شوهرم معتاد و بی اعتماد به نفس است!

شوهرم معتاد و بی اعتماد به نفس است!

خراسان/ من زنی 34 ساله با مدرک سیکل و خانه دار و دارای 4 فرزند هستم؛ یک دختر 15 ساله، دو فرزند 12ساله دو قلو و یک بچه یک ساله دارم. شوهرم اعتیاد دارد. تا حالا چندبار سعی کردیم ترکش بدهیم ولی نشد. اعتماد به نفس ندارد، سرکار هم نمی رود، خیلی کم کار است، نسبت به زندگی احساس مسئولیت نمی کند. بچه هایم خیلی از لحاظ روحی شرایط بدی دارند با وجود شرایط فعلی، خیلی می ترسم. با سر کار رفتن من هم مخالف است.

پاسخ
مخاطب گرامی، تمرکز من برای حل مشکل شما روی جمله پایانی تان خواهد بود، آنجا که گفتید «با سرکار رفتن من هم مخالف است». این جمله معانی مختلفی دارد که کلید حل مشکل شماست. نکات پیش رو می تواند به شما در حل این مشکل کمک کند.
از حقوق تان در زندگی مشترک آگاه باشید
اولین برداشت این است که یک نظام طبقاتی در خانواده شما حاکم است یعنی همسرتان مشخص می کند که شما چه کاری را باید انجام دهید و چه کاری را نباید انجام دهید. این یعنی اختیارات شما برای تصمیم گیری در زندگی بسیار محدود است در حالی که بهتر است زن و شوهر از حقوق برابر برای تصمیم گیری برخوردار باشند.
ظاهرا تمایلی به کار کردن ندارید
دومین برداشت این است که شما هم علاقه چندانی به کار کردن و کسب درآمد ندارید چون به همسرتان اجازه داده اید که به جای شما تصمیم بگیرد. درباره مسائلی از جمله کارکردن زن و شاغل بودن وی باید قبل از ازدواج به توافق برسید.
اعتیاد را بیشتر بشناسید
درباره مسئله اعتیاد شوهرتان باید گفت که نه تنها ترک دادن همسرتان وظیفه شما نیست بلکه توان چنین کاری را هم ندارید. این یک مسئله شخصی است که همسرتان باید برای ادامه زندگی با شما خودش قاطعانه تصمیم بگیرد ترک کند. ترک اعتیاد سبک زندگی خاص خودش را می طلبد. لغزش ممکن است بارها و بارها اتفاق بیفتد و اتفاقی نیست که یک شبه رخ دهد. نیاز به مراقبت، وقت و انرژی زیادی دارد. از علایم ترک اعتیاد این است که فرد برای مدتی حال و حوصله ندارد و علایم خماری شدیدی را تجربه می کند. ممکن است از رفتن به سرکار هم طفره برود. مراحل ترک باید با نظارت پزشک، روانشناس، مددکار اجتماعی و حضور مرتب در جلسات گروه درمانی و دیگر مداخلات درمانی انجام شود. پس در جریان باشید شما با داشتن 4 فرزند بدون حمایت هایی که در بالا به آن اشاره شد، راه سختی در پیش دارید.
شوهرتان را مسئولیت پذیر کنید
همسر شما باید قبل از هر چیز مسئولیت اعتیادش را به عهده بگیرد. نباید تصور کند که این وظیفه شماست که ترکش بدهید. اعتیاد نوعی بیماری است که گاهی به «هم وابستگی» در خانواده منجر می شود؛ یعنی اعضای خانواده فرد معتاد به گونه ای از او مراقبت می کنند که احساس می کند اگر همیشه معتاد باقی بماند، خدمات بهتری را از طرف خانواده اش دریافت خواهد کرد؛ بنابراین در پذیرش مسئولیت کوتاهی خواهد کرد. مراقب باشید در این دام گرفتار نشوید. فرد معتاد باید بداند در صورتی که رفتار اعتیادگونه را ادامه دهد، شرایط بدتری خواهد داشت و به نفعش است که زودتر ترک کند و رفتار اعتیادگونه را کنار بگذارد.

ذهن خوانی همسر درست است یا خیر؟

ذهن خوانی همسر درست است یا خیر؟

بیا نی نی/ با گفتگو میتوان با همسر ارتباط برقرار کرد. چنانچه در حال گفتگو با همسرتان متوجه منظور او نشدید یا از حرکات او چیزی نفهمیدید. با سوال کردن می توانیم به درک بیشتری پیدا کنیم. ولی اگر بدون گفتگو بخواهیم از شیوه خواندن ذهن همسر بخواهیم استفاده کنیم و در حقیقت حس او را از مشکلات با خواندن ذهن رفع کنیم به مشکل برمی خوریم.
هر کسی با ذهن خوانی نمی تواند مشکلش را برطرف کند. امکان دارد بعضی وقتها احساس طرف مقابل تغییر کند و ذهن خواندن ما را دچار اشتباه کند.
با گفتگو ساده می توان مشکل را به آسانی حل کرد پیش از آنکه بخواهد مشکل بزرگتر شود، چون خواندن ذهن یک کار تخصصی می باشد و هر شخص عادی نمی تواند این کار را انجام دهد. کسی که بخواهد برای دریافت کردن منظوری این کار را انجام دهد باید توانایی لازم را داشته باشد و خلق و خوی آن را به خوبی بشناسد و آگاه باشد یعنی به طور کامل و دقیق او را بشناسد.


ذهن خوانی یا شناخت واکنش‌ها؟
مهارت دانستن واکنش فرد مورد علاقه تان در شرایط مختلف یک امتیاز است و می‌توانید با انجام دادن یا ندادن کاری در آخر سبب خوشحالی او شوید. «از کجا می‌دانستی که دلم یک پخش صوت می‌خواست؟»، «خیلی مهربانی که برای خاطر من از جلسه زود آمدی و ماشین را برایم آوردی تا عمه‌ام را در بیمارستان ببینم». زن و شوهر باید به همدیگر یاد دهند که چگونه با هم همراه باشند. این شامل ذهن خوانی، حرف زدن یا همه شیوه هایی است که اهمیت آنچه را فرد نشان می‌دهد از بین می‌برد.

 ذهن خوانی همسر درست است یا خیر
 چنانچه این نگرانی‌ها، توجهات و مهربانی‌ها وجود نداشته باشد، همدلی دو فرد ضغیف می‌شود ولی عکس آن نیز خطرناک است. «اگر به راستی دوستم داری و به من اهمیت می‌دهی باید این کار یا آن کار را برایم انجام بدهی.»
مواظب این طور علت و منطق‌ها باشید! در عوض به همسرتان بگویید: «وقتی فلان کار را انجام می‌دهی یا فلان کار را انجام نمی‌دهی حس می‌کنم دوستم نداری.» آنگاه زمانی که از همسرتان گله می‌کنید به جای اینکه بگویید چرا کاری کرد که ناراحتتان کند («تو از قصد این کار را با من کردی»)، بگویید: « وقتی… را انجام می‌دهی یا نمی‌دهی احساس می‌کنم دوستم نداری». به عنوان مثال «وقتی پیش پدر و مادرم هستم و تو خواهرم را خنگ صدا میزنی و او را کوچک می‌کنی، ناراحت می‌شوم.»

همه چیز دربار ه ترس از تنهایی در کودکان

همه چیز دربار ه ترس از تنهایی در کودکان

حامی هنر زندگی/ ترس از تنهایی در کودکان علت های مختلفی دارد. در سنین خاصی بسیاری از کودکان از تنهایی می ترسند. روزانه میلیونها مادر و پدر باید با ترس تنهایی فرزندان خود کنار بیایند. ترس از تنهایی یکی از شایع ترین ترس ها در بین کودکان، به ویژه کودکان خردسال است. اگر خانواده ها به طور مناسب با آن برخورد نکنند، می تواند بر سلامت عاطفی کودکان تأثیر مستقیم بگذارد. در این مقاله والدین نکاتی را برای کمک به فرزندان خود در مواجهه و غلبه بر این ترس پیدا خواهند کرد. به یاد داشته باشید، ترس از تنهایی در کودکان خردسال کاملاً طبیعی است. با کمک و حمایت فراوان، فرزند شما قادر خواهد بود بر آن غلبه کند.  

درک ترس از تنهایی در کودکان
ترس ها جزئی اجتناب ناپذیر از دوران بچگی هستند. هنگام رعد و برق پشت کاناپه پنهان می شوند. مطمئن هستند چیزی در گنجه وجود دارد. چیزی مثل یک هیولا. واکنش هایی مثل بازی شبانه بی پایان حتی برای پنج دقیقه بیشتر، درخواست یک لیوان آب دیگر، اجتناب از خوابیدن خود به خودی و غیره، ابزاری است برای مقابله با ترس ها. وقتی این ترس ها شدت می گیرد، غریزه طبیعی غالباً در مسیر آرامش بخشیدن عمل می کند. والدین می گویند قول می دهم که زیر تخت چیزی نیست، اما در واقع، والدین نمی توانند و نباید همیشه برای کمک به بچه ها در حالت آماده باش به سر ببرند.
به طور کلی ترس از تنهایی در سن ۲ تا ۵ سالگی ایجاد می شود. در برخی موارد، ترس از تنهایی ممکن است با ترس از تاریکی و نیاز به خوابیدن با نور شب مرتبط  باشد. همچنین می تواند همراه با دیگر ترس های رایج دوران کودکی مانند تصویرسازی با لباس مبدل و تجسم چهره ی دلقک ها ظاهر شود.

 ترس های رایج دوران کودکی
کودکان ممکن است به نسبت تفاوت های شخصیتی و موقعیتی که در آن قرار می گیرند ترس های متفاوتی را تجربه کنند. در ادامه به رایج ترین ترس هایی که کودکان احتمالا به شکل مشترک تجربه می کنند اشاره می کنیم.

تنها بودن و تاریکی
سگ یا سایر حیوانات بزرگ
اشکالات و اجسام و بلندی ارتفاع
گرفتن عکس یا رفتن به پزشک
صداهای ناآشنا یا بلند
هیولاهای خیالی یا “چیز” زیر تخت و غیره
 علت های تشدید ترس از تنهایی در کودکان
کودکان ممکن است پس از تجربه مواردی مانند: مورد سو استفاده واقع شدن، مرگ والدین، طلاق، خشونت خانگی، مشکلات اقتصادی در خانواده به این اختلال مبتلا شوند. یا بر اثر جدایی طولانی مدت از والدین، بی توجهی، سوء مصرف مواد والدین یا بیماری روانی هر یک از آنها، بیماری جدی یکی از اعضای خانواده، احساس تنهایی و چالش های مربوط به خودتنظیمی نیز ممکن است باعث ایجاد هراس از تنهایی در کودکان باشد.

فرم بروز ترس از تنهایی در کودکان
در کودکان، اضطراب دلبستگی و اختلال اضطراب جدایی ممکن است برخی از علائم یکسان ترس از تنهایی را نشان دهد. اضطراب دلبستگی زمانی ایجاد می شود که کودک نتواند با سرپرست رابطه ای امن برقرار کند. یک فرد بالغ با این سبک دلبستگی ممکن است برای حفظ روابط نزدیک بسیار سخت تلاش کند یا ممکن است رفتار کنترل کننده یا چسبنده ای از خود نشان دهد. اضطراب جدایی بخشی عادی از رشد اولیه کودکی است. با این حال اگر کودکی دچار ناراحتی شدیدی است که در دوران کودکی ادامه دارد، ممکن است نشانه ای از اختلال اضطراب جدایی باشد. بزرگسالان نیز می توانند اختلال اضطراب جدایی را تجربه کنند.  
 نحوه درک کودکان از زمان به عنوان یک عامل ترس
یکی از دلایلی که ممکن است کودکان از تنها ماندن بترسند این است که گذر زمان را متفاوت از بزرگسالان تجربه می کنند. به عنوان مثال، هنگامی که به آنها در مورد رخدادن چیزی در زمان مشخص قول می دهیم شاهد این هستیم که بچه ها بارها و بارها می پرسند آیا زمان آن فرا رسیده است؟ و واژه “بعدا” را برای پاسخ نمی پذیرند. این به این دلیل است که کودکان گذر زمان را به شکل متفاوتی درک می کنند. برای شناخت بهتر دنیای کودکان کلیک کنید.
برای یک کودک خردسال، فقط چند دقیقه ممکن است یک سال به نظر برسد. این بدان معناست که اگر کودکی آخرین فردی باشد که از مدرسه خارج می شود چون مادر یا پدرفقط چند دقیقه دیر رسیده اند، ممکن است چند دقیقه انتظار را ساعت های طولانی تصور کنند. این تفاوت در برداشت، ممکن است حتی منجر به حمله وحشت شود. برخی از کودکان ممکن است در بهبودی از این نوع شرایط با بالا رفتن سن، مشکل داشته باشند. آنها ممکن است از بازگشت به مدرسه بترسند.

 ترس از تنهایی در کودکان طبیعی است
تقریباً هر کودکی روی زمین در دوران کودکی ترس از تنهایی را تجربه می کند. این طبیعی است و نباید باعث نگرانی شود. کودکان ممکن است از تنها ماندن بترسند حتی وقتی در کنار دیگران هستند. به عنوان مثال برخی از کودکان از رها شدن در محیط مدرسه می ترسند؛ حتی اگر آنجا توسط کودکان دیگر یا همکلاسی ها احاطه شده باشند. در این مورد، ترس ناشی از احساس نا امنی است. کودکان ممکن است هنگام بازی در اتاق خود احساس تنهایی کنند، حتی اگر بدانند والدین در همان نزدیکی ها هستند. در نوزادان، این ترس اغلب زمانی بوجود می آید که شخص دیگری به جز مادر یا پدر آن ها را از زمین برمی دارد و بغل می گیرد. 

 همه ترسها نگران کننده نیستند
کمک به کودکان برای یادگیری مدیریت ترس هایی که به طور منظم با آنها روبرو هستند مانند ترس از تاریکی یا ترس از رفتن به پزشک، ضروری است. اما همه ترس ها به یک اندازه و شدت ایجاد نمی شوند. ترس هایی که در زندگی کودک تداخل ایجاد نمی کنند نیازی به غلبه بر آن ها وجود ندارد. به عنوان مثال، اگر کودکی فیلم های ترسناک دوست ندارد، خوب است. ضروری نیست که بر ترس از فیلم ها غلبه کند. چرا که این تصمیم مبنی بر تماشا نکردن ممکن است در واقع، گواهی بر مهارت های کودک برای دفاع از خود باشد. منشا تصمیم گیری برای اینکه من این ها را دوست ندارم، من تماشا نمی کنم، این است که فرزند شما برای نیازهای خود مرز تعیین کرده و می گوید: این خط محدودیت من است. بیشتر از این پیش نمی روم. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره آموزش دفاع از خود به کودک کلیک کنید.  علایم یک ترس هشدار دهنده
اگر ترس های کودک مداوم و بیش از حد شدید باشد یا در زندگی روزمره او تداخل ایجاد کند، احتمالا زمان آن فرا رسیده که به دنبال کمک باشید. علایمی که نشان می دهد ترس ممکن است چیزی بیشتر از یک حس عادی باشد عبارتند از:وسواس نگران کننده: کودک بر موضوع ترس خود تمرکز می کند. اغلب در مورد آن فکر یا صحبت می کند. حتی زمانی که محرک ترسناک در دسترس نیست. به عنوان مثال، ماه ها قبل از ویزیت بعدی دندانپزشک خود، مضطرب می شود و این در رفتارهایش نمود دارد.
ترس هایی که توانایی کودک را در لذت بردن از زندگی یا شرکت در فعالیت ها محدود می کند. به عنوان مثال، از سفر رفتن کلاسی به پارک خودداری می کند زیرا ممکن است سگ در آنجا وجود داشته باشد.
ترس های شدید و خاص که باعث اختلال می شوند. علائم اضطراب شدید مانند حملات وحشت زدگی، رفتارهای اجباری، کناره گیری از فعالیت های مدرسه یا خانواده. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره درمان اضطراب کلیک کنید.
 تاثیر رفتار والدین در ترس از تنهایی در کودکان
به عنوان والدین، ​​یکی از وظایف شما این است که به فرزندان خود کمک کنید تا از هرگونه مشکل در زندگی خود با سلامت روان عبور کنند. یکی از این موارد ترس از تنهایی است. هرگز مشکلات آن ها را بی ارزش و بی اهمیت جلوه ندهید. هرچقدر نگرانی های کودک، کوچک یا بی اهمیت به نظر برسد، هرگز نباید آنها را تقلیل داده و ناچیز جلوه دهید. وقتی نگرانی های فرزندان را با بی توجهی رد می کنید، تنها چیزی که به آنها می آموزید این است که نمی توانند به شما اعتماد کنند.

1-ترس را به آنها یاد ندهید
برخی از والدین مرتکب این اشتباه می شوند که فرزندان خود را از انجام برخی کارها می ترسانند. به عنوان مثال تهدیدهایی مانند اگر شما در حال حاضر به رختخواب نروید، هیولای دیوانه می آید و شما را می گیرد. این شیوه فضای ترس را تداعی می کند. کودکانی که در چنین محیطی بزرگ شوند، ناامن و ترسو خواهند شد و در مواجهه با ترس های خود مشکل بیشتری دارند.
از سوی دیگر، محافظت بیش از حد به عنوان والدین آسان و البته مشکل ساز خواهد بود. مانند اینکه وقتی فرزندان در مهد کودک یا مدرسه مشکلی دارند، وسوسه می شوند وارد ماجرا شوند و مساله را برای کودک، حل کنند. مهم است که به کودکان اجازه دهیم مشکلات را خودشان حل کنند. این گامی است به سوی آنها اعتماد به نفس و عزت نفس را به دست می آورند.

2-احساس ترس آنها را درک کنید
به جای این که کودکان را مجبور کنید قبل از آمادگی مواجهه شدن با ترس خود مقابله کنند، از آنها بخواهید توضیح دهند که از چه چیزی می ترسند و چرا. تلاش برای درک ترس آنها از تنهایی به شما ابزار لازم برای مقابله با این مشکل را می دهد. وقتی در مورد این موضوع با فرزند خود صحبت می کنید، توجه کامل خود را به او جلب کنید. به این ترتیب، کودک متوجه می شود که به مشکلات آنها علاقه و توجه دارید. در آینده، انها در مورد چیزهایی که برایشان اتفاق می افتد با راحتی و اعتماد بیشتری با شما صحبت می کنند. 

 آموزش چگونگی مدیریت ترس ها
بدون مداخله های همیشگی و نا به جا، والدین به کودک کمک می کنند تا اعتماد به نفس و استقلال لازم برای احساس کنترل بیشتر و ترس کمتر در زمان های مختلف و بزرگ شدن ایجاد شود. در ادامه  با چند شیوه ی مناسب برای رشد دادن این توانایی ها در کودک اشنا می شویم.

1-خودتنظیمی و خودکنترلی
چگونه می توانیم به بچه ها کمک کنیم احساس شجاعت کنند؟ نکته اصلی، در اموزش یک مهارت نامرئی به نام خود تنظیمی است. خودتنظیمی اساساً توانایی پردازش و مدیریت احساسات و رفتارهای شخصی به شیوه ای سالم است. مهارتی که به ما این توانایی را می دهد به شیوه ی درست ابراز وجود کنیم یا مسایل را بدون استفاده از رفتاری غلط، بررسی کنیم. 
اکثر بزرگسالان به جای کودک خود تنظیمی را انجام می دهند. قبل از اینکه به خودتان اطمینان دهید که هیچ چیز ترسناکی در مورد یک اتاق تاریک وجود ندارد، یک لحظه فکر کنید. خود را جای کودک بگذارید. برای کودکان، ایجاد خودتنظیمی نیاز به زمان، تمرین و فضا برای یادگیری دارد. اینکه شما به جای کودک خودتنظیمی می کنید درواقع کودک را از فرصت یادگیری محروم می کنید. این بدان معناست که والدین با این کار، خود را راحت می کنند و اجازه نمی دهند بچه ها هنگام فهمیدن مسائل، کمی ناراحتی را تجربه کنند.

2-ترس از تنهایی در کودکان نگران کننده نیست
مددکاران اجتماعی حوزه ی کودک معتقدند ترسیدن گاهی اوقات یک بخش طبیعی و سالم برای بزرگ و بالغ شدن است. در حالی که متأسفانه بچه ها گاهی اوقات با چیزهایی واقعاً ترسناک روبرو می شوند، بیشتر ترس های کودکی تهدیدی واقعی نیستند. هیولای درون گنجه فقط یک کت قدیمی است که شما قصد دارید روز بعد به تن کنید. این ترس ها به این معنی است که در واقع فرصتی ایده آل برای بچه ها ارائه می شود تا بر مهارت های خود تنظیمیشان کار کنند. اما برای اینکه این اتفاق بیفتد، والدین ابتدا باید نگرانی خود را برطرف کنند.

3- آموزش خود تنظیمی
هدف نهایی این است که بچه ها فرصت پیدا کنند که بتوانند از پس شرایط سخت برآیند. اما برای بسیاری از والدین شنیدن این امر راحت تر از انجام دادنش است. وقتی می بینید که کودکتان در شرایط ناراحتی است، واکنش طبیعی این است که بخواهید مساله را برطرف کنید. مخصوصاً اگر راه حل آسان به نظر برسد.
وارد میدان شدن برای رفع ناراحتی ممکن است به کودک کمک کند که در لحظه کمتر بترسد و احساس بهتری نسبت به شما داشته باشد؛ اما در دراز مدت می تواند یادگیری نحوه آرام کردن خود را برای او دشوارتر کند. خاطرنشان می شود اگر بچه ها این پیام را دریافت کنند که مادر یا پدر همیشه برای ایجاد آرامش حضور دارند انگیزه یا فرصتی برای یادگیری نحوه انجام کار را از دست می دهند. 

نکات کاربردی برای مقابله با ترس از تنهایی در کودکان
تاکید بر عدم کمک زیاد والدین بدان معنا نیست که همه حمایت ها را کنار بگذارید. ما در مورد گذاشتن ناگهانی فرزند در اتاق خواب تاریک و گفتن شب بخیر، شجاع باش! صبح میبینمت! صحبت نمی کنیم. راشل بوسمن، روانشناس بالینی در موسسه ذهن کودک می گوید هدف این است که بچه ها را به آرامی و صبوری راهنمایی کنید تا زمانی که آنها آماده به دست گرفتن کنترل اوضاع شوند. هدف این است که داربست های مورد نیاز چیده شوند تا کودکان بتوانند به تنهایی روی آن ها بایستند. بنابراین سوال این است که بهترین راه کمک (بدون کمک زیاد) چیست؟ 

شیوه ی صحیح کمک کردن والدین برای مدیریت ترس ها
به کودک خود کمک کنید تا در مورد آنچه او را می ترساند صحبت کند. بچه ها ممکن است بدانند از چه چیزی می ترسند، اما واژه مناسب برای توضیح نداشته باشند. پرسیدن سوالات خاص از کودک می تواند کمک کننده باشد. به عنوان مثال، اگر کودکی از سگ می ترسد، می توانید بگویید چه چیزی سگ ها را برایت ترسناک می کند؟ آیا سگی تا حالا غافلگیرت کرده یا دنبالت دویده؟ هنگامی که درک بهتری از آنچه فرزند از آن می ترسد داشته باشید، تصور روشنی از نحوه کمک به او در حل مشکل خواهید داشت. 

1- تأیید کنید، سپس ادامه دهید
هنگامی که می دانید منشا ترس چیست و کجاست، به فرزند خود اطلاع دهید که شما هم آن را جدی می گیرید. هنگامی که یک کودک می گوید چیزی ترسناک است، به احتمال بسیار زیاد از نظر ما ترسناک نخواهد بود. اما تاکید بر این است که با تأیید احساسات کودک پیش بروید. به عنوان مثال، به جای گفتن اوه بیا، دیدی؟ اینکه ترسناک نبود! یا از چه چیزی باید ترسید، اینکه ترس ندارد، احساس کودک را غلط و اشتباه جلوه ندهید. در عوض بگویید: وای، به نظر می رسد که ترسیده ای. یا من می دانم که بسیاری از بچه ها نگران این موضوع می شوند و از این می ترسند. هنگامی که اطمینان خاطر دادید، مهم است که سریع به سمت هدایت خودتنظیمی حرکت کنید. در مورد نحوه همکاری با او صحبت کنید تا به کودک کمک کنید احساس شجاعت کند و به نقطه ای برسد که بتواند ترس را به تنهایی مدیریت کند.

2- طرح ریزی یک نقشه
برای تعیین اهداف منطقی با فرزند خود تمرین کنید. به عنوان نمونه، اگر او معمولاً هنگام خواب به شما نیاز دارد و می خواهد که در اتاق بنشینید، می توانید موافقت کنید. اما برنامه ریزی کنید تا یک هفته بعد او سعی کند چراغ را خودش خاموش کرده و به تنهایی بخوابد. هنگامی که هدف را تعیین کردید، در مورد مراحلی که برای رسیدن به آن قدم برمی دارید با کودک صحبت کنید. سپس صبور باشید و منتظر نتیجه بمانید.

3- نمونه ای از طراحی یک نقشه
شب اول: موافقت کنید که دو کتاب بخوانید و چراغ ها را خاموش کنید. چراغ خواب را روشن کنید و سپس بی سر و صدا با او بنشینید. بدون صحبت و بازی تا زمانی که او به خواب برود.
شب دوم: یک کتاب بخوانید. سپس چراغ ها را خاموش کرده و چراغ خواب را روشن کنید. بعد بیرون بروید و لای در را باز بگذارید.
شب سوم: یک کتاب بخوانید. سپس نور شب روشن شود و در بسته شود.
شب چهارم: یک کتاب بخوانید. سپس چراغ ها را خاموش کنید و در بسته شود.

4- تشویق کنید و صبور باشید
والدین به یاد داشته باشند که تغییر، زمان می برد و ترس یک احساس بسیار قدرتمند است. ثابت قدم باشید و کار سخت فرزند خود را تحسین کنید. بگویید: من مطمین بودم که واقعاً شجاع هستی. میدونستم میتونی نیم ساعت در اتاق خودت بمانی. ببینیم فردا می توانیم بیشتر بمانیم یا نه. برای کسب آگاهی بیشتر در زمینه آموزش صبوری به کودکان کلیک کنید.  

سخن آخر درباره ترس از تنهایی در کودکان
کودکان از هر چیزی که بترسند، والدین موظفند به ترس های فرزندان خود توجه زیادی داشته باشند. بهتر است آنها را جدی بگیرند تا بتوانند به موقع کمک مورد نیاز را ارائه دهند. اگر به نظر می رسد ترس های کودک جدی تر از شکل عادی سایر کودکان هستند، وقت بگذارید و با یک متخصص صحبت کنید تا ببینید آیا کمک بیشتری لازم است یا خیر.

رفتار با همسر مضطرب

رفتار با همسر مضطرب

حامی هنر زندگی/ داشتن میزانی طبیعی از استرس برای همه انسان ها تا حدی لازم است، چرا که باعث ادامه زندگی می شود. اما اگر این حد غیر عادی بشود، در زندگی هر فردی، فارق از نوع جنسیت، اختلال ایجاد می کند. مسئله اضطراب غیر عادی، زمانی پررنگ تر می شود که خود را در روابط میان فردی به خصوص در نهاد خانواده نشان می دهد. در این میان نقش روابط زناشویی و اضطراب یک یا هر دو نفر در این روابط، بیش ترین تاثیر را در زندگی طرفین خواهد گذاشت. در ادامه با مسئله اضطراب، رفتار با همسر مضطرب و حل مناسب آن بهتر و بیش تر آشنا می شویم. 
مروری بر اضطراب، علائم و علل بروز آن
به دلیل شیوع بالای اختلالات اضطرابی، همه در اطرافمان افرادی را با این اختلال مشاهده می کنیم. در ابتدا با اضطراب آشنا می شویم و سپس به اختلال اضطراب و انواع آن آشنا می شویم.

تفاوت استرس و اضطراب
استرس و اضطراب یکی نیستند و با هم متفاوت هستند. استرس فشار روانی وارده بر انسان است و در مقابل این فشار، انسان ها از خود واکنش های طبیعی متنوعی را نشان می دهند. به این واکنش های طبیعی، اضطراب می گویند. به بیان دیگر، اضطراب احساس از جنس ترس و دلهره نسبت به آنچه در آینده ممکن است رخ دهد، است. 
انسان به طور معمول زمانی اضطراب را تجربه می کند که با  چالشی مهم برخورد می کند، مثل یک امتحان مهم. این دسته از انواع اضطراب طبیعی است اما اگر مسئله به قدری پیچیده شود که رفتار و احساسات افراد را تحت تاثیر قرار بدهد، سبب بروز علائم فیزیکی و روانی واقعی می شوند. همچنین فعالیت های روزانه افراد را مختل می کند.

اختلال اضطراب
اضطراب غیر مرضی، در همه انسان ها وجود دارد ولی اثری بر روی روند زندگی روزمره افراد نمی‌گذارد. اما اگر اضطراب شما شدید شود، بیش از 6 ماه وجود داشته باشد و روند زندگی ‌را مختل کند، در آن صورت ممکن است که فرد به اختلال اضطراب دچار شود و در نتیجه بهتر است به فکر درمان آن باشد. البته نکته مهم این است که اختلال اضطراب دارای انواع گوناگونی است که در ادامه به آن ها می پردازیم.

به احساس بیش ‌از حد ترس، دل شوره، اندوه و نگرانی که انسان را منقلب کند، حمله اضطرابی گفته می ‌شود. برای بسیاری از افراد، حمله اضطراب به ‌آرامی رخ می ‌دهد و با نزدیک شدن به زمان وقوع یک رویداد استرس ‌زا ممکن است شدید تر شود.

انواع اختلال اضطراب
اختلال هراس یا وحشت‌زدگی: فرد مبتلا در مواقعی که انتظارش را ندارد به طور متناوب دچار حملات ترس می‌شود. این افراد چه ‌بسا با این دل‌ شوره زندگی کنند که الان است حمله هراس بعدی رخ دهد.
ترس بیمارگونه: ترس بیش ‌از حد از اشیاء، موقعیت یا فعالیت خاص.
اختلال اضطراب اجتماعی: ترس شدید از قضاوت دیگران در موقعیت ‌های اجتماعی. 
اختلال اضطراب جدایی: ترس از دوری از خانه و یا عزیزان.
اختلال اضطراب ترس از بیمار بودن: فرد در این نگرانی به سر می‌برد که نکند بیمار باشد. به این اختلال در زمان های گذشته مالیخولیا گفته می ‌شد.
اختلال استرس پس از سانحه: اضطرابی که پس از وقوع یک سانحه آسیب ‌زا و شوک کننده، در فرد پدید می‌آید
علائم اضطراب
افکار منفی مداوم
احساس گناه
شک و بد بینی
نگرانی بیش از حد
اختلال در تمرکز و توجه
ناتوانی در کنترل رفتار و ذهن
احبار در انجام کار ها
تردید در ابراز احساسات
تمایل به گوشه گیری
رفتارهای خشن
کج خلقی
حمله ‌های عصبی
خستگی مفرط
افزایش حساسیت پذیری
بی‌ خوابی یا خواب ‌آلودگی مفرط
علل اضطراب
تا به امروز هنوز هیچ دلیل منطقی و ثابتی برای اضطراب مشخص نشده است بین 30% و 50% علت ممکن است ژنتیکی باشد اما تجارب اولیه کودکی، عوامل استرس ‏زا بیرونی در زندگی، انتظارات غیر واقعی درباره خود و دیگران، مشکلات ارتباطی، مصرف الکل یا کافئین، مهارت ‏های مقابله ‏ای ضعیف، و سایر عوامل همگی برای تجربه اضطراب نقش دارند. برخی دیگر گاهی به طور کلی در حالت برانگیختگی و گاه، در موقعیت های فشار روانی بهم می ریزند و مضطرب می شوند.  
 رفتار با همسر مضطرب و راهکار های مقابله با اضطراب
اضطراب خود به تنهایی همسرتان را می آزارد. در نظر بگیرید که این مسئله در دست همسرتان نیست و از آن آسیب می بیند. در این شرایط گاهی لازم است شما از برخی از برنامه ‌ها و خواسته های خود صرف نظر کنید. و یا برخی از شرایط را به خاطر آرامش او، تحمل کنید. برای مقابله با اضطراب همسر نکات زیر را به یاد داشته باشید.

1- از یادآوری بیش از حد اضطراب پرهیز کنید
اغلب اوقات ذهن افراد مضطرب درگیر مسائلی پیچیده می شود. این در حالی است که نمی توانند روی آن مدیریت دقیقی داشته باشند. بنابراین با یادآوری و تاکید شما بر این نقطه ضعف، تنها فشار روانی آن ها افزایش می یابد و هیچ کمکی به آن ها نمی کند.

2- شنونده خوبی باشید
امکان صحبت دادن به آن ها و حس اینکه به حرف آن ها گوش می شود، به شدت مفید است. این کار به افزایش عزت نفس آن ها کمک می کند و باعث می شود بتوانند مواردی را که باعث اضطراب و یا کاهش اضطراب آن ها می شوند را بفهمند. گاهی فرد با بیان اضطراب خود می‌ تواند از حجم فشار روانی سختی که بر دوشش است، کم کند. فرد مضطرب اغلب اوقات دوست دارد درباره خودش و مشکلاتش صحبت کند و به شما بگوید چه احساسی دارد. شما نیز با گوش دادن به درد و دل‌ های او و نحوه درست رفتار با همسر مضطرب، به او اطمینان می‌ دهید که نگرانش هستید و برای بهبود اوضاعش از هیچ کاری دریغ نخواهید کرد. به آن ها کمک کنید که در جست و جوی چیز هایی باشند که به کاهش میزان استرس و در نتیجه اضطرابشان، می انجامد

3- رفتار با همسر مضطرب | زمان و مکان مناسب را در نظر بگیرد
وقتی زمانی مناسب رسید، فضایی امن را برای همسرتان فراهم کنید تا درباره ترس های خود با شما درد و دل کند. همسر شما به فضایی امن برای کند و کاو این احساسات با شما نیاز دارد، بنابراین تنها زمانی به موضوع اشاره کنید که هر دو نفر شما در حریمی خصوصی قرار دارید، کاری برای انجام ندارید و حداقل یک ساعت زمان آزاد و فارغ از هر مسئله دیگری را داشته باشید.

4- به احساسات او احترام بگذارید
هر کسی ترس ها و مسائل خودش را دارد که از دید دیگران عجیب و مضحک به نظر می رسد. شما به عنوان همسر او نباید هیچگاه ترس های او را به سخره بگیرید و بنابراین باید سعی کنید حتی اگر او و ترس هایش را درک نمی کنید به احساس او احترام بگذارید. توجه داشته باشید فضای امن مورد نیاز برای او تنها در بستر احترامی که شما ایجاد کنید، میسر می گردد.

5-رفتار با همسر مضطرب | سعی کنید پایداری خود را حفظ کنید
یادتان باشد در حالی که ممکن است ترس های همسرتان روی زندگی شما اثر بگذارند، اما آن ها ترس های شخصی شما نیستند. شما مقصر آن ها نیستید و نباید بگذارید که آن ها شما را تحت تاثیر قرار دهند. از طرفی همسرتان را مجبور نکنید که ترس هایش را پنهان کند و مشکل را نادیده نگیرید، بلکه راهکاری مناسب برای شفاف سازی آن ها پیدا کنید.

6-رفتار با همسر مضطرب | کمتر سوال بپرسید
زمانی که همسرتان دچار تنش‌ های شدید روحی می ‌شود، لازم نیست که دائم از او بپرسید:( حالت خوبه؟). پرسیدن این سوال باعث می ‌شود او بیشتر از قبل حالت ‌هایی تهاجمی و استرسی بگیرد. او خوب نیست و نیاز به آرامش دارد، بنابراین به جای پرسش ‌هایی که جواب مشخصی دارند، بهتر است با جملاتی به او قوت قلب بدهیم که به رفع مشکل او کمک کند.  

رفتار با همسر مضطرب | درمان اضطراب
استفاده از انواع راه های درمان اضطراب به شکل موثر و کارآمد به انسان کمک می‌کند تا نحوه کنترل اضطراب خود را یاد بگیرد و آن را کاهش دهد. انتخاب راه های درمان اضطراب به نوع اضطرابی که افراد دارند، مربوط است. در مسیر بهبودی و درمان اضطراب شدید، روش ‌های متنوعی را می‌توان استفاده کرد که برخی روش ‌ها برای بعضی از اضطراب ‌ها مناسب تر می ‌باشد.
برای علائم مربوط به اضطراب خفیف، متخصصان ممکن است تغییرات سبک زندگی مانند تمرینات ورزشی منظم و کاهش سطوح استرس را پیشنهاد کنند. همچنین می‌توان از درمان‌ های روانشناختی که بسیار موثر هستند، استفاده کرد. و اما در مواردی که علائم اضطراب متوسط تا شدید باشند، به درمان ‌های دارویی نیز نیاز خواهد شد. در ادامه با تعدادی از روش های درمانی آشنا می شویم

1-دارو درمانی
برخی انواع دارو های ضد افسردگی برای مدیریت اضطراب به بیماران کمک می‌کند. تحقیقات نشان می ‌دهد زمانی که افراد مضطرب هستند، تغییرات ویژه‌ ای در مواد شیمیایی درون مغز آن ‌ها رخ می ‌دهد. داروهای ضد افسردگی برای اصلاح عدم تعادل پیام‌ های شیمیایی بین سلول‌ های عصبی (نورون‌ها) در مغز طراحی شده‌ اند.
همچنین بنزودیازپین ها نیز تجویز می شوند. بنزودیازپین ‌ها باعث آرامش و کاهش اضطراب می‌شوند، اما به دلیل اینکه هوشیاری را کاهش می ‌دهند، دارای مشکلاتی هستند و می‌توانند اعتیاد آور باشند و برای مصرف طولانی توصیه نمی‌ شوند.

2-درمان رفتاری شناختی
درمان رفتاری شناختی به شکل درمان روان‌شناختی ساختار یافته‌‌ای است که تاثیر طرز تفکر و عمل ما را بر احساساتمان شناسایی می ‌کند. درمان رفتاری شناختی می‌ تواند به صورت حضوری توسط متخصص، یا به صورت گروهی و یا حتی آنلاین انجام شود. درمان رفتاری شناختی برای شناسایی الگو های فکری و رفتاری که ما را بیشتر مضطرب می ‌کنند یا هنگام تجربه اضطراب مانع بهتر شدن وضعیت فرد مضطرب می ‌شوند، به کار می ‌رود و انجام آن مستلزم مشاوره با یک متخصص روانشناسی است. هنگامی که ما هر الگوی نا مطلوبی که به سبب ایجاد اضطراب در ما می ‌شود را شناسایی می ‌کنیم، می ‌توانیم این الگو ها را با الگو هایی که اضطراب ما را کاهش داده و مهارت ‌های مقابله ما را بهبود می ‌بخشند، جایگزین کنیم.

3-رفتار درمانی
در رفتار درمانی برای تغییر اعتقادات و نگرش ‌ها تلاشی انجام نمی‌ گیرد. در عوض این درمان به جای تلاش برای تغییر الگو های کناره ‌گیری و نگرانی که اضطراب را بد تر می ‌کنند، بر تشویق فعالیت ‌هایی که پاداش ‌دهنده و خوشایند هستند یا احساس رضایت را ایجاد می‌ کنند، تمرکز دارد. رفتار درمانی یکی از راه های درمان اضطراب است که براساس درمانی با نام (در معرض ‌گذاری رتبه‌ بندی ‌شده) انجام می‌ شود. رویکرد های متفاوتی برای درمان از طریق مواجهه (معرض‌گذاری) وجود دارد، ولی همه آن ها بر این اساس هستند که شخص را در مواجهه با چیز هایی که او را مضطرب می‌ کنند، قرار می ‌دهند. این شرایط به شخص کمک می‌ کند تا بجای کناره‌ گیری و فرار از شرایط ترسناک، با این شرایط مقابله کند و بطور واقع ‌بینانه به شرایط خود نگاه کند.  

رفتار با همسر مضطرب پس از درمان چگونه باید باشد؟
خوب ماندن پس از درمان اضطراب، به اتخاذ سبک زندگی سالم و خود آگاهی ما از شرایط بحرانی بستگی دارد. اقداماتی که در سک زندگی سالم می‌توان انجام داد عبارت است از کاهش و مدیریت سطوح استرس، حفظ سبک زندگی سالم، کاهش مصرف الکل، سیگار و انواع دارو. خانواده و دوستان هم بهتر است با ارائه پشتیبانی عاطفی از فرد، نقشی مهم و اساسی را ایفا کنند.  
 تاثیر اضطراب در روابط زناشویی
استرس و نگرانی یکی از زوجین یا هر دو نفر باعث می شود رابطه زناشویی لذت بخش و امنی را تجربه نکنند. در حقیقت به جای تمرکز بر لذت بردن از رابطه، ذهن هر دو درگیر نگرانی های متنوع و آزار دهنده می شود. اضطراب باعث می شود به دلایل غیر منطقی مانند خستگی، نداشتن زمان کافی یا مشغله های دیگر از برقراری این ارتباط خودداری کند.
با ادامه این نگرش به آرامی افکار منفی در ذهن زوجین شکل می گیرد و حالا دیگر دو طرف از انجام روابط جنسی و عاطفی، خودداری می کنند که تبعات آن ناسازگاری و نارضایتی از زندگی زناشویی و در نهایت به جدایی و متارکه منجر خواهد شد. در بسیاری از موارد همسران در بسیاری از موارد به اشتباه، علت نداشتن رابطه زناشویی را بروز مشکلات جنسی عنوان می کنند، در حالی که اضطراب و مشکلات ارتباطی بین فردی دلیل اصلی نداشتن این ارتباط است.  ازدواج یا عدم ازدواج با افراد مضطرب
اختلالات اضطرابی شایع ترین دسته از اختلالات روانی اند. طبق آمار های جهانی حداقل از هر 10 نفر، 7 نفر دچار اختلالات اضطرابی هستند. اما این اختلالات نیز مثل هر نوع اختلالات روانی دیگری، قابل پیشگیری، مدیریت و درمان است. بنابراین نه تنها با افرادی که دارای اضطراب هستند می توان ازدواج کرد بلکه حتی می توان روابط مناسب و رمانتیکی را در زندگی زناشویی برپا کرد.
برای شروع و ادامه زندگی با کسی که دچار اختلال اضطرابی است، دو نکته باید در نظر گرفته شود.

نکته اول این است که یک درک نسبی از همسرتان و دلیل اضطرابش پیدا کنید تا با راهکار هایی موثر بتوانید رفتار با همسر مضطرب را یاد بگیرید.

نکته دوم که گاهی مهم تر و موثر تر است، این است که او نیز بخواهد در جهت کنترل و درمان اضطراب خود عمل کند. بدون شک حضور یک مشاور و متخصص می تواند به شما کمک کند که به بهترین شکل تنش ها و مشکلات ناشی از اضطراب همسرمان را دفع کنید. در نتیجه هم خودتان و هم همسرتان احساس آرامش خواهید داشت

  علائم اضطراب در مردان و زنان
در سال‌های اولیه زندگی زوجین، گاهی پیش می‌آید که به دلیل تغییر شرایط زندگی، یکی از افراد دچار اضطراب شود. اضطراب هر دو طرف را، هم از نظر جسمی و هم از نظر ذهنی و روحی درگیر می‌کند. اگر فرد مورد علاقه شما فردی مضطرب است و شخصیتی پر از استرس و نگرانی دارد همیشه در تشویش و نگرانی به سر می برد بهتراست این خصوصیات و ویژگی های وی را بدانید و نحوه رفتار با رفتار با همسر مضطرب را یاد بگیرید.
اضطراب ناشی از استرس در مردان و زنان می تواند اشکال مختلفی به خود بگیرد، اما در اغلب اوقات باعث ترس و وحشت آن ها می شود. البته حتی خودشان نیز می دانند که اضطرابشان، دلیل مشخصی ندارد. اضطراب برای آن ها جنبه ای بسیار فرسایشی دارد، به طوری که آن ها را خسته می کند و حتی این احساس را به آن ها القا می کند که از فرط خستگی ناشی از اضطراب، ممکن است از حال بروند. شما برای کمک به انها نیاز به یادگیری نحوه درست رفتار با همسر مضطرب دارید.

سخن آخر درباره رفتار با همسر مضطرب
کسی منکر این نمی‌ شود که زندگی با فردی که دائم در حال جنگیدن با اضطراب‌ هایش است، سخت است، اما این نکته را در نظر داشته باشید که او هم مثل هر آدم دیگری، جذابیت‌ های خود را دارد. جنبه ‌های مثبت زندگی با او را ببینید، نحوه درست رفتار با همسر مضطرب را یاد بگیرید و هر موقع سختی ‌ها به شما فشار می‌آورد، مزیت ‌های انتخاب خود را به خودتان یادآوری کنید.

به شدت به اینترنت و شبکه های اجتماعی اعتیاد پیدا کرده ام!

به شدت به اینترنت و شبکه های اجتماعی اعتیاد پیدا کرده ام!

خراسان/  پسری 18 ساله و دانشجوی کامپیوتر هستم. من به شدت به اینترنت و شبکه های اجتماعی اعتیاد پیدا کرده ام به طوری که روزی ۱۰ ساعت سرم توی مانیتور و دنبال کردن شبکه های اجتماعی است. واقعا دیگر خسته شده ام. اما نمی توانم دل بکنم. به دلیل علاقه به رشته تحصیلی ام نمی توانم از آن جدا بشوم و ساعات مراجعه به آن را کاهش بدهم. ممنون می شوم راهنمایی ام کنید.

پاسخ
یکی از مسائلی که این روزها بعضی افراد را درگیر کرده، استفاده زیاد از فضای مجازی است. فضای مجازی به خودی خود مخرب نیست اما شیوه استفاده و نگرش افراد به فضای مجازی، می تواند زمینه ساز نابه هنجاری ها باشد. برای این که بتوانید میزان استفاده خود از اینترنت و فضای مجازی را متناسب با اهداف تان طوری هماهنگ کنید که اثر تخریبی نداشته باشد، باید راهکارهای خاصی را برای کنترل آسیب ها داشته باشید که به طور مختصر در ادامه بیان می شود.

تهیه برنامه مناسب زمانی
قبل از این که بخواهید به هر دلیلی از فضای مجازی و اینترنت استفاده کنید، بهتر است اهداف خود را روشن و متناسب با آن یک محدوده زمانی مشخص تعیین کنید. برای مثال برای دانلود مقاله مد نظرتان زمان مشخصی داشته باشید و خود را ملزم به رعایت آن کنید. بنابراین بهتر است با تدوین یک برنامه مناسب، تلاش کنید روز به روز میزان فعالیت تان در شبکه های اجتماعی را کاهش دهید تا به حد معقول و منطقی برسد. برای رسیدن به این هدف، بهتر است همیشه فهرستی از کارهایی را که باید انجام دهید، همراه تان داشته باشید تا برای حضور در شبکه های اجتماعی با مدیریت زمانی بهتری عمل کنید.

از تکنیک مدیریت زمان کمک بگیرید
برای این که بتوانید ساعات استفاده خود از اینترنت و فضای مجازی را مدیریت کنید، پیشنهاد می شود ساعات استفاده و پایان دادن به آن را کاملا مشخص کنید. برای مثال اگر استفاده روزانه شما از فضای مجازی 10 ساعت است، با اتخاذ برنامه و هدف مناسب، به تدریج این زمان را کاهش دهید. به خاطر داشته باشید که با کاهش تدریجی (مثلا از 10 ساعت به 9 ساعت) امکان موفقیت شما بیشتر است.

ایجاد فعالیت های جدید و فرح بخش
ایجاد فعالیت های جدید مثل ارتباط با دوستان یا تفریح های مختلف در زندگی روزانه، می تواند تا حدودی از فعالیت های زیاد شما در فضای مجازی جلوگیری کند. تحقیقات نشان داده است که تنهایی، نداشتن فعالیت های مناسب تفریحی و افسردگی با استفاده زیاد از فضای مجازی، ارتباط مستقیمی دارد. بنابراین به نظر می رسد با بهبود روابط اجتماعی خود با اطرافیان و بهره مندی از فضای واقعی و نداشتن اتکای صرف به فضای مجازی به منظور به دست آوردن اطلاعات، می توانید گام بلندی برای کاهش استفاده از فضای مجازی بردارید.

خلأهای روان شناسی تان را با اینترنت پر نکنید
آیا تا به حال از خودتان سوال کرده اید که استفاده زیادتان از فضای مجازی واقعا به دلیل شرایط تحصیلی و کاری تان است یا مسائل روان شناختی دیگر (مثل فرار از تنهایی، افسردگی، اضطراب و…)؟ این استفاده زیاد را توجیه می کند. یادآور می شوم حتی استفاده از اینترنت برای اهدافی همچون پژوهش و تحقیق، دریافت آموزش های مفید و کارآمد و به روز رسانی اطلاعات وقتی حداکثر20 ساعت از وقت افراد در طول هفته را به خود اختصاص دهد، امری طبیعی محسوب می شود و بیشتر از این غیر طبیعی است. لذا به نظر می رسد استفاده روزانه 10 ساعت از فضای مجازی عللی غیر از مسائل تحصیلی و کاری داشته باشد. بیشتر افرادی که درگیر اعتیاد به فضای مجازی هستند، خود را از خانواده، دوستان و ارتباط با فضای واقعی جدا کرده اند، بنابراین تلاش برای ارتباط با دوستان و استفاده از فضای واقعی می تواند راهکار مناسبی باشد. پژوهش های روان شناسان نشان می دهد افرادی که وقت زیادی را صرف استفاده از رایانه می کنند، کسانی هستند که در زندگی واقعی خود با مشکلات فراوانی مواجه اند. در واقع این افراد چون رغبتی به برخورد با مشکلاتشان در زندگی ندارند و مایل نیستند که حتی با آن روبه رو شوند، به فعالیت اعتیادآور در اینترنت می پردازند. در صورت داشتن خلأهای روان شناختی (افسردگی، اضطراب و…) این خلأها را با روآوردن به فضای مجازی پر نکنید. پیشنهاد می شود از متخصصان مربوط در این زمینه کمک بگیرید.
نویسنده : مصطفی نجمی| کارشناس ارشد روان شناسی بالینی

همسر دومم دخترم را مسخره می کند!

همسر دومم دخترم را مسخره می کند!

خراسان/ مردی 43 ساله هستم. همسر اولم را طلاق دادم. دختری 12ساله دارم که با ما زندگی می کند. سه سال است که ازدواج کرده ام. سن همسرم 40 سال است؛ متاسفانه رفتار خوبی ندارد؛ مثلا به دخترم گفته است درس چیست؟ این هایی که درس خواندند به کجا رسیدند؟ یا وقتی دخترم برای معلمش گل برده، همسرم به شدت دخترم را به خاطر این کار تحقیر کرده است. دخترم دست به هر کاری می زند، مسخره اش می کند و همه جا از مادرش بدگویی می کند.

پاسخ
والدین ناتنی به عنوان غریبه وارد خانواده می شوند و اغلب خیلی سریع نقش خود را ایفا می کنند. البته تلاش نامادری صرف نظر از این که چقدر سعی کند رابطه صمیمانه والد- فرزند را برقرار کند، در کوتاه مدت احتمالاً محکوم به شکست است. ولی می فرمایید که سه سال است ازدواج کرده اید؛ با این حال بعد از این مدت هم غیرطبیعی نیست، چون عموماً چند سال طول می کشد خانواده های آمیخته، ارتباط و آسایش خانواده های تنی متلاشی نشده را به وجود آورند.
توصیه من این است که شما و همسرتان ابتدا با راهنمایی یک روان شناس درباره سبک های مناسب فرزندپروری آموزش ببینید تا اشکالات احتمالی هر دوی‏ شما در زمینه فرزندپروری اصلاح شود و همسو باشید، زیرا در غیر این صورت به مشکل جدی خواهید خورد و متاسفانه طلاق دوباره به عنوان یک راه حل، بعید نیست. از طرفی فرزند شما در سنین نوجوانی است و مقداری ناسازگار شدن از سوی او می تواند رخ دهد که با مداخله شما می تواند تعدیل شود. رفتارهایی که ذکر کردید مصداق آزار و پرخاشگری است، باید بدانیم چرا این رفتارها از همسرتان سر می زند؟ دلایل مختلفی ممکن است داشته باشد و حتی به کیفیت رابطه شما با همسرتان هم مربوط است. لذا همسر شما باید تحت نظر یک روان شناس اگر مشکلی مثل افسردگی یا هر مشکل اعصاب و روان دیگری دارد بررسی شود. اگر مشکل مطرح بود که باید جداگانه درمان شود و اگر مشکلی نبود یا خفیف بود باید چند جلسه هر سه به مشاور خانواده مراجعه کنید. در پایان می خواهم عرض کنم که ارتباط، جاده ای دو طرفه است، لذا باید بتوانید از همسرتان همچون دخترتان به مقدار کافی دفاع کنید و با برخورد منطقی و کارشناسانه مشکل پیش آمده را به یک مسئله قابل درمان تبدیل کنید.

نگرانید که عزیزان‌تون به کرونا مبتلا شوند؟

نگرانید که عزیزان‌تون به کرونا مبتلا شوند؟

تبیان/ اگر پدر و مادرمون سن‌شون کمی بالا رفته باشه یا اگر دچار بیماری‌هایی مثل دیابت پیشرفته، بیماری‌های تنفسی مزمن، ضعف سیستم ایمنی و … باشن این روزا احتمالا کمی نگرانیم.
وقتی به اوضاع این روزها و افرادی که براتون عزیز هستند فکر می‌کنید اولین حسی که سراغ‌تون میاد چیه؟
خیلی خوبه که ویروس جدید کرونا خیلی بابت بچه‌ها برامون ایجاد نگرانی نکرده.
اما بقیه افرادی که اطراف‌مون هستند چی؟
پدر و مادرامون؟
یا شاید یه دوست خیلی قدیمی که همین اواخر یه عمل خیلی سنگین داشته و حالا داره دوران نقاهتش رو طی می‌کنه؛
شاید یه دخترخاله نازنین که بعد از سال‌ها پیگیری و انجام هزینه‌های خیلی زیاد همین دو ماه قبل فهمیده که بالاخره باردار شده؛
همیشه نباید از نگرانی‌ها فرار کرد
همیشه نباید موضوعات آزاردهنده رو فراموش کرد
همیشه نباید صورت مسئله‌ها رو پاک کرد
یه وقتایی هم باید با همه چیز روبه‌رو شد
یه وقتایی هم باید از شرایط بد تحمیلی استفاده کنیم تا مهارت‌‎هامون بیشتر بشه 
تا قوی‌تر بشیم
باید یه بار نشست و خیلی راحت به همه چیز فکر کرد
شاید از همین فکر کردنا کلی چیز یاد بگیریم

پیش‌شرط‌های یک ازدواج موفق

پیش‌شرط‌های یک ازدواج موفق

مجله سلامت/ همیشه در بحث ازدواج این موضوع مهم مطرح می‌شود که زن و مرد قبل از ازدواج باید به چه نکاتی دقت کنند؟ ازدواج بحث پیچیده و دشواری است و موفقیت آن در گرو آگاهی و اطلاعات ریز و درشتی است که دانستن آنها نیازمند مهارت‌هایی است تا افراد بتوانند به درک درستی از همسر آینده خود دست پیدا کنند.
وقتی دو فرد قرار است با هم ازدواج کنند، تفاوت‌های زیادی بین آنها وجود دارد که به تک‌تک آنها باید توجه کرد. تیپ شخصیتی افراد، تفاوت‌های فرهنگی و اقتصادی، خانواده، سطح تحصیل، علایق و تفریحات و… طیف بسیار گسترده‌ای از تفاوت‌ها را تشکیل می‌دهند که اگر روی آنها تمرکز نشود، ممکن است دیری نپاید که ازدواج به‌هم بخورد .پیش نیازهایی که برای ازدواج باید در نظر گرفته شوند ، طیف گسترده ای را شامل می شود که مهم ترین انها از قرار زیر است:
1. ابعاد شخصیتی
ویژگی‌های شخصیتی افراد بسیار مهم است و دو فردی که قرار است با هم ازدواج کنند باید سعی کنند از نظر شخصیتی به هم نزدیک باشند. این مطلب را با چند مثال توضیح ‌می‌دهم:
• خسیس بودن یا نبودن: فرض کنیم فردی خسیس است و قرار است با فرد دست و دلباز یا معمولی ازدواج کند. این دو تفاوت مشکل‌ساز خواهد شد. زن و مرد باید از نظر نوع خرج کردن تا حدود زیادی شبیه هم باشد.
• درون‌گرایی و برون‌گرایی: تفاوت تیپ شخصیتی هم مهم است. یک فرد درون‌گرا ممکن است نتواند با یک فرد برون‌گرا کنار بیاید. فرد برون‌گرا علاقه زیادی به معاشرت با مردم و اطرافیان دارد و دوست دارد مهمانی برود و مهمانی بدهد، در حالی که یک فرد درون‌گرا خلوت‌گزین است و به کارهای انفرادی مثل کتاب خواندن علاقه دارد و از معاشرت زیاد لذت نمی‌برد.
• صداقت یا پنهانکاری: گاهی فردی دروغگوست و صادق نیست. علاقه به پنهانکاری دارد و رفتار عجیب و غریب از خود نشان می‌دهد، هر چند ممکن است موضوع واقعا مهمی وجود نداشته باشد. این کار قطعا باعث شک و شبهه برای همسر می‌شود و به اختلافات زیادی دامن می‌زند.
• لجباز بودن یا نبودن: گاهی فرد لجوج است و اصلا حاضر نیست در یک اختلاف کوتاه بیاید و برای به کرسی نشاندن حرف و عقیده خود تا انتها هم می‌رود، حتی حاضر است زندگی‌اش تباه شود ولی از حرف خود کوتاه نیاید. زندگی مشترک جای لجبازی نیست و به هر حال یک طرف باید کوتاه بیاید. چنین رفتاری برای دیگران قابل‌تحمل نیست و احتمال درگیری‌های شدید بین زن و شوهر وجود دارد. خودبینی و تکبر، خودخواهی و خودمحوری از ویژگی‌های شخصیتی مشکل‌ساز است که قبل از ازدواج حتما باید تشخیص داده شود.
2. مسایل فرهنگی
پذیرفتن مسایل فرهنگی خانواده بسیار مهم است. خانواده‌ای ممکن است سنت، عادات و عقاید خاصی داشته باشند که با افکار و آموزه‌های فرد مقابل سازگاری نداشته باشد. حتی عادات خانواده نیز ممکن است برای همسر قابل‌قبول نباشد، مثلا خانواده مرد عادت داشته باشند چند نوع غذا سر سفره باشد، در حالی که زن بیشتر تمایل دارد از بیرون غذا تهیه کند و به نوع غذای سفره و… زیاد اهمیت نمی‌دهد. در خانواده‌ای دکوراسیون و مبلمان و… باید شیک و زیبا باشد، ولی در خانواده دیگر به این مسائل توجه نمی‌کنند.
یکی دیگر از مواردی که باید در ازدواج در نظر گرفت مسائل مالی و اقتصادی است، هر چقدر دو خانواده از لحاظ مالی در یک سطح باشند ازدواج، ازدواج خوبی است. صلاح نیست دختر و پسر و خانواده هایشان از لحاظ مالی و ثروت تفاوت زیادی با هم داشته باشند، ازدواج دو طبقه متضاد اجتماعی همیشه مشکلاتی به همراه خواهد داشت.
3. سطح اقتصادی
یکی دیگر از مواردی که باید در ازدواج در نظر گرفت مسائل مالی و اقتصادی است، هر چقدر دو خانواده از لحاظ مالی در یک سطح باشند ازدواج، ازدواج خوبی است. صلاح نیست دختر و پسر و خانواده هایشان از لحاظ مالی و ثروت تفاوت زیادی با هم داشته باشند، ازدواج دو طبقه متضاد اجتماعی همیشه مشکلاتی به همراه خواهد داشت. شما نمی توانید با فردی زندگی کنید که از نظر اقتصادی در ردیف شما نیست، هرگز این کار را نکنید. برای مثال کسی که از نظر اقتصادی در یک طبقه بالای اجتماعی است در ناز و نعمت بزرگ شده، همه چیز برایش مهیا بوده، هیچوقت مشکلات و تنگنای مالی نداشته است، حالا با فردی از خانواده بسیار پایین از نظر اقتصادی ازدواج می کند که سبک زندگیش با این فرد متفاوت بوده است. فرهنگ خانوادگیش متفاوت، نیازهایش متفاوت. فرضاً قرار می شود این دو با یکدیگر به مهمانی بروند، شخص اول هر لباسی می پوشد خجالت می کشد، احساس می کند نازیباست ، مورد تأییدش نیست، در عوض همسرش زمانی که به خانه آنها می رود احساس کدخدایی می کند. خانه سطحش پایین است. این احساسات در وی ایجاد تعارض می کند. عصبانی می شوند، با هم دعوا می کنند، دعوا بر سر یک قضیه بسیار ساده زندگی است ولی ریشه اش در عدم همخوانی و تناسب طبقه اقتصادی است، اکثر دعواهای چنین زن و شوهرهایی بعد از میهمانی ها شروع می شود.
4.سطح تحصیلات
سطح تحصیلات طرفین و حتی خانواده‌ها مهم است. اگر اختلاف سطح تحصیلات بین زن و شوهر بسیار زیاد، مثلا یکی در حد سیکل و دیگری در حد دکترا باشد، قطعا مشکل‌ساز خواهد بود. تحصیل تاثیر زیادی در سطح اطلاعاتی، منش، بینش، رفتار و… می‌گذارد. البته به این نکته هم باید توجه داشت که اگر سطح تحصیلات خانم خیلی بیشتر از آقا باشد، مشکلات نمود بیشتری پیدا خواهد کرد. هر چقدر زن و شوهر هم‌ترازتر باشند، قدرت درک از یکدیگر بیشتر می‌شود. اختلاف سطح تحصیلی بین زن و مرد ممکن است حس خودکم‌بینی و حسادت را نیز برانگیخته کند و حتی درک نادرستی از مفاهیم پیدا کنند.هر چقدر زن و شوهر هم‌ترازتر باشند، قدرت درک از یکدیگر بیشتر می‌شود
5. علایق و تفریحات
قبل از ازدواج همه افراد حتما باید به علایق و تفریحات توجه کنند. فرض کنید یکی از علایق مهم فردی کتاب خواندن است، ولی طرف مقابل هیچ علاقه‌ای به کتاب ندارد و گاهی دیده می‌شود، فرد مقابل کتاب خواندن همسرش را چندش‌آور توصیف می‌کند و آن را مانع تعاملات و رفتن به مهمانی، تفریح و… می‌داند. تفنن‌ها باید شبیه هم باشد؛ یک نفر به طبیعت علاقه دارد، دیگری به موزه و رفتن به مناطق باستانی. اگر دو طرف نتوانند تعادلی در این موضوع ایجاد کنند، قطعا سفر دچار مشکل خواهد شد یاخانواده‌ای ناگهانی تصمیم به مسافرت می‌گیرند و خانواده‌ای با برنامه‌ریزی قبلی.
6.اعتقادات مذهبی و دینی
اعتقادات دینی و مذهبی دو فرد باید به هم نزدیک باشد. صرفا اینکه هر دو طرف نماز می‌خوانند یا خانم‌های هر دو خانواده چادری هستند، کافی نیست. بعضی از افراد ممکن است برخی ظواهر را رعایت کنند ولی متخلق به اخلاقیات دینی نباشند و بالعکس. خلاصه مطلب این است که نوع نگاه دینی و مذهبی زن و مرد و خانواده‌هایشان بهتر است که شبیه هم باشد.

مادرم با نگرانی‌هایش آرامشم را گرفته!

مادرم با نگرانی‌هایش آرامشم را گرفته!

خراسان/  مادرم زنی 69 ساله است. از وقتی یادم می‌آید همیشه در استرس و نگرانی به سر می‌برد؛ مثلا اگر من کمی دیرتر به خانه برسم یا اگر به اولین تماسی که می‌گیرد به هر دلیلی نتوانم پاسخ بدهم بلافاصله نگران می‌شود و پشت سر هم زنگ می‌زند. با این کارهایش آرامش همه ما را گرفته است. زمان استراحت در خانه خودم مدام از خواب می‌پرم و فکر می‌کنم حتما مادرم زنگ زده و من نشنیده‌ام و الان نگران است. کلافه شده ام. چه کار کنم؟
پاسخ
دوست عزیز، نگرانی مادران درباره سلامت فرزندان شان تا حدی طبیعی است، این نگرانی در سنین کودکی، زمانی که فرزندان توانایی مراقبت از خود را ندارند، سازگارانه است، اما در صورتی که ادامه یابد، شدت زیادی داشته باشد و به دنبال کردن مداوم فرزندان و نگرانی زیاد در اثر بی خبری از آن‌ها منجر شود به نوعی اختلال اضطرابی تبدیل می‌شود. بی خبری از فرزند با تصویرهای ذهنی و افکار مربوط به آسیب دیدن او و هیجان‌های بسیار آزاردهنده‌ای همراه می‌شود و در نهایت برای کاهش هیجان‌ها ، مادر با فرزند خود تماس می‌گیرد. این تماس‌های مکرر در کوتاه مدت استرس او را کم می‌کند اما در صورتی که فرزندش به خانه بازنگردد، دوباره تکرار می‌شود.
راهکارها
راهکارهایی که در این جا مطرح است:
* تلاش کنید مادرتان را قانع کنید تا برای درمان این «اختلال اضطرابی» به روان شناس مراجعه کند.
* نگرانی مادرتان را درک کنید، از دیدگاه او بی‌خبری مساوی با بدترین اتفاقاتی است که می‌تواند برای شما رخ بدهد.
* پس از هماهنگی با مادرتان، تماس تلفنی را به پیامک تبدیل کنید. در زمان مشخصی از روز به ایشان پیامک بزنید و پس از مدتی به تدریج فاصله زمانی این پیامک‌ها را افزایش دهید.
* با فرد سومی هماهنگ کنید و از مادرتان بخواهید زمانی که امکان جواب دادن به تلفن‌های او را ندارید با این فرد تماس بگیرد. کسی که مادرتان در اثر صحبت کردن با او آرام می‌شود، هر چند این راهکار در بلند مدت اثربخشی کمی دارد اما به تغییر الگوی رفتاری مادرتان کمک می‌کند و می‌تواند جایگزینی برای تماس‌های مکرر با شما باشد. در بلند مدت از طریق روش‌های جایگزین پایین می‌توانید تعداد و مدت تماس‌ها با فرد سوم را نیز کاهش دهید.
* صدای خودتان را روی گوشی تلفن همراه مادرتان ضبط کنید که توضیح می‌دهید: بیرون، با دوستان در حال خوش گذرانی، مهمانی یا هر جای دیگری هستید و این جا همه چیز امن است، حواستان به همه چیز هست و جای هیچ نگرانی نیست. به این ترتیب، زمانی که مادرتان نگران می‌شود می‌تواند به آن گوش بدهد.
* مانند روش بالا صدای فرد سومی که اطمینان بخشی ایجاد می‌کند را ضبط کنید تا زمانی که مادرتان نگران می‌شود، به جای تماس به آن گوش کند.
* ابتدا با هر یک از روش‌هایی که برای مادرتان کمترین میزان اضطراب را ایجاد می‌کند شروع و به تدریج روش‌های دیگر را هم امتحان کنید.

روش های ترک عادت های زشت و نادرست همسر 

روش های ترک عادت های زشت و نادرست همسر 

بیا نی نی/ وقتی دو نفر با هم ازدواج می کنند مسلما برخی رفتار و عادت هایشان برای همسرشان خوشایند نیست که باید سعی کنند آن ها را اصلاح کنند ، اگر می خواهید بدانید چطور می توانید به ترک عادات زشت همسرتان کمک کنید ، با ما همراه شوید. 
برخی عادت های اشتباه وجود دارد که میتواند برای همسرتان زشت و زننده باشد و حتی ادامه دادن به این عادت ها و ترک نکردن آن ها ، ممکن است منجر به نابودی ازدواجتان شود. 
زوجین در روزها و ماه  های اول ازدواج به دلیل هجوم هورمون ها به بدنشان توانایی تطبیق پذیری بالایی دارند بنابراین اگر عادت رفتاری خاصی در همسرتان مشاهده می کنید که برایتان زننده است و خوشایند نیست، به جای خجالت کشیدن با مهربانی از او بخواهید که آن ار تغییر دهد. مسلما تغییر عادت های زشت همسر در 6 ماه اول رابطه بسیار راحت تر است سال های بعدی است که دیگر تحمل رفتارش را ندارید. 
برخی عادت هاست که برای سلامتی خود فرد مضر است و از سویی به شدت شما را آزرده می کند مثلا سیگار کشیدن و ناخن جویدن که نیاز به همراهی قدم به قدم مانند یک دوست دارد. از آن جا که عادت ها یک شبه ایجاد نشده اند بنابراین نباید توقع داشته باشید یک شبه ترکشان کند. 

برخی عادات زشت همسر :
– جلوی مهمان ها دست در بینی یا گوشش می کند.
– وارد خانه که می شود به جای شستن جورابها به همراه دست و صورتش ، جوراب هایش را گوشه خانه پرت می کند. 
– لباس هایش را به جای آویزان کردن از چوب لباسی وسط اتاق پرت می کند.
– پاهایش را روی میز می گذارد.
– صبح ها تخت را مرتب نمی کند.
– در شامپو یا خمیر دندان را بعد از استفاده نمی بندد. 
شاید این عادت ها برای خود فرد طبیعی باشد و اصلا آن ها را ناپسند ندارد ولی برای طرف مقابل ناخوشایند بوده و تکرار آن منجر به خورد شدن اعصاب طرف مقابل و در نتیجه بالا گرفتن بحث و ایجاد دعوا شود. 

تکنیک های ترک عادات زشت همسر
آیا شما هم از عادت های ناپسند همسرتان شاکی هستید ؟ تا به حال چند بار به او تذکر داده اید ، توضیح داده اید ، طعنه زده اید ولی مشکلتان حل نشده؟ 
به خاطر عادت های زشت همسرتان چند بار جلوی جمع خجالت کشیده اید و در تنهایی به او تذکر داده اید یا در جمع به او یادآور شده اید ولی اثری نداشته است؟
بهتر است روش خودتان را تغییر دهید تا بتوانید به همسرتان کمک کنید عادت های زشت خودش را ترک کند و آرامش را به روح و روان شما و ازدواجتان باز گرداند. 
با خودتان منطقی فکر کنید 
در اولین قدم باید با خودتان کاملا منطقی و عادلانه فکر کنید آیا شما وسواس دارید یا عادت همسرتان واقعا ناخوشایند است. شما نسبت به تمیزی و نظم وسواس دارید یا همسرتان عادت غیربهداشتی دارد و شلخته است. 
برای رسیدن به نتیجه بهتر باید چند سوال از خودتان بپرسید :
• آیا تمیز نبودن و بی نظمی در جاهای دیگر هم شما را مضطرب می نماید؟
• آیا زمانی که عادت بد همسرتان را برای دیگران تعریف می کنید ، در باره ناخوشایند بودن رفتارش با شما موافقند یا می گویند زیادی به او گیر می دهی.
• اگر پاسخ این سوالات با تفکر اولیه شما مخالف است بنابراین به احتمال زیاد عادت همسرتان زیاد هم ناخوشایند نیست و شما نسبت به رفتار او دچار وسواس فکری شده اید. 


 

برای ترک عادات زشت همسرتان صبور باشید
اگر از عادت بد هسمرتان حرص میخورید و عصبانی می شود ابتدا خودتان را آرام کنید و بعدا برایش توضیح دهید عادت بدش چه تاثیری روی روحیه شما می گذارد و نتیجه رفتارش را و دلیل این که می خواهید آن را ترک کند، برایش توضیح دهید . 
تغییر یک طرفه امکان پذیر نیست، هر دوی شما باید به فکر ایجاد تطابق بین خودتان باشید . اگر به تازگی ازدواج کرده اید باید بدانید که 6 ماه تا یک سال اول زندگی ، همسر شما توانایی انعطاف پذیری بسیار بالایی دارد بنابراین سعی کنید زیادی با هم خودمانی نشوید و شلختگی و بی نظمی را وارد زندگی خودتان نکنید و یک سری رفتار و نظم و ترتیب را از همان ابتدا در خانه و نوع رفتارتان تعریف کنید تا برای هر دو شما تبدیل به عادت شود. 
شما دیگر مجرد نیستید و مسلما هر دوی شما رفتارهایی دارید که برای همسرتان ناخوشایند است و باید روی هماهنگ شدن با هم کار کنید و هر دو با آغوش باز به استقبال تغییراتی بروید که باید برای کنار هم ماندن در خودتان ایجاد کنید و با بازخورد نشان دادن به این عادت ها کم کم هر دو عادتهایی که برای همسرتان ناخوشایند است را کنار گذاشته و عادت هایی که برای او خوشایند است را تقویت کنید. 

با همسرتان همدلی کنید
یادتان باشد که فضای تربیتی همسر شما متفاوت بوده است و عادت هایش در طولانی مدت در بستر خانواده شکل گرفته است. شما ریشه عادت زشت همسرتان را پیدا کنید تا بتوایند با همدلی و همفکری با او ، رفتارش را تعدیل کنید. همسرتان برای اذیت کردن شما این کارها را انجام نمی دهد بلکه صرفا از روی عادت دارد رفتار اشتباهش را تکرار می کند. 
همه ما عادت های بدی داریم، به او نشان دهید که می دانید ترک عادت چقدر سخت است و انتظار معجزه یک شبه از او ندارید. طوری رفتار نکنید که مردانگی اش زیر سوال برود و احساس بچگی کند.
برای ترک عادات زشت همسر دلیل رفتارش را پیدا کنید
 
دلایل رفتارش را پیدا کنید
برخی عادت ها کاملا به صورت ناخودآگاه ایجاد می شوند و میتواند نتیجه استرس و خستگی باشد. باید علت عادت او را پیدا کنید تا بتوانید برای همیشه این عادت ناخوشایند را از بین ببرید. هنگامی که در حال انجام عادت بدش است او را زیر نظر بگیرید و ببیند چه حسی دارد تا بتوانیدعلت آن را پیدا کنید. 

نقش پدر و مادرش را ایفا نکنید
سخت گیری بیش از حد یا طعنه و کنایه زدن ممکن است در کوتاه مدت جواب بدهد ولی در بلند مدت باعث می شود که همسرتان از زیر بار نظم و تمیزی خانه شانه خالی کند. از سویی دیگر اگر تصحیح اشتباهات او را بر عهده بگیرید مثلا در خمیردندان را خودتان ببندید و هر روز تخت را مرتب کنید همسرتان با تبعات کارش روبرو نخواهد شد و به شلختگی ادامه خواهد داد. 

به همسرتان برچسب نزنید
سعی کنید به دلیل عادت های ناخوشایند همسرتان به او برچسب هایی از جمله : بی مسئولیت، بی توجه ، شلخته و تنبل ، نزنید . برچسب زدن باعث گارد گرفتن فرد می شود و سعی میکند تلافی کند و رابطه عاطفیتان را ضعیف می کند و منجر به بحث و دعوا می شود و شما در یک کل کل بی پایان گرفتار می شود. بهتر است احساس ناخوشایندی که از رفتارش به شما دست می  دهد را محترمانه به او بگویید. 

به او نشان دهید که این عادت برای خودش هم بد است
خیلی از افراد متوجه نیستند که عادت هایتشان می تواند چه تاثیر بدی روی شخصیتشان بگذارد و دید دیگران را نسبت به آن ها تغییر دهد یا از نظر سلامتی برای او مشکل ساز شود و این شمایید که باید عواقب رفتارش را به او نشان دهید. 
به او نشان دهید که کمترین نتیجه تغییر رفتارش حال خوب شما و در نتیجه حال خوب زندگیتان است. 

یک عادت خوب را جایگزین کنید
برخی عادت های قدمی از بین نمی روند و باید چیز دیگری را جایگزینشان کنید مثلا اگر همسرتان عادت به پرخوری دارد سعی کنید در قدم اول او را مجاب کنید به جای خرید  و نگهداری انواع اسنک و کیک و شیرینی ، یک ظرف میوه را روی میز بگذارد و هر موقع هوس خوردن داشت ، میوه بخورد یا اگر میخواهید ناخن نجود ، او را سرگرم انجام کاری دیگر کنید.