چگونه حال دلمان را خوب کنیم؟

می توانید مثبت باشید فقط باید تصمیم بگیرید که مثبت باشید و مثبت بیندیشید‎ افراد مثبت اندیش و موفق کسانی هستند که توانسته اند بین اندیشیدن به مشکلات و مثبت ماندن تعادل ایجاد کنند، آنان در عین حال که به چالش ها و شکست هایشان فکر می کنند، هرگز هم اجازه نمی دهند مشکلات، انگیزه و کارایی مثبت آنها را از بین ببرد. آنان بخوبی می دانند که باید بتوانند افکار منفی را به اندیشه هایی تبدیل کنند که برایشان مفید است و حال شان را خوب می کند. اگر چه شاید در نگاه اول مثبت اندیشی کار دشواری به نظر آید، اما شما می توانید با اندکی انگیزه به تغییر و تلاش برای تحول، زندگی تان را تغییر دهید و مثبت اندیش می شوید اگر:

به مثبت اندیشی عادت کنید

عادت کنید که در زندگی به جای تمرکز بر آنچه که نمی خواهید و یا آن را سودمند نمی بینید، بر چیزی متمرکز شوید که آن را مفید و مثبت می دانید. شاید در نگاه اول این دو سبک تفکر، یکسان به نظر آید، اما بی تردید در عمل متوجه خواهید شد که این سبک های اندیشه کاملا متفاوت و متمایز از یکدیگرند و در داشتن احساس مثبت و یا منفی نسبت به خودتان بسیار تاثیر گذار هستند.پیشنهاد می کنیم تصمیم جدی بگیرید و از این پس مثبت اندیشیدن را در ذهن خود تمرین کنید، تلاش کنید به جای تمرکز کردن بر آنچه که ندارید، به آنچه که دارید بیندیشید، یعنی هنگامی که افکار منفی و مخرب به ذهن تان هجوم می آورند، سعی کنید که آنها را به افکار مثبت و مطلوب تبدیل کنید به بیان دیگریاد بگیرید به جای دیدن نیمه خالی لیوان، نیمه پرآن را ببینید.

برای مواجهه با افکار مخرب و منفی، لازم است به یقین بپذیرید که این فکر، تنها یک فکر منفی است و سودی برای شما ندارد، سپس سعی کنید با ذهنی آرام به دنبال راهکارهایی باشید که بتوانید آن را به شیوه مثبت بررسی کرده و جنبه های منفی آن را از ذهن تان پاک کنید.از همین امروز، این تمرین را شروع کنید تا ببینید چند روز می توانید بدون افکار منفی زندگی کنید و یا تخمین بزنید که میزان توانایی تان برای مواجهه با افکار منفی و حذف آنها از ذهن تان چقدر است؟ این تمرین را مانند یک رژیم غذایی ذهنی دنبال کنید و به آن متعهد باشید، اگر بتوانید با جدیت این عادت را در خود ایجاد و تقویت کنید، بی شک در آینده ای نه چندان دور، می توانید تغییرات مثبتی را نیزدر زندگی تجربه کنید.

قضاوت را برای همیشه فراموش کنید

در مورد خودتان بیش از دیگران کنجکاوی کنید، هنگامی که مشکلی برایتان پیش می آید، دیگران را مقصر ندانید و آنها را به قضاوت ننشینید، بهتر است به درون خودتان رجوع نمایید و سهم خود را در مشکل به وجود آمده شناسایی کنید.یادتان باشد مقصر دانستن دیگران، نه تنها مشکل را حل نخواهد کرد بلکه شما را از خویشتن واقعی تان نیز دور خواهد ساخت. توصیه می کنیم به جای قضاوت کردن و یا پیشدواری های منفی چه در مورد خودتان و چه در مورد دیگران، به دنبال راه حل هایی برای حل مشکلات باشید که بتوانید به خودتان و دیگران کمک کنید.

اگر در مورد دوستی احساس خشم و ناراحتی می کنید، به جای تادیب و یا سرزنش کردن وی، به این بیندیشید که آن فرد، چگونه در این موقعیت بحرانی قرار گرفته و چرا مرتکب چنین خطایی شده است.تلاش کنید شرایط وی را بیش از پیش درک کنید، اگر چه القای چنین عطوفت و مهربانی نسبت به خود هم ضروری است، چه بسا برخی از افراد، در مورد خطاها و اشتباهات خویش دیده اغماضی ندارند و دایما با خودسرزنش گری، خویش را تادیب می کنند. برای مثبت بودن باید تصمیم بگیرید بیشتر درک کنید و کمتر قضاوت کنید. دنبال کشف مثبت ها باشید همیشه منفی بودن بد هم نیست، چه بسا گاهی اوقات افکار منفی داشتن مفید و سودمند است، به شرط آن که بتوانید از آنها به درستی استفاده کرده و به عنوان یک عاملی انگیزشی که می تواند شما را به شرایط مثبت سوق دهد، بهره گیرید. تلاش کنید در هر موقعیت منفی و یا در رویارویی با افراد منفی، چیزی را جستجو و کشف کنید که آن را تحسین می کنید و یا آن را به عنوان ویژگی ارزشمند این شرایط منفی قلمداد می کنید.

حقیقت شرایط را آنگونه که در واقع هست، درک کنید، سپس به این مهم بیندیشید که از آن شرایط موجود چه می خواهید و یا قرار است چه چیزی را در آن موقعیت تغییر دهید، به طور حتم این طرز تفکر، شما را به سمت تغییر مثبت رهنمون خواهد شد، چه بسا بعضی اوقات شرایط سخت زندگی به ما کمک می کنند که ارزشمندترین منابع را برای ایجاد تغییر و تحولات شگرف در زندگی مان بیابیم.

پس به جای غرق شدن در شرایط منفی، به دنبال نکات مثبت آن شرایط منفی باشید و به بهترین نحو ممکن از آن استفاده کنید، به خاطر داشته باشید این امر نه تنها شما را از شر افکار منفی همیشه مزاحم رها می کند، بلکه بین افکار مثبت و منفی شما تعادل نیز ایجاد می کند. خود کنونی تان را بپذیرید برخی از افراد دایما در تلاشند که در همه زمینه ها بهترین و کامل باشند و چون نمی توانند، احساس ناراحتی می کنند و از سبک زندگی شان رضایت ندارند و ناخشنودند، به گونه ای که گاه حتی دچار خود سرزنشگری می شوند.

باید بپذیرید شما هم مانند همه نقص هایی دارید و حتی ممکن است تصمیماتی بگیرید که نباید بگیرید و یا کارهایی را انجام دهید که نباید انجامشان می دادید، به یقین بپذیرید اگر چه کامل نیستید، اما به اندازه کافی خوب هستید و شایستگی‌ها و توانمندی‌های بهینه ای هم دارید. بهتر است به مواردی فکر کنید که شما را تبدیل به فرد بهتری کند، فقط و فقط به این فکر کنید که هر روز بهتر و بهتر شوید، ولی هرگز از خودتان انتظار نداشته باشید که هم اکنون بتوانید در همه زمینه های مورد علاقه تان کامل و بدون نقص باشید.خودتان را همان گونه که هستید، بپذیرید، نه بیشتر و نه کمتر! تصمیم بگیرید که خودتان را باور کنید، با باور و اعتماد به خویش می توانید تردید های تان را کنار بگذارید و با اطمینان هر چه بیشتر در جهت کسب موفقیت پیش ببرید. شما می توانید مثبت باشید فقط باید تصمیم بگیرید که مثبت باشید و مثبت بیندیشید.

خواستگارم اهل رفتن به پارتی‌های شبانه است

دختری 26 ساله و خانه‌دار هستم.دانشگاه رفته‌ام و مدرک کارشناسی دارم. پسری  30 ساله از من خواستگاری کرده که عاشق من است و من هم او را می خواهم،  ولی آدمی است که به پارتی شبانه هم می‌رود و اصلا از این کارش خوشم نمی‌آید.  آیا در کنار او آرامش خواهم داشت؟
پاسخ مشاور
دختر و پسر هر چه  به لحاظ رفتاری و سلیقه‌ای بیشتر با هم تناسب داشته باشند، به یقین برای ازدواج و ادامه زندگی‌ مشترک با دردسرهای کمتری رو‌به‌رو می‌شوند، اما این‌که دنبال تشابه کامل باشیم و دایم موردهای ازدواج را پس بزنیم، اشتباه است. بهترین حالت، دقت  کردن و عاقلانه تصمیم گرفتن است. همه می‌دانیم که برای ازدواج موفق بین دو طرف باید تناسب منطقی برقرار باشد، اگر این موضوع رعایت نشود، نمی‌توان انتظار ازدواج بدون تنش را داشت . در ادامه به شما چند توصیه می کنیم.
   تفاوت‌های زیاد به آرامش منجر نمی‌شود
پرسیده‌اید که آیا در کنار او آرامش خواهم داشت؟ در پاسخ  باید گفت هر دختر و پسری که قصد ازدواج دارند، تصمیم دارند در کنار هم آرامش داشته باشند و زندگی سالمی را بسازند،بنابراین  تفاوت‌های زیاد بین دو طرف موجب آرامش نمی‌شود. ‌متاسفانه عده ای با دیدن و متوجه شدن تفاوت‌های اساسی بین خودشان باز هم ازدواج می‌کنند چون امیدوارند در  زندگی  خصوصیات اخلاقی همسر خود را تغییر دهند و آن گونه او   را بسازند که خودشان می‌خواهند.
    تناسب در چه مواردی مدنظر است؟
شما فقط به سن خودتان و خواستگارتان و پارتی رفتن او اشاره کرده‌اید،اما هم کفو  و هم تراز بودن نسبی بین دختر و پسر و خانواده‌ها در چه مواردی باید رعایت شود؟ تناسب در امور اقتصادی و اجتماعی، ظاهر دوطرف، تحصیلات، هوش و درایت، سبک ‌زندگی دوطرف، فرهنگ و مناسبات خانوادگی، اعتقادها و باورهای مذهبی، شیوه تفریح و سپری کردن اوقات ‌فراغت و …  باید بررسی شود.
    پارتی شبانه، پر از آسیب است
در پیامک‌تان گفته اید که  خواستگارتان اهل رفتن به  پارتی  های شبانه است و شما از این کار اصلا خوش‌تان نمی‌آید. باید دقت داشته باشید کسی که به قول شما پارتی می‌رود، به یک سری اصول اخلاقی پایبند نیست و به لحاظ اعتقادات مذهبی هم فرد معتقدی به حساب نمی‌آید. لطفا  تحت تاثیر احساسات یا این که بعدا این رفتارش را درست می‌کنم، تصمیم نگیرید. اگر دختری پایبند به اصول اخلاقی هستید، او گزینه‌ای مناسب برای شما نیست؛ هر قدر هم که به شما ابراز علاقه کند یا شرایطی بی‌نظیر داشته باشد. قرار نیست با جواب منفی، به او توهین شود؛ چراکه او هم به عنوان انسانی مستقل، خواسته‌ها و سلیقه‌های خود را دارد، هرچند که این خواسته ها برای روان خودش و جامعه  پر از آسیب باشد.
    درباره این رفتارش با او صحبت کرده‌اید؟
تاکنون از خواستگارتان پرسیده‌اید که همیشه می‌خواهد به پارتی برود و به آن علاقه‌مند است؟ آیا بعد از ازدواج هم،  می خواهد در پارتی شرکت کند؟ در صورتی که جوابش مثبت باشد، توصیه می‌شود که با او ازدواج نکنید. توجه داشته باشید که اختلافات مذهبی پیامدهای زیادی را به دنبال دارد از جمله اختلاف بر سر پوشش، تربیت فرزند، نحوه برگزاری مهمانی و جشن، چگونگی گذراندن اوقات ‌فراغت و …  در صورت نیاز، از یک مشاوره حضوری هم کمک بگیرید.

نویسنده : فریبا البرز| ‌ کارشناس ‌ارشد مشاوره ‌خانواده

چطور هیجانات فوتبالی را کنترل کنیم؟

اگر احساس می‌کنید در زمان تماشای فوتبال دچار هیجان زیادی می‌شوید، حتما قبل از شروع مسابقه به اندازه کافی آب و مایعات بنوشید!
هیجانات مثبت و منفی تماشای فوتبال
یکی از عوامل ایجاد هیجان مثبت و تخلیه انرژی، تماشای مسابقات فوتبال است. به طور کلی، ورزش نه تنها باعث پویایی فرد می‌شود بلکه از نظر روانی هم روی او تاثیر مثبت دارد. تحرک، پویایی و نتیجه غیرقابل پیش بینی و گاهی دور از انتظار، هیجان بسیار زیادی در بینندگان فوتبال ایجاد می‌کند. میزان این هیجان‌ها در افراد مختلف متفاوت است و به علاقه و تعصب آن‌ها به فوتبال و تیمی که بازی می‌کند، بستگی دارد. فوتبال می‌تواند در برخی افراد هیجان مثبت و در برخی دیگر هیجان منفی ایجاد کند.

هیجان پذیری به سبک مثبت
در تب و تاب مسابقات جام جهانی فوتبال، تخمین زده می‌شود که حدود سه میلیارد نفر در سراسر جهان آن را از طریق تلویزیون‌های خانگی و شهری تماشا کنند. قدر مسلم هیجان مثبت فوتبال باعث پویایی، تخلیه انرژی و احساس رضایتمندی تماشاگر فوتبال می‌شود و می‌تواند تاثیر روانی و اجتماعی خوب خود را نیز در مقیاس جامعه بروز دهد.
بینندگان مسابقه فوتبال، معمولا دوست دارند تا این مسابقه را به صورت دسته جمعی ببینند. تماشای مسابقه فوتبال یک کنش اجتماعی برای شریک شدن در احساسات و هیجانات درون گروهی است. درحقیقت تماشای فوتبال بخشی از فرایند گروه گزینی اجتماعی محسوب می‌شود. پژوهشگران دانشگاه «ناتینگهام» انگلیس با مطالعه بر روی رفتار هواداران یک تیم فوتبال دریافتند که تاثیرات مثبت تماشا و هواداری در کاهش چشمگیر استرس روزمره در زندگی آن‌ها کاملا معنادار است.

هیجان پذیری به سبک منفی
هیجان پذیری منفی در فوتبال می‌تواند خودش را به اشکال رفتاری و هیجانی مختلفی نشان دهد. استرس بیش از حد و غیر قابل تحمل، بروز اختلال رفتار‌های پرخطر اعتیادی، عصبانیت،  کم توجهی، حواس پرتی یا در مقیاس بزرگ‌تر پرخاشگری، درگیری فیزیکی و حمله به طرفداران تیم مقابل و به عبارتی بروز وندالیسم (تخریب گری اجتماعی) و…، این‌ها همان علایم رفتاری و هیجانی منفی هستند که از طریق مشاهده فوتبال می‌تواند بروز یابد و در ابعاد کوچک و بزرگ، نظم محیطی و اجتماعی را مختل کند.
فارغ از سطوح اجتماعی که به آن اشاره شد،  گاه پیش می‌آید که هنگام تماشای فوتبال و به خصوص در صورت باخت تیم محبوب مان، افسردگی و اضطراب سراغ مان می‌آید و تا مدت‌ها بعد از اتمام بازی درگیری فکری برای مان ایجاد می‌کند. در کلیه این مواقع که اشاره شد، باید بدانیم هیجان پذیری منفی فوتبال به سراغ مان آمده است و قبل از وقوع هر فاجعه‌ای باید هر چه سریع‌تر چاره‌ای بیندیشیم. پیش از اشاره به راهکار‌های مدیریت هیجان پذیری منفی فوتبال، علل زیستی هیجان پذیری منفی را با یکدیگر بررسی می‌کنیم.

علل زیستی هیجان پذیری منفی در فوتبال
بر اساس پژوهش‌های صورت گرفته توسط محققان آمریکایی، بیش از ۶۰ درصد مردان در سنین ۲۰ تا ۳۰ سال به طور دایم به تماشای مسابقات جام جهانی می‌پردازند تا جایی که فصل نامه روان شناسی ورزشی آمریکا از این افراد تحت عنوان معتادان فوتبالی نام می‌برد.
ترشح بیش از حد هورمون تستوسترون در میان بینندگان فوتبال سبب ارضای روانی اغلب آن‌ها می‌شود، اما آن چیزی که از آن با عنوان هیجان پذیری منفی در فوتبال یاد می‌شود عبارت است از ترشح بیش از معمول هورمون‌ها و انتقال دهنده‌های عصبی مانند کاتکولامین، آدرنالین و نورآدرنالین در ساختار مغزی افراد. این سبک از هیجان پذیری به خصوص برای خانم‌های باردار یا افراد مبتلا به بیماری‌های قلبی-عروقی، مغزی و اختلال‌های اعصاب و روان می‌تواند زمینه مشکلات شدید و جدی را فراهم کند.

نحوه مدیریت هیجانات فوتبال
با توجه به در پیش بودن مسابقه حساس ایران و اسپانیا و این که هم اکنون به شکل عجیبی صدر جدول از آن تیم ملی ایران است، هیجانات برای این مسابقه به اوج خود رسیده و جا دارد برای حفظ سلامتی افراد به نکاتی در این زمینه اشاره کنیم.

توصیه اول: اگر احساس می‌کنید در زمان تماشای فوتبال دچار هیجان زیادی می‌شوید، حتما قبل از شروع مسابقه به اندازه کافی آب و مایعات بنوشید.

توصیه دوم: محیطی که در آن مسابقه را تماشا می‌کنید، گرم و بسته نباشد و افراد زیادی هم آن جا حضور نداشته باشند، چون همهمه و محیط بسته باعث اضطراب بیشتر، هیجان منفی و بروز پرخاشگری می‌شود. از طرفی افراد‌ی که دچار هیجان منفی می‌شوند و بیمارانی که هیجان زیادی برایشان خطرناک است، بهتر است کنار گروه‌های همگن و هم سن فوتبال نبینند.

توصیه سوم: از تمرین تصویر سازی و ذهن آگاهی استفاده کنید. به عبارتی بهتر است قبل از تماشای فوتبال، سعی کنید مهارت کنترل خشم و استرس را به دست آورید و قبل از مسابقه مدام به خودتان بگویید هر تیمی ممکن است ببرد یا ببازد و نتیجه فوتبال واقعا غیرقابل پیش بینی است پس امکان دارد تیم مورد علاقه ام بد بازی کند و ببازد.

هیجان پذیری در حد تعادل خوب است و هر چیز از حد تعادل خارج شود، می‌تواند آسیب رسان باشد. سعی کنیم در این روز‌ها و شب‌های فوتبالی با انتقال هیجان مثبت خود به دیگران، بیش از هر زمان روحیه اتحاد و همدلی را در جامعه نشر دهیم و ۸۰ میلیون نفر باشیم و یک ملت با یک ضربان قلب.

فرمول تبدیل معمولی ها به خارق‌العاده‌ها

موفقیت از راه‌ها و به اشکال مختلفی به دست می‌آید اما جالب این جاست که بیشتر افراد موفق خصوصیات بسیار مشابهی دارند 
   «بیل گیتس» در ایجاد یک امپراتوری نرم‌افزاری موفق است که روش استفاده ما از رایانه را تغییر داده است. «وارن بافت»(دهمین فرد ثروتمند جهان) در سرمایه گذاری و ایجاد کسب و کارهای بلندمدت موفق است. «گاندی» در هدایت هند و استقلال از بریتانیا موفق بود. «رونالدو» و «مسی» در دنیای فوتبال و از لحاظ کسب تعداد توپ طلا، بی‌رقیب هستند. موفقیت از راه‌ها و شکل های مختلفی به دست می‌آید. جالب این جاست که بیشتر افراد موفق خصوصیات بسیار مشابهی دارند. طبق اعلام یک موسسه تحقیقاتی در کانادا، مواردی که در ادامه با آن‌ها آشنا می‌شوید، ویژگی‌های مشترک افراد موفق است. شایان ذکر است که این فهرست ترتیب خاصی ندارد.البته قرار نیست با رسیدن به این ۷ ویژگی الزاما موفق شوید . شاید شما کسی باشید که یک بخش جدید به این فهرست اضافه می کند. 

  تخصص و برتری |   برای افراد موفق مهم نیست که چه شغلی دارند! هیچ شغلی به نظر آن‌ها کوچک و بی‌اهمیت نیست و افراد موفق برای برتری در آن شغل تلاش می‌کنند. آ‌ن‌ها به دنبال افزایش تخصص در حرفه‌شان هستند و می‌دانند که رسیدن به موفقیت با خودش پول به‌همراه دارد.
 شنونده عالی  |   همه می‌خواهند یک گوینده عالی باشند اما چه تعداد از مردم تلاش می‌کنند که شنوندگان عالی باشند؟ افرادی که گوش می‌دهند در زندگی موفق می‌شوند چراکه می‌توانند نیازهای دیگران را بشنوند و درک کنند و انرژی خود را روی برآورده کردن این نیازها متمرکز کنند. سریع‌ترین راه برای تبدیل شدن به یک مکالمه خوب این است که خوب گوش کنید و بعد فکر و تامل، حرف نزنید.
کنترل خود |  افراد موفق به ندرت کنترل خود را از دست می‌دهند. آن‌ها دچار هراس یا خشم کور نمی‌شوند. آن‌ها یاد گرفته‌اند که احساسات خود را کنترل کنند و خودآگاه(یا ناخودآگاه) خود را در وضعیتی مدبرانه قرار دهند و آن‌ها می‌دانند که نمی‌توانند افراد دیگر یا آن چه را برایشان اتفاق می‌افتد  تغییر دهند اما می‌توانند نحوه واکنش و احساس‌شان به آن را تغییر دهند. یکی دیگر از نشانه‌های خودکنترلی این است که با وجود احساسی که به آن دارید، کار درست را انجام دهید.
چندین نقشه راه |  افراد خارق‌العاده همیشه آماده هستند. آن ها نه تنها یک پلن B، بلکه یک پلن  C، D،E  و F هم دارند. آدم‌های موفق به صورت ذهنی احتمالات را تمرین و تجسم می‌کنند تا زمانی که موقعیت واقعی رخ می‌دهد، مغز آن‌ها «به یاد بیاورد» چه کاری باید انجام دهند. افرادی که موفق هستند کنترل را در دست دارند. آن‌ها می‌دانند که همیشه یک راهی برای موفق شدن وجود دارد. آن‌ها احساس نمی‌کنند که قربانی ژنتیک، تاریخ یا شرایط خود شده‌اند و واقعاً معتقدند که گذشته، آینده را تعیین نمی‌کند. آن‌ها خودشان فیلم نامه زندگی خود را می‌نویسند.
 شجاع بودن |  همه ما عبارت «بدون ریسک؛ بدون پاداش» را شنیده‌ایم اما چند نفر از ما واقعاً ریسک لازم را برای به دست آوردن پاداشی که می‌خواهیم، انجام می‌دهیم؟ تعداد زیادی از افراد حاضر به انجام ریسک در زندگی نیستند اما کسانی که این کار را انجام می‌دهند، شانس موفقیت‌شان بیشتر می‌شود. افراد موفق، شهامت شروع کردن و شهامت ادامه دادن را دارند. آن‌ها از خراب کردن پل‌های پشت سر نمی‌ترسند البته اگر این کار به معنای حرکت به جلو و اصولی باشد.
 بخشنده |   افراد موفق بخشنده‌های سخاوتمندی هستند. آن‌ها این «راز» را می‌دانند و به آن اعتقاد دارند که هرچه بیشتر بدهید، بیشتر دریافت خواهید کرد. آن‌ها بر اساس این اصل عمل می‌کنند: «شما به هر آن چه در زندگی می‌خواهید، خواهید رسید اگر به افراد دیگر کمک کنید تا به آن چه می‌خواهند برسند.» اگر تا به حال به این راز توجه نکرده‌اید، باید فوری شروع کنید. پول تنها چیزی نیست که می‌توانید ببخشید. شما می توانید زمان، تخصص و … بدهید. به دنبال راه‌هایی برای باز کردن درها به روی مردم باشید.
 اشتیاق |  یک نشانه قطعی از افراد  خارق‌العاده، اشتیاق آن ها  به زندگی خود است. آن‌ها صبح با هیجان از خواب بیدار می‌شوند زیرا می‌دانند که این روز آن‌ها را یک قدم به رسیدن به رویای خود نزدیک می‌کند. افراد موفق تمایل دارند مدیر و رهبر باشند زیرا دیگران جذب شور و شوق آن‌ها می‌شوند و این باعث افزایش انگیزه‌شان برای تلاش بیشتر خواهد شد.
مترجم : فرنگیس یاقوتی| ‌ منبع: embracepossibility.com

بهترین زمان مصرف فولیک اسید، راهنمای جامع و کامل

بهترین زمان مصرف فولیک اسید
اسید فولیک نسخه‌ی مصنوعی ویتامین فولات است که به عنوان ویتامین B۹ نیز شناخته می‌شود. فولات در ساختن گلبول‌های قرمز سالم به بدن کمک کرده و در برخی مواد غذایی یافت می‌شود. حال، روی این مقاله کلیک کنید تا با بهترین زمان مصرف فولیک اسید آشنا شوید.

     بهترین زمان مصرف فولیک اسید

قبل از پرداختن به موضوع بهترین زمان مصرف فولیک اسید، بهتر است بدانید که این دارو برای موارد زیر استفاده می‌شود:

  • درمان یا پیشگیری از کم خونی ناشی از کمبود فولات
  • کمک به رشد صحیح مغز، جمجمه و نخاع جنین در بارداری برای جلوگیری از مشکلات رشدی
  • کمک به کاهش عوارض جانبی متوترکسات (یعنی دارویی که برای درمان آرتریت شدید، بیماری کرون یا پسوریازیس استفاده می‌شود.)

اسید فولیک با نسخه‌ی پزشک در داروخانه‌ها قابل دسترس است و به صورت قرص یا مایع یافت می‌شود. به علاوه، می‌توانید قرص‌هایی با دوز کمتر را از داروخانه‌ها و سوپرمارکت‌های محل خود خریداری کنید.
اسید فولیک هم‌چنین می‌تواند با فومارات آهن و سولفات آهن همراه شده و برای درمان کم خونی فقر آهن مورد استفاده قرار بگیرد. ناگفته نماند که این دارو همراه با سایر ویتامین‌ها و مواد معدنی، به عنوان یک مکمل مولتی ویتامین و مواد معدنی نیز کارایی دارد.

     زمان مصرف قرص فولیک اسید

در این مقاله می‌خوانید:

  • بهترین زمان مصرف اسید فولیک
  • نحوه مصرف اسید فولیک
  • پاسخ به سوالات رایج

بهترین زمان مصرف اسید فولیک

بهترین زمان مصرف قرص اسید فولیک، همان زمانی است که پزشک یا داروخانه برای شما تعیین کرده است.

در رابطه با اسید فولیک، اولین سوالی که مطرح می‌شود، این است که «فولیک اسید را کی بخوریم؟». در جواب باید گفت بهترین زمان مصرف قرص اسید فولیک، همان زمانی است که پزشک یا داروخانه برای شما تعیین کرده است.
با این حال، میزان مصرف اسید فولیک و مدت زمان مصرف آن بستگی به این دارد که در وهله‌ی اول، چرا به آن نیاز دارید. برای درمان کم خونی، دوز معمول برای بزرگسالان و کودکان بالای یک سال ۵ میلی گرم است که یک بار در روز مصرف می‌شود. با این حال، گاهی اوقات دوز به ۱۵ میلی گرم در روز نیز افزایش می‌یابد. اگر هم کودک شما زیر ۱۲ ماه باشد، پزشک از وزن او برای تعیین دوز مناسب استفاده می‌کند.

     بهترین زمان مصرف اسید فولیک

نحوه مصرف اسید فولیک

شما می‌توانید اسید فولیک را با غذا یا بدون غذا مصرف کنید.

شما می‌توانید اسید فولیک را با غذا یا بدون غذا مصرف کنید. قرص‌ها را به طور کامل با یک نوشیدنی (آب) ببلعید و اگر هم اسید فولیک را به صورت مایع مصرف می‌کنید، از یک سرنگ یا قاشق پلاستیکی برای اندازه گیری دوز مناسب کمک بگیرید. این مهم است که اگر از این قاشق‌ها ندارید، از داروخانه‌ی خود آن را درخواست کنید. فقط بدانید که نباید از قاشق چای خوری آشپزخانه استفاده کنید، زیرا در اندازه گیری مقدار درست با مشکل مواجه می‌شوید.

اما اگر مصرف فولیک اسید را فراموش کردیم، چکار باید بکنیم؟

فراموش کردن یکی دو دوز از اسید فولیک احتمالاً چیز مهمی نیست، اما بهتر است که با پزشک خود در این باره صحبت کنید و او را در جریان بگذارید. علاوه بر این، اگر مصرف اسید فولیک را فراموش کردید، می‌توانید از راهنمایی‌های زیر کمک بگیرید:

     بهترین زمان مصرف قرص فولیک اسید

  • اگر روزی را جا گذاشتید، به محض یادآوری، دوز فراموش شده‌ی خود را مصرف کنید، مگر اینکه تقریباً زمان نوبت بعدی فرا رسیده باشد. در این صورت نوبت فراموش شده را نادیده بگیرید و فقط دوز بعدی خود را در زمان معمول مصرف کنید. اگر روز مصرف متوترکسات را به خاطر دارید، یک روز صبر کنید و روز بعد نوبت فراموش شده را مصرف کنید.
  • اگر یک بار در هفته، مصرف فولیک اسید را فراموش کردید، به محض یادآوری دوز فراموش شده‌ی خود را مصرف کنید، مگر این‌که آن روز متوترکسات مصرف کرده باشید. اگر روز مصرف متوترکسات را به خاطر دارید، یک روز صبر کنید و روز بعد نوبت فراموش شده را مصرف کنید. پس از این، به مصرف دوز هفتگی خود در روز معمول خود برگردید.
    هرگز ۲ دوز را برای جبران نوبت فراموش شده مصرف نکنید.
  • اگر اغلب دوزها را فراموش می‌کنید، تنظیم زنگ هشدار برای یادآوری ممکن است کمک کننده باشد. هم‌چنین می‌توانید از داروساز خود در مورد راه‌های دیگر راهنمایی بخواهید تا به شما کمک کند مصرف داروی خود را به خاطر بسپارید.

     چه ساعتی از روز قرص فولیک اسید بخوریم؟

پاسخ به سوالات رایج

چه ساعتی از روز قرص اسید فولیک بخوریم؟

این مشابه این است که بپرسید «فولیک اسید چه زمانی مصرف شود؟» که در جواب باید گفت این کاملاً به تشخیص و تجویز پزشک شما بستگی دارد. با این حال، معمولاً مصرف در یک بار در روز خلاصه می‌شود و باید تا ۴ ماه ادامه داشته باشد.
البته اگر کم خونی ناشی از کمبود فولات شما ناشی از یک مشکل درازمدت باشد، ممکن است مجبور شوید که برای مدت طولانی‌تری، احتمالاً تا پایان عمر، اسید فولیک را مصرف کنید. در ضمن، این مهم است که بدون مشورت با پزشک مصرف این قرص را قطع نکنید.

     فولیک اسید چه زمانی مصرف شود؟

قرص اسید فولیک در بارداری را چه زمانی بخوریم؟

دوز معمول در این مدت ۴۰۰ میکروگرم است که یک بار در روز مصرف می‌شود.

زمان مصرف قرص اسید فولیک در حین تلاش برای بچه دار شدن (به طور ایده آل از ۳ ماه قبل) و در طول ۱۲ هفته‌ی اول بارداری توصیه می‌شود. دوز معمول در این مدت ۴۰۰ میکروگرم است که یک بار در روز مصرف می‌شود.
علاوه بر این، پزشک ممکن است مصرف اسید فولیک را در طول بارداری توصیه کند؛ به خصوص اگر در معرض خطر کم خونی باشید، احتمال تجویز پزشک بیشتر می‌شود.
اگر شانس شما برای داشتن نوزادی با نقص لوله‌ی عصبی بالا باشد، پزشک دوز افزایش یافته‌ی ‌۵ میلی گرمی را توصیه می‌کند که باید یک بار در روز مصرف شود.

     قرص اسید فولیک در بارداری را چه زمانی بخوریم؟

جمع‌بندی

بهترین زمان مصرف فولیک اسید همان چیزی است که پزشک شما بسته به وضعیتی که دارید، برایتان تجویز می‌کند. البته اسید فولیک به طور کلی بسیار بی‌خطر است. بنابراین، حتی مصرف بیش از حد آن بعید است که آسیبی به همراه داشته باشد.

به کلینیک بیا نی نی هم سر بزنید.

دخترم تمایل به دوستی با جنس مخالف دارد

دختری 14 ساله دارم که به دوستی با جنس مخالف تمایل دارد و این موضوع را فقط به من که پدرش هستم گفته است در صورتی که سعی من و مادرش فراهم کردن آرامش و امنیت اجتماعی و عاطفی اش بوده و هست. تلاش کردیم تمام نیازهای یک دختر 14 ساله و در سن بلوغ را بشناسیم و آگاهی های لازم را نیز داده ایم؛ ولی درک نمی کنیم که چرا با این که می داند این رابطه ها سرانجام خوبی ندارد، باز هم تمایل به این کار دارد.
 پاسخ مشاور:
با عرض سلام و احترام خدمت شما پدر گرامی، با توجه به متن پیامک تان ابتدا  این که فرزند نوجوان خود را درک می کنید و فضایی مملو از آرامش و امنیت برای او فراهم کرده اید را ارج می نهیم، رفتار شما قابل تقدیر است و خوشحالیم که در خانواده شما رابطه پدر و دختر بسیار پر رنگ است؛ اما باید بدانید دوران بلوغ که با اوایل نوجوانی آغاز می شود دوران دگرگونی های عظیمی است در این دوران نه تنها تغییرات جسمی مهمی در نوجوان پدید می‌آید؛ بلکه دگرگونی های برجسته اجتماعی و روانی نیز در او ایجاد می شود. این بسیار نیکو ست که شما فرزند خود را از آشفتگی های دوران بلوغ آگاه ساخته اید، اما باید خاطر نشان کنیم که نوجوان به دلیل تشدید انگیزه های جنسی و ترس شدید از نتایج فعالیت جنسی نسبت به امور جنسی و جنس مخالف حساس می‌شود. این حساسیت مفرط که با ترشح هورمون های جنسی توام است، تمایلات جنسی نوجوان را تشدید می کند که باید از طریق مشروع و قانونی با آن مواجه شد. در ادامه راهکارهایی برای درک بهتر این موضوع به شما ارائه می کنیم.
به صحبت های نوجوان خود گوش دهید
پیشنهاد می شود ابتدا بدون آن که حرف فرزند خود را قطع کنید، بگذارید در این باره کامل با شما صحبت کند. جمله های او را در این باره کامل نکنید، بگذارید افکارش را به طور کامل بیان کند. اگر درباره موضوعی مطمئن نیستید از او بپرسید قبل از این که قضاوتش کنید. مطمئن باشید فرزندتان احساس می کند شما توجه کاملی به او دارید. همچنین اگر فرزندتان سوالی درباره روابط دختر و پسر کرد او را بی ادب و بی حیا تلقی نکنید؛ بلکه بدانید این سوال می تواند بستری مناسب برای آموزش فراهم سازد.
از بیان جزئیات بیشتر با فرزندتان خجالت نکشید
بسیاری از والدین از این که درباره روابط با جنس مخالف به خصوص گرایش جنسی با فرزند خود صحبت کنند ترس دارند زیرا فکر می کنند نوجوانشان از نظر جنسی فعال خواهد شد؛ اما باید بگوییم وقتی والدین منبع اصلی اطلاعات درباره روابط جنسی باشند نوجوان کمتر به سمت روابط نامناسب گرایش پیدا می کند. پیشنهاد می شود با کمک همسرتان چیزهایی را برای او توضیح دهید که به طور کامل آگاه شود. اگر چنان چه به عنوان پدر نمی‌توانید درباره روابط جنسی با فرزند خود صحبت کنید از برخی بزرگسالان نزدیک که نوجوانتان او را قبول دارد و به او احترام می گذارد کمک بگیرید.
قانون های مشخص و روشنی را تعیین کنید
هرگاه شما با توجه به فرهنگ، ارزش ها، پایگاه اجتماعی و اصول اخلاقی خانواده خود و با هم فکری خود نوجوانتان مرزهای ارتباط با جنس مخالف را ترسیم کنید، نوجوان شما خود را ملزم به اجرا می داند. درباره گرایش به جنس مخالف برای عینی کردن روابط دختر و پسر رنگ و حدود تعیین کنید، رابطه سالم رنگ سفید دارد [مثل روابط متعارف و در چارچوب شرع دختر و پسر در فامیل و…] و سایر روابط را خاکستری، بنفش و سیاه نام گذاری کنید. سپس برای هر رنگ با توجه به ارزش ها و اصول خانوادگی حدود تعیین کنید. به یاد داشته باشید این کار باید با هم فکری نوجوان انجام بگیرد و تک تک رفتارها با توجه به شدت، مدت و تعداد آن ها در فهرست آورده شود.
به فرزند خود مهارت های زندگی را بیاموزید
ممکن است شما آن قدر به مهارت های تحصیلی فرزند خود توجه می کنید که مهارت هایی که او را برای زندگی بهتر آماده و توانمند می کند کمرنگ شده است. پیشنهاد می شود مهارت هایی مانند خودآگاهی، برقراری روابط موثر، حل مسئله، مدیریت هیجانات منفی و … را به فرزند خود آموزش دهید تا هنگام برخورد با چالش ها و استرس های زندگی بهتر خود را سازگار کند و تحت فشار نیازهای روانی یا فشار همسالان به سمت گرایش آسیب زا به جنس مخالف پیش نرود.

نویسنده : بنفشه دولت آبادی – مشاور خانواده

چرا برخی زنان مطلقه تنها زندگی می کنند؟

خانواده اساسی‌ترین و نهادی‌ترین بنیادی است که ناب‌ترین و خالص‌ترین روابط را می‌توان بین اعضای آن مشاهده کرد. این نهاد عاطفی کانون اصلی رشد و تعالی انسان است. دختران و پسران جوان برای یافتن مونسی که آن‌ها را درک کند و یار صمیمی آن‌ها باشد به ازدواج و تشکیل خانواده روی می‌آورند. اما گاهی زن و مرد به جای این‌که پناه و پشتیبان یکدیگر باشند، به علت عدم تفاهم و درک کافی به تنش و درگیری دچار می‌شوند و در صورت ادامه این درگیری‌ها بنیان خانواده آن‌ها از هم فرو می‌پاشد و ضربه‌های بزرگی به افراد جامعه وارد می‌شود. از بزرگترین پیامد‌های این مشکل این‌ است که 80 درصد زنان بعد از طلاق دوباره ازدواج نمی‌کنند؛ این موضوع خود مشکلات بیشتری را برای افراد به‌خصوص جامعه به‌وجود می‌آورد.

** ترجیح تجرد به تشنج‌های ازدواج ناموفق

طلاق معمولا زمانی اتفاق می‌افتد که میان زوجین به مدت طولانی، ناسازگاری و تنش وجود داشته باشد و دو طرف دیگر قادر به تحمل این درگیری‌ها و شرایط نامناسب زندگی نباشند. به همین دلیل بعد از جدایی تا مدت‌های طولانی برای آن‌ها مشکلات عاطفی فراوانی به‌وجود می‌آید. عدم اعتماد و یادآوری دردسرها و مشکلات ناشی از زندگی زناشویی قبلی سبب می‌شود تا زنان به سمت ازدواج دوباره نروند و زندگی مجردی را به متأهل بودن ترجیح دهند و از حس امنیت، داشتن خانواده ، فرزند و زندگی زناشویی خود را محروم سازند. دنیا 31 ساله، کارشناس پرستاری می‌گوید: 2 سالی می‌شود که از همسرم جدا شده‌ام. در این مدت چند خواستگار با شرایط تقریبا مناسب داشته‌ام، اما ترس از مشکلات و سختی‌های زندگی قبلی مانع از ازدواج من شده است.من تنهایی را به زندگی پرتنش ترجیح می‌دهم.

** آن‌طور که دلم می‌خواهد، زندگی می‌کنم

در گذشته زنان هویت خود را در همسردار بودن و زیر سایه‌ی مردان می‌دیدند، اما امروزه برخی زنان به علت توانمندی در عرصه‌ی کار و استقلال مالی دیگر خود را در سایه‌ی مردان نمی‌بینند، بلکه خود را هم‌تراز و در کنار آن‌ها می‌پردازند. از طرف دیگر در گذشته عدم ازدواج به نوعی ننگ محسوب می‌شد اما در شرایط فعلی با توجه به افزایش جمعیت مجرد، آن‌ها دیگر مورد سرزنش واقع نمی‌شوند. به همین دلیل افراد بعد از ناکامی‌های حاصل از این شکست عاطفی و حس بی‌نیازی مالی ترجیح می‌دهند دیگر از مردان به‌طور کامل اطاعت نکنند. بنابراین جامعه را به سمت فروپاشی بنیان خانواده و یا حتی عدم تشکیل این نهاد اجتماعی سوق می‌دهد. مینا 33 ساله کارشناس مدیریت بازرگانی می‌گوید: 3 سال است که از همسرم جدا شده‌ام و به علت درآمد بالایی که دارم ترجیح می‌دهم به صورت مجردی، آن طور که می‌خواهم زندگی کنم. دکتر سعیده امینی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه علامه طباطبایی درباره‌ی ازدواج نکردن 80 درصد از زنان مطلقه می‌گوید: استقلال مالی زنان، افزایش جمعیت مجردها و برخی قوانین حمایت از مجردها از جمله قانون تک والدی را از مهم‌ترین دلایل این موضوع است.

** وقتی گذشته و حال مانع زندگی مشترک در آینده می‌شود

شرایط و زندگی پردردسر و نا امن قبل از طلاق؛ استقلال و حس بی‌نیازی مالی زنان مطلقه آنان را به سمت عدم اطاعت از مردان و مقاومت با ازدواج دوباره ترغیب می‌کند. هنگامی که آنها می‌توانند بیشتر کارهای روزمره و زندگی را خودشان با اختیار کامل انجام دهند و حتی در صورت نیاز و علاقه می‌توانند فرزند خوانده داشته باشند کمتر به سمت ازدواج مجدد می‌روند شاید با فرهنگ‌سازی و ایجاد قوانینی در خصوص استحکام بنیان خانواده از ترویج زندگی مجردی جلوگیری کرد.

فرزندان طلاق چه احساسی دارند؟

«چندین‌ ساله که حس می‌کنم یه کمبود بزرگ دارم. مثل آدمایی که یه چشم ندارن. یا آدمایی که یه دست ندارن. منم حس می‌کنم نقص عضو دارم. الان که ۱۸ سالمه هنوز اون حرف دوستام یادم مونده که به من می گفتن: «مامان، بابا، طلاقو». با خودم میگم چرا من نتونستم کاری کنم که پدر و مادرم از هم جدا نشن».

«سه سالم بود. که با واژه طلاق آشنا شدم. وقتی به این فکر می‌کنم که فقط اندازه سه سال پدر و مادر داشتم، غصه‌م می‌گیره. نمی‌دونم چی شد که مادر و پدرم تصمیم گرفتن منو ول کنن و برن دنبال زندگی خودشون. بچه‌تر که بودم فکر می‌کردم من کار بدی کردم که ترکم کردن. اما هرچی که می‌گذشت کمتر می‌فهمیدم. بچه سه‌ساله چه کاری می‌تونه انجام بده که مادر و پدرش حاضر میشن تنهاش بزارن. الان ۱۵ساله که من اون دوتا رو با هم ندارم. کاری از دستم بر نمیاد. خجالت می‌کشم به کسی بگم مادر و پدرم طلاق گرفتن. عین یه راز نگهش داشتم».

این گوشه‌ای از صحبت‌های یک فرزند طلاق است. وقتی حرف‌هایش را می‌شنوم، به سختی خودم را کنترل می‌کنم تا اشک نریزم و او را شرم زده نکنم. سعی می‌کنم با هرچه خواندم و می‌دانم کمی آرامَش کنم که بداند تقصیری در سرنوشت تلخش ندارد. اما افسوس که نمی‌توانم از عذابش کم کنم. ادامه داستان را نمی‌گوید. سرش را می‌گیرد و می‌گوید: « از یاد آوری تلخی‌ها سر درد می‌گیرم.» 

دکتر «سیما فردوسی»روانشناس بالینی

طلاق پایان ماجراست؟ 

«سیما فردوسی» روانشناس بالینی درباره مشکلاتی که با طلاق والدین برای فرزندان شان به وجود می‌آید، می‌گوید: «ممکن است طلاق برای زوجینی که توانمندی حل مسئله زناشویی خود را نداشتند، پایان یک ماجرا باشد. اما پایان همه ماجراها نیست. طلاق آغاز یک ماجراست. هم برای والدین هم برای بچه‌های طلاق. فرزند طلاق زجر خیلی زیادی را تحمل می‌کند. هیچ بچه‌ای دوست ندارد که والدینش از یکدیگر جدا شوند. 

تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شده است. همگی این تحقیقات به این نتیجه رسیدند که بچه‌های طلاق حتی تصور می‌کنند که شاید علت طلاق والدین‌شان باشند. احساس گناه می‌کنند که چرا من نتوانستم کاری کنم که پدر و مادرم از هم جدا نشوند.» 

گاهی طلاق والدین حتی از فوت شان هم برای بچه ها سخت‌تر است

به صورتش زل زده‌ام تا به حرف بیاید. انگار در حال حرف زدن با خودش است؛  زمزمه هایش را می‌شنوم: « هفت یا هشت سالم بود. تو کوچه با دختر عموم و بچه ها مشغول بازی بودیم.  یکی از بچه ها که خیلی خوشحال بود، گفت: «مامان و بابام  برام یه تولد بزرگ گرفتن. مامانم برام یه عروسک خوشگل خرید. بابام برام یه وایت بُرد.» دخترعموم که انگار زن‌عموم بهش یاد داده بود، تو عالم بچگی یهو پرید توی حرف آن دختر خوشبخت و گفت: «هیس. دختر عموی من مامان باباش طلاق گرفتن، ناراحت میشه. نباید جلوش از مامان و بابات بگی!» دخترا یکم به من نگاه کردن. بعد یکی یکی بلند شدن و گفتن دلشون نمی‌خواد با من دوست باشن. هنوز صداشون تو گوشمه.« مامان. بابا. طلاقو»!

بعد از اون روز دیگه  پایم را هم در کوچه نگذاشتم! مگر برای رفتن به مدرسه. وقتی هم از مدرسه برمیگشتم خونه، همش اضطراب داشتم که دوستام منو نبینن و به جرم طلاق مامان و بابام منو محکوم نکنن. الان چندین‌ساله که حس می‌کنم یه کمبود بزرگ دارم. مثل آدمایی که یه چشم ندارن. یا آدمایی که یه دست ندارن.منم حس می‌کنم نقص عضو دارم. الان که ۱۸ سالمه هنوز اون حرف دوستامو یادم مونده  که به من می گفتن : «مامان ،بابا، طلاقو». با خودم میگم چرا من نتونستم کاری کنم که پدرو مادرم از هم جدا نشن.»

دکتر فردوسی درباره استرش و اضطرابی که بچه های طلاق تحمل می‌کنند، می‌گوید: «استرس‌هایی که از طلاق والدین به بچه وارد می‌شود، به مراتب بیشتر از استرس زمانی است که یکی از والدینش فوت کنند. چراکه فوت یک استرس ناگهانی بزرگ است که خیلی هم بچه را تحت تاثیر قرار می‌دهد، ولی بعد از فوت بچه‌ها باید به سازگاری برسند و خودشان را با فقدان آن فرد سازگار کنند. اما در طلاق اختلافات، کشمکش‌ها برخورد ها، استرس‌ها به طور مستمر وجود دارد. 

 بچه بعد از طلاق باید با یکی از والدین زندگی کند. این بچه همواره نگران است که اگر پدرم یا مادرم یا شخصی که از او مراقبت می‌کند، برایش اتفاقی بیفتد، او چیکار کند. خیلی از اوقات اینکه بچه بعد از جدایی پدر و مادرش با چه کسی زندگی کند، بر عهده دادگاه است. تا زمانی که بچه به سن رشد نرسید حق انتخاب ندارد. بنابراین حتی این موضوع هم روی بچه تاثیر می‌گذارد.  حتی برخی از والدین هستند که به هر دلیلی چه مالی چه غیر مالی از حضانت بچه سر باز می‌زنند. در حالی که خود بچه دوست دارد با آن وَلی زندگی کند.» 

طلاق چه تاثیری بر «فرزندان طلاق» می‌گذارد؟ 

طلاق ، فارغ از تاثیرات تلخی که بر زن و مرد می‌گذارد، تاثیرات جبران ناپذیری بر فرزند می‌گذارد. فرزندان طلاق از گفتن اینکه مادر و پدرم از هم جداشدند شرم دارند. به گفته روانشناسان بچه های طلاق گاهی تصور می‌کنند خودشان خطایی نا بخشودنی مرتکب شده‌اند. 

-احساس تنهایی

روانشناس بالینی درباره تاثیرات طلاق بر فرزند طلاق، می‌گوید: «فرزندان طلاق استرس و اضطراب زیادی راتحمل می‌کنند. چراکه احساس تنهایی می‌کنند. همین موضوع باعث می‌شود که رنج زیادی را بر دوش خود بکشند.»

-احساس ترس و کمبود

«فرزندان طلاق می‌ترسند. چراکه حس می‌کنند حامی ندارند و در آنها کمبودی وجود دارد. وقتی به هم سن و سالان خود نگاه می‌کنند و با خودشان مقایسه می‌کنند دلگیر می‌شوند.»

-نگرانی و اضطراب 

«فرزندان طلاق  مدام نگران هستند که کسی نفهمد که او  یک فرزند طلاق است. مدام نگرانند که بقیه با دید منفی به او نگاه نکنند. او را به تمسخر نگیرند.» 

-نا امیدی

«فرزندان طلاق بیشتر از سایر افراد نا امیدی را تجربه می‌کنند.»

-وحشت از آینده

«فرزندان طلاق از آینده خود وحشت دارند. از این جهت گفتیم که طلاق پایان ماجرا نیست که مُهر بچه طلاق تا همیشه بر پیشانی بچه طلاق می‌ماند. این بچه می‌خواهد ازدواج کند و از اینکه بشنود همسر آینده‌اش او را زیر سوال ببرد اِبا دارد.»

-کمبودهای عاطفی

«فرزندان طلاق به خاطر فقدان یکی از والدین‌شان کمبود‌های عاطفی زیادی دارند. به هر حال بچه تا آخر عمر مادر و پدرش را کنار هم نمی‌بیند و همین موضوع بر او تاثیر بدی می‌گذارد.»

-افسردگی و پرخاشگری

«برخی از فرزندان طلاق به قدری از این موضوع رنج می‌کشند که دچار افسردگی می‌شوند. برخی هم پرخاشگری می‌کنند.»

الگو برداری طلاق از والدین

برخی از روانشناس هم معتقدند که ممکن است فرزندان طلاق از والدین خود الگو برداری غلط کنند. یعنی بحث مهارت حل مسئله، سازگاری و تصمیم گیری را نداشته باشند و  وقتی به مشکلی در زندگی بر خورد کردند زود عقب نشینی کنند. ممکن است فرزندان هم وقتی ازدواج کردند همین روش طلاق را انتخاب کنند. یا برای درس خواندن زود کم بیاورند یا نتوانند به درستی در زندگی تصمیم گیری کنند.

تاثیر اطرافیان و محیط زندگی در کم یا زیاد کردن احساسات منفی فرزند طلاق

دکتر فردوسی می‌گوید: «اضطراب رَده بالا در فرزندان طلاق خیلی زیاد است. برخی اوقات به قدری زیاد است که خود وَلی که با بچه زندگی می‌کند یا حتی اولیای مدرسه که از وضعیت بچه اطلاع دارند و می‌بیند که بچه استرس بالایی دارد و توصیه می‌کنند که حتما به مشاور مراجعه کنند. 

البته میزان این تاثیرات در هر فرد متفاوت است. این موضوع به محیطی که بچه در آن رشد کرده و اکنون زندگی می‌کند بستگی دارد. اطرافیان می‌توانند در کم یا زیاد کردن این احساسات نقش زیادی را ایفا کنند. خود والدین باید در وهله اول با فرزندشان در مورد احساسات و کمبود‌هایش صحبت کنند. اگر می‌بینند بچه تمایلی به بازگو کردن احساسات درونی خود با آن‌ها ندارد حتما به مشاور مراجعه کنند. البته در مدارس مشاورهایی هستند اما این بچه به مشاورهای بسیار زُبده‌ای نیاز دارند که در این زمینه کار کرده باشند.» 

همانطور که گفته شد؛ فرزندان طلاق علاوه بر کمبود هایی که در عدم حضور یکی از والدین  یا هردویشان در هنگام طلاق رو به رو می‌شوند، با انواع و اقسام تفکرات و استرس ها و رنج ها که در بالاتر به آن اشار شد، مقابله می‌کنند. این بچه ها که خودشان هیچ تاثیری در سرنوشت شان ندارند، بیش از دیگران نیاز به توجه و مشاوره هستند که در گزارش های بعدی به آن اشاره خواهیم کرد.

فرق بین عشق واقعی و علاقه ناگهانی زودگذر

اگر شما نیز یک علاقه و کشش ناگهانی و شدید را به شخصی که نمی شناسید پیدا کرده اید بدون شک این علاقه پنهان را با دوستانتان در میان گذاشته اید. هر چند هیچ تعریف قطعی و کاملی برای یک علاقه و شیدایی زودگذر (crush) وجود ندارد اما خصوصیاتی وجود دارد که آن را از یک علاقه جدی و رمانتیک متفاوت می سازد. از نظر کارشناسان رفتاری فرق بین عشق واقعی و علاقه ناگهانی زودگذر چیست؟به گزارش «تابناک با تو»؛ اگر شما نیز یک علاقه و کشش ناگهانی و شدید را به شخصی که نمی شناسید پیدا کرده اید بدون شک این علاقه پنهان را با دوستانتان در میان گذاشته اید.

هر چند هیچ تعریف قطعی و کاملی برای یک علاقه و شیدایی زودگذر (crush) وجود ندارد اما خصوصیاتی وجود دارد که آن را از یک علاقه جدی و رمانتیک متفاوت می سازد. کارشناسان بر این باورند که علاقه ناگهانی و شدید معمولاً ریشه در فانتزی و رویاهای فرد داشته و کسانی که چنین احساسی دارند سعی می کنند ارزش های خود را در قالب شخصی که شیفته او شده اند جای دهند. این در حالی است که اطلاعات بسیار کمی در مورد طرف مقابلتان دارید و همین موضوع آن را به یک علاقه عاشقانه یا یک رابطه عاشقانه متفاوت می سازد، جایی که چیزهای زیادی در مورد طرف مقابلتان دانسته و گمانه زنی ها و فرضیات شما بر اساس تجربیات واقعی که با او داشته اید شکل گرفته است. برای مثال، وقتی که نسبت به کسی علاقه ای ناگهانی و شیداگونه دارید ممکن است به شکلی ناخودآگاه فکر کنید کسی همیشه در اتوبوس یا کلاس درس کنار شما می نشیند انسان مهربان و مسئولیت پذیری است اما هیچ راه و دلیلی برای تایید این فرضیه نداشته یا دستکم به آن دلایل اعتماد کامل ندارید زیرا اعتماد از طریق زمان و یک رابطه پایدار بدست می آید. علاقه و اشتیاق شدید ناگهانی از راه دور ایجاد می شود در حالی که عشق واقعی از طریق ارتباط بلند مدت با فرد مقابل و یک رابطه واقعی بدست می آید. اگر چه بین علاقه شدید اما زودگذر و عشق واقعی فراتر از آن تفاوت آشکاری وجود دارد اما شباهت هایی نیز دیده می شود، مانند احساسی که در هر دو مورد به طرف مقابل دارید.

احساس عشق واقعی و علاقه زودگذر باعث آزاد شدن هورمون های نشاط آور دوپامین و اوکسی توسین در مغز می شوند. وقتی کسی را می بینید که به طور بالقوه می تواند شریک زندگی شما باشد، چه غریبه یا همکار یا آشنای دور، مغز شروع به فعال کردن شبکه شناختی خود می کند، بخشی از مغز که تجربیات گذشته، اولویت ها و تصویرمان از خود را نگهداری می کند. با فعال شدن این بخش از مغز، به چشمان ما دستور داده می شود که طرف را دوست داشته باشیم. این فرآیند به سرعت رخ می دهد بدون آنکه از لحاظ ذهنی متوجه آن باشید هر چند ممکن است بدن با واکنش هایی مانند افزایش ضربان قلب، احساس پروانه ای در درون و فکر کردن بیش از حد به این ماجرا به این موضوع پاسخ دهد. اگر چه علاقه ناگهانی زودگذر و عشق واقعی واکنش های بیولوژیک یکسانی ایجاد می کنند اما تفاوت های واضحی بین این دو وجود دارد.

در واقع علاقه زودگذر یک کشش غیرقابل کنترل است زیرا بسیار سریع تر از عاشق شدن رخ می دهند که مورد اخیر بسیار آرام تر و در طول مدت زمان طولانی تری ایجاد می شود. به همین دلیل عشق ناگهانی مانند یک ورطه است که ظاهراً نمی توانید از آن خارج شوید. با این وجود، اگر چه نمی توانید روی علاقه ناگهانی به کسی کنترل داشته باشید اما هنگامی که متوجه آن شوید می توانید با استفاده از نیروی اراده، مدیتیشن، برنامه ریزی و تمرین آن را متوقف کنید. در صورتی که فرد مورد نظر شما همکارتان بوده یا از قبل با شخص دیگری در رابطه هستید این روش ها می توانند بسیار موثر باشند. علیرغم تفاوت ها، این امکان وجود دارد که علاقه ناگهانی به یک رابطه واقعی منجر شود. در حالت علاقه ناگهانی مشکلی با فاصله ندارید زیرا هنوز به طور کامل وارد آن نشده اید اما اگر شروع به داشتن تجربیات مشترک و شخصی با طرف مورد نظرتان کنید یک سیستم تعلق و نزدیکی شکل می گیرد.

در ادامه یک رابطه بوجود آمده و ممکن است مغز و بدن واکنش متفاوتی داشته باشند مانند احساس غم و تنهایی هنگامی که آن شخص از لحاظ فیزیکی در کنار شما نیست. این اتفاق در صورتی که شما بیشتر در علاقه شدید ناگهانی به فرد فرو بروید رخ خواهد داد. «اثر صرف در معرض قرار گرفتن» یک اصل روانشناختی است که بر اساس آن هر چه دو نفر در معرض چیزی قرار بگیرند، چه یک ایده، چه یک آهنگ یا شخص، احتمال اینکه به آن علاقه پیدا کنند بیشتر است. اگر به شخصی که در مترو می بینید علاقه ای از راه دور و ناگهانی پیدا کرده اید، بهترین کار این است که سعی کنید به او نزدیک شده و بیشتر او را بشناسید تا ببینید که آیا با تصوراتی که از او در ذهن خود ساخته اید شباهتی دارد یا خیر. در صورتی که نتیجه متفاوت بود باید سعی کنید خود را از او دور نگه دارید.