بیماری های ناشی از ازدواج فامیلی

بیماری های ناشی از ازدواج فامیلی

حامی هنر زندگی/ آیا از بیماری های ناشی از ازدواج فامیلی آگاهی دارید؟ ازدواج فامیلی طرفدارهای خود را در بسایری از خانواده‌ها دارد و در بسیاری از مواقع نیز بسیار موفق واقع می‌شوند. اما این نوع ازدواج مشکلات و بیماری‌های احتمالی را نیز به همراه دارد که افراد باید به طور کامل از آن آگاه باشند. امروزه جوانانی که قصد ازدواج فامیلی دارند به پشتوانه پیشرفت علم، آزمایش‌های فراوانی را برای آگاهی از میزان خطر ازدواج فامیلی انجام می‌دهند که نتیجه ی ازدواج نیز بسته به جواب آزمایش‌ها است. اگر آزمایشپ‌ها خطری را تشخیص ندهند پس برای ازدواج نیز مشکلی وجود نخواهد داشت. اگر قصد اطلاع از بیماری های ناشی از ازدواج فامیلی را دارید، تا انتهای مطلب با ما همراه باشید.

بیماری های ازدواج فامیلی | خطرات بالقوه
قبل از اقدام به ازدواج فامیلی خوب است که با انواع ازدواج آشنا شده باشید. ازدواج یکی از مهم ترین تصمیمات زندگی هر فرد است و نمی‌توان با قطعیت مشخص کرد که باید با فامیل صورت بگیرد یا غریبه. تصمیم در این رابطه به شرایط شما و خانواده‌تان بستگی دارد. اما ازدواج فامیلی یعنی ازدواج با فردی که با او اشتراک ژنتیکی دارید، اتفاقی که می‌تواند خطراتی را به همراه داشته باشد که قبل از ازدواج باید نسبت به آن‌ها آگاهی و شناخت داشته باشید.
در بین جامعه این طور جا افتاده است که خطر ازدواج فامیلی فقط در به دنیا آمدن کودک معلول است؛ درحالی که ازدواج فامیلی برای زوجین هم می‌تواند خطراتی را به همراه داشته باشد. اگر قصد ازدواج فامیلی دارید یا به این موضوع فکر می‌کنید و از آینده آن می‌ترسید، به شما می‌گوییم که اصلا نگران نباشید چرا که امروزه علم پزشکی می‌تواند خطرات ناشی از ازدواج‌های فامیلی را بررسی کرده و میزان خطر را برای شما مشخص کند. در ادامه به معرفی خطرات ممکن الوقوع ناشی از ازدواج‌های فامیلی می‌پردازیم:

1. بیماری های ناشی از ازدواج فامیلی :‌احتمال نقص ایمنی 
کودکان حاصل از ازدواج فامیلی ممکن است مبتلا به بیماری نقص ایمنی باشند. کودکان مبتلا به این بیماری در معرض بیماری‌های عفونی قرار دارند و این وضعیت ناشی از ایمنی پائین بدن آن‌ها نسبت به سایر کودکان است. هرگاه سیستم ایمنی بدن به شکل درست کار نکند امکان ابتلا به این وضعیت وجود دارد. افرادی که در چنین شرایطی قرار دارند باید سریعا فرزند خود را نزد متخصص برده و برای درمان آن اقدام کنند. امروزه نقص ایمنی با استفاده از قرص‌ها و ویتامین‌ها قابل درمان می‌باشد.

2. احتمال سقط جنین در ازدواج های فامیلی 
یکی دیگر از خطراتی که طرفین ازدواج فامیلی را تهدید می‌کند احتمال سقط جنین در این گونه ازدواج‌ها است. طبق تحقیقات صورت گرفته در این رابطه مشخص شده است که میزان سقط جنین ناخواسته و مرده زایی در ازدواج‌های فامیلی به مراتب بیشتر از ازدواج‌های غیر فامیلی است. به این ترتیب که از 484 ازدواج فامیلی 50 مورد سقط جنین ناخواسته داشته‌ایم در حالیکه از 120 ازدواج فامیلی 22 سقط جنین ناخواسته وجود داشته است. 

3. بیماری های ناشی از ازدواج فامیلی | معلولیت در کودکان 
خطر تولد کودک معلول حاصل از ازدواج فامیلی یکی از مهم‌ترین و بازدارنده ترین خطرات ناشی از ازدواج فامیلی است. در نتیجه‌ی ازدواج فامیلی امکان این که اختلالات ژنتیکی متعددی بین زوجین رخ بدهد، وجود دارد. همچنین این اختلالات در صورت وقوع، ذهن و جسم کودک را تحت تاثیر قرار می‌دهند. تحقیقات نشان داده که درصد قابل توجهی از مرگ و میر نوزادان به دلیل اختلالات ژنتیکی رخ می‌دهد. باید به این نکته توجه کرد که احتمال وقوع اختلالات ژنتیکی در دورترین ازدواج‌های فامیلی نیز وجود دارد.

4. احتمال ابتلای زوجین به بیماری شب کوری 
شب کوری یکی دیگر از بیماری های ناشی از ازدواج فامیلی است که در اثر کمبود ویتامین A در بدن روی می‌دهد. ازدواج فامیلی ممکن است منجر به ابتلاء زوجین به این بیماری در سنین بالا شود. این بیماری در طول زمان روی بینایی فرد مبتلا تاثیر گذاشته و در صورت عدم درمان می‌تواند منجر به کوری دائمی شود. از دیگر تبعات این بیماری می‌توان به خشک شدن چشم اشاره کرد. برای پیشگیری از ابتلا به این بیماری و سایر تبعات ناشی از ازدواج فامیلی باید مشاوره ژنتیکی به طور کامل و منظم انجام شود.

بیماری‌ های ناشی از ازدواج فامیلی و احتمالات
به یاد داشته باشید تمام احتمالاتی که در رابطه با ازدواج فامیلی گفته شد، اختصاص به این نوع ازدواج ندارد بلکه امکان وقوع تمام موارد فوق در ازدواج‌های غیر فامیلی نیز وجود دارد. اما آنچه مسلم است اینکه احتمال وقوع این تبعات در ازدواج‌های فامیلی به مراتب بیشتر از ازدواج‌های غیر فامیلی است. البته به لطف علم پزشکی امروزه تشخیص میزان خطر در ازدواج های فامیلی کاملا امکان پذیر شده است. پس به شما توصیه می‌کنیم قبل از اقدام به ازدواج فامیلی، مشاوره پیش از ازدواج لازم را حتما بگذرانید تا با آگاهی هرچه تمام‌تر این اقدام را انجام بدهید.

بیماری های ناشی از ازدواج فامیلی
ازدواج فامیلی علاوه بر مسائل ژنتیکی، مشکلات و حساسیت‌های خاص خود را نیز دارد که باید با کمک یک روانشناس آن‌ها را بر طرف سازید. امروزه بسیاری از افراد به دلیل کمبود وقت امکان مراجعه حضوری به مراکز مشاوره را ندارند و در نتیجه از چنین اقدام مهمی صرف نظر می‌کنند

شوق با من بودن را در شوهرم نمی بینم

شوق با من بودن را در شوهرم نمی بینم

مشاوره 24/ سوال: با عرض سلام. من ۲۶ و شوهرم ۳۴ سال داریم و سه ساله ازدواج کردیم. شوهرم یه مرد لجباز و مغرور هست. جوری که اگه من سلام کنم بهش اونم سلام میده ندم اونم نمیده. یکی بهش بخندم اونم یکی. حرف نزنم اونم. یکی دو بار تو بحث مون ناخودآگاه گریم گرفت چن باری گفته گریتو درمیارم. ازون موقع تصمیم گرفتم این کارو نکنم و غرورمو نشکنم. تنهایی نمیزاره برم بیرون. این رو هم بگم و خیلی به شدت به خانوادش تعصب و تذهیب داره از بس که دیگه ازشون بدم میاد برا اینکه بخاطر اونا تو روم وایمیسه طرفداری میکنه. اینم بگم مادرش هم مثل اینه واسه برادراش و هم خوناش. ازش دلم سرد شده چون حس میکنم دوسم نداره. به روم نمیارم. فقط خونواده و بچه هاشو میدونه. من چه رفتاری کنم با این آقا

شیما برمه ( روانشناس بالینی و مشاور خانواده)
با سلام به شما دوست عزیز توضیحاتتون رو‌خوندم و متوجه ناراحتی شما از شرایطی که در اون قرار دارین هستم ،فقط یه موردی وجود داره ایا اینکه همسرتون قبل از ازدواج هم لجباز بودن یا بعد از ازدواج رفتارشون تغییر کرد ؟ در ادامه باید بگم درسته که از همسرتون ناراحت هستین ولی بهتره به جای لجبازی کردن و یا دعوا و بحث و قهر و یا حتی سکوت کردن روش های دیگه رو استفاده کنید ، به طور مثال باید ببینید ایا اونقدر همسرتون و زندگی کنار ایشون رو دوست دارید که حاضر باشین برای بهبود شرایط زندگیتون تلاش کنید حتی اگر یه نفره این کارو لازم باشه انجام بدین ، با توجه به شرایطی که دارین بهتره در یک فرصت مناسب با همسرتون صحبت کنید و ناراحتی و‌ دلخوری هایی که از ایشون دارید رو‌ بهش بگین و البته قبلش بهشون بگید که چقدر خودش و زندگیتون رو‌ دوست دارین مثلا یه سری موارد هست که منو ناراحت میکنه و خواستم باهات در میون بگذارم تا با هم حلش کنیم، بلکه درگیری های فکری و ناراحتیم کمتر بشه، سعی کنید به این شکل موضوع رو‌ مطرح کنید و اجازه بدین همسرتون هم صحبت کنه و نظرات و یا ناراحتی هاش رو بیان کنه ، تا بتونید با هم به یک توافق و راه حل مشترک برسید ولی اگر همچنان احساس کردین نمیتونید مشکلاتتون را تنهایی حل کنید بهتره به اتفاق هم به یک زوج درمانگر برای بررسی دقیقتر مراجعه کنید. به امید روزهای بهتر برای شما

مهدی وفانوش ( مشاور و رواندرمانگر دانشگاه علامه طباطبایی )
  سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز با توجه به روحیات همسرتون که در هر کاری قصد مقابله به مثل رو دارند چه خوبه که شما عشق و احترام و محبت رو به ایشون نثار بکنید تا با مقابله به مثل ایشون شما هم عشق و محبت و احترام رو ببینید. فراموش نکنیم همه آدمها علاوه بر خصوصیات مثبت خصوصیات منفی رو هم دارند و هیچ کس نه به طور کامل خوب و هیچ کس هم به طور کامل بد نیست. بنابراین به ویژگیهای مثبت ایشون بیشتر توجه کنید حتما خوبیها و نکات مثبت بیشتری رو خواهید دید. چقدر خوبه که شما هم سعی می کنید عزت نفس خودتون رو حفظ کنید. رفتار با جرات و حفظ عزت نفس همیشه نتایج خوبی به بار آورده. خوشبخت و سرفراز باشید.

علت اینکه بعضی از دختران خواستگار ندارند چیست؟

علت اینکه بعضی از دختران خواستگار ندارند چیست؟

آکا ایران/ تقریباً بیشتر دختران و پسران تمایل زیادی به ازدواج دارند و بالطبع مجرد ماندشان هم دلایلی دارد که یکی از آن علت ها نداشتن خواستگار است. این سؤال همیشه مطرح است که: “چرا برخی دختران اصلاً خواستگار ندارند و برخی دیگر مدام در حال رد کردن خواستگارهایشان هستند؟”

امروزه دختران دم بخت زیادی را می بینیم که با وجود داشتن وضعیت نسبتا مطلوب برای ازدواج، خواستگار خوبی ندارند یا هیچ خواستگاری ندارند. دخترانی که شاید مدتها باشد تصمیم ازدواج دارند و حتی ظاهر زیبا و موفقیت های فردی زیادی را کسب نموده باشند، ولی در امر ازدواج و پیدا کردن شریک زندگی، ناموفق مانده اند. ولی مسلما دغدغه اصلی دختران مجردی که در این وضعیت قرار دارند این است که چرا خواستگار خوبی ندارند؟

علل خواستگار نداشتن دختر
متأسفانه در جامعه ما قانون نانوشته‌ای در میان مردم باب شده که خوبی دختر را می‌توان از تعداد خواستگارانش فهمید. یعنی هر دختری که تعداد خواستگارانش زیاد باشد معلوم می‌شود که دختر خوبی است و اصل و نسب دار است اما اگر دختری در زمان متعارف جامعه ازدواج نکند یا خواستگار زیادی نداشته باشد این‌طور تعبیر می‌شود که حتماً مشکلی دارد که کسی سراغش نمی‌رود! آن‌وقت است که دختران و خانواده‌هایشان روزبه‌روز ناامیدتر، نگران‌تر و دستپاچه‌تر می‌شوند و اعتمادبه‌نفس خود را درزمینه ی ازدواج از دست می‌دهند.
معمولاً افراد در مقابل این مشکل (نداشتن خواستگار) به دو نحو برخورد می‌کنند. برخی با آن کنار آمده و منتظر فراهم شدن شرایط خوب می‌شوند ولی  عده ای دیگر مدام در تلاش‌اند تا از طرق مختلفی چون برقراری آشنایی‌های نادرست، دعانویسی و… خود را از این مهلکه نجات دهند.
نداشتن خواستگار خوب و مناسب امکان دارد به دلیل مشکلات موجود در جامعه و یا مسائلی مربوط به خود دختر و خانواده او باشد.

عوامل مرتبط با جامعه
بالا رفتن سن ازدواج
در جامعه امروزی سن ازدواج هم دخترها و هم پسرها به علل گوناگون و متعددی بالا رفته است. دیگر مثل قدیم نیست که دخترها در سنین پائین ازدواج کنند و صاحب فزرند شوند. امروزه انقدر مشغله ها و مشکلات جوانان زیاد شده است اکثرا حاضر نیستند در سنین پائین وارد چالش های مربوط به زندگی مشترک بشوند.

رسم و رسوم اشتباه
در نظر گرفتن ترتیب فرزندان در ازدواج یکی از مشکلاتی است که ازدواج تعداد زیادی از جوانان را تحت الشعاع خویش قرار داده است. این که فرزند کوچکتر تا هنگامی که خواهر یا برادر بزرگترش ازدواج نکرده، اجازه ازدواج ندارد طرز فکر غلطی است که بعضی از خانواده ها هنوز به آن ایمان دارند. در این صورت بهتر است با خانواده خود صحبت کنید ، البته ایده خوبی است که این کار را از طریق خواهر و یا برادر بزرگ تر خود انجام دهید و آن ها با پدر و مادرتان صحبت کنند و قانعشان کنند که این رسم منطقی و درست نیست.

بالا رفتن هزینه های زندگی
متأسفانه عدم موفقیت جوانان به ویژه آقایان در پیدا کردن شغل مطلوب و بالا رفتن هزینه های ازدواج و زندگی مشترک سبب شده پسران کم تر به فکر ازدواج و تشکیل خانواده بیفتند.

عوامل مرتبط با خود دختر

آیا شما شخصی خجالتی هستید؟
چنانچه جواب مثبت است و شما دختری خجالتی هستید، طبیعی است که نسبت به دخترانی که خجالتی نیستند خواستگاران کمتری داشته باشید. کم نیستند دخترانی که با وجود شرایط فردی و خانوادگی بسیار خوب، به علت کم رویی و خجالتی بودن، با افراد دیگر تعاملی برقرا نمی کنند، کسی آنها را نمی شناسد و در نتیجه خواستگاران زیادی ندارند. بنابراین میتوانید در عین حال که متانت خود را حفظ می کنید، با افراد دیگر تعامل برقرار نموده و عقایدتان را با لحنی مطلوب بیان کنید.

آیا به ظاهر و لباس پوشیدن خویش توجهی ندارید؟
کسی که برای نخستین بار شما را می بیند شناختی از روحیات و شخصیت شما ندارد و نخستین چیزی که می بیند ظاهر شماست. آراستگی ظاهر شما نقش بسیار مهمی در جلب توجه سایرین دارد. این مورد را با آرایش غلیظ و لباس‌های زننده اشتباه نگیرید، یک خانم میتواند با پوشیدن لباسی مناسب، تمیز، زیبا و صورتی آراسته و مرتب، بسیار خوب و متین بنظر برسد. اگر تا به حال به ظاهر و یا لباسی که می پوشید اهمیت نمی دادید، پیشنهاد می کنیم از این به بعد توجه کنید.

آیا شما دختری غمگین و گوشه گیر هستید؟
خوب است بدانید که آدم های شاد خیلی زود افراد را بخود جذب می کنند و انرژی خوبی که دارند همه را به طرف آنها می کشاند. چنانچه شخصی غمگین هستید و به اصطلاح زانوی غم بغل گرفته اید، کیس های ازدواج خویش را از دست می دهید.
روحیه زن در شاد بودن فضای خانه بسیار مهم است و هنگامی که زن غمگین است همه خانواده ناراحت هستند؛ به این خاطر که کسی با دیدن دختری غمگین تشویق به انتخاب وی برای ازدواج نمی شود. شاد باشید و بخندید، به اتفاقات خوب فکر کنید و مثبت اندیش باشید. این تغییر رویه در مجذوب شدن اشخاص به شما هم بسیار مهم است.

آیا شما یک دختر متوقع و کمال گرا هستید؟
چنانچه شخصی متوقع و کمال گرا هستید و به دنبال پسری همه چیز تمام هستید، هرگز همچین فردی را پیدا نخواهید کرد. بعضی از دختران، پسری که می خواهند با او ازدواج کنند را یک مرد سوار بر اسب سفید خیال می کنند. ما به شما پیشنهاد می کنیم که قدری واقع بین باشید، آیا خودتان هیچ نقصی ندارد؟ هیچ کس بی عیب نیست، با توقع زیاد از شخصی که میخواهید با وی ازدواج کنید تنها و تنها مورد های ازدواج خود را کاهش می دهید.

آیا در خصوص خواستگاران خود سخت گیر هستید؟
شاید با خودتان بگویید نه من آدم سخت گیری نیستم و تنها معیار های معقولی دارم، ولی هنگامی که پای عمل فرا میرسد با وسواس خاصی هر مسئله را به صورت یک مشکل می بینید. چنانچه شما شخصی سختگیر هستید و در وجود هر کس به دنبال نقص و اشکال میگردید ، این سخت گیری سبب می شود که اشخاص کمتری به شما جذب شده و در نتیجه خواستگاران شما آن گونه که میخواهید نباشند.
آیا خودتان را دست کم می گیرید؟
بعضی از دختران عزت نفس پایینی داشته، مدام در حال دست کم گرفتن خودشان هستند، ولی می گویند به چه دلیل خواستگار ندارم؟ جواب واضح است؛ چنانچه شما هم جزء این گروه از افراد هستید، به خاطر داشته باشید که همیشه پیش از همه، باید خودتان را دوست بدارید و به خودتان اهمیت دهید.
تا وقتی که شما برای خودتان احترام قائل نشوید و خودتان را دوست نداشته باشید، بقیه هم به شما احترام نخواهند گذاشت. ارزش دادن به خودتان جذابیت فوق العاده ای برای شما به ارمغان می آورد. خودتان را دوست بدارید و برای توانایی های خویش ارزش قائل شوید.

آیا نداشتن ظرافت زنانه، علت خواستگار نداشتن شماست؟
داشتن ظرافت زنانه یکی از اصول نخست هر ارتباط و مخصوصا ازدواج است. آیا شخصیت شما بگونه ای است که همه می گویند مثل مرد رفتار می کنی؟ چنانچه جواب شما به این سؤال مثبت است، باید بگوییم که یکی از علل خواستگار نداشتن شما همین است. رفتار زنانه و ظرافت زن یکی از مهم ترین علل مجذوب شدن یک مرد به یک زن است. بنابراین مستقل باشید و کنترل امور را بدست بگیرید، ولی تا وقتی که به ارتباطات شما آسیبی نزند. زنانه رفتار نموده و جذابیت داشته باشید.
اگر خواستگار ندارم چه کنم؟
اگر دختری هستید که تعداد خواستگارانش کم است یا خواستگار مناسبی ندارد، نکات و راهکارهای زیر را در نظر بگیرید:
برای جذب خواستگار شما باید در جای مناسب و توسط افراد مناسب دیده شوید پس دایره افرادی که با آن ها معاشرت می کنید را وسیع تر کنید و در مهمانی ها و مجالس بزرگ شرکت کنید تا بیشتر دیده شوید. فعالیتتان در محیط هایی که احتمال می دهید منجر به آشنایی بیشتر شما با خواستگاران یا واسطه ها شود را افزایش دهید. اگر واسطه خوبی می شناسید با او در مورد اینکه قصد ازدواج دارید و معیارهایتان چیست، صحبت کنید.
بیش از حد خجالتی نباشید و با دیگران تماس چشمی برقرار کنید و لبخند بزنید تا جرات کنند با شما بیشتر آشنا شوند و شما و شخصیتتان را بشناسند.
زنانگی خود را حفظ کنید و در کنار قوی بودن و استقلال به افراد اجازه دهید خود را نشان دهند.
خودتان را دوست داشته باشید و با خودتان آشتی کنید تا جذاب و خواستنی شوید.
غمگین، ضعیف و افسرده نباشید و از زندگی لذت ببرید، شاداب باشید.
خوشرو بودن و گشاده رویی شما با دیگران می تواند تاثیر بسیار زیادی برای جذب خواستگار مناسب داشته باشد.
پسر مناسب برای ازدواج را بشناسید و تنها با مردی که قصد و آمادگی ازدواج دارد، وارد رابطه شوید و وقت خود را برای روابط سطحی هدر ندهید.
اگر سابقه اشتباه در گذشته را دارید، عملا نشان دهید تغییر کرده اید تا بتوانید وجهه منفی خود را در نظر دیگران اصلاح کنید. گاهی بهتر است محل زندگیتان را عوض کنید و به جایی بروید که که دیگران دید منفی نسبت به شما و خانواده تان نداشته باشند.
مهارت لازم برای برقراری رابطه عاطفی موفق را کسب کنید تا در صورت فراهم شدن شرایط بتوانید ازدواج موفقی را رقم بزنید.
زندگی و خوشبخیتان را به ازدواج و شروع دوران متاهلی موکول نکنید. از دوران مجردی نهایت استفاده را ببرید و مجردی خوبی داشته باشید.
در انتخاب همسر دقت کنید و به صرف اینکه نمی خواهید مجرد بمانید تن به ازدواج با فرد اشتباه ندهید.دیر ازدواج کردن، بهتر از ازدواج اشتباه است.
اختیار زندگیتان را در درست بگیرید و اگر به پسری علاقه دارید نظر او را برای آشنایی بیشتر جلب کنید.
از اطرافیان برای معرفی پسر خوب برای ازدواج کمک بگیرید.
سخن آخر:
اگر خواستگار ندارید و یا خواستگارتان کم است، این به معنی وجود مشکل و ایراد خاصی در شما نیست و کم بودن تعداد خواستگار به عوامل متعدد فرهنگی، خانوادگی و اجتماعی بستگی دارد.

شوهرم می خواهد مهریه‌ام را ببخشم!

شوهرم می خواهد مهریه‌ام را ببخشم!

خراسان/ یک سال پیش طلاق گرفتم و چند ماه بعدش با پسر مجردی آشنا شدم که خیلی به من ابراز علاقه می‌کرد. به همین دلیل، چهار ماه پیش با او ازدواج کردم. با کمک مادرم یک خانه رهن و مقداری وسایل تهیه کردیم. حالا این پسر به من می‌گوید که دوستم ندارد. مدام خواهش می‌کند مهریه 150 سکه‌ای ام را ببخشم تا از زندگی‌ام برود بیرون. نمی‌خواهم به زور پیش من بماند اما دوستش دارم و نمی‌خواهم دوباره شکست بخورم.
پاسخ
ازدواج پیوندی پایدار، عمیق، رسمی و مبتنی بر اختیار است. مشکلات زیادی ممکن است در مسیر با هم بودن یک زن و شوهر به وجود بیاید. متغیرها و عوامل گوناگونی ثبات ازدواج را تهدید می‌کند و ممکن است حیات یک رابطه را به خطر اندازد و با وجود عنصر انتخاب، به طلاق ‌انجامد. چهار مولفه می‌توانند موجب ناکارآمدی سیستم زناشویی شوند: ضعف مهارت‌های حل مسئله، وجود آسیب‌شناسی روانی، وجود مزاج‌های دشوار و ناهمخوانی شخصیتی که این عوامل  زمینه بی ثباتی را در زندگی مشترک ایجاد می‌کنند. مخاطب گرامی، هرچند در پیامک خود اشاره نکردید که آیا از ازدواج قبلی فرزندی هم داشته‌اید یا نه؟ تفاوت سنی شما با همسر جدیدتان چقدر هست؟ و … ، با این حال چند توصیه به شما داریم.
 شاید ازدواج مجددتان با هیجان‌زدگی همراه بوده است
از منظر روان‌شناسی فاصله زمانی بین دو زندگی بعد از طلاق، باید نزدیک یک سال باشد. اشاره کردید چند ماه بعد از طلاق‌تان، مجدد با پسری مجرد آشنا شدید و ازدواج کردید. بنابراین تا زمانی که شما پس از طلاق به بازسازی عاطفی و شناختی نرسیده اید، نباید اقدام به ازدواج مجدد می‌کردید زیرا شما با ورود به رابطه بعدی به دنبال جبران تمام کمبودها و ناکامی‌های رابطه قبلی‌تان بوده‌اید و احتمالا ازدواج جدیدتان با هیجان‌زدگی همراه بوده است. باید شما سهم خود را در به بن بست رسیدن رابطه قبلی می‌شناختید و خود را از لحاظ شخصیتی و شناختی بازسازی می‌کردید که این زمان بعد از جدایی قبلی باید حدود یک سال طول می‌کشیده است.
 علت سرخوردگی شوهرتان را جویا شوید
دلایل شوهرتان از بی‌میلی به ادامه زندگی‌مشترک را جویا شوید. شاید یکی از دلایل همسرتان تفاوت سنی زیاد باشد یا تفاوت‌های شخصیتی یا مزاجی مثل بی‌ثباتی هیجانی، حساسیت بیش از اندازه نسبت به انتقاد و ….
 عاشق بودن شوهرتان کافی نبوده
در پیامک‌تان گفته‌اید با پسر مجردی آشنا شدم که خیلی به من ابراز علاقه می‌کرده و کاش می دانستید که عاشق بودن لازمه خوشبخت شدن نیست. او ممکن است عاشق شما باشد اما این بدان معنا نیست که برای تشکیل خانواده آماده است. این مورد با ترس از تعهد فرق می‌کند چون خیلی از مواقع یک مرد از حل کردن مسائل فرار نمی‌کند، او فقط آمادگی‌های روانی، عاطفی، مالی و … برای وارد شدن به زندگی مشترک را نداشته است. این مسائل هم باید بررسی شود.
 برای طلاق عجله نکنید
شاید مسئله‌ای وجود دارد که باعث درگیری طولانی مدت بین شما شده است. بهتر است یک مرحله به عقب برگردید و ببینید آیا واقعا چیزی وجود دارد که باعث درگیری طولانی مدت شما دو نفر و بر هم زدن عشق‌تان شده باشد ؟ در صورت امکان به رفع آن بپردازید. همچنین شاید شما برای ازدواج‌تان هدف منطقی نداشته‌اید و همسرتان تحت تاثیر جو عاطفی و هیجانی ازدواج کرده است و حالا تحت تاثیر جو اجتماعی خواهان جدایی است. هرچه که هست، نباید برای طلاق عجله کرد و طبیعتا بخشیدن مهریه در این شرایط، نیاز به بررسی مسئله به صورت دقیق و با وسواس زیاد توسط یک زوج درمانگر متعهد و متخصص دارد.
نویسنده : حسین شرافتی | دانشجوی دکترای روان‌شناسی

در حضور زنم گریه کردم، خیلی بد شد؟

در حضور زنم گریه کردم، خیلی بد شد؟

خراسان/ مشکلی برایم پیش آمد و فشار زیادی به من وارد شد. ناگهان گریه‌ام گرفت در حالی که خانمم کنارم بود. احساس می‌کنم که خیلی بد شد و این اتفاق روی نگاه و برداشت او از من تاثیر بدی خواهد گذاشت. ممکن است راهنمایی کنید؟
پاسخ
جالب است که بدانید از دیدگاه روان‌شناسی سلامت، یکی از عواملی که باعث می‌شود مردان عمر کوتاه‌تری نسبت به زنان داشته‌ باشند، سرکوب کردن احساسات و ابراز نکردن هیجانات است. در فرهنگ ایرانی بر  برخی ویژگی‌ها در مردان بسیار تاکید و برخی رفتارها بسیار نهی شده است؛ مثلا این جمله را زیاد شنیده‌اید: «مرد که گریه نمی‌کند!» الگویی که از یک مرد در ذهن افراد ساخته ‌شده، فردی است بسیار سرسخت، مقاوم و قدرتمند که می‌تواند درد را تحمل کند و در مقابل ناراحتی‌ها و رنج‌ها خویشتن‌دار باشد. در این دیدگاه مرد خوب، مردی است که مانند کوه استوار و مانند فولاد سرسخت باشد. چنین مردی نباید در برابر مشکلات کمر خم کند و صفاتی مانند گریه‌کردن و درددل کردن، صفاتی زنانه است. این ویژگی‌ها بسیار جنبه فرهنگی دارد و ممکن است در نقاط مختلف کشور و اقوام مختلف متفاوت باشد؛ اما بحث ما در این جا به صورت کلی خواهد بود. درباره این که آیا گریه ‌کردن مرد جلوی همسرش درست است یا خیر، اشاره به چند نکته را ضروری می‌د‌انم.
 ابراز هیجانات باید کنترل شده باشد
بیان احساسات برای همه انسان‌ها اعم از زن و مرد، کودک و بزرگ سال خوب است. اگر موضوعی باعث خوشحالی ما می‌شود، نباید جلوی ابراز این هیجان را که همان  لبخندزدن یا خندیدن است، گرفت. درباره هیجان‌های منفی مانند غم، اندوه و عصبانیت هم چنین است. اگر فردی دچار ناراحتی شدید است باید به او فرصت داد با گریه هیجان منفی‌اش را تخلیه کند. درباره افرادی که احساس عصبانیت می‌کنند هم همین‌طور است و این عصبانیت باید بیان شود نه این که سرکوب شود. البته باید بسیار دقت کرد که ابراز خشم و عصبانیت به فراگیری تکنیک‌هایی نیاز دارد تا به دیگران و خود فرد آسیبی وارد نکند. نکته مهم هم درباره هیجانات منفی و هم درباره هیجانات مثبت این است که ابراز این هیجانات باید کنترل‌شده باشد. خندیدن بلند و کنترل‌نشده مانند گریه و شیون، خارج از کنترل است. اشک‌ریختن و احساس پشیمانی با فریاد زدن و یقه چاک دادن متفاوت است.
 حواس‌تان به اقتدار مردانه باشد
یکی از ویژگی‌های مهم که برای مردان در زندگی مشترک سفارش شده، داشتن اقتدار است. اقتدار نه به معنای مستبد و خود رای بودن بلکه به معنای قابل تکیه بودن است. مقتدر بودن یک ویژگی است که زن‌ها بسیار دوست دارند، همسرشان داشته‌باشد. عواملی که باعث از بین‌رفتن این اقتدار شود، به رابطه زناشویی و احساسات زن به مرد لطمه می‌زند. مردی که برای مشکلات کوچک بارها مقابل همسرش گریه کند، ممکن است اقتدارش را از دست بدهد و همسرش او را قابل اتکا نداند.
 گریه‌کردن‌تان نباید زیاد تکرار شود
لازم است که زن و مرد در کنار هم احساس امنیت کنند و حتی درباره بیان احساس‌شان هم با یکدیگر راحت باشند. این اتفاق می‌تواند صمیمیت را در رابطه افزایش دهد  اما بیان احساسات منفی مانند گریه‌کردن اگر زیاد تکرار شود، صمیمیت را به نفرت تبدیل خواهد کرد. افرادی که دچار مشکلات اساسی هستند و ممکن است تا مدت‌ها درگیر افسردگی باشند و به همین دلیل زیاد گریه کنند، شایسته است با روان‌شناس در ارتباط باشند تا مشکل‌شان به صورت حرفه‌ای حل شود.
نویسنده : دکتر رضا یعقوبی | روان‌شناس بالینی

چگونه بفهمیم کسی احساسات ما را به بازی گرفته است؟

چگونه بفهمیم کسی احساسات ما را به بازی گرفته است؟

حامی هنر زندگی/ اگر فردی با احساسات شما بازی کند به این معناسات که شما از نظر عاطفی در رابطه‌ای درگیر شده‌اید اما طرف مقابلتان احساساتی مشابه شما ندارد و دلبستگی خاصی به رابطه در فرد دیده نمی‌شود. در چنین موقعیتی خواسته‌های شما از رابطه با یکدیگر متفاوت خواهد بود و فرد مورد نظر شما با صداقت از خواسته‌ها و نیت‌های خود صحبت نخواهد کرد.
اگر شما در این شرایط قرار داشته باشید علائم و نشانه‌های بسیاری به شما کمک خواهند کرد تا به شناخت دقیق‌تر و عمیق‌تری از فرد مورد نظر خود برسید. دقت به این مسئله بسیار حائز اهمیت است که بدانید افرادی که از احساسات دیگران سوء استفاده می‌کنند معمولا بازیگران خوبی هستند و هنگامی که می‌بینند شما به احساسشان شک می‌کنید با روش‌های فریبنده‌ای شروع به قانع سازی شما می‌کنند. آگاهی از علائم زیر به شما کمک خواهد کرد تا بتوانید با چشمان بازتری به رابطه خود نگاه بیاندازید.

به رفتارهای متناقض او دقت کنید
معمولا افرادی که با احساسات دیگران بازی می‌کنند، در رابطه بیشتر به دنبال ارضای نیازها و خواسته‌های خود هستند و به نیازهای فرد مقابل اهمیت چندانی نمی‌دهند. به همین دلیل دائما رفتارهای متناقضی از خود نشان خواهند داد. شما با دقت در رفتارهای او خواهید فهمید که آیا شرایط این گونه هست یا خیر.
برای مثال به این دقت کنید که او چه زمانی با شما مهربان است. فردی که می‌خواهد احساسات شما را به بازی بگیرد معمولا تنها زمانی که احتمال رابطه جنسی را می‌دهد با شما مهربان خواهد شد و در غیر این صورت با شما چندان مهربان نخواهد بود. همچنین علاقه‌ای به گرفتن دست‌های شما نخواهد داشت و از سر مهربانی و عشق در چشمان شما زل نخواهد زد. در حقیقت او این رفتارها را هیچ گاه برای شاد کردن شما انجام نخواهد داد بلکه زمانی این گونه مهربان خواهد شد که بداند می‌تواند رابطه جنسی و فیزیکی با شما برقرار کند.

بازی با احساسات | ببینید که چقدر در ارتباط با شما صادق است
ممکن است که یک نفر به همان اندازه که شما او را دوست دارید شما را دوست نداشته باشد و آنقدرکه شما برای رابطه با او تلاش می‌کنید تلاش نکند. اما حتی اگر این رفتارها منجر به آسیب دیدن شما بشود به معنی این نیست که احساسات شما به بازی گرفته شده است چراکه ویژگی اصلی شخصی که از احساسات دیگران سوء استفاده می‌کند و آن‌ها را به بازی می‌گیرد این است که او در مورد احساسش و نیتش در رابطه صادق نیست و به چیزهایی تظاهر می‌کند که در حقیقت شما با خلاف آن‌ها رو‌به‌رو هستید.
این عدم صداقت نیز منجر به رفتارهای متناقض از جانب شخص می‌شود به این صورت که او گاهی خود را بسیار مشتاق نشان می‌دهد اما در زمان‌هایی که خواسته‌ها و نیازهایش برآورده نمی‌شود اهمیتی به نیازهای شما نمی‌دهد و تمایلی به رابطه ندارد.

توجه کنید که او معمولا چه زمان‌هایی حاضر است در کنار شما باشد
توجه به این مسئله کمک بسیار زیادی به شما خواهد کرد تا بتوانید تشخیص دهید که آیا فرد مورد نظرتان واقعا به این رابطه تمایل دارد یا شما را تنها برای خواسته‌ها و نیازهای خود می‌خواهد. به همین منظور توجه کنید که طرف مقابلتان چه زمان‌هایی بیشتر در دسترس است. فردی که قصد بازی با احساسات شما را دارد معمولا بیشتر زمانی با شما قرار می‌گذارد و می‌خواهد شما را ببیند که منفعتی درکار باشد. اما در سایر اوقات و زمان‌هایی که شما دچار مشکل هستید و یا به او احتیاج دارید، دائما بهانه‌هایی را برای عدم کمک به شما پیدا می‌کند.

بازی با احساسات | احساسات و رفتارهای خود را در طول زمان ارزیابی کنید
گاهی برای اینکه بتوانیم فرد مقابل خود را بهتر بشناسیم می‌توانیم به خودمان رجوع کنیم. در طول زمان به رفتارها و احساسات خود توجه کنید و ببینید که آیا در طول رابطه دائما نگران احساسات فرد مقابل خود هستید؟ آیا دائما نشانه‌هایی دریافت می‌کنید که شما را بی‌اعتماد می‌کند و شما هنوز نمی‌دانید که او شما را دوست دارد یا خیر؟ اگر شرایط اینگونه است احتمالا یک جای کار در رابطه شما می‌لنگد.
برای اینکه به درک درست‌تری برسید، به روابط گذشته خود نگاه کنید ببینید که آیا این احساسات در گذشته نیز با شما بوده‌اند یا خیر. بسیاری از اوقات احساساتی که در مورد دیگران داریم از سبک شخصیتی و تجربیات گذشته‌مان ناشی می‌شود.
اگر شما در گذشته با افرادی مواجه شده باشید که از احساسات شما سوء استفاده کرده و شما را به بازی گرفته باشند؛ بیشتر احتمال دارد که اکنون حساسیت زیادی روی این مسئله پیدا کرده باشید. در این صورت بهتر است که ابتدا به یک مشاور روانشناس مراجعه کنید تا بتوانید از تجربیات تلخ گذشته خود عبور کنید و نگذارید که گذشته آینده شما را نیز تحت تاثیر خود قرار دهد

خودروی شاسی‌بلند دارم اما عاشق دختری با وضع مالی بد شدم

خودروی شاسی‌بلند دارم اما عاشق دختری با وضع مالی بد شدم

خراسان/ 27 ساله‌ام، دانشجو و مغازه‌دار. وضع مالی خودم و خانواده ام متوسط به بالاست. یک واحد آپارتمان در جای خوب شهر دارم و یک خودروی شاسی‌بلند. نمی‌خواهم از خودم تعریف کنم، می‌خواهم شرایطم را برای‌تان توصیف کنم. در این وضعیت، عاشق دختری شدم که در مغازه همکارم کار می‌کند. بچه روستاست و اصلا وضع مالی‌شان خوب نیست. خصوصیات خوبی دارد اما فاصله طبقاتی‌مان زیاد است و اطرافیانم می‌گویند که فکرش را از سرت بیرون کن. چه کنم؟
در پیامک‌تان گفته‌اید که دختر مورد علاقه‌تان خصوصیات خوبی دارد. سوال این است که این شناخت‌تان چقدر دقیق است؟ فراموش نکنید برای متاهل شدن فقط دختر و پسر به تنهایی مطرح نیستند و در جامعه ما، ازدواج فقط یک قرارداد بین دو نفر نیست بلکه ازدواج خانواده‌ها هم است. عموما دیده شده است که در آشنایی‌های خارج از بستر خانواده، هرقدر هم که افراد به شناخت بالایی از خصوصیات هم رسیده باشند اما از زمان ورود خانواده‌ها به ماجرا، تفاوت‌های خانوادگی و فرهنگی نادیده گرفته می شود و زمینه بروز چالش‌های غیر قابل پیش‌بینی را فراهم می‌کند.
تفاوت‌های فرهنگی را هم جدی بگیرید
فرهنگ یعنی بایدها و نبایدهایی که تعیین می‌کند و به ما می‌گوید چه چیزی درست است و چه چیزی غلط؟ چه کاری باید انجام شود و چه کاری نباید انجام شود؟ بنابراین در فرهنگ‌های مختلف بایدها و نبایدها با هم فرق می‌کند. به عنوان مثال بایدها و نبایدها در فرهنگ روستایی بسیار متفاوت‌تر از فرهنگ شهری است. با ازدواج دو نفر از فرهنگ‌های متفاوت قرار نیست که کل فرهنگ خانوادگی آن‌ها، ناگهان تغییر کند و همسو با این دو نفر شود. این‌جاست که دختر و پسر باید از فرهنگ خانوادگی طرف مقابل آگاه شوند؛ آن را بپذیرند و در هر شرایطی به آداب و رسوم و فرهنگ یکدیگر احترام بگذارند.
تاثیر طبقه اقتصادی در نگاه به زندگی
افراد بر اساس طبقه اقتصادی-اجتماعی خود به یک نوع نگرش  دررفتار و بینش به زندگی می‌رسند. وقتی دو نفر که در این 2 حوزه با هم متفاوت هستند، ازدواج می‌کنند در بیشتر اوقات از نظر نوع نگاه به زندگی خیلی با هم فرق دارند و نگرش آن‌ها به زندگی خیلی متفاوت است. به همین دلیل دچار مشکلات بسیار می شوند. مثلا همین جمله شما که من خودروی شاسی بلند دارم و … ، نشان می دهد که این مسئله برای شما مهم است. با این حال و قبل از گرفتن تصمیم نهایی باید در این باره در جلسات متعدد خواستگاری، به شناخت خوبی از طرف مقابل‌تان برسید.
از خانواده کمک بگیرید
شما باید به شرایط خودتان و آن خانم، عمیق‌تر و منطقی‌تر نگاه کنید.  اگر با توجه به نکات مطرح شده به این جمع‌بندی رسیدید که این ازدواج باعث رشد شما می‌شود، قبل از خواستگاری از دختر این موضوع را با خانواده‌تان در میان بگذارید و با آن ها هم مشورت کنید.
نویسنده : فریبا البرز | کارشناس‌ارشد مشاوره

چرا و چگونه باید با پدر و مادر روراست بود؟

چرا و چگونه باید با پدر و مادر روراست بود؟

حامی هنر زندگی/ در اغلب موارد مشکلات نوجوانان زمانی شروع می‌شود که از راست گفتن به پدر و مادر امتناع می‌کنند. در جلسات مشاوره با نوجوانان شاهد بسیاری از تعارضات و اختلافات نوجوانان با والدین‌شان بوده‌ایم؛ این اختلافات عامل اصلی ناراحتی‌ها و رفتارهای نا به‌سامان آن‌ها شناخته شده است. همانطور که والدین نیازمند یادگیری مهارت‌هایی برای ارتباط موثر با نوجوان خود هستند، نوجوانان نیز باید آموزش‌هایی ببینند تا با والدین خود روراست باشند و با برقراری ارتباطی سالم با آن‌ها، مشکلات و فشار روانی کمتری را تجربه نمایند. اگر شما نیز در این زمینه دچار چالش‌هایی با خانواده خود هستید، بهتر است در ادامه مقاله با ما همراه باشید.

اهمیت صداقت و راستگویی با والدین
طبق تحقیقات رابطۀ مثبت و سازنده با والدین عامل محافظت کننده‌ای است که از افراد در برابر انواع آسیب‌های روحی، روانی و اجتماعی محافظت می‌کند. خدشه دار شدن تعاملات با خانواده در دوران نوجوانی و عدم تلاش از سوی طرفین برای بازسازی آن، به سادگی افراد را از حمایت‌های خانواده در آینده محروم می‌کند. 
از عوامل اصلی که به رابطه با والدین آسیب جدی وارد می‌کند عدم صداقت در رابطه است. معمولا پدر و مادرها به پنهان کاری و دروغ گویی فرزندان خود بسیار حساس هستند. تکرار این رفتارها از سوی نوجوانان معمولا منجر به خشم و واکنش‌های شدید والدین می‌شود که دوطرف را بیش از پیش از یکدیگر دور کرده و ترمیم آن در سال‌های بعدی به آسانی صورت نمی‌گیرد.

راست گفتن به پدر و مادر | چرا در نوجوانی از پدر و مادر دور می شویم؟
اگر در دوران نوجوانی خود به سر می‌برید به این مساله دقت داشته باشید که شما در این دوران، به دلیل اهمیتی که برای استقلال خود قائلید، کمتر به رابطه مناسب با والدین‌تان فکر می‌کنید. ممکن است حتی در مواردی رابطه با افراد دیگری مثل جمع دوستان برای شما اهمیت بیشتری داشته باشد. اما این نکته را درنظر داشته باشید که نیازهای شما در سنین مختلف تغییر می‌کند؛ در ادامه زندگی در سنین جوانی و میانسالی خانواده نقش پر رنگی‌تری برای شما خواهند داشت. ارتباط با آن‌ها در واقع پیوند دهنده شما با بخشی از هویت و گذشته خودتان است.


راه های راست گفتن به پدر و مادر
ممکن است بسیاری از نوجوانان در حقیقت تمایل زیادی به رابطه صادقانه با والدین داشته باشند، اما در اثر عواملی مانند ترس از واکنش‌های پدر و مادر یا نبود روابط صمیمانه از این امر خودداری کنند. در ادامه به ارائه راهکارهایی در این زمینه خواهیم پرداخت:

1. راست گفتن به پدر و مادر | زمان مناسبی را برای شروع گفت و گو انتخاب کنید
برای گفتن حقیقت به پدر و مادر، ابتدا باید یک زمان مناسب را انتخاب کنید. بهتر است زمانی باشد که پدر و مادرتان بیشترین میزان پذیرش را برای شنیدن حرف‌های شما دارند. توجه داشته باشید که افراد در زمان‌هایی مانند خستگی، عصبانیت، خلق پایین و ناراحتی آمادگی کمی برای پذیرش و مواجه با یک مشکل دارند.

2. بحث را در زمان مناسبی به اتمام برسانید
همان طور که زمان شروع حرف زدن بسیار اهمیت دارد، این نیز مهم است که شما چه زمانی گفت و گو را خاتمه دهید. نگذارید که بحث به درازا کشیده یا از کنترل خارج شود. با یک صحبت کوتاه، فرصت فکر کردن را به خود و والدینتان بدهید. این باعث می‌شود تا آن‌ها فرصتی برای فکر کردن داشته باشند. مهارت کنترل خشم، به شما کمک می‌کند تا از روی عصبانیت تصمیم نگیرید.

3. راست گفتن به پدر و مادر | صمیمیت را در همه ابعاد پرورش دهید
گفتن حقیقت و رفتار صادقانه، نوعی خودافشایی محسوب می‌شود. خود افشایی یا بازگو کردن مسائل خود برای دیگران یکی از مهم ترین فاکتورهای صمیمیت در رابطه است. برای آن که بتوانید خودافشایی بیشتری داشته باشید ضروری است که به ابعاد دیگر رابطۀ صمیمانۀ خود با والدین توجه کنید.
مسلما هرچه رابطه سردتر و فاصله بیشتری با والدین‌تان داشته باشید، روراستی و صداقت برایتان سخت تر خواهد شد. رفتارهایی نظیر انجام فعالیت‌های مشترک با والدین، اختصاص دادن زمانی برای گفت و گوهای دوستانه با آنان و انجام رفتارهای غیر کلامی محبت آمیز مثل در آغوش کشیدن آن‌ها در ایجاد صمیمت در خانواده تاثیر بسزایی خواهد داشت.

سخن آخر
به طور کل، داشتن صداقت و راست گفتن به پدر و مادر نیازمند ارتباطی سالم و اثربخش است. دروغ گویی و پنهان کاری در رابطه، اعتمادها را از بین می‌برد و به صمیمت رابطه لطمه وارد می‌کند. صداقت در خانواده لازمه تشکیل یک خانواده سالم است. اگر در طول زمان با وجود تلاش‌های شما، رابطه‌تان با والدین بهتر نشد و عوامل زیادی باعث می‌شوند که نتوانید درباره مسائل خود با کسی از درون خانواده صحبت کنید، بهتر است با مراجعه به یک متخصص خانواده، به دنبال راهی مناسب برای حل مشکلات تان باشید. 

تاثیر خدمات روانشناسی بر راست گفتن به پدر و مادر
با وجود تمام موارد گفته شده، ممکن است همچنان برقراری ارتباط با والدین و راستگویی به آن‌ها کمی برایتان سخت باشد. شاید نگران واکنش‌های آنان هستید و به همین دلیل از گفتن حقیقت خودداری می‌کنید. در این شرایط بهتر است از کمک یک روانشناس بهره‌مند شوید تا روش گفتن حقیقت به پدر و مادر را به شما آموزش دهد تا بهترین تاثیر را بر آنان بگذارید و رابطه موثری برقرار کنید.

رهایی و التیام یافتن احساس نفرت از والدین

رهایی و التیام یافتن احساس نفرت از والدین

حامی هنر زندگی/ احساس تنفر و خشم از پدر و مادر، همچون باتلاقی است که شما را به تدریج در کام خود فرو می‌برد چرا که بار منفی هیجانات و خاطراتی که مدام در ذهنتان مرور می‌کنید، آتش نفرت را کماکان شعله ور نگه می‌دارد. خشم از پدر و مادر بسیاری از ابعاد و اتفاقات مهم زندگی همچون نحوه برقراری روابط عاشقانه، ازدواج و زندگی مشترک، موقعیت‌های مهم زندگی مانند تربیت کودک و… را تحت تاثیر قرار می‌دهد. اگر می‌خواهید در مسیر درمان و التیام زخم‌های ناشی از بدرفتاری والدین حرکت کنید، باید این واقعیت را بپذیرید که اکنون شما مسئول زندگی خود هستید و می‌توانید در جهت شکوفایی استعدادها و رسیدن به هر آنچه آرزویش را داشتید، حرکت کنید. در این مقاله به بررسی روش‌های رهایی از احساس خشم از پدر و مادر می‌پردازیم. 

احساس تنفر و خشم از پدر و مادر
بسیاری از افراد، برای توجیه کردن عدم موفقیت‌های خود در زندگی یا اشتباهاتی که مرتکب شده‌اند، انگشت تقصیر را به سمت والدین‌شان می‌گیرند. اکنون سوال این است که تا کی می‌خواهید فرصت‌های رشد و شکوفایی خود را در حسرت گذشته از دست بدهید؟ معمولا اشتباهاتی که در تربیت فرزندان از والدین سر می‌زند، ناشی از ناآگاهی آن‌ها در مورد شیوه‌های صحیح تربیتی کودک است. در واقع آسیب‌هایی که از سوی آنان به شما وارد می‌شود، می‌تواند دنباله سیکل والدگری اشتباهی باشد که خود آن‌ها تجربه کرده‌اند. ولی شما با فرار از مسئولیت‌های زندگی و دنبال نکردن آرزوهای خود، آگاهانه به خودتان آسیب می‌رسانید. پس برای رسیدن به آینده ای که دوست دارید برنامه ریزی کرده و هیچ گاه تسلیم سختی‌های راه نشوید.

پیامد های خشم از پدر و مادر
خشم از پدر و مادر یا باقی ماندن در خاطرات تلخ و تاریک گذشته، جز ناراحتی هیچ دستاوردی نخواهد داشت و زمینه برای بروز افسردگی، وسواس، … فراهم می‌شود. اما این را بدانید که کنترل شرایط فعلی و آینده زندگی تا حد زیادی دست خودتان است. بخشش پدر و مادر، راهیست که آینده ای زیباتر را پیش رویتان قرار می‌دهد. فرآیند  بخشش به معنای فراموش کردن گذشته نیست بلکه لطفی است که به خودتان می‌کنید تا به آرامش و رضایت دست یابید. چرا که انرژی زیادی که روزانه صرف کینه ورزی، مرور خاطرات گذشته و ماندن در موضع قربانی می‌شود را می‌توانید در مسیر رشد، استقلال و قدرتمند شدن هدایت کنید.

تلاش در جهت بهبود روابط با پدر و مادر
اگر در شرایطی هستید که مجبورید با والدین خود زندگی کنید، در درجه اول باید برای بهبود فضای خانواده خود تلاش نمایید. موقعیت خود را تحلیل کرده و ببینید در چه شرایطی تنش و درگیری بین شما با والدین شدت پیدا می‌کند. کشف دلایل ناراحتی یا عصبانیت والدین کمک می‌کند تا از بروز درگیری پیش گیری کنید. با خواندن مقاله آموزش پدر و مادر شاید تا حدی بتوانید آن‌ها را در این مسیر یاری دهید.

1. شیوه های ارتباطی صحیح
دلایلی که باعث خشم از پدر و مادرتان می‌شود را مشخص کرده و در مورد مشکلات و نگرانی‌هایتان با آنان صحبت کنید. یکی از دلایل عمده آشفتگی در بستر خانواده، عدم توانایی در برقراری ارتباط مناسب اعضای خانواده با یگدیگر است. یادگیری شیوه‌های ارتباطی صحیح بسیار کمک کننده می‌باشد. 

2. همدلی و درک متقابل
دلیل بسیاری از نگرانی‌ها و تنش‌ها در هر رابطه‌ای، عدم درک متقابل طرفین از یکدیگر است. سعی کنید مسائل را از دریچه دید والدین خود بنگرید و تحلیل کنید، در این صورت درک متقابل و همدلی بیشتر می‌شود. پدر و مادر هم انسان‌هایی هستند با محدودیت‌های بی شمار و ممکن است در زندگی تصمیماتی اشتباه بگیرند، آسیب ببینند و متقابلا آسیب بزنند. پس انتظارات شما هم باید متناسب با محدودیت‌های آنان باشد تا خشم از پدر و مادر کاهش یابد.

3. مسئولیت پذیری و ایفای نقش
در محیط خانوادگی، هر یک از اعضای خانواده مسئولیت‌هایی بر عهده دارند و نقشی ایفا می‌کنند. مسلما زمانی که بار مشکلات روی دوش یک نفر باشد و هماهنگی و تعاون بین اعضا وجود نداشته باشد، احتمال تنش یا درگیری بیشتر می‌شود. 

4. تغییر در رفتار همزمان با ابراز علاقه و احترام
واقعیت این است که شما نمی‌توانید کسی را جز خودتان تغییر دهید. پس اگر خواهان تغییر در والدین خود هستید، در ابتدا باید تغییر را از خودتان شروع کنید. مسلما زمانی که پدر و مادرتان گمان کنند که آن‌ها را دوست ندارید، همیشه حالتی تدافعی در برخورد با شما خواهند داشت و در نتیجه این چرخه غلط، خشم از پدر و مادر ایجاد می‌شود. در مواقعی که آن‌ها عصبانی نیستند یا با هم صمیمی هستید، عشق خود را با دادن هدیه‌ای نشان دهید. به این صورت می‌توانید از بروز مشکلات خانوادگی نیز جلوگیری کنید. 

روان درمانی جهت التیام خشم از پدر و مادر
در صورت عدم انعطاف پذیری والدین چه باید کرد؟ تجربه والدین، از کودکی خود و تصوراتی که از جایگاه پدر یا مادر در ذهن آن‌ها نقش بسته است در شیوه والدگری نقش به سزایی دارد. فارغ از این مباحث گاهی مشکلات و آسیب‌های روانی در والدین به قدری بالاست که ممکن است هیچ روشی نتیجه بخش نباشد. در این صورت باید از خدمات مشاوره روانشناسی استفاده کنید چراکه ممکن است در آینده با مسائل بسیار مهمی همچون ازدواج و تربیت فرزند با مشکل مواجه شوید. 
در فرآیند خانواده درمانی، به دنبال بهبود کارکرد اعضای خانواده به عنوان یک واحد اجتماعی هستیم. درمانگر با بررسی علت خشم از پدر و مادر، مشکلات و روابط اعضای خانواده، تقسیم وظایف و نقش‌ها در جهت ایجاد ساختاری نظام‌مند با کارایی بیشتر تلاش می‌کند. 

سخن آخر
با همیشه شاکی بودن و خشم از پدر و مادر، شانس خوب زندگی کردن و پیشرفت را از خود می‌گیرید. مسئله مهم این است که آیا می‌خواهید راه والدین خود را طی کرده و در خشم و نفرتی که آرامش شما را سلب کرده باقی بمانید یا می‌خواهید این چرخه معیوب شکسته شود. با ابراز عشق به دیگران، به معجزه دوست داشتن و معنای وجودی زندگی دست یابید. به جای بهانه جویی، ماندن در انفعال و عدم مسئولیت پذیری از محدودیت‌ها و نقص‌های والدین خود به عنوان راهی برای استقلال بیشتر استفاده کنید. به دنبال آرزوهایتان بروید و دنیایی زیبا که شایسته شماست خلق کنید.

تاثیر خدمات روانشناسی در کاهش خشم از پدر و مادر
همانطور که گفته شد خشم از پدر و مادر می‌تواند به تمام ابعاد زندگی فرد آسیب وارد کرده و فرصت رشد و پیشرفت را از بین ببرد. به همین دلیل ضروری است که از کمک یک روانشناس متخصص بهر‌مند شوید. روانشناس به شما کمک می‌کند تا ریشه خشم و عصبانیت خود را نسبت به والدین پیدا کرده و با درمان آن، از این حس منفی و مخرب رهایی یابید. 

چطور پسرم را از ازدواج غلط منصرف کنم؟

چطور پسرم را از ازدواج غلط منصرف کنم؟

مشاوره 24/ سوال: سلام من سه تا پسر دارم  مشکل من پسر دوممه که ۲۱ساله هست دانشجو و هنوز سربازی هم نرفته حدود ۸ماهه که اصرار به ازدواج داره اونم با دختری که به گفته خودش ۸ساله با هم دوستن من از خانواده مذهبی هستم ولی این دختر اون طور که من عکساش رو تو اینستا و جاهای دیگه دیدم اهل حجاب نیست  کلا من و پدرش مخالف این ازدواج هستیم لطفا راهنماییم کنین چطور  با پسرم صحبت کنم تا از این ازدواج منصرف بشه.

مهدی وفانوش ( مشاور و رواندرمانگر دانشگاه علامه طباطبایی )
  با سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز به نظر میرسه که پسر شما آمادگیها و ملزومات اولیه ازدواج همچون استقلال مادی و عاطفی رو برخوردار نیستند و به تطابقهای فرهنگی بین دو خانواده نیز بی اعتنا هستند. این موارد باعث میشه که ریسک ازدواج بالا بره و احتمال موفقیت در این ازدواج کم باشه. اما با توجه به سن و سالی که دارند نمی توان اجبار به انجام دادن و یا ندادن کاری نمود. اما می تونید اعلام بکنید که در صورتی از این ازدواج حمایت خواهید کرد که حتما مشاوره ازدواج انجام بشه و بعد تصمیم به ازدواج بگیرید. خود این مشاوره خیلی حقایق رو برای پسرتون مشخص خواهد کرد و در تصمیم گیری درست به ایشان کمک خواهد کرد.
 
دلارام جمعیان ( روانشناس بالینی،دانشگاه علامه طباطبایی تهران)
با سلام خدمت شما دوست عزیز این مسئله‌ای که میفرمایید، مسئله بنیادین و ریشه‌ای هست اختلاف سنی بالا، در این سن، ناخوداگاه میتونه نشانه‌ای از جستجو برای کشف یه حامی، یه مراقب و… داشته باشه اما روش صحیح رسیدن به این موضوع، روش مخالفت و پند و اندرز نیست، بلکه شناساندن نیاز پسرتون به خودش هست که این انتخاب در خدمت کدام نیاز ناخودآگاه و نهفته‌ش قرار داره و بتونن به یه خودآگاهی برسن قطعا ایشون در سنی قرار دارند که حق خودشون میدونن انتخاب کردن سبک زندگیشون رو، بنابراین مخالفت باهاشون حتی میتونه واکنش شدیدتری رو به همراه بیاره و حتی از خودآگاهی‌شون هم دور بمانند بهتون پیشنهاد میکنم که در حد وجود یه گزینه‌ای باهاشون درمیون بگذارید که برای روشکن شدن این مسیر به روانشناس مراجعه کنن تا خودشون به سبک زندگیشون و نیازهای ناخوداگاهشون و سپس تصمیم گیری برسند موفق باشید