به جایی رسید که خود این افراد هم باور کردند که در کار روان شناسی و مشاوره تخصص مورد نیاز را دارند! خوشبختانه از اوایل امسال نظام روان شناسی در چندین نوبت اسامی افراد غیرمتخصص و سودجو را منتشر کرده و سعی دارد بیش از پیش افراد را از مضرات دنبال کردن این اشخاص آگاه کند.
  مضرات دنبال ‌کردن روان‌شناس‌نماها
شاید این سوال پیش بیاید که حمایت و دنبال کردن این افراد غیرروان شناس چه مضراتی دارد؟ در ادامه به این سوال پاسخ می‌دهیم.
بی‌تفاوت شدن افراد| در گام نخست باید بگوییم که افراد روان شناس‌نما فقط خوب حرف می‌زنند  اما حرف‌های خوب نمی‌زنند. این افراد با گفتن جملات مثبت و انگیزشی افراد را به سمت بی‌تفاوتی و تسکین‌های موقتی می‌برند. در حالی ‌که در جلسات درمان مشکل به صورت ریشه‌ای بررسی و حل می‌شود و حتی گاهی با درد همراه است. ولی در کنار روان شناس حرفه‌ای این دردها منجر به تغییرات مثبت و حل شدن مشکل شخص می‌شود.
هزینه‌ کردن‌های بی‌فایده| روان شناس‌نماها در کلینیک‌های معتبر با تابلوهای سبز رنگ مراجعه کننده  نمی‌بینند، دارای شماره نظام روان شناسی نیستند و فقط از طریق فروختن بسته ‌های آموزشی که اغلب محتوای زرد و عامه پسند دارند با مخاطبان خود در تماس هستند. این اشخاص با شناسایی نیازهای جامعه هدف که در اغلب موارد مسائل عشقی و نحوه ارتباط گرفتن و جذب جنس ‌مخالف است، سعی می‌کنند بسته ‌‌های خود را به قیمت‌های گزاف بفروشند و محتوای خود را به مخاطب تحمیل کنند.
بی‌اعتماد شدن به مشاوره و لو رفتن اطلاعات ‌شخصی| نتایج رفتن به سمت چنین اشخاصی فقط بی‌اعتمادی به قشر روان شناس و مشاور است ،زیرا این ‌گونه در نظر گرفته می‌شود که روان شناسی یک علم سطحی و فقط در حد حرف است و کمکی به بهبود حال شخص نمی‌کند. متاسفانه به وفور دیده می‌شود که اشخاص اطلاعات خود را با روان شناس‌نماها در میان می‌گذارند و به غیر از لو رفتن اطلاعات محرمانه نه تنها مشکل حل نمی‌شود بلکه به دلیل راهنمایی غیراصولی اوضاع پیچیده‌تر می‌شود.
  4 توصیه برای تشخیص صفحه های قلابی
در ادامه چند توصیه مهم برای انتخاب روان شناس را با شما در میان می‌گذاریم.
داشتن کد نظام روان‌شناسی
برای انتخاب روان شناس حتما دقت داشته باشید که روان شناس مدنظر کد عضویت در نظام روان شناسی یا سازمان بهزیستی را داشته باشد یا کلینیک یا مطبی که مراجعه می‌کنید تابلوی سبز رنگ نظام روان شناسی یا سازمان بهزیستی را نصب کرده باشند.
 اعتماد نکردن به تعداد فالوئر
صرفا بدون تحقیق و از روی پیج اینستاگرام و تعداد فالوئر به فرد روان شناس اعتماد نکنید. سعی کنید خودتان درباره شماره نظام روان شناسی وی تحقیق و بعد به او مراجعه کنید یا بسته ومجموعه آموزشی را بخرید.
  مشورت گرفتن از دیگران
اگر جزو کسانی هستید که تاکنون از روان شناس یا مشاور رسمی  کمک نگرفته‌اید، بهتر است قبل از انتخاب روان شناس با کسانی که قبلا از روان شناس خاصی نتیجه مطلوب گرفته‌اند، کمک بگیرید. چون انتخاب تصادفی و بدون تحقیق امکان اشتباه را بالا می‌برد و ممکن است نتیجه به نفع‌تان نباشد.
  سراغ مشاوران تخصصی بروید
نکته پایانی هم این که همیشه روان شناس‌هایی که تنها در یک حیطه به صورت تخصصی کار می‌کنند، روان شناس‌های قابل اطمینان‌تری هستند. این که یک روان شناس در حوزه اعتیاد، بزرگ سال، کودک، زوج و پیش از ازدواج به‌ طور همزمان کار کند، ریسک درمان‌های سطحی و بدون نتیجه را بالا می‌برد.
نویسنده : دکتر ساحل گرامی| ‌ روان ‌شناس

در عقدم و خواهر 8 ساله‌ام خیلی کنجکاوی می‌کند

  24 ساله هستم و به‌تازگی عقد کردم. یک خواهر 8 ساله دارم. هر زمان که شوهرم به خانه ما می‌آید، خواهر کوچک‌ترم خیلی کنجکاوی می‌کند. مثلا یکهو می‌آید به اتاقی که ما مشغول صحبت هستیم، مدام در اتاق را می‌زند و بعدش سوالات الکی از من می‌پرسد. باید با خواهرم چه رفتاری داشته باشم؟ دعوایش کنم؟چه کنم؟

به نظر می‌رسد خواهر کوچک‌تر با عقدتان و بیشتر شدن توجه شما و دیگر اعضای خانواده به شوهرتان، حس می‌کند دیگر مرکز توجه شما نیست. کودکان به محبت و توجه خیلی نیاز دارند و برای ارضای این نیاز خود کارهای متفاوتی می‌کنند که برای همگان آشناترین این کارها، همان رفتارهای عجیب برای جلب‌توجه است. کارهایی که دوست دارد همه او را ببینند و واکنش داشته باشند. به خصوص در جایی که کودک حس کند بقیه او را نمی‌بینند و دست کم گرفته‌اند.
 پرخاشگری شرایط را بدتر می‌کند
پرسیده‌اید که با خواهرم چه رفتاری داشته باشم؟ دعوایش کنم؟ در پاسخ باید بگویم درباره مسئله شما، بهتر است رفتارهایی در پیش بگیرید که ناخواسته توجه‌طلبی کودک را بدتر نکند. مثلا اگر شروع به رفتارهای بد می‌کند مثل در زدن‌های الکی به اتاق، فریاد زدن، پرتاب کردن وسایل و …، شما سعی کنید خود را کنترل کنید و پرخاشگری نکنید. گاهی بی‌توجه باشید و در کنار آن به رفتارهای مثبت او توجه کنید و واکنش نشان دهید.
 علاقه‌تان به خواهرتان را ثابت کنید
این روزها سعی کنید که عبارت‌های محبت‌آمیز بیشتری به خواهرتان بگویید. مثلا من تو را دوست دارم، به تو افتخار می‌کنم و … . القای حس دوست داشتن به خواهرتان حالت خوبی در او ایجاد و رفته رفته حس تعلق پیدا می‌کند. همچنین با شوهرتان صحبت کنید و اجازه دهید که شما را درک و کمک کند. او می‌تواند گاهی
 هدیه ای کوچک برای کودک تهیه کند تا خواهر شما او را به عنوان یک فرد مهربان بشناسد نه کسی که مزاحم شده و خواهرش را غصب کرده است!
 مسئولیت‌های کوچک به خواهرتان بسپارید
گفته‌اید خواهر کوچک‌ترم یکهو می‌آید به  اتاقی که ما مشغول صحبت هستیم، مدام در اتاق را می‌زند و … . شما می‌توانید یک سری مسئولیت‌های کوچک به او بسپارید تا این شرایط دردسرساز نشود. مثلا وقتی همسرتان می‌آید، چند دقیقه با حضور خواهرتان به اتاق بروید، سپس در بیرون از اتاق کار ساده‌ای به او محول کنید که برایش دوست داشتنی هم باشد. به هر حال زمان بندی را برایش توضیح دهید که مثلا کل این ساعات قرار نیست تو پیش ما باشی و … . مثلا به او بگویید، وقتی تکالیفت را نوشتی، صدایم بزن تا بیایم و به تو دیکته بگویم.
 از والدین‌تان کمک بگیرید
والدین شما مسئولیت مهمی در این شرایط دارند و اصل تمرکز و دقت روی رفتارهای کودک با آن‌هاست. بنابراین از والدین دراین راه کمک بگیرید. مراقب باشید به ارتباط شما و همسرتان خدشه‌ای وارد نشود و این‌طور به نظر نرسد که اولویت شما خواهرتان است. همچنین در زمان‌هایی که همسرتان پیش شما نیست، آن قدر تمام وقت خود را به خواهرتان ندهید که وقتی شوهرتان می‌آید، تحمل نکند و دایم بخواهد که کنارتان باشد.

نویسنده : فریبا البرز| ‌ کارشناس‌ارشد مشاوره‌خانواده

5 نابودگر استرس شغلی

مواجهه با عوامل استرس‌زا در محیط‌های کاری و ناآشنایی با راهکارهای مدیریت آن، منجر به افزایش اضطراب، خستگی یا تحریک‌پذیری می‌شود
 همه افراد استرس را در طول روز تجربه می‌کنند. بسیاری از مشاغل به‌طور پیش فرض فشار بیشتری نسبت به دیگر حرفه‌ها در افراد ایجاد می‌کنند. به عنوان مثال، یک پزشک اورژانس باید سریع تصمیم بگیرد و هر تصمیمی که می‌گیرد ممکن است به معنای واقعی کلمه درباره مرگ یا زندگی یک نفر باشد. بنابراین، استرس در محل کار لزوما چیز بدی نیست و البته امکان فرار از آن هم به طور 100 درصدی وجود ندارد. مواجهه با عوامل استرس‌زا در محیط‌های کاری مانند مشکلات با مدیر یا همکارها، فشارهای مالی و … منجر به افزایش اضطراب، خستگی یا تحریک‌پذیری می‌شود اما چگونه با استرس کاری به روشی سالم کنار بیاییم؟
 

    5 مقصر استرس‌زا شدن محیط‌های‌کاری
عوامل زیادی وجود دارد که باعث ایجاد استرس در محیط کار می‌شود. مهم‌ترین آن‌ها که برای بیشتر افراد در محیط‌های کاری اتفاق افتاده، عبارتند از:
 نداشتن ساختار| محیط‌های کاری بدون رتبه بندی  یا سلسله مراتب مشخص، بدون نمودار سازمانی، می‌تواند استرس‌زا باشد. این که فرد نداند کجا ایستاده است و چه مسیری را برای موفقیت و پیشرفت باید طی کند، می‌تواند منبع بزرگی برای تحمل استرس در محیط کاری باشد.
    فرهنگ‌های سمی| شایعه پراکنی، رقابت غیراخلاقی بین همکاران و رفتارهای تحقیرآمیز تنها نمونه‌هایی از فرهنگی است که حتی اگر فعالانه نباشد، دست کم منفعلانه برای افراد استرس ایجاد می‌کند.
   مدیر ضعیف یا مشکل‌ساز| رئیسی که یک مدیرکاربلد برای کارمندانش نیست یا یک خودشیفته که سعی می‌کند خود را به دیگران تحمیل کند، باعث ایجاد استرس در محیط شغلی خواهد شد.
    نداشتن چشم‌انداز روشن| یک شرکت بدون استراتژی یا بدون چشم انداز روشن می‌تواند استرس شدیدی برای کارمندانش ایجاد کند. تغییرات مداوم بدون هیچ توجیهی، لغو کارها یا حتی کل پروژه‌ها در آخرین لحظه و جایگزینی آن‌ها با موارد دیگر، همه این‌ها نشانه‌هایی از نداشتن وجود برنامه واقعی است. چه چیزی استرس‌زاتر از دلبستگی به شرکتی است که برنامه‌ای ندارد؟
    بی‌ثباتی مالی| زمانی که یک شرکت یا یک صنعت از نظر مالی آسیب می‌بیند، این امر بر رفاه کارکنانش تاثیر می‌گذارد. بی‌نظمی‌ در پرداخت‌ها هم می‌توانند باعث استرس شوند، حتی زمانی که در نهایت کسی کل مبلغ  توافق شده  را دریافت کند.

  راهکارهای کاهش استرس کاری
واضح است که کار کردن در محیط‌های پراسترس، روان فرد را به هم می ریزد و کارایی او را به‌شدت کاهش خواهد داد. برای بعضی افراد، امکان تغییر شغل به هیچ وجه وجود ندارد یا تصمیم‌شان به فعالیت در همان شغل است. بنابراین در ادامه به چند راهکار ساده و عملی اشاره خواهد شد که می‌تواند به کاهش استرس کاری کمک کند.

  شوک جسمی| وقتی خود را در یک حالت استرسی می‌یابیم که نمی‌توانیم از آن خارج شویم، ممکن است یک شوک جسمی دقیقا همان چیزی باشد که برای حرکت به جلو به آن نیاز داریم. شستن دست‌هایمان با آب سرد(حتی آب یخ زده) و همچنین صورت در صورت امکان می‌تواند به کاهش فشار سریع کمک کند تا بتوانیم دوباره به وضوح فکر کنیم.
    صحبت درباره استرس‌کاری| از صحبت کردن درباره استرس کاری خود نترسید. شما نباید آن را نادیده بگیرید. دوستان یا همکاران شما باید سیستم پشتیبانی شما باشند و مجبور نیستید به تنهایی از پس چالش‌های خود برآیید. کمک گرفتن از مشاور هم در همین زمینه، به شما کمک زیادی خواهد کرد. گاهی اوقات حتی حرف زدن و گفتن آن چه به آن فکر می‌کنیم، کافی است تا احساس بهتری داشته باشیم.
   برنامه‌ریزی دقیق| اگر فردی هستید که استرس زیادی در محیط کاری خود تجربه می‌کنید، پس باید برنامه روتینی ایجاد کنید که وظایف شغلی شما را مشخص کند. همچنین داشتن یک برنامه‌ریزی دقیق برای انجام کارها بعد از فهرست کردن‌شان، یکی از ایده‌های کاربردی و مناسب برای رهایی از استرس کاری است.
     استراحت‌دادن به مغز| ورزش، انجام کارهای مورد علاقه یا گوش‌دادن به موسیقی آرامش‌بخش برای چند دقیقه کوتاه در ساعت اداری، باعث استراحت‌دادن به مغز شده و استرس شما را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد. تعداد زیادی موسیقی رایگان آنلاین وجود دارد که می‌تواند به شما کمک کند تا استرس کاری خود را کاهش دهید. بعضی از آن‌ها با صداهای پس‌زمینه آرامش‌بخش مانند باران یا باد همراه هستند تا احساس آرامش بیشتری کنید. برای ورزش هم چیزی که به طور کلی برای بیشتر مردم بسیار مفید است، قدم زدن است زیرا به نوعی مغز را وادار به
 پاک سازی و راه‌اندازی مجدد می‌کند.
    درک خودمان و شرایط| نکات زیادی وجود دارد که باید برای مدیریت استرس کاری بدانیم اما مهم‌ترینش این است که کمی روی جنبه روان شناختی موضوع تمرکز کنیم یعنی خودمان و شرایط را درک کنیم. سرزنش خودمان فقط باعث افزایش استرس کاری و بالا رفتن احتمال خطا می‌شود.
مترجم : فرنگیس یاقوتی| ‌ منبع: lifehack.org
 

محبت خانواده و دوستان راه را بر خودکشی می‌بندد

آسیب بزرگی به خانواده‌اش زده بود. ولی نمی‌توانست درک کند که آنها واقعاً او را بخشیده‌اند. شاید هم نمی‌توانست با اشتباه خودش کنار بیاید.چند سال قبل مقدار زیادی قرص خورد و خودکشی کرد. خانواده‌اش باخبر شدند و او را به بیمارستان رساندند. با شست‌وشوی معده از مرگ نجاتش دادند. اما بلایی بر سر مغزش آمد که دیگر به زندگی عادی برنگشت. حالا او فقط زندگی نباتی دارد.

کارشناسان می‌گویند خودکشی دو نوع است؛ موفق یا ناموفق. خودکشی موفق منجر به مرگ می‌شود. اما در خودکشی ناموفق، فرد فقط به خودش آسیب می‌زند؛ آسیبی که ممکن است تا پایان عمر با آن درگیر باشد. و حالا او تا پایان عمر، یک زندگی نباتی، بدون هیچ عمل و عکس‌العملی خواهد داشت. سرنوشتی غم‌انگیز که نتیجهٔ یک تصمیم نادرست بود.

*علاقه‌ای که باعث حفاظت انسان از خودش می‌شود

یک نکتهٔ مهم این است که انسان‌ها خودشان را بسیار بسیار دوست دارند. در واقع بیشتر از هر چیزی که وجود دارد و در اطرافشان هست، خودشان را دوست دارند. پس چه می‌شود که به خودشان آسیب می‌زنند؟

دکتر «مهری نجات»؛ روان‌پزشک و متخصص اعصاب و روان می‌گوید: «فرمانده تمام بدن، مغز است. اگر مغز بینش و آگاهی کافی نداشته باشد، ممکن است به خودش آسیب بزند. مثال خیلی ساده‌اش فرد عاقلی است که مواد مخدر یا محرک مصرف می‌کند و دیگر روی رفتار و اعمال خودش کنترل ندارد  و ممکن است هر کاری بکند؛ از جمله آسیب زدن به خودش.»

پس یکی از علت‌های مهم خودکشی این است که مغز نمی‌تواند مسأله‌اش را حل کند و کنترل و مدیریتی بر افکار و رفتارش ندارد. برای همین ممکن است به خودش آسیب بزند.

یک مثال ساده‌تر؛ وقتی یک سوزن یا خار گل به دستمان برخورد می‌کند، به شدت واکنش نشان می‌دهیم و دیگر نزدیک آن جسم نمی‌شویم. یعنی انسان تا این حد مراقب خودش هست. این حسی است که خداوند در وجود ما قرار داده تا به کمک آن از خودمان محافظت کنیم.پس چطور به خودمان آسیب می‌زنیم؟ دکتر نجات در پاسخ می‌گوید: «وقتی که مغز دیگر مدیریت و کنترل نداشته باشد.»

*نشانه های اختلالات روانی را جدی بگیرید

چه چیزهایی باعث می‌شود فرد به جایی برسد که دیگر نخواهد زندگی کند؟ دکتر نجات که بیماران زیادی را با تمایل یا سابقهٔ اقدام به خودکشی مطالعه و درمان کرده می‌گوید: «یکی از عوامل مهمی که باعث می‌شود فرد دیگر تمایلی به زندگی نداشته باشد، این است که او دچار اختلالات روانی شود. یعنی مغز دیگر عملکرد مناسبی نداشته باشد. مثلاً در افسردگی شدید، فرد از همه چیز دست می‌شوید و دیگر علاقه و امیدی به زندگی ندارد. دچار ناامیدی می‌شود. هدفی برای زندگی، ادامهٔ آن و تحمل سختی‌ها برایش باقی نمی‌ماند. به همین خاطر تصمیم می‌گیرد که دیگر نباشد. افرادی که دچار اختلال شدید دوقطبی هستند هم در فاز افسردگی‌شان دچار این حالت می‌شوند. یا کسانی که دچار توهم یا هذیان هستند. پس به طور کلی اختلالات روان‌پزشکی و ناتوانی‌های ذهنی می‌توانند باعث آسیب فرد به خودش بشوند و همه خانواده ها باید اطلاعاتی را راجع به نشانه های اختلالات روانی کسب کنند و حواسشان به رفتارهای فرزندان باشد.»

*عواملی که فرد را به سمت خودکشی می‌برد

در مقاله‌ای آمده بود که خودکشی در مردان بیشتر از زنان اتفاق می‌افتد. دکتر نجات دلیل این آمار را این‌طور بیان می‌کند: «چون خانم‌ها با تخلیهٔ هیجانی آرام‌تر می‌شوند. اما مردان نمی‌توانند به اندازهٔ زنان تخلیهٔ هیجانی داشته باشند.».

خودکشی قبلاً در افراد میان‌سال و مسن‌تر، بیشتر بود. اما تحقیقاتی که اخیراً انجام شده نشان می‌دهد که سن خودکشی پایین‌تر آمده است. یکی از عوامل اصلی خودکشی مصرف مواد مخدر است که قبلاً اشاره کردیم. دکتر نجات با بیان اینکه کسانی که دچار بیماری‌های جسمی مزمن، شدید و آزاردهنده هستند ممکن است دست به خودکشی بزنند، می‌گوید: «در کل عواملی که باعث شود روان به سوی افسردگی، ناامیدی و بی‌هدفی برود یا اگر زجر و اذیت زیادی بر فرد مستولی شود، ممکن است او را به سمت خودکشی ببرد. گاهی هم کسانی که در رابطهٔ عاطفی‌شان شکست می‌خورند و نمی‌توانند تحمل کنند، اقدام به خودکشی می‌کنند؛ که البته آن هم ریشه در عدم‌ثبات شخصیتی و مشکلات زمینه‌ای دارد.»

در واقع هر وقت بازتوانی مغز صورت نگیرد، ممکن است فرد دست به خودکشی بزند. گاهی ممکن است فردی تحت تأثیر اطرافیان، محیط پیرامون یا عوامل مختلف، به این سمت متمایل شود. ولی می‌توان جلویش را گرفت.

*عواملی که فرد را از خودکشی بازمی‌دارد

با توجه به تحقیقات انجام‌شده در دنیا می‌توان گفت خانواده یکی از عوامل جلوگیری از خودکشی است. دکتر نجات هم با جمع‌بندی ذهنی از مراجعانی که تا کنون داشته معتقد است کسانی که تنها نیستند، متأهل هستند و خانواده و فرزند دارند کمتر به سمت خودکشی می‌روند. او همچنین می‌گوید: «کسانی که اعتقادات مذهبی دارند و با معنویات عجین شده‌اند یا هدفی دارند که خود را ملزم به رسیدن به آن کرده‌اند، کمتر خودکشی می‌کنند. حتی اگر این افکار به ذهنشان برسد، به خاطر روابط خانوادگی، فرزند، روابط اجتماعی، عاطفه‌ای که بین آنها و افراد مهم زندگی‌شان وجود دارد و… خودشان جلوی این افکار را می‌گیرند. کسانی که مذهبی هستند به خاطر باورهایشان کمتر به این سمت می‌روند. کسانی که روابط اجتماعی سالم و روابط دوستانهٔ خوبی دارند و دوستان خوبی دارند هم کمتر خودکشی می‌کنند. درمان شدن هم می‌تواند جلوی اقدام به خودکشی را بگیرد.»

واضح است اگر کسی اعتقاد و باور مذهبی نداشته باشد، خانوادهٔ خوب و حمایت‌گری نداشته باشد، چیزی نداشته باشد که از او حمایت کند، احساس تنهایی، بدبختی، طرد شدن، دوست داشته نشدن و… داشته باشد، احتمال بیشتری دارد که به خودش صدمه بزند. گاهی کسانی که تحت تأثیر دیگران و جو قرار می‌گیرند، برای به نمایش گذاشتن خودشان دست به خودکشی می‌زنند. گرچه فقط می‌خواهند خودنمایی کنند، اما ممکن است واقعاً صدمه ببینند.

*الگوپذیری و تقلید در خودکشی

احتمالاً شنیده‌اید که بعضی از محل‌ها در بعضی از نقاط دنیا معروف هستند به اماکنی برای خودکشی. مثلاً پلی بود که هر کس دچار شکست عشقی می‌شد، آنجا خودکشی می‌کرد. به تقلید از او، افرادی که ثبات شخصیتی نداشتند یا دچار هیجان می‌شدند، این کار را می‌کردند. دکتر نجات می‌گوید: «گاهی در جامعه برای خودکشی، الگوپذیری ایجاد می‌شود. گاهی هم در سن خاصی به خاطر تغییر هیجانات یا اوج هیجانات ممکن است این اتفاق بیفتد.»

دکتر نجات مواردی را هم به خاطر می‌آورد که فرد به نشانهٔ اعتراض یا برای رسیدن به هدف خاصی به خودش صدمه زده است. اما در کل معتقد است؛ «وقتی فرد به خودش صدمه می‌زند که دیگر جسم و جانش برای خودش اهمیت ندارد. البته به جز مواردی که برای جلب توجه این کار را می‌کنند. چون اصلا فکر نمی‌کنند ممکن است به مرگ منجر شود.»

*تغییر روان و افزایش احتمال خودکشی

از موارد دیگری که باعث خودکشی می‌شود استفاده از بعضی داروها است. گاهی ممکن است بعضی از داروها باعث تغییر روان شود و فرد را به سمت خودکشی سوق دهد. دکتر نجات با بیان این نکته می‌افزاید: «کسانی که مواد محرک، مشروبات الکلی، روان‌گردان و هر چیزی که باعث تغییر روان شود، استفاده می‌کنند، کسانی که مورد آزارهای جنسی شدید قرار می‌گیرند، کسانی که سابقهٔ خودکشی در خانواده‌شان وجود دارد و… ممکن است اقدام به خودکشی کنند.».

یکی از نکات جالبی که تحقیقات جدید آن را ثابت کرده این است که ژنتیک هم می‌تواند در خودکشی و تمایل به آن مؤثر باشد. ضمناً اگر قبلاً یک بار اقدام به خودکشی صورت گرفته باشد، احتمال اقدام مجددش بیشتر است.

به هر حال خودکشی در هیچ جامعه‌ای پسندیده نیست. در بعضی جوامع برایش قوانینی وجود دارد و جرم تلقی می‌شود. بعضی از کشورها حتی اجازهٔ برگزاری مراسم را برای فردی که خودکشی کرده نمی‌دهند. تمام این‌ها یعنی خودکشی در جوامع مختلف، بسیار منفور است و همهٔ جوامع می‌خواهند به نوعی نشان دهند که این امر اصلاً پسندیده نیست و می‌خواهند جلوی شیوع آن را بگیرند.

تا صبح از ترس جن  ها نمی  خوابم!

دختری دوازده ساله ام. وقتی تنها می شوم، مطالبی که درباره جن شنیده ام در ذهنم یادآوری می شود به طوری که تا صبح از ترس نمی توانم بخوابم. لطفا کمکم کنید.

پاسخ مشاور

این که یک دختر دوازده ساله برای ما سوال فرستاده، بسیار هیجان انگیز و خوشحال کننده است به خصوص این که من هم وقتی تقریبا هم سن شما بودم، از یک سری چیزها می ترسیدم و حالا که روان شناس کودک شده ام و دخترها و پسرهای زیادی را دیده ام که از چیزهای مختلف می ترسند، فهمیدم که ترس هم مثل بقیه احساس های ما کاملا عادی و رایج است و جالب است بدانی که آدم بزرگ ها هم ترس هایی مثل ترس تو را تجربه می کنند.

درباره ترست بیشتر و بیشتر صحبت کن یکی از ویژگی های ترس این است که هرچه بیشتر و بیشتر در ذهن و تنهایی خودمان به آن فکر کنیم، بزرگ و بزرگ تر می شود اما هرچه بیشتر راجع به آن صحبت کنیم و اطلاعات درست به دست بیاوریم، کوچک و کوچک تر می شود و ما راحت تر می توانیم آن را شکست بدهیم.

این خیلی خوب است که ترست را با ما در میان گذاشتی و درخواست کمک کردی، حالا لازم است برای شکست دادن این ترس، چند کار دیگر هم انجام بدهی که در ادامه به آن ها اشاره می شود.

یک یار پیدا کن یکی از بزرگ ترهای مهربان اطرافت می تواند برای شکست دادن این ترس تو را همراهی کند، کسی که به صحبت هایت گوش دهد، اطلاعات درستی داشته باشد و به سوال های تو در این باره پاسخ دهد به طور مثال معلم یا پدر و مادر چراکه خرافات زیادی درباره جن وجود دارد و تو نباید آن ها را باور کنی.

همکلاسی ها و دوستان اغلب اطلاعات درستی در این زمینه ندارند و حتی گاهی ناخودآگاه ترس ما را با اطلاعات نادرست بیشتر می کنند. همین طور باید بدانی که هیچ فردی حق مسخره کردن ترس دیگران را ندارد چراکه ترس برای همه آدم هاست، فقط انواع و شدت آن با هم متفاوت است.

یک زره بپوش این دنیا پر از چیزهای ناشناخته است که گاهی منجر به ترس ما می شوند اما خدا قوی تر از هر ترسی در این دنیاست، می توانی دعا کنی و از خدا بخواهی از تو در مقابل جن محافظت کند. به خودت زمان بده گام های شکست دادن و ضعیف کردن یک ترس، همیشه بزرگ نیست و معمولا از گام های کوچک اما با ارزش تشکیل می شود و به زمان و صبر احتیاج دارد.

علاوه بر این، همان طور که خودت به درستی گفتی همه چیز از ذهنت شروع می شود پس در مواقع بیکاری و تنهایی، ذهنت را با کارهایی مانند خواندن کتاب داستان یا شعر قبل از خواب، مشغول نگه دار.

در ترم دوم دانشگاه از رشته پزشکی متنفر شدم

انتخاب اول خودم پزشکی نبود اما اصرار پدر و مادرم، باعث شد تا چنین تصمیمی بگیرم و الان پشیمانم. دانشجوی خنگی نیستم و نمراتم هم بد نیست اما از درس‌های پزشکی خوشم نمی‌آید. در ترم دوم دانشگاه از رشته پزشکی زده و حتی متنفر شدم. می‌خواهم تا دیر نشده، تصمیم بهتری بگیرم. راهنمایی‌ام کنید.
دختر هستم.
پاسخ مشاور
باتوجه به پیامک شما، قبل از هر چیز باید بگویم که به‌طور کلی می‌توان گفت علاقه یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت در یک رشته تحصیلی است و در درجه اول باید نوع نگاه شما به رشته تحصیلی‌تان تغییر کند. این‌که مدام به خودتان بگویید به اصرار والدینم وارد رشته پزشکی شدم، کمکی به شما نمی‌کند و فقط روحیه‌تان را تضعیف می‌کند. این میزان از جملات منفی که در متن پیامک‌تان به چشم می‌آید، به بازنگری نیاز دارد. در ادامه چند توصیه به شما دارم.
   این کار را ناتمام رها نکنید
با شرایطی که در پیامک‌تان توضیح دادید و حالا که در حال ادامه تحصیل هستید و گفتید نمرات‌تان هم خوب است، توصیه می‌کنم این کار را  فعلا ناتمام رها نکنید و به هر شکلی شده، همه انرژی خود را در همین رشته‌ای که مشغول هستید، متمرکز کنید تا جمع بندی دقیق تری داشته باشید. از پراکنده کاری بپرهیزید چون باعث هدر رفتن انرژی شما می‌شود.  باور کنید که شما علاوه بر اصرار والدین‌تان برای ورود به رشته پزشکی، قطعا دانش‌آموز زرنگ و پرتلاشی بوده‌اید که توانسته‌اید در این رشته قبول شوید. برای ایجاد علاقه به رشته خود، باید دست به کار شوید و راهکارهایی را که در ادامه به آن‌ها اشاره می‌شود، عملی ‌کنید.
   رشته مورد علاقه دیگرتان را هم ادامه دهید
شما می‌توانید برای احساس رضایت بیشتر هم در این رشته ادامه تحصیل دهید و هم به فراگیری هنری خاص که مدنظر شماست، بپردازید و همزمان از هر دو رشته بهره‌مند شوید. همچنین با متخصصان رشته خود ارتباط داشته باشید. موفقیت آن‌ها را مشاهده کنید و از آنان درباره فواید این رشته و آینده آن، توضیح بخواهید و ببینید چه خدماتی را می‌توانید به جامعه ارائه دهید. فهرستی از فواید رشته خود را تهیه و روزی چند بار آن را مرور کنید. به پیامدهای مثبت تحصیل در این رشته و آثار مثبت آن فکر کنید.
   هر رشته‌ای مشکلات خودش را دارد
از معاشرت با کسانی که شما را از ادامه تحصیل در این رشته باز می‌دارند، اجتناب کنید و در جمع دوستانی که به تردید شما می‌افزایند، شرکت نکنید. هر رشته‌ای مشکلات خاص خود را دارد پس باید با آن برخورد منطقی کرد یعنی تحت تاثیر نکات منفی محیط قرار نگرفت و در حد منطقی برای بهبود آن تلاش کرد. قطعا هرقدر ترم‌های بالاتری می‌روید، رشته شما عملی‌تر و کاربردی‌تر می‌شود. مطمئن باشید به زودی شیرینی تحصیل را در رشته خود خواهید چشید بنابراین کمی صبور باشید و به موفق شدن‌تان ایمان داشته باشید.
نویسنده : فرزانه عطاران| ‌ مشاور تحصیلی

زبان بدن؛ علمی یا دروغی بزرگ؟

لمس ‌کردن چانه نشانه فریبکاری، ضربه‌ زدن به دست‌ها نشانه کلافگی و … بعضی‌ها ادعا می‌کنند با مشاهده رفتار انسان‌ها می‌توانند ذهن آن‌ها را بخوانند
 انسان‌های اولیه بسیار بیشتر از انسان‌های امروزی برای انتقال پیام‌های خود از زبان بدن استفاده می‌کردند و به تدریج، زبان کلامی به‌ بازتاب بخش بسیار مهمی از هویت انسان تبدیل شد و در عین حال حرکات بدن هم به عنوان مکمل پیام‌های زبانی و در برخی مواقع به شکل مستقل برای انتقال پیام به کار گرفته شد. از دیرباز برای شناخت شخصیت انسان، حرکات و اعمال او و به ویژه عکس العمل‌های بدنی وی را مدنظر قرار می‌دادند. این ضرورت در روابط بین فردی بسیار مشهود است که البته گاهی با حدس، گمان و قیاس‌های نابجا مسیر درستی را طی نمی‌کند. در این مطلب سعی می‌ کنیم از منظر روان شناسی و علمی به زوایای پیدا و پنهان زبان بدن بیشتر بپردازیم.

    افسانه‌ها و سوء برداشت‌های زیاد درباره زبان ‌بدن
افسانه‌ها(داستان‌های غیر واقعی) و سوء برداشت‌های زیادی درباره زبان بدن وجود دارد که درک واقعی و درست بودن آن را تهدید می‌کند. همه ما بارها با مقاله‌ها و پست‌های شوکه‌کننده زیادی برخورد کرده‌ایم که در آن‌ها گفته شده است لمس کردن یا خاراندن چانه به ما نشان می‌دهد که شخص قصد فریبکاری دارد. از لحاظ روان‌شناختی، رفتارهایی که شامل لمس بدن از جمله دست زدن به صورت است، پاسخی محکم به عوامل استرس‌زا هستند، زیرا به آرام کردن سیستم عصبی در مقابل استرس کمک می‌کند. البته گاهی ممکن است فقط به سادگی در چانه‌مان احساس خارش کنیم. این که بخواهیم خاراندن چانه را نشانه ای از فریبکاری در نظر بگیریم، تنزل علم به شبه‌علم است!
    زبان بدن به عنوان نشانه‌های غیرکلامی زبان
افراد در تعامل های اجتماعی بیش از آن‌ که از کلمات بهره بگیرند از ارتباطات غیرکلامی بهره می‌گیرند. ارتباط غیر کلامی، نشانه‌ها و علایمی را در برمی‌گیرد که معنا را از طریقی غیر از زبان منتقل می‌کند و ما هنگام رابطه با دیگران آگاهانه یا ناخواسته از آن‌ها استفاده می‌کنیم. پژوهش‌های مختلف نشان می‌دهد که زبان بدن بیش از  65 درصد ارتباطات ما را  تشکیل می دهد. بنابراین باید علاوه بر زبان کلامی که در غالب واژه ها نمایان است، به زبان غیرکلامی و بدن هم بسیار توجه کنیم.
    غفلت از مزایای زبان ‌بدن روی یادگیری
به کارگیری زبان بدن می‌تواند به جنبه‌های گوناگون یادگیری کمک کند. متاسفانه به دلیل حاکمیت روش‌های آموزشی کلیشه‌ای و غیرخلاق، بسیاری از افراد از کاربرد مهارت‌های زبان بدن در یادگیری بی‌اطلاع هستند. چهره و نگاه انسان می‌تواند دنیایی از پیام‌های گوناگون باشد. تحقیقات نشان می‌دهد که وقتی معلم متنی را که غمگین، شاد، نفرت انگیز و … است با نگاه و چهره هماهنگ با آن هیجان بیان می‌کند، بازیابی هر چه بهتر و دقیق‌تر آن مفهوم در ذهن دانش‌آموزان به‌طور قابل توجهی تسهیل می‌ شود.
    روان شناسی زرد   و   زبان بدن
به اعتقاد بسیاری از افراد، زبان بدن در مقایسه با زبان کلامی معتبرتر است. به عبارتی زبان بدن افراد کمتر دروغ می‌گوید و به تازگی زبان بدن توجه بسیار زیادی را به خود جلب و به دلیل علاقه و رغبت فراوان، روان شناسی زرد هم  به آن توجه کرده است. به طور مثال، گفته می‌شود که تماس چشمی زیاد نشانه عداوت است، ضربه‌زدن به دست‌ها نشانه کلافگی است، قرار دادن نوک انگشتان روی هم نشان دهنده اعتماد به نفس فرد است و … . شاید این گزاره‌ها را بارها و بارها شنیده و خوانده باشید. آیا واقعا با استناد به این گزاره‌ها می توان قضاوت صحیح و عادلانه‌ای درباره رفتار دیگران داشت؟ برای پاسخ به این سوال باید به ابعاد مختلف رفتاری، کلامی و موقعیتی توجه کرد.
    ضرورت احتیاط در قضاوت‌ کردن نشانه‌های زبان ‌بدن
تشخیص برخی از نشانه‌های غیر کلامی و زبان بدن کار سختی نیست و هرکس به راحتی می‌تواند آن را تشخیص دهد. برای مثال، زبان بدن افراد بسیار مضطرب یا غمگین کاملا مشهود است،ولی در قضاوت ‌کردن درباره برخی از نشانه‌های زبان بدن باید احتیاط کرد. برخی از این گزاره‌ها که در این مطلب به آن اشاره شد باید همراه با نشانه‌های دیگری باشد تا بتوان درباره آن موضع‌گیری کرد. برای مثال در گزاره اول که ذکر شد «تماس چشمی زیاد نشانه عداوت و دشمنی است»، به منظور اعتبارسنجی آن،علاوه بر تماس چشمی دیگر موارد هم باید ارزیابی شود. به طور مثال، لحن و آهنگ کلام، پیشینه و سوابق رفتاری و استمرار در رفتارهای پرخاشگرانه از جمله این موارد است.
    تفسیر نکردن زبان بدن با نگاه تک بعدی
زبان بدن یکی از مهم‌ترین راه‌های ارتباطی ما با دیگران است. ما می‌توانیم بسیاری از احساسات و مفاهیم خود را بدون به کار بردن واژه‌ها و فقط از طریق زبان بدن منتقل کنیم. البته همراهی و همخوانی زبان کلام و زبان بدن در انتقال معانی و مفاهیم پیام‌ها بسیار موثرتر است. ذکر این نکته ضروری به نظر می‌رسد که در تفسیر زبان بدن نگاه تک بعدی نداشته باشیم و سعی کنیم که علاوه بر در نظر گرفتن دیگر نشانه‌های رفتاری، کلامی و موقعیتی، تفسیر دقیق‌تری داشته باشیم تا قضاوت عجولانه نکنیم. به طور کلی به منظور فهم و تحلیل بهتر زبان بدن، نگاه ابعادی به موضوع داشته باشیم.
نویسنده : مصطفی نجمی| ‌ کارشناس‌ارشد روان‌شناسی